All language subtitles for Chefs.Table.Pizza.S01E01.Chris.Bianco.PersianSub

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated: 1 00:00:10,301 --> 00:00:12,262 از اونجایی که هیچ زیرنویس فارسی ای برای این مستند وجود نداشت مجبور شدم به عنوان یک بیننده (که مشتاق یادگیری آشپزی حرفه ایه) یاد بگیرم چجوری زیرنویس درست کنم و ترجمه کنم که باعث افتخاره و خوشحالم که بالاخره بیننده های فارسی زبان هم میتونن به راحتی این مستند رو تماشا کنند و ازش چیزی یاد بگیرن و لذت ببرن نهایت تلاشم رو کردم که اصطلاحات رو به فارسی توضیح بدم تا درک جملات براتون راحت باشه پس امیدوارم نهایت لذت رو از این فصل ببرید و در آخر هر قسمت چیزی یاد گرفته باشید Luv u, SN 2 00:00:12,345 --> 00:00:14,514 [مرد ۱] وقتی بچه بودم و در نیویورک بزرگ می‌شدم، 3 00:00:14,597 --> 00:00:18,601 کارم بعد از مدرسه این بود که کوهی از جعبه‌های پیتزا را تا کنم. 4 00:00:22,147 --> 00:00:24,858 روی جعبه‌ها نوشته بود: «بقیه رو امتحان کردی، حالا بهترین رو امتحان کن»، 5 00:00:24,941 --> 00:00:27,110 که روی جعبه‌های همه این عبارت نوشته شده بود. 6 00:00:28,695 --> 00:00:31,990 با نگاه به اون جعبه، فکر کردم: «این ممکنه درست نباشه.» 7 00:00:32,532 --> 00:00:34,743 «ممکنه یه کم مغرضانه باشه.» 8 00:00:36,161 --> 00:00:38,705 واقعاً؟ شما هم از همون آرد بروماته و سفیدشده استفاده می‌کنید؟ (بروماته: نوعی آرد صنعتی با افزودنی‌های شیمیایی برای بهبود پخت) 9 00:00:38,788 --> 00:00:40,457 همون تکه پنیر یک‌شکل و بی‌کیفیت؟ 10 00:00:41,207 --> 00:00:45,170 این دست‌ها چه جادویی می‌تونن روی همین مواد اولیه انجام بدن؟ 11 00:00:48,131 --> 00:00:50,341 می‌شنیدم که مردم می‌گفتن: «رازش در آب است.» 12 00:00:52,635 --> 00:00:53,928 من عاشق فرهای هیزمی هستم. 13 00:00:55,388 --> 00:00:56,556 آیا این راز است؟ 14 00:00:57,390 --> 00:00:58,349 نه نیست. 15 00:00:58,892 --> 00:01:00,018 راز اینجاست. 16 00:01:00,560 --> 00:01:02,562 آشغال بریزی، آشغال درمیاد. می‌دونی؟ (یعنی با مواد بی‌کیفیت، غذای بی‌کیفیت درست میشه) 17 00:01:03,980 --> 00:01:06,691 اگه آشغال بذاری توش، آشغال بیرون میاد. 18 00:01:08,485 --> 00:01:10,153 چیزای خوب بذار توی فر، 19 00:01:11,071 --> 00:01:13,615 بعد شانس این رو داریم که یه چیز خوب درست کنیم. 20 00:01:20,038 --> 00:01:23,208 [کنسرتو "زمستان" ویوالدی پخش می‌شود] 21 00:02:20,890 --> 00:02:23,059 [صدای ضعیف آواز پرندگان] 22 00:02:34,112 --> 00:02:37,240 [مرد ۲] کتابی نوشتم که توش به سراسر کشور سفر کردم، 23 00:02:37,866 --> 00:02:38,783 و رفتم به ایتالیا. 24 00:02:40,368 --> 00:02:43,079 توی یه سال، هزار تیکه پیتزا خوردم. 25 00:02:44,664 --> 00:02:46,082 و توی کتابم نوشتم، 26 00:02:46,749 --> 00:02:48,334 «بهترین پیتزای دنیا 27 00:02:48,877 --> 00:02:50,920 توی فینیکس، آریزونا درست می‌شه.» 28 00:02:51,004 --> 00:02:53,006 [موسیقی شاد پخش می‌شود] 29 00:02:53,089 --> 00:02:56,551 [اد] مردم فکر می‌کردن این کفرآمیزترین حرفی بود که می‌شه زد. 30 00:02:56,634 --> 00:02:59,512 «اوه، توی نیویورک درست نشده؟» یا «توی ایتالیا درست نشده؟» 31 00:03:00,555 --> 00:03:03,933 منتقد غذایی ووگ گفت: «می‌دونی، تو دیوانه‌ای.» 32 00:03:04,851 --> 00:03:09,439 گفتم: «خب، برو به فینیکس، پیتزا رو امتحان کن.» 33 00:03:09,522 --> 00:03:10,523 «بعد با من حرف بزن.» 34 00:03:12,233 --> 00:03:15,737 از فرودگاه به من زنگ زد. 35 00:03:16,362 --> 00:03:18,156 گفت: «حق با تو بود.» 36 00:03:21,534 --> 00:03:24,537 [مرد ۳] اولین باری که رفتم کریس بیانکو رو ملاقات کنم، 37 00:03:24,621 --> 00:03:27,165 اون یه جور استاد یودای فر پیتزا بود. (اشاره به شخصیت یودا از جنگ ستارگان، به معنی استاد خردمند) 38 00:03:27,874 --> 00:03:33,713 درباره پیتزا، بیابون، و چطوری توی همه اینا جا می‌گرفت صحبت می‌کرد. 39 00:03:34,422 --> 00:03:36,257 آخری که می‌ره بیرون. بیا اینجا. 40 00:03:36,341 --> 00:03:37,634 [مرد ۳] واقعاً گیج‌کننده بود، 41 00:03:38,259 --> 00:03:41,471 اما بعد از معاشرت با کریس بیانکو، جور دیگه‌ای به پیتزا نگاه می‌کنی. 42 00:03:43,473 --> 00:03:44,891 بیندازش عزیزم، توپ رو بینداز. 43 00:03:48,353 --> 00:03:51,564 کریس یه ظاهر خیلی زبر و خشن داره، 44 00:03:51,648 --> 00:03:53,775 و کلی «فاک» می‌گه و اینجور چیزا، 45 00:03:53,858 --> 00:03:55,777 اما خیلی خیلی مهربونه. 46 00:03:57,737 --> 00:04:01,074 [میا] می‌خواد مردم حس خوبی داشته باشن، و این تا شب بیدارش نگه می‌داره. 47 00:04:03,076 --> 00:04:07,163 یه چیزی از راننده‌های تاکسی قدیمی نیویورک توش هست. 48 00:04:08,373 --> 00:04:10,750 [برت] ولی کریس مثل جان کولترینِ پیتزاست. (جان کولترین، نوازنده بزرگ ساکسوفون جاز که انقلابی در موسیقی ایجاد کرد) 49 00:04:10,833 --> 00:04:12,460 این مرد بازی رو عوض کرد. 50 00:04:16,422 --> 00:04:20,385 [اد] قبل از کریس، مردم از سس پیتزای کنسروی استفاده می‌کردن، 51 00:04:21,469 --> 00:04:22,971 آرد معمولی. 52 00:04:24,555 --> 00:04:27,642 کریس هر ماده اولیه‌ای رو به سطح بالایی رسوند. 53 00:04:28,268 --> 00:04:31,771 گفت: «ارزش داره که درست انجامش بدیم.» 54 00:04:32,689 --> 00:04:37,110 و حالا، اگه به سراسر کشور نگاه کنی، توی هر ۵۰ ایالت، 55 00:04:37,193 --> 00:04:39,279 می‌تونی پیتزایی پیدا کنی 56 00:04:39,362 --> 00:04:42,490 که از کاری که کریس کرد الهام گرفته شده. 57 00:04:43,616 --> 00:04:47,578 او عملاً انقلاب پیتزا رو توی این کشور به راه انداخت. 58 00:04:54,419 --> 00:04:57,171 [صحبت پراکنده مشتریان] 59 00:05:00,133 --> 00:05:03,011 مارگ، وایزگای. (وایزگای: اسم یکی از پیتزاهای معروف کریس با سوسیس و پیاز کبابی) 60 00:05:03,886 --> 00:05:06,973 یه چیز دیگه هم براشون دارم. می‌خوای ببری بیرون روی میز؟ 61 00:05:07,056 --> 00:05:09,434 [کریس] حالا، یه وایزگای در راهه… 62 00:05:14,397 --> 00:05:17,066 خب، دوستان، پیتزا داره میاد. 63 00:05:17,150 --> 00:05:20,903 وایزگای، موزارلای دودی، سوسیس رازیانه، پیاز کبابی. (موزارلا: پنیر معروف ایتالیایی / رازیانه: گیاهی معطر که در سوسیس ایتالیایی استفاده میشه) 64 00:05:24,115 --> 00:05:26,701 [کریس] به عنوان بچه‌ای از نیویورک، فکر می‌کنیم همه چیز رو می‌دونیم. 65 00:05:27,660 --> 00:05:31,831 یانکی‌ها بهترین‌ن. کوفته‌های مامانت بهترین‌ن. 66 00:05:32,665 --> 00:05:34,459 اما به هر حال چه چیزی اون رو بهترین می‌کنه؟ 67 00:05:34,542 --> 00:05:36,586 [موسیقی ملایم گیتار پخش می‌شود] 68 00:05:36,669 --> 00:05:39,297 [کریس] هیچ وقت اولین سفرم به ایتالیا رو فراموش نمی‌کنم. 69 00:05:40,923 --> 00:05:44,594 رفتیم یه رستوران کوچیک محلی (تراتوریا). یه غذای خیلی ساده. (تراتوریا: رستوران ساده و غیررسمی ایتالیایی) 70 00:05:46,387 --> 00:05:49,807 یادمه به دسر فکر می‌کردم چی خواهد بود. 71 00:05:51,184 --> 00:05:52,810 یه کیک رام بزرگ؟ (کیک رام: کیک خیس شده با مشروب رم) 72 00:05:53,811 --> 00:05:54,896 کانولی؟ (کانولی: شیرینی سنتی ایتالیایی با پوسته استوانه‌ای و مغز پنیری) 73 00:05:55,980 --> 00:05:57,607 و بعد دسر آمد. 74 00:05:57,690 --> 00:05:59,484 یه مردی بود که هل می‌داد 75 00:05:59,567 --> 00:06:02,362 یه گاری کوچیک لق‌لق با یه کاسه حلبی، 76 00:06:02,445 --> 00:06:05,406 که از یخ داخلش عرق کرده بود. 77 00:06:06,991 --> 00:06:12,705 و توی اون کاسه فقط هلو بود، مثل سیب توی یه تشت یخ شناور بودن. 78 00:06:13,831 --> 00:06:16,542 و فکر کردم، «با این هلو چی کار کنم؟» 79 00:06:19,128 --> 00:06:20,963 یه قاشق برداشتم و درش آوردم. 80 00:06:22,882 --> 00:06:24,842 این هلو رو با چاقو بریدم. 81 00:06:24,926 --> 00:06:27,678 [موسیقی احساسی زهی اوج می‌گیرد] 82 00:06:29,472 --> 00:06:32,809 [کریس] یادمه که گرفتمش، گاز زدم… 83 00:06:35,853 --> 00:06:37,980 و انگار که تا حالا غذا نخورده بودم. 84 00:06:40,483 --> 00:06:44,529 مثل یه صاعقه از کمال در سادگی بود. 85 00:06:46,197 --> 00:06:49,283 احتمالاً بزرگترین رؤیایی که تا حالا داشتم. 86 00:06:58,793 --> 00:07:01,295 [مرد] چند نوع غله ایتالیایی پرورش دادیم. 87 00:07:01,379 --> 00:07:04,674 یه مقدار جو هم از مگدالنا در مکزیک پرورش دادیم. 88 00:07:04,757 --> 00:07:06,926 -[کریس] اووه، عالیه. -[مرد] اینجا رو خیلی دوست داره. 89 00:07:07,009 --> 00:07:10,096 [کریس] این یه ظرف پتری کوچیک از آینده‌ست. (ظرف پتری: صفحه آزمایشگاهی، کنایه از آزمایشگاه کوچک برای کشف آینده) 90 00:07:10,179 --> 00:07:13,182 -[مرد] آره. -تکه‌هایی از همه امکانات. 91 00:07:13,266 --> 00:07:16,394 [کریس] پس اینا بیشترشون... اینا همگی مثل ذرت سنگ‌چخماقی هستن. (ذرت سنگ‌چخماقی: نوعی ذرت سفت با دانه‌های رنگی) 92 00:07:16,477 --> 00:07:21,732 این رو با فاصله‌های سنتی مشابه کاشتیم... 93 00:07:21,816 --> 00:07:22,733 مم‌هه؟ 94 00:07:22,817 --> 00:07:25,528 ...همونطور که در زمان سرخپوستان دیده می‌شد. 95 00:07:25,611 --> 00:07:28,030 -اما این گیاه قشنگی نیست؟ -قشنگه، مرد. 96 00:07:28,114 --> 00:07:29,115 میدونی؟ 97 00:07:29,198 --> 00:07:30,158 قشنگه. 98 00:07:32,076 --> 00:07:33,870 بیا یه امتحانی از این غله بکنیم. 99 00:07:33,953 --> 00:07:34,954 بیا انجامش بدیم. 100 00:07:37,540 --> 00:07:38,624 [صدای آسیاب آرد] 101 00:07:38,708 --> 00:07:41,461 [کریس] همه چیز با یه رویکرد لمسی شروع می‌شه. (یعنی با لمس کردن و حس کردن مواد اولیه) 102 00:07:42,253 --> 00:07:43,963 باید محلی باشی 103 00:07:44,797 --> 00:07:47,467 تا به اون نزدیک شی، تا دستت رو توش بکنی. 104 00:07:49,051 --> 00:07:54,515 رسیدن به چیزی از منبع، یا تا حد امکان نزدیک به اون، خیلی جادوییه. 105 00:07:54,599 --> 00:07:56,601 [موسیقی شاد پخش می‌شود] 106 00:07:58,144 --> 00:07:59,937 مردمی که اهل بیابون نیستن، 107 00:08:00,021 --> 00:08:02,857 بهش به عنوان یه جای پربرکت فکر نمی‌کنن. 108 00:08:04,442 --> 00:08:06,903 [برت] اما در واقع، کریس در بخشی از جهان زندگی می‌کنه 109 00:08:06,986 --> 00:08:10,281 که سنت‌های عمیقی در کشت گندم داره. 110 00:08:11,032 --> 00:08:13,075 اوه آره، عالی‌ست. 111 00:08:13,159 --> 00:08:16,329 این گرمه، و همه اون رطوبت خوب توش هست. 112 00:08:17,580 --> 00:08:19,499 [برت] چیزی که کریس کشف کرد 113 00:08:19,582 --> 00:08:23,127 این بود که آریزونا گندمی پرورش می‌داد که به ایتالیا می‌رفت. (یعنی گندم مرغوب آریزونا به ایتالیا صادر می‌شد و اونجا تبدیل به پاستا و پیتزا می‌شد) 114 00:08:25,213 --> 00:08:30,593 مردم از این گندم ایده‌آل برای پاستا و پیتزا استفاده می‌کردن، 115 00:08:30,676 --> 00:08:32,637 و این گندم در آریزونا نمی‌موند. 116 00:08:33,179 --> 00:08:34,764 این یه اتفاق خوش‌شانسی بود. 117 00:08:36,599 --> 00:08:39,519 گندم یکی از دلایلی بود که اون رو به یه پیتزاساز بزرگ تبدیل کرد. 118 00:08:41,020 --> 00:08:44,899 او ترکیب دقیق آرد، 119 00:08:45,733 --> 00:08:46,651 کار با خمیر، 120 00:08:47,777 --> 00:08:49,779 و زمان پخت در فر رو پیدا کرده 121 00:08:50,821 --> 00:08:53,449 که به یه نقطه ایده‌آل می‌رسه. 122 00:08:54,534 --> 00:08:57,578 پوسته‌اش اونقدر محکمه که تا نوک تیکه پیتزا دوام میاره، 123 00:08:58,746 --> 00:09:03,334 و به نوعی این کار رو در حالی انجام میده که هنوز نازکه. 124 00:09:05,294 --> 00:09:06,837 و قبل از کریس بیانکو، 125 00:09:06,921 --> 00:09:09,465 فکر می‌کردی شاید رسیدن به این کار غیرممکن باشه. 126 00:09:10,550 --> 00:09:14,136 -مواظب مارهای زنگی باش. [می‌خندد] -آره مرد. همیشه جو رو می‌گیرن. می‌دونی؟ 127 00:09:14,220 --> 00:09:15,846 همیشه مهمونی رو خراب می‌کنن. 128 00:09:15,930 --> 00:09:18,057 می‌دونم. می‌دونم. 129 00:09:19,392 --> 00:09:21,143 [صدای باز شدن کشو] 130 00:09:27,149 --> 00:09:30,194 کریس، این عکس موردعلاقه‌مه از بابا و من. 131 00:09:30,278 --> 00:09:34,031 -تازه ازدواج کرده بودیم. اولین... -تازه ازدواج کرده. نازه نیست؟ 132 00:09:34,115 --> 00:09:38,202 به این نگاه کن. این بابا و منه. این روز سال نو، ۱۹۶۰ بود. 133 00:09:38,869 --> 00:09:41,789 [مادر کریس] به پدرت نگاه کن. دقیقاً شبیه توئه. دقیقاً شبیه تو. 134 00:09:41,872 --> 00:09:43,499 -بیچاره، بیچاره. -آره. 135 00:09:43,583 --> 00:09:45,501 -اون توی نیویورکه. آره. -این عکس عالیه. 136 00:09:45,585 --> 00:09:49,255 -این تو هستی وقتی پسر کوچیکی بودی. -[کریس] قبل از اینکه کارای بد بکنم. 137 00:09:49,338 --> 00:09:51,757 -یه کوچولو دارم... -این سنجاق رو یادمه. 138 00:09:51,841 --> 00:09:54,510 [مادر کریس] حدوداً... حدوداً ۱۲۰ سالشه. 139 00:09:54,594 --> 00:09:57,597 و پدرم به من داد. تازه ازدواج کرده بودم. گفت-- 140 00:09:57,680 --> 00:10:00,349 -«در صورت دردسر...» بوم. -در صورت دردسر... 141 00:10:00,433 --> 00:10:02,727 خلاصه... و نمی‌تونم بهت بگم 142 00:10:02,810 --> 00:10:07,398 چقدر پیتزا و نون و کیک با این درست کردم. 143 00:10:07,481 --> 00:10:09,317 [کریس] عالیه. چیز دیگه‌ای داری؟ 144 00:10:09,400 --> 00:10:11,861 اوه، چیزای دیگه دارم. بذار سریع بیارمشون. 145 00:10:11,944 --> 00:10:13,487 [کریس] من توی برانکس به دنیا آمدم. (برانکس: یکی از محله‌های نیویورک) 146 00:10:14,196 --> 00:10:15,865 وقتی حدوداً پنج ساله بودم، 147 00:10:16,616 --> 00:10:20,036 دچار حملاتی شدم که نتونستم نفس بکشم. 148 00:10:20,745 --> 00:10:21,996 [صحبت نامفهوم] 149 00:10:22,079 --> 00:10:24,081 [کریس] بدترین اتفاق ممکن بود. 150 00:10:24,165 --> 00:10:26,417 فکر کردم، «شاید دیگه نتونم.» 151 00:10:27,168 --> 00:10:29,337 «شاید یه روز دیگه نفس نکشم.» 152 00:10:30,463 --> 00:10:31,881 نتیجه‌اش این شد که آسم داشتم. 153 00:10:31,964 --> 00:10:33,966 [موسیقی ملایم گیتار پخش می‌شود] 154 00:10:35,176 --> 00:10:36,844 [کریس] اون موقع اسپری تنفسی نبود. 155 00:10:38,262 --> 00:10:39,639 این قرصا رو داشتی. 156 00:10:40,681 --> 00:10:42,808 اگه نمی‌تونستی نفس بکشی، یکی رو می‌جویدی. 157 00:10:44,810 --> 00:10:48,022 اگه بدتر می‌شد، می‌رفتی بیمارستان یه آمپول آدرنالین می‌زدی، 158 00:10:48,105 --> 00:10:50,524 که... حداقلش اینه که خوشایند نبود. 159 00:10:52,860 --> 00:10:54,070 منو خونه نگه می‌داشت. 160 00:10:55,446 --> 00:10:58,115 عاشق ورزش بودم، اما خیلی از بازی‌ها رو از دست می‌دادم. 161 00:11:00,785 --> 00:11:03,120 اما به من اجازه داد کار دیگه‌ای بکنم. 162 00:11:04,288 --> 00:11:06,832 به مامان و مادربزرگم توی آشپزی کمک می‌کردم. 163 00:11:09,418 --> 00:11:12,463 مامانم بهترین آشپز بود. 164 00:11:13,547 --> 00:11:15,841 فقط طبیعی، سلیقه‌اش عالی بود. 165 00:11:17,259 --> 00:11:18,803 فقط می‌فهمید. 166 00:11:18,886 --> 00:11:21,639 پر از عشق بود، پر از کوفته قلقلی. 167 00:11:22,556 --> 00:11:24,684 چیکن کاچاتوره، که غذای موردعلاقه‌م بود. (چیکن کاچاتوره: خورش مرغ ایتالیایی با گوجه، پیاز و سبزیجات) 168 00:11:26,060 --> 00:11:30,314 توی جمع این زنایی بودم که تأثیر بزرگی روی زندگیم گذاشتن. 169 00:11:31,440 --> 00:11:32,942 پس، از اون، می‌دونی، 170 00:11:33,025 --> 00:11:35,069 آسم تبدیل به یه چیز مضر نشد. 171 00:11:36,445 --> 00:11:38,406 در نهایت تبدیل به یه نعمت باورنکردنی شد. 172 00:12:00,010 --> 00:12:03,723 اولین شغل من توی یه پیتزافروشی به اسم الدو پیتزا بود 173 00:12:04,432 --> 00:12:06,684 تو خیابان کروتون در اوسینینگ، نیویورک. 174 00:12:06,767 --> 00:12:09,729 [موسیقی گیتار پخش می‌شود] 175 00:12:12,189 --> 00:12:16,652 [کریس] کارم این بود که آرد رو از زیرزمین بالا می‌بردم 176 00:12:16,736 --> 00:12:18,738 و به پیتزاساز می‌دادم. 177 00:12:20,948 --> 00:12:24,368 و بعد ارتقا پیدا کردم به رنده کردن موزارلا. 178 00:12:26,954 --> 00:12:29,039 می‌دونی، می‌تونستم چند تا پیتزا رو هم بکشم. 179 00:12:30,708 --> 00:12:32,877 چیزی که در موردش عالی بود، 180 00:12:33,711 --> 00:12:38,007 این بود که یه پیش‌بند می‌پوشیدی، یه تی‌شرت سفید باحال می‌پوشیدی. 181 00:12:38,549 --> 00:12:41,385 به ازای هر شیفت یه نوشابه می‌گرفتی، که عالی بود. 182 00:12:43,012 --> 00:12:44,930 اگه دوستات میان یه تیکه پیتزا می‌خریدن، 183 00:12:46,348 --> 00:12:48,184 حس می‌کردی مهم هستی 184 00:12:48,267 --> 00:12:50,603 چون چیزی داشتی که مردم می‌خواستن. 185 00:12:55,232 --> 00:12:58,068 واقعاً شروع خوبی بود برای اینکه بخشی از یه چیزی باشی. 186 00:12:59,904 --> 00:13:04,158 پیتزا به من حس کرد که جا دارم. اون حس هدفمندی. 187 00:13:04,992 --> 00:13:06,994 به من حس یه ابرقهرمان می‌داد. 188 00:13:08,412 --> 00:13:09,955 و این خیلی عالی بود. 189 00:13:23,010 --> 00:13:25,471 [کریس] وقتی بچه بودم، بچه خیلی راحتی بودم. 190 00:13:25,554 --> 00:13:27,389 -[مادر کریس] اوه آره، درسته. -[می‌خندد] 191 00:13:27,473 --> 00:13:30,434 اوه خدای من. کریس تصمیم گرفته بود که... 192 00:13:30,518 --> 00:13:33,813 -[کریس] چی تصمیم گرفتم؟ -که مدرسه رو دوست نداره. [می‌خندد] 193 00:13:33,896 --> 00:13:36,023 من رو وادار کردی که تو رو به لیگ کوچک ببرم. 194 00:13:36,106 --> 00:13:39,235 توی ماشین نشسته بودیم، و تو گفتی، «کارنامه‌ات رو دیدم.» 195 00:13:39,318 --> 00:13:41,654 «با خودت چی کار می‌خوای بکنی؟» و من گفتم، 196 00:13:41,737 --> 00:13:43,322 «می‌خوام یه بازیکن بیسبال بشم.» 197 00:13:43,405 --> 00:13:45,908 تو گفتی، «نه، دیدمت، اونقدرها هم خوب نیستی.» 198 00:13:46,742 --> 00:13:49,703 -این برخورد خوبی با واقعیت بود. -[مادر کریس] کریس هنوز... 199 00:13:49,787 --> 00:13:52,122 [پدر کریس] چه فصل‌های زیادی تو زندگیمون. 200 00:13:52,206 --> 00:13:55,376 -همینطور بود. بوم. [صدای انگشتان] -[پدر کریس] اونو ندیده بودم. 201 00:13:55,459 --> 00:13:58,712 چقدر سال، ها؟ فکر کنم برای مدت طولانی موندگاریم. 202 00:13:58,796 --> 00:14:01,131 -فکر کنم شما دو تا موفق بشین. -برای مدت طولانی. 203 00:14:01,215 --> 00:14:03,300 [کریس] شما هیچ وقت، توی همه این سال‌ها، یه دعوا نکردین. 204 00:14:03,384 --> 00:14:07,596 خب، طلاق هیچ وقت-- قتل شاید، اما طلاق نه، نه. 205 00:14:07,680 --> 00:14:10,182 [می‌خندند] 206 00:14:10,266 --> 00:14:12,977 [کریس] آسم بیشتر یه عارضه شب‌گاهی بود. 207 00:14:13,894 --> 00:14:15,271 نمی‌تونستم بخوابم. 208 00:14:16,480 --> 00:14:19,900 توی مدرسه، حس می‌کردم اگه بتونم بیدار بمونم، 209 00:14:19,984 --> 00:14:21,402 می‌تونم ازش جلو بزنم. 210 00:14:21,485 --> 00:14:24,405 [موسیقی گیتار پخش می‌شود] 211 00:14:24,905 --> 00:14:26,699 [کریس] اما من لعنتی خسته بودم. 212 00:14:28,659 --> 00:14:30,077 توی دبیرستان خوب نبودم. 213 00:14:31,537 --> 00:14:33,998 دانشگاه رو جای خودم نمی‌دیدم. 214 00:14:36,041 --> 00:14:37,626 نمی‌دونستم چکار کنم، 215 00:14:37,710 --> 00:14:41,338 کجا جا می‌شوم، چه حسی دارم... درباره هیچ چیز. 216 00:14:43,924 --> 00:14:47,303 سال سوم دبیرستان، مدرسه رو ترک کردم. 217 00:14:49,305 --> 00:14:53,267 چیزی که اصلاً بهش افتخار نمی‌کنم. 218 00:14:55,185 --> 00:14:59,607 والدینم از همون اول بهم چالش می‌دادن که ازشون نترسم، 219 00:15:00,441 --> 00:15:02,109 اما از ناامید کردنشون بترسم. 220 00:15:04,695 --> 00:15:09,575 یادمه با وحشت رفتم پیش پدرم و بهش گفتم... 221 00:15:12,077 --> 00:15:16,916 آره، نمی‌تونم تصور کنم پدر و مادرم چه کشیدند، می‌دونی. 222 00:15:20,586 --> 00:15:22,922 [میا] بعد از اینکه کریس دبیرستان رو ترک کرد، 223 00:15:23,005 --> 00:15:25,257 پدرش یه سال باهاش حرف نزد. 224 00:15:25,341 --> 00:15:28,594 ناراحت بود، که فکر می‌کنم یه واکنش طبیعی بود. 225 00:15:32,514 --> 00:15:35,684 [کریس] تصمیم گرفتم که نمی‌خوام کسی باشم که اونها رو ناامید کنه. 226 00:15:37,895 --> 00:15:40,105 می‌دونستم که می‌تونم دو کار انجام بدم. 227 00:15:41,815 --> 00:15:42,900 می‌تونستم مهربون باشم... 228 00:15:45,277 --> 00:15:48,197 و می‌تونستم به سختی هر انسان دیگه‌ای که دیدم کار کنم. 229 00:15:51,533 --> 00:15:54,620 می‌تونستم انتخاب کنم که هیچ کس رو ناامید نکنم. 230 00:16:16,392 --> 00:16:17,267 اوه، هی. 231 00:16:17,351 --> 00:16:20,229 -اوه! بعد از ۴۰ سال رسیدی! -درست همینطور. 232 00:16:20,312 --> 00:16:22,147 مادرم گفت: «برو کلیسا.» 233 00:16:22,231 --> 00:16:24,692 -اوه، یه دقیقه صبر کن! -پس، اومدم، اومدم. 234 00:16:24,775 --> 00:16:25,609 بی‌جهت نیست. 235 00:16:25,693 --> 00:16:26,902 -داداش... -چطوری پسر؟ 236 00:16:26,986 --> 00:16:28,988 تغییر نکردی. فقط یه کم موهات سفید شده. 237 00:16:29,071 --> 00:16:31,657 می‌دونی خوبیش چیه؟ هرچی چشمات ضعیف‌تر بشه، من بهتر به نظر می‌ام. 238 00:16:31,740 --> 00:16:33,742 -چشمام خیلی ضعیفن. -می‌دونم، می‌دونم. 239 00:16:33,826 --> 00:16:36,328 -[کریس] خاطرات زیادی اینجاست. -اوه آره. 240 00:16:36,412 --> 00:16:37,955 یادمه، توی دانشگاه بودم، 241 00:16:38,038 --> 00:16:40,374 مادرت اومد و می‌خواست تو رو بذاره سر کار. 242 00:16:40,457 --> 00:16:42,334 پدرم گفت، «فکر می‌کنی می‌تونه از پسش بربیاد؟» 243 00:16:42,418 --> 00:16:43,627 نمی‌تونم مثل شماها کار کنم! 244 00:16:43,711 --> 00:16:46,422 -[مرد] بیا بریم یه موزارلا درست کنیم. -[کریس] بریم، بریم. 245 00:16:46,505 --> 00:16:48,424 [مرد] چیزی که توی آریزونا نمی‌تونی انجام بدی. 246 00:16:48,507 --> 00:16:50,134 -[کریس] آره؟ -آب لوله‌کشی برانکس. 247 00:16:50,843 --> 00:16:52,636 [کریس] حس می‌کنم برانکس رو همینجا حس می‌کنم، عزیزم. 248 00:16:52,720 --> 00:16:53,887 [مرد] درسته. 249 00:16:53,971 --> 00:16:58,017 [کریس] بعد از ترک مدرسه، هیچ مهارتی نداشتم. 250 00:16:58,684 --> 00:17:01,353 فقط به دنبال جایی بودم که یه چیزی یاد بگیرم. 251 00:17:01,854 --> 00:17:03,564 [مرد] جنتیله، جنتیله. (جنتیل: به معنی نجیب و مهربان، اینجا لقب محبت‌آمیز) 252 00:17:04,106 --> 00:17:07,192 [کریس] یه جا بود که همیشه برام مثل یه مکه بود. 253 00:17:08,027 --> 00:17:09,695 مایک‌س دلی توی برانکس. 254 00:17:11,113 --> 00:17:12,448 هر وقت می‌رفتم اونجا، 255 00:17:12,948 --> 00:17:16,744 مایک گرکو بهت تکه‌های پروشوتو می‌داد. (پروشوتو: ژامبون خشک ایتالیایی) 256 00:17:16,827 --> 00:17:17,995 سلامتی، باشه. 257 00:17:18,704 --> 00:17:22,541 [کریس] تا وقتی منتظر بودی مزه‌ش کنی، اپرا می‌خوند. 258 00:17:22,624 --> 00:17:26,628 [آهنگ "Spirito gentil" از لا فاوریا پخش می‌شود] 259 00:17:30,674 --> 00:17:33,385 [کریس] موزارلا رو به شکل حیوانات می‌برید، 260 00:17:34,511 --> 00:17:36,388 و اینجور چیزای دیوونه‌وار. 261 00:17:39,558 --> 00:17:40,893 [مایک] به این برق نگاه کن. 262 00:17:41,393 --> 00:17:44,980 [کریس] اون موقع، مهارت من توی موزارلا خیلی خوب نبود. 263 00:17:45,064 --> 00:17:47,900 دیو گرکو گفت: «آره، مرد. بیا، بیا.» 264 00:17:47,983 --> 00:17:49,985 «یه کم موزارلات رو درست می‌کنیم.» 265 00:17:50,069 --> 00:17:54,448 [آواز اپرا ادامه دارد] 266 00:18:00,162 --> 00:18:03,624 [کریس] یادمه آرنجام توی آب داغ در حال جوش بود، 267 00:18:04,708 --> 00:18:06,460 و چربی رو می‌دیدم که بالا میاد. 268 00:18:09,588 --> 00:18:10,964 داشتم کشک‌ها رو می‌کشیدم، (کشک پنیر: تکه‌های منعقد شده شیر قبل از تبدیل به پنیر) 269 00:18:12,341 --> 00:18:13,884 و تماشا می‌کردم که تبدیل می‌شن. 270 00:18:14,843 --> 00:18:17,012 و گفتم، «از کجا بفهمیم کی تموم شده؟» 271 00:18:18,097 --> 00:18:19,306 اون گفت، 272 00:18:19,389 --> 00:18:20,682 «وقتی لبخند می‌زنه.» 273 00:18:21,809 --> 00:18:22,684 و همین بود. 274 00:18:22,768 --> 00:18:24,770 [آواز اپرا ادامه دارد] 275 00:18:33,362 --> 00:18:35,322 [کریس] می‌دونستم منظورش چیه. 276 00:18:36,573 --> 00:18:37,991 فقط یه حضوری هست. 277 00:18:39,118 --> 00:18:40,661 اینطوری حس می‌شه. 278 00:18:41,620 --> 00:18:44,456 اون لحظه‌ای از زمانه که همه چیز به هم می‌رسه. 279 00:18:44,540 --> 00:18:47,042 و گاهی کلمه‌ای براش نیست جز اینکه، 280 00:18:47,126 --> 00:18:48,252 «وقتی لبخند می‌زنه.» 281 00:19:04,101 --> 00:19:05,185 [بوق ماشین] 282 00:19:08,021 --> 00:19:10,566 [مرد] این یه دستور خانوادگیه که مادربزرگ درست می‌کرد. 283 00:19:10,649 --> 00:19:12,651 -[کریس] خدا رحمتش کنه. -به خاطر همینه که امروز اینجاییم. 284 00:19:12,734 --> 00:19:16,530 چون دستورای مادربزرگ این فروشگاه رو به چیزی که امروزه هست تبدیل کرده. 285 00:19:16,613 --> 00:19:19,158 [کریس] این خیلی قشنگه. پاستاهای زیادی رو 286 00:19:19,241 --> 00:19:22,452 بین انگشتام حس کردم، اما این یه چیز واقعاً قشنگه، مرد. 287 00:19:24,288 --> 00:19:27,082 [کریس] اوایل بیست سالگیم، هیچ پولی نداشتم، 288 00:19:28,375 --> 00:19:30,711 و هیچ تحصیلات واقعی‌ای نداشتم. 289 00:19:30,794 --> 00:19:33,338 و هیچ آینده‌ای توی نیویورک نمی‌دیدم. 290 00:19:34,298 --> 00:19:35,799 هیچ چیزی برام نبود. 291 00:19:37,092 --> 00:19:40,387 [موسیقی ملایم گیتار پخش می‌شود] 292 00:19:42,681 --> 00:19:44,766 [کریس] نیویورک کوچیک‌ترین دنیاست. 293 00:19:46,602 --> 00:19:48,854 می‌ری خواروبار فروشی، می‌ری اغذیه‌فروشی... 294 00:19:48,937 --> 00:19:49,938 هی. 295 00:19:50,022 --> 00:19:52,316 ...همیشه به یه صورتا نگاه می‌کنی. 296 00:19:53,775 --> 00:19:56,778 همیشه از یه پنجره به بیرون نگاه می‌کنی و هیچ چیز جدیدی نمی‌بینی. 297 00:19:59,323 --> 00:20:02,242 فقط یه جا می‌خواستم، یا یه هدف. 298 00:20:05,621 --> 00:20:08,290 فکر کنم فقط نیاز داشتم برم جایی که... 299 00:20:10,459 --> 00:20:14,046 اگه اونجا فرود می‌آمدم، و هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌دونستی، 300 00:20:14,129 --> 00:20:15,631 آیا منو انتخاب می‌کردی؟ 301 00:20:16,882 --> 00:20:18,258 آیا خوش‌آمد می‌گفتی؟ 302 00:20:23,597 --> 00:20:26,308 خانواده‌ام رو دوست دارم. اونا همه چیز منن. 303 00:20:28,143 --> 00:20:29,978 اما تصمیم گرفتم برم. 304 00:20:52,334 --> 00:20:54,169 [صدای جیغ پرنده شکاری] 305 00:20:58,840 --> 00:21:00,884 [برت] کریس از نیویورک به فینیکس نقل مکان کرد، 306 00:21:00,968 --> 00:21:03,762 نه به این خاطر که «همیشه می‌خواستم به فینیکس برم»، 307 00:21:03,845 --> 00:21:05,722 یا «همیشه می‌خواستم برم بیابون.» 308 00:21:06,598 --> 00:21:08,517 به نظر من بیشتر شبیه یه تفریح بی‌هدف بود، 309 00:21:08,600 --> 00:21:12,020 و هیچ نقشه بزرگی برای کاری که می‌خواد بکنه نداشت. 310 00:21:12,938 --> 00:21:14,648 یه جور اتفاق تصادفی بود. 311 00:21:16,191 --> 00:21:18,360 [کریس] وقتی به آریزونا نقل مکان کردم، 312 00:21:19,111 --> 00:21:21,238 نمی‌تونستم بگم دقیقاً به چی نیاز دارم. 313 00:21:21,738 --> 00:21:25,325 حتی نمی‌دونستم به چی نیاز دارم. مسئله بقا بود. 314 00:21:25,409 --> 00:21:27,744 [موسیقی گیتار پخش می‌شود] 315 00:21:29,288 --> 00:21:30,747 [کریس] یه آپارتمان پیدا کردم. 316 00:21:31,456 --> 00:21:34,334 کارای زیادی بلد نبودم، اما می‌تونستم توی آپارتمانم موزارلا درست کنم. 317 00:21:36,962 --> 00:21:39,089 اون رو مثل یه کالای قاچاقی می‌فروختم. 318 00:21:43,593 --> 00:21:46,471 [اد] کریس درب‌به‌درب با موزارلا می‌ره 319 00:21:46,555 --> 00:21:48,807 که توی مایک‌س دلی یاد گرفته بود درست کنه، 320 00:21:49,391 --> 00:21:51,810 و سعی می‌کنه به رستوران‌های ایتالیایی بفروشه. 321 00:21:53,020 --> 00:21:55,147 این کاملاً دیوونگیه. 322 00:21:56,523 --> 00:21:58,859 اما کریس اینطوری بود. 323 00:22:03,030 --> 00:22:04,740 [کریس] با موزارلا می‌اومدم، 324 00:22:05,490 --> 00:22:06,742 نقدی پول می‌دادن. 325 00:22:12,622 --> 00:22:14,291 و بعد این فرصت رو گرفتم 326 00:22:14,374 --> 00:22:16,835 که توی پشت یه خواروبار فروشی پیتزا درست کنم. 327 00:22:18,920 --> 00:22:21,965 این همه هیاهو ذهن و بدنم رو اونقدر مشغول می‌کرد 328 00:22:22,049 --> 00:22:24,134 که نمی‌تونستم به چیز دیگه‌ای فکر کنم. 329 00:22:27,846 --> 00:22:29,681 کمک کرد برم یه راه خوب. 330 00:22:34,227 --> 00:22:38,440 حس می‌کردم می‌تونم این هیاهو رو بگیرم و شاید بیشتر به کار ببرم، 331 00:22:38,523 --> 00:22:40,233 یه کم اون افق رو گسترش بدم. 332 00:22:48,075 --> 00:22:50,660 [صدای دور خروس] 333 00:22:55,624 --> 00:22:57,626 [مرد] اینا خیار لیمویی‌های ما هستن. 334 00:23:00,044 --> 00:23:00,504 [کریس] می‌دونی که موردعلاقه‌من. 335 00:23:01,463 --> 00:23:04,383 می‌دونی جالبیش چیه؟ این مثل خود زندگی می‌مونه. 336 00:23:04,466 --> 00:23:06,802 از بالا نگاه می‌کنی، چیز زیادی نمی‌بینی. 337 00:23:06,885 --> 00:23:08,845 -باید بری توش. -[مرد] درسته. 338 00:23:10,555 --> 00:23:11,848 این بچه‌های کوچیک اینجا. 339 00:23:11,932 --> 00:23:14,601 -به این نگاه کن. اونجاست. -این همون پول‌سازه. 340 00:23:14,684 --> 00:23:15,519 آره. 341 00:23:21,108 --> 00:23:23,026 [کریس] این فقط نیاز داره به... هیچی، واقعاً. 342 00:23:23,110 --> 00:23:25,529 -[مرد می‌خندد] -از این بهتر نمی‌شه. 343 00:23:25,612 --> 00:23:28,532 باز هم، شما بکارید، من سعی می‌کنم خرابش نکنم. 344 00:23:30,700 --> 00:23:33,286 [اد] بعد از چند سال توی خواروبار فروشی، 345 00:23:33,370 --> 00:23:36,581 کریس به سانتافه نقل مکان کرد 346 00:23:36,665 --> 00:23:40,377 و توی یه رستوران کلاسیک شمال ایتالیا کار کرد. 347 00:23:41,086 --> 00:23:43,713 توی روزای قدیم رستوران‌های با سفره‌های سفید، 348 00:23:43,797 --> 00:23:46,299 مواد اولیه از راه‌های دور می‌اومدن. 349 00:23:47,092 --> 00:23:50,554 مثل اینکه «اوه، بیایید مارچوبه‌هامون رو از فرانسه بگیریم.» 350 00:23:52,055 --> 00:23:55,725 اما اونطرف خیابون، دیوید تنیس این رستوران رو داشت، 351 00:23:56,309 --> 00:23:58,270 و اونا می‌گفتن، «چرا؟» 352 00:23:58,353 --> 00:24:02,566 «ما فقط از نعمت‌های اطرافمون غذا درست می‌کنیم.» 353 00:24:04,025 --> 00:24:07,529 برای کریس این مثل این بود که، «وای، این خیلی باحاله.» 354 00:24:08,196 --> 00:24:10,198 [موسیقی آرام پخش می‌شود] 355 00:24:10,949 --> 00:24:12,242 [کریس] اواخر تابستان بود. 356 00:24:12,325 --> 00:24:14,995 توی سانتافه، داشتم یه سالاد بازار درست می‌کردم. 357 00:24:15,704 --> 00:24:18,290 اونجا یه جامعه کشاورزی فوق‌العاده بود. 358 00:24:18,373 --> 00:24:22,627 اما این بار خاص، چند تا خیار بود ولی چیز دیگه‌ای نبود. 359 00:24:23,753 --> 00:24:26,423 یکی از آشپزا، راکی، اهل سینالوآ، مکزیک بود، 360 00:24:26,506 --> 00:24:29,134 و موهای قرمز روشنی داشت و خیلی مهربون بود. 361 00:24:30,093 --> 00:24:33,346 یادمه راکی بهم گفت، «تو خیلی احمقی.» 362 00:24:34,264 --> 00:24:37,142 «به همه اون سبزیهای خودرو (وردولاگا) کنار اون آشغال‌دونی نگاه کن.» 363 00:24:37,225 --> 00:24:39,478 «همه خارجیا فقط رد می‌شن.» 364 00:24:42,898 --> 00:24:45,233 گفتم، «خب، مرد، باهاش چکار کنیم؟» 365 00:24:46,776 --> 00:24:50,238 راکی بهم گفت یه پیاز (سبولا)، خیار (پپینو) بردارم. 366 00:24:54,534 --> 00:24:56,745 مزه‌ش کردم. تقریباً مزه بامیه می‌داد. 367 00:24:58,663 --> 00:25:00,373 و خیلی جادویی بود. 368 00:25:02,209 --> 00:25:03,919 یه رؤیا بود. 369 00:25:04,794 --> 00:25:06,838 چی رو توی باغچه‌هامون پایمال می‌کنیم؟ 370 00:25:09,216 --> 00:25:13,595 [اد] کریس یاد گرفت که قضیه دستکاری مواد اولیه نیست. 371 00:25:13,678 --> 00:25:19,559 قضیه پیدا کردن بهترین مواد اولیه اطرافمونه. 372 00:25:20,143 --> 00:25:24,940 اینجا بود که فلسفه پیتزای کریس بیانکو شکل گرفت. 373 00:25:36,785 --> 00:25:39,663 -[کریس] هیچ چیزی مثل اون بو نیست. -[فروشنده مرد] نه، اصلاً. 374 00:25:47,003 --> 00:25:49,631 [کریس] سگ‌ها رو آزاد کن عزیزم. سگ‌ها رو آزاد کن. 375 00:25:55,720 --> 00:25:58,265 -[فروشنده زن] چطوری؟ -چه خبر؟ 376 00:25:58,348 --> 00:26:00,767 -پس، یه دونه کامل می‌خوام. -[فروشنده‌ها] یه دونه کامل؟ 377 00:26:00,850 --> 00:26:02,185 [کریس] صیون بعداً میاد 378 00:26:02,269 --> 00:26:04,479 اگه بشه مثلاً دو تا کارتن گوجه فرنگی. 379 00:26:04,563 --> 00:26:06,940 -[فروشنده ۱] کنار می‌ذارمشون. -اوکیه؟ تو بهترینی. 380 00:26:07,023 --> 00:26:08,942 -[فروشنده ۱] هر چی تو بخوای. -اوه خدای من! 381 00:26:09,025 --> 00:26:09,985 [فروشنده‌ها می‌خندند] 382 00:26:10,068 --> 00:26:12,612 -[فروشنده ۱] دوستت داریم. -ما هم دوستتون داریم. ممنونم. 383 00:26:13,863 --> 00:26:16,575 [اد] وقتی کریس به فینیکس برمی‌گرده، 384 00:26:17,117 --> 00:26:20,579 می‌بینه که پیتزریا بیانکو می‌تونه چطور باشه. 385 00:26:21,830 --> 00:26:23,248 و کریس گفت، 386 00:26:23,331 --> 00:26:25,875 «ما با یه کاغذ سفید شروع می‌کنیم.» 387 00:26:26,918 --> 00:26:29,045 «من شرط‌ها رو بالا می‌برم 388 00:26:29,129 --> 00:26:32,173 برای موادی که روی پیتزام می‌ذارم.» 389 00:26:33,675 --> 00:26:38,138 [کریس] وزارت کشاورزی آریزونا یه لیست سراسری از مزارع داشت 390 00:26:38,221 --> 00:26:39,639 با مواد اولیه محلی. 391 00:26:40,807 --> 00:26:43,977 مثل لبنیات، میوه‌ها، سبزیجات. 392 00:26:44,060 --> 00:26:46,813 و بعد، ناگهان، یه بخش آجیل بود. 393 00:26:46,896 --> 00:26:49,232 و خدا می‌دونه، اون بخش مال من بود. 394 00:26:49,858 --> 00:26:52,319 ام... [می‌خندد] و حس خونه کردم. 395 00:26:52,402 --> 00:26:55,113 [موسیقی ملایم گیتار پخش می‌شود] 396 00:26:56,281 --> 00:26:59,242 [کریس] در بخش جنوبی ایالت، مزرعه‌های پسته هست. 397 00:27:00,327 --> 00:27:01,745 و یه مقداری گرفتم. 398 00:27:06,041 --> 00:27:08,543 یه کم با هاون و دسته‌هاون کوبیدمشون. 399 00:27:11,713 --> 00:27:14,799 رزماری توی فینیکس، همه جا رشد می‌کنه. 400 00:27:15,425 --> 00:27:16,676 یه رزماری گرفتم. 401 00:27:17,177 --> 00:27:18,345 پیازای عالی. 402 00:27:20,639 --> 00:27:21,973 این پیتزا رو پختم، 403 00:27:23,683 --> 00:27:26,186 و... کیمیاگری. (کیمیاگری: یعنی تبدیل مواد معمولی به چیزی فوق‌العاده) 404 00:27:29,814 --> 00:27:31,066 [برت] پیتزای رزا. 405 00:27:31,149 --> 00:27:35,195 یه جورایی خوشبو، سوخته. 406 00:27:35,862 --> 00:27:39,616 مزه و بوی بیابون رو میده. 407 00:27:41,743 --> 00:27:43,745 هیچ وقت پیتزایی مثل اون نخورده بودم. 408 00:27:45,580 --> 00:27:49,042 [اد] اون چیزایی که با دیوید کار کردن یاد گرفته بود رو گرفت، 409 00:27:49,125 --> 00:27:51,086 و به پیتزا اعمال کرد. 410 00:27:54,172 --> 00:27:55,924 هیچ کس دیگه‌ای قبلاً این کار رو نکرده بود. 411 00:27:58,635 --> 00:28:01,513 رزا یه نوآوری بود. 412 00:28:02,681 --> 00:28:04,724 از ذهن کریس بیرون اومد، 413 00:28:04,808 --> 00:28:06,351 و از آریزونا بیرون اومد. 414 00:28:16,611 --> 00:28:18,405 [صحبت مشتریان] 415 00:28:18,488 --> 00:28:20,824 -بفرما بیانکو، یه دونه دیگه در راهه. -آره. 416 00:28:21,950 --> 00:28:22,951 در راهه. 417 00:28:30,041 --> 00:28:31,167 [کریس] پیشخوان، لطفاً. 418 00:28:31,251 --> 00:28:33,253 [صحبت مشتریان] 419 00:28:37,549 --> 00:28:40,301 [اد] وقتی کریس پیتزریا بیانکو رو افتتاح کرد، 420 00:28:40,385 --> 00:28:43,221 منو شامل شش نوع پیتزا بود. 421 00:28:44,597 --> 00:28:46,224 -یو. -[صدای بشقاب] 422 00:28:46,307 --> 00:28:50,395 [اد] مواد اولیه به روش‌های مبتکرانه ترکیب شده بودن. 423 00:28:51,938 --> 00:28:53,481 همه‌شون عالی بودن. 424 00:28:54,899 --> 00:28:57,694 و وقتی مردم مزه پیتزاش رو چشیدن، 425 00:28:58,319 --> 00:29:00,822 تا ببینن چه کاری انجام میده، 426 00:29:01,614 --> 00:29:04,993 پیتزای کریس بیانکو به مقام افسانه‌ای رسید. 427 00:29:05,076 --> 00:29:07,370 [موسیقی شاد پخش می‌شود] 428 00:29:09,873 --> 00:29:12,375 [اد] مردم از ساعت ۱۰ صبح صف می‌بستن 429 00:29:13,501 --> 00:29:16,004 و تا ساعت ۵ بعد از ظهر باز نمی‌شد. 430 00:29:16,796 --> 00:29:19,466 هفت ساعت منتظر می‌موندن! 431 00:29:20,133 --> 00:29:21,885 و هوا گرمه! این فینیکسه! 432 00:29:22,886 --> 00:29:25,346 کاملاً دیوونه‌وار بود. 433 00:29:29,434 --> 00:29:31,478 [برت] بخشی از افسانه کریس 434 00:29:32,145 --> 00:29:35,023 این بود که این محصول نبوغ یه مرده. 435 00:29:36,149 --> 00:29:39,736 او عملاً هر پیتزا رو خودش می‌پخت. و این هیجان‌انگیزه. 436 00:29:39,819 --> 00:29:42,489 منظورم اینه که این چطور ممکنه؟ 437 00:29:45,533 --> 00:29:50,705 [اد] هر منتقدی توی این کشور حس می‌کرد باید یه زیارت بکنه 438 00:29:50,789 --> 00:29:52,999 به پیتزریا بیانکو، 439 00:29:53,082 --> 00:29:55,084 وگرنه زندگیش کامل نبود. 440 00:29:56,127 --> 00:29:59,798 کریس بیانکو بهترین چیز بعدی بود. 441 00:30:04,469 --> 00:30:09,390 [برت] هیچ کس رو پیدا نکردم که شهرتش رو زیر سوال ببره. 442 00:30:10,975 --> 00:30:12,519 این نادره. 443 00:30:14,646 --> 00:30:18,024 تا جایی که می‌تونستم بگم، اون تبدیل شده بود به 444 00:30:19,442 --> 00:30:21,069 بزرگترین پیتزاساز آمریکا. 445 00:30:28,409 --> 00:30:29,953 [مرد] این دانه گندمه، 446 00:30:30,036 --> 00:30:33,873 و اینجا آندوسپرم آرد و جوانه است. (آندوسپرم: بخش نشاسته‌ای دانه گندم) 447 00:30:33,957 --> 00:30:36,835 و این سبوسه. خوب به نظر میاد. بوی خوبی هم داره. 448 00:30:37,961 --> 00:30:39,754 خوب میشه یه چند تا آزمایش با این انجام داد، 449 00:30:39,838 --> 00:30:42,048 و بعد ببینیم پروفایل طعمش چطوره. 450 00:30:42,131 --> 00:30:45,677 فرصت برای ما اینه که یه جور دروازه ورود خوب باشیم 451 00:30:45,760 --> 00:30:46,886 به سمت آرد بهتر. 452 00:30:47,637 --> 00:30:51,349 [کریس] حتی اگه سعی کنیم انکارش کنیم، آریزونا یه ایالت کشاورزیه. 453 00:30:51,432 --> 00:30:53,393 -می‌خوای یه کم آسیاب کنی؟ -آره، بزن بریم. 454 00:30:56,646 --> 00:31:00,775 [اد] کریس ظاهراً به قله کوه پیتزا رسیده بود. 455 00:31:01,484 --> 00:31:06,739 همه می‌خواستن جادوی کریس رو تجربه کنن. 456 00:31:08,241 --> 00:31:12,871 و بنابراین، فشار عظیمی رو برای ارائه حس می‌کرد. 457 00:31:12,954 --> 00:31:15,790 [موسیقی غم‌انگیز پخش می‌شود] 458 00:31:17,584 --> 00:31:20,628 [کریس] اول صبح، مردم شروع به صف بستن می‌کنن. 459 00:31:20,712 --> 00:31:23,006 مثل یه کنسرت چادر می‌زدن. 460 00:31:25,466 --> 00:31:27,760 آشپزا از همه جا می‌اومدن. 461 00:31:28,636 --> 00:31:31,931 بعضیا خیلی باحالن. بعضیا اومدن که بررسی‌ات کنن. 462 00:31:33,933 --> 00:31:38,187 مردم آشغال‌هامون رو زیر و رو می‌کردن تا ببینن رازمون چیه. 463 00:31:40,023 --> 00:31:42,066 انگار شرط‌ها بالا رفته بود. 464 00:31:42,984 --> 00:31:43,943 بازی شروع شده. 465 00:31:44,027 --> 00:31:46,321 [موسیقی گیتار پخش می‌شود] 466 00:31:46,404 --> 00:31:48,031 [کریس] هرچقدر موفق‌تر می‌شدم، 467 00:31:48,114 --> 00:31:50,450 بیشتر از ناامید کردن مردم می‌ترسیدم. 468 00:31:52,744 --> 00:31:57,332 هر چیز خوبی که درباره‌ام می‌گفتن، باعث می‌شد سرم رو پایین‌تر بگیرم، 469 00:31:57,415 --> 00:31:58,750 سخت‌تر کار کنم، 470 00:32:00,043 --> 00:32:01,753 و هیچ وقت از آشپزخونه بیرون نرم. 471 00:32:04,005 --> 00:32:06,007 هر روز جلوی فر می‌ایستادم. 472 00:32:08,176 --> 00:32:10,470 می‌تونستم ۲۳ ساعت و نیم روز اینجا باشم، 473 00:32:10,553 --> 00:32:11,512 و یه نفر میومد، 474 00:32:11,596 --> 00:32:15,808 «من ساعت ۲۴ اومدم، مرد. قضیه چیه آقای خیلی مهم؟» 475 00:32:18,645 --> 00:32:20,688 هزار نفر بهم یه چیز مثبت می‌گن 476 00:32:20,772 --> 00:32:22,106 و من فقط اون یکی منفی رو می‌شنوم. 477 00:32:22,190 --> 00:32:23,691 می‌دونی؟ فقط اون یک چیز رو می‌شنوم. 478 00:32:26,152 --> 00:32:29,697 حس می‌کردم اگه فقط می‌تونستم جلوی اون فر بایستم، همه چیز درست می‌شد. 479 00:32:34,160 --> 00:32:39,082 بیشتر دیونه‌وار شدم درباره اینکه نمی‌خوام ناامیدت کنم. 480 00:32:48,424 --> 00:32:51,094 [صدای الاغ] 481 00:32:53,429 --> 00:32:56,557 [مرد] بیاین دخترا. تا آخر. 482 00:32:57,600 --> 00:33:00,353 تا آخر. تا آخر. 483 00:33:01,688 --> 00:33:03,731 -[مرد] روزی دو بار شیرشون می‌دوشیم. -[کریس] آره. 484 00:33:03,815 --> 00:33:05,650 [مرد] روزی حدود یه گالن شیر می‌دن. 485 00:33:06,651 --> 00:33:10,279 اما اون یه گالن توی زمستون می‌تونه نزدیک دو کیلو پنیر بشه. 486 00:33:10,363 --> 00:33:12,532 -[کریس] این بازده شگفت‌انگیزه، ها؟ -[مرد] آره. 487 00:33:13,032 --> 00:33:14,075 یه نوشیدنی می‌خوای؟ 488 00:33:14,158 --> 00:33:16,494 -آره، آره. بیا مرد. -فکر کنم داره. 489 00:33:16,577 --> 00:33:18,579 -بذار ببینم. اوه آره. -[می‌خندد] 490 00:33:19,455 --> 00:33:22,166 باشه! [می‌خندد] 491 00:33:22,250 --> 00:33:24,252 تازه. تازه‌ترین نوشیدنی که می‌تونی بگیری. 492 00:33:26,713 --> 00:33:29,841 [کریس] بعد از شش سال کار کردن هفت روز هفته، 493 00:33:30,508 --> 00:33:33,136 سلامتیم شروع کرد به آسیب دیدن. 494 00:33:35,013 --> 00:33:38,474 همه عمرم در کنار آرد بودن، استنشاق کردنش. 495 00:33:39,225 --> 00:33:41,602 دکترم بهم گفت که باید آروم بگیرم. 496 00:33:42,854 --> 00:33:44,897 جوری وانمود کردن که دارم می‌میرم، که، 497 00:33:45,732 --> 00:33:48,276 می‌دونی، شاید یه قسمتی از من به نوعی همینطور بود. 498 00:33:48,359 --> 00:33:51,279 [موسیقی احساسی زهی پخش می‌شود] 499 00:33:52,488 --> 00:33:54,365 [برت] کریس توی بیمارستان بستری می‌شه. 500 00:33:55,283 --> 00:33:57,076 او یه آسمی مادام‌العمره. 501 00:33:57,160 --> 00:33:59,162 چیزی به اسم ریه نانوا داره، 502 00:33:59,245 --> 00:34:01,873 به دلیل قرار گرفتن در معرض آرد معلق در هوا و دود. 503 00:34:02,540 --> 00:34:06,878 دو عنصری که کاملاً برای کار زندگی‌اش ضروری هستن. 504 00:34:08,212 --> 00:34:10,256 دکتر بهش می‌گه، «اگه نمی‌خوای بمیری، 505 00:34:10,339 --> 00:34:12,133 باید پیتزا درست کردن رو متوقف کنی.» 506 00:34:18,181 --> 00:34:19,640 [اد] وقتی به کریس بیانکو می‌گی، 507 00:34:19,724 --> 00:34:21,726 «اوه آره، دیگه نمی‌تونی پیتزا درست کنی»، 508 00:34:22,769 --> 00:34:26,981 مثل اینه که به لئوناردو داوینچی بگی «دیگه نمی‌تونی نقاشی کنی.» 509 00:34:29,233 --> 00:34:30,485 نگرانش بودم. 510 00:34:35,031 --> 00:34:36,616 [کریس] واقعاً سوخته بودم. 511 00:34:39,660 --> 00:34:40,953 نمی‌تونستم بخوابم. 512 00:34:42,246 --> 00:34:43,498 نمی‌تونستم فکر کنم. 513 00:34:45,750 --> 00:34:49,045 برام توقف پیتزا درست کردن یعنی مردم رو ناامید می‌کردم. 514 00:34:52,215 --> 00:34:54,133 اون روزا خیلی سخت بودن. 515 00:34:56,219 --> 00:34:58,054 اما جای دیگه‌ای برای رفتن نداشتم. 516 00:35:03,101 --> 00:35:05,520 وقتی همه اون سالا جلوی فر می‌ایستادم، 517 00:35:06,312 --> 00:35:07,605 حس می‌کردم... 518 00:35:12,860 --> 00:35:14,654 مثل قسمتی از اون حس تعلق نداشتن، 519 00:35:14,737 --> 00:35:16,405 حس می‌کردم شاید تعلق دارم. 520 00:35:20,743 --> 00:35:21,953 [با صدای لرزان] متأسفم. 521 00:35:22,620 --> 00:35:23,746 [آه] 522 00:35:28,167 --> 00:35:31,879 [موسیقی احساسی زهی اوج می‌گیرد] 523 00:35:48,771 --> 00:35:50,231 [میا] می‌خوای با تخم‌مرغا کمک کنی؟ 524 00:35:50,314 --> 00:35:51,816 -[دختر] آره! -باشه، بیا. 525 00:35:53,109 --> 00:35:55,194 اوا، سیب‌زمینی دوست داری؟ یادم رفت. 526 00:35:56,320 --> 00:35:59,448 -بابا. -[می‌خندد] 527 00:35:59,532 --> 00:36:01,367 [کریس] سیب‌زمینی دوست داری. می‌دونم. 528 00:36:01,993 --> 00:36:04,162 -نینا روم، چه خبر عزیزم؟ -[نینا] سلام. 529 00:36:04,245 --> 00:36:06,622 [میا] می‌خوای این طرف باشی؟ کمک می‌کنم با تخم‌مرغا. 530 00:36:06,706 --> 00:36:09,083 [اوا] شبیه تخم دایناسوره. 531 00:36:09,167 --> 00:36:13,087 [میا] شبیه تخم دایناسوره. واقعاً. دقیقاً شبیه تخم دایناسوره. 532 00:36:15,631 --> 00:36:18,301 [کریس] فکر نمی‌کنم به خودم اونقدر که می‌تونستم صادق بودم. 533 00:36:18,384 --> 00:36:20,136 وقتی ۱۹ ساله بودم، حس می‌کردم می‌تونم تا مرکز زمین گودال بکنم. 534 00:36:22,430 --> 00:36:25,725 وقتی ۴۹ ساله می‌شی، 535 00:36:27,185 --> 00:36:28,644 بازی عوض می‌شه، و نقش ما توی اون بازی باید عوض بشه. 536 00:36:28,728 --> 00:36:32,023 -[اوا] بابا. -یو عزیزم. 537 00:36:32,106 --> 00:36:33,566 -[اوا] شبیه دوده‌ست. -شبیه دوده‌ست، نه؟ 538 00:36:37,111 --> 00:36:38,112 [اوا] آره. 539 00:36:39,405 --> 00:36:43,868 [اد] مشکلات سلامتی باعث شد کریس دوباره ارزیابی کنه. 540 00:36:44,952 --> 00:36:47,038 شاید یه راه دیگه هست. 541 00:36:48,539 --> 00:36:49,916 سؤال اساسی اینه، 542 00:36:50,791 --> 00:36:55,004 آیا پیتزاهای کریس همچنان پیتزاهای کریس هستن 543 00:36:55,087 --> 00:36:58,466 با نقش کم‌ترhands-on کریس؟ (hands-on: یعنی حضور مستقیم و عملی) 544 00:36:59,008 --> 00:37:00,968 [موسیقی گیتار پخش می‌شود] 545 00:37:02,929 --> 00:37:05,139 [میا] فهمید که این پایدار نیست. 546 00:37:05,806 --> 00:37:09,018 باید یاد می‌گرفت که به مردم اجازه کمک بده. 547 00:37:14,315 --> 00:37:15,483 [کریس] شروع به تفویض اختیار کردم. 548 00:37:16,359 --> 00:37:17,735 یاد گرفتم به مردم اعتماد کنم. 549 00:37:19,528 --> 00:37:21,322 شروع کردم به چیزا با چشمای جدید نگاه کنم. 550 00:37:24,408 --> 00:37:27,036 تونستم برگردم و دوباره الهام بگیرم. 551 00:37:27,620 --> 00:37:30,790 به دیگران قدرت بدم، و قوتشون رو ببینم. 552 00:37:34,043 --> 00:37:36,671 [برت] داشت راهای جدید بودن رو کشف می‌کرد. 553 00:37:39,131 --> 00:37:41,509 سعی می‌کرد خودش رو بیشتر به عنوان یه رستوران‌دار ببینه. 554 00:37:43,928 --> 00:37:46,889 داشت به این ایده عادت می‌کرد 555 00:37:46,973 --> 00:37:49,517 که پیتزاهای اگه خودش درستشون نکنه هم می‌تونن فوق‌العاده باشن. 556 00:37:53,479 --> 00:37:55,648 [اد] چند سال سخت اونجا بود. 557 00:37:57,108 --> 00:38:00,736 اما به مرور زمان، آسمش رو کنترل کرد. 558 00:38:03,030 --> 00:38:04,991 [کریس] این الهام‌بخشی بود که نیاز داشتم. 559 00:38:06,659 --> 00:38:08,869 شروع می‌کنی به فکر کردن، «حالا چی؟» 560 00:38:09,704 --> 00:38:11,372 «چی می‌تونم جور دیگه‌ای انجام بدم؟» 561 00:38:12,665 --> 00:38:15,501 می‌خواستم یه رستوران باز کنم بدون اسم «بیانکو» توش، 562 00:38:16,794 --> 00:38:19,505 که از همون اول مجبور نباشم اون آدم باشم. 563 00:38:19,588 --> 00:38:22,550 می‌تونستم به عنوان یه روح پشت ماشین شروع کنم. 564 00:38:23,426 --> 00:38:25,052 باشه، بیا امتحان کنیم. ببینیم چیکار کردیم. 565 00:38:40,318 --> 00:38:43,696 [موسیقی آرام پخش می‌شود] 566 00:38:51,370 --> 00:38:55,416 [برت] تراتو اولین تلاش کریس می‌شه 567 00:38:55,499 --> 00:38:58,169 برای خلق چیزی که پیتزافروشی نباشه. 568 00:39:00,087 --> 00:39:01,630 از زمان شکل‌گیری‌اش، 569 00:39:01,714 --> 00:39:04,425 مدل کسب‌وکار نیازی به حضور پشت اجاق نداشت. 570 00:39:10,389 --> 00:39:12,641 [کریس] می‌گی، «خب، چطور می‌تونم روی بازی تأثیر بذارم؟» 571 00:39:13,851 --> 00:39:15,102 من بازی رو می‌شناسم. 572 00:39:15,603 --> 00:39:19,315 بازی رو درک می‌کنم. توی بالاترین سطحش بازی کردم. 573 00:39:20,024 --> 00:39:23,611 پس چطور می‌تونم خدمت کنم تا بیشترین خوبی رو انجام بده؟ 574 00:39:25,363 --> 00:39:28,282 [برت] تراتو جاییه که به خودش یاد داد 575 00:39:28,366 --> 00:39:33,120 که رهبر بودن چیزی هست که باید بپذیره. 576 00:39:34,288 --> 00:39:37,833 می‌خواست به خودش نشون بده که این خوب خواهد بود. 577 00:39:39,502 --> 00:39:41,837 [کریس] بهم اجازه داد روی دیگران تمرکز کنم. 578 00:39:43,130 --> 00:39:47,093 تغییر نقش من، که من نقشی در راهنمایی اونها دارم. 579 00:39:48,719 --> 00:39:50,721 افراد رو در موقعیت موفقیت قرار دادن 580 00:39:51,305 --> 00:39:54,100 و فرصت دادن به نسل بعد. 581 00:39:55,309 --> 00:39:57,228 نقش من این بود که فقط خرابش نکنم. 582 00:39:57,311 --> 00:39:59,772 [موسیقی گیتار پخش می‌شود] 583 00:40:02,983 --> 00:40:06,153 [برت] مردم هنوز به کریس به عنوان یه آشپز بزرگ پیتزا فکر می‌کنن، 584 00:40:06,779 --> 00:40:09,698 اما تراتو، به نوبه خود، یه موفقیت بزرگه. 585 00:40:10,574 --> 00:40:12,910 هر چیزی که سعی داشت ثابت کنه، ثابت کرد. 586 00:40:15,121 --> 00:40:18,416 [کریس] فهمیدم اگه چیزی که انجام دادم خاص بود، 587 00:40:19,083 --> 00:40:21,502 هرگز جلوی فر ایستادن نبود. 588 00:40:23,295 --> 00:40:29,635 این همچنین کشاورز بود، آسیاب‌کننده، خمیری که شب قبل درست کردیم. 589 00:40:29,718 --> 00:40:31,470 یک عالمه بزرگ لازم داشت. 590 00:40:34,140 --> 00:40:36,725 [کریس] مثل همون سبزیجات توی سالادشونه. 591 00:40:36,809 --> 00:40:38,811 -عالیه. -[مرد] عاشقش هستن. عاشقش هستن. 592 00:40:44,483 --> 00:40:46,777 این روش پدرمه برای درست کردن موزارلا. 593 00:40:46,861 --> 00:40:47,695 خدا رحمتش کنه. 594 00:40:48,320 --> 00:40:50,364 [مایک] جنتیله، جنتیله. 595 00:41:00,583 --> 00:41:04,086 این همون چیزه، مرد، اونها محصولات کشت زمینی دارن. آره. 596 00:41:21,896 --> 00:41:23,647 -وایزگای شماره پنج. -ببینیم چطوره. 597 00:41:30,488 --> 00:41:33,616 بهترین کیه؟ تو بهترینی؟ تو هستی. 598 00:41:50,716 --> 00:41:51,842 یه تمشک می‌خوری؟ 599 00:41:51,926 --> 00:41:55,513 [مادر کریس] باشه! دارم میام. دارم میام. 600 00:41:58,641 --> 00:42:03,729 ببین، اون کیک قدیمی مادربزرگه. باید بهت یاد بدم چطور درستش کنی، 601 00:42:03,812 --> 00:42:06,315 چون مادربزرگم به من یاد داد چطور درستش کنم، 602 00:42:06,398 --> 00:42:07,650 و من به تو یاد می‌دم. 603 00:42:07,733 --> 00:42:09,610 -چه خبره؟ چه خبره؟ -اوا... 604 00:42:09,693 --> 00:42:11,320 [میا] تمرکز کریس تغییر کرده. 605 00:42:12,071 --> 00:42:14,406 حالا یه خانواده و بچه داره. 606 00:42:15,199 --> 00:42:18,953 عملیات روزمره رو با موفقیت واگذار کرده. 607 00:42:20,204 --> 00:42:24,625 و حالا می‌تونه بفهمه چطور هوشمندانه‌تر کار کنه، نه لزوماً سخت‌تر. 608 00:42:24,708 --> 00:42:26,710 [کریس] یک، دو. 609 00:42:26,794 --> 00:42:31,674 [همه] ♪ تولدت مبارک ♪ 610 00:42:31,757 --> 00:42:34,969 ♪ تولدت مبارک... ♪ 611 00:42:35,052 --> 00:42:37,555 [اد] بعضی‌ها پیوند کلیه می‌گیرن. 612 00:42:38,389 --> 00:42:41,016 او یه پیوند عادی‌گی گرفت. 613 00:42:41,100 --> 00:42:42,059 هورا! 614 00:42:42,142 --> 00:42:44,562 و بدنش پس نزده. 615 00:42:44,645 --> 00:42:46,647 [موسیقی ملایم گیتار پخش می‌شود] 616 00:42:48,816 --> 00:42:50,734 [اد] اما کریس هنوز یه جستجوگره. 617 00:42:52,152 --> 00:42:55,614 کریس تا آخرین نفسش یه جستجوگر خواهد بود. 618 00:42:56,782 --> 00:43:00,869 همیشه به این فکر می‌کنه که چطور می‌تونه عمیق‌تر بره. 619 00:43:02,496 --> 00:43:06,667 او فقط می‌خواد تا جایی که می‌تونه توی غذا عمیق بره. 620 00:43:10,629 --> 00:43:12,423 [کریس] هر رهبری در تاریخ 621 00:43:13,716 --> 00:43:16,260 با ترک آسایش خونه شروع کرده. 622 00:43:19,305 --> 00:43:24,059 ترک نیویورک من رو مجبور کرد جایم رو پیدا کنم. 623 00:43:26,270 --> 00:43:27,313 یه هدف. 624 00:43:31,942 --> 00:43:35,529 اولین بار توی زندگیم تونستم چیزها رو کشف کنم. 625 00:43:38,991 --> 00:43:40,868 این رو مدیون بیابون هستم. 626 00:43:42,703 --> 00:43:45,831 به اندازه کافی خوش‌شانس بودم که زندگیم رو به بهترین شکل تغییر داد. 627 00:43:49,418 --> 00:43:52,421 امیدوارم این جای زیر پام قدرانیم رو بدونه. 628 00:44:06,101 --> 00:44:09,772 [زن، به ایتالیایی] پیتزای رومی غذای آشغال محسوب می‌شد. 629 00:44:09,855 --> 00:44:11,774 او انواع چیزا بهش اضافه کرد. 630 00:44:13,651 --> 00:44:15,444 [مرد، به ایتالیایی] پیتزا همه جای روم هست، 631 00:44:15,527 --> 00:44:21,533 و من اون ایده منحرفانه رو دوست داشتم که یه انقلاب به ترکیب اضافه کنم. 632 00:44:21,617 --> 00:44:22,660 پاو! 633 00:44:26,622 --> 00:44:30,584 [موسیقی ملایم گیتار پخش می‌شود]68608

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.