Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
با افتخار تقدیم میکند ~ .::Royal.subscene::. ~ تیم ترجمه
- تا حالا در مورد پدرم بهتون گفتم؟
- نه
- نگفتم؟ - نه
- اون عادت داشت صدای خرناس خوک و دربیاره
فکر میکرد من افسرده هستم و میتونه منو خوشحال کنه
جدی میگم، این کاری که اون میکرد
- صدای خوک درمیاورد؟
آره، همیشه
- جواب داد؟
- نه، حتی یکبار هم که شده، اما مثل این بود که این کار و میکرد
میدونی، مثل اون بود
اوه، تو ناراحتی بزار من این کار و بکنم
وحشتناک بود
ببخشید، میشه یکی دیگه بگیریم؟
- اره - یکی دیگه؟
- دو تای دیگه
- دو تای دیگه، باشه
- چه شکلی بود؟
- انگار که یک خوک درست و حسابی بود که داره خرناس میکشه، مثل …
- مثل یه چیز واقعی؟
- انگار که باعث میشه یه نفر دوباره خوشحال بشه
قبلا ازش متنفر بودم
جلوی همه دوستام اینکارو میکرد
مطمئنم که من چهار دوست دخترام و از دست دادم
- شاید بیشتر از این
- و من هم اکنون در آمریکا یک بچه بریتانیایی بودم
من به دیگری احتیاج نداشتم دلیلی برای اذیت کردن وجود نداره
- چه اتفاقی براش افتاده؟
- اون تو شورش ها کشته شد
همه چی درست بود، می دونی چون اون برای من یک قهرمان بود
مرده اون مادرم رو نجات داد
میدونی، بخاطر محافظت از زنی که دوستش داشت مرد
بدترین راه برای رفتن از اون
اما از اون زمان به بعد، من داشتم فکر میکردم
من از صدای خرناس خوک متنفرم
و من حاضرم هر کاری بکنم تا یه بار دیگه صداش و بشنوم
- وقتی مرد اونجا بودی؟
- نه
- چرا سعی نمیکنی پیداش کنی؟
ما اینجاییم
- چی باید بگم؟
ما وقت داریم - مسافرانی از آینده
سعی میکنم دنیا رو نجات بدم
- ... خب، من این مکالمه رو اینجوری شروع نمیکنم، ولی
- اره، میدونم
- ... گوش کن ما وقت داریم حداقل باید سعی کنی
- آره، پیداش کردم
- کجاست؟
- اون انتهای بار نشسته
- منتظر چی هستی؟
- من بهش چی بگم، نیکو؟
میتونستم بهش بگم اون اینکار و نمیکنه؟
میتونستم بهش بگم مامانم اینکار و نمیکنه؟
ما هیچکدوم از اون چیزایی رو که میخواهیم درست کنیم و بهش نگیم؟
من اینکار و باهاش نمیکنم
من نمیخوام اون و ناراحت کنم
به هر حال داشتم به راهی که میخوایم درست کنیم فکر میکردم
امروز اون فقط یک کم خوشحالتر بود
- اون چیه؟
- میتونم براش یه آبجو بخرم
- ببخشید، میشه یه پیک دیگه بهم بدین لطفا
و یک آبجو برای آقا تو انتهای بار
- امروز بیوکورپ برنده جایزه صلح نوبل تاریخ شد
با دادن درمان سرطان در دسترس عموم
به کل جمعیت دنیا در ازای آن
برای ثبتنام اجباری خود در برنامه تراشه شناسایی
که باعث افزایش امنیت جمعیت میشه
مدیر عامل بیوکورپ اظهار داشت: "ما همه زندگی خودمان را از دست داده ایم
"زمانی که عزیزان ما قبل از زمان از ما دزدیده میشوند
"امروز ما برای افرادی که دوستشان داریم مبارزه میکنیم
"ما دیگر نمیتوانیم بیشتر از این ادامه دهیم"
و همش برای امشبه
- و ما همه چیز رو روشن کردیم
- هی، عزیزم
- چی شده؟
ما باید حلش کنیم
- ما اونا رو از دست میدیم!
- اوه خدای من، کمکم کن!
بذار برم!
اوه خدای من!
- داریم وقت تلف میکنیم
- داریم نزدیک میشیم
- از نزدیک، یعنی … نظرت راجع به نزدیک شدن چیه؟
۳۰ تلاش، ۳۰ داوطلب مرده، این چیزیه که بهش نزدیک شدی؟
- متغیرها خیلی گسترده هستن
ما به اطلاعات بیشتر نیاز داریم
- مگه قراره ما به این دانشمندها پول بدیم؟
- هر کسی که اینجا بود، ما رو از قوانین خارج کرد
به عنوان یک شکست در برابر تکرار جریان کار
اونا ناامید شدن
- خب، پس جای اونا رو عوض کن، همین الان!
اونا رو عوض کن، اونا رو از اینجا بیار بیرون
- خیلی خب، بیا بریم
- من بهترین دانشمندانم رو می خوام
- نمیدونم کس دیگه ای هم موفق میشه یا نه
- چی داری میگی؟
- پروتکلها، کد گذاری شدن
- پس یکی رو پیدا کن که کد های اونا رو بشکنه!
- اون زن هایی که تو آپارتمان هستن، اونا میدونن چطوری
شاید اونا حتی رمز رو هم تنظیم کردن
- عالیه، ما میدونیم اونا کجان؟
- اسکنر های ما نشون میده که اونا باهاشون هستن
اتحاد سلول تروریستی کودکان از دست رفته
- اوه، اون فاسد شده، پس به فرزندی قبول شد
دوتا دختر دیگه تو خونه ش هستن
- گروه منزجر کننده
- زن ها رو بگیرین و بیارین اینجا
- و بچههای گمشده؟
- اونا رو بذارین همونجا بمونه فقط دخترا رو بیارین اینجا!
عدم صلاحیت
- اره؟
- براندون دیویدسون؟
- بله
- شما این وضعیت و تموم کردین
از همون اولش!
... ناتوانی تو در معامله با
مردمت و مسئولیتت
- لطفا منو ببخشید جناب رئیس جمهور
- جهنم با بخشش!
اگه تو نمیتونی اینکار و بکنی من یکی و میارم که اینکار و بکنه
فهمیدی؟
- بله قربان، میدونم
- تکنولوژی چطور، میشه تکرارش کرد؟
- افراد ما دارن روش کار میکنن
- برای تکرارش یه مقدار بیشتر احتیاج داریم
از اون اتاق های کوچک و ما سریع بهشون احتیاج داریم
- البته، قربان، اما من به مردان بیشتر و منابع بیشتر نیاز دارم
- و تو اونا رو خواهی داشت
در ضمن، تو بهترین مردت و بفرست
تا اون حرومزاده ها رو شکار کنی، فهمیدی؟
- قربان، ما هنوز نتونستیم تو این وضعیت نامطلوب پیش بریم
- پس یه کاریش بکن!
وقتمون داره تموم میشه
- بله، آقای رئیس جمهور
- من یکی رو میخوام که مراقبش باشه
- اون مرد ماست، قربان
- امیدوارم من مرد برتری باشم
کس دیگه ای نیست، من بهش اعتماد ندارم
- تکون نخور، تکون نخور!
هی، بس کن، بس کن، بس کن بس کن، تکون نخور
- خیلی خب - تکون نخور، تکون نخور
- خواهش میکنم به من صدمه نزن!
خواهش میکنم به من صدمه نزن!
صداتو بیار پایین صداتو بیار پایین
- خیلی خب، خیلی خب - صداتو بیار پایین
- لطفا، من کارتهای اعتباری دارم، من دارم...
- هی، بس کن، نیومدم ازت دزدی کنم
- باشه، باشه، خواهش میکنم - من برای دزدی اینجا نیومدم
- خواهش میکنم اینکارو نکن - من برای دزدی اینجا نیومدم
من برای دزدی اینجا نیومدم
- من تازه با یه زن ازدواج کردم خواهش میکنم اینکارو نکن
- من بخاطر اینکار اینجا نیومدم
- چی میخوای؟
چی میخوای؟
- می خوام بکشمت، کایلا
- اسم منو از کجا میدونی؟
اسم منو از کجا میدونی؟
- من درباره آینده ات خیلی چیزها میدونم
- چی؟
چی؟
آینده من؟
درمورد چی داری حرف میزنی؟
آینده من؟
- تو حرفمو باور نمیکنی تو باور نمیکنی
- اسمت چیه؟
- اسم من توماسِ
- توماس، باشه توماس، چرا این کار را میکنی؟
- چون دارم دنیا رو نجات میدم
من دارم آینده رو نجات میدم
- خیلی خب
- هی!
- برو بیرون - بس کن، بس کن
تو فکر میکنی من احمق ام؟
- نه، نه، نه، من این فکر و نمیکنم
- دستات رو بذار رو فرمون دستات رو بذار رو فرمون
- باشه، باشه، باشه، باشه
باشه، توماس
"فقط در مورد آینده بهم بگو،" توماس
- اینکار و نکن، سعی نکن باهام بازی کنی
سعی نکن منو کنترل کنی
سعی نکن با من حرف بزنی - نه، من...
- باشه، من نمیخوام تو رو کنترل کنم
- من نمیخوام و نمیتونم، نمیتونم
- حرفم و باور نمیکنی؟
باور نمیکنی که من میخوام بهت چی بگم
که تو و آینده ما یه چیز مشترک رو باهم تقسیم میکنیم
ناباروری
- چی؟
چی؟
- درسته، من درمورد تو میدونم
من درمورد همتون میدونم
میدونم که یه ساله داری سعی میکنی بچه داشته باشی
- چطور؟
- دیدن این دکتر بعدش اون دکتر بعدش دکتر دیگه
و در آخر هم هیچ کمکی نکرد
میدونم تو یه متخصص و میبینی
ماه بعدیش هم کمکی بهت نمیکنه
- تو اون و نمیدونی، حرومزاده!
تو اون و نمیدونی! - اره، میدونم
اره، میدونم
- نه، تو نمیدونی - همه اون دروغها برای خودته
کایلا، یک شکست خرد کننده است
این اتفاق هیچوقت نمیوفته
- چرا این کار رو میکنی؟
- ببین، این درد و این غم و اندوه
که همین الان حس میکنی ناامیدی، ناامیدی؟
تو اون و با شش میلیارد نفر ضرب میکنی
و هر اتفاقی تو دنیای ما افتاد به خاطر تو بود
- متاسفم، اما نمیدونم درباره چی حرف میزنی
- خیلی متاسفم، کایلا! - اوه خدا!
- من واقعا هستم، اما باید این کار رو بکنم
بس کن - خواهش میکنم اینکار و نکن!
- بسه! - لطفا اینکار و نکن، لطفا اینکار و نکن!
خواهش میکنم منو نکش! - یه دلیل خوب بهم بده
- خواهش میکنم، خواهش میکنم - یه دلیل خوب بهم بده
- شوهرم، من تنها اون و دارم، خواهش میکنم!
خواهش میکنم، خواهش میکنم!
- چرا باید به تو یا شوهرت اهمیت بدم؟
- تو کسی رو نداری که براش زندگی کنی، لطفا؟
- بهتر از این، یه نفر رو دارم که ارزش کشته شدن رو داره
- نه، یه چیز خوب چیزی برای جنگیدن
... یه چیزی که برگرده جایی که درد زیادی نباشه
- اره
- خواهش میکنم، تو هیولا نیستی
- خفه شو
- خواهش میکنم، خواهش میکنم
خواهش میکنم، خواهش میکنم - خفه شو
خفه شو
- اوه خدای من!
اوه خدای من!
اوه خدای من!
- بیش از نیم قرن
بیوکورپ برای حفاظت از شما و کودکانتان کار میکند
در لبه برش تحقیقات داروسازی،
تکنولوژی نانو، و پیشگیری از بیماریها
هدف ما حفظ امنیت شما است
بیوکورپ، از آینده ما محافظت میکنه
بیشتر از نیم قرن
- به ژنرال بگو برنامه های احتمالی رو شروع کنن
برای پایان دادن به شورشیان، باشه؟
- از بین بردن اونا؟
- آره، وقتشه که تمومش کنی
- بله، آقای رئیس جمهور
- مینگ، لوک هستم، دریافت میکنی
مینگ، لوک هستم، دریافت میکنی
مینگ، لوک هستم، دریافت میکنی؟
- مینگ "، دریافت شد"
- هر چیزی؟
- من به شهر رسیدم
- چی میبینی؟
- چیز زیادی نمیبینم خیلی ساکت به نظر میرسه
- مطمئنا پیدا کردن اونا مشکل نیست
اونجا قصد داشت یه انجمن عمومی داشته باشه
- به نظر نمیرسه سالها اینجا بوده باشه
من میرم چند تا از خونه ها رو چک کنم
- خیلی خب، خب یادت باشه که اونا مخفی شدن
همه جا رو نگاه کن!
- دریافت شد
- میدونم به چی فکر میکنی
تو فکر میکنی ما شیطان هستیم و یه نفر رو میفرستیم بیرون
رو به دیوار، تنها، در خطر
ولی خب دیگه چیزی نمونده از هر کسی بزرگتره!
- با سخنرانیت منو توجیه کن
- من تعجب میکنم که اگه اون بیرون چیزی پیدا کرده باشه
در گرد و غبار یا هر چیزی که بهش امید داشته باشه
هر چیزی
اما در حال حاضر من فکر میکنم که هیچ چیزی وجود نداره
و این جنده داره بهم دروغ میگه تا زمان بخره
و اون همش درمورد زمانِ
- قربان، اینجا هیچی نیست
ازم میخوای چیکار کنم؟
- برات یه پیشنهاد صلح آوردم
یه نوشیدنی بخور
- نه
- من فقط دارم سعی میکنم این کار رو برات آسونتر کنم، میدونی
تا حالا کسی بهت گفته که چقدر خوشگلی؟
از این قسمتش متنفرم
اما متاسفانه باید قبول کنی
مقامات باید در تمام زمانها مورد احترام باشن
تو موافق نیستی لورن؟
- من ترکیبش و میدونم
- چی؟
- جنی "هم اینو میدونه"
اون فقط نمیخواست بهت بگه
- پس اون و بده
- من اونو بهت میدم اگه بذاری ما از اینجا بریم
- قبول
- این برای وقتیه که بچه جنی فوت کرد
- که چی؟
- صفر هفت، صفر پنج، سه شش
- این دختر منه تو کار درستی کردی
سه شش
تو فقط منو بازی دادی؟
- تو که قرار نیست به ما اجازه بدی بریم، تراویس؟
من ترجیح میدم بمیرم تا اینکه اتفاقی برای "توماس" یا "نیکو" بیفته
- چیزهای بدتری از مرگ وجود داره
- بذار برم!
- تکون نخور!
- گمشو!
نه!
- تنهاش بذار تنهاش بذار!
- میخوای چیکار کنی، ها؟
چی، میخوای سوار اسب سفید بشی و نجاتش بدی؟
- بس کن، تو یک هیولایی!
- چطور تونستی بهش اجازه بدی این کارو با اون بکنه؟
- اون رهبر ماست اون ما رو آموزش داد
ما براش هرکاری میکردیم!
اگه میخواد یکم خوش بگذرونه من سگ کی هستم که جلوش و بگیرم؟
- اون یکی از شماها نیست
- همه چی عوض میشه
- باشه، باشه، ادامه بده
انجامش بده، حرومزاده - نه
- تو بزدلی
- من هنوز مطمئن نیستم، میدونم که تو رمز اون گاوصندوق رو بلدی
- آره، در واقع دارم
و من حدود پنج ثانیه
از باز کردن اون چیزی که وقتی شما احمق ها وارد شدین دور بودم
باید یکمی بیشتر صبر میکردی
احمق!
حالا دیگه هیچوقت نمیتونی بازش کنی
- مرحله پاکسازی شد، از پلهها بالا برین
- اونا رو از اینجا ببر بیرون
حالا حالت چه طوره، بچه؟
- فقط انجامش بده
انجامش بده!
- حواست به هدف دوم باشه
مراقب باش، ما باید این یکی رو زنده نگه داریم
- اون دوتا، اون دوتا
- بلند شو، بیا بریم!
- اتاق آمنه
- این مال خانواده وطن پرستِ؟
- بله، قربان
- ممنونم
- حتی فکرشم نکن
مراقبش باش
میدونی، من حتی ممکنه بعد از اعدام شما ترفیع بگیرم
- تو هیچوقت سکوت بچهها رو فراموش نمیکنی
- تو هیچی جز یه آدم ترسناک نیستی
تمام تلاش های شما برای گسترش هرج و مرج و ترور شکست خورد
- در این مورد چیزی نمیدونم
اون بنظر ازم میترسه
- نگهش دار
عزیزم، تو دوست داری که قدرت واقعی رو تجربه کنی؟
- چی؟
- این قدرت واقعیِ
باعث میشه از طرف هر کسی که اونو تحت کنترل داره برتری پیدا کنی
مردان شجاع در مقابل اون خرد میشن
- منظورت چیه؟
- بهم اجازه بده که ثابت کنم
- که "تراویس" چقدر عصبی میشه
که به مرگ فکر کنی؟
فکر نکنم بخاطر اون آماده مردن باشی
نه، هنوز نه
- چیکار داری میکنی؟
- من کنترلت میکنم، بکشیش
اون حرومزاده ای که بهت تجاوز کرد رو بکش
- نمیتونم
- البته که می تونی، مرگ اون تضمین شده است
به همه جرم هایی که مرتکب میشن فکر کن
همه فرزندانی که به اصطلاح کودکان بهش رغبت داشتن
- اون دل و جرات نداره
- خودشه
- اون این کار و نمیکنه
اون قرار نیست دستاش و بخاطر من آلوده کنه
- دیدی چطور تو رو به تمسخر گرفته؟
میخوای بهش رضایت بدی؟
میخوای بزاری برنده بشه؟
- انجامش بده!
- بفرما، حتی اجازه ش رو هم گرفتی
یا زود اون و بکش یا افراد من آروم انجامش میدن
- نمیتونم
- میدونستم تو اینکاره نیستی
تو هیچی بجز یه احمق نیستی
خواهش میکنم
همه چیز به زودی تموم میشه
- نژاد بشر؟
- همیشه خیلی چشمگیر بود
تو وقت زیادی رو صرف مبارزه با ما میکنی
تو نمیتونی واقعیت وضعیت رو ببینی
که نیت سخنگو خوبه
- خوبه؟
اینو دقیقا از کجا فهمیدی؟
- اون تو رو از سلول تروریست نجات داده، مگه نه؟
- از ماهی تابه سرخ شده ای که داخل آتیش بود
- این یک تشبیه مناسبه
- چرا کورکورانه تعقیبش میکنی؟
- من زندگیم و مدیون اون هستم
- این یعنی تو تنها شخص هستی؟
- تو نمیفهمی، اون برای من چیکار کرده
من با افتخار خدمت میکنم تا روزی که بمیرم
- قراره همه چی درست بشه؟
- بله، قول میدم
- من هیچ قولی نمیدم که تو نتونی نگهش داری
- قربان، ما داریم پایگاه تروریستی رو پاکسازی میکنیم
فقط منتظر اجازه شما برای انفجار بمب هستیم
هیچ بازمانده ای زنده نمونه
- دریافت شد
- هی، ماموریت چطور پیش میره؟
- خیلی سختتر از اون چیزی که انتظارش و داشتم
- برای هر کسی سخته
- من واقعا سعی کردم با اون منطقی باشم
- چه اتفاقی افتاده؟
- من امروز در حال حاضر براندون دیویدسون و در مقابل بچه هاش به قتل رسوندم
- تقریبا رسیدیم، رفیق
- آره، تقریبا، ولی نه کاملا
... فقط متعجبم که
- درمورد چی؟
- بعضی وقتها من فقط تعجب میکنم که …
- چی؟
کنجکاوم بدونم آدمایی که داریم بهشون نزدیک میشیم
اگه اونا بدونن کاری که میکنن بدِ
اگه قرار باشه آینده اشون و هم بد بشه
- نه رفیق، اونا نمیدونن
چی باعث شد همچین حرفی بزنی؟
- چون اون یارویی که امروز چیپ رو گرفتم
یه کپی ازش درست کرده بود که توی گاوصندوقش بود
اون طوری ازش محافظت میکرد که انگار می دونست که چه کارهایی میتونه انجام بده
- لعنتی
حالا تراشه کجاست؟
- من گرفتمش
- نابودش کن
- انجام شده
ما داریم کار درست رو انجام میدیم، توماس؟
- ما داریم دنیا رو نجات میدیم، نیکو
- آره، فکر کنم یه جورایی هستیم
فقط نمیدونم چقدر دیگه میتونم اینو تحمل کنم
- تو می تونی این کار رو بکنی، رفیق
- حق با توئه، میتونم، میتونم
- نیکو همه ما میدونیم و دوسش داریم
خوابت میاد؟
- بزور، باید اینکار و انجامش بدم
- آره، آره، من چند تا از اینا رو داشتم
- درمورد چی؟
- کابوس من، نیکو، ما شکست خوردیم
قرار هم نیست به خونه برگردیم
- همه اون کارها و ما فقط قراره اینجا بشینیم؟
... تو دیگه کدوم خری هستی
- خیلی خب، معذرت میخوام. باید فصل رو تموم کنم
این کتاب مورد علاقه منه
کارت عالی بود، فرمانده
- ممنونم، قربان
- خب، این سورپرایز خوبی نیست؟
می دونم که سفرت راحت بود؟
- چی میخوای؟
- و من فکر میکنم که تو یکی برای شوخی کردن نیستی
خیلی خب، پس من درست انجامش میدم
بیوکورپ در سود و قدرت رشد کرده
خیلی بیشتر از اون چیزی که من فکر میکردم هرگز تصورش رو هم نمیکردم
اما اگه میتونستم برگردم و دوباره این کار رو انجام بده، البته
پیشرفتهایی در این زمینه وجود داره که بتونم اینکار و بکنم
- همهاش درباره سودِ
- فرمانده، فرمانده، لطفا
میدونیم که بیمیلی من به خاطر خشونت غیر ضروریِ
منظورم اینه، بچهها چی فکر میکنن؟
پس، امروز روز شانس توئه
تو فقط تو این موقعیت قراره یکی دیگه رو ببینی
تلاش های ما برای استفاده از این ماشینها
نتایج گذشته فاجعه بار بودن
به طور معمول، ما از یکی از سربازای خودمون استفاده میکنیم،
ولی شما امروز برای جشن گرفتن اومدین
ما قصد داریم از یکی از دوستای شما استفاده کنیم
از اتحاد کودکان گمشده
- چی؟
نه!
ولم کن!
بسه!
- بالاخره توجهت رو جلب کردم
آمادش کنید، همین الان!
- خب، قسمت امنیتی بیوکورپ چطور پیش میره؟
باهاش حرف زدی؟
- ... سعی کردم، ولی اون
گوش نمیداد
فراموش نکن که ما برای چی اینکار و انجام میدیم
- آره، برای بچهها
- آره، برای بچهها
- چند تای دیگه اونجا هستن؟
- من تو نیمه راه هستم
- منم همینطور
- فکر کنم بهتر باشه برگردی سر کار
- سلام
- سلام
- سلام، حالت چطوره؟
- سلام
- عزیزم، راجع به حرف زدن با غریبه ها چی بهت گفتم؟
خیلی متاسفم
- نه، مشکلی نیست
- اسمت چیه؟
- تو نباید از غریبه ها سوال کنی!
- ... نه، بهت که گفتم، این مشکلی نیست، واقعا
اسم من نیکلایِ
اسم تو چیه؟
- جنی
- چه اسم قشنگی
- ممنونم
- با اون مرد مهربون خداحافظی کن
- خداحافظ
- خداحافظ
- تو باید مراقب کسی باشی که با جنی صحبت میکنه
- دوباره میبینمت
- پس، اگه اون و درک کنم
سیستم های کامپیوتری اطلاعات و نگهداری میکنن
تا پروتکل های تله پرت رو اجرا کنن
ولی، بنظر میرسه اونا کد گذاری شدن
...خب
من به پروتکل ها نیاز دارم
یبار دیگه ازت میپرسم
من به پروتکل ها نیاز دارم
هیچی؟
هیچکس؟
خب، پس
- نه، لورن!
- یبار دیگه ازت میپرسم
- صبرکن
- من پروتکل ها رو میخوام
من الان اونا رو میخوام
- صبر کن، صبر کن
- هیچی نگو
- من هیچ مشکلی با کشتن یکی از شما ندارم
بهم بگو
دوستت، سرباز، بیارش اینجا
بیارینش بیرون، یالا، به سمت راست!
من پروتکل ها رو میخوام، همین الان!
فکر میکنی با کسی در امانی؟
ما این کار و در نهایت با یا بدون شما انجام میدیم
و وقتی که این کار و بکنیم، خواهیم دید که ازش چه استفاده ای قراره بشه
برای شکار و کشتن تک تک اعضای خانواده تون
شما همتون میخواین همه چیز رو از تاریخ این سیاره پاک کنین!
حالا پروتکل ها رو بهم بده!
- ادامه بده، انجامش بده! - نه، نه!
- نه،نه، نه، ولش کن
بذار به ما نشون بده که اون مرد چقدر قدرت داره
- خیلی خب
تو واقعا میخوای مردن یه زن دیگه رو ببینی؟
- خواهش میکنم، خواهش میکنم، نشونت میدم چجوری کار میکنه
- پسر خوب
- نه کاری که اونا میکنن خیلی مهمه
- من نمیتونم با این زندگی کنم
- چی، چی؟
- متاسفم، متاسفم
- تو تصمیم عاقلانهای گرفتی
اما تو فکر میکنی من واقعا به تو اعتماد دارم؟
- چی؟
- سرباز، از اینجا ببرینش بیرون
امروز روز شانسته مرد جوان
ما باید اون و بفرستیم
- نه، نه، من اون و میفرستم
- واقعا؟
- همه کسایی رو که شما فرستادین مردن!
شما نمیدونین دارین چیکار میکنین، ولی من میدونم
برای اینکه بهت نشان میدم چجوری کار میکنه تا بهت نشان بدم که میتونیم بهت اعتماد کنیم
من اونا رو میفرستم و بعدش ما آزاد میشیم
- قبوله - چیکار داری میکنی؟
- من جون مردم رو نجات میدم - نه، من خوکچه هندی نیستم!
- من وقت این بدبختی خانوادگی و ندارم!
اگه تو اینکار و نکنی یه گلوله نثارت میکنم
in each of your heads in 10 seconds and I swear to it.
- بذار ماشین و امتحان کنم تا مطمئن بشم
افرادت آسیب دیدن
- البته افراد من هم آسیب دیدن
من باید مطمئن بشم که اون کار میکنه وگرنه تو میمیری!
حالا داری وقتم رو تلف میکنی، برو، برو!
فرمانده
- نه، دیوید، دیوید، نه!
- از اون پست جدا شو
- بذار برم!
دیوید!
بذار برم!
دیوید!
- اوه خفه شو!
- دیوید!
- سیستم باز شد، خوش برگشتی، دیوید
پروتکل های جابجایی زمان باز شدن
- خب؟
- نمیتونم بگم تا وقتی که یه تشخیص کامل رو انجام بدم
- و چقدر طول میکشه؟
- یک روز، شاید دو روز
- داری شوخی میکنی؟
این کاملا غیرقابل قبولِ!
- به من گوش کن، این فقط
یک مساله کشتن فرد بعد از انسان نیست
تنها راه حل دونستنش اینه که ماشین
درست کار میکنه یا نه، این چیزیه که شما میخواین،
من اول باید مکانیزم و آزمایش کنم
- نه
- بعد من جنی و میفرستم تا مطمئن بشم
- اون یه منظوری داره، قربان
- واقعا فکر میکنی ازت متنفرم
چقدر دلم میخواد زنی که دوستش دارم رو بکشم؟
من حاضرم هر کاری براش بکنم هر چیزی که نجاتش بده
- این منطقیِ
من میگم که خیلی هم قابل تحسینه
فرمانده، ما از کجا میدونیم که
دستگاه الان جواب نمیده؟
اون و بذارش توی ماشین
- صبر کن، چی؟
- بله، قربان
- نه، بذار برم!
- ما اونو میفرستیم
- بذار برم!
- و اگر اون بمیره من هر کاری که بخوای برات انجام میدم
- بذار برم!
- تو می تونی هر وقت بخوای بخش تشخیص خودت رو بگیری
شما، دانشمندان!
گوش کنین، نگاه کنین
من میخوام هر چه زودتر از شر این مردم خلاص بشم
- صبر کن، صبر کن، صبر کن، فقط بذار من!
- ... واقعا، فکر کردم یکی دو روز طول میکشه؟
یکی دو روز دیگه
- اون چیه؟
- این یک بیحسیِ
- برو اون سرنگ رو تایید کن
- تنها راهش همینه
اونا باید تو هر دو طرف بخوابن
قبل از اینکه اونا بیان یا بمیرن
- شما احمقها نمی تونین این موضوع رو خودتون حل کنین؟
- سیستم حاضرِ، دیوید
- تراشه رو ردیابی کن
- امیدوارم با این یکی موفق بشیم
- ممکنه
چی داری بهش میگی؟
- من فقط دارم سعی میکنم بهش کمک کنم که آروم بشه
اون باید قبل از اینکه وارد بشه بره تو کما
تو فقط یک ساعت وقت داری که خودت رو
قبل از اینکه برگردی بخوابی
- باشه
- وقت و هدر نده
نیکو رو پیدا کن و بیا خونه
- دیوید
نمیدونم
- بزودی میبینمت
مترجم: مجید == Royal.subscene ==
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.