Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
(خواستگار روح روباه: پیمان ماه سرخ)
(قسمت سی و چهارم)
توشان الان کاری بهت نداره
از جونت سیر شدی
که بی اجازه وارد شدی؟
اون موقع با مادرم
چه قول و قراری گذاشتی؟
از روی دلسوزی
نجاتم دادی
یا بخاطر این بود که میخواستی از خون دونگ فانگ
برای نجات درخت اندوه استفاده کنی؟
رک و راست بهت میگم
من اون زمان با دونگ فانگ چین لان معامله کردم
توشان ازش محافظت میکرد
و در عوض اون خون معنوی خودشُ به توشان میداد
حالا که اون مرده
تو به عنوان پسرش باید این معامله رو انجام بدی
پس ماجرای بهشت و زمین برای محافظت از من نیست
نگرانی فرار کنم
و توی مواقع ضروری نتونم قربانی بشم، درسته؟
اون معامله به توافق دو طرف انجام شد
تموم این مدت
توشان تو رو مجبور به کاری نکرده
پس چرا وقتی ریش سفید سعی داشت منو قربانی کنه نجاتم دادی؟
حالا دیگه
فکر میکنی من نجاتت دادم؟
بعد از تموم این ماجراها
واقعا پشیمونم که ریش سفید اون روز دست نگه داشت
...معلوم شد
معلوم شد از همون اول اشتباه میکردم
خیلی اشتباه کردم
تولد با فامیلی دونگ فانگ
یه بهایی داره
چرا بهم دروغ گفتی؟
عادت کردم که اونا بیان سمتم
و سعی کنن منو بکشن
ولی هیچوقت فکر نمیکردم
تموم چیزی که تو ازم میخوای خون منه
توی این دنیا
همه به صورتشون نقاب زدن
مسخرهست که نقابشونُ بزنی کنار
و ازشون بپرسی براشون مهمی یا نه
نفهمیدی؟
هرکسی واسه خودش زندگی میکنه
عاشقم
نباش
عشق تو رو نمیخوام
از حالا به بعد
یوئه چوئی که دوستت داشت مرد
خودت دفنش کردی
از اینجا به بعد
ما فقط دوتا غریبه ایم
دونگ فانگ یوئه چوئی که واقعا توشان هونگ هونگ رو دوست داشت
امروز مرد
ممنونم که اون موقع با قلبت نجاتم دادی
من نصفی از قلبتُ
مهر و موم کردم
از این گذشته
هنوز وقت مرگت نرسیده
(به هر قیمتی)
(من باید از شش قلمرو محافظت کنم)
(از اون هم همینطور)
...رهبر
رهبر دونگ فانگ؟
هو وی شنگ
داری کجا میری؟
قرار شد امروز برای دعای خیرِ درخت اندوه بریم
زدی زیرش؟
نه نزدم زیرش
واقعا؟
پس چرا میخواستی دنبال رهبر دونگ فانگ بری؟
در موردم اشتباه میکنی
فقط میخواستم
بهش بگم در واقع خانواده شی من بودن که پوست هفت گنج رو دزدیدن
و باعث شدن ارواح درختی شئ جادویی خودشونُ از دست بدن
اتحادیه یی چی
وظیفه داره اونُ براتون پس بگیره
پس
بخاطر من بود؟
کاملا هم که نه
باید حقیقتُ بهش بگم
تا همه چی روشن بشه
نمیترسی همه چی بیفته گردن خودت؟
...خب من
خنگول، اون همچین کاری نمیکنه
ولی
گرفتن دعای خیر مهم تره
بعدا میتونیم به رهبر بگیم
راست میگی
بفرما
(عمارت شعله الهی)
(جادوی پوچی)
(بعد از امروز)
(جادوی پوچی دیگه وجود نداره)
(مجبور نیستی بازم با زندگیت ازم محافظت کنی)
این کینه و نفرت از کجا اومده؟
خیلی شدیده
توشان هونگ هونگ؟
کینه به دل گرفتی؟
تو بودی که به یوئه چو گفتی خون دونگ فانگ
میتونه درخت رو نجات بده؟
تعجبی نداره که کینه به دل گرفتی
بنظر میرسه دونگ فانگ یوئه چو بعد از فهمیدن حقیقت
باهات درگیر شده
توشان هونگ هونگ
اینکه کسی دوست داره ازت متنفر بشه احساس وحشتناکی داره، مگه نه؟
اشتباه میکنی
من کینه رو به دل گرفتم
تا روباه های سیاه رو مهار کنم
تا اون موقع، هم من و هم تو دست راست ملکه روباه سیاه هستیم
بین من و تو
اون کی رو انتخاب میکنه؟
با ملکه روباه سیاه دست به یکی کردی؟
توشان هونگ هونگ
دونگ فانگ یوئه به توشان پشت کرده
روزهای زیادی برات نمونده
(شی جی)
(این بار)
(دیگه نمیذارم شش قلمرو رو نابود کنی)
(بیا پیشم)
(بیا پیشم)
خواهر
خواهر
یوئه تی شیا دختر رئیس قبیله ارواح درخت
همراه یه انسان به اسم وی شنگ
برای وصلت به توشان اومده
همین حالا؟
اره
من با جزئیات براشون توضیح دادم وصلت چطوریه
اونا الان منتظرن
تا مراسم رو براشون انجام بدی
فهمیدم
وقتی اومدم داخل
دیدم نیروی تاریک وارد تالار هوگوانگ شده
خواهر
...تو
خوبم
...ولی
نیروی تاریک به تو مربوط نمیشه
وظیفه تو محافظت از توشانه
مادرم گفت
اگه دو نفر واقعا عاشق هم باشن
درخت اندوه بهشون گل پرک میده
ولی
اگه یه روح و یه انسان عاشق بشن
بازم گل پرک میگیرن؟
نمیدونم
ولی ما دستورات معاون دوم رئیس رو انجام میدیم
و از ته قلبمون دعا میکنیم
درخت اندوه حتما بهمون برکت میده
بیا دعا کنیم
ولی رئیس هنوز نیومده
بیا تمرین کنیم
من
یوئه تی شیا
...به ده درصد از قدرت معنویم
ده درصد خیلی کمه
بیست درصد
چطوره؟
به بیست درصد از قدرت معنویم قسم میخورم
که من هو وی شنگ رو از ته دلم دوست دارم
قول میدم تا وقتی که
مرگ جدامون کنه دوستش داشته باشم
...من هو وی شنگ قسم میخورم به
...به چیز
به هرچی دارم قسم میخورم
که یوئه تی شیا رو از ته دلم دوست دارم
تا همیشه عاشقشم
و ازش محافظت میکنم
تا وقتی مرگ ما رو از هم جدا کنه
درخت اندوه
لطفا بهمون گل پرک بده
و برامون دعای خیر کن
!چقدر ملموس
متاسفانه درخت اندوه نمیتونه بهتون برکت بده
خوبی؟
تو کی هستی دیگه؟
چرا بهمون حمله میکنی؟
چه ابله
چطور هنوز نفهمیدی؟
اون روح درختی که کنارته
فقط میخواد
پوست هفت گنج رو بگیره
این شئ جادویی ارواح درختیه
و معلوم شده که تو
هو وی شنگ رو ارباب خودش میدونه
درست روی کمرته
تو رو آورده اینجا
چون نمیتونه به زور ازت بگیرتش
باید فریبت بده تا عاشقش بشی
و با میل خودت اونُ بهش بدی
حرفهاش راسته؟
من
پوست هفت گنج رو روی خورم دارم؟
همش بخاطر پوست هفت گنج بود، درسته؟
حقیقت نداره
بذار توضیح بدم
یوئه تی شیا
وی شنگ
باهاش چیکار کردی؟
فقط یکم آب بی ریشه استفاده کردم
تا وادارش کنم شکل واقعیشُ نشون بده
و دیگه نتونه دوباره کالبد انسانی بگیره
این زن حیله گر بهت نزدیک شد
تا تو رو عاشق خودش بکنه
وقتی عاشقش باشی
پوست هفت گنج ازت جدا میشه
و اونُ ارباب خودش میدونه
از عوضی بازیش متنفری، نه؟
چطوره انتقامتُ بگیرم؟
نه
فایده نداره
پوست هفت گنج روی کمرت تو رو
از رعد و برق آسمانی حفظ میکنه
نمیتونی ازش محافظت کنی
توئه احمق
بکش کنار
غیرممکنه
گفتم ازش محافظت میکنم
باشه، پس امتحانش کن
نه
نه
پوست هفت گنج
پوست هفت گنج
تو پوست هفت گنج رو میخوای، درسته؟
بهت میدمش، بگیرش
نه
!برو
!برو
بگو ببینم
چطوری میتونم پوست هفت گنج رو بهش بدم؟
خودت فکر کن
فقط یدونه هفت گنج وجود داره
اگه بهش بدی خودت میمیری
واقعا حاضری برای
همچین دروغگوی مکاری بمیری؟
نه
هر چی هم بشه
!نمیتونم بذارم بمیره
باشه
بهت میگم
باید عاشقش باشی
باید عاشقش باشی
تا پوست هفت گنج ازت جدا بشه و
اونُ به عنوان ارباب خودش قبول کنه
عاشقم نباش
نباش
معذرت میخوام
نمیدونم چطوری پوست رو بهت بدم
نه
پس
دیگه هیچوقت دروغ نگو، باشه؟
هو وی شنگ
پس راست میگن که عشق دلیل لازم نداره
من واقعا عاشقتم
صدامو میشنوی؟
صدامو میشنوی؟
من واقعا عاشق اون احمقی که بودی هستم
صدامو میشنوی؟
خارج از قلمرو نفرت وجود داره ولی هیچ عشقی نیست
این عشقیه که
توی قلمرو وجود داره؟
این در واقع به یک ترسو شجاعت داد
تا جون خودش رو فدا کنه
رئیس
رئیس
لطفا نجاتش بده
لطفا نجاتش بده
میخوای نجاتش بدی؟
روباه سیاه با کینه و بغض رعد و برق آسمانی رو فرا خوند
نمیتونم نجاتش بدم
(...تو)
نرو)- (ولم کن-
(گل پرک)
(گل پرک ها شکوفه دادن)
(درخت اندوه عشق اونا رو احساس کرده؟)
یوئه تی شیا
هو وی شنگ
درخت غم عشق واقعی رو بین شما دیده
شما دوتا الان متعلق به همدیگه هستین
خب که چی؟
اون دیگه هیچوقت بیدار نمیشه
اون هیچوقت نمیفهمه چقدر دوستش دارم
درخت اندوه داستان شما رو از نو شروع میکنه
دوباره میتونین همو ببینین
واقعا؟
به درخت اندوه اعتماد کن
به عشق باور داشته باش
(باید هر چه زودتر)
(این ماجرا رو تموم کنم)
(هیچکس نباید دوباره آسیب ببینه)
نقشهت شکست خورد؟
هو وی شنگ برای یوئه تی شیا خودشُ فدا کرد
نمیشه باور کرد زیردست روباه سیاه هم بتونه اشتباه کنه
اون آدم، اون روح درخت رو دوست داشت
و ازش در برابر رعد و برق آسمانی که از غضب نازل شده بود محافظت کرد
خارج از قلمرو هیچ عشقی نیست
تو هم یه زمانی توی قلمرو زندگی میکردی
میدونی
عشق روی زمین چطوریه؟
عشق واقعا میتونه
در برابر رعد و برق آسمانی محافظت کنه؟
برای عشق
سخته
ولی برای نفرت آسونه
توی خون مردم خودخواهی
طمع
و کینه جاریه
هرکدومش برای شعله ور کردن نفرت کافیه
توی این دنیا
نفرت
قدرتمندترینه
توشان هونگ هونگ چطوری نفرت رو
به بدنش جذب کرده؟
چطوری نقشه ملکه روباه سیاه رو میدونی؟
خیلی وقته باهاش کار میکنم
ما با هم شریکیم، چطوری میتونه اینُ ازم مخفی کنه؟
نفرت توی توشان هونگ هونگ به سرعت در حال پیشرویه
بعد از اینکه نفرت سراسر وجودشو گرفت
و گل پرک های سیاه تموم بدنشو پر کرد
اونوقت کاملا خودشو گم میکنه
اون موقع
ملکه میتونن از موانع عبور کنن
و وارد قلمرو بشن
نیروی تاریک از تالار هوگوانگ بیرون اومد؟
بنظر میرسه
خواهر نمیخواد دربارهش صحبت کنه
تازه
خلق و خوشم خیلی عوض شده
تعجبی نداره که این اواخر
میرفتم دیدنش ازم دوری میکرد
پس اتفاقی توی تله شی جی افتاده
باید تحت نظر بگیریمش
نظرمه فعلا تنهاش بذارین
لای؟
تو یه چیزی میدونی، مگه نه؟
بهمون بگو
خواهر چش شده؟
رئیس داره نفرت جذب میکنه
فقط وقتی نفرت کافی توی بدنش باشه
میتونه به روباه های سیاه فرمان بده
و راهی واسه خلاصی از شرشون پیدا کنه
نفرت
روی ذهنش تاثیر میذاره؟
اره
وقتی نفرت به اوج قدرت برسه
احتمالا ذهنش
توسط اون کنترل میشه
وقتی میدونستی
چرا جلوشو نگرفتی؟
خواهرتون تصمیمشو گرفته
هیچکس نمیتونه منصرفش کنه
نمیتونم بذارم همچین خطری کنه
انقدر نخواین نظرمو عوض کنین
خواهر
نفرت ذهنت رو درگیر میکنه. خیلی خطرناکه
به خودت فکر نمیکنی
به انسان ها و ارواح فکر کن
به قدرت زیادت فکر کن
اگه کنترل خودتو از دست بدی
عواقبش قابل تصور نیست
همین که گفتم
فقط وظایف خودتونُ انجام بدین
درباره باقیِ مسائل
خودم حواسم هست
خواهر
من و یایا همیشه به حرفات گوش دادیم
ولی این دفعه خطرش خیلی بیشتره
باید رک و راست نقشهتو بهمون بگی
تا من و یایا بتونیم بهت کمک کنیم
وقتش که رسید
بهتون میگم
...خوا
شما دوتا
فکر میکنین اختیارمو میدم دست نفرت
و موجودات بیگناه رو میکشم؟
نه
من مطمئنم هر اتفاقی هم بیفته به
بی گناه ها آسیب نمیزنی
حالا که اینطوره
باید برین بیرون
!بیرون
(عمارت شعله الهی)
خودتو نشون بده
حوصله اونایی که
ازشون متنفرم رو ندارم
حرفی داری بزن
بعدم گورتو گم کن
تا قبل از این هروقت منو دیدی میخواستی بکشیم
ولی الان فقط میخوای از اینجا برم
بنظر میرسه بابت اینکه چشم و گوشتُ
باز کردم ازم ممنونی
دیگه مزخرف نگو وگرنه میکشمت
به عنوان رهبر اتحادیه یی چی
کنجکاو نیستی بدونی
روباه های سیاه چطور وارد قلمرو شدن؟
نمیخوای نقشه توشان رو خنثی کنی؟
میتونم حقیقت رو بهت بگم
روباه های سیاه قبلا
از قلب درخت اندوه
وارد توشان شدن
همش کار توشان هونگ هونگه
اون از تو
مرحله به مرحله برای ساختن اتحادیه ارواح
و همکاری با انسان ها استفاده کرد
بعدش گذاشت روباه های سیاه همکاری رو خراب کنن
دلیلش اینه که اون مدت ها بود
به نفرتی که میتونه شش قلمرو رو نابود کنه علاقه داشت
میخوای به چی برسی؟
با من کار کن
بیا با هم از شر توشان و روباه های سیاه خلاص بشیم
چی فکر میکنی؟
میخوای به روباه های سیاه پشت کنی؟
فکر میکنی
فقط میخوام شاهد حکومت ملکه روباه سیاه به قلمرو باشم؟
میخوام شش قلمرو رو با هم متحد کنم
همین
خیلی پرحرفی کردی
ولی انگار فقط میخوای از من
برای مقابله با توشان استفاده کنی
هر جور میخوای فکر کن
ولی توشان هونگ هونگ
به نیرو های ملکه روباه سیاه پیوسته
به عنوان رهبر اتحادیه یی چی
چطوری میتونی دست رو دست بذاری؟
وقتی اونا بر شش قلمرو مسلط بشن
انسان ها زیردستشون میشن
اونوقت دیگه خیلی دیره
خب که چی؟
تو خیلی وقته سنگ ملکه روباه سیاه رو به سینه میزنی
تو میتونی هر کاری لازمه برای حکومت به شش قلمرو بکنی
چرا اون نتونه؟
رهبر دونگ فانگ
بعد از مدت ها دوست داشتن توشان هونگ هونگ
قبول کردنش برات سخته
درک میکنم
خیله خب
سه روز بهت وقت میدم
خوب فکراتو بکن
ببین کی دشمنه
و کی دوستت
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.