All language subtitles for Homeland S04E05 -

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه در "هوملند" گذشت

،مرگ "سندي" .کار خشونت مردم نبوده

.برنامه‌ريزي شده بود

.موسسه علوم اطلاعات اونُ کشته .بدون شک

.اسمش "فرهاد قاضي"ـه

توي کار خلاف براي واحد ضدتروريستي‌ـش .سابقه خيلي طولاني داره

.سلام استاد

... من شوهر ِ

.سفير آمريکام

چي مي‌خوايين؟ - .بهت که گفتم -

..."يه بسته به دست دفاتر اصلي "اف‌بي‌آي

.در واشنگتون مي‌رسه

داخلش اسناديه .که از کامپيوتر زنت دزديدي

خودتُ به خاطر خيانت کاري ...دستگير مي‌کنن و شغل زنت

.به خاطر همکاري نابود ميشه

،وقتي تمام کارهايي که خواستم کردي

.ميتوني از اسلام‌آباد بري

تو هم محاسبه‌ي رواني دادي؟

.فقط مونده آخرين نسخه برداريم .بعدش تمومه

فکر کنم حالا که اينجايي .بايد بيشتر خدا رو شکر کنم

."واسه تو هرکاري مي‌کنم،"کري

واقعاً واسه همين باهام به"کابل"نيومدي؟

.حسام حقاني"زنده ـست"

.چي،اين...غير ممکنه .تو حمله هوايي کشته شد

،ظاهراً اينطور نبوده ...چون الان ديدمش

"که با"آيان ابراهيم .از مدرسه اومد بيرون

با"آيان"بود؟

.خب اينجا جاييه که مي‌موني

فکر کردم قراره بريم لندن؟

مي‌ريم،به محض اينکه .پاسپورت و ويزات درست بشه

کاري از تيم ترجمه سايت .:: WwW.Imovie-dl.Com::.

:"مارتا" .اون آليس توي سرزمين عجايب لعنتيه

کري": کجايي؟"

.کويين": توي يه فاصله امن"

.يه رگ رو بريدم...

.طاقت بيار

.سال": يه راهي بلدم

:"آندره ميچل" ...اول آمريکا بن لادن رو

...اون بيرون پيدا کرد و کشت

!کري": اونجا مي‌ميري"

هيلاري کلينتون": نمي‌تونين" ...توي حياط پشتي‌تون مار نگه دارين

و ازشون توقع داشته باشين .فقط همسايه‌هاتون رو نيش بزنن

:"جان کري" ...پاکستان يه کارايي کرده

.که به اندازه روابطمون پيچيده‌ان

.سال": خيلي متأسفم"

:"برودي" .الان بايد باهات خداحافظي کنم

.کري": تا چند ثانيه ديگه"

Translated By: .:: greatR و Sh.Pinkman ::.

.اوه

...من...فقط داشتم

.نگاه مي‌کردي - .نه -

.آره، ببخشيد

.اشکال نداره

...آم

...من

بايد...بايد برم؟

بري؟

.نه

.نه، بيا صبحونه بخوريم .ميرم يه چيزي واسه خودمون بيارم

.اوه، من ميرم

.بهتره که دور از ديد بقيه بموني

خوبي؟

.آره

.يه ذره تو فکري

.آره

کلوچه و قهوه دوست داري؟

.البته

.خوبه، زودي مي‌بينمت

.کل روز، هيچ سوالي هم نداريم - اين براي چيه؟ سکس؟ -

.همين الان گفت سوالي نمي‌پرسي

،من آبرو دارم .شغلم آبرومندانه‌ست

.30هزار روپيه، بدون سکس - .خب باشه -

.برو منظره رو چک کن

.باشه

.خوبه

درست همينجا بود .که "حقاني" رو ديدم

.باشه

.راحت باش

واقعاً انتظار داريم دوباره خودشُ نشون بده؟

شک دارم، ولي شايد اون کشيشي .که باهاش ديدي رو شناسايي کنيم

اون واسه چيه؟

واسه وقتي .حقاني" خودشُ نشون ميده"

.فکر کردم فقط زيرنظرش مي‌گيريم

.آره، ولي اتفاق ميفته

...،اگه اتفاق بيفته

نقشه جايگزينت چيه؟

پرويز" و "غدير" الان دارن" .روش کار مي‌کنن

.بنظر مبهم مياد

فرا" مشکلت چيه؟"

کري" گفت فقط بايد تو يه" .دفتر بشينم، و نقش روزنامه‌نگار بازي کنم

.بعدش خيلي دورتر رفتي

.آيان" رو تعقيب کردي" .و "حقاني" رو پيدا کردي

.آره

.الان وارد اين ماجرايي

.عاليه

،حدس بزن چي شده .کارِت خوبه

بايد بگم حس جالبي داره که ...وقتي اوضاع انقد

.حاد باشه، بذاري بري

."تو رئيس سابقي "سال

.لاک‌هارت" بايد اينو از تو بشنوه"

.که دهنش رو بسته نگه‌داره

،بخاطر حمله به عروسي .خيلي عصبانيه

خيلي دلش ميخواد که اونُ با يه خبر از .توطئه‌ي موسسه علوم اطلاعات، منحرف کنه

...اونُ براش روشن ميکنم

ولي هردومون ميدونيم .که اون يه جانور سياسيه

...،خب اگه نتونه خودشُ کنترل کنه

مأموريتمون درباره .حقاني" نابود ميشه"

.هـمم

خب برنامه واسه پيدا کردنش چيه؟

.فعلاً دارم روي برادرزاده‌ش کار ميکنم

.اون راه ورودي‌ـمونه

چطور پيش ميره؟

.خوبه، خوب

فکر ميکني براي اين کار مناسبه؟

.جوانه و احساساتي

.هر دفعه يه قدم

.اولين قدم، بزرگترينشه

اينکه اقرار کنه .حقاني" واقعاً زنده‌ست"

،بايد دونسته باشه که با گفتنِ اين به تو .روي زندگيش ريسک ميکنه

.آره

چند وقته با همين؟

.سه روز

...بعد از اون، شروع کرده به اينکه

چرا راهيِ لندن نميشيم؟

...سه روز واسه

ايجادِ اينجور اعتمادي؟

!اين يه کارِ لعنتي بلندمدته

!خب، مرسي واسه اطلاع دادن

.بايد عجله کرد .موفق باشي

.از واشنگتن باهات تماس مي‌گيرم

.اينکارُ بکن .سفرت به سلامت

آيان" چيکار مي‌کني؟"

.معذرت ميخوام .نظرم عوض شد

منظورت چيه؟

.بايد برم

کجا بري؟

.چيزيم نميشه ."ميرم خونه‌ي دوستم "کيران

.و باباش دوباره پرتت ميکنه بيرون

.ميرم مدرسه

.اخراج شدي

.ببين، متأسفم، نمي‌تونم بمونم

"هي "آيان .درست فکر کن

.چهره‌ت ديگه واسه همه معلومه

.نه فقط تو پاکستان

.توي اروپا، آمريکا

...همه اينا رو شنيدم - .پس باورش کن -

.اون ويدئو ازت يه هدف ساخته

...اون حمله‌اي که خونواده‌ت رو کشت

ميدوني کار کي بود، درسته؟ - .آره، سي‌آي‌اي -

...و تو يه يادآور زنده از اون

.گندکاري هستي - واسه چي بايد براشون مهم باشه؟ -

.براشون مهمه .و يه ليست قتل دارن

ديروز بهم گفتي که بايد نگرانِ .موسسه اطلاعات باشم

الان، امروز، داري بهم ميگي بايد .نگران سي‌آي‌اي باشم

.بايد نگران هردوشون باشي

.من اون ويديو رو پخش نکردم - .اونش مهم نيست -

.پخش شده، و تو توي خطري .پس احمق نباش

،اگه از اون در بري بيرون .مي‌گيرنت

.و ناپديد ميشي

مي‌فهمي؟

احساس بدي داري، درسته؟

.درباره کاري که ما کرديم

.اون برعکسِ دينمه

.مي‌دونم

.من...نمي‌خوام گناه کنم

.ميخوام ديندار باشم - .چيزي نيست -

مجبور نيستيم کاري کنيم، باشه؟

.باشه

.ولي موقعيتت خيلي خطرناکه

،تا وقتي ميريم لندن .از اينجا بيرون نميري

... من يه ساعت هم

.با اين کفش‌ها دووم نميارم

هي، امشب شيفت داري؟

."کنسرت "سيندهي

.دعوت شدي

... اونقدر موسيقي پاکستاني شنيدم که

.تا آخر عمرم کافي باشه .اگه ناراحت نميشي

.فکرشُ مي‌کردم

.گوش کن

.بله

.مي‌دونم عصباني هستي - از اينکه داري ميري؟ -

بعد اينکه 24 قبل بهم خبر دادي؟

!نه، اصلاً

.ولي خبرهاي خوبي دارم

.نظرم عوض شد

راست ميگي؟

،اون يه تصميم عجولانه بود .و نسبت بهت بي‌انصافي بود

.با "بيل" درمورد نيمسال بعديم حرف زدم

!بازم يه اتفاق غير منتظره

.واضحه که خيلي خوشحال شدي

.يه جلسه با کارمندها دارم

،گفتم دارم مي‌مونم پس ديگه مشکل چيه؟

واقعاً فکر کردي باور کردم که يه پيشنهاد شغلي داشتي؟

ببخشيد؟

منم يه دوستايي توي .دانشگاه "جورج واشنگتن" دارم

،از بيماري دزديِ ادبيت ."بهبود پيدا نکردي "دنيس

ميشه بيخيال اون بشيم؟ - !پس داستان نساز -

،اگه ميخواي بري !رو ‌در ‌رو بهم بگو

.مي‌خوام بمونم

چرا؟

خب چند وقته "کري" رو مي‌شناسي؟

.دوسال، يه کم کمتر يا بيشتر

واقعاً؟

فکر مي‌کردم خيلي وقته .همو مي‌شناسين

.آره، بعضي وقت‌ها همين حسُ داره

... اونم فقط يکي از افراديه

.که باهاشون در ارتباطي

.آره

پس همين ازت يه دروغگوي حرفه‌اي هم ساخته؟

،بهم گفت منم بايد يه دروغگو بشم .که واسه اين شغل خوب باشم

،خب .داري از بهترين آدم ياد مي‌گيري

چرا اينو ميگي؟

...بازي کردن با آدم‌ها

...استفاده از نقاط ضعفشون

.بعضي وقت‌ها ممکنه ناجور باشه

برنامه با "آيان" همينه؟

چي؟ - .دروغ گفتن، اداره کردن، استفاده از نقاط ضعف -

،ما از سنگينيِ خود دشمن .واسه پايين کشيدنش استفاده مي‌کنيم

.کارمون اينه

.طبقه دوم، خودشه

مطمئني؟

..."آره، اون با "آيان

.و "حقاني" بود

!چشماي تیزی داري

.مرسي

.و منم هنوز به کسي شليک نکردم

دفاتر مرکزي سازمان اطلاعات

،اگه لازم بود ماشين‌ها رو عوض کنين .اين کارُ بکنين

.کار رو ادامه بدين

،تو چشم نباشين ...ولي بفهميد

.چطوري تو اون محوطه رفت و آمد داره

."سال برنسون"

امشب با يه هواپيما ...از مسير لندن به واشنگتن ميره

.اطلاعات پرواز همون داخله

صندليش رو مشخص کرده؟

،دفتر مسافرت وزارتخونه .امروز صبح اينکارُ کرده

در اصل برنامه‌ريزي شده بود که ...دو روز پيش بره

.و اينکه به نيويورک پرواز کنه

چرا برنامه عوض شد؟

"اون با "کري متيسون .توي هتل ملاقات کرد

بعد ازينکه يه تماس با ... ژنرال" لطيف" داشت و

.برنامه‌ي يه نهار رو چيد، فکر کنم

.ميدوني بعدش چه اتفاقي افتاده

.آره

.يه بازي عجيبي دارن ميکنن

.موافقم گفتي اون مربيش بوده؟

.آره

و الان کجاست؟

.تو باغچه‌هاي هتل

بهتره بگم داره .رو زبون فنلاندي کار مي‌کنه

فنلاندي؟

."نوار کاست‌هاي "روزتا ستون (آموزش زبان)

ميتونه دوباره موقعيتش رو .توي آمريکا بدست بياره

.تا اونجا که به من مربوطه

.خلاصيِ خوبيه

.ببخشيد

اينجا آپارتمان "کري متيسون"ـه؟

رئيس جديد اداره؟

...بله، اگرچه فکر نمي‌کنم

!قرار بوده باشه اينو بلند بگيم

خب، رئيس قبلي اداره اونجا .زندگي ميکرد، پس اينطور حدس ميزنم

.مرسي ...يه هديه کوچيک

،واسه خوشامدگويي .از طرف سفير

...سلام. "کري متيسون" هستم

.پيغام بذاريد

...کري" اون آدمت"

"فرهاد قاضي" ...آدم‌کشِ سازمان اطلاعات

.اينجا توي فرودگاهه .باهام تماس بگير

.سلام

ميشه کمک کنيد و اينو دربياريد قربان؟

.خيلي ممنونم

.ممنونم .ببخشيد دارم از پروازم جا مي‌مونم

.خيلي ممنونم ! چي، هي هي

!همونجا لطفا

باشه؟

.ممنونم. بله

.هي

.ببخشيد، بفرماييد

.بفرماييد

.مرسي، آقا

!لعنتي

،اوه معذرت ميخوام - !اوه -

.مرسي

"آيان ابراهيم" .مصاحبه‌ي اول

:قوانين کار

.هرچيزي رو که نخواي، ضبط نمي‌کنم

.تو حق و قدرت کامل مخالفت داري

.باشه

...آم

.از عموت شروع مي‌کنيم

."حسام حقاني"

خب که چي؟

.اون يه رهبر معروفِ طالبانه

.و هدفِ حمله هوايي به روستاتون بود

چقدر اونو ميشناسي؟

.آم، اون داداشِ بابام بود

.و صميمي بوديم

...آم

،وقتي بچه بودم ...اون خيلي پيشمون بود

.و..آه، آره

.بعدش ديگه نبود

کجا رفت؟

!به کوهها

.که بجنگه

.که قايم بشه

...آم

.آره، هواپيماها هنوز دنبالشن

چه جور آدمي بود؟

...دو چيز راهنماي زندگيش بودن

... آه... اسلام و

.شجاعتـش توي طالبان

.پس دوستش داشتي

...آه

قبلاً چاي رو از تو فنجونش مي‌ريخت تو نعلبکي

.و با صداي واقعاً بلند هُرت مي‌کشيد تا بخندم

،مي اومد پيش من و مي‌گفت، آم

".بيشتر از موهاي سرت جنگ ديدم"

.واست يه قهرمان بوده

.خب،با اتحاد شوروي جنگيد

.و اتحاد شوروي نابود شد

...پس

درباره آمريکا چه حسي داشت؟

.مي‌دونست چطوري شما رو هم شکست بده

مي‌خوايي يه چيز مسخره بشنوي؟

...يه ...يه شايعه‌اي تو خيابون‌ها مي‌چرخه

.ميگن عموت تو حمله کشته نشده

،نه،نه،نه ...اون..حقيقت نداره

.حقيقت نداره .راست نيست

.ديدمش.جنازه ـشُ ديدم

.اونجا بود ...مردم چطوري

مي‌تونن همچين چيزي بگن؟ ...اين

.هي،آروم باش- آروم باشم؟-

ببين،اينا فقط از دهنت چندتا بي‌مصرف

. که کار بهتري ندارن بکنن در اومده

.نه، گور باباشون

.پس چيزي نيست ...من

.فکر نميکردم مهم باشه- .توهين ـه-

...اين...فقط

چي؟

،اگه زنده ـست ...باعث ميشه فکر کني

.يعني از حمله خبر داشته

.همچين اتفاقي نيفتاده

.باشه

اُه

سلام؟

.کويين".من تو فرودگاهم"

همينطور که حرف مي‌زنيم .دارم"فرهاد قاضي"رو نگاه مي‌کنم

چي؟- ،جلوي گيت ـه-

.مي‌خواد سوار هواپيماي"ژوهاسنبورگ"بشه

شماره پرواز چنده؟

...هواپيمايي هند شرقي

.شماره 223

.گرفتم

...فکر کنم هنوز چندتا آدم

تو جنوب آفريقا داشته باشيم

که اونجا پِيِش رو بگيرن،نه؟

."بعد از رفتنت همه‌چي به فنا نرفته،"سال

فرض کن طرف سوار هواپيما شده

.مگه اينکه زنگ بزنم و چيز ديگه‌اي بگم

.دريافت شد

کري"اونجاست؟"

نه

هنوز با پسره ـست؟

آره

.خبر اينو بهش بده

.باشه.مرسي

ميشه يه آب پرتقال کوچيک بدين، لطفاً؟

.اُه،خداي من

پيتر کويين" اينجاست؟"

.بيرونه

قابل دسترسته؟

.بعيد مي‌دونم

اُه

مي‌تونم کاري واست بکنم؟

.آه،اُه،بعض وقت‌ها کمکم مي‌کنه

دنيس"؟"

تو از کجا مي‌دوني؟

.جاسوسم ها .همه چي مي‌دونم

.تيم امنيتي از"چتسورث" زنگ زد

.تو يه مشروب فروشيه،دنبال شَره

.الان مي‌رم

.متأسفم

.خجالت مي‌کشم

.نکش

.منم مثل اون بودم

خب تا کي مي‌خوايي باهام حرف نزني؟

.فقط خسته ـم

عصباني نيستي؟

.چون بعضي وقت‌ها مي‌تونم اون کارُ با ملت بکنم

.عصبانيشون کنم

...اين..فقط،اين

.حرف زدن درباره بعضي چيزها خيلي سخته

.آره

آره

هي،"آيان"؟

.مي‌خوام کاملاً باهات روراست باشم

.خب

.فقط واسه اينکه وقتي رسيديم لندن سوپرايز نشي

،باشه،خب چيه؟

.من يه بچه دارم

.مي‌دونم

.جاي زخمِ سزارينُ ديدم

.آه،درسته،يادم نبود

.دکتري

پسر يا دختر؟

.دختر

.فرانسيس"..بخاطر اسم بابام"

...و پدرش چي اون..هنوز تو لندن ـه؟

.آه،نه.مُرده

اُه

.قبل دنيا اومدن بچه

چه اتفاقي براش افتاد؟

...آم

.موقع انجام وظيفه کشته شد

ارتش؟

.نه، اونم يه روزنامه نگار بود

آم...تو يه مأموريت

...که

.خيلي خطرناک بود

چرا بايد..مي‌رفت؟

.تقصير من بود...من فرستادمش

.به هر حال،لازم نيست درموردش حرف بزنيم

...نه.من

.من..اشکال نداره

.معمولاً، به کسي چيزي نمي‌گم

آره

بچه چي؟

وقتي بزرگ‌تر شد مي‌خوايي بهش بگي؟

چطور مي‌تونم؟ چطور مي‌تونم بهش بگم؟

.بخاطر منه که باباش ديگه نيست

چطور مي‌توني نگي؟

.خب،مرسي که به من گفتي

.واقعاً بخاطر شوهرت متأسفم

چيه؟

.خب،هيچوقت شوهرم نبود

...اگرچه خودم

.بدم نمي‌اومد باشه

.تنهات ميذارم- .نه-

.بمون

نمي‌خوايي نماز بخوني؟

...مي‌تونم

مي‌تونم دوباره بهت دست بزنم؟

.ديشب حس کردم احمقم

چرا؟

.بلد نبود چطوريه

.اگرچه بلد بودي

...فقط استفاده کردم.من

.مي‌دوني، چيزي ندادم

..خب،تو ...تو تازه کاري.اين

چطور استفاده بدم؟

.نشونت ميدم

.بعد از نماز

چيه؟اذيتت مي‌کنم؟

.نه

کار اشتباهي کردم؟

...نه،"آيان".من

.خوشحالم

.خوشحالم ميکني

،اون مرد خيلي خوبي بود

.سندي"رو ميگم"- ،نمي‌دونم چقدر خوب بوده-

.ولي ميشد باهاش مشروب زد

.نه،جدي ميگم

...ببين

.منو تو کلي دردسر انداخت

چطور؟

مي‌تونم بهت اعتماد کنم؟

.حتماً

.يه بدبختي لامصبِ بزرگ دارم

.درباره يه دنيا مشکل حرف مي‌زنم

با"مارتا"؟

.بدتر

،اگه راهِ خروجي بود .از همون ميرفتم

.بگو تا کمکت کنم

هي

.چندتا چهره‌ي آشنا

پرفسور"بويد"،درسته؟

.درس...درسته

.سفير اجازه داده آزاد بگردين

.تو مناسبت‌ها ،آره

خب،چي باعث شد بيايي اينجا؟

.فقط اومدم يه دوستُ ببينم

.نمي‌دونستم شما دوتا صميمي هستين

.سفارت جاي کوچيکيه

.البته

،خب،از عصرتون لذت ببرين .آقايون

داستانش چيه؟

.اطلاعاتيه

.شلوار درآره،استايل پاکستاني

.آه،عاليه

.احتمالاً الانم داره کارشُ انجام ميده

چطور مگه؟

يه زنِ مسلمون تو يه بار اونم تو هتل آمريکايي؟

...هرچي،تو،آه حاضري بريم؟

.يه چيزي بود که مي‌خواستي بهم بگي

هم؟

.گفتي بدبختي بزرگ

.نه،نه، هيچي

.ولش کن

مطمئني؟

.آره.بيشتر از اون چيزي که بايد موندم

.بزن بريم

.حله

.خوبه

،چطور ميگي "امن ـه؟"

.نه،نه،نه

چي؟

.خيلي..خيلي طولاني ـه

...از اولش هم

.اشتباه حاليت شده- ."پرويز"-

."پرويز"

.روحانيه درحالِ حرکته

پياده؟- .مي‌ره جنوب-

.ماشينُ ميارم

ازش عکس گرفتي؟

.آره- اين موقع شب داره کجا مي‌ره؟-

.سوال خوبيه .ديد از بالا کمک مي‌کنه

.کسي خبر نداره اينجاييم چطوري يه هواپيماي بدون سرنشين بگيريم؟

.بايد يکي رو وارد عمليات کنيم .ردموند"، شايد"

ميشه همچين کاري بکنيم؟- .کار ِ"کري"ـه-

.بهش زنگ مي‌زنم

!لعنت بهت

.جواب نميده

اين مسخره بازيا چيه؟ کجاست؟

.تمام روز چيزي ازش نشنيدم

.خب،دوباره بهش زنگ بزن .هواپيما رو لازم داريم

تو خوبي؟

.معلومه

کسي شناختت؟

،فقط مديره .و..ساکت مي‌مونه

."يکي طلبت،"جان

.مشکلي نيست

،يه نظريه هست ...مردها قايمکي از اين مي‌ترسن

که زن‌هاشون رواني باشن

و مردها قايمکي مي‌ترسن شوهراشون

. بازنده باشن

.دنيس" مرد بدي نيست"

،20سال پيش .آدم شگفت‌انگيزي بود

،خوشتيپ بود

.خيره کننده- .مي‌تونم تصور کنم-

.يه مرد توي چشم

.ولي ديگه اون آدم نيست

برو بخواب، ها؟

اين جاده کجا مي‌ره؟

.سمت کوهستان

کشور طالبان؟

آره

،خب،سعي مي‌کنم دل و جرئت داشته باشم .ولي دنبال خودکشي نيستم

دو يا سه مايل ديگه مي‌رسيم .به منطقه شبه نظامي‌ها

،باور کني يا نکني .منم دلم نمي‌خواد بميرم

خب، حالا چي؟

حال پياده روي داري؟

اون چيه،يه ردياب؟

ببين مي‌توني اونقدر نزديک بشي .که رو ماشين کارش بذاري

.اگه تابلو نبودم خودم انجامش ميدادم

.اون سمتش آهنرباست

.سلام"کري متيسون" هستم

.پيغام بگذارين- .کري"،کويين"ـم"-

اگه تا 5 دقيقه ديگه يه هواپيماي بدون سرنشين ،واسه اين روحانيه نداشته باشيم

.دود ميشه مي‌ره هوا ...پس اگه تلفن بي‌صاحبتُ

.برداري واقعاً عالي ميشه

.برگرد عقب

...فقط داشتم

.گفتم برگرد عقب

."زودباش،"فرا

.برگرد تو ماشينت

.لعنت به من

.لعنتي

چيزي از پروتکل شنيدي؟

از تلفن چيزي شنيدي؟

.بدجور سرم شلوغه

.بدون خبر غيبت زده بود .خيلي مزخرفه

.خب،حالا که اينجام وضعيت بزرگِ اضطراريت چيه؟

.دوتاست ،شماره يک

.سال" فرهاد قاضي رو پيدا کرده"

کجا؟- .الان که حرف مي‌زنيم تو راهِ"ژوهانسبرگ"ـه-

.آژانس وقتي که رسيد مي‌ره دنبالش

.خيله خب،پس ترتيبشُ دادي- .موضوع اين نيست-

چيه، يه ستاره‌ي طلايي مي‌خوايي؟

.تازه،روحانيه هم پيدا کرديم

.باشه، دوتا ستاره طلايي- ،ولي بدون هواپيماي بدون سرنشين-

که مي‌تونستي

،50دقيقه‌اي آماده ـش کني .از دست رفت

.لعنتي- .آره،ريدي به همه چيز-

.اشتباه مي‌کني،"کويين".نمي‌دوني چي داري ميگي

،پس چرا خودت بهم نمي‌گي .چرا بهم نمي‌گي خب

.فقط بگو اون تو داري چي کار ميکني

.يکي رو مي‌پزم- واقعاً؟-

.چون از نظر من که داري با يه بچه حال ميکني

!دو روز وقت داشتم

.بايد سريع عمل مي‌کردم

خط قرمزي نيست،"کري"؟

هيچ خطِ قرمز لعنتي‌اي نداري؟

چه مرگت شده اصلاً؟

.هيچي

.باشه،پس.لذت ببر

خيله خب

آيان"؟"

.اينجايي

کي دم در بود؟

.يکي از خبرنگارهام

خبرنگار؟

.آزاد کار مي‌کنه

قشنگه، درسته؟

.آره.هست

.بايد يه چيزي بهت بگم

.قبل از اينکه کار ديگه‌اي بکنيم

.آه...اون زنده ـست

.عموم

.ديدمش .براش دارو بردم

،اون خيلي .خيلي مريض ـه

.آره،آره

.بايد بهت مي‌گفتم

....نمي‌خوام .ديگه نمي‌خوام بهت دروغ بگم

.منم نمي‌خوام بهت دروغ بگم

.اگرچه يه رازه ...تو نمي‌توني

.نمي‌توني درباره ـش بنويسي

..."ولي،"آيان

.نبايد به کسي بگي

.باشه.نمي‌گم

.فقط اون از خانواده ـم مونده

تخصصي‌ترين سايت دانلود فيلم و سريال .:: www.imovie-dl.com::.

Translated By: .:: رضا و شيوا ::. 27.october.2014

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.