All language subtitles for Fox Spirit Matchmaker - Red Moon Pact S01E20

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

(خواستگار روح روباه: پیمان ماه سرخ )

(قسمت بیستم)

چطوره؟

جلوی این همه آدم

زیر قولت که نمیزنی، نه؟

یوئه چو

قبولی

آفرین آفرین

عالیه

آفرین

یوئه چو

وقتی به توشان خیانت کردی

برای چی سراغ ما اومدی؟

اگه از دیدن خائنی مثل من متنفری

برای چی به دیدن رقابتم اومدی؟

...تو

اشکال نداره اگه بد خط باشی

(یا)

ولی این دائمیه

حتی دائمی بودنش هم مشکلی نیست ولی یه خط رو جا انداختی

سعی داری چیکار کنی؟

خب پس سری بعد که برگشتم توشان

اون خط رو برات درست میکنم

بستگی به این داره که زنده بمونی یا نه

بعد از کاری که امروز کردی

قطعا آدمای زیادی به سراغت میان

خیلی خوب میشه

من انتخاب کردم توی آزمون اتحادیه شرکت کنم

چون میخواستم آدمای بیشتری منو بشناسن

که شامل کسایی که قراره بیان سراغم هم میشه

چرا؟

چون نیاز به شهرت زیاد دارم

خیلی خیلی زیاد

توقع نداشتم انقدر خودشیفته باشی

به نظر من

یوئه چو میخواد آدمای بیشتری

صداش رو بشنون

منو خوب میشناسی

با داشتن شهرت

(اتحادیه یی چی)

میتونم کاری کنم آدمای بیشتری

منو بشنون و باور کنن

فقط اون موقع میتونم تلاش کنم نسل انسان رو قوی تر کنم

و فقط با قوی تر شدن نسل انسان

ترس و شک قبیله ارواح از بین میره

و تنها در اون صورت

بین انسان ها و ارواح، صلح واقعی به وجود میاد

این یعنی از قصد از توشان رفتی

تا تو اتحادیه یی چی شرکت کنی؟

نکنه میخوای هرکسی ابزار جادویی خودش رو داشته باشه؟

ولی تا حالا بهش فکر کردی که

صلح بین انسان ها و ارواح خیلی سخت به دست میاد؟

به هر حال باید تلاشم رو بکنم

فقط در صورتی میتونم برگردم

که نهایت تلاشم رو کرده باشم

خداحافظ

با این که این بار تو سفرمون

نتونستیم گوگو رو بگیریم

ولی همش هم بیخودی نبود

درسته

توقع نداشتم اصرار اون عوضی برای پایین رفتن از کوه

به خاطر انسان ها و ارواح باشه

الان داره از طلسم روباه فرار میکنه

کار راحتی نیست

روباه قدرنشناس

اگه به خاطر شلوغی صف کسایی که قبول شدن نبود

همونجا حالشو میگرفتم

خوبه که یوئه چو به اندازه کافی مهارت داره

و گیر اون نیفتاد

معلومه

خوب نگاه کنی میبینی استادش خوب بوده

اوه درسته

از کی یاد گرفته؟

یادمه یه نفر هر روز گلگی میکرد

و میگفت هیچوقت

به یه انسان جادو یاد نمیده

کی بود؟

اون مال گذشته ها بود

الان اون به خاطر توشان

و خواهرم

تا اینجا پیش رفته

واقعا از این که همه جادوم رو یادش ندادم

پشیمونم

ولی میبینم اون همش رو یاد گرفته

و اون چمانه

اصلا کی گرفتش

که بخواد روش حرف بنویسه؟

...من

برای اینه که من بهش آسون گرفتم

به هر حال اون به اندازه‌ من خوب نیست

باشه

توشان یایا بهترینه

دیگه باهات حرفی ندارم

میرم

دوست دارم بدونم اگه خواهرم بفهمه اون عوضی چقدر فداکاره

نظرش رو عوض میکنه یا نه

نمیکنه

از کجا انقدر مطمئنی؟

به عنوان یه دوست

قطعا نمیخوام خواهرت

احساساتش رو قربانی کنه

ولی اون فقط خواهرت نیست

بلکه معشوقه یوئه چو

و دوست منم هست

اون رهبر توشان

و رئیس اتحادیه ارواحه

با توجه به موقعیتش

مجبوره که تحمل کنه

این وظیفه‌ش

و بهای قدرتمندیشه

متوجه نمیشم

یه روز

وقتی قدرتمند شدی

خودت متوجه میشی

اولین بار که به توشان اومدم

واقعا امیدوار بودم بتونی زودتر اینو درک کنی

ولی الان

واقعا امیدوارم هیچوقت نفهمی

نه، میخوام درک کنم

اونجوری میتونم

به خواهرم تو تحمل این داستان کمک کنم

یایا

یه چیزی هست که بهت نگفتم

دارم برای مدتی از توشان میرم

کی؟

کجا میری؟ برای چه مدت؟

من و خواهرت فکر میکنیم

که شی جی با قدرتی بیرون از اینجا همدست شده

نکنه مانع مشکلی داره؟

ممکنه

چند وقت میری؟

برای بازرسی کل مرز

تقریبا 3 سالی طول میکشه

باشه، پس به هم قول 3 ساله میدیم

منتظرت میمونم تا برگردی

نگران نباش

به محض این که بتونم برمیگردم

(روستای هولو توشان)

بیا تو

تو عمارت شعله الهی

جزء بهترین هایی

ولی بازم نمیتونی هاله‌ات رو مخفی کنی

به اندازه تو خوب نیستم

الان همه میدونن

که اتحادیه یی چی

کسی رو قبول کرده که تو جادوی انسانی و ارواح مهارت داره

پس فهمیدی؟

آسون بود

ولی

چرا به همه نگفتی

که از عمارت شعله الهی هستی؟

نکنه نمیخوای برگردی؟

نه

چرا؟

پیروان جین رن فنگ از بین رفتن

تنها کسایی که تو عمارت موندن

کسایین که به ارباب سابق وفادارن

و یا شاگردایی که به تازگی قبول شدن

همه منتظر برگشتتن

عمارت شعله الهی دیگه به من مربوط نمیشه

برای چی برگردم؟

چطور هیچ ربطی بهت نداره؟

...حداقل بانو یو پینگ و م

اون هنوز اونجاست

خاله یو پینگ

حالش خوبه؟

اگه خیلی بهش اهمیت میدی

چرا برنمیگردی تا ببینیش؟

اینجوری خیالش رو هم راحت میکنی

سلامم رو بهش برسون

بهش بگو هروقت وقت داشتم

بهش سر میزنم

راستی

برای چی اومدی؟

برات خبر دارم

رئیس خاندان نان گونگ مرده

الان نان گونگ شی مسئولیت رو به عهده گرفته

مرده؟

خواهر

کاملا یوئه چو رو فراموش کرده؟

(غرفه چینگ یون)

این دو تا

مشتاق به علم رو از کجا پیدا کردی؟

چرا؟

گفتن میخوان درباره روش های درست کردن ابزار جادویی

باهام تحقیق کنن

ولی از طراحی بگیر تا ساخت

همه کارا رو خودم دارم انجام میدم

تازه همش این نیست

هربار که دارم سعی میکنم روی تحقیقاتم تمرکز کنم

یا دارن توی خواب حرف میزنن یا دندون قروچه میکنن یا خروپف

همچین رفتاری واقعا رو اعصابه

سری قبلی ابزار جادویی بررسی شدن

با بازخوردهایی که گرفتیم

بیشتر مشکلات تو بی شانه

احتمالا برای اینه که بی شان تو کویره

به خاطر اختلاف شدید بین روز و شب

سنگ های ارواح تو ابزار جادویی، بی ثبات میشن

باید چیکار کنیم؟

(شاگرد اتحادیه یی چی، سی شی)

(شاگرد اتحادیه یی چی، جناب فو)

ما که نمیتونیم دمای بی شان رو تغییر بدیم

دقیقا

فقط باید داخلشون گرماسنج قرار بدین

جناب فو

این کارو میسپرم به تو

اگه نتونی انجامش بدی

تا 6 ماه خبری از الکل نیست

نه نه

نصف ماه چطوره؟

سی شی

بیا بریم بیرون و به پخش کردن ابزار جادویی ادامه بدیم

باشه

بگیرین

ممنون جناب یوئه چو

وظیفمه

ممنون جناب یوئه چو

ابزار جادویی که دفعه پیش بهم دادین

کمکم کرد یه روح کوچولو رو دور کنم

ابزار جادویی که جناب یوئه چو پخش میکنن

نه تنها ارواح رو مطیع میکنه

بلکه زندگی رو هم خیلی آسون تر کرده

ممنون جناب یوئه چو

خواهش میکنم

همسرم واقعا آسیاب بادی خودکاری

که ماه پیش بهم داده بودین رو دوست داشت

خیلی خوبه که دوستش داشته

ممنون جناب یوئه چو

یوئه چو

دونگ فانگ لو؟

(شاگرد عمارت شعله الهی، دونگ فانگ لو)

خوابم یه جوری واضح بود که انگار همین دیروز اتفاق افتاده

ولی وقتی بیدار شدم هزار سال ازش گذشته بود

انتظار نداشتم

وقتی خواب بودم

چند صد سال گذشته باشه

هونگ هونگ

هممون بزرگ شدیم

(گوش کنین)

(توشان رونگ رونگ)

حتی یه روح هم از کسایی که به مرزمون تجاوز کردن) (نباید زنده بمونه

(چشم)

(با دقت نگاه کنین، نباید یه نفر رو هم از دست بدین)

(اونجا رو دیدین؟)

(دیدم، هیچکس نبود)

(هنوز چند نفر زنده موندن، برین دنبالشون)

(چشم)

(چشم)

(رونگ رونگ)

(خواهر)

(خواهر خیلی میترسم)

(بیا برگردیم توشان)

(نگران نباش، نمیذارم کسی دوباره بهتون صدمه بزنه)

(از نزدیک نگاه کنین تا ببینین کسی زنده مونده یا نه)

(چشم)

(دوباره اون اتاق رو بررسی کنین)

(چشم)

(هونگ هونگ)

(هونگ هونگ)

(یه نفر داره میاد)

(تو با خواهرت فرار کن)

(من حواسشون رو پرت میکنم)

(هنوز تو خونه ارواح کوچیک هستن؟)

(برین پیداشون کنین)

(زود باشین برین)

(برین)

(ارشد)

(تو اینجا چیکار میکنی؟)

(صدمه دیدی؟)

(نه)

(من خوبم ارشد)

(خواهر)

(این انسان کیه؟)

(از کجا اسمت رو بلده؟)

(فراموش نکن)

(شی جی گفت نمیشه به انسان ها اعتماد کرد)

(شما دو نفر به عمارت شعله الهی برش گردونین)

(چشم)

(اونا از عمارت شعله الهین)

(خیلی وقته فهمیدم پشت این روباه کوچولو)

(یه روباه بزرگتر هست)

خیلی وقته براش نقشه داشتم) (حتی این تله رو هم کار گذاشتم

(و بالاخره گرفتمت)

(شاگرد)

(آوردن این دو تا ارواح روباه از توشان، به عمارت شعله الهی)

(پاداش بزرگی داره)

(بله ارشد)

(خواهر من میترسم)

(تقصیر منه)

(نباید به اون انسان اعتماد میکردم)

(نترس رونگ رونگ)

(یه راه پیدا میکنم تا از اینجا ببرمت بیرون)

(خواهر)

(خواهر خوبی؟)

(خواهر)

(خواهر)

(خواهر خوبی؟)

(خواهر تلاش نکن)

(این طلسم مستقیما ما ارواح روباه رو هدف میگیره)

تا وقتی از نیروی معنویت استفاده کنی) (باعث میشه درد شدیدی بکشی

(یه نفر اینجاست)

(هونگ هونگ)

(حواست به اون دو تا روباه باشه)

(چشم)

(واقعا فکر کردی)

(دوباره گولت رو میخورم؟)

(نیروی من ضعیفه)

(نمیتونم مستقیما نجاتت بدم)

(برای همین چاره ای جز همکاری با ارشدم نداشتم)

(تا بتونم اعتمادش رو به دست بیارم)

(باور دارم)

(روزی میرسه که انسان ها و ارواح)

(میتونن در کنار هم زندگی کنن)

متاسفم

به خاطر این که سوءتفاهم نشه

بهت نگفتم

که کی هستم

.‌‌..اون موقع فقط میخواستم نجا

الان دیگه میدونم

متاسفم

بی ادبی کردم

صد ها ساله که بیهوشی

...من فقط

و تازه به هوش اومدی

کاملا طبیعیه که

یه کم کارهات عجیب غریب باشه

تو هم از اونموقع تا الان

خیلی عوض شدی

حالا که به هوش اومدی

میخوای چیکار کنی؟

بعد از مدتها خوابیدن

میترسم قاطی شدن دوباره

با آدمها سخت باشه

اگه اشکالی نداره

بذار اینجا بمونم

و بقیه عمرم رو کتاب بخونم و

وی‌چی بازی کنم

اگه مزاحمم اشکالی نداره

شش قلمرو بزرگه

همیشه برای من یه جایی هست

به هر حال تنهام چیز زیادی نیاز ندارم

زندگیم رو مدیون تو ام

اگه میخوای بمونی

مشکلی نیست

یه جایی برات ترتیب میدم

ممنون

ولی نیازی نیست خودتو تو زحمت بندازی

چند قرنه اینجا خوابیدم

به اینجا عادت کردم

نیازی نیست برم یه جای دیگه

نمیدونم چرا خواهر رسما

احضارمون کرده؟

بله

مرغم رو تازه کباب کردم

تا خواستم ازش بخورم

رئیس احضارم کردن

خواهر

خواهر

...این

دونگ فانگ لوعه

دونگ فانگ لو؟- دونگ فانگ لو؟-

‌...تو

همیشه اسمت رو میشنیدم

ولی اولین باره از نزدیک میبینمت

...من دونگ فانگ لو هستم و شما

توشان یایا

توشان رونگ رونگ

فقط بهم بگو ریش سفید

سلام ریش سفید

از این به بعد

دونگ فانگ لو تو قله های دوقلوی توشان میمونه

و کنار بقیه زندگی میکنه

توی توشان میمونه؟

رئیس فکر نمیکنم کار درستی باشه

اگرچه انسان ها میتونن توی توشان زندگی کنن

ولی اون یه غریبه است

درست میگین ریش سفید

با موندنم توی توشان باعث ناراحتی میشم

ولی بین نژاد انسان هم هیچ جایی ندارم

به خاطر همین دست به دامان هونگ هونگ شدم

که بذاره یه مدت توی قله‌ های دوقلو بمونم

نائب رییس، معاون دوم رئیس

یه چیزی بگین

دونگ فانگ لو ناجی خواهرم و رونگ رونگه

مشکلی با موندنش ندارم

اوضاع توی توشان خوب پیش رفته

برداشت خوب بوده

مشکلی برای حمایت یکی دیگه نداریم

ریش سفید

نظر شما چیه؟

...من

مخالفتی ندارم

این روباه پیر کاملا موافقه

خب پس من برم به بقیه ارواح روباه بگم

که وقتی دونگ فانگ لو رو میبینن مودب باشن

و بی ادبی نکنن

ممنون

خواهش میکنم

خواهش میکنم

فکراتو کردی؟

قبلا فقط کتاب مقدس و فلسفی میخوندم

نمیدونستم مهارت واقعی چیه؟

حالا که به هوش اومدم، جای خوندن این چرت و پرتا

ترجیح میدم طبابت بخونم

تا خودم و بقیه رو نجات بدم

باشه

از رونگ رونگ میخوام چندتا کتاب طبابت برات بیاره

این کوهستان رو نمیشناسی

هرجا خواستی بری

میتونی به روباه ها بگی راه رو بهت نشون بدن

ممنون

(توشان)

نیست

...یعنی

رئیس یه سری قانون گذاشته

هیچکس بدون اجازه نمیتونه از توشان بره

برگرد

معذرت میخوام

حواسم نبود

میشه بپرسم

اون روستا هم بخشی از قلمرو نژاد انسانه یا نه؟

اون جا رو میگی؟

روستای هولوعه

بخشی از قلمرو توشانه

در واقع انسان ها

اونجا زندگی میکنن

انسان ها؟

کی؟

یکی از دوستای قدیمی توشان

اسمش دونگ فانگ یوئه چوعه

الان برمیگردم

(دونگ فانگ یوئه چو؟)

(خودشه)

ناجی

دونگ فانگ لو؟

به هوش اومدی؟

ممنون که نجاتم دادین

ده سال از زندگیم رو بهتون میدم

كی به هوش اومدی؟

هونگ هونگ خبر داره؟

چند روزه به هوش اومدم

به لطف هونگ هونگ

میتونم توی توشان بمونم

میخوای توی توشان بمونی؟

فقط برای تشکر از من

اومدی اینجا؟

شرمنده‌ام

میدونم وقتی روح بودم

خیلی مدیونتون شدم

ولی وقتی بیدار شدم ندیدمتون

اگه برای جمع آوری گیاه نرفته بودم بیرون

و عطرتون رو همون نزدیکی پیدا نمیکردم

نمیدونم کی میتونستم شخصا ازتون تشکر کنم

بسه

دیگه بهم نگو ناجی

من به خاطر هونگ هونگ

نجاتت دادم

طبق قانون نژاد انسان

من زیردست هونگ هونگم

و تو دوست هونگ هونگی

پس طبیعتاً دوست منم هستی

باید دوستم رو نجات بدم

دوست؟

آره

دونگ فانگ لو

بیا با هم دوست باشیم

حتما

این اولین بارته که اومدی اینجا

بهت یه هدیه میدم

بیا

این مورد عالیه، چه برای جوشوندن دارو

چه درست کردن پوره

با این

مجبور نیستی برای غذای مفتی بری توشان

...این

بگیرش

این برای قدردانیمه

پس ممنون

باعث افتخارمه که باهات دوستم، یوئه چو

اینقدر باحال و خودجوشی

دوست باحالیم، نه؟

(نه تنها باهات دوست میشم)

(بلکه تمام ارواح توشان رو)

(به خاطر دوستی با تو همراهم میکنم)

(از این به بعد اونقدر اذیتت میکنم)

(و مزاحمت میشم)

(که وقت نداشته باشی هونگ هونگ رو اذیت کنی)

(انجمن توشان)

چطوره؟

رمانی که من توصیه کردم خوبه، درسته؟

چی سر اون روح زن که بعد از جادوی خودآموز

دشمنان رو شکست داد، اومد؟

صبر کن، نمیدونی؟

جناب دونگ فانگ

یه کم راهنماییم کن

رنگ کوه ها رو ببین

باید تیره‌ترش کنم یا روشنتر؟

رمان های این دنیا

تقریبا شبیه همن

بانو جیو هوانگ

بیایین یه روز دیگه ادامه بدیم

مطالعه متون مقدس کار یه روز نیست

بعد از انتقام گرفتن

همیشه عاشقانه ست

چیزی که بهت یاد دادم

باید برات کافی باشه، شش ماه سرت رو گرم میکنه

بانو وو لی، معذرت میخوام

از خوشنویسی چیز زیادی نمیدونم

اگه این کار رو نمیکنین اشکالی نداره

فقط از دید یه بیننده نظرت رو بگو

اربابش

انتخاب کرد با یکی دیگه باشه

حتی میتونی مستقیماً روش بکشی

جناب دونگ فانگ

هنوز نمیدونم تمرکز روی کتاب مقدس

از ته دل، نه روی کاغذ یعنی چی

حداقل سه بار

این جمله رو مرور کردیم

داداش لو

اینجا چیکار میکنی؟

ممکنه خنده دار باشه

متوجه شدم که روباه های توشان

یه جور خاصی استقبال میکنن

اونا خیلی مشتاقن، اینطور نیست؟

درسته، خیلی ترسناکه

(حالا حالاها مونده)

بذار بهت بگم

مراوده با ارواح روباه توشان خیلی سخته

مخصوصا اون روباه های ماده

اگه دیدیشون، باید ازشون فرار کنی

ممنون از راهنماییت

داداش لو

بشین

خونه‌ام یه کم به هم ریخته

لطفا راحت باش

مشکلی نیست

بیا بشین

برات آب بیارم

ممنون

...این... این

...این

...این

این همون صندلی‌ایه که مادرم قبل از مرگ درست کرده بود

فقط یکی ازش تو دنیا بود

واقعا متاسفم

مطمئنا راحت میشه

درستش کرد

ولی من بلد نیستم درستش کنم

هر وقت یاد مادرم میفتم

روی این صندلی میشینم

هر وقت روش میشینم

احساس آرامش میکنم

انگار هنوز زنده است

...ولی الان

میتونم درستش کنم

من برات درستش میکنم

...و این خونه

قبلاً توسط اراذل و اوباش ویران شده بود

بالاخره بعد از کلی زحمت درستش کردم

الان

وقتی صندلی رو شکستی

خونه هم لرزید

میترسم دیگه به درد سکونت نخوره

من... درستش میکنم

هر روز میام خونه‌ات رو درست میکنم

حتما خونه‌ات رو مثل روز اولش میکنم

ممنون، لو

بگذریم، لو

برای کار دیگه‌ای اومده بودی؟

تقریبا یادم رفت

(جادوی پوچی)

جادوی پوچی؟

مادرم درباره‌اش بهم گفته بود

پاک ترین شعله خورشید و جادوی پوچی

فن های مخفی خانواده دونگ فانگ هستن که خیلی وقته گم شدن

جادوی پوچی

نزدیکه یه قرنه گمشده

این کتاب چرا پیش توعه؟

اصلش نیست

چند سال پیش

اونقدر خوش شانس بودم که این کتاب رو

توی کتابخانه خانواده دونگ فانگ خوندم

بعدش، بین انسان ها و ارواح جنگ شد

و کتابخانه توی آتیش سوخت

ده هزار کتاب داخلش کاملاً از بین رفتن

حالا که با شاگرد اصیلی مثل تو

با خون معنوی آشنا شدم

و رو این حساب که منو نجات دادی

هر چی یادم بود رو برات نوشتم

فکر کردم شاید تو تهذیب بهت کمک کنه

چقدر تو مهربونی

ممنون لو

...و این صندلی و خونه

لطفا یادت نره درستشون کنی

حتما خیالت راحت

این کتاب طبابتی که دنبالش بودی

ببخشید دوباره انداختمت تو زحمت

شنیدم تو به روباه ها

تشخیص گیاهان دارویی رو یاد دادی

انگار مهارت های طبابتت پیشرفت کرده

همینطور که پیش میرم دارم یاد میگیرم

بعدش به روباه ها هم یاد میدم

کاری نکردم

خواهر

چی شده؟

اخیراً خیلی از شاگردای زن اتحادیه یی چی ناپدید شدن

بین خودشون اختلاف نظر دارن

بعضی از مردم فکر میکنن این کار

قبیله روح از اتحادیه ارواحه

مدرک هم دارن؟

نه

اگه مدرک داشتن

وانگ چوان هونگ یه مثل الان

ساکت نمیموند

حالا که هیچ مدرکی وجود نداره

چرا باید فکر کنن که کار قبیله روحه؟

میگن

اولین کسی که به قبیله روح مشکوک شده

خاندان نان گونگ از اتحادیه یی چی بوده

خاندان نان گونگ؟

بله

بگو ریش سفید در اسرع وقت این موضوع رو بررسی کنه

اگه ارواح شیطانی باعث دردسر شده باشن

نمیذارم همینجوری در برن

بله

جادوی پوچی

توی صداقت شخص مخفیه

اشک میریزه

و زمان میچرخه

بهترین ها

از عمیق ترین عشق متولد میشن

عجیبه

چرا این جادوی پوچی

مخالف فن‌هایی که قبلا یاد گرفتم کار میکنه؟

چرا دوباره اینجایی؟

این چیه؟

میخواستم یه چیز جدید بهت بگم

اگه نمیخوای منو ببینی

یه چایی میخورم و میرم

یه چیز جدید؟

چیه؟

بگو

اگه التماسم کنی بهت میگم

باشه

فراموشش کن

هر چی

به هر حال

اخیرا خیلی از شاگردای زن

اتحادیه یی چی ناپدید شدن

همه میگن کار اتحادیه روحه

اگه اتحادیه شاگردای اتحادیه یی چی گمشدن

چرا اصرار دارن که کار اتحادیه روحه؟

از جزئیاتش خبر ندارم

ولی شنیدم

خاندان نان گونگ این شایع رو پخش کردن

نان گونگ شی؟

راستی

این اطلاعاتیه که ازم خواستی در مورد

(نان گونگ)

اشراف یی چی تو 3 سال گذشته جمع کنم

همه رو آوردم

باهوشی

(حدسم درست بود، نان گونگ شی بهشون)

(دستور داده اتحادیه رو هدف بگیرن)

تمام اطراف رو گشتم

تا چیزهایی که خواستین رو جمع کنم

نمیدونم شما میتونین

به قولتون عمل کنین یا نه، قربان؟

نگران نباش

تا وقتی خاندان نان گونگ

به طرحی که در موردش بحث شد پایبند باشن

سمت رهبر اتحادیه یی چی

قطعا مال تو میشه

(از کی خاندان نان گونگ همچین نجیب زاده‌ای داشتن؟)

ممنون قربان

این تنها چیزی نیست که باید به خاطرش ازم ممنون باشی

...در مورد پدرت

سرورم

مردی بیرونه که ادعا میکنه یوئه چوعه میخواد شما رو ببینه

دونگ فانگ یوئه چو؟

اون اینجا چه کار میکنه؟

هر چند خودنمایی میکنه

ولی هنوز رسما عمارت شعله الهی رو تصاحب نکرده

به نظر میرسه

چیزی ازم میخواد

دونگ فانگ یوئه چو؟

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.