Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
(خواستگار روح روباه: پیمان ماه سرخ)
(قسمت هجدهم)
اون بچه پررو چطور جرأت کرده که برای خواهر دندون تیز کنه؟
خواهر
نباید خام شیرین زبونیاش
بشی
اتفاقا من ازش خوشم میاد
از وقتی اومده توشان
خواهر خیلی بیشتر از قبل لبخند میزنه
واقعا؟
آره
توی این مورد با رونگ رونگ موافقم
قبلا
بیشتر اوقات
یه قیافهی یبس داشتی
ولی الان بیشتر اوقات
لبخند میزنی
این بهخاطر اینه که شما دوتا بالاخره بزرگ شدین
بخصوص تو یکی
دیگه دردسر درست نمیکنی
ببین
خواهر حتی از اون پسر یاد گرفته
که بقیه رو اذیت کنه
شیائو لی، شیائو فنگ
بیاین بیرون
چرا شما دوتا اونجا قایم شدین؟
...ما
!نباید بهش بگی
چرا نگه؟
شما دوتا خیلی مارمولکین
مطمئنم یه چیز بد توی سرتونه
نه، اینطور نیست
پس چرا اونجا قایم شدین؟
بهمون بگین وگرنه
...پول تو جیبی این ماه
من میگم
!نباید بگی
اشکال نداره
به هر حال، یوئه چو گفت
باید از رئیس پنهان کنیم
اون که نگفت
نباید به نائب رئیس و معاون دوم هم چیزی بگیم
فقط من نباید خبردار بشم؟
میخواد غافلگیرش کنه؟
ما به رئیس چیزی نگفتیم
درسته، یه راز نگهش داشتیم
بارون گلبرگ؟
انتظارش رو نداشتم
که خواهر عاشق یه انسان بشه
تازه غافلگیرانه ترش اینه که اون آدم یوئه چوئه
درسته
قبلا
فکر میکردم که اون بهخاطر دونگ فانگ لو
بی کس و تنها میمیره
عقلت رو از دست دادی؟
قبلا هم بهت گفته بودم
که دونگ فانگ لو فقط من و خواهر رو نجات داده
و اون فقط به خاطرش احساس گناه میکنه
اگه همون موقع باهات به دنیای انسانها اومده بودم
شاید این مصیبتها هیچوقت اتفاق نمیفتاد
ولی به هرحال
عالیه که خواهر به زندگیش ادامه داد
آره
الان که عاشق شده
دونه عشق توی قلبش قویتر میشه
این برای توشان هم خوبه
اگه اون بچه پررو انسان نبود
حتما براشون
یه هدیهی خوب آماده میکردم
اگر چه یوئه چو یه انسانه
لای تو چطور؟
شوخیت گرفته؟
چطور میتونی لای رو با اون آدمیزاد مقایسه کنی؟
لای یه روح اصیله
باشه، باشه
فراموش کردم
که لای همون پسر سمی از پادشاهی نانه
یه روح شیطانی ترسناک که همه ازش میترسن
هی دختر بد، امشب چت شده؟
یه بند داری باهام ساز مخالف میزنی
تازه فهمیدم
حالا که هم من و هم خواهر
عشق های زندگیمون رو پیدا کردیم
احساس تنهایی میکنی، درسته؟
اصلا هم اینطور نیست
برای من، توی این دنیا
خیلی چیزهای مهم تری نسبت به عشق وجود داره
از نظر من، بعضی چیزهای خاص
از عشق جالب ترن
من دیگه میرم
تو رو با شوهر خواهر آینده ام تنها میذارم تا یه شب سرگرم کننده داشته باشین
!خیلی بدی
چطور جرأت میکنی خواهر بزرگترت رو مسخره کنی؟
!نمیذارم قسر در بری
بدش من
منظورت چیه؟
هدیهات رو میگم
جشنوارهی چی شی نزدیکه
باید یه هدیه برام آماده کرده باشی
همین الان بدش
خودتم میدونی
میخوام توی جشنوارهی فردا
بهت بدمش
ولی مشخصه که اصلا صبر نداری
این چیه؟
نظرته؟
خیلی زشت و داغونه
زشته؟
خب، اولین بار بود که همچین چیزی درست میکردم
قبول دارم که به اندازه کافی مهارت نداشتم
میشه حالا با همین بسازی؟
دیگه چی؟
دیگه چی، چیه؟
اینقدر خودتو به اون راه نزن
هر چی داری رو همین حالا رو کن
امکان نداره یکی مثل تو
فقط این چیز زشت رو آماده کرده باشه
الان جدی هستی؟
حتی اون بچه پررو یوئه چو بلده
که برای خواهر بارون گلبرگ و فانوس تدارک ببینه
خیر سرت یه روحی
این چیز زشت تنها چیزیه که برام داری؟
...خب
میدونم
روی این چیز
یه دکمه ای چیزی هست
که یه شراب خوب برام میریزه، درسته؟
چیزه
اینجاست؟
یایا
نه
یایا
پس
این فقط یه چیز زشت معمولیه
جادوی خاصی نداره
الان به رونگ رونگ گفتم
که تو خیلی از یوئه چو باهوشتری
و در نهایت، این چیزیه که آماده کردی
یایا
ببخشید، عصبانی نباش
...دفعه بعد، حتما
دفعهی بعد رو فراموش کن
همین الان میخوام
تا قبل از سپیدهدم دوباره برام درست کن
!وگرنه نیاز نیست دیگه برگردی
چشم
مشکلی نیست
زودی برمیگردم
حتی نمیتونی یه هدیهی درست و حسابی آماده کنی
خیلی اعصابم خورده
چرا کنار پنجره آویزونش نمیکنی؟
پری خانم
راستی
اون چیه تو دستت؟
بعد از اینکه بهش فکر کردم
دیدم لای فکر خوبی داره
شاید یه چیز دستساز دوست داشته باشی
برای همین خودم این رو درست کردم
خب برام سواله که
دوستش داری یا نه
بذار ببینم
خب اصلا قشنگ نیست
ولی دوستش دارم
دیر وقته، برو یکم استراحت کن
باشه
پری خانم، تو هم باید استراحت کنی
بعد از اینکه آویزونش کردم میرم
پری خانم
میخوای بخوابی؟
اگه بگم آره چی؟
اگه بگم نه چطور؟
اگه نمیخوابی
بذار برات یه داستان تعریف کنم
روزی روزگاری
یه آدمیزاد بود
که والدینش خیلی دوستش داشتن
(این توی دنیا بهترینه)
(بچه پررو)
توی تولد هشت سالگیش
پدر و مادرش رو
دشمنهایی که دنبال پسره بودن
کشتن
اون بچه فکر میکرد که زندگیش دیگه نابود شده
ولی یهو
یه روح خوش سیما رو دید
از لحظهای که عاشق اون روح شد
دیگه نه تنها بود
نه دیگه میترسید
اون پسر کل عمرش
از روح محافظت کرد
من، دونگ فانگ یوئه چو
تا ابد
از پری خانم محافظت میکنم
تویی
پادشاه ارواح کجاست؟
پادشاه ارواح کجاست؟
پادشاه ارواح
پادشاه ارواح
پادشاه ارواح، انتقام من رو بگیرین
پادشاه ارواح
پادشاه ارواح
چی میخوای؟
میخوام توشان هونگ هونگ و
دونگ فانگ یوئه چو تا ابد تو جهنم زندگی کنن
مشکلی نیست
بهاش جون خودته
چی شده؟
الانم
هنوز دلت میخواد زندگی کنی؟
انگار که از وضعیت فعلیت
کاملا راضی هستی
حق با شماست
تو این نقطه
چه فایدهای داره که بچسبم به زندگی؟
پادشاه ارواح
دیگه چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟
هسته معنویت
قبلا هستهی معنوی بازیابی شده رو بهت دادم
تا اگه یه موقع نتیجهی معکوس داد تو رو مجبور به تحملش کنه
این هسته معنوی
کیفیت بالایی داره
یادتون نره که دونگ فانگ یوئه چو رو بکشین
!و توشان رو نابود کنین
بهتون تبریک میگم، پادشاه ارواح
به خاطر
تقویت هسته معنویتون توسط هستهی معنوی بازیابی شده
حالا حتی قدرتمندتر هم شدین
توشان هونگ هونگ هرگز نمیتونه تصور کنه که
نه تنها دفعه قبل فرار کردیم
بلکه هسته معنویم رو هم ترمیم کردیم
رئیس
جین رن فنگ مرده
روح رهگذر هالهی عجیبی حس کرد و
جسدش رو توی جنگل بامبو پیدا کرد
علاوه بر این
هسته معنویش هم از بین رفته
این طلسم انتقاله؟
مطمئنا شی جی هنوز زنده است
این طلسم قوی خارج از قلمروئه
از اشیا برای جابهجایی سریع افراد به
یه مکان دیگه استفاده میکنه
اون روز، ما فکر میکردیم
روح شی جی و گوگو ناپدید شده
ولی معلوم شد که اونا آماده شده بودن و
از این طریق فرار کردن
خارج از قلمرو؟
شی جی طلسمها رو از بیرون قلمرو کنترل میکنه؟
نیروی بیرونی مرموز و قویه
اگه شی جی باهاش تبانی کنه
هدفشون فقط توشان نیست
بلکه هر شش قلمروئه
اون روز میخ پنهان به هستهی معنویش آسیب زد
اونم بازیابیش کرده؟
اینطور به نظر میرسه
هستهی معنویش رو بازیابی کرد و
هسته معنوی جین رن فنگ رو که توسط هستهی معنوی بازیابی شده
تقویت شده بود به دست آورد
حالا
میترسم شی جی حتی قدرتمندتر هم شده باشه
این بار
فکر نمیکنم بتونی جلوم رو بگیری توشان هونگ هونگ
نیروی خارج از قلمرو
دیر یا زود داخل رو تسخیر میکنه
شی جی دوباره داره قدرت جذب میکنه
همونطور که انتظار داشتیم
اون این بار خیلی قویتره
واسه همین نیرویی که باهاش تبانی کرده رو
نباید دست کم گرفت
لای
یادته اونموقع چه اتفاقی افتاد؟
اونموقع، آئولای سان شائو اون نیرو رو پیدا کرد و
نیمی از قدرت معنویش رو به کار گرفت تا
یه قلمرو ایجاد کنه و اون رو خارج از قلمرو نگه داره
از اون به بعد
هر موجود خارجی که وارد قلمرو میشه
رو هوا ناپدید میشه
برام سواله که چطوری شی جی
تونست باهاشون ارتباط برقرار کنه
نکنه اونا قبلا وارد قلمرو شدن؟
به احتمال زیاد
ولی این واقعیت که اونا از شی جی به عنوان دیدهبان استفاده میکنن یعنی اینکه
هنوز نمیتونن کاملا توی قلمرو نفوذ کنن
به نکتهی خوبی اشاره کردی
اولویتمون الان اینه
جلوی شی جی رو بگیریم
اگه جلوش رو بگیریم
نیروی خارجی که پشتشه نمیتونه کار دیگهای بکنه
در حال حاضر
هیچکدوممون
انقدر قوی نیستیم که بتونیم شی جی و
نیروی پشتش رو متوقف کنیم
برای حل این مشکل یکبار برای همیشه
میترسم فقط یک راه باشه
دونه عشق رو قربانی کنیم تا
شی جی رو توسط درخت اندوه پیدا کنیم و
درونش مهر و مومش کنیم
فقط با این کار
میتونیم قدرت درخت اندوه رو
برای عاشقان حفظ کنیم و
جلوی کارهای شیطانی شی جی رو بگیریم
رئیس
میدونم که نگرانی که ممکنه نیروی خارجی
به شش قلمرو حمله کنه
ولی دست کشیدن از عشق و
قربانی کردن دونه عشق
هم برای تو و هم برای یوئه چو
ناعادلانه است
لطفا دوباره بهش فکر کن
(اینجا عالیه)
(پری خانم ازش خوشش میاد)
(پروانهی معنوی پیام رو براش فرستاده)
(قطعا امشب میاد)
رئیس چرا نیومده؟
خیلی وقته منتظریم
آره
صبور باشین
حتما میاد
مطمئنی میاد؟
معلومه
بعد از اینکه اومد
شما دوتا باید همهی تلاشتون رو بکنین
تا حسابی غافلگیرش کنین
فهمیدم
همین الان هم آمادهایم
امشب رو انقدر عشقولانه میکنیم که
هیچوقت فراموش نکنین
الحق که با عسل بزرگ شدین
میدونم میتونم روی شما حساب کنم
(رئیس)
(وقتی که دونه عشق رو قربانی کنی)
(دیگه هیچ عشقی توی قلبت باقی نمیمونه)
(کسی که الان عمیقأ دوستش داری رو)
(کاملا فراموش میکنی)
(هرچیز کوچیکی راجع بهش)
(از حافظهات پاک میشه)
(تمام لحظاتی که باهم گذروندین)
(پاک میشه)
(واقعا این چیزیه که میخوای؟)
دیگه خیلی دیره
رئیس دیگه نمیاد
میاد
خیلی لجبازی
پری خانم
پری خانم این جاست
بیدار شو
بیدار شو، اومد
برین آماده شین
منتظرم باش
پری خانم
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
پری خانم
اگرچه از قبل میدونی
چه حسی نسبت بهت دارم
اما هنوز میخوام بهت بگم که
من، دونگ فانگ یوئه چو
دوستت دارم توشان هونگ هونگ
برای باقی عمرم
و زندگی بعدیم
همیشه کنارت میمونم
و ازت محافظت میکنم
به محافظتت احتیاجی ندارم
چرا؟
...دیشب که گفتی
ارواح عمر طولانی دارن
برای من
تو فقط یه رهگذری
پری خانم
داری دروغ میگی
میدونم
حتما دلیلی از گفتنش داری
تو عاشق منی
توی چشمات میبینم
این که به خودت دروغ بگی
فقط بیشتر عذابت میده
میدونم که
انسان ها و ارواح باهم متفاوتن
...چی میشه اگه
چی میشه اگه بخوام توی زندگیت فقط یه رهگذر باشم؟
به عنوان یه رهگذر
لازم نیست بخاطر من متوقف بشی
دونگ فانگ لو تنها مرد
تو قلبته؟
معلوم شد که
همهاش خیالات خودمه
ولی یادت باشه
هنوز بهم مدیونی
♫به آسمون مهتابی خیره میشم♫
♫خاطرات به آرومی توی گوشم زمزمه میکنه♫
♫درخشش نور رو قرض میگیرم♫
♫تا روشنت کنم♫
♫هزاران سال مثل یک لحظه زودگذره♫
♫این اولین بار نیست که اینجاییم♫
♫با همه سختی ها♫
♫گرمی عشق هنوز پابرجاست♫
♫اگه تو زندگی بعدیت همه چیزو فراموش کنی♫
♫دلت برای کسی تنگ میشه اما هیچکس نمیاد♫
♫اگه به عقب نگاه کنی♫
♫میترسم یه بار دیگه رفتنت رو ببینم♫
♫اگه موقع باریدن برف عهد ببندم♫
(ارواح عمر طولانی دارن)
(برای من)
(تو فقط یه رهگذری)
♫به گذشته که نگاه کنم، چطوری میتونم ارزشمندش کنم♫
پری خانم
قلب من خیلی کوچیکه
فقط برای یه نفر جا داره
♫اگه تو زندگی بعدیت همه چیزو فراموش کنی♫
♫دلت برای کسی تنگ میشه اما هیچکس نمیاد♫
♫اگه به عقب نگاه کنی♫
♫میترسم یه بار دیگه رفتنت رو ببینم♫
(من، دونگ فانگ یوئه چو)
(دوستت دارم توشان هونگ هونگ)
(برای باقی عمرم)
(و زندگی بعدیم)
♫که تمام زندگیم رو دفن کنم♫
(همیشه کنارت میمونم)
(و ازت محافظت میکنم)
♫وقتی به عقب نگاه میکنم تو زیر درخت حسرت هستی♫
یوئه چو
یوئه چو؟
میدونی که میتونی راجع به همه چیز با من حرف بزنی
یوئه چو
یایا
چی تو رو اینجا کشونده؟
تو هم در موردش شنیدی؟
باید بپرسی؟
همه ارواح گل توی توشان دربارهاش حرف میزنن
چطور ممکنه ندونم؟
چرا اینجا انقدر سرده؟
داره یه جور جادوی سیاه تمرین میکنه
تا خودش رو در حد مرگ منجمد کنه؟
درسته که خواهر داره باهاش سرد برخورد میکنه
ولی کشتن خودش دیگه زیاده رویه
این جادوی سیاه نیست
اون فقط قلبش شکسته
همه میگن مردهای سرسخت گریه نمیکنن
ولی فکر نمیکنم یه روح زنی مثل تو
بتونه روح مردی مثل ما
و عمق عشقمون رو درک کنه
حالا تو چرا انقدر
دلخور به نظر میای؟
غلط بکنم
یوئه چو
باید کار رو برای من سخت تر کنین؟
برین یه جا دیگه لاس بزنین
ای عوضی
خودم شخصا اومدم دلداریت بدم
از خداتم باشه
میخوای عقلتو بیارم سر جاش؟
آروم باش
الان خیلی ناراحته
بیا تنهاش بذاریم
بریم، بریم
بهش سخت نگیر
باشه، بهش سخت نمیگیرم
ولی به تو نه
گفتی اون سفال رو به یه سلاح مخفی تبدیل میکنی
کجاست؟
این همه تلاش کردی
ولی هنوز موفق نشدی
من پسر سم ساز ام
به استفاده از سم عادت دارم
یهو ازم میخوای سلاح مخفی بسازم
معلومه زمان میبره
همش بهونه میاری
اون
حالش چطوره؟
نه چیزی میخوره و نه چیزی مینوشه از خونه هم خارج نمیشه
منع کردی که متقاعدت کنیم
ولی باید بهت بگم
هرچند که به درخت اندوه متصلی
ولی بیرون آوردن دونه عشق
روی عشق توی قلبت تاثیری نداره
اما بعد از دست دادنش
دیگه نمیتونی عاشق بشی
چطوری میخوای تا آخر عمر طولانیت اینطوری زندگی کنی؟
قبل از اینکه باهاش آشنا بشم
مدت زیادی رو بدون مشکل زندگی کردم
ولی توی این سالها
چطور بودی؟
از زمان اون اتفاق
غرق در گناه و درد بودی
و دیگه هیچوقت لبخند نزدی
بعد از اومدن اون پسر به توشان بود
که دوباره لبخند زدی
و به زندگی برگشتی
خب که چی؟
هم عاشق شدن و هم دوست داشته شدن
میتونه توی تاریکترین دوران به مردم کمک کنه
اگه بیخیال عشق بشی
...چی میشه اگه
دست از قانع کردنم بردار
اگه شی جی رو مهر و موم نکنم
شش قلمرو با یه فاجعه روبهرو میشه
نسبت به امنیت تعداد بیشماری از انسان ها و ارواح
رابطه عاشقانه من چیزی نیست
تو که به انجام دادنش اصرار داری
احساسات یوئه چو رو در نظر گرفتی؟
اون هنوز جوونه
خیلی زود
منو یادش میره
و دوباره شروع میکنه
یوئه چو
بیا بیرون
میخوام یه رازی بهت بگم
نمیخوای رازم رو بشنوی؟
دربارهی خواهره
چه رازی؟
با من بیا
چرا منو آوردی اینجا؟
بعد از اینکه بیای داخل میفهمی
انقدر دوست نداری ببینیش؟
قرن هاست صورتش رو نشسته
چیش دیدن داره؟
نمیخوای بدونی
چرا خواهر نمیتونه بیخیال
مردی که قرن هاست صورتش رو نشسته بشه؟
دونگ فانگ لو
بخاطر خواهر اینجا دراز کشیده
چرا؟
چیزی که قبلا اتفاق افتاد خیلی پیچیده بود
و داستان من نیست که بگم
به هر حال، بعد اتفاقی که برای دونگ فانگ لو افتاد
خواهر هنوز هم
احساس گناه میکنه
در طول صدها سال گذشته
پری خانم همیشه حس میکرد بهش مدیونه
دونگ فانگ لو یه بار به خواهر گفت که
زمانی میرسه که انسان ها و ارواح در صلح با هم زندگی کنن
پس برای همین
پری خانم آرزوی دونگ فانگ لو رو
به آرزوی خودش تبدیل کرد
حداقل، از اولش
بخاطر دونگ فانگ لو بود که باعث شد بفهمه
مهربونی و شرارت توی هر نژادی وجود داره
و انسان ها هم میتونن مهربون باشن
چرا داری اینها رو به من میگی؟
چون امیدوارم درک کنی
هر تصمیمی که خواهر گرفته
بخاطر اینه که وظایفی برای انجام داره
و چاره دیگهای نداره
(اون کیه؟)
(فقط یه دوست قدیمی)
(باید بدونی که)
(صدها ساله که خواهر از روحش محافظت میکنه)
(برای اون)
(علاوه بر توشان)
(هیچ چیزی مهم تر از)
(روح دونگ فانگ لو نیست)
(بخاطر حس گناه)
(پری خانم نمیتونه از دونگ فانگ لو دست بکشه)
(منم نمیتونم از پری خانم دست بکشم)
(حالا که اینطوره)
(چیکار میتونم بکنم؟)
(دونگ فانگ لو یه بار به خواهر گفت که)
زمانی میرسه که انسان ها و ارواح) (در صلح با هم زندگی کنن
(من به دنیایی امیدوارم که توش)
(انسان ها و ارواح دیگه از هم متنفر نباشن)
(همه بچه ها)
(بتونن خوشحال و آزاد)
(با خانوادهشون زندگی کنن)
(بخاطر آشفتگی ایجاد شده توسط)
(چندتا انسان یا ارواح جاه طلب ازشون جدا نشن)
یوئه چو
(عمارت کوچولو)
خواهر رونگ رونگ
چی شده؟
فقط اومدم بهت سر بزنم
زود در رو باز کردی
به نظر میاد الان بهتری
البته
منو میشناسی
من دونگ فانگ یوئه چوام
که نفر اول صف مردهای دلبره
و با اطمینان بهت میگم
یه روزی
حتما یه جایی توی قلب پری خانم
به دست میارم
چیکار میخوای بکنی؟
نمیتونم نقشهام رو بگم
ولی قصد دارم
پری خانم رو از احساس گناهش آزاد کنم
اون موقع
میتونه تصمیم بگیره که
میخواد قلبش رو به کی بده
پدر
مادر
دیگه توی کباب کردن سیبزمینی شیرین استاد شدم
اگه هر دوتون هنوز زنده بودین
ما سه نفر
میتونستیم یه غرفه
برای فروش سیبزمینی شیرین کبابی توی چندتا روستا داشته باشیم
کار و کاسبی خوبی میشد
پدر
مادر
دفعه قبل
جین رن فنگ رو از عمارت شعله الهی خارج کردم
حتما خودتون میدونین
حالا
کار مهمتری برای انجام دادن دارم
شما دوتا
باز هم حمایتم میکنین، درسته؟
پسرهی ابله
خودت جوابش رو میدونی
صلح
هم برای انسان ها و هم برای ارواح خوبه
به علاوه
به شادی پسرم مربوط میشه
میدونستین؟
معلومه
از وقتی کوچیک بودی
همیشه میدونم
چی تو ذهنت میگذره
اگه تصمیمت رو گرفتی، انجامش بده
به عنوان پدر و مادرت
همیشه حمایتت میکنیم
اما من تنهام
چطوری میتونم به هدفم برسم؟
پسرهی ابله
نمیتونی از مغزت استفاده کنی؟
اگرچه نمیتونی
هویتت رو به عنوان نواده خانوادهی دونگ فانگ فاش کنی
اما میتونی به اتحادیه یی چی ملحق بشی
و سعی کنی که رئیسشون بشی
اون موقع، رفتار انسان ها با ارواح
بستگی به تو داره
اما اگه من به اتحادیه یی چی ملحق بشم
توشان به چشم دشمن به من نگاه میکنه
مگه مهمه؟
حتی اگه به چشم دشمن به من نگاه کنن
بازم باید انجامش بدم
– ═════༻ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻ • myprmv.ir • ༺════ –
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.