Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
... هاروی" لازم نیست متهم جلو عموم پیاده راه بره" ... یکی از قوانین آمریکا که متهم پس از بازداشت، پلیس»
.یا اینکه عکسش توی صفحه اصلی زوزنامه ها باشه ... «او را مجبور به پیاده روی در مکانهای عمومی میکند ...
فقط میخوام مسئولیت .خودش رو بر عهده بگیره
... پس اون قرارداد که راجبش صحبت کردیم
.بهم بده؛ تا قوانین به خوبی اجرا بشن ...
... میدونی، اگه کسی دیگه ای به جز تو بود
.حتی اصلا بهش اجازه ی ملاقات نمی دادم ...
.بِکی"، هر دومون از این مورد نفع میبریم"
.تو هیچ مدرکی از موکل من نداری
و منم کمکت میکنم مسئولیت .شخصیش رو بر عهده بگیره
پس بزار کارم رو بکنم، باشه ؟
پس بهتره کاری بکنی خانوم .ستون" این پرونده رو امضا کنه"
.در غیر این صورت، قرارداد بی قرارداد
الان چند مدته همدیگر رو میشناسیم ؟
.از وقتی که توی بخش "دی.ای" بودی «دی.ای : بازپرس بخش قضايى»
.بنابراین قراداد مون سر جاشه
.تا بعد
از قوه ی قضاییه چه خبر ؟
.دنبالم بیا خودت میفهمی
باید کنارت بشینم ؟
باید سرتو بندازی پایین .و دهنت رو ببندی
... که واسه تو طبیعی نیست - .آه -
چی خبر ؟
کاری بکن که انگار داری .چیز مهمی رو بهم میگی
.معلمومه که چیز مهمه رو بهت میگم
... و بعد از حکم دادگاه
هر دو طرف دعوا تصمیم به ... ... ارزیابی مجدد گرفتن
.خدای من
... اون زن که با "ریچل" بود
.پارسال امتحان "الست" رو براش پاس کردم ... «الست: امتحان تعیین استعداد تحصیلی رشته ی حقوق»
.اگه منو میدید، الان همه چی ضایعه میشد
اوو، جدی ؟ چطور میخواد همچین کاری بکنه ؟
... ببخشید، وقتی واسه امتحان "الست" تقلب "
" میکردم؛ اون مرده به جام امتحان داد ؟ ...
.بیخیال
.روی کاغذه میشه
.تو که نمیدونی، مردم دهن گشادی دارن
خانون "ستون" اگه اشتباه میگم ... تصیحش کنید اما
هردومون میدونیم که ... .هر چی میگم عین واقعیته
لطفا خطابتون من باشم ."نه موکلم، آقای "سپکتر
... موکلی که 10میلیون دلار دارو
... از شرکت "لوناردی" خرید کرده ...
... و روز بعدش ...
... اداره مواد غذائی و داروئی اعلام کرده «اداره ی تحت نظارت سازمان محیط زیست»
که محموله ارزشش به 30میلیون دلار رسیده ؟ ...
موکل بنده محموله داروئی رو ... بر اساس تقاضای موکلها شما
.یعنی "برت کمبل" و "دین مِرلو" خریده ...
.که با توجه به "دستور العمل" موکل شما بوده «دستورهای که از مقامهای بالا به کارکنان داده میشود»
ادعائی که باعت به خطر افتادن ... شهرت موکلین من شده
و قوه ی قضاییه هنوز چیزی ... .در این رابطه پیدا نکرده
.به این معنی نیست که اونا به دستور ندادن
بنده خودم موکل شما رو به .دادگاه منتقل میکنم. بدون دست بند
و اونا موکلتون رو به زندان .خارج از شهر منتقل میکنن
... و در صورتی که موکل شما قبول کنه
خودش معامله رو وفق داده؛ .. ... در این صورت تضمین میدم
.پروسه با کمال احترام اجرا بشه ...
این فقط یک مورد مسخره ست .که روی کاغذ آوردینش
چرا روی صحبت ما با قوه ی قضاییه نیست ؟
... چون که قوه ی قضاییه میخواد، شما رو
.به مدت 7 سال زندان بندازه ... .و من اینو به 11 ماه کم کردم
.ببین، خیلی معامله ی خوبیه
شما اینو پرونده رو امضا میکنید، و ... حدود یک سال رو در زندان میگذرونید
... و هر شب که توی تخت میری ...
... از ستاره اقبالت تشکر میکنی که ...
هاروی سپکتر" به جات صحبت های" ... .لازم رو با قوه ی قضاییه کرده
... هیچ کس حرف منو باور نمیکنه
... و منم هیچ مدرکی ندارم که با این پرونده ...
.مقابله کنم ...
.بنابراین پرونده ی لعنتی رو امضا میکنم
.اما از کسی متشکر نیستم
.هاروی"، خوب از پسش بر آومدی"
.شهرت شرکتم برام همه چیزه
.ازت ممنونم
... خُب، بهت اعتماد کنم که دیگه خبری
از قوه ی قضاییه نمیشه ؟ ...
... نه، مگر اینکه اونا رو برای
.جشن سال تحویل دعوت کنی ...
به "مِرلو" گفته بودم .از پسش بر میای
."ازت ممنونم، "هاروی
.واقعیت ها هم دفن میشن
.گبی" یه خورده حالش بد شده"
.چند لحظه ای بهش وقت بده
... کاغذ های رو توی دفترمه
.بریم بهش یه نگاه بندازی ...
.مواظبش باش
... اینجا واستادی که نکنه تصمیم
برای امضاش عوض کنم ؟ ... - .نه -
میخوای عوض کنی ؟
.پدرم معلم بود
.سخت کار میکرد، قوانین رو رعایت میکرد
... سال قبل حوزه معلمیش برای بالا بردن
.بوجه شون؛ حقوقش رو قطع کرد ...
... قبل از اینکه اجباری معلمی بشم
با "وال ستریت" رفتم که شاید ... .بتونم یه مقداری پول در بیارم
هرگز فکرشو نمیکردم یه روزی ... نگران این باشم که
.اونا منو به خاطر سوادآموزی مجرم بدونن ...
آب لازم دارید ؟
... اوو
.میرم براتون آب بیارم
.سلام - .بزار برات بریزم -
.ممنون
... خُب، اون دختر که صبح باهاش بودی
دوستت بود ؟ ... - .تریسا"؛ آره" -
.قبلا اینجا دستیار حقوقی بوده
.ما باهم خیلی صمیمی هستیم
تو "پیرسون هاردمن" کار میکرده ؟
.آها
... و من امروز بهش این افتخار رو دادم که
.اسمش رو توی لیست استخدامی های آینده بزارم ...
واقعا ؟ - .آره -
... دو ساله که در دانشگاه "هاروارد"ـه
.الانام داره با همکارش صحبت میکنه ...
.ها - .میدونم -
.قبلا همه کاری با هم میکردیم
.و اگه الان اینجا استخدام بشه، ریئس من میشه
.اوو خدا
."متاسفم، "ریچل
میخوای راجبش صحبت کنیم ؟
.نه الان نه، مرسی
.نــه، نــه
چی شده ؟
.اون رفته
خريد بهترين فيلمها و سريالهاي روز دنيا .::: SantaFilm :::.
... تو هم اون تنها گذاشتی
که واسش آب بیاری ؟ ...
چرا براش شیرقهوه نیاوری ؟
.فقط میخواستم موثر باشم
.واسه اون که بودی
.تو که ندیدش "هاروی". ترسیده بود
.داغون شده بود
... شاید به خاطر این بود که
.یازده ماه باید بره زندان ...
.اما من فکر میکنم واکنشش مثل زنهای بیگناه بود
و اینو از کجا کشف کردی ؟
چندین سال تجربه ی بازجوییت ؟
.من ... فقط... بهش گوش دادم
.بزار یه چیزی رو بهت بگم
... وقتی یه دختر خوشگل داستانی برات تعریف میکنه
.به این معنا نیست که واقعیت داره ...
... اگه به دادگاه میرفت
... سنگینی پروندش زیادتر میشد ...
... حتی وکیلش بهش توصیه کرد ...
.قرارداد رو امضا کنه ...
... تازه افرادی که بیگناه هستن
.فرار نمیکنن ...
.فکر کنم این از جیبش افتاده
.اینجا پیداش کردم
چرا الان اینو میگی ؟
.چون که چند دقیقه قبل عصبانی بودی
... یعنی جوابت اینه که
اطلاعات مهم رو با تخیر به من بدی ؟ ...
.خُب، آره یه جورایی
باشه، یه خورده مشکلاتی با قوه ی .قضاییه دارم، که باید حلش کنم
.اون موبایل تنها سرنخ ماست
.سعی کنم تا برمیگردم اینو گم نکنی
میتونی دیگه ؟
"گبی"، اگه خواستی صحبت بکنی، بیا "هادسون" .دارم بسکتبال بازی میکنم. مواظب خودت باشی
... بِکی"، یه خورده مشکل با پرونده ی
.گبی ستون" پیدا کردیم" ...
.نمیخوام اینو بشنوم
امضاش کرد یا نه ؟
.خُب، میخواست
... همکارم چند لحظه ای تنهاش گذاشت
.و اونم فلنگ رو بسته ...
گبی ستون" قرار شروع کنه ؟"
شروع کنه" ؟" جدی میگی ؟
.این زنه که جنایتکار شماره یک دنیا نیست
.پیداش میشه
خّب، بهتره پیداش بشه؛ ... یا باید بیخیال قرارداد بشی
.و منم موکلت رو تحت پیگرد قرار میدم ...
.خیلی بامزه بود
.فکر نکنم بتونی
... اس.ای.سی" تعیین کرده سنگین پرونده" «سازمان کنترل اوراق بهادار و کارمزدها - بازار بورس»
.آنچنان نیست که تحت پیگرد قرار بگیره ...
... اگه مدرکی از موکلین من داشتی
.قبلا ازشون شکایت میکردی ...
هاروی" من به خاطر تو" .خودم رو به خطر انداختم
... اگه اسم منو لکه دار کنی
.بهت قول میدم، پشیمون میشی ...
دننا"، "مایک" کدوم گوریه ؟"
هی، کسی به اسم "برادلی" میشناسی ؟
!"بل"
.همونی که الان توپ رو خراب میکنه
فامیلی هم داره ؟
."برک ستین" «آدم باهوش آبجو خور»
به نظرت من باهات شوخی دارم ؟
"ریگر"
."برادلی"
."آقای "ریگر
!"برادلی ریگر"
کمکی از دستم بر میاد ؟
... مطمئنم در خصوص تحقیق پیرامون پرونده ی
.گبی ستون" شنیدید" ...
شما از طرف قوه ی قضاییه هستین ؟
... من
.چندتا سوال دارم ...
... وقتی "گبی" برای اون معامله متهم شد
شما بهش کمک کردین ؟ ...
.البته
.اون فقط معامله جوش نمیده .بلکه دوست منم بود
بهش یک وکیل پیشنهاد کردم؛ ... بعد از اینکه شماها حسابش رو بستین
.مقداری پول بهش قرض دادم ...
.کار "هندرسون" بود
.آدم سخت گیره
آخرین بار کی ملاقاتش کردین ؟
... برادلی" بزار روشنت کنم"
... اگه راجب جا و مکانش یک فراری خبر داری ...
.و با ما نمیگی، جرم حساب میشه ...
فهمیدی ؟
.گبی" بیست دقیقه قبل اینجا بود"
... کلید شرکت تجاری "مِرلو" رو میخواست
.و منم بهش دادم ...
.خُب، قوه از همکاریت متشکره
اوو، آقای "ریگر" یه مقداری ... قوس به پرتاب هات بده
باشه ؟ ... ... اگه پرتاب های ضعیف جرم بود
.خودم شما رو دستگیر میکردم ...
.خجالت آوره
.ببینم باهاش چیکار میکنی
.هاروی" جاش رو پیدا کردم"
تو اینجا چیکار میکنی ؟ .بهت گفتم خودم از پسش برمیام
.و منم بهت اجازه میدم
فقط خواستم مطمئن بشم .دوباره فرار نکنه
آب خوری دقیقا بیرون اتاق بود، باشه ؟
.و کیه گفته آدم های بیگناه فرار نمیکنن
مگه آدم های گناه کار به صحنه ی جرم برمیگردن ؟
.ما که نمیدونم داره چیکار میکنه
... شاید تصمیم گرفته با چوب بیسبال
.تمام کامپیوتر ها رو خورد کنه ...
گبی"، چیکار داری میکنی ؟"
.دستور خرید اون محموله برای من بود
.به من دستور داده بودن
... اگه بتونم اون دستور رو پیدا کنم
.میتونم ثابت کنم بیگناهم ...
این کاریه که آدم های گناه کار میکنن ؟
... میدونم اونا موکل شما هستن
اما لطفا میشه به من کمک کنید ؟ ...
.متاسفم
... یا با من میای
.یا قوه ی قضاییه خودش اقدام میکنه ...
... یخواستم ازت بپرسم
گزینش دوستت چطور پیش رفت ؟ ...
."تریسا" .نتونسته گزینش رو رد کنه
خُب، حالت چطوره ؟
.راستشو بخوای، الان آروم شدم
... دیگه میشد امر و نهی
.به کارهای که نمیتونم انجام بدم ...
... که منم هیچ وقت نمیتونم در
.امتحان "الست" نمره بالای بیارم ...
.میتونه واقعیت نداشته باشه
... چرا هست. باید قبول کنم
... که به خاطر یه امتحان احمقانه ...
.مجبورم برای همیشه یه دستیار باشم ...
.دیشب خوابم نمیبرد
میخوای بدونی چرا ؟ - .نه -
.چون که "گبی ستون" بیگناه
.اما من تخت گرفتم خوابیدم
.فکر نکنم هنوز کاملا مطمئن باشی
.تو هم فکر میکنه "گبی" بیگناه
.فقط نمیخوای دنبالش بری
.چون که موکل ما نیست
.آره خُب، "مِرلو" موکل ماست
... و اگه کسی دیگه ای تو اون اداره
... دوباره همچین کاری بکنه، اون وقت ...
موکل ما در خطره، نه ؟ ...
.آها، آره دیگه
.من درست میگم، تو هم اینو میدونی
... و حالا باید مسئولیت بررسیش
.رو بر عهده بگیری ...
... تو به اون یارو بسکتبال بازه گفتی
از طرف قوه ی قضاییه هستی ؟ ...
.شفاف سازی نکردم
.مردم چیزی رو میشنون که خودشن میخوان بشنون
.دیگه خودم ماور قانون جا نمیزنم
.آفرین، خیلی خوبه
.آره
... هی "مایک" میتونی آخر هفته
گربه ی همسایم رو نگه داری ؟ ...
.باشه. با مزه، تمومش کن .کار داریم
.نه، نه اونجوری نیست که فکرشون میکنی
.خیلی ضای ست
... و منم فکر کردم، اگه واقعا مواظبش باشی
گربهِ خیلی زود فرار میکنه، مگه نه ؟ ...
.آقایون
اینجا چه خبره ؟
اینو یه جور شوخیه ؟
.نه، نیست
.شوخی بین خودمونه
پرسیدم چی شده ؟
... دیروز که "گبی" از دست در رفت
.ستس" بهم گیر داده" ...
... اما ما میدونیم در این شرکت
.نباید اشتباه همکارمون رو سر زنش کنیم ...
درسته ؟
... فقط واسه اینکه یکی
از دوستاتون توی دردسر افتاده ... ... به این معنی نیست که
... شماها زود زود یادآوریش کنید ...
که چه آدم بی فکر و احمقیه، درسته ؟ ...
.تـو
... دو شب پیش بهت زنگ زدم
... "و گوشیت رو جواب ندادی "هارولد ...
... که خیلی خنده داره ...
... چون اولین سالته اینجا کار میکنی ...
... و خیلی شانس داری که هنوز توی ...
شرکت "پیرسون هاردمن" کار میکنی؛ ... ... پس هر وقت بهت زنگ زدم باید
.گوشیت رو جواب بدی ...
... اصلا برام مهم نیست که تو کما باشی
... بیمارستان، خونت آتیش بگیره ...
یا اینکه مادرت بخواد از پل ... .... بوکلین" خودشو بندازه پایین"
.در هر حال باید گوشت رو جواب بدی ...
.حتما - گرفتی ؟ -
.بله
.باشه، مرسی میشه بری بیرون ؟
هاروی"، وقتی این پرونده ی" ... مِرلو" کارش تموم شده"
... یادم بنداز که دیگه برای پرونده های ...
.سوندن" مسئولت نکنم" «مالى در مال ديگر مستغرق شود»
.واقعیت اینکه ادغام کردن خسته کنند س
.تازه، من سرم شلوغه
.خسته کنند س
اینا رو چطور گیر آوردی ؟
... "اوو، منظورت بلیط نمایش "پادشاه لیر «یکی از مشهورترین اثرهای هنری ویلیام شکسپیر»
توی سینما تاتئر "رویال شکسپیر" ؟ «تاتئرای که در سال1960 ساخته شد»
... تاریخ فروش بلیط تموم شده بود
.اما این بلیط ها سر وقت خریدی ...
.من برای "پادشاه لیر" زندگی میکنم «جمله ای در نمایش»
ایتو از کجا میدونستی ؟ - .کارم اینه -
اما چرا ؟
.لویس وظیفت رو به خوبی انجام دادی
... توی این ماه 3تا پرونده ی
.سنگین رو برنده شدی. میخواستم ازت تشکر کنم ...
.و خیلی خوشحالم که ذوق کردی
خُب، قبل از نمایش شام بخوریم یا بعدش ؟
.نمیدونم
... جسیکا" یادتی وقتی رفتم به"
بازی تیم "یانکی"«تیم بیسبال» و تو اون ... ... توپ که افتاده بیرون رو گرفتی
و همه ی "ناچوس" منم خوردی ؟ ... «غذایی اسپانیای شامل ذرت، لوبا، پنیر و ادویه»
همون شب بود که استیک هم خوردیم ؟
.اوو، مزش خیلی خوب بود
.خوش بگذره
.لویس" بعد از شام"
.به "نُرما" میگم واسمون رزیوو کنه
.عالیه
... دین"، "گبی ستون" صداش راجب دستورها"
.در اومده ...
... اصرار میکنه؛ همون روزی که
از شرکت "لوناری" دارو خریده ... .دستور متفاوتی بهش دادن
.دروغ میگه
... متوجه ام، اما بعد از اینکه
... دیشب وارد ادارت شد ...
... قوه ی قضاییه تمایل داره ...
.که دوباره پرونده رو بازبینی کنه ...
... جدا از اینا
تو واقعیت رو من میگی، درسته ؟ ...
... "هاروی"
.تو برای من کار میکنی ...
... پس؛ به عنوان وکیلت لازمه
.که با قوه ی قضاییه رو راست باشیم ...
.البته - ... پس مشکلی نیست -
اگه خودش یه سرو گوشی آب بدم ؟ ...
... برای 50 ساله سابقه ی
.بدون لغظشی داریم ...
.پس "هاروی" لطفا یه سرو گوشی آب بده
این چرا رو میزه منه ؟
چون از شنبه ی فقط یک هفته .به امتحان "الست" وقت داری
.عالیه. الان کار دارم. برو بیرون
... هر سال 4 تا امتحان برگذار میشه که
... اگه اینو از دست بدی؛ باید تا
.سه ماه دیگه صبر کنی ... - .خودم میتونم حساب کنی -
."ویل هانتینگ خوب" «فیلم دارم ساخته ی گان ون سنت-1997»
کی بهت گفتم واسه امتحان "الست" آمادم ؟
... فکر کنم بعد از
... تو حرفام خبر از دوباره
.خراب کردن امتحان نبود ...
.قرار نیست دوباره امتحان بدی رو خراب کنی
از کجا میدونی ؟ - ... چون اولین باری که -
... امتحان دادی، رد شدی ...
... به خاطر اینکه یک عامل اصلی رو نداشتی ...
.و اون منم ...
.علاقه ندارم
... اگه اجازه بدم بهم کمک کنی
منو تنها میزاری ؟ ...
.باشه - .تا بعد -
.ذوق شده باش
هی، یادم رفت، چرا دوباره روی این پرونده کار میکنی ؟
... اوو، آره چون که "گبی" بیگناه
.و تو با من موافقی ...
... نه، باهات موافق نیستم
.که بیگناه ...
... اما، اگه حتی ذره ای احتمال وجود داره
... که کس دیگه ای پاش تو ماجرا باشه ...
... باعث میشه کل شرکت در خطر بیافته ...
.و من نمیتونم اینو قبول کنم ...
باشه، حالا با موضوعی که باهم موافقت داریم، مخالفی ؟
.اوو، با این موافقم
.اصلا برای "گبی ستون" نارحت نیستم
چون ؟
.خودم استخدامش کردم
.ناظر بر کارهاش بودم
.پرورشش دادم
و اون به ما خیانت کرد .و اسم مارو لکه دار
چقدر اینجا خیانت رُخ میده ؟
.نیست، اینجا فروشگاه که نیست
... خُب، وقتی که خانون "ستون" معامله رو
... وفق داد، مبلغ سرمایه سه برابر شد ...
شما اصلا شک نکردین ؟ ...
... شغل من، این نیست که راجب
.پول در آوردن کارکنان نگران باشم ...
بلکه شغل من نگرانی راجب .کارکنانیه که پول در نمیارن
دقیقا این سیستم "دستور العمل های کاغذی" چطوره ؟
سیستم فنی تحلیگر ما فضای ... محموله رو پیش بینی میکنه
.که فراریتش بیش از اندازه ست ...
... "این پیش بینی ها به شکل "دستور العمل کاغذی
.روزنانه به دست کارکنان ما میرسه ...
همه ی کارکنان یک نوع دستور العمل دریافت میکنن ؟
دقیقا. دستور العمل ها رو .کاغذ قرمز چاپ میشن
.که نشه کُپی برداری کرد
... همه کارکنان در قبال برگردوندن
.اونا تا آخر روز مسئولن ...
.که بشه اونا رو از بین برد - یعنی بایگانی وجود نداره ؟ -
.ازشون نسخه ی کامپیوتری داریم
.باید قسمت بایگانی تون رو ببینم
.فکرشون میکردم
.و فرض من بر اینکه میدونی با کامپیوتر کار کنی
.یه چیز دیگه
... تمام معامله های تجاری
.سال گذشته ی "مِرلو" رو میخوام ...
.خُب، نمیتونم اینو بهت بده
چرا ؟
.دستور العمل ها تاریخ انقضا دارن
... اما راجب و ضعیت کنونی ما .اطلاعات خصوصیه شرکته
.و نمیتونم بهت بدم
.درخواست نکردم
.ما باید از شرکت محافظت کنیم
.و دارم حقوق موکلم حفاظت میکنم
.هیچ چیزی بهت نمیدم
فکر میکنی حقوق موکل رو نمیدونم ؟
میدونی، وکیل های همکارت برای ... ما ارزشی قائل نیستن
.چون که ما به دانشگاه های مختلف نرفتیم ...
... دلیل نمیشه که منم مدرک خیالی ندارم
... بتونی سرتو بندازی پایین ...
.و به من دستور بدی ...
... اگه بری پیش "مِرلو" ناله کنی
.منم دلخت رو میارم ...
... خُب، "سم" متاسفم که اینجوری فکر میکنی
... اما من برای ریئست ...
... خیلی وقته دارم کار میکنم ...
.و بذار یه چیزی رو برات روشن کنم ...
... اگه بخوای جلوی منو بگیری
.کمتر از یک هفته باید تو خیابون جمت کنن ...
... و از لحاظ دیگه
من فکر میکنم از تو باهوش ترم ؟ ...
.البته از تو باهوش ترم
... اما اگه فکر کردی من نمیتونم
... اینجا و اونجا دخلت رو بیارم ...
.یکی بهم بزن ببن چه اتفاقی میافته ...
.فکر نکنم بتونی
.عجب کاری کردی
... "انگار اون آقای "تی" بود و تو هم "راکی «اشاره به یکی از فیلم های راکی»
... "اما نه اون راکی که اولش از همه چیز آقای "تی ...
.میترسید ... ... اما اخرش
... راکی" میگفت" ...
" اوو، بهترین مُششت رو بزن "
میدونی که ؟
!آیدران"، آره"
... آره، خنده دار بود. اما شاید بخوای
.بیخیال اون قیافه ی بیگانه بشی ... - چی ؟ چرا ؟ -
... چون که بدون اون قراردادها
... دوست دختر کوچولوت ...
.به زندان میره ...
.به هر حال، باید رو "ستانولِ" خودت کار کنی «سیلوتر ستانولِ: بازیگر نقش راکی»
.یه کم صدای پایین تری میخوای
".اوووو"
.و این خود "ستانولِ" بود
از وقتی که بچه بودم اینکارو .میکردم، تو اصلا نمیتونی
."اوووو" - ... غذا تو -
.دهنته این کارو نکن ... - .نه، قورتش دادم -
."اوووو" - .هنوز غذا تو دهنته -
."آیدران" - .چندش آوره -
.زودباش، اینو جواب بده
.جوابش گزینه ی الفه
.نه، گزینه ی ج
.راستش گزینه ی دِ .جوابش گزینه ی آخره
جواب آخرت ؟
.جوابش گزینه ی آخره
.جوابش گزینه ی الفه
... ریچل باید یاد باشه
.اونا میخوان بدونن چرا استدلال آسيب پذيره ...
... خودم میتونم همه
.سوالات رو جواب بدم ...
.میتونستی، اما غريزهت گفت گزینه ی الف
.باید بدونی درونت درست میگه
... خُب، حالا اگه درون من
.استثناء پیدا کنه که گزینه ی الف غلطه ...
اون وقت باید چیکار بکنم ؟
.نادیدش بگیر - .نمیتونم -
.حرف زدن از عمل کردن راحتره
... امتحان نمیخواد تو رو
."گول بزنه، "ریچل ... - .اما بعضی وقتا میزنه -
.پس، باید بیخیالش بشی - .نمیتونم -
چرا ؟ - ... چون که نمیخوام -
.هیچ کدوم از سوالات رو اشتباه جواب بدم ...
.باشه، مشکل رو پیدا کردیم
خیلی می ترسی که با چندتا ... سوال انحرافی گول بخوری
.که شاید نتونی سوالات دیگه رو جواب بدی ...
... ببین، اگه میخوای دانشگاه "هاورد" قبول بشی
به نمره ی 170 نیاز داری، باشه ؟ ...
... اگه به چندتا سوال انحرافی جواب ندی
.مشکلی پیش نمیاد ...
... اما اگه بخوای نمره ی کامل بیاری
.برای تمام سوالات به شک میافتی ...
.و آخرش 130 میاری
."ریچل"
.هیچ کسی همه سوالات انحرافی رو جواب نمیده
تو چی ؟
... پایه ای اول
.اونا ازم امتحان سطح سواد گرفتن ...
.تونستم 99 درصد جواب بدم
... اونا هم تا آخر پایه ی هشتم
.ازم امتحان میگرفتن ...
... و منم همه ی امتحان ها
.تونستم 99 درصد جواب بدم ...
نتونسی 100 بگیری ؟
.صدی در کار نیست
.سوال بعدی .زود باشی
."پادشاه لیر"
.بر حسب اتفاق از "پادشاه لیر" خوشم میاد
... و برخلاف بعضی ها میدونم
.لویس" اشاره کرد که با "تاپ گان" شروع نکنیم" ... «تاپ گان: یکی از فیلم های تام گروز- جمله ای از فیلم»
هی، من عاشق "لویس" م؛ ... و برام مهم نیست
.تو چی میگی من بال گردم رو ترک نمیکنم ... «جمله ای از فیلم تاپ گان»
دیدی، جالب بود چون اینم از .دیالوگ های "تاپ گان" بود
.لویس" آدم غیر قابل پیش بینیه" .بدون برنامه پرواز میکنه
.اینم از "تاپ گان" بود
.حالا برو پی کارت
.اوو، خوب اومدی
."هی، "مایک
.برت کمبل" امروز میاد به دیدنم"
.تو هم باید اونجا باشی
اوو، نسخه ی دوم "مِرلو" ؟
... شرط میبنم میاد اینجا که واسه
.رفتا دیروزت سرت داد بکشه ...
.خودم هواتو دارم، نگران نباش
آخرش به فکر افتادی به دانشگاه حقوق بری ؟
.اوو، نه، دارم به "ریچل" کمک میکنم
.همون دستیار خوشلگه، فهمیدم
.باشه، اینجوری که فکر میکنی نیست
.دقیقا همون جوریه
.اوو یادم افتاد
چطور تونستی بحای یه دختر امتحان "الست" بدی ؟
منظورت چیه ؟
.هردومون در یه روز امتحان دادیم
دختره اسم منو روی برگ خودش .نوشت، منم اسم اون روی برگ خودم
چرا ؟ چرا میخندی ؟
.یه لحظه با لباس زنانه تصورت کردم «لباس زنانه: منظورش همون لباس های خیلی حسپ»
.میتونستم درشون بیارم
.استیل نرمی دارم
.اومدم که از رفتار "سامیول" عذر خواهی کنم
... از وقتی که قوه ی قضاییه راجب خانون
... ستون" تحقیقاتش رو شروع کرده" ...
.یه خورده کج خُلق شده ...
.خیلی به شرکت وابسته ست
خیلی خوبه آدم اینجوری .در شرکتتون دارید
.خُب، شما هم همچنین
... توی این پوشه، تمام معامله های
تجاری "مِرلو" در ... .سال گذشته رو میبینید
"که شخصا توست "برت کمبل .آورده شده، قابل ستایشه
... خُّب، میخوایم مطمئن بشیم
.همه چیز در اختیارت قرار بگیره ...
.از پشت کارت ممنونیم
.حالا بهتره زحمت رو کم کنم
چند ساعت دیگه بازار .داد و ستد استرلیا شروع میشه
.خوشحال شدم - .برام افتخاره -
.هاروی"، این خیلی خوبه"
... میتونیم دستور ها رو
داری چیکار میکنی ؟ ...
... این مرتیکه انقدر هم با مادرش
.مهربون نیست ...
.یه چیزی رو داره مخفی میکنه، و منم عصبیم
میخوای چی بگی ؟
.اینا معاملات واقعی "مِرلو" نیستن
باشه. چطور واقعی هاشونو گیر بیاریم ؟
آها، باشه، چطور گیرشون بیارم ؟
آلو ؟
... راهی پیدا کردی که سر از
کار این معامله ها در بیاری ؟ ...
... کارکنان "مِرلو" توی بار
.کلوزینگ بیل" خوش میگذرونن" ...
.دارم اونجا میرم - .خوبه -
.فقط یاد باشه داری کار میکنی .دوباره بهت زنگ میزنم
تـرجـمه و زیــرنــویـس : فـــــــواد .ر : : : F O A D . R : : :
کـاری از تـیم تـرجمـه ی تـِـیــو شـــو : : : WWW.TVSHOW.IR : : :
میشه یه آبجو بهم بدی ؟
.مرسی
.هی، هی، هی چه خبر، همه فن حریف ؟
... اوو مرد، اگه بخوای نوشیدنت رو
... انقدر لفتش بدی مجبورم ...
.برات پستونک بخرم ...
من میشناستمت ؟
."ونس لندس" ."توی ادارهی تجاری "مِرلو
.آره خودم
."آره، "راسل گنستر
."گنس"
."گنس سازیر"
چی داری میگی ؟ - ."زود باش، سرمایه گذاری "گرونچ -
.مرد، همون خونه ی عشق و صفا
.نمیدونم راجب چی صحبت میکنی
... "تو، من، "پیپول"،"کاسول
."ویلیم سن" ...
اون یارو عوضیه، هنوز .بیست دلار بهم بده کاره
."آره، "راسل
."درسته، "راسل - ... هنوز توی "گرونج" دنبال -
اون آهن قراضه هستی یا چی ؟ ...
.خیلیم بخوای
منم یه پیک میخوان، این چیه ؟
.نه اون نوشیدنی منه .خواهش میکنم بخور
جیگر" ؟"
.تو ازشت از اینا بالاتره مرد
!پــول
.خدایا، شماها یه مهش ترسو هستین
... قول میدم بزرگترین معامله ی من
.دهن مال شماها رو سرویس میکنه ...
.فکر نکنم، برادر
ماه قبل، 2 میلیون دلار در عرض .یه ساعت با شرکت "کیهل" معامله کردم
دو میلیون ؟
... ماه فوريه 4 میلیون با شرکت
.مانترالکس" معامله کردم" ...
.یه شبه محوله سه برابر شد
حالا چه خبر ؟ - چهار میلیون ؟ -
.اوو، آفرین
.... "شش میلیون دلار از شرکت "رایپین
گیرم اومد، این چطوره ؟ ...
اوو جدی ؟ ... "این دوست من با شرکت "پایپر
معامله کرده، حالا نظرت چیه ؟ ... - کی، این یارو ؟ -
.آره همین
.اوو، نمیدونم ... یه بسته آدمس با
.لباس زیر خواهرت ...
.اوو، خودشه
!اوو
... ونس لندس" معاملش 7 میلیونی"
."با شرکت "دارگون ...
."هشت میلیون از شرکت "اپلینگ
."نُه میلیون از شرکت "ار.ام.ای
.خُب، آقایون، طمع آخرشه
خواهر اینم آخرشه، درسته ؟
.بیخیال دیگه مرد
.اصلا جالب نبود
رفیق، خودت الان همین .جوک رو گفتی
!آآآ
.هی، "برادلی" آخرش اومد
.خُب، خانوما من باید برم
.خیلی خوش گذشت
.دفعه ی بعد نوشیدنی ها پای من
.باشه - .پول در بیاد اونقدر زیاد، پول -
.هاروی" سر از کارشون در آوردم"
.خوبه، فردا صحبت میکنیم
.چی ؟ نه. الان میام اونجا
.مست کردی، نمیخواد بیای
.باشه، چند دقیقه دیگه میبینمت
.هی
.هاروی"، زود باش"
.باید برم "گبی" رو نجات بدیم
."گبرلینی"
.اوو، خونه باحالی داری، رفیق
.دیگه منو "رفیق" صدا نزن
... به نظرت وقتی میری مسافرت میتونی
جاتو بگیرم ؟ ...
مثلا وقتی نیستی بیام اینجا ؟
یادم بنداز به "دننا" بگم کلید .یدکی برات سفارش بده
معامله ها رو چیکار کردی ؟
.تاتا
.خوبه
... هی کی میتونیم
هنوز از اینکه نتونستم شغل .رو بگیرم، عصبانیم
... اگه باهم کار میکردیم خیلی خوب میگذشت
مگه نه ؟ ... - .اوو، آره خُب -
.بزار یه چیزی ازت بپرسم
چطور از پس امتحان "الست" بر اومدی ؟
منظورت چیه ؟
.زود باش
... تو قبول شدی
.و الان توی دانشگاه حقوق "هارود"هستی ...
.دقیقا کاریه که میخواستم بکنم
.خُب بهم بگو
چی کار کردی، با مُصحح خوابیدی ؟
چیه ؟
.به یکی پول دادم به جام امتحان بده
چی ؟
.یه پسر ست
... از دوست دوستم
.راجبش شنیدم ...
... بهش هزار دلار دادم
.و امتحان رو برام پاس کرد ...
.نمره ی 172 رو گرفت
برای امتحان "الست" تقلب کردی ؟
وقتی دستیار حقوقی بودیم ... خیلی با هوش تر نسبت
.به نصف همکار بودیم ...
... چرا باید به خاطر یه امتحان احمقانه
لگد به بخت خودم بزنم ؟ ...
.الان انگار توی رویا زندگی میکنم
.و به خاطر کارم از پشیمون نیستم
.زود باش
آلو ؟
.مایکی" هی، سکات" م"
سکات" ؟" چطوری مرد ؟
.خیلی میشه باهات صحبت نکردم
هنوزم واسه این و اون امتحان "الست" میدی ؟
.برات مشتری دارم
.نه مرد
.دیگه تو این کار نیستم
.شرمنده - .گوش کن -
.مطمئن باش حتما اینو میدی
.این یارو خیلی تیکه ست
اسمش چیه ؟
."ریچیل زیِن"
تو که اسمس رو بهش نداری ؟
.نه؛ البته که نه
.بیخیال ملاقات
دوباره باید کجا رو امضا کنم ؟
اعتراف کنم که "کندی" رو کشتم ؟ «سی و پنجمین ریئس جمهور آمریکا که به قتل رسید»
... نمیخوام وانمود کنم
."دوست خوب شما هستم، خانوم"ستون ...
.اما خواسته های من مثل مال شماست
.حالا لطفا بشینید
.اینا سودمندترین معاملات همکارانتونه
چرا اینا رو نشون من میدین ؟
هر کدوم از اینا معامله ها ... روی محموله های بوده
"که شرکت تجاری "مِرلو ... .رسما دستور خرید رو نداده
... یا اینا همشون اتفاقی هستن
یا به هر کدوم از کارکنان ... .یه دستور العمل متفاوتی دادن
... یعنی شما به من باور دارید وقتی
میگم توی دستور العمل من ... .خرید دارو از "لوناردی" ـه
... خُب، داریم روش کار میکنیم
.اما انگشت اتهام قوه ی قضاییه روی شماست ...
.چیزی که هیچ کدوم از کارکنان "مِرلو" نداشتن
.و منم میخوام بدون چرا
فرقش با مال شما چیه ؟
هیچ کدوم از این معامله ها .بیشتر از 9 میلیون دلار نیست
و این مقدار پیشنهادی .خودی "مِرلو"ـه
.و خرید شما از شرکت "لوناری" 10 میلیون بوده
احتمالا یکی این وسط فهمیده که ... معامله های بالاتر از 10 میلیون
.نظر قوه ی قضاییه رو جلب نمیکنه ...
... چرا شما بیشتر از مقدار
پیشنهادی خرید کردین ؟ ...
.منو ببین
.من توی کار اسناد نیستم
... و توی دنیای کثیفی هستیم
.که من نقشم رو خوب بازی نکردم ...
پس، منم از شناسم استفاده .کردم و خواستم موفق باشیم
.معامله ی نامناسبی انتخاب کردم
... گبی" اگه مطمئن بودی بیگناهی"
چرا باهاشون سخت تر مقابله نکردی ؟ ...
... بعد از اینکه فهمیدم معامله چقدر سود داشته
.به یه چیزای مشکوک شدم ...
... پیش "برت کمبل" رفتم
اون بهم اطمینان داد که معامله ی ... ... سودمندی رو انجام دادم
.و هیچ جای کار مشکل نداره ...
... بهم گفت آخر معامله 300 هزار
.بهم جایزه میده ...
... میبایست پیش یکی میرفتم
.و بهش میگفتم ...
... من یک اشتباه کردم
و باید تا آخر عمرم ... .براش پشیمان باشم
.سکات، "مایک راس" م"
.این "ریچل زیِن" باهاش ملاقات میکنم
.فقط اسمم رو بهش نگو
اون کی بود ؟
.هیچ کی
تو هم به "گبی" فکر میکنی ؟
.دارم راجب وکیلش فکر میکنم
چی ؟ - ... با توجه به حرفاش -
... چرا این یارو وکیلش بهش گفت ...
معامله ای رو امضا کنه که موکلش رو ... .بندازه زندان، تازه اصلا هم مقابله نکنه
.نمیتونم این کار بی وجوادن رو انجام بدم
.اونم یه نسخه ی نامرغوب از ماست
اصلا به موکلش اهمیت نمیده .و به برده هم اهمیت نمیده
.حتی شیوه اش از تو بدتره
.این چی ربطی داشت
.وایسا بینم
اصلا چطور این وکیل رو گرفته ؟
."یکی از دوستاش، "برادلی
همونی که توی شرکت "مِرلو" کار میکنه ؟
.آره
... فکر نکنم "برادلی" اون دوست خوبی
.باشه که "گبی" فکر میکنه ...
.ببین چی میگم
.بررسیش کردم .تو درست گفتی
.سریع کارشو بهش رسیدگی کردی
.چون به "گبی" اهمیت میدم
.تو هم درست میگفتی
میخوای منم باهات بیام ؟
.شرمنده، اما اینو باید تنهای انجام بدم
.مرسی - .خواهش میکنم -
ریچل" ؟"
تو این منطقه ی پرت چیکار میکنی ؟
.این یاور بهترین نون پرنجه ای رو داره
نمیخوای ؟
.نه
هی، راجب امتحان "الست" چه حسی داری ؟
خیلی خوشحال شدم که اون .تمرین ها رو باهم انجام دادیم
.خیلی برات هیجان زده ام
برای من هیجان زده ای ؟
چرا اصلا برات مهمه ؟
.فقط خواستم حست رو بپرسم - .پس دیگه تمومش کن -
... ببین، من اینجا اومد
... چون که میخوام تنها باشم ...
اما یه هو تو رو میبینم ... ... و اولین چیزی که میپرسی
.راجب امتحان "الست" ـه ...
.باشه، ببخشید
راستش منم اومدم اینجا .که یه کم آروم بشم
واسه چی ؟
."گبی ستون"
همون دختر که معامله کرده بود ؟
بعد از انجام معامله مشکوک ... شده یه جای کار میلنگه
.اما کاری نکرده ...
به خاطر اینکه نخواسته .حرفه اش رو به خطر بندازه
... حالا باید تا آخر عمرش واسه
.اون اشتباش تاوان پس بده ...
.به هر حال، ببخشید خلوتت رو بهم زدم
.توی ادراه میبینمت
.بزار یه چیزی ازت بپرسم
برت کمبل" برای پاک کردن" رد پاش بهت پول میده ؟
ببخشید ؟
... چون تا اونجای که میدونم
گرفتن پول از اون بی شرف ... .مثل گرفتن خون از سنگه
.نمیدونم راجب چی صحبت میکنی
.البته که میدونی
... بعد از اینکه دیدم موکلت
.افتاد زندان متعجب شدم ...
چطور تو رو پیدا کرد ؟
.الان به حراست زنگ میزنم - .بزن -
... "خُب، معلموم شده که دوستش "برادلی
.تو رو معرفی کرده ...
... کسی که برای 7 ساله
.توی شرکت تجاری "مِرلو" کار میکنه ...
.پس منم تحقیق کردم
میدونی چی پیدا کردم ؟
... تو 12 سال قبل برای
.دادگاه حقوقی وکیل "برت" بودی ...
... بر حسب اتفاق، همچنین
وکیل شرکت "لوناردی" برای تصویب ... .خواسته های اداره ی مواد غذایی بودی
.این معنی خاصی نداره
.تو از رابطه ی من با قوه ی قضاییه خبر داری
... میخوای کار کنم تحت تحقیق قرار بگیری
... "یا میخوای قبول کنی که "برت کمبل ...
بهت پول داده ؟ ...
... "هاروی"
.متوجه نیستم ...
.فکر میکردم کارا تموم شده
."یه جورایی "دین
... "فقط اومدم بگم "برت
.آدم کلاه برداریه ...
چی گفتی ؟
."هاروی"
... اون از یه وکیل
... به صورت معیین برای دریافت ...
.اصلاعات خصوصی کارکنان استفاده میکنه ...
... وقتی که اطلاعات رو کسب کرد
... یه دستور العمل متفاوت با همه صادر میکنه ...
... "که کارکنان، برای مثلا "گبی ستون ...
... معامله ای رو انجام بده که ...
.ندونه آیا قانونه ی یا نه ...
.خیلی هوشمنداه ست
... اگر در هر صورت معامله مشکوک باشه
.حتی کارکنان نمیتونن "برت" رو مقصر بدونن ...
.باشه ممنون، به اندازه ی کافی شنیدیم
.فعلا مونده
.خانون "ستون" دوتا اشتباه کرده
.یک، بیشتر از 9 میلیون معامله کرده
.و دوم، به قوه ی قضاییه نرفت
.و لحظه ای که محموله پیداش شد خیلی رشد کرد
.تو یه عوضی هستی
.هاروی"؛ هضم این خیلی سخته"
.باشه، "دین" برات سادش میکنم
.اون یه سرطانه
اگه از نندازیش بیرون، تمام .شرکتت رو به باد میده
... چطور جرائت کردی داخل بشی
و این توهمت ها رو به من بزنی ؟ ...
.تو وکیل منی
.نه،"برت" من وکیل شرکت تجاری "مِرلو" هستم
... تا اونجایی که قانون میگه
.دین مِرلو" موکل منه، نه تو" ...
.تو یه حرمزاده ای
.برت"، اخراجی"
چی ؟
.زود تاثیر خودش رو گذاشت
میخوای به خاطر این منو اخراج کنی ؟
.امیدوارم خوشحال شده باشی
.چون بدون من این شرکت هیچه
... وقتی خوشحال میشم که قوه ی قضاییه
.بهت دست بند بزنه ...
.بعد از ظهر آزادیت خوش بگذره .چون دارن دنبالت میگردن
... و چون یادگاری که به جا گذاشتی از
مال "گبی ستون" بزرگتره؛ خیلی بیشتر ... .از 11 ماه آب خنک میخوری
... هاروی" میخوام بدونی من"
.از این ماجرا خبر نداشتم ...
... دین" ، وقتی 13 سالم بود"
... برادر بزرگم، یکی از بچه های ...
.همسایه رو ترسونده بود ...
... یه روزی که با پدر بچه برخوردم
.بهم گفت از ماجرا خبر نداشته ...
میدونی مشکل پدره چی بود ؟
.وظیفی لعنتیش بود که هوشیار باشه
.ممنون که منو آزاد کردین
.متاسفیم که جایزه ات رو نگرفتی
.از اولم مال من نبود
اما بدون اون جایزه نمیدونم .چطور از خجالتتون در بیام
.نگران اون نباشی
.دین مِرلو" همه ش رو پرداخت میکنه"
.تو بهم باور کردی
.نمیدونم چطور بگم ازتون ممنونم
.هرگز یه لحظه بهت شک نکردم
.اوو "گبی" میخواستم یه چیزی بهت بدم
.روی میزت جا گداشته بودی
.ممنون
.خُب، برم آبم رو بخورم
... اگه زود برنگردی
.دنبالت باید بگردیم ...
هرگز یه لحظه بهش شک نکردی ؟
.نه برای یه لحظه
.برای چند روز بهش شک کردم
آره، این چیزی نبود .که اون باورش کرد
.مردم چیزی رو میشنون که خودشون میخوان
... اوو، میخواستم ازت بپرسم
... همون مرد گنده که باهش دعوات شد ...
منظورم آقای "تی" ـه ، توی این ماجرا بود ؟
.نه، فقط یه عوضی بود
... بهترین نمایش ممکن از
.پادشاه لیر بود که تا حالا دیده بودم ...
" بر آدم بده و خشمش غلبه میکند " «جمله ای در نمایش»
... برای امشب
.واقعا ازت ممنونم ...
.این خیلی زیباس
.واقعا میگم
."خواهش میکنم "لویس
.و درسته، زیبا بود
... گوش کن، فقط خواستم بدونی چقدر از کارهای
.که برای شرکت میکنی ازت ممونم ...
.من به کارم افتخار میکنم
.آره، میدونم و کارتو بلدی
... باشه، میشه لطفا برای یک بار هم شده جلوی
هاروی" اینو بگی ؟" ...
... "لویس" میدونم تو و "هاروی"
.یه خورده باهم کشمکش دارین ...
... و واقعیت اینه که در این حال
.هاروی" برای شرکت خیلی مهمه" ...
... اما به این معنی نیست
.که "هاروی" همیشه گُل سر سبده ...
چون که واقعیت دیگه ای اینه ... "همیشه نمیتونم روی "هاروی
.حساب کنم ...
.اما میتونم رو تو حساب کنم
.آره میتونی
."خُب، کار خودتو ادامه بده، "لویس
.و همه چی به وفق مُرادت میشه ...
... و اگه "هاوری" اینا رو نمیدونه
... بهش قول میدم به زودی میفهمه ...
.که تو چقدر برای من با ارزشی ...
.هفته دیگه نمایش "گربه ها" ست «یک نمایش موزیکال ساخته ی اندرو لوید»
.نه
.حرکت قشنگیه ."بلیط بازی بعدی "یانکی
.روی میزم پیداش کردم
.نمیتونم صبر کنم - .خواهش میکنم -
.این دفعه "ناچوس" به حساب تو
.اوو، این بلیط ها واسه من و تو نیست
.برای تو و "لویس"ـه
.یکشنبه 20 اُم
مگه من نگفتم اون شب کار داری ؟
.میدونم کار داری
... وقتی قرار با "لویس" به دیدن بازی بری
.کار داری ...
... پسرم، ضمیرت داره چکهای مینویسه "
" .که بدنت نمیتونه نقدشون کنه ...
... "اوو، اینم نقل قول از فیلم "تاپ گان
.بود، از دفترم برو بیرون ...
.خیلی با مزه بود
.خیلی با مزه بود
."مایک"
هی، یه لحظه وقت داری ؟
.فقط میخواستم ازت تشکر کنم
برای چی ؟
... برای اینکه بهم واسه
.امتحان "الست" کمک کردی ...
.خواهش میکنم
.اگه تو هم بودی همین کارو میکردی
.من بهت فشار آوردیم
.همیشه همین جوریه
.تو درست میگی
.من آدم معتقر هستم
.مشکلی نیست
.نه، نیست
.پدرم همیشه دلش پسر میخواست
.چیزی که هرگز نداشت
.من همیشه کنارشون بودم
.و هرگز حس نکردم براش کافی باشم
که باعث شدم خودم رو ... در حالتی قرار بدم
.که شاید شکست بخورم...
... پس تصمیم گرفتم بیخیال "الست" بشم
.و بیشتر درس بخونم ...
.عالیه
.فکر کنم تصمیم درستی گرفتی
واقعا ؟ چرا ؟
... تو بودی که گیر دادی هفته ای آینده
.امتحان بدم ...
... فقط خواستم
.از تصمیمت حمایت کنم ...
چرا نگهانی حالتت رو عوض کردی ؟
.چون که اگه آماده نیست، نیستی دیگه
.باید برم. فردا میبنمت
.نه، این دلیلش نبود
... "اون همه توجه به "تریسا
.و اون یارو که پیداش نشد ولی تو اومدی ...
.میخواستی به جای من امتحان بدی
کدوم یارو ؟ چی داری میگی ؟
.دقیقا میدونی چی میگم
.تو همون امتحان دهنده ی نابغه هستی
... مایک" میتونم الان تلفن رو بردارم"
.و همه چیز رو بفهمم ...
.آره، به جای دوستت "تریسا" امتحان دادم
.و این دلیلت بود که میخواستی به من کمک کنی
... چون فکر میکردی اگه کمکم نکنی
.مچت رو میگرم ... - .این واقعیت نداره -
چطور میخوای بهت باور کنم ؟
... "چطور میخوای همه چیزی که راجب "هاورد
... میگفتی رو باور کنم ...
... و به حرفت خودت اونجا درس میخوندی ...
در حالی که داشتی برای مردم تقلب میکردی ؟ ...
... آره به مردم کمک میکردم اما
اما چی ؟
.این کُل داستان نیست
خريد بهترين فيلمها و سريالهاي روز دنيا .::: SantaFilm :::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.