Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از صاحب وردان
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
معنی نداره هر روز بریم مدرسه امروز مدرسه تعطیله
گاهی حس می کنم تو نامادری منی
یه روز مدرسه نرفتن به کجا برمیخوره؟
لباس بپوش ، سریع
ولی من مدرسه نمیرم
حالم خوب نیست
درسته ، همیشه موقع مدرسه حالت بد میشه
با باز شدن مدرسه ، حالت بهتر میشه
حالا برو لباستو بپوش- به جاش فردا میرم-
گفتم فردا میرم- من مادرت نیستم مگه؟-
سریع لباس بپوش
زود باش لباس بپوش
اگه نمیخواد ، مجبورش نکن به مدرسه بره
تحصیلات چه سودی داره آخه؟
این همه سرت تو کتاب باشه قاطی می کنی
و یه روز میگی که زمین مرکز جهان نیست
سیما ، ظرف نهار منو بیار دیرم شده
الان برادر
نگران به نظر میای
برادر راتان پراکاشی خواب دیده که من می میرم
چی تو خواب دیده؟
برادر بانوار خواب دیده که می میرم
و اگه زن های خانواده به معبد چاندی برن
و برای سلامت من دعا کنن
اون موقع دوران بد می گذره
و گرنه قطعا می میرم
منو در وضع دشواری قرار داده
میدونستم اینطور میشه
ولی معبد مقدس کو؟
در چاندیگار ، پدربزرگ
جایی قدیمی و پر از معجزه اس
پس بگو برن
یه سر میرن معبد و میان
مشکل چیه؟
میگن فقط زن ها میتونن برن
می ترسه بره لندن
اونا پاشون رو از روستا بیرون نگذاشتن
چه حرفا
خواب ها هیچوقت به واقعیت بدل نمیشن
بحث رو ادامه نده
اگه براشون مهم نیست پس تو هم نمیخواد نگران باشی
! شوهر منه که قراره بمیره
بیوه میشم ، خواهر
بله
مجبور میشی گریه و شیون کنی
نمیشه منکرش شد
پس بیشتر درباره خوابت به ما بگو
الهه به روشنی گفت که فقط تو میتونی شوهرتو نجات بدی
که اینطور
و؟
و اینم گفت که کار ساده ای نیست
کلی مانع سر راهته
ولی من نباید تسلیم بشم
الهه به طور خاص گفت که نباید مردی همراه ما بیاد
همیشه منو می زنی
من نامادری تو نیستم- نه-
بسه . به قدر کافی شنیدم
مردها نمیتونن برن ولی بچه ها میتونن
ساچین با زن ها میره
البته
حالا خودت برو مدرسه
اگه با این سن گم بشن
دیگه کسی گیرمون نمیاد
عالیه
هم زندگی خودت نجات پیدا می کنه هم زنت
این اتوبوس ماست؟- بله-
مادربزرگ ، اتوبوس
وایسا
کجا میری ، ساچین؟
با مادربزرگ هام به معبد میرم
و تو؟
میرم چاندیگار
دارم با دکتر میرم
داره برای یک کار رسمی به اونجا میره
ولی برای من عشق و حاله
راستش فکر رفتن برای فیلم بازیگر محبوبت بودم
منظورت آقا و خانم بازیکنه؟- بله-
وایسا
مادربزرگ- بله-
من باهاتون به معبد نمیام- چی؟-
میرم با فاروق فیلم جدید رو ببینم
و قول میدم که به موقع به اتوبوس برسم
خل نشو
شر نگو بیا
مادربزرگ- عزیزم-
ولش کن بره
میتونه هروقت بخواد از معبد دیدن کنه
بزار بچه تفریح کنه
نه خواهر به خطرش نمیارزه
وقتی برسیم خونه حقیقت رو لو میده
و همه چیز گردن من می افته
بیا- به کسی نمیگه-
به اون قسم بخور به کسی نمی گی
به کسی نمیگم ، مادربزرگ
به جان آکشی کومار
این آکشی کومار یه روز منو به کشتن میده
باشه برو ، زود برگرد- آره-
فاروق بریم
رسیدیم
نگه دار
اینم کرایه
این واسه هردوئه
بیا خاله
"وسط خال" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
مترجم : فواره
به مسابقات بین ایالتی تیراندازی بزرگسالان در چاندیگار خوش آمدید
به چاندیگار خوش آمدید
از این زن ها از کجا اومدن؟
فکر کنم این ننه ها اشتباهی اینجا اومدند
با این سن بالا میخوان چه کار کنن؟
ننه ، این دامن و روسری واسه خونه خوبه نه مسابقات تیراندازی
با من بیایید
فکر کردن مسابقات لباس فانتزیه
یه سوال دارم ، بازرس کل
شما مدت زیادیه که پیروز این مسابقات هستین
امسال چی؟
شکی نیست اصلا رقابتی در کار نیست
کسی رو می بینید که حریف من باشه؟
کاملا حق با شماست ، قربان- میدونم-
امسال هم می برم
همه از مادربزرگ هامون داستان هایی شنیدیم
ولی امروز من داستان مادربزرگ هام رو روایت می کنم
اینا مادربزرگ های من هستن
چاندرو تومار
و پراکاشی تومار
این زن ها مجبور بودن صورتشون رو با چادر بپوشونن
حتی وقتی برای فیلم دیدن به سینما می رفتن
براشون فیلم یه رنگ خاص داشت
رنگ همون چادری که روی صورتشون بود
اون که چادر آبی داره مادربزرگ چاندرو هست
پس میتونیم بگین که اون امروز یه فیلم آبی دید
نجاتم بده خاله
بیرجو ، بزار روپا بره
می کشمت
تو نمیتونی منو بکشی
چون مادر منی
من اول یک زن هستم
! و من پسرتم
بیرجو ، برای شرفم حتی پسرم رو هم میتونم قربانی کنم
میتونی منو بکشی ولی من قول خودمو نمی شکونم
! بیرجو
میدونستم اینطور میشه
وقتی اسلحه دست زن بدی چه انتظاری داری؟
اون احمق ، پسر خودشو کشت
! بسه
این کفرآمیزه
ولی لازمه
دستور دولتیه
برای گسترش آگاهیه
که اینطور
نمایش تمومه
دیگه اینجا چیزی برای دیدن نمونده
برید
زن و بچه ها برین سریع
برین
تو هم همینطور خاله برو خونه
حالا ویدیوی آگاهی بخشت رو پخش کن
میدونستم اینطور میشه
دوباره بزارش
ولی این ابتکار دولت نتونست تغییر زیادی ایجاد کنه
...اگه پدربزرگم اهمیت اون بادکنک رو میدونست
مادربزرگ های من سال بعد از اون... مثل بادکنک متورم نمی شدن
خیلی جذابه
ببین پراکاشی
هرچی شد هرگز نمی جنگیم
این تنها اتاقیه که داریم
یکی دیگه اون بالا بزن
ولی امشب همش مال توئه
هفت روز در هفته هست
تو دوشنبه ها ، من سه شنبه ها و خواهر هم چهارشنبه ها
دوباره تو پنجشنبه ، من جمعه و خواهر شنبه
و یکشنبه هم
برای هرکسی که نمیتونه خودشو کنترل کنه
حالا گوش کن
از امروز دیگه نمیتونی قرمز بپوشی
قرمز مال خواهره
من آبی ام
از بقیه رنگ ها میتونی انتخاب کنی
و گرنه باعث دردسرت میشه
یک بار شوهرم اونو سفت بغل کرد
ولی خواهر جوری زدش که از جاش پا نشد
از اون موقع هرکدوم یه رنگ انتخاب کردیم
ولی قرمز بهت نمیاد ، خواهر
عیب نداره من برش دارم؟
"با وجود سرزنش پدر"
"و دردسر شخص محبوب"
"مونیا هنوز براشون آشپزی می کنه"
"معشوق غذا رو میخوره"
"و هیجان زده میشه"
" و بهم شکمی بادکنک گونه میده"
"تق ، تق، تق"
"شر و ور ، شر و ور"
"تق ، تق، تق"
"شر و ور ، شر و ور"
"وقتی عصرها برمیگرده"
"کل روز قلیون می کشه"
"معشوق ظالم من ، تنباکو دود می کنه"
"و کل روز تف می کنه"
"و یک کلمه هم با من صحبت نمی کنه"
"و هروقت کارم داره"
"دنبال من می فرسته"
"و میگه آب بیارم"
"و مجبورم می کنه پاشو ماساژ بدم"
"معشوق غذا رو می خوره"
"و هیجان زده میشه"
"و بهم شکمی بادکنک گونه میده"
"تق ، تق ، تق"
"شر و ور ، شر و ور"
"تق ، تق ، تق"
"شر و ور ، شر و ور"
"وقتی عکسشو می گیره"
"وقتی عکسشو می گیره ، صورت مخفیه"
"هیچکس نمیتونه صورتمو ببینه ،مگه با چادر"
"سنم داره بیشتر میشه" "خواسته هام بی شمار هستن"
"طلا و نقره به کنار ، حتی برام برنز هم نمی خره"
"میگه کل دنیا در چهاردیواری خانه منه"
"کل روز مثل دودکش ، دود می کنه"
" و اگه دخالت کنیم ، عصبانی میشه"
"هیچوقت درست با ما صحبت نمی کنه"
"مشعوق غذا رو می خوره"
"و هیجان زده میشه"
"و بهم شکمی بادکنک گونه میده"
"تق ، تق ، تق"
"شر و ور ، شر و ور"
"تق ، تق ، تق"
"شر و ور ، شر و ور"
"تق ، تق ، تق"
"شر و ور ، شر و ور"
"تق ، تق ، تق"
"شر و ور ، شر و ور"
بگیریدش
ببریدش تو
من هنوز ازدواج نکردم
ببین خواهر
این مردها در یک چیز خوبن
...و اگه دولت اونم ممنوع کنه
دیگه چی باقی می مونه...
این ابتکار نباید از مد بیفته
حداقل ما نفس می کشیم
امروز خیلی حس سبکی دارم
یک کام میخوای ، خواهر؟
من؟
سلام خاله
سلام
یشپال؟ شنیدم میری به دهلی تا پزشکی بخونی
درست شنیدین
عمو نیست؟
از دست دکترهایی مثل تو قایم شده
زیاد نگران به نظر نمیای
اصلا خاله
برای مردهایی نیست که هنوز بچه ندارن
اون گاو رو ببینید
مریضه
مریض نیست
نتیجه زایمان بیش از حده
راهی برای دولت باقی نمونده
هر خونه 12 تا بچه داره
و خاله ،دولت غرامت هم میده
به عمو بگو اومدم دیدنش
رمبیر بیا اینجا
بشین
گوش کن
منو ول کنید، از من بگذرید
من نمیخوام من نه
150
پس منم هستم
بچه ها رو عقیم نمی کنیم
ولی اصرار می کنم
نمیشه
اگه بگم مردها کجا قایم شدن بازم پول می گیرم؟
فرار کنید برای جونتون فرار کنید
عمو رمبیر به پول نیاز داشت
و مادربزرگ ها نمیخوان عاقبتشون مثل اون گاو بشه
و پدربزرگ های من طوری می دون انگار جونشون در خطره
با این سرعت ، مدال طلای المپیک رو شاخشونه
....در نشست امروز حزب کارگران
نخست وزیر راجیو گاندی ...بعنوان
اردوگاه عقیم سازی تاثیر زیادی نداشت
مردم به جای درک این ابتکار ازش می ترسیدن
تعداد اعضای خانواده ما بیشتر میشد
عمو رمبیر به ارتش پیوست
چاندرو و پراکاشی مادربزرگ شدن
و من شفالی هم در این خانواده متولد شدم
تمیز به نظر میاد؟- بله-
برو پس
برادر راتان
نظرت درباره این لباس چیه؟
از کجا خریدیش؟
قیمتش؟
پراکاشی برام دوخته
با کمک اون چرخ خیاطی که پرامود در عروسی اش گرفت
بهت میاد
بگو برای منم یکی بدوزه
بله
برادر ، پراکاشی میخواد حرفه ای بدوزه
پراکاشی ، زن پرامود ، زن وینود
و بقیه میدونن چطور اون دستگاه کار می کنه
میخوان کار خودشون رو شروع کنن
به چشم یک درامد اضافه بهش نگاه کن
میدونستم اینطور میشه
نظرت چیه؟
حق داره ، برادر
فکر خوبیه
میخوای رستوران هم بزنیم؟
آشپزی شون هم که خوبه
ولی برادر
میخوان خیاط بشن؟
فکر کردی روستایی ها میگن آفرین که به زنت وابسته هستی؟
برام مهم نیست
اون خودش مستقل نیست
مثل کبوتر هرچی برادرش بگه میگه چشم
کاش با این هاون ازدواج کرده بودم
حداقل میتونستم بکوبمش تو سر خودم
ولش کن ، خواهر
غذام کو ، خواهر؟
خوردیمش
شنیدم خیلی عصبانی هستی
و میخواین بخاطرش گرسنگی بکشم؟
تا حالا بخاطر درآمد ما خجالت نمی کشیدن
...اگه دوباره غذا بخواد
بجاش بهش سم میدم...
بیوه میشی
فدای سرم
بود و نبود اون فرقی نداره
کل روز در مزرعه کار می کنیم
و سود درو در جیب اونا میره
اون درآمد ما نیست؟
کل روز فقط کارت بازی و تنباکو
دیگه چه کاری ازشون برمیاد؟
اونو به من بده
یه پیشنهاد
میتونی لباس منو بدوزی
نه
یا یک کار بهتر
برای همه بچه هامون لباس بدوزی
این فرصت توئه
نمیخوام برای کسی چیزی بدوزم
ولش کن
تقصیر تو نیست
نگهش دار ، عزیز
اینقدر سر غذا مبارزه نکن
و تمرکزت رو روی کار بزار
خانواده ما از بقیه روستا چیزی کم نداره
بیا
بیا سیما
یه لباس خوشگل براش دوختم ، خواهر
خیلی قشنگه
شفالی ، ببین
مادربزرگ برات این شلوار زیبا رو دوخت
بیا
ببین اندازه اس یا نه
مال توئه
عمو برگشت
سریال تارا الان شروع میشه
بفرما
بریم میتونیم بعدا تمومش کنیم
عصر بخیر ، آقای سود
عصر بخیر
من تارا سیگال هستم
چه قشنگ انگلیسی صحبت می کنه
کمکی ازم برمیاد؟
من وسایلم رو به اتاق مورد علاقه ام فرستادم
ولی یه سوال داشتم
البته
مرکز تجاری شما همه امکانات رو داره
حتی دخترها سعی دارن از پسرا تقلید کنن
چرا شفالی ، شلوار ساچین رو پوشیده؟
پدربزرگ ، این شلوار خودمه
مادربزرگ برام دوخته
چطوره؟
قشنگه
قشنگه ، کثافت؟
از فردا همه پسرها دنبالش می افتن
اگه کسی اونو بدزده ، چی؟
همینطور نمون برو مثل یه آدم نجیب لباس بپوش
ولش کنید
برو
و گوش کن اون شلوار رو برگردون
دیگه دست هات کار نمی کنن؟
زن منو ببین یک کلمه حرف نمی زنه
دیگه کسی تو این خونه لباسی نمی دوزه
میرین مزرعه برمیگردین خونه
...اگه ببینم این دخترها ول می چرخن
سر همه تون رو قطع می کنم...
اگه ببینم دوباره کسی لباس نانجیبانه پوشیده
همه تون رو با لباسهاتون زنده آتیش می زنم
مادربزرگ
میخوای انگلیسی یاد بگیری؟
بله
پس بعد از من تکرار کن I am Fool
I
Am
Fool
دوباره برام تکرارش کن
میدونستم اینطور میشه
از رییس نصیحت نخواستی
و حالا آخر کار سراغ من اومدی
که کاراتو کردی...
I am Fool
مادربزرگ اینو نگو
چه عیبی داره
خوشحالش می کنه
معنی اش رو میدونی؟
یعنی چی؟
یکی یه لیوان آب میاره؟
برو
لیوان رو بگیر
آموزش پزشکی رو متوقف کردی؟
بله
میخوام در این روستا یک کار ارزشمند بکنم
فایده اش چیه؟
یک فایده ای داره
همه در روستا اسلحه دارن
حداقل اینطور به هم شلیک نمی کنیم
و بعدش تو زندان نمی پوسیم
یا مجازات سنگین نمی کشیم
به سیبل شلیک می کنن و شاید کاری هم گیرشون اومد
تو هر کار دولتی یک بخش ورزشی هم هست
و شما خوب میدونید
ملحق شدن برادرزاده شما رمبیر به ارتش ساده نبود
ولی حالا افتخار می کنید که پسرتون ارتشیه
ساچین و بقیه بچه ها فردا برای تیراندازی ات میان
حتما
سیما ، تو هم میای؟
نه دکتر
اون بیاد چه کار کنه؟
زن ها هم تو بازی برای خودشون حرفی دارن
و حتی کار دولتی می گیرن
دکتر ، زن های خانواده من اون راهو نمیرن
فقط راه خونه شوهر رو میرن
سعی نکن که زن های اینجا رو خراب کنی
اسلحه شوخی بردار نیست
فقط به مردها میاد
و مرد ها با اسلحه بهتر به نظر میان
زن ها میخوان تو ارتش چه کار کنن؟
ولی عمو- این شرط منه-
و گرنه بازیت رو ببر یه جای دیگه
و اونجا سیرکت رو برقرار کن
باشه
باشه عمو
نشونه بگیرین
زدی به کوزه
زدی بهش
زد به کوزه
تکون نخور و گرنه مغزت رو می پاشم بیرون
تسلیم شو ، دان
خواهرت در بازداشت ماست
پای خواهرمو وسط نکش و گرنه نشونت میدم
چی رو نشون بدی؟
فکر کردی چه کار میتونی بکنی- دعوا نکنید-
دعوا نکنید برین
برین عقب
همه تون میخواین دان باشید؟
اول یاد بگیرین که هدف رو بزنید
اون دیوانه اس هدف بی حرکت رو می زنه
بازی خسته کننده ایه
ساچین
ساچین
ساچین
...گوش کن، اگه هدف رو بزنی
جایزه بهتون انبه میدم...
لازم نداریم دکتر مال خودتون
خودمون می چینیم
بریم
مسخره بازیه
آنکیت ، اسلحه رو کجا می بری؟ پسش بده
ولش کن
مال خودت
بیا بریم
کجا میریم ، مادربزرگ؟
ناهار ساچین و چیراک رو می بریم
دارن تمرین می کنن
چی شد؟
اونجان
ولشون کن و مستقیم به سمت محل تیراندازی برو
ولی مادربزرگ
ولی نیار ، عزیز
نشنیدی؟ برو
ببین
خاله
پسرهات خیلی کار بلد بودن
تمرین لازم نداشتن
بهم چند تا درس هم دادن
اون احمقا رو ول کن
پسر من اینه دختر وینود ، شفالی
بهش یاد بده
چی؟
مادربزرگ میخوای ما رو به کشتن بدی؟
رییس ما رو می کشه
نگران نباش
بزار آرزوش برآورده بشه
بزار یک بار امتحان کنه
مستقیم بگیر
با یک چشم تمرکز کن
انگشتت رو شل بگیر
یک چشمت رو ببند
زود باش
یک نفس عمیق بکش و نشونه بگیر
چی شد؟
گریه می کنی؟
اونقدر سخت نیست
اصلا کار سختی نیست
...مستقیم می گیری و- مواظب باش خاله-
زد! زد وسط خال- چی شد؟-
مادربزرگ ، دوباره بزن
دوباره؟- بله-
بزن
باشه
بفرما
ببین
دوباره زدی به وسط خال
چی؟
...وقتی بزنی وسط سیبل
میگن زده وسط خال
وسط یعنی وسط ، خال هم اون نقطه اس
ده امتیاز داره
...وسط ِ
خال؟...
عالیه
خودتم از فردا برای تمرین میای؟
من؟
بله
ولی با این سن نیاز به کار ندارم
چه حرفا
وقت رفتن به خونه اس ، مادربزرگ
در اون طرفه
هی فاروق- خفه شو-
اگه رییس بفهمه ، منو می کشه
ولی آماده ام خطر رو بپذیرم
فقط کافیه با شفالی بیای
نه ، نمیتونم
پس منم نمیتونم به شفالی کمک کنم
گوش کن
کار گیرش میاد؟
بله
اگه یاد بگیره درست بزنه
مادربزرگ ، این درست نیست
بریم مادربزرگ- باشه ، فعلا-
شفالی- گوش کن-
من نون می پزم
و تو هم میتونی
من جارو می زنم
تو هم میتونی
من لباس می شورم
تو هم میتونی
اگه اون میتونه نشانه بگیره
پس تو هم میتونی
گوش کن دکتر ، شفالی و من از فردا هر روز میاییم
تا بزنیم وسط خال
باشه؟- عالیه-
بریم
صبر کنید- چیه؟-
بگیر
انبه ، جایزه ات
و یکی هم برای تو بعنوان پیش پرداخت
گوش کن ، کلمه "فول" به انگلیسی چی میشه؟ (fool)
احمق ، دیوانه
میتونی تو انگلیسی به جایی برسی ، مادربزرگ ولی اسلحه؟
احمق
اینو بگیر
بیا
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
باور کن دکتر
رییس زندگی مون رو جهنم می کنه
حسش می کنی ، فاروق؟
بادها دارن عوض میشن
درست بود؟
بله ، درسته
حالا راز هدف گیری خوب
مهمترین فاکتور در هدف گیری خوب لذته
لذت؟
هرچه قلب و ذهنت آروم تر باشه بهتر نشونه می گیری
محصولات هنوز نرسیدن
دیگه تقریبا وقت برداشته
ما می میریم
چی شده؟
می میریم
چی شده؟- رییس داره میاد این طرف-
برادر؟- بله-
برادرشوهرم؟- بله-
کارم تمومه
کجا بریم؟
برین
اون طرف
برو خاله- برو بالا-
سلام عمو
اوضاع چطوره دکتر؟
خوبه
پس اینجا محل تیراندازی توست
من که بچه ای نمی بینم
مادربزرگ
خدایا ، چقدر درد می کنه
درش بیار
بفرما عمو
بکش
این چیه؟
اسلحه
شبیه اسباب بازیه
محکمتر بکش
این براشون کار جور می کنه؟
بخاطر همین بچه ها به این محل نمیان
نگاه کن ، مادربزرگ
چیه؟- بریم-
خدایا ، چرا باید امروز این همه اتفاق می افتاد؟
! خفه
چرا به اقتضای سنت رفتار نمی کنی؟
یک پات لب گوره
ندانم کاری هات تمومی ندارن
تو و فرار از زندگی ات
! صدات در نیاد
بهانه بهتری نتونستی جور کنی؟
باید بهشون یه چیزی رو بگم
برادر نمیدونه که اون دوچرخه سواری هم بلده
اصلا اونجا چه می کردی؟
چی بگم؟
اون دیوانه تیراندازیه
رفتم تو میدان تیر تا دکتر رو ببینم
من؟
مادربزرگه که داره یاد می گیره- خفه-
مامان ، چرا تو هم با زن عمو نمیری؟
که چه کار کنم؟
از روی دیوار بپرم؟
بهتره من کاری نکنم
اگه تو بری ، منم میتونم برم
میخوای آخرش استخونام بشکنه؟
نمیگذارن دست به سلاح ببریم چه برسه شلیک کنیم
عزیز
ببین ، من درد دارم
باید فردا خودت اونو ببری
و سیما هم میتونه بیاد
ولی
ببین ، اگه اینکار رو خوب انجام بدن کار گیرشون میاد
بله
ولی نباید کسی بفهمه
البته
بین خودمون 4 تاست
بله ، میدونم بین ما پنج تا
باشه ، بین ما زن هاست
دکتر
سلام خاله
خاله چاندرو کجاست؟
خودت خوب میدونی چرا نیومده
زانوی اون شکسته
چی شده؟ صدمه دید؟
بیخیالش
سیما بیا اینجا
این دخترمه
اینم از امروز تمرین بده
دیوانه شدین؟
همه تون فراموش کردین که از خانواده راتان سینگ هستین؟
که چی؟
مواظب باش
بیا
اینو بگیر
نفست رو حبس کن و نشونه بگیر
تو دومین نفری هستی که به هدف می زنه
اولی خاله چاندرو بود
خاله چاندرو فردا میاد؟
اون عالی هدف می گیره
مسئله مهمی نیست
من میام- چی شد؟-
کجا میری خاله؟ شوخی نیست که
به خودت آسیب می زنی ها؟
! زد ! زد ! زد وسط خال
بفرما ، مادربزرگ
خاله ، بیا اینجا
اینو بزن
یه سوال دارم
فرمول سری داره؟
شما چه رژیمی دارین؟
هر دوتون عالی نشونه می گیرین
!توهین
زود باش
هنوز خوابن
پس بیا بیدارشون کنیم
دکتر
دکتر؟
دکتر؟
صبح شده
حالا این بازی رو به ما توضیح بده
اسلحه رو بگیر
چیزی حس می کنی؟
...منظورم اینه که
حست با اسلحه ، فرقی با وقتی داره که اسلحه نداری؟
بله
خونم رو به جوش میاره
!جوشش خون
فشار خون
فشار خونتون رو بالا می بره
ناگهان حس سرزندگی به شما دست میده
درسته
این همون چیزیه که شما حس نمی کنید
نا جالا یک ظرف آب گرفتین؟
چه سوال مسخره ایه؟
البته که اینکارو کردیم
نباید صبح ها عجله کنید؟
البته
برش دار
همینه ، حالت عادی
همین؟
بله
این یه تیکه آهنه
هیچی اش خاص نیست
بازیکن هست که اونو خاص می کنه
خب؟
خب
حالا خوب نگاه کنید
موقعیت شلیک
اسلحه در یک دست
...و اون یکی دست
تو جیب... جیب شلوار
دکتر ، مگه دامن جیب داره؟
! احمق
خاله ، هر بازیکنی برای این بازی شلوار می پوشه
شما هم باید بپوشین
راه نداره پس یادگیری ما فایده ای نداره
چرا؟- بازیکن ها همه با شلوار شلیک می کنن-
وقتشه که زن ها برای شکستن این کلیشه با دامن وارد بشن
این هویت ماست
فهمیدی؟
و همونطور که گفتی ، دکتر
بازیکن هست که خاصه نه چیزای جانبی
پس دامن یا شلوار اهمیت نداره
حالا ببین
بیا
اینطوری فشار از پشتم برداشته میشه
درسته خواهر- بله-
حالا خوب گوش کنید
...هنگام نشانه گیری
مثل آرجون... فقط روی چشم پرنده تمرکز کنید
نه دکتر ما آرجون نیستیم
نمیتونم چشم پرنده رو ببینم
فقط وسط خال رو می بینم
چی میگن خواهر؟
وسط خال
"من موفق میشم"
"یه روز اینطور میشه"
"من موفق میشم"
"یه روز اینطور میشه"
"وقتی وسط خال رو می زنم"
"وقتی وسط خال رو می زنم"
"من موفق میشم"
"یه روز اینطور میشه"
"من موفق میشم"
"یه روز اینطور میشه"
"گلوله ، گلوله"
"ما گلوله ها رو شلیک می کنیم"
"بزن ، بزن، بزن"
"کاری بکن که قلبت میگه"
"همین الان"
"اونو تبدیل به کار هر روزت بکن"
"گلوله ، گلوله"
"ما گلوله ها رو شلیک می کنیم"
"بزن ، بزن، بزن"
"کاری بکن که قلبت میگه"
"همین الان"
"اونو تبدیل به کار هر روزت بکن"
"چیزی نمیتونه مانع ما بشه"
"نگذار چیزی جلوتو بگیره"
"میگذارم قلبم اوج بگیره"
"وقتی که می زنم وسط ِ خال"
"من موفق میشم"
"یه روز اینطور میشه"
"من موفق میشم"
"یه روز اینطور میشه"
"من موفق میشم"
"یه روز اینطور میشه"
این چیه؟
دکتر اینا رو داد
دکتر ، ما خوندن بلد نیستیم
این چیه؟
میخواد زمین هامو به زور بگیره؟
درسته
حالا انگار توشون طلا قایم کردی
شاهزاده بیا
اینا چی هستن؟
این فرم هست خاله
میخوام شما دو تا طی 2 هفته آینده در مسابقات شرکت کنید
پسر احمق ، ما رو به چه مسابقه؟
دخترا رو ببر
مسابقات برای بزرگسالان هست ، خاله
فقط افراد با سن بالا میتونن شرکت کنن
شما حاضر هستین
و تجربه هم دارین
میتونید برنده بشین
و اونا هنوز حاضر نیستن
پس باید روی اونا تمرکز کنی
اصلا اگه برنده بشیم ، چی میشه؟
ما که دنبال کار نیستیم
درسته خواهر؟ دنبال کاری؟
اگه شما برین برای این دو تا انگیزه میشه
و در صورت پیروزی شما اعتماد به نفس اونا بیشتر میشه
و من میدونم که شما میتونید ببرین
آدم عاقل چطور آخه بریم؟
شوهرای ما حتی نمیزارن از خونه بیرون بریم
یه حرفی می زنه واسه خودش
بهش فکر کنید
اگه شما نتونید برین این دو تا چطور میتونن برن؟
نگاه کن
خیلی خب بگو کجا؟
اینجا
"با شکسته شدن زنجیرها ،اوج می گیریم"
"با سخت کوشی ، تقدیرمون رو تغییر می دیم"
"این فقط آغازشه"
"بیشتر از این تو راهه"
"با شکسته شدن زنجیرها ،اوج می گیریم"
"با سخت کوشی ، تقدیرمون رو تغییر می دیم"
"این فقط آغازشه"
"بیشتر از این تو راهه"
"این هویت منه ، بخشی از وجودمه"
"نمیخوام دیگه ملایم باشم"
"همه این تفاوت ها رو محو می کنم"
"وقتی که بزنم وسط خال"
"من موفق میشم"
"یه روز اینطور میشه"
"من موفق میشم"
"یه روز اینطور میشه"
"من موفق میشم"
"یه روز اینطور میشه"
"من موفق میشم"
! آتش
خواهر
خواهر
خواهر
چی شد؟
کابوس دیدم
بیخیال
اینقدر خواب نبین
و به جاش یه نقشه بکش
این کابوس ها نمیگذارن که بخوابم
می ترسم
مهم نیست
به الهه دعا کن و دوباره بخواب
چون حالا ، اون تو خوابت میاد
خواب الهه مادر؟
درسته
بخواب
نگران به نظر میای
برادر راتان پراکاشی خواب دیده که من می میرم
و اگه زن های خانواده به معبد چاندی برن
و برای سلامت من دعا کنند
اون موقع دوران بد می گذره
و گرنه قطعا می میرم
منو در وضع دشواری قرار داده
میدونستم اینطور میشه
پس بگو برن
یه سر میرن معبد و میان
مشکل چیه؟
میگن فقط زن ها میتونن برن
اونا پاشون رو از روستا بیرون نگذاشتن
خواب ها هیچوقت به واقعیت بدل نمیشن
بحث رو ادامه نده
اگه براشون مهم نیست پس تو هم نمیخواد نگران باشی
! شوهر منه که قراره بمیره
بیوه میشم ، خواهر
بله
مجبور میشی گریه و شیون کنی
نمیشه منکرش شد
پس بیشتر درباره خوابت به ما بگو
الهه به روشنی گفت که فقط تو میتونی شوهرتو نجات بدی
که اینطور
و؟
و اینم گفت که کار ساده ای نیست
کلی مانع سر راهته
ولی من نباید تسلیم بشم
الهه به طور خاص گفت که نباید مردی همراه ما بیاد
بگو؟
همیشه منو می زنی
خیلی خب
به قدر کافی شنیدم
مردها نمیتونن برن ولی بچه ها میتونن
ساچین با زن ها میره
بله برادر- میدونستم اینطور میشه-
اصلا شکی نیست رقابتی در کار نیست
من برنده میشم
خودتون ببینید- درسته-
بازیکنان ، ده دقیقه تا رقابت ها مونده
ده دقیقه وقت دارین
من برم یه سیگاری بکشم
اینم فرم
من اینا رو ارسال کرده بودم
چاندرو تومار پراکاشی تومار
مطمئنید بیش از 60 سال سن دارن؟
چون صورتشون رو با چادر مخفی کردن
بیا
دکتر- خاله-
دکتر
بیا از اینجا بریم
از رقابت فرار می کنید ، خاله؟
چه انتظاری داری؟
همه به ما می خندن
مردم همیشه مسخره می کنن
کارشون همینه
اولین بار نیست که
بریم مسابقات الان شروع میشه
مربی از کجا پیداشون کردی؟
مسابقات لباس فانتزی که نیست
خودتون ببینید
یکی دیگه مسخره تون کرد
با اینکه مادرشون هم یک زنه باز مسخره می کنن
خاله ، این فرصت شماست
باید خوتون انجامش بدین
برای دختراتون
...اون بازرس کل که شما رو مسخره کرد
سه بار پشت سرهم هست که... برنده این رقابت ها میشه
خیلی تو باد شکست ناپذیری اش خوابیده
ولی من میدونم شما دو تا میتونید بادش رو بخوابونید
پس برین و اینکارو بکنید
وسط خال رو نزنید
دنبال نشون دادن مهارت خودتون هم نباشید
نشانه بگیرین تا دهنشو برای همیشه ببندین
شلیک کننده ها در محل
گوش کن مربی مردم به اونا می خندن
خجالت بکش
مادربزرگ ، اون برای پخش آهنگ نیست
اشتباه نزنی؟
خاله ، اینو بزارید تو گوشت
به تمرکز شما کمک می کنه
چطور؟
مسابقات تیراندازیه نه مسابقات ترانه خوانی
خاله ، اینطور
ده شلیک در ده دقیقه- بهتر شد-
دور اول شروع شد
حالا ننه از بالا نشونه می گیره
ولی فکر می کنم اینا برای مسابقات لباس فانتزی اومدن
چاندرو و پراکاشی تومار خارج از هدف زدن
اولین بار اونا رو می بینیم یعنی آخرین بار هم خواهد بود؟
بازرس کل جیدیو ، که سه بار پشت سر هم پیروز شده
حالا هم در صدره
خاله
از بازی لذت ببرین
یادتون باشه لذت مهمه
اسلحه که شوخی بردار نیست
فقط به مردها میاد
و مرد ها با اسلحه بهتر به نظر میان
اسلحه شوخی بردار نیست
فقط به مردها میاد
و مرد ها با اسلحه بهتر به نظر میان
میگه از بازی لذت ببرین
راند 2
! وسط خال
ننه ها که بیرون زده بودن حالا می زنن وسط خال
پراکاشی ، زدی وسط خال
تو هم همینطور ، خواهر
راند 3
حالا می فهمیم ننه ها واقعا استعداد دارن
یا سیبل اونا مشکل داشت
و ننه ها دوباره از بازرس کل پیشی می گیرن
صورت جناب بازرس کل رو نمیشه با گزارش توصیف کرد
ننه ها رقابت رو دشوار کردن
ولی جناب بازرس کل جلو می زنه
راند 8
ننه ها ، تابلوی نتایج رو تغییر دادن
دو دور مونده
و هنوز جناب بازرس کل در صدره
تماشاگرها مسخره شون کردن ولی ظاهرا ننه ها دارن تاریخ سازی می کنن
!ننه !ننه
!ننه !ننه
!ننه !ننه
!ننه !ننه
!ننه !ننه
فقط چند ثانیه مونده
راند 10
!ننه !ننه
!ننه !ننه
و چی؟ باور کردنی نیست
...رتبه اول و دوم جدول تیراندازی
به ننه های تومار میرسه
و اونا هم دل همه رو می برن
! ننه ! ننه
تبریک می گیم و یه کف قشنگ به افتخار مربی شون دکتر یشپال
مدال برنز به جناب بازرس کل جیدیو می رسه
مدال نقره با چاندرو تومار می رسه
و مدال طلا به پراکاشی تومار می رسه
! ننه ! ننه
! ننه ! ننه
خوشحالید؟- البته-
صبر کن ، ننه
شما دو تا امروز عالی بودین
با این سن ، چنین نشانه گیری؟
چند سالتونه؟
دقیق نمیدونیم
ولی دور و ور 60
منم همینطور
ولی باید اعتراف کنم
زن ها هرچقدر پیشرفت کنن
باز سن خودشون رو لو نمیدن
نظر شما چیه؟
درست نیست
با افشای سن خودمون مشکلی نداریم
حقیقت اینه که یک زن نمیتونه حساب سال ها رو داشته باشه
اون برای خودش زندگی کرده
الهه مادر
لطفا ما رو ببخش
مجبور بودیم با نام تو دروغ بگیم
و قراره به این دروغ ادامه بدیم
پس پیشاپیش معذرت
دکتر تعجب کرده بود که اون مادربزرگ ها چطور اینقدر خوب نشونه می گرفتن
ولی حالا می فهمم
اونا سخت در مزرعه ، تنور و خانه تمرین کردن
و دست های اونا از بقیه قوی تر شده
شاید بدنشون پیر شده باشه ولی ذهنشون نه
باید تمیز بشه
جی
برگشتن
حالا در امانی
از مادر دعای خیر گرفتی؟
سفر موفق بود؟- بله-
زنده باد الهه
دعای خیر مادرتو نگرفتی
گرفت ولی تو نفهمیدی
چی شد؟ بردین یا باختین؟
اول شیرینی- عمو فهمید؟-
...ما هیچوقت چیزی
برای خودمون نخریده بودیم...
تفاوت زیادی بین ما و احشام نیست
مثل هم هستیم
تاج محل خیلی قشنگه
اینطور شنیدم
ولی هیچوقت ندیدمش
پرواز با هواپیما یک تجربه عالیه
اینطور شنیدم
ولی هیچوقت تو یکی شون نبودیم
اقیانوس وسیعه
اینطور شنیدم
ولی هیچوقت یک اقیانوس ندیدیم
ولی شما می بینید
روی ناخن های من
لاک ناخن نبوده ، بلکه سرگین گاو بوده....
ولی شما لاک ناخن می زنید
تاج محل رو هم می بینید
و با هواپیما پرواز می کنید
ما فقط وجود داشتیم
ولی شما زندگی می کنید
ما بردیم
مسابقات رو بردیم
دیگه چی می خوای؟
یکم حرف حالیش کن الان که دیوالی واقعی نیست
یک بمب دیگه روی ما می اندازی دکتر
اون یک مسابقه کوچک بود
و از الان طبیعیه که در مقیاس بزرگتر رقابت کنید
دیگه نمیتونم هر روز خواب ببینم که شوهرم داره می میره
حالا چه کار می کنیم؟
عمو قطعا می فهمه (تلفظ = بابا)
عمو می فهمه
ولی بابا-جی
یعنی چی؟
میخوای مرید باباجی بشی؟
برادر خوابه
ما یک پامون لب گوره
باید قبل از خواب ابدی مون به خدا پیشکش ارائه بدیم
...وقتی نزدیک بهشت می شیم
به خدای مرگ چی بگیم؟...
...نمیشه بگیم که کل عمر
سرگین تمیز کردیم... حالا بریم بهشت؟
ما هیچوقت چیزی به خدا پیشکش نکردیم
و شما فقط قلیان کشیدی
عیب نداره برای شما هم دعا می کنیم
هرچی باشه ، شوهر مثل خداست
کی آمار این چیزا رو داره؟
خدای مرگ یک دستیار هم داره
با قلم و کاغذ کنار دروازه می شینه
برای این "سات سنگ" به کجا سفر می کنید؟
گاهی میروت ، گاهی دهلی
گاهی آگرا ، گاهی بمبئی
بستگی به بابا-جی داره
ما زن های ساده چه می دونیم آخه؟
هرجا بابا-جی بگه همونجا میریم
ولی همه این جاها رو میخواین تنها سفر کنید؟
!خفه دیگه
ساچین باهاشون میره
بزار بخوابم گمشین
اولش درباره "ست سنگ" دروغ گفتیم و به دهلی رفتیم
به مسابقات ملی تیراندازی در دهلی خوش آمدید
خانم اینجاست
دکتر ، اون کیه؟
ملکه الواره یک تیرانداز حرفه ای هم هست
حتی خدمتکارش هم خاص به نظر میرسه
اون خدمتکار نیست اون شاه الوار هست
خدای من ، چرا پشت زنش راه میره؟
نمیدونم ، چه عجیبه کسی تو روستای ما بهش احترام نمیزاره
بیا
ممنونم- خواهش می کنم-
اینجاست
خطاب به کسانی که برای مسابقات تیراندازی جوانان اومدن
ما اول مسابقات بزرگسالان رو برگزار می کنیم
و بعدش مسابقات جوانان رو
ده راند ، ده دقیقه ، ده شلیک
لطف روی خط آتش مستقر بشین
! سخت نگیرین پیرزن ها
یه دفعه اشتباهی حضار رو نزنید
اصلا میتونید خوب ببینید؟
فقط حواست باشه اینجا نشینی
مادرت حتی برات اشک هم نمی ریزه
که اینطور
پدرت از ما برای خدماتمون به ملت تشکر می کنه
عصبانی شد
همه تون برین عقب- تیراندازان بزرگسال ، سر جا مستقر بشین-
راند 1 آغاز شد
شروعی خوب از ننه های تومار
! زد
ملکه الوار به نظر داره قلق به دست میاره
...از یک طرف ملکه
بازرس کل جیدیو... و سرتیپ ویکرام کاشیاپ رو داریم
و طرف دیگه ننه ها هستن که دارن ستاره میشن
راند 3
و ننه های تومار به وسط خال می زنن واقعا عالی
وسط خال
ننه ها مکان خودشون رو در تابلوی نتایج عوض کردن
و جمعیتی که برای دیدن مسابقات جوانان ...به اینجا اومده بودن
حالا جاشون رو عوض کردن... تا بازی ننه ها رو ببینن
راند 4
ننه ها از سایر بازیکن ها بالاتر رفتن
حالا سایر بازیکنان برای مقام سومی رقابت می کنند
چاندرو تومار رتبه اول رو تصاحب کرده
راند 9
راند 10
برای اولین بار در تاریخ ...سه مقام اول
در تیراندازی بزرگسالان رو... زنان تصاحب کردن
...چنین دلهره و اضطرابی رو
حتی برای مسابقات جوانان هم ندیده بودیم...
رتبه اول و دوم به ننه های تومار می رسه- آروم باش-
ملکه الوار رتبه سوم رو می گیره
مدال طلا به چاندرو تومار می رسه
تبریک میگم
تبریک میگه
شما هم همینطور- ممنون-
ماهارانی-جی اون عینک
از توشون چیزی می بینید؟
بله امتحان کنید؟
من؟
واضحه؟
خیلی واضحه
یه جور دیگه اس کلا
میشه منم بزنم؟
مال خودتون هدیه ای از طرف من
مال من؟
به شما میاد
خوبه- چه کار می کنی-
اون از من قاپیدش و حالا ازش پس گرفتم
آخرش می زنیم می شکونیمش پس مال خودتون باشه
خداحافظ می بینمتون
گفت خداحافظ
به زودی می بینمتون؟
دیدی ؟ ما این همه محترم بودیم بعد تهدیدمون کرد
خدای من ، نه خالی تهدید نکرد
گفت بزودی شما رو می بینه
یک تعارف انگلیسیه
من اشتباه کردم
ببخشید خواهر ولی هنوز انگلیسی نشدی
ننه
امضا می دین؟
چی؟
خاله ، امضا میخواد
بفرما
ممنونم ننه
توجه
سر خط مستقر بشین
روی زمین
! سینه خیز بیایید
اون چه مرگشه؟
اون روز به مسابقات تیراندازی دهلی رفته بود
به سه زن باخت
واقعا؟
بله ، عصبانیه که به زن ها باخته
و داره با سرویس کردن ما مردانگی اش رو پس می گیره
چه باحال
نمیتونم تصور کنم اون زن ها کی بودن
شکست یک سرتیپ ارتش چه حسی داره؟
...دو سال گذشت و ننه های من در هر مسابقاتی که رفتن
با مدال برگشتن...
و بهترین بخشش این بود که
هردوشون در مسابقات مدال می گرفتن
....یک جوک ساخته بودن که در مسابقات
دو تا از سه مدال رو ... ننه های تومار می برن
و بقیه برای یک مدال مبارزه می کنن
با افزایش حجم ظرف مدال ها مجازات عمو رمبیر هم بیشتر میشد
همه خوشحال بودیم و فکر می کردیم این پایان خوش ماست
ولی برای مادربزرگ ها
این تازه اول داستان بود
طبق عادت قبلی مون
درباره "ست سنگ" دروغ گفتیم و به مسابقه دیگه ای رفتیم
وقت شما از الان شروع شده
ولی این بار مادربزرگ ها نبودن بلکه من و سیما رقابت می کردیم
برای اولین بار
بدون مدال از مسابقات برگشتیم
و حس بدی داشتیم
بعدش فقط خاله سیما و من تمرین می کردیم
برای شش ماه ، سیما و من تنها تمرین می کردیم
مردهای خونه کنجکاو شده بودن
که چرا بیخیال "ست سنگ " شدیم
بالاخره وقتش رسید و برای تورنمنت دوم رفتیم
ببخشید صندلی ماست
چی شده؟
خاله ، دو صندلی کم داریم بزار برم سوال کنم ببینم قضیه چیه
بیا فاروق
"هوای فریب دهنده اس"
بیا این طرف- چه جذابه-
داش
همیشه میخواستم تو قطار یه حرکتی بزنم
ساچین سریع برو و دکتر رو خبر کن
برو ارزشش رو داره
...هرچی باشه
پسرها ، درست رفتار کنید
آروم باش پیری فقط با هم صحبت می کردیم
می فهمم
که چی گفته ای
فهمیدی چی گفت؟
! حالا بخند
! زودباش !دندونات رو نشون بده
ننه ، چه کار می کنی؟ یه بلایی سرش میاد
خنده ات نمیاد؟
وسایلت رو بردار و بزن به چاک
ببخشید ننه ، خیلی متاسفیم بلیت ما مال اینجاست
اگه ببینم نزدیک این کوپه ای میایید بلیت تون رو پاره می کنم
فهمیدید بچه زرنگ ها؟
برین- در رو-
برو
نوشیدنی خنک- آب-
بده به اون
چی شد؟
بشین
بیا بشین صندلی جور شد
آخرین مسابقه رو فراموش نکنید
لبخند
مینا
سلام شما دو تا؟
سلام- سلام-
اینا دخترهای ما هستن
درود
اینا دخترهای شما هستن؟ پس نتیجه از الان مشخصه
مدال مال ماست- قطعا-
ممنونم
موفق باشید- موفق باشید عزیز-
ممنونم
سلام
شنیدی؟ اینجا از احترام برخورداریم
آبرومون رو نبرید
آروم باش خاله
برین بین جمعیت بنشینید دخترا رو به من بسپارید
فقط موقع بازی لذت ببرین خب؟
و موقع نشانه گیری اون پسرهای تو قطار رو به یاد بیارید
فهمیدید؟
تو قطار چی شد؟
از خاله ات بپرس
هیچی فقط یک نمایش دراماتیک
شفالی
اینجا جای جوانان هست سیما این طرف
راند 1
شرکت کنندگان حاضر باشند
دخترها شلوار پوشیدن
ولی ببینیم تیراندازی بلدن یا خیر
حالا بخندین
! زود باش
راند 2
حالا راز نشانه گیری خوب شفالی و سیما رو می دونیم
اونا دخترهای قهرمانان تیراندازی ننه های تومار هستن
زد
!آفرین
راند 3
شفالی به سرعت پیشتاز میشه
ظاهرا کسی نمیتونه حریف این دخترها بشه
منتظر چی هستید؟ بزنید
راند 10
و شفالی صاحب می کنه که مسابقه در رگ هاش جریان داره
جیب ندارن ولی بازی تحت کنترلشون بود
ننه های تومار کلی مدال داشتن
و حالا دخترهاشون هم باعث سربلندی اونا میشن
ظاهرا قراره باعث افتخار کشورشون هم بشن
عزیزم
تبریک میگم- و همچنین-
باید پیش ما به قصر الوار بیایید
منو بعنوان رییس موسسه تیراندازی راجستان انتخاب کردن
تبریک میگم- ممنونم-
بیایید
ساچین رو چه کار کنیم؟
توجه کنید ، لطفا
قطار جیپور به سمت میروت 19565 Uttranchal Express
ساعت 3:05 دقیقه عصر از سکوی 1 حرکت می کنه
ساچین ، بریم یه چیزی بخوریم
بله- بیا-
چی میخوای؟
چه خوبه
هنوز وقت داریم
نوشیدنی سرد؟
میدونی . غذای بیرون ایستگاه بهترینه
بیا بریم هنوز کلی وقت هست
درسته
بیا
یکی دیگه بده
و این دفعه سس و کره زیاد بزن
قاروق قطار
قطار ما نیست
خوردیم دیگه بریم
بفرما
بریم
ساچین
ننه
ننه
ننه- فاروق-
اومدم- ساچین-
ننه
آروم
بدو- ساچین-
ننه
سریع تر
بدو
بدو- ساچین-
خواهر گوشهام زنگ می زنن
یک ساعت غذا خوردن رو طول دادی
نگران نباش
از ایستگاه زنگ می زنم
فردا قطار می گیریم
خاله- بله؟-
بزودی می بینمتون
خوش اومدی پراکاشی
زود بیا
چه خانه بزرگی دارن
بیا
خوش آمدید
لوستر رو ببین
سلام عمو سلام خاله
مادر و پدرم
مادر ، پدر
بله ، به لندن رفته بودم که نوه هام رو ببینم
ملکه ، لطفا تشریف بیارید
من خیلی به زنم افتخار می کنم
اون نشانه گیری اش از من بهتره
چه خوب
لطفا از مهمان ها پذیرایی کنید
داره میگه بهش افتخار می کنه
چطور میشه کسی بخاطر دستاوردهای زنش خوشحال باشه؟
فکر می کنم شاه زیاد باهوش نیست
آب رنگی
هرکسی رو نشناختی بگو عمو یا خاله
میخواد چی بگه؟
با من بیایید شما رو صدا می کنن
ما رو؟
بیا
سلام
خانم ها و آقایون
این شما و این 2 زن نامدار
اونا به همراه زنم تیراندازی کردن
و امروز مهمان افتخاری ما هستن
ننه- چیه؟-
شما مهمان ویژه هستین
ما؟ ما مهمان ویژه هستیم؟
بگیرش برای ماست
پس بیایید به افتخار این بانوان بنوشیم
به سلامتی
به سلامتی
اونو ببین
چی هست؟
ببخشید
سلام عمو
سلام خاله
ما ارواح افتخاری هستیم
بیا مامان شام سرو شده
اون چیه؟
چنگاله
هی بیا اینجا
من خرگال میخوام
بده بهم خرگال
بفرمایید
بازم هست
لیموناد
خواهر؟
مردانی مثل شاه واقعا وجود دارن؟
یکی شون رو دیدی پس وجود دارن
حق با توئه
اون واقعا بخاطر ملکه و دستاوردهای اون شاده
اگه به شوهرهامون بگیم که اون همه مدال بردیم چی ؟
اونا هم به ما افتخار نمی کنن؟
دیوانه شدی؟
افتخار؟- بله ، افتخار-
!زن انگلیسی
! استخونامون رو خورد می کنن
تا کی باید مخفی اش کنیم؟
باید بهشون بگیم؟
تا کی دروغ بگیم؟
...حس می کنم که
...اگه حقیقت فاش بشه...
ما به خطر می افتیم... فهمیدی؟
بگیر بخواب ، باید به قطار فردا صبح برسیم
بیا خاله
ایناهاش
اونجا نه بیا اینجا
سریع تر بیا خاله
زود باش
ننه
شما 2 تا برگشتین؟
بیا اینجا
خریدن چی اینقدر واجب بود که قطار رو از دست دادی؟
ببخشید ننه ، کار اشتباهی بود
اشتباه بود؟
ما کل شب رو با پشه ها گذروندیم
بزنیدش
لطفا به عمو نگید
کسی چیزی نمیگه فقط در آینده بیشتر مراقب باش
خواهر وسایل رو بده اون بیاره
اینم بگیر
بریم برو
برو
و اون شب بخاطر اون 2 مدال ما
اتفاقی افتاد که سابقه نداشت
حتی با اینکه مادربزرگ ها 96 مدال برده بودن
"پسرها ازم می پرسن چند سالته؟"
"اگه منو بخوان ، کاری ازم ساخته نیست"
"پسرها ازم می پرسن چند سالته؟"
"اگه منو بخوان ، کاری ازم ساخته نیست"
"برنز نه"
"حتی نقره هم نه"
"چند بار گفتم؟"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"دعوا واسه چیه ؟ کل شب وقت هست"
"درست یا غلط رو فراموش کن"
"دعوا واسه چیه ؟ کل شب وقت هست"
"درست یا غلط رو فراموش کن"
"کاریه که شده"
"زیاد خوش بگذرون"
"بعدا همه چیز رو فراموش کن"
"فکر نکن ، متوقف نشو"
"حتی اگه دنیا بهت بگه جسور"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
اینا چیه؟
چیزی نیست اسباب بازیه
اینا مال کی هستن؟ چرا اینجان؟
مال ماست در مسابقات بردیم
ما؟
مامان ، مادربزرگ چاندرو ، شفالی و من هر 4 نفر بردیم
حتی منم بردم ، بابا
کار گرفتیم
پس به ما دروغ می گفتین و به مسابقات می رفتین؟
اگه عمو راتان بفهمه ، چی؟
چهار ساله که نفهمیده چطور میخواد بفهمه؟
دیوانه ای؟ الان میرم بهش میگم
!عمو راتان- بابا ، نه-
چی شده وینود؟
نشانه گیری خواهر به بدی عموت نیست
و این مدال ها ثابتش می کنه
اگه بخاطر زندگی 4-5 بچه
قرار باشه یکی رو بکشم تردید نمی کنم
بین 30 تا 40 بچه یکی بمیره ، چیزی نمیشه
حالا بگو تو فیلم مادر هند میخوای راجو باشی یا بیرجو؟
اگه جرات حمایت رو نداری برگرد بخواب
مثل اونا وانمود کن که هیچی نمیدونی
وینود چیه؟
عمو ، آب میخوای؟
نه
برو
"رویاهای واضح داریم"
"خواسته های قلبمون عجیبه"
"قلبم دیگه تحت کنترلم نیست"
"پاهام روی زمین ضرب می گیره"
"و مثل دیوانه ها در نوسانه"
"و مثل دیوانه ها در نوسانه و هیچی جلودار ما نیست"
"مهم نیست بقیه چی بگن یا چه کنن"
"ولی من کلا عوض شدم"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
"عزیز ، طلا ، طلا"
انتخاب شدم
من همیشه طلا بردم
خاله سیما هم بد نبود
انتخاب شدم- انتخاب شدن-
سلام خاله
سلام
چی شده یشپال؟
همه خوشحالن
برای اردوی ملی انتخاب شدن
اینم نامه های رسمی
اردوی چی؟
قبل از رفتن به مسابقات بین المللی
چند تا رو انتخاب می کنن و بهشون تمرین های پیشرفته میدن
باید 45 روز برن
و در اردو تمرین کنن اینجوری کارشون حتما جوره
چند روز؟
چهل و پنج روز
دکتر چیزی زدی؟
نمیشه برای 45 روز اونا رو بفرستیم
سعی کنید درک کنید این برای آینده بهتر اوناست
هرکسی از این نامه ها نمی گیره خیلی مهمه
مسئله هنده دخترای ما نماینده کشور ما میشن
باید اونا رو بفرستیم
نمیتونن بدون حضور در اردو شرکت کنن
اینجوری همه تلاش های ما عبث میشه
برادر ، ستبیر در انتخابات شرکت می کنه
میگه برای تبلیغ به کمکت نیاز داره
به ستبیر بگو اول بزرگ بشه
کاملا درسته
صرف تمرکز روی انتخابات موجب پیروزی نمیشه
ما اینا رو بردیم
در زمین تیراندازی
میدونستم اینطور میشه
مرزهای بی حیایی رو رد کردین
روزنامه نمی خونین؟
به زن ها تجاوز میشه
روانی ها دخترها رو از خیابان ها می دزدن
و شما اونا رو به مکان های ناشناخته می برین؟
بیا اینجا
این همه سال نمیدونستی اونا چه می کردن؟
عمو ، خودتون هم این همه سال نفهمیدین
!کثافت
با استفاده از اسم یه آدم مقدس به ما دروغ گفتین
همه گناهکار هستین به چه جراتی باعث ننگ ما شدین؟
شما مثلا مرد هستین؟
زن های شما کاملا از کنترل خارج شدن
ولی زن من نه
مهم نیست اگه ما جایی نریم
ولی این دخترا باید برن اونجا
هم سیما و هم شفالی برای اردوی ملی انتخاب شدن
میتونن نماینده کشور ما باشن
اگه خوب بازی کنن ، کار دولتی هم می گیرن
کار میخوای؟
سیما ، میخوای به اردوی ملی بری؟
بگو شفالی؟ باید تو رو به اردوی ملی بفرستم؟
ترجیح میدم به زندان برم تا اینکه بزارم شما زن ها آبروی خانواده ما رو ببرین
شاه خیلی به زنش احترام میزاره
و مردهای ما رو ببین ، خواهر
شاه یک قهرمانه؟ ما شرور هستیم؟
این ایده های رادیکال کار دکتره
بیایید
آتش بزنید
آتش بزنید
آتش بزنید
چیزی مونده یا کامل نابود شد؟
کاملا نه برادر هنوز مشغولیم
برادر ، انجام شد
کاملا نابود شد
میدونستم اینطور میشه
کی جرات کرده این مدال ها رو به خونه برگردونه؟
برادر
برادر اینا از طلای واقعیه
مغز مادرت از طلای واقعیه
کی برشون گردوند؟
ساچین بود ، برادر
بیا اینجا
میگم بیا اینجا
برو بندازشون تو چاه
بسه عمو کسی دست نزنه
اونا باعث افتخار ما شدن
و به جای تشویق اونا
دارین جلوی مسابقه شون رو می گیرین؟
به ما نگو با زن هامون چه کار کنیم
مادر منم هست
ببین رمبیر
...نگذاشتیم به ارتش بری
که اینطور برای ما رییس بازی در بیاری....
این روستای ماست
ما سنت هایی داریم که باید رعایت کنیم
زنان این روستا از اینجا خارج نشدند و نخواهند شد
کار می گیرن
وقت بحث با تو رو ندارم
اینجا خونه منه
هرجور ما بخوایم ، همونطور میشه
هیچ کاری از آبروی ما مهمتر نیست
غلط دیروز ، امروز هم غلطه
باشه
تصمیمش رو به عهده شورای روستا بگذارید
شورای روستا؟
این بحث خانوادگی ماست
میدونستم اینطور میشه
جی ، برو اعضای شورا رو خبر کن
بگو در خونه جلسه بگیرن
مسئله چیه؟
رییس شورا تقاضای من اینه که
اجازه بدیم زن های ما در ورزش تیراندازی شرکت کنن
این مسئله خانوادگی بانوار و جی هست
...وظیفه شورای روستا اینه
که اول نظر اونا رو بپرسه...
درسته؟
بله ، درسته
خب بانوار بگو با این مشکل داری که زنت بره
و با یک سرهنگی رقابت کنه
یا با یک مرد کاملا غریبه دیگه؟
رییس شورا ، اگه دوباره بخواد رقابت کنه اونو می کشم
تو چطور ، جی سینگ؟
رییس
همسر من بهم دروغ می گفته و با انجام کارش بهم خیانت کرده
اجازه تکرارش رو نمیدم
خب بیایید از زن ها بپرسیم
همسر بانوار و همسر جی چه نظری دارین؟
رییس شورا
من بی گناهم
همش فکر اون بود
اون علیه همه مردها از جمله شما توطئه می کرد
چرا ساکتی؟
ذات واقعی اونو دیدین؟
چرا الان ساکتی؟
وقتشه حرف بزنی
حرف بزن یه چیزی بگو
کی به ما گوش میده؟ ...از صبح که بیدار می شیم
تا وقت خواب.... مثل سگ ها هستیم
کل زندگی مون پشگل گاو شیردوشی ، آشپزی
زمین ها رو درو می کنیم ، محصول پرورش می دیم به حیوانات غذا می دیم
و بعدش میریم آجرپزی
هرچی در میاریم ، میره تو جیب اونا
به جز قلیان کشیدن و حامله کردن ما چه کاری انجام میدن؟
بدتر از همه غرور اونا
مشکلت چیه؟ بشین سر جات
اگه کسی با حرفای من مشکلی داره
پس بیاد در خونه مسابقه تیراندازی بگذاریم
! افتخار می کنه که مرد متولد شده
مردانگی به سیبیل و سرکوب دیگران نیست
مردانگی از روح میاد
...پس اگه دل و جیگرشو داری
بیا همینجا مسابقه بدیم...
رییس شورا هم باید شرکت کنه
و هرکسی مسابقه رو ببره پیروز این مجادله اس
عمو ، بازی نکنین ناجور می بازین
خفه شو
جی سینگ ، همسرت زیاده روی کرده
بگو سریعا خفه بشه
حالا تو روز روشن نافرمانی می کنی؟
و حالا جرات رقابت با ما رو پیدا کردی؟
بشین ، بشین سرجات
شما تو زندگی تون تا حالا چه غلطی کردین؟
چه دستاوردی داشتین؟
اگه پاتون رو از روستا بیرون بزارین می فهمید مردم چی صداتون می کنن
! شوهر چاندرو و پراکاشی
بیرون از روستا هویت شما اینه
و رمبیر
چرا میگی دخترا به اردوی ملی برن؟
اینا هم باید مثل پدران خودشون بی مصرف بشن
اسم و خون پدرشون رو دارن
...پدرانشون به جایی نرسیدن
پس دخترا به چی برسن؟...
! اونا رو فراموش کنید
ما اونا رو 9 ماه در رحم خودمون نگه داشتیم
ولی اونا سر پای باباشون بازی می کردن
! اونا رو فراموش کنید
! بزنش
کی براش مهمه؟ ما بازی می کنیم و مسابقه می دیم
رییس روستا حالا از این مردها سوال کنید
نظر شوهر چاندرو و شوهر پراکاشی چیه؟
در دفاع از خودشون چی دارن؟
چه کار می کنی؟
همش با اسلحه می گردین
تا حالا یک موش رو زدین؟
منتظر چی هستی؟ بخوابون تو صورتش
! بسه
به قدر کافی حرف زدین
دیگه شلیک نکنید
دخترم نشون میده که چه کار بلده
...به دنیا نشون میده
که به پدرش رفته ، نه مادرش...
قطعا پیروز میشن و باعث افتخار ما میشن
اعضای شورا تصمیمشون رو گرفتن
دخترا میرن ولی زن ها نه
تصمیم گرفته شد گمشید
گمشید
سیما ، همه تلاشتون رو بکنید
این تنها فرصت شماست خرابش نکنید
با مدال برگردین
یک مدال میتونه سرنوشت ما رو برای نسل های آینده عوض کنه
باید دوباره این کوزه رو پر کنیم
و عزیز ، فقط طلا
بیا
دعای خیر بگیر
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
"آسمان من بلنده ولی دست تو بهش نمی رسه"
"میتونی در رویاهای من باشی"
"شب سیاهه ولی این نیز بگذرد"
"شب سیاهه ولی این نیز بگذرد"
"آسمان من بلنده ولی دست تو بهش نمی رسه"
"میتونی در رویاهای من باشی"
"شب سیاهه ولی این نیز بگذرد"
"شب سیاهه ولی این نیز بگذرد"
"ای عزیز ، اگه میخوای"
"ای عزیز ، اگه میخوای تبدیل به پروانه بشی"
"و در آسمان اوج بگیری"
"چند ستاره از آسمان بچین"
"مهم نیست باد چقدر قویه" "پایین نیا"
دارین سیما رو برای تیراندازی می بریم
هیچ زن هندی در این ورزش مدال نگرفته
ولی اگه اون پیروز بشه قطعا یک کار گیرش میاد
"اومدیم پرواز رو ببینیم و بخندیم"
"طلوعت در راهه"
"شب سیاهه ولی این نیز بگذرد"
هی نگاه کن ، ننه های تیرانداز (لقب این 2 نفر)
خودشونن. نه؟
بله
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
سلام عمو
سلام
عمو
دیگه چیه دکتر؟
همونطور که میدونید میدان تیر رو دوباره ساختم و این بار سیمانی هست
بچه ها از روستاهای مجاور و دورتر برای یادگیری میان
یک مسابقه بزرگ در روستای ما هست
و شما مهمان ویژه هسید
عمو
دکتر میخواد شما روبان افتتاح میدان رو ببرین
دکتر ، بالاخره سر عقل اومدی
باید کل خانواده رو هم بیارید
ما بیاییم چه کار؟
ما نمیاییم
مامان ، مشکل چیه؟ این مسئله حل شده
حالا عمو برای چنین رویداد محترمی میاد
مهمان ویژه هم هست
پس باید ازش حمایت کنیم و پشتش باشیم
دکتر ، کل خانواده میان نگران نباش
به مسابقات تیراندازی وسط خال بزرگسالان خوش آمدید
خاله ها باعث الهام کل بچه ها شدن
به همه الهام بخشیدن
چرا شما شلیک نمی کنید؟
بده به من
کجاش سخته؟
بزنید
این مسابقات رو راتان سینگ ، رییس ما افتتاح می کنه
جنسش آشغاله
من با یک تیر پرنده هم می زنم
لوله تفنگت هم خرابه
باید روغن کاری بشه
مادربزرگ میشه لطفا شلیک کنی؟
ما برای دیدن تیراندازی شما اومدیم
لطفا مادربزرگ
ننه
ننه
ننه
ننه
ننه
به چی فکر می کنی؟ با من ضدیت کن
اسلحه رو بزار زمین و برگرد خونه
و گرنه می کشمت و می اندازمت تو چاه
و خیلی دقیق تر می زنه ، دکتر وسط خال
زود باش مادر
زود باش خاله
ننه
رمبیر ، مادرت رو کنترل کن از کنترل خارج شده
و حالا ، خارج از کنترل باقی میمونه عمو
دکتر برو فرم های ما رو پر کن
قبل از اومدن شما تکمیل شده ، خاله
برای شما شوخیه
در ملاعام سرپیچی و به ما بی احترامی می کنن
...اگه زن من بود
میدونستم اینطور میشه گناهکارها
بریم
...سایر شرکت کننده های این رقابت
ملکه الوار ماهیندرا کووماری بازرس کل جیدیو
و بازیکن های محبوب همگان ننه های تیرانداز
چاندرو و پراکاشی کومار هستن
تیراندازها وقت تون الان شروع میشه
راند 1
چاندرو تومار با این کارش میخواد بگه ....که این بازی
فقط برای جوانان نیست....
راند 2 ملکه الوار
در رقابت سختی.... با ننه های تومار قرار داره
دور پنجم تیراندازی هست
الو؟
دکتر
الو
تایید شد؟
راه نداره؟
...و مثل همیشه رتبه های اول و دوم
به ننه های مشهور روستای جوهری می رسه...
چی شد دکتر؟
هیچی تمرکزتون روی مسابقات باشه
لطفا بگید چی شده؟- هیچی-
شفالی واسه تیم هند انتخاب نشد
از اردو بیرونش کردن
فاروق
واقعا؟
خاله ، تمرکزت روی بازی باشه
دور 8 تیراندازی
همه زن ها بهم امید زیادی داشتن
مدالم حتمی بود
ولی انتخاب نشدم
این خبر کاملا مادربزرگم رو داغون کرد
پراکاشی به امتیاز 9 می زنه
و ننه چاندرو صفر می زنه
دور 9 تیراندازی
مردم میگن ننه چاندرو میتونه با چشم بسته تیراندازی کنه
ولی برای اولین بار به هدف نمی زنه
چی شده خواهر؟
هیچی پراکاشی تمرکزم رو از دست دادم
نگران نباش
خوب بازی می کنی برو مدال طلا رو بگیر
بهش گوش کن برو
برو
و حالا ننه پراکاشی اوله در حالی که ننه چاندرو آخره
تیراندازان ، شصت ثانیه مونده
بزن مامان
بزن خاله
بزن
سی ثانیه مونده
وقتت تموم میشه
چه می کنی خاله؟
بزن
بزن
ننه پراکاشی فکر کرد که
ننه چاندرو بخاطر باختن گریه می کرد...
ولی تا حالا پیش نیومده بود که فقط یک ننه پیروز بشه
پراکاشی حاضر بود مسابقه رو ببازه
ولی حاضر نبود بدون خواهرش تنهایی روی سکو بره
بزن پراکاشی
بزن
بزن خاله وقت تموم شد
وقت تموم شد
توقف کنید وقت تمومه
و بخاطر همین شلیک نکرد و صلاحیتش رد شد
پراکاشی شفالی انتخاب نشد
حذف شد
گریه نکن
که چی؟
درباره سیما خبر دارم
رفته برای بخش تراپ زنی
هیچکس از کشور ما به اون بازی نرسیده
همینطور ما
که بیشتر عمرمون رو اینطور سپری کردیم
و هرچی اش رو هم مونده همینطور ادامه می دیم
بیا بریم خونه
نگران نباش
...و اگه دخترها دوباره باختن
شوهرشون می دیم...
جایزه اول به ملکه الوار ، ماهیندرا کوماری می رسه
جایزه دوم به بازرس کل جیدیو
و جایزه سوم به ویکرام کاشیاپ از بریگادیر می رسه
شروع کنید
هی
چه جشنیه؟
چی شد؟
باختن کی رو جشن می گیرین؟
میدونید که چرا چاندرو باخت؟
چون شفالی برای تیم انتخاب نشد
بخاطر همین چاندرو باخت
و پراکاشی باخت تا به اون روحیه بده
و گرنه نشونه گیری اونا عالیه
و چشم بسته میتونه بین 2 چشم رو بزنه
! هی تو- خفه-
! صداتو نشنوم
اگه زن ها موفق می شدن تو تحقیر میشی
اگه شکست بخورن، افتخار می کنی
این غرور باعث شده آدم های آبرودار خودشون رو بالا بدونن
لیاقتت اینه
فهمیدی؟
...به ما خبر رسیده که هر لحظه ممکنه
که سیما تومار به روستا برسه...
...سیما تومار با گرفتن مدال نقره در جام جهانی انگلیس
تاریخ ساز شد...
و اولین زن هندیه که در تیراندازی مدال می گیره
افتخار ما- سیما تومار-
افتخار ما- سیما تومار-
افتخار ما- سیما تومار-
افتخار ما- سیما تومار-
افتخار ما- سیما تومار-
افتخار ما- سیما تومار-
افتخار ما- سیما تومار-
افتخار ما- سیما تومار-
افتخار ما- سیما تومار-
ما از سنین کم دخترهامون رو تعلیم دادیم
برای تمرین می بردیمشون
با اون سن به دستشون اسلحه می دادین
مجبور بودیم چون دوست داشتن
ما هم قبول کردیم
اونا بچه های ما هستن پسرا و دخترها برابر هستن
دخترهای ما نور ملت هستن
چطور اونا رو تمرین دادین؟
از بچگی به اونا توجه ویژه داشتیم
اون برای کشور ما مدال آورد
اعتبار پیروزی تو به مادر و خاله ات برمیگرده
برو عزیزم برو
من تاج محل رو ندیدم
ولی کاخ باکینگهام رو دیدم
خیلی بزرگه
و زیباست
سوار هواپیما شدم ولی حال نداد
ترسناک بود
آب اقیانوس شور بود
نمیشد بخوریش
ساحل جوهو رو ندیدم
ولی سواحل بریتانیا رو دیدم
زن هاشون نیمه لخت می گردن
و کسی نمیتونه جلوشون رو بگیره
گفتید هیچی در زندگی ات نخریدید
...ولی امروز به جای پشگل گاو
به ناخن هاتون ... لاک ناخن می زنید
این دفعه نقره اس
ولی دفعه بعد ، طلا میارم
از اسم عمو استفاده نکرد از اسم شما استفاده کرد ، مادربزرگ
سیما پراکاشی تومار
گریه نکن بخند
...ما
به شما افتخار می کنیم ، دخترهای من...
اسلحه ما رو گرفتن ولی نتونستن عزم ما رو بگیرن
...دفعه بعد که مدال بیاری
خواهرم انگلیسی صحبت می کنه...
سیما ، بیرون صدات می کنن
هی ساچین ، بیا اینجا
we are not fool (احمق نیستیم)
ولی باحالیم
فهمیدی؟
بریم
بیا
"دنیا تماشا می کنه"
"که این زنها چطور سفرشون رو آغاز می کنن"
"از خورشید روشن تر می درخشند"
"و فراتر از آسمان ها میرن"
"وقتی تصمیمشون رو بگیرن"
"حتی سنگ ها رو حرکت میدن"
"و اگه کله شق باشی"
"کسی از تو قدرتمندتر نیست"
بدن پیر میشه ولی ذهن نه
"دنیا تماشا می کنه"
"که این زنها چطور سفرشون رو آغاز می کنن"
(اینا چاندرو و پراکاشی تومار واقعی هستن)
مترجم : فواره
دکتر ، دکتر
سیما در جام جهانی انگلیس یک مدال نقره برد
آتش
ننه های تیرانداز به همراه سیما و شفالی با دستاوردهای خود در تیراندازی موجب افتخار ما شدند. این فیلم به آنها تقدیم می شود
چاندرو تومار و پراکاشی تومار حول و حوش 60 سالگی تیراندازی را آغاز کردند آنها در تیراندازی صدها مدال بردند
آنها الهام بخش هزاران دختر برای پیدا کردن کار دولتی بودند
سیما تومار اولین زن هندی هست که مدال نقره تیراندازی را در جام جهانی برد وی اکنون یک کار اداری در ارتش هند دارد
ننه های تیرانداز توسط رییس جمهور هند به دریافت جایزه افتخار نائل آمدند ننه های تیرانداز همچنین جایزه زنان قدرتمند را نیز به دست آوردند
میخوام بدونم برای افراد پیر و زن هایی هم سن خودتون
که این برنامه رو می بینن" "چه پیامی دارین؟
بدن پیر میشه ، ولی ذهن نه
عالیه
بالیوود وان Bollywood1.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.