Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
1
00:00:12,704 --> 00:00:16,147
فيودور ميخاييلوويچ داستايِفسکي
2
00:00:16,712 --> 00:00:21,185
"بــــرادران کــــارامـــــازوف"
3
00:00:21,883 --> 00:00:27,498
:نويسنده و کارگردان
ايوان پيريف
4
00:00:28,376 --> 00:00:35,372
اين فيلم آخرين کار ايوان پيريف هست
مرگ ناگهاني او مانع از اتمام ساخت اين فيلم شد
5
00:00:35,474 --> 00:00:40,155
فيلم توسط ميخائيل يوليانوف و کيريل لاوروف
تکميل گرديد
6
00:00:40,402 --> 00:00:43,011
:با حضور
7
00:00:43,609 --> 00:00:47,091
ميخائيل يوليانوف
8
00:00:47,773 --> 00:00:51,287
ليونلا پيريِوا
9
00:00:51,992 --> 00:00:55,620
کيريل لاوروف
10
00:00:56,097 --> 00:00:59,584
آندري مياگکوف
11
00:01:00,828 --> 00:01:06,210
اسوتلانا کُرکُشکو
ولنتاين نيکولين
12
00:01:34,678 --> 00:01:38,000
:مدير فيلمبرداري
سرگي ورونسکي
13
00:01:43,247 --> 00:01:53,884
ترجمه و تهيه زيرنويس: امين اميرهدائي
eng.hodaie@gmail.com
14
00:02:26,751 --> 00:02:29,509
بخش سوم
15
00:02:43,183 --> 00:02:44,778
خواب بودم؟-
آره -
16
00:02:46,660 --> 00:02:49,488
آره زنگوله
17
00:02:51,279 --> 00:02:54,085
من خوابيدم و رويا ميديدم
18
00:02:56,196 --> 00:02:57,905
ديدم روي برف سوار سورتمه شدم
19
00:03:00,758 --> 00:03:02,064
با تو سوار بودم
20
00:03:03,840 --> 00:03:07,419
زنگوله ها صدا مي کردن. صدا مي کردن
21
00:03:13,166 --> 00:03:14,263
بيا اينجا لطفا
22
00:03:15,223 --> 00:03:15,905
اينجا
23
00:03:17,145 --> 00:03:18,142
لطفا
24
00:03:40,571 --> 00:03:43,947
چه اتفاقي افتاده آقايون؟
25
00:03:44,196 --> 00:03:49,745
ما بايد... خلاصه که، لازمه که
ما بايد فورا يه صحبتي باهم داشته باشيم
26
00:03:51,802 --> 00:03:52,943
اون پيرمرد
27
00:03:54,822 --> 00:03:56,941
اون پيرمرد و خونش
28
00:04:00,338 --> 00:04:01,210
فهميدم
29
00:04:01,554 --> 00:04:05,298
فهميدي؟
!قاتل لعنتي
30
00:04:05,501 --> 00:04:08,334
غير ممکنه، اين حقش نيست، ميخائيل ماکاروويچ-
اما اين مضحکه-
31
00:04:08,734 --> 00:04:12,217
اين ديوانگيه
تقاضا مي کنم خويشتندار باشيد، لطفا
32
00:04:15,649 --> 00:04:22,066
سروان اسبق کارامازوف، آقا
شما متهم به قتل هستيد
33
00:04:23,023 --> 00:04:25,893
قتل پدرتون، فيودور پاولوويچ کارامازوف
قتلي که همين امشب واقع شده
34
00:04:26,723 --> 00:04:28,922
تقصير من بود. لعنت به من، گناهکار کيه
35
00:04:29,122 --> 00:04:33,411
بخاطر من بود که اون کشته شد
!من! اين خطاي من بود
36
00:04:33,599 --> 00:04:37,511
تو! تو گناهکاري
توي سنگدل، توي آکله پتياره
37
00:04:37,741 --> 00:04:41,570
اين کاملا غيرقانونيه
ميخائيل ماکاروويچ، شما در کار پرونده اختلال ايجاد مي کنيد
38
00:04:42,025 --> 00:04:44,672
ما رو با هم قضاوت کنيد
هردومون رو باهم مجازات کنيد
39
00:04:45,112 --> 00:04:47,386
من با اون تا هرجا که باشه
ميرم. حتي تا مرگ
40
00:04:47,453 --> 00:04:50,650
!گروشا، زندگي من، پاک ترين من
41
00:04:51,210 --> 00:04:52,697
اين خون به گردن من نيست
42
00:04:53,251 --> 00:04:55,128
من مي خواستم بکشمش
مي خواستم. ولي نکشتمش
43
00:04:55,664 --> 00:04:58,978
خون پدرم به گردن من نيست
44
00:05:00,503 --> 00:05:04,901
خب پس تو ادعا مي کني که در مقابل
خون پدرت گناهکار نيستي؟
45
00:05:06,500 --> 00:05:11,277
من گناهکار نيستم
من در مقابل خون ديگه اي گناهکارم
46
00:05:11,937 --> 00:05:13,548
در مقابل خون گريگوري پير
47
00:05:14,969 --> 00:05:16,094
و بخاطرش سوگوارم
48
00:05:16,894 --> 00:05:19,093
تو نگران خدمتکارش هستي
بيخود نگران نباش. اون زنده است
49
00:05:19,292 --> 00:05:22,415
به رغم ضربات سنگيني که خورده، زنده است
50
00:05:23,191 --> 00:05:24,527
زنده است؟
51
00:05:25,964 --> 00:05:27,040
!زنده است
52
00:05:27,967 --> 00:05:34,280
!خب پس اون زنده است
خدايا، ممنونم بابت اين معجزه
53
00:05:34,685 --> 00:05:37,528
دعاي مرا اجابت کردي. من گناهکار
در جواب دعاي من
54
00:05:37,793 --> 00:05:41,657
...پس گريگوري-
...يک دقيقه آقايون. يک دقيقه فقط-
55
00:05:42,318 --> 00:05:43,745
ميرم بهش بگم
بمان -
56
00:05:44,419 --> 00:05:45,508
تو مطلقا اجازه نداري
57
00:05:46,482 --> 00:05:49,488
چه متاسف کننده، آقايون
...متاسفم من فقط ميخواستم بهش بگم
58
00:05:50,034 --> 00:05:52,273
که خون شسته شده و رفته
و ديگه نيست
59
00:05:53,273 --> 00:05:55,679
که من ديگه قاتل نيستم
60
00:05:57,579 --> 00:06:01,668
آقايون اون نامزد منه
ملکه روح و جان منه
61
00:06:02,467 --> 00:06:04,666
صداي ناله هاش رو مي شنويد
"با تو حتي تا به مرگ"
62
00:06:04,866 --> 00:06:09,865
و من چي مي تونم بهش بدم؟
!منِ عاجزِ دست و پا چلفتي. حيوون شرم آور،
63
00:06:10,331 --> 00:06:17,258
و اون خودش رو درست قبل از اينکه شما يباييد
!تسليم کرد. چطورميتونم ستايشش نکنم
64
00:06:18,132 --> 00:06:24,694
اما عذرميخوام. من رو ببخشيد آقايون
من الان تسلي پيدا کردم
65
00:06:25,707 --> 00:06:30,444
شما من رو به زندگي برگردونديد، نجاتم داديد
چطور مي تونم ازتون تشکر کنم. آقايون
66
00:06:31,146 --> 00:06:33,934
...پس شما -
يک دقيقه، لطفا، من رو ببخشيد -
67
00:06:35,588 --> 00:06:37,399
...يک دقيقه، لطفا
68
00:06:40,053 --> 00:06:44,562
همه اينها به شدت ناراحت کننده است. به شدت
69
00:06:45,972 --> 00:06:50,542
آدم که از چوب نيست.آقايون
بيا داخل -
70
00:06:50,994 --> 00:06:54,598
شما نيکلاي پارفِنوويچ، وکيل
بسيار زبده اي هستيد
71
00:06:55,356 --> 00:06:57,035
ولي من براي کمک در خدمت شما هستم
72
00:06:57,035 --> 00:07:01,133
و از من دلخور نشيد که اينطور
ساده شما رو خطاب قرار ميدم، آقايون
73
00:07:01,433 --> 00:07:05,019
متوجه هستم که سوءِ ظن وحشتناکي
متوجه من هست
74
00:07:05,793 --> 00:07:08,443
ولي فکر مي کنم که آقايون بتونيم
در يک دقيقه بهش پايان بديم
75
00:07:08,838 --> 00:07:15,115
از اونجايي که من ميدونم که بيگناهم
ما مطمئنا در يک دقيقه بهش پايان مي ديم. نمي تونيم؟
76
00:07:15,435 --> 00:07:19,580
پس در حال حاضر مي نويسيم که شما
اتهامات وارده رو کاملا انکار مي کنيد
77
00:07:20,216 --> 00:07:26,258
اما اين ايده وحشتناکيه
من بخاطر مشروب خوري و عياشي گناهکارم
78
00:07:26,612 --> 00:07:30,080
اما من بخاطر قتل پدر پيرم گناهکار نيستم
من اين رو ثابت خواهم کرد
79
00:07:30,390 --> 00:07:34,014
شما متقاعد خواهيد شد
شما به سوءِ ظن خود خواهيد خنديد
80
00:07:34,213 --> 00:07:37,611
شما با صداي بلند به سوءِ ظن
خود خواهيد خنديد
81
00:07:38,401 --> 00:07:40,184
به نظر مي رسه تو از
فيودور پاولوويچ فقيد، بدت مي اومد
82
00:07:40,445 --> 00:07:41,822
تو با او مخالف بودي
83
00:07:42,063 --> 00:07:46,488
نيم ساعت پيش تو اينجا گفتي که
ميخواستي بکشيش. ولي نکشتيش
84
00:07:47,374 --> 00:07:51,494
بله متاسفانه آقايون
متاسفانه من مي خواستم بکشمش
85
00:07:52,626 --> 00:07:55,571
من مي فهمم که در اين پرونده
شواهد وحشتناکي عليه من هست
86
00:07:56,306 --> 00:07:59,397
من به همه گفته ام که اون رو خواهم کشت
و ناگهان اون کشته مي شه
87
00:08:00,116 --> 00:08:05,699
کي اون رو کشته اگه من نکشتم؟
که من نبودم، کي بوده؟ کي؟
88
00:08:08,487 --> 00:08:13,168
بعد از همه اينها به من بگيد آقايون
اون کجا و چطوري کشته شده؟
89
00:08:14,202 --> 00:08:17,388
چطوري و با چي؟
ميخوام بدونم
90
00:08:18,563 --> 00:08:23,344
لعنت بهش
اون رو در اتاق مطالعه اش که به پشت افتاده بود پيداش کرديم -
91
00:08:23,385 --> 00:08:25,383
با ضربه به جمجمه اش
92
00:08:27,933 --> 00:08:30,066
وحشتناکه آقايون
93
00:08:32,223 --> 00:08:33,791
وحشتناک
94
00:08:41,231 --> 00:08:47,507
اُه خداي من، خداي من
مادر مقدس! عجب گناهي
95
00:08:47,508 --> 00:08:49,214
عجب گناهي
96
00:08:51,574 --> 00:08:55,166
بس کن ماکسيميچ
اعصاب من رو فرسوده (خُرد) کردي
97
00:08:55,887 --> 00:08:59,763
هي شيون مي کني و شيون مي کني
من از مسئولين امر مي ترسم، آگرافينا الکساندروفنا -
98
00:09:03,474 --> 00:09:07,559
خب، تو يک دسته هاون قاپيدي
و بعدش چه اتفاقي افتاد؟
99
00:09:07,759 --> 00:09:11,157
بعدش کشتمش
زدم به بالاي سرش
100
00:09:11,357 --> 00:09:13,355
جمجمه اش رو شکستم. اين چيزيه که شما فکر مي کنيد؟
و خودت چي فکر مي کني؟ -
101
00:09:13,555 --> 00:09:15,312
خب چيزي مثل اين فکر مي کنم
102
00:09:15,793 --> 00:09:20,162
آيا بخاطر اشک هاي کسي بود يا دعاهاي مادرم
که انگار فرشته اي من رو بوسيد
103
00:09:20,396 --> 00:09:23,150
من نمي دونم
ولي شيطان تسليم شد
104
00:09:23,749 --> 00:09:25,348
من از پنجره بيرون پريدم و
دويدم سمت حصار
105
00:09:26,588 --> 00:09:29,146
اينجا پدرم من رو بازشناخت و فرياد کشيد
و از پنجره به عقب برگشت
106
00:09:29,346 --> 00:09:31,468
من اين رو به خوبي بياد دارم
107
00:09:31,845 --> 00:09:33,663
من عرض باغ رو به سمت حصار دويدم
108
00:09:34,054 --> 00:09:37,349
و اونجا گريگوري من رو گرفتار کرد
با گرفتن پام
109
00:09:37,384 --> 00:09:39,540
و من بهش ضربه زدم
110
00:09:41,578 --> 00:09:46,805
شما داريد به من ميخنديد آقايون مگه نه؟
چرا اينطور فکر ميکني؟ -
111
00:09:46,991 --> 00:09:53,799
چون حتي يه کلمه از حرفهام رو باور نمي کنيد-
مي دوني اين چيه؟-
112
00:09:57,891 --> 00:10:06,130
اين بايد پاکت پدرم باشه که 3000روبل توش بود
...و يک دست نوشته، من رو ببخشيد
113
00:10:06,842 --> 00:10:13,508
بله ميبينيد؟ 3000 روبل. صحيح
بله مي بينيم. ولي اين خالي کف اتاق افتاده بود -
114
00:10:13,766 --> 00:10:15,519
خب پس تو مي دونستي جاش کجاست؟
115
00:10:15,719 --> 00:10:17,918
نه من هرگز نمي دونستم
116
00:10:19,231 --> 00:10:24,314
اولين باره که مي بينمش
من درمورد اين پاکت قبلا از اسمردياکف شنيدم
117
00:10:26,570 --> 00:10:31,809
فقط اون ميدونست که پيرمرد
... پاکت رو کجا قايم مي کنه و من
118
00:10:32,149 --> 00:10:34,708
!بسيار خب -
توناگهان اينهمه پول رو از کجا آوردي؟
119
00:10:35,507 --> 00:10:37,306
اون پول مال خودم بود -
چطور شد؟ -
120
00:10:38,662 --> 00:10:42,422
...ببخشيد ولي تو گفتي-
اون پول خودم بود-
اما ازکجا آورديش؟
121
00:10:42,603 --> 00:10:46,601
من از توي گردنم درش آوردم آقايون. اون اينجا بود
دور گردنم پيچيده توي يک پارچه
122
00:10:47,700 --> 00:10:52,697
و از کي اينها رو به زور گرفتي؟ -
منظورت اينه که دزديده باشم شون -
123
00:10:53,097 --> 00:10:57,635
بله در واقع من دزديده ام شون.ولي نه از پدرم
...از پدرم نه بلکه
124
00:11:00,559 --> 00:11:04,169
شما شايسته نيستيد که بدونيد
اين نيازي به گفتن نداره. ببخشيد
125
00:11:07,618 --> 00:11:11,086
اون رو از نامزد سابقم گرفتم
کاترينا ايوانا ورخووتسوا
126
00:11:12,698 --> 00:11:14,213
شما مي شناسيدش؟
بله دقيقا -
127
00:11:15,310 --> 00:11:18,682
يک ماه پيش اون 3000روبل به من داد
تا به مسکو بفرستم
128
00:11:19,985 --> 00:11:20,768
...و من
129
00:11:22,047 --> 00:11:26,877
اون زماني بود که من عاشق شده بودم
130
00:11:27,433 --> 00:11:30,526
عاشق کس ديگه اي. من پول رو برداشتم
و آوردمش اينجا به ماکرويه
131
00:11:30,682 --> 00:11:34,872
ونصف اون 3000 روبل پول رو هدر دادم
و نصف ديگه اش کجاست؟ -
132
00:11:35,072 --> 00:11:38,470
نصف ديگه اش رو نگه داشتم و
از گردنم آويختمش. جاي دعا و طلسم
133
00:11:39,789 --> 00:11:44,267
تقريبا جالبه
تقريبا معجزه گونه
134
00:11:46,195 --> 00:11:47,902
جالبه
135
00:11:51,167 --> 00:11:56,260
اين رو ثبت کن
و با اين 1500 روبل مي خواستي چکار کني؟
136
00:11:59,738 --> 00:12:06,454
...خب پدر مرحومم-
...اون به آگرافينا الکسانروفنا پيله مي کرد و من
137
00:12:06,654 --> 00:12:08,653
حسادت مي کردم
138
00:12:10,712 --> 00:12:13,447
و من هر روز منتظر بودم
چي مي شه اگه اون ناگهان به من بگه
139
00:12:15,229 --> 00:12:19,594
من تو رو دوست دارم من رو تا "
"آخر دنيا هم که شده بيا و بگير
140
00:12:21,477 --> 00:12:25,756
و من فقط دوتا سکه بيست کاپکي داشتم
چرا من بايد مي باختم
141
00:12:26,586 --> 00:12:29,041
خب من زرنگي کردم و نصف 3000 روبل
... رو شمردم و دوختم به پارچه و
142
00:12:29,440 --> 00:12:33,627
و بعدش اومدم اينجا و با اون نصف ديگه
پول، حسابي مست کردم
143
00:12:34,083 --> 00:12:37,936
آره کار پستي بود
به نظر من که منطقيه که تو همه پول رو هدر داده باشي-
144
00:12:38,603 --> 00:12:42,233
خدايا، چقدر شما من رو با نفهميدنتون به وحشت مي ندازيد
هر روز من خودم رو يک دزد خطاب مي کردم
145
00:12:43,859 --> 00:12:47,991
يک دزد! فقط ديروز
من اين گردنبند رو باز کردم
146
00:12:49,154 --> 00:12:52,534
تا آن لحظه نتونسته بودم. ولي اون رو که پاره کردم
تبديل به يک دزد نابکار شدم. تا آخر عمر
147
00:12:52,811 --> 00:12:55,425
چه چيزي تو رو واداشت ديروز به
عملي کردن اون تصميم بگيري؟
148
00:12:56,625 --> 00:13:00,622
چون تصميم گرفته بودم
به زندگيم خاتمه بدم
149
00:13:01,222 --> 00:13:06,349
اون عصبيه. اعصاب تو مريضه
دليل اين حرف ها اينه
150
00:13:06,785 --> 00:13:11,649
و چرا تو مثلا اين1500 روبل رو
...به خانم برنگردوندي
151
00:13:12,461 --> 00:13:17,412
و خودت توضيح ندادي و
بهش نگفتي که چقدر نياز داشتي
152
00:13:18,113 --> 00:13:22,669
آقايون مگه احساسات آدم
تا چه حد مي تونه تنزل کنه و خوار بشه
153
00:13:23,132 --> 00:13:29,656
رفتن پيش کاتيا و توضيح دادن خيانتم
و ازش پول خواستن با وجود خيانتم
154
00:13:30,062 --> 00:13:34,276
چقدر آدم بايد پست باشه
شما واقعا توي ذهن خودتون دادستان هستيد؟
155
00:13:34,831 --> 00:13:37,395
اون گردن آويز بزرگ بود؟ -
نه نبود -
156
00:13:37,548 --> 00:13:41,040
اندازه اش چقدر بود؟ -
يه اسکناس صد روبلي رو تا بزنيد. به اون اندازه
157
00:13:41,050 --> 00:13:42,997
کجا و کي اون رو از گردنت باز کردي؟
158
00:13:43,118 --> 00:13:45,935
وقتي مي رفتم به خونه ام تا تپانچه ها رو بردارم
من اون را پاره کردم و پول را برداشتم
159
00:13:46,141 --> 00:13:49,624
توي تاريکي؟ -
شمع نياز نبود -
بدون قيچي؟ -
160
00:13:49,873 --> 00:13:52,477
قيچي کدومه؟ پارچه کهنه بود
عرض چند ثانيه پاره اش کردم
161
00:13:52,672 --> 00:13:54,720
کجا پرتش کردي؟ -
چي رو؟ -
کهنه رو -
162
00:13:54,897 --> 00:14:00,138
همونجا انداختم -
دقيقا کجا؟ -
!توي ميدان. شيطان ميدونه کجا-
163
00:14:00,139 --> 00:14:04,127
و اون کهنه رو از کجا آورديش؟ -
يادم نمياد. فکر مي کنم از چيزي پاره کردم -
164
00:14:04,878 --> 00:14:10,800
اون کهنه از چي بود؟ کرباس يا کتان؟-
!شيطان مي دونه از چي بود -
165
00:14:11,322 --> 00:14:14,779
و سوزن از کجا گير آوردي؟ -
چي؟ -
سوزن -
166
00:14:24,826 --> 00:14:28,771
مي دونيد آقايون
بعضي وقتها خواب عجيبي مي بينم
167
00:14:29,770 --> 00:14:36,166
من اغلب اون رو مي بينم.انگار کسي تعقيبم مي کنه
کسي که ازش خيلي مي ترسم
168
00:14:37,166 --> 00:14:40,647
اون دنبالمه و تعقيبم مي کنه
و من از حس حقارت، خودم رو پنهان مي کنم
169
00:14:41,170 --> 00:14:46,649
و چيز مهمتر اينه که
اون کاملا مي دونه من کجا قايم شدم
170
00:14:47,358 --> 00:14:51,143
ولي وانمود مي کنه که نمي دونه
171
00:14:51,835 --> 00:14:54,109
جاييکه من در حال زجر کشيدن هستم
172
00:14:55,103 --> 00:14:57,128
اون از ترس من لذت مي بره
173
00:14:58,268 --> 00:15:02,690
کاري که شما الان داريد مي کنيد
شبيه اون خوابه
174
00:15:03,686 --> 00:15:07,417
ولي اين خواب نيست
بلکه زندگي واقعيه آقايون
175
00:15:09,537 --> 00:15:11,829
من گرگم و شما شکارچي
176
00:15:13,291 --> 00:15:16,360
خب گرگ رو شکار کنيد
177
00:15:18,920 --> 00:15:22,401
ازتو مي خوام هرچي که همراهت هست
رو روي ميز بگذاري. مخصوصا پول
178
00:15:24,276 --> 00:15:30,626
اينها پول هاي منه-
من بايد آزمايش هاي بيشتري روي لباس هات ترتيب بدم -
179
00:15:31,534 --> 00:15:32,862
تو بايد لباس هات رو دربياري
180
00:15:33,160 --> 00:15:36,718
چطور دربيارم؟
لعنت به اينطور آزمايش ها
181
00:15:36,931 --> 00:15:38,641
اين غير ممکنه
تو بايد لباس هات رو دربياري
182
00:15:41,748 --> 00:15:42,686
هر طور ميلِ تونه
183
00:15:45,115 --> 00:15:48,264
ولي شايد بهتر باشه اينجا نه
بهتر نيست پشت پرده باشه؟
184
00:15:48,480 --> 00:15:50,426
البته پشت پرده لطفا
185
00:16:03,115 --> 00:16:05,385
ببخشيد
186
00:16:09,146 --> 00:16:10,134
خون
187
00:16:10,511 --> 00:16:12,091
بله خون
188
00:16:13,111 --> 00:16:14,600
خوبه
189
00:16:17,526 --> 00:16:19,944
آقايون...آقايون
190
00:16:21,269 --> 00:16:22,986
مي بينم که من رو بکلي از بين برديد
191
00:16:24,091 --> 00:16:26,901
(اما چه خبر از اون(زن
التماس مي کنم بهم بگيد با اون چکار خواهيد کرد؟
192
00:16:52,087 --> 00:16:56,084
مي تونم خداحافظي کنم؟
حتما ولي فقط در ديدرس من
193
00:17:06,278 --> 00:17:08,553
خدانگهدار. آگرافينا الکساندروفنا
194
00:17:10,182 --> 00:17:14,993
به خدا ايمان داشته باش
و به خدا که من گناهکار نيستم. خون پدرم گردن من نيست
195
00:17:15,922 --> 00:17:18,412
من تو رو باور دارم عزيزم باور دارم
196
00:17:20,129 --> 00:17:25,821
به ياد داشته باش ميتيا. من مال توام
و مال تو خواهم بود
197
00:17:27,144 --> 00:17:28,929
اونها تو رو هرکجا بفرستن؟
198
00:17:29,741 --> 00:17:31,552
من تا ابد با تو خواهم بود
199
00:17:33,662 --> 00:17:36,860
من رو بخاطر عشقم ببخش
200
00:17:38,699 --> 00:17:43,257
من رو بخاطر اينکه تو رو با عشقم
نابود کردم ببخش
201
00:18:12,040 --> 00:18:13,639
من کجا بايد بنشينم رئيس؟
202
00:18:13,839 --> 00:18:16,437
روي گاري. کجا مي خواستي بشيني
203
00:18:18,436 --> 00:18:20,035
همراهش بريد
204
00:19:29,594 --> 00:19:33,192
زندان استان
205
00:19:33,992 --> 00:19:35,276
بچه ها اينه هاش اومد
206
00:20:14,968 --> 00:20:20,365
برادر فردا روز وحشتناک و بزرگي براي تو هست
207
00:20:21,164 --> 00:20:25,510
در مورد چي داري حرف مي زني؟ محاکمه؟ -
بله محاکمه -
208
00:20:26,561 --> 00:20:29,759
با وکيل صحبت کردي؟
بله صحبت کردم -
209
00:20:30,159 --> 00:20:34,110
ولي ناجنس حتي يک کلمه از حرف هام رو باور نکرد
210
00:20:35,156 --> 00:20:38,154
ازش پرسيدم اگه حرفم رو باور نمي کني
چرا اومدي از من دفاع کني؟
211
00:20:40,753 --> 00:20:42,434
به جهنم. ولش کن
212
00:20:45,071 --> 00:20:53,716
اما فکر گروشنکا من رو مي کشه
چرا بايد اون يه همچين شکنجه اي رو تحمل کنه؟
213
00:20:59,941 --> 00:21:01,541
اون رو ديديش؟
آره ديدمش-
214
00:21:01,940 --> 00:21:03,544
به من گفت که تو رو ملاقات کرده
215
00:21:03,739 --> 00:21:06,465
من ستايشش مي کنم. آليوشا
216
00:21:11,415 --> 00:21:17,431
اونها مي گذارن ما اينجا ازدواج کنيم؟
اونها اجازه ازدواج به محکومين دولتي رو مي دن؟
217
00:21:17,451 --> 00:21:22,728
اجازه مي دن؟ -
نمي دونم -
من از حسادت مي ميرم. مي ميرم -
218
00:21:40,518 --> 00:21:43,916
راکيتين چرا مياد اينجا؟
اون اينجا چي مي خواد؟
219
00:21:44,995 --> 00:21:47,913
اون مي خواد در مورد پرونده من
يک مقاله بنويسه
220
00:21:49,033 --> 00:21:51,511
و اينطوري کار ادبي اش رو شروع کنه
221
00:21:52,711 --> 00:21:56,708
اون فکر مي کنه من آدم رذلي هستم
اون باهوشه
222
00:21:58,307 --> 00:22:00,665
خوب صحبت مي کنه. خيلي چيز مي دونه
223
00:22:01,872 --> 00:22:03,104
اما خدا رو دوست نداره
224
00:22:04,584 --> 00:22:06,105
اصلا دوست نداره
225
00:22:06,803 --> 00:22:11,899
ازش پرسيدم: بدون خدا چيکار مي توني بکني؟
پس چه کسي را دوست خواهي داشت؟
226
00:22:12,458 --> 00:22:15,042
از چه کسي خواهي ترسيد؟
چه کسي را خواهي خواند؟
227
00:22:15,192 --> 00:22:18,016
چون در اين صورت همه چيز مجاز خواهد بود
!همه چيز
228
00:22:19,295 --> 00:22:23,093
"اين رو مي دونستي؟"
راکيتين اينو مي گه و مي خنده
229
00:22:23,892 --> 00:22:27,290
اون مي گه: براي آدم باهوش هر کاري مُجازه
230
00:22:28,258 --> 00:22:30,257
آدم باهوش مي دونه چيکار کنه
231
00:22:31,909 --> 00:22:35,885
تو آدم کُشتي. اون مي گه. و حالا توي زندان مي پوسي
اينا رو به من مي گه
232
00:22:38,684 --> 00:22:42,481
خوک تمام عيار! اينجور آدمها رو با تيپا بيرون مينداختم
اما حالا به حرف هاشون گوش مي دم
233
00:22:42,971 --> 00:22:48,492
"تو بخاطر 3000 روبل گرفتار شدي. مثل يه احمق"
"اون ميگه. "و من 150000 روبل گيرم مياد
234
00:22:48,901 --> 00:22:54,742
با يه بيوه پولدار با يه خونه سنگي در پترزبورگ"
"ازدواج مي کنم و شروع مي کنم به انتشار يک روزنامه
235
00:22:57,073 --> 00:22:59,871
چه خوکي! خوک واقعي
236
00:23:00,685 --> 00:23:05,468
برادر تو من رو غافلگير کردي. محاکمه فرداست
و خدا مي دونه که تو در مورد چي داري حرف مي زني
237
00:23:05,868 --> 00:23:11,296
دادگاه چيزي نيست
من ازش نمي ترسم
238
00:23:11,807 --> 00:23:18,750
قبلا مجبور بودم ولي بين اين ديوارهاي
قديمي، من مجبورم زياد فکر کنم
239
00:23:20,150 --> 00:23:25,491
نيروهاي زيادي درون من رشد کرده که بنظرم مي رسه
من به همه اون رنج ها غلبه خواهم کرد
240
00:23:26,350 --> 00:23:32,987
به همه اون عذاب ها. من فقط نياز دارم
که به خودم بگم من زنده ام. من هستم
241
00:23:33,609 --> 00:23:37,049
من خورشيد رو مي بينم و اگه
اونجا توي زيرزمين نبينمش
242
00:23:37,249 --> 00:23:39,848
در معادن مي دونم که اون هست
243
00:23:40,048 --> 00:23:44,825
،و دانستن اين که خورشيد هست
!اين زندگيه آليوشا. اين زندگيه
244
00:23:48,283 --> 00:23:50,472
راکيتين اين رو نمي فهمه
245
00:23:51,646 --> 00:23:55,847
همه روياش اينه که خونه بخره
و مستاجر داشته باشه
246
00:23:57,118 --> 00:24:02,235
...و برادر ايوان
برادر ايوان چي؟ -
ايوان ابوالهول است -
247
00:24:03,434 --> 00:24:07,831
اون سکوت اختيار مي کنه و افکارش رو پنهان مي کنه
درون او خدايي نيست
248
00:24:09,430 --> 00:24:14,228
اون يه فکري داره
اون احتمالا فراماسونر هست
249
00:24:16,027 --> 00:24:20,624
ازش چيزي پرسيدم. ميخواستم از
چشمه روحش چيزي بنوشم
250
00:24:21,224 --> 00:24:22,823
اون سکوت اختيار کرد
251
00:24:24,422 --> 00:24:26,620
فقط يه چيزگفت
252
00:24:26,820 --> 00:24:28,418
اون چي گفت؟
253
00:24:30,927 --> 00:24:36,455
اون گفت: پدر ما مثل يک بچه خوکه
اما اون درست مي گفت
254
00:24:37,334 --> 00:24:39,013
تصورش رو بکن
255
00:24:40,612 --> 00:24:43,837
اون بهتر از راکيتين هست
اون کي اومد پيشت؟ -
256
00:24:43,872 --> 00:24:45,503
ديگه چي گفت؟
257
00:24:50,156 --> 00:24:52,204
اون پيشنهاد کرد که من به آمريکا فرار کنم
258
00:24:52,692 --> 00:24:55,360
!با گروشا
من بدون اون نمي تونم برم
259
00:24:56,331 --> 00:25:00,860
(ولي نمي تونم هم توي معادن بردگي کنم(اعمال شاقه
اونجا با من مهربان نخواهند بود
260
00:25:02,095 --> 00:25:06,797
من روسيه رو دوست دارم آليوشا و خداي روس رو
هرچند که من براي خودم رذلي بيش نيستم
261
00:25:06,997 --> 00:25:08,996
ولي پيشنهاد آمريکا رو کي پيش کشيد؟
262
00:25:09,195 --> 00:25:11,767
ايوان. ولي بهش چيزي نگو
263
00:25:11,980 --> 00:25:16,357
که من بهت گفتم. اين يک رازه
اون شديدا اصرار داشت، که ممکنه سرم به باد بره
264
00:25:16,732 --> 00:25:23,905
ولي چرا، چرا بهت گفته که به من نگي؟ -
مي ترسه که تو در قالب وجدان من در برابرم بايستي -
265
00:25:24,348 --> 00:25:27,837
اما بدون تو. بدون رضايت تو
من تصميمي نمي گيرم
266
00:25:30,210 --> 00:25:31,741
تو براي من همه چيز هستي
267
00:25:33,008 --> 00:25:35,120
تو دادگاه عالي من هستي
268
00:25:36,067 --> 00:25:39,717
آخه برادر پس هيچ اميدي به برائت نداري؟
269
00:25:50,971 --> 00:25:53,689
...وقت ملاقات تمومه
270
00:25:55,328 --> 00:25:56,968
وقتشه که ديگه بري آليوشا
271
00:25:59,766 --> 00:26:01,246
من رو در آغوش بگير
272
00:26:02,364 --> 00:26:04,942
من رو تبرک کن تا از صليبي که فردا
بر دوش خواهم کشيد در امان باشم
273
00:26:10,959 --> 00:26:18,355
و ايوان فرار رو پيشنهاد مي کنه
البته نظرش اينه که قتل کار من بوده
274
00:26:18,918 --> 00:26:24,152
تو ازش نظرش رو پرسيدي؟ -
نه براي چي بپرسم؟ -
275
00:26:25,215 --> 00:26:27,332
مي تونم از چشم هاش بخونم
276
00:26:29,838 --> 00:26:31,445
حالا خداحافظ
277
00:26:38,543 --> 00:26:40,845
صبر کن آلکسي! صبر کن
278
00:26:42,217 --> 00:26:46,139
حقيقت رو بهم بگو. همه حقيقت رو
آنچنان که در برابر خدا
279
00:26:46,899 --> 00:26:50,136
تو باور داري که من کشتمش؟
بس کن برادر -
280
00:26:50,462 --> 00:26:52,735
اما به من دروغ نگو، دروغ نگو -
!هرگز-
281
00:26:52,935 --> 00:26:55,333
حتي براي يک ثانيه هم فکر نکردم
که تو قاتل باشي
282
00:26:59,450 --> 00:27:00,530
متشکرم
283
00:27:02,129 --> 00:27:03,188
متشکرم
284
00:27:04,129 --> 00:27:06,127
تو به من زندگي تازه دادي
285
00:27:06,966 --> 00:27:07,966
متشکرم
286
00:27:11,069 --> 00:27:16,041
خدا خيرت بدهد
287
00:28:05,514 --> 00:28:07,691
آه تويي؟-
ميخواي بري پيش اون ؟-
بله -
288
00:28:08,519 --> 00:28:09,890
من پيشنهاد نمي کنم بري پيشش
او الان اعصابش خُرده
289
00:28:10,090 --> 00:28:12,478
!نه آلکسي فيودوروويچ
از پيش اون ميايي؟
290
00:28:12,690 --> 00:28:14,341
اره من پيشش بودم توي زندان
بيا تو آليوشا-
291
00:28:15,120 --> 00:28:19,035
و شما ايوان فيودوروويچ
برگرديد، حتما برگرديد. مي شنويد؟
292
00:28:25,292 --> 00:28:26,657
اون يواشکي داشت گوش مي داد
293
00:28:36,474 --> 00:28:39,872
بگذاريد من پالتوم رو درنيارم
بيشتر از يک دقيقه نميخوام بمونم
294
00:28:40,072 --> 00:28:42,071
و من هم عجله دارم
295
00:28:42,670 --> 00:28:44,869
ازت چي خواست تا بهم بگي
آلکسي فيودوروويچ؟
296
00:28:45,429 --> 00:28:51,865
امروز هيچ چي. اما ديروز مي گفت بهش بگو
....از خودش گذشت نشون بده
297
00:28:52,955 --> 00:28:55,663
و نبايد در دادگاه در مورد چيزهايي
که بين شما گذشته شهادت بديد
298
00:28:55,943 --> 00:29:00,060
"همونطور که خودش ميگه در" شب مصيبت بار
کي رو بايد ببخشم -
299
00:29:00,260 --> 00:29:03,658
خودم رو يا اون رو؟
هردو تون رو. هم اون هم خودت رو -
300
00:29:04,679 --> 00:29:08,677
در اينصورت تو من رو نمي شناسي
آلکسي فيودوروويچ
301
00:29:09,655 --> 00:29:14,651
شايد فردا بعد از بازجويي من رو زير
پا لگدم کني
302
00:29:14,905 --> 00:29:17,050
شما بايد صادقانه شهادت بديد
فقط صادقانه
303
00:29:17,250 --> 00:29:19,498
زنان اغلب اوقات صداقت ندارند
304
00:29:20,180 --> 00:29:24,593
فقط يک ساعت پيش احساس مي کردم
از لمس کردن اون هيولا مي ترسم
305
00:29:24,784 --> 00:29:26,076
همونطور که گفته ام باز هم تکرار مي کنم
306
00:29:26,862 --> 00:29:31,143
اما نه اون هنوز هم برام انسانه
307
00:29:32,130 --> 00:29:33,348
يعني قتل کار اون بوده؟
308
00:29:34,497 --> 00:29:35,929
يعني اون قاتله؟
309
00:29:36,898 --> 00:29:41,236
امروز رفتم تا اسمردياکف رو ببينم
...تو بودي، تنها تو بودي که من رو متقاعد کردي
310
00:29:41,436 --> 00:29:43,449
که دميتري پدرکشي کرده
311
00:29:43,682 --> 00:29:51,630
خب ديگه، کافيه. من دارم ميرم -
کجا داري ميري؟ ايوان فيودوروويچ -
312
00:29:55,228 --> 00:29:56,498
برو دنبالش آليوشا
313
00:29:56,686 --> 00:30:00,625
اون ديوانه شده. تب داره
بدو برو دنبالش
314
00:30:03,023 --> 00:30:05,222
ايوان صبر کن
315
00:30:08,157 --> 00:30:09,081
تو چي مي خواي؟
316
00:30:09,620 --> 00:30:13,317
اون بهت گفت من رو بگيري چون
من ديوانه شدم. همه رو از حفظ بلدم
317
00:30:13,605 --> 00:30:16,419
اون داره اشتباه مي کنه، البته
ولي تو بيماري ايوان
318
00:30:16,711 --> 00:30:18,056
تو خيلي بيمار به نظر مياي
319
00:30:21,997 --> 00:30:25,252
آلکسي، مي دوني آدمها چطور ديوانه ميشن؟ -
نه نمي دونم -
320
00:30:25,951 --> 00:30:28,409
به نظرت آدم خودش مي تونه
بدونه که داره ديوانه ميشه؟
321
00:30:29,396 --> 00:30:30,711
خيال مي کنم نتونه
322
00:30:32,816 --> 00:30:33,446
اون الان همه شب رو به فکر کردن ميگذرونه
323
00:30:33,705 --> 00:30:35,562
فردا توي دادگاه چيکار کنه
324
00:30:36,206 --> 00:30:37,546
آيا يک ناجي باشه يا يک نابودگر
325
00:30:37,695 --> 00:30:40,561
کي، کاترينا ايوانا؟-
اون فکر مي کنه که من پرستارشم -
326
00:30:40,720 --> 00:30:42,759
مي خواد که من براش لالايي بخونم
و راهنماييش کنم
327
00:30:42,907 --> 00:30:46,701
ولي اون عاشق توئه ايوان، عاشق -
شايد، اما من چندان مشتاقش نيستم -
328
00:30:47,785 --> 00:30:51,188
چرا تو ...بعضي وقتها چنين کلماتي
بهش مي گي که اميدوارش بکنه؟
329
00:30:51,595 --> 00:30:54,201
من نمي تونم ازش به يکباره بِبُرم
330
00:30:55,016 --> 00:30:58,347
اگر اينکار رو بکنم فردا در دادگاه
اون بي سر و پا رو نابود مي کنه
331
00:30:58,791 --> 00:31:01,911
چون ازش متنفره. همه اش دروغه
!دروغ روي دروغ
332
00:31:02,456 --> 00:31:04,345
اما اون چطوري مي تونه برادرمون رو نابود کنه؟
333
00:31:04,587 --> 00:31:06,086
چه شهادتي مي تونه بده؟
334
00:31:07,073 --> 00:31:12,745
اون سندي از ميتيا در دست داره
با دست خط خود ميتيا که ابراز مي کنه پيرمرد رو کشته
335
00:31:12,925 --> 00:31:15,546
اين غير ممکنه -
من خودم خوندمش -
336
00:31:15,767 --> 00:31:19,778
همچين مدرکي نمي تونه وجود داشته باشه
چون اون پدر رو نکشته
337
00:31:20,232 --> 00:31:22,777
پس به نظر تو کي اون رو کشته
آلکسي فيودوروويچ؟
338
00:31:24,270 --> 00:31:25,222
خودت مي دوني کي کشته
339
00:31:26,198 --> 00:31:30,284
کي؟ اسمردياکف؟ -
تو خودت مي دوني -
340
00:31:30,372 --> 00:31:33,165
کي؟ کي؟ حرف بزن لعنتي
341
00:31:33,617 --> 00:31:37,906
من فقط يه چيز مي دونم ايوان
تو نبودي که پدرمون رو کشتي
342
00:31:38,587 --> 00:31:41,602
تو نبودي، تو نبودي
"منظورت چيه از "تو نبودي
343
00:31:41,983 --> 00:31:44,294
تو قاتل نبودي ايوان
تو نبودي
344
00:31:46,177 --> 00:31:49,477
تو داري هذيان مي گي برادر
مي دونم که من نبودم. من مسکو بودم
345
00:31:49,705 --> 00:31:53,940
نه، تو خودت بارها گفتي که
کار تو بوده
346
00:31:54,526 --> 00:31:58,782
کِي من همچين چيزي گفتم؟ کِي؟ -
من نمي دونم -
347
00:31:59,594 --> 00:32:04,661
اما من به نحوي فکر مي کنم که
تو خودت رو سرزنش مي کني
348
00:32:10,026 --> 00:32:14,416
آلکسي فيودوروويچ من نمي تونم
رسولان و غشي ها رو تحمل بکنم
349
00:32:15,287 --> 00:32:16,967
تو بايد اين رو خوب بدوني
350
00:32:17,495 --> 00:32:22,981
من همينجا ازت ميخوام. از اين تقاطع، از من جدا شو
!و هيچوقت دوباره سراغ من نيا
351
00:32:24,235 --> 00:32:26,300
ميشنوي؟ هرگز
352
00:32:35,105 --> 00:32:36,251
!برادر
353
00:32:58,321 --> 00:32:59,303
کيه؟
354
00:32:59,720 --> 00:33:01,277
در رو باز کن
!منم کارامازوف
355
00:33:01,719 --> 00:33:02,518
اومدم
356
00:33:07,355 --> 00:33:09,354
پاول فيودوروويچ خيلي مريضه
357
00:33:10,554 --> 00:33:15,511
اون خوابيده؟ -
نخوابيده ولي مثل ديوانه هاست -
358
00:33:16,310 --> 00:33:17,946
اون حتي چايي هم نميخوره
359
00:33:18,171 --> 00:33:21,920
اون خشن هست؟ -
نه برعکس اون خيلي آرومه -
360
00:33:31,901 --> 00:33:33,809
تو واقعا مريضي
361
00:33:36,378 --> 00:33:38,097
خيلي طولش نميدم
362
00:33:39,816 --> 00:33:41,422
کجا مي تونم بشينم؟
363
00:33:46,456 --> 00:33:47,723
چرا اينقدر ساکت موندي؟
364
00:33:50,115 --> 00:33:51,360
من يک سوال دارم که بپرسم
365
00:33:52,289 --> 00:33:54,138
کاترينا ايوانا اومده بود تو رو ببينه؟
366
00:33:57,532 --> 00:34:01,888
با تو چيکارداشت؟
هيچ چي -
367
00:34:02,871 --> 00:34:07,911
منظورت از "هيچ چي" چيه؟
بله اومده بود. چه اهميتي براي شما داره؟ -
368
00:34:09,212 --> 00:34:10,102
کِي اينجا بود؟
369
00:34:11,944 --> 00:34:14,085
يادم نمياد
370
00:34:18,535 --> 00:34:20,449
به نظر مياد شما خودتون هم مريض باشيد
371
00:34:22,159 --> 00:34:23,450
چقدر شکسته شديد
372
00:34:23,627 --> 00:34:25,709
سلامتي من رو رها کن
درباره چيزهايي که ازت مي پرسم جواب بده
373
00:34:28,152 --> 00:34:33,065
و چشم هاتون هم به زردي مي زنه
خيلي عذاب مي کشين؟
374
00:34:33,265 --> 00:34:36,063
زودباش شيطان متعفن
به سوال هام جواب بده
375
00:34:36,861 --> 00:34:37,790
اون اينجا بوده يا نه؟
376
00:34:39,333 --> 00:34:41,389
چرا اينقدر نگرانيد؟
377
00:34:43,256 --> 00:34:45,258
مربوط به محاکمه ايه که
فردا شروع مي شه؟
378
00:34:46,857 --> 00:34:48,778
هيچ اتفاقي براي شما نميوفته
379
00:34:50,608 --> 00:34:56,651
بريد خونه از هيچ چيز نترسيد
من نمي فهمم از چي بايد بترسم؟ -
380
00:34:58,250 --> 00:34:59,861
شما نمي دونيد؟
381
00:35:02,087 --> 00:35:06,494
عجيبه که آدم معقولي مثل شما
اينجور مثل لوده ها دست بازي کنه
382
00:35:07,739 --> 00:35:10,992
بريد خونه. شما که قاتل نيستيد
383
00:35:12,738 --> 00:35:17,325
!من خودم ميدونم که نيستم -
واقعا؟ -
384
00:35:20,349 --> 00:35:22,995
خب در اينصورت خودتون بوديد
385
00:35:23,805 --> 00:35:27,433
... منظور تو اون روزه
صحبت هاي اون روزمون دم در؟
386
00:35:29,994 --> 00:35:32,630
تو ديوانه اي. ديوانه
387
00:35:33,270 --> 00:35:36,228
شما کُشتينش
قاتل واقعي شماييد
388
00:35:37,355 --> 00:35:41,112
من هم فقط نوکر وفادار شما بودم
389
00:35:42,057 --> 00:35:45,327
همونطوري که شما به من آموختيد، من عمل کردم
390
00:35:47,022 --> 00:35:49,420
منظورت چيه؟
391
00:35:52,099 --> 00:35:54,817
پس تو کشتيش
392
00:35:55,737 --> 00:35:58,841
يعني شما واقعا چيزي نمي دونيد؟
393
00:36:01,049 --> 00:36:01,822
تو مي دوني
394
00:36:03,117 --> 00:36:06,884
من مي ترسم. تو رويايي، شبحي چيزي نيستي؟
395
00:36:08,352 --> 00:36:09,485
يه شبح
396
00:36:10,026 --> 00:36:13,806
اينجا شبحي نيست
فقط ما دوتاييم
397
00:36:14,599 --> 00:36:16,858
و يک نفر ديگه
398
00:36:16,964 --> 00:36:17,733
کي؟
399
00:36:18,167 --> 00:36:19,506
کدوم شخص سوم؟
400
00:36:20,204 --> 00:36:21,978
کجاست؟ کجاست؟
401
00:36:22,684 --> 00:36:24,600
دنبالش نگرديد
شما پيداش نمي کنيد
402
00:36:25,799 --> 00:36:28,598
سومي خداست. مشيت الهي
403
00:36:28,969 --> 00:36:31,356
تو داري دروغ ميگي
دروغ ميگي که اون رو کشتي
404
00:36:32,761 --> 00:36:34,230
يک دقيقه صبر کنيد
405
00:36:49,985 --> 00:36:51,308
اينجا
406
00:36:53,983 --> 00:36:55,339
اين چيه؟
407
00:36:56,661 --> 00:36:58,383
لطفا يه نگاهي بندازيد
408
00:37:05,723 --> 00:37:07,661
دست هاتون مي لرزن
409
00:37:10,629 --> 00:37:16,170
همه اش همينجاست. همه 3000 روبل
بگيريدش
410
00:37:26,164 --> 00:37:28,163
شما واقعا چيزي نمي دونيد؟
411
00:37:30,630 --> 00:37:33,245
نه من نمي دونستم
412
00:37:35,622 --> 00:37:37,424
من توي اين مدت همه اش فکر مي کردم
کار دميتري بوده
413
00:37:41,892 --> 00:37:45,888
اُه برادر برادر
414
00:37:53,748 --> 00:37:57,745
گوش کن. اون رو به تنهايي کشتي؟
يا به همراه کسي؟
415
00:37:58,145 --> 00:38:00,784
با همراهي شما فقط
416
00:38:06,672 --> 00:38:09,538
اينجا خيلي خفه است
417
00:38:12,989 --> 00:38:16,135
چرا مرتب مي لرزم؟
درست نمي تونم حرف بزنم
418
00:38:18,013 --> 00:38:22,131
شما اون وقت شجاع تر بوديد
مي گفتيد همه چيز مجازه
419
00:38:23,624 --> 00:38:25,318
اما الان چقدر ترسو شده ايد
420
00:38:27,652 --> 00:38:30,973
کمي چاي مي خواييد؟
من درست مي کنم
421
00:38:32,125 --> 00:38:36,523
نه نه من چيزي نمي خوام
بهم بگو چطور کشتيش
422
00:38:38,921 --> 00:38:41,731
بهتره پالتوتون رو دربياريد
و گرنه از گرما کلافه مي شيد
423
00:38:48,316 --> 00:38:50,056
بهم بگو. بهم همه چي رو بگو
424
00:38:54,705 --> 00:38:56,022
چطور اونکار رو کردم؟
425
00:38:57,781 --> 00:39:01,018
همه چيز خيلي طبيعي انجام شد
426
00:39:02,914 --> 00:39:05,353
با دنبال کردن گفته هاي خودتون
427
00:39:05,613 --> 00:39:11,554
گفته هاي من رو بزار براي بعد. ولي بهم بگو
همه چيز رو با جزئيات و به ترتيب بگو
428
00:39:17,219 --> 00:39:21,696
خب بعد از اينکه شما رفتيد
من افتادم انبار
429
00:39:22,496 --> 00:39:24,493
واقعا يا از روي تمارض؟
430
00:39:26,719 --> 00:39:28,351
من کاملا طبيعي تمارض کردم
431
00:39:29,017 --> 00:39:30,698
!ادامه بده! ادامه بده
فاصله ننداز
432
00:39:32,759 --> 00:39:35,756
اونها من رو داخل بستر خوابوندن
اونور ديوار تيغه اي
433
00:39:36,833 --> 00:39:40,885
من اونجا دراز کشيدم. آروم ناله مي کردم
منتظر دميتري فيودوروويچ بودم
434
00:39:42,066 --> 00:39:44,479
منتظر اون؟
که بياد پيش تو؟
435
00:39:46,950 --> 00:39:52,507
چرا پيش من؟ منتظرش بودم که بياد داخل خونه، پيش آقا-
و اگر اون نميومد؟ -
436
00:39:55,117 --> 00:39:57,475
خب اونموقع هيچ چيزي اتفاق نمي افتاد
437
00:40:00,897 --> 00:40:02,980
بدون اون هرگز خودم تنهايي اين کار رو نمي کردم
صبر کن -
438
00:40:04,009 --> 00:40:06,419
اما اگه اون پدر رو مي کشت
پول رو برمي داشت و با خودش مي برد
439
00:40:06,420 --> 00:40:08,830
پس از اون چي عايد تو ميشد؟
440
00:40:15,473 --> 00:40:18,339
ولي اون هيچوقت پول رو پيدا نمي کرد
441
00:40:19,078 --> 00:40:22,330
من بهش گفته بودم که پول
زير تشک هست
442
00:40:23,393 --> 00:40:29,525
اما پاکت اون گوشه پايين شمايل
مخفي شده بود
443
00:40:29,848 --> 00:40:31,106
صبر کن
444
00:40:32,202 --> 00:40:35,019
من دارم گيج مي شم
445
00:40:36,576 --> 00:40:42,089
پس دميتري بوده که کشته
و تو فقط پول رو برداشتي؟
446
00:40:43,180 --> 00:40:48,047
نه شما بودي که کُشتيد
شما قاتل واقعي هستيد
447
00:40:48,635 --> 00:40:52,142
چرا، چرا. لعنت بهت
يعني من قاتلم
448
00:40:52,740 --> 00:40:55,809
من خواستم؟
من بهت گفتم که اون کار رو بکني؟
449
00:40:56,453 --> 00:40:58,772
شما به من چيزي نگفتيد
اين درسته
450
00:40:59,349 --> 00:41:02,037
شما خودتون نخواستيد که اينکار انجام بشه
و شما نمي تونستيد
451
00:41:02,237 --> 00:41:06,235
اما شما از کس ديگه اي خواستيد که
اون رو بکشه. شما اينکار رو کرديد
452
00:41:06,809 --> 00:41:09,233
اما چرا من بايد بخوام
که اون بميره؟
453
00:41:09,894 --> 00:41:12,545
چرا؟
نظرتون در مورد ارث و ميراث چيه؟
454
00:41:12,949 --> 00:41:17,628
هر کدوم از شما چهل هزار روبل
بعد از قتل پدرتون، گيرتون مياد
455
00:41:18,480 --> 00:41:22,888
و اگر دميتري فيودوروويچ محکوم بشه
شما بيست هزار تاي ديگه مي گيريد
456
00:41:23,202 --> 00:41:29,371
گوش کن تو اي مرد تيره بخت
اگر من درست الان نمي کشمت
457
00:41:29,739 --> 00:41:32,972
بخاطر اينه که من نياز دارم
!که فردا شهادت بدي
458
00:41:34,379 --> 00:41:39,214
خدا شاهده! شايد که من در خفا
!مشتاق بودم که پدرم بميره. بله مي خواستم
459
00:41:40,131 --> 00:41:43,526
اما. من قسم مي خورم من
اونطور که تو فکر مي کني گناهکار نيستم
460
00:41:46,771 --> 00:41:50,361
من نه تو و نه هيچ کسي رو تحريک نکردم
نه من کاري نکردم
461
00:41:59,482 --> 00:42:04,910
اما به هرحال من فردا شواهد عليه خودم رو
در دادگاه، ارائه خواهم داد
462
00:42:05,885 --> 00:42:11,962
!من همه چي رو بايد بگم! همه چي رو
!ولي تو هم اي جاني بايد به همش اعتراف کني
463
00:42:12,321 --> 00:42:13,108
بايد
464
00:42:15,926 --> 00:42:17,174
فردا باهم مي ريم
465
00:42:18,731 --> 00:42:21,917
و اگر تو نري
من به تنهايي اعتراف خواهم کرد
466
00:42:22,262 --> 00:42:22,984
!تنها
467
00:42:23,628 --> 00:42:27,574
چنين چيزي صورت نمي گيره
شما نخواهيد رفت
468
00:42:28,247 --> 00:42:30,510
شما خيلي شرمنده خواهيد بود
469
00:42:31,774 --> 00:42:37,124
وانگهي من خيلي ساده خواهم گفت
که من هرگز چيزي به شما نگفته ام
470
00:42:37,744 --> 00:42:40,533
و همه اينها رو بر ضد من از
خودتون درآورديد
471
00:42:42,291 --> 00:42:47,631
چون هميشه من رو بيشتر از
يک مگس به حساب نياورده ايد
472
00:42:48,897 --> 00:42:52,402
در حاليکه من برادر خود شمام
473
00:42:53,162 --> 00:42:57,627
من همونقدر کارامازوف هستم که شما
474
00:43:00,128 --> 00:43:04,681
تو، تو برادر من هستي؟
475
00:43:10,005 --> 00:43:12,898
تو برادر من ؟
476
00:43:20,892 --> 00:43:22,024
چطور؟
477
00:43:23,423 --> 00:43:24,517
شما نمي دونيد
478
00:43:25,866 --> 00:43:28,907
ما از يک پدريم
479
00:43:29,801 --> 00:43:34,848
من همون نام خانوادگي رو دارم که
شما داريد
480
00:43:35,161 --> 00:43:39,777
تو يه تفاله اي. هيچ چي نيستي
تو يه پادو هستي
481
00:43:40,610 --> 00:43:42,474
يک پادوي بوگندو
482
00:43:45,098 --> 00:43:46,664
حرفم رو باور نمي کنيد؟
483
00:43:50,220 --> 00:43:51,752
مهم نيست
484
00:43:55,325 --> 00:43:57,874
پول رو برداريد
485
00:44:01,039 --> 00:44:03,303
چرا اون رو به من مي دي؟
486
00:44:03,949 --> 00:44:05,263
من نمي خوامش
487
00:44:06,599 --> 00:44:07,634
اصلا
488
00:44:09,840 --> 00:44:16,743
رويايي داشتم که يک زندگي تازه اي
رو در مسکو با پول زيادي شروع کنم
489
00:44:17,809 --> 00:44:23,930
شايد هم بهتر از اون، در خارج
490
00:44:26,522 --> 00:44:28,195
اين يک رويا بود
491
00:44:29,498 --> 00:44:32,980
بخاطر اينکه شما به من آموختيد که
خدايي وجود نداره
492
00:44:33,421 --> 00:44:34,667
و همه چيز مجازه
493
00:44:35,064 --> 00:44:39,758
و حالا ، تصور مي کنم تو به خدا ايمان داري
از اونجاييکه پول رو پس مي دي
494
00:44:42,916 --> 00:44:43,765
نه
495
00:44:46,389 --> 00:44:48,200
هنوز ايمان ندارم
496
00:44:49,205 --> 00:44:50,381
پس چرا پول رو پس مي دي؟
497
00:44:54,197 --> 00:44:55,456
کافيه
498
00:44:56,822 --> 00:45:05,266
شما عادت داشتيد بگيد که همه چيز مجازه
و حالا مي خواهيد عليه خودتون شهادت بديد
499
00:45:06,385 --> 00:45:08,274
ولي اين اتفاق نخواهد افتاد
500
00:45:09,403 --> 00:45:11,881
شما نخواهيد رفت
من حتما ميرم -
501
00:45:14,302 --> 00:45:17,615
اين غير ممکنه
شما خيلي باهوشيد
502
00:45:21,181 --> 00:45:22,647
پول رو بگيريد
503
00:45:24,364 --> 00:45:26,252
بايد اينها رو فردا به دادگاه نشون بدم
504
00:45:26,783 --> 00:45:30,931
هيچ کس حرف شما رو باور نخواهد کرد -
تکرار مي کنم تو مرد تيره بختي هستي -
505
00:45:31,786 --> 00:45:35,268
اگر تو رو نکشتم
بخاطر اينه که فردا بهت نياز دارم
506
00:45:35,683 --> 00:45:39,705
پس من رو بکشيد
همين الان بکشيد
507
00:45:40,116 --> 00:45:41,300
من رو بکشيد
508
00:45:43,207 --> 00:45:44,841
شما جرات نمي کنيد
509
00:45:46,275 --> 00:45:51,212
شما جرات هيچ کاري رو نداريد
... مرد شجاع سابق
510
00:45:52,324 --> 00:45:56,665
ازتون متنفرم. از همه تون متنفرم
از اون بچه کشيش تون هم همينطور
511
00:45:56,865 --> 00:46:01,714
و از ميتيا
از همه روسيه متنفرم
512
00:46:11,056 --> 00:46:12,163
صبر کنيد
513
00:46:14,654 --> 00:46:15,639
چي مي خواي؟
514
00:46:16,175 --> 00:46:24,691
اون رو يکبار ديگه بهم نشون بديد
...روياي من
515
00:46:36,666 --> 00:46:38,220
خدا نگهدار
516
00:46:40,170 --> 00:46:41,139
تا فردا
517
00:47:30,010 --> 00:47:32,186
شايد بهتره همين الان برم پيش دادستان
و همه چي رو بهش توضيح بدم
518
00:47:32,767 --> 00:47:34,100
همه چي رو بهش بگم؟
519
00:47:35,889 --> 00:47:37,423
نه، فردا، فردا
520
00:47:38,320 --> 00:47:39,372
همه چيز فردا
521
00:48:44,425 --> 00:48:46,411
چرا پيش دادستان نرفتي پس؟
522
00:48:47,116 --> 00:48:47,921
فردا
523
00:48:49,023 --> 00:48:50,072
فردا
524
00:48:51,369 --> 00:48:52,384
همه چيز فردا
525
00:48:55,406 --> 00:48:59,954
تو! تو دوباره اينجايي؟
پس کجا بايد باشم؟ -
526
00:49:01,110 --> 00:49:04,839
بيرون سرد و هوا برفيه
نه من ازت نميترسم -
527
00:49:05,938 --> 00:49:09,210
تو در خيال مني
در بيماري من مثل يک شبح
528
00:49:09,957 --> 00:49:12,785
اما من از پس تو برميام
طفيلي لعنتي
529
00:49:13,897 --> 00:49:19,224
طفيلي؟ جالبه! پس مي خواستي
چي باشم روي زمين، غيراز طفيلي
530
00:49:21,254 --> 00:49:24,613
مي دوني، من خوشم مياد که ما باهم داريم خودموني مي شيم
احمق -
531
00:49:25,624 --> 00:49:27,381
فکر مي کني که من بايد باهات رسمي حرف بزنم؟
532
00:49:28,484 --> 00:49:34,792
تو تجسمي از خود من هستي. از افکار من
و احساساتم. کثيف ترين و احمقانه ترين اونها
533
00:49:36,219 --> 00:49:38,642
فقط نمي دونم چطور مي تونم تو رو از بين ببرم
534
00:49:43,485 --> 00:49:45,730
من حوله رو توي آب سرد خيس مي کنم
535
00:49:49,194 --> 00:49:53,655
مي پيچم دور سرم
و شايد اينطوري تو ناپديد بشي
536
00:49:54,867 --> 00:49:57,376
امروز تو يه جور خاصي عصبي هستي -
خفه شو احمق -
537
00:49:57,859 --> 00:49:59,614
مي فهمم
تصميم بزرگيه
538
00:50:00,096 --> 00:50:02,602
فردا تو ميري دادگاه
تا از برادرت دفاع کني
539
00:50:02,958 --> 00:50:05,908
تو بصورت شرافتمندانه مي خواي فداکاري کني
540
00:50:07,289 --> 00:50:08,316
خفه شو رَجّاله
541
00:50:08,974 --> 00:50:10,339
همه اش کارهاي احمقانه ايه
542
00:50:11,646 --> 00:50:14,392
تو فکر مي کني من يه رويام و در همون
لحظه، چيز به اون رويا پرتاب ميکني
543
00:50:14,986 --> 00:50:16,033
چه روش زنانه اي
544
00:50:17,945 --> 00:50:21,673
تو از دست من عصباني هستي چون
من خودم رو باهاله نور سرخ فام بهت نشون ندادم
545
00:50:22,217 --> 00:50:24,765
با بال هاي آتشين و درخشان و رعد زن
546
00:50:25,136 --> 00:50:26,759
به جاش در هيئت فقرا ظاهر شده ام
547
00:50:27,419 --> 00:50:31,220
چطور چنين شيطان بينوايي
مي تونه به چنين مرد بزرگي ظاهر بشه
548
00:50:31,663 --> 00:50:35,146
!چقدر احمقي تو
تو يه احمق افتضاح و مبتذلي
549
00:50:36,081 --> 00:50:41,596
بيا اينجا. بهتره يه آتيش درست کني
چون روماتيسم(درد مفاصل) من داره فعال ميشه
550
00:50:45,411 --> 00:50:48,974
مگه شيطان هم مي تونه روماتيسم داشته باشه؟ -
چرا که نه؟ -
551
00:50:50,781 --> 00:50:54,443
اگر گاهي به هيئت آدمي درميام
پس بايد بعنوان عواقبش، عذاب هم داشته باشم
552
00:50:55,403 --> 00:50:58,889
البته من شيطانم و هيچ
انساني براي من بيگانه نيست
553
00:50:59,400 --> 00:51:00,234
هوشمندانه است
554
00:51:00,770 --> 00:51:05,007
خوشحالم که تو رو خشنود کردم
صبر کم، من کجا اين رماتيسم رو گرفتم؟
555
00:51:06,212 --> 00:51:10,793
آه ... همينجا بود
اينجا؟ اينجا؟-
556
00:51:12,014 --> 00:51:13,891
خب همينجاي خودمون
557
00:51:14,483 --> 00:51:20,021
من عجله داشتم که به يک مهماني شب نشيني ديپلماتيک که در
خونه يک بانوي والامقام در پترزبورگ برگزار بود، برسم
558
00:51:21,713 --> 00:51:22,888
چقدر تو احمقي
559
00:51:24,026 --> 00:51:26,672
تو مي خواي من رو با اين روماتيسم
متقاعد کني که وجود داري
560
00:51:26,911 --> 00:51:29,870
ولي من هرگز حرفت رو نمي شنوم
561
00:51:30,612 --> 00:51:33,547
هرگز باور نخواهم کرد. حتي يک صدم ذره هم
از وجود تو رو باور نمي کنم
562
00:51:33,915 --> 00:51:35,908
اما يک هزارم ذره رو که باور مي کني
مگه نه؟
563
00:51:36,086 --> 00:51:38,855
نه حتي براي يک دقيقه. بي شرف
!نه حتي براي يک ثانيه
564
00:51:39,385 --> 00:51:40,595
...بيهوده است
565
00:51:41,736 --> 00:51:45,945
قبلا يک نفر ديگه هم روي زمين شما بود
يکي مثل متفکر و فيلسوف، که همه چيز رو انکار کرد
566
00:51:46,455 --> 00:51:51,691
شريعت، وجدان، ايمان
و مهمتر از همه زندگي بعد از مرگ
567
00:51:52,519 --> 00:51:53,441
اون مرد
568
00:51:54,343 --> 00:51:56,292
اون فکر مي کرد که مستقيما
به سمت تاريکي و عدم ميره
569
00:51:57,963 --> 00:52:00,117
اما يک زندگي ديگه در مقابلش بود
570
00:52:00,966 --> 00:52:02,122
او شگفت زده و خشمگين بود
571
00:52:02,688 --> 00:52:04,408
"اين بر خلاف اصول من هست"
572
00:52:04,894 --> 00:52:06,405
!وايسا، مچت رو گرفتم
573
00:52:07,141 --> 00:52:10,017
اين حکايت کوتاه رو خود من
زماني که دبيرستان بودم، ساختم
574
00:52:10,277 --> 00:52:12,104
!مچت رو گرفتم! مچت رو گرفتم
575
00:52:12,824 --> 00:52:14,761
نه اين منم که مچت رو گرفتم
576
00:52:15,725 --> 00:52:20,253
من به تو داستان خودت رو گفتم
تا ايمانت به خودم رو به کلي از بين ببرم
577
00:52:20,885 --> 00:52:24,676
تو داري دروغ مي گي. هدف ديدار تو اينه که
به هستي خودت، من رو متقاعد کني
578
00:52:25,718 --> 00:52:31,825
دقيقا. اما ترديد، تشويش، جدال ميان
...ايمان و بي ايماني
579
00:52:32,791 --> 00:52:36,450
گاهي چنان شکنجه اي براي آدم باوجداني
مثل توست که
580
00:52:37,134 --> 00:52:38,514
بهتره خودش رو درجا به دار بزنه
581
00:52:39,451 --> 00:52:42,844
من تو رو در ميان ايمان و ترديد
به عقب و جلو هدايت مي کنم
582
00:52:43,141 --> 00:52:46,514
گوش کن، خود تو به خدا
ايمان داري يانه؟
583
00:52:47,010 --> 00:52:50,977
...چي مي تونم بگم؟...اين بستگي به صميميت تو -
خدايي هست يا نه ؟ -
584
00:52:51,407 --> 00:52:53,057
من نمي دونم. رفيق عزيزم. من نمي دونم -
585
00:52:53,273 --> 00:52:55,966
تو نمي دوني، اما خدا رو مي بيني؟
تو مي بيني ولي باور نمي کني؟
586
00:52:56,505 --> 00:53:02,371
نه نه! تو بخودي خود وجود نداري
تو خود مني!من!من!من
587
00:53:09,352 --> 00:53:11,787
ما هردو يک فلسفه و اعتقادات داريم
588
00:53:12,202 --> 00:53:17,344
وحالا گوش کن، الان زمان نابوديِ
هر عقيده اي به خدا در نوعِ بشره
589
00:53:17,958 --> 00:53:21,829
فقط لازمه که بدونيم چطور شروع کنيم
اگر نوع بشر، خدا رو انکار کنه
590
00:53:22,131 --> 00:53:28,303
خود انسان با غرور کبريايي تايتان واري
جلال پيدا مي کنه و "انسان-خدا" ظهور پيدا مي کنه
591
00:53:28,738 --> 00:53:35,483
و با ارتقا يافتن به مقام جديد، مي تونه
از حصارهاي اخلاقي ديرين "برده-انسان" بالا بره
592
00:53:35,967 --> 00:53:38,569
در اينصورت قانوني براي خدا وجود نداره
593
00:53:38,977 --> 00:53:41,362
همه چيز براي اون (انسان) مجاز خواهد بود
!هرچيزي
594
00:53:41,706 --> 00:53:43,205
!هر چيزي
!و اين پايان کاره
595
00:53:43,431 --> 00:53:45,381
!تنهام بزار! دست از سرم بردار
596
00:53:45,655 --> 00:53:48,333
تو داري روي مغز من
مثل يک بختک احمق چکش مي کوبي
597
00:53:50,460 --> 00:53:53,096
من نمي کوبم
اون برادر توئه
598
00:53:53,732 --> 00:53:57,856
اون با خبرهاي جالبي پيش تو اومده
در رو براش باز کن. باز کن، بازکن
599
00:54:09,076 --> 00:54:09,776
!برادر
600
00:54:11,407 --> 00:54:14,846
آليوشا، من بهت گفتم
پيش من نيا. چي مي خواي؟
601
00:54:15,208 --> 00:54:19,089
اسمردياکف خودش رو حلق آويز کرده
يک ساعت قبل
602
00:54:25,367 --> 00:54:30,357
به اطلاع هيئت منصفه، وکيل مدافع
...و دادستان رسانده مي شود که
603
00:54:30,967 --> 00:54:37,856
شاهد، اسمردياکف به دليل مرگ ناگهانيش
نمي تونه حاضر بشه
604
00:54:38,759 --> 00:54:40,765
گزارش پليس در اين مورد شهادت ميده
605
00:54:44,308 --> 00:54:48,353
... بازجويي از شهودِ پرونده قتلِ
606
00:54:48,553 --> 00:54:52,697
رايزن صاحب منصب بازنشسته
فيودور پاولوويچ کارامازوف ادامه پيدا مي کنه
607
00:54:54,177 --> 00:54:58,454
لطفا شاهد رو معرفي کنيد
آلکسي فيودوروويچ کارامازوف-
608
00:55:03,864 --> 00:55:09,769
به من بگيد، شاهد، که آيا برادر شما تا حالا
به شما گفته بوده که تصميم داره پدرتون رو بکشه؟
609
00:55:10,521 --> 00:55:11,621
اون اين طور مستقيما نگفته
610
00:55:11,892 --> 00:55:13,962
پس چطور؟
غير مستقيم گفته؟
611
00:55:16,091 --> 00:55:20,866
اون يکبار در يک لحظه نااميدي به من گفت که
612
00:55:21,093 --> 00:55:23,698
شايد قادر باشه
که اون رو بکشه
613
00:55:24,663 --> 00:55:29,356
و شما وقتي اين رو شنيديد، حرفش رو باور کرديد؟-
نه باور نکردم -
614
00:55:30,579 --> 00:55:35,723
من هميشه اعتقاد داشتم که
يک حس برتر
615
00:55:36,068 --> 00:55:41,726
در لحظه مقدر اون رو نجات خواهد داد
همونطوري هم که شد. بخاطر همون اون پدرمون رو نکشت
616
00:55:42,132 --> 00:55:45,267
چرا شما اينقدر مطمئن، اصرار داريد
که برادرتون بي گناه هست؟
617
00:55:45,746 --> 00:55:50,664
من نمي تونم حرفش رو باور نکنم
من مي دونم که اون هرگز به من دروغ نمي گه
618
00:55:50,907 --> 00:55:55,405
من اين رو از چهره اش ميدونم
فقط از روي چهره اش؟ همه ملاک شما اينه؟-
619
00:55:55,591 --> 00:56:00,724
بله من ملاک ديگه اي ندارم -
متشکرم -
620
00:56:02,212 --> 00:56:04,413
ممنونم ... آليوشا
621
00:56:09,545 --> 00:56:13,081
لطفا شاهد رو احضار کنيد
يکاترينا ايوانا ورخووتسوا
622
00:56:22,498 --> 00:56:27,333
ممکنه لطفا به ما بگيد که، يکاترينا ايوانا
رابطه شما با متهم چيه؟
623
00:56:28,100 --> 00:56:29,841
من نامزدش بودم
624
00:56:31,708 --> 00:56:35,906
من بودم تا اينکه
خودش من رو ترک کرد
625
00:56:36,308 --> 00:56:41,087
شما به اون پولي داديد که
با پست ارسال کنه؟
626
00:56:41,287 --> 00:56:45,797
من به اون 3000 روبل دادم با اين توافق
که اون رو ظرف يک ماه به مسکو ارسال کنه
627
00:56:47,170 --> 00:56:50,100
من احساس کردم که در اون لحظه
به اون پول نياز داره
628
00:56:51,518 --> 00:56:53,666
اون نبايد خودش رو بخاطر اون بدهي
عذاب ميداد
629
00:56:56,698 --> 00:56:58,329
اگر پيش من مي اومد
630
00:56:58,629 --> 00:57:00,904
همه نگرانيش رو يکجا برطرف مي کردم
631
00:57:04,089 --> 00:57:11,311
علاوه بر اين، من خودم دِين بزرگي
ازش به گردن دارم
632
00:57:12,502 --> 00:57:13,609
که قبلا ازش پذيرفته بودم
633
00:57:14,079 --> 00:57:18,897
شما هيچ تهديدي در مقابل پدرش
از اون بخاطر مي ياريد
634
00:57:19,620 --> 00:57:22,824
نه ، اون هرگز هيچ تهديدي در حضور من
به زبان نياورده
635
00:57:26,661 --> 00:57:32,257
يکاترينا ايواناي محترم، البته اگر براتون مهم نيست
ميتونيد به ما
636
00:57:33,137 --> 00:57:36,255
در مورد اون روز موعود بخصوص
که شما باهم مرتبط شديد، بگيد
637
00:57:36,455 --> 00:57:39,823
همونطوري که متهم در اظهارات خودش بيان کرده؟
638
00:57:40,189 --> 00:57:41,465
البته که مهم نيست
639
00:57:46,215 --> 00:57:47,615
يک سال پيش اتفاق افتاد
640
00:57:50,379 --> 00:57:54,577
پدر من فرمانده گرداني بود که دميتري
فيودوروويچ توش خدمت مي کرد
641
00:57:55,397 --> 00:57:58,425
و اختلاس بزرگي در پول دولتي کشف شد
642
00:57:59,862 --> 00:58:03,596
اعتبار پدرم و همه خانواده ام حفظ شد
643
00:58:04,824 --> 00:58:11,434
با کاري که دميتري فيودوروويچ اون موقع کرد
نمي تونم بگويم که به من اظهار عشق کرد
644
00:58:12,589 --> 00:58:13,355
اينکار رو نکرد
645
00:58:13,621 --> 00:58:19,430
اون بيشتر شبيه بازي جاه طلبانه بود
و همه قصدش اين بود که به من نزديکتر بشه
646
00:58:19,630 --> 00:58:21,260
من به اون فقط با اهانت و تحقير جواب مي دادم
647
00:58:22,911 --> 00:58:25,082
اما در اون لحظه من تصميم گرفتم
روش خيلي مصلحت آميز اتخاذ کنم
648
00:58:27,486 --> 00:58:30,966
شب ديروقت رفتم خونه دميتري فيودوروويچ
649
00:58:32,960 --> 00:58:34,641
رفتم تا ازش تقاضاي پول بکنم
650
00:58:35,384 --> 00:58:42,610
دميتري فيودوروويچ مي تونست از موقعيت
استيصال من استفاده کنه... کاملا
651
00:58:45,144 --> 00:58:47,559
اما اون کاملا خودخواهانه برخورد کرد
652
00:58:49,268 --> 00:58:51,048
اون چکي به مبلغ 5000 روبل
فوري برام کشيد
653
00:58:52,914 --> 00:58:59,204
بعدا فهميدم که چيزي که اون داده بود
همه دارائيش بود
654
00:59:01,811 --> 00:59:03,888
او قبل از من تعظيم کرد
655
00:59:06,664 --> 00:59:07,793
و گذاشت من برم
656
00:59:08,401 --> 00:59:15,366
بعد از اون من يه نامه به
دميتري فيودوروويچ نوشتم
657
00:59:15,993 --> 00:59:18,195
و ازش خواستم که همسر من بشه
658
00:59:21,674 --> 00:59:22,626
همش همين بود
659
00:59:24,192 --> 00:59:25,810
متشکرم
660
00:59:26,330 --> 00:59:29,469
سوال ديگه اي از دوشيزه ورخووتسوا هست؟ -
من سوالي ندارم -
661
00:59:29,949 --> 00:59:31,072
بفرماييد بنشينيد لطفا
662
00:59:31,388 --> 00:59:34,985
شاهد بعدي
آگرافينا الکسانروفنا اسوتلووا
663
00:59:44,980 --> 00:59:50,727
در مورد مرگ فيودور پاولوويچ کارامازوف
چي مي تونيد بگيد؟
664
00:59:52,031 --> 00:59:53,504
چي مي تونم بگم؟
665
00:59:55,847 --> 00:59:57,060
من خودم رو براي همه چيز سرزنش مي کنم
666
00:59:59,051 --> 01:00:03,330
من هردوي اونها رو ريشخند مي کردم
بخاطر همين اين اتفاق افتاد
667
01:00:03,769 --> 01:00:08,149
رابطه شما با تاجر رييس صنف
سامسونف چيه؟
668
01:00:08,500 --> 01:00:10,093
!به شما ربطي نداره
669
01:00:11,726 --> 01:00:12,845
اون ولي نعمت من بود
670
01:00:13,997 --> 01:00:17,779
اون زمانيکه من پابرهنه و عريان بودم
دست من رو گرفت. زمانيکه خانوادم به من پشت کرده بودن
671
01:00:18,118 --> 01:00:21,710
لازمه که شما به سوالات دادگاه
دقيق و واضح جواب بديد
672
01:00:22,165 --> 01:00:23,365
من هم همين کار رو ميکنم
673
01:00:24,553 --> 01:00:27,484
شما پاکت حاوي 3000 روبل رو ديده بوديد
674
01:00:27,817 --> 01:00:31,746
که براي شما توسط مقتول آماده شده بود
فيودور پاولوويچ کارامازوف
675
01:00:33,639 --> 01:00:38,704
من هرگز اون رو نديدم ولي در
موردش از اون بدبخت فلک زده شنيدم
676
01:00:38,884 --> 01:00:41,048
منظورتون از"بدبخت فلک زده" کيه؟
677
01:00:41,779 --> 01:00:43,395
اون پادو. اسمردياکف
678
01:00:43,899 --> 01:00:45,944
که اربابش رو کشت و
خودش رو هم شب قبل حلق آويز کرد
679
01:00:46,144 --> 01:00:48,483
با چه مدرکي چنين اتهامي رو ميزنيد؟
680
01:00:49,535 --> 01:00:50,529
هيچ
681
01:00:51,550 --> 01:00:53,843
من فقط اطمينان دارم که اون
اقدام به قتل کرده
682
01:00:54,373 --> 01:00:57,748
زمان دستگيري در ماکرويه، شما ناله مي کرديد که
"تقصير من بود"
683
01:00:58,197 --> 01:01:05,064
در اون لحظات شما باور داشتيد که
دميتري کارامازوف پدر خودش رو به قتل رسونده؟
684
01:01:06,154 --> 01:01:08,449
يادم نمياد
اون موقع چه احساسي داشتم
685
01:01:09,597 --> 01:01:11,925
همه اون موقع فرياد مي زدن
که اون پدرش رو کشته
686
01:01:11,926 --> 01:01:14,253
من احساس کردم که تقصير من بوده
687
01:01:17,160 --> 01:01:21,844
اما زمانيکه به من گفت اون بي گناهه
درجا حرفش رو باور کردم
688
01:01:23,336 --> 01:01:24,721
و هميشه بايد بهش باور داشته باشم
689
01:01:25,921 --> 01:01:28,442
اون مردي نيست که دروغ بگه
690
01:01:30,225 --> 01:01:31,706
اون (زن) اون را نابود کرد
691
01:01:32,747 --> 01:01:34,703
دليلش اون زنه
منظورتون کيه؟ -
692
01:01:35,919 --> 01:01:40,335
اين دوشيزه بانو
اون بي شرم که اونجاست
693
01:01:40,879 --> 01:01:43,664
شاهد اسوتلووا
بنشينيد لطفا
694
01:01:49,267 --> 01:01:51,996
کارامازوف؟
ايوان فيودوروويچ؟
695
01:02:10,390 --> 01:02:11,852
خب، که چي؟
696
01:02:16,760 --> 01:02:20,163
شما شايد ... حالتون خوب نباشه؟
697
01:02:20,929 --> 01:02:24,037
خودتون رو ناراحت نکنيد عاليجناب
من باندازه کافي حالم خوب هست و
698
01:02:25,461 --> 01:02:26,834
... ميتونم بهتون
699
01:02:28,897 --> 01:02:32,416
چيزهاي خيلي جالب بگم...
700
01:02:33,087 --> 01:02:38,344
شما مطلب خاصي داريد که بخواهيد
دادگاه رو مطلع کنيد؟
701
01:02:44,952 --> 01:02:45,697
...نه
702
01:02:46,916 --> 01:02:48,878
من چيز خاصي ندارم
703
01:02:50,320 --> 01:02:51,103
هيچ چيز
704
01:02:58,067 --> 01:02:59,059
!ايوان
705
01:03:00,147 --> 01:03:02,712
تو آخه...تو
706
01:03:04,225 --> 01:03:07,883
من شبيه اون دختر دهاتي هستم عاليجناب
بخاطر مياريد؟
707
01:03:09,311 --> 01:03:13,093
برميخيزم اگر خوش داشته باشم
مي روم اگر خوش نداشته باشم
708
01:03:13,381 --> 01:03:16,012
برادر -
منظورتون از اين حرف چيه؟ -
709
01:03:19,014 --> 01:03:23,217
اين همون پوليه که پدر من
بخاطرش کشته شد
710
01:03:23,878 --> 01:03:26,057
اونها رو از کجا گير آورديد؟
711
01:03:26,500 --> 01:03:30,785
اونها رو ديشب از اسمردياکف گرفتم
از قاتل
712
01:03:32,009 --> 01:03:35,024
اون پدرم رو کشته. نه دميتري
713
01:03:35,769 --> 01:03:38,623
اون قتل رو مرتکب شد
!و من اونو به اين کار هدايت کردم
714
01:03:40,790 --> 01:03:43,045
چه کسي آرزوي مرگ پدرش رو داره؟
715
01:03:44,217 --> 01:03:45,161
شما به اختيار عقل خودتون هستيد؟
716
01:03:45,589 --> 01:03:46,999
نکته همينجاست
717
01:03:48,166 --> 01:03:53,662
...در همان ذهن شيطاني که شما داريد
و تمام اين ... چهره هاي کريه هم دارند
718
01:03:54,592 --> 01:03:58,030
پدرم به قتل رسيده و اونها وانمود
ميکنند که وحشتزده هستن
719
01:03:58,446 --> 01:04:01,947
به همديگه اينطوري وانمود مي کنند
مثل شيادان و دروغگوها
720
01:04:02,544 --> 01:04:05,938
اونها همه شون مرگ پدرشون
رو آرزو مي کنن
721
01:04:07,783 --> 01:04:11,414
حشره اي ، حشره ديگه رو مي بلعه
722
01:04:13,057 --> 01:04:22,468
اگر موضوع پدر کشي در ميون نبود عصباني مي شدند
و با نا اميدي به خونه مي رفتن
723
01:04:24,125 --> 01:04:28,982
"سيرک! "نان و سيرک
(قيصران روم براي ارضاي مردم،نان وسيرک براشون فراهم ميکردن )
724
01:04:36,855 --> 01:04:38,168
کمي آب به من بديد
725
01:04:40,160 --> 01:04:44,204
محض رضاي خدا کمي آب بهم بديد
726
01:04:47,202 --> 01:04:50,989
اون مريضه
راحتش بگذاريد
727
01:04:50,990 --> 01:04:51,990
ايوان
728
01:05:02,501 --> 01:05:04,388
خودتون رو ناراحت نکنيد آقايون محترم
729
01:05:06,075 --> 01:05:08,471
من ديوانه نيستم
730
01:05:12,877 --> 01:05:14,384
من فقط يه قاتلم
731
01:05:16,887 --> 01:05:21,040
شما نمي تونيد از يک قاتل
انتظار فصاحت داشته باشيد
732
01:05:21,284 --> 01:05:24,212
شاهد! کلمات شما غيرقابل فهمه
و قابل پذيرش نيست
733
01:05:25,471 --> 01:05:29,698
آروم باشيد و داستان تون رو بگيد
734
01:05:30,302 --> 01:05:34,349
اظهارات خودتون رو چطور تاييد مي کنيد
735
01:05:34,768 --> 01:05:37,416
موضوع همينجاست
من شاهدي ندارم
736
01:05:42,170 --> 01:05:44,017
غير از شايد يک نفر
737
01:05:44,569 --> 01:05:46,259
شاهد شما کيه؟
738
01:05:48,451 --> 01:05:50,479
عاليجناب! اون دم داره
739
01:05:52,564 --> 01:05:55,541
اون شيطان کوچک و لاشي و زشتيه
740
01:05:57,738 --> 01:06:00,211
اون زير اين ميز مدارک عيني نشسته
741
01:06:01,283 --> 01:06:03,228
اگر اونجا ننشسته باشه
742
01:06:15,151 --> 01:06:17,217
!ميتياي هيولا رو رها کنيد
743
01:06:20,319 --> 01:06:25,072
من رو دستگير کنيد. دستگيرم کنيد
دستگيرم کنيد
744
01:06:32,657 --> 01:06:35,510
چقدر همه اينها احمقانه است
745
01:06:38,018 --> 01:06:42,611
چرا همه اينها احمقانه است؟
746
01:06:43,319 --> 01:06:45,409
آروم باش -
اون چيه -
747
01:06:46,775 --> 01:06:47,814
!تو
748
01:07:04,722 --> 01:07:06,321
آقاي دادستان
749
01:07:06,521 --> 01:07:09,284
من مي خوام اظهارات تازه اي داشته باشم
750
01:07:09,705 --> 01:07:10,858
اينجا يک نامه هست
751
01:07:11,418 --> 01:07:12,890
!بگيريد و بخونيدش
752
01:07:13,296 --> 01:07:14,666
اون پدر ش رو کشته
753
01:07:15,124 --> 01:07:17,446
اون يکي مريضه و هذيان ميگه
754
01:07:18,208 --> 01:07:20,039
من اين نامه رو روز
قبل از قتل دريافت کردم
755
01:07:20,507 --> 01:07:21,868
موقعي که اين رو نوشته
مست بوده
756
01:07:22,823 --> 01:07:28,137
اون از من متنفره چون ناشرافتمندانه عمل مي کرد
و دنبال اون جانور مي دويد ميرفت
757
01:07:29,232 --> 01:07:32,506
من با نيت خاصي بهش 3000 روبل دادم
من خيلي واضح و مشخص بهش فهموندم و اون هم فهميد
758
01:07:32,706 --> 01:07:38,302
که با دادن اون پول مي خواستم
زجرش بدم
759
01:07:38,502 --> 01:07:46,510
ما توي چشم هاي هم خيره نگاه کرديم
ولي بازهم اون پول رو از من گرفت
760
01:07:46,902 --> 01:07:48,638
حق باتوئه کاتيا
من به چشم هاي تو نگاه کردم
761
01:07:49,006 --> 01:07:52,817
و مي دانستم که تو بي آبرويم مي کني
و با اينحال بازهم پولت رو گرفتم
762
01:07:54,755 --> 01:07:57,766
از من بعنوان آدمي بي سر و پا متنفر باش
!همه تون از من متنفر باشيد
763
01:07:58,152 --> 01:08:02,066
متهم، اگر يک کلمه ديگر بگويي
دستور مي دهم از دادگاه بيرونت ببرند
764
01:08:02,507 --> 01:08:05,258
آن پول برايش مايه عذاب بود
پس اون پدرش رو بقتل رسوند
765
01:08:05,681 --> 01:08:07,022
اما پول رو به من برنگردوند
766
01:08:07,204 --> 01:08:10,708
در عوض با اون جانور به اون روستا رفت
و اونجا مست همه پول رو با مشروب به فنا داد
767
01:08:11,084 --> 01:08:13,682
اين نامه رو بخونيد
خواهيد ديد که نقشه اش رو کشيده بود
768
01:08:13,882 --> 01:08:17,828
که چطوري با طرح از پيش کشيده شده
پدرش رو کشته
769
01:08:20,866 --> 01:08:22,987
اين نامه شماست، متهم؟
770
01:08:27,568 --> 01:08:29,635
همه ما بي رحم و ظالميم آقايون
771
01:08:31,978 --> 01:08:33,511
همه مون هيولا هستيم
772
01:08:35,010 --> 01:08:41,125
ما همه مردم رو وادار به گريه و ناله ميکنيم
مادرها، کودکان
773
01:08:42,465 --> 01:08:48,830
امااز ميان همه مردم
بگذاريد من از همه کثيف تر باشم
774
01:08:50,519 --> 01:08:53,132
اما به خدا و آخرين قضاوتش قسم مي خورم
775
01:08:53,771 --> 01:08:56,920
که من در مقابل خون پدرم بي گناهم
776
01:08:58,880 --> 01:08:59,976
من مي بخشمت کاتيا
777
01:09:01,677 --> 01:09:06,853
برادران، دوستان
به اون يکي رحم کنيد
778
01:09:07,139 --> 01:09:09,551
ميتيا، ميتيا
779
01:09:10,641 --> 01:09:14,504
مار خوش خط و خالت نابودت کرد
780
01:09:15,528 --> 01:09:18,827
بفرماييد. نشونتون داد که چه موجوديه
781
01:09:18,862 --> 01:09:20,171
!گروشنکا
782
01:09:20,206 --> 01:09:22,254
ديديد چطور نشونتون داد؟
783
01:09:23,523 --> 01:09:26,004
!قاتلها! هيولاها
784
01:09:27,039 --> 01:09:29,181
!من لعنتتون مي کنم
785
01:09:29,984 --> 01:09:32,596
!من لعنتتون مي کنم
786
01:09:47,829 --> 01:09:50,592
اون اينجاست
!ميتيا! ميتيا
787
01:09:54,345 --> 01:09:56,206
خدانگهدار آليوشا
788
01:09:56,940 --> 01:09:58,736
خدانگهدار برادر من
789
01:09:59,380 --> 01:10:02,720
به ياد داشته باش که حقيقت در زمين خواهد درخشيد
790
01:10:02,721 --> 01:10:04,396
خواهد درخشيد
791
01:10:13,109 --> 01:10:17,521
خدانگهدار آليوشا
خدانگهدار عزيز من
792
01:10:18,595 --> 01:10:20,708
ازت بخاطر همه چي ممنونم
!براي همه چي
793
01:10:23,132 --> 01:10:27,003
ما رو در سيبري فراموش نکن. برامون نامه بنويس
البته که مي نويسم -
794
01:10:28,059 --> 01:10:29,933
من رو به مِهر به ياد داشته باشيد
795
01:10:35,767 --> 01:10:36,417
!برو
796
01:10:56,067 --> 01:11:24,417
ترجمه و تهيه زيرنويس: امين اميرهدائي
eng.hodaie@gmail.com
797
01:11:36,053 --> 01:11:39,051
پـــايـــان
83572
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.