Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!خستگی ذهنـتون رو با گانگنیر برطرف کنید
هر نوع خستگی رو از تنـتون بیرون میکنه !"نوشیدنی انرژیزای "زنده کنندۀ مرده
!آماده برای فروش
!کــــات
.کار فیلمبرداری برای امروز تمام شد
.خسته نباشید
.با اجازه من دیگه میرم
.موتسومی چان خیلی خــــوبه
.هم به دل میشینه هم جذابه
!در آینده یه ستارۀ استثنایی میشه
.سینههای بزرگی هم داره
درست میگی، منم از همین الان ...برای اون روزا لحظه شماری میکنم
.آخه سینههای بزرگی هم داره
!توجه! توجه کافه رستوران چیوری با قراری شیرین با مواد غذایی رنگارنگ و چهار فصل برنامۀ قرار عاشقانه برای زوج های جوان
این چند وقته سرم خیلی شلوغ بود .و اصلاً نتونستم تاکوما کون رو ببینم
...خوش به حال بقیه
.تونستن با تاکوما کون برن سر قرار
...امروز طبق پیشبینی پدر آکوما ظاهر شد
ولی از حالا به بعد چی میشه؟
...درسته
حتی اگه خدایان بد ...قصد داشته باشن به میدگارد بیان
چون باید تو بدن یه انسان وارد بشن .پس لول قدرتشون یک خواهد بود
ولی الان تنها کسایی که میتونن مبارزه کنن .فقط سه نفرن، من و تو و ناتسوکی
.یه لحظه صبر کن
.اینجوری خیلی سخت میشه
پس وقتشه، ها؟
...آره
.به نظر میاد زمانش رسیده
!عشق والکیری: قرار با آیدول
کافه کاتوری
،ببخشید تاکوما کون .مجبور شدی من رو همراهی کنی
آخه خیلی دوست داشتم .پودینگهای اینجا رو امتحان کنم
،تاکوما کون، تو هم امتحانش کن .خیلی خوشمزه ـست
.چـ... چشم
هالۀ تهدید آمیز
تالاپ
چی شد؟
.به این فکر میکردم که امروز چه روز خوبیه
.واقعاً که تاکوما کون خیلی با جذبه است
باید این فرصتی که بقیه برام ساختن رو .با موفقیت به سرانجام برسونم
!عشق والکیری: قرار با آیدول
!عاشقتم موتسومی
.منظورم... موتسومی سان بود
شایعات میتونن برای یه آیدول .فاجعه به بار بیارن
...ممنون برای این خاطرات رویایی
!رفتن سر قرار که از اونم بدتره
حالا دیگه میتونم .توی دنیای سخت تلویزیون ادامه بدم
اگه بتونم بدون اینکه کسی هویتم رو متوجه بشه .قرار امروز رو بگذرونم، موفق شدم
باید امروز حواسم باشه !کسی نفهمه من یه آیدولم
ها!؟ یامادا سنپای تو با موتسومی چانِ آیدول، دوستی؟
.آره، همینطوره
.حتی به همدیگه، ایمیل آدرس هم دادیم
...اگه اشتباه نکنم اون همکلاسی تاکوما کونه
!موتسومی الان معروفترین آیدول تازه کاره
...اون یه دختر جذابه با یه شخصیت پاک
!و سینههای بزرگی هم داره
!واقعاً حسودیم میشه که باهاش دوستی
با یامادا سان دوستی؟
فکر کنم یه بار توی راهرو .باهاش حرف زدم، احتمالاً
ولی حالا که حرف از دبیرستان هوکوئو شد اون پسره هم اونجاست، مگه نه؟
!اِه! بذار ببینم... آکوتسو تاکوما
!لرز !لرز
...قتل 50 نفر جلوی ایستگاه توکوروزاوا
...انفجار توی بزرگراه اومِکایدو
...حوادث زنجیرهای آکوما و غیره و غیره
...مغز متفکر تمام این حوادث
کسیه که به خاطر تحدید باند تبهکار والدینش !تا حالا بازداشت نشده، آکوتسو تاکوما
!دقیقاً خود اعمال شیطانیـه که میگن
پدر و مادرت جزو یه باند تبهکار بودن؟
.دوتاشون کارمند بودن
منم هر روز توسط آکوما .از پنجره پرت میشم بیرون
!مصیبتـه
توئی که قویترین پسر دبیرستانی؟
!خیلی حرفه، ها
...ولی خب، بذار الان جولان بده ولی بعداً
هالۀ تهدید آمیز
!غلط کردم گوه خوری اضافه کردم
یامادا سنپـــــای!؟
...اِه، خب
دیدی چی شد؟
الان اون گندهه یه نفر رو !از پنجره پرت کرد بیرون، چه وحشتناک
آره، شبیه اونایی ـه که !آدما رو از پنجره میندازن بیرون
بهتر نیست زنگ بزنیم پلیس؟
!اینطور نیست !تاکوما کون کاری نکرد
.عیبی نداره
.دیگه عادت کردم
بهتر نیست بریم؟
.باشه
درسته که به خاطر تاکوما کون ...کسی به من توجهی نمیکنه، ولی
.امیدوارم خاطرۀ بدی براش نساخته باشم
!نه! نه! نباید ضعف نشون بدم
بهتره از حالا به بعد رو !پر کنم از خاطرات خوب
!تلاشت رو بکن، موتسومی
!تاکوما کون، بیا امروز رو خوش بگذرونیم
جایی هست که دوست داشته باشی بری؟
،اوه! در این صورت .یه جایی هست که دلم میخواد برم
ریاضیات کتاب مرجع سؤال با جواب گام به گام
کتاب کنکور؟
.آره
هفتۀ دیگه یه آزمون آزمایشی دارم .باید قبلش آماده بشم
.تو امتحانات میان ترم، حسابی گند زدم .باید با این یکی جبران کنم
.خیلی کارت درسته، تاکوما کون
تصمیم خودت رو گرفتی ...و به خاطرش حسابی تلاش میکنی
!واقعاً تحسینت میکنم
...ولی تو هم
من وقتی بچه بودم ...یه آکومای خیلی وحشتناک بهم حمله کرد
از اون موقع همیشه میترسم .کلاً اعتماد به نفسم رو از دست دادم
.باعث شد دیگه نتونم تنهایی کاری کنم
...اِه! واقعاً همچین اتفاقی برات افتاده
ناتسوکی چان، من و ایتسیو چان رو .وقتی کوچیک بودیم نجات داده بود
رئیس شورا هم نجات داده؟
آره، شاید الان باورت نشه ولی قدیما .ایتسیو چان همیشه به ناتسوکی چان آویزون بود
یعنی چی شده؟ ...یه دفعهای سردم شدم
سرما خوردی؟
به جای اینکه نگران بقیه باشی !بهتره نگران مغز خودت باشی
!درضمن اینجا هم اشتباه نوشتی
وقتی تو درس خوندن یکی کمک میکنی ...باید صبورتر باشی
دیگه یاد گرفتی سر پای خودت وایسی، ایتسیو چان؟
تا کی میخوای گذشتهها رو بکوبی تو سرم؟
درضمن، این چه طرز حرف زدن با خواهر بزرگتره؟
خواهر بزرگتر کجا بود؟ !ما سه قلوییم، پس چرت نگو احمق
کل کل کل کل کل کل
اونی که بقیه میگه احمق !خودش یه احمقه! ای احمق
چی گفتی؟
!آهای بچهها، دعوا نکنید
.راستش ناخواسته تبدیل شدم به یه آیدول
لازم بود یکی از ما تبدیل بشه به یه آیدول .تا بقیه فرصتهای بیشتری برای قرار بدست بیارن
.ولی همگی کشیدن کنار
موتسومی خوب نیست؟
موتسومی باشه خوب نیست؟
.پس موتسومی چان، سپردمش به تو
چــــــی!؟
!اینکه فاجعه بود
اگه من قرار بود ...تو یه جای شلوغ اینجوری کار کنم
...اوه
!احتمالاً میمردم
.اولش خیلی بدم میومد
.ولی الان خوشحالم که یه آیدول شدم
...به لطف تشویقهای طرفدارام
تونستم کم کم اعتماد به نفسم رو بدست بیارم .و رو به جلو قدم بردرم
...برای همین، الان خوب میدونم که
...اصلاً خوب نیست همیشه ازت محافظت بشه
...باید قویتر شد
...به خاطر خانواده باید بیشتر تلاش کرد
بمیر آکوما
از اینجا برو
گم شو
...ببخشید
.مامان
...همش
.تقصیر من بود
تاکوما کون؟
.من میرم این رو حساب کنم
...تاکوما کون
...خیلی شبیه همون آکومایی ـه که
!تو بچگی بهم حمله کرده بود
پس چرا اون موقع اینقدر ترسیده بودم؟
تالاپ
ولی وقتی تاکوما کون رو میبینم .یه جورایی قلبم به تالاپ تلوپ میوفته
تالاپ تلوپ
موتسومی سان؟
شوک
.خریدم تموم شد
...ببخشید، حواسم نبود
لبخند
!خوب نیست! خوب نیست تو کفِـش برم
...نه منظورم اینه که .تاکوما کون خیلی با جذبه است
خب حالا کجا بریم؟
من که دوست دارم زودتر برگردم خونه ...تا درس بخونم
چی؟
!گاهی وقتا لازمه به خودت کمی استراحت بدی
چشم غره
نه، راستش بیشتر از اینکه بخوام برم خونه !نمیخوام اینجا باشم
نمیخواد بیشتر از این با من باشه؟
موتسومی سان؟
...امکان نداره... خیلی بدی... ولی یه جورای حال داد
موتسومی سان!؟
.بی خیال، بیا بریم یه جایی خوش بگذرونیم
!نمیخوام! میخوام برگردم خونه
اینا دارن غلطی میکنن؟
...خب حدس میزنم اومدن سر قرار
...ولی این جفت بی قواره رو چه به عشق
...ولی با این حال
...اون دختره
.خوب گوشتی از خودش ساخته
!دوست دارم گرگ خورش کنم
چرا این پسره الکی نیشش بازه؟
...چه ترسناکه
دارید دنبال جای نشستن میگردید، خانمها؟
.اینجا خالی شده
تالاپ
.فعلاً بهتره بپرم وسطشون و باهاشون حرف بزنم
!بی خیال، بیا بریم یه جای دیگه
.بیشتر از این بخوان لولشون رو بالا ببرن، دردسر میشه
...نه، نمیتونم
!ولی خیلی خوش میگذره، ها
ها؟
.بهتره محض اطمینان از این استفاده کنم
!ببین! انگار اینجا اجرای زنده گذاشتن
به نظر میاد که این نمایش ...خیلی هیجان انگیز باشه، پس
!موتسومی چانِ آیدول اینجــــــاست
موتسومی چان؟ واقعاض؟
!اون همین جاست
!بیخیال اجرای زنده
!بچهها پیداش کنید
!برید از موتسومی چان امضا بگیرید
این اینجا چیکار میکنه؟
موتسومی سان، جریان چیه؟
...این یه آکوماست به اسم گلارهورن
یه آکومای سطح پایین ...بدون توانایی مبارزه است
ولی عاشق شایعه پراکنی ـه ...و با پیدا کردن ضعف مردم
،با سر و صدا !اونا رو به سمت خودش جذب کنه
!تازه میتونید باهاش عکس هم بگیرید
!"معروفه به "بلندگوی عوضی
!آکومای عشق شایعه؟
شما موتسومی چان آیدول هستید؟
"!عشق والکیری: قرار با آیدول" ...با همچین چیزی خراب نمیشه
...ببخشید، الان تو تایم شخصیم هستم
ولی اگه بشناسنم و باهام حرف بزنن !مأموریت شکست میخوره
...هول کردن
حالا چیکار کنم؟ ...همینطور پیش بره قرار نازنینم
...اگه مردم پیداش کنن
...عوغ
فقط با فکر کردن درموردش ...دارم بالا میارم
...به خاطر خانواده باید بیشتر تلاش کرد
!داره فرار میکنه، آهای
!بگیریدش
تا... تاکوما کون؟
!اگه اینجا بمونیم پیدات میکنن !فعلاً بیا فرار کنیم
!باشه
درسته! من میخواستم امروز !با تاکوما کون خاطرات قشنگی بسازم
...اگه همینطور پیش به، مطمئناً
!دارن از این طرف فرار میکنن
!با یه پسره؟ میکشمش
!مطمئناً به یه روز مزخرف تبدیل میشه
ولی همین که دست تو دست تاکوما کون ...درحال فرار از دست طرفدارا هستم
...یه جورایی، قلبم رو به تالاپ تلوپ میندازه
خیلی خب، اگه بتونیم ...از این خروجی بریم بیرون
هوی! هنوز پیداش نکردید؟
!بگردید
!محاصره شدیم
موتسومی چان، اینجایی؟
!ای ول! بریم امضا بگیریم
!اینجاست! اینجاست
...اینجا نیست
هوی عوضی! واقعاً موتسومی چان بود؟
!مطمئناً که همین اطرافه
...مجبور شدیم سریع قایم بشیم
ولی حالا باید چیکار کنیم؟
...حال کردن
...ولی الان تو بغل تاکوما کونم
هوی، موتسومی چان رو پیدا کردید؟
...اون طرف که نبود
.ولی مطمئنم که از این طرفی اومدن
!خیلی خب، دنبالشون بگردید
تاکوما کون، خوبی؟
حالت که بد نشده؟
.نه، فعلاً که خوبم
فشار دادن
!پیداشون کنید !میخوام پسره رو بکشم
...فکرشم نمیکردم اینجوری بشه
اون بیرون کلی از طرفدارا ...دارن دنبالم میگردن
...اگه تاکوما کون یه آدم وحشی بود
.چه سینه های بزرگی داری، موتسومی سان
میخوای در رو باز کنیم و به طرفدارت نشونشون بدیم؟
!نه! هر کاری که بگی میکنم
هر کاری میکنی؟
!هر کاری که بگی
موتسومی سان؟
تالاپ
تالاپ تولوپ
چی شده؟
چطور از این موقعیت خارج بشیم؟
آها... این موقعیت رو میگی؟
ها!؟ انگار ناامید شد!؟
نکنه بازم کار اشتباهی کردم؟
...میگم... خب
!من یه فکری دارم
!سلاح مقدس من"بال"ـه .بسته به لولم میتونم قدرت پرواز داشته باشم
...فعلاً هنوز لولم پایینه
ولی فکر کنم بتونم تو یه لحظه از جلوی .آدمای اون بیرون رد بشم
...خب، پس
...می
.میخوام بوسم کنی
.خیلی خب
!هورا! بالاخره منم میتونم تاکوما کون رو ببوسم
،شنیدم اولین بوسه مزۀ لیمو میده یعنی راست میگن؟
...این اولین بوسۀ منه
تاکوما کون، نمیخوای بیای پایینتر؟
...یه لحظه امون بده
!هــــــــــا
اختلاف قدمون خیلی زیاده و لبهامون به هم نمیرسه؟
چی چی چی چی کار کنیم؟
تاکوما کون، میتونی دکمۀ پیرهنت رو باز کنی؟
...موتسومی چان اینجاست! موتسومی چان اینـ
چیز دیگه ای بلد نیستی بگی، بزغاله؟
!فعلاً گمش کردم ولی مطمئنم که همین اطرافه
به نظرت سرکاری نیست؟
.ولی خودم دیدم یه دختری داشت فرار میکرد
اون سینه های بزرگ !بدون شک مال موتسومی چان بودن
نکنه پسری که همراهش بود دوست پسرش بوده؟
!اگه اینطوری باشه، خونش ریخته است
بوسۀ یه زوج عاشق بسته به مکان بوسه .شرایط فعال کردن قدرت رو تغییر میده
اگه روی لب هم رو بوس کنن .تغییر شکل سریع فعال میشه
ولی هرچی از لب فاصله بگیریم .فعال شدنم همونقدر به تأخیر میوفته
1دقیقه 5ثانیه 3دقیقه 5دقیقه 10دقیقه 15دقیقه
نمودار تشریح بوسه
...روی لپ ها 5 ثانیه
...روی سینه 3 دقیقه
.روی گردن 1 دقیقه هم برای تغییر شکل کافیه
...این گرما داره باعث میشه سرگیجه بگیرم
!آروم باش! مخصوصاً تو همچین مواقعی
!به درسات فکر کن
شرایط ذهنی تاکوما در موقعیت های خطرناک
درس
درس
درس
...یه نفس عمیق بکش، فکرت رو متمرکز کن
!و با ریاضی شروع کن
!!شروع بررسی اطلاعات
!شروع بررسی اطلاعات
!آی
!تاکوما کون، پام رو له کردی
...ریشۀ مربع 2 برابر است با ...1.41421356
...ریشۀ مربع 5 برابر است با ...2.2360679
!چهرهاش از همیشه جدیتر شده
فهمیدم! داره اینکار رو میکنه !تا بتونم بیشتر روی بوس کردن تمرکز کنم
،ببخشید تاکوما کون !منم بیشتر تلاش میکنم
اونجا نبود؟
.به نظرم همینجا باید باشه
!هوی، انگار یه چیزی از اونجا زده بیرون
منظورت از "اونجا" کجاست؟
!اونجا! کمد رو میگم
!مردیـــــــم
!موتسومی چان اونجاست
پس قراره اینجا بمیرم، ها؟
حتماً مامانم توی بهشت !حسابی ازم ناامید میشه
...البته جای من که توی جهنمه
!نمیخوام بمیرم
!فقط 2 دقیقه دیگه مونده، تحمل کن
.تاکوما کون ترسیده
.تقصیری نداره آخه از مردم میترسه
حتی اگه این مشکلم نداشت !بازم این موقعیت ترسناکه
...با این حال
.من رو نجات داد
با اینکه میتونست تنهایی فرار کنه ...ولی دست من رو ول نکرد
...نه تنها حمایتم کرد
!این همه هم باهام مهربون بود
...تاکوما کون
!خیلی دوستت دارم
!فقط 10 ثانیه مونده
9... 8... 7...
6... 5... 4...
3...
...بد شد! ...به موقع
ها؟ این دیگه چیه؟ نیزه؟
بوسه با معشوق
بوسه با معشوق
والکیری فعال شد
!والکیری فعال شد
این دیگه چه بادی بود؟
.اینجا که فقط یه مشت جاروئه
دختر ششم: موتسومی هلمویگ بال، لول 6
.دیگه مشکلی نیست
.تو هوا معلقی، نگران نباش
به هرنحوی بود تونستیم قرار رو ...با موفقیت تموم کنیم
.ولی امروز تاکوما رو حسابی زجرکش کردم
با اینکه میخواست زودتر برگرده خونه ...به زور نگهش داشتم
...بعدم که بقیه افتادن دنبالمون
من رو بگو که میخواستم .خاطرات قشنگی برای تاکوما کون بسازم
...چه قشنگه
قدیما وقتی که تازه این فروشگاه ساخته شده بود .با مادرم برای گردش به اینجا اومدیم
...اون روز، به کلی مغازه سر زدیم
تمام روز رو دور زدیم، دویدم و زمین خوردم .و کلی چیزای خوشمزه خوردم
آخرشم از روی پشت بوم .غروب رو تماشا کردیم
!غروب اون روزم دقیقاً مثل این بود
...تاکوما کون
!خوشحالم که خوشت اومده
...منم امروز خیلی حال
!بهم خوش گذشت
...آها
چی شده؟
چون لولم پایینه .فکر کنم قدرت پروازم به آخراش رسیده
چی!؟
...واقعاً که
تا کی باید از اون پسرۀ ضعیف محافظت کنم؟
به لطف کمک های ایچیکا نِه ساما .میتونیم راحت روی برنامههای قرار تمرکز کنیم
.از صمیم قلب ممنونیم
.اینم بخشی از مأموریته، پس تحمل میکنم
راستی به جشنوارۀ مدرسه میای؟
،همه غیر از شینو که هنوز خوب نشده .قراره شرکت کنن
...اون پسرۀ ضعیف برام مهم نیست
ولی برای محافظت .از خواهرای عزیزم شرکت میکنم
.امروز یه هالۀ عجیبی رو حس کردم
!حواستون جمع باشه
!دشمن بهشون نزدیک شده بود
پس یه محافظ دارن، ها؟
.کار خوبی کردم مستقیم نرفتم سراغشون
!ولی خودمونیم، اینا خیلی خوشمزه ـن، ها .نمیتونم بیخیال غذاهای اینجا بشم
!خلاصت میکنم ها، توله سگ
به به... پس تو هم اومدی پایین؟
تا کی میخوای واسه خودت ول بگردی؟
از اهمیت مأموریتت خبر داری؟
چطوره سریعتر والکریها رو بکشیم، تموم بشه؟
با احترام باید بگم که .هنوز وقت غذا خوردن نرسیده
.فعلاً وقت لذت بردن از پیش غذاست
چطوره تو هم به من ملحق بشی؟
.غذاهای اینجا هم همچین بدک نیستن
...فنریر" هم که یه ترسو رو فرستاده اینجا"
.نگران نباشید
...به زودی جشنوارۀ مدرسه شروع میشه
اونجا بهترین شکارگاه !برای بلعیدن والکیریهاست
!عشق والکیری: قرار با آیدول .با موفقیت به پایان رسید
!بدست آوردن امتیاز تجربه
!افزایش لول "هلمویگ" تأیید شد
قرار کامل شد
!قرار کامل شد
.ممنون ایتسیو چان
به لطف کمکهای بقیه .تونستم لولم رو بالا ببرم
.حالا دیگه میتونم توی مبارزات کمک کنم
واسه یه خواهر بزرگتر طبیعیه که .نگران خواهرای کوچیکترش باشه
...ولی ما سه قلوییم، ها
معلومه خیلی دوست داری .ادای خواهر بزرگها رو در بیاری
.خوشحالم که عشق والکیری ـت اینقدر ساده بود
...با ناتسوکی درموردش حرف میزدیم
شانس آوردی طرفدارات ندیدنت که مجبور بشی .تو یه کمد قایم بشی، پس ساده بود
!حق با توئه !اگه اینطور میشد، خیلی بد میشد
موتسومی؟
قسمت بعد: دختر خدمتکار
!قسمت بعد: دختر خدمتکار
MOMAN_M111
Forums.AnimWorld.net
@AWforum کانال گروه @AWsub کانال زیرنویس
MOMAN_M111
Forums.AnimWorld.net
@AWforum کانال گروه @AWsub کانال زیرنویس
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.