All language subtitles for Fox Spirit Matchmaker - Red Moon Pact S01E16

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

(خواستگار روح روباه: پیمان ماه سرخ )

(قسمت شانزدهم)

جین رن فنگ شاگرد‌های زیادی داره

میترسم خیلی زود پیدامون ‌کنه

اون الان مثل یه پرنده‌ی وحشت زده‌ست

جرأت نداره خودشو نشون بده

تا وقتی بتونم با موفقیت به عمارت شعله‌ی الهی برسم

یه راهی واسه مقابله باهاش دارم

چه راهی؟

خوب فرار می‌کنی

تازه خرگوش کبابی هم می‌خوری؟

واقعا فکر می‌کنی دماغم از کار افتاده؟

دونگ فانگ یوئه چو

یه نفرو بدون اجازه از عمارت شعله‌ی الهی بردی

جنایتت قابل بخشیدن نیست

اگه هنوز خودت رو اهل توشان می‌دونی

با زبون خوش همراه رئیس برگرد

تا مجبور نباشی عذاب بکشی

برگردم؟

اگه برگردم زنده می‌مونم؟

چرت و پرت نگو؛ اول اونو بگیر

!یوئه چو

زنده بگیرش

!لعنتی

ما رو مسموم کرد

حالا فهمیدی که چقدر انسانها حیله‌گرن

نباید بهش رحم می‌کردیم

وای نه، ریش سفید

فکر کنم دماغم از کار افتاد

منم

حس بوییاییم رو از دست دادم

عمارت شعله‌ی الهی یه عطاری داره

از اینجا خیلی دور نیست

می‌تونم ببرمت اونجا

بانو فو چنگ

این مواد اولیه‌ی دارویی که خواسته بودین

و این هم داروی پیشگیری از سرماخوردگیه

بنظر میرسه این جوون به شدت مجروح شده

چرا توی عطاری من استراحت نمی‌کنین؟

می‌تونم درمانش کنم

به تو ربطی نداره

یادت باشه

به هیچ‌کس نمیگی چی دیدی

چشم

ارباب، با چشم‌های خودم دیدم

همون مردی بود که

اون روز کنار توشان هونگ هونگ بود

بانو فو چنگ هم همراهش بود

برگرد به عمارت و با چند تا از نیرو‌ها برگرد

باید دونگ فانگ یوئه چو رو زنده بگیرین

اطاعت- اطاعت-

تو اینجا بمون

میرم وضعیتو بررسی کنم

(عمارت شعله‌ی الهی)

مراقب باش

آدمای جین رن فنگ اونجا خیلی زیادن

بیا بعدا بریم اونجا

بریم

آهای پیری، مگه کوری؟

اگه یه بار دیگه این‌کارو کنی، پاهاتو خورد می‌کنم

زَنَک پیر

بریم

بریم

خاله یو پینگ

(شاگرد یو پینگ از عمارت شعله‌ی الهی)

...تو

دونگ فانگ یوئه چو

پسر دونگ فانگ چین لانم

تو پسر بانوی جوان دومی؟

اون موقع‌ها

مادرم بهم گفته بود

شما خدمتکارش بودین

ولی برای هم مثل دوتا خواهر بودین

حتی برای نجات دادنش

جلوی شعله‌ی الهی جین رن فنگ رو گرفتین

این جای زخم

دقیقا همون‌جاییه که مادرم برام تعریف می‌کرد

برای همین توی نگاه اول شناختمتون

پسرم

تو واقعا پسر بانوی جوان دومی

خاله یو پینگ

همه این‌ سال‌ها

این‌جوری باهاتون رفتار کردن؟

چیزی نیست

برای مدت طولانی‌ای زنده موندم

تا بتونم دوباره بانوی جوان دوم رو ببینم

قبلا جین رن فنگ به همه مردم گفت

که هر دوی شما توسط قبیله ارواح توشان کشته شدین

باورش نکردم

این همه‌ سال مخفیانه دنبالت گشتم

انتظار نداشتم

بالاخره آسمون‌ها بهم رحم کنن

پسرم، تو هنوز زنده‌ای

بانوی جوان دوم و ارباب کجان؟

شونزده سال پیش

جین رن فنگ محاصره‌شون کرد

و کشتشون

...هعی

جین رن فنگ سزاوار مرگه

خاله یو پینگ

من به همین دلیل اینجام

هسته معنوی بازیابی شده‌اش نتیجه‌ی برعکس داده

و به شدت مجروح شده

من یه فکرایی دارم

اگه بتونین کمکم کنین خیلی خوب میشه

هر چی بگی انجام میدم

تا وقتی بتونم انتقام مادر و پدرت رو بگیرم

هر کاری که لازم باشه انجام میدم

جین رن فنگ خیلی شکاکه

اگه بخوایم فریبش بدیم فقط می‌تونیم از فو کوی استفاده کنیم

انقدر هر روز کوه رو گشت می‌زنی

خسته نمی‌شی؟

چرا باید خسته بشم؟

بیشتر باعث خوشحالیمه

که می‌تونم از توشان محافظت کنم

منطقیه

ولی اگه این‌طوریه

چرا قیافه‌ات آویزونه؟

تو فکر اینم خواهر چی‌کار می‌کنه

!وای نه

چی شده؟

چرا سمی که تازه ساخته بودم نیست؟

یادم میاد چند روز پیش

یوئه چو زد بهم

گفت می‌خواد فو چنگ رو بازجویی کنه

می‌تونه کار اون باشه؟

وای نه

اون حتما می‌خواد

خواهر رو مسموم کنه

اینجوری نمیشه، باید پیداش کنم

شوخی کردم

می‌خواستم حال و هوات عوض شه

بهم دروغ گفتی

...تو

انگار یکی اونجاست

...گو

کیسه‌ی گنج کجاست؟

چرا نمی‌تونم پیداش کنم؟

چی شده؟

اون گوگوئه

فکر نمی‌کنی

این اواخر گوگو یکم مشکوک می‌زنه؟

اولا سطح تهذیبش یهویی خیلی بالا رفت

بعدم همش ناپدید میشه

در ضمن، اون روزی که

شاهدخت بو تای رو توی بی شان کشتن

گوگو پیشمون نبود

منظورت چیه؟

من خودم نجاتش دادم

آره، اگه یکم عجیب می‌زنه

به خاطر اینه که قبلا صدمه دیده

و بهش آسیب روحی زدن

یکمم به خاطر اینه که

به من وابسته‌ست

اون هرگز با ارواح شیطانی همدست نمیشه

...ولی یایا

نمی‌خوام بشنومش؛ بس کن

واقعا عصبانی شدی؟

ول کن

باشه

ولی تو نبودی که فنون جادوی یخ رو می‌خواستی؟

اگه بهم بی‌محلی کنی

میرم سراغ یوئه چو

این روز‌ا خیلی بهم اصرار می‌کنه

تا بهش آموزش بدم

وایسا

بهم بگو

ترفند

جادوی یخ چیه؟

با دقت گوش بده

...در مورد جادوی یخ

(عمارت شعله‌ی الهی)

تو چرا اینجایی؟

بالاخره بیدار شدی

...تو

چی می‌خواین؟

کاری نمی‌خوایم انجام بدیم

فقط می‌خوایم بهت نزدیک بشیم

بالاخره

تو یه عضو قدیمی از عمارت شعله‌ی الهی هستی، درسته؟

درسته

ارباب یوئه چو، ما طرف همدیگه هستیم

بیاین با هم صحبت کنیم

بیاین صحبت کنیم

آره بیا حرف بزنیم

حالا بهم بگو

اربابت کجاست؟

نمی‌دونم

به ارواح جدم نمی‌دونم

نمی‌دونی؟

اگه نمی‌دونی

بذار کمکت کنم بهش فکر کنی تا یادت بیاد

بهش فکر کن

الان یادت میاد؟

خواهر خوبم

!نجاتم بده

!نجاتم بده

خواهر خوبم؟

حالا یادت اومده که من خواهرتم

وقتی من رو به جین رن فنگ دادی

تا منبع خونش باشم

وقتی مسمومم می‌کرد

و من رو کتک میزد

چرا اون موقع بهم نمی گفتی خواهرتم؟

خواهر

نه

قبلا کور بودم

شکر خوردم

این دفعه منو ببخش

از الان به بعد، خواهر و برادر دوست داشتنی هم میشیم

نه، نه، نه

می... میگم

میگم

ریش سفید

این جنگلو

سه بار گشتیم

ولی هیچ کسو پیدا نکردیم

نباید بریم یه جای دیگه رو بگردیم؟

اون بچه پررو مسمومم کرد

و حس بویاییم رو از دست دادم

باید بازم بگردیم

(پری خانم)

(نقشه داره خوب پیش میره)

(منتظر خبرای خوب عمارت شعله‌ی الهی باش)

به کی پیام می‌دادی؟

به تو ربطی نداره

چی‌کار می‌کنی؟

همیشه عاقلانه رفتار می‌کنی

چرا الان انقدر عصبی شدی؟

فکر نکن من خبر ندارم

مشخصه داشتی

برای اون روح زنِ اهل توشان پیام می‌فرستادی

حتی گفتی چون من رو نجات دادی

توسط توشان تعقیب میشی

مشخصه دروغ گفتی

کدوم روح زن توشان؟

پری خانم اسم داره

اسمشم توشان هونگ هونگه

بعدم، به تو ربطی نداره بهت دروغ گفتم یا نگفتم

وقتی همون‌جوری که قول دادم

سالم به عمارت برسونمت

دیگه بی‌حسابیم

بیا بریم؛ انقدر معطل نکن

چون تو گفتی بی‌حساب نمیشیم

موضوع اینکه بهم دروغ گفتی رو حل نکردیم

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

ارباب

آوردمش اینجا

خان عمو جین میان

حالت چطوره؟

(عمارت شعله‌ی الهی)

رئیس

از اونجایی که فهمیدیم جین رن فنگ خوک صفت کجاست

چرا به جای پیچوندن لقمه دور سر

و استفاده از اون بچه پررو

فقط نکشیمش؟

جین رن فنگ پدر و مادر یوئه چو رو کشت

خودش باید انتقامشون رو بگیره

ولی این بچه پررو همیشه مکار و حیله‌گر بوده

اگه یه کلکی سوار کنه چی؟

فکر نمی‌کنم این اتفاق بیفته

یوئه چو شخصیت شاد و سرزنده‌ای داره

ولی چون این موضوعو

با رئیس درمیون گذاشته

قولشو زیر پا نمیذاره

دهنتو ببند

تو چی می‌دونی؟

اگه اون جین رن فنگو طعمه کنه و

همه‌مونو اینجا

به دام بندازه و بگیرتمون چی؟

به نظرتون

چطوره الان برگردیم؟

لازم نیست

سال‌ها در 6 قلمرو بودم

از یه تازه‌وارد نمی‌ترسم

حالا که تا اینجا اومدیم

چطوری می‌تونیم برگردیم؟

حتی اگه خطرناک باشه

باهاش رو به رو میشم

کی هستین؟

چطور جرات کردین وارد عمارت شعله‌ی الهی بشین؟

به اون دونگ فانگ یوئه چوی عوضی بگو

!بیاد بیرون

کی هستین؟

بچه پررو

امروز نشونت میدم کی‌ام

ریش سفید

نمی‌تونی اخلاق بدتو درست کنی؟

می‌تونم از چند فرسخ اون طرف‌تر صدای داد زدنتو بشنوم

...تو

!دزد

هنوز مجازاتت نکردم

عوضش داری واسه‌ام سخنرانی می‌کنی

اگه نمک نشناس نبودی و

بهمون خیانت نمی‌کردی

داد نمی‌زدم

درسته، روباه پیر

همین الان ازتون عذرخواهی می‌کنم

عذرخواهی؟

جین رن فنگ خوک؟

نظرت چیه؟

نظرت درمورد این هدیه چیه؟

یوئه چو، آفرین

خفه

جین رن فنگ

لیاقت این پایانو داری

عجوزه پیری

!این ارواح رو دستگیر کنین

چی کار کنیم؟

اون توشان هونگ هونگه

به چی نگاه می‌کنین؟

!زود باشین

خودشه

جین رن فنگه

اون مجبورم کرد اینکارا رو کنم

ربطی به من نداره

!فو کوی، خائن نمک نشناس

جین رن فنگ

یه آدم عاقل تسلیم سرنوشت میشه

وقتی که ارباب سابق رو کشتی

مگه همینو بهمون نگفتی؟

چقدر ظالمانه

عموی بی‌احساسم

دونگ فانگ یوئه چو

چون آسمان‌ها کمکم نمی‌کنن

امروز اسیر دستای تو شدم

به خاطر این نیست که تو ازم قوی‌تری

اعضای خونواده‌ی دونگ فانگ با خون معنوی به دنیا اومدن

فقط باید یه کوچولو تمرین کنی که

ماهر بشی

قدرت و ثروت

تو مشتته

ولی من

یه آدم بی نام و نشون بودم

حتی بعد قرنها

روز و شب تهذیب کردن

بدون ذره ای سستی

آخرش

شدم ارباب تشریفاتی یه عمارت

آسمانها به من کمک نکردن

جین رن فنگ

بیست سال قبل، تو پدربزرگمو کشتی

و مادرمو به بیچارگی کشوندی

مجبورش کردی

مرگ نزدیکترین آدم زندگیشو ببینه

و دیگه نتونه برگرده خونه اش

هیچ وقت فکر میکردی

یه روز همه‌ی کارای بدی که کردی

به خودت برگرده؟

اگه بنا به سرزنش کردنه

اون پیر خرفتو برای دوروییش سرزنش کن

اگه واقعا برام ارزشی قائل بود

چرا نذاشت با دخترش ازدواج کنم؟

برای همین به اجبار اون کارو باهاش کردی؟

خوشبختانه باد آورده رو باد میبره

حتی اگه بدون خستگی تلاش کنی

آخرش

همه اشو باید برگردونی

خیلی حرف میزنی

مگه تو فقط

نمیخواستی

ارباب عمارت شعله‌ی الهی بشی؟

کی گفته من میخوام بشم ارباب؟

این چیزا برام مهم نیستن

...ولی تو

لیاقتشو نداری

جین رن فنگ

تو آدم شرور و حقیری هستی

قبلا چندین بار تبرئه شدی

حالا

ما هم شاهد داریم، هم مدرک

دیگه چی داری بگی؟

همگی گوش کنن

جین رن فنگ چندین بار قوانین اتحادیه رو زیرپا گذاشته

از الان به بعد

جین رن فنگ از اتحادیه‌ی یی چی اخراج میشه

و توسط دونگ فانگ یوئه چو مجازات میشه

باشه

اون استادشو کشت، مقامشو دزدید و افرادشو به قتل رسوند

بر اساس قوانین عمارت شعله‌ی الهی

مجازاتش چیه؟

درجه‌ی کمالش تا سر حد مرگ بسوزه

امروز

من از شمشیر پدربزرگم استفاده میکنم

تا فرقه رو از وجودش پاک کنم

با ضربه‌ی این شمشیر

تو تمام درد پدربزرگم

وقتی داشتی خونشو بیرون میکشیدی رو حس میکنی

ضربه‌ی این شمشیر

برای درد خاله یو پینگ، که تمام این سالها عذاب کشیده

بعدی

برای انتقام پدر و مادرم

تو قبلا بیخانمان بودی

پدربزرگ من نجاتت داد

تو رو شاگردش کرد و خوب بهت آموزش داد

آسمانها

اینجوری بهت کمک کردن

با سرسختی و تلاشت

اگه اینقدر ناشکر و طمعکار نبودی

الان برای خودت کسی شده بودی

تو خودت

همه‌ی این بلاها رو سر خودت آوردی

راستی

چطوره مزه‌ی شعله‌ی الهی رو

که اینقدر برای دزدیدنش تلاش کردی، بچشی

جین رن فنگ

گناهان تو بیشتر از ایناست

جین رن فنگ

در گذشته

با دروغات از احساسات شیائو تان استفاده کردی

تا خونشو به دست بیاری

و با بیرحمی بکشیش

به خاطر شیائو تان

امروز من شخصا

خون معنوی رو از بدنت بیرون میارم

نه

این دارو با خون روح زالو درست شده

باعث میشه کسانی که خون معنویشونو از دست دادن دوباره بتونن تولیدش کنن

ولی

فقط با خون خودشون

از الان

تو یه جاودان شعله بدون شعله‌ی الهی میشی

نه

جین رن فنگ

نترس

نمیکشمت

بیست سال قبل تو فقط یه گدا بودی

الانم برت میگردونم به همون خیابونها

تا آرزوی مرگ بکنی

میخوام فکر کنی

همه‌ی این سالها کجای کارو اشتباه رفتی

(عمارت شعله ی الهی)

(بچه جون)

(آرزوتو انتخاب کردی؟)

(فقط میخوام خانواده ام در امان باشن)

(و شما دوتا زندگی طولانی داشته باشین)

(میخوام از خانواده ام محافظت کنم)

(درست مثل پدرم)

(دعای خیر)

(برای اجدادتو فراموش نکن)

(پدربزرگم؟)

(پدربزرگ نگران نباش)

(وقتی بزرگ شدم)

(حتما)

(همه‌ی اون آدمای بدو میگیرم)

(و کاری میکنم کنار قبرت زانو بزنن)

♫در دربار بارون خفیفی میباره♫

♫فضاو زمانی که فراتر از قلمرو ماست رو به دوش میکشه♫

♫زندگی مثل یه رویاست♫

♫ولی خیلی وقته دلم برات تنگ شده♫

♫دیگه اشکام تموم شده و انگار خالی شدم♫

(مادر، پدر، پدربزرگ، خاله هوایی ژو)

(الان میتونین در آرامش بخوابین)

♫تصمیم گرفتم همه چیزو فراموش کنم♫

♫و گذشته امو با حال و آینده ام عوض کنم♫

♫چه کسی زیر درخت اندوه♫

♫اثری از عشق بجا میذاره؟♫

♫درون اندوه بنویسش♫

♫بین درست و غلط♫

♫شمشیر و انتقام♫

ارباب جوان

اینا ابزار بانوی جوان دوم در زمان بچگیشونه

اینا رو به تو میسپرم

ممنون

هرج و مرج عمارت شعله‌ی الهی تازه کم شده

هنوز کلی چیز دیگه هست که باید رسیدگی بشن

به نظرم بقیه اش به عهده‌ی شما دونفره

ولی جین رن فنگ اخراج شده

نمیخوای به عمارت شعله‌ی الهی برگردی؟

نکنه توشان هونگ هونگ نمیذاره بیای؟

هیچ ربطی به اون نداره

من جین رن فنگو مجازات کردم

تا عدالتو اجرا کنم

من هیچ احساسی

نسبت به عمارت شعله‌ی الهی ندارم

ولی عمارت یه ارباب میخواد

...تو

که گفته اربابی نیست؟

خاله یو پینگ، با شرایط و مهارتتون

شما بهترین گزینه برای عمارت شعله‌ی الهی هستین

تازه

فو چنگ میتونه به عنوان یه مشاور

افرادو رهبری کنه

عمارت اوضاعش بهتر میشه

ارباب جوان یوئه چو

ناظر فی

شما اینجا چیکار میکنین؟

همه‌ی این سالها

ارباب همیشه میخواستن از شر جین رن فنگ خلاص بشن

تا انتقام بانو هوایی ژو و عمارت شعله‌ی الهی رو بگیرن

ولی جین رن فنگ شرور بود

ما کاری از دستمون برنمیومد

چون مدرک قابل قبولی نداشتیم

جین رن فنگو فراموش کن

میخوام از ارباب وانگ چوان بپرسم

چطور با خاله هوایی ژو و پسرخاله‌ام وانگ چوان فو گویی رفتار کرد؟

درست نیست یه غریبه در مسائل خانوادگی ارباب دخالت کنه

به هر حال

الان دیگه خیال ارباب راحته

چون شما قراره اینجا رو اداره کنین

چیه؟

مشکلی پیش اومده؟

پس عمارت وانگ چیان به اندازه‌ی کافی پول جمع کرده

تا منو از توشان بخره؟

نمیخواین برگردین عمارت؟

لازم نیست نگران من باشین

ناظر فی

عادیه جوونها

تفکرات خودشونو داشته باشن

بدترین حالتش اینه که، پیرهایی مثل من و تو

باید یکم بیشتر کار کنیم

مادرم

از بچگی بازیگوش بود

مادرت واقعا خوش بین بود

حتی وقتی یه اتفاقی میفتاد

فکرشو باز نگه میداشت

لاف زدن هم دوست داشت

وقتی بچه بودم

همش چاخان میکرد که چقدر تو بچگیش بازیگوش بوده

اگه نمیخوای بری

چرا تو عمارت شعله‌ی الهی نمیمونی؟

مادرت اینجا بزرگ شده

ولی من

در توشان بزرگ شدم

پری خانم

بیا برگردیم توشان

(انجمن توشان)

آئو لای سان شائو عاشق شده؟

گفتم نگاه نکن

حتما الان خیلی معذبی

چرا معذب باشم؟

سان شائو باید بعد اینهمه سال تنهایی

احساس بی کسی کنه

خوب نیست کسی رو داشته باشه

که بتونه درکش کنه؟

تو سان شائو رو دوست نداشتی؟

من تحسینش میکنم

میخوام مثل اون باشم

و تلاش کنم تا از شش قلمرو محافظت کنم

تو تحسیتش میکنی؟

پس کنجکاو نیستی بدونی

کی رو دوست داره؟

سرد و کم حرف

ترکیبی از گرما و سرما

سان شائو

عاشق یه زن دیوونه شده؟

عجب سلیقه ای

پروانه ی معنوی از طرف کیه؟

جین رن فنگ یه نامه به یه روح روباه توشان فرستاده

تا از پادشاه ارواح درخواست بخشش کنه

در این صورت

جاسوسی از شین جی در توشانه؟

اینکه چطور جین رن فنگ موی منو داشت

و ازش برای طلسم کابوس استفاده کرد، مشخص نشد

علاوه بر اون ما هنوز

روحی رو که "بو تای" رو در بی‌شان کشت پیدا نکردیم

پری خانم نقشه ات چیه؟

اومد

تو فقط یه مهره ی سوخته ای

میخوای نجاتتم بدم؟

(عمارت هو گوانگ)

لای چند روز پیش در موردش بهم گفت

ولی من ازش دفاع کردم

انتظارشو نداشتم

من خیلی تلاش کردم

تا این گوگوی عوضی رو نجات بدم

حتی زخماشو درمان کردم

انتظار نداشتم برامون خطرناک باشه

شاید گوگو

از اول جزئی از نقشه‌ی شی جی بود

صدمه دیدنشم جزئی از نقشه بود

نه

من باید از این روباه بیرحم بپرسم

چرا طرف دشمنو گرفته؟

صبر کن

خبردارشون نکن

بعد از جنگ بی شان

شی جی غیبش زده

گوگو ممکنه یه کلید و طعمه ای برای برگشتنش باشه

حالا که حرفش شد

گوگو اون روز میخواست از توشان بره

شاید تحت فرمان شی جی بود

رونگ رونگ

تو با ریش سفید مخفیانه مراقب روباه‌های کوچیک باشین

یایا، لای

بعد اینکه گوگو برگشت

حواستون بهش باشه

من چی؟

هر وقت بیرون رفت مخفیانه تعقیبش کن

باشه

(هسته‌ی معنوی که روباه سفید اینبار فرستاد)

(به اندازه‌ی کافی قویه)

(تا وقتی هسته‌ی معنوی ارواح شکار شده)

(به هزاران سال تهذیب اضافه بشه)

(این بدن و قدرت معنوی)

(بزودی به اوج خودش میرسه)

(موندم روباه سفید طعمه‌ی بعدیشو پیدا کرده یا نه)

تموم شد؟

مراقب باش

اینجا بشین

بشین

سفارش همیشگی

میرم غذا رو بیارم

پیشخدمت

خوش اومدین

برای شراب اینجایین؟

بفرمایین

اونجا بشینین

چیزی پیدا کردی؟

نگران نباش

کاری که ازم خواستی رو تموم میکنم

قولشو بهت داده بودم

خوش اومدی

نگفته بودی با این حتما توی قرعه‌کشی برنده میشم؟

چرا هیچ کدومشون برنده نشدن؟

از کی تا حالا فروشنده‌ها مسئول برد و باختن؟

برو کنار

یوئه چو؟

چرا اینجوری لباس پوشیدی؟

مو تونگ از کی تا حالا سر مردم کلاه میذاری؟

دردم اومد، یواش

خیلی خب

من شانس بدمو قبول میکنم

اینا رو مجانی بهت میدم، باشه؟

همش همین؟

اگه رهبر بفهمه

که داری مخفیانه قرعه میفروشی

دلبندم

چی میخوای؟

اون روباه سفید چی بهت گفت؟

هیچی

اگه راستشو بگی

در مورد امروز فراموش میکنم

...در غیر این صورت

بهت میگم

چیز خاصی نبود

چند روز پیش

یکم پول بهم داد

تا بهش کمک کنم

تا ارواح با درجه‌ی تهذیب بالا رو پیدا کنه

چرا دنبال ارواح با درجه‌ی بالای تهذیبه؟

من چیزی نمیدونم

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.