All language subtitles for dystopia.S01E08.480p.WEB-L

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

با افتخار تقدیم میکند ~ .::Royal.subscene::. ~ تیم ترجمه

- بزرگ‌ترین شیطان اکنون تمام نشده

اما چنین تصور می‌شود فرمان دهد، حرکت کند، پشتیبانی کند،

حمل می‌کردند و به روشنی ابلاغ میکردند کفپوش شده و گرم میشوند

و دفاتر بسیار روشن با مردان آرام با یقه های سفید

و با ناخن های تمیز و گونه‌های صاف و تراشیده

کی نیازی به صدای رسا ندارند

آنها کانون شرارت در دنیای مدرن هستند

- امروز بیوکورپ تاریخ ساز جایزه صلح نوبل شد

با دادن درمان سرطان،

برای کل جمعیت جهان

در قبال ثبت ‌نام اجباریشون

در زمینه تشخیص هویت برنامه، که اجازه

افزایش امنیت جمعیتی را می‌دهد

مدیرعامل شرکت زیستی بیوکورپ اظهار داشت به مرور زمان، ما درک می‌کنیم

که تنها چیزی که ارزش دارد مبارزه برای خانواده است،

و امروز روزی است که باید تصمیم بگیریم

برای جنگیدن به سمت راست یا غلت زدن و مردن

همه چیز برای امشبه

- همه چیز مرتبه

- ممنونم

بیا اینجا عزیزم

- روز خوبی بود؟

- نمیدونم عزیزم، باید صبر کنیم و بفهمیم

- حالا چه اتفاقی می‌افته؟

- نمیدونم، اما همه چیز تغییر میکنه

- خانم آدامز

- بله

- من دیوید جانسون از شرکت بیوکورپ هستم

هر دوتون با من بیاین

حالا!

- خیلی خب، زود باش بیا

- آره، عزیزم، می‌بینی توماس "لیست رو داره"

پس ما نمیتونیم به همه هشدار بدیم

- اون نمیخواد تمام لیست و مرور کنه

به علاوه، پلیس اونو تو این زمان دستگیر می کنه

- از کجا معلوم؟

- چرا این اتفاق افتاد؟

- این ردیاب توئه؟

- آره، "دیوید" برام برنامه‌ریزی کرده بود

- اوه، خب، میتونیم از این برای پیدا کردن توماس استفاده کنیم

- نه، یکی دیگه اینجاست

- عزیزم، ولی نه، اون توماسِ

- نه، از سیگنال چهارمی استفاده کن

شاید هم دیوید باشه

- نه، من و تو می‌دونیم که این بعیدِ

- خب، اگه این "دیوید" نیست. این دوستانه نیست

و هر کی که هست دارن سریع حرکت میکنن

- پس باید از اینجا بریم بیرون

- هر جا که بریم اونا ما رو پیدا میکنن

- آره، خب بذار فکر کنم، باشه؟

خیلی خب، توماس گفت که همه توی این فهرست هستند،

اونا تو کل کره زمین هستن

پس

- پس فکر می‌کنی اون همه جا پرواز میکنه؟

- نه، خیلی آروم پیش میره

میدونم

- چی؟

- اگه تو برنامه‌ای نداری راه رفتن برای همه هست

- همه رو میاری پیش خودت

- دقیقا، اون داره سعی می کنه در یک زمان بهمون حمله کنه

- من یه فکری دارم

- چیه؟

- دیوید، اون یه هوش مصنوعی روی ردیاب من گذاشت

- "آه، پسر خوب،" دیوید

- ما می‌تونیم هوش مصنوعی رو به سیستم کامپیوتر متصل کنیم

و ما می‌تونیم تو این زمان اینترنت داشته باشیم

خیلی خب، زمان حقیقتِ

کامپیوتر، تو به اینترنت دسترسی داری؟

- بله، البته، دوست داری

چی ببینی؟ - خیلی خب

ادام، پایگاه‌ داده رو برای رویدادهای آینده بیوکورپ میکشه

- من به تقویم عمومی دسترسی دارم

برای بیوکورپ، کارکنان این جمعه این رویداد و جشن گرفتن،

جزئیات رو دوست داری؟

- اره

بینگو، همین طورِ همشون توی لیست هستن

- وای، باید حرکت کنیم

- میدونی که خیلی خوب بود که من برمیگشتم و تو میموندی

من هیچوقت نمی تونستم همچین چیزی رو بسازم

تو خیلی متنوع هستی، اینو می دونی؟

تو شک داری؟

هی، فهمیدم

منظورم اینه که، البته که هستی. تو یه روانی نیستی

اگه تو بهش شک نمی‌کردی اونوقت من نگران تو میشدم

این یک حرکت جدیِ، دوست من

منظورم اینه که، نه مثل کاری که قبلا می‌کردی،

اما این قدم بعدیه

اینجا جاییه که تو تمام این مدت داشتی می‌رفتی

و کل مسیر یه جاده تاریک بوده …

به این فکر کردی که چند نفر

قراره امشب اونجا باشن؟

منظورم اینه که، واقعا بهش فکر کردی؟

مردم با خانواده، با بچه‌ها

۲۰۰۰ نفر با امید و آرزو

و تو می خوای اونا رو تبدیل به اجساد کنی

اونم تو یه ثانیه

تو اصلا میدونی 2000 نفر چقدره، توماس؟

- خفه شو

- تو چی؟

این 0.0022٪ است

این که چند نفر تو آشوب ‌های سال ۲۰۲۱ قراره کشته بشن

این 0.000029٪ است

از جمعیت این جهان،

که همه آینده های در این مورد مصمم هستن

حالا، توسط تو

پس این دکمه رو فشار میدی و حتی وانمود هم نمیکنی که

باید درباره‌اش فکر کنی

منظورم اینه که ما خودمون بچه نیستیم

کاری که تو می‌کنی، چیز وحشتناکیِ

تو قبلا یه قاتل بودی، ولی این

این تو رو قصاب میکنه

کاری که امشب می‌کنی رویای تو رو تحت‌الشعاع قرار میده

برای بقیه عمرت

- بسه

- پس واقعا در این نقطه،

فقط یک چیز باید از خودت بپرسی

خواب تو واقعا چقدر ارزش داره؟

یه عمل ترسناک

برای آینده بشریت،

و برای اون

- فکر کنم اونه که از سرت حرف میزنه

که باعث قلب تو میشه

تو نمیتونی از سرنوشتت فرار کنی

شاید الان وقتشه که سر و کله بزنیم

هر چیزی وقت خودش رو داره

ما تنها تراژدی رو از دست دادیم

دوباره می بینمت، عشقم

و وقتی من این کار و کردم

میخوام صورتت رو تشخیص بدم

منو نجات ندادی و خودت و گم و گور کردی

- آره، آره، راستش الان دارم میرم سر کارم

... آره، می دونم - ببخشید سرکار

- اوه، هی، آره رفیق، چه خبر شده؟

- میتونی بهم بگی خیابون "کالی" کجاست؟

- خیابون کالی؟ - اره

- آره، در واقع تو اینجایی

- من عاشق این عتیقه های قدیمی هستم

- ازت میخوام که حرفم رو گوش کنی

- چی؟

- ما باید جلوی "توماس" رو بگیریم

- میدونم عزیزم

- نه، نه، نه، ما باید هر کاری که لازمه انجام بدیم

- منظورت چیه، هر کاری لازم باشه؟

- نمیتونیم بذاریم اون همه آدما رو بکشه

- میدونم، ولی من قرار نیست "توماس" رو بکشم!

باشه، من این کشتن یا کشته شدن رو بازی نمی‌کنم

- خب که چی، تو می خوای سعی کنی از لبه پرتگاه باهاش حرف بزنی؟

منظورم اینه که اونو دیدی؟

- آره، دیدمش ... عزیزم، فقط، فقط

میدونی چیه، فقط بس کن

بذار من اول باهاش حرف بزنم، باشه؟

- با اون حرف بزن، نیکو تو اونی نیستی که میخواد باهاش حرف بزنه

- خیلی خب، حق با توئه

خیلی خب

- آخرین فرصت برای تغییر عقیده ات

- نمیخوام نظرم عوض بشه

- خداحافظ

- ... خب، فکر کنم تو واقعا میخوای اینکارو بکنی

- آره، اینطوری به نظر میاد

- داره جواب میده؟

- آره، کار کردن واسه خانواده‌اش سخته

- منو یاد کسی میندازه که می‌شناسم

- هنوز درستش نکردم

رفیق

متاسفم، آبجی

- تو دیگه کدوم خری هستی؟ - ... ببین، ببین، ببین

- بچه منو کجا می‌بری؟ - ... نه، گوش کن، ببین

مامان، مامان، مامان، گوش کن

- کمک، یکی کمکم کنه! - نه، ببین، مامان، مامان، مامان

ببین، باشه، ببین، من پسرت هستم

میدونم که باورش سخته، این منم، نیکو

ببین، من دستمو تو یه بازی بیسبال شکستم

با "جیمی فینک" ، باشه؟

من از یه کاسه موز تو بستنی استفاده کردم

یادته وقتی چهار سالم بود، خب؟

- ما وقت زیادی نداریم

- خیلی خب، گوش کن، من می خوام بذارم بری، مامان

ولی تو نباید جیغ بکشی می‌فهمی؟

قول میدی؟

باشه

- شماها کی هستین؟

تو ... خیلی شبیه اونی

- میدونم، میدونم، باید تمرکز کنی، باشه؟

ببین، من پسرتم، من بزرگ شدم

این زن من جنی از آینده

- سلام

- ما اینجاییم تا لورن رو نجات بدیم

- چی؟

- در آینده اتفاق بدی براش افتاده

خیلی خب، ما یه شانس داریم که نجاتش بدیم

اگه بزاری اون با من بیاد

- امکان نداره!

- آره، گوش کن، تو باید حرفمو باور کنی

گوش کن، اون مستحق زندگی بهتره

- چی؟ چه اتفاقی براش افتاده؟

- اگه به ما کمک کنی اون وقتی بزرگ بشه

تبدیل به یه زن خوشگل میشه با مرد رویاهایش ازدواج میکنه

بچه هاش و داشته باشه، یه خونواده داشته باشه

اما اگه به ما کمک نکنی، مامان، اون میمیره

- نمی‌فهمم تو توی مدرسه هستی

و حالا تو خیلی پیر شدی

- خیلی وقته که ندیدمت

- پسرم، پسرم، حتی اگه حرفت رو باور کنم

چطور اجازه بدم دختر کوچولوی من رو بگیری؟

بچه‌ام رو اذیت نکن - باور کن

ما اینجاییم تا لورن رو نجات بدیم

ما اینجاییم تا لورن رو نجات بدیم، باشه؟

- نیکو، باید بریم

- خیلی خب، گوش کن مامان، لورن قراره جاش امن باشه، باشه

تو باید زندگیت رو با شوهرت دوست داشته باشی

و پسرت

- باهاش چی کار کردی؟

بهش مواد دادی؟

- گوش کن مامان، یه چیزی بهش دادم که بخوابه

باشه، من فقط یه چیزی بهش دادم که بخوابه

- نمی‌تونم بذارم بره، نه!

- به من گوش کن، اون بهترین دوست تو آینده ماست

اون دقیقا شبیه توئه، چشمات و همه چیزت

نیکو

- باشه، باشه، ببین، باشه بهم قول بده که به بابا نمیگی

اگه بهش بگی متوجه نمیشه

- این خیلی زیادِ این اتفاق نمیوفته

این اطلاعات زیادیِ

من حتی نمیتونم کل این اتفاقات و پردازش کنم

- احساس نمی‌کنی که پسرته؟

- می‌دونم که این واقعیِ، و می‌تونم احساس کنم که تو پسر منی،

اما، بله، مراقب اون باش

- حتما

- نیکو، باید بریم

- ... میدونم عزیزم، فقط یه دقیقه بهم وقت بده

- لطفا عجله کن

- قول میدم، قول میدم

ببرش سمت ماشین

- مراقب اون باش

تو بزرگ شدی که مرد خوش‌قیافه‌ای باشی

و همسرت اون خیلی خوشگله

- اره، اون خوشگله

- چی اتفاقی افتاده، چی مشکلی پیش اومده، چه مشکلی پیش اومده؟

- مامان، باید یه چیزی بهت بگم

هر کجا که باشم، تو توی آینده با من نیستی

- اما من الان اینجام، باهاتم، من همیشه با تو میمونم

من مادرتم

- گوش کن، تو واقعا بهترین مادر دنیا هستی

در کل دنیا، بهترین مادری

- تو همیشه اینو به من میگفتی

- زودباش نیکو

فکر کنم تو همیشه واقعا خوشگل بودی

- مامان، تو هم می تونی با من بیای

تو میتونی با من از لورن مراقبت کنی

- ولی، کی قراره مادرت باشه، اینجا و الان؟

کی می خواد از تو مراقبت کنه؟

کی می خواد اونجا باشه وقتی که پدرت نمی تونه اونجا باشه؟

من نمیتونم ترکش کنم من باید اینجا بمونم

با تو و بابات

- شنیدم که زنایی هستن

خارج از شهر که هنوز بارور هستن

اونا نسبت به ویروس مصونیت طبیعی دارن

که اونایی که داخل شهر هستن این کار و نمی‌کنن

- من الان باید برم

نه، مامان، نه!

مامان نه!

- تیر خوردی؟

- نه، مامانم تیر خورد

- نیکو، تو باید ترکش کنی

بلند شو، تو باید فرار کنی، ولش کن

- نه نه - نیکو

- من معمولا توی خونه زنگ نمی‌زنم، کی از همه اوله؟

- اون، دکتر

چقدر به هم نزدیک بودین؟

- ما وقت داریم

- دکی، می تونی سریع انجامش بدی یا نه؟

- چاره‌ای ندارم، بذار ببینم

خیلی خب، این منطقه رو بی حس میکنه، باشه؟

- باشه، به نظر فکر خوبی میاد

- خوب میشی

- باشه

- نگاه نکن، نگاه نکن عزیزم، خوبه

- خدای من

- نه، چیزی نیست عزیزم، چیزی نیست

- باشه، باشه

- چیزی نیست عزیزم، نگاه نکن، نگاه نکن، اینکار و نکن

- تو حالت خوب میشه

تو فقط حالت خوب میشه

- خب، زود باش، زود باش، بیا بریم، بیا بریم

- من اون و دیدم، معمولی به نظر می‌رسه

- ما برای گردش وقت نداریم، دکی

- بله، البته

خیلی خب

- جواب داد، اما داره نزدیک‌تر میشه

- پس سریع مرتبش کن سریع مرتبش کن

- باند پیچی کن، باشه

نوبت توئه

- نه، فراموشش کن دکتر، فراموشش کن

- اگه تکون بخوری ممکنه یه رگ خونی یا یه رگت و جدا کنم

- ببین، من قرار نیست شونه خالی کنی، فقط انجامش بده

- خیلی خب، تکون نخور

- زود باش، بیا بریم!

- تکون نخور

تو نباید تکون بخوری

تقریبا رسیدیم

- و اون تقریبا اینجاست

تراشه کجاست؟ - من تراشه رو دارم

واقعا عمیقِ

- برو عزیزم، برو، برو و "لورن" و تو ماشین بررسی کن

- چی؟ - برو تو ماشین

برو تو ماشین و "لورن" رو چک کن، انجامش بده!

زود باش، زود باش، بزن بریم

- تقریبا خوبه من تقریبا اونجا هستم

- زود باش دکی، زود باش دکی!

- باشه، فهمیدم

هی، من باید تو رو پچ کنم

- وقت نداریم

- تو خوبی؟

- چی، اوه اره - تو فقط یک رویا داری

- اره

- یه رویا

- چی؟ - یه رویا

- اوه، یه کابوس دیدم

- چی، درباره بچه؟

- یجورایی

- منظورت چیه، یجورایی؟

- خب، از اون راه شروع شد

و بعد توماس خودش و نشون داد و بچه، اون...

- و سرانجام به پایان رسید همیشه همین طورِ

- اره

عزیزم، اون می خوادش

- نه، اون این کار و نمیکنه، اون

- آره، می دونم

اون میخواد بهش صدمه بزنه - اون اینکار و نمیکنه، اون اینکار و نمیکنه

- باید ببریمش یه جای امن

- اون در امانِ، فقط یک کابوس بود

- نه، باید ازش محافظت کنیم

- حتما

- برای توماس

- توماس هیچ وقت کاری نمی‌کنه که بهش صدمه بزنه، خودت هم اینو میدونی

- من نمیترسم، عزیزم

- لعنتی

هنوزم تو رو دارم

- تو هنوز زنده ای

- آره، هنوز داره تیک‌ میزنه

- سلام

- و این کوچولو کیه که دم در خونه منه؟

اسمت چیه، خانم جوون؟

- اسم من لورنِ، آب سیب داری، لطفا؟

- آره، بیا تو، ما میتونیم یکاری برات بکنیم

- ممنونم

- زودباش، من تو رو می‌برم

- هنوز درد داری؟

- آره، مشکلی نیست

- من باید بدوزمش

- خواهش میکنم

- خب، تو موفق نشدی که کاملا دستت رو داغون کنی

- نه اینکه سعی خودش و نکرده باشه

- پس این دوست کوچولوی شما چقدر ساده است؟

- اون خواهر منه

- اشکالی نداره بپرسم تو کجایی؟

- من با بابای جوونتر از خودم تو خانه هستم

- مامانت چی؟

چیزها خیلی پیچیده تر هستن

- تو هیچ ایده‌ای نداری

- چی، راز بزرگ چیه؟

- در آینده، جایی که من ازش اومدم تو جون منو نجات دادی

اونم همینطور

- این حقیقت داره

- چطور میتونم این کار رو بکنم؟

- ما با هم ارتباط داریم، اما من نباید زیاد بهت

در مورد زندگیت بگم

- خوب، خوشحالم که می‌بینم هنوز این دور و بر هستم

- به هر حال فقط می‌خواستم ازت تشکر کنم

تو یکی از شجاع‌ترین کسایی هستی که من دیدم

- خب، این کم‌ترین کاریه که میتونم برای اون مرد بکنم

که جون بابام و نجات داده

- بابا؟

- اوه، بیا اینجا پسرم

مهمون داریم

- تو بهم نگفتی که یه پسر داری

- منظورم اینه که، چرا من همه اون جعبه‌ها رو دارم؟

این تراویسِ، تراویس، اینا دوستای منن

- تراویس، من نیکولای هستم میتونی به من "نیکو" بگی

- حالا برو و با لورن بازی کن، باشه؟

- ها؟

- اون برای یک مدت اینجا میمونه، چیزی نیست

مادرش دو سال پیش تو یه حادثه فوت کرد

من از اون جدا شدم

ازت ممنونم، ما چند سال دیگه وقت داریم

و برای این، من همیشه سپاسگزار هستم

- پس اون داره خوب پیش میره؟

- اون سالمه، و دیدگاه مثبتی نسبت به زندگی داره

و میدونه که من سی سالمه

اون احتمالا هنوز بیشتر از من زندگی میکنه

و "تراویس" بیچاره با من گیر کرده

- این چیز خوبیه، دکی

زمان خرج کردن با خونواده مهم

- بله هست، و تراویس یه شغل تمام‌وقت داره

مشکلی پیش اومده؟

- نه

- مطمئنی، عزیزم

- اره، من خوبم

- تا جایی که یادم میاد، توماس یکی از اون ردیاب‌ها رو داره

پس اون کجاست؟

- اوه، اون، اون عوض شده

- ما فکر می‌کنیم که اون نقشه یه چیزی رو برنامه‌ریزی کرده یه چیز وحشتناک

- یه چیزی مثل چی؟

- الان نمیتونم بهت بگم

- خب، هر چی که هست اگه کمکی از دستم برمیاد، بهم خبر بدین

- راستش، من به کمکت احتیاج دارم، دکی

- نه

- می خوام که مراقبش باشی

- اوه البته

- چیزی که میبینی تو آینده براش اتفاق بدی میوفته

و ما سعی داریم ازش جلوگیری کنیم

- این چیزیه که توماس و تغییر میده؟

- اون دفعه قبل از لورن حرف زد

- آره، فکر کنم

- ببین، من بهش نگاه می‌کنم انگار یکی از ماست

- مطمئنی، ما نمیخوایم مزاحمت ایجاد کنیم

... میتونیم - عزیزم، فقط برای الان

- من نمیخوام هیچی رو بهش اضافه کنم

... ما باید اون رو بگیریم و

- ببین، من درک می‌کنم اگه جلوی توماس رو نگیری

از چیزی که هست، فقط اوضاع رو بدتر میکنه

- فقط همین باید بریم

- اون توماسِ؟

- گفتنش سخته، دو تا سیگنال وجود داره

و دارن نزدیک‌تر میشن ما باید همین الان بریم

- صبر کن، صبر کن، نیکو

موفق باشی، باشه، و نگران اون نباش

اون دست خیلی خوبی داره

- ممنون، دکی

بیا بریم، عزیزم

هی، اون چی بود؟

- چی؟

- بنظر میاد یه روح دیدی

- اون زندگیش رو بخاطر تو داد

مطمئن نبودم که باید چیزی بگم

- ... میدونم، ولی

- پسرش، تراویس، اون خیلی خوب از آب در نمیاد

چیزی نیست، باشه

- هی، هی، مطمئنی؟

- آره، فقط غافلگیر شدم

بیا بریم

- خیلی خب

ای کاش می تونستم برگردم و اون دستگاه رو نابود کنم

- عزیزم هیچ کدوم از اینا تقصیر تو بود، مگه نه؟

- اگه من ماشین و نساخته بودم،

همیچکدوم از این اتفاق ها نمیوفتاد

- تو به مردم یه فرصت مبارزه میدی

به چیزی که قبلا هیچوقت همدیگه رو ندیده بودن

- قراره دوباره مردم و دنبال ما بفرستن

متوجه نشدی؟

- چی داری میگی؟

- چیزی که من دارم میگم اینه که، ما باید الان به خانه برسیم،

بیشتر از همیشه

باید دستگاه رو بازسازی کنم

- بعدش اونوقت تو اونو از نو میسازی

- من، من نمی‌تونم بدون توماس این کارو بکنم

- پس باید توماس و متقاعد کنیم

بعد از اینکه ما اونو از کشتن همه متوقف کردیم

- درسته

- صبر کن، صبر کن، وایستا

- ... عزیزم، ما نمی تونیم، نه، عزیزم، ما نمی تونیم

- باشه، باشه، همه چی درست میشه

- درد میکنه - نیکو، یه آمبولانس خبر کن

- عزیزم!

- اسمت چیه، اسمت چیه؟

- کارمِن

- کارمن، خیلی خب، من بهت احتیاج دارم که نفس بکشی، باشه کارمن،

با من بمون، من تو رو ترک نمی‌کنم

- خیلی خب

- تو تنها نیستی فقط آروم باش، باشه

- خیلی خب، آمبولانس داره میاد

عزیزم، میدونی که نمیتونیم بمونیم

- نیکو، من ترکش نمی‌کنم، نمیتونم

و میدونی چرا

- نه، نه، نه، باید بریم

- نه، تو باید بری فقط بدون من برو

توماس "رو پیدا کن، من پشت سرت میام، قول میدم"

من باید اینجا باشم

- باشه، باشه

- دوست دارم

باشه، باشه، کار من، باید نفس بکشی، باشه

اسم بچه ات چیه؟

- کادنس - کادنس، اسم بچه ات کادنس درسته؟

می دونی چقدر خوش‌شانسی؟

- تو، تو هم بچه‌ داری؟

- هنوز نه، یه روز

- یه روز

- یه روز

- حالت چطوره؟

- خوبم، تو چی؟

- خوبه، خوبه، خوبه،

امشب قراره بریم بیوکورپ؟

- اره، البته

- دعوت شدی؟

- آره، درست همینجا

- باشه، من به اونو لباسات نیاز دارم

- "خوب بود،" آرنی

- از ماشین پیاده شو دعوت نامه رو به من بده مرد

زودباش

کتت رو در بیار

تو برای بیوکورپ کار می‌کنی؟

- اره

- خب، تو واقعا نباید اینکارو بکنی

- زود باش، زود باش، زود باش

- ما نکته خوبی پیدا نکردیم

از همه تحقیقاتی که انجام دادیم، قربان

ما هیچ کاری برای ادامه دادن نکردیم

اما چیزی که من درباره‌اش حرف می‌زنم اینه که باید اطمینان بیشتری حاصل کنیم

قبل از اینکه به اداره دارو و سلامت آمریکا بریم

یا هر کدوم از تابلوهای تاییدیه دیگه...

- دقیقا - سناتنور، خیلی متاسفم

- اوه، اشکالی نداره

- ولی من فقط می‌خواستم دستت رو تکون بدم

- سلام

- سلام

و رابرت، انتظار نداشتم به این زودی دوباره ببینمت

برای چه جایزه ای اینجایی

- آره، منم از دیدنت خوشحالم

- از مهمونی لذت ببر

- یک مزاحم ممکن در منطقه تعمیر و نگهداری باشه

قربان، این منطقه ممنوعه است

- متاسفم؟

- من که گفتم قربان، این منطقه ممنوعه است

- باشه، متاسفم، من اهل اینجا نیستم

من فقط به دنبال یک مکان برای سیگار کشیدن بودم

- آقا، تو باید با من بیای

- بله، البته، لطفا

- قربان این منطقه ممنوعه است

- بله، ببخشید آقایون، داشتم دنبال دستشویی می‌گشتم

- اون فقط تو ورودی اصلی، از این طرف

- آه، بله، درسته فقط مستقیم برو اونجا

- ما شما رو اسکورت می‌کنیم

- خواهش می‌کنم، راه رو نشون بده

- میشه دعوتنامه تون رو ببینم، لطفا؟

- بله، البته که دارم همینجا نگهش دار

- میتونم کمکتون کنم، قربان؟

- سلام، من برای مراسم بیوکورپ اینجام

- قربان، از ورودی اصلی به سمت جلو حرکت کنین

- من با گروه خاصی در این شرکت هستم

که امشب قراره یه سورپرایز مخصوص برگزار کنیم …

- خب، شما یک دعوتنامه معمولی داری، آقا؟

- نه

- پس متاسفانه باید بگم که نمیتونم بهت اجازه بدم بیای تو

- خب متاسفانه من از تو برتری دارم

در هر زمینه‌ای که تصور کنی و من دارم میام داخل

- قربان، لطفا از اینجا برین سریعا اینجا رو ترک کنین

- یا چی میشه؟

- وگرنه به جرم تجاوز به حریم خصوصی دستگیر میشین

- پس فکر کنم بهتره دستگیرم کنی

- خیلی خب، یه فشار بزرگ بهم بده، باشه؟

- زود باش امتحان کن

حالت خوبه، حالت خوبه

- نمیتونم اینکار و بکنم! - چرا می تونی، آره می تونی

نمیتونم اینکار و بکنم!

- تو کارت خوب بود، کارت خوب بود، خیلی خوب، به من نگاه کن

تو کار بزرگی انجام میدی

- نمیتونم! - یک فشار بزرگ، خیلی خب

- نه! - خیلی خب، ها؟

- اره میتونی

ادامه بده - می بینمش، می بینمش

- تقریبا رسیدی - زودباش

اره، اینم از این - نه!

- خوب و بزرگ زود باش، بیا بریم

- آره، آره، بفرمایید بفرمایید، بفرمایید

بفرما، خودشه

تبریک میگم

- دختر عزیزم، تبریک میگم - دختر کوچولوی بامزه

- اون خوشگله

- اون خوشگله

به من اعتماد کن، من پایان بهتری از این معامله دارم

باید برم، موفق باشی، باشه؟

- خیلی خیلی ممنونم

- ممنونم، دکتر

- ببخشید

منو ببخشین

منو ببخشین

- دلم برات تنگ شده بود

- چیکار کردی، عزیزم؟

- من کاری رو کردم که باید می‌کردم

- من اومدم اینجا تا تو رو نجات بدم

- نه، نه، دارم سعی می‌کنم نجاتت بدم

- نه، اینجوری نیست

- خواهش می‌کنم، بذار این کار رو بکنم وگرنه دلم برات تنگ میشه

- به من اعتماد داری؟

- اره

- دوستم داری؟

... میدونم، دوستت دارم، همیشه عاشقت بودم، همیشه دوستت داشتم

- اعتماد کافیِ، دوباره همدیگه رو میبینیم

- اعضای محترم شورا،

این امتیاز بزرگیِ که امروز دارم با شما حرف میزنم

با یک جسد از یافته‌ها، حتی اگه این کار و نکنم …

- بهت هشدار دادیم

- خانم‌ها و آقایان، ما امشب یه مهمون ویژه داریم

افتخار می‌کنم که شما رو بهش معرفی کنم، سناتور جیم ویلیامز

- ممنون، از همتون ممنونم

ما کاملا مطمئن نیستیم که الان باب تینکر کجاست،

ولی اگه شما مشکلی نداشته باشین، من افتخاراتش رو انجام میدم

شما امسال در بیوکورپ سال

خیلی خوب و موفقی داشتین

کار سخت شما شرکت رو تاسیس کرد

به همون اندازه که امروز قدرتمند و مهارت داشتین

اما حالا، من افتخار آشنایی با

یکی از معماران برجسته این موسسه

از قرارداد جدید دولتی با بیوکورپ رو داشته ام

هدف شما در بیوکورپ اینه که

کل دنیا رو نابود کنید

در عرض ۱۰ سال آینده به فنا بدین

- توماس، کجایی؟

توماس، توماس، توماس

اوه، "توماس"، خدا رو شکر که خودتی

- نیکو، اینجا چیکار می‌کنی؟

- چیکار دارم می‌کنم؟

من اینجام تا تو رو از انجام یه کار وحشتناک منصرف کنم

- تو از کجا می دونی؟

- توماس "، ما احمق نیستیم، میفهمیم"

- تو احتمالا فهمیدی که نمیتونی جلوی این کار رو بگیری، نیکو

- اوه خدایا - هیچی نمیتونه جلوی این و بگیره

- نه

- و بخاطر خدا، نیکو

چرا میخوای تمومش کنی، ها؟

به این آدما نگاه کن، اونا قاتل هستن قاتل های توده ای

تک ‌تک اونا

- نه، نه، اونا بیگناه هستن

- لورن "بیگناه بود"!

- ببین، لورن نمی‌خواست تو این کارو بکنی

- آره، نیکو بود اون می‌خواست که من چند نفر و بکشم

که یه میلیارد رو نجات بدم، میدونی که اون دوست داره!

- تو این کار رو با وجدان خودت می خوای، مگه نه؟

- این از ما بزرگتره، نیکو این از من و تو بزرگتره

باشه، پس فقط برو، بذار من انجامش بدم، برو، برو

- و تو میخوای چیکار کنی، ها؟

این یه بمبه، مگه نه؟

- مهم نیست که چیه!

- این یه بمبه، مگه نه؟ - اره!

- اوه خدای من، خواهش می‌کنم توماس "، ما" لورن "رو داریم"

- نه

- نه، ما میتونیم اینو ثابت کنیم - بس کن، بس کن، بس کن

- توماس، به من نگاه کن

به من نگاه کن! - بس کن

- اون پیش دکتره

میتونیم این و ثابت کنیم - نه، به عنوان یه بچه، درسته؟

تو رفتی و اونو به عنوان یه بچه پیدا کردی، نیکو این مثل سابق نیست

هیچ اتفاقی نمیتونه

نظر منو عوض کنه - خواهش می‌کنم بیا، خواهش می‌کنم بیا

- نه، تو، تو باید بری، بخاطر من خواهش می‌کنم، برو

- باشه، باشه، اگه این آدما رو بکشی

پس تو هم منو می‌کشی، من بدون تو از اینجا بیرون نمیرم

- پس منم قراره جنی رو هم بکشم، درسته؟

چون اون یه جایی توی ساختمون نیکو، مگه نه؟

اون اینجاست، درسته، یه جایی؟

میخوای زندگیش رو به خطر بندازی؟

وقت خودت و بخاطر دنبال کردن من بخطر ننداز

تو هرگز اون بمب و پیدا نمی‌کنی نیکو، تو وقت نداری

- توماس، توماس!

اوه خدای من، کجاست؟

- اون "توماس" بود؟

- آره، توماس بود

اوه، خدای من. یه بمب اینجاست. باید پیداش کنیم

- میتونه هرجایی باشه دانی هم اینجاست

- چی بود عزیزم؟

- یه دختر بچه

- و چی... - همه چی مرتبه

- خیلی خب، این خوبه این خیلی خوبه

خیلی خب، باید همه رو بیاریم بیرون

خیلی خب، همگی همه گوش کنین

به من گوش کنین! - گوش کنین!

- ... یه بمب توی ساختمانه، ما باید از اینجا بریم

همه به من گوش کنین، به بمب اونجاست!

از اینجا برین بیرون!

از اینجا برین بیرون، یه بمب اینجاست!

از اینجا برین بیرون، یه بمب اینجاست!

- خیلی خب، یالا، باید بریم

- حرکت کنید، حرکت کنید، حرکت کنید!

- نه، نه، نه، نه، نه - تکون نخور، تکون نخور!

- نگاه کن، نگاه کن، نگاه کن، حالت خوبه، ما خوبیم

- نیکو!

- توماس

- تو چیکار کردی؟

- دیوونه شدی؟

- تو چیکار کردی؟

- ما باید جلوی تو رو بگیریم

- جلوی منو بگیری، تو، تو کلا همه چی رو خراب کردی

- توماس! - نیکو!

- نیکو هنوز وقت داره که این موضوع رو درست کنه

بهم بگو با بمب چیکار کردی

- تو ولش کردی بره. به خدا قسم می‌خورم که تو رو می‌کشم پسر

- تو همین الانشم ما رو کشتی، نیکو

تو منو کشتی، تو جنی رو کشتی، تو لورن رو کشتی

تو تک ‌تک کسایی که دوستشون داشتیم رو کشتی

و برای چی، برای این آدما؟

- ببین، ببین، من یه کاریش می‌کنم یه کاریش می‌کنم

ولش کن بره

- نه، نیکو، این آدم میکشه یا کشته میشه

وقت عمله بمب رو بده به من

- واو، واو، اوه صبر کن، صبر کن، صبر کن

یه یارویی با یه اسلحه اونجاست

اون به دوتا افسر شلیک کرده

آدم دیوونه شده و به همه شلیک می کنه

- اون چی بود؟

- قربان، یه مشکلی پیش اومده

- منظورت چیه، چه مشکلی پیش اومده؟

- فعالیت مغزیش کاملا اشتباه می‌کرد

- منظورت از اشتباه چیه؟

- ضربان قلبش هم کم شده

- کسی اینجا نیست که کار درستی انجام بده؟

- عزیزم، عزیزم، صبر کن

- باشه، باشه، باشه

- نه، نه، نه، نه، نه!

- باید بری، برو

- می دونی که میخوان افراد بیشتری بفرستند، توماس

تو می‌دونی که این کار به آخر نرسیده!

به کمکت احتیاج دارم

- برای اینکه اینکارو انجام بدیم، باید اون و تثبیت کنیم؟

من می‌خواستم درستش کنم، نیکو این کاریِ که من می‌کنم!

- نه اونطوری، نه اونجوری

ما می‌تونیم ماشین و بازسازی کنیم، باشه، من فقط به کمک تو نیاز دارم

به کمکت احتیاج دارم، بهت احتیاج دارم

- تو میتونی علت ویروس رو قبل از اینکه پخش بشه پیدا کنی

- علت ویروس توی اون اتاق بود

و تو بهشون اجازه دادی فرار کنن!

- ما، ما میتونیم

- ما میتونیم چی، ما می‌توانیم صبر کنیم،

که بیوکورپ یه نفر دیگه رو برای کشتن ما بفرسته؟

یا یه نفر رو میفرسته تا خونواده ما رو بکشه قبل از اینکه به دنیا بیایم!

منتظر چی هستیم؟

ما منتظر هیچی نیستیم، نیکو

و نگران نباشید، من می‌خوام اون و به دوستم ثابت کنم

و میخوام یه چیز دیگه ازت بپرسم

و بعدش دیگه نباید همدیگه رو ببینیم

وقتی درستش می‌کنم سر راهم قرار نگیر

این یک چیز دیگه است

- نه، نه، "جنی"، نه! - ما باید جلوشو بگیریم، نیکو!

- نه، جنی

- یه شانس دیگه بهم بده

- جنی، ولش کن بره

- فعالیت مغزی اون غیر فعالِ

قلبش از کار افتاده

- امکانش هست که اون هنوز تو "۲۰۱۷" زنده باشه؟

- نه قربان، اون، اون مرده

- برنامه پاک ‌سازی پروتکل رو آماده کن

- ما مجوز داریم؟

- ماشین‌ها رو آماده کنید!

- بله قربان

- کل قضیه از کنترل خارج‌ شده

چند نفر رو می تونیم بفرستیم تو؟

- سخنگو، میگه تا آخر وقت

اونا کافیه فقط اتاق ها رو کامل کنن

که ۵۰ نفر رو بفرستم

- پنجاه نفر؟

- بله، آقای رئیس ‌جمهور

- خیلی خب، بهش بگو چهار نفر رو بفرسته

در اسرع وقت

- چهار نفر، قربان، شما میدونین که نگرانیتون خیلی به من ربط داره؟

- من از خطرات آگاه هستم

ممکنه باعث نابودی خودمون بشیم

اما برای انجام هیچ کاری، یعنی همون چیز

- چه احساسی داری؟

- هنوز زنده است

- خدا رو شکر

خب حالا چی؟

- نمی‌دونم، یک ماشین زمان بسازین و به خانه برگردین

- هنوزم فکر می‌کنم باید جلوش رو بگیریم

- راه دیگه فراتر از دسترس ماست، عزیزم

- قبل از اینکه اون بتونه مردم زیادی و بکشه

یک دستگاه مونتاژ کن و یا هر چیزی و تعمیر کن

باید جلوشو بگیریم، نیکو

لعنتی

- این چیه؟

- اوه خدای من

- اونا حتی یه روز هم صبر نکردن؟

به هم نزدیکن؟

- نه، خدا رو شکر

- صبر کن، چرا این کار رو می کنه، شکسته؟

- امیدوارم این طور باشه چون اگه اینطور نباشه،

اونا افراد بیشتری و آوردن

- فکر کنم من قراره اینجا رو دوست داشته باشم

مترجم: مجید == Royal.subscene ==

مترجم: مجید == Royal.subscene ==

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.