Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(
(ا
(ای
(این
(این
(این ز
(این زی
(این زیر
(این زیرن
(این زیرنو
(این زیرنوی
(این زیرنویس
(این زیرنویس
(این زیرنویس ب
(این زیرنویس به
(این زیرنویس به
(این زیرنویس به ص
(این زیرنویس به صو
(این زیرنویس به صور
(این زیرنویس به صورت
(این زیرنویس به صورت
(این زیرنویس به صورت ش
(این زیرنویس به صورت شن
(این زیرنویس به صورت شنی
(این زیرنویس به صورت شنید
(این زیرنویس به صورت شنیدا
(این زیرنویس به صورت شنیدار
(این زیرنویس به صورت شنیداری
(این زیرنویس به صورت شنیداری
(این زیرنویس به صورت شنیداری ت
(این زیرنویس به صورت شنیداری ته
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهی
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه ش
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه شد
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه شده
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه شده
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه شده ا
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه شده اس
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه شده است
(این زیرنویس به صورت شنیداری تهیه شده است)
ا
ار
ارا
ارائ
ارائه
ارائه
ارائه ا
ارائه اخ
ارائه اخت
ارائه اختص
ارائه اختصا
ارائه اختصاص
ارائه اختصاصی
ارائه اختصاصی
ارائه اختصاصی ا
ارائه اختصاصی از
ارائه اختصاصی از
ارائه اختصاصی از پ
ارائه اختصاصی از پا
ارائه اختصاصی از پار
ارائه اختصاصی از پارس
ارائه اختصاصی از پارس
ارائه اختصاصی از پارس ر
ارائه اختصاصی از پارس را
ارائه اختصاصی از پارس رای
ارائه اختصاصی از پارس رایا
ارائه اختصاصی از پارس رایان
ارائه اختصاصی از پارس رایانه
ارائه اختصاصی از پارس رایانه
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
ما را در اینستاگرام دنبال کنید @parsclup
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
S
SU
SUB
SUBT
SUBTI
SUBTIT
SUBTITL
SUBTITLE
SUBTITLE
SUBTITLE B
SUBTITLE BY
SUBTITLE BY
SUBTITLE BY M
SUBTITLE BY M&
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
instagram: mandm_sub
گرفتمت دخترم گرفتمت
خب مسیریاب،راه خونه کدوم وره؟
چی؟ یعنی گم شدیم؟
گم شدیم؟
نه ما که گم نشدیم
بالارو نگاه کن
بالا بالا
اون بادبادک رو میبینی؟
انتهای خوشه رو میبینی؟
اون ستاره شمالیه
بهش میگن ستاره شمالی چون قطب شمال رو بهمون نشون میده
خب...
ما میدونیم که شمال اینجاست و ما درست اینجا در جنوب زندگی میکنیم
خب پس...
بفرما!
راه خونه رو پیدا کردیم
هر وقت گم شدی فقط سرت رو بالا بگیر...
خب بیا بریم خونه مامان کیک درست کرده
و شرط میبندم که خوشمزست
- آقای گرت - ابیگیل
- این چیه؟ - چی؟
ویلیام. چه چیزی رییس اداره امنیت رو به اینجا کشونده؟
بله. برای اجرای دستوری که برای تو و دستیارانت صادر شده اومدم
عصر بخیر آقای "گرت"
چرا شلوغش میکنی ؟
تو که میدونی من برای این شهر چه کارهایی انجام دادم
و چقدر من برای مردم اهمیت دارم
خب ویلیام اتفاقی که میفته اینه...
من ازونجا میام بیرون و هیچکی اجازه نداره که به من دست بزنه
بابا
آقای "گرت" میان خونمون چایی بخورن؟
آره عزیزم آقای "گرت" خیلی دوس دارن بیان
ولی الان موقع خوابه
نیم ساعت بهم وقت بده تا دخترم رو بخوابونم
بابا
ببین چی برات دارم یه هدیه هست
مخصوصا برای تو درستش کردم
چه خوشگله چقدر گردالیه
تو این کره، تمام افکارم درباره تو قرار گرفته
همیشه باهات باشه
باشه؟
باشه
ممنون بابا
خب حالا بگیر بخواب شاهزاده من و چشماتو ببند
و تا کامل خوابت ببره پیشت میمونم بخواب
امکان نداره مریض باشه
شما که هنوز معاینش نکردید!
همسر شما به بیماری مبتلا شده
اون و تمام افراد تو آزمایشگاه مبتلا شدن
متاسفم مارگارت
- ویلیام، ویلیام - نه خواهش میکنم
روی!
شما که هنوز معاینش نکردید
بابایی!
رئییس اداره امنیت صحبت میکنه
مدتی میشه که مرز باعث شده است تا در صلح و آرامش زندگی کنیم
ولی دوباره بیماری مسری شیوع پیدا کرده
دار و دسته "ایان"، "هنری" رو گروگان گرفتن
باید ساعت 9 در خیابان متروکه همدیگه رو ملاقات کنیم
تعداد افراد مبتلا به بیماری هر ساعت بیشتر میشه
باید برای مقابله با این بحران با یکدیگر متحد شویم
بازرسان اداره امنیت با تلاش مضاعف و مصرانه...
مشغول بررسی و معاینه هستند تا از شیوع بیماری جلوگیری کنند
این بیماری به شدت واگیرداره
و کسانی که مبتلا بشن، مرگ مشقت باری خواهند داشت
ما داریم تمام توانمون رو برای جلوگیری از...
شیوع این بیماری در سرتاسر شهر انجام میدیم
این بیماری در مراحل اولیه هیچ علائم بخصوصی نداره
و فقط دستگاهای ویژه ای میتونن مبتلایان رو تشخیص بدن
مبتلایان ،در مرحله دوم این بیماری ، تب و لرز...
و در مرحله سوم تشنج و توهم را تجربه خواهند کرد
این بیماری در مرحله سوم به شدت واگیردار میشه
برای حفظ سلامت عموم، تمام مبتلایان در قرنطینه قرار گرفتند
و قبل ازینکه بیماری آن ها به مرحله سوم...
وارد شود، با تزریق و بی هیچ دردی کشته میشوند
کسانی که به مبتلایان پناه میدهند...
خائن شناخته شده و به جرم ...
خیانت وبه خطر انداختن جان عموم محاکمه میگردند
پدر من
حکومت نظامی آغاز شده است
از شما میخواهیم که به خانه هایتان برگردید
ما گروگان گرفتیمش...
چون بدون اجازه وارد قلمرو ما شده بود
همتون رومعاینه میکنند
و شرط میبندم که حداقل یکی از شماها مبتلا شده! درست مثل اقوامتون
دستگیرتون میکنن و ماده مرگبار رو بهتون تزریق میکنند
تا اعصابمون سرجاشه،گورتون رو ازینجا گم کنید
گمشید ازینجا
بهتره که همتون آروم باشید
اگه اینجا دعوا راه بیاندازید، در کسری از ثانیه بازرسا پیداشون میشه
خفه شو پدر جذامی!
هر کسی که بتونه اول منور رو پیدا کنه و بره رو سقف و روشنش کنه برنده میشه
اگه من بردم، باید ولش کنید
و ایان تو باید ازش عذرخواهی کنی
باید زانو بزنی جلوش
اونوقت اگه من ببرم چی؟
اونموقع بجای اون من میشم گروگانت
خب پس آماده باش چون قراره حالا حالاها مهمون ما بشی
- ایان تو برنده میشی - بدو بدو
زودباش ایان!
بچه ها فرار کنید
- ای وای بازرسا - عجله کنید، فرار کنید
بازرسها!
ارسال رایگان در شیراز insta: @ parsclup
مرحله اول بیماری بگیریدیش
برید برید
اشتباه شده من مبتلا نیستم
عمو "کراین"
روی بس کن! "گرت" یه چیزایی گفت...نمیدونم چی تو سرش میگذره
ولی ازم خواسته برم مرکز
بعدا یه سر میام
روی سعی کن نگران نباشی
مطمئنم همه چی درست میشه
بابا
چطوری اومدم اینجا؟
خب...
بذار بررسی میکنیم
خب خانوم کوچولو بهم بگو ببینم، چی یادت میاد؟
- اومدم که کنارت بشینم - آره
اومدی پیش من بعدش خوابت برد
خودشه
خوابت برد و بعدش فراموش کردی
بابا اون چیه؟
این چیزیه که فعلا بهتره فراموشش کنی
بابا برای چی اینهمه ساعت داری؟
تا همیشه بدونم ساعت چنده
ببین ، این ساعتا از زمان محافظت میکنن
برای من و برای تو
- مگه زمانم گُم شدنیه ؟ - عزیزم...
میشینی اینجا و به تیک تیک این ساعتا گوش میدی
بعدش یدفعه قبل ازینکه متوجه بشی...
زمان از دستت درمیره
روز مرز مبارک عزیزم
امروز مناسبت مهمیه
امروز مناسبت مهمی نیست مامان
من کیک درست میکنم...
- برو یکم گل واسم بچین - من امروز بیرون نمیرم
این کارا یعنی چی دخترم؟ امروز همه باید در میدان شهر جمع بشن
حوصلشو ندارم
خودمم اگه میتونستم میرفتم ولی باید بشینم اینجا و تا شب خیاطی کنم
باشه
ببخشید
- میشه لطفا برام چند شاخه گل بخرید؟ - چیکار میکنی؟
نه؟ باشه
- مامان خواهش میکنم - ببخشید...
دخترم ابیگیل میگه امروز حس وحالش سرجاش نیست
باشه مامان میرم میرم
یکم شکرم بخر واسم
تو مشکوک میزنی! ایست
خودم به این یکی رسیدگی میکنم
یه بازرس رو زدم!
کارمون تمومه
هیچوقت مارو نمیبخشن
- باید فرار کنیم - مامان لطفا بس کن
جایی برای فرار کردن وجود نداره نمیتونیم از شهر بریم
گوش کن "روی" دوست باباست
با همدیگه دستگیرشون کردن ولی روی الان یه بازرس شده، پس...
- شاید بابام هنوز زنده باشه - بابات مرده...اون به بیماری مبتلا شده بود
ولی "روی" هم مبتلا شده بود
10 سال میگذره اگه مریض بود پس باید تا الان میمرد
بس کن "ابی" وسایلت رو جمع کن
اگه مخفی نشیم،دستگیرمون میکنن
مامان خواهش میکنم
"روی" لوئِمون نمیده
از کجا میدونی؟
اگه اینکارو بکنه به بقیه میگم که میرفته ملاقات زنش
و اینکه که اونا یه بچه دارن که تو خونه مخفیش میکنن
برای چی بچه رو مخفی میکنه؟
و برای چی بازرسا نقاب میزنن؟
مقامات میخوان ما نفهمیم که بعضی از این افراد آشنایان ما هستند
باید از "روی" بازجویی کنیم
- بهمون کمک میکنه بابا رو پیدا کنیم - چی؟ نه ابی
چرا نه؟ ما که چیزی برای از دست دادن نداریم
میخوای تا آخر عمر بهمون وصله بزنن؟ بهمون بگن خانواده یه جزامی؟
اینطوری حداقل میتونیم به پیدا کردن پدر امیدوار باشیم
بابام کجاس؟
جفتتون رو به اداره امنیت گزارش میکنم
- دیگه کارتون تمومه،جفتتون رو دستگیر میکنن - میتونی اینکارو بکنی
من قبلا به یه نفر گزارش تو رو دادم
روی...خوبی؟
اینجور که بوش میاد، الان همه همسایه ها میخوان بدونن که پدر این بچه کیه
اجازه نداره که بره دیدن خونوادش ولی به هرحال میاد پیشمون
باید بفهمید که چقدر این کارش برام اهمیت داره
امروز 105ین سالگرد جداسازی شهر را جشن میگیریم
و یاد و خاطره بینیانگذاران این طرح را گرامی میداریم
رهبران خردمند و آینده نگرانی که جویای صلح جهانی و نظم عمومی بودند
و خطر ابتلای همگان به بیماری را از بین بردند
دشمنان ما در آنسوی مرز علیه ما سلاح بیولوژیکی بکار میگیرند
اگر بخاطر پدران موسس ما نبود ، شهر ما...
تا الان به منطقه ای آلوده تبدیل شده بود
چی میخوای؟
اگه میخوای تحویلت ندم، باید کاری رو که میگم انجام بدی
تا خدای ناکرده یوقت پسرت بدون پدر بزرگ نشه
پای خونواده منو از این ماجرا بکش بیرون ابی
همینکارو میکنم ولی باید کاری رو که بهت میگم انجام بدی
چرا چهرت عبوسه عزیزم؟ لبخند بزن
- مردم دارن نگامون میکنن - بازرسان ما به تک تک خونه های شما...
سر میزنند و تمام ساختمان های شهر رو بررسی میکنند
ازتون میخوام که تا جایی که میتونید باهاشون همکاری کنید
همکاری با این افراد به نفع همه ماست
کسانی که به مبتلایان پناه میدهند خائن شناخته شده و...
به جرم خیانت وبه خطر انداختن جان عموم محاکمه میگردند
بابام کجاست؟
نمیدونم ابی
به محض دستگیری از هم جدامون کردن
گفتند یا بازرس شو یا تبعیدت میکنم
و انتخاب تو پوشیدن نقاب بود
این چیه؟
این نقشه تونلیه که به ساختمان اداره امنیت منتهی میشه؟
آره
و میدونی کجا پرونده بیماران رو نگه میدارن؟
"ایتان بیلک" باید بدونه پدرت کجاست
ایتان بلیک؟
اون همکار پدرم بود
مسوولیت نظارت بر افراد مریض بر عهده اونه
- هنوزم همونجا زندگی میکنه؟ - آره
باید خودم شخصا برم و ببینم
در هنگام اجرای مراسم،هیچکی اجازه نداره میدان رو ترک کنه
تو باید یکاری کنی که من بتونم
قرارگاهاتون کجا هستن؟
جواب بده
جواب بده
باید همه چیو بهم بگید
قرارگاهاتون کجا هستن؟
ایان
تبعید
لطفا "ایتان بلیک" رو به لیست اضافه کنید
نیم ساعت دیگه...
بیمار رو به منطقه حبس ابد تبعید میکنیم
بهش بگو که کامیون پشتی با ماست
کامیونه باماست
برای امنیت بیشتره
هیچ خبری در این رابطه به من ندادن
مگه حتما باید بهت خبر داده باشن؟
من مهندس ارشد "ایتان بلیک" هستم
مگه نمیشنوی؟
باز کن
همین حالا
بابا
اونور مرز چیه؟
نباید دراینباره حرف بزنیم
میخوای بجاش یه قصه برات بگم؟
باشه
باشه
یکی بود یکی نبود
یه شهری اون دور دورا بود...
که مردمش با غریبه ها خیلی خوب بودن
غریبه ها چه شکلین؟
خب اونا...
اونا هم مثل ما هستن
چشمان درخشانی دارن
که به رنگ های مختلف میدرخشه
پادشاه شهر قصه ما...
از این قضیه خوشش نمیومد
درحالی که خودشم یه غریبه بود
اون میخواست که خودش تنها کسی باشه که چشم درخشان داره
برای همین همه غریبه ها رو از شهر بیرون کرد
ولی یه روز...
سروکله یه مخترع خوشتیپ پیدا شد
و با خودش یه دستگاه آورد
یجور دستگاه ویژه
که میتونست درخشش چشمان غریبه ها رو بپوشونه
خب البته اینطوری چشمان هیچکی دیگه نمیدرخشید
ولی حداقل مردم میتونستن در صلح و برابری باهم زندگی کنن
ولی پادشاه...
دلش نمیخواست که با کسی برابر باشه
برای همین به مخترع دستور داد که دستگاه رو تحویل بده
و بعدش مخترع گفت که اینکارو نمیکنه
وای
همه باید از دستور پادشاه پیروی کنن
نه نه عزیزم
بعضی وقتا...
برای حفظ انسانیتت، باید بگی نه
حتی به پادشاه
اسمت چیه؟
ابی
خیالاتی شدم مگه نه؟
خواهش میکنم نگران نباش
من به افراد جدید آموزش میدم
پس به تو هم آموزش میدم
ببین....
بعضی وقتا چیزها اونجوری که به نظر میان نیستن
نترس
یه استعداد خاص وجود داره...
که تو هر 10 نفر فقط یه نفر ازش برخوردار میشه
یه چیز خیلی خاص درونت بیدار شده
تو یکی از این افراد محدود هستی
این استعداد ویژه در عصرهای مختلف در مردم بیدار میشه
بعضیا در همون دوران نوزادی ازش برخوردارن
و بعضیا در بزرگسالی بهش میرسن
چند سالته پسرجون؟
من دخترم
صبر کن بینم
ساختار چهرت که شبیه پسراست
ولش کن
ولی...
چطوری بازرسا از اینجا خبر ندارن؟
اونا حالشون ازینجا بهم میخوره
به چشم یه مشت موش کثیف به ما نگاه میکنن
دلشون نمیخواد که لکه بیفته رو یونیفرمشون و بوی کثیف ما رو تحمل کنن
خب الان کجا داریم میریم؟
گفتی تو کی هستی؟
سلام "نیکاس" کسی هست؟
چند بار بهت بگم که "نیکاس" اسم بابامه؟
من مارکوس هستم
تو با این حافظت که انگار ماهی گُلیه، چطوری به اعضای جدید آموزش میدی؟
ماهی گلی من ماهی گلی دوس دارم
ببین چی اینجا داریم
سلام خانوم کوچولو به چشم های فیل نگاه کن
فرآیند غیر قابل برگشت. مورد معمولیه
پس منم مبتلا شدم
- منم بیماری همه گیر رو دارم - بیماری همه گیر؟
الان گفت بیماری همه گیر؟
نکنه مریضه؟
همه تو خطر افتادیم
بیماری همه گیری وجود نداره که
بیماری همه گیر بهانه ایه که دولت ازش استفاده میکنه...
تا افراد با استعداد رو دستگیر کنه
چونکه این استعدادهای ذاتی بسیار قوی هستن
و مقامات از این موضوع واهمه دارند
چه بلایی سر افرادی که دستگیر میشن میاد؟
یه جایی زندانیشون میکنن
نمیدونیم کجا
آخه من چند بار بهت بگم...
که تو مغازه من به چیزی دست نزن و هر چی دیدی رو نخور؟
یادته اون دفعه
آره البته
تو هیچی یادت نمیمونه
همینجا بمون
کجا بودی نورمن؟
تعمیرش کردی؟
این دیگه چه کوفتی بود؟
تو که گفتی تعمیرش کردی
حرف نباشه برو درستش کن
حالا
بازرسا فرار کنید
نقاب دارا
- فرار کنید - نقاب دارا ، فرار کنید
دوستان
دوستان بسیار ازتون متشکرم
اگه شما قهرمانان نبودید...
این شهر...
خالی از سکنه میشد
از صمیم قلب متشکرم
ممنونم
- ممنون دوستان - اینجا چیزی نیست
بیاید تا یونیفرمهامون بوی گند نگرفته ازینجا بریم
دختر جدیده رو بسپار به مارکوس
- اگه تو مغازش کمک دست لازم داره - بارنی بارنی
ولی این دختره استعدادی ویژه داره
وقتی که از دستگاه استفاده کرد ، نصف خیابون منفجر شد
تو باید بهش آموزش بدی
من "بیل" هستم مسوولیت آموزش دختر کوچولوها با من نیست
پسفردا باید حمله کنیم
باید همه رو آماده کنیم
فقط تو میتونی بهش کمک کنی که به بیشترین حد تواناییش برسه
التماست میکنم
- فقط یدونه جلسه تمرینی براش بذار - باشه
فقط یه جلسه
اگه موفق نشد، دیگه حق نداری ازم بخوای
- ببرش مرکز - باشه
خب دنبالم بیا
بازرسا خیلی ناگهانی حمله کردن
ما تونستیم فرار کنیم ولی "وسلی" و "رید" و "دیل" رو دستگیر کردن
دارن همه مخفیگاهامون رو تخریب میکنن
اگه همینطوری بخواد پیش بره ، به زودی کل شبکه ارتباطیمون از بین میره
باید عجله کنیم وگرنه انقلابمون هنوز شروع نشده، شکست میخوره
این شورش کار اشتباهیه
زمان خیلی بدی رو انتخاب کردیم. فعلا باید محتاطانه عمل کنیم و منتظر زمان مناسب باشیم
درسته
ما افراد کافی نداریم
و این بدین معنیه که باید از همین افرادی که داریم نهایت استفاده رو ببریم
قطعات کافی برای ساخت اسلحه جادویی داریم
میتونیم همه افراد رو مسلح کنیم
ولی ما پیروز نمیشیم چون تعدادمون کمه "بیل"
(جنایتکاران)
دقیقا به همین خاطر باید هرچه زودتر حمله کنیم
پسفردا شورش رو آغاز میکنیم
به همه بگو آماده بشن
خب همین. الان باید به یه عضو جدید آموزش بدم
- از کی تاحالا به افراد جدید آموزش میدی "بیل" ؟ - دنبالم بیا
برای چی میخوای یاد بگیری؟
پدرم رو دستگیر کردن
میخوام پیداش کنم
و برای اینکار باید یاد بگیرم چطوری از تواناییهام استفاده کنم
فقط بخاطر هدفمون بهت آموزش میدم
و این هدف آزادسازی شهره
- ولی پدرم... - پدرت برام مهم نیست
ده ثانیه فرصت داری سلاحت رو انتخاب کنی
چی؟ سلاح؟
میگم سلاحت رو انتخاب کن
تمرکز کن
قدرتت رو نشونم بده
ولی نمیدونم چطوری
- باید برام توضیح بدی - 5 ثانیه وقت داری
5
4
3
2
1
برای چی اینکارو کردی؟
من هنوز آماده نبودم
حالا میتونی بری مغازه مارکوس
جنگیدن به درد تو نمیخوره
شما عکس پدر منو زدید روی اون تخته
"جاناتان فاستر" شما به چشم یه مجرم بهش نگاه میکنید
من اینجا نمیمونم میرم پیداش کنم
اگه ازینجا بری، میام پیدات میکنم...
و خودم شخصا به بازرسا تحویلت میدم
بابا
داری چیکار میکنی؟
پرتو خورشید گرفتم
ولی تو فقط داری پرتو رو منعکس میکنی
اگه حرفم رو باور نمیکنی
- میتونی خودت ببینی - کجا
اینکه فقط منم
وای
یه دختر این توئه
یدفعه ظاهر شد
وقتی بزرگ شدی این شکلی میشی "ابیگیل"
خیلی خیلی سال بعد
تو هم میتونی بهش سلام کنی
من "اسپنسر" هستم
من به افراد جدید آموزش میدم
و به تو هم من آموزش میدم
تو نمیتونی به من کمک کنی
اون هیچوقت منو نمیپذیره
اون و بقیه فکر میکنن که پدرم یه جنایتکاره
من تو رو میشناسم
مهم نیست پدرت کیه
تو حالا یکی از مایی
نه نه هنوز خیلی برای این زوده
- به خودت صدمه میزنی - چرا؟ این چیه؟
- این یه دستگاهه - دستگاه ؟
نه اونطور که فکرشو میکنی. این دستگاه قدرتمون رو متمرکز میکنه
شکل این دستگاه ها کارشون رو مشخص میکنه
برای کنترل عناصر طبیعت...
باید از دستگاه بیضی شکل استفاده کنی
ولی من از دستگاه مربعی شکل...
بیشتر خوشم میاد
دستگاه های مربعی برای کنترل اشیاء به کار میرن
و دستگاه مورد علاقم...
دستگاه مثلثیه
که روی انسان ها کار میکنه
برای درمان و یا کشتنشون به کار میره
برای کنترل طبیعت...
و هرکدام از عناصر...
باید از دستگاه بیضی شکل استفاده کنی
ولی من از دستگاه های مربعی خوشم میاد
داری حرفهای خودتو تکرار میکنی
عِ؟
آره
خب بیا ادامه بدیم
حتی میتونی از این دستگاه ها...
بجای اشیاء استفاده کنی
برای مثال...
اگه بخوای چیزی رو مخفی کنی...
وای
باید برم خونه
چیه؟ کیه؟
همین حالا
برای کنترل طبیعت...
و هر یک از عناصر...
باید از...
دستگاه بیضی شکل استفاده کنی
کجا میری؟
باید برم خونه کار مهمی دارم
من که بهت گفتم نمیتونی بری
یا چیکار میکنی؟
دوباره بهم شلیک میکنی؟
همیشه با دخترا اینطوری رفتار میکنی؟
نه من با همه دخترا اینطوری رفتار نمیکنم
خب این یعنی فقط با من اینطور رفتار میکنی
من در قبال تو مسئولم
منظورم این نبود
چرا بود
ولی هنوز متوجه نشدی
بذار برم
ولش کن "بیل" بازرسا دارن میان
- خفه شو - چه مرگته؟
برای چی اینقدر به این یکی بها میدی؟
- بذار هرجا دلش میخواد بره - اگه بگیرنش میتونه ما رو لو بده
نه مساله چیز دیگه ایه دیدم که چطوری بهش نگاه میکنی
چرا مزخرف میگی؟
فردا قراره از کدوم قسمت شهر بازرسی بشه؟
- سمت غربی - دیگه نذار برگرده
- بسه استلا - اون دختر "فاستر"ه
دقیقا میدونی که این یعنی چی
- تو اینجا رییس نیستی - من همیشه ازت حمایت کردم "بیل"
چه مرگته؟ من و تو برای یه هدف میجنگیم
باید به یه نفر که مدت زیادیه میشناسیش اعتماد کنی
چرا یدفعه به چشم یه دشمن به من نگاه میکنی؟
مگه ما برای هم ساخته نشدیم؟
نه من دیگه اینطور فکر نمیکنم
من میتونم برم؟
- ابی - مامان
کجا بودی؟
خیلی نگرانت بودم
مامان من همه چیو میدونم
بیماری همه گیری وجود نداره. همش یه حقه هست
و بازرسا دارن افراد با استعداد رو دستگیر میکنن
پدرم توانایی خاصی داشت؟
شما چی؟
من مثل تو و جاناتان نیستم
پدرت گفت که یه کاری میکنه که تو توی خطر نیفتی
گردنبندم
بابا بهم دادش
گردنبند قدرتم رو محدود میکنه
و وقتی بازرس بهم شلیک کرد، همون جونم رو نجات داد
چی؟ کی این اتفاق افتاد؟
نگران نباش حالم خوبه
خوبم
چطوری نگران نباشم؟
حالا باید مراقب باشی که بقیه نفهمن که تو اینطوری هستی
متوجه نیستی؟
ما آزادی نداریم
تو نمیتونی کار پیدا کنی
وبه سختگی زندگی میکنی
من باید همیشه خودمو مخفی کنم
بابا رو دستگیر کردن
ولی برای چی؟
ما که کار اشتباهی نکردیم
اونا فریبمون دادن مجبورمون کردن که ساکت بمونیم
و همه جوری رفتار میکنن که انگار راه دیگه ای وجود نداره
در شهری پر از دروغ زندگی میکنیم
و اگه ما با دروغ کنار بیایم
به این معنیه که ما با مقامات دروغگو هیچ مشکلی نداریم
یعنی اینکه موافقیم هربلایی که خواستن سرمون بیارن
ولی این انسانهای آزاده هستن که دروغ نمیگن
من بابا رو پیدا میکنم
ابی
انگار همین دیروز بود که یه دختر کوچولو بودی
ولی الان بزرگ شدی
مامان
راهنماییم کنید
من با آدمای خیلی خوبی آشنا شدم
و اونا قراره به زودی کار بزرگی انجام بدن
و ظاهرا که نسبت به کارشون مطمئن هستن
ولی یه حسی درونم بهم میگه که دارن مرتکب یه اشتباه میشن
نمیتونم دقیقا بگم چرا
ولی حسم اینطور بهم میگه
به ندای درونت گوش بده عزیزم
من بهت ایمان دارم
و تو هم باید به خودت ایمان داشته باشی
فقط مراقب باش
دوستت دارم مامان
ابی
دوستان من حالم یه مقدار ناخوشه معاینم میکنید؟
من معاینش میکنم
اینجا چیکار میکنی؟ دیوونه شدی؟
انگار یادت رفته که تو الان گُماشته من هستی
نقابت رو بردار برش دار
اگه بگیرینت کارت تمومه
خب نظرت چیه بگیم بیان اینجا
و سه نفری برام برقصید
- خیلی خوش میگذره - بس کن ابی
الان چی میخوای؟
این چیه؟
قلعه آسمانی
وچی اونجاست؟
افراد خاص رو اونجا زندانی میکنن
بعد ازینکه گرفتنشون، میبرنشون اونجا
مطمئنی؟
از کجا میدونی که نمیکشنشون؟
نمیشه تا ابد استعداد رو از بین برد
همیشه یه نفر ویژه به دنیا میاد
تا بقیه رو بیدار کنه
برای همین یه زندان ساختن و پدرم هم بهشون کمک کرد
ابی همین الان ازینجا برو
- اگه بگیرنت... - این چیه؟
داخل اون چیزیه...
که تو رو به قلعه میبره. حالا برو
صبر کن باید ببریم داخل تونل
همون تونلی که میره به طرف ماشین پرنده
و میخوای با ماشین به کجا پرواز کنی ابیگیل؟
آنسوی مرزهای این شهر...
دنیای ناشناخته و خطرناکی وجود داره
اگه بخوای تنهایی بری ، انگار داری خودکشی میکنی
نمیخوام تنهایی برم
بازرسا تو تونل نگهبانی میدن
فقط موقع تعویض شیفت نگهبانا، میشه رفت داخل
موقع طلوع خورشید و یا نیمه شب
پس قرارمون همینجا
نیم ساعت قبل از نیمه شب
بیل...
نمیخوام از دست بدمت
نه تو و نه بقیه رو
استلا تو متوجه نیستی
خیلی از افرادمون رو دستگیر کردن
فقط وقتی که تو سرتاسر شهر پخش شدن...
و مردم تو خیابونا هستن میتونیم شکستشون بدیم
اگه فردا حمله نکنیم...
دیگه شورش بی شورش
فردا تنها شانسمونه
ولی بیل...
همین
صبح حمله میکنیم
نیروهامون در این نقطه جمع میشن
بیل صبر کن
هیچ نیازی برای شورش نیست
اینجا جایی هست که افرادی رو که دستگیر کردن نگه میدارن
با ماشین پرنده میتونیم بریم اونجا
و اگه آزادشون کنیم، میتونن کمکمون کنن
خفه شو
اینجا فرمانده منم
فقط میتونی ازشون پیروی کنی
یا بری بیرون
ولی من میدونم چطوری باید از شهر بیرون رفت
اگه از این شهر بریم بیرون...
هیچ شانسی برای پیروزی نداریم
اصلا فکر کردی اونجا کی هست؟
نصفشون وقتی دستگیر شدن برای مقامات کار میکردن
هر کی هم که باشن ، من نمیتونم بهشون اعتماد کنم
و آینده شهر و مقاومت رو به خطر بیاندازم
ببین حتی اونم نمیخواد باهات بیاد
باید دراینباره صحبت کنیم
درباره چی؟
درباره اینکه چطور مردم شهر رو به حال خودشون رها کنیم ؟
نه درباره اینکه چطور زنده بمونیم
الان زمان جنگه
و من حاضرم برای پیروزی هرچیزی...
حتی جون خودم رو قربانی کنم
و اگه تو برای این کار آمادگی نداری...
میتونی همین الان بری
برای چی بهمون نمیگی که دلیل اصلیت برای ترک کردن شهر چیه؟
میخوای کیو نجات بدی؟
ابیگیل فاستر
میخوام پدرم رو نجات بدم
تو نمیخوای پدر و مادرت رو نجات بدی؟
اگه هنوز زنده...
اجازه نداری درباره پدر و مادر من حرف بزنی
پدر تو...
برای بازرسا کار میکرد
جاناتان فاستر...
براشون دستگاهی رو ساخت...
که ازش برای شناسایی و دستگیر کردن دوستانمون استفاده میکنن
تو نیومدی اینجا که کمکمون کنی
اومدی ازمون استفاده کنی
واقعا فکر میکنی من حرفتو باور میکنم؟
برو بیرون
مطمئنی که ورودی تونل تو این خیابونه؟
متاسفم
راه دیگه ای نداشتم
ابیگیل
سلام
این چیه؟
ها؟
خیلی عوض شدی
الان خیلی خوشگلتر شدی
کاش منم میتونستم همینو دربارت بگم
چه دختر باهوشی
نقشه کشیده بودی که منو فریب بدی
درست مثل پدرت
جاناتان
خوب تونست تو رو از ما مخفی کنه
این گردنبند قدرتت رو مخفی میکنه
پدرت نمیخواست که تو قدرت ویژه ای داشته باشی
بر این باور بود که بعضی از افراد نباید از بقیه قدرتمندتر بشن
و دستگاهی طراحی کرد...
که میتونه همه رو مثل هم بکنه
تو هم به هدفی که پدرت به دنبالش بود معتقدی؟
شرط میبندم که تو هم مثل اون با استعدادی
به ما ملحق شو
ما با هم میتونیم شهری بسازیم که همه درش با هم برابرن
شهری که درش افراد بر اساس حسن سلوک و سخت کوشی طبقه بندی میشن ...
نه شهری که درش فقط بعضیا بصورت تصادفی از استعداد جادویی برخوردارمیشن
کسانی که لیاقت استعداد رو ندارن
داری سعی میکنی که منو با خودت همراه کنی؟
ولی من اصلا مثل اون نیستم
و هیچوقتم نمیشم
روی
الان فرصت داری اشتباهت رو جبران کنی
باید بکشیش
من قاتل نیستم
بکشش یا خودم اینکارو میکنم
نوبت توئه ایتان
ثابت کن که هیچگونه دلرحمی ای نسبت به دختر یه خیانتکار نشون نمیدی
بیل
مارکوس
بیل
بیل
تموم شد
همش تموم شد
سه سال طول کشید...
تا این معجون رو درست کنم
حالا یه قطرشم باقی نمونده
بیخیال خب بازم میتونی درست کنی
بیا
بگیرش
زخمش رو بپوشون
خودم پرورشش دادم
و خشکش کردم
و بعد باهاش معجون درست کردم
و حالا...
هیچی نمونده
بیل خواهش میکنم منو ببخش
بده من این مال منه
از کجا اون بازرس رو میشناختی؟
این الان جای تشکرته؟
بخاطر چی تشکر کنم؟
نزدیک بود جفتمون رو به کشتن بدی
چونکه تو به حرفم گوش نمیکردی
تو باید به حرف من گوش بدی
- چرا؟ - چون من نجاتت دادم
درواقع من تو رو نجات دادم
اگه نرفته بودی اونجا، لازم نبود جونم رو برات به خطر بیاندازم
میشه یه بار به حرفم گوش کنی؟
راه دیگه ای هم هست
از کجا اونو آوردی؟
پدرم اینو برام گذاشته
و داخل این یه راهنما هست...
که میتونه به ما بگه که زندانیا کجان
وایسا بازش نکن
چرا نکنم؟
به اینا "پری" گفته میشه
قبل ازینکه مرزها ساخته بشه، توی شهر با افراد بااستعداد زندگی میکردن
ولی بازرس ها مجبورشون کردن که از حکومت پیروی کنن
ولی برای چی نمیخوای که همه این رو ببینن؟
چونکه الان پری ها بخشی از یه جهان دیگه هستن
و ما باید دنیای خودمون رو نجات بدیم
من برای همین میجنگم
- بعد ازینکه "گرت" پدر و مادرم رو کُشت - متاسفم "بیل"
ولی انتقام که پدر و مادرت رو برنمیگردونه
ولی ما میتونیم اونایی که هنوز زنده هستن رو نجات بدیم
اینو بفهم
به محض اینکه از شهر بریم بیرون، دیگه دلمون نمیخواد برگردیم
و هیچکی هم دلش به حال شهر و مردمش نخواهد سوخت
حتما باید شهر رو آزاد کنیم
ولی تو فقط به فکر پدرتی
آره. 10 ساله که ندیدمش
و نمیدونم که هنوز زندست یا نه
من باید از وظیفه ای که روی دوشمه پیروی کنم
تو بی هیچ پایه و اساسی امیدواری
بعضی وقتها لازم نیست همه چی پایه و اساس داشته باشه
شاید بهتر باشه بعضی وقتها از قلبمون پیروی کنیم
قلب من میخواد که تو اینجا بمونی و خودتو تو خطر نیاندازی
نمیتونم اینجا بمونم
هرچقدرم که مشتاق باشم
من و تو هدفی متفاوت داریم
منم نمیتونم مجبورت کنم که اینجا بمونی
ولی امیدوارم...
که نظرتو تغییر بدی
چی بود؟
- یه چیزی چشمک زد - کجا؟
مثل آتش
آتش که اینجوری بوجود نمیاد
خب
پس چطوری بوجود میاد ؟
برای اینکه یه شعله روشن بشه...
3 تا دوست لازم داری
دوست اولت...
سوخته
و سوخت...
چیزیه که میسوزه
و دوست دومت...
هوا هست
و هوا...
آتش رو روشن نگه میداره
و سومین دوست...
جرقه هست
و جرقه دوست داره که بازیگوشی کنه و اینور و اونور بپره
درست مثل تو
و بدون جرقه...
هوا و سوخت نمیتونن شعله رو روشن نگه دارن
هر 3 نفرشون با هم دوستن
و با هم همکاری میکنن درست مثل آدما توی زندگی
تو باید دوستای خوب پیدا کنی
دوستایی که بتونی باهاشون از پس هر مانعی بر بیای
چونکه تنهایی...
نمیتونی خیلی پیشرفت کنی
بیل
این یه تله هست
اونا میدونستن که تو میای
بازرسای زیادی اینجا هستن
از اونور مرز اومدن
عقب نشینی کنید همه عقب نشینی کنن
جا خوردی
مگه نه؟
تو میخواستی هممون رو به کشتن بدی...
ولی من یه راه حل معقولانه پیدا کردم
این که از پشت بهمون خنجر بزنی؟
نه اینطوری جون همه رو نجات دادم
این خیلی آزارم میده...
که ببینم مردی که دوستش داشتم...
به یه متعصب وسواسی تبدیل شده
تو این سالها قدرت طلبی چشمانت رو کور کرده بود
و توی شهر خونریزی راه انداختی
تو بسیار خودکامه تر و مستبدتر از بازرسها هستی
ولی این تو بودی که در شهر خونریزی به پا کردی
کافیه
ببریدش
حرکت کن
تکون بخور
چیکار میکنید؟
ما شکست خوردیم
اینجا دیگه آخر خطه بازرسها به زودی میرسن اینجا
ولی دوستانمون چی؟
دوستانمون که دستگیر شدن چی؟ باید آزادشون کنیم
برای چی دارید تسلیم میشید؟
مجبور نیستید تسلیم بشید
هنوزم میتونیم همه چیو درست کنیم
گوش بدید بهم
میتونیم فرار کنیم و مخفی بشیم
ولی این کار درست نیست
فقط درصورتی میتونیم پیروز بشیم که به هدفمون ایمان داشته باشیم
الان وقتشه که دست به کار شیم
از شهر بیرون میریم و دوستانمون رو نجات میدیم
و امثال خودمون رو پیدا میکنیم
تمام کسانی که بازرسها دستگیرشون کردن
و این پری راه رو بهمون نشون میده
من درجایگاهی نیستم که بهتون دستور بدم
خودتون باید برای خودتون تصمیم بگیرید
ولی من میرم
و اگر واژه های امید و آزادی براتون معنی دارن ...
با من بیاید
تو هم باید باهامون بیای اسپنسر
من پیر شدم دیگه
کاری از دستم برنمیاد که
اینجا خونه منه
و من عاشق این شهرم
و به این پایگاه خیلی دلبسته شدم
من همینجا میمونم
نه، خواهش میکنم باید باهامون بیای
ابی عزیزم مطمئنم که میتونی بدون من موفق بشی
مثل اینکه اسم منو فراموش نکردی
هیچوقت فراموش نمیکنم
بیل
تو زنده ای
باید عجله کنیم
حواست به تونل باشه
مثل اینکه داخل ماشین پرنده هستیم
نورمن
میتونی به پرواز درش بیاری؟
چه سلاح عجیبی
برای چی نقاب زدن؟
بازرسها توی تونل هستن
باید اینو به پرواز دربیاریم
اونجارو یه جا کلیدی
وقتی کوچولو بودم پدرم برام یه داستان تعریف میکرد
درباره غریبه هایی که...
اونور مرز زندگی میکنن
من میترسم
اگه اشتباه کرده باشم و یه تله در انتظارمون باشه چی؟
اگه تو درست گفته باشی و...
اونور فقط یک مشت خائن باشند چی؟
خائنایی که برای اداره امنیت کار میکنن
و اگه بابام هم با بازرسا همدست باشه چی؟
مهم نیست اونور چی پیدا میکنیم
چیزی که مهمه اینه که الان یه امید جدید پیدا کردیم
و این امید ما رو به سمت جلو میبره
ما همه الان اینجاییم چون تو به حس درونیت ایمان داشتی
دستت رو بده من
تمرکز کن
به قدرتت اعتماد کن
حسش کن
باید به خودت ایمان داشته باشی
چی شده؟
موتورها از کار افتاد
چاره دیگه ای نداریم باید بریم اونجا و ببینیم چه خبره
تو دیگه کدوم خری هستی؟
همین حالا اسلحتون رو بندازید
همگی پخش بشید
دنبال "جاناتان فاستر" بگردید
بهش دست نزن
تو وضعیت خیلی بدیه
به نظر میرسه که کل قواشو کشیدن بیرون
ما همه جارو گشتیم
جاناتان فاستر اینجا نیست
پدرم اینجا نیست
حق با شما بود
پدرم دستگاهی رو ساخت که قدرت افراد خاص رو ازشون میگیره
کوچک که بودم...
یه گردنبند بهم داد که قدرتهام رو محدود میکرد
ولی این دستگاه خیلی قدرتمند تره
خب به این سادگی ها هم نیست
انگار باید از همه توانمون برای نابود کردنش استفاده کنیم
ولی همه قدرتمون رو از دست دادیم
باید یه راه دیگه پیدا کنیم بیاید
بابا
بابایی
خیلی وقت بود که دنبالت میگشتم
سختی های زیادی کشیدم
خب خب
ابی
ساکت باش
و حالا...
من اینجام
ما کجاییم؟
شبیه خاطراتم میمونه
تو الان در مسیر درستی هستی مسیریاب من
من به ساعت نگاه کردم و...
یدفعه ازینجا سردرآوردم
دستگاه
از قصد اینکارو کردی ؟
بهم بگو چیکار کردی؟
برای چی؟
یادت هست که؟
من فقط میتونم مسیرو بهت نشون بدم
من فقط میخوام تو برگردی
این فقط خاطراته
تو جملات رو توی ذهنم قرار دادی
پس
هرچیزی...
ممکنه
غیرممکن هم ممکنه
فقط باید...
ایمان داشته باشی
سرت رو بالا بگیر
بالاتر
بالاتر
بالا نگهش دار
سرتو بگیر بالا
همیشه اینو بهم میگفت
نگاه کن اون فلش به اون سمت اشاره میکنه
باید یه چیزی اونجا باشه
اشعه خورشید روی اون دیوار منعکس شده
بابا
برام یه نشانه باقی گذاشتی؟
ابیگیل شادی زندگیم
تو اینجایی
من قلعه رو پیدا کردم
چطوری دستگاهی رو که قدرت افراد ویژه رو ازشون میگیره خاموش کنم؟
من فقط میتونم مسیر درست رو نشونت بدم
یادت باشه چی بهت گفتم
گفتی...
یه چیزی درباره سه تا دوست بهم گفتی
سه تا چیز لازم دارم
چی؟
آها نقاشی که کشیدی
اینا دستگاه هستن
گونه های مختلف دستگاه
آفرین دختر باهوش
همه کاری رو باهم انجام میدن
یعنی اینکه باید یجوری بیاریمشون پیش هم
- من یه پرتو خورشید گرفتم - آینه
میتونه پرتو های خورشید رو متمرکز کنه
باید سه نوع مختلف دستگاه رو بیاریم و پرتوهای...
منعکس شده ازشون رو یه جا متمرکز کنیم
دستگاه ها رو طوری قرار بده که به سمت عدسی قرار بگیرن
اگه بتونیم پرتوهاشون رو متمرکز کنیم...
دستگاه نابود میشه
ابی، نورمن بازرسها به زودی میرسن اینجا
بیل بابام میدونست که من میام اینجا
یه نشانه هایی برام باقی گذاشت تا بفهمم چطوری میتونیم...
دستگاه رو نابود کنیم و قدرتمون رو برگردونیم
ولی زمان لازم داریم
باشه یکم معطلشون میکنیم
نورمن به ابی کمک کن
بابا میخوای چی بهم بگی؟
بابا
هرکاری که گفتی رو انجام دادم
ولی دستگاه ها کار نمیکنن
من آینه و دستگاه ها رو پیدا کردم
ولی بدون قدرتمون نمیتونیم کاری کنیم
کجایی؟
آروم باش ابیگیل من اینجام
من اینجا باهاتم
کجایی بابا؟
بهم بگو
موفق شدی؟
برای چی باید اینکارو بکنم؟
تا بتونی علاوه بر گرفتن قدرت افراد خاص...
جهان رو هم نابود کنی؟
تا اینکه بتونی یه سلاح داشته باشی
که بتونه استعداد رو ریشه کن کنه؟
چونکه...
من ازت درخواست کردم
درخواست نیس داری بهم دستور میدی
صادق باش
گرت
چی شده جاناتان؟
ما با هم همکاریم
و میخوایم...
مساوات در جامعه برقرار بشه
تعادلی که...
فقط قدرت میتونه تغییرش بده
و این قدرت در اختیار منه
قدرت...
منم
این قدرت به هیچ کس خاصی تعلق نداره
یه روزی...
من جزئی از این قدرت میشم
و این قدرت به همه باز خواهد گشت و بیدارشون خواهد کرد
مساوات در شهر برقرار خواهد شد
مساوات بین مردمی قدرتمند
نه ضعیف
فقط کاری رو که ازت خواستم انجام بده
و دخترت رو فراموش نکن
به اون فکر کن
بله
حق با توعه
من یه دختر دارم
و هر لحظه...
بهش فکر میکنم
و برای همینه که میگم...
من اینکار رو...
نمیکنم
چیکار میکنی؟
همیشه اینجا با تو خواهم بود
من بهت احتیاج دارم
باید بذاری برم
و تو باید روی خودت حساب کنی
چونکه این تنها راه آزادسازی قدرته
نورمن اون مرده
فقط توی خاطراتم زنده هست...
تا بهم کمک کنه دستگاه رو نابود کنم
خیلی بهم ایمان داشت
بیل
باید روی خودم حساب کنم
فهمیدم
میدونم باید چیکار کرد
بچه که بودم قدرت های خاصی داشتم
بابام بهم یاد داد که چطوری این قدرت ها رو درونم بیدار کنم
لعنتی
گرت
دیگه تمومه
بابا
اونور مرز چیه؟
هیس
نباید در اینباره حرف بزنیم
الان میتونیم در اینباره حرف بزنیم
باید دراینباره حرف بزنیم
حالا...
اوضاع تغییر کرده بابا
ابیگیل
میدونستم که سختی ها رو پشت سر میذاری و موفق میشی
البته با کمک شما
خوبه که حداقل توی خاطراتم میتونم شما رو ببینم
همیشه با تو خواهم بود
توی قلبت
امروز در این نقطه تاریخ نوین شهر ما آغاز میشه
وقتشه بریم خونه
ارائه اختصاصی از پارس رایانه
به روز ترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
ما را در اینستاگرام دنبال کنید. @parsclup
نورمن وقتشه بریم خونه
و ایستگاه بعدی "فنسیگتونه"
چی؟
نه نه
برو
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
SUBTITLE BY M&M
INSTA: MANDM_SUB
به روز ترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.