All language subtitles for Fox Spirit Matchmaker - Red Moon Pact S01E13

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

(خواستگار روح روباه: پیمان ماه سرخ)

(قسمت سیزدهم)

(قلعه‌ی حاکم ارواح)

یایا

همه چی رو بررسی کردی؟

هیچ روح مشکوکی توی شهر حضور نداره

من هم اینجا چیز مشکوکی پیدا نکردم

از بعد از کشته شدن شاهدخت بو تای

هیچ روحی شهر رو ترک نکرده

پس کار کی بوده؟

حتما خیلی قدرتمندن که تونستن با حضور شی کوان

شاهدخت رو ترور کنن

پر واضحه که این ترور

برای تحریک و ایجاد درگیری بین انسان‌ها

و ارواح انجام شده

در حال حاضر

ما باید آرامش رو بین شهروندان برقرار کنیم

این توطئه نباید موفق بشه

پری خانم

پس هنوزم

من توی قلبت جایی دارم

تو بیداری؟

پس چرا هنوزم

می‌خوای من رو نزدیک خودت نگه داری؟

پری خانم

تقصیر من نیست

وقتی تو رو دیدم که کنار تختم نشستی

فکر کردم دارم رویا می‌بینم

نمی‌خواستم این رویا تموم بشه

برای همین جرات حرکت کردن نداشتم

پس چرا خودتو کشیدی جلو

که بتونی دستم رو بگیری؟

گفتم که، فکر کردم دارم خواب میبینم

توی رویاهام

می‌تونم هر کاری که بخوام انجام بدم

!آخ

متوجه اشتباهت شدی؟

من اشتباه کردم

چرا به همه دروغ گفتی و جونت رو به خطر انداختی

تا سنگ رو بدست بیاری؟

اگر به موقع نمی‌رسیدم

... چه اتفاقی

چه اتفاقی برای کسایی که منتظرت هستن میفتاد؟

متاسفم، نباید جونم رو به خطر مینداختم

دیگه چی؟

مگه بازم هست؟

تو نباید زندگیت رو برای محافظت از روح اون قربانی می‌کردی

انسان‌ها

عمر کوتاهی دارن

چطور تونستی انقدر آسون از صدها سال عمرت بگذری؟

روحش در حال خود‌تخریبی بود

فقط نیروی حیاتی می‌تونست ازش محافظت کنه

من از چیزی که برات ارزشمند بود محافظت کردم

که ناراحت نشی

با این وجود بازم باید به من می‌گفتی

درسته، اعتراف می‌کنم که در این مورد اشتباه کردم

اما همه چی به خواست خودم بود

خواه به خطر انداختن جونم باشه، خواه فدا کردنش

اگر بتونم بهت کمکی کنم

هر کاری رو انجام میدم

حتی اگر تو هم کمکم نکنی

من روشهای خودم رو دارم

روش‌های خودت؟

به جون خریدن خطر واکنش‌های منفی؟

محافظت

از توشان و ارواح وظیفه‌ی منه

اینکه از چه روشی استفاده می‌کنم

اهمیتی نداره

این وظیفه‌ی توعه، به عنوان رئیس توشان

اما هنوز توی بدن فانی قرار داری

که خون، گوشت، قلب و احساسات داره

با این جسم صدمه می‌بینی

و از سرما، گرما و تنهایی می‌ترسی

وقتی تو از همه مراقبت می‌کنی

کی از تو مراقبت می‌کنه؟

توی این دنیا

یک نفر باید

جوری که تو از توشان محافظت می‌کنی، ازت محافظت کنه

درسته، تو تازه بیدار شدی

یه چیزی هست که تو نمی‌دونی

شاهدخت بو تای ترور شد

(شاهدخت)

(شما چرا اومدین اینجا؟)

(هر جا که تو باشی)

(من هم میام)

(اگر من نمیومدم)

(جونت رو از دست می‌دادی)

(کوان)

(...اون روز، زیر درخت اندوه)

(می‌دونم)

(همیشه می‌دونستم)

(شما گفتین)

(که همیشه کنار من می‌مونین)

(اما الان)

(کجایین؟)

(این خاطرات)

(تا زمان مرگم)

(باقی خواهند موند)

(مگه نه؟)

درخت اندوه به وسیله‌ی قدرت خواهر

شکوفا و تغذیه میشه

من فکر می‌کردم

اونها تا ابد با خوشحالی کنار هم زندگی می‌کنن

من و شاهدخت فهمیدیم

که حاکم فقید، زمانی عاشق یک روح بودن

اما هرگز به هم نرسیدن

شاهدخت از اجدادشون شجاع‌تر بودن

نه تنها این قدم رو برداشتن

بلکه قلعه‌ی حاکم ارواح رو هم تغییر دادن

...این

این ابزار جادوییه که زمانی که زیر درخت اندوه پیمان بستن ازش استفاده کردن

این از روح تکه‌تکه شده‌اش محافظت می‌کنه

...یعنی نیروی معنوی داخلش متعلق به

متعلق به شی کوانه

به نظر میاد وقتی بو تای آرزو کرده

شی کوان هم با نیروی معنویش قسم خورده

(فرمان الهی، روح بو تای)

(و آینده‌اش با شی کوان رو مهر و موم کرده)

(وقتی دوباره همدیگه رو ملاقات کنن)

(این خاطره دوباره ظاهر میشه)

درخت اندوه با عشق تغذیه میشه

حتما عشق عمیقی که به هم داشتن رو حس کرده

اینکه اونها حاضر شدن بخاطر این عشق از آب و آتیش بگذرن

این سرنوشت بی پایانه

با هدایت فرمان الهی

در آینده هم ادامه پیدا خواهد کرد

به نظر می‌رسه

انسان‌ها و ارواح می‌تونن

با عشق صادقانه و متقابل

و قسم خوردن زیر درخت اندوه

و با نیروی معنوی و ابزار جادویی "و گفتن "بله

با هم پیوند ببندن

رئیس

یادته

شاهدخت زیر درخت اندوه چه آرزویی کرد؟

اون نمی‌خواست تو رو

غمگین و ناامید

و توی وضعیت بغرنج ببینه

اون خیلی تو رو دوست داشت

می‌تونی به جای اون

از مردم و سرزمینش محافظت کنی؟

من؟

چه شخص دیگه‌ای

می‌تونه به جای اون، از قلعه‌ی حاکم ارواح محافظت کنه؟

(خوشبختانه)

(تمام ارواح شهر به تو ایمان دارن)

(از این لحظه به بعد، تو حاکم بی‌شان خواهی بود)

من تا ابد از قلمرو ایشون محافظت خواهم کرد

در اینصورت

پیشنهاد می‌کنم

که اول از هر چیزی، اسم قلعه رو عوض کنیم

انسان‌ها و ارواح با هم برابرن

هیچکدوم نباید

به بردگی گرفته بشن

رئیس

من و بو تای می‌تونیم

به شکلی دیگه با هم ملاقات کنیم؟

از اونجایی که پیوند بین شما برقرار شده

درخت اندوه حتما برنامه‌‌های خودش رو داره

یه نفر این رو به دروازه‌ی شهر فرستاده

و گفته حاوی اطلاعاته

و باید بدمش به تو

(مرگ بو تای فقط شروعشه)

(در آینده، انسان‌های بیشتری)

(به دست ارواح کشته میشن)

شی جی اینو فرستاده

من باید

انتقام خون شاهدخت رو بگیرم

پری خانم

توی شهر آشوب به پا شده

چطور جرات می‌کنی خونه‌های ما رو بسوزونی؟

!راست میگه

چرا؟

چه خبر شده؟

!شی کوان

شاهدخت بهمون قول داد

که انسان‌ها دیگه ارواح رو اذیت نمی‌کنن

برای همین هم ما به مقاومت در برابر ارواح شیطانی کمک کردیم

اما الان انسان‌ها

!دارن مخفیانه خونه‌هامون رو به آتیش می‌کشن

چه خبر شده؟

تحت حمایت اتحادیه‌ی یی چی

!حتی به چند تا از ارواح هم صدمه زدن

چرا خونه‌ی ارواح رو آتیش زدین؟

اونها تشنه‌ی خونن

شاهدخت ما رو کشتن

!ما باید انتقام خون شاهدخت رو بگیریم

!انتقام خون شاهدخت رو بگیرین

مرگ شاهدخت نباید بی تاوان بمونه

!درسته

ما باید این ارواح رو

!از قلعه‌ی حاکم ارواح بندازیم بیرون

!از قلعه‌ی حاکم ارواح برین بیرون

شاهدخت بو تای

به دست ارواح داخل شهر کشته نشدن

با این حرف‌ها

انتظار داری باور کنیم

که اونها شاهدخت رو نکشتن؟

تو خودت یه روحی

معلومه که از هم جنس‌هات دفاع می‌کنی

شی کوان حاکم بعدی این قلعه اس

خود شاهدخت این تصمیم رو گرفتن

اون روز، پادشاه ارواح آشوب به پا کرد

تا شاهدخت بو تای رو به قتل برسونه

چنین کشمکش و درگیری

دقیقا همون چیزیه که اون می‌خواد

اونها روح هستن

اما درست مثل شما

صلح طلبن

و از کشت و کشتار متنفرن

دشمن مشترک شما

پادشاه ارواحه، اونه که می‌خواد جنگ راه بندازه

پادشاه ارواح؟

بسیار خب

متفرق شین

از این لحظه به بعد

با هم کنار بیاین و مبارزه نکنین

متفرق شین

برین خونه‌هاتون

یالا

رئیس

رئیس

بلند شین

اون چیزی که می‌خواین رو

به رئیس بگین

رئیس

اون روز، بیرون از شهر

اگر شما مقابل پادشاه ارواح نمی‌جنگیدین

ممکن بود ما کشته بشیم

یا به کنترل

پادشاه ارواح دربیایم

امروز

شما دوباره آبروی ما رو حفظ کردین

ما به شما مدیونیم

لطفا تعظیم و احترام ما رو پذیرا باشین

لطفا تعظیم و احترام ما رو پذیرا باشین

خواهر، می‌خوای اتحادیه‌ی ارواح رو تاسیس کنی؟

بله

انسان‌های شهر تحت حمایت اتحادیه‌ی یی چی هستن

اونها همچنین از ابزار جادویی که یوئه چو

اصلاح کرده، استفاده می‌کنن

اما وضعیت ارواح

اصلا خوب نیست

درسته

اگرچه اونها قدرت معنوی دارن

اما همین که به انسان‌ها صدمه بزنن

به ارواح شیطانی تبدیل میشن

و انسان‌ها بهشون خرده میگیرن

اگر ما بتونیم

اتحادیه‌ی ارواح خودمون رو تاسیس کنیم

می‌تونیم از ضعفا محافظت کنیم

و قوی‌ها رو مهار کنیم

این کار برای ارواح

سودمنده

نه تنها این

شی جی داره بین انسان‌ها و ارواح

اختلاف میندازه

اگر اتحادیه‌ی ارواح

بتونه به نمایندگی از ارواح، با انسان‌ها ارتباط بگیره

اختلافات حل میشن

و وقتی لازم باشه، می‌تونیم با کمک هم

با دشمنان بجنگیم

درسته

شی جی هنوزم می‌خواد به ما حمله کنه

اگر الان ارواح رو متحد نکنیم

ارواح برده‌ی بیشتری ممکنه ملعبه‌ی دست اون بشن

و به انسان‌ها آسیب بزنن

هیچ مصیبت دیگه‌ای نباید رخ بده

رئیس

من مایلم رهبری ارواح بی‌شان رو

برای ملحق شدن به اتحادیه

و پیروی از دستورات شما، به عهده بگیرم

ما ارواحِ زالو هم موافقیم

ما ارواح حاکمی نان موافقیم

خواهر

من می‌تونم به نمایندگی از توشان ملحق بشم؟

جنگ ما با شی جی تازه شروع شده

در آینده، با اتحاد ارواح

ارواح بیشتری به نیروهامون ملحق میشن

که باهاش مقابله کنن

بعلاوه

ما می‌تونیم شکل رسمی‌تری بهش بدیم

و به تمام ارواح شش قلمرو اطلاع بدیم

که اتحادیه‌ی ارواح تاسیس شده

جایی که از ارواح ضعیف محافظت میشه

ارواح قوی عدالت رو اجرا می‌کنن

و با کمک هم

از صلح و آرامش شش قلمرو محافظت می‌کنن

(بی‌شان)

از این لحظه به بعد به بردگی گرفتن ارواح در شهر لغو خواهد شد

انسان‌ها و ارواح همه شهروندان بی‌شان هستن

تبریک میگیم حاکم

من شرمنده‌ام

شاگردان اتحادیه‌ی یی چی

به دست شو یی رهبری می‌شدن

کسی که باور دارن توسط ارواح شیطانی کنترل میشه

در آینده

عمارت وانگ چوان، شاگردانش رو در سطح شهر تنبیه و تادیب می‌کنه

خیالتون از این بابت راحت باشه حاکم

انتظار نداشتم مراسم جانشینی

انقدر سرزنده و با نشاط باشه

دلیلش اینه که موضوع مهم دیگه‌ای توی شهر وجود داره

از الان به بعد، ما ارواح

اتحادیه‌ی خودمون رو داریم

اتحادیه‌ی ارواح؟

اتحادیه‌ی ارواح؟

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

برای مدت طولانی

ارواح ضعیف مورد آزار و اذیت قرار گرفتن

ارواحی با گستاخی تمام

به دوستانشون آسیب زدن

و انسان‌های پست به کارهاشون ادامه دادن

من به این وسیله اتحاد روح رو

برای محافظت از ضعفا

و مجازات ارواح شیطانی تأسیس می‌کنم

(پری خانم)

(من کمکت می‌کنم)

(به هر چیزی که می‌خوای برسی)

بی‌شان مایله به اتحادیه‌ی روح ملحق بشه

و از دستورات شما پیروی کنه، رئیس

امپراطوری نان هم مایله به اتحادیه ملحق بشه

تا صلح رو به قبلیه‌ی روح بیاره

ارواحِ زالو هم مایلن به اتحادیه ملحق بشن

تا برای نفع قبیله‌ی روح

شَر رو نابود و ارواح شیطانی رو مجازات کنن

رئیس

ارواحِ تنهایی مثل من هم

می‌تونن به اتحادیه ملحق بشن؟

اگر از قوانین پیروی کنین

هر روحی می‌تونه به اتحادیه ملحق بشه

من هم می‌خوام عضوی از اتحادیه باشم

من هم می‌خوام عضوی از اتحادیه باشم

من هم می‌خوام عضوی از اتحادیه باشم

ما هم می‌خوایم عضوی از اتحادیه باشیم

من هم می‌خوام عضوی از اتحادیه باشم

واقعا که مسخره است

من هم می‌خوام عضوی از اتحادیه باشم

تبریک میگم خواهر

نیروی معنویت قوی‌تر از قبل شده

بحران بی‌شان

بالاخره داره تموم میشه

روح دونگ فانگ لو هم وضعیت خوبی داره

ریش سفید هم از جزیره‌ی زندگی برگشت

بالاخره می‌تونی

کمی استراحت کنی

هنوز نه

نگران برگشت شی جی هستی؟

فقط این نیست

اون

یه حامی قدرتمند داره که ازش حمایت می‌کنه

فکر می‌کنم

الان همه‌ چی فرق کرده

ما سه خواهر قبلا ضعیف بودیم

اما تونستیم شی جی رو از توشان بندازیم بیرون

الان

قدرت توشان بیشتر شده

تو حمایت اعضای اتحادیه‌ی ارواح رو هم داری

من مطمئنم تو می‌تونی عدالت رو اجرا کنی

و صلح رو به شش قلمرو برگردونی

!لعنتی

درخت اندوه با عشق تغذیه شد و قوی‌تر از قبل شد

نیروی معنویم رو سرکوب کرد

و باعث شد ضعیف بشم

بدنم تحت فشار قرار گرفته

و بی‌مصرفه

امیدوارم روباه سفید

بتونه چیزی که می‌خوام رو به دست بیاره

تلافی کن

(بعدا)

(یه روح قدرتمند پیدا کن)

(و هسته‌ی روحش رو بگیر)

گوگو

بچه نُنُر

قول دادی توی بازار منتظرم بمونی

چرا هنوز اینجایی؟

...من

خواهر یایا

توی تهذیب غرق شده بودم

و زمان رو فراموش کردم

من که می‌شناسمت، داری بهونه میاری

حتما یواشکی اومدی بیرون که بازی کنی

این نیروی جادویی رو تو جمع کردی؟

شرایط اضطراری پیش اومد

اینم یه جورایی اتفاق افتاد

خیلی هم بد نیست

به نظر می‌رسه تلاشهای من

برای تشویق و ترغیب تو بی‌نتیجه نبوده

خیلی پیشرفت کردی

من خیلی تحسینت می‌کنم

کی رو تحسین می‌کنی، یایا؟

لای، گوش کن

گوگو این اواخر خیلی پیشرفت کرده

این نشون‌دهنده‌ی این نیست

که من معلم خوبی‌ام؟

خیلی پیشرفت کرده؟

منم دوست دارم این پیشرفت رو ببینم

گو گو، اگه ناراحت نمیشی

چطوره من و تو با هم یه مبارزه تمرینی داشته باشیم؟

البته

این خیلی عالیه

زود باش گوگو

لای واقعا ماهره

راهنمایی‌های اون

قطعا برات مفیده

صدمه دیدی؟

تو که می‌دونی گوگو به اندازه‌ی تو خوب نیست

اما با این وجود بازم ادامه دادی

بذار ببینم

یوئه چو

بالاخره برگشتی

ما در مورد

کارهای بزرگی که توی بی‌شان انجام دادی یه چیزایی شنیدیم

اگر بخاطر تو نبود

ماموریت الهی ما

ممکن بود شکست بخوره

تو این بار

زندگیت رو بخاطر توشان به خطر انداختی

بنابراین ما هم

قدردانی خودمون رو نشون دادیم

پس

همه‌ی اینها از طرف شماست؟

بله

راستی

بیا

اینو بگیر

کتابِ پیوند؟

هیسس

داشتن این کتاب توی توشان ممنوعه

از یه نفر خواستم

که از بازار آدم‌ها برام بخرتش

حتی وقت نکردم

خودم بخونمش

بگو ببینم

دوست بهتر از کجا من پیدا می‌کنی؟

چرا اینو بهم دادی؟

شوخی نکن دیگه

پس اون آدمی که

قبلا کتاب های مخفی من رو میخوند کجا رفته؟

میدونم که

ازش خوشت میاد

نه اتفاقا بدردم نمیخوره، بیا بگیرش

برای چی؟

تو هنوز تو اوج جوونیت هستی

دیر یا زود یه روز اسیر عشق میشی

میگی نه؟

کسی که من دوستش دارم

خودش الان تو بغل یکی دیگه ـست

عاشق زنی شدی که ازدواج کرده؟

چرا چرت میگی؟

هنوز ازدواج نکرده

پس یعنی

اون با یکی دیگه تو رابطه ـست

پس اگه اینم نیست

چرا خودت رو دست کم گرفتی؟

حق با توئـه

من آدم بد ریختی نیستم

و اخلاق شوخ و خوبی هم دارم

تا وقتی که بخوام میتونم بجنگم

و تو کل روز همراهش باشم

تازه راحت میتونم با اطرافیانش هم کنار بیام

واقعا کارم خیلی درسته

با این اوصاف باید دلشو راحت ببرم

آره

راست میگی

اما

با اینکه تو زمان و مکان درستی هستین

اما هنوز با همدیگه نیستین؟

یعنی هنوز عرضه اعتراف کردن

بهش رو نداشتی؟

عجب خلی هستی

معمولا آدم باهوشی هستی

اما تو اینجور مواقع چرا احمق میشی؟

به کی میگی احمق؟

نمیدونم کی بود که حتی بعد

گرفتن گل پرک بازم جواب منفی گرفت؟

جیو شوانگ خیلی خجالت میکشید که بگه منو میخواد

تازه اینکه

میخوای وضعت بشه مثل من؟

درسته

هر کسی باید دنبال خوشبختی باشه

این خیلی مهمه

تو هم باید دنبالش باشی

(قله های دوقلوی توشان)

وایسا ببینم

گرچه دونگ فانگ لو هنوز از خواب بیدار نشده

اما اعتراف به

پری خانم جلوی اون

اصلا کاری جالبی نیست

اینجا جاش خیلی مناسب تره

وقتی دیدمش

چی باید بهش بگم؟

پری خانم

مجبورت نمی کنم که دوستم داشته باشی

اما تا وقتی که دونگ فانگ لو بیدار میشه

بهم افتخار بده که

تو رو همراهی کنم

اینجوری خیلی چاپلوس نمیشم؟

پری خانم

اگه به خاطر تو نبود

من گرفتار جاودانه های ببر و درنا میشدم

و تو دستان جین رن فنگ اسیر بودم

اگه تو نبودی

حتی اگه میتونستم فرار کنم

بدون تو غرق در نااُمیدی میبودم

نمیدونم عشق چیه

یا دوستی چجوری شکل میگیره

پری خانم

صرفا ازت قدردانی نمی کنم

فکر و ذکرم فقط تو شدی

حضورت منو خوشحال میکنه

و نبودنت باعث نگرانی منه

پری خانم

اولش چون

مدتها همراهت بودم

فکر میکردم عادته و اشتباه مینکم

اما الان متوجه شدم که

مهم نیست که

چجوری این عشق شروع شده

من فقط دلم میخواد ازت محافظت کنم

دلیل دیگه ای نداره

عشق من فقط برای یه نفره

و اون تویی

همین عالیه

باید بهت بگیم که

باید حرفایی بزنی که طرف مقابلت دوست داره بشنوه

نه حرفایی که میزنه باید باهمه جان و دل باشه

نه اشتباه میکنی

کلمات از دهن بیرون میان

نه از قلب

شما دوتا همه چی رو

شنیدین؟

البته

آخه شما دوتا جقله از چی سر در میارین؟

یادتون باشه

این حرفای امروزم رو به کسی نگین

...وگرنه

من دیگه براتون عسل نمیارم

نگران نباش

به کسی چیزی نمیگیم

اما

قرار بود به کی اعتراف کنی؟

بنظرت به غیر از رئیس

کی دیگه میتونه باشه؟

تنها زنی که از این غار

دیدن میکنه فقط ایشونـه

اما رئیس که تو غار نیست

پری خانم اینجا نیست؟

(چون خیلی به ازدواج با من اهمیت میدی)

(بذار ازت یه سوال بپرسم)

(من برای تو)

(چی هستم؟)

پری خانم

پری خانم

اینو یه مزه ای کن

خودم چهار ساعت داشتم این فرنی رو

درست میکردم

سوپ مرغ با برنجـه

با هیزم درختِ میوه پخته شده

در اخر

سینه مرغ رو به لایه های نازک برش زدم

واقعا خوشمزه شده

بیا امتحان کن

اینجوری اضافه بر اونی که توافق کردیم

مجبور میشی که بیشتر تو زحمت بیفتی

...خیلی به خودت زحمت دادی

نگران نباش، پولشو ازت میگیرم

تازه اینکه

حقوق و شرایط من اونقدر پایینه که

به زور باهاش میشه

یه مرغ خوب خرید

خب پس عالیه

چطوره؟

بدک نیست، پیشرفت کردی

پیشرفت با تمرین میاد

برای درست کردن این کاسه فرنی

بیست و نُه تا مرغ رو به فنا دادم

این سی اُمیشه

سی اُمی؟

اما نگران نباش

اون 29 تای دیگه رو

به بقیه دادم

و به رونگ رونگ سپردم که

بعدا از پولشون کم کنه

بنطرت خیلی

هوشمندانه عمل نکردم؟

♫در پیش پا افتاده ترین شگفتی های زندگی♫

خوشمزه ـست

یکم هم از اینا بخور

♫یه رابطه عاشقانه نا گسستنی داریم♫

♫در لحظه های پر تلاطم زندگی♫

کلاس کی تموم میشه؟

یکم دیگه

صبر کن ببینم

چرا چتر دستتـه؟

داره برف میاد

حالت خوبه؟

برف میاد؟

اونم تو این هوا؟

کلاس تمومـه

باشه- چشم-

♫رد پاهای کنار هم ما♫

سخت تمرین کنین

چشم

پری خانم

چرا جای تهذیب کردن

اومدی اینجا؟

داره برف میاد

نگرانت بودم

واقعا داره برف میاد

♫در طی میلیون ها فرسخ از صحنه های زندگی♫

♫خوشبختی را با تو تجربه میکنم♫

♫تا زمانی که دست یافتنی باشه♫

لیو شانگ

چتر میخوای؟

بیا بگیر

بگیر و برو

♫و کوهستان ها رو با تو طی میکنم♫

♫ و با تو پرسه بزنم♫

♫ فقط با تو بودن برام مهمه♫

♫وقتی در تو غرق میشم زمان رو از دست میدم♫

پری خانم، صبر کن

♫حتی اگه سقوط شهاب ها رو با تو ببینم♫

♫ستارگان در چشمانت موج میزنند♫

♫من فقط به تو نگاه میکنم♫

♫و تمام توجه ام به توئه♫

♫تو ماه منی و من جزر و مد روی ماه تو هستم ♫

♫من به خاطر تو نفس می کشم♫

♫و کوهستان ها رو با تو طی میکنم♫

♫ و با تو پرسه بزنم♫

♫ فقط با تو بودن برام مهمه♫

♫وقتی در تو غرق میشم زمان رو از دست میدم♫

♫حتی اگه سقوط شهاب ها رو با تو ببینم♫

♫ستارگان در چشمانت موج میزنند♫

♫من فقط به تو نگاه میکنم♫

♫و تمام توجه ام به توئه♫

شما دارین برف درست میکنین؟

یوئه چو خیلی عاشق و دلباخته شده

اون برای اینکه دل رئیس رو بدست بیاره خیلی زحمت کشیده

آره

به من و جیو شوانگ

پنج تا سینه مرغ داده

خیلی دست و دلبازه

اون مثل بعضی ها نیست که

همیشه خسیس بازی درمیارن

اون روباه مکار و خسیس

لیاقتش اینه که تنها روباه مجرد توشان بمونه

یوئه چو میخواد دل رئیس رو بدست بیاره؟

اما اونکه یه انسانه

مشکلش کجاست؟

اگه حرفمون رو باور نمی کنی

برو از ارواح گل پشت کوه بپرس

تو کل توشان از همه چی خبر دارن

پس من چرا نمی دونستم؟- توشان چی شده؟-

هیچی

شما بچه ها- ریش سفید-

داشتین در مورد چی حرف میزدین؟

هیچی

به چه جرأتی از من مخفی میکنین؟

بر اساس قانون 108 توشان

ماده ی هفتاد و سه

اگه موردی رو درست گزارش ندین، شریک جرم حساب میشین

پنهان کاری هم گناه محسوب میشه

ریش سفید

...قضیه از این قراره که

بعد از مراسم وصلت

درآمد حاصل از بازار به شدت کم شده

با هزینه های اضافی که

برای تأسیس اتحادیه ارواح

...وضع مالی ما

با اینکه کاهش هزینه ها مهمه

اما مشکل اصلی رو حل نمیکنه

حق با توعه

من یه فکری دارم

بذار ببینم

باز کردن مغازه تو بازار انسان ها؟

آره

گیاهان و مواد اولیه تو توشان

تو قلمروی انسان های خیلی کمیابن

تاجرامون میتونن اونا رو

با چند برابر قیمت معمول بفروشن

چند برابر؟ اینقدر درمیاد؟

اما شنیدم که انسان ها

همیشه با ارواج دشمنی داشتن

اصلا میذارن که ما یه مغازه باز کنیم؟

درود بر

رئیس، نایب رئیس و معاون دوم رئیس

ریش سفید، اینجا چیکار میکنین؟

مگه همیشه فکر و ذکرتون فقط تهذیب نفس نیست؟

کی عصبانیتون کرده که ریشتون امروز کج شده؟

نایب رئیس

اینقدر سر به سر من نذار

رئیس، ازتون سوالی دارم

بین شما و اون انسان پست

خبریه؟

منظورت چیه؟

دیگه از من مخفیش نکنین

خبرش تو همه توشان پخش شده

که شما و یوئه چو باهم

تو رابطه و صمیمی هستین

فقط حرف زدن راجع به همچین

فساد اخلاقی خجالت آوره

کی این شایعه رو پخش کرده؟

شایعه؟

رئیس

هنوزم دست از دروغ گفتن برنمیدارین

یوئه چو مورد مناسبیه

اما به عنوان رئیس توشان

شما الگوی بقیه روباه ها هستین

و اینکه

اگه بخواین با یه انسان تو رابطه برین

اصل و نسب قبیله روباه ضعیف میشه

ریش سفید

به این شایعات بی اساس

اهمیتی نده

باشه

پس اینا رو فقط یه شایعه بی پایه و اساس در نظر میگیرم

رئیس لطفا به این شایعات خاتمه بدین

و قضیه رو روشن کنین

چی شده؟

الان احساس گناه میکنین؟

چرا خواهر باید احساس گناه کنه؟

نگران نباش

این شایعه

بیشتر از سه روز دوام نمیاره

باشه

پس رئیس، منتظر

خبرای خوبتون میمونم

رئیس، نایب رئیس و معاون دوم رئیس

با اجازه ـتون مرخص میشم

راستش فکر میکنم یوئه چو آدم خوبی باشه

اون خیلی مهربونه و ملاحظه خواهر رو میکنه

صبر کن

من مخالفم

یایا، بنظرت اشتباه میکنم؟

با اینکه اون آدم خوبیه

اما اگه اون با خواهر باشه

پس من باید شوهر خواهر صداش کنم

اصلا راه نداره

نمی تونم

رونگ رونگ چطوره؟

پس بگو چرا بهترین فروشنده ی

بازار ارواح توشان هستی

شنیدم یوئه چو عاشق رئیس شده

مگه میشه انسان ها و ارواح عاشق هم بشن؟

دقیقا

مگه اصلا همچین چیزی داریم؟

آره از شنیدنش جا خوردم

مو شی

ماست جدیدت خیلی خوشمزه ست

خودتم باید مزه ـش رو بچشی تا سر دربیاری

بقیه مسائل زندگی هم همینجوریه

الکی هر چیزی رو باور نکن

خیلی خب

من برم به خواهر

در مورد راه انداختن مغازه تو قلمرو انسان ها گزارش بدم

رونگ رونگ مراقب خودت باش

خواهر

یه سری موارد به قوانین توشان اضافه کردم

باور نکردن هر خبر، شایعه پراکنی نکردن و

رو از همه پررنگ تر نوشتم

ولی نمی دونم این روش جواب میده یا نه

آره

من وقتی تو مغازه مو شی بودم

روح کنجدی و روح گرگی رو دیدم که

دارن یواشکی حرف میزنن

شایعات مثل باد داره پخش میشه

سخت میشه جلوش رو گرفت

انگار که هیچ راهی نداره

شما به کار خودتون برسین

نگران بقیه مسائل نباشین

شایعات هم به موقعش

از بین میرن

من یه فکری دارم

اگه براش پاپوش درست کنیم که

اون با زن های دیگه تو رابطه بوده

شایعات سریع تموم میشن

بازم داری از این شوخی ها میکنی؟

خواهر شوخی نمیکنم

اون دیگه بزرگ شده

وقتشه که دیگه با یکی ازدواج کنه

شاید

بتونیم یه ارتباط ریزی بین اون و بقیه زن ها پیدا کنیم

اینجوری اون میشه مزاحم تو

بنظرم منطقیه

از انسان های هم سن یوئه چو شنیدم که

همین الانشم پدر شدن

خواهر

نکنه یوئه چو عاشق یکی از نوع ما شده

ولی جرأت نداره که به ما بگه؟

یعنی میشه که

واقعا اون عاشق یه روح شده باشه؟

تا حالا نشنیدم که اون روحی رو دوست داشته باشه

خواهر

درست جوابم رو ندادی

اصلا بعید میدونم که

روحی عاشق یوئه چو بشه

حالا که نمیتونیم براش دختر مورد علاقه ـش رو پیدا کنیم

چرا فکرمون رو بازتر نکنیم

و براش یه دختر از نوع خودش نگیرم؟

فکر خوبیه

ارواح دلشون نمیخواد که تو بازار انسان ها مغازه ای داشته باشن

اگه ما دست یوئه رو اونجا یجوری بند کنیم

شاید اونجا عاشق دختری بشه

از یه طرف ما هم به تجارتمون میرسیم

اینجوری با یه تیر دو نشون زدیم

به بازار انسان ها برم

و یه مغازه سرخاب راه بندازم؟

نه، نه، نمیشه

به عنوان یه مرد

اصلا هیچی در مورد آرایش نمیدونم

اگه مایل نیستی

...میتونیم بیخیالش

جوری که محاسبه کردم

فهمیدم که خیلی به ما مدیونی

اگه نخوای برامون جبران کنی، مجبور میشیم که مجازاتت کنیم

...اما

اما مغازه های سرخاب معمولا پر از مشتری های زن هستن

من نمی تونم از عهده ـش بربیام

چطوره که

از جیو شوانگ بخواین بره؟

اون همیشه دستش تو صورتشه و خیلی ماهره

تو کل توشان

بهتر از اون پیدا نمیشه

تو طول این مدت

تو 90 تا مرغ

سی کیلو برنج و صد کیلو هم چوب خریدی

تو بازار قیمت همه اینا 103.8 تیل میشه

اگه با سودش حساب کنیم

رو هم رفته 105.3 تیل خوردی

تازه خرج زندگیت تو توشان رو حساب نکردم

اگه بتونی این بدهیت رو برگردونی

دیگه مجبور نیستی

برای زدن مغازه به قلمروی انسان ها بری

عجیبه

ما توافق کردیم

...که شما

اونا رو به حساب پری خانم

و بقیه کسایی که مرغ رو خوردن بزنی

چرا من بدهکار شدم؟

خیلی ناعادلانه ـست

میخواستم به حساب اونا بزنم

اما اونا قبول نکردن

پس مجبورم از خودت بخوام

پری خانم

بچه پررو

واقعا دلت هوس زندان توشان رو کرده

خودت میدونی که اونجا ارواح گرسنه

با بدبختی دارن زندگی میکنن

تمومش کنین

خودم باهاش میرم

(عمارت شعله الهی)

خون معنوی اصالتش رو از دست داده

پاک ترین شعله خورشبد به شدت ضعیف شده

اگه به خاطر لطف و محبت شی جی نبود

ممکن بود موقعیتم رو تو عمارات از دست بدم

هسته روح تصفیه شده؟

(هسته ی روح تصفیه شده)

– ═════༻‌ • تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند •༺════ – – ═════༻‌ • myprmv.ir • ༺════ –

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.