All language subtitles for EAMI (2022).WEB-DL.Persian Subtitle
Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
1
00:03:30,450 --> 00:03:33,450
... در آغاز، زمان بود
2
00:03:34,130 --> 00:03:36,670
.و زمان، دَم بود
3
00:03:40,370 --> 00:03:42,970
... از آن دَم
4
00:03:43,250 --> 00:03:45,570
.باد زادهگشت
5
00:03:51,810 --> 00:03:55,290
و از آن باد
.نغمهاي پديد آمد
6
00:04:08,890 --> 00:04:11,210
... و از آن نغمه
7
00:04:13,330 --> 00:04:18,050
،ما، ساکنينِ طبيعت
.هستي يافتيم
8
00:04:24,730 --> 00:04:28,570
،من در ميانِ آنان بودم
.و در آن هنگام، يک پرنده بودم
9
00:04:34,010 --> 00:04:40,690
و شکلِ يک زن را داشتم
.و جهان را پديد آوردم
10
00:04:59,810 --> 00:05:01,850
... سپس
11
00:05:02,130 --> 00:05:04,970
.جهان، «آيورئو» بود
[قومي بومي در پاراگوئه]
12
00:05:08,170 --> 00:05:10,810
.انسان، «آيورئو» بود
13
00:05:14,290 --> 00:05:16,970
.ببر، «آيورئو» بود
14
00:05:19,250 --> 00:05:21,810
.آتش، «آيورئو» بود
15
00:05:27,490 --> 00:05:32,290
،و من، که يک پرنده هستم
... و نامم «آسوخا»ست
16
00:05:33,050 --> 00:05:35,930
.من هم «آيورئو» بودم
17
00:05:41,130 --> 00:05:43,770
... من در روحِ خودم
18
00:05:44,010 --> 00:05:48,410
روحِ تمامِ کساني را حمل مينمودم
.که جنگل را ترک گفتهبودند
19
00:06:02,250 --> 00:06:05,330
ما سابقاً
.اينجا زندگي ميکرديم
20
00:06:06,250 --> 00:06:09,050
ما سابقاً
.با همديگر زندگي ميکرديم
21
00:06:16,250 --> 00:06:20,730
اما سپس
،همهچيز تغيير يافت
22
00:06:21,810 --> 00:06:25,410
و ما شروعکرديم به احساسِ سرما
،در حينِ گرما
23
00:06:25,930 --> 00:06:32,410
و شروعکرديم به داشتنِ خورشيد
.هنگاميکه آن ديگر زمان نبود
24
00:06:42,810 --> 00:06:47,450
زيرا آن صداهايِ غريب
... از راه رسيدند
25
00:06:48,210 --> 00:06:51,690
و همراهشان
... مردان و زناني بياحساس
26
00:06:54,210 --> 00:06:56,570
.که آنان را «کونيونه» ناميديم
[بياحساسها]
27
00:07:31,370 --> 00:07:35,090
پدربزرگمادربزرگهايِ ما
... رؤيايِ آتش را ديدند
28
00:07:36,610 --> 00:07:38,930
.و سپس خاکستر را
29
00:07:48,370 --> 00:07:52,010
،ما شيونها را شنيديم
30
00:07:52,250 --> 00:07:55,850
.آنها شيونهايِ درختان بودند
31
00:08:01,330 --> 00:08:06,050
و من قومم را ديدم
.که جنگل را ترک ميگفتند
32
00:08:47,410 --> 00:08:51,890
امروز من بر فرازِ جهاني پرواز ميکُنم
... که در جنبوجوش است
33
00:08:53,690 --> 00:08:57,090
همانگونه که قومم زماني
.در جنبوجوش بودند
34
00:09:05,890 --> 00:09:09,530
امروز بالهايم
،آسيب ديدهاند
35
00:09:13,930 --> 00:09:15,770
... امروز
36
00:09:16,050 --> 00:09:18,130
... چشمهايم
37
00:09:19,170 --> 00:09:21,810
.چشمهايم بستهاند
38
00:09:48,890 --> 00:09:52,010
!«کونيونه»
!«کونيونه»
39
00:10:45,250 --> 00:10:49,050
تو کي هستي؟
تو کي هستي؟
40
00:10:52,250 --> 00:10:53,810
،من مارمولک هستم
.«ائامي»
41
00:10:54,090 --> 00:10:57,210
و دوستم «آئوکوخاي» کجاست؟
42
00:10:58,650 --> 00:11:00,770
.نميدونيم
43
00:11:06,090 --> 00:11:08,410
.ما تنهاييم
44
00:11:14,610 --> 00:11:20,610
.«ما گُم شديم، «ائامي
.ما همگي گُم شديم
45
00:11:36,370 --> 00:11:38,650
،شفا پيداکُن
.«ائامي»
46
00:11:40,450 --> 00:11:42,530
.ما جون به در برديم
47
00:11:44,890 --> 00:11:47,210
.روحت رو شفا بده
48
00:11:48,250 --> 00:11:51,290
غم و اندوه رو
.دور نگهدار
49
00:11:55,170 --> 00:11:58,730
«روحت رو از شرِ «کونيونه
.شفا بده
50
00:12:16,250 --> 00:12:19,210
اين پرواز رو
.آغاز کُن
51
00:12:40,810 --> 00:12:44,650
بالهايم
،مجروح شدهبودند
52
00:12:49,650 --> 00:12:52,570
.چشمهايم بستهبودند
53
00:13:02,490 --> 00:13:07,210
من تماميِ خاطرات را
.در اندرونم حمل ميکردم
54
00:13:15,770 --> 00:13:18,610
.من ديگر والدينم را نداشتم
55
00:13:25,890 --> 00:13:30,610
و حالا نميدانم که برايِ دوستانم هم
.چه اتفاقي افتاد
56
00:13:35,410 --> 00:13:38,410
آيا زندهاند؟
57
00:13:39,490 --> 00:13:41,850
آيا گريختهاند؟
58
00:13:53,290 --> 00:13:55,930
آئوکوخاي»؟»
59
00:14:04,250 --> 00:14:06,050
!«آئوکوخاي»
60
00:14:07,370 --> 00:14:09,690
!دوستِ من
61
00:14:10,210 --> 00:14:12,770
!تو قادر به فرار شدي
62
00:14:16,330 --> 00:14:19,850
چرا نميتوني
صِدام رو بشنوي؟
63
00:14:23,050 --> 00:14:25,370
آئوکوخاي»؟»
64
00:14:47,410 --> 00:14:50,290
.دوستم گريختهبود
65
00:14:53,410 --> 00:14:57,210
من دوباره پرواز کردم
.و جنگل را به دنبالش گشتم
66
00:15:01,890 --> 00:15:04,970
تلاشم بر اين بود که دستکم
.صدايش را بشنوم
67
00:15:24,970 --> 00:15:27,010
.من صداهايي شنيدم
68
00:15:32,250 --> 00:15:34,570
.و دنبالِ صدايش گشتم
69
00:15:38,410 --> 00:15:41,990
،در آن زمان
... زندگي در جنگل بسيار دشوار بود
70
00:15:42,090 --> 00:15:45,730
زيرا ما دائماً
.هراسان بوديم
71
00:15:51,730 --> 00:15:54,290
در آن ايامِ
... زندگيمان در جنگل
72
00:15:54,530 --> 00:15:57,890
از هواپيماهايِ کوچکي
... ميترسيديم
73
00:15:58,210 --> 00:16:00,710
که از آسمان
... عبور ميکردند
74
00:16:00,810 --> 00:16:02,130
... زيرا فکر ميکرديم
75
00:16:02,370 --> 00:16:04,930
ممکن بود در هر زماني
.بر قلمرويمان فرود بيايند
76
00:16:08,890 --> 00:16:12,810
و صداهايِ والدينم
.و پدربزرگمادربزرگ آمدند
77
00:16:15,690 --> 00:16:19,410
آنها هم داشتند
.عزيزانشان را جستجو ميکردند
78
00:16:23,810 --> 00:16:26,570
ميخواهم «آئوکوخاي» را
.پيدا کُنم
79
00:16:30,130 --> 00:16:32,530
آيا او را دوباره
خواهم ديد؟
80
00:16:37,250 --> 00:16:40,570
آيا ممکن است
گُم شدهباشد؟
81
00:16:43,490 --> 00:16:46,130
آيا آب دارد؟
82
00:16:49,570 --> 00:16:52,210
آيا ممکن است
مخفي شدهباشد؟
83
00:17:11,370 --> 00:17:13,730
!اين حيوونها رو ببند
!ببندشون
84
00:17:14,010 --> 00:17:16,270
!ممکنه فرار کُنن
85
00:17:16,370 --> 00:17:18,130
.قبلاً بستهشدن
86
00:17:24,170 --> 00:17:26,770
فکرکُنم هيچکس
.اينجا باقينمونده
87
00:17:30,970 --> 00:17:34,090
.بههرحال چشمهات رو خوب باز کُن
.و حواست به نيزههاشون هم باشه
88
00:19:13,050 --> 00:19:16,210
من ميخواستم دوستانم را
.پيدا کُنم
89
00:19:18,970 --> 00:19:21,730
،مارمولک
ما کجا هستيم؟
90
00:19:24,330 --> 00:19:27,970
ائامي»، بايد همين مسير رو»
.دنبال کُنيم
91
00:19:39,410 --> 00:19:42,290
ما داريم کجا ميريم؟
92
00:19:43,770 --> 00:19:49,450
،«پيش برو «ائامي
.مکانهايي وجود داره که منتظرت هستن
93
00:20:02,370 --> 00:20:05,890
وقتي آن اتفاق افتاد
... ما با همديگر بوديم
94
00:20:06,210 --> 00:20:08,290
.و دنبالِ عسل ميگشتيم
95
00:20:13,050 --> 00:20:15,610
... سپس کسي فرياد زد
96
00:20:17,610 --> 00:20:20,730
.و ما همگي گُمشديم
97
00:20:40,050 --> 00:20:42,650
!«چيکوده»! «اِسوئي»
98
00:20:44,450 --> 00:20:46,770
!اونها فرار کردن
99
00:20:48,770 --> 00:20:53,450
،«چيکوده»
لاکپشتت رو گُمکردي؟
100
00:21:10,130 --> 00:21:13,490
فقط سکوت را
.احساس ميکردم
101
00:21:17,410 --> 00:21:21,170
.او لاکپشتش را گُمکردهبود
102
00:21:23,250 --> 00:21:28,810
اما بر سرِ او چه آمد؟
و برايِ ديگران چه اتفاقي افتاد؟
103
00:21:32,130 --> 00:21:35,610
مارمولک، چرا اونها نميتونن
صدايِ من رو بشنون؟
104
00:21:40,250 --> 00:21:42,410
.«عجلهکُن «ائامي
105
00:21:43,650 --> 00:21:46,210
اونها هم راهشون رو
.پيدا خواهند کرد
106
00:22:04,330 --> 00:22:06,450
من پروازم را دوباره
.از سر گرفتم
107
00:22:22,850 --> 00:22:25,690
و دوستم «آئوکوخاي» کجاست؟
108
00:22:30,890 --> 00:22:35,490
چطور بدونِ او
مسيري را دنبالکُنم؟
109
00:22:41,770 --> 00:22:46,250
آيا ميتوانستم با چنان اندوهي
به قدمزدنم ادامهدهم؟
110
00:22:54,410 --> 00:22:59,550
آيا ما همان اشخاصِ سابق هستيم
وقتي کساني را از دست ميدهيم که عاشقشان هستيم؟
111
00:23:03,930 --> 00:23:06,570
،به والدينم انديشيدم
112
00:23:12,410 --> 00:23:14,810
و به زمانهايي که چهرههايشان را
.تخيل مينمودم
113
00:23:44,010 --> 00:23:46,370
.به دوستانم انديشيدم
114
00:23:51,770 --> 00:23:56,490
به عسل انديشيدم
.و به طعمش
115
00:23:58,050 --> 00:24:00,130
... و به باد انديشيدم
116
00:24:00,410 --> 00:24:04,570
هنگاميکه با شدتوقدرت ميوزد
.و ما را تکان ميدهد
117
00:24:29,090 --> 00:24:33,890
تمامِ ساکنينِ جنگل
.کلماتي دريافت ميکُنند
118
00:24:40,690 --> 00:24:44,270
دوستانم در جستجويِ
... کلماتي بودند
119
00:24:44,370 --> 00:24:48,210
که آنها را به لاکپشتهايشان
.راهنماييکُند
120
00:24:54,250 --> 00:24:59,610
،چيکوده» زندگيِ لاکپشت را احساس ميکرد»
.و لاکپشت هم زندگيِ «چيکوده» را احساس ميکرد
121
00:25:10,090 --> 00:25:14,970
قبلاً همهچيز در جنگل
.زيبا بود
122
00:25:16,570 --> 00:25:20,790
اما غمانگيزترين چيز
... برايِ من
123
00:25:20,890 --> 00:25:28,690
اين حقيقت بود که ديگه از پدرم
،خبري نميشنيدم
124
00:25:28,970 --> 00:25:34,010
درحاليکه هنوز در جنگل
.زندگي ميکرد
125
00:25:34,770 --> 00:25:41,530
دوستداشتم دوباره
.او رو ببينم
126
00:25:42,330 --> 00:25:48,090
شايد اگه او هم همراهمون بود
.جنگل رو ترک ميکرد
127
00:25:48,370 --> 00:25:52,610
حالا ديگه نميتونيم
.مطمئنباشيم
128
00:25:57,810 --> 00:26:00,170
.هيچکس بلند نشه
شنيديد چي گفتم؟
129
00:26:00,890 --> 00:26:03,210
اين جونورها هميشه
.دردسر درست ميکُنن
130
00:26:04,010 --> 00:26:06,610
و اين پيرمرده نميبايست
.ادايِ شجاعبودن دربياره
131
00:26:10,250 --> 00:26:12,850
به اين يکي
.خوب نگاهکُن
132
00:26:24,050 --> 00:26:26,750
برو به سگها غذا بده
.تا خفهبشن
133
00:26:26,850 --> 00:26:28,390
قبلاً بهشون
.غذا دادم
134
00:26:28,490 --> 00:26:32,130
اون مادهسگه عصبيه
.چون همينتازه زايمانکرده
135
00:26:32,370 --> 00:26:34,890
به تولهها سر زدي؟ -
.مشکلي ندارن -
136
00:26:41,890 --> 00:26:44,950
نميتونيم بذاريم
.اون سگها بميرن
137
00:26:45,050 --> 00:26:47,650
وگرنه خانم رئيس
.يقهمونو ميگيره
138
00:26:48,970 --> 00:26:50,810
.بذارش به عهدهيِ من
139
00:27:02,690 --> 00:27:03,970
!«ديکاسِي»
140
00:27:04,530 --> 00:27:06,970
.ديکاسِي» آنجا بود»
141
00:27:07,250 --> 00:27:09,610
«و «کونيونه
.او را گرفت
142
00:27:11,410 --> 00:27:15,090
پيشاپيش به ما هشدار داده بودند
.که چنين اتفاقي ميافتد
143
00:28:16,170 --> 00:28:20,970
،باد بهسختي ميوزيد
.از اندرونش
144
00:28:22,570 --> 00:28:25,770
،و ما پرندگان
.اندرونِ باد بوديم
145
00:28:29,610 --> 00:28:34,090
«ما دايرهوار بر فرازِ «چامياداته
.پرواز ميکرديم
146
00:28:57,490 --> 00:28:58,970
!«چامياداته»
147
00:28:59,970 --> 00:29:02,810
!«چامياداته»
صِدام رو ميشنوي؟
148
00:29:03,090 --> 00:29:05,170
.بله، تو باد هستي
149
00:29:06,010 --> 00:29:10,690
من برايِ وزيدن به اين سرزمين اومدم
.چون کلمات رو آوردم
150
00:29:15,610 --> 00:29:20,450
«آتشِ بدکار بسويِ «ائامي
.خواهد اومد
151
00:29:24,090 --> 00:29:26,170
شما مجبور خواهيد شد
.رويِ خاکستر قدمبزنيد
152
00:29:26,450 --> 00:29:29,290
و بعد هيچچيز مشابه قبل
.نخواهد بود
153
00:29:37,130 --> 00:29:40,770
ما نميدونستيم که اون روز
.قرار بود چه اتفاقي رُخ بده
154
00:29:41,810 --> 00:29:44,650
.و ناگهان يه وسيلهيِ نقليه اومد
155
00:29:45,450 --> 00:29:49,090
و فکرکرديم اونها قصد دارن
.زنها رو بکُشن
156
00:29:51,130 --> 00:29:55,850
ما ميدانستيم که مکانمان
.موردِ هجوم قرار خواهد گرفت
157
00:29:57,370 --> 00:30:02,050
و فقط ميتوانستيم
.برايش مهيا گرديم
158
00:30:02,570 --> 00:30:06,670
تصميم اين بود که
... موقعِ ترکِ اونجا
159
00:30:06,770 --> 00:30:11,730
،همگي با هم بريم
.بدونِ هيچ ترسي
160
00:30:11,970 --> 00:30:14,530
،اگه قراره اونها ما رو بکُشند
... بهتره که تماممون رو بکُشند
161
00:30:14,770 --> 00:30:17,130
تا هيچکس باقينمونه
.که تأسفش رو بخوره
162
00:30:18,450 --> 00:30:20,390
تمامِ زنها
... در باغِ سبزيجات بودند
163
00:30:20,490 --> 00:30:23,030
.همراه مردها
164
00:30:23,130 --> 00:30:27,250
اما با اين وجود، وقتي اونها رو ديديم
.که دارن سراغمون ميان، جيغ کِشيديم
165
00:32:21,930 --> 00:32:23,490
.چشمهات رو باز کُن
166
00:32:31,650 --> 00:32:36,850
آيا بهتر نيست که بطورِ ابدي
شفا بيابيم؟
167
00:32:41,490 --> 00:32:45,130
ولي آيا زخمها هيچوقت
شفا مييابند؟
168
00:32:50,450 --> 00:32:53,330
.چشمهات رو باز کُن
169
00:33:01,330 --> 00:33:05,410
دوستم «ديکاسِي» هم
.زخمي برداشتهبود
170
00:33:07,170 --> 00:33:10,810
.او پرندهاي داشت
171
00:33:11,050 --> 00:33:14,370
و اونها از هم
.جداييناپذير بودند
172
00:33:14,650 --> 00:33:18,850
در زمانِ تهاجم، بخاطرِ شليکِ گلولهها
.پرنده پر زد و متواري شد
173
00:33:20,170 --> 00:33:23,190
ديکاسِي» اکنون يکي از زندانيانِ»
،کونيونه» بود»
174
00:33:23,290 --> 00:33:27,450
اما نميتوانست غير از پرندهاش
.به چيزِ ديگري فکرکُند
175
00:33:59,490 --> 00:34:03,570
.«عجلهکُن «ائامي
.نبايد گيرِ شب بيفتيم
176
00:34:08,650 --> 00:34:13,290
«ولي «ديکاسِي
.پرندهاش رو گُمکرده
177
00:34:15,170 --> 00:34:17,730
.«عجلهکُن «ائامي
178
00:34:22,130 --> 00:34:26,170
من نميخوام «ديکاسِي» رو
.ول کُنم
179
00:34:28,450 --> 00:34:32,050
ما بايد دوستانمون رو
.پيدا کُنيم
180
00:35:09,650 --> 00:35:12,570
من به پرواز
.ادامه دادم
181
00:35:13,890 --> 00:35:15,370
!«ائامي»
182
00:35:24,410 --> 00:35:27,250
.من به زندگيهامان انديشيدم
183
00:35:33,490 --> 00:35:38,890
به آن کساني انديشيدم
.که به سرزمينمان تهاجم نمودهبودند
184
00:35:49,410 --> 00:35:55,170
،به ما بچهها انديشيدم
.هنگاميکه مُردنِ کسي را ميبينيم
185
00:36:04,810 --> 00:36:08,250
.به وداعها انديشيدم
186
00:36:14,530 --> 00:36:21,050
آيا من هم بايد با اين مکان
خداحافظي کُنم؟
187
00:36:30,450 --> 00:36:33,190
ميشه بري ببيني
تمامِ سگها هستن يا نه؟
188
00:36:33,290 --> 00:36:35,050
.هستن ديگه
189
00:36:36,650 --> 00:36:42,370
آيا «کونيون» ميتواند روحمان را نيز
از مکانش جابجا کُند؟
190
00:36:59,490 --> 00:37:06,530
آيا کسي ميتواند قلبِ
دوستِ يک پرنده را بشکند؟
191
00:38:12,930 --> 00:38:16,750
.«عجلهکُن «ائامي
.حواست رو پرتنکُن
192
00:38:16,850 --> 00:38:19,270
.ديگه تقريباً رسيديم
193
00:38:19,370 --> 00:38:22,890
کجا داريم ميريم؟
194
00:38:23,690 --> 00:38:28,090
يهچيزي هست که
.بايد بفهمي
195
00:38:44,850 --> 00:38:48,970
.«اينجاست «ائامي
196
00:38:50,530 --> 00:38:53,090
اين همونيه که
قبلاً ازش رفتيم؟
197
00:38:55,450 --> 00:38:57,290
.بهياد بيار
198
00:38:58,610 --> 00:39:01,650
ما کساني بوديم که
.اينجا زندگي ميکرديم
199
00:39:10,010 --> 00:39:12,090
.بهياد بيار
200
00:39:26,890 --> 00:39:31,810
آن روز مارمولک
.زندگيِ مرا نشانم داد
201
00:39:34,450 --> 00:39:37,330
پدرم سابقاً
.اينجا ميآمده است
202
00:39:39,130 --> 00:39:43,010
برايِ شکارِ خرسهايِ وحشي
.ميآمده است
203
00:39:44,330 --> 00:39:49,730
او از اين تالاب عبور ميکرده
.و واردِ آن جنگل ميشده است
204
00:39:55,930 --> 00:40:02,610
در اين خاطره، من چهرهيِ او را
.برايِ اولين دفعه ديدم
205
00:40:09,610 --> 00:40:16,650
،هنگاميکه اين يک جنگل بوده است
.مادرم اينجا آمده است
206
00:40:20,690 --> 00:40:22,390
اکنون ميتوانم
... بخاطر بياورم
207
00:40:22,490 --> 00:40:29,410
آن زماني را که گاهياوقات مادرم
.خود را چنبره ميکرد تا کنارم بخوابد
208
00:40:31,250 --> 00:40:34,090
.بدنش مرا ميپوشانيد
209
00:40:38,530 --> 00:40:42,890
ميخواستم برايِ ابد
.همانجا بمانم
210
00:40:48,170 --> 00:40:52,010
،امروز برايِ ابده
.«ائامي»
211
00:40:55,490 --> 00:40:57,850
.بهياد بيار
212
00:40:58,850 --> 00:41:02,770
ميتوانستم
.چهرهيِ مادرم را ببينم
213
00:41:04,330 --> 00:41:08,970
چهرهيِ من چهرهيِ او بود
.و چشمانم چشمانِ او
214
00:41:12,650 --> 00:41:15,770
چهرهيِ مادرت
.چهرهيِ توئه
215
00:41:17,810 --> 00:41:21,410
چشمانِ مادرت
.«چشمانِ توئه، «ائامي
216
00:41:38,050 --> 00:41:42,650
اين مکانيست که
،پدربزرگمادربزرگم زندگي ميکردند
217
00:41:42,930 --> 00:41:45,250
اينجا جاييست که برايِ برگزاريِ مراسمشان
.گرد ميآمدند
218
00:42:05,450 --> 00:42:09,890
«اينجا جاييست که دوستم «ديکاسِي
.چشمهايش را باز کرد
219
00:42:17,170 --> 00:42:18,950
اينجا جاييست که
... او به من آموخت
220
00:42:19,050 --> 00:42:24,330
،هنگاميکه به درونِ چشمهايِ يکديگر نگاه ميکُنيم
.آزاد هستيم
221
00:42:37,730 --> 00:42:41,810
اينجا جاييست که
... عسل برداشت نمودم
222
00:42:42,930 --> 00:42:46,370
همراه با دوستِ محبوبم
.«آئوکوخاي»
223
00:43:09,570 --> 00:43:12,170
.من لاکپشتِ دوستم را ديدم
224
00:43:12,450 --> 00:43:16,570
او پس از تهاجم
.گُم شدهبود
225
00:43:19,890 --> 00:43:22,590
او برايم از سوزاندنِ
... آلونکهايمان گفت
226
00:43:22,690 --> 00:43:25,730
و اينکه برايِ نجاتِ خودش
.به لاکش پناهبردهاست
227
00:43:29,850 --> 00:43:35,610
،و گفت هنگاميکه بيرون آمده
.هيچچيز در «ائامي» مثلِ قبل نبودهاست
228
00:44:06,770 --> 00:44:12,730
،«همهچيز رو بخاطر داشتهباش «ائامي
.چون قادر نخواهيم بود برگرديم
229
00:44:14,730 --> 00:44:17,050
يعني ديگه هيچوقت؟
230
00:44:18,370 --> 00:44:23,970
،اگه اينجا رو ترککُنيم
.نميتونيم برگرديم
231
00:45:02,690 --> 00:45:06,290
ائامي»، ما مجبوريم»
.همينحالا بريم
232
00:45:07,810 --> 00:45:13,650
،دست از بازيکردن بردار
.و همينطور دست از فراخوندنِ باد
233
00:45:46,530 --> 00:45:50,730
،«قبل از «کونيونه
.ما اينجا زندگي ميکرديم
234
00:45:56,690 --> 00:46:03,170
آنها آخرين تصاوير و صداهايِ جنگلمان را
.از آنِ خود کردند
235
00:47:25,370 --> 00:47:27,870
آخرين صدايِ من
... بهعنوانِ يکي از ساکنينِ جنگل
236
00:47:27,970 --> 00:47:30,050
.مربوط به هياهويِ تهاجم بود
... آخرين فريادم
237
00:47:30,330 --> 00:47:32,958
هنگامي بود که اونها
.ما رو از جنگل بيرون راندند
238
00:47:34,690 --> 00:47:42,170
،منونيت»ها که يکي از فرقههايِ مسيحي هستند»
.اشخاصي رو برايِ پيداکردنِ ما فرستادند
239
00:47:47,010 --> 00:47:51,450
اونها يک وسيلهيِ ضبطِ صوت
.با خودشون داشتند
240
00:47:53,290 --> 00:47:56,410
اون صدايي که ميشه در پسزمينه شنيدش
.صدايِ من بود
241
00:47:56,930 --> 00:47:59,430
اين من بودم که
: به قومم ميگفتم
242
00:47:59,530 --> 00:48:03,490
ما همهيِ اونها رو"
."خواهيم کُشت
243
00:48:04,770 --> 00:48:07,750
چون صداشون رو ميشنيديم که ميگفتن
.ما رو دستگير ميکُنن
244
00:48:07,850 --> 00:48:12,450
در اون زمان، برايِ ما
.صلح و آرامشي وجود نداشت
245
00:48:14,850 --> 00:48:17,590
... از درونِ اون دستگاه
246
00:48:17,690 --> 00:48:21,610
ميتونستيم فريادهايي رو بشنويم
.که موقعِ مواجهه با اونها کِشيديم
247
00:48:42,050 --> 00:48:44,410
.شفا بياب
248
00:48:47,490 --> 00:48:49,490
.شفا بياب
249
00:48:57,890 --> 00:49:00,770
.چشمهات رو باز کُن
250
00:49:01,810 --> 00:49:06,290
ما همگي
.به چشمهات نياز داريم
251
00:49:14,330 --> 00:49:18,210
يکي از ما بايد
.چشمهايش را باز ميکرد
252
00:49:20,490 --> 00:49:25,550
ما در چشمهامان، تمامِ مناظر و چشماندازها را
.نگهداري ميکرديم
253
00:49:26,490 --> 00:49:29,890
جنگلهايي انبوه
... وجود دارند
254
00:49:31,570 --> 00:49:37,530
،تالابهايي وجود دارند
.و آسمانهايي در آستانهيِ بارش
255
00:49:38,290 --> 00:49:44,210
ردِ پاهايي وجود دارند
.متعلق به تمامِ ما در جنگل
256
00:49:46,330 --> 00:49:51,130
ائامي» در چشمهايمان»
.باقيماند
257
00:49:51,410 --> 00:49:55,550
،اما همچنانکه آنجا را ترک ميگفتيم
... تاريکي فرو ميافتاد
258
00:49:55,650 --> 00:50:01,450
درست مثلِ وقتيکه شبها
.بر رويِ يک خاربته پا ميگذاشتيم
259
00:50:08,930 --> 00:50:16,130
چطور بايد زخمي را شفا داد
که تا اين اندازه دردناک است؟
260
00:50:29,130 --> 00:50:33,970
در آن لحظه، آرزو کردم
.صدايِ مادرم را حسکُنم
261
00:50:36,530 --> 00:50:40,690
،چهرهاش
... زيبا همچون يک ميوه
262
00:50:40,970 --> 00:50:44,650
کلماتي را ادا مينمود
.که ميدانست چگونه مرا درمانکُند
263
00:50:53,290 --> 00:50:56,850
اين او بود که مرا
.ائامي» ناميد»
264
00:50:58,330 --> 00:51:03,290
که برايِ ما، به معنايِ
.جنگل و جهان است
265
00:51:09,050 --> 00:51:13,730
ما همگي برايِ کسي
.جنگل و جهان هستيم
266
00:53:13,810 --> 00:53:18,250
.«بيا «ائامي
.بههمينزودي کُلي بذر هست
267
00:53:26,650 --> 00:53:31,250
«دارم کمي برايِ «آئوکوخاي
.جمع ميکُنم
268
00:53:36,850 --> 00:53:42,250
،«عجلهکُن «ائامي
.وقتمون تنگه
269
00:53:54,010 --> 00:53:56,130
آئوکوخاي»؟»
270
00:54:00,010 --> 00:54:01,850
دوستِ من؟
271
00:54:04,010 --> 00:54:05,930
آئوکوخاي»؟»
272
00:54:07,210 --> 00:54:09,810
!دوستِ من
!دوستِ من
273
00:54:13,290 --> 00:54:16,170
!اونها دوستم رو کُشتن
274
00:54:22,130 --> 00:54:26,430
،بياييد، اي مادرانِ جنگل
.و دوستم رو در آغوش بکِشيد
275
00:54:26,530 --> 00:54:29,850
من نميخوام
.اون بميره
276
00:54:34,290 --> 00:54:37,450
دوستم رو
.نجاتبديد
277
00:54:42,610 --> 00:54:45,970
من نميخوام
.دوستم بميره
278
00:55:11,410 --> 00:55:14,250
.آنها دوستم را کُشتند
279
00:55:16,810 --> 00:55:19,690
من در کنارش ماندم
.و گريستم
280
00:55:35,810 --> 00:55:37,330
.دوستِ من
281
00:55:59,250 --> 00:56:03,650
به پدرم انديشيدم
.و نيرويش را خواستار گشتم
282
00:56:07,570 --> 00:56:11,730
انديشيدم که
... بدونِ دوستم
283
00:56:11,970 --> 00:56:15,290
«در «ائامي
.تنها ميبودم
284
00:58:13,450 --> 00:58:19,170
تماميِ جنگل همراه من
.بر مرگِ دوستم سوگواري ميکرد
285
00:58:23,650 --> 00:58:28,870
آن روز «ائامي» تماميِ مرگها را
... نشانم داد
286
00:58:28,970 --> 00:58:32,130
.و تماميِ بدرودها را
287
00:59:17,250 --> 00:59:20,590
مادران مرا تسليت ميگفتند
... و دلداري ميدادند
288
00:59:20,690 --> 00:59:23,850
در آخرين رؤيايم
.درونِ جنگل
289
00:59:44,570 --> 00:59:47,890
،«ائامي»
آماده هستي؟
290
00:59:52,810 --> 00:59:55,210
.بله
291
00:59:58,290 --> 01:00:00,570
.پس بريم
292
01:00:52,050 --> 01:00:57,370
اين آخرين سفرم بود
.بهعنوانِ يکي از ساکنينِ جنگل
293
01:00:58,930 --> 01:01:04,550
تمامِ حيوانات ميدانستند که
... اين پرواز در حکمِ وداع بود
294
01:01:04,650 --> 01:01:08,470
و من شفقت و غمخواريِ جنگل را
.احساسکردم
295
01:01:08,570 --> 01:01:11,130
و جنگل نيز
.شفقت و غمخواريِ مرا احساسکرد
296
01:01:11,650 --> 01:01:17,330
پرندگان
.مليحترين آوازشان را خواندند
297
01:01:17,850 --> 01:01:21,210
مار در سفرم
.مرا همراهي نمود
298
01:01:27,170 --> 01:01:29,910
ببر مرا با ردِ پاهايش
... راهنماييکرد
299
01:01:30,010 --> 01:01:33,170
و عزيمتم را
.محافظتنمود
300
01:01:34,170 --> 01:01:38,450
آنها همگي
.رفتنم را همراهيکردند
301
01:01:59,050 --> 01:02:05,970
،برايِ بزرگسالها
... ترکِ جنگل
302
01:02:06,970 --> 01:02:09,930
به اين معني بود که
.مرگ در حالِ فرا رسيدنه
303
01:02:11,530 --> 01:02:13,310
... بسياري از ما
304
01:02:13,410 --> 01:02:16,110
زندگي همچون يک «کونيونه» رو
... نميتونستيم تحملکُنيم
305
01:02:16,210 --> 01:02:19,570
و بنابراين برخي خودشون رو
.به دستِ مرگ ميسپردند
306
01:02:20,810 --> 01:02:24,150
غم و اندوه
... ما رو در بر گرفت
307
01:02:24,250 --> 01:02:27,970
غم و اندوه برايِ
.مرگِ مادرانمون
308
01:02:31,530 --> 01:02:36,050
.خواهرم «اوتاکائه» ناميده ميشد
.اين اسمي بود که باهاش صداش ميکردن
309
01:02:36,570 --> 01:02:42,390
او مُرد چونکه مبتلا به
... آنفلوانزا شدهبود
310
01:02:42,490 --> 01:02:46,130
.و ما واکسينه نشدهبوديم
311
01:02:48,410 --> 01:02:50,930
،«چامياداته»
... زنِ شَمَن
312
01:02:51,690 --> 01:02:54,990
،همراه با مادرم
... اولين زناني بودند
313
01:02:55,090 --> 01:02:57,590
که بعد از برقراريِ اون تماس
... مُردند
314
01:02:57,690 --> 01:03:00,810
چون نميخواستند
.از غذايِ «کونيونه» بخورند
315
01:03:02,370 --> 01:03:04,730
.همهچيز اندوهگين بود
316
01:03:35,930 --> 01:03:38,970
!حيوونها دارن ميان
!بگيريدشون! بگيريدشون
317
01:03:39,250 --> 01:03:41,570
!بريد بيرون
!يالا گُمشيد بريد به جهنم
318
01:03:47,050 --> 01:03:49,050
!اون پيريه رو بگيريد
!اون پيريه رو بگيريد
319
01:03:49,170 --> 01:03:51,950
!نه! يکي ديگه هم داره مياد -
!سگها! سگها -
320
01:03:52,050 --> 01:03:54,090
!سگها زنجير پارهکردن
321
01:03:59,930 --> 01:04:03,610
!بگيريدشون! بگيريدشون
!بگيريدشون لعنتيها رو
322
01:04:03,890 --> 01:04:06,730
!گُهمصب
!گازم گرفت
323
01:04:15,690 --> 01:04:18,750
دوستِ من، بهت که گفتهبودم
.اونها رو محکم ببندشون
324
01:04:18,850 --> 01:04:22,650
حالا بايد به خانم رئيس بگيم
.که سگش مُرده
325
01:04:22,930 --> 01:04:28,290
.اون سگهايِ زيادي داره
.تولهسگها هم که هستن. هنوز اونجان
326
01:04:41,490 --> 01:04:44,270
همچنانکه جنگل را
... ترک ميگفتم
327
01:04:44,370 --> 01:04:47,970
آخرين دفعهاي را بخاطر آوردم
.که همراه دوستم بودم
328
01:04:50,530 --> 01:04:54,610
از پدربزرگمادربزرگم درخواستکردم
.زخمهايِ مهلکش را شفا دهند
329
01:04:58,770 --> 01:05:03,770
ازشان درخواستکردم که او را همچون بچهاي
.از مرگ شفا دهند
330
01:07:22,010 --> 01:07:26,090
برايم سؤال بود که اکنون
.چه بر سرِ دوستم ميآمد
331
01:07:28,690 --> 01:07:31,890
«آيا اکنون «آئوکوخاي
ميتوانست يک ميوه باشد؟
332
01:07:33,690 --> 01:07:36,290
يا باد باشد؟
333
01:07:38,330 --> 01:07:40,570
يا نمک؟
334
01:07:44,010 --> 01:07:46,570
يا آب؟
335
01:08:15,610 --> 01:08:18,530
پرندهها رو بالايِ سرم
.ميبينم
336
01:08:19,290 --> 01:08:22,450
پرندهها رو بالايِ سرم
.ميبينم
337
01:08:23,250 --> 01:08:26,330
پرندهها رو بالايِ سرم
.ميبينم
338
01:08:27,050 --> 01:08:29,650
پرندهها رو بالايِ سرم
.ميبينم
339
01:08:41,570 --> 01:08:43,410
... مارمولک به من آموخت
340
01:08:43,690 --> 01:08:47,770
جنگل و جهان را
.در اندرونم حملنمايم
341
01:09:02,970 --> 01:09:10,850
من بسويِ «کونيونه» ميرفتم
.همراه با «ائامي» در اندرونم
342
01:09:25,330 --> 01:09:30,530
،قبل از رفتن
.به آخرين کلمات انديشيدم
343
01:09:35,490 --> 01:09:38,850
.به آخرين آهنگها انديشيدم
344
01:09:42,690 --> 01:09:45,530
.به آخرين نگاهها انديشيدم
345
01:09:50,930 --> 01:09:53,810
.به چشمها انديشيدم
346
01:10:00,090 --> 01:10:02,730
به چيزهايي انديشيدم
.که ترک گفتهايم
347
01:10:09,810 --> 01:10:13,970
و به چيزهايي انديشيدم
.که ترک گفتهايم
348
01:13:51,970 --> 01:13:56,410
،چشمهات رو باز کُن
.«ائامي»
349
01:14:10,601 --> 01:14:18,601
: ترجمه زيرنويس
hamlethamletian
35727