Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسایت بهارات مووی با افتخار تقدیم می کنند BaharatMovie.Com
آدرس کانال تلگرامی ما @BolyMix
m.dorrazehi:مترجم
"عدالت کیفری" ارائه ای از وبسایت بهارات مووی
(صدای خفه شدن)
(زندانی ها درحال فریاد زدن)
آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
داداش تاکلا
... تو
اونا دارن داداش مصطفی رو میزنن
(صدای صوت زدن)
(اژیر خطر)
بگیریدش
اونا دارن داداش مصطفی رو میزنن
عوضی های لعنتی
بگیریدش
چرا, مصطفی؟- کل خبر به گوشت نرسیده-
شما که میدونی کی این کارو کرده و چرا- تو دیگه داری زیاده روی میکنی مصطفی-
... اگه کنترل اوضاع از دستم در بره اوضاع خراب میشه
شما نیازی نیست چیزی رو کنترل کنید اونا رو بگیرید که این کارو شروع کردن
من الکی دعوا نمیکنم باید بهشون یاد بدیم که صبور باشن
خب تو که یادشون دادی
پس چرا داری از من سوال میپرسی؟
خوب گوش کن از این به بعد هر اتفاقی بی افته گردن من نیست
باشه اقای راو, ممنون
ممنون اقای راو
(صدای پا)
(رعد و برق)
اون اومد، داداش مصطفی اومد
چی شده؟
مگه قوانین اینجا رو بهت نگفته بودم؟
دوستات رو ول نکن و از دشمنات نگذر یادته گفتم
داداش مصطفی من من فرار نکردم... من کمک- کمک هان عوضی, کمک؟-
بهت اعتماد کردم
از این به بعد اینجا نبینمش, فهمیدین؟ فهمیدی عوضی؟.... اینجا دیده نشه
و اون پنج هزارتات کنسله از این به بعد این دوربرا نباشه
برو بیرون, برو برو بیرون میزنم میکشمت
اون بره به درک, بندازینش بیرون- داداش مصطفی من فرار نکردم-
اذیتم نکن برو از اینجا, برو
داداش خونه ماداو میشرا کجاست؟- کی؟ اون احمق-
اون اونجا زندگی میکنه, طبقه دوم
ممنون
(صدای در زدن)
دارم میام
(باز شدن در)
ببخشید,اقای ماداو راستش گوشیتون رو جواب نمیدادین برای همین اومدم
در جای نا امیدی صاعقه میزند
کسی در پی امید چاه میکند
من همواره در تفکرام
چی اتفاقی در حال افتادن است؟
چرا این اتفاق می افتد.؟
وچرا این اتفاق می افتد؟
واو عالیه
بفرمایید بشینید
بشینید, بشینید
چای میل دارین؟- نه ممنون-
نه نه چای رو اینجا درست نمی کنم چای مخصوص سفارش میدم
پاندی, دو تا.. مخصوص باشه
بله, حالا بگید خانم نیکیتا
چی شما رو اورده اینجا
ببینید اقای ماداو الان من نه مدرکی دارم نه سند خاصی به ذهنم میاد
حالا من چیکار کنم؟
این که شما همش میگید ادیتیا بیگناهه ادیتیا قاتل نیست
شما خانم لتا نیستید که همش یه اهنگ رو برای خانم قاضی بخونید
حالا که اتیش روشن شده باید استفاده کرد اگه اتیش نبود کپسولی لوله کشی گازی
چی؟- منظورم اینه که-
اگه ثابت کنیم قاتل یه نفر دیگست ادیتیا خودش بیگناه ثابت میشه
بله
مثلا دوست پسرش
بله، یا همسایش
حتی میتونه یه ساقی مواد مخدر هم باشه
بله، حتی میتونه یه دشمن قدیمی باشه
..... یا شاید یه ادم غریبه
نه...... ادم غریبه نه
من به خونه شنایا رفتم، بر اساس صحنه جرم مطمعنم هر کی بوده اشنا بوده
ما چندتا دوست پسر شنایا رو میشناسیم؟ یعنی چند تا بودن؟ مثلا جیمی؟
جیمی نه...... اون یه ادم رذله
اون دیونه نیست نمی تونه کسی رو بکشه اون یه ترسوه
یه لحظه
چی شد؟
(صدای روشن شدن کامپیوتر)
بیا اینجا
(صدای تایپ کردن)
.... این
یکم هنگ داره
کیه؟ بیا اینم چایت
نگاه کن
نگاه کن ببین کار میکنه
عمو گفت پولا رو بده فردا میدم
الان پول ندارم بهش بگو
هی, برو بیرون
این قراضه رو بفروش یه ماشین حساب بخر
گوشی من از این قراضه بهتره
برو بیرون
(صدای بسته شدن در)
بفرمایید- نه ممنون-
بابا این از اون علفا داره چی میگن؟ برگ لیمو داره
چای خیلی خوبیه
راستی چی مخواستی نشونم بدی؟
اون پوشه رو باز کن.
من اینو عکسو از اتاق خواب شنایاپیدا کردم
انگار خیلی به همدیگه نزدیک بودن
اسمش سینه
شان- چی؟-
شان- باشه شان-
من براش نامه احضاریه صادر میکنم تا اون موقع شما ادرسشو پیدا کنید
.... باشه
(صدای باز شدن در)
ممنون- مواظبت خودت باش-
انگلیسی عجب زبان عجیبیه
سین مینویسن شان میخونن
شما سین... شان هستین؟- شما؟-
ماداو میشرا وکیل هستم- من به وکیل نیاز ندارم-
نیاز شما نه من نیاز دارم- خیلی وقت بود باهاش حرف نزده بودم-
ولی با شنیدن خبر مرگش ناراحت شدم
چقدر صمیمی بودین؟
یه وقتی خیلی صمیمی بودیم
ولی الان پنج سال گذشته
یکی از دوستام همین مشکلو داشت ولی یه روان پزشک درمانش کرد
اگه میخواین شمارشو بهتون میدم
برای این فقط سمباده جواب میده
اولین بار شنایا رو کجا دیده بودی؟
فکر کنم یه جشن تولد بود
دلیل جدا شدنتون چی بود؟
یادم نیست
ولی خب رابطه ما یه رابطه معمولی بود
نه اصلا قبول ندارم
رابطتون کاملا جدی بوده
اون بهم زده تو ناراحت شدی
بله.... راحت باشه
دلیل پدرش بود
اون یه عوضی تمام عیاره این مجازات دوستی با دخترشه
من نمیخواستم با سنایا بهم بزنم باباش ادم بده ماجرا بود
درسته, منم همین فکرو میکرد باباش یه ادمه مکاره
باشه پسرم من دیگه میرم
باشه
گوش کن از دوست شماره روان شناسو بگیر
روان شناس نه روان پزشک
باشه, برای پام میگم
ممنون قربان.. تو همچین وقت کمی ترتیب این ملاقات رو دادین
میخواستم این اسنادو امضا کنی- چیه اینا؟ -
خانم حمیرا چی؟- برای یه سری کار باید میرفت دهلی-
ولی نگران نباش
من شخصا باهاشون در تماسم اونم خیلی جدی داره پرونده رو پیگری میکنه
ما تا اخرش کنارتیم
آدرس کانال تلگرامی ما @BolyMix
ببخشید ادیتیا نباید اون حرفو میزدم- نه اتفاقا ممنون که اون حرفو زدی-
بریم- ادیتیا نگران نباش-
من تمام تلاشم رو میکنم تا ازاد شی ... من قول
اقای گوتام کجا میری؟ پولای من چی؟
من پولاتونو ماه بعد میدم الان باید برم اقا- همین الانشم یه ماه شده-
الان باید برم- کجا میخوای بری؟ گفتم ماه بعد احترام نمیدم-
پولا رو رد کن بیاد- باشه پولا رو میدم-
ببخشید؟
شما؟
من برای پلیس کار میکنم
نیازی نیست بترسی
میخوام یه چیزی بپرسم
من چیزی نمیدونم
باشه چیزی که نمیدونی رو نگو ولی چیزی رو که میدونی قایم نکن
حداقل برای سنایا
روزی که این اتفاق افتاد اقای رستم کجا بودن؟
اون روز اقای رستم و خانم سنایا دعواشون شد
پشت گوشی کلی سرو صدا میکرد
من اتاق بغلی بودم ولی صداشون تا همونجا می اومد
بعدش اون ماشینو برداشت و رفت
حتما رفته پیش خانم سنایا
باشه
اقا
لطفاً اسم منو نیارید وسط- اسم شما اصلا ذکر نمیشه-
به من اعتماد کنید, من حتی اسمت رو نمیدونم- پوشپا-
باشه خانم پوشپا کسی اسم شما رو نمیاره
ممنون
میخوای داداش ببخشتت باید یه کاری بکنی
اینا تخم کبوتره
حاضری؟
باید اینا رو درسته قورت بدی
این...... یعنی چی داداش تاکلیا؟
زود باش
من نمی تونم داداش تاکلیا
بو نکن فقط قورتش بده
قورتش بده
تموم شد
حالا همه اینا رو قورت بده بعدش به مادرت زنگ بزن
ممنون
یعنی رستم اون شب همونجا بوده
به نظر من یه پدر قیرتی زده دخترشو کشته؟
حتما همین اتفاق افتاده
صبر کنید, صبر کنید خانم نیکات ما نمیتونیم مصنون جدید بدیم دادگاه باید تجدید نظر بده
داداگاه برای پرونده ماندیرا تجدید نظر نداد
اینجا چرا تجدید نظر بده؟
این دو تا پرونده فرق دارن
شما متوجه نمیشین واضحه که قاتل رستمه
حالا ما علیه رستم مدرک هم داریم
این برای ما یه شانس عالیه
نباید بذاریم از دیت بره
گوش کن
تاحالا مجسمه عدالت رو دیدی؟
همینطوری ساکت وایستاده فکر میکنی اون دل داره که احساساتت رو بفهمه
... ما برای هرچیزی که توی داداگاه میگیم
باید مدرک محکم داشته باشیم
و مدرک نداریم
ما باید بهشون زیر چشمی بگیم که رستم هم میتونه مضنون باشه
و باید کاری کنیم که تحقیقات بر همین اساس شروع بشه
... اگه اتفاقی نیفتاد من یه شاهد میارم که
که میگه اون رستم رو دیده بره خونه ساینا
عالی جناب لطفا مراجعه کنید به مدرک شماره۴٠۴ که اعطا شده
میدونم که ایشون رو میشناسید
ایشون رو میشناسید؟
لطفا جواب بدین
بله عالی جناب
از کجا میشناسیش؟
.... پنج سال قبل
برای دخترم مزاحمت ایجاد میکرد
مزاحمت؟
.. عجیبه
چون بر اساس این عکس اونا توی رابطه بودن
رابطه شون بره به جهنم- ببخشید-
منظورم رابطه جدی بود, عالی جناب لطفا به اعطاعیه شماره۱۴۶ مراجعه کنید
این مرد... شان, اسمش شانه
همینطور که میبینید اقای باروچا
سانایا داره میبوسدش
من مطمعنم سنایا غریبه ها رو نمی بوسه
سنایا باهاش رابطه ای نداشته
این به سنایا مواد مخدر داده بود
و برای همین اینقدر زدینش که راهی بیمارستان شد
دخترم برام مهمه
کاری که درست بود رو انجام دادم
اعتراض دارم, ارتباطش چیه؟- ارتباطش چیه خانم حسین؟-
ارتباط دارن عالی جناب- پس زود تر بیا سر اصل مطلب-
بله شما شب قتل کجا بودین؟
سوالم تکرار میکنم
شب قتل کجا بودین؟
لطفا سوالم رو جواب بدین
اونشب رفته بودین دیدن سنایا؟
بله دیدمش خب که چی؟
منظورم چیه؟ دیدن دخترم جرمه
نه, ولی متوجه نمیشم چرا این حرفو قبلا نگفتین و قایمش کردین
دلیلش چی بود؟
دلیل, چه دلیلی؟ پدرت میاد دیدنت به همه خبر میده؟
میگه اهای ببین رفتم دیدن دخترم
چی میگی؟
منظورم اینه که پدرم نمیاد دوست پسرای منو بزنه
و اقای بروجا با کمال احترام
من حتی ای سوالو از شما نمی پرسیدم
اگر اون شب سنایا به قتل نمی رسید
شما کلید خونه سنایا رو دارین؟
منظورت چیه؟
اونشب چه اتفاقی افتاد اقای بروجا؟
با دخترت دعوا کردی
...و از روی عصبانیت
و همه ما میدونیم شما توی عصبانیت مردومو میزنید
اونو هم زدی؟
چی داری میگی؟
لطفا به سوالم جواب بدین؟
چه اتفاقی داره می افته اینجا؟
با سنایا ملاقات کردین
و باهاش دعوا کردین؟
اره دیدمش و باهاش دعوا هم کردم
ولی پشت گوشی
چطور میتونی این کارو با من بکنی؟
من فهمیده بودم
که سنایا باز داره مواد مصرف میکنه
پس رفتم که باهاش حرف بزنم
تا بهش توضیح بدم
اشکالی نداره باشه؟ تو چیزیت نمیشه
تو خیلی قوی هستی
با من بیا دخترم
ببخشید بابا
من نمیخوام مامان منو اینجوری ببینه
قول میدم فردا میام دیدن شما
قول میدم
مراقب خودت باش
باشه؟
من پشیمونم
من خیلی شرمندم
که من دخترمو
توی اون وضع تنها گذاشتم
چرا نبردمش خونه؟
....شاید
شاید اگه میبردمش
امروز شاید دخترم
اقای بروچا شما داستانو ناقص گفتین
بذارید من کاملشو بگم
درسته شما نصف شب از خونه سنایا اومدین
ولی یجای وسط راه
نظرت عوض شد
و تصمیم گرفتی برگردی
حدود ساعتای 1:30 الی 2
شما وارد خونش شدین
شما رفتین داخل و دیدین
که سنایا عزیزت
داره مشروب و مواد مصرف میکنه
با یه غریبه در یه وضع خیلی بده
شما نتونستین باور کنین
سکوت
اون همین چند دقیقه قبل قول داده بود
ولی باز داشت مواد مصرف میکرد
شما نتونستیم تحمل کنین
شما عصبانی شدین
ترس از دست دادن ابرو و غرور خانوادگیتوهن
همه چی داشت تموم میشد
و در اون لحظه اقای بروجا
شما نتونستید خودتونو کنترل کنید
کنترلتون از دست رفت و شما عصبانی شدین
و شما با عصبانیت به دختر خوندتون چاقو زدین تا بمیره
چی؟
چی دار میگی؟
این یه طهمت باطله
سکوت
خانم حسین
اصلا میدونی داری چیکار میکنی؟
برای همچین طهمت بزرگی شاهد عینی
یا مدرکی دارین؟
عالی جناب اجازه هست؟
بله احازه دارین
ممنون
خانم
شما شاید برای تایید حرفات مدرک نداری
ولی من مدرک دارم
اون شب حدود ساعت 12
من از خونه سنایا رفتم به یه پارتی
اونحا 50 نفر اومده بودن
که منو اونجا دیدن
از نصف شب به بعد
تا تماس گرفتن پلیسا
منو توی اون جشن دیدن
من مدرک دارم
خانم حسین
اقای بندارکر
خانم من یه مدرک تازه دارم
که ثابت میکنه اون رفته به خونه سنایا
بذارید ارائش کنم
این پرونده زاویه های متفاوتی داره
چون توی این پرونده
...پس
من درخواست تجدید نظر پرونده رو دارم
ضایع کردن وقت دادگاه کافیه خانم حسین
دادگاه بیانیه اقای بروجا رو برسی میکنه
و من توصیه میکنم که شما
بجای گمراه کردن دادگاه
متن گفتگوی بعدی خود رو تمرین کنین
ممنونم عالی جناب
ادی
بیا بیرون
(صدای در زدن)
دارم بالا میارم
دو دقیقه صبر کن دارم میام
آدرس کانال تلگرامی ما @BolyMix
چقدر دیگه طول میکشه
بشین
ببخشید اقای ماداو
شما گفته بودین نکنم
ولی من ادامه دادم
باشه
بیا
اشکالی نداره اروم باش
چطوری خاله؟
من خوبم دخترم
حالت چطوره ؟
ادی رو دیدی؟
خیلی وقته ندیدمش
جراتش رو ندارم دخترم میترسم
از چی میترسی خاله؟
ادی کاری نکرده
ما میدونیم
میترسم چیزیش نشه
نمیتونم دردشو ببینم
این روزا
چند روزیه شبیه پسرم نیست
از این میترسم
که نکنه اشتباه بزرگش کرده باشم
نتونستم پسرم رو درک کنم
نتونستم درکش کنم
ولی اتفاقی که برای اون دختره افتاد
پسرم نمیتونه همچین کاری بکنه
فقط کار یه حیون میتونه باشه
فقط یه حیون میتونه این کارو بکنه
داداش مصطفی
کل شبو طول کشید ولی برای شما اوردمش
در حق هند لطف بزرگی کردی
نگهش دار
اگه بیشتر میخواستم بهت خبر میدم
زود باش برو دیگه نکنه مدل میخوای؟
برو دیگه
میدونم شما از دستم عصبانی هستین
کمک خاصی برای شما نبودم ممنون
برای این که منو امن نگه داشتین
من نمیتونم
اصلا نمیدوم چیکار کنم
یه ماه دارم رویه بیانیه اخرم کار میکنم
ولی هیچی متوجه نمیشم
و اینا اشغه فرابنفشن
با این پوست شما بهتر نمیشه
اتفاقا میسوزه
لعنتی
چیزی هست توی خونت کار کنه
(پچ پچ کردن)
دانشکده حقوق این پنج سال چیزی یاد گزفتی؟
انسان وقتی میبازه که امیدشو از دست بده
نمیشه با امید واری پرونده رو برنده شد
ولی با نا امیدی پرونده ای که میتونی ببری رو میبازی
اون خانومه بهت یاد نداده؟
داستان های که توی دادگاه اتفاق می افته
...باید داستانی رو بگی که
که با همه دروغا ها مقابله کنه و بگه من درست میگم
همینجوری که من میگم شده بود
باید حقیقت رو بگیم درسته؟
هر چی که شده بود
چرا همونی نگه که این اتفاق براش افتاده؟
ادیتیا
چرا ادیتیا خودش بیانیه اخرشو نده
بذارید حقیقت بیرون بیاد
همینه
ببین ادیتیا
این فرست توه
هر اتفاقی که برات افتاده رو
باید توی دادگاه بگی
همه واقعیت رو میشنون
ولی جوری حرف بزن که همه قانع بشن
اونا باید حرفات رو باور کنن
میتونی این کارو بکینی؟
هر وقت حرف تعلیغ شدن از دانشگاه یادم میاد
میدونی چی بیشتر از همه اذیتم میکنه
نگاه مادرم
جوری که بهم نگاه میکرد
نمیتونم همچنین ناراحتی توی چشاش ببینم
خب داستانو جوری بگو که
مادرت زیاد نارحت نشه
و تو هم بیگناه ثابت شی
اگه بازم پرونده رو اختیم چی؟
گوش کن
اگه با دهنت بگی شاید ببازیم
اگه از ته دلت حرف بزنی
حرف به دلشون میرسه
اقای ماداو من فقط یه چی دارم
و اونم حقیقته
سرو صدای جمعیت
عالی جناب
اقای ادیتیا شارما
متهم
یه خونه کوچیک
ارزو های کوچیک
ولی مسعولیت های بزرگ
برای کمک به خونوادش شبا راننده تاکسی بود
همه چیز خوب بود
بعدش یه شب
یه دختر بسیار زیبا سوار تاکسیش میشه
خانم سنایا رات
مقتول
اول ادیتا از دست سنایا عصبانی میشه
چون سنایا هی مقصدشو عوض میکرد
و به همین خاطر ادیتیا نمیتونست به مقصدش برسه
مقصدش پارتی دوستش بود
و اونجا میخواست با
دوست دوران دانشگاهش هم بستر بشه
میدونید دیگه لذت بردن
بعد از اون
تحت تاثیر مشروب
سنایا باهاش خوب رفتار کرد
ادیتیا اشتباه متوجه میشه
اون سنایا رو میبره خونه
با یه نیت بد
باز میره خونه مقتول و
بهش دست درازی میکنه
ولی سنایا مقاومت میکنه
اونن دختر شجاع مقابله میکنه
و اون غرور مردونه ادیتا رو اذیت میکنه
ادیتیا با خودش میگه
که به سنایا همچین درسی بدم
که تا ابد یادش بمونه
و این اتفاقیه که افتاده
بعد از این که لذتشو میبره
با بی رحمی سنایا رو میکشه
ابزار قتلی که
خون سنایا و
اثر انگشت ادیتیا رو داره
ادیتیا سعی میکنه اثرش رو از بین ببره با شستنش
و پلیس همون ابزار قتلو پیش ادیتیا پیدا میکنه
و اون وقت دستگیر میشه
عالی جناب
ما گزارش پزشکی قانونی
شاهد عینی
و چندین قلم مدرک داریم
که متهم همون مجرمه
عالی جناب
شما یه پرونده دارین که
که توانایی داره
به همه دخترا سینگل این شهر عدالت و اطمینان بده
عالی جناب
قضاوت شما یه پیام قوی
برای تمام متجاوز ها و قاتل های احتمالیه که توی شهر میچرخن
همچین افرادی باید سختمجازات بشن
این درخواست منه
ممنون عالی جناب
حرفام تموم من به پروندم خاتمه میدم
وکیل دفاعی
هر اتفاقی که با سنایا رات افتاده
خیلی دردناک بوده
مجرم باید مجازات بشه
ولی برای مرگ یه بیگناه
مجازات کردن یه بیگناه دیگه
این اصلا عادلانه نیست عالی حناب
اتفاقاتی که اون شب افتاده
که سنایا رو کشته
همه براش داستان های گفتیم
امروز میخوام ادیتیا شرما
اتفاقات واقعیه اون شب رو
توی دادگاه تعرف کنه
با اجازه شما
تیم دفاعی درخواست داره
بیانیه نهایی توسط ادیتیا شرما ارائه بشه
اجازه دارید
ممنون
(سرو صدای جمعیت)
برو ادی
اون روز ما مسابققه فوتبال رو برنده شدیم
و برای همون شبشو میخواستیم جشن بگیریم
قبل از رفتن به جشن
خواهرم اونی بهم گفت بارداره
جدی میگی؟
ولی؟
وقتی داشت میرفت گفت که
قبل رفتن به پارتی چند تا مسافر سوار کنم
که پولش به درد ما میخوره
داداش لطفا منو همینجا پیاده کن
و من نمیخواستم دیگه مسافر سوار کنم
من میخواستم برم به جشن
ولی بعد از دو سه تا مسافر
من رفتم دارو خونه
میخواستم از ماشین پیاده بشم که
متوجه شدم که یکی سوار ماشین شده
ببخشید وقتی نگاه کردم دیدم سنایا بود
میری رستوران فرست کرابز؟
من بهش گفتم که نمی تونم ببرمش
و یه تاکس دیگه بگیره
ولی اون گوش نکرد
من قرار نیست پیاده شم
پس راه بیفت
من با خودم گفتم همش 20 دقیقه بیشتر نیست
اونو میرسونم و میرم پارتی
ما رفتیم
دفعه اولی که اون مقصدش رو عوض کرد
من چیزی نگفتم
ولی اون همش مقصد عوض میکرد
برو من که پولت رو میدم درسته؟
و تو پول اضافی گیرت میاد
مشکلت چیه؟
اون موقع یکم عصبانی شدم
میخواستم کلی حرف بهش بگم ولی وقت نگاه کردم
اون داشت گریه میکرد
چون پشت گوشی داشت
با یکی دعوا میکرد
و وقتی باز چشمم بهش افتاد
اون داشت قرص میخورد
فکر کردم داروه
بعدش اونو بردم خونش و از اونجا رفتم
و بعد از مسجد باندرا
شنیدم از صندلی عقب یه چیزی افتاد
متوجه شدم کوشیش توی ماشین مونده
اون قبلش کلی ناراحت بود
بدون گوشیش
بیشتر ناراحت میشد
من رفتم خونش تا گوشی شو بدم
من رفتم و گوشیش بهش دادم
اون به من گفت بیا داخل
نمیخوای بری به پارتی ؟
الان دیگه دیر شده ببینم چی میشه
بخاطر من دیر شده
احساس خیلی بدی دارم
لطفا بیا داخل
با اینکه نمی خواستم رفتم داخل
نباید میرفتم داخل
همین خونه بزرگی قبلا ندیده بودم
من کاملا حیران شده بودم
بشین اروم باش
نه راستش من باید برم خونه برای همین
اشکالی نداره یه نوشیدنی بخور یکم استراحت کن و برو
بعدش اون شروع به رقصیدن کرد
(صدای موسقی)
اون به من مشروب داد
منم قبول کردم
(سرفه)
چیه ؟چرا داری عصبی میشی؟
جوری رفتار میکنی انگار هیچ وقت دختر ندیدی
دوس دختر نداری؟
بعد از اون ما همدیگه رو بوسیدیم
و همون لحظه
اون از دهنش بهم یه قرص داد و
تا وقتی که من متوجه بشم چی شده
من قرصو خرده بودم
بعدش همه چی عوض شد
بدنم سبک شده بود
نمی دونستم چه اتفاقی داره می افته
چون قبل ان احساسو نداشتم
و بعدش ما رفتیم اشپز خونه
اون دستش رو گذاشت روی میز
یه چاقو برداشت
و بین انگشتاش رو با چاقو زد
بعدش چاقو رو داد به من
و گفت همون کارو با دستاش بکنم
منم تو حال خودم نبودم
سرم گیج میرفت نمیدونستم چی شده
ولی بازم موافقت کردم
و وقتی داشتم بین انگشتاش چاقو میزدم
تند تر
من میترسیدم که یه اتفاقی بی افته و همون اتفاق افتاد
...و یهو
اون دستش اسیب دید
چاقو دستش رو برید کلی خون داشت می اومد
سعی کردم دستش رو بشورم
سعی کردم چاقو رو تمیز کنم
و بعدش ما صمیمی شدیم
و رفتیم به سمت اتاق خواب
آدرس کانال تلگرامی ما @BolyMix
و اون اتاق خواب رو همیشه یادم میمونه
سیاه سفید بود
یه عکس بزرگ ازش هم اونجا بود
همین
این اخرین چیزیه که یادمه
بعدش من توی اشپز خونه بیدار شدم
بین اتاق خواب و اشپز خونه چی شده من یادم نیست
میخواستم برم خونه
رفتم داخل اتاق خواب لباسامو بردارم
حتی سعی کردم بیدارش کنم
وقتی رفتم بیدارش کنم
یهو دیدم دستم خیس شده
وقتی با دقت بهش نگاه کردم
متوجه شدم واقعا چیه
(فریاد ادیتیا)
من نمی دونستم چی شده
چطوری شده چی شده من چیزی یادم نبود
من ترسیده بودم
ولی من میدونستم عالی جناب
که اگر اون لحظه کسی منو ببینه
برام خوب نمیشه
من رفتم داخل سالن
هرچی دستم اومد باهاش رد خون رو پاک کردم
اون چاقوی که اثر انگشت منو داشت
سعی کردم اونو تمیزش کنم
و اون چاقو رو گذاشتم داخل کتم و فرار کردم
اشتباهم همین بود
ولی توی این هفت ماه من از اون موقع تا الان
من هر روز هر لحظه با خودم میگم اون بین چی شده بود
اگه نمیترسیدم و فرار نمی کردم چی میشد؟
هر روز
ولی عالی جناب چه یادم باشه چه نباشه
انسان میدونه چی میتونه بکنه و چی نمیتونه
و من میدونم که من نمیتونم همچین کاری بکنم
من نمیتونستم بکشمش
دادگاه حرف های متهم و شاکی رو گوش داده ضبط کرده
یه ماه بعد از الان
نتیجه ای پرونده اعلام میشه
من وکیل ارشدم
مردم نمیذارن با ارامش بشاشی
شنیدم برای مصطفی کار میکنی
خودت گقته بودی هر طور شده زنده بمون
من گفتم زنده بمون
تو رفتی قبرتو کندی اومدی
الان دیگه دیره اقای ماداو
(صدای رعدوبرق)
خدای نکرده
فردا اگه تو دادگاه
پرونه رو باختی بدون این زندون اونقدرا هم بد نیست
22 ساله من همینجام
نه خونه ارم نه زن دارم
میدونم
بعضیا اینجا
بهت اهمیت میدن
مثلا من
بین تو و ما کلی فرق هست
ما ادایه بی گناهی در میاریم
همه یه ریگی تو کفشمون هست
همه دروغ میگیم
ولی تو بیگناهی بچه
بوی بی گناهی میدی
برای من پنج هزار تا شرط بذار
نه یه کاری کن مادرجنده
ده هزار تا شرط بذار میخوام پول در بیارم
بازی که در کار نیست سلیمان سر کی شرط میبندی
اقا مسابقه فقط زمین بازی نیست یه مسابقه شما دارین توی دادگاه
روی اونم شرط می بندی
به قلبت گوش نده
تو هم روی حبس ابد اون شرط ببند
تو هم پول در میاری برای یکی یکو نیم گیرت میاد
اره؟و قیمت ازادیش چی؟
یکی برای دوازده ولی شرط نبند میبازی
باشه بهت زنگ میزنم
عوضیا کل کشورو خراب کردن
(پارس سگ)
(صدای قدم)
(صدای در زدن)
گوتام
تو مستی؟
گوشیت خاموش بود گوتام
چرا اینقدر بی مسعولیت شدی؟
گوتام چه خبره؟
تو ....گوتام
پولای طلا ها رو دادی به داداشت
حالا از کجا وام رو بدم؟
ونا ما رو از اینجا بیرون میکنن
همش زیر سر توه خودت یه کاریش بکن
(صدای میز)
جنده عوضی
شیاد
همه ا امید شدین؟
از خونه کسی نیومد؟
دارن میان حتما توی راهن
بخاطر ترافیک دیر شده
ادی
ادی- ادی-
تو همینجا وایسا من میرم اونجا
مراقب باش
پرونده شماره 469780 از سال 2018
متهم ادیتیا شرما
ادیتیا شرما بیاد
براساس ماد354 مزاحمت
دادگاه ادیتیا شرما ا بی گناه اعلام میکند
بر اساس ماده 449 ورود به زور به خانه
دادگاه ادیتی شرما را بی گناه اعلام میکند
بر اساس ماده353 حمله به مامور دولت
دادگاه ادیتیا شرما را بیگاه اعلام میکند
بر اساس ماده 354 حمله مسلحانه به بانوان
دادگاه ادیتیا شرما را ی گناه اعلام میکند
بر اساس ماده 376 تجاوز
دادگاه ادیتیا شرما را بی گناه اعلام میکند
بر اساس ماده 302 قتل
دادگاه ادیتیا شرما را مجرم اعلام میکند
داد گاه به ادیتیا شرما سزای حبپ ابد می دهد
تجربه ی لذت بخش سینمای هند با وبسایت بهارات مووی BaharatMovie.Com
(رعدوبرق)
آپلود زیرنویس : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.