All language subtitles for Genius.S02E08.WEB-DL.AMZN.Sigma.Fa.utf8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه گذشت

تو يه نابغه‌اي مايا

بيا اينجا

تو بچه داري. زناني که دوستشون داري

بعضي چيزا از هنر مهم‌ترن

براي من نه

پابلو؟

تو بايد ماري‌ترس باشي

مادر بچش. زني که باهاش ازدواج ميکنه

شايد بايد يه سري به زنش بزني و از اين

توقعت مطلعش کني

پابلو پيکاسو، با هنري ماتيس آشنا شو

چهل سال گذشته و هنري ماتيس بزرگ

هنوز سعي داره کارش از من بهتر باشه

بعنوان هنرمند، ما نبايد چيزي کمتر از نابودي

ابدي نظم فعلي بخواهيم

اميدوارم خوشحالت کنه

.تو ازدواج خواهي کرد و خانواده خواهي داشت اما نه با من

به زودي به سمت خط مقدم ميرم

اميدوار بودم پرتره من رو بکشين

زني که دوستش دارم، داره ميميره

فکر کردي ميخوام پرتره کوفتي تو رو بکشم؟

شايد من بايد سرباز باشم

خب در اون صورت ژنرال خواهي بود

و اگه کشيش باشي، پاپ خواهي شد

من رويايي داشتم

مسيح پيشم ظاهر شد

ميخوام از پيکاسو دور بموني

!بس کن

خيلي دلم برات تنگ شده بود

من فقط تو رو ميخوام فرانسواز

بيا يه بچه بسازيم

تو کسي بودي که بچه ميخواست پابلو

اما من موافقت نکردم بيخيال کارم بشم

که بتونم نيازهاي تو رو برآورده کنم

irwarez.net ...بـزرگـترين و به‌روزتـرين آرشـيو فيلم، سريال، بـازي و

:ترجمه و زيرنويس امــيرمحـمد (Gunther)

نـابـغه: پيــکاـسو

موسيو پيکاسو، ژان ککتو هستم

يه بار ازتون خواستم پرتره من رو بکشين اما زمان بسيار بدي براي شما بود

...گوش کنيد، ميدونم که چقدر به نقاشي لوده‌ها علاقه داريد. پس فکر کردم

...خب

ککتو" ازم خواسته يه باله رو طراحي کنم"

صحنه، لباسا، همه چيش

چيز زيادي راجع به باله ميدوني؟

نه ولي دقيقاً براي همين جذبش شدم

."شانسي براي کار کردن تو محيط تازه "رسي و من تنها انجامش نميدم

ککتو نمايشنامه رو مي‌نويسه

اون محشره. "ساتي" آهنگ رو ميسازه

...گروه "دياقليو" ميرقصن

تو دوست نداري صحنه رو با کسي شريک شي پابلو

من سال‌ها با براک کار کردم. مگه نه؟

بينايي اون برگشته

باهاش آشتي کن

باهاش اثر هنري درست کن

براک نميخواد کاري به من داشته باشه

و اگرم ميخواست، من از کوبيسم خسته شدم

زيادي برام ساده‌ست

ديگه ازش لذتي نمي‌برم

پس بجاش ميخواي دامن کوتاه بدوزي و پرده نمايش رو رنگ کني؟

"خيلي بيشتر از اينه "رسي

...تصور کن

بجاي نقاشي زواياي مختلف يه سطح صاف

،ميتونم نقاشي‌اي درست کنم که واقعاً حرکت ميکنه

نفس ميکشه و مدام به يه نقاشي ديگه تبديل ميشه

هوشمندانه‌ست. اما براي اينکه يه نقاشي

بفروشه، فقط نياز به يه خريدار داره

براي اينکه يه باله موفق بشه، بايد عموم تحسينش کنن

شايد نفهمن که سعي داري چکار کني

هيچوقت نمي‌فهمن، اولش اينطوره

جنگ به زودي تموم ميشه پابلو

مردم دوباره شروع به خريد ميکنن

و اگه چند ماه وقت بذاري و نقاشي‌هات رو انبار کني

ميتوني پول خوبي دربياري

انبار کنم"؟"

...من تو کارخونه کار نميکنم

.البته که نه ...استعاره‌ست

و من نيازي به پول ندارم

من نياز به يه چالش جديد دارم

...،يک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت و يک [تئاتر کستانزي، رم - 1917]

هنوزم با شکل و حرکت مشکل دارم

اما وقتي با موسيقيش وقت بيشتري بگذرونم

...و مواد رو امتحان کنم و تمارين رو ببينم

از اين طرفه

...به نظر يه مردي ميرسه که

ساختمون پوشيده

دقيقاً

پيکاسو ميخواد ديوارهاي بين صحنه و لباس رو خراب کنه

بين جلوي صحنه و پشت صحنه رو

و يک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت

بين منطق و ديوانگي؟

خب، به نظر ميرسه که واقعاً بنيان رو مي‌لرزونه

الگا ککلوا

همونطور که تعريفتون شده، چشم خوبي داريد موسيو پيکاسو

اون خيلي زيباست

بله. اميد زيادي بهش دارم

خب، منتظرم ببينم روياي بعديتون چيه

...يک، دو، سه، چهار

...يک، دو، سه

پابلو، وقتت رو حروم نکن

چرا که نه؟

از طبقه اشرافي روسيه‌ست

حتماً دنبال دوک يا وايکانته

نه يه نقاش اسپانيايي بحث‌برانگيز. نه؟

...،و يک، دو، سه، چهار

خط‌هاي تو از رقاص اصلي خيلي بهتره

نذار اون اينو بشنوه

چرا که نه؟ واقعيته

کارگردان‌هايي که از رقاص‌ها انتقاد ميکنن، ممکنه کارشون به نقاشي

منظره رقص برهنه تو ناپل بيفته

من از رقص برهنه خوشم مياد

خب پس حتماً بايد برگردي و روي اين اثر انتزاعي کار بکني

از طراحي‌هام خوشت نمياد؟

نه، اصلاً

حالا اگه اجازه بدين من برم

مادمازل ککلوا، ميبينم که با طراح ما آشنا شدين

پابلو پيکاسوي بزرگ

به نظر ميرسه آقاي پيکاسو زيادي متواضع بودن که اينو بگن

بهتون اطمينان ميدم که پابلو پيکاسو هيچ تواضعي نداره

پابلو، با من بيا

به کمکت براي قانع کردن ساتي

براي اضافه کردن ماشين تحرير و هفت‌تير

به بخش ساز کوبه‌اي احتياج دارم

ساتي بايد منتظر بمونه

من به مادمازل ککلوا قول دادم تا هتلشون همراهيش کنم

امروز اندازه‌ام رو براي لباس‌ها گرفتن

به نظر ميرسه مي‌خواي مقوا تنم کني

از دامن کوتاه صورتي خسته نشدي؟

من هنر کلاسيک رو به جعبه‌هاي کوچيک ترجيح ميدم

پس با کوبيسم آشنايي

بله، با رقص نشاط‌آور هم آشنا هستم اما باله مي‌رقصم

ميخوام نقاشيت کنم

فکر کنم زناي پاريسي نميتونن جلوي اين پيشنهاد مقاومت کنن

معمولاً

بابت همراهي ممنون و شب بخير

نمي‌خواي کارم رو آسون کني، نه؟

نه آقاي پيکاسو. اينطور نيست

فکر کردم کاملاً من رو فراموش کردي [هتل کاليفرنيا، پاريس - 1949]

مزخرفه

من هيچ‌وقت نهارهامون رو از دست نميدم

بله

فکر کنم بايد ممنون باشم

هر هفته يه ساعت کل تمرکزت پيش منه

...الگا، خواهش ميکنم. بيا فقط لذت ببريم

چطوره؟

تو اون مجله‌ي "لايف" بيخود ديدمت

با اون زن

...متاسفم. متاسفم

وقتي مطبوعات اصرار دارن تمام داستان‌ها رو منتشر کنن کاري از دستم برنمياد

...اول اون دختر احمق بعدم اون عکاس ديوونه. حالا هم

ولم ميکني تو يه هتل چرک بپوسم

اين بهترين هتل پاريسه

وقتي که جلوي کل دنيا خودنمايي ميکني تا تو رو با معشوقه کوچولوت و

دوتاي بچه‌ي رذلش ببينن

منظورت بچه‌هاي منه

پسر ما چي؟

آخرين باري که ديديش کي بود؟

هر وقت بتونم پائلو رو ميبينم

...اون يه مرد بزرگه که نميخواد اين اطراف باشه

بله. براي خودش زن و بچه داره

ما هم خانوادتيم، پابلو

البته که هستين. البته

الگا، خواهش ميکنم گريه نکن. باشه؟

لطفاً گريه نکن

خواهش ميکنم گريه نکن

تو هنوز زن مني

تنها خانوم پيکاسو. هيچ‌چيز هرگز اينو تغيير نميده

اما هرگز اوضاع مثل قبل نميشه. مگه نه؟

!هرزه

کلاود، بيا بريم خونه

!از اون دور بمون

صدام رو مي‌شنوي؟

!اون شوهر منه نه تو

پابلو

الگا دوباره دنبالم کرد و سرم داد زد

بچه رو ترسوند

من متاسفم

ميدوني که حالش خوب نيست

نميفهمم چرا ميذاري اين زنا اطرافت بمونن

خب اونا بخشي از زندگيمن

نميتونم کاري بهشون نداشته باشم

...پس بجاش بينشون رفت و آمد ميکني

به هر کدومشون اون قدري ميدي که فکر کنن مهم‌ترينن

سعي ميکنم از هم جدا نگهشون دارم. کار رو آسون‌تر کنم

ميدوني؟ براي اينکه تشويشي پيش نياد

ميفهمي؟

هيچ چيز اين آسون نيست پابلو

هيچي

و حداقل الگا، به نظر ميرسه که خيلي مشوشه

و منم ديگه نميتونم تحملش کنم

نه با دوتا بچه

از شهر دور ميشيم

ميريم ساحل، به دور از الگا

چندتا رقاص ديگه از گروه جلوت نشستن؟

حقيقت رو ميخواي؟

قطعاً

ديگه هيچکس نميشينه که نقاشيش رو بکشم

چون فقط هنر انتراعي ميکشي

چون با حافظه‌ام کار ميکنم

،لحظه‌اي که پيچ گردنت رو ديدم، رنگ گونه‌ات رو

صورتت در ذهنم قلم خورد

پس چرا با پشت صاف اينجا يخ زدم؟

جور ديگه‌اي حاضر ميشدي با من وقت بگذروني؟

به نظر ميرسه چيزي بيشتر از مکعب‌هاي کوچيک بلدي

متاسفانه تعريف من رو با دعوت اشتباه گرفتي

اگه ميخواي برم، بگو

.نه موسيو نميتونم بذارم داخل بشين

چرا که نه؟

ما ازدواج نکرديم

تو زنش نيستي

تا اينجا دنبالمون کردي؟

اين ساحل ما بود

اوه نه

فکر ميکني نميفهمم و دوستي اينجا ندارم؟

!من تنها مادام پيکاسو هستم

!هي الگا

الگا، اينجا چکار ميکني؟

!من بيشتر از اون حق دارم

بيا، بيا، بيا

!هي، هي

فرانسواز، کجا ميري؟ کجا ميري؟

!کلاود، کلاود، کلاود

لطفاً برو الگا

لطفاً برو لطفاً

باشه؟

برو

آره

پاريس، 1917 "شب افتتاحيه "پاراد

اونا سربازن

دنبال خط سينه و پاي لخت بودن و ما بهشون مرد تو جعبه داديم

!برادران من

احترام به هنر ما، احترام به کشورمونه

خواهش ميکنم برادران

تا به حال انقدر تحقير نشده بودم

صداشون رو شنيدي؟

هنر براي تحريک ساخته شده

يعني کاري کرديم چيزي حس کنن

بله. بيزاري رو

وقتي ده سال پيش نقاشي "دوشيزگان آوينيون" رو کشيدم همه ازش متنفر بودن

حالا همه از سبک من تقليد ميکنن

بدن من کرباس نيست

ده سال دووم نمياره

و حالا گذاشتم من رو سگي کني که هنر تو رو نمايش بده

ميفهمم چرا خجالت ميکشه

اما يه روز ميفهمه که اون

عضوي از يک جنبش جديد بود

بله. اسمش رو چي گذاشتي گيلاوم؟

سورئاليسم [فراواقع‌کرايي]

!سورئاليسم چه کلمه‌ي محشري

ممنونم که جمعيت رو ساکت کردي

حداقل کاري بود که ميتونستم بکنم

نگران الگا نباش

حالشو سر جا مياريم

داريم يه مهموني ترتيب ميديم

"دياقليو ميزبان شام براي گروهه، با "مارکسا

الگا فکر ميکنه مهمه که بريم

خب البته

البته

تو نبايد مارکسا رو نااميد کني

پس شام هفته‌ ديگه

نميتونيم براي ديدن زني که قلبت رو دزديده صبر کنيم

الگا هم مشتاقه شما رو ببينه. اما گروه دوشنبه به سمت مادريد ميره

خب، پس ما سه تاييم

تو کاباره "لاپين آجيله" مثل قديما. نه؟

من باهاش ميرم

خب معلومه که دلت رو برده

اون مثل هيچ زني که ديدم نيست

اون پاک و زيباست

چالش‌برانگيزه

خالصه

خودش رو براي ازدواج نگه داشته

ميتوني تصورش کني؟

پس ميخواي باهاش؟

اگه قبولم کنه آره

ميخوام مادر بچه‌هام باشه

لعنت بهت پائلو. چه فکري با خودت کردي؟

اونجا ويسکي بود بابا

يکي چندتا زن آورد تو اتاق بعدش فهميدم که

پليس دم دره

محض رضاي خدا. تو 28 سالته

چطور ميتوني تو محيط عمومي مست باشي وقتي زن و بچت خونه‌ان؟

بين اين همه آدم تو ميخواي

درباره‌ي شوهر وفادار بودن برام سخنراني کني؟

بايد ميذاشتم تو زندان بپوسي

ميدوني چيه، بابا؟

کارو برات ساده ميکنم

...فقط منو فراموش کن

...مامانم همينطور

وايسا. همينجوريشم کردي

اون بهت نياز داره

ديگه چکار ميتونم بکنم؟

خرج زندگيش رو ميدم

پولت شايد نيازهاش رو برطرف کنه اما احساس نميکنه که کسي مراقبشه

من ميخوام کلاود و پالوما بقيه خانواده رو بشناسن

بله البته

...بيا يه مهموني بزرگ بگيريم. همشون رو دعوت کنيم

الگا رو هم همينطور

...نه، الگا نه، ولي

ماري‌ترس و مايا بايد بيان

جدي که نميگي

مايا هيچي راجع به تو و بچه نميدونه

ترجيح ميدي حقيقتو از يه مجله بفهمه؟

صاف بشين مايا

ببخشيد مامان

اشکالي نداره

مزخرفه

مايا، ميخواي خواهرت رو بگيري؟

...خواهر ناتني. و منم

!چه ايده‌ي محشري

دوتا دختر زيبام با همديگه

پالوما، اين ماياست

!خيلي کوچيکه

به اندازه پابليتو بزرگ نيست. مگه نه اميلين؟

نه. ولي پابليتو سه هفته کوچيک‌تره

پس پابليتو پسر برادر منه؟

...بله اون

پسر برادرت پائلوست

و کلاود هم برادر منه؟

برادرناتني

بله. از خانواده‌ي جديد پدرت

هموني که بعد اينکه جام رو گرفتي، جاي تو رو گرفت

حالا بچه رو پس بده مايا

اين رقص "پس دوبله" مورد علاقه‌ي منه

بيا، بيا

ماياي تو دوست داشتنيه

کارت تو بزرگ کردنش عالي بوده

و بچه‌هاي تو دوست‌داشتنين

اما هرگز جاي منو نميگيري فرانسواز

تلاشي هم نميکنم ماري‌ترس

اين براي بچه‌هاست

خيلي خوب بود که اومدين اينجا

چي شده؟

فکر کردم بهت خوش گذشت

با بچه‌ها بازي کردي. رقصيديم

بهم خوش گذشت بابا

...فقط

هميشه فکر کردم مارو براي کارت رها کردي

نه چون با يه خانواده‌ي ديگه زندگي ميکني

چرا بايد انقدر اوضاع رو سخت کني پابلو؟

اين بايد سال‌هاي آسون ما باشه [نيس - 1950]

اينو به فرانسواز بگو

زندگي من با نظم بود. همونطور که ميخواستم

اون به هرج و مرج تبديلش کرده

بايد از بچه‌ها و نوه‌هات لذت ببري

هرج و مرج رو به آغوش بکشي

با اين همه حواس‌پرتي چطور بايد کار کنم؟

شايد نبايد کاري مربوط به گذشته بکني

خدمتکارا عين لاشخور دورم

ميچرخن. انگار الان مردم

اما هنوزم کلي کار بايد انجام باشه هنري

...اين

آدم آمريکايي، جکسون پولاک [نقاش مشهور سبک اکسپرسيونيست انتزاعي]

دنياي هنر رو به آتيش کشيده

رنگ رو کرباس پخش شده

انتزاع به خاطر انتزاع

.من هم نميتونم اينو بفهمم .اما هيچکس در ابتدا رنگ‌هاي من رو درک نکرد

يا کوبيسم رو، يا کلاژ رو

شايد پولاک چيزي رو ميبينه که ما نمي‌بينيم و نميتونيم ببينيم

همم

خب هنوزم ما انقلاب هستيم

اون فقط داره دنبالش ميکنه

بله ولي احتمالاً "مونه" و "دگا" هم همين فکرو راجع به ما کردن. نه؟

هيچي نميتونه دستاورد ما رو از بين ببره پابلو

هيچي

اما بايد پاسدار جديد رو در آغوش بگيريم

نه اين که باهاش مسابقه بديم

شايد اين براي تو جواب بده. اما براي من نه

من هنوز نمردم

الان نه پابلو

بچه‌ها دارن براي نهار ميان

مفيد باش

مرغ تقريبا آماده‌ست

مرغ؟

من ميخوام باهات عشق‌بازي کنم و تو ميخواي من رو بفرستي دنبال مرغ؟

جهان هميشه طبق برنامه تو پيش نميره

همم

فقط حقيقت رو بهم بگو فرانسواز

تو دنبال بهونه ميگردي تا مردم پيشمون باشن که

تنها با من وقت نگذروني

به من علاقه نداري چون من پيرم

دارم سعي ميکنم اوضاع رو براي همه بهتر کنم

اما چطور اوضاع بهتره؟

فکر ميکني پائلو وقتي به ياد مياره که من فرستادمش مدرسه شبانه

ميخواد کابوي بازي من با کلاود رو ببينه؟

فکر ميکني مايا ميخواد ببينه من پالوما رو بغل ميکنم؟

مايا عاشق پالوماست

من به پاريس ميرم

نميتوني به پاريس بري

بله ميتونم

با اين همه حواس‌پرتي کار کردن سخته

من بايد به مردم چي بگم؟

اميلين ميگه پائلو کمتر مشروب ميخوره

فقط ميخواد تو رو راضي کنه

داره سعي ميکنه کار پيدا کنه

استخدامش کن که بهت کمک کنه فهرست کارام رو بنويسين. براي گذشته‌ام

...فکر کردم تصميم گرفتي

آره

ميدوني، ماتيس قانعم کرد که ايده‌ خوبيه که

ياد منتقدا بندازيم که هنرم هنوز مهمترين چيز جهانه

لازم نيست به کسي يادآوري بشه که تو چقدر

محشري پابلو. باور کن

حالا لطفاً براي ناهار بمون

!نه. تو اين گندو بالا آوردي. خودت درستش کن

بفرما. خدافظ

دياقليو داره باله‌ي روسيش رو به مادريد مياره [قصر سلطنتي مادريد - 1917]

اما "پاراد" رو اجرا نميکنن

تو پاريس بحران بزرگي ايجاد کرد

شايد. اما پابلو پيکاسو پسر اسپانياست

مردم خودش لياقت دارن کارش رو ببينن

وزير هنر رو احضار کن

بله اعليحضرت

يه باله‌ست، ويکتوريا

چقدر ميتونه توهين‌آميز باشه؟‌

هر کارگرداني خواستار يه نمايش فرمايشي براي پادشاهه

اگه ازش متنفر باشه، اسمم ميشه احمق

و کلاهبردار. تو کشور خودم

خب بيا اميدوار باشيم پادشاه از اسبا خوشش بياد

!پيکاسو

!پيکاسو

...پيکاسو

!نامزد کردين! چقدر عالي

و چقدر تو زيبايي

ممنونم مادام پيکاسو

مادام پيکاسو؟

مزخرفه. من مامانم

بايد به قوزکت استراحت بدي

الگا يه زخم قديمي رو اذيت کرد

خب الان مجبور نيستي نگران اون باشي

البته حمل بچه ميتونه مچت رو به درد بياره

فکر کن سال ديگه اين موقع من ممکنه مادربزرگ باشم

تا سال ديگه اين موقع، اميدوارم رقاص اصلي گروهم باشم

الگا اصلاً بچه ميخواد؟

البته. اما آماده نيست بيخيال رقص بشه

و چرا بايد صبر کني؟

چون من عاشقشم

وقتي ازدواج ميکني، چيزهايي قرباني ميشن. درسته

اما تو نبايد چيزي قرباني کني

تو لياقت زني رو داري که هميشه تو رو اولويت قرار ميده

الگا چنين کاري ميکنه؟

به افتخار آقا و خانوم پيکاسو

به سلامتي

به سلامتي. به سلامتي

خب تسليت عميق من به زنان پاريس که بدون شک

حالا که بزرگترين عضو گروهشان را از دست دادند، اشک‌هاي بسياري مي‌ريزند

خب روز طولاني‌اي بوده

و روز عجيبي

چي ميتونه از ازدواج پابلوي ما با يه زن شوک‌آورتر باشه؟

هر چقدر هم که زيبا باشه

مکس جوري گفت که انگار با هر زني تو پاريس عشق‌بازي کردي

مکس مست بود و ميخواست مردم بخندن

بهش توجه نکن

ميخوام بدونم

چند نفر بودن؟

چند نفر ديگه، دو جين، بيشتر؟

من خودم رو براي تو نگه داشتم

بله

و من تمام زندگيم رو منتظر تو بودم

من تو رو انتخاب کردم

اسمم رو بهت دادم

تو تنها خانوم پيکاسو هستي

موسيو پيکاسو خونه هستن؟

بايد بگم کي کارشون داره؟

ژنويو لاپورته

به ياد نميارمش

گويا يه بار براي روزنامه مدرسش با شما مصاحبه کرده

و شما دعوتش کردين دفعه بعدي که پاريس بودين بياد ببينتتون

پس يه دانش‌آموزه؟

ديگه نه

مجذوب‌کننده است

ميدوني کي نقاشيش کرده؟

اون نکشيده

من کشيدم. سال‌ها قبل

اصلاً نميدونستم انقدر بااستعدادي

کان‌وايلر ازم ميخواد کار جديدم رو نشونش بدم

و من ديگه وقتش رو ندارم

اون کيه؟

مادربزرگم

حقيقتاً حالش زياد خوب نيست

بايد برم ببينمش

چرا نميري؟

خوشحال ميشم تنهايي کار رو تموم کنم

...پائلو، ممنونم ولي

حداقل کاريه که ميتونم بکنم

.هيچ کدوممون ازت خوبي طلب نداشتيم اما حالا اينجاييم

متاسفانه کار من پدرت رو فراري داد

ربطي به تو نداره

اون هميشه هر کار بخواد ميکنه

پس تو کاري رو بکن که ميخواي

برو مادربزرگت رو ببين

اگه بياد خونه و من نباشم چي؟

هفته‌هاست نديدمش

راستش يه مقدار نگرانشم

اون عاشقته فرانسواز

ميدونم که هست اما فکر ميکني تو پاريس نگران توئه؟

بايد جواب بدي؟

هر چي که هست ميتونه منتظر بمونه

و چقدر ميخواي من رو منتظر بذاري؟

ببخشيد؟

اوه خدايا

وقتي گفتي برگردم، فکر کردم

...منظورت اينه که وقتي به اندازه کافي بزرگ شدم

خيلي متاسف و احمقم

به نظر ميرسه من کسيم که احمقم

تو خيلي جوان و زيبايي

فکر نمي‌کردم به يه پيرمرد علاقه داشته باشي

تو به نظر من پير نمي‌رسي

رسي، به "کوکو شنل" سلام کن [پاريس - 1918]

.کوکو، اين "پاول روزنبرگ"ـه فروشنده‌ي کارهام

خوشبختم مادمازل

همسر من طراحي‌هاي شما رو تحسين ميکنه

خب، موسيو روزنبرگ

به نظر ميرسه همسرتون کم‌خرج نيست. نه؟

درسته

...که بهم يادآوري ميکنه، پابلو

از وقتي مارگوت نقاشي الگا رو ديده، نرم نميشه

اصرار داره بهت پول بدم تا اون رو هم نقاشي کني

.بله، در سبک کلاسيک همونطور که الگا رو کشيدي

رسي، به خوبي ميدوني که من دستور نميگيرم

بهت 35 هزارتا ميدم

من نيازي به پولش ندارم

کاملاً مطمئني؟

همسرت الان ازم خواست براش لباسي طراحي کنم

پس 40 هزارتا؟

انجامش نميدم

پنجاه هزار تا. اما ديگه بيشتر نميشه. چطوره؟

!با پنجاه هزارتا فروخته شد

متاسفانه موسيو پيکاسو خونه نيستن

ميتونم بهش پيغامي بدم؟

بله بله لطفاً بهشون بگين مکس ژاکوب اومد که

در عياشي بهش ملحق بشه

ميشه فقط اينو بهش بدين لطفاً؟

موسيو ژاکوب

مدتيه شما رو نديديم

حقيقت اينه که من عنصر نامطلوبي

در بخش‌هاي خوب پاريس هستم

خب اينجا خونه‌ي خودتونه

ممنونم اما متاسفم که من قراردادي قبلي دارم

نامه‌ي من رو باز کردي؟

فرناند کيه؟

يکي که ميشناختمش

جوري نوشته که انگار باهاش زندگي کردي

مال خيلي وقت پيشه الگا

اون پول ميخواد. بهش پول ميدي؟

نه - پول ما رو؟ - !نه -

چند وقت با هم بودين؟

نه يا ده سال

و هيچوقت بهش اشاره نکردي؟

چون ديگه خودم رو درگيرش نميکنم

پس چرا بايد مکس اينو بياره؟

اون دلسوزه و داره سعي ميکنه به يه دوست قديمي کمک کنه

خب تو ازدواج کردي

و شهرتي داري که بايد مراقبش باشي

وقتشه که بين "دوستان قديمي" و زن جديدت انتخاب کني

!پابلو

اوه بيا تو

براي فرناند

...ممنونم

اين کمکش ميکنه. اون در پرتگاهي از بدبختيه متاسفانه

الگا ميگه تو مست اومدي در خونمون

ميگي خدا رو پيدا کردي و کاتوليک شدي

اما جوري رفتار ميکني انگار هيچ اخلاقي نداري

پابلو، من ضعيفم

اعتراف ميکنم. اما حداقل دوستانم رو رها نميکنم

من کسي رو رها نکردم

آخرين باري که اومدي منو ببيني کي بود؟ ها؟

يه بار هم منو به آپارتمان جديدت دعوت کردي؟

و آخرين بارين که با اپولينر حرف زدي کي بود؟

حتي ميدوني که اون مريض بوده؟

نه، نه. يه سري بهش ميزنم

خب شايد نبايد بزني

نميخوام کفشاي گرونت با

سنگ‌هاي کثيف مونت‌مارت فرسوده بشن

من براي موفقيتم عذرخواهي نميکنم مکس

يا اين که ديگه اينطور زندگي نميکنم

نه، نه، نه. تو روزهات رو با

مارکسا و زن خوش‌اندامت ميگذروني

تظاهر ميکني که يه اشراف‌زاده‌اي

الگا به قدري تميزت کرده که به سختي مي‌شناسمت

چهل سالته. محض رضاي خدا

وقتشه بزرگ شي

تا اون موقع شايد بهتره همديگه رو نبينيم

کسي صدمه ديده؟

همسرم مچش شکسته. بچه‌ها خدا رو شکر فقط چندتا خراش

حالشون خوب ميشه

و ماشين کاملاً نابود شده

متاسفم پابلو. ميدونم چقدر دوستش داشتي

بذار ببينم درست فهميدم

تو با ماشين من بدون اجازه من خانوادت رو بردي بيرون؟

فکر کردم اهميتي نميدي

گفتي امروز نميخواي جايي بري

درسته

خب فکر کنم اگه ديگه ماشين ندارم، راننده هم لازم ندارم

داري اخراجم ميکني؟

من بهت اعتماد داشتم مارسل

تو آخرين نفري هستي که فکر ميکردم گولم بزنه

حالا چطور بايد بهت اعتماد کنم؟

پابلو، اين يه اشتباه بود

بايد ازت اجازه ميگرفتم

...متاسفم. هزينه‌ي خسارت رو ميدم

حتي اگه بتوني پولش رو بدي هم نميتونم اعتمادم رو برگردوني

ميتوني؟

پابلو، من 25 سال برات کار کردم

به عنوان خانواده بهت نگاه ميکنم

من همينجوريشم کلي خانواده دارم

بايد بري و به خانواده خودت برسي

بهم اعتماد داشتي که از يه معشوقه پيش يکي ديگه ببرمت

من تمام رازهات رو نگه داشتم

لازم نبود اين کارو بکنم

داري تهديدم ميکني مارسل؟

تو همه رو از خودت دور ميکني پابلو

و در آخر تنها خواهي مرد

اون از جنگ زنده موند و حالا آنفولانزا ميکشتش

مرسي که دنبال من فرستادي

...من

ميذارم تنها باشي، باشه؟

پابلو

متاسفم که زودتر نيومدم

خب حالا اينجايي

...و خدا هنوز من رو خفه نکرده پس

هيچکس نميتونه تو رو خفه کنه گيلاوم

نگاش کن

خيلي بهت افتخار ميکنم

من بدون تو اين نمي‌شدم

بهم بگو حالا سر چه کاري هستي

پرتره‌هاي سنتي

باورت ميشه؟

ماموريتمون رو يادته پابلو؟

وقتي اون همه سال قبل با هم مشروب خورديم؟

"نابودي ابدي نظم اخلاقي"

هرگز نبايد اينو فراموش کني پابلو

.مهم نيست چندتا نقاشي بفروشي هنرت در خدمت هدف بزرگتريه

تو هرگز نبايد مطابق رسم و قانون باشي

هرگز نبايد مقابل وجود بورژوا تسليم بشي

هر چقدر هم که ساده باشه

هميشه بايد کار سخت رو بکني

مراسم زيبايي بود

مامان‌بزرگ عاشقش ميشد

ميشه برگردي به خونه؟

راهم به "والريس" طولانيه

پيکاسو کجاست؟

خيلي درگير کارهاي گذشتشه

و اين از ختم مادربزرگ مهم‌تره؟

اميل. لطفاً نکن

.خيلي متاسفم فرانسواز بابت همه چي

.شايد درست نبود اما جوري باهات رفتار کردم که انگار يه پسري

بهت ياد دادم سر سخت باشي و مبارزه کني

و از اين بابت ممنونم

فقط لطفاً بهم بگو که خوشحالي

ميدونم که سخت گرفتم اما جوري بزرگت کردم که مقابل مرداي سختگير بايستي

نه اين که باهاشون کنار بياي

بلند شيد و تشويق کنين آقايان و خانوم‌ها

!دياقليو دوباره پاراد رو زنده ميکنه

تمام پاريس صحبت خواهند کرد

او در دياقليو بهترين رقاص اصلي رو پيدا کرده

خب اميدوارم او قبلاً مصدوم نشده باشه و براي ازدواج گول نخورده باشه

تا وقتي که شانس تبديل شدن به يه هنرمند بزرگ رو داشته باشه

مطمئنم که وقتي بچه به دنيا بياد خيلي خوشحال‌تر خواهد بود

اون بي‌نقصه. چشماش، دهانش

اون تمام چيزيه که هميشه ميخواستم

اگه سرباز باشه، ژنرال خواهد بود

و اگه کشيش باشه، پاپ خواهد شد

درسته پائلو؟

ميخواي رانندت باشم؟ [پاريس، 1951]

يه مرسدس جديد خريدم

با خط‌هاي زيبا و موتور قدرتمند

...مطمئنم ماشين محشريه بابا ولي

ولي ولي ولي چي؟

تو کار ميخواي. من يه راننده‌ي جديد

ميتونيم با هم وقت بگذرونيم

ميتونيم براي آخر هفته به "آرله" بريم و گاوبازي ببينيم

مثل وقتي که بچه بودي

روزهاي خوبي بودن

!آره. پس تموم شد

هان؟

باشه

!ژنويو

بذار به پسرم پائلو معرفيت کنم

تو عاشقش ميشي

خط‌هاش از مرسدس هم بهتره و با ما مياد

ايناهاش

ژنويو، پسرم پائلو

پائلو، ژنويو

اين الان براتون اومد قربان

ممنونم

پابلوي عزيز، من بعد از کلماتي که ردوبدل شد از دستت عصباني بودم

اما بعد از اينکه دوباره و دوباره در ذهنم فکر کردم

فهميدم تو درست ميگفتي

وقتشه که من بزرگ بشم و به پيمانم به خدا پايبند باشم

تصميم گرفتم در صومعه سن‌بنو ساکن شوم

و اميدوارم نهايتاً آرامش و کمال را در آغوش

برادران مقدس پيدا کنم

و در حاليکه تو در آغوش خانواده‌ي جديدت قرار ميگيري، با خودخواهي اميدوارم

که زياد راحت نباشي

که مانند هميشه سر باز بزني

تا هنر حيرت‌آورت را نشان دهي و هرگز با چيزي کمتر از

تجلي کامل نبوغت راضي نشوي

دوست وفادارت، مکس

ميدوني اين آدماي وحشي کين پسرم؟

اونا برادران پدرتن

از اون دوستاني که اميدوارم يک روز در زندگيت پيدا کني

پابلو، چکار داري ميکني؟

نبايد قبل شستن دستات به بچه دست بزني

!فرانسواز، فرانسواز

سلام

من و پائلو ميخوايم به گاوبازي در آرله بريم

اينو بگير پسرم

اگه ميدونستم انقدر به هم نزديکين، منم باهاتون ميومدم

ميخواستم چند وقت با پائلو تنها باشم

چيه؟

تو کسي هستي که ميخواستي بيشتر بهش توجه کنم

اين همه وقت چکار ميکردي؟

کار ميکردم

آدم جديدي هست؟

کي پيرمردي مثل من رو ميخواد؟

پابلو. حداقل تو هميشه با من صادق بودي

حالا داري منو متهم به دروغگويي ميکني؟

بايد ترکت کنم

چي داري ميگي؟

تو آزاديت رو خواهي داشت

و من ميتونم دوباره نقاشي کنم

مسخره نباش

!هيچکس پيکاسو رو ترک نميکنه

مامان

بله عزيزم دارم ميام

irwarez.net ...بزرگـترين و به‌روزتـرين آرشـيو فيلم، سريـال، بـازي و

:ترجمه و زيرنويس امـيرمحـمد (Gunther)

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.