Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
(خواستگار روح روباه: پیمان ماه سرخ)
(قسمت بیست و چهارم)
پس پیچ و تاب های زیادی
تو دره هولونگ هست
اگه ما رو نیاورده بودی
هرکی دیگه از بیرون میومد گم میشد
پاسبان لیو
بفرما
یان روشان
آدم های زیادی رو گول زدی
دیر یا زود مجازات میشی
ممنون از یادآوریت
متاسفانه
هنوز کسی نیست
که بتونه گولم بزنه
رئیس قبیله چی
چطور جرات میکنی جلوم کلک بزنی؟
اطراف رو نگاه میکردی
سعی داری موقعیت دره رو رصد کنی؟
خب که چی اگه رصد کنی؟
الان فقط میتونی اینجا بمونی
واقعا میخوام بهتون ملحق بشم
اینکه صادقی یا نه برام مهم نیست
کاری که الان باید بکنی
فکر کردن به اینه که چطور حساب این زنیکه رو برسی
این مانعیه که با قدرت نیروی اژدهای آتشین گذاشتم
بهتون نصیحت میکنم که انرژیتون رو هدر ندین
نمیتونین فرار کنین
رئیس قبیله چی
چرا وقتی بهم هدیه میدی
همچین جای تاریکی رو انتخاب کردی؟
من هیچوقت مدیون کسی نمیشم
حالا که
از زندان هون تیان نجاتمون دادی
این دو نفر رو
که یکی پاسبان اتحادیه یی چیه
و اون یکی شاگرد توشان رونگ رونگه
جبران من در نظر بگیر
وقتی توشان هونگ هونگ اومد
میتونی ازشون به عنوان گروگان استفاده کنی
انگار
داری ردم میکنی
خداحافظ
اگه اینطوری نگاهم کنی
یکم دل کوچیکم میترسه
تو یه مرد هزار چهره ای
مردم رو راحت گول نمیزنی؟
حالا که خودت گول خوردی
چه حسی داره؟
گفتم که بی احتیاط بودم
وقتی رفتم بیرون
تاوان اتفاق امروز رو میگیرم
فکر میکنی هنوز فرصتی داری؟
داری چیکار میکنی؟
چطوری با اون دخترها لاس میزدی؟
درباره چی حرف میزنی؟
ازت بازجویی میکنم. معلوم نیست؟
حرف بزن
...خب
چطور بگم؟
صادق باش
چطور کاری کردی که اون دخترها عاشقت بشن؟
لازمه بگمش؟
خودت چی فکر میکنی؟
درواقع
هیچوقت باهاشون لاس نزدم
وقتی اون دخترها من رو می بینن
همیشه پیشقدم میشن
بی حیا
یان روشانِ زن دزد
حیله گر و چرب زبونه
راحت زنها رو با زیباییش فریب میده
بذار اصلاحش کنم
درستش "راحت زن هایی رو فریب میده که
"خوشگلن و نسبت به زیباییش فهمیده ان
به زن هایی مثل تو که اصلا
زنونه نیستن علاقه ای ندارم
به کی میگی زنونه نیست؟
تو
میخوای چیکار کنی؟
بذار نشونت بدم که
زنونه نبودن چه معنی ای داره
کمک
کی هستی؟
چرا دنبالم میگردی؟
من
اینجام تا یه خبری بهت بدم
خبری بهم بدی؟
نزدیک دره هولونگ زندگی میکنم
اخیرا برادرت چی لی
به یکم دردسر برخورده
برادرم تو دردسره؟
چه دردسری؟
توشان هونگ هونگ فهمیده
که اونها تو دره هولونگ مخفی شدن
هر لحظه ممکنه حمله کنن
رئیس قبیله چی لی
میخواد اول یکی رو برای صدمه زدن به توشان هونگ هونگ بفرسته
اینم گفت که هرکی باشه
در صورتی که بتونه ماموریتش رو انجام بده
می تونه نائب رئیس راهزنای چی شا بشه
ولی بعد از صدور فرمان
کسی جرات نکرد بره
برادرم واقعا گفت که
هرکس به توشان هونگ هونگ صدمه بزنه
میتونه نائب رئیس بشه؟
طبیب
سرخس آویخته داری؟
سرخس آویخته؟
صبر کن
توشان هونگ هونگ
بیا بیرون
به چه جراتی به برادرم زور میگین؟
اول باید بپرسین موافقم یا نه
چی شان
تنت واسه مردن میخاره
چطور جرات میکنی اینجا دردسر درست کنی؟
دقیقا
چطور جرات میکنی جلوی مردم رئیسمون رو تحریک کنی؟
سرت به تنت زیادی کرده؟
دنبال دعوام
بیارینش من رو بکشه
نگران نباش
قبلا یکی به رئیس خبر داده
فقط منتظر مرگت باش
رئیس اینجاست
رئیس- رئیس-
رئیس
رئیس، اونه
توشان هونگ هونگ، بذار ازت بپرسم
چرا همیشه دنبال دعوا با برادرمی؟
بهت توهینی کرده؟
چرا بهش فشار میاری؟
چی شان
راهزنان چی شان سال هاست که خشونت به خرج میدن
اونها آدم های بیگناه بیشماری رو کشتن
این بار با ارواح شیطانی تبانی کرد تا فرار کنه
گرفتنش مسئولیت اتحادیه ارواحه
برادرم یه روح شیطانیه
ارواح شیطانی باید کارای شیطانی کنن
فقط ارواح خوبی مثل شما میتونن تو این دنیا زندگی کنن؟
نمیذاری ارواح شیطانی زندگی کنن؟
چی شان
چند بار به توشان اومدی تا دردسر درست کنی
با در نظر گرفتن ذات بیگناهت
و اینکه هیچوقت اشتباه بزرگی نکردی
ازت تاوان اینو نمی گیرم
چرا این ماماسک رو نگه داشتی؟
سعی میکنی منو بترسونی؟
گمشو
برو کنار
برین کنار
...توشان هونگ هونگ
...این هاله لعنتی
لعنتی
چی شان
...تو
یه اتفاقی افتاده
کجاست؟
بریم و ببینیم
تو چرا اینجایی؟
به عطاری رفتم تا گیاه بگیرم
چی شان رو ببین
شبیه پنجه عایقه
(زندان هون تیان)
خواهر یایا؟
اینجا رو ببین
خوب مصممی
فکر کردم فقط اسم هونگ هونگ رو می نویسی
میخوام
ولی اگه خواهرت بفهمه
دوباره شکنجه ام میکنه
به این همه چیزای ناخوشایند فکر نکن
هندونه بخور
مشکل چیه؟
قبلا وقتی حوصله نداشتی
همیشه میخواستی هندونه بخوری
نمی فهمم
چرا هونگ هونگ کلا یه نفر دیگه شده
به نظرم
باید اینطوری بهش فکر کنی
وقتی از کوه پایین رفتی
هیچوقت به اینکه دوباره
هونگ هونگ رو ببینی فکر نکردی
ولی به این زودی دوباره دیدیش
باید خوشحال باشی
اصلا خوشحال نیستم
از رفتن از توشان پشیمونی؟
حتما باید یکی این قدم رو برای
صلح بین انسان ها و ارواح برداره
آره
ببین
تو 3 سال گذشته
ابزار جادویی زیادی برای انسان ها تهذیب کردی
درضمن
نزاع های زیادی بین انسان ها و ارواح رو حل کردی
همه اینو یادشون میمونه
درضمن
حتی تو اتحادیه یی چی
حرفات و کارات بیشتر ارزش داره
ممنون از نگرانیت
تو تنها کسی هستی که بهم اهمیت میده
گوساله
همین که من بهت اهمیت میدم کافی نیست؟
اگه لای دربارش بفهمه
حسودی میکنه
لبخند میزنی؟
خوبه
هندونه بخور
یکم میخوای؟
نه، برای تو آوردمش
اوه نه
یکی از خواهر تقلید کرده
و چی شان رو با
پنجه عایق کشته
شی جی هنوز اونجا مهرومومه
کی از پنجه عایق تقلید کرده؟
هرچی هست
نمیتونیم گرفتن ارواح تو دره هولونگ رو به تاخیر بندازیم
نذار روی ایجاد پادزهرت تاثیر بذاره
جز تو
فقط شی جی میدونه چطور از پنجه عایق تقلید کنه
دیگه کی برات پاپوش درست میکنه؟
این شخص حتما به خوبی توشان رو میشناسه
به نظر میاد توی توشان
جز روباه چشم سفید
جاسوس دیگه ایم هست
رئیس
یایا
چرا آوردیش اینجا؟
نتونستم جلوشو بگیرم
بهت گفتم
نمیتونی زندانیم کنی
کی فرار کردی؟
حالا به اینکه چی شان رو کشتم مشکوکی؟
چطور فهمیدی چی شان کشته شده؟
خواهر من میتونم شهادت بدم
تو زندان بود
هیچ جا نرفت
برای این میدونه که
من بهش گفتم
چرا به زندان رفتی؟
...من
کافیه
برای آخرین بار روشنش میکنم
من ابدا جاسوس نیستم
جاسوس واقعی
کسیه که تو تاریکی مخفی شد تا چی شان رو بکشه
پروانه معنوی اون شب هم
بهش یه ربطی داره
این فقط حدس توئه
گمانه زنی توام فقط یه حدس نیست؟
شما حرف بزنین
خب
من و یایا بررسی میکنیم
که سرنخ دیگه ای روی چی شان هست یا نه
بریم
بریم
میخوای چیکار کنی؟
این ثابت کرده که جاسوس نیستم
رئیس
به جای تمرکز روی شک کردن به من
چرا برای گرفتن ارواح شیطانی
و فهمیدن توطئه پشتش
باهام کار نمیکنی؟
اگه موافق نباشم چی؟
پس فقط می تونم نان گونگ شی رو بیارم تا باهات کار کنه
تهدیدم میکنی؟
میتونی اینطوری بهش فکر کنی
باشه
با آزاد کردنت موافقم
ولی باید قول بدی
که دیگه دنبالم نمیای
و در طول زمان همکاریمون
کاری که میگم بکنی
حله
همش تقصیر توئه
نمیتونی مراقب یه بچه آدم باشی
میتونم جلوشو بگیرم
ولی نمیتونم فقط تماشا کنم که
رئیس یکی رو با یکی دیگه اشتباه میگیره
و الان شرایط خطرناک و پیچیده ست
فقط همکاری با یوئه چو
بهترین انتخاب رئیسه
منظورت چیه؟
جز یوئه چو
دیگه کیو میتونی پیدا کنی که زندگیشو به خطر بندازه
تا از رئیس محافظت کنه؟
واقعا دلم براش میسوزه
خواهرت
احساسات اونو درک نمی کنه
ولی در مقایسه با یوئه چو
بیشتر دلم برای خواهر می سوزه
حداقل یوئه چو
هنوز عشق داره و میتونه عشق بورزه
ولی خواهر دیگه نمیتونه عشق بورزه
نائب رئیس
نائب رئیس
جسد چی شان گم شده
برادر
اگه فقط فرار کنیم
وقتی اخبار درز کرد
و اون ارواح شیطانی فهمیدن
بهمون می خندن
توشان هونگ هونگ دیر یا زود میاد
اگه نریم کارمون تمومه
چی شد؟
چی شان
کی جسد چی شان رو میدزده؟
نکته این نیست
نکته اینه که فایده دزدیدن جسد چیه؟
درسته
یکی میخواد از چی لی علیهم استفاده کنه
تا با توشان مقایله کنه
پس اشتباه کردن
راهزنان چی شا قدرتمندن
ولی به خوبی تو نیستن
درست میگی
چی لی نمیتونه هونگ هونگ رو شکست بده
مجبور نیست با توشان روبرو بشه
ولی مرگ چی شان
چی لی رو مجبور میکنه
که دشمن هونگ هونگ بشه
نباید به دره هولونگ بری
حتما تله ست
حالا که اینطوری میگی
واقعا میخوام کسی که پشتشه ببینم
خواهر بی فکر نباش
پادزهر هنوز آماده نیست
چرا یکم بیشتر منتظر نمیمونی؟
همگی
پادزهر مه آماده ست
مشکلی هست؟
پادزهرت
درست به موقع اومد
جسد چی شان گم شده
تو یه پاسبانی
بهم بگو
برادرم چطور مرده؟
چیزی فهمیدی؟
بگو
این زخم
باید توسط پنجه عایق ایجاد شده باشه
پنجه عایق؟
تو شش قلمرو
فقط توشان هونگ هونگ
پنجه عایق رو بلده
بهتره مسئولیتش رو قبول کنه
اگه منو بکشه مشکلی نیست
ولی چرا باید
برادرم رو قاطی میکرد؟
تو و یان رو شان رو میکشم
!بعدشم توشان
صبر کن
من توی توشان زندگی کردم
با توجه به سطح چی شان
لازم نیست رئیس خودش رو تو زحمت بندازه
یادم رفت
تو شاگرد توشان رونگ رونگی
اگه جرات داری
توی دره هولونگ خودت رو نشون بده
اگه جرات داری
برو سراغ رئیس توشان
و رو در رو ازش بپرس
یان رو شان، دهنت رو ببند
!چی لی
میتونی رییس
رو بکشی؟
نگران نباش
اول شماها رو میکشم
بعد میرم سراغ توشان هونگ هونگ
!چی لی
!بسه
مگه فرار نکردی؟
چرا برگشتی؟
مطمئنی
میتونی توشان هونگ هونگ رو بکشی؟
خسته کننده است که فقط بکشیش
منظورت چیه؟
زمین دره هو لونگ
با بقیه درهها فرق داره
اگه بتونیم توشان هونگ هونگ رو گول بزنیم
همینجا کارش رو تموم میکنم
حالا چرا عمدا چی لی رو تحریک کردی؟
منظورت از عمدا چیه؟
نمیدونم در مورد چی حرف میزنی
فکر کردی نفهمیدم
عمدا رو مخ
چی لی میرفتی؟
و گرنه یکی مثل تو
که کارش کلک زدن
و دروغ گفتنه
چی لی از دستت عصبانی نمیشد
برادرش مرده
باید عصبانیتش رو سر یکی خالی کنه
من سر سختم
با چندتا ضربه
چیزیم نمیشه
ممنون
چی؟
هیچی
فکر نمیکنم اهریمن بدی باشی
چرا اون دخترها رو اذیت کردی؟
باور کنی یا نه
واقعا من اون دخترها رو نکشتم
منم میخوام بدونم
کی برام پاپوش دوخته
حتی اگه نکشته باشیشون
احساساتشون رو به بازی گرفتی
آره، من آدم بدیم
ولی اونهام حرص زیبایی داشتن
اگه اونقدر زشت بودم
که نشه نگاهم کرد
فکر میکنی بازم گول منو میخوردن
و به حرفام گوش میدادن؟
این فقط یه بهونه است
مهم نیست چی بشه
دستگیرت میکنم
هر دوطرف خواستههایی داشتیم و
به خواستههامون رسیدیم
...تو
به خاطر نگرانیت ممنون
ولی
نباید نگران
یه زن دزد باشی
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
میخوای یه داستان بشنوی؟
چه داستانی؟
درباره یه دختر بچهاس
روزی روزگاری تو یه روستا
یه دختر بچهای بود
(هی زشتول، خیلی زشتی)
(اومدی خرید کنی؟)
(خیلی زشتی، باید توی غار زندگی کنی)
(میخوای فرار کنی؟)
(کجا میری؟)
(زود باشین)
(نقابش رو بردارین)
(!برش دارین)
!خیلی زشتی-) (!خیلی زشتی-
!خیلی زشتی-) (!خیلی زشتی-
(!خیلی زشتی)
(بریم)
هر چند افراد خانواده لیو
از بچگی حس بویایی قویای دارن
ولی قبل از اینکه بالغ بشیم
بینیهامون از بقیه انسانها بزرگتر میشه
برای همین از نظر آدمای عادی
فرق داریم
ازشون متنفر نیستی؟
چرا؟
چون میدونم
آدمها نمیتونن تصمیم بگیرن چه شکلی باشن
ولی دست خودته بخوای چه جور آدمی باشی
نمیخوام نظر بقیه
رو شخصیتم اثر بذاره
در واقع عشق ظاهری
موقتیه
وقتی کسی رو واقعا دوست داشته باشی
ظاهرش برات مهم نیست
واقعا همچین آدمهایی وجود دارن؟
معلومه
اگه از ته دل بخوای
همچین کسی پیدا میشه
نمیدونم رئیس قبیله مشکلش چیه
باید بکشیمشون
نگه داشتنشون فقط غذا هدر دادنه
باید حواسمون باشه فرار هم نکنن
باید بکشیمشون
بخورین
چی شده؟
بذار ببینم
بذار ببینم
بهت میگم که
بذار خودم اینکارو بکنم
همه چیو خراب نکن
ناخن های قشنگت رو شکستی
درد گرفت
درد میکنه؟
آره
خیلی خب
بیاین همینجا جدا بشیم
خواهر
چی لی خبر داده
یان رو شان و لیو جیان ون رو دستگیر کرده
معنیش اینه حتما توی
دره هولونگ کمین کرده
بهتره لای رو با خودت ببری
نمیخواد
شما دوتا توی توشان بمونین
مواظب باشین
با این حال
از زمین دره
هولونگ شناختی نداریم
ارواح اهریمنی هم کمین کردن
اگه
لای بتونه بره
عالی میشه
اگه میترسی
چرا توی توشان نمیمونی؟
به هر حال پادزهر آماده است
درسته؟
اگه بری سر بار میشی
چرا اینجوری نگاهم میکنی؟
راستش رو گفتم
نگاه نکن
خجالت میکشم
اگه اون نیاد
و بخارهای سمی دره مشکلی ایجاد کنه
تو میتونی باهاش مقابله کنی؟
...من
داره دیر میشه
برین خدانگهدارتون
به نظرت خواهر
یه کم خشن نبود؟
به نظرم اون دلقک شکست میخوره
نگران نباش
شکست نمیخوره
هر چی خواهرت بداخلاقتر بشه
پسرمون قویتر میشه
!نه
!نه
یان رو شان
معمولا میره سراغ خوشگلها
دیگه سخت گیری نمیکنه؟
ولم کن
حتما گشنشه
ولم کن
شوئه زانگ
بی صفت
!یه می
وقتی توی زندون یون تیان بودیم
گفتی تا آخر عمرت عاشقم میمونی
حالا که فرار کردیم
الان پشت سرم با یکی دیگه میگردی
اونم با یکی مثل لیو جیان ون؟
چطور جرات میکنی جلوی خودم بهم توهین کنی؟
معیارهای شوئه زانگ خیلی عجیبه
از تو خوشش میاد؟
...تو
خوب نگاه کن
منم
مرد هزارچهره
توشان هونگ هونگ راه افتاده
بعد از حمله توشان هونگ هونگ به دره
طبق نقشه پیش برین
اگه همکاری کنیم
حتما میتونیم انتقام مرگ برادرت رو بگیریم
!برادر
خبر بد
چی شده؟
...یه می
!یه می گم شده
گم شده؟
بهش نگفتم چهار چشمی مراقب اون دوتا تو زندون باشه؟
یان رو شان و لیو جیان ون کجان؟
اونها هم رفتن
!احمق
چیکار کنیم برادر؟
یان رو شان و لیو جیان ون
با گروگان گرفتن یه می فرار کردن
چند نفر رو ببر
قبل از اینکه توشان هونگ هونگ وارد دره بشه
برشون گردون
با داشتن اونها
توشان هونگ هونگ نمیتونه کاری باهامون بکنه
!باشه
اونجا
اونجام تله گذاشتن
اون چیه؟
یه گذرگاه مخفی؟
مسخره اس
اگه بتونی به این راحتی ببینیش
دیگه گذرگاه مخفی نیست
بانو یه
انگار هوشم رو دست کم گرفتی
درست حدس زدی
کار مورد علاقهام
بردن دل خانمهاس
چکار میکنی؟
با پاسبان لیو همکاری کن
و گرنه جلوی خودم رو نمیگیرم
این... پل برای رفتن از دره است
درسته
وقتی وارد دره شدیم
از پل رد شدیم
دیگه چی؟
بگو
پشت دره هولونگ یه صخره هست
که رو به روی پرتگاهه
اونجا پر از مه سمیه
میتونیم با این پل
رفت و آمد کنیم
پاسبان لیو
نمیشه بهش اعتماد کرد
مراقب باش
میخوای چیکار کنی؟
عادت ندارم تسلیم بشم
پاسبان لیو
بانو لیو
مشتاقانه منتظر همکاریم
!به امید دیدار
یان رو شان
!پیدات میکنم
شما نژاد انسان ضرب المثلی ندارین؟
یه روده راست تو شکم این مرد نیست
چه زن دزد احساساتیای
چرا وقتی فرار کردی معشوقه
جدیدت رو با خودت نیاوردی؟
اول پادزهر رو بخورین
وضعیت دره هولونگ غیرقابل پیش بینیه
وقتی رفتیم تو، هر کاری گفتم بکنین
بله
نگران نباش
نزدیکت میمونم
و تنهات نمیذارم
منم دنبالت میام
تو دخالت نکن
من با رئیس میرم
که مراقبش باشم
اگه دنبالش کنی- جناب دونگ فانگ-
مراقب خودت باش
کنارم بمون
ازت مراقبت میکنم
یوئه چو
رئیس توشان
انگار ازت خوشش نمیاد
باهوش کی بودی؟
ضایعس اخه
خوب گوش بدین
مراقب دونگ فانگ لو باشین
نذارین کسی بهش صدمه بزنه
وگرنه سربار رئیس توشان میشه
بله
از راهزنهای معروف چی شاه نبودی؟
با همچین مهارت سطح پایینی
رئیس منو به مبارزه میطلبی؟
حواسم نبود
افتادم توی دامت
دوباره بجنگیم؟
دوباره؟
خیلی دلت میخواد
یان رو شان
میخوای کجا بری؟
گفتی
راهزنهای چی شا لیاقت اسمشون رو ندارن
گفته باشم که چی؟
نشونت میدم
راهزنهای چی شا چه قدرتی دارن
!اشک دریا
لازم نیست تن به تن مبارزه کنم
نور مهتاب کافیه
داری نیروی معنویت رو از دست میدی، درسته؟
!نه
!نه
!نه
...نه
!نه
یان رو شان
امروز میکشمت
منتظر چی هستی؟
زود باش فرار کن
چیکار میکنی؟
!برو
تو حریف اژدهای آتشین نمیشی
نگران نباش تا وقتی بتونم جلوی نور مهتاب رو با این بگیرم
!میتونم حریف چی لی بشم
!برو
!شکل واقعیت رو نشون بده
...اگه
قول بده اگه این بار نتونم
زنده برگردم
خودت رو تحویل بدی
لیو جیان ون
چیکار میکنی؟
!نمیتونی شکستش بدی
!لیو جیان ون
!لیو جیان ون
میمیری
!لیو جیان ون
نوبت منه
بیا
اژدهای آتشین ریش قرمز
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.