Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
1
00:00:10,301 --> 00:00:12,262
از اونجایی که هیچ زیرنویس فارسی ای برای این مستند وجود نداشت مجبور شدم
به عنوان یک بیننده (که مشتاق یادگیری آشپزی حرفه ایه) یاد بگیرم چجوری زیرنویس درست کنم و ترجمه کنم که باعث افتخاره
و خوشحالم که بالاخره بیننده های فارسی زبان هم میتونن به راحتی این مستند رو تماشا کنند و ازش چیزی یاد بگیرن و لذت ببرن
نهایت تلاشم رو کردم که اصطلاحات رو به فارسی توضیح بدم تا درک جملات براتون راحت باشه
پس امیدوارم نهایت لذت رو از این فصل ببرید و در آخر هر قسمت چیزی یاد گرفته باشید
Luv u, SN
2
00:00:12,345 --> 00:00:14,514
[مرد ۱] وقتی بچه بودم و در نیویورک بزرگ میشدم،
3
00:00:14,597 --> 00:00:18,601
کارم بعد از مدرسه این بود که کوهی از جعبههای پیتزا را تا کنم.
4
00:00:22,147 --> 00:00:24,858
روی جعبهها نوشته بود: «بقیه رو امتحان کردی، حالا بهترین رو امتحان کن»،
5
00:00:24,941 --> 00:00:27,110
که روی جعبههای همه این عبارت نوشته شده بود.
6
00:00:28,695 --> 00:00:31,990
با نگاه به اون جعبه، فکر کردم: «این ممکنه درست نباشه.»
7
00:00:32,532 --> 00:00:34,743
«ممکنه یه کم مغرضانه باشه.»
8
00:00:36,161 --> 00:00:38,705
واقعاً؟ شما هم از همون آرد بروماته و سفیدشده استفاده میکنید؟
(بروماته: نوعی آرد صنعتی با افزودنیهای شیمیایی برای بهبود پخت)
9
00:00:38,788 --> 00:00:40,457
همون تکه پنیر یکشکل و بیکیفیت؟
10
00:00:41,207 --> 00:00:45,170
این دستها چه جادویی میتونن روی همین مواد اولیه انجام بدن؟
11
00:00:48,131 --> 00:00:50,341
میشنیدم که مردم میگفتن: «رازش در آب است.»
12
00:00:52,635 --> 00:00:53,928
من عاشق فرهای هیزمی هستم.
13
00:00:55,388 --> 00:00:56,556
آیا این راز است؟
14
00:00:57,390 --> 00:00:58,349
نه نیست.
15
00:00:58,892 --> 00:01:00,018
راز اینجاست.
16
00:01:00,560 --> 00:01:02,562
آشغال بریزی، آشغال درمیاد. میدونی؟
(یعنی با مواد بیکیفیت، غذای بیکیفیت درست میشه)
17
00:01:03,980 --> 00:01:06,691
اگه آشغال بذاری توش، آشغال بیرون میاد.
18
00:01:08,485 --> 00:01:10,153
چیزای خوب بذار توی فر،
19
00:01:11,071 --> 00:01:13,615
بعد شانس این رو داریم که یه چیز خوب درست کنیم.
20
00:01:20,038 --> 00:01:23,208
[کنسرتو "زمستان" ویوالدی پخش میشود]
21
00:02:20,890 --> 00:02:23,059
[صدای ضعیف آواز پرندگان]
22
00:02:34,112 --> 00:02:37,240
[مرد ۲] کتابی نوشتم که توش به سراسر کشور سفر کردم،
23
00:02:37,866 --> 00:02:38,783
و رفتم به ایتالیا.
24
00:02:40,368 --> 00:02:43,079
توی یه سال، هزار تیکه پیتزا خوردم.
25
00:02:44,664 --> 00:02:46,082
و توی کتابم نوشتم،
26
00:02:46,749 --> 00:02:48,334
«بهترین پیتزای دنیا
27
00:02:48,877 --> 00:02:50,920
توی فینیکس، آریزونا درست میشه.»
28
00:02:51,004 --> 00:02:53,006
[موسیقی شاد پخش میشود]
29
00:02:53,089 --> 00:02:56,551
[اد] مردم فکر میکردن این کفرآمیزترین حرفی بود که میشه زد.
30
00:02:56,634 --> 00:02:59,512
«اوه، توی نیویورک درست نشده؟» یا «توی ایتالیا درست نشده؟»
31
00:03:00,555 --> 00:03:03,933
منتقد غذایی ووگ گفت: «میدونی، تو دیوانهای.»
32
00:03:04,851 --> 00:03:09,439
گفتم: «خب، برو به فینیکس، پیتزا رو امتحان کن.»
33
00:03:09,522 --> 00:03:10,523
«بعد با من حرف بزن.»
34
00:03:12,233 --> 00:03:15,737
از فرودگاه به من زنگ زد.
35
00:03:16,362 --> 00:03:18,156
گفت: «حق با تو بود.»
36
00:03:21,534 --> 00:03:24,537
[مرد ۳] اولین باری که رفتم کریس بیانکو رو ملاقات کنم،
37
00:03:24,621 --> 00:03:27,165
اون یه جور استاد یودای فر پیتزا بود.
(اشاره به شخصیت یودا از جنگ ستارگان، به معنی استاد خردمند)
38
00:03:27,874 --> 00:03:33,713
درباره پیتزا، بیابون، و چطوری توی همه اینا جا میگرفت صحبت میکرد.
39
00:03:34,422 --> 00:03:36,257
آخری که میره بیرون. بیا اینجا.
40
00:03:36,341 --> 00:03:37,634
[مرد ۳] واقعاً گیجکننده بود،
41
00:03:38,259 --> 00:03:41,471
اما بعد از معاشرت با کریس بیانکو، جور دیگهای به پیتزا نگاه میکنی.
42
00:03:43,473 --> 00:03:44,891
بیندازش عزیزم، توپ رو بینداز.
43
00:03:48,353 --> 00:03:51,564
کریس یه ظاهر خیلی زبر و خشن داره،
44
00:03:51,648 --> 00:03:53,775
و کلی «فاک» میگه و اینجور چیزا،
45
00:03:53,858 --> 00:03:55,777
اما خیلی خیلی مهربونه.
46
00:03:57,737 --> 00:04:01,074
[میا] میخواد مردم حس خوبی داشته باشن، و این تا شب بیدارش نگه میداره.
47
00:04:03,076 --> 00:04:07,163
یه چیزی از رانندههای تاکسی قدیمی نیویورک توش هست.
48
00:04:08,373 --> 00:04:10,750
[برت] ولی کریس مثل جان کولترینِ پیتزاست.
(جان کولترین، نوازنده بزرگ ساکسوفون جاز که انقلابی در موسیقی ایجاد کرد)
49
00:04:10,833 --> 00:04:12,460
این مرد بازی رو عوض کرد.
50
00:04:16,422 --> 00:04:20,385
[اد] قبل از کریس، مردم از سس پیتزای کنسروی استفاده میکردن،
51
00:04:21,469 --> 00:04:22,971
آرد معمولی.
52
00:04:24,555 --> 00:04:27,642
کریس هر ماده اولیهای رو به سطح بالایی رسوند.
53
00:04:28,268 --> 00:04:31,771
گفت: «ارزش داره که درست انجامش بدیم.»
54
00:04:32,689 --> 00:04:37,110
و حالا، اگه به سراسر کشور نگاه کنی، توی هر ۵۰ ایالت،
55
00:04:37,193 --> 00:04:39,279
میتونی پیتزایی پیدا کنی
56
00:04:39,362 --> 00:04:42,490
که از کاری که کریس کرد الهام گرفته شده.
57
00:04:43,616 --> 00:04:47,578
او عملاً انقلاب پیتزا رو توی این کشور به راه انداخت.
58
00:04:54,419 --> 00:04:57,171
[صحبت پراکنده مشتریان]
59
00:05:00,133 --> 00:05:03,011
مارگ، وایزگای.
(وایزگای: اسم یکی از پیتزاهای معروف کریس با سوسیس و پیاز کبابی)
60
00:05:03,886 --> 00:05:06,973
یه چیز دیگه هم براشون دارم. میخوای ببری بیرون روی میز؟
61
00:05:07,056 --> 00:05:09,434
[کریس] حالا، یه وایزگای در راهه…
62
00:05:14,397 --> 00:05:17,066
خب، دوستان، پیتزا داره میاد.
63
00:05:17,150 --> 00:05:20,903
وایزگای، موزارلای دودی، سوسیس رازیانه، پیاز کبابی.
(موزارلا: پنیر معروف ایتالیایی / رازیانه: گیاهی معطر که در سوسیس ایتالیایی استفاده میشه)
64
00:05:24,115 --> 00:05:26,701
[کریس] به عنوان بچهای از نیویورک، فکر میکنیم همه چیز رو میدونیم.
65
00:05:27,660 --> 00:05:31,831
یانکیها بهترینن. کوفتههای مامانت بهترینن.
66
00:05:32,665 --> 00:05:34,459
اما به هر حال چه چیزی اون رو بهترین میکنه؟
67
00:05:34,542 --> 00:05:36,586
[موسیقی ملایم گیتار پخش میشود]
68
00:05:36,669 --> 00:05:39,297
[کریس] هیچ وقت اولین سفرم به ایتالیا رو فراموش نمیکنم.
69
00:05:40,923 --> 00:05:44,594
رفتیم یه رستوران کوچیک محلی (تراتوریا). یه غذای خیلی ساده.
(تراتوریا: رستوران ساده و غیررسمی ایتالیایی)
70
00:05:46,387 --> 00:05:49,807
یادمه به دسر فکر میکردم چی خواهد بود.
71
00:05:51,184 --> 00:05:52,810
یه کیک رام بزرگ؟
(کیک رام: کیک خیس شده با مشروب رم)
72
00:05:53,811 --> 00:05:54,896
کانولی؟
(کانولی: شیرینی سنتی ایتالیایی با پوسته استوانهای و مغز پنیری)
73
00:05:55,980 --> 00:05:57,607
و بعد دسر آمد.
74
00:05:57,690 --> 00:05:59,484
یه مردی بود که هل میداد
75
00:05:59,567 --> 00:06:02,362
یه گاری کوچیک لقلق با یه کاسه حلبی،
76
00:06:02,445 --> 00:06:05,406
که از یخ داخلش عرق کرده بود.
77
00:06:06,991 --> 00:06:12,705
و توی اون کاسه فقط هلو بود، مثل سیب توی یه تشت یخ شناور بودن.
78
00:06:13,831 --> 00:06:16,542
و فکر کردم، «با این هلو چی کار کنم؟»
79
00:06:19,128 --> 00:06:20,963
یه قاشق برداشتم و درش آوردم.
80
00:06:22,882 --> 00:06:24,842
این هلو رو با چاقو بریدم.
81
00:06:24,926 --> 00:06:27,678
[موسیقی احساسی زهی اوج میگیرد]
82
00:06:29,472 --> 00:06:32,809
[کریس] یادمه که گرفتمش، گاز زدم…
83
00:06:35,853 --> 00:06:37,980
و انگار که تا حالا غذا نخورده بودم.
84
00:06:40,483 --> 00:06:44,529
مثل یه صاعقه از کمال در سادگی بود.
85
00:06:46,197 --> 00:06:49,283
احتمالاً بزرگترین رؤیایی که تا حالا داشتم.
86
00:06:58,793 --> 00:07:01,295
[مرد] چند نوع غله ایتالیایی پرورش دادیم.
87
00:07:01,379 --> 00:07:04,674
یه مقدار جو هم از مگدالنا در مکزیک پرورش دادیم.
88
00:07:04,757 --> 00:07:06,926
-[کریس] اووه، عالیه.
-[مرد] اینجا رو خیلی دوست داره.
89
00:07:07,009 --> 00:07:10,096
[کریس] این یه ظرف پتری کوچیک از آیندهست.
(ظرف پتری: صفحه آزمایشگاهی، کنایه از آزمایشگاه کوچک برای کشف آینده)
90
00:07:10,179 --> 00:07:13,182
-[مرد] آره.
-تکههایی از همه امکانات.
91
00:07:13,266 --> 00:07:16,394
[کریس] پس اینا بیشترشون... اینا همگی مثل ذرت سنگچخماقی هستن.
(ذرت سنگچخماقی: نوعی ذرت سفت با دانههای رنگی)
92
00:07:16,477 --> 00:07:21,732
این رو با فاصلههای سنتی مشابه کاشتیم...
93
00:07:21,816 --> 00:07:22,733
ممهه؟
94
00:07:22,817 --> 00:07:25,528
...همونطور که در زمان سرخپوستان دیده میشد.
95
00:07:25,611 --> 00:07:28,030
-اما این گیاه قشنگی نیست؟
-قشنگه، مرد.
96
00:07:28,114 --> 00:07:29,115
میدونی؟
97
00:07:29,198 --> 00:07:30,158
قشنگه.
98
00:07:32,076 --> 00:07:33,870
بیا یه امتحانی از این غله بکنیم.
99
00:07:33,953 --> 00:07:34,954
بیا انجامش بدیم.
100
00:07:37,540 --> 00:07:38,624
[صدای آسیاب آرد]
101
00:07:38,708 --> 00:07:41,461
[کریس] همه چیز با یه رویکرد لمسی شروع میشه.
(یعنی با لمس کردن و حس کردن مواد اولیه)
102
00:07:42,253 --> 00:07:43,963
باید محلی باشی
103
00:07:44,797 --> 00:07:47,467
تا به اون نزدیک شی، تا دستت رو توش بکنی.
104
00:07:49,051 --> 00:07:54,515
رسیدن به چیزی از منبع، یا تا حد امکان نزدیک به اون، خیلی جادوییه.
105
00:07:54,599 --> 00:07:56,601
[موسیقی شاد پخش میشود]
106
00:07:58,144 --> 00:07:59,937
مردمی که اهل بیابون نیستن،
107
00:08:00,021 --> 00:08:02,857
بهش به عنوان یه جای پربرکت فکر نمیکنن.
108
00:08:04,442 --> 00:08:06,903
[برت] اما در واقع، کریس در بخشی از جهان زندگی میکنه
109
00:08:06,986 --> 00:08:10,281
که سنتهای عمیقی در کشت گندم داره.
110
00:08:11,032 --> 00:08:13,075
اوه آره، عالیست.
111
00:08:13,159 --> 00:08:16,329
این گرمه، و همه اون رطوبت خوب توش هست.
112
00:08:17,580 --> 00:08:19,499
[برت] چیزی که کریس کشف کرد
113
00:08:19,582 --> 00:08:23,127
این بود که آریزونا گندمی پرورش میداد که به ایتالیا میرفت.
(یعنی گندم مرغوب آریزونا به ایتالیا صادر میشد و اونجا تبدیل به پاستا و پیتزا میشد)
114
00:08:25,213 --> 00:08:30,593
مردم از این گندم ایدهآل برای پاستا و پیتزا استفاده میکردن،
115
00:08:30,676 --> 00:08:32,637
و این گندم در آریزونا نمیموند.
116
00:08:33,179 --> 00:08:34,764
این یه اتفاق خوششانسی بود.
117
00:08:36,599 --> 00:08:39,519
گندم یکی از دلایلی بود که اون رو به یه پیتزاساز بزرگ تبدیل کرد.
118
00:08:41,020 --> 00:08:44,899
او ترکیب دقیق آرد،
119
00:08:45,733 --> 00:08:46,651
کار با خمیر،
120
00:08:47,777 --> 00:08:49,779
و زمان پخت در فر رو پیدا کرده
121
00:08:50,821 --> 00:08:53,449
که به یه نقطه ایدهآل میرسه.
122
00:08:54,534 --> 00:08:57,578
پوستهاش اونقدر محکمه که تا نوک تیکه پیتزا دوام میاره،
123
00:08:58,746 --> 00:09:03,334
و به نوعی این کار رو در حالی انجام میده که هنوز نازکه.
124
00:09:05,294 --> 00:09:06,837
و قبل از کریس بیانکو،
125
00:09:06,921 --> 00:09:09,465
فکر میکردی شاید رسیدن به این کار غیرممکن باشه.
126
00:09:10,550 --> 00:09:14,136
-مواظب مارهای زنگی باش. [میخندد]
-آره مرد. همیشه جو رو میگیرن. میدونی؟
127
00:09:14,220 --> 00:09:15,846
همیشه مهمونی رو خراب میکنن.
128
00:09:15,930 --> 00:09:18,057
میدونم. میدونم.
129
00:09:19,392 --> 00:09:21,143
[صدای باز شدن کشو]
130
00:09:27,149 --> 00:09:30,194
کریس، این عکس موردعلاقهمه از بابا و من.
131
00:09:30,278 --> 00:09:34,031
-تازه ازدواج کرده بودیم. اولین...
-تازه ازدواج کرده. نازه نیست؟
132
00:09:34,115 --> 00:09:38,202
به این نگاه کن. این بابا و منه. این روز سال نو، ۱۹۶۰ بود.
133
00:09:38,869 --> 00:09:41,789
[مادر کریس] به پدرت نگاه کن. دقیقاً شبیه توئه. دقیقاً شبیه تو.
134
00:09:41,872 --> 00:09:43,499
-بیچاره، بیچاره.
-آره.
135
00:09:43,583 --> 00:09:45,501
-اون توی نیویورکه. آره.
-این عکس عالیه.
136
00:09:45,585 --> 00:09:49,255
-این تو هستی وقتی پسر کوچیکی بودی.
-[کریس] قبل از اینکه کارای بد بکنم.
137
00:09:49,338 --> 00:09:51,757
-یه کوچولو دارم...
-این سنجاق رو یادمه.
138
00:09:51,841 --> 00:09:54,510
[مادر کریس] حدوداً... حدوداً ۱۲۰ سالشه.
139
00:09:54,594 --> 00:09:57,597
و پدرم به من داد. تازه ازدواج کرده بودم. گفت--
140
00:09:57,680 --> 00:10:00,349
-«در صورت دردسر...» بوم.
-در صورت دردسر...
141
00:10:00,433 --> 00:10:02,727
خلاصه... و نمیتونم بهت بگم
142
00:10:02,810 --> 00:10:07,398
چقدر پیتزا و نون و کیک با این درست کردم.
143
00:10:07,481 --> 00:10:09,317
[کریس] عالیه. چیز دیگهای داری؟
144
00:10:09,400 --> 00:10:11,861
اوه، چیزای دیگه دارم. بذار سریع بیارمشون.
145
00:10:11,944 --> 00:10:13,487
[کریس] من توی برانکس به دنیا آمدم.
(برانکس: یکی از محلههای نیویورک)
146
00:10:14,196 --> 00:10:15,865
وقتی حدوداً پنج ساله بودم،
147
00:10:16,616 --> 00:10:20,036
دچار حملاتی شدم که نتونستم نفس بکشم.
148
00:10:20,745 --> 00:10:21,996
[صحبت نامفهوم]
149
00:10:22,079 --> 00:10:24,081
[کریس] بدترین اتفاق ممکن بود.
150
00:10:24,165 --> 00:10:26,417
فکر کردم، «شاید دیگه نتونم.»
151
00:10:27,168 --> 00:10:29,337
«شاید یه روز دیگه نفس نکشم.»
152
00:10:30,463 --> 00:10:31,881
نتیجهاش این شد که آسم داشتم.
153
00:10:31,964 --> 00:10:33,966
[موسیقی ملایم گیتار پخش میشود]
154
00:10:35,176 --> 00:10:36,844
[کریس] اون موقع اسپری تنفسی نبود.
155
00:10:38,262 --> 00:10:39,639
این قرصا رو داشتی.
156
00:10:40,681 --> 00:10:42,808
اگه نمیتونستی نفس بکشی، یکی رو میجویدی.
157
00:10:44,810 --> 00:10:48,022
اگه بدتر میشد، میرفتی بیمارستان یه آمپول آدرنالین میزدی،
158
00:10:48,105 --> 00:10:50,524
که... حداقلش اینه که خوشایند نبود.
159
00:10:52,860 --> 00:10:54,070
منو خونه نگه میداشت.
160
00:10:55,446 --> 00:10:58,115
عاشق ورزش بودم، اما خیلی از بازیها رو از دست میدادم.
161
00:11:00,785 --> 00:11:03,120
اما به من اجازه داد کار دیگهای بکنم.
162
00:11:04,288 --> 00:11:06,832
به مامان و مادربزرگم توی آشپزی کمک میکردم.
163
00:11:09,418 --> 00:11:12,463
مامانم بهترین آشپز بود.
164
00:11:13,547 --> 00:11:15,841
فقط طبیعی، سلیقهاش عالی بود.
165
00:11:17,259 --> 00:11:18,803
فقط میفهمید.
166
00:11:18,886 --> 00:11:21,639
پر از عشق بود، پر از کوفته قلقلی.
167
00:11:22,556 --> 00:11:24,684
چیکن کاچاتوره، که غذای موردعلاقهم بود.
(چیکن کاچاتوره: خورش مرغ ایتالیایی با گوجه، پیاز و سبزیجات)
168
00:11:26,060 --> 00:11:30,314
توی جمع این زنایی بودم که تأثیر بزرگی روی زندگیم گذاشتن.
169
00:11:31,440 --> 00:11:32,942
پس، از اون، میدونی،
170
00:11:33,025 --> 00:11:35,069
آسم تبدیل به یه چیز مضر نشد.
171
00:11:36,445 --> 00:11:38,406
در نهایت تبدیل به یه نعمت باورنکردنی شد.
172
00:12:00,010 --> 00:12:03,723
اولین شغل من توی یه پیتزافروشی به اسم الدو پیتزا بود
173
00:12:04,432 --> 00:12:06,684
تو خیابان کروتون در اوسینینگ، نیویورک.
174
00:12:06,767 --> 00:12:09,729
[موسیقی گیتار پخش میشود]
175
00:12:12,189 --> 00:12:16,652
[کریس] کارم این بود که آرد رو از زیرزمین بالا میبردم
176
00:12:16,736 --> 00:12:18,738
و به پیتزاساز میدادم.
177
00:12:20,948 --> 00:12:24,368
و بعد ارتقا پیدا کردم به رنده کردن موزارلا.
178
00:12:26,954 --> 00:12:29,039
میدونی، میتونستم چند تا پیتزا رو هم بکشم.
179
00:12:30,708 --> 00:12:32,877
چیزی که در موردش عالی بود،
180
00:12:33,711 --> 00:12:38,007
این بود که یه پیشبند میپوشیدی، یه تیشرت سفید باحال میپوشیدی.
181
00:12:38,549 --> 00:12:41,385
به ازای هر شیفت یه نوشابه میگرفتی، که عالی بود.
182
00:12:43,012 --> 00:12:44,930
اگه دوستات میان یه تیکه پیتزا میخریدن،
183
00:12:46,348 --> 00:12:48,184
حس میکردی مهم هستی
184
00:12:48,267 --> 00:12:50,603
چون چیزی داشتی که مردم میخواستن.
185
00:12:55,232 --> 00:12:58,068
واقعاً شروع خوبی بود برای اینکه بخشی از یه چیزی باشی.
186
00:12:59,904 --> 00:13:04,158
پیتزا به من حس کرد که جا دارم. اون حس هدفمندی.
187
00:13:04,992 --> 00:13:06,994
به من حس یه ابرقهرمان میداد.
188
00:13:08,412 --> 00:13:09,955
و این خیلی عالی بود.
189
00:13:23,010 --> 00:13:25,471
[کریس] وقتی بچه بودم، بچه خیلی راحتی بودم.
190
00:13:25,554 --> 00:13:27,389
-[مادر کریس] اوه آره، درسته.
-[میخندد]
191
00:13:27,473 --> 00:13:30,434
اوه خدای من. کریس تصمیم گرفته بود که...
192
00:13:30,518 --> 00:13:33,813
-[کریس] چی تصمیم گرفتم؟
-که مدرسه رو دوست نداره. [میخندد]
193
00:13:33,896 --> 00:13:36,023
من رو وادار کردی که تو رو به لیگ کوچک ببرم.
194
00:13:36,106 --> 00:13:39,235
توی ماشین نشسته بودیم، و تو گفتی، «کارنامهات رو دیدم.»
195
00:13:39,318 --> 00:13:41,654
«با خودت چی کار میخوای بکنی؟» و من گفتم،
196
00:13:41,737 --> 00:13:43,322
«میخوام یه بازیکن بیسبال بشم.»
197
00:13:43,405 --> 00:13:45,908
تو گفتی، «نه، دیدمت، اونقدرها هم خوب نیستی.»
198
00:13:46,742 --> 00:13:49,703
-این برخورد خوبی با واقعیت بود.
-[مادر کریس] کریس هنوز...
199
00:13:49,787 --> 00:13:52,122
[پدر کریس] چه فصلهای زیادی تو زندگیمون.
200
00:13:52,206 --> 00:13:55,376
-همینطور بود. بوم. [صدای انگشتان]
-[پدر کریس] اونو ندیده بودم.
201
00:13:55,459 --> 00:13:58,712
چقدر سال، ها؟ فکر کنم برای مدت طولانی موندگاریم.
202
00:13:58,796 --> 00:14:01,131
-فکر کنم شما دو تا موفق بشین.
-برای مدت طولانی.
203
00:14:01,215 --> 00:14:03,300
[کریس] شما هیچ وقت، توی همه این سالها، یه دعوا نکردین.
204
00:14:03,384 --> 00:14:07,596
خب، طلاق هیچ وقت-- قتل شاید، اما طلاق نه، نه.
205
00:14:07,680 --> 00:14:10,182
[میخندند]
206
00:14:10,266 --> 00:14:12,977
[کریس] آسم بیشتر یه عارضه شبگاهی بود.
207
00:14:13,894 --> 00:14:15,271
نمیتونستم بخوابم.
208
00:14:16,480 --> 00:14:19,900
توی مدرسه، حس میکردم اگه بتونم بیدار بمونم،
209
00:14:19,984 --> 00:14:21,402
میتونم ازش جلو بزنم.
210
00:14:21,485 --> 00:14:24,405
[موسیقی گیتار پخش میشود]
211
00:14:24,905 --> 00:14:26,699
[کریس] اما من لعنتی خسته بودم.
212
00:14:28,659 --> 00:14:30,077
توی دبیرستان خوب نبودم.
213
00:14:31,537 --> 00:14:33,998
دانشگاه رو جای خودم نمیدیدم.
214
00:14:36,041 --> 00:14:37,626
نمیدونستم چکار کنم،
215
00:14:37,710 --> 00:14:41,338
کجا جا میشوم، چه حسی دارم... درباره هیچ چیز.
216
00:14:43,924 --> 00:14:47,303
سال سوم دبیرستان، مدرسه رو ترک کردم.
217
00:14:49,305 --> 00:14:53,267
چیزی که اصلاً بهش افتخار نمیکنم.
218
00:14:55,185 --> 00:14:59,607
والدینم از همون اول بهم چالش میدادن که ازشون نترسم،
219
00:15:00,441 --> 00:15:02,109
اما از ناامید کردنشون بترسم.
220
00:15:04,695 --> 00:15:09,575
یادمه با وحشت رفتم پیش پدرم و بهش گفتم...
221
00:15:12,077 --> 00:15:16,916
آره، نمیتونم تصور کنم پدر و مادرم چه کشیدند، میدونی.
222
00:15:20,586 --> 00:15:22,922
[میا] بعد از اینکه کریس دبیرستان رو ترک کرد،
223
00:15:23,005 --> 00:15:25,257
پدرش یه سال باهاش حرف نزد.
224
00:15:25,341 --> 00:15:28,594
ناراحت بود، که فکر میکنم یه واکنش طبیعی بود.
225
00:15:32,514 --> 00:15:35,684
[کریس] تصمیم گرفتم که نمیخوام کسی باشم که اونها رو ناامید کنه.
226
00:15:37,895 --> 00:15:40,105
میدونستم که میتونم دو کار انجام بدم.
227
00:15:41,815 --> 00:15:42,900
میتونستم مهربون باشم...
228
00:15:45,277 --> 00:15:48,197
و میتونستم به سختی هر انسان دیگهای که دیدم کار کنم.
229
00:15:51,533 --> 00:15:54,620
میتونستم انتخاب کنم که هیچ کس رو ناامید نکنم.
230
00:16:16,392 --> 00:16:17,267
اوه، هی.
231
00:16:17,351 --> 00:16:20,229
-اوه! بعد از ۴۰ سال رسیدی!
-درست همینطور.
232
00:16:20,312 --> 00:16:22,147
مادرم گفت: «برو کلیسا.»
233
00:16:22,231 --> 00:16:24,692
-اوه، یه دقیقه صبر کن!
-پس، اومدم، اومدم.
234
00:16:24,775 --> 00:16:25,609
بیجهت نیست.
235
00:16:25,693 --> 00:16:26,902
-داداش...
-چطوری پسر؟
236
00:16:26,986 --> 00:16:28,988
تغییر نکردی. فقط یه کم موهات سفید شده.
237
00:16:29,071 --> 00:16:31,657
میدونی خوبیش چیه؟ هرچی چشمات ضعیفتر بشه، من بهتر به نظر میام.
238
00:16:31,740 --> 00:16:33,742
-چشمام خیلی ضعیفن.
-میدونم، میدونم.
239
00:16:33,826 --> 00:16:36,328
-[کریس] خاطرات زیادی اینجاست.
-اوه آره.
240
00:16:36,412 --> 00:16:37,955
یادمه، توی دانشگاه بودم،
241
00:16:38,038 --> 00:16:40,374
مادرت اومد و میخواست تو رو بذاره سر کار.
242
00:16:40,457 --> 00:16:42,334
پدرم گفت، «فکر میکنی میتونه از پسش بربیاد؟»
243
00:16:42,418 --> 00:16:43,627
نمیتونم مثل شماها کار کنم!
244
00:16:43,711 --> 00:16:46,422
-[مرد] بیا بریم یه موزارلا درست کنیم.
-[کریس] بریم، بریم.
245
00:16:46,505 --> 00:16:48,424
[مرد] چیزی که توی آریزونا نمیتونی انجام بدی.
246
00:16:48,507 --> 00:16:50,134
-[کریس] آره؟
-آب لولهکشی برانکس.
247
00:16:50,843 --> 00:16:52,636
[کریس] حس میکنم برانکس رو همینجا حس میکنم، عزیزم.
248
00:16:52,720 --> 00:16:53,887
[مرد] درسته.
249
00:16:53,971 --> 00:16:58,017
[کریس] بعد از ترک مدرسه، هیچ مهارتی نداشتم.
250
00:16:58,684 --> 00:17:01,353
فقط به دنبال جایی بودم که یه چیزی یاد بگیرم.
251
00:17:01,854 --> 00:17:03,564
[مرد] جنتیله، جنتیله.
(جنتیل: به معنی نجیب و مهربان، اینجا لقب محبتآمیز)
252
00:17:04,106 --> 00:17:07,192
[کریس] یه جا بود که همیشه برام مثل یه مکه بود.
253
00:17:08,027 --> 00:17:09,695
مایکس دلی توی برانکس.
254
00:17:11,113 --> 00:17:12,448
هر وقت میرفتم اونجا،
255
00:17:12,948 --> 00:17:16,744
مایک گرکو بهت تکههای پروشوتو میداد.
(پروشوتو: ژامبون خشک ایتالیایی)
256
00:17:16,827 --> 00:17:17,995
سلامتی، باشه.
257
00:17:18,704 --> 00:17:22,541
[کریس] تا وقتی منتظر بودی مزهش کنی، اپرا میخوند.
258
00:17:22,624 --> 00:17:26,628
[آهنگ "Spirito gentil" از لا فاوریا پخش میشود]
259
00:17:30,674 --> 00:17:33,385
[کریس] موزارلا رو به شکل حیوانات میبرید،
260
00:17:34,511 --> 00:17:36,388
و اینجور چیزای دیوونهوار.
261
00:17:39,558 --> 00:17:40,893
[مایک] به این برق نگاه کن.
262
00:17:41,393 --> 00:17:44,980
[کریس] اون موقع، مهارت من توی موزارلا خیلی خوب نبود.
263
00:17:45,064 --> 00:17:47,900
دیو گرکو گفت: «آره، مرد. بیا، بیا.»
264
00:17:47,983 --> 00:17:49,985
«یه کم موزارلات رو درست میکنیم.»
265
00:17:50,069 --> 00:17:54,448
[آواز اپرا ادامه دارد]
266
00:18:00,162 --> 00:18:03,624
[کریس] یادمه آرنجام توی آب داغ در حال جوش بود،
267
00:18:04,708 --> 00:18:06,460
و چربی رو میدیدم که بالا میاد.
268
00:18:09,588 --> 00:18:10,964
داشتم کشکها رو میکشیدم،
(کشک پنیر: تکههای منعقد شده شیر قبل از تبدیل به پنیر)
269
00:18:12,341 --> 00:18:13,884
و تماشا میکردم که تبدیل میشن.
270
00:18:14,843 --> 00:18:17,012
و گفتم، «از کجا بفهمیم کی تموم شده؟»
271
00:18:18,097 --> 00:18:19,306
اون گفت،
272
00:18:19,389 --> 00:18:20,682
«وقتی لبخند میزنه.»
273
00:18:21,809 --> 00:18:22,684
و همین بود.
274
00:18:22,768 --> 00:18:24,770
[آواز اپرا ادامه دارد]
275
00:18:33,362 --> 00:18:35,322
[کریس] میدونستم منظورش چیه.
276
00:18:36,573 --> 00:18:37,991
فقط یه حضوری هست.
277
00:18:39,118 --> 00:18:40,661
اینطوری حس میشه.
278
00:18:41,620 --> 00:18:44,456
اون لحظهای از زمانه که همه چیز به هم میرسه.
279
00:18:44,540 --> 00:18:47,042
و گاهی کلمهای براش نیست جز اینکه،
280
00:18:47,126 --> 00:18:48,252
«وقتی لبخند میزنه.»
281
00:19:04,101 --> 00:19:05,185
[بوق ماشین]
282
00:19:08,021 --> 00:19:10,566
[مرد] این یه دستور خانوادگیه که مادربزرگ درست میکرد.
283
00:19:10,649 --> 00:19:12,651
-[کریس] خدا رحمتش کنه.
-به خاطر همینه که امروز اینجاییم.
284
00:19:12,734 --> 00:19:16,530
چون دستورای مادربزرگ این فروشگاه رو به چیزی که امروزه هست تبدیل کرده.
285
00:19:16,613 --> 00:19:19,158
[کریس] این خیلی قشنگه. پاستاهای زیادی رو
286
00:19:19,241 --> 00:19:22,452
بین انگشتام حس کردم، اما این یه چیز واقعاً قشنگه، مرد.
287
00:19:24,288 --> 00:19:27,082
[کریس] اوایل بیست سالگیم، هیچ پولی نداشتم،
288
00:19:28,375 --> 00:19:30,711
و هیچ تحصیلات واقعیای نداشتم.
289
00:19:30,794 --> 00:19:33,338
و هیچ آیندهای توی نیویورک نمیدیدم.
290
00:19:34,298 --> 00:19:35,799
هیچ چیزی برام نبود.
291
00:19:37,092 --> 00:19:40,387
[موسیقی ملایم گیتار پخش میشود]
292
00:19:42,681 --> 00:19:44,766
[کریس] نیویورک کوچیکترین دنیاست.
293
00:19:46,602 --> 00:19:48,854
میری خواروبار فروشی، میری اغذیهفروشی...
294
00:19:48,937 --> 00:19:49,938
هی.
295
00:19:50,022 --> 00:19:52,316
...همیشه به یه صورتا نگاه میکنی.
296
00:19:53,775 --> 00:19:56,778
همیشه از یه پنجره به بیرون نگاه میکنی و هیچ چیز جدیدی نمیبینی.
297
00:19:59,323 --> 00:20:02,242
فقط یه جا میخواستم، یا یه هدف.
298
00:20:05,621 --> 00:20:08,290
فکر کنم فقط نیاز داشتم برم جایی که...
299
00:20:10,459 --> 00:20:14,046
اگه اونجا فرود میآمدم، و هیچ چیز دیگهای نمیدونستی،
300
00:20:14,129 --> 00:20:15,631
آیا منو انتخاب میکردی؟
301
00:20:16,882 --> 00:20:18,258
آیا خوشآمد میگفتی؟
302
00:20:23,597 --> 00:20:26,308
خانوادهام رو دوست دارم. اونا همه چیز منن.
303
00:20:28,143 --> 00:20:29,978
اما تصمیم گرفتم برم.
304
00:20:52,334 --> 00:20:54,169
[صدای جیغ پرنده شکاری]
305
00:20:58,840 --> 00:21:00,884
[برت] کریس از نیویورک به فینیکس نقل مکان کرد،
306
00:21:00,968 --> 00:21:03,762
نه به این خاطر که «همیشه میخواستم به فینیکس برم»،
307
00:21:03,845 --> 00:21:05,722
یا «همیشه میخواستم برم بیابون.»
308
00:21:06,598 --> 00:21:08,517
به نظر من بیشتر شبیه یه تفریح بیهدف بود،
309
00:21:08,600 --> 00:21:12,020
و هیچ نقشه بزرگی برای کاری که میخواد بکنه نداشت.
310
00:21:12,938 --> 00:21:14,648
یه جور اتفاق تصادفی بود.
311
00:21:16,191 --> 00:21:18,360
[کریس] وقتی به آریزونا نقل مکان کردم،
312
00:21:19,111 --> 00:21:21,238
نمیتونستم بگم دقیقاً به چی نیاز دارم.
313
00:21:21,738 --> 00:21:25,325
حتی نمیدونستم به چی نیاز دارم. مسئله بقا بود.
314
00:21:25,409 --> 00:21:27,744
[موسیقی گیتار پخش میشود]
315
00:21:29,288 --> 00:21:30,747
[کریس] یه آپارتمان پیدا کردم.
316
00:21:31,456 --> 00:21:34,334
کارای زیادی بلد نبودم، اما میتونستم توی آپارتمانم موزارلا درست کنم.
317
00:21:36,962 --> 00:21:39,089
اون رو مثل یه کالای قاچاقی میفروختم.
318
00:21:43,593 --> 00:21:46,471
[اد] کریس درببهدرب با موزارلا میره
319
00:21:46,555 --> 00:21:48,807
که توی مایکس دلی یاد گرفته بود درست کنه،
320
00:21:49,391 --> 00:21:51,810
و سعی میکنه به رستورانهای ایتالیایی بفروشه.
321
00:21:53,020 --> 00:21:55,147
این کاملاً دیوونگیه.
322
00:21:56,523 --> 00:21:58,859
اما کریس اینطوری بود.
323
00:22:03,030 --> 00:22:04,740
[کریس] با موزارلا میاومدم،
324
00:22:05,490 --> 00:22:06,742
نقدی پول میدادن.
325
00:22:12,622 --> 00:22:14,291
و بعد این فرصت رو گرفتم
326
00:22:14,374 --> 00:22:16,835
که توی پشت یه خواروبار فروشی پیتزا درست کنم.
327
00:22:18,920 --> 00:22:21,965
این همه هیاهو ذهن و بدنم رو اونقدر مشغول میکرد
328
00:22:22,049 --> 00:22:24,134
که نمیتونستم به چیز دیگهای فکر کنم.
329
00:22:27,846 --> 00:22:29,681
کمک کرد برم یه راه خوب.
330
00:22:34,227 --> 00:22:38,440
حس میکردم میتونم این هیاهو رو بگیرم و شاید بیشتر به کار ببرم،
331
00:22:38,523 --> 00:22:40,233
یه کم اون افق رو گسترش بدم.
332
00:22:48,075 --> 00:22:50,660
[صدای دور خروس]
333
00:22:55,624 --> 00:22:57,626
[مرد] اینا خیار لیموییهای ما هستن.
334
00:23:00,044 --> 00:23:00,504
[کریس] میدونی که موردعلاقهمن.
335
00:23:01,463 --> 00:23:04,383
میدونی جالبیش چیه؟ این مثل خود زندگی میمونه.
336
00:23:04,466 --> 00:23:06,802
از بالا نگاه میکنی، چیز زیادی نمیبینی.
337
00:23:06,885 --> 00:23:08,845
-باید بری توش.
-[مرد] درسته.
338
00:23:10,555 --> 00:23:11,848
این بچههای کوچیک اینجا.
339
00:23:11,932 --> 00:23:14,601
-به این نگاه کن. اونجاست.
-این همون پولسازه.
340
00:23:14,684 --> 00:23:15,519
آره.
341
00:23:21,108 --> 00:23:23,026
[کریس] این فقط نیاز داره به... هیچی، واقعاً.
342
00:23:23,110 --> 00:23:25,529
-[مرد میخندد]
-از این بهتر نمیشه.
343
00:23:25,612 --> 00:23:28,532
باز هم، شما بکارید، من سعی میکنم خرابش نکنم.
344
00:23:30,700 --> 00:23:33,286
[اد] بعد از چند سال توی خواروبار فروشی،
345
00:23:33,370 --> 00:23:36,581
کریس به سانتافه نقل مکان کرد
346
00:23:36,665 --> 00:23:40,377
و توی یه رستوران کلاسیک شمال ایتالیا کار کرد.
347
00:23:41,086 --> 00:23:43,713
توی روزای قدیم رستورانهای با سفرههای سفید،
348
00:23:43,797 --> 00:23:46,299
مواد اولیه از راههای دور میاومدن.
349
00:23:47,092 --> 00:23:50,554
مثل اینکه «اوه، بیایید مارچوبههامون رو از فرانسه بگیریم.»
350
00:23:52,055 --> 00:23:55,725
اما اونطرف خیابون، دیوید تنیس این رستوران رو داشت،
351
00:23:56,309 --> 00:23:58,270
و اونا میگفتن، «چرا؟»
352
00:23:58,353 --> 00:24:02,566
«ما فقط از نعمتهای اطرافمون غذا درست میکنیم.»
353
00:24:04,025 --> 00:24:07,529
برای کریس این مثل این بود که، «وای، این خیلی باحاله.»
354
00:24:08,196 --> 00:24:10,198
[موسیقی آرام پخش میشود]
355
00:24:10,949 --> 00:24:12,242
[کریس] اواخر تابستان بود.
356
00:24:12,325 --> 00:24:14,995
توی سانتافه، داشتم یه سالاد بازار درست میکردم.
357
00:24:15,704 --> 00:24:18,290
اونجا یه جامعه کشاورزی فوقالعاده بود.
358
00:24:18,373 --> 00:24:22,627
اما این بار خاص، چند تا خیار بود ولی چیز دیگهای نبود.
359
00:24:23,753 --> 00:24:26,423
یکی از آشپزا، راکی، اهل سینالوآ، مکزیک بود،
360
00:24:26,506 --> 00:24:29,134
و موهای قرمز روشنی داشت و خیلی مهربون بود.
361
00:24:30,093 --> 00:24:33,346
یادمه راکی بهم گفت، «تو خیلی احمقی.»
362
00:24:34,264 --> 00:24:37,142
«به همه اون سبزیهای خودرو (وردولاگا) کنار اون آشغالدونی نگاه کن.»
363
00:24:37,225 --> 00:24:39,478
«همه خارجیا فقط رد میشن.»
364
00:24:42,898 --> 00:24:45,233
گفتم، «خب، مرد، باهاش چکار کنیم؟»
365
00:24:46,776 --> 00:24:50,238
راکی بهم گفت یه پیاز (سبولا)، خیار (پپینو) بردارم.
366
00:24:54,534 --> 00:24:56,745
مزهش کردم. تقریباً مزه بامیه میداد.
367
00:24:58,663 --> 00:25:00,373
و خیلی جادویی بود.
368
00:25:02,209 --> 00:25:03,919
یه رؤیا بود.
369
00:25:04,794 --> 00:25:06,838
چی رو توی باغچههامون پایمال میکنیم؟
370
00:25:09,216 --> 00:25:13,595
[اد] کریس یاد گرفت که قضیه دستکاری مواد اولیه نیست.
371
00:25:13,678 --> 00:25:19,559
قضیه پیدا کردن بهترین مواد اولیه اطرافمونه.
372
00:25:20,143 --> 00:25:24,940
اینجا بود که فلسفه پیتزای کریس بیانکو شکل گرفت.
373
00:25:36,785 --> 00:25:39,663
-[کریس] هیچ چیزی مثل اون بو نیست.
-[فروشنده مرد] نه، اصلاً.
374
00:25:47,003 --> 00:25:49,631
[کریس] سگها رو آزاد کن عزیزم. سگها رو آزاد کن.
375
00:25:55,720 --> 00:25:58,265
-[فروشنده زن] چطوری؟
-چه خبر؟
376
00:25:58,348 --> 00:26:00,767
-پس، یه دونه کامل میخوام.
-[فروشندهها] یه دونه کامل؟
377
00:26:00,850 --> 00:26:02,185
[کریس] صیون بعداً میاد
378
00:26:02,269 --> 00:26:04,479
اگه بشه مثلاً دو تا کارتن گوجه فرنگی.
379
00:26:04,563 --> 00:26:06,940
-[فروشنده ۱] کنار میذارمشون.
-اوکیه؟ تو بهترینی.
380
00:26:07,023 --> 00:26:08,942
-[فروشنده ۱] هر چی تو بخوای.
-اوه خدای من!
381
00:26:09,025 --> 00:26:09,985
[فروشندهها میخندند]
382
00:26:10,068 --> 00:26:12,612
-[فروشنده ۱] دوستت داریم.
-ما هم دوستتون داریم. ممنونم.
383
00:26:13,863 --> 00:26:16,575
[اد] وقتی کریس به فینیکس برمیگرده،
384
00:26:17,117 --> 00:26:20,579
میبینه که پیتزریا بیانکو میتونه چطور باشه.
385
00:26:21,830 --> 00:26:23,248
و کریس گفت،
386
00:26:23,331 --> 00:26:25,875
«ما با یه کاغذ سفید شروع میکنیم.»
387
00:26:26,918 --> 00:26:29,045
«من شرطها رو بالا میبرم
388
00:26:29,129 --> 00:26:32,173
برای موادی که روی پیتزام میذارم.»
389
00:26:33,675 --> 00:26:38,138
[کریس] وزارت کشاورزی آریزونا یه لیست سراسری از مزارع داشت
390
00:26:38,221 --> 00:26:39,639
با مواد اولیه محلی.
391
00:26:40,807 --> 00:26:43,977
مثل لبنیات، میوهها، سبزیجات.
392
00:26:44,060 --> 00:26:46,813
و بعد، ناگهان، یه بخش آجیل بود.
393
00:26:46,896 --> 00:26:49,232
و خدا میدونه، اون بخش مال من بود.
394
00:26:49,858 --> 00:26:52,319
ام... [میخندد] و حس خونه کردم.
395
00:26:52,402 --> 00:26:55,113
[موسیقی ملایم گیتار پخش میشود]
396
00:26:56,281 --> 00:26:59,242
[کریس] در بخش جنوبی ایالت، مزرعههای پسته هست.
397
00:27:00,327 --> 00:27:01,745
و یه مقداری گرفتم.
398
00:27:06,041 --> 00:27:08,543
یه کم با هاون و دستههاون کوبیدمشون.
399
00:27:11,713 --> 00:27:14,799
رزماری توی فینیکس، همه جا رشد میکنه.
400
00:27:15,425 --> 00:27:16,676
یه رزماری گرفتم.
401
00:27:17,177 --> 00:27:18,345
پیازای عالی.
402
00:27:20,639 --> 00:27:21,973
این پیتزا رو پختم،
403
00:27:23,683 --> 00:27:26,186
و... کیمیاگری.
(کیمیاگری: یعنی تبدیل مواد معمولی به چیزی فوقالعاده)
404
00:27:29,814 --> 00:27:31,066
[برت] پیتزای رزا.
405
00:27:31,149 --> 00:27:35,195
یه جورایی خوشبو، سوخته.
406
00:27:35,862 --> 00:27:39,616
مزه و بوی بیابون رو میده.
407
00:27:41,743 --> 00:27:43,745
هیچ وقت پیتزایی مثل اون نخورده بودم.
408
00:27:45,580 --> 00:27:49,042
[اد] اون چیزایی که با دیوید کار کردن یاد گرفته بود رو گرفت،
409
00:27:49,125 --> 00:27:51,086
و به پیتزا اعمال کرد.
410
00:27:54,172 --> 00:27:55,924
هیچ کس دیگهای قبلاً این کار رو نکرده بود.
411
00:27:58,635 --> 00:28:01,513
رزا یه نوآوری بود.
412
00:28:02,681 --> 00:28:04,724
از ذهن کریس بیرون اومد،
413
00:28:04,808 --> 00:28:06,351
و از آریزونا بیرون اومد.
414
00:28:16,611 --> 00:28:18,405
[صحبت مشتریان]
415
00:28:18,488 --> 00:28:20,824
-بفرما بیانکو، یه دونه دیگه در راهه.
-آره.
416
00:28:21,950 --> 00:28:22,951
در راهه.
417
00:28:30,041 --> 00:28:31,167
[کریس] پیشخوان، لطفاً.
418
00:28:31,251 --> 00:28:33,253
[صحبت مشتریان]
419
00:28:37,549 --> 00:28:40,301
[اد] وقتی کریس پیتزریا بیانکو رو افتتاح کرد،
420
00:28:40,385 --> 00:28:43,221
منو شامل شش نوع پیتزا بود.
421
00:28:44,597 --> 00:28:46,224
-یو.
-[صدای بشقاب]
422
00:28:46,307 --> 00:28:50,395
[اد] مواد اولیه به روشهای مبتکرانه ترکیب شده بودن.
423
00:28:51,938 --> 00:28:53,481
همهشون عالی بودن.
424
00:28:54,899 --> 00:28:57,694
و وقتی مردم مزه پیتزاش رو چشیدن،
425
00:28:58,319 --> 00:29:00,822
تا ببینن چه کاری انجام میده،
426
00:29:01,614 --> 00:29:04,993
پیتزای کریس بیانکو به مقام افسانهای رسید.
427
00:29:05,076 --> 00:29:07,370
[موسیقی شاد پخش میشود]
428
00:29:09,873 --> 00:29:12,375
[اد] مردم از ساعت ۱۰ صبح صف میبستن
429
00:29:13,501 --> 00:29:16,004
و تا ساعت ۵ بعد از ظهر باز نمیشد.
430
00:29:16,796 --> 00:29:19,466
هفت ساعت منتظر میموندن!
431
00:29:20,133 --> 00:29:21,885
و هوا گرمه! این فینیکسه!
432
00:29:22,886 --> 00:29:25,346
کاملاً دیوونهوار بود.
433
00:29:29,434 --> 00:29:31,478
[برت] بخشی از افسانه کریس
434
00:29:32,145 --> 00:29:35,023
این بود که این محصول نبوغ یه مرده.
435
00:29:36,149 --> 00:29:39,736
او عملاً هر پیتزا رو خودش میپخت. و این هیجانانگیزه.
436
00:29:39,819 --> 00:29:42,489
منظورم اینه که این چطور ممکنه؟
437
00:29:45,533 --> 00:29:50,705
[اد] هر منتقدی توی این کشور حس میکرد باید یه زیارت بکنه
438
00:29:50,789 --> 00:29:52,999
به پیتزریا بیانکو،
439
00:29:53,082 --> 00:29:55,084
وگرنه زندگیش کامل نبود.
440
00:29:56,127 --> 00:29:59,798
کریس بیانکو بهترین چیز بعدی بود.
441
00:30:04,469 --> 00:30:09,390
[برت] هیچ کس رو پیدا نکردم که شهرتش رو زیر سوال ببره.
442
00:30:10,975 --> 00:30:12,519
این نادره.
443
00:30:14,646 --> 00:30:18,024
تا جایی که میتونستم بگم، اون تبدیل شده بود به
444
00:30:19,442 --> 00:30:21,069
بزرگترین پیتزاساز آمریکا.
445
00:30:28,409 --> 00:30:29,953
[مرد] این دانه گندمه،
446
00:30:30,036 --> 00:30:33,873
و اینجا آندوسپرم آرد و جوانه است.
(آندوسپرم: بخش نشاستهای دانه گندم)
447
00:30:33,957 --> 00:30:36,835
و این سبوسه. خوب به نظر میاد. بوی خوبی هم داره.
448
00:30:37,961 --> 00:30:39,754
خوب میشه یه چند تا آزمایش با این انجام داد،
449
00:30:39,838 --> 00:30:42,048
و بعد ببینیم پروفایل طعمش چطوره.
450
00:30:42,131 --> 00:30:45,677
فرصت برای ما اینه که یه جور دروازه ورود خوب باشیم
451
00:30:45,760 --> 00:30:46,886
به سمت آرد بهتر.
452
00:30:47,637 --> 00:30:51,349
[کریس] حتی اگه سعی کنیم انکارش کنیم، آریزونا یه ایالت کشاورزیه.
453
00:30:51,432 --> 00:30:53,393
-میخوای یه کم آسیاب کنی؟
-آره، بزن بریم.
454
00:30:56,646 --> 00:31:00,775
[اد] کریس ظاهراً به قله کوه پیتزا رسیده بود.
455
00:31:01,484 --> 00:31:06,739
همه میخواستن جادوی کریس رو تجربه کنن.
456
00:31:08,241 --> 00:31:12,871
و بنابراین، فشار عظیمی رو برای ارائه حس میکرد.
457
00:31:12,954 --> 00:31:15,790
[موسیقی غمانگیز پخش میشود]
458
00:31:17,584 --> 00:31:20,628
[کریس] اول صبح، مردم شروع به صف بستن میکنن.
459
00:31:20,712 --> 00:31:23,006
مثل یه کنسرت چادر میزدن.
460
00:31:25,466 --> 00:31:27,760
آشپزا از همه جا میاومدن.
461
00:31:28,636 --> 00:31:31,931
بعضیا خیلی باحالن. بعضیا اومدن که بررسیات کنن.
462
00:31:33,933 --> 00:31:38,187
مردم آشغالهامون رو زیر و رو میکردن تا ببینن رازمون چیه.
463
00:31:40,023 --> 00:31:42,066
انگار شرطها بالا رفته بود.
464
00:31:42,984 --> 00:31:43,943
بازی شروع شده.
465
00:31:44,027 --> 00:31:46,321
[موسیقی گیتار پخش میشود]
466
00:31:46,404 --> 00:31:48,031
[کریس] هرچقدر موفقتر میشدم،
467
00:31:48,114 --> 00:31:50,450
بیشتر از ناامید کردن مردم میترسیدم.
468
00:31:52,744 --> 00:31:57,332
هر چیز خوبی که دربارهام میگفتن، باعث میشد سرم رو پایینتر بگیرم،
469
00:31:57,415 --> 00:31:58,750
سختتر کار کنم،
470
00:32:00,043 --> 00:32:01,753
و هیچ وقت از آشپزخونه بیرون نرم.
471
00:32:04,005 --> 00:32:06,007
هر روز جلوی فر میایستادم.
472
00:32:08,176 --> 00:32:10,470
میتونستم ۲۳ ساعت و نیم روز اینجا باشم،
473
00:32:10,553 --> 00:32:11,512
و یه نفر میومد،
474
00:32:11,596 --> 00:32:15,808
«من ساعت ۲۴ اومدم، مرد. قضیه چیه آقای خیلی مهم؟»
475
00:32:18,645 --> 00:32:20,688
هزار نفر بهم یه چیز مثبت میگن
476
00:32:20,772 --> 00:32:22,106
و من فقط اون یکی منفی رو میشنوم.
477
00:32:22,190 --> 00:32:23,691
میدونی؟ فقط اون یک چیز رو میشنوم.
478
00:32:26,152 --> 00:32:29,697
حس میکردم اگه فقط میتونستم جلوی اون فر بایستم، همه چیز درست میشد.
479
00:32:34,160 --> 00:32:39,082
بیشتر دیونهوار شدم درباره اینکه نمیخوام ناامیدت کنم.
480
00:32:48,424 --> 00:32:51,094
[صدای الاغ]
481
00:32:53,429 --> 00:32:56,557
[مرد] بیاین دخترا. تا آخر.
482
00:32:57,600 --> 00:33:00,353
تا آخر. تا آخر.
483
00:33:01,688 --> 00:33:03,731
-[مرد] روزی دو بار شیرشون میدوشیم.
-[کریس] آره.
484
00:33:03,815 --> 00:33:05,650
[مرد] روزی حدود یه گالن شیر میدن.
485
00:33:06,651 --> 00:33:10,279
اما اون یه گالن توی زمستون میتونه نزدیک دو کیلو پنیر بشه.
486
00:33:10,363 --> 00:33:12,532
-[کریس] این بازده شگفتانگیزه، ها؟
-[مرد] آره.
487
00:33:13,032 --> 00:33:14,075
یه نوشیدنی میخوای؟
488
00:33:14,158 --> 00:33:16,494
-آره، آره. بیا مرد.
-فکر کنم داره.
489
00:33:16,577 --> 00:33:18,579
-بذار ببینم. اوه آره.
-[میخندد]
490
00:33:19,455 --> 00:33:22,166
باشه! [میخندد]
491
00:33:22,250 --> 00:33:24,252
تازه. تازهترین نوشیدنی که میتونی بگیری.
492
00:33:26,713 --> 00:33:29,841
[کریس] بعد از شش سال کار کردن هفت روز هفته،
493
00:33:30,508 --> 00:33:33,136
سلامتیم شروع کرد به آسیب دیدن.
494
00:33:35,013 --> 00:33:38,474
همه عمرم در کنار آرد بودن، استنشاق کردنش.
495
00:33:39,225 --> 00:33:41,602
دکترم بهم گفت که باید آروم بگیرم.
496
00:33:42,854 --> 00:33:44,897
جوری وانمود کردن که دارم میمیرم، که،
497
00:33:45,732 --> 00:33:48,276
میدونی، شاید یه قسمتی از من به نوعی همینطور بود.
498
00:33:48,359 --> 00:33:51,279
[موسیقی احساسی زهی پخش میشود]
499
00:33:52,488 --> 00:33:54,365
[برت] کریس توی بیمارستان بستری میشه.
500
00:33:55,283 --> 00:33:57,076
او یه آسمی مادامالعمره.
501
00:33:57,160 --> 00:33:59,162
چیزی به اسم ریه نانوا داره،
502
00:33:59,245 --> 00:34:01,873
به دلیل قرار گرفتن در معرض آرد معلق در هوا و دود.
503
00:34:02,540 --> 00:34:06,878
دو عنصری که کاملاً برای کار زندگیاش ضروری هستن.
504
00:34:08,212 --> 00:34:10,256
دکتر بهش میگه، «اگه نمیخوای بمیری،
505
00:34:10,339 --> 00:34:12,133
باید پیتزا درست کردن رو متوقف کنی.»
506
00:34:18,181 --> 00:34:19,640
[اد] وقتی به کریس بیانکو میگی،
507
00:34:19,724 --> 00:34:21,726
«اوه آره، دیگه نمیتونی پیتزا درست کنی»،
508
00:34:22,769 --> 00:34:26,981
مثل اینه که به لئوناردو داوینچی بگی «دیگه نمیتونی نقاشی کنی.»
509
00:34:29,233 --> 00:34:30,485
نگرانش بودم.
510
00:34:35,031 --> 00:34:36,616
[کریس] واقعاً سوخته بودم.
511
00:34:39,660 --> 00:34:40,953
نمیتونستم بخوابم.
512
00:34:42,246 --> 00:34:43,498
نمیتونستم فکر کنم.
513
00:34:45,750 --> 00:34:49,045
برام توقف پیتزا درست کردن یعنی مردم رو ناامید میکردم.
514
00:34:52,215 --> 00:34:54,133
اون روزا خیلی سخت بودن.
515
00:34:56,219 --> 00:34:58,054
اما جای دیگهای برای رفتن نداشتم.
516
00:35:03,101 --> 00:35:05,520
وقتی همه اون سالا جلوی فر میایستادم،
517
00:35:06,312 --> 00:35:07,605
حس میکردم...
518
00:35:12,860 --> 00:35:14,654
مثل قسمتی از اون حس تعلق نداشتن،
519
00:35:14,737 --> 00:35:16,405
حس میکردم شاید تعلق دارم.
520
00:35:20,743 --> 00:35:21,953
[با صدای لرزان] متأسفم.
521
00:35:22,620 --> 00:35:23,746
[آه]
522
00:35:28,167 --> 00:35:31,879
[موسیقی احساسی زهی اوج میگیرد]
523
00:35:48,771 --> 00:35:50,231
[میا] میخوای با تخممرغا کمک کنی؟
524
00:35:50,314 --> 00:35:51,816
-[دختر] آره!
-باشه، بیا.
525
00:35:53,109 --> 00:35:55,194
اوا، سیبزمینی دوست داری؟ یادم رفت.
526
00:35:56,320 --> 00:35:59,448
-بابا.
-[میخندد]
527
00:35:59,532 --> 00:36:01,367
[کریس] سیبزمینی دوست داری. میدونم.
528
00:36:01,993 --> 00:36:04,162
-نینا روم، چه خبر عزیزم؟
-[نینا] سلام.
529
00:36:04,245 --> 00:36:06,622
[میا] میخوای این طرف باشی؟ کمک میکنم با تخممرغا.
530
00:36:06,706 --> 00:36:09,083
[اوا] شبیه تخم دایناسوره.
531
00:36:09,167 --> 00:36:13,087
[میا] شبیه تخم دایناسوره. واقعاً. دقیقاً شبیه تخم دایناسوره.
532
00:36:15,631 --> 00:36:18,301
[کریس] فکر نمیکنم به خودم اونقدر که میتونستم صادق بودم.
533
00:36:18,384 --> 00:36:20,136
وقتی ۱۹ ساله بودم، حس میکردم میتونم تا مرکز زمین گودال بکنم.
534
00:36:22,430 --> 00:36:25,725
وقتی ۴۹ ساله میشی،
535
00:36:27,185 --> 00:36:28,644
بازی عوض میشه، و نقش ما توی اون بازی باید عوض بشه.
536
00:36:28,728 --> 00:36:32,023
-[اوا] بابا.
-یو عزیزم.
537
00:36:32,106 --> 00:36:33,566
-[اوا] شبیه دودهست.
-شبیه دودهست، نه؟
538
00:36:37,111 --> 00:36:38,112
[اوا] آره.
539
00:36:39,405 --> 00:36:43,868
[اد] مشکلات سلامتی باعث شد کریس دوباره ارزیابی کنه.
540
00:36:44,952 --> 00:36:47,038
شاید یه راه دیگه هست.
541
00:36:48,539 --> 00:36:49,916
سؤال اساسی اینه،
542
00:36:50,791 --> 00:36:55,004
آیا پیتزاهای کریس همچنان پیتزاهای کریس هستن
543
00:36:55,087 --> 00:36:58,466
با نقش کمترhands-on کریس؟
(hands-on: یعنی حضور مستقیم و عملی)
544
00:36:59,008 --> 00:37:00,968
[موسیقی گیتار پخش میشود]
545
00:37:02,929 --> 00:37:05,139
[میا] فهمید که این پایدار نیست.
546
00:37:05,806 --> 00:37:09,018
باید یاد میگرفت که به مردم اجازه کمک بده.
547
00:37:14,315 --> 00:37:15,483
[کریس] شروع به تفویض اختیار کردم.
548
00:37:16,359 --> 00:37:17,735
یاد گرفتم به مردم اعتماد کنم.
549
00:37:19,528 --> 00:37:21,322
شروع کردم به چیزا با چشمای جدید نگاه کنم.
550
00:37:24,408 --> 00:37:27,036
تونستم برگردم و دوباره الهام بگیرم.
551
00:37:27,620 --> 00:37:30,790
به دیگران قدرت بدم، و قوتشون رو ببینم.
552
00:37:34,043 --> 00:37:36,671
[برت] داشت راهای جدید بودن رو کشف میکرد.
553
00:37:39,131 --> 00:37:41,509
سعی میکرد خودش رو بیشتر به عنوان یه رستوراندار ببینه.
554
00:37:43,928 --> 00:37:46,889
داشت به این ایده عادت میکرد
555
00:37:46,973 --> 00:37:49,517
که پیتزاهای اگه خودش درستشون نکنه هم میتونن فوقالعاده باشن.
556
00:37:53,479 --> 00:37:55,648
[اد] چند سال سخت اونجا بود.
557
00:37:57,108 --> 00:38:00,736
اما به مرور زمان، آسمش رو کنترل کرد.
558
00:38:03,030 --> 00:38:04,991
[کریس] این الهامبخشی بود که نیاز داشتم.
559
00:38:06,659 --> 00:38:08,869
شروع میکنی به فکر کردن، «حالا چی؟»
560
00:38:09,704 --> 00:38:11,372
«چی میتونم جور دیگهای انجام بدم؟»
561
00:38:12,665 --> 00:38:15,501
میخواستم یه رستوران باز کنم بدون اسم «بیانکو» توش،
562
00:38:16,794 --> 00:38:19,505
که از همون اول مجبور نباشم اون آدم باشم.
563
00:38:19,588 --> 00:38:22,550
میتونستم به عنوان یه روح پشت ماشین شروع کنم.
564
00:38:23,426 --> 00:38:25,052
باشه، بیا امتحان کنیم. ببینیم چیکار کردیم.
565
00:38:40,318 --> 00:38:43,696
[موسیقی آرام پخش میشود]
566
00:38:51,370 --> 00:38:55,416
[برت] تراتو اولین تلاش کریس میشه
567
00:38:55,499 --> 00:38:58,169
برای خلق چیزی که پیتزافروشی نباشه.
568
00:39:00,087 --> 00:39:01,630
از زمان شکلگیریاش،
569
00:39:01,714 --> 00:39:04,425
مدل کسبوکار نیازی به حضور پشت اجاق نداشت.
570
00:39:10,389 --> 00:39:12,641
[کریس] میگی، «خب، چطور میتونم روی بازی تأثیر بذارم؟»
571
00:39:13,851 --> 00:39:15,102
من بازی رو میشناسم.
572
00:39:15,603 --> 00:39:19,315
بازی رو درک میکنم. توی بالاترین سطحش بازی کردم.
573
00:39:20,024 --> 00:39:23,611
پس چطور میتونم خدمت کنم تا بیشترین خوبی رو انجام بده؟
574
00:39:25,363 --> 00:39:28,282
[برت] تراتو جاییه که به خودش یاد داد
575
00:39:28,366 --> 00:39:33,120
که رهبر بودن چیزی هست که باید بپذیره.
576
00:39:34,288 --> 00:39:37,833
میخواست به خودش نشون بده که این خوب خواهد بود.
577
00:39:39,502 --> 00:39:41,837
[کریس] بهم اجازه داد روی دیگران تمرکز کنم.
578
00:39:43,130 --> 00:39:47,093
تغییر نقش من، که من نقشی در راهنمایی اونها دارم.
579
00:39:48,719 --> 00:39:50,721
افراد رو در موقعیت موفقیت قرار دادن
580
00:39:51,305 --> 00:39:54,100
و فرصت دادن به نسل بعد.
581
00:39:55,309 --> 00:39:57,228
نقش من این بود که فقط خرابش نکنم.
582
00:39:57,311 --> 00:39:59,772
[موسیقی گیتار پخش میشود]
583
00:40:02,983 --> 00:40:06,153
[برت] مردم هنوز به کریس به عنوان یه آشپز بزرگ پیتزا فکر میکنن،
584
00:40:06,779 --> 00:40:09,698
اما تراتو، به نوبه خود، یه موفقیت بزرگه.
585
00:40:10,574 --> 00:40:12,910
هر چیزی که سعی داشت ثابت کنه، ثابت کرد.
586
00:40:15,121 --> 00:40:18,416
[کریس] فهمیدم اگه چیزی که انجام دادم خاص بود،
587
00:40:19,083 --> 00:40:21,502
هرگز جلوی فر ایستادن نبود.
588
00:40:23,295 --> 00:40:29,635
این همچنین کشاورز بود، آسیابکننده، خمیری که شب قبل درست کردیم.
589
00:40:29,718 --> 00:40:31,470
یک عالمه بزرگ لازم داشت.
590
00:40:34,140 --> 00:40:36,725
[کریس] مثل همون سبزیجات توی سالادشونه.
591
00:40:36,809 --> 00:40:38,811
-عالیه.
-[مرد] عاشقش هستن. عاشقش هستن.
592
00:40:44,483 --> 00:40:46,777
این روش پدرمه برای درست کردن موزارلا.
593
00:40:46,861 --> 00:40:47,695
خدا رحمتش کنه.
594
00:40:48,320 --> 00:40:50,364
[مایک] جنتیله، جنتیله.
595
00:41:00,583 --> 00:41:04,086
این همون چیزه، مرد، اونها محصولات کشت زمینی دارن. آره.
596
00:41:21,896 --> 00:41:23,647
-وایزگای شماره پنج.
-ببینیم چطوره.
597
00:41:30,488 --> 00:41:33,616
بهترین کیه؟ تو بهترینی؟ تو هستی.
598
00:41:50,716 --> 00:41:51,842
یه تمشک میخوری؟
599
00:41:51,926 --> 00:41:55,513
[مادر کریس] باشه! دارم میام. دارم میام.
600
00:41:58,641 --> 00:42:03,729
ببین، اون کیک قدیمی مادربزرگه. باید بهت یاد بدم چطور درستش کنی،
601
00:42:03,812 --> 00:42:06,315
چون مادربزرگم به من یاد داد چطور درستش کنم،
602
00:42:06,398 --> 00:42:07,650
و من به تو یاد میدم.
603
00:42:07,733 --> 00:42:09,610
-چه خبره؟ چه خبره؟
-اوا...
604
00:42:09,693 --> 00:42:11,320
[میا] تمرکز کریس تغییر کرده.
605
00:42:12,071 --> 00:42:14,406
حالا یه خانواده و بچه داره.
606
00:42:15,199 --> 00:42:18,953
عملیات روزمره رو با موفقیت واگذار کرده.
607
00:42:20,204 --> 00:42:24,625
و حالا میتونه بفهمه چطور هوشمندانهتر کار کنه، نه لزوماً سختتر.
608
00:42:24,708 --> 00:42:26,710
[کریس] یک، دو.
609
00:42:26,794 --> 00:42:31,674
[همه] ♪ تولدت مبارک ♪
610
00:42:31,757 --> 00:42:34,969
♪ تولدت مبارک... ♪
611
00:42:35,052 --> 00:42:37,555
[اد] بعضیها پیوند کلیه میگیرن.
612
00:42:38,389 --> 00:42:41,016
او یه پیوند عادیگی گرفت.
613
00:42:41,100 --> 00:42:42,059
هورا!
614
00:42:42,142 --> 00:42:44,562
و بدنش پس نزده.
615
00:42:44,645 --> 00:42:46,647
[موسیقی ملایم گیتار پخش میشود]
616
00:42:48,816 --> 00:42:50,734
[اد] اما کریس هنوز یه جستجوگره.
617
00:42:52,152 --> 00:42:55,614
کریس تا آخرین نفسش یه جستجوگر خواهد بود.
618
00:42:56,782 --> 00:43:00,869
همیشه به این فکر میکنه که چطور میتونه عمیقتر بره.
619
00:43:02,496 --> 00:43:06,667
او فقط میخواد تا جایی که میتونه توی غذا عمیق بره.
620
00:43:10,629 --> 00:43:12,423
[کریس] هر رهبری در تاریخ
621
00:43:13,716 --> 00:43:16,260
با ترک آسایش خونه شروع کرده.
622
00:43:19,305 --> 00:43:24,059
ترک نیویورک من رو مجبور کرد جایم رو پیدا کنم.
623
00:43:26,270 --> 00:43:27,313
یه هدف.
624
00:43:31,942 --> 00:43:35,529
اولین بار توی زندگیم تونستم چیزها رو کشف کنم.
625
00:43:38,991 --> 00:43:40,868
این رو مدیون بیابون هستم.
626
00:43:42,703 --> 00:43:45,831
به اندازه کافی خوششانس بودم که زندگیم رو به بهترین شکل تغییر داد.
627
00:43:49,418 --> 00:43:52,421
امیدوارم این جای زیر پام قدرانیم رو بدونه.
628
00:44:06,101 --> 00:44:09,772
[زن، به ایتالیایی] پیتزای رومی غذای آشغال محسوب میشد.
629
00:44:09,855 --> 00:44:11,774
او انواع چیزا بهش اضافه کرد.
630
00:44:13,651 --> 00:44:15,444
[مرد، به ایتالیایی] پیتزا همه جای روم هست،
631
00:44:15,527 --> 00:44:21,533
و من اون ایده منحرفانه رو دوست داشتم که یه انقلاب به ترکیب اضافه کنم.
632
00:44:21,617 --> 00:44:22,660
پاو!
633
00:44:26,622 --> 00:44:30,584
[موسیقی ملایم گیتار پخش میشود]68608
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.