Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
بابا یکم برنج برات بکشم؟
خوشمزه بود. خیلی خوردم. ببین پسرم میخوره یا نه
ممنون، منم سیر شدم
مگه بچهها نباید الان خواب باشن؟
فردا 7 صبح میبینمت. باهم میریم
باشه بابا
- دیر نکنی - باشه
.:. تـيـم تــرجـــمه شـــوتايـم تــقـديـم مـيکــنـد .:. .:. WwW.Show-Time.iN .:.
آخرین اخبار سینمای هند در کانال تلگرامی ما @BollywoodHills
از کبرا یک به عقاب یک. آمادهای؟
بله، کبرا یک
طبق اطلاعات، صندلی جلو نشسته
هر لحظه ممکنه برسه
هنوز که نرسیده
ولی بوش رو حس میکنم
فرید حقانی
فروشنده جهاده
سخنرانیهاش باعث شده جوونای بیگناه زیادی
به ترک خونه و خانواده و کشورشون و ملحق شدن به جهاد ترغیب بشن
فکر شهادت، تمام فکر و ذکر اونا شده
توصیفش از بهشت حتی آدمی مثل منو هم میتونه وسوسه کنه
برای همینه که باید ساکتش کنیم
باید قبل از اینکه بقیه رو هم به این کار بکشونه خودشو بفرستیم بهشت
دارم میبینمش، کبرا یک
فرید حقانیه. خودشه
عقاب یک. شلیک کن
دریافت شد، کبرا یک
قبل از اینکه شیشه ضد گلولهاش رو بکشه بالا بهش شلیک کن
برای من اهمیتی نداره، کبری یک
یا حتی برای این اسلحه
نه اون شیشه نه حتی اون
شلیک کن، لعنتی!
«ترجمه: ميلاد طاهرخانی، رضا حضرتی» :: M.i.l.a.d, DeathStroke ::
پس میخواست فرید حقانی رو بکشه
بله، خانم
ببین درست میگم یا نه، سرهنگ
درواقع گلوله شلیک شده ولی نه توی سوریه به سمت حقانی
بلکه اینجا توی دهلی نو به سمت تحلیلگر ارشدمون ویکِی نایدو
جریان چیه، سرهنگ لوترا؟
کبیر خائن شده، خانم
با دشمن دست به یکی کرده
با کی؟
حقانی؟ جِیش؟ رضوان الیاسی؟
پس کی توی سوریه بوده؟
همه ویدیو زندهاش رو دیدیم
کی اسلحه رو نشونه گرفته بود؟
کبیر سه روز قبلش اسلحه و دوربینش کنترل از راه دور رو تنظیم کرده بود
ما داشتیم حقانی رو میدیدم...
درحالی که اون همزمان نایدو رو هدف گرفته بود
انتظار داری چطوری اینو به دفتر مدیریت پروژه گزارش بدم که
مثل یه احمق جلوه نکنم؟
خانم، منم فقط همینقدر میدونم
بکشش
باید قبل از اینکه حرکت دیگهای بکنه، پیداش کنیم
همیشه میگفتی کبیر بهترین نیروی ماست
حتما یکی هست که از کبیر باهوشتر باشه
[والتا - مالت]
اینم پولت، ازلوف. محموله من کو؟
بگیرینش!
Telegram: @Tah3rkhani , @ffdper
سرهنگ
ترتیب ازلوف و افرادشو دادم
قول دادن دیگه مواد مخدر هند رو تامین نکنن
درواقع، دیگه کلا واسه هیچجا نمیفرستن
بله قربان. الان میام
سلام
«خراب است»
اینم یه لیست از خونههای امن
کبیر هفت تا پاسپورت داره
ولی از هیچکدومشون برای برگشتن به هند استفاده نکرده
داریم همه پروازهای ترکیه به دهلی رو چک میکنیم
اصلا از کجا معلومه با پاسپورت هندی برگشته؟
یا اینکه با پرواز ترکیه اومده؟
موافقم. ولی میدونم که به دهلی برگشته
پس کجاست؟
سوال اصلی رو یادتون رفت، سرهنگ
«چرا؟»
کسی که همه ما رو آموزش داده و خائنین زیادی رو کشته...
چرا باید خودش یه خائن بشه؟
بیاین پیداش کنیم
سانی، پیداش کن!
و فقط به من گزارش بده
بله قربان
مشکلی هست؟
بله سرهنگ. چرا سانی؟
هیچکی بهتر از من کبیر رو نمیشناسه
خالد، اون انتظارش رو داره تو بری دنبالش
معلومه که، دنبالشیم
اون اینو میدونه
قربان، میدونم چطور فکر میکنه
اینکه قدم بعدیش چیه. من اونو میشناسم
- تو دوستش داری، خالد - بیشتر از کشورم نه
و اگه پیداش کنی...
میتونی بهش شلیک کنی؟
بله قربان
وقتی انگیزهاش...
دقیقا همون چیزی که ازش میترسیدم، خالد
اگه هیچوقت انگیزهاش رو نفهمی چی؟
قول میدم، سرهنگ
که اول از پا درمیارمش، بعد ازش میپرسم
«دو سال قبل»
بگو که شوخی میکنی، سرهنگ
این گزارش عملکرد دو سالشه
ببین با بقیه افسرا اونجاست
خب؟
کبیر، این واحد توئه
تصمیمش با خودته که میخوای کی توش باشه
و چطوری آموزش ببینن
بحث تموم شد، قربان؟
میخوام که تصمیم نهایی رو خودت بگیری
پس باید تصمیم شما رو قبول کنم
کبیر
خالد هربار در هر شرایطی ثابت کرده که بهترینه
پس چرا برای این ماموریت نمیخوایش؟
دلیلش یکی نیست... دو دلیل داره
پدر خیانتکار خالد.. یعنی سرگرد ابدول رحمانی بهم شلیک کرد
ولی من زنده موندم
رفیق صمیمیم و همکارم...
که بین بابای اونو و من وایستاده بود...
زنده نموند
برای همین یه گلوله تو چشم چپ بابات خالی کردم
و محض اطمینان...
یکی هم تو چشم راستش شلیک کردم
پس سرهنگ، با کمال احترام...
به نظرتون چرا باید اجازه بدم پسر یه خیانتکار...
با یه اسلحه تو دستش نزدیک من باشه؟
اجازه صحبت هست، قربان؟
بگو، خالد
پدر من یه خیانتکار بود
ولی به نظرت چطوری اینو فهمیدیم؟
مادرم شک کرد
و به ارتش گزارش داد
برای همینه که یه زخم رو بدنت داری...
نه یه کفن دور بدنت
اسم پدرم به اسم من گره خورده
ولی من پسر مادرمم هستم
اون جون شوهرش رو فدای کشورش کرد
و برای یه لحظه هم پشیمون نبود
تنهامون بذار، ستوان
بله قربان
پدرش آره، یه خیانتکار بود
ولی با این وجود پسره غوغا کرده
میتونی تصور کنی چقدر تلاش کرده؟
چقدر دل و جرات داره
که چقدر برای پاک کردن این ننگ از اسم خونوادشون مصممه
اون میدونه تو به پدرش، سرگرد رحمانی شلیک کردی
ولی بازم داوطلب شد
چشمش به توئه ازت میخواد بهش آموزش بدی
تا ثابت کنه مثل پدرش نیست
مردم فقط یک بار حاضرن امتحان خودشون پس بدن، کبیر
ولی این سرباز هر روز حاضره که امتحانش رو پس بده
تصمیمش با خودته
قبولت کرد
ولی طنابی که خودتو بهش بستی، خیلی نازکه
یه اشتباه کوچیک بکنی...
موفق باشی
حالا دیگه تو جهنمی
جامو، 2009
کلکته، 2013
سورات 2015 و هایدرابات 2017
یه نفر مقصر همه این حملاته
رضوان الیاسی
دشمن شماره یک هند
کشور ما هدف اصلیشه
ولی به چشم بقیه دنیا فقط یه تاجر ساده ست
سالهاس تلاش کردیم که جامعه بین المللی رو متقاعد کنیم...
که اون یه تروریست جهانیه
ولی اون باهوشه
میدونه چطوری ردش رو پاک کنه
در انفجار پرواز AI-205 سال گذشته 193 هندی...
و 53 نفر خارجی کشته شدن
یه نفر مسئولیتش رو قبول کرد
بشیر حاسب
یه فرمانده شورشی جنگطلب در عراق
ولی اون چه ارتباطی با رضوان الیاسی داره؟
تا الان اونا کلاشنیکف هم نداشتن
پس کی این موشکهای ضدهوایی رو بهشون داده؟
اون داده
رضوان الیاسی
این ماموریت ماست
رضوان الیاسی
پنج سال کاری جز دنبالش گشتن نکردم
حالا که همه موانع رو برداشتم یا میکشمش...
یا کشته میشم
برای همین...
اگه کسی تو این ماموریت گندی بزنه یا سهل انگاریای کنه
یه حمله شخصی به خودم درنظرش میگیرم
مفهومه؟
بله قربان!
اگه بشیر رو بگیریم و ارتباطش با الیاسی رو ثابت کنیم
هیچ دولتی بهش پناه نمیده
اون موش رو از سوراخش بیرون میکشیم
ساعتهاتون رو روی 08:09 تنظیم کنین
حالا
"تکريت، عراق"
ماموریت ما سادهست
وارد یه منطقهی تحت کنترل داعش میشیم
و بشیر حاسب رو...
زنده میگیریم!
السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
این زن با انجام زنا یه جرم
علیه اسلام مرتکب شده
برای همین ما باید سزایی که خدا برای این
گناهکار در نظر گرفته رو اجرا کنیم و تا حد مرگ سنگسارش کنیم
سنگسارش کنید! سنگسارش کنید!
سنگسارش کنید! سنگسارش کنید!
سنگسارش کنید! سنگسارش کنید!
ماشالا
یه آلبوم از من داری
تو یه مأمور هندی هستی
که واسه یه ماموریت اینجایی. مطمئنا برای کشتن من
تو نه
رئیست الیاسی رو میخوام
اونو بهم میدی؟
الیاسی رو میخوای؟
حتی نمیدونی خودت کجایی
- سه دقیقه وقت داری - عجب. و بعدش چی میشه؟
افرادت میان و نجاتت میدن؟
اصلا از کجا میخوان بفهمن که تو کجایی؟
منظورت اینه؟ این ردیاب رو توی کفشت پیدا کردیم
سالم اومدی اینجا، هندی
این ردیاب از قبل تیکه تیکه شده بود
ولی الان من تو رو تیکه تیکه میکنم
دوتا ردیاب پیدا کردی؟
دو تا؟
یه دندون برای نشون دادنه اون یکی برای گاز گرفتنه
سگ کثیف، میخوای منو بزنی؟
یا میخوای فرار کنی؟
اگه مأموریتها کارت امتیازی داشتن، مثل مسابقه...
اونموقع تو بیشترین امتیاز رو داشتی!
الان دیگه کبیر یکم بهت آسون میگیره
این آسون گرفتنش رو نمیخوام
اعتمادش رو میخوام
منم کاترینا کایف رو میخوام
قربان، یه نفر میخواد شمارو ببینه
مامان؟
مامان؟
- سلام - پسرم
چرا اومدی اینجا؟
از معبد برات یه کمی تبرک آوردم
به همرزمهات هم بده
برای سلامتیشون دعا کردم
برای من چی خواستی؟
شجاعت
برای خودت چی؟
عزت
تو بهم شجاعت میدی، مامان
انشالله دیگه هیچوقت نمیذارم از شرم سرت پایین باشه
من با سر پایین انداختن 14 سال زندگی کردم، خالد
تو دوباره حق سر بالا گرفتن رو بهم میدی
انشالله خدا موفقت کنه
مامان...
از خدا شجاعت و احترام بخواه
و یکم پول
بالاخره باید قبضها رو هم بدیم
خالد
کارت که تموم شد بیا دفترم
بله قربان
قربان
بشین
بشین
تو یه چیزی رو ازم مخفی کردی، خالد
دیروز تیرهات رو خطا میزدی
به موقع ندیدیشون
اونا سمت راستت بودن
تو یه نقطه کور تو دامنه دید چشم راستت داری
مگه نه؟
این نقص باعث میشه واجد شرایط نباشی. نمیتونم تورو وارد لیست بکنم، خالد
نمیتونم بهت اجازه بدم تو تیم من باشی
ولی قربان...
این تیم خونوادهی منه، خالد
محافظت از اونا وظیفهی منه
این نقصت میتونست به قیمت جونشون تموم بشه
باید از تیم بری، خالد
همین الان
پس میذاری پدرم بازم پیروز بشه؟
ببخشید؟
این هدیه هم به لطف اونه
خیانتکار!
پسر خیانتکار!
خیانتکار!
پسر یه خیانتکار!
خیانتکار!
چشمم تا حدی صدمه دید
ولی شجاعتم رو کاملا از دست داده بودم
مادرم نذاشت شکست بخورم
اون گفت هر توهینی...
هر مشتی...
هر زخمی یادآور اینه که
که بابا چیکار کرده
اون گفت هیچکس بهم اعتماد نمیکنه و همه به وفاداریم شک میکنن
و با هر قدم ازم سوال میپرسن و من باید جواب بدم
و همینطور به سوالاتشون جواب بدم
تا اینکه هیچکی جرات نداشته باشه دوباره منو زیر سوال ببره
یه فرصت دیگه بهم بدین، قربان
قول میدم...
شاید چشمام ضعیف باشن...
ولی هدف گیریم مشکلی نداره
از روز اول میدونستم نمایش راه میندازی تا اسم خونوادتو از این ننگ پاک کنی
همیشه میدونستم پسر یه خیانتکاری
خیانت توی رگهات درجریانه
حتی اگه کسی کوه رو جابه جا کنه نمیتونه از تربیتش فرار کنه
بازیت رو از همون اول کاری میدونستم
ولی منتظر بودم یه قدم اشتباه برداری
تا بتونم هفت خط بودنت رو به سرهنگ ثابت کنم
ولی بهم ثابت کردی اشتباه میکنم، خالد
ثابت کردی خونی که در رگهاته مال پدرت نیست
بلکه خون مادرته
اشتباه میکردم
و تا الان اینقدر از در اشتباه بودن به خودم نمیبالیدم
فقط یه قولی بهم بده
که همیشه همکارت رو سمت راستت نگه داری
قول میدم
به تیم خوش اومدی، سروان خالد
ممنون قربان
مرخصی
ترجمه اشعار از متين کريمي
♪ عزیزان به هرکسی که تو خونه دارید بگید که قرار نیست حالا حالاها به خونه برگردین ♪
♪ لازم نیست کسی نگرانتون بشه ♪
♪ امروز وقت جبران ♪
♪ تمام اشتباهات گذشتهست ♪
♪ عزیزان امروز برای چند لحظه هم که شده ♪
♪ روی مسیر بیخیالی قدم بذارید ♪
♪ با تمام اقتدار جهان رو از یاد ببرید ♪
♪ و قاعدهها و قوانین رو درهم بشکنید ♪
♪ زمین رو در بر میگیریم ♪
♪ با موسیقی هیاهو به پا میکنیم ♪
♪ همدیگه رو به رنگ سرخ آراسته میکنیم ♪
♪ مثل قهرمانها میرقصیم ♪
♪ زنده باد الهه شیوا ♪
♪ امروز غرق در سرخوشی و شادی هستیم ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ به همین خاطره که با ظاهری آراسته اینجاییم ♪
♪ امروز غرق در سرخوشی و شادی هستیم ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ زنده باد الهه شیوا ♪
♪ امروز غرق در سرخوشی و شادی هستیم ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ گوش دادن به این ریتم مجذوب کننده ♪
♪ هربار جذابتر از دفعه پیشه ♪
♪ بیاید کمرهامون رو تکون بدیم ♪
♪ شرم و خجالت رو بذارید کنار ♪
♪ یه کمی سرمست بشید ♪
♪ و حیا رو از خودتون دور کنید ♪
♪ ما به ریتم خودمون میرقصیم ♪
♪ و قرار نیست امروز کسی از شر این رنگها در امان بمونه ♪
♪ قرار نیست کسی تا صبح فردا به خستگی فکر کنه ♪
♪ امروز فقط مینوشیم ♪
♪ و پولامونو به باد میدیم ♪
♪ کمی لیکور مینوشیم ♪
♪ و مثل قهرمانها میرقصیم ♪
♪ زنده باد الهه شیوا ♪
♪ امروز غرق در سرخوشی و شادی هستیم ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ به همین خاطره که با ظاهری آراسته اینجاییم ♪
♪ امروز غرق در سرخوشی و شادی هستیم ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ زنده باد الهه شیوا ♪
♪ امروز غرق در سرخوشی و شادی هستیم ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ زنده باد الهه شیوا ♪
♪ امروز غرق در سرخوشی و شادی هستیم ♪
♪ زنده باد الهه شیوا ♪
♪ امروز غرق در سرخوشی و شادی هستیم ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
♪ بذارید رنگها به پرواز دربیان ♪
نقشهمون جواب داد
دستگیر کردن بشیر موش رو از سوراخش بیرون کشید
رضوان توی مراکشه
ولی طبق اطلاعات فقط برای یه روز اونجاست
اگه اون بره دیگه معلوم نیست کی یه فرصت دیگه گیرمون بیاد
پرواز؟
هواپیما توی بانده. تجهیزاتتون رو هم گذاشتن تو هواپیما
قربان، کسی از این ماموریت خبر داره؟
هنوز نه
میخوام با وزیر دفاع تماس بگیرم
نه قربان
الیاسی همیشه تونسته فرار کنه
نمیدونم کی بهش خبر میده
این بار نمیخوام هیچ پیامی رد و بدل بشه
همه گوشیهاتون رو بدین
همین حالا
نه زنگ میزنین، نه با کسی ارتباط برقرار میکنین. فهمیدین؟
بله قربان!
بریم بگیریمش، قربان!
موفق باشین
[مراكش - مراکش]
ژنرال عابدین تو موقعیت ساعت ده منه
قربان، یه ماشین مشکی داره نزدیک میشه
بادیگاردشه
هر لحظه ممکنه برسه. آماده باشین
همه آمادهان، قربان
همه توی موقعیت هستن
میره داخل رستوران...
ولی ما میکشیمش بیرون
زنده
هدف دیده شد قربان. خود الیاسیه
آدیتی، با شمارش من
10
9
8
7
6
5
4
3
2
1
تکون نخور
سلام الیاسی
پاشو
شام بعدیت تو هندوستانه
گشنه نیستم ولی ممنون برای دعوتت
به زوری هم گشنه میشی هم تشنه
حالا حرکت کن!
چندسال گذشته، پس کی میخواین بفهمین؟
هندوستان و تو سالهاست میخواین منو بگیرین
تا ابد هم این تلاشتون ادامه پیدا میکنه، سرگرد کبیر
بازی تمومه، الیاسی
بازی تمومه
واقعا؟
یه بار از تیمت بپرس
شاید همه افرادت موافق نباشن
مواظب سمت راستتون باشین، قربان!
خالد، بذار بره!
خالد، ما الیاسی رو میخوایم
کمکم کن خالد. ما الیاسی رو میخوایم
خالد
متخصصین چی میگن؟
تیم جستجوی محلی تا شجاع 50 کیلومتری رو پوشش دادن، قربان
میخوان استراق سمع متوقف بشه
دکتر!
دکتر!
کبیر آروم باش
الیاسی؟
الیاسی؟
گمش کردیم
نه نه نه!
ایست بازرسیها رو بررسی کنین
از اون روز یه هفته میگذره
خالد رفت دنبال سراب
خالد 20 دقیقه تعقیبش کرد
فرستندهها توی محدوده بودن
ولی بعدش سیگنالش رو از دست دادیم
ما 6 روز وجب به وجب اون منطقه رو گشتیم
ولی نه اثری از خالد بود، نه از سراب
- فکر کنم توی دریا غرق شدن - به توانایی زنده موندن خالد ایمان دارم
تا وقتی جسد خالد پیدا نشه دست از گشتن برنمیداریم
آمبولانس خبر کن
اون سراب خیانتکارو کشتم
پس گرفتیش؟
الیاسی؟
دفعه بعد
دفعه بعد
دفعه بعد
بهت افتخار میکنم، خالد
[زمان حال]
خالد هستم
رئیس تیم کیه؟
به نظرت کیه؟
فکر کنم سرهنگ وقتش رو با مسئول کردن سانی تلف کرده
داری تماس رو ردیابی میکنی؟
بیخیال خالد
میدونی که جابه جا میشه
از استانبول به هنگ کنگ، نایروبی
- میخوای برات کل دنیا رو اسم ببرم؟ - قربان
- هنوزم قربان؟ - این چیزیه که منم میخوام بدونم
چطور درمورد شما اشتباه کردم، قربان؟
نه، خالد
اصلا اشتباه نکردی
من به نایدو شلیک کردم
اون اولین نفر توی لیستم بود
و آخری
قبل از اینکه بری سراغ کس دیگهای
من میام سراغت
پس یادت باشه چی بهت یاد دادم، خالد
اگه فرصتش رو داشتی، شلیک کن
معطل نکن
چون من معطل نمیکنم
یه چیز دیگه هم یادم دادی، قربان
اولویت وطنه
دومی هم وطنه
آخری هم وطنه
اینم یادم بمونه یا فراموشش کنم؟
وقتی فراموشی کردن پیدا نمیکنی
با زبونی میگم که بفهمی
اگه بین من و هدفم قرار بگیری
بازی تمومه
نقشه چیه؟
دیگه فایدهای نداره، خالد
یه کار کن
پرچممون رو آماده نگه دار
پرچم میشه کفنش
قربان؟
اینو پیدا کن
چی میخوای؟ ولم کن!
ولم کن!
میتونی پرواز کننی؟
- نه - پس چرا ازم میخوای ولت کنم؟
باهم کار کردن؟ توی یه آکادمی بودن؟
نه قربان. اصلا هم رو نمیشناختن
هیچ ارتباطی بین نایدو و شروف نیست
یه ارتباط هست
کبیر به هر دو شلیک کرده. نفر بعدی کیه؟
تو؟ من؟ نخست وزیر؟
دارم روش کار میکنم، قربان
- اگه کسی بتونه پیداش کنه... - اگه؟ لعنت بهت، خالد
توی این عصر دوربین، ماهواره، بیومتریک...
نمیشه یه آدم رو پیدا کرد؟
اصلا محض رضای خدا، چرا این کارو میکنه؟
باید قبل از اینکه به جواب سوالمون برسیم افراد بیشتری بمیرن؟
انگیزهاش چیه؟
دنبال جواب برای این سوالم، قربان
هشدار. در این منطقه جیببر زیاد است
سلام خالد
خیلی دیره
این آدمای بیگناه دور و برمون هستن...
قبل از فکر کردن باید بهم شلیک میکردی
الان وجدانت جلوتو میگیره
چرا قربان؟ چرا داری این کارو میکنی؟
شما برای من یه خدا بودین
ماها عجیبیم، خالد
برای ما حتی یه بت هم خداست
و اگه یه بت بشکنه با خودمون فکر میکنیم چطور ممکنه یه خدا بشکنه؟
شما بت نیستین، قربان
انسانین
انسان نمیشکنه
فقط ممکنه سقوط کنین
هنوزم فرصت برای برگشت دارین
یه نصیحتی برات دارم، خالد
تعقیبم نکن
نمیخوام مادرت تو رو توی قبر ببینه
پس خواهش میکنم...
از سر راهم برو کنار
میدونی که این غیرممکنه، قربان
نمیتونم به خاطر خودم کشورم رو فراموش کنم
هر چی که بلدم رو شما یادم دادین
جز خیانت
یه چیزی حقیقت داره
چه مادرم منو توی قبر ببینه چه نه
قول میدم که
هیچکی برای مرگ تو عزا نگیره
اگه اینقدر به خودت مطمئنی...
پس با این حساب یه حق انتخاب بهت میدم
یا میتونم انگیزهام رو بهت بگم
یا...
نمیخوام بدونم
یا هدف بعدیم رو بهت بگم
لعنت بهت قربان
دیگه بهم نگو قربان، خالد
دیگه قربان نگو
کی یا چرا، خالد؟
کی؟ یا چرا؟
ایستگاه بعدی، کارول باغ
دلیلش رو میخوای؟ یا اینکه زندگی یه نفرو نجات بدی؟
کی؟ یا چرا؟
درهای سمت چپ باز میشوند
زودباش! ایستگاه بعدی پیاده میشم
کی؟
"دکتر اوتپال بیسواس"
لایِن! لایِن!
و گل شد!
لایِن هاوس 1، پنتر هاوس 0
و گل شد!
ایول
لایِنها بازی رو داره میبرن!
تبریک میگن لایِنها!
ایول روهی! واقعا ایول داری!
چه ایولی بابا؟ کبیر، باختیم
خب؟
هدف از بازی کردن چیه؟
هدف؟
جدی؟
این چیزیه که توی مدرسه یادتون میدن؟
اینکه برنده شدن همه چیزه؟
ولی من از باختن خوشم نمیاد، کبیر
کاملا موافقم
وقتی بازی میکنی، باید تمام تلاشت رو برای برنده شدن بکنی
تند بدویی، سخت بازی کنی، حریفت رو به مبارزه بطلبی
ولی وقتی بازی تموم شد...
فکر نکن: «بردم یا باختم؟»
به جاش از خودت اینو بپرس «همه تلاشم رو کردم یا نه؟»
و اگه جوابش بله بود، پس برنده شدی
اگه همه اینجوری فکر کنن چی میشه؟
اینطوری آدمای افسرده کمتری تو دنیا میبینیم
یادت نره روهی...
هیچکی نمیتونه تا ابد شماره یک بمونه
یه روزی بالاخره شکست میخوری
ولی عیبی نداره
تاحالا کسی شکستت داده؟
مامان؟
آره. ناینا
[شش ماه قبل]
♪ در محضر خورشید و ماسهها، و دریای شب هنگام ♪
♪ احساس سرخوشی دارم، آره احساس سرخوشی دارم ♪
♪ چرا باید لحظاتمون رو هدر بدیم؟ ♪
♪ بیا در اشتباهات بیحسابمون غرق بشیم ♪
♪ وقتی که خواب غرق در خوابه ♪
♪ بیا جامه حقیقت را بر تن رویاهامون کنیم ♪
♪ قول و قرارهای این دنیا چه فایدهای دارن؟ ♪
♪ بذار این قصهها را ناتمام رها کنیم ♪
♪ دو بار نه دست کم یک بار ♪
♪ همین امشب دست یاری به سمت من دراز کن ♪
♪ حرفهای مرا دست کم تا صبح فردا بپذیر ♪
♪ و جوری به رقص دربیا ♪
♪ که این خلخالها درهم بشکنن ♪
♪ که این خلخالها درهم بشکنن ♪
♪ برقعه شرم و حیا را کنار میزنم ♪
♪ جوری به رقص درمیام ♪
♪ که این خلخالها درهم بشکنن ♪
♪ که این خلخالها درهم بشکنن ♪
♪ بذار تنها امروز این عشق در قلب من زنده بمونه ♪
♪ نمیخوام که این حس تا فردا با من همراه باشه ♪
♪ من میخوام تنها برای یک لحظه در قلبت باشم ♪
♪ ولی نمیخوام تا همیشه در قلبت زنده بمونم ♪
♪ میخوام برای یک لحظهخودم را در اختیارت تو قرار بدم ♪
♪ اما نمیخوام تا ابد به تو تعلق داشته باشم ♪
♪ قول و قرارهای این دنیا چه فایدهای دارن؟ ♪
♪ بذار این قصهها را ناتمام رها کنیم ♪
♪ دو بار نه دست کم یک بار ♪
♪ همین امشب دست یاری به سمت من دراز کن ♪
♪ و حرفهای من را دست کم تا صبح فردا بپذیر ♪
♪ جوری به رقص درمیام ♪
♪ که این خلخالها درهم بشکنن ♪
♪ که این خلخالها درهم بشکنن ♪
♪ که این خلخالها درهم بشکنن ♪
♪ که این خلخالها درهم بشکنن ♪
ناینا، باید اینو ببینی!
بذار حدس بزنم. پیمانکار فیروز
دفعه پیش گوشواره فرستاد، این دفعه ست کاملش رو
اگه برای بار دوم ردش کنم سری بعد کل نمایشگاه رو کادو میده
یه برنامه رو هم از دست نداده
هر شب، میز وسطی. فقط یه قرار شام میخواد
یالا، جواب بله بده!
اگه این گردنبند قیمت شامشه پس من لیاقت این شام رو ندارم
ازش تشکر کن و کادوش رو پس بده
این روزا عجله داری. با کسی آشنا شدی؟
ناینا
ای پست فطرت! بهم نگفته بودی
کیه؟ آدم خاصیه؟
آدم خاص؟ بعید میدونم
ولی خوبه
بعد مدتها خوشحالی
از روهی خبر داره؟
نه
اونقدرام بهم نزدیک نیست
قدم قدم پیش میریم
پسش بده!
قربان!
- چه خبر، کبیر؟ - خبری نیست، قربان
به نظرم شاید اطلاعاتمون اشتباه باشه
حواستو جمع کن، کبیر
پیمانکار فیروز، یه تاجر الماسِ اهل آنتورپ نیست
اطلاعاتمون درسته. تمام پولشوییهای رضوان الیاسی رو میکنه
میدونید که هیچکی بیشتر از من دلش نمیخواد رضوان الیاسی بگیره
قربان، نگران نباشین
ناامیدتون نمیکنم، قربان
و دست از تلاش برنمیدارم
به خاطر الیاسی تیمم رو توی مراکش از دست دادم
پراتیک، ماتو
الیاسی از اونموقع آب شده رفته تو زمین. از اون به بعد هیچکس اونو ندیده
توی این سه ماه این اولین سرنخمون برای پیدا کردن رضوانه
بهتره حواست به پیمانکار باشه تا وقتی که دوستش پیداش بشه
باشه قربان
اگه حتی تو خیابون هم به یکی سلام کنه میگم آدیتی سابقهاش رو بررسی کنه
مکالماتش چی؟
به صورت مداوم ضبط میشه
قبل از اینکه برسه، شنود گذاشتم تو ویلاش. هم دوربین هم میکروفون
یکی میخواد شمارو ببینه
یه لحظه قربان
حسابدارش اینجاست. ظاهراً یکم عجله داره
- باهاتون تماس میگیرم قربان - باشه
6.5 میلیون دلار از معامله قبلی
به این چهار حساب بانکی ناشناس انتقال بده
باشه قربان
قربان، میشه یه چیزی بپرسم؟
این چهار حساب متعلق به افراد رضوان الیاسیـه، درسته؟
قربان، الیاسی دیگه یه بار اضافیه
همه حسابها و اموالش بسته و توقیف شدن
اگه سیا یا اطلاعات هند ردمون رو بگیره چی؟
خیال میکنی کار رضوان تمومه؟
آدمای زیادی طی 20 سال گذشته همین اشتباهو کردن
خیال کردن زمان رضوان الیاسی به سر رسیده. کارش تموم شده، راهی نمونده
ولی همیشه برمیگرده
شطرنج بازی میکنی؟
فرض میکنیم که تو شطرنج بازی میکنی و چهارتا مهره اضافیِ نامرئی داری
رخ، اسب، وزیر و سرباز
که حریف هم نمیتونه ببینه. بنابراین کسی میتونه شکستت بده؟
این چهار حساب بانکی مال مهرههای نامرئی شطرنجش هستن
و هر چهار نفر اینجان. آدمای کله گنده
ارتش هند، دولت، اطلاعات
تا وقتی اونا باشن، هیچکی نمیتونه رضوان رو مات کنه
پس هر وقت بخواد میتونه حمله کنه و حتما هم این کارو میکنه
به زودی انفجار بزرگی تو هند رخ میده که
اسامه بن لادن به دست فراموشی سپرده میشه
این حمله انقدر توش پول هست
که من فقط با کمیسیونش میتونم بازنشسته بشم
- پس کارتو بکن - حتما قربان
ببین سریع انتقالشون بده. فردا میرم ایتالیا
اینجوری توی عشق گم شدم
اینجوری توی عشق گم شدم
اینجوری توی عشق گم شدی
اینجوری توی عشق گم شدی
اینجوری توی عشق گم شدم
اینجوری توی عشق گم شدم
اینجوری توی عشق گم شدم
جلسه خوبی بود، بچهها
- خدافظ - ممنون
کارآفرین واقعی هندی!
یه شغل کافی نیست. باید سریعتر کلی پول جور کنم
مشکل چیه؟
این نگاهت رو میشناسم
مال وقتیه که کسی دروغ میگه و زمان گفتن حقیقتش میرسه
بذار حدس بزنم. یادت رفت بگی ازدواج کردی
دوست دختر داری؟
مامانی برات یه عروس پیدا کرده
دوست پسر؟
حتما یه چیزی هست
آره
قلبم قراره بشکنه؟
شاید
پس همه چی دروغ بود، کبیر
دوستی، عشق، ارتباط
هیچی نبوده
فقط به من احتیاج داشتی
فیروز خیلی وقته که دیوونه تو شده، ناینا
بهت برای پشتیبانی...
نیاز داشتم
توی دنیای ما، به تو میگن «دارایی غیرنظامی»
پس من دارایی غیرنظامیت بودم؟
نه چیز دیگه؟
به روهی فکر کن
پس از اونم خبر داری؟
دختر بچهی 6 ساله بدون پدری که که توی مدرسه شبانه روزیه
مادرش تو کشور و خارج از کشور میرقصه
تا یه مقدار یورو و دلار پس انداز کنه تا یه روزی...
صاحب خونه بشه. تا هردوشون بتونن باهم زندگی کنن
میتونم برنامه سه سالهی تو رو...
یه روزه عملیش کنم، ناینا
معامله خوبیه
کبیر، یا اسم واقعیت هر چی که هست
متاهلی؟
معلومه بچهای نداری
برای همینه که برات خیلی راحته که بهم این معامله رو پیشنهاد کنی
تنها پیوند من با کشورمه، ناینا
من فقط یه سرباز هندیم و بس. نه چیز دیگهای
تودختر یه افسر ارتشی هستی
برای همین فکر کردم شاید درک کنی
تحقیقاتت کاملاً موثقن، ولی
هر هندیای سرباز نیست
همه هم قسم نخوردن کشور رو نجات بدن
بعضیها فقط میخوان یه زندگی
شاد و ساده برای بچههاشون فراهم کنن
این جنگ زندگی مردم عادیه
باور کن ناینا، اگه چاره دیگهای داشتم نمیومدم سراغ تو
فقط امروز رو فرصت دارم
فیروز فردا میره
اون تنها راه ارتباطی من به خطرناکترین دشمن هند، الیاسیه
الیاسی آدمای بیگناه زیادی رو کشته
و دست برنمیداره
و اگه جلوش رو نگیرم، هند رو نابود میکنه
مامان امروز میای واسه روز ورزش؟
همه پدر و مادرا توی روز نقاشی اینجا بودن جز تو
ببخشید روهی، نتونستم بیام
ولی میدونی چیه؟ خواهر مری نقاشیت رو برام فرستاد
به نظرم عالی بود
همه جا با خودم میبرمش
روز ورزش با همه هدیههات میام
واقعا؟
ممنون مامان، خدافظ. بعدا باهات حرف میزنم
واسه کلاس موسیقیم داره دیرم میشه
- دوست دارم، گلم. خدافظ - منم دوست دارم، مامان
خواهر مری، روهی روبراهه؟
اون بچهی خیلی باهوشیه، ناینا
خیلی درس خونه، ورزشش هم خوبه
ولی خیلی دلتنگت شده
سعی کن براش بیشتر وقت بذاری
سعیم رو میکنم
دارم روش کار میکنم
ممنون
نمیدونم این خونه وطن پرستی بابامه که راضی شده یا مادری که چارهای نداره
ولی پایهام، کبیر
باید چیکار کنم؟
بهت قول میدم
که هیچ اتفاقی برات نمیوفته
بهت اعتماد ندارم، کبیر
نمیشه به آدم تنهایی مثل تو که هیچ خونوادهای نداره اعتماد کرد
ولی نمیتونم معاملهای که پیشنهاد دادی رو رد کنم
قول میدم ناینا
هر لحظه زیر نظرت دارم
میتونم توی چشمات ببینم که سرباز وفاداری هستی
ولی هر سربازی یکی رو داره که تو خونه منتظرشه
ولی تو راه شهادت رو انتخاب کردی
میشه جون کسی رو به یه شهید سپرد؟
یکی رو پیدا کن که تو خونه منتظرت باشه، کبیر
کم کم به روابط ایمان میاری
نقاشی ناینا و روهی که توی استرالیا موج سواری میکنن
روهی رویای تعطیلات رو داره
هرلحظه بهت یادآوری میکنه که ناینا، دارایی غیرنظامی با فیروز تنها نیست
روهی 6 ساله هم باهاشه
وقتی کارت تموم شد نقاشی رو پس میگیرم
ناینا
فیروز هیچوقت از لپ تاپش جدا نمیشه
یه شبکه خصوصی داره
وقتی فرصتش بود، این درایو رو به لپ تاپش وصل کن
30 ثانیه
و درایو همه فایلهاش رو کپی میکنه
که نقشهی بعدیش چیه؟ اون 4تا مهره نامرئیش کی هستن، همهچی رو
جایی میری؟
بله. امشب شب آخرمه
سرنوشت بهم رو کرده
- شراب؟ - البته
یه بطری شتا لتور بیار لطفا. مال 1978
بیا
باشه
قربان
وزیر شرنا تصمیم گرفت، کبیر
اگه پیشرفتی حاصل نشه، فردا برمیگردی
سرهنگ، صبح اول وقت زنگ میزنم. الان وسط یه عملیاتم
چی؟
یه تله جنسیه
دختری هست که فیروز ماههاست میخواد باهاش قرار بذاره
اون درایومون رو به لپ تاپش وصل میکنه
آفرین
فورا گزارشش رو برام بفرست، کبیر فردا نه
بله قربان
- الان وقت ندارم، آدیتی - فوریه
خیلی خب. بگو
دخترایی که با پیمانکارن... یه مورد مشکوک بینشون هست
خب؟
بیشترشون مدلهای معروف، رقاص و بازیگرن
بین 15 تا 25 سال
- کی عجیبه؟ - یه دکتر 40 ساله
خب؟
اون از بهترین جراحان پلاستیک دنیاست
یه کلینیک توی زوریخ داره. که فقط میلیونرها میتونن از پس خرج و مخارجش بربیان
خیلی خب. ویدیو رو میبینم. اسم و اطلاعات؟
دکتر مالیکا سینگال، 12ام مارس، 7 بعد از ظهر
12ام مارس، 7 بعد از ظهر
خیلی خب. رو اسپیکر میذارمت
آره، حتما
اولی رو برو چپ و بعدیشم برو چپ، باشه؟
ممنون
خیلی خوبه
گردش خون تو صورتت عالی به نظر میرسه
چی میتونم بگم؟ با دست تو گردش خون توی همه اعضای بدنم درحال افزایشه، دکتر
مراقب باش
پیمانکار فیروز لاس نمیزد
اگه انقدر سریع تغییر شخصیت بدی مردم شک میکنن
با این چهره جدیدت، باید شخصیتت هم تغییر کنه
برای من و دنیا...
تو الان پیمانکار فیروز هستی
با این چهره جدیدت، باید شخصیتت هم تغییر کنه
برای من و دنیا...
تو الان پیمانکار فیروز هستی
قربان، سرور بیمارستان دکتر مالیکا رو هک کردم
از سوابق جراحیش اطلاعات مهمی پیدا کردم
باید ببینیش
فیروز...
رضوان الیاسیه
چیزی گم کردی؟
چه اشتباهی کردی، عزیزم
اون لپ تاپ مال پیمانکار فیروز نیست
مال رضوان الیاسیه
از قضا رضوان الیاسی هر کی که رو دیده
به نظرم بهشت نصیبش شده
بهت قول میدم ناینا. نمیذارم یه تار مو از سرت کم بشه
بهت اعتماد ندارم، کبیر
این بهت یادآوری میکنه که ناینا، دارایی غیرنظامی با فیروز تنها نیست...
روهی 6 ساله هم باهاشه
قربان، یه هفتهست که خبری ازتون نیست
باید به سرهنگ بگین چه اتفاقی افتاده
سرهنگ تنها کسی بود که میدونست ناینا پیش فیروزـه، آدیتی
و ده دقیقه بعد، مرد
به نظرتون سرهنگ...
رخ، اسب، وزیر و سرباز
تا وقتی اینا رو پیدا نکنم به هیچکس نمیتونم اعتماد کنم
ولی چطور میخوای پیداشون کنی؟
- کمکم میکنی؟ - معلومه قربان
بررسی سوابق میخوام
برای سرهنگ؟ و دیگه کی؟
بعد از اینکه من و سرهنگ صحبت کردیم به کی زنگ زد؟
فهمیدم! سوابق مالیاتی و حسابهای بانکیش رو بررسی میکنم
دستمزد خائنین با کارتهای اعتباری پرداخت نمیشه، آدیتی
رو یه چیز دیگه کار کن
مثلا بچهاش اخیرا چه بورسیه تحصیلی گرفته؟ یا
- میدونی که چی میگم؟ - بله
اگه چیزی پیدا کردم، چیکار میکنین؟
ویکی نایدو
دو دقیقه بعد از تماس شما سرهنگ باهاش صحبت کرده
خب؟
خیلی مشکوکه
اموال، و حسابهای بانکی نامعلوم به اسم اعضای خانواده
و هدایای نقدی از طرف دوستان خارج از هند داره
یه نفر خوب بهش میرسه
نمیدونم چطوری حواسمون بهش نبوده
ممنون آدیتی. الان دیگه چشمم بهشه
کبیر
ای پست فطرت
رضوان چهار مهره شطرنج داره. تو یکیشونی
داری اشتباه میکنی
سه تای دیگه کی هستن؟
قسم میخورم کبیر، نمیدونم چی میگی
وزیر، رخ، اسب و سرباز
کبیر خواهش میکنم. خون زیادی دارم از دست میدم
یه آمبولانس میخوام
رخ، اسب، سرباز
بعدش خودم آمبولانس خبر میکنم
سه تا نیستن. دو تا هستن
کی هستن؟
فقط کسی رو میشناسم که بهش گزارش میدم
اسمش رو بگو نایدو. اسمش رو میخوام
شروف!
جیمی شروف!
سرهنگ تمام جیمی شروف
درمورد ناینا بهش گفته بودی؟
کبیر، بهم یه فرصت بده توضیح بدم
حتما
توی جهنم فرصت میدم
دو مهرهی دیگهی الیاسی جز نایدو کی هستن؟
دوتا نه. فقط یکی
- اسمشو بگو - بیزواس. دکتر اوپتال بیسواس
حرکت بعدی رضوان چیه
بهم دستور دادن که یه درایو رو از بیسواس بگیرم و تحویل رضوان بدم. فقط همینو میدونم
ولم کن!
[مرکز فضایی پرتغال - زمان حال]
باید فرمولها رو بخاطر بسپری
و به افراد اینجا توضیح بدی
بیشترشون واقعا نمیفهمن
دکتر اوپتال بیسواس که نه سال رئیس سازمان پژوهشهای فضایی هند بود
یه عضو مهم تیم پرتاب ماهوارهی دفاعی گاروداست
جایزه علمی پادمان بوشان رو گرفته
حتی برای جایزه نوبل هم درنظر گرفته شده
سرهنگ زنگ زد ولی دلیلش رو نمیدونم
من این آدم رو نمیشناسمش
تا زمانی که مشخص بشه امنیت شما وظیفه منه
جریان این کارا چیه؟
- باید زنگ بزنم - اجازه ندارین
تا وقتی به هند نرسیدیم نباید با کسی حرف بزنین
بسیار خب
بیا داخل
- ناهار میخورین - بله، لطفا
الو
کدها رو میخوام
آمادهان
ولی یه مشکلی داریم
منو میخوان تحت امنیت شدید به دهلی ببرن
هنوز دهلی دور است
یعنی چی؟
به فارسیه. یعنی هنوز دهلی دور است
اوه لعنتی!
هلیکوپترو بیار!
تو کی هستی؟
الیاسی کجاست؟
نمیدونم
- سرباز کیه؟ - چی؟
دو نفرو کشتم، دکتر
سومی هم برام چیزی نیست
نایدو، شروف و تو
آدم چهارم الیاسی کیه؟
نفر چهارمی نیست
اگه باشه هم...
فقط رضوان الیاسی میدونه کیه
هیچوقت نفهمیدم موقعیت تقریبی رضوان کجاست
درایو کو؟
درایو کجاست؟
اینجاست
مظنون روی پلـه
مظنون روی پلـه. نیروی پشتیبانی میخوایم
کدها دست اونن؟
چه کدهایی؟
کدهای هستهای؟ کد حساب بانکیم؟
هیچکی درمورد درایو بهم چیزی نگفته بود
پس کبیر از کجا میدونست
- باور کنین، قربان... - باور کنم؟
شما دوتا توی مترو باهم وقت گذروندین و تو هیچ کاری نکردی
درحالی که ارتش پرتغال با تو بود و اون تنها بود، بازم بیسواس رو میکشه
وزیر دفاع شرنا پاتل ازم پرسید «اون توی تیم کیه؟ تیم کبیر؟»
«یا تیم ما؟»
این بیانصافیه، سرهنگ - بیانصافی نیست -
اینو به دکتر بیسواس
و هشت سرباز پرتقالی مرده بگو
تو اخراجی
ساینی، میدونم که تو الان مسئولی. ولی اگه چیزی یادم اومد...
اگه تونستم باهاش حرف بزنم بهت اطلاع بدم یا نه؟
آره، یه مسئلهای هست
بعد از ماموریت مراکش که توی ریکاوری بودم...
کبیر واسه یه ماموریت به ایتالیا رفت
قبل از کشتن نایدو اون پرونده آخریش بود
چه ماموریتی بود؟
خیلی خب. یه لحظه
بله
فیروز. پیمانکار فیروز
خیلی خب
ساینی، جزییات این پرونده رو میخوام
یالا
حاضری؟
کریسمس مبارک، مامان
کریسمس مبارک، ناینا
کبیر، دوچرخه رو ببین
وای
برای عزیزم روهی
همیشه مواظبتم. با عشق، مامان
میدونستی الان از بادکنکها یه دوچرخه خواستم؟
- الان؟ - آره
- واقعا؟ - آره
خدای من! شگفت انگیزه، روهی
ممنونم
دوست دارم، بابانوئل من
تو دختر خیلی باهوشی هستی روهی. خیلی دوست دارم
دوچرخه خوبیه
چی شده، روهی؟
روهی با غریبهها حرف نمیزنه
من که غریبه نیستم
من دوست کبیرم
همه چی رو درمورد تو میدونم
و ناینا
جدی میگم. از کبیر بپرس
اون کیه، کبیر؟
این خالده، روهی
یه زمانی شاگردم بود
حالا شاید فکر کنه بهتر از معلمشه
چطوری پیدامون کردی، خالد؟
بابانوئل گفت
رودولف هست، اون دماغ قرمزه؟
من اونو خوب میشناسم
«ازش پرسیدم: «روهی خانم کجاس؟
منم گول خوردم! بابانوئلی وجود نداره
و این دوچرخه رو کبیر بهم داده
چی؟ بابانوئلی وجود نداره؟
کبیر، دوستت هم مثل خودته مثل تو داستانای طولانی سرهم میکنه
بیا دیگه بریم وگرنه خانم مدیر سرم غر میزنه
تو برو، روهی
من به خالد کریسمس رو تبریک میگم و میام پیشت
خداحافظ، خالد
خداحافظ، روهی. کریسمس مبارک
باید قبل از فکر کردن شلیک میکردی
حالا دیگه وجدانت جلوت رو میگیره
منظورم اینه که کريسمسه. مدرسهست بچهها هستن
بدون تفنگ حرف بزنیم؟
رخ
اسب
وزیر
سرباز؟
نایدو. شروف. بیسواس
دارم دنبال مهره چهارم میگردم
سراب سرباز نبود؟ - نه -
هرکیه، هنوز زندهست
الیاسی هنوز برای اون پول میفرسته
پس، فیروز پیمانکار، رضوان الیاسیه؟
آره
و اون داره یه نقشهی بزرگ رو برنامه ریزی میکنه، خالد
همهش روی درایوـه
چی توی اون درایو هستش؟ کدهای چیه؟
من به یه متخصص دادمش اون کدهای رمزگذاری شده رو میشکنه
امیدوارم به زودی
با چه اسمی مسافرت کردی؟ - با اسم خودم -
ما زیر نظر گرفته شدیم، خالد
سرهنگ؟
پوششم بده
[کرالا - هند]
اینم دیسکتون، قربان
هدیه عروسیم
رمزگذاری سطح پیشرفته بود برای همین شکستنش خیلی طول کشید
و؟
مسیر مدار ماهوارهی برهماست
یعنی چی؟
برهما. ماهواره دفاعی هنده
مرزها و مناطق مهم مثل سیاچن و کارگل رو پوشش میده
خط تلفن ثابت یا دکل مخابراتی اونجا نیست
این ماهواره تنها ابزار مخابراتی ارتشه
- اینا کدهای مدار برهما هستن؟ - دقیقا
که برهما چه زمانی توی چه موقعیتی قرار داره
این کدها میتونن ماهواره رو از کار بندازن
میتونن خرابش کنن
اینطوری سربازای توی مرزمون...
خدا به دادشون برسه
اگه این اتفاق بیوفته هیچ راه ارتباطی باهاشون نداریم
دشمن میتونه بدون اینکه بفهمیم از خط کنترل بگذره
مثل کارگل؟
بدتر
بدون اون ماهواره، دشمن میتونه وارد کشورمون بشه
و میتونه نقشهی هند رو تغییر بده
اونم بدون اینکه بفهمیم
حق با الیاسی بود
اگه کسی بتونه موفق به نابود کردن ماهواره دفاعی بشه...
اسامه و داعش به دست فراموشی سپرده میشن
ولی بدون این درایو الیاسی نمیتونه کاری بکنه، نه؟
آره
خالد
اینو یه جای امن بذار
خیلی خیلی امن
بله قربان
ممنون آدیتی
تو یه سرباز واقعی هستی
فقط کافی لب تر کنی، قربان همین فردا باهات فرار میکنم و ازدواج میکنم
برو تو صف
10 دقیقه دیگه میرسیم به بندر
بله قربان
ممنون
قربان امروز باید بذارین! لطفا اجازه بدین
البته
چیو جشن میگیریم؟
بیگناهی شما و سلامت کشور
هنوز تموم نشده، خالد
هیچ مدرکی از اینکه سرهنگ سرباز الیاسیه نداریم
میتونیم ثابتش کنیم. چیزی برای ترسیدن وجود نداره
بسلامتی!
- نه قربان. ممنون - یالا خالد
حتی با دشمن هم یه گیلاس شراب رو میخورن
رخ
اسب
وزیر
همه بیارزشن
سرباز!
وقتی سرباز به خانه آخر برسه...
هر چی بخواد میتونه باشه
میتونه نتیجه بازی رو عوض کنه
هیچکی هم نمیتونه جلوش رو بگیره
متأسفم، داداش
موبایلهامون رو گرفتن. فرصتش نشد بهت زنگ بزنم
سراب، اگه امروز تو نبودی همه چی تموم شده بود
کاشف به عمل اومد که وفادارترین مهره من تویی
چه فایده؟ دیگه منو میشناسن
منو هم دیدن
ولی به زودی این صورت...
صورت؟
هنوز نقشت تموم نشده، سراب
سراب، با دکتر مالیکا سینگال آشنا شو
بهترین جراح پلاستیک دنیا
حتی خدا هم وقتی چهره کسی رو میسازه ممکنه اشتباه کنه ولی اون نه
برای صورت جدیدم عجله ندارم. ولی صورت اون
من یه شیر میخوام
صورتش جوری بینقص میشه که حتی مادرش هم نمیتونه فرقش رو ببینه
چندتا زخم کوچیک فقط براش میمونه ولی با لوازم آرایشی رو میپوشونیمشون
روی تارهای صوتی سراب هم کار میکنم
و با لیزر صداش رو متعادل میکنم
عالی نمیشه ولی کفایت میکنه
دوشادوش هم در زندگی قدم برمیداریم
همچون سایههامان که دنبالمان میکنند
نشونههای زیادی بود...
فکر میکردم باهوشی
تترودوتوکسین ریختم توی شرابت
قویترین نوروتاکسین دنیا
خوبیش اینه که دردی حس نمیکنی
زود تموم میشه
قربان
میبینی قربان
ماهانه 70 هزار روپیه میگیری که از کشورت دفاع کنی
ولی برای فروختنش...
70 میلیون بهت میدن
زنده باد هند، قربان!
خوب به کشورت خدمت کردی
سرنوشت کشور الان تو دستای منه
[مدار شمالگان]
ما توی موقعیتیم
موشک روی هدف قفل شده
این دکمه فعالش میکنه
ده دقیقه بعد...
با نابود شدن برهما، سربازا توی مرز درمانده میشن
بسم الله بگو
میونه خوبی با خدا ندارم
فشار دادن دکمه حق توئه، سراب
بدون تو هیچکدوم اینا امکانپذیر نبود
غیرممکنه!
من تو رو با دستای خودم کشتم
و منم بهت اعتماد کردم
سراب
دیروز برام یه داستان تعریف کردی
امروز نوبت منه
خالد فقط یه نقطه ضعف داشت
توی چشم راستش یه نقطه کور داشت
فقط من اینو میدونستم
اون روز یه معجزه شد
بیناییت 20 از 20 شد
یا دعاهای مادرت جواب دادن
یا الیاسی نه فقط صورت خودش
بلکه مال سربازش هم تغییر داده
همین؟
اینجوری لو رفتم؟
جنازه سراب هیچوقت پیدا نشد
حالا دلیلش رو میفهمم
تو راه عروسی آدیتی...
شکتون به جا بود، قربان
دوربینهای امنیتی رو بررسی کردم
خب؟
خالد معلق شده بود ولی بازم برگشت سر کار
انبار رو بررسی کردم
همه چی سر جاش و مرتب بود. ولی یه شیشه از تترودوتوکسین کم بود
و توی دفتر ثبت هم نشده بود
بعدش یه نقشه کشیدم
به آدیتی گفتم که یه پادزهر واسه سم درست کنه
و یه ردیاب بذاره توی دیسک
خالد، یه جای امن بذارش
خیلی خیلی امن
بله قربان
آدیتی پادزهرو بهم داد
فکرت پیش سم بود، نه پیش شرابت
وقتی شراب رو خوردی مطمئن شدم
خالد معتقد بود الکل حرامه. بدتر از حرام
چرا این همه خودتو به دردسر انداختی؟
چرا همون لحظه بهم شلیک نکردی؟
کل این داستان فقط یه هدف داشت
که درایو رو با ردیاب بهت بدم
تا منو به الیاسی برسونی! میفهمی که
تو باختی، سرگرد کبیر
اون موشک به زودی ماهواره دفاعی کشور عزیزت رو
تیکه تیکه میکنه
واقعا؟
یعنی چی؟
چطور ممکنه!
- چی شده؟ - نمیدونم قربان
موشک روی برهما قفل شده بود
ولی بعد از اینکه فعال شد مختصاتش عوض شد
این چرت و پرتا دیگه چیه!
قربان، نمیتونم جلوشو بگیرم. موشک دیگه پرتاب شده
به کجا میره؟
جایی نمیره
برمیگرده به طرف خودمون
مختصات ما وارد شده
وقت رفتنه
بندازش سراب
هنوزم بهم دستور میدی؟
ترک عادتای قدیمی سخته نه؟
بندازش سراب. سراب بندازش!
این صورت جدید خاصیت عجیبی داره
همه بهش اعتماد میکنن
ببخشید رئیس
سرباز به خونه آخر رسیده
کیش و مات!
این صورت مال خالد بود
تو لیاقت این صورت رو نداری
اجازه نمیدم با صورت اون بمیری
[سيدني - استراليا]
خوش برگشتی کبیر
تو یه قهرمانی
نه قربان
فقط به خاطر اینکه خالد اون روز جونمو نجات داد تونستم الیاسی رو بکشم
به خاطر من گلوله خورد
برای من، کسی که پدرش رو کشته
چه مدرک محکمتر از این برای اثبات میهن پرستی خالد باشه؟
قهرمان واقعی این جنگ خالدـه
میخوام افتخار این مأموریت به اون برسه
خودت چی؟
من یه خیانتکارم قربان
فکر کنم هردومون خوب میدونیم که
کاری که تنهایی میتونم خارج از سیستم انجام بدم داخل سیستم غیرممکنه، قربان
و تا زمانی که وفاداری تو وطن من فروشی باشه...
خریدارای زیادی مثل الیاسی پیداشون میشه
منتظر اونا میمونم
جنگ هنوز ادامه داره، قربان
روز خوش
سروان خالد رحمانی
با شجاعت و دلیری علیه تروریستها جنگید
اون جونش رو برای امنیت تیمش فدا کرد
مثل یه سرباز واقعی، بالاترین فداکاری رو برای ملتش انجام داد
سروان مرحوم خالد رحمانی از طرف دولت مورد تقدیر قرار گرفته
تا جایزهای دریافت کنه. از مادر ایشون نفیسه رحمانی درخواست میکنیم...
برای دریافت جایزه بیان بالا
«ترجمه: ميلاد طاهرخانی، رضا حضرتی» :: M.i.l.a.d, DeathStroke ::
صبح بخیر سرهنگ
چیکار میکنی، مأمور یاغی؟
قربان یکی بهم گفت که هر سربازی باید یکی رو داشته باشه
تا بخاطرش به خونه برگرده
الان وسط کار خونه هستم، قربان
روهی چطوره؟
حالش خوبه، قربان
امشب با یه پرواز برمیگرده هند
برنامه خودت چیه؟
دنبال یه پرواز ارزون به یه جایی هستم
پیشنهادی داری؟
دوست قدیمیت برای یه سمینار انگیزشی داره میره مسکو
میخوای بری پیشش؟
فرید حقانی!
دفعه پیش اسلحهات اونجا بود ولی خودت نه
این دفعه اسلحهام اونجا خواهد بود
و همینطور خودم
- زنده باد هند - زنده باد هند
WwW.Show-Time.iN
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.