Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
"بر اساس داستان واقعی"
"دهلی نو، سال 2015"
با دیدن حال این دو نفر نمیتونید تصور کنید که زندگی جنسیشون یه زمانی خیلی داغ بود
!خودم میدونم حرف زدن درباره زندگی جنسی والدین اشتباهه
ولی بحث درمورد صحیح و غلط از سالها پیش شروع شده بود
بخاطر یه چیز احساس گناه کار بودن میکنم
دلیل بحث اونا من بودم
نوزده سال پیش، بعد از ازدواج و دو تا بچه
زندگی جنسیشون نه فقط فعال، بلکه پیچیده هم بود
نیرن
نیرن
نیرن، بیدار شو
بذار بخوابم آدیتی امروز یکشنبه ست
خب بعدا بخواب. حالا خیلی نگرانم بلند شو
حالا تو خواب و بیداریم، دستت درد نکنه بذار بخوابم، خواهش میکنم
نیرن، چشمات رو باز کن
من باردارم
!باردارم
چطور ممکنه؟
بهت که گفته بودم "زیاد زرنگ بازی در نیار از کاندوم استفاده کن"
خب حالا تقصیر من چیه؟
با هم برنامه ریزی کرده بودیم دیگه
خودت گفته بودی اون شیوه ریتم بطور علمی ثابت شده
پس یعنی هر صبح باید قرص بخورم؟
قرص خوردن باعث سرگیجه میشه برام واقعا که
جنابعالی هر صبح سوپ جو میل کن و آدیتی چی بخوره؟ قرص
این سر و صدا واسه چیه؟
به فکر همسایهها باشین
چیزی نیست بابا، ببخشید
مامان- ایشان بیدار شده-
ایشلو، صبح بخیر
از یه طرف قهرمان کاراته اهل شمال دهلی نیرن چودری
من پاندا صداش میکردم، پاندای کنگ فو کار
و از طرف دیگه تقریبا بانوی هند" از جنوب دهلی"
مادر من، آدیتی چودری
این بچهی موذی برادر کوچیکم، ایشان چودریه
ولی برای من اسمش زرافه ست
طفلکی چیزی در مورد زندگی مامان باباش نمی دونه
مامان، ایشان بیدار شده لطفا بهش صبحونه بده
باشه، تو هم بیا غذا داره سرد میشه
اون یه شیر ماده بود، ولی برای من گوزن شمالی بود
نه موس شکلاتی ::شباهت واژهی گوزن به موس بلکه یه حیوون دل رحم
بعدا توی گوگل سرچش کنید
گوزن یه جونور کاملا هندو بود
!ولی فقط تا دو سال بعد از ازدواج
بعد به گوزن یه الهامی شد و مسیحی شد
درست مثل یه هندوی واقعی پاندا با تغییر کیش گوزن مخالفت نکرد
ولی پاندا نفهمید که توی انجیل گوزن
سقط یه گناه بود
نیرن؟
باردارم
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.xyz
آدیتی، دوباره نمیتونیم ریسک کنیم
معذرت میخوام. ولی سقط تنها گزینهی ماست
این چه حرفیه دیگه؟ می دونی که نمیتونم اینکارو بکنم
وولوم رو بده پایین بابا میشنوه
ما ایشان رو داریم و بخاطر داشتنش خیلی خوش شانسیم
دیگه بسه بچه نمیخوایم، خواهش میکنم
ما واسه این برنامه ریزی نکردیم، درسته؟
من میدونم که دلیل اومدن این بچه یه چیز خاصه
بس کن! من این چیزا رو قبول ندارم
هر کاری که میکنیم دست خودمونه
بدن خودته، تصمیمش هم با خودته
...چی میشه اگه- دختر باشه؟-
...اگه مثل تانیا باشه دوباره
من شجاعتش رو ندارم آدیتی
بدون تانیا احساس ناقص بودن نمیکنی؟
"آسمان صورتیـست"
میخواید اون رو شیر ماده یا پیرو انجیل صدا کنید گوزن همیشه راهش رو پیدا میکنه
این گوزن از پاندای بیچاره از نظر احساسی اخذی میکرد
پاندا مثل سگ پشمالوی گوزن بود چقد بامزه
اینم از من سومین برداشت زندگیشون
"مارس 27، سال 1996"
نباید از خودم تعریف کنم ولی چه دختر خوشگلی
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - ويرايش: سميرا
نترس. به خدا ایمان داشته باش
اون دیگه نمیذاره زجر بکشی
اسمش رو آیشا میذاریم
آیشا یعنی زندگی
اوه، چه اسم بینقصی
از من گفتن بود این دختره صد سال زندگی میکنه
کاملا درست میگید بابا
چرا اینقدر قیافههاتون تو همه؟
نوهتون اومده بخندین
دوباره که تو ریاضی تجدید نشدم
بیاین جشن بگیریم همگی شیرینی میل کنید
اول تو
آره، حاصل زحمت من هم هست خب- بله، البته-
سرنوشت آیشا اومدن به خونهمون بود
بیاین یه عکس بگیریم
یالا، همه بگین عایشی- ...عایشی-
بابا بزرگم یه خرده زیاده روی کرد
اگه صد ساله میشدم میتونستم این داستان رو براتون تعریف کنم؟
حالا هر چی، زندگی من تموم شد ولی داستان اونها نه
....راستی
اینکه من مُردم به این معنی نیست همه بیکار بشن و کاری نکنن
قبل از اینکه بحث رو عوض کنم از شما یه درخواست دارم
خواهشا فکر نکنید من روحم
چون هنوزم ظاهرم کشنده ست ولی نه از نوع ترسناکش
من رو ول کنید داستان اونها رو گوش بدین
این دو نفر واسه ماه عسل پول رفتن به نپال رو هم نداشتن
"شش ماه بعد"
ولی به لطف من تونستن لندن رو ببینن
لندن داداش، لندن
با نبود لوزههاش و دیدن تاریخ خانواده تون
به نظرم که حق با دکترهای هندیه
نمیتونم چیزی رو تضمین کنم
ولی یه راهی برای بهبود آیشا هست
پیوند مغز استخوان
بهترین تطابق، خواهر یا برادره
ما یه پسر داریم، ایشان
بفرمایید. این نتیجهی آزمایش خونشه
از شما دو تا هم آزمایش میگیریم
البته
با چنین سیستم دفاعی ضعیفی نسبت به عفونتها بیدفاعه
تا میتونید اون رو ایزوله و جدا نگه دارین
این یه درمان پرهزینه ست
ممکنه به 120،000 پوند برسه
یه کم پس انداز دارم
حرف مفت نزن همین حالاش هم خیلی کارها برامون کردی
چیش زیاد بود؟ چرا اینقدر غریبه بازی در میاری
شما سه تا تو اتاق خواب بمونید
نه، همین جا خوبه
خیلی متاسفم که بدون خبر دادن اومدیم ...خیلی عجله داشتیم
حتی اگه بابات مجبور به التماس باشه هم، تسلیم نمیشه
یه ذره وقت میبره ولی تا خوب نشی بر نمیگردیم
تا اون موقع پیشم بمون، باشه؟
به نظر میرسه اگه من نبودم مجبور نبودیم به لندن بیایم
پاندا هر روز با ظرف ناهارش دور لندن تاب میخورد
گاهی توی مغازهها پوستر میچسبوند
و برای تجار درخواست میفرستاد
سلام آقای چودری سلام -از این طرف لطفا-
دادن پول بلیط برای اومدن به اینجا سخت بود
ولی با اومدن به اینجا فهمیدیم که حالا باید به اندازه سفر به ماه پول بدیم
نیرن چودری، ببخشید یه کم دیر کردم به خاطر اومدن با قطار بود
آروم باش. اینجا که بیبی سی نیست
اینجا اهداییهی بزرگی گیرت نمیاد
حتی اگه 20،000 پوند هم گیرت بیاد خودت رو خوش شانس فزض کن
اگه زیاد امیدوار باشی ناامید میشی
و راستی خلاصه بگو این یه برنامهی موسیقیه دیگه
آرجون گیل هستم، میزبان و دوست شما، از رادیو طلوع
دوستان، میخوام امروز به یه تقاضای صمیمی گوش کنید
بیست و هفتم مارچ امسال آیشا چودری با بیماری اس سی آی دی به دنیا اومد
امروز پدرش نیرن چودری در استودیو همراه ماست
نیرن، معنی اس سی آی دی چیه؟
نقص ایمنی مرکب شدید
یه اختلال ژنتیکی نایابه که بچه با یه سیستم ایمنی ناقص به دنیا میاد
توی این وضعیت، جنگیدن با عفونتها غیر ممکنه
...این بچهها فوقش یه سال
یعنی اگه درمان نشن
زنده نمیمونن
اولین دخترمون، تانیا اون هم همین اختلال رو داشت
اون نجات پیدا نکرد
نه، آقا اشکال نداره
دلیل این بیماری چیه؟
من و همسرم آدیتی، یه ژن نادر داریم
میگن یه ژن معیوبه
به احتمال 25% این ژن به بچههامون میرسه
از بین هر یک میلیون زوج یکیشون این ژن رو دارن و ما همون زوجیم
دکترها میگن اگه تا دو هفته دیگه پیوند مغز استخوان انجام نشه
نجات آیشای ما غیر ممکن میشه
پدر و مادر آیشا تونستن تا حالا 60،000 پوند جمع کنن
که شامل پس انداز کل زندگیشون میشه
ولی اونها به 120،000 پوند نیاز دارن
این رقم رو از کجا برای نجات آیشا بیارن؟
کی به خانواده چودری کمک میکنه؟
بین ما چه کسی؟
خواهش میکنم، به ما کمک کنید
شیتال اگروال رو یادته؟
مالویکا گفت اون طلاق گرفته
توی کالج خیلی دیوونهت بود
باهاش ازدواج کن
همین که 120،000 پوند گیرت اومد، طلاقش بده
این هزینه یه وکیل طلاقه
تو رو به سینگانیا صاحب خیکی کالج رامجاس شوهر میدم
حتما هنوز مجرده
آیشاو ایشان با من میمونن
آخر هفتهها میتونی ببینیشون- بس کن-
مطمئنم به خاطر تو رژیم میگیره
به ایشان چی بگیم؟
که خواهرش تبدیل به یه ستاره توی آسمون شد؟
باید برم خونهی مامانم
قبل از اینکه تو و ایشان زیادی بهش وابسته بشین
هیچ کس هیچ جا نمیره
در آن واحد فقط به یه چیز فکر کن
شب بخیر
الو؟ وقت حمومه- -بله
یه لحظه
آدیتی، دکتر پشت خطه
یه دقیقه نگهش دار
...خانم چودری
نتیجه یه کم عجیبه
ترجیه میدم پشت تلفن چیزی نگم- چی شده؟ میتونید بهم بگید-
نیرن پدر ایشان نیست
چی؟
منظورت چیه از "چی"؟ مشخصه که اشتباه شده نیرن
غیر از تو دیگه کی ممکنه پدر ایشان باشه؟
باید یه بار دیگه آزمایش بدیم
خدارو شکر آنشو داره ایشان رو میاره اینجا
اون 100% تطابق میکنه
ببین زندگی اون هم چقدر آشفته شده
اگه بچهها توی ابتدایی خوب نباشن
گذروندن آزمون ورودی راهنمایی غیرممکن میشه
مسخره ست
میدونم، امتحان ورودی آسون نیست
کی داره امتحان ورودی راهنمایی میده؟
خب ایشان دیگه! وقتی بزرگ بشه تو داری چی میگی؟
از اون بیمارستان شکایت میکنم
تبدیل اون همه روپیه به پوند پدرم رو درآورده
پول بلیط ایشان اچی؟
بگو ببینم
چیزی نیست عزیزم، خیلی کوچیکه اندازهی نوک مداد
حالا مامان رو ببین
بعدا آیشا میگه "داداشم ایشان چقدر شجاعه"
"حتی گریه هم نکرد"
آیشی همین رو میگه، نه؟
دردش مثل گاز مورچه ست، همین
ببخشید مامان، ببخشید بابا
...ایشلو
تو پسر شجاع منی
بچههای چاندنی چوک گریه نمیکنن
کی گریه نمیکنه؟- بچههای چاندنی چوک-
اون چی بود دیگه؟- هیچی، بریم. ایجا نمایش راه ننداز-
چه نمایشی؟ اینجا که کسی ما رو نمیشناسه
اگه هندی حرف بزنی هیچکس چیزی نمیفهمه- خواهشا بس کن، آدیتی-
می دونی اگه یه نفر بهت بگه هر چیزی که تا امروز باور داشتی دروغ بود
چه احساسی بهت دست میده؟ چقدر خونسر برخورد میکنی
لقمه رو دور سرت نچرخون حرفت رو بزن
من احمق نیستم. میدونم چرا ایشان نرماله چون پسر من نیست
کاملا واضحه، تانیا و آیشا رو این بیماری از من گرفت، مگه نه؟
پس داری میگی تقصیر از منه؟
من به تو خبانت کردم؟
این ذهن مشکوکت رو برگردون به همون چاندنی چوک
فکر نمیکردم مغز کوچیکت هنوز رو اون موضوع گیر کرده باشه
باید پاک دامنیم رو هم ثابت کنم؟- یه چیزی به اسم علم هست-
پس با علمت همین جا بشین و درمورد شخصیت من قضاوت کن
اگه به خاطر آیشا نبود ایشان مجبور به تست دوباره نمیشد
من چیزی برای ثابت کردن به تو ی هیچکس دیگه ندارم. برو به جهنم
اونا برای نجات یه بچه به پول احتیاج داشتن و برای اون یکی مدرک
وسط این بحران کسی که داشت منفجر میشد زرافه بود
این بیچاره روحشم خبر نداشت که قراره جلوی فامیلش، علامت سوال گذاشته بشه
ولی دایی آنشو میدونست ولی با این حال پرخوری میکرد
داداش لندنی
راستی، بهتون گفته بودم که زندگی جنسی اونها یه ذره پیچیده ست
حداقل دکترها تضمین کردن که من چودریم
وگرنه این دو تا مجرد برمیگشتن خونه
آقا! میتونید برام یه کاری کنید؟
اینجا تاکسیها نمیتونن پارک کنن
بله بفرمایید
یه دختر بچه به اسم آیشا چودری تو بیمارستان بستریه
لطفا این رو به پدرش بدین
خبری از پول نشد؟- داریم سعیمون رو میکنیم-
نتایج خون تو و ایشان اومدن
ظاهرا توی بیمارستان هند یه اشتباهی شده
ولی مطمئنم که خودتون از قبل میدونستید
پدر ایشان خود شمایید
پس نتیجه اومد؟
البته که میدونم همیشه میدونستم
هیچ نیازی به تست دوباره نبود
به آدیتی گفته بودم چرا این همه پول خرج کنیم ولی اون که حرف تو کلهش نمیره
خودتون که میشناسیدش
ممنونم دکتر
ببخشید آدیتی
!آسون شک میکنی و آسون عذرخواهی
حق داری عصبانی باشی رفتارم احمقانه بود
دقیقا
ولی تو که احمق نیستی
ببخشید دیگه
ببخشید
حالا من رو ببخش
"من متاسفم"
"من متاسفم"
"لطفا مرا ببخش"
"من متاسفم"
متاسفم
چطوری این رو تو لندن پیدا کردی؟- با عشق همه چیز به دست میاد-
آرجون گیل
الو؟
نیرن، رادیو رو روشن کن و گوشی دستت باشه
...رادیو- رادیو رو روشن کن-
دوستان عزیزی که در لندنید من آرجون گیل از رادیو طلوع هستم
از کشورمون دوریم ولی از دل نزدیک
سپاسگذار تک تک دعاها و کمکهای مالی از ته دلهاتون هستم
برای نوزادمون آیشا چودری 250،000 پوند دریافت کردیم
اوه، خدای من
یعنی دو برابر پولی که لازم بود رو اهدا کردین شما من رو سربلند کردین
پدر آیشا، نیرن چودری پشت خط همراه ماست
...نیرن، میخوام بدونی که
نه تنها شنوندگان هندی و انگلیسی
بلکه پاکستانیها، بنگلادشیها، نپالیها، افغانیها
و مهاجرین سایر کشورها سخاوت مندانه کمک کردن
میخوای به اونها چی بگی؟
...میخوام بهشون بگم که
آیشا دختر همهی شماست
شاید خودم به تنهایی نمیتونستم نجاتش بدم
ولی حالا مطمئنم اون زندگی میکنه یه زندگی خیلی طولانی
...میخوام از طرف خودم و مادر آیشا
یه تشکر فراوان کنم...
ممنونم آرجون
ممنون نیرن خدا به همراهت و شانس یارت
یه اتاق رو تصور کنید که از زمین تا سقف پر از پوند باشه
دو پوند، 5 پوند . یه عالمه چک حتی بعضیا قلکهاشون رو فرستادن
چنین آدمایی هم وجود دارن
اون موقع نمیتونستم حرف بزنم بخاطر همین الان میگم
ازت ممنونم رادیو طلوع
و از تو هم مچکرم لندن
دیگه بستنی پارتی زرافه و دایی آنشو هم تموم شد
چون ایشان معلموم شد چودریه ولی مغز استخوانش به من نخورد
خداحافظ آیشی
این کار هم تو سرنوشت پاندای بیچاره بود
غایشا ممکنه بره بهشت پیش خواهرت تانو
اگه یه نفر دیگه بود، شاید این خبر رو از یه بچه 4 سالهی بستنی خور پنهون میکرد
ولی گوزن هیچوقت از بچههاش چیزی رو پنهون نکرد
چرا پنهان کنه؟
اسم من توی وقایع سالانه پزشکی اروپا نوشته شده بود
من اولین بیمار نقص شدید ایمنی مرکب بودم
که هم مغز استخوان و هم سلول بنیادی بهش پیوند داده شد
ببخشید- خداروشکر که اینجایی-
بگیرش
امیدوارم هنوز نبرده باشنش مراقبش باش
امروز خیلی گریه میکنه
ببخشید، ببخشید، ببخشید
برای پاندا تنها رفتن به اتاق عمل آسون نبود
ولی برای دویدن بین دو تا بیمارستان یه کم تمرین لازم دارین
منصفانه نیست که اگه گوزن رو "با میلکا سینگ مقایسه کنید "قهرمان دو
خانوم نمیتونید برید داخل ببخشید، شوهرم رو برای عمل بردن
میتونم لباس مخصوص بپوشم برم داخل یا هر چیزی که دیگه نیازه
نه، ببخشید فقط کارکنان اجازه ورود دارن
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
خدا میدونه چقدر طول میکشه تا سلولهای جدیدش رشد کنن
من باید اینجا کنار شما باشم
فقط ببین آدیتی
یه روزی اینقدر پول در میارم که مجبور نباشیم به چیزی فکر کنیم
بذار آیشا خوب بشه، بعد با هم یه بانک میزنیم
ولی تا اون موفع باید مامان ایشان هم بشی
امیدوارم که شیمی درمانی عوارض جانیب نداشته باشه
خداحافظ، توتسی
خداحافظ خداحافظ-
الو، چطوری مامان؟
من خوبم دخترم حال آیشا چطوره؟
آیشا خوبه
نیرن رفت؟
آره، تازه رفت
باشه دخترم خودت خوبی؟
آره
ایشان هنوز بیداره؟
مگه اون خواب هم داره !ایشان
ایشان
مامان- سلام پسرم-
خانم دیپتی با من بددهنی کرد و مجبورم کرد یه گوشه وایسم
چرا؟
چون توی کلاس آسمون رو صورتی رنگ زدم
مامان، رنگ آسمون صورتیه مگه نه؟
خانم دیپتی کاملا اشتباه میکنه
آسمون تو هر رنگی که بخوای همون میشه و هر کاری که بخوای میتونی انجام بدی
دوستام بهم میگن احمق اونها گفتن آسمون آبیه
گریه روبس کن و به مادرت گوش کن خیلی خب؟
...خانم دیپتی
نیازی نیست که به خاطر بقیه رنگ آسمونت رو عوض کنی! هرگز
فهمیدی؟
هر کسی یه آسمونی داره
فهمیدی؟
من آسمونم رو همون رنگی کردم که خودم خواستم
اگه تو فکر میکنی که آسمونت صورتیه پس صورتیه
همین و بس
حدس بزن مامان چی واسه ایشان فرستاده؟
قطار
مامان خیلی دوستت داره ایشلو
و همینطور آسمون صورتیتو
خداحافظ مامان
خداحافظ پسرم
همیشه فکر میکردم، گوزن زرافه رو بیشتر از من دوست داره
و زرافه فکر میکرد گوزن من رو بیشتر میخواد
راستش، من از همه بیشتر واجد شرایط بودم که ازم 24 ساعته مراقبت شه
هواپیمای گنده داره میاد
و کی داره توش پروازه میکنه؟
...و هواپیما اینجوری
روانپزشک بیمارستان به گوزن توصیه کرد تا از زندگیم واسه خونه فیلم بفرسته
این آغاز حرفهی مدلیم بود
واسه درمان من به لندن اومدیم ولی آخر سر گوزن بیمار شد
سر شونه زانو و انگشت
دیگه از حد گذشتن
سر، شونهها
این چیه؟
شونه- این شونه توئه؟-
میخوام خونه لندنیمون رو نشونت بدم
کمد ریزه میزه من کالسکه آیشا
باید روش رو بپوشونیم تا باکتری واردش نشه
برنامه هفتگی مون
...تو این روزها ما میریم بیمارستان
اگه گوزن این فیلمها رو نساخته بود یواش یواش افسردگی میگرفت
من داشتم سوراخ میشدم زیر آمپول ولی گوزن دلش واسه زرافه تنگ شده بود
زرافه هم واسه دیدن مدلینگ من هیچ علاقهای نداشت
آیشی ببین، یه هواپیما از دهلی اومده
وای اون شروع به راه رفتن کرده
نیرن، دیدی؟
بعد از 8 سال ازدواج این اولین بار بود که از هم دور بودن
گوزن روزها رو میشمرد
ناز بودن هم یه حد و حدودی داره
و بچهها هم خیلی گند کاری میکنن
ولی گوزن من، هیچوقت تسلیم نشد
خب چارهای نداشت
چیکار میکنی؟ بچه منه فکر کردم ولش کردین
یهو رفتین بیرون نباید زیاد تو فضای بسته بمونه-
ببخشید خانوم خریدتون تموم شد؟
بذار کمکتون کنم که حساب کنید شما هم اینجا پیش بچهتون بمونید
بله، ممنونم میشم
بیا عزیزم بیا
چیزی نیست، چیزی نیست
الو؟ الو؟-
سلام، کجایی؟
واسه خرید خونه اومدم بیرون
اینقدر سرده که دستام یخ زدن
چیکار میکنی؟ ایشان غذا خورد؟ گوشی رو بهش بده
اون خونهی مادرته
چرا؟- مامان بابام توی جامو ئن
منم برنامهی ناهار ریختم
کی داره واسه ناهار میاد؟
...سونیا، اون
این سونیا دیگه کیه؟
آقا
بذارش طبقه بالا
یکی دو بار تو مدرسه ایشان همدیگه رو دیدیم
بیچاره داره طلاق میگیره و چند تا نصیحت میخواست
صبر کن ببینم تو چی از طلاق میدونی؟
یا اون داره خرت میکنه یا تو داری من رو خر میکنی
آدیتی، بیخیال خواهشا آدیتی آدیتی نکن-
تو چرا باید مشکلات اون رو حل کنی؟
نکنه متخصص طلاقی؟
کوری؟ نمیتونی ببینی دلیلش چیه؟
اینکه اون بیچاره هر روز پیش یه پدر مجرد گریه میکنه
آدیتی، گفتن این چیزها به تو خطرناکه
پدر مجرد رو از کجا در آوردی؟
فکر کردم اون باید حقوقش رو بدونه
فقط میخوایم در اون باره بحث کنیم
حالا شدی وکیل طلاق؟
یه مددکار اجتماعی؟ چقدر داره بهت پول میده؟
اصلا بگو ببینم، چی پوشیدی؟
چی تنته؟
یه پیرهن و شلوار جین چه انتظاری داشتی؟
کدوم پیرهن؟
اون بنفشه
اوه! اون پیرهن با حالت
میخوای با این پیرهنت تحت تاثیر قرارش بدی؟
نیرن دارم بهت میگم ...اگه اون پیرهن رو بپوشی
با این مزخرفات تو من پیرهنم رو عوض نمیکنم
درسته من بهت شک کردم
که اشتباه کردم حالا داری ازم انتقام میگیری؟
بی خیال آدیتی، این چیزای کوچیک رو بزرگ نکن- من بزرگ میکنم؟-
اصلا میخوای دنیا رو هم ول کنم؟
مهمونت رسیده- خب من دیگه رفتم. اون اومده-
نیرن، نبینم تلفن رو قطع کنی
سلام، سونیا- "سلام، سونیا"-
همین الان بهش بگو حال مادرت بد شده و میخوای بری دیدنش
!!!نیرن
فردا بهت زنگ میزنم، باشه؟ دیگه قطع میکنم، باش خداحافظ -جدی دارم حرف میزنم
شیلا، سوشما، مامتا
هیچ کدوم از این اسمها باعث شک گوزن نمیشد
!ولی سونیا
اینقدر که این اسم دلرباست، حتی نخست وزیر هم با شنیدنش به لرزه در میاد
...قبل از ازدواج، پاندا اماده بود "دهلی نو سال 1985"
که از پشت تلفن بخزه بره توی بغل گوزن
بیا ازدواج کنیم
تا کی باید با بوسیدن این گوشی نحس بهت بوس شب بخیر بدم؟
واسه ازدواج با تو باید از چند تا از همسایههات اجازه بگیرم؟
عمو، عمه، بابا
شیر فروش، روزنامه فروش، بانکدار
باشه باشه، این اداهای جنوب دهلی رو بذار کنار
تو که قبلا خیلی از ارزشهای خونواده م خوشت میومد
ولی حالا واست به درد نخور شدن؟
...گوش کن
چرا با خانوادهت صحبت نمیکنی؟
من از هیچکس نمیترسم
حتی میتونم بیام و با والدینت حرف بزنم
تو خیلی خطرناکی اون هم به طرز سکسی
سکسی؟- چودری-
بابا! شما!
چی شده؟ نمیتونی بخوابی؟
قبض تلفنمون رو واسه باباش میفرستم بگیر بخواب
نمی دونم بچههای امروزی چشون شده
بابابزرگ نگران قبض تلفن بود
جاهای رومانتیک بازی زیادی تو دهلی بود مثل باغ لودی
دریاچه حوض خاص، تیلای مجنون ولی شبها هیچ کدومشون باز نبودن
اون شب پاندا از بوسه شب بخیر گوزن محروم موند
پاندا از بابابزرگ میترسید
ولی نه به اندازهی گوزن
تا حالا هیچ دختری تا قبل ازدواج وارد خانوادهی چودری نشد
و گوزن هم عاشق هیجان بود ...به همین خاطر
کلاه ایمنیت رو بیار پایین
پاندا فقط میخواست اتاق خواب رو نشونش بده
اون نمیدونست که گوزن میخواست کل خونه رو ببینه
"این راههای باریک"
"این کوچهها"
"این راههای باریک" "این کوچهها"
طولانیتر از امید" "عمیقتر از باور
"این کوچههای پر پیچ"
"این مسیرها، چقدر دلچسب اند"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"ای دل، چرا این شرایط رو بهم تحمیل میکنی؟"
"ای دل، چرا احساساتم رو تحریک میکنی؟"
"چرا من رو به گریه میندازی؟"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
مادر مادر بزرگم اینجا ترشی فلفل مینداخت
انگار حالا نوبت منه
ازت ترشی بسازم؟
چقدر حرفات بیارزشن- می دونم-
مسائل تکنیکی، میدونی که- تکنیک که چیزی نیست-
فقط با یه بار میتونم پدر یه تیم کریکت بشم- واقعا؟ ورزشگاه یه کم کوچیک نیست؟-
پس نیازی به زیاد دویدن نیست
اوه چقدر با دل و جرات پس بیا بیرون رو نشونم بده
"کمی احساس دلهره دارم"
"همینطور که از این خونهی قدیمی میگذرم"
"چرا ترس؟ من که اینجام"
در این خونه قدیمی" "قلبهای جدیدی پدیدار شده
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"می خوام از هر تراس یه بادکنک هوا کنم"
آزاد و بدون ترسیدن از قاضی" "قلبم میخواد در آسمان اوج بگیره
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
من اولین فیلم بالیوودیم رو ندیدم فقط درموردش شنیدم
همون وقتی که گوزن حامله فیلم داماد عروس را میبرد شاهرخ خان رو دید
توی خانوادهمون رسم بود که برای جنین آواز بخونن
ولی من این دیالوگ معروف رو شنیدم "برو سیمران، برو سراغ زندگیت"
اگه یه خواب دوست داشتنی دیدی" "به من هم نشونش بده
تو چشمهام رو لبریز میکنی" "بذار در آغوشت بخوابم
نیرن، چطوری؟
دارم آنتن رو درست میکنم
خیلی چیزها رو باید اینجا درست کرد
مامانم دلش برات تنگ شده بیا خونه
منم دلم براش تنگ شده
"قلبم در حال چرخیدن، متوقف هم نمیشه"
"هیچ کدوم از حرفام رو نه گوش میده نه میشنوه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
اتفاقایی که تو زندگیت داره میاُفته" "داره تو رو امتحان میکنه
داره برات اتفاق میاُفته" "همهـش داره برات اتفاق میاُفته
"همه اینا شاید برای دیدن لبخند توئه"
وقتی کسی با یکی از طبقهی دیگه ازداوج میکنه همه اون رو قضاوت میکنن
مردم به بابابزرگم میگفتن که بیماریم به خاطر ازدواج عشقی پاندا بوده
خداییش این بیماری چه ربطی به ازدواج عشقی داره؟
...اما سونیا
اینقدر اسمش دلربا بود که گوزن دیگه جواب تلفنهای پاندا رو نمیداد
گوزن خوب میدونست چطوری طرف رو به غلط کردن بندازه
ببین کی اینجاست
آیشی، چطوری؟
پنج روزه دارم بهت زنگ میزنم
چرا جواب ندادی؟
نشنیدم زنگ میخوره حالا زنگ بزن
چند روزه خواب به چشمم نیومده
من نمیتونم تو رو با کسی تقسیم کنم
تو فقط باید مشکلات من رو حل کنی فهمیدی؟
...غیر از تو
دیگه کی رو تحت تاثیر قرار بدم؟
این رابطه از راه دور کار نمیکنه، آدیتی
واسه همین انتقالی گرفتم
واقعا؟- آره-
ایشان و مامانت دو روزه میرسن
با معلمش حرف زدم و گفتم که واسه شش ماه نیستیم
و صندلیش رو به هیچکس نده
یادته واسه ثبت نامش از 5 صبح توی صف بودیم؟
مراقب باش، مادرت برات پراته و ترشی فرستاده
شش ماه نه نیرن- شش، هشت. خواهیم دید-
میتونیم دو ماه رو از هم دور باشیم
ده سال
شوخی میکنی؟
رشد سلولهای تی توی بدنش وقت میبره
و تا اون موقع، بدنش یه میدون جنگیه
حتی رفتن به فرودگاه هم میتونه خطرناک باشه ممکنه بیهوش بشه
برای ما فقط مسئلهی ده ساله
ولی واسه اون، کل زندگیشه
"ای زندگی"
"این چه تاسی بود که انداختی"
بیا ایشلو، وقت حمامه مامان باید بره سر کار
"ای زندگی"
"این چه تاسی بود که انداختی"
"گاهی شبها لبریزند"
"باقی روزها، خالی و تنها"
فقط 5 دقیقه طول میکشه
آیشا هم داره گریه میکنه بذار زود حمومت کنم
بابا داره میاد
سلام- بابا-
چرا اینقدر طولش دادی؟
می دونی که تنهایی سخته
پارتی که نگرفته بودم
چیزی نیست عزیزم
توتسی
فرض کن یه تیم کریکت داشتیم
برو پیش بابا
"هر روز برای زندگی به ما خرجی میدی"
"حساب تمام نفسهایی که به میدی دستته"
"همه چیز حس پوچی و تهی بودن میده"
"حتی اگه در میان یک جمعیت باشی"
چطوری آسیب دیدی؟
جان توی مدرسه هلم داد
چرا جان هلت داد؟- اون صدام کرد پاکستانی-
"هم بهمون آرامش میدی، هم باعث ترسمون میشی"
...و بعد وارد رویا شد
"هم بهمون آرامش میدی، هم باعث ترسمون میشی"
"تو چراغ امید رو روشن نگه میداری"
برای مدتها دردی که به ما تحمیل کردی" "رو تحمل کردیم
"ای زندگی"
"این چه تاسی بود که انداختی"
"گاهی شبها لبریزند"
"باقی روزها، خالی و تنها"
"این چه تاسی بود که انداختی"
با شنیدن صدای گریههای من همه فکر میکنن من دلیل تمام پریشونیهاشونم
و زرافه بچه خوبه بود
میتونم این رو تایید کنم که هیچکدوم اینا بهونه نبود
ولی من این رو میتونم تایید کنم که باهوش ترین عضو خانوادهی ما گوزن بود
اون سوار اسب درستی شده بود
سیزده سال طول کشید ولی پاندا پول پارو میکرد
اون هم بدون بانک زدن
خب همگی یه تشویق جانانه برای ریاست کلوب مامانهای جذاب
گوزن موذی
"لندن، سال 2009"
موذی کاملا براش واضح بود
وقتی زندگی بهت لیمو میده ازش لیموناد درست میکنی
فقط یه ذره سلیقههامون متفاوت بود
معرفی میکنم باحال و ساده آیشا چودری
آدم بدهی اصلی این داستان
دکترها گفته بودن من رو از جمعیت دور نگه دارن
گوزن هم ما رو به حومه لندن برد
خیلی زیاده رویه، نه؟
کدوم میکروبی جرات میکنه بیاد اطراف گوزن؟
ولی گوزن تصمیمش رو گرفته بود بخاطر همین خانوادهی چودری، بابد میچرخیدن
وقتی مردم میرن لندن گردی
به دیدن کاخ باکینگهام و چشم لندن و ساعت بیگ بن میرن
ولی من؟ فقط از خیابون اورموند به بیمارستان در رفت و آمد بودم
عایشی
اونها اینجان. بهش میگم بهت زنگ بزنه
آیشا، لطفا ممکنه از سگه میکروب بگیری. ولش کن
ببخشید، ببخشید
نمیتونید ببینید؟
مگه چی شده؟ سطح آلرژیش از مقیاس 10 شماره سه هست
من رو که نمیکشه
خیلی خب. بریم داخل
اول نتایج خونت رو چک میکنیم
این کار به چه دردی میخوره؟
یا لمفوسیت بییا تی کم دارم دیگه از این برنامه ایمنی خسته شدم
آزمایشات خون برن به درک- عایشی-
بیا
بیا. اشکال نداره
هر شش ماه یه بار میرفتم بیمارستان
تا طالعم رو ببینم
حتی 13سال بعد، زندگیم توی حرکت آهسته بود
همه سعی میکردن عادی باشن
ولی همین که وارد بیمارستان میشدیم نفسهامون رو حبس میکردیم
آزمایش من بود ولی اضطراب عدم موفقیتش مال بقیه بود
اونا دیوونه شدن
هر سه تاتون
میتونی تصور کنی؟ باورم نمیشه
آیشا کاملا خوبه نتایج آزمایشهاش خوبن
اون میتونه یه زندگی مثل من و تو داشته باشه
نمیتونم...
نیشگونم بگیر- ..تو-
همین که تمرکزت رو روی چیزی بذاری، انجام میشه
من تنهایی اینکار رو نکردم همگی با هم کردیم
تموم شد؟
ترفیع گرفتم- چی؟-
آره
باید برگردیم هند مدیر کلی همه شرکتها شدم
ولی چطور میتونیم الان بریم؟- این یه پیشنهاد خیلی بزرگه-
نتایج آزمایش نرمال بودن تا کی دیگه اینجا بمونیم؟
با رئیسم صحبت کردم
داری از من میپرسی؟ یا بهم میگی؟
نه پرسیدن نه گفتن
داریم بحث میکنیم
آدیتی خودت میدونی که 13 سال گذشته شغلامون سخت بودن
و اینجا هم هیچ لذتی نداره
میدونم
...ولی اگه مجبور بشیم برگردیم- خب بر میگردیم-
هیچ کسی که پاسپورتهامون رو ضبط نمیکنه
گوزن بیچاره، وقتی میتونست توی لندن یه زندگی عادی داشته باشه
پاندا گفت داریم میریم خونه
تو لندن که توی حومه شهر میموندیم حالا پشت اون طرف دهلی میمونیم
تراژدیم رو چطوری بفهمونم آخه تو خونه یه استخر خصوصی داشتیم
ولی احساس میکردم مثل موگلی شدم
ولی مهم ترین چیز برای من هند یا لندن نبود رفتن به یه مدرسه عادی بود
حس میکردم از طریق این دروازهها دارم وارد اسپین آف زندگیم میشم
به اسم یادگرفتن هندی اینقدر فیلم هندی دیدم که یه ساله ته کشیدن
وقت نمایش بود
ااا- امیر خان-
"عزیزکم، بچههای با استعدادی مثل تو"
"مثل حبابهای یه بطری نوشابه ن"
"یکی یکی میرین بالا"
همونطور که کارینا گفت
اگه به جای کار کردن به من خیره شدین" "مشکل خودتونه
امروز کلاس ورزشه
نصفتون از این طرف برین نصف دیگه از اون طرف
حتما تو یه برنامهی استعداد یابی ای
اصلا درس هم میخونی یا فقط تفریح میکنی؟
نه، من شوی سرگرمی مدرسه م
کارن
آیشا
خیلی خب آیشا. بعدا میبینمت
اون اولین بار بود که چشمم به ابروهای کارن افتاد
من دانش آموز خوبی بودم ولی بعد از دیدن کارن بهتر هم شدم
میخواستم تاریخچه کارن، جغرافیای کارن و هر اینچ اون رو بخونم
یه حقیقت جالب! بعد از دست دادن با کارن دستهام رو نشستم
همش به لطف راجما چاوال بود
مدیر عامل بزرگترین شرکت پیتزای هند
اگه پاندا به گوزن میگفت که دلش واسهی راجما چاوال دهلی تنگ شده بود
اون منفجر میشد
و زرافه؟ به اندازه صبح بیدار شدن
سخت بود...
اگه بتونن، جور میشن
آخه این باید برادر من میشد؟
تب دنگی در دهلی جان مردم را گرفت (بیماری عفونی که توسط پشه پراکنده میشه)
دانگ در سراسر پایتخت پراکنده شده
سانتوشی
گفته بودم با آب شیر ظرفهای آیشا رو نشور از آب جوش استفاده کن
میوه، سبزیجات، ظرفها همه چیز رو با آب جوش بشور خواهشا
اون خیلی شکننده ست
جیت، بدون دستکش سبزیها رو خورد نکن
یادته گفته بودم حتما باید دستکش بپوشی؟
لطفا برای هر چیزی دستکش بپوشید
پشههای دانگ در آب تمیز هم زاد و ولد میکنند
جیت، باید کل خونه رو ضدعفونی کنیم
پشههای دِنگی میتوانند از ماه جولای تا اکتبر زنده بمانند
سلام خوشگل. چقدر زیبا شدی
مرسی
خوشت اومد؟ عاشقشم-
بشین اینجا
بیا. اینجا بشین
خوشت اومد؟ عاشقشم-
مرسی گوزن
دخترکم این درخت زندگیه
"تو خیلی معصومی"
"اوه بیگناه من"
"معصومیت تو"
"نفسم رو حبس میکنه"
"تو خیلی معصومی"
"اوه بیگناه من"
"معصومیت تو"
"نفسم رو حبس میکنه"
"معصومیت تو من رو حیرون میکنه"
"نادانیهای تو، نفسم رو در سینه حبس میکنه"
"تو هنوز هم من رو شگفت زده میکنی"
"با این بچگیهات"
"نادانیهات"
"حالا که دلم رو ربودی"
"روت رو از من برنگردون عزیزم"
"زندگیم رو متحول کردی"
"نمی دونی تحول چیه عشقم"
"تو دلم رو بردی"
"وای دل من"
"وای دل من"
...فقط میدونستم
مامان! بابا
مامان
ایشانه
ایشان
زودباشین- چی شده؟-
چی شده؟ !!خدای من
مامان اینجاست چه اتفاقی افتاد؟
همین جا افتاده بود
بلندش کن
بیا دخترم چیزی نیست، چیزی نیست
آیشی تلویزیون رو خاموش کن- یه دقیقه-
جدی میگم جدی میگم
دارین طلاق میگیرین؟
اگه آره من با تو میمونم گوزن من رو دیوونه میکنه
درمورد ریههاته
یه مشکلی به اسم آسیب ریوی بوسولفان داری
یه لحظه، چی؟ آره-
که باعث فیبروسیس ریوی میشه
آلودگی دهلی رو دیدین؟- دلیلش این نیست-
از عوارض جانبی شیمی درمانیه
ولی اون مال 14سال پیشه
ما میدونستیم که عوارض جانبی شیمی درمانی میتونه سالها بعد خودش رو نشون بده
ولی هیچ چارهای نداشتیم آیشی
چقدر طول میکشه تا فیبروسیس ریوی درمان بشه؟
این یه وضعیت جدیه
...هنوز علاجی براش نیست. ولی
دکترها گفتن که با مراقبت خوب
یعنی دارم میمیرم؟
جوابم رو بده گوزن
"دهلی نو، سال 2015"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
گوزن میدونست ممکنه با این بیماری به دنیا بیام و بعد از چند ماه یا چند سال بمیرم
پس اون باید من رو سقط میکرد؟
بعد از مردن من گوزن هیچ حرفی برای گفتن نداشت
و پاندا هم نخواست درموردش حرف بزنه
پس وقتی از دفتر لندنش تماس گرفتن جواب پاندا معلوم بود
تصمیم خیلی خوبی برای برگشتن به لندن گرفتی
آسون نیست. میدونم
ما میدونیم داره بهتون چی میگذره ما هم دقیقا همین تجربه رو داشتیم
همونطور که میدونید یه ماه بعد از فوت آیشا مادر ویوک فوت کرد
بیچاره فقط 73 سالش بود
چقدر بدو بدو کرد این همه درمان، دکتر، بیمارستان
همهش رو ما انجام دادیم
ولی هیچ فایدهای نداشت
ببخشید من رو الان بر میگردم
بیاین سفارش بدیم وگرنه از گشنگی از حال میرم
برم یه سر بهش بزنم؟- نه چیزی نیست. اون خوب میشه-
آقا،آقا اینجا دستشویی خانوماست
زنم داخله...میتونم؟
متوجه هستم آقا ولی اینجا دستشویی خانوماست
لطفا برین بیرون
فقط دو دقیقه، لطفا
خواهش میکنم
ممنون
مرگ مادر شوهرش با مرگ آیشا یکیه؟
معلومه که نیست
ولی ولش کن
وقتی که بریم لندن دیگه نمیبینیش
من هیچ جا نمیرم، نیرن
آدیتی این چه حرفیه که میزنی؟
تا حالا به لباسهای آیشا فکر کردی؟ نگهشون داریم؟ یا بندازیمشون برن؟
یا اگه موقع جابجایی نقاشیهاش خراب بشن چی؟
و کیف مدرسه ش؟
کتابهاش رو چی؟ بدمشون به ماشین آشغالی؟
بس کن، آدیتی- چرا بس کنم؟-
آیشا رو اینجا تنهایی ول نمیکنم
لندن، خونه آیشا هم هست
من بدون تو نمیتونم زندگی کنم
تا کی باید دنبالت اینور و اونور برم؟- من بخاطر تو اومدم لندن-
تو بخاطر من نیومدی بخاطر آیشا اومدی
و اگه اومدی باشی هم که چی؟
میخوای چی بگی؟
بخاطر خانوادهت اومده بودی باید بهت مدال بدم؟
اگه همین کار رو هم نمیتونستی بکنی چرا عروسی کردی؟ دیگه نیاز نبود کاری کنی
تو چت شده؟ داری از کاه کوه میسازی
فقط داشتیم شام سفارش میدادیم
پس برو غذات رو بخور غذات داره از دهن میاُفته
بعضی وقتها نمیدونم دارم با کی حرف میزنم اصلا تو رو میشناسم؟
تو 20 سال گذشته داشتم چیکار میکردم؟
بیست و چهار ساعته مراقب آیشا بودم
و حالا که 50 سالم شده چی برام مونده؟
اون دیگه رفته
و ایشان هم سرگرم زندگیشه و باید هم باشه. اما تو؟
سر همهتون شلوغه
این حرفا رو از کجا آوردی؟
من همیشه کنارتم
و من غیر از شغلم دیگه چی دارم؟ تو کنارمی؟
نیستم. مسئله همینه
غیر از آیشا بلد نیستم برای بقیه کاری انجام بدم
تو چرا داری فرار میکنی نیرن؟
دو دقیقه صبر کن
باخودت حرف بزن. با من. با آیشا
خب مرده که چی؟ فصل تموم شد؟- هر کاری از نظرت درسته همون رو انجام بده-
...من هر کاری که تونستم به نظر تو من هیچ کاری نکردم
چون تو برای آیشا همه کار کردی، نه من
دیگه بسه
چقدر راحت میگی باید جدا زندگی کنیم
پاگه میتونسم زندگی رو به عقب بر میگردوندم و تک تک صحنههاش رو عوض میکردم
یه حقیقت جالب، نه الان میتونم زندگی رو بر گردونم نه قبلا
"دهلی نو، سال 2009"
وقتی دکترها گفته بودن فقط 5 سال دیگه زنده میمونم
گوزن همه احساسات غمش رو زد جلو
داداش
داداش؟
خواهر داره صدات میکنه
میگه عجله کن
چیه؟- کفشات رو بپوش. زود باش-
چرا؟- چون من میگم-
مامان، کجا؟
ما چهارتا داریم 5 نفر میشیم
داریم به سرپرستی میگیریم
ولی میخوام قبل از باباتون شما ببینینش
ایول
آره، عالیه
ایشان، آیشا من تو ماشین منتظرم. همین الان
اومدم
سلام تارا- سلام، آدیتی. چطوری؟
اسمش چیه؟- ویوان-
سلام ایوان
بقیهی بچهها کجان؟
امودیم بچه خودمون رو انتخاب کنیم، خیلی هیجان داریم- اونها اون پشتن-
گوزن میخواد چیکار کنه؟
بریم؟- آره-
زود باشین
بیاین، بیاین
حالا 5 نفریم
!!سوپرایز
ببین از کدوم خوشت میاد؟
مامان
تو لندن بلوا درست کردی میگفتی
که آیشا آلرژی داره حالا داری براش توله سگ میخری؟
میتونه قرص ضد حساسیت بخوره
حالا خطرش بیشتره
مگه کاری هم هست که خطر نداشته باشه؟
به علاوه برام هیچی مهمتر از خوشحالی اون نیست
رولو
گوزن
شنیدی؟ اون رولوی منه
حله
اگه الان بمیرم هم هیچ نگرانیای ندارم
بیا. بریم رولو رو ببینیم
آیشی، رولو رو ببر بیرون میزنه یه چیزی رو میشکنه
دارم میام
مادربزرگت از سگها میترسه
بیا نشونش بدیم
نه! برو کنار
گاز نمیگیره
هر سه ما اینجا زندگی میکردیم
حالا خودت رو ببین، بچه پولدار لوس
حالا میتونی بگی
وقتی رفتیم لندن فکر میکردم بابا اسباب بازیهام رو میفروشه
فکر میکردم باید برای جراحی عایشی پول در بیارم
ولی روزهای خوبی بودن مامان
خودت میدونی که من عمدا تو رو دور نکردم
میدونم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - ويرايش: سميرا
...راستی اون پسره توی کلاست
اسمش چیه؟ کارن
تو اسم همه رو میدونی؟
من همه چیز رو میدونم
آیشا ازش خوشش میاد
از کجا میدونی؟ گوشیهامون رو چک میکنی؟
مال تو رو هنوز چک نکردم
...یه کاری کن
به کارن بگو آیشا رو واسه قرار ببره بیرون
چی؟؟
این نقشهی مسخره و عجیب رو خودت کشیدی؟
اگه آیشا بفهمه براش قرار جور کردیم کل خونه رو میذاره رو سرش
کی میخواد بهش بگه؟
کاری که میگم رو بکن وگرنه خودم انجامش میدم
آیشا فکر میکنه اون هم ازش خوشش میاد
و ممکنه خوشش بیاد
...یا شاید هم بخاطر بیماریش
نمی دونم
ولی پرسیدنش که ضرری نداره تو بدترین حالت رد میکنه
مامان، یکم به استراحت نیاز داری واقعا به استراحت نیاز داری
هر چیزی حدی داره میخوای زودی شوهرش بدی
کاش میتونستم، ایشان
تو اخاذی احساسی رو دست نداری
...بگو ببینم...تو و کارن
اون مدام دندوناش رو مسواک میزنه؟ اگه میزنه اشکال نداره ببوسیش
اون فقط یه دوسته- فقط یه بوسه بابا-
این ژاکت رو نگاه کن
امیدوارم سایز من رو داشته باشن
ببین
ندارن
ببخشید
یه لحظه، خانم
بله، خانم- از این سایز اسمالش رو دارین؟-
باید توی رگال باشه- نه نیست، چک کردم-
حتما تموم شده باید سفارشش بدین
این سایز کوچیکه
خانم، نمیتونید درش بیارید
چرا؟
خانم نمیتونید از سیاستهای مغازه ست
طرحهای دیگهای هم داریم لطفا یه نگاه بندازین
ببخشید ممنون-
گوزن، این اونقدرها هم خوب نیست
بیا بریم. زود باش
داری چیکار میکنی؟- حواست رو جمع کن-
باید همه مردم بدونن دیوونه ای؟
اگه کسی اومد خبرم کن
ببخشید، خانم کمک میخواین؟
نه ، ممنونم- لطفا اگه خواستین صدام کنید
گوزن، عجله کن
بیا
عایشی، کارتون به فراتر از بوسه نکشه ببین دارم بهت میگما
سکس بیسکس! هنوز بچه ای
راجع به هر چیزی که بخوای حرف بزنی میتونیم حرف بزنیم
لطفا من رو سکته نده بگی قبلا انجامش دادین
گوزن! خواهش میکنم
هنوز انجامش ندادی، درسته؟
...خب تو چند سالت بود وقتی
کی؟- وقتی تو و بابا اولین بار انجامش دادین؟-
ببخشید
صحبت درمورد سکس خلاف سنتهامونه
ولی برای اجازه گرفتن واسه سکس کل فامیل دعوتن
کشیش چند تا ورد میخونه
و آهنگ عروسی هم میذارن
می دونی دارن درمورد چی فکر میکنن؟- چی؟-
اینکه امشب میخوایم سکس کنیم
فشار عملیات رو تصور کن
اون سوییتی که همکارهات بهت هدیه دادن
من از نهایت استفاده رو میبرم
...راستش بابا با داداشش حرف زده
می دونی که اون توی چاندنی چوک یه هتل داره
امشب رو اونجا میمونیم
وگرنه ناراحت میشن
لطفا درک کن
اونقدرها هم بد نیست به اندازهی کافی بزرگ هست
درضمن، ما که امشب نمیخوابیم
موهات خیلی خوشگلن
موهام رو دوست داری؟
پس با این بخواب
این رو بگیر اینم بگیر
دستار عروسیم رو ول کن- کیفش رو ببر-
آدیتی
عمو
درود به شیر ماده
گوزن ازم میخواست توی زندگیم همه چیز رو تجربه کنم
قبلا از اینکه وقتم تموم بشه...
...می دونید مثل عشق و سکس و
ولی با شنیدن شب عروسیش از گوزن کلاس آموزشی نمیخواستم
من دوست آیشام، کارن
کارن! سلام، بیا
ایشان
سلام، کارن
ممنون
فکر کنم کارنه- تو دیگه برو، لطفا-
رولو
سلام- سلام، اون رولوئه؟-
خدای من، خیلی بانمکه
یه کم میخوای؟- نه، ممنون-
چیزی میخوای برات بیارم؟
اسپرسو دوبل- حتما -ممنون-
قهوه آره-
ایشان، حالا به حرف مادرت گوش کن
الو، ایشان
به بهونهی دیدن نقاشیهای آیشا اون دو تا رو ببر تو اتاقش
داری گوش میدی؟ الو
ایشان
زرافه میدونست که اگه توی دهلی بمونه بخاطر گوزن مخش پاره سنگ بر میداشت
درس خوندن فقط یه بهونه برای فرار کردن به لندن بود
چهار سال بعد" "لندن، 2013
ولی من نه بهونهای داشتم، نه راه فراری
خیلی دلم برای زرافه تنگ شد
اون توی سر و کله زدن با گوزن و پاندا شریکم بود
آروم
به محض رفتنش خونمون تبدیل به یه کمپ تمرین شد -فقط یه بار
برو، برو، برو
پروژهی آیشا
زن و شوهر مشغول پمپ کردن ششهام بودن
قصدشون خیر بود و لی بیچاره من
مهم نبود چه لباسی بپوشم کپسول اکسیژن حتما یکی از لوازمم بود
چون پاندا باید میرفت اداره، شبها میخوابید
ولی گوزن
اون به دکترها زیاد اعتماد نداشت
بعدش هم پاندا دچار ترس از از دست دادن عشق شد
پس تا جایی که میتونست توی خونه کار میکرد
اگه بخوام دقیقتر بگم، توی اتاق من
واضحه که زندگی تو لندن چیزی درمورد حریم خصوصی یادشون نداد
دیگه تو این سن چطوری بهشون توضیح بدم که کارن اره میاد، مامان! بابا! بیرون
و این دو تا جوری رفتار میکردن انگار ازدواج عشقیشون مال زندگی قبل بود
سلام سلام-
سلام عمو، سلام گوزن
سلام کارن، چطوری؟- خوبم-
چرا از اون در اومد؟ باید از در اصلی بیاد
ساکت، اون یه دوسته
اصلا از این وضع خوشم نمیاد
نقاشی رولو؟- نه، نقاشی خودمه-
خانم، چاییتون
آبجی سانتوشی، من همون همیشگی رو میخورم
اسپرسو دوبل
همیشگی؟ بله، ممنون-
الان میارم
از هنر چیزی سرت میشه؟
منظور؟ خب تو کجایی؟- دقیقتر نگاه کن-
نمیتونم ببینمت
من اونجام، روی تخت
وقتی که اینجا نباشم هنوز هم اینجا میمونم، برای همیشه
به نظرتون آیشا میتونه یه سخنران الهام بخش ماهر بشه؟
!چه غلطا
مرسی
شکنجه کم بود حالا کمپ تمرین یه هدف جدید لازم داشت
به خانم بگو تا 5 دقیقه دیگه میریم
ممنون کارن
سلام، عمو- سلام-
موز نیست؟
ازتون عذرخواهی میکنم! من رو ببخشید- اشکال نداره. میرم عایشی رو بیارم-
درضمن مگه من تو زندگیم چیکار کردم که مردم از من الهام میگرفتن؟
خانمها و آقایان، آیشا چودری
روبروی هزار نفر ایستاده بودم البته که استرس داشتم
ولی حضار از منم مضطربتر بودن
اونا میدونستن که من هر لحظه ممکنه بیاُفتم بمیرم
پس هر چیزی که میگفتم معروف میشد
و من هم از روی عادت
ورق حکمـم رو، رو کردم
حدس بزنید چی شد؟ خوشحالی
عالی شده بود
بعضیها هم حتی گریه کردن
...من فقط 18 سالم بود
و هورمونهای خوشحالیم داشتن منفجر میشدن
هورمونهای عشق، سکس، فریب
می ترسیدم بخاطر پروژهی آیشاشون
آخر سر با کارن خواهر و برادر بشیم
شنیده بودم توی 40 سالگی همه چیز داغ میشه
البته اگه تا اون موقع دووم بیاری
ولی من صدای تیک تیک زندگیم رو مثل بمب ساعتی میشنیدم
یا حالا یا هیچوقت
کارن عزيز، فقط ميخوام بدوني که " "عشق زندگيمي
.منم تو رو دوست دارم ولي بعنوان دوست" "متاسفم
آیشا، چی شده؟
بیا اینجا چی شده، عزیزم؟
چیزی نیست
بخواب
کم کم پروژه آیشا گسترش پیدا کرد
اول که به ششهام هوا میدادن
بعدش هم فکر کردن یه سوراخ توی قلبمه
چون هیچوقت قلبشون نشکسته بود
اونا از زمان مدرسهشون همزاد همدیگه بودن
اونا بخاطر یه تعطیلات اضطراری به ایشان گفتن بیاد خونه
تعطیلات اضطراری
چه مزخرفاتی
اون یه وضعیت پزشکی داره بخاطر همین نمیتونه چتر بازی کنه
مسئولیتش با ماست مشکل شما چیه؟
هنوزم خطرناکه، نه؟
اگه براش یه موقعیت اورژانسی پیش بیاد
میشیم سرتیتر خبرها
زر نزن
گوزن اشکال نداره شما خودتون برید
البته که نه- مگه میشه-
یا همه میریم یا هیچکس نمیره
متاسفم
اون درست میگفت نمی خواستم اونقدر زود بمیرم
ولی خوشحال کردن من مهمتر از زنده نگه داشتنم شده بود
زرافه جداییهای زیادی داشت
ولی هیچوقت به تعطیلات اضطراری نرفته بود
خوشحال کردن من کار آسونی نبود
توی هوا، مشکل فشار هوا بود
زیر آبم فقط میتونستم دو دقیقه دووم بیارم آخه دو دقیقه چیه دیگه؟
جر و بحث کردن وسط اقیانوس هم فایدهای نداشت
بیچارهها اینقدر زحمت کشیدن منم گفتم بپرم تمومش کنم بره
تو زندگی لحظاتی وجود دارن که به طور کامل زندگی میکنی
و وقتی توی اون لحظه قرار داری
اون موقع ست که میفهمی زندگی شگفت انگیز ترین چیزه
زندگی اون لحظات رو به من نداد
پاندا و گوزن به وجودشون آوردن
عایشی
عزیزم، مامان رو نگاه کن
اوه خدا، خواهش میکنم
نیرن
سطح اکسیژنش داره پایین میاد
عایشی...این دستگاه کار میکنه؟
به خلبان بگو باید یه فرود اضطراری بیاد
ایشان به ممهاندار بگو کپسول اضافه اکسیژنشون رو بده
نمیتونید وارد کابین خلبان بشید
خانم اورژانسیه باید با خلبان حرف بزنم
چی شده؟- دخترم نمیتونه نفس بکشه-
برای خواهرم اکسیژن میخوام- آقا خواهش میکنم ندویید-
فقط مامان رو نگاه کن
چشمات رو باز نگه دار
ریههاش ضعیفن
اون نمیتونه فشار هوای پایین رو تحمل کنه
لطفا هواپیما رو پایین بیارید
خانم، آروم باشید
اینقدر بهم نگو آروم باشم
اسمت چیه؟
من کاپیتان کاپور رو میشناسم بذار باهاش حرف بزنم
تا حالا دقت کردین که تانکهای اکسیژن رو کجای هواپیما نگه میدارن
گوزن همیشه تکالیفش رو انجام میداد
ولی وقتی که مجبور بودم که فرم خطر زندگی تو فرودگاه امضا کنم
پاندا داشت میلرزید
"اون گفت" بیا نریم
بعد از شکست عشقیم با کارن دلم میخواست بمیرم
اصرار کردم که بریم سفر و فرمها رو هم امضا کردم
به عنوان یه روح معتقدم تا زمانی که درسهای خاصی بگیریم روی زمین میمونیم
فکر کنم هنوز یاد گرفتنم تموم نشده بود
چون دلیل دیگهای نداره که توی اون پرواز نمردم
چی شده؟
نذارید لبخند آیشا فریبت بده وضعیتش بدتر شده
این پیشرفت طبیعی بیماریشه ولی حالا باید پیوند ریه انجام بدیم
همون موقع که بیماریش تشخیص داده شد راجع بهش بحث کردیم
شاید دیگه وقتشه
شما میدونید که من با پیوند مخالفم
این کار میتونه زندگیش رو تا 10 سال افزایش بده
شما کاراش رو شروع کنید
بگین کجا رو امضا کنم و هزینهش چقدر میشه
ما انجامش میدیم- نه نمیدیم-
ما انجامش میدیم آدیتی- مگه اینکه از جنازه من رد بشی-
مزخرفه- بیا یه جای دیگه دربارش خرف بزنیم-
چرا نیرویک باید یه پیوند الکی رو توصیه کنه؟
اون یه دکتره بذار کارش رو انجام بده
پس جواب من رو بده
پیوند ریه خطرناکه حتی برای یه بدن سالم
اون خیلی حالش بده چطور میتونه دووم بیاره؟
میخوای وقتی تو تخت بیمارستانه به زندگیش پایان بدی؟
میتونه راه بره؟ میتونه خوشحال باشه؟
میتونی با چنین زندگیای روبرو بشی؟ یا که باید با یه سال آرامش خاطر زندگی کنه؟
یعنی بذاریم بمیره؟
...اون فقط بچه تو نیست
بچه منم هم هست
این دفعه لجبازیت کار نمیکنه
من لجبازم؟- ...آره-
کله شق
برای سالها درمورد وضعیت پزشکیش تحقیق کردم
برای هر جزییاتی مغز دکترها رو خوردم با حرفام
اگه این لجبازیه پس باشه
شرمنده ولی این دفعه تسلیم نمیشم
پیوند رو انجام میدیم
این تصمیم نهایی منه
پس کورکورانه به توصیه دکترها عمل میکنی و از مغزت استفاده نمیکنی؟
اینجا مغز من و تو به دردی نمیخوره
تجربه و آموزش دکترها چیزیه که مهمه
وقتی تانیا بود تو چیکار کردی؟
به حرف دکترها گوش کردی و بعد چی شد؟
همیشه حق با اونا نیست
هیچ دکتری نمیتونه یه نتیجه موفقیت آمیز رو تضمین کنه. تو گارانتیش میکنی؟
وقتی که بچه بودم اگه کسی بهم شکلات میداد این راز رو باهاش درمیون میذاشتم
من یه خواهر بزرگتر دارم، تانیا
اون پیش مادر مری زندگی میکنه
بخاطر این میگم راز بود چون گوزن هیچوقت جلوی پاندا درموردش حرف نمیزد
پاندا میخواست فراموش کنه که اولین فرزندشون تانیا بود
"وتور، هند. سال 1989"
یه دفعه از گوزن پرسیدم که پاندا من رو هم فراموش میکنه
مثل تانیا از من هم عکسی تو خونه نمیذارن؟
برای افزایش هموگلوبین خون تانیا خون نیرن باید نیاز باشه
ولی در عوض وضعش رو بدتر کرده
تانیا نقش ایمنی شدید مرکب داره
اگه زودتر میومدین یهتون توصیه میکردم که به لندن ببرینش
ولی حالا دیگه خیلی دیره
توی 5 ماه گذشته بهت میگفتم
که تانیا یه مشکل اساسی داره
ولی نه تو نه دکترها به حرفم گوش نمیدادین
بهها همیشه تب میکنن
یه قرص بخور اینقدر نگران نباش
همهش تقصیر توئه
نه عزیزم، لطفا
لطفا گریه نکن
متاسفم، متاسفم
خواهش میکنم
مادر مری دردت رو میفهمه
پس چرا دخترم رو نجات نمیده؟
چون درد اون رو هم میفهمه
گریه نکن
...مامان ممکنه خودخواه باشه
ولی نه اونقدر خودخواه که درد تو رو نادیده بگیره
برو دخترم
دفعه بعد سالم برگرد
اینطوری بود که گوزن مسیحی شد
اون الهام مریم مقدس بود
دوستت دارم پاندا
چنین شوهرهایی از کجا میشه پیدا کرد
که همسراشون رو بیقید و شرط دوست داشته باشن
یه حقیقت جالب، دلیل اصلی وجود من مرگ خواهرمه
نقاشیهات باید توی نمایشگاه باشن
چی میخوای؟
اونها واقعا خوبن
پاندا
بس کن
چیزی که واقعا میخوای رو بهم بگو
عمو نیرویک پیشنهاد کرده که ریه پیوند بزنی
زندگیت رو 10 سال زیاد میکنه
به نظرت نباید از این فرصت استفاده کنیم؟
چطور؟ فکر میکنی مردن توی 28 سالگی از مردن تو 18 سالگی آسون تره؟
اینجوری میتونیم 10 سال دیگه کنار هم باشیم
من میخوام تا جایی که ممکنه پیشمون باشی اینقدر کافی نیست
من دیگه بسمه، پاندا
دیگه بیشتر از این مشکل نمیخوام
کی میدونه قراره چه اتفاقی بیاُفته، آنشو
نیرن پیششه بعدا بهت زنگ میزنم
کجا میخوای بشینی؟- نزدیک گوزن-
بیا عزیزم
گوزن بشین اینجا میخوام نقاشیت کنم
نه، نه لطفا خوشم نمیاد ژست بگیرم
میدونم که بعد از مرگم خیلی ازش خوشتون میاد
مزخرف نگو تو چیزیت نمیشه
مطمئنا الان که نمیمیرم بشین لطفا
گوزن، سرت رو بپوشون- من هیچوقت سرم رو نمیپوشونم-
بذار نقاش کارش رو بکنه زود باش
باشه؟
روی شونه ت
باشه حالا چی؟
وایسا. مجسمه تکون نخور
اینقدر صورتت رو ناراحت نشون نده
یه کاری کن به یه چیز خوب فکر کن
مثلا به وقتی که پاندا برای اولین بار بوسیدت
یا وقتی که من رو باردار بودی مثل توپ فوتبال قلقلی بودی
هی، ملکه اینترنت
داشتم چکش میکردم
عایش
آیش چی شده؟
زرافه من نمیخوام بمیرم
چطوری تو و گوزن و پاندا رو تنها بذارم برم؟
نمیخوام بمیرم
خیلی خب آیش
آیش، به من گوش بده
می دونم که این یه وضعیت گهیه درک میکنم
یادت باشه که اونجا زیاد تنها نمیمونی
من و مامان بابا خیلی زود میایم پیشت
دوباره میتونیم همگی با هم باشم
هر بار که یه خانوادهی جدید به وجود نمیاد همون خانواده تناسخ پیدا میکنه
مثلا تو توی این زندگی خواهرمی
شاید دفعه بعد پدرم باشی و مامان هم زنت باشه
نه صبر کن! بیا مامان رو زن تو نکنیم
بذار اون رو تبدیل به جیت کنیم آشپزمون
خانواده گستردهمون هم تناسخ پیدا میکنه
حداقل اینجوری دیگه بدون در زدن وارد اتقمون نمیشه
میدونی چیه؟ دفعه بعد میتونی رولو باشی
بخوری بخوابی دستشویی کنی اگه کسی عصبانیت کرد گاز بگیری
دوست دارم منم دوست دارم-
این رو یادت نره، باشه؟
یادت نره زنگ بزنی
هر روز
خداحافظ باشه، خداحافظ-
گوزن از دکترهای هندی
انگلیسی، آمریکایی، استرالیایی و حتی کانادایی نظر گرفت
اون از صبح تا شب کار میکرد
مامان اومد
سرفههام به قدر کافی کمک کردن
سرفههام یه کم بهش استراحت دادن ولی نه به اندازهی یه شب خواب راحت
این هفته اون فقط 16 ساعت خوابید
حتما خودتون میدونید که وقتی کسی نمیخوابه چه اتفاقی میاُفته
بدنشون دوپامین رو جذب نمیکنه
پردازش گلوکزشون تعطیل میشه
و درآخر ارتباط نورونهای مغزشون کم میشه
آدیتی، چی شده؟
داری چیکار میکنی؟
بس کن. چی شده؟
حرومزاده چی؟-
حتما خواب بد دیدی
برو بخواب- یه چایی میخوام-
چی شده؟
همه مردها حرومزادن
آیشا رو بیدار میکنی این چه کاریه دیگه؟
بسه
ولم کن
ولم کن خودت رو کنترل کن
بسه
بیا بریم یه لیوان چایی بخور
یه ذره چایی میخواد- بله، حتما-
خانم
پاهاش رو بگیر
نذار بره
اون حالش خوب میشه
حواست به آیشا باشه- من اینجام-
جیت، در ماشین رو باز کن
اون چش شده؟- باید به ویمهانس ببریمش-
بیمارستان روانی- بهش یه در هم شکستگی روانی دست داده-
حالش خوب میشه؟
نگران نباش پاندا، حال گوزن خوب میشه
من به اون فکر نمیکنم
نگران نباش
...قول میدم
تا گوزن نیاد نمیرم به دیار باقی...
وگرنه نمیتونم تصور کنم
بعد از رفتم زندگیت رو به چه جهنمی تبدیل میکنه
با ایشان حرف میزنم
شاید اگه بیاد خونه حال مادرت بهتر بشه
پاندا، فقط یه آدم عاقل تو خونه مونده
بذار همینطور بمونه
جیت، آیشا کجاست؟
طبقهی پایین پیششه
آنشو، من میرم بالا- الان میام-
لطفا یه لیوان چایی بهم بده
بیا، بیا سلام -خوش برگشتی-
بچهها خودتون رو کنترل کنید تازه یه هفته شده
دلم برات تنگ شده بود
خوش برگشتی
ملکهی دراما برگشتی
یه هدیه واسه تو
حس میکنم دارم دنیام رو از بالا نگاه میکنم
بعضی وقتها دوست دارم دردهام رو نقاشی کنم
یه نفر باید حواسش به خونه و پاندا میبود
منم ترتیبش رو دادم حتی نوشتم کتابم رو هم تموم کردم
هیچ کسی مثل تو نمیتونه از زیر مسئولیتها در بره
نیرن، بیا دنبال یه انتشاراتی بگردیم
راستی، انتشارات خیلی کتابش رو دوست داشت
چی؟- انتشارات بلومزبری-
واو
پس دفعهی بعد باید بیشتر فیلم بازی کنم
اینجوری دنبالهش رو هم مینویسی
یک، دو، سه
رودولف، گوزن بینی قرمزی" "بینی خیلی درخشانی داشت
اگه یه بار ببینیش" "متوجه میشی که چقدر درخشانه
بقیه گوزنها، بهش میخندیدن" "و لقب بهش داده بود
اجازه نمیدادن رودولف بیچاره" "تو هیچکدوم از بازیهاشون باشه
بابا، شب آروم "آسم آهنگ"
"شب آروم، شب مقدس"
"همه جا آرومه، همه چی روشنه"
"کنار مریم مقدس، مادر و مادر و بچه"
"نوزاد مقدس خیلی معصوم و ظریفه"
"تو بهشت با آرامش بخواب"
"بی باک در برفها"
"با اسب و سورتمهـش"
"رو زمینی که ما هستیم"
"همه راه رو میخنده"
آیشی
بگیر. چیزیت نیست
خیلی خب، باشه
آروم باش، آروم باش
نفس بکش عزیزم
سعی کن دراز بکشی
به سانتوش میگم واسه صبحونه وافل شکلاتی درست کنه
الان برمیگردم
نیرن، زود بیا خونه
آره
ایشان بیدار شو
حال آیشا خوب نیست، باهاش بمون باید چند تا تماس بگیرم
میدونم که افتتاحیه کتاب فرداست
ولی باید همین امروز ازش یه کپی واسه آیشا داشته باشم
میدونم، ولی لطفا درک کنید
زمان براش خیلی مهمه
هی رفیق
ببین
تو زنگ زدی و منم اومدم
سلام نیرویک
اون داره خیلی اکسیژن مصرف میکنه چهار کپسول دیگه هم سفارش دادم
کی میتونی برسی؟
لطفا عجله کن
آیشی میتونی تشخیص بدی این دسته منه یا ایشان؟
پیر شدی پاندا
باید از کرم ضدپیری گوزن استفاده کنی
عایشی
می دونی
من جوری رفتار میکنم انگار خیلی قویم
جوری که انگار اوضاعم خوبه و همه چیز روبراهه
ولی توی دلم
روزی بدون فکر کردن به تو نمیگذره
زرافه دوستت داره عایشی
چی شده؟
آروم باش عزیزم
بوسهی من چی؟
فقط دو تا کپسول؟ ما 4 تا سفارش دادیم- توی ماشینن-
برو بیارشون و خالیها رو هم ببر
خانم، سوپ
آیشی
بیا پیش من
ببین
کتابت
"تجلیهای کوچک من"
آیشا چودری
"بیست و چهار ژانویه سال 2015"
من با یه انفجار اومدم و با یه انجار هم میرم
ولی این دفعه جمعیت بیشتره
وقتی مردم پشت سرت گریه میکنن حس خاص بودن به آدم دست میده
ولی به لباسهای گوزن دقت کردین؟ انگار واسه جشن تولد لباس پوشیده
راستش باید هم اینجوری باشه
روزهای مرگ مثل تولدن باید این روزها رو جشن گرفت
و گوزن به عنوان هدیه بازگشت گردنبند درخت زندگیم رو دزدید
یه حقیقت جالب، انگار توی دهلی پارکینگها نسبت به قبرها حق بیمهی بالاتری دارن
من رو طبقه دوم خاک کردن "مثل قبرهای دو طبقه ای"
خوشبختانه بالای قبر خواهرم
"شش ماه بعد"
خدانگهدار، نیرن
سوپرایز شدی؟
چی بگم؟ کلا فراموش کرده بودم که قراره توی گروه موسیقی باشم
یادم رفت
یه خداحافظی درست حسابی واجب بود- ممنونم-
آدیتی میاد، درسته؟
حالا میادش
من، میرم
ببخشید، یه ویسکی سودا لطفا
نیرن چودری
توی هر ملاقاتی حرف آخر رو تو میزنی پس چرا اینجا نزنی؟
پس قبل از رفتن به لندن میتونی الان عذرخواهیهات رو بکنی
این فرصتته زودباش بیا اینجا، آقای چودری
به خاطر این مهمونی باشکوه خداحافظی ازتون ممنونم
اگه میدونستم اینقدر از رفتنم خوشحال میشین
خب یه تقلبی بهم میرسوندین زودتر از اینها میرفتم
ببخشید
اولین باری که به لندن رفتم سال 1996 برای درمان آیشا بود
پولی برای بلیط نداشتم
یه نفر توی اداره شنید
و خیلی زود یه ظرف ناهار خالی دور همهی میزها چرخونده شد
شما روپیه به روپیه بهم کمک کردین و با یه خداحافظی گرم بدرقهم کردن
به عنوان رئیس تون ...مسئولیت شما یا من بود
ولی شماها بودین که هوای من رو داشتین
پس نرو نیرن
آدیتی هم نمیخواد از دهلی بریم
ولی درد آدم رو تهی میکنه
آدم رو نا امید میکنه
تنها فرقش اینه که من به یه طریق با درد کنار میام و آدیتی هم به یه روش دیگه
...خونه اینجامون
پر از خاطرات آیشاست
مدام دنبالم میان
شاید بخاطر همین نمیتونم به عکس بچههام نگاه کنم
از وقتی اون از پیشـمون رفت
نمیتونم وارد اتاقش بشم
...می ترسم
که با رفتن به اتاقش دوباره از دستش بدم
ولی دیشب رفتم داخل
نشستم
احساس کردم اون اونجاست
به کتابهای نقاشیش نگاه کردم
اون عادت داشت که داستانها رو
توی نقاشیهاش، نوشتههاش، ویدیوهاش پنهون کنه
بعد از فوت آیشا هیچکس جرات باز کردن لپتاپش رو نداشت
ولی شاید باید خیلی وقت پیش اینکار رو میکردیم
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
!سوپرایز
این یعنی که یکی از شما پسورد من رو میدونستید
همیشه به گوزن شک داشتم
درحقیقت هر آژانس جاسوسی توی دنیا حاضره گوزن رو استخدام کنه
...موذی
دلت برام تنگ شده
میخوای گریه کنی؟ باشه گریه کن
ولی دوباره توی خواب گردن پاندا رو فشار نده
...به پاندا قول دادم
که تا موقع برگشتنت از بیمارستان نمیرم
قولی که دادم یه خرده ریسکی بود واسه همین دارم این ویدیو رو ضبط میکنم
اگه الان بمیرم دیگه نمیتونیم با هم خداحافظی کنیم
هر روز به مرگ فکر میکردم
من زندگی رو درسته قورت دادم
پس مرگ من رو نگران نمیکنه
نذار تو رو هم نگران کنه
من تا آخرین لحظه کامل زندگی کردم
گوزن، ازت ممنونم که من رو سقط نکردی
و پاندا، تو کل زندگیت رو بخاطر ما کار کردی
واسه مهمونهای ناخواستهای مثل ما
زرافه، بخشی از من همیشه همراهت میمونه
لطفا بخاطر زنده موندنت ناراحت نباش چون حسابی کتکت میزنم
متاسفم پاندا نتونستم برم سراغ اون پیوند ریه
اون نقاشی خودم رو یادتون میاد؟
حتی اگه اونجا هم نباشم، همیشه پیشتونم
نگران من نباشین
چون داریم با خواهر تانیا کیف میکنیم
همین الان که شما دارین این ویدیو و تماشا میکنین
داریم با هم جشن میگیریم
توی آسمون
آسمون صورتی
مراقب رولوی من باشین
دوستون دارم
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
"یک ماه بعد"
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
"این راههای باریک"
"این کوچهها"
طولانیتر از امید" "عمیقتر از باور
"این کوچههای پر پیچ" خیلی اینجا قشنگه
این چیزی نیست
" ...چقدر دلچسب اند"
اون طرف رو نگاه کن
"این مسیرها..."
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"ای دل، چرا این شرایط رو بهم تحمیل میکنی؟"
"ای دل، چرا احساساتم رو تحریک میکنی؟" دوست دارم توتسی
"چرا من رو به گریه میندازی؟" منم همینطور
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
"هر چی باشه، دل دله دیگه"
ممنونم
گوزن گفته بود دفعه بعد اینقدر فیلم بازی میکنم که مجبور شی دنبالهش رو هم بنویسی
شما این فیلم رو دنباله کتابم در نظر بگیرین
خب پس نوشته شده و آماده ست گوزن پاندا، یه انتشاراتی براش پیدا کن
راستی با دیدن الان شون حس میکنم زندگی جنسیشون هنوز هم فعاله
میدونم که صحبت کردن درمورد زندگی جنسی والدین اشتباهه
هنوز هم اشتباهه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - ويرايش: سميرا
سلام آیشی.این آهنک تقدیم به تو "ایشان چودری، ژولای سال 2019"
زرافه جدا از باحال بودن و بهترین داداش دنیا" "الان یکی از بهترین تهیه کنندههای موزیک
"در گروهی به اسم ممباست" "همه اینا قراره چی بشه؟"
"عاشق این آهنگ که برام درست کرده"
"گرد طلا روی پاهام برق میندازه" "نیرن چودری"
"من رو تسلیم میکنن و آسمون رو صورتی" "آدیتی چودری"
"همه اینا قراره چی بشه؟"
"گرد طلا روی پاهام برق میندازه" "تانیا کوچولو"
"من رو تسلیم میکنن و آسمون رو صورتی" "ایشان کوچولو"
"آیشا کوچولو"
"همه عمرم رو زندگی کردم"
"با همه روشناییهای دور و برم مست شدم"
"همه طعمهای زندگی رو چشیدم"
"همهش رو از رو انگشتام خوردم" "گوزن معرکه ست، تراپیست روان درمانیه"
"دیگه حالش بد نشد و گردن پاندا هم خوبه"
"فکر میکنم بعضی وقتا صدام رو میشنوه" "تاریکی خیلی ترسوئه"
"تا روشنایی روز رو میبینه، فرار میکنه"
"چند چاله تو آسمون درست میکنه"
پاندا به موفقیتش ادامه داد" "...هر سال نزدیک کریسمس
"طرف دیگر رو میبینی که روشنه" "با گروه دانشگاهیش، اجرا میکنن"
"راه رفتن با لباس تنگ، خوندن تو قایق نجات"
"گوزن و پاندا بعد از مرگم به لندن برگشتن"
"چرا مثل یه شوخی مسخره من رو مداوا نمیکنن" "اتاق خوابم تو دهلی همونجوری باقی مونده"
"لباسام هنوز تو کمدم ان"
"نمیخوام برم، بیخیال ولم کن"
"اگه دل درد گرفتم یه مسکن میخورم"
"همه عمرم رو زندگی کردم"
هی، نمیتونی همینجوری گوگل یا یوتیوبم کنی" "آیشا چوردی
"با همه روشناییهای دور و برم مست شدم" "لطفا اسمم رو درست بنویسد"
"همه طعمهای زندگی رو چشیدم" "...میخوام از همه لندنیهایی که زندگیم رو"
نجات دادن تشکر کنم که این 18 سال با ارزش رو بهم دادن
"و همه انگشتهام رو تمیز کردم" "اگه وسط تماشاچیها هستی"
"همین الان بیا و یه مشت ابر بخور" "بلند شو تا همه تشویقت کنن"
"پس الان نگران من نباش" "اگه میتونستم یه اهدا کننده پیدا کنم"
"نگران من نباش" "به شیمی درمانی نیازی نداشتم"
"هر دومون میدونیم تمام مدت اینجا بودم" "بابا و مامانم هم هنوز داشتن دیونهـم میکردن"
پس الان نگران من نباش" "نگران نباش
تا هزار سال دیگه، همه کسایی که امروز تو این اتاق نشستیم، میمیریم
"فقط در زمانهای مختلف"
"بعضیها هم زودتر از بقیه"
خب اگه حقیقت محض اینه" "...پس چرا نگران باشیم و الان
برای تانیا، ایشان، آیشا چودری" "خیلی به شما حس نزدیکی میکنم
ممنونم که اجازه دادین داستانتون رو بگم" "و کمک کردین پدر و مادرتون رو مدیریت کنم.واووو
"شونالی بوس"
"تقدیم به پسرم ایشان بوس پاین" 1994-2010
مطمئنا وقت خیلی زیادی داری، نور شگفت انگیزت" "رو حس میکنم و همیشه دوست دارم
"شونالی بوس"
"اگه رویای بیدار شدن رو میبینی"
تقدیم به پسرم ویوان بوس پاین" "میدونم که از ابراز احساسات خجالت میکشی
"ولی تو هر روز الهام بخش منی"
"آروم، آروم"
"..ای دیوونه، نترس"
"از زندگی کردن..."
"راه رفتن با لباس تنگ، خوندن تو قایق نجات"
"چرا مثل یه شوخی مسخره من رو مداوا نمیکنن"
"نمیخوام برم، بیخیال ولم کن"
"اگه دل درد گرفتم یه مسکن میخورم"
"همه عمرم رو زندگی کردم"
"با همه روشناییهای دور و برم مست شدم"
"همه طعمهای زندگی رو چشیدم"
"همهش رو از رو انگشتام خوردم"
"فقط میخوام ببینم که خوش میگذرونید"
"بخاطر من، بخاطر من"
"خوشحال میشم که عشق رو حس کنین"
"بخاطر من، بخاطر من"
"فقط میخوام ببینم که خوش میگذرونید"
"بخاطر من، بخاطر من"
"خوشحال میشم که عشق رو حس کنین"
"بخاطر من، بخاطر من"
"نفس بکش"
"نفس بکش"
"نفس بکش"
"نفس بکش"
"همه عمرم رو زندگی کردم"
"با همه روشناییهای دور و برم مست شدم"
"همه طعمهای زندگی رو چشیدم"
"همهـش رو از رو انگشتام خوردم"
"تکرار آهنگ"
آیشی، داری گوش میدی؟
First Edited - Farsi Version 12.11.2019 - By Bollycine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.