Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از صاحب وردان
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
يک... دو... سه
به من خوش آمد بگيد "بی پروا3"
"بی پروا 3" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
ترجمه و تنظیم : سپیده
سلام، کالپنا چاولا هستم از طرف شبکه به همه شما خوش آمد میگم
مقدمات عروسی که پشت سر من میبینید این مقدمات...
برای عروسی کوثوم دختر چوهان جولای ثروتمندترین فرد شهره
بله ایشون معروف ترین قنادان شهر رو خبر کردن...
و برای شب هم آریانا گرنده و مادهوری دیکشیت رو دعوت کردن
من هم مادهوری دیکشیت رو دوست دارم
شنیدم که قیمت جواهرات عروس تقریبا یک میلیون ئه
-داداش! -تو کی هستی؟
گولو! اسمم رو باید شنیده باشی
شما؟
شغل ما دزدی از مراسمات عروسیه امروز روز شانس شماست
-دوربین رو بگیر -نه...نه آقا
عروسیه بزرگیه
هیشکی الکی داد و بیداد نکنه
همه طلا و جواهراتون رو بریزید توی کیف
اینطور فکر کنید که ما فقط قاتل نیستیم...
قاتل های ستمگری هستیم!
ده دقیقه بیشتر وقت ندارید برید!
آهای عمووو بیا اینجا
بیا اینجا
وایستا اینجا
-چي توي جيبت قايم کردي؟ -چیزی نيست پسرم، هیچی نیست
زودباش دستات رو بگیر بالا
-پ...پ..پسرم -زودباش دستت رو ببر بالا
چرا گلاب جامون (نوعی شیرینی) گذاشتی توی جیبت؟
زنم نمیذاره بخورم پسرم
گمشو
آخه کسی هست که...
پليس؟
داداش از اون سمت هم راه داره
شما دو تا حواستون به اینجا باشه
افضل ما داریم از اینجا میریم طبق نقشه پشت معبد هانومان میبینمت
رئیس اومد؟
آره داره مياد
ای وااای چراغ علاءالدین؟
-هییی چوتو! داری چیکار میکنی؟ - جن میارم بیرون
-هان؟ -جن میاد و طلاها رو دو برابر میکنه
کارت رو بکن
اینجا چه خبره؟
-جن داره میاد -دوباره بکن
سلام! من چولبول پاندی هستم
معروف به رابین هود پاندی
به من خوش آمد بگید
بپا!
-داداش -هان؟
بگيرش
جمع کنید زود باشید جمع کنید
"شجاع...شجاع....شجاع"
"شجاع...شجاع....شجاع"
ختنه شد
گمشو
جناب آقای گولو
معلومه خوب درس نخوندی
سیگار و الکل برای سلامتی به شدت ضرر داره
-چولبول پاندی -خوش آمد
-بازرس چولبول پاندی -زنده باد
-جناب تيواري، چوبي و جناب پيچکاري -بله قربان؟
سابقه اینو در بیارید...
بگو ببینم قبلا از اینکه دزدی کنی چیکاره بودی؟
-از اول دزد بودم -تا حالا نون حلال درآورده؟
جناب...
از وقتی تو شکم مادر بود تصمیم نداشتم دزد به دنیا بیام
اول توی عروسیا موسیقی میزدم
-موسیقی؟ -آره موسیقی میزدم
با شنیدن حرف گولو یادم افتاد گروه موسیقی گولو برای...
-مراسم خیریه چولبول چقدر اهدا کردن؟ -5 میلیون قربان
-پس یه لطفی در حقش بکن -چشم
قربان مدتیه موهای بلندم ریخته
یه ذره مساعده بهم بدید برای کاشت مجدد مو قربان
ساکت شو چاپاردا ساکت
اون خانم هایی که همسراشون شوهرانشون...
مستقیما میرن به بهشت بهشون چی میگن؟
بیوه قربان!
قربان من همینطوری خوبم
و اونایی که زنشون، عزیزشون قندعسلشون میمیره...
به اون مردا چی میگن؟ میدونی؟
جوابی ندارم قربان
-مرد بیوه قربان -مرد بیوه
چندتا بیوه و مرد بیوه پیدا کنید با هم آشنا کنید
براشون عروسی راه بندازید و یکم پول دربیارید
قدوم شما رو به این مراسم خوش آمد عرض میکنیم
-جناب تیواری همه چیز مرتبه؟ -بله قربان
اگر توی مراسم چیزی کم باشه کلاسِ کار ما میاد پایین
و من هم برای کلاس کار و هم برای عشق و حال کار میکنم
-یکی از بزرگ های بوجون گفته... -اهالی بوجون برای ما مثل خدا هستن قربان
بگن کار کن میگیم چشم بگن برقص میگیم چشم
داداش گولوئه
قربان
ما برای نوازندگی شما نظرسنجی مردمی کردیم...
-چرته قربان -مزخرفه قربان
اصلا هیچ نمره ای نمیدن
قربان خب هشت ساله تمرین نکردیم
-فقط یه آهنگ رو بلدیم -همون آهنگی رو که بلدین...
-تندتر بنوازید -باشه
يک، دو، سه
این مناسب ماست قربان
"من رفتار خاص خودم رو دارم"
"من هر تصمیمی دلم بخواد میگیرم"
"من رفتار خاص خودم رو دارم"
"من هر تصمیمی دلم بخواد میگیرم"
"من استایل راه رفتن خاص خودم رو دارم"
"من خودم از خودم مراقبت میکنم"
"من نقاط ضعف خاص خودم رو دارم" "من افسانه های خاص خودم رو دارم"
"من یه مرد آزادم" "من بنده خدای خودم هستم"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
-از همه پرسیدم قربان، قابل نمره دادن نیست -واقعا؟ باشه
"او یه دوست واقعی برای رفقاشه"
"برای دشمانش مثل یه شمشیر سمی میمونه"
"وقتی این شیر به سمت شکارش نگاه میکنه" "یک لحظه ام پلک نمیزنه"
"وقتی خدا همراه یه نفر باشه..."
"دنیا در برابرش سر تعظیم فرود میاره"
"من روش خاص خودم رو" "برای تفریح کردن دارم"
"من سبک خاص خودم رو " "برای مقابله با اتفاقات دارم"
"من یه مرد آزادم" "من بنده خدای خودم هستم"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
نمي بيني آب داره هدر ميره؟
اگر نتونی از آب مراقبت کنی از چی میخوای مراقبت کنی؟
اگر آب نباشه، درخت هم نیست درخت نباشه، اکسیژن هم نیست
اکسیژن هم نباشه، دیگه هیچی نیست جنگ جهانی سوم شروع میشه
اخبار نگاه نمیکنی؟
هی!
شما سه تا میخواید با من در بیوفتید؟
بیاید
زن داداش حق باشماست حق با شماست
"توي سينه اون شعله آتشه"
"اون مثل یه موسیقیه که" "تا حالا کسی نشنیده"
"وقتی پاش رو میذاره توی میدون" "از همه جا اسم اونو فریاد میزنن"
"کسایی که بهش زل میزنن" "قادر نیستن چیز دیگه ای رو ببینن"
"من باغ خودم رو دارم" "من بهار خاص خودم رو دارم"
"من یه مرد آزادم" "من بنده خدای خودم هستم"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
"چولبول بی پروا، بی پروا، بی پروا" "چولبول بی پروا، بی پروا، بی پروا"
"چولبول بی پروا، بی پروا، بی پروا" "چولبول بی پروا، بی پروا، بی پروا"
"چشمای خمار تو" "دل من رو برده"
"آرامش قلبم رو ازش گرفته"
"اون چشمای خمارت"
"چشمای خمار تو" "دل من رو برده"
"آرامش قلبم رو ازش گرفته"
دزد...دزد...دزد
چی شده؟
-جاییت رو که زخمی نکردی؟ -نه
سبیلم هم قصر در رفت
جناب پاندی، شماها!
جناب پاندی!
پسرمون داره بازی دزد و پلیس رو یاد میگیره منم به شما یه چیزی یاد بدم؟
-توی این سن و سال؟ -یاد دادن و یاد گرفتن، سن و سال نداره
آهان!
داداش!
روی سرت گل آفتاب گردون کاشتی اونم توی این شرایط گرم شدن زمین...
داری عشق و عاشقی زن و شوهر رو دید میزنی؟
دارم عشق و عاشقی یاد میگیرم قربان تا برم خونه و منم عملیش کنم
بی خود و جهت خانم منو عصبی کردی گمشو از اینجا
باشه قربان
تو فکرت جه خبره؟
-حال کنید آقا -جناب پاندی!
کل کار مونده پیتو رو باید آماده کنم بره مدرسه
-مکی کجاست؟ -مکی کجا بود؟
نگران نباش لباس زیر پوشیدم
-دزد...دزد -بذار برم
-کار واجبه -چقدر پول برداشت؟
-ششصت و هشت -چیه پسرم؟
-بابا بدو بیا -باشه الان میام
شصت و نه
-هفتاد -هفتاد؟
-هفتاد -هفتاد
چولبول چرا اذیتش میکنی؟
-نه داداش حس داداش بزرگ بهم دست داده -داداش
شما منو گیج کردی
-بابا میبینی ماکاچاند پاندی چه بدنی ساخته؟ -مرسی داداش
من خیلی تمرین میکنم
بادوم های من
خوش مزست
با دیدن بدنت من خجالت میکشم بگو حالا چرا انقدر زحمت میکشی
برای اینکه تناسب اندام داشته باشم
شير من!
میخوای تو مسابقه شرکت کنی؟
-چرا میخوای تناسب اندام داشته باشی؟ -اعتماد به نفسم میره بالا
به خودم افتخار میکنم داداش
خرما!
-بذارش پایین -عمو زود بیا
تو خونه باهات یه کار مهم دارن زود برو
عمو اون حوله رو بیار خودم رو خشک کنم
-دو ساعته اینجا وایستادم -هفت سالت شده
-نمیتونی خودت روخشک کنی؟ -میتونم
-اگر میتونی پس چرا انجام نمیدی؟ -راستش...
از سبیلت خوشم میاد
تو ام کار مردونه بکن حالا که سبیل دوست داری
انقدر وقتمو تلف میکنی میتونم به کارای خودم برسم
-منم کار دارم -میتونی خودت رو بشوری یا بیام؟
-برو بیبرون -مامااااان
گمشو بیرون
عجب بویی حالا چطوری راه برم؟
راجو!
مسواک من کجاست؟
با مسواک من داري توی دامن کي کش ميندازي؟
-مال کیه؟ -مال منه
آخه تو چرا داری با مسواک من توی دامن زنم کش میندازی؟
تو فقط یادت باشه که پول چلیر سینگ و باچا سینگ رو کجا قائم کردی!
چلیر و باچا؟
اینا کی ان؟
-اگر بهت بگم... -دامنم پاره نشه!
من دامنت رو...
دامن و بده بهش و بیا
جناب چولبول پاندی داری برای دامن زنت کش رد میکنی؟
بابا!
من دیدم که شما حتی دامن مادر رو میشستی
و هم دیدم که میپوشیدیش چقدر رمانتیک بودی بابا
راجو!
راجو!
عجب چیزیه به به
-سرگرد کجاست؟ -اونجاست
حال کردم
قربان...قربان
دارن ما رو میدزدن....تا بفروشن
لطفا به ما کمک کنید اقا
نترس دقیق بگو قضیه چیه
قربان چند نفر ماها رو از جاهای مختلف میدزدن تا ببرنمون برای فروش
اونا ما رو میزنن و خیلی باهامون دعوا میکنن
قربان لطفا زودتر یه کاری بکنید وگرنه اونا باقی دخترا رو میبرن
زندگیشون نابود میشه لطفا قربان
چطور میخواد نابود بشه؟ من هستم، با من بیا
بریم
هی!
هرکاری میکنید دست نگه دارید یه دختر هم از اینجا بیرون نمیره
میخوای از مرگ فرار کنی؟
پس خودت رو تسلیم کن
این همه آدم؟
به باخت رفتم
داداش این دوتا کوچولو مال من
-نه مکی -داداش من مطمئنم
باشه
توی...
داداش
داری چیکار میکنی؟ این چه مسخره بازی ایه؟
بکشیدش
زودباش بجنب
ولم کن
این مسخره بازیا رو تموم کنید، دیگه کافیه دخترای من هیچ جایی نمیرن
تمام شهر منو به اسم چینتی والیا میشناسن
-اسم من چینی والیاست -راه بیا
چطور جرأت میکنی؟
آهای گنده توی یه چشم به هم زدن همتون رو میفرستم هوا
خیلی خوبه
چی خوبه؟ هان؟
از دست کنم کاری زیادی بر میاد
اما به خاطر تربیت خانوادگی...
من روی زنا دست بلند نمیکنم
خب؟
تو چرا منو زدی؟ چرا زدی؟ مگه نگفتی روی زنا دست بلند نمیکنی؟
اون زنی که به باقی زنا احترام نمیذاره...
برای منفعت خودش اونا رو میسپاره دست یه سری وحشی...
به جای اینکه اونا بفرسته یه موسسه خوب اونا رو میفرسته واسه خودفروشی...
از نظر من اون...
از نظر من؟
من مگه کی هستم؟
اون زن نیست
من زن نیستم؟ به نظرت شبیه زنا نیستم؟
اگر شیر مادرت رو خوردی یه بار دیگه منو بزن تا نشونت بدم
بزن
خوردی دیگه داداش
مکی میگه خوردم!
شیر مادر خوردم
تو که حتما میری زندان...
ولی اگر اشتباها زود اومدی بیرون یا من ببینم داری کار ناجوری میکنی...
زن نفرت انگیزی مثل تو رو...
تو رو توی یه توپ صد گرمی جا میدم خوب بسته بندیت میکنم...
میندازمت توی چاه فاضلاب فهمیدی؟
مکی!
بریم ماکاچاند پاندی مقام یه زنت رو بهت نشون میده
یکی پلیسه...
و یکی هم گنده لاته...
اما به من میگن پلیسِ گنده لات!
برای همتون یه خبر خوب دارم و اون خبر اینه که...
خبر بد از شما دور شده میتونید برید خونتون
بدون اینکه ازتون بازجویی بشه
-خیلی ممنون قربان -شاد باشی
بریم
اما قربان!
اگر این دخترا همینطوری برن چطوری قراره پرونده تشکیل بدیم؟
و ترفیع ما چی میشه قربان؟
-ترفیع؟ -بله قربان
شماها هم همچی فکری توی سرتون هست؟
نه قربان، به هیچ وجه تو خوابم نمیبینم، عاشقتم قربان
منم عاشقتم
من هم عاشق شمام قربان
جناب تیواری رو ببرید بیمارستان و اظهاراتش رو ثبت کنید
که یکی از این خلافکارا به قصد کشت بهش حمله کرده
-بله قربان -جناب چوبی بیا
ترفیع میخواد!
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
داداش!
داداش!
چند نفر اومدن اینجا سراغ اونایی که گرفتیم
بیا منو بگیر، بیا بگیر حالا میخوای چیکار کنی؟ نجات پیدا کردم
هی بس کنید
این کاغذا برای وثیقست زودتر افراد ما رو آزاد کن
و همینطور اونا رو!
اونا رو؟
-اونا کی ان؟ -اموال ما
-اموال؟ -اون تیکه ها
تیکه ها؟
با من مخالفت میکنه؟
برای چیزای به این کوچیکی زنگ میزنی؟ خودت رفع و رجوع کن
داداش رئیس اینجا داره رئیس بازی درمیاره قضیه یه ذره پیچیده شده
اینو ببین
-گوشی رو بده اون حرومخور -چشم داداش
آهاااای!
اونجا رو به آتیش میکشما!
قیافت که خوبه چرا نمیری بازیگر بشی؟
-کم عقلی! -چی؟
قشنگ شبیه دیوونه هایی
حالا بگو ببینم قاشق چایی خوری هستی یا قاشق غذا خوری؟
ببین...همونجا وایستا
-سلام -برو کنار
نمیدونی با کی در افتادی نشونت میدم
-هی! -بله؟
داداش! داداش بالی؟
همه دخترای ما رو رئیس پلی منطقه گرفته
داداش این رئیس جدید اینجاست خودت بهش رسیدگی کن
داکاد چاند پاندی!
میام سراغت
چولبول!
دختره خيلي خوبه
ميخواد دکتر بشه
يه عروس خوب نصيب خانواده ميشه
من هم یه جهیزیه خوب میگیرم
من هیچی نمیفهمم...
-حس اینو بهم میده که خواهرمه -مکی تو دیوونه ای
خواهر؟ حس شبیه خواهرا؟
مکی میشه بهم بگی چرا حس میکنی خواهرته؟
سلام
مکی من بهت بگم چرا حس میکنی این خواهرته؟
چون من وقتی میبینمش حس میکنم زن منه
ما برای مکی دنبال زن بودیم
تو میخواستی با یکی فرار کنی یا عاشقانه ازدواج کنی!
منم همینو دارم میگم
ببینش
عاشق شدم
تو و ازدواج؟
نه کاری داری...نه شهرت داری نه پول داری!
دارم
چقدر؟
سيصد هزار و سيصد و پنجاه؟
مامان!
چرا باید بهتون این پولو با زحمت به دست آوردم
ادب نداری درست با پدرت حرف بزنی؟
اخلاق هم نداری چی داری تو آخه؟
-من مادرم رو دارم -هان؟
مکی هم مادر داره هم پدر باباش هم کارخونه داره
وقتی کارخونه هست، پول هست پوله که باشه، عزت و آبرو هم هست
آبرو هم که باشه خوش نامی هست
جناب پهلوون اون خیلی از تو بهتره
بابا!
-اول بذار داداش ازدواج کنه -مکی
-وقتی عروسی کنه، حالش میاد سر جاش -برو
این تیکه چوب هم به کار میاد ولی این احمق به هیچ دردی نمیخوره
سولوچانا سولوچانا!
چندتا تخم مرغ میخوای؟
منم بابا پاشو
بلند شو من حالم خوب نیست
برو داخل بخواب من اینجا میخوابم
حالم خوب نیست
از تو دور بودن بهتره حالا حسابی از اینجا دور میشی!
خدای من الان میمیریم فرار کنید، زلزله شده
هیچکس صدامو نمیشنوه؟ سولوچانا؟ مکی؟ داکاد؟
این که از این ماشین بزرگاست ماشین رو نگه دار
"تو و تو" "تو و من"
"یه بوس بهم بده" "دیگه چیزی غیز از عشق تو نمیخوام"
-"برای همیشه" -بکش کنار
تو اينجا چيکار ميکني؟
-من 35 ساله اينجام، مشکلي هست؟ -داداش..داداش؟
مامان تو اتاق خوابیده بود یهو غیبش زده، بابا دنبالش میگرده
تخت اینجا هم گم شده
گوشی رو جواب بده زود باش داداش
-الو؟ -داکاد پسرم؟
من چطوری سر از قطار درآوردم پسرم؟
کی توی این سن و سال قصد جون منو کرده؟
اگر دستم بهش برسه انقدر میزنمش تا مرگ بیاد جلوی چشماش
-کی زندگ زده؟ -مادرت
منم بیام؟
-منم میام داداش -نه
مادر منه..مادر منه...مادر منه برو پایین
منم میام داداش
عوضی آشغال
سگ رذل
تف تو روحت
اگر پیداش کنم با دمپایی میزنمش
مادر اگر توی اتاقت خوابیده بودی این اتفاق نمیوفتاد
هان؟ پسرم اگر از دختره خوشت میاد به خودم میگفتی
چه لزومی داشت منو بیاری اینجا؟
ببخشید مامان!
سولوچانا خیلی رو مخم راه میره
سولوچانا رو مخ تو راه میره منو باید مینداختی رو قطار متحرک؟
تمام تنم داشت تکون تکون میخورد
دیگه بسه زودتر برات عروسی میگرم
اینو هم اتو کنید
بهمون خوش آمد نمیگید؟
دختر دارید؟
ما خانواده پاندی هستیم برای ازدواج پسرمون اومدیم
ازدواج؟
ازدواج؟
داداش شما شروع کن
ببینید خوشی دختر ما نیست خواهرزادمونه
من دایی اونم اینم خالشه
بعد از مرگ مادر و پدرش ما بزرگش کردیم
شما راجع به پسرتون بگید
الو؟ بریم؟
ببین پسر من داکاد مثل اسمشه یه پسر شجاع و بی پرواست
خیلی زود عصبانی میشه خیلی زود هم خوشحال میشه
توی عصبانیت وسیله پرت میکنه به هرقیمتی به بقیه کمک میکنه
دکمه میدوزه، لباس اتو میکنه رانندگی میکنه
ماشین و موتور تعمیر میکنه پای منو ماساژ میده
داکاد من همه کار میکنه
و توی این دوره و زمونه همچین پسری کم پیدا میشه
ولی ما اصلا دنبال همچین پسری نبودیم
بریم
گوش کنید
به ما وقت بدید تا فکر کنیم
حتما
اما قبل از اینکه به من فکر کنید...
قبلش به جهیزیه فکر کنید
-جهیزیه؟ -قیافش رو نگاه
کی به این جهیزیه میده؟
دختر شما داره سالش میشه
قراره دکتر بشه
سال طول میکشه تا درسش تموم بشه
حدود 50،60 ميليون هزينه داره
حالا کی میخواد این هزینه رو بده شما یا من؟
داداش...
فکر میکنم که شما اشتباهی تشریف آوردین
مامان...مامان
بشینید
جای درستی اومدیم شما اشتباه متوجه شدین
ما بهتون جهیزیه میدیم
چی؟
شما جهیزیه میدین؟
شما چرا بدین؟ دختر شما مال ما میشه این وظیفه ماست
اون 5 سال قراره درس بخونه تا من...
توی این مدت میتونم خوب پول پس انداز کنم
وقتی اون دکتر شد...
اونو با خودمون میبریمش
-تا اون موقع من مراقبش هستم -آره
حالا بگید
-قلبش مثل قیافشه -درسته
-ما خیلی از پسر شما خوشمون اومده -بله
خوشی
شما شطرنج بازي ميکنيد؟
آره این مدال ها همش به خاطر همونه
-شما هم بازي ميکنين؟ -من...
من مار و پله بازي ميکنم
قهرمان این بازی ام
شش
خوشي!
شما با این ازدواج موافقی و بابتش خوشحالی؟
آره
عاشق عروس خود را میبرد؟
به غیر از من....
شما از چی خوشت میاد؟
به غير از شما من از دايي، خاله...
و دوست بچگیم راجشواری رو خیلی دوست دارم
و؟
و؟
دوچرخه سواري توي بارون...
اجرای نمایش خیابونی...
پليس، دکتر
و گاو!
-گاو؟ -آره گاو
خیلی کار میکنه شیر میده، بار میکشه
شما کارتون چيه؟
من...
تا الان کار خاصي نکردم
ولی از الان انجام میدم تا به شما نشون بدم
داکاد همینجا میمونی یا میای بریم خونه؟
داکاد؟
اسم منه
چرا؟ خوب نيست؟
خوبه ولي شخصيت شما رو خوب معرفی نمیکنه
پس چه اسمی شخصیت من رو به خوبی نشون میده؟
-شوبا؟ -خدایا توبه
شا خيلي شیطونی
یه اسمی مثل چولبول (chulbul: شیطان، بازیگوش)
چرا مثل؟ خود چولبول
چولبول؟
بچه بودم مادرم اینطوری صدام میزدم خیلی بدم میومد
ولی امروز... چولبول
چولبول!
-خوبه؟ -عالیه
از دیدن شما خوشبخت شدم من چولبول پاندی هستم
چولبول؟
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
"اولين باره عاشق شدم"
برای تبرک...
دهنتون رو شیرین کنید
"وقتی تو نباشی" "انگار هیچ چیز وجود نداره"
"تو دلیلی هستی که" "من هنوز به خاطرش نفس میکشم"
"این آدم فقیر به درگاه خدا دعا میکنه"
"از چهره زییای یار من محافظت کن"
"من نه آداب و رسومی بلدم"
"نه تشریفات مذهبی رو باور دارم"
"من يه بنده ساده خدام"
"این آدم فقیر به درگاه خدا دعا میکنه" "از چهره زییای یار من محافظت کن"
"من نه آداب و رسومی بلدم" "نه تشریفات مذهبی رو باور دارم"
"من يه بنده ساده خدام"
"این قلب بیچاره من" "همیشه به دنبال تو میگرده"
"این قلب آواره من"
"همیشه به دنبال تو میگرده"
"تو رو فقط برای امروز نمیخوام" "و نه فقط برای فردا..."
"تو رو برای تمام زندگیم میخوام"
"تمام دعا و وعده های من..."
"هرچیزی که دارم متعلق به محبوبمه"
"من سر به سجده میذارم" "و برای تو دعا میکنم"
"این عشق من به تو" "تا اخرین نفسم هم ذره ای کم نمیشه"
"این قلب آواره من..."
"همیشه به دنبال تو میگرده"
نشونهاي از خشونت توي وجودم نيست
چيکار کنم؟ چاره ای ندارم
-خوشي ولش کن -این مربوط به پلیس میشه
چیه؟
برادر؟ برادر؟
خوشي ولش کن توي دردسر ميوفتيم
بیچاره میمیره داره جونش رو از دست میده
-به آمبولانس خبر بدين -ما داريم ميريم، تو هم بیا
چي شده؟
گوش کنيد! برادر؟
گوش کنید برادر؟
برادر چشمات رو باز کن شما چیزیت نمیشه
داداش این همه داری نصیحت میکنی...
-از کجا میخوای پول بیاری؟ -مکی؟
وقتی کار خیر انجام میدی خدا کمکت میکنه
آهای احمق چیکار میکنی؟ بکش کنار
داداش داداش؟
خوبی؟ من میتونم عمو بشم؟
آره هم تو رو عمو میکنم هم اون عوضیا رو دایی
مکی؟
اين عوضيا رو ببين موتور رو زود ببر تو گاراژ و برگرد
تا وقتی من دارم به اینا یه درس درست و حسابی میدم!
-کیه؟ -داکادچاند چولبول پاندی
چولبول پاندی؟ هی از اینجا بزن به چاک
وگرنه انقدر میزنیمت که حسابی گیج بشی...
که از کجا باید نفس بکشی و از کجا باید باد در بدی
خیلی خوب بود حتما یه جایی ازش استفاده میکنم
ولي امروز من حسابت رو ميرسم
اینا همه برادرای من از یه مادر دیگه ان
حاضرن برای من جونشون روهم بدن و تو رو همینجا دفن کنن
من اونایی رو میزنم که بیشتر از حد لازم پارس میکنن
داداش این به ما گفت سگ!
سگ؟ گی گفتم؟
برید سراغش این عوضی رو بکشید
با این چه بلایی سر من میاد؟
اینطوری میشی
-به آدمات بگو مثل بچه خوب بشینن رو زمین -هرکاری میگه انجام بدید
دا...کاد...چاند چول...بول...پاندی
جناب داکاد چاند چولبول پاندی
حرفم رو قبول کردی؟
مو کوتاه و مو سیم ظرف شویی بیاید جلو
لباس زیر مو سیم ظرف شویی رو بکش روی سرش
ببخشید داداش
بلندش کن...
ببرش اونجا اونجا!
هی شما دوتا پاشید
یه جا وایستید و همدیگه رو بزنید
تو بلند شو
-بدون خشونت قربان -هان؟
-من یه کار دیگه میکنم تا خوشحالتون کنم -چطوری؟
"این قلب من قبول نمیکنه"
"این قلب من قبول نمیکنه"
"توی راه عاشقی مشکلات بزرگی هست"
این قلب این رو نمیدونه"
"این قلب من قبول نمیکنه"
حالا
-همديگه رو بکشيد -فرار کنيد
کي اين کارارو کرده؟
داکادچاند چولبول پاندی؟
-یک میلیون روپیه داداش؟ -من که بهت گفته بودم
وقتی کار خیر انجام میدی خدا کمکت میکنه
به به داداش به به
این همه کار؟
اینا که برای عروسیه؟
داداش بالی داره ازدواج میکنه؟
از خانواده دختره اجازه گرفته؟
وقتی داداش بالی رو یکی رو بخواد کار رو تموم شده فرض کن
عروسیت مبارک باشه
-الو؟ -سلام من داکاد هستم
-خوشی هست؟ -پسرم رفته خونه خالش
دایی جون میشه شماره اونجا رو بدین؟
مامان ببین خوشی چقدر زود داره یاد میگیره
خوبه
حالا دیگه باید یاد بگیره چطور از خونه مراقبت کنه
خاله هنوز 4-5 سال وقت دارم بذار اول درسم تموم بشه
خیلی اون برات مناسبه میخواد درس بخونی و دکتر بشی
به جای اینکه جهیزیه بخواد جهیزیه هم میده
امروزه روز مگه همچین پسری پیدا میشه؟
کاش منم یه همچین کسی پیدا کنم
پیدا میشه گوش کن...
برای دختر ما هم یه همچین پسری پیدا کن
مادر راجو این هم گفتن داره؟
تو فقط ببین من برای راجو دقیقا همچین پسری پیدا میکنم
الان ميام
دارم ميام الوو؟
سلام
من داکادچاند پاندی هستم
به به جناب داکاد
شما عمرت طولانی میشه همین الان ذکر خیر شما بود
ممنون
-خوشی هست؟ -من که خیلی خوشحالم
خوشیییی نامزدت زنگ شده
الو؟
جناب چولبول
جناب چولبول؟
-خوشي -بله؟
خبر خوب اینه که پول تحصیلت جور شد
تو درس میخونی دکتر میشی
و بعدش هم عروسي ميکنيم
و گوش کن...
حتی اگر بعد از ازدواج فامیلیت رو هم عوض نکنی باز من خوشحالم
باشه
ديگه قطع ميکنم
ديدي؟
"وقتی چشماش رو پایین انداخت" "حرف های دلش رو به من گفت"
"وقتی با لبخند به من نگاه کرد..."
"من همونجایی که بودم" همونجا خشکم زد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"شاید هیچ حور بهشتی هم" "به زیبایی اون پیدا نشه"
"من هیچ چهره ای رو ندیدم که" "مثل اون زیبارو درخشان باشه"
"عشق با اون شروع میشه" "اون نهایت زیباییه"
"به خدا قسم" "به خدا قسم"
"چطوری بگم که یکباره" "چه اتفاقی برای من افتاد؟"
"از وقتی من رو با لبحند نگاه کرده..."
"تیر نگاهش در قلبم فرو رفته"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
"نگاه ما به هم دیگه دوخته شد"
تبریک میگم
شما پذیرفته شدین
از امروز میتونید بیاید دانشگاه
و رسید شهریه ای رو که پرداختین رو از دفتر بگیرید
-موفق باشی -ممنون
داکاد اینو ببین
آهای داکاد
اسم من بالی سینگه
من عاشق خوشي ام
بیا... بیا ببین وقتی عشق و نفرت جا به جا میشن چه اتفاقی میوفته
چولبول!
خاله!
نه!
چه اتفاقی براش میوفته؟
من عاشق اينم و اين عاشق توئه
مشکل اینه که حتی اگر تو از اینجا بری باز عاشق تو میمونه
من اين عشق رو نميخوام!
عشق اینه که من عشق خودم رو میکشم تو عشق خودت رو نجات بده
تجربه ی سینمای هند در وبسایت بالیوود وان Bollywood1.CO
من فکر ميکردم که از چیزی نمیترسم
جلوي چشمام...
در حضور خودم...
هيچ کاري نتونستم بکنم
نتونستم کسی رو نجات بدم
لعنتی
جناب پاندي اين همه اتفاق افتاد
تا حالا چرا اينا رو به ما نگفتي؟
نميدونستم که خاله سيما مادرت بود
من فقط خوشیم رو تقسیم میکنم درد و غمم فقط مال خودمه
چرا باید تو رو هم ناراحت میکردم؟
اونا منو بازداشت کردن
به جاي بالي سينگ دادگاه من رو مجازات کرد
داکاد نمیخواد کسی رو ملاقات کنه
زندگي هم خيلي عجيبه!
وقتي همه چيزم رو از دست داده بودم همون موقع، يه روز...
هر روز با این خارجیا سر و کار داریم
با دیدنشون میفهمیم کی خوبه و کی بده
همه ميدونن که بالي سينگ تو رو توی این دردسر انداخته
اون خيلي قدرتمنده...
اول از همه کمکت میکنم تا از این پرونده خلاص بشی
چند تا از آدمهاي بالي دستگير شدن...
و حاضرن که علیه اون توی دادگاه شهادت بدن
از اینجا به بعد باید یه مسیر جدید رو شروع کنی
و اون مسیر تو رو به هدفت میرسونه
طبق مدارک موجود این دادگاه داکادچاند رو با احترام تبرئه میکنه
پسرم کجاست؟
از هر کي ميپرسم جواب درستي بهم نميده
تبرئه شده اما تا امروز برنگشته خونه
من مادرشم لطفا حقیقت رو بهم بگيد
پسرتون گفته که به هيچکس چیزی نگم
اون یه مسیر جدید برای زندگیش انتخاب کرده
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
"من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام" "من بی پروا، بی پروا، بی پروا ام"
پسر شما فقط چولبول پاندي نيست
بازرس چولبول پانديه
پسرم پليس شده؟
الان کجاست؟
الان توي ميدون جنگه و وقتی کار دشمنش رو تموم کنه...
و پیروز بشه برمیگرده
من فکر کردم که کار بالی سینگ رو تموم کردم
ولي اون برگشته
حالا چی؟
الان چي بابا؟
اون این دشمنی رو شروع کرد من انتقامش رو میگیرم
برید!
برید و انتقامتون رو بگیرید
شما که چیزی برای از دست دادن نداری
اون همه چیز داره همین الان برو انتقامت رو بگیر
-چي داري ميگي؟ -پس چي بگم؟
من توي زندگيم چیزای زیادی رو از دست دادم
مامان، بابا، داداش، دوست
دیگه نمیخوام این خانواده رو از دست بدم
به سر من و پیتو قسم بخور
از این خشم و نفرت دوری کن
قسم میخورم
اومدم توی غمت شریکت بشم
آهای آقا هم شیرینی داریم هم زیورآلات هم ساری جذاب، بگید چی میخواید؟
یه چیزی بهمون بده که با شخصیتمون جور باشه
به من یه چیز ناز و به ایشون...
یه چیز حسابی جذاب بده
"چشماش حسابی فریبندست"
"یواشکی به حرفای قلبت گوش دادم"
"یواش یواش تمام شب رو از من گرفتی"
"چشمای من شدیییی"
"تو چشمای من شدی و" "در قلبم ساکن شدی"
"چشمهای معشوق من" "حسابی فریبندست"
"فریبندست، فریبندست، فریبندست"
"چشمهای تو برای من توطئه کردن"
"تو قلب من رو مال خودت کردی" "و محافظ من شدی"
"توچه قبول کنی" "چه قبول نکنی..."
"من به خدا گفتم که" "تو محافظ منی"
"یه ذره تو فریبنده ای" "یه ذره من فریبنده ام"
"منو انقدر دوست نداشته باش" "که در نهایت من از زندگی کردن بترسم"
"چشمای من شدیییی"
"تو چشمای من شدی و" "در قلبم ساکن شدی"
"چشمهای معشوق من" "حسابی فریبندست"
"فریبندست، فریبندست، فریبندست"
روگساداس از گروه بالی سینگه
هی!
شوهرخواهر!
خوش آمدین جناب ماکانچاند
-بفرمایید -سلام
سلام مرسی که افراد ما رو آزاد کردین
داداش توی اداره نبود واسه همین نتونستم بیارمش
خانم چیندی والیا همه چیز مرتبه؟
همه چیز خوبه تا شما باشی مشکلی وجود نداره
-چیه؟ -بگم چایی بیارن؟
بگو سه تا بیارن
جناب ماکانچاند برادر شما چولبول پاندی خیلی آدم سختگیریه
سه تا چایی
مگه این گندهلات بازیا و دعوا کردنا کار خوبیه؟
منم بهش میگم ولی اون خیلی زود عصبی میشه
-دیگه چیه؟ -پس من چی؟
خب میگفتی
جناب ماکانچاند شما خیلی برای کار ما مناسبی
-شما باید... -چهارتا چایی
زود بیار
-با شیر غلیظ درست کن -قبول دارم که بالی...
شکر رو جدا بذار تو لیوان دسته دار بیار
دو تا بیسکوییت توس ظرف مخصوص من
فهمیدی؟
شما دوست و شریک من...
بالی سینگ رو حتما باید ببینید
حتما میبینیمش شما وقتی میگی جای نگرانی نیست
-دیگه چیه؟ -قاشق توی چایی باشه یا جدا؟
قاشق؟ قاشق برای چی؟
همش قاشق قاشق میکنه این کارات برای چیه؟
برادر زن عوضی
احمق
-بابت این رفتار بچگانش معذرت میخوام -پیش میاد قربان
خیلی ناراحت کننده ست
من داشتم میگفتم که بالی سینگ حتما از دیدن شما خوشحال میشه
"هديه، هديه، هديه"
"آوردم، آوردم، آوردم"
"برات هدیه آوردم"
"دل من تو رو خواست"
"همه چیز من تقدیم به تو" "زندگی من متعلق به توئه"
"تو همراه من شدی"
-"دیگه چی از زندگی میخوام؟" -بس کن
من ناراحتیتون رو درک کردم واسه همین گفتم بیاید اینجا
متوجه نشدم
جوري بزرگ شدي که متوجه نشي!
تا امروز کی قلاده سگ انداخته دور گردنت رو همه جا تو رو میکشونه؟
تو میتونستی اسب مسابقه ای باشی اما کی مثل خر ازت کار میکشه؟
چولوبول پاندی
برادرت
مگه یه برادر همچین کاری میکنه؟
میکنه!
برادر ناتنی!
اما از این به بعد قلاده سگ باید دور گردن اون باشه
چطوري؟
اینطوری که قدرت همه چیز رو تعیین میکنه
تو با ما دست دوستی بده و ما هم بهت قدرت میدیم
حالا فکر کن میخوای با ما دوست بشی...
و با قدرت بشی یا...
میخوای سگ برادرت باشی؟
و دشمن من؟
تولدت مبارک
بعد از انفجار بمب در اودتار پرداش و کشته شدن مردم، آرامش شهر به هم خورده
ما با ردیس پلیس شهر جناب دایاچاند مصاحبه کردیم
ببينيد
من به تازگی پیگیری این پرونده رو به واحد مربوطه پلیس واگذار کردم
عجب انفجاری بوده
این تو منطقه تو بوده چولبول!
پسرم غذاتو بخور بعد برو سرکار
بابا وقتی کار کنی غذا گیرت میاد
و لازم نیست هربار اینطوری به من زل بزنی
قولی که بهت دادم رو یادم هست
-چولبول ام، تلفن رو بده به آشوک سینگ -منتقل شده
-تلفن رو بده ندیم -اونم منتقل شده قربان
-شما کی هستی؟ -راویندر یاداو قربان
-جناب رانجان هستن قربان -گوشی رو بده بهش
-قربان هنوز تشریف نیاوردن -شما کی هستی؟
-دیپاک هستم -تلفن رو بده یکی دیگه
قربان تلفن از طرف چولبول پاندیه
عقلش درست کار نمیکنه قطعش کن
بگو کسی اینجا نیست
ااا چولبول
چرا ناراحتی؟
مردم عادی دارن دعوا میکنن و کشته میشن
بذار بمیرن مشکلت چیه؟
همچین حرفی رو فقط از یه آدمی مثل تو انتظار داشتم
-چی؟ -تو خیلی خوش شانسی
من به جون زنم قسم خوردم که مثل آدم رفتار کنم
چی؟
به جون زنش قسم خورده که مثل آدم رفتار کنه
يه شوهر به جون همسرش قسم خورده...
ولی نه یه پلیس!
عوضی ما خدمتگزار این مردمیم
حقوق ما...
و خانواده ما به خاطر مالیات این مردم سرپا هستن
برای اینکه جرم و جنایت کم بشه به پلیس ملحق شدم
نه برای اینکه بیشترش کنم
بابا هنوز نیومدید؟ کجایید؟
-توی بازارم، دارم میام -غذاتونو گرم کردم، گذاشتم رو میز
-زودتر برگردید -مکی اومده؟
گوشی داداش مکی خیلی وقته خاموشه
-چولبول چی؟ -بابا من چندبار بهش زنگ ...
پیتو!
برو بخواب فردا مدرسه داری
کیه؟
بابا
خیلی درد میکنه
زود خوب ميشه
-من برم ببینم کیه، میام -مامان
-برید اون پشت -مامان
پیتو فرار کن
مامان!
پیتو
بابا
بلند شو چرا گريه ميکني؟
به نظر من همشون اعضا یه خانواده هستن
فرض کن که پدر و مادرشون چقدر به اینا عشق ورزیدن
و از اینا یاد بگیر...
خیلی خوبی راجو! مثلا با یه پلیس ازدواج کردی
حالا خودت بهم بگو قولی که بهت دادم رو حفظ کنم یا وظیفم رو انجام بدم؟
جواب سر بالا بهم نده الکی کتک میخورم
بگو راجو
این سندوری که روی پیشونیمه به اسم تو زدم!
حق زیادی به گردنم داری
-حالا برو وظیفت رو انجام بده -خیلی خب
حالا برو تو جيپ بشين و و اون روی بی پروایی شوهرت رو ببین
از این موضوع ناراحت نیستم که ریختین توی خونه من...
از این ناراحتم که...
وقتی اومدین خونم که من خونه نبودم
برو
عوضيها اگه بطري پر مياوردين شاید میبخشیدمتون
ضربه خوبی بود
از ديدنت خوشحالم چولبول پاندي هستم
داداش تو خونه منو خراب کرد
منم سر تو میشکنم
چيه؟
خب؟
شما در رو ميخواستين قربان
الان خوشحالي؟
-از امروز به بعد نمیگم قسم بخوری -گفتی قسم یادم اومد
گوش کن از این به بعد نمیخوام کاری خلاف میلت انجام بدی
جبران کنم؟
جبران کردن کار بچه هاست
من یه چیز دیگه میخوام
"ساریت رو توی هوا بچرخون"
"پیرهنت رو قائم کن"
"ساریت رو توی هوا بچرخون"
"پیرهنت رو قائم کن"
"اون با عشوه و ادای خاص خودش اومده بیرون"
"اون با عشوه و ادای خاص خودش اومده بیرون"
"من هم حسابی تعجب کرده بودم" "به خاطر این رفتاراش حسابی پریشون بودم"
"من هم با سبک خاص خودم" "رفتم سراغش"
"من هم با سبک خاص خودم" "رفتم سراغش"
"معشوق من با همه فرق میکنه" "اون خیلی خاصه"
"حتی عصبانی شدنش رو هم دوست دارم"
تیری که با چشمات به سمت من شلیک کردی" "به قلبم اصابت کرد"
"غیر از اون جذابیتت هم کشندست"
"از یه طرف دکمه شلوارش رو نشون میده" "از یه طرف صورتش رو با دستاش پنهان میکنه"
"وقتی خجالت میکشه" "اینکارو میکنه"
"وقتی خجالت میکشه" "اینکارو میکنه"
"وقتی منو میبینه بهم لبخند میزنه" "همیشه دارم آدامس میخوره"
"اون با استایل خاص خودش با من حرف میزنه"
"ساریت رو توی هوا بچرخون"
"پیرهنت رو قائم کن"
"اون با عشوه و ادای خاص خودش اومده بیرون"
جناب پاندي
شما به من حقه بزرگی زدی
-حقه؟ -آره
شما نه رابین هود پاندی هستی نه چولبول پاندی
پس کي ام؟
شما کارو پاندي (مرد عمل هستی)
کارو پاندي
کارو پاندي
سوريا از طرف من از داداش بالي تشکر کن
اون کاري کرد روياهام به حقيقت بپيونده
-منم آرزوهاي ايشون رو برآورده ميکنم -زنده باد هند قربان!
راحت باش
-و خواسته هاشون رو انجام میدیم -مکی؟
داری میری مسابقه طراحی لباس شرکت کنی که لباس رئیس پلیس پوشیدی؟
الوووو مکي نه!
بگو رئيس پليس ماکاچاند پراج باتی پاندي
الان شما مقامتون مثل همه
از امروز به بعد ایشون به کارای اینجا میرسه تو هم برو یه کار برای خودت پیدا کن
گوش کن!
دیگه این قیافه رو به من نشون نده فهمیدی؟
حالا برو خونه و دست زنت رو بگیر و غذایی که برات درست کرده رو بخور و دمبل بزن
برو زودتر برو
برو پسر جون
اگر دلت میخواد همینجا میتونیم دعوا کنیم
ولی الان متوجه میشی...
وقتی یه آدم جلوی بقیه سیلی میخوره از نظر خودش یه سگ دست آموزه
از اول بايد همين کار رو ميکردي
تو خيلي پيشرفت ميکني خیلی
از امروز نه توي اين خونه جایی داري نه توي اين قلب
برو بیرون
خونه جديد و داداش جديد منتظرته بیا بشین
نجات پيدا کرد يه خراش هم بر نداشت
مثل اسب خوابیده
فکر کن بفهمه که قراره زندگیش به فنا بره
دیگه میتونه بخوابه؟
بالی سینگ اگر خانواده من...
آره اگر خانواده من چیزیش بشه تو رو زنده نمیذارم و این حرفا
چه فایده ای داره؟
خانوادت از امروز به بعد از ترس میمیرن
دو نوع دشمني وجود داره چولبول
یه دشمنی لفظی یه دشمنی عمیق
و توی دشمنی عمیق...
عزیزانت یعنی خانوادت هم باید مراقب خودشون باشن
و تو هم تجربه اینو داری
عذابش رو هم که میدونی چقدره
ديگه پليس گنده لات رابين هود چولبول پاندي حرفي براي گفتن نداره؟
نه ديالوگي ؟ نه حرکتی؟
نه میتونه التماس کنه نه گریه کنه
نه میتونه کار دیگه ای انجام بده
فقط ميتوني منتظر بموني
تا خانوادت از هم بپاشه!
بذار قبل از رفتنم یه درس بزرگی بهت بدم
حتما شنیدی که توی جنگ بین خوبی و بدی همیشه خوبی برنده میشه
اشتباه شنيدي!
بدي پيروز ميشه
چون برای پیروزی باید عوضی بود که یه آدم خوب نمیتونه در اون حد عوضی باشه
اين چه ليستيه؟ بخونيديش دفعه قبل من انتخابات رو بردم
ولی اینبار اسم من چطور خط خورده و اسم اون بالی سینگ ورد لیست شده؟
-اون یه مجرمه -ببینید...
جناب بالی سینگ هیچ سابقه ای نداره پرونده اش کاملا پاک پاکه
اون در حال حاضر یه انسان شریفه
اون آدم شریفی نیست اراذل و اوباشه
جناب چاندان شما الکی عصبانی شدی
-شما گوش کن، راجع بهش حرف میزنیم -نمیخوام چیزی بشنوم
من با شما میایم باید با هم حرف بزنیم
-شما آبرو خانودگی منو بردین -درست میشه
این لیست باید عوض بشه همین و بس
این اولین...
آقای شرما؟ آقای شرما؟
آقاي شارما آقاي شارما؟
بالي سينگ؟
بالي سينگ من رو نزن؟
جناب چندان الان مثل یه گل سرخ شده
الان شده گلچند
شما هفت نفر...
برای چی منتقل شدین به اینجا؟ خوب گوش بدید
یه کامیون پول داره از پونه میاد اینجا
این ایست بازرسی که برای ورود به شهر باید ازش رد بشه تحت نظر کیه؟
قربان!
-بعدش دیواکید و بعد تانولی -قربان! قربان
دیرپور آناندپور
و در آخر آماوورا تا در آخر برسه به مقر ما
اون کامیون...
فردا وارد بهاین نقطه میرسه
مامان
خوشي
دايي خوشي
و حالا من
نفر بعدي کيه؟
پيتو؟ بابا؟
خودت؟
توی زندگی من هیچکسی مهمتر از شما دوتا وجود نداره
-من از اینجا انتقالی میگیرم -نه
بهت گفته بودم که دیگه هیچوقت ازت نمیخوام که قسم بخوری
دیگه انتقام گرفتن از بالی سینگ واجب شده
داستانش رو همینجا تموم میکنی
الان دیگه مثل خانم چولبول پاندي حرف زدي!
این عوضیا منو مجبور کردن که مثل خودشون عوضی بشم
حالا دیگه جسارت شوهرت رو ببین
کارو پاندی!
چطوري ميزنتشون!
اون عوضيها رو بکش!
خطرناکیا!
میکشمشون میکشمشون
مريضي واسه همين از دور...
چقدر حال کردم آروم شدم
-این از کامیون ما -رمو مانع رو بده بالا
سوراج به رئیس خبر بده
یکی دیگه پشت فرمون کامیونیه که قرار بود پولا رو منتقل کنه
آماده باشيد!
جاده رو بستيم و منتظر کاميونيم
"چشمهاي معشوقم"
جناب پاندي من منتظرم
یه مشت آشغال!
توي اين کاميون 700 میلیارد پول هست
من بهتون یه پیشنهاد میدم که تکرار نمیشه
براي کل زندگي تون...
این بیمه عمر نیست که بعد از مرگتون به خانوادتون برسه
این اون بیمه عمریه که همین الان وقتی زنده اید نصیبتون میشه
ولی به یک شرط!
که باید اون بالی سینگ عوضی رو به حال خودش بذارید
برای من وفاداری از هرچیزی با ارزش تره
اگر با من کار کنید این طور فرض کنید که...
عزت و پول زیادی نصیبتون میشه
حالا ببینیم شماها باهوشید یا احمقید؟
"عشق انقدر جناب پاندی رو دیوونه کرده" "که همه جا رو به گند کشیده"
"به گند کشیده"
"به گند کشیده"
"تو فقط اوتار پراداش رو میخواستی" "اما من دارم تمام جهان رو بهت میدم"
"جناب پاندی اونجا وایستاده" "درحالی که عینک زده"
"اون داره دلمه پان میخوره"
"عجب چیزیه"
"همه آدمای اینجا دارن بهش نگاه میکنن"
"اون از چشم شور و بد در امانه"
"پاندی اینجا وایستا" "ببینش...ببینش"
"لطفا به من گوش بده"
"مردم دنیا میگن که من قبلا" "آدم پاک و معصومی بودم"
"اما اهای دختر جون من" "تو منو حسابی شر و شیطون کردی"
"مردم دنیا میگن که من قبلا" "آدم پاک و معصومی بودم"
"اما اهای دختر جون من" "تو منو حسابی شر و شیطون کردی"
"من سبیلام رو تاب دادم و" "موهام رو با ژل مرتب کردم"
"عینک گذاشتم رو چشمام و" "موهام رو با ژل مرتب کردم"
"عزیزم این جادو اتفاق افتاده" " به خاطر اینکه دنبال تو افتادم"
"این پسر بدنام شد"
"کله خر"
"عزیزم این پسر" "به خاطر تو بدنام شده"
"عزیزم این پسر" "به خاطر تو بدنام شده"
"این پسر بدنام شد"
"گند زدین"
"میگن که من عینک رو" "پشت یقه پیرهنم آویزون میکنم"
"سبیلم رو تاب میدم و موهام رو با" "ژل مرتب میکنم و تو رو تعقیب میکنم"
"من انقدر تو رو تعقیب کردم که" "تمام خیابونای اوتار پرداش رو متر کردم"
"آهای ملکه زیبای من" "من به خاطر تو آدمای زیادی رو کتک زدم"
"بچه های محله شما" "شماره پلاک موتور منو حفظ شدن"
"افراد خانوادم فکر میکنن که" "پسرشون از دست رفته"
"هیکلش مثل مدل ها میمونه" "اما توی اداره پلیس کار میکنه"
"توی اداره پلیس کار میکنه" توی اداره پلیس کار میکنه"
"اون حسابی مرد عمله" "اما خیلی به موسیقی علاقه داره"
"اما خیلی به موسیقی علاقه داره" "اما خیلی به موسیقی علاقه داره"
"تمام مردم صبح تا شب" "راجع به تو حرف میزنن"
"تو عادت داری که نتونی" "از قلب بقیه مراقبت کنی"
"یه کاری بکن عزیزم" "تا این قلبم دیوونه تو بشه"
"آهنگ داره از اول پخش میشه"
"عزیزم این پسر" "به خاطر تو بدنام شده"
"عزیزم این پسر" "به خاطر تو بدنام شده"
"این پسر به خاطر بدنام شد" "موگامبو خوشحال شده"
"عزیزم به خاطر تو" "من ضرر زیادی متحمل شدم"
"عزیزم این پسر" "به خاطر تو بدنام شده"
"عزیزم به خاطر تو" "من ضرر زیادی متحمل شدم"
"من مال تو شدم عزيزم"
"عزیزم من به خاطر تو" "سلمان خان شدم"
سلمان خان؟
دختر رو برسون خونش
اینطوری نه
-با چشمات -با چشم
داداش لبخند بزنين
گرفتن اين عکس ضروريه
ديگه سني از من گذشته رفیق
-الو؟ -بالی
همه افسرهات پيش منن
چهارده تا آدم تو پیش منن پونصد میلیارد منم پیش توئه
فردا صبح باید برسونیش دستم
وگرنه 14 تا افسر تک تک میمیرن و مسئولیتش با توئه
دیر نکن چولبول
بالی سینگ فشار خون منو رو هم برد بالا
داداش باید بریم ویلا
-الو؟ -دابوی عوضی
-بله بفرمایید -به شوهرخواهرت بگو همه چیز طبق نقشست
هیچ بیانیه ای صادر نکنه به زودی پول میرسه دستمون
و از چولبول هم دور بمونه
پیام مهمیه برو همین الان بهش بگو
-باشه...فهمیدم -دابووو؟
دیگه میرم
-عرض ادب -زنده باشی
این دیروز اومده بوده منو ببینه چرا بهم نگفته بودی؟
-شوهرخواهر... -از صبح کیا زنگ زدن؟
همه چیز رو فراموش میکنه
ساعت 9:40 اولین تماس رو داشتین
باید 11550 روپیه بدیم
-برای سیم کشی -اینکارو خودت هم میتونی انجام بدی
بعدی؟
این اگر برادر زنم نبود...
تموم شد
شوهرخواهر حر حرفت برای من مثل حکم میمونه
خیلی خوبه بعدی؟
ماکانچاند پاندی زنگ زده بود...
سنگ از کجا اومد؟ کی سنگ پرت کرد؟
-برو ببین... برو ببین کار کیه؟ -اروم باش
-ماکانچاند پاندی گفت.... -اون مهمتره یا جون من؟
-بس کنید...بس کنید -شوهرخواهر
-چيزي يادت اومد؟ -نه
پس داد بزن
-بیا بیرون عوضی -اینا رو ببین
زنگ بزن پلیس زنگ بزن پلیس
-ماکانچاند همینو میگفت -هی ور ور مکینه
چولبول؟
چولبول عمرت طولانی میشه این بیرونو ببین
-من میرم نگاه میکنم و میام -منو تنها نذار
جناب وزیر شما اینجا بشین و آروم باش...
-من میرم به حساب اینا میرسم -نه...نه...نه
بذار باشه بعد اول...
اول منو از این وضعیت نجات بده
اینطوریه؟
پس بریم ماشین اداره من اون پشته
بفرمایید
چیه همش واق واق میکردی؟ بگو
ماکانچاند پاندی پیام داد که همه چیز طبق نقشه داره پیش میره...
هیچ بیانیه ای نده با کسی هم ملاقات نکن
و به ویژه از اون چولبول پاندی فاصله بگیر
هان؟
-چولبول ام قربان -بگو چولبول
وزیر دزدیده شده
چی؟ وزیر رو دزدیدن؟
-من ویشامر ام -بگو
من الان چی بهتون گفتم؟
-هنوز حرفی نزدی -پس معلومه با دقت گوش میدی
-زودتر حرف بزن ببینم جریان چیه؟ -پیام فرستادم
نگاش کن
دیدی؟
داشتم میرفتم نگاه کنم که یهو زنگ زدی
ببخشید قربان اشکال نداره
قربان من براتون تو واتس آپ فرستادم امنیتش بیشتره، نگاش کنید
باشه
دیدین قربان؟
این حماقتت رو تمومش کن وگرنه برات گرون تموم میشه
درست بگو قضیه چیه؟
این ملاقات ما باید مخفی بمونه
کسی نباید خبردار بشه
قربان
وزير رو ربوده شده
دارن عليه شما توطئه ميکنن مواظب باشيد
تمام
کيه؟
گفتم کيه؟؟
چیکار دارید میکنید؟ میدونید من کی ام؟
انگليسيها يه ضرب المثل دارن نابرنده رنج گنج میسر نمیشود
خوب کتک خوردین خدمتگزاری مردم؟
الان سلفی ميگيريم مي خنديد يا گريه ميکنيد؟
-میخندیم قربان -خب پس بخندید
راه رو باز کنيد
آقاي بالي سينگ
از واحد جرم و جنايت اومديم بايد خونهتون رو بگرديم
اینم حکم بازرسی!
شنیدیم که تو خونت جنازه مخفی کردی
برای این مدرک هم داریم اینم دستور دادگاه
اينجا چيزي نيست قربان
چيزي پيدا نکردیم قربان
اينجا چيزي نيست قربان
چيزي نيست
هيچي پيدا نکرديم قربان
يه جسد هم پيدا نکرديم قربان
اطلاعات غلط بوده
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
نمیدونم میخواد چیکار کنه توی دردسر افتادیم
-خدا میدونه که توی سرش چه خبره -آره خدا میدونه
پلیسا رو نجات دادم قربان
ولی متاسفانه نتونستم وزیر رو نجات بدم
و طبق شايعات...
شنيدم که بالي سينگ ميخواد وزير رو بکشه
بله قربان
اين چه مزخرفاتيه؟
اینا یعنی چی؟ قبل از اینکه با گلوله بمیرم از فاشر خون میمیرم
وقتی تو پیش منی بالی سینگ چطور میتونه منو بکشه؟
بپا!
میخوام راجع به بالی سینگ حرف بزنم
برای زنده موندن باید حرف بزنم
حرکت
بالي سينگ يه مجرم خطرناکه!
برای آدمای سرشناس دختر جور میکنه
براي منم مياره!
توی تمام کارای غیر قانونی بالی سینگ من هم همراهیش کردم
اون معدن های غیر قانونی هم داره
اون و افرادش به من کمک میکنن
توی انتخابات اون رای زیادی برام جور کرد
جلوی من به آدمای زیادی شلیک کرده
آدمها رو زنده زنده دفن میکنه
بعدش اونجا کشاورزی میکنه میگه که...
قانون توي جيبمه و دولت هم زير پامه
من اين جا رو ميشناسم مخفیگاه داداشمه
بالیییی دوست من، نجاتم بده
اون چولبول پاندی عوضی روی سرم اسلحه گذاشت...
و ازم علیه تو حرف کشید
بالي سينگ! يه دقيقه!
رام
ولم کنيد
برو تو
-پيتو، بابا -مامان
پدربزرگ... مامان
چولبول
ميدونم اونو کجا بردن بابا
شما شام امشب رو درست هه با هم میخوریمش
داداش جناب پاندی تشریف آوردن
عینک هم زده
بهش خوش آمد نميگين؟
کی میاد اینجا تا دنبال فرشته مرگش بگرده؟
سگای سکاری هم نمیان اینجا
این جمله معروف رو شنیدی؟
دیگه اومدی پایین کوه...
اگر اینو شنیدی پس این رو هم شنیدی...
وقتی اوقات بد آدم میاد سراغش اگر رو بلندی هم باشه، سگ گازش میگیره
اونم توسط یه توله سگ!
از اون کوچولوها؟ دوستشون دارم
جناب پاندي ديد دور تو چطوريه؟
حالا ديگه عصبانيم کردي
يه چيزي رو بهم بگو...
بین شما عوضی بچی، باچا و تو...
شما عوضیا چرا همتون یه چیز مشترک دارید؟
هربار زنم رو میدزدین اندفعه اون بالا هم بستیش؟
از بچگی همه بهم میگفتن که آویزونت میکنیم...آویزونت میکنیم
ولی هیچکسی هیچکاری نکرد
پاندی تو باید از من تشکر کنی که همچین کاری کردم
نقشه رام لاکشمن شما دو تا داداش خوب بود
اما داداش لاکشمن تو یه ذره خرابکاری کردی جناب پاندی
صرفا جهت اطلاعات خودم میپرسم که...
-اول کی رو نجات میدی؟ -حتما اینو شنیدی...
که یه محافظ قدرتش بیشتر از به قاتله
یعنی من هم کوچیکم هم بزرگم
یعنی من هم میکشم...
و هم نجات میدم
ولی تو نمیتونی ببینی
ولی روحت میبینه
و گروهت هم نمیتونه کاری بکنه
کار فردا رو امروز انجام بده و کار امروز رو همین الان انجام بده
-الان! -تازه داری اینو میگی؟
من دیروز به این عمل کردم یعنی دیشب
تو چی فکر کردی؟ که من بیخودی وایستادم و پامو گذاشتم روی این جعبه
خودشم وقتی زن و داداشم اون بالان و آويزونن
احمق!
الان نشونت ميدم
که من...
چطوری میکشمت!
من خوشی خودم رو به خاطر تو کشتم
من مجبورم تنها زندگی کنم
ولي تو ازدواج کردي و بچه هم داري
راحت زندگی میکنی
به اين ميگي عشق؟ به این؟
چولبول بی پروا...بی پروا...بی پروا چولبول بی پروا...بی پروا...بی پروا
چولبول بی پروا...بی پروا...بی پروا چولبول بی پروا...بی پروا...بی پروا
درست گفته بودی
که بدی بر خوبی غلبه میکنه
چون کسی از من بدتر برای تو وجود نداره
اگر دختري رو بخواي...
و اون تو رو نخواد...
پس بهش تجاوز ميکني؟
اسيد ميريزي روش؟
ميسوزونيش؟
ميکُشيش؟
من که تجاوز نکردم
ولي آره ميکشمش
ميسوزونمش
و اسيد هم روش ميپاشم
و الان...
تجاوز هم میکنم
تجاوز هم ميکنم
بهترین های سینمای هند در وبسایت بالیوود وان Bollywood1.CO
تو خوشی من رو ازم گرفتی
نامردهايي مثل تو رو...
روي زمين نه...
بلکه بايد زير زمين باشن
صدا مياد؟
تا نرفتي اين رو هم گوش کن
وقتی حرفی میزنی باید بهش عمل کنی
دقیقا همونطوری که قولش رو دادی
خیلی دوست داشتی خودنمایی کنی؟
برای همین...
میخوای با دیالوگات بکشیشمون؟ بیا بازمون کن دیگه
از چي ميترسيدي؟
کسی که علی راهنماش باشه و باجرانگ بالی حامیش باشه...
بالی و باهوبالی میخوان باهاش چیکار کنن؟
فقط يه چيزي رو بهم بگو...
از اونجا چطور به نظر ميرسم؟
مترجم : سپیده
مامان اين کيه؟
اون دوست من بود خوشي درست مثل خواهرم بود
و اگه اون الان زنده بود من اینجا نبودم
و اگه من اینجا نبودم تو هم نبودي
تو که در هر صورت میبودی!
مامان اين يکي کيه؟
این بابای پدرته اگر این بود...
نه پدر بزرگت اینجا بود نه من
اینقدر به مغزت فشار نیار وقتی بزرگ بشی خودت میفهمی
خانواده پاندی خیلی پیچیده ست
-بگو ببینم
راجع به سیلی چی میگفتی؟
از سیلی نمیترسم جناب از عشق میترسم
و اون جمله رو از کی دزدیدی؟
خاموش! همه خانواده ما میگفتن خوشی هم میگفت
ولی حالا هم از سیلی هم از عشق میترسم
برای چی میترسی؟
نترس
تا وقتي که کارو پاندي اينجاست!
بابا آسما خانم زنگ زده بود
مي گفت که ازدواج کرده
نگران نباش بابا
يکي ديگه برات پيدا میکنيم
داداااااااااااش!
انگار حافظش برگشته
همه چيز يادم اومد اينارو ببینید
اینم از پولای چدی و باچا سینگ
-اسکناس پونصدی آوردی -خب که چی؟
بعد از تغییر اسکناسای کشور...
با این پولا چیکار کنیم؟
الان میخوای چیکار کنی چولبول؟
بابا اگر شما اجازه بدی...
میخوام که کار پلیسی رو ول کنم و برم تو کار سیاست
چرا؟
نه؟
شما بهش فکر کنید منم بهش فکر میکنم
درود
"این پسر بدنام شد"
"عزیزم این پسر" "به خاطر تو بدنام شده"
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.