Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
Drama مترجم : آرين
دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم WwW.TinyMoviez.Co
عبدل ظاهر، فرمانده ارشد ولايت پکتيا
رئيس جذب بمبگذارهاي انتحاري
از مدارس مذهبي کويته و رولپندي
فيصل احمد، نايب فرمانده از ولايت خوست
سرپرست شبکه ي کاشت هروئين در جنوب شرقي افغانستان
حافظ جان، فرمانده ولايت سنگين
مصطفي هاشمي، فرمانده تدارکات "از ناحيه ي "لوگار
و امير وصيف، فرمانده ناحيه وردک
مسئول حملات
،به فرودگاه کراچي هتل اينترکانشنال کابل
و کمپ سازمان ملل
اينجا رو امضا کنين
خيلي خب، بريم
کوئين زنداني هاي طالبان رو دريافت کرد
دو ساعت ديگه ميرسن به اسلام آباد
عاليه. ميرم کاخ سفيد رو خبر کنم
و راجع به حقاني هم بهشون هشدار ميدي ديگه؟
منظورت اينه ايني که حقاني
داره 5 تا از فرمانده هاي ارشدش رو پس ميگيره به اندازه کافي بد نيست؟
فقط دارم ميگم يه خبري هم به کاخ سفيد بده
راجع به چي؟
يه تئوري؟ فقط يه تئوريه ديگه
حقاني خيلي قبل تر از اينکه
ساول بخواد بياد پاکستان مرگش رو جعل کرده بود
پس گرفتن افرادش جزوي از نقشه ي اصليش نبود
فقط يه جايزه ي اضافه ست
.يه کابوسه همينطورم ايني که
که ميخواي من به همه هشدار بدم
!در صورتيکه اصلا نميدوني راجع به چي دقيقا
دارم روي يه منبع کار ميکنم - صحيح -
دوست جديدت توي سازمان اطلاعات پاکستان
آذرخان جون من رو نجات داد
و بعد جون خودش رو به خطر انداخت تا راجع به دنيس بويد بهم هشدار بده
ولي فقط همينقدر بهت گفت
ايني که خود بويد توي سازمان اطلاعاتشون از کي دستور ميگيره
يا ايني که چه کاسه اي زير نيم کاسشونه چي؟
خان ميخواست ما رو از رخنه شدن به سفارتمون مطلع کنه
نه اينکه به افراد خودش خيانت کنه
يا اينکه داره بازيت ميده
خب، وقتي با بويد صحبت کرديم معلوم ميشه
جان - ممنون که اومدي -
ميدونم تو هم درگيري هاي خودت رو داري
خب، چي شده؟
سر يه چيزي ازت راهنمايي ميخوام
يه مقدار حساسه
بفرما
اول از همه، ميشه اين بين خودمون بمونه؟
البته
راجع به سندي باکمنه
چطور؟
خب قبل اينکه کشته بشه داشت براي خودش
شهرتي بهم ميزد
مدام اطلاعات دقيق و معرکه
از موقعيت هاي طالبان در ناحيه ي قبيله اي برامون فراهم ميکرد
تا اينکه سر اون مراسم عروسي خراب کرد
درسته
بعلاوه متود کارش هم اونقدرا سرراست نبود
،کاشف به عمل اومده که در ازاي اون اطلاعات سندي تعويض اطلاعات انجام ميداده
خداي من
ميخواستيم بدونيم شايد تو چيزي راجع بهش ميدونستي
من؟
.رفيق خودت بود، دنيس دوست هاي زيادي نداشت
نديديش با يکي که نميشناسيش حرف بزنه
يا يه چيزي رو مخفيانه از سفارت بيرون برده باشه؟
.بعيد ميدونم بهرحال هيچي يادم نمياد
...مشکل اينجاست که
...مدارکي که داشت به اون طرف ديگه ميداد
مستقيما از کامپيوتر همسر خودت استخراج شده بود
کامپيوتر مارتا؟
متاسفانه همينطوره
فکر ميکني کار مارتا بوده باشه؟
نه
فکر ميکني کار من بود؟
بود؟
شوخي ميکني ديگه؟
نميدونم، دنيس
گفتم، سندي دوست خودت بود
شايد قانعت کرده بود که براي نفع بردن خودمون در جنگه
کار من نبود، جان - مطمئني؟ -
،چون اگه بوده حالا وقتشه که اعتراف کني
قسم ميخورم کار من نبود
خيلي خب
...خب ببين
اگه چيزي يادت اومد، من رو خبر کن
حتما
خوب بهش فکر ميکنم
و ممنون - خواهش ميکنم -
شنيدي ديگه؟
يه لحظه فکر کردم گيرش انداختيم
.شايد هنوز بشه داره تماس ميگيره
يالا
زنگ بزن
"قطع ارتباط"
لعنتي
حالا چي؟
نکته اينجاست که مدرکمون قوي نيست
اگه اونقدر باهوش باشه ،که متوجه بشه
ميتونه همينطوري ما رو بازي بده
...پس
پله پله ميريم جلو
آره
بذار يکي دو ساعت از ترس ...به خودش بلرزه، بعدش
دوباره برو سراغش
و بازجويي رو ببر مرحله ي بعدي
چکار ميکني؟
بريم
سلام
بگو داريم کار درست رو انجام ميديم
کار درست برگردوندن ساول هستش
قبلا بهت گفته بودم که هيچي نميدونم
بيشتر از پنج دقيقه طول نميکشه
ممنون جان
دنيس، سلام
سلام
ازت ميخوام به يه چيزي نگاه بندازي
اينا به نظرت آشنا نميان؟
بعيد ميدونم
بايد بشناسمشون؟
اينا همون مدارکي هستن که جان قبلا راجع بهشون بهت گفته بود
مدارکي که از توي لپ تاپ همسرت بيرون اومده
اونايي که تو براي سندي دزديدي
ببخشيد؟ - شنيدي چي گفتم -
من هيچي ندزديدم - در زمان دانلود مدارک -
تو تنها کسي بودي که در اون زمان توي اتاقش حضور داشته
اين اطلاعات رو با بررسي کارت امنيتيت بدست آورديم
حالا ميخواي اعتراض نامه رسمي بنويسي دنيس؟
طلب وکيل بکني؟ قانون اساسي رو به يادم بياري؟
من رو از خشم زن قادر مطلقت بترسوني؟
يا بيخيال اينچيزا ميشيم و ميريم سر اصل مطلب؟
من يه شهروند امريکايي، توي خاک امريکا هستم
تو يه خائني و منم از سيا هستم
هيچ جايي نميري
تا بهم بگي رابط سندي توي سازمان اطلاعات پاکستان کي بود
نميدونم چي داري ميگي
چرا، ميدوني
،چون هرکي که هست الان داره تو رو مديريت ميکنه
و هرکسي که هست
بهت دستور داده که وارد آپارتمانم بشي و داروهام رو عوض کني
ميدوني اينا چين؟
فنتايلامين
با اسم "25آي" هم شناخته ميشن
از الاسدي دو برابر قوي تره
به من ارتباطي نداره
باعث شد نصف شب
توي اسلام آباد ول بچرخم
بدون اينکه بدونم کجا بودم و چکار داشتم ميکردم
الان ديگه اون وکيلم رو ميخوام
.تو من رو مسموم کردي ممکن بود اون بيرون کشته بشم
فکر ميکني اجازه ميدم با وکيلت صحبت کني؟
!بتمرگ
خيلي خب
هرجور خودت ميخواي
چکار ميکني؟
شب بخير ميگم
نميتوني همينطوري من رو اينجا ول کني
نگران نباش
برميگردم
به اسلام آباد خوش برگشتي
اميدوارم سفر بازگشتت سخت نبوده باشه
...حالا
،با رحمت خداوند
ما مهيب ترين ضربه رو بر پيکره ي دشمناني که
کشورمان را تسخير کرده اند وارد خواهيم کرد
چند وقته که بر بالاي
،خانه هاي ما پرواز ميکنند ،عروسي ها و عزاداري هايمان را بمباران ميکنند
زن ها و بچه هايمان را
به قتل مي رسانند؟
ما اونها رو از آسمانمون خارج خواهيم کرد
جرم هايشان رو به دنيا نشان خواهيم داد
اين مرد
ساول برنسون، رئيس سيا
او، به لطف خدا
باعث بازگرداندن برادرانمان خواهد شد
با ما به کابل خواهند آمد
و پرچم خدا را دوباره در کشورمان بالا خواهند برد
الو
کري
ميرا هستم
ميرا. سلام
با سفيد بويد صحبت کردم
گفت که فردا اين تعويض قراره انجام بشه
آره
کاخ سفيد اجازه اش رو صادر کرده
زنداني ها هم رسيدن اينجا
تا فردا ظهر
ساول برميگرده توي سفارت
داري ميگي که کاخ سفيد اجازه شو رو صادر کرده
ولي سيا چطور؟
منظورت چيه؟
ميدونم تعويض اين آدما با ساول يه شکست محسوب ميشه
.شکست بدي هم هست ميدونم که ميخواي اينجوري نباشه
...ميرا
...ميدونم سيا چطوريه
حتي استخدامي هاي خودش هم تاريخ انقضا دارن
ميرا
،گوش کن
نميخواد نگران باشي
قرار نيست لاکهارت فردا معاوضه رو انجام بده. کار خودمه
منم دارم راجع به خودت حرف ميزنم
کري، کارت خيلي خوبه
خيلي خوب شدي
خيلي... حرفه اي شدي
...ميدونم باعث افتخار ساول ـه ولي
...قبل سيا، ازت ميخوام اين رو يادت باشه
فقط زندگي طبيعيمون
و اينکه من عاشق ساول هستم
ساول، شوهرم
باشه
و فکر ميکنم تو هم دوستش داري
آره
،و التماست ميکنم نذار بميره
...نذار کشته بشه. فقط
اين چيه؟ - ميدوني اون کيه؟ -
دوست خودته، سندي باکمن
خداي من - بهتره سريع نگاه کني چون چيزي ازش باقي نميمونه -
فکر ميکني رفتار ما بده؟
رفتار طرف ديگه اينطوريه
داري با يه همچين آدمايي همکاري ميکني
اينا همون آدمايين که داري براشون جاسوسي ميکني
نه - چرا -
کشتن رئيس ايستگاه سيا خيلي کار بزرگيه، دنيس
خيلي اتفاق مهميه
هيچکس، حتي سازمان اطلاعات پاکستان هم بدون برنامه ريزي همچين کاري نميکنه
يعني اينکه دارن از يه نقشه ي ديگه محافظت ميکنن
يعني اينکه به احتمال قريب به يقين جون امريکايي ها در خطره
چه اينجا، چه توي افغانستان چه توي خود امريکا
ميفهمي چي دارم بهت ميگم؟
احمق که نيستم - پس باز کن -
!اوه دهنت رو
چيزي که نميدونم رو نميتونم بهت بگم
اطلاعات سري کشور رو به سندي دادي
بي اجازه وارد آپارتمانم شدي
داروهام رو با يه سري مواد ...توهم زا عوض کردي
ديگه چه کاري ازت خواسته بودن؟
هيچي
،ميگي که متوجهي ولي من که بعيد ميدونم
قضيه امنيت مليه، دنيس
نميدوني همين چقدر اختيارات به من ميده
منظورت چيه؟ - ميتونم بگم يه -
.بازپرس حرفه اي بياد ميتونم منتقلت کنم به
يه اتاق سياه - نه، نميتوني -
ديگه اينکارو نميکنيم. اين سياست
انکار شده بود - عمومي آره -
داري بلوف ميزني - حتي اجازه دارم -
توي نبرد شهرونداي امريکايي رو هم بکشم حرومزاده
فکر نکني هرکاري لازم باشه
رو نميتونم انجام بدم
فکر نکنم که دست رو دست ميذارم
برو به جهنم
...ميدوني چيه، دنيس
کار خودت رو ساختي...
صبرکن. چکار داري ميکني؟
چکار داري ميکني؟
.اين سفارت خودمه در رو باز کن
خانم، ببخشيد. خانم
اون چرا اينجاست؟ - دارم ازش بازجويي ميکنم -
چي؟ - ...من فکر ميکنم اون -
تو اصلا حق نداري از هيچکس
عملا از هيچکس بدون اجازه ي من
توي سفارتم بازجويي کني
دنيس، بيا دنبالم
کارت تمومه
متوجهي؟
همه جا کارت تمومه
بهم تهمت زد که دارم با سازمان اطلاعات پاکستان کار ميکنم
چي؟
ظاهرا من با آدمايي که سندي رو کشتن دارم همکاري ميکنم
تو؟ - خودم -
هيچ مدرکي ارائه نکرد؟
فقط تهديد و تهمت
مطمئني؟ هيچ چيزي ارائه نداد؟
هيچي
چطور؟
چون بعيد به نظر مياد بخوان از هيچي
اينطوري تهمت بزنن
حتما با يکي که بهش مشکوکن ارتباط داشتي
نميدوني اون کي ميتونه باشه؟
نه. چيزي تو ذهنم نيست
توي دانشگاه چطور؟
يکي از دانشجوهات؟ يکي از همکاراي پروفسورت؟
حقيقتش، هيچکس - يالا دنيس -
...حتما يه نفري هست ديگه فکر کن
ميتوني بهم بگي
حتي اگه با يکي ديگه رابطه داري هم ميتوني بهم بگي
!من با کسي رابطه ندارم! خداي من - خيلي خب. خيلي خب -
فقط ميخوام کمک کنم
ببين، بايد برم سر قضيه ساول برنسون
برو. برو. من روبراهم
.همينجا بمون با کسي صحبت نکن
و اگه متيسون دوباره خواست ...کاري بکنه
خبرت ميکنم
حتما
همه چيز رو انکار ميکنه
لعنتي
چي گفت؟
هيچي
انگار ميدونست دارم جلوش نقش بازي ميکنم
بايد اعتراف کنم يه جورايي تحت تاثير قرار گرفتم که خودش رو لو نداد
عجب زماني دل و جرئت پيدا کرده
همينطوره
به تلاشم ادامه ميدم
ببخشيد. جلسه ي معاوضه چهل دقيقه ديگه شروع ميشه
.ماشين ها آماده ان بايد بريم
ساول رو بيار خونه
از دنيس خبري نشد؟
خب پس فعلا تمرکز کنيم روي ...برگردوندن سال و بعدش
ازت ميخوام همينجا بموني - نه -
...کوئين - نه، منم بايد توي معاوضه باشم -
هم نيروهاي ويژه پيشمن
.هم دو تا تيم امنيتي مشکلي برام پيش نمياد
گفتم يه پهپاد از "بگرام" بياد اونجا
توي فاصله 45 هزار پايي بالاي محل معاوضه قرار ميگيره
ولي ازت ميخوام که توي اتاق عمليات باشي و از اونجا حواست باشه
حواسم جمع چي باشه؟
هرکاري که سازمان اطلاعات يا حقاني بخوان انجام بدن
شايد هم بخوان افرادشون رو بگيرن هم ساول رو نگه دارن
شايد حتي ساول رو بکشن
فکر ميکني احتمالش هست؟ - نميدونم -
ولي ميدونم يه خبرايي هست
حواسم رو جمع ميکنم
.چاي خيلي خوبه
...قربان
آقاي بويد، لطفا بايستين
.ببخشيد نميتونيد از خونه خارج بشيد
يعني چي نميتونم؟
براي امنيت خودتونه، قربان
.بايد برگردم به دفترم بايد يه سري کاغذ بردارم
بيست دقيقه بيشتر طول نميکشه
نميتونم بذارم خارج بشين
خب پس خودت هم باهام بيا
.اون کاغذ ها رو لازم دارم بايد به کارام برسم
...نميتونم تمام مدت بشينم توي اين خونه و
ممنونم، گروهبان
چه خبره؟
ديگه حتي نميتونم برم دفترم؟ - چرا ميخواي بري اونجا؟ -
خودت چي فکر ميکني؟ بايد امتحان ها رو تصحيح کنم
حرفت رو باور نمي کنم
چي توي کيفه؟
هيچي. کاغذ
نشونم بده
مسخره بازي در نيار
...گروهبان - خانم؟ -
کيف آقاي بويد رو بهم بده
شوخيت گرفته؟ ...بيخيال، فقط
...لباس، پاسپورت، پول
واقعا؟
بگو چه کاري داري ميکني
وگرنه ميگم دستگيرت کنن
من هيچ کاري نميکنم. هيچکاري نکردم
...دنيس
خواهش ميکنم ديگه دروغ نگو
دروغ نميگم
آقاي بويد رو ببرين بازداشتگاه
همونجا نگهش دارين
،نه تماسي، نه ملاقاتي اي نه ارتباطي با کسي
مارتا، مارتا. اينکارو نکن - بريم قربان -
!اينکارو نکن مارتا
خانم متيسون
عصر بخير ژنرال
.معاون من، جان ردموند فرمانده فرنزن
که سرپرست اسکورت زنداني هاست
جناب رئيس لاکهارت همراهتون نيست؟
چرا بايد باشه؟
آيا ايشون علاقه اي به بازگشت امن آقاي برنسون نداره؟
آقاي برنسون هم توي محيطي که توسط سازمان اطلاعات پاکستان
کنترل ميشد، مثل همينجا اسير شد
براي همينه که ارتش خصوصي خودت رو آوردي؟
ميشه کارمون رو شروع کنيم؟
ببخشيد - ما اينجاييم -
و اينجا... وسط اين چهارراه
جاييه که معاوضه رخ ميده
،همونطور که درخواست داده بودين هيچ پستي و بلندي دور و بر نيست
و ساختموني هم در اطرافش قرار نگرفته
شما کدوم طرف هستين؟ - محل استقرار ما -
.اين نقطه هستش به صورت واضح قابل ديد هستيم
محل استقرار سيا هم اينجاست
آقاي برنسون چطور به اينجا ميرسه؟
وقتي ما زنداني هاي طالبان رو ببينيم
و هويت هاشون رو تائيد بکنيم
با نماينده هاي حقاني تماس ميگيريم
بعدش اون ها هم آقاي برنسون رو
به محل معاوضه ميارن
از کجا ميتونيم مطمئن بشيم حقاني
به محض اينکه زنداني هاش رو گرفت بهمون حمله نميکنه؟
ارتش پاکستانه که
اينجا رو کنترل ميکنه، نه آقاي حقاني
لاکهارت تماس گرفته
قربان؟
خود معاوضه چطور؟
افراد حقاني آقاي برنسون رو اينجا ميذارن
.و بعدش عقب نشيني ميکنن بعدش شما زنداني ها
رو بدون اينکه کسي همراهشون باشه مي فرستيد
چي شده؟
يه جاي کار ميلنگه
منظورت چيه؟
اونجا واقعا در معرض خطريم
شنيدم اين مکان همون مختصاتي رو داره که خودتون مي خواستين
شنيدي؟
يعني از قبل نميدونستي؟
من رو در جريان برنامه ريزي قرار ندادن
غيرطبيعيه؟ - تقريبا -
آذر، خبريه؟ - و اينم ميشه بهتون يادآوري کنم -
...که سفيرتون از طرف شما موافقت کرده - يه جوري ميخوان ما رو دور بزنن؟ -
تا هيچ پهپادي در بالاي مکان معاوضه در حال پرواز نباشه
محض رضاي خدا بهم بگو ديگه
اگه پهپادي رو ببينيم يا صداش رو بشنويم
،يا راجع بهش بهمون اطلاع بدن آقاي برنسون
تحويل داده نميشه - زنداني ها هم -
همينطور
ولي فرض کنيم که معاوضه موفقيت آميز بوده
ميتونم اين قرارمون رو بهتون يادآوري کنم
...که زنداني ها، بعد از تعويض
همچنان در بازداشت ارتش... پاکستان باقي مي مونن
اين مهمترين شرط کاخ سفيد و آقاي لاکهارت بود
و باهاش هم موافقت شده بود
چشم - بله -
البته. ما هم مثل شما نميخوايم اين آدما رو
آزاد توي خيابونا ببينيم
چيز ديگه اي هست، آقاي ردموند؟
اگه چيزي باشه ما همه بيسيم داريم و فرکانس ها هم
امن و آماده هستن
خب پس بريم تمومش کنيم
منم موافقم
نه
امکان نداره
چرا خودت تنت نميکنيش؟
چرا خودت به تنت نمي بندي بزدل کيري؟
خوشحاله که اين بمب رو ...تنش کرده آقاي برنسون، چونکه
يک سال پيش، وقتي شما رئيس سيا بودين
يه پهپاد پدر و برادرش رو به قتل رسوند
خوشحاله که اين بمب رو تنش ميکنه
...پيتر
زنداني ها توي راهن
برنامه الان شروع ميشه
آماده باش
بيارينشون بيرون
کوئين، چيزي مي بيني؟
نه همه چي روبراهه
زنداني هاتون اينجان
مي بينيمشون
حالا ما ميخوايم ساول رو ببينيم
کوئين؟
هنوز خبري نيست
منتظر چي هستن؟
ساول برنسون رو ديدي
زنداني ها رو آزاد کن
نه تا وقتي که اون آدما عقب نشيني بکنن
برميگردن توي ون و ميرن عقب
وگرنه زنداني ها همينجا مي مونن
اون ديگه کيه؟
يه بچه رو گذاشتن
اون پسره اونجا چکار ميکنه؟
نميدونم
اونم بايد بره
بمب جليقه اي - خداي من -
حواست به زنداني ها باشه -
زانو بزنين
اين ديگه چيه؟ جليقه ي انتحاري؟
نميدونستيم. ظاهرا حقاني بهتون اعتماد نداره
به حقاني بگو اتفاقي براي ساول بيوفته
زنداني ها رو همينجا و همين الان
اعدام مي کنيم. بهش اينو بگو
ضامن دست کيه؟
کوئين... يه پسره با جليقه ي بمبي کنار ساول ايستاده
ضامن رو پيدا کن
.ميتونه هرجايي باشه همه يه موبايل دارن
اون پسره يا تضمينه
به محض اينکه زنداني ها آزاد شدن اون هم باهاشون ميره
ما چه ضمانتي داريم؟
حقاني آدماي خودش رو نميکشه
اين ضمانتته
!ولي بايد همين الان معاوضه رو انجام بدي
خيلي خب
زنداني ها رو بفرستيد
ساول، نکن - ون چکار ميکنه؟ -
زنداني ها رو نگه دار - زنداني ها رو نگه دار -
ايست
برنسون داره چه غلطي ميکنه؟
شايد به پسره اعتماد نداره
مشکل پسره نيست. برنسونه
!برنسون
!بلند شو
بلند شو وگرنه منفجر ميکنم
!منفجر کن
!يالا! منفجرش کن
.افرادم رو ميفرستم بلندش ميکنن و ميارنش
نه... اگه سرباز بفرستي حقاني هم بمب رو منفجر ميکنه
منفجر ميکنمش
بلند شو برنسون
!منفجر ميکنمش همه مون رو منفجر ميکنم
منفجر کن
همه رو منفجر کن لعنتي
برنسون - خواهش ميکنم خدا -
خواهش ميکنم، منفجر کن
خودم ميرم
منفجرشون کن
خيلي خب. فقط خودت
بلند شو برنسون
منفجر ميکنم
همه مون رو منفجر ميکنم
!فورا بلند شو
کري چکار ميکنه؟
داره سعي ميکنه ساول رو زنده نگه داره
ساول؟ ساول، خودمم
ساول، بايد بلند شي
...هي
بايد بلند بشي
ميخوام باهام بياي - نه -
...ساول - چيه؟ -
به ميرا قول دادم که تو رو برميگردونم خونه
فکر ميکني من ميخوام برگردم خونه؟
،گفتي همچين اتفاقي نميوفته بهم قول دادي معاوضه اي انجام نميشه
نميتونستم بذارم بميري - تصميم تو نبود. به تو ربطي نداشت -
فکر ميکني من ميتونم با اين اتفاق کنار بيام؟
نميتونم حتي بهش نگاه کنم
...ساول، به حرفم گوش کن
نه، خودت گوش کن
اون زنداني ها رو بهشون نده
حتي يه زنداني هم بهشون نده
فقط برو
برو - بدون تو جايي نميرم -
پس جفتمون همينجا مي ميريم
جفتمون؟
پسره چي ميشه؟
يعني چي؟
نمازش رو خونده. فکر ميکنه ميره بهشت ديگه
يه بچه ست
اونا بودن که جليقه رو بهش بستن، نه ما
پس اين بهش مشروعيت ميده؟
ميدوني شبيه کيا شدي؟
اونا
چهارده سال جنگ و الان به اينجا رسيده؟
از يه بچه بخواي که خودشو منفجر کنه و بره بهشت؟
و براي چي؟
!نه آخه به چه هدفي؟
ما همچين آدمايي نيستيم
تو همچين آدمي نيستي
خواهش ميکنم. خواهش ميکنم
خواهش ميکنم ساول
بلند شو ديگه، بلند شو
لعنتي
بلند شو لعنتي. بلند شو
خواهش ميکنم
ديگه مردن بسه
من ميخوام برم خونه
بيا
جان؟
با اشاره ي خودت
ما آماده ايم
زنداني ها رو بفرستين
من همين بيرونم خانم
ممنون
تعويض زنداني ها جواب داد
يه چند تا مشکل کوچيک پيش اومد
ولي ساول برنسون الان تو راه برگشت به سفارت هستش
خوبه
چطوري کارمون به اينجا رسيد؟
مارتا، به حرفم گوش کن
بله؟
ميدوني که اين همش تقصير سيا هستش
،از وقتي که عروسي بمباران شده همش تقصير سيا بوده
...ولش کن - اونا مسئولن -
هيج مدرکي عليه من ندارن
دارن اين حرفا رو از خودشون در ميارن
بسه
بله؟
باشه. صبرکن
ميراست
منم
چي شده؟ يه اتفاقي افتاده
اين چي بود؟
شبيه خمپاره بود
کوئين رو بيار اينجا
و با کري متيسون تماس بگير
قربان، اين طرف
دوربين هاي امنيتي سفارت
اونجا کجاست؟ - آي.9 -
مسيري که کاروان حامل آقاي برنسون ازش برميگشته
قربان، کري جواب نميده
.ارتباطات قطع شدن احتمالا به کاروان حمله شده
!يعني چي؟
اين چه وضعشه!؟
چقدر با اينجا فاصله داره؟
تقريبا چهار تا خيابون
ارتشي ها رو عازم کن
فورا همه شون رو از سفارت خارج کن و به محل انفجار عازمشون کن
!برو
!گروهبان
چي شده؟
به کاروان آقاي برنسون حمله شده
خداي من
ارتشي ها سفارت رو ترک کردن
با دستور آقاي لاکهارت - لاکهارت کجاست؟ -
اتاق عمليات سيا - مارتا، چه خبره؟ -
يه جورايي شبيخون زدن - کجا؟ -
.توي خيابون. من بايد برم - صبرکن -
ارتشي ها کجا رفتن؟ - تا کمک بکنن -
همه شون؟
چرا؟
دنيس، چطور؟
همين رو ميخواست بدونه
کي؟
تنثيم
تنثيم رابطته؟
چي ميخواست بدونه؟ بهم بگو
اينکه کري متيسون چطوري به سفارت رفت و آمد ميکرد
تو چي بهش گفتي؟
بهش راجع به تونل زير سفارت گفتم
با من در ارتباط باشيد FB.CoM/Arian.Dramaa
دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم WwW.TinyMoviez.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.