All language subtitles for Unexpected.Heroes.Ep.4(@Mehdi_Rain)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫چویی جونگ هون در نقش سوهو

‫ لی مین هیوک در نقش جونیونگ

‫کیم سوهی در نقش یونجی

‫ پارک هانا در نقش دولهی

‫ قهرمانان غیرمنتظره

(Mehdi_Rain) مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫چرا خواستی اینجا همدیگه رو ببینیم؟

‫هی، من از مامانم راجبِ اهدا کننده پرسیدم

‫گفت که اون

‫خیلی فوق العاده بوده

‫خب اون آدم شگفت انگیز کیه؟ ‫اون…

‫گفت یه رازه

‫مامانمَم نمیدونه

‫تو از عموت پرسیدی؟ ‫چیزی فهمیدی؟

‫آره ‫فهمیدم

‫فکر کنم ما سه تا از یه نفر عضوِ اهدایی گرفتیم

‫من فکر کنم یه چیزی میدونم ‫چی؟

‫این

‫این... ‫این داداشِ دکتره، نه دوست پسرش؟

‫یعنی اهدا کننده یِ ما...

‫این وقت شب کجا بودین؟

‫دکتر

‫چی شده؟ اتفاقی افتاده؟

‫ما تصمیم گرفتیم که به اهدا کننده فکر نکنیم

‫نمیدونیم کیه اما ازش ممنونیم

‫مهم ترین چیز شروع یه زندگی جدید ‫و سخت کوشانه ـس

‫ازتون خیلی ممنونم و بهتون افتخار میکنم

‫میشه یه خواهشِ دیگه ای ازتون کنم؟

‫به نظرم توانایی ـتون یه هدیه ـس

‫دکتر، شما اینو میدونستین؟

‫من هماهنگ کننده پیوند عضوِ شما بچه ها هستم

‫قبل و بعد از جراحی، ‫راجب وضعیتتون بیشتر فهمیدم

‫پس...

‫امیدوارم بیفکرانه از مهارتِ ـتون استفاده نکنین

‫چرا؟ ‫ما نمیدونیم چرا شما این توانایی ها رو دارین

‫و آینده چه تغییری میکنه

‫اگه مردم بفهمن، ممکنه خطرناک بشه

‫پس باید چیکار کنیم؟

‫بیاین با هم دنبالِ یه راه حل بگردیم

‫حتما یه دلیلی داره که این اتفاق افتاده

‫همونطور که یونجی گفت، این یه زندگی جدیده

‫پس باید با دقت بررسیش کنیم ‫تا بتونیم بفهمیم

‫ممنون که بهمون درس زندگی جدید رو میدین

‫اینا کسایی هستن که باید ازشون تشکر کنیم

‫سانگیون و همه اینجان، نه؟

‫نظرت راجبِ چیزی که دکتر گفت چیه؟

‫فکر میکنی واقعا دلیلی داره؟

‫مطمئنم خیلی براش سخته

‫من واقعا دلم میخواست عادی باشم

‫نمیشه به عنوان یه هدیه بهش فکر کنیم؟

‫اگه این قدرت یه هدیه ـس، ‫میخوام ازش استفاده کنم

‫من میترسم

‫احساس می کنم قراره اتفاق ترسناکی بیفته

‫نگران نباش ‫تو ما رو داری

‫ما هیچوقت تنهات نمیذاریم

‫آره، نگران نباش

‫بیاین آپلودش کنیم

‫باشه

‫ها؟ ‫چرا فقط یه پاکتِ خالیه؟

‫چی شده؟ چرا زنگ زدی؟

‫زنگ زدم ببینم زنده ای یا نه

‫نیومدی دورهمی

‫کدوم دورهمی؟

‫چرا تعجب کردی؟ ‫نمیدونستی؟

‫اوه، نمیدونستم

‫مگه دعوتنامه نگرفتی؟ ‫خونه ـتُ عوض کردی؟

‫نه، دفعه دیگه میام

‫عجیبه

‫یه دزد؟

‫کارِ همونه؟ ازش سرنخی نیس؟ ‫فقط پول گم شده؟

‫چطوری فرار کرده؟ ‫ای بابا، خیلی عجیب غریبی

‫انگار خیلی هیجان زده ای

‫به هر حال، تو روز و شب باید درُ خوب ببندین

‫اومدم اینجا که اینو بهتون بگم

‫اگه یه خانم زیبا صاحب این خونه باشه، ‫خطرناک تر میشه

‫خانم زیبا؟ نکنه منظورتون دکتره؟

‫معلومه که منم ‫ممنون افسر مین

‫فقط بهم بگین جه هان

‫افسر مین ‫چِت شده؟ دیوونه شدی؟

‫نامه های پستی ـمون از هفته قبل دارن ناپدید میشن

‫شاید اون دزد از خونه های خالی دزدی میکنه، نه؟

‫نامه پستی؟ ‫چه جور نامه ای؟

‫هشدار مالیاتی، آگهی فروشگاهایی که پیک دارن،

‫و اطلاعیه تعمیر و نگهداریِ 25 هفته قبل

‫همه خونه ها داشتن، اما ما نداشتیم

‫درسته ‫اطلاعیه تعمیر و نگهداری هم ناپدید شده

‫برای شما هم چیزی نیومده ‫به نظر میومد عجیبه

‫واقعا ناپدید شده؟

‫تو از کجا همه اینا رو میدونی؟

‫چون از دو روز پیش همه چی عجیب شده ‫محیطِ اطرافم تغییر کرده

‫ها؟ ‫چرا فقط یه پاکتِ خالیه؟

‫مریض نشدی؟

‫نه

‫باشه، سعی میکنم ته توشو دبیارم

‫مطمئنم همین دورُ براس

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫باز لی یونجیه

‫هی، دیوونه شدی؟ ‫بس کن

‫باید جلویِ نگاهم رو بگیرم

‫بیرون منتظر بمون

‫برو بیرون. برو بیرون

‫معلم

‫باز تویی؟

‫یهویی از کجا پیدات شد؟

‫پشت این قفسه ها بودم

‫معلم. میخوام یه چیزی ازتون بپرسم

‫باز چیه؟

‫راجبِ یه حادثه ـس

‫کتابی هست که راجبِ تحقیقاتِ دزدی باشه؟

‫سلیقه منحصر به فردی داری

‫یه کم شبیه جنونِ ـه

‫چرا راجبِ اون کتابا کنجکاوی؟

‫میخوام راجب یه چیزی تحقیق کنم

‫و به این موضوع علاقه دارم

‫این موضوع؟ مثلا چی؟

‫آرزوم اینه نویسنده داستان پلیسی بشم

‫چیزایی که مربوط به قتل های رمزآلود باشه

‫اونا هم مثل تحقیقاتَن

‫کتاب های رمزآلود و کارآگاهی تو ردیف سِومه

‫ممنون

‫چرا میخواد راجبِ دزدِ ‫خونه های خالی تحقیق کنه؟

‫این چه جنونیه؟

‫نمیتونم بذارم دردسر درست کنه

‫پس دنبالم بیا

‫اینا عوارضِ بعد از جراحیه ‫چی؟

‫اینکه بخاطر لی گون دستپاچه میشم ‫و با شماها برادر شدم

‫اینا همه ـش عوارض جانبیه

‫وقتی آدم خون و بدن مشترک داشته باشه... ‫بهش چی میگن؟

‫رابطه! ‫تو هم همین حسُ داری، نه؟

‫یونجی، داری چیزی می بینی؟

‫آه، فکر کنم این عوارض جانبی باشه

‫اینجا یان گودونگ 12-8 ـس

‫و این خیابونِ پشتشه، خونه شماره 47

‫و اینم فروشگاهِ محله ـس که میشه شماره 35

‫اینا همه خونه هایی هستن که ‫این ماه ازشون دزدی شده

‫پس فکر میکنی اینا نشونه هایی هست ‫که از دزد به جا مونده؟

‫این یه الگوئه

‫دزد دنبال خونه های خالیه

‫نباید به افسر مین بگیم؟

‫مطمئنم آجوشی اینو باور نمیکنه

‫یون جی میتونه همه چی رو ببینه و یادش بمونه

‫میخوای اینو بهش بگیم؟ اگه برای هر خونه ای که ‫ازش دزدی شده یه نشونه ای هست،

‫فکر نمیکنین جاهایی که بعدا قراره ازش دزدی کنه، ‫یه نشونه ای باشه؟

‫ما اول اون خونه ها رو پیدا می کنیم ‫و تحت نظر میگیرم

‫حالا دیگه کارآگاه شدی!

‫مگه تو کونانی؟ ‫اشاره به انیمه کارآگاه کونان

‫بعد از خوندن چند تا کتاب داستان پلیسی، ‫نمیتونی اینکارو کنی

‫من اینو از تو کتاب نخوندم ‫فقط خودم میدونم

‫فقط با نگاه کردن بهش میتونم تصور کنم

‫روش ها و حرکاتش... ‫بسه

‫اصلا حق نداری کارِ خطرناکی کنی

‫آره، بیا یه کم بیشتر راجبش تحقیق کنیم

‫ای بابا، باز چی شده؟

‫عجب! ‫واقعا اینطوری بوده!

‫این همون نشونه ایه که راجبش حرف زدیم؟

‫نه، این یه کم فرق داره ‫اینجا هیچ نشونه ای از دزد نیس

‫آره، دقیقا! ‫فقط یه اِس نوشته شده

‫اگه هنوز نشونه ای از خودش به جا نذاشته،

‫این خونه یِ بعدیه

‫موهایِ تنم سیخ شد

‫اگه واقعا اینطور باشه، چه اتفاقی میفته؟

‫خونه یِ 303؟

‫آره، جدی میگم

‫اگه اینجا رو تحت نظر داشته باشین...

‫پس واسه همین بهم گفتی بیام اینجا؟

‫احتمالش خیلی زیاده اینطوری باشه

‫درسته، هیچکس نمیدونه قراره چی بشه

‫اگه خانم دولهی اینو میگه...

‫پس من اینجا می مونم و تحت نظر میگیرم

‫پس شما میتونین بچه ها رو بردارین و ببرین سونا

‫باشه ‫میشه ما هم بمونیم و اینجا رو تحت نظر بگیریم؟

‫معلوم نیس چه اتفاقی بیفته، ‫پس برین یه جایِ امن بمونین. باشه؟

‫قرار بود یه جایِ ثابت بمونیم

‫چطور میتونیم این وقتِ شب بریم سونا؟

‫چرا اینو میگی؟ من که خوشم میاد

‫میتونیم تخم مرغ و شراب برنج بخوریم

‫بیاین بریم!

‫چی شده؟

‫داری چیزی می بینی؟ ‫چیه؟

‫چیه؟

‫این!

(Mehdi_Rain) مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫ قهرمانان غیرمنتظره

(Mehdi_Rain) مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.