All language subtitles for dystopia.S01E05.480p.WEB-L

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

با افتخار تقدیم میکند ~ .::Royal.subscene::. ~

مترجم: مجید::. == Royal.subscene ==

- هیچی؟

- نه، من هر شماره‌ای رو امتحان کردم

اون همه ترکیبات ممکن و بهم داد

- خیلی خب، اون گفت کلید پشت دیوار و داره

تو هنوز "مینگ" رو اون بیرون داری؟

- اره - خیلی خب خوبه

بهش بیسیم بزن و بگو اون داره حرکت میکنه

- برو شانست و امتحان کن - اون چی بود؟

- هیچی

باید راهی برای باز کردن این باشه

- تو ویدئو رو دیدی، اون داخل همه چیز و از بین ببر

- احتمالا بلوف میزنه

- فقط یک راه ورود هست

این از طریق ترکیب شکل اون و مشخص کنی

- اون داره یه چیزی رو مخفی میکنه

- احتمالا - من هیچی رو مخفی نمیکنم

من هر عدد معنی ‌دار و بهت دادم

که بتونم بهش فکر کنم

- خب اینجا چیه؟

- چیزی که قبلا تو وگاس بود

بیا

اینم آدرسش

جامعه‌ای از مردمی هست که دارن اونجا زندگی می‌کنن

بیرون از بیوکورپورال

زندگی صمیمانه

- عزیزم، گریه کردن تقریبا به اندازه ای مورد استفاده است

مثل پستون یه گاو

- خیلی خب، ما کسی که اون بیرونه رو میگیریم

ولی یکمی وقت میبره

- ممنونم

- و حالا برای یک داستان عالی امشب

بیوکورپ امروز برنده جایزه نوبل تاریخ شد

با درمان کردن سرطان

قابل تهیه برای کل جمعیت جهان

در قبال ثبت ‌نام اجباری اونا

در برنامه تراشه شناسایی

که باعث افزایش امنیت مردم می‌شود

مدیر عامل بیوکورپ اظهار داشت "یک مرد شجاع"

"برای ضربه زدن به در تکامل"

"بدون دونستن اینکه چه چیزی تو طرف دیگه قرار داره"

"اما ما اولین گام شجاعانه را برداشته ایم"

"تا آینده کودکانمان را بهبود بخشیم"

"از در بیرون بروید و ببینید چه چیزی در انتظار شماست"

"در طرف دیگر چیزی است که ارزش جنگیدن را دارد"

واقعا حرف‌های عاقلانه ایه

و یه روز مهم برای همه ما

مطمئنم که شما میتونین موافقت کنین

- حله

- یه پیشرفت دیگه بوده قربان

- خب، من تصور می‌کنم که هست

ما برای گپ زدن اینجا نیومدیم، این چیه؟

- خب، قربان، ظاهرا اتحاد کودکان از دست رفته

دانشمندان اتاق جلسه خودشون و دارن

- بهم گفتن همه شون مردن

- اون گزارش نادرست، قربان

به نظر می رسه اونا توسط کودکان نجات پیدا کردن

بعد از اینکه ساختمون رو برداشتیم

- ساختمون رو داریم - بله قربان

دوباره داریمش

یه حمله دیگه بود

- سخنگو به من دروغ گفت

- شاید قربان، ولی اطلاعات الان داره میاد

این کاملا مشخص نیست که ما

- سعی نکن براش سرپوش بذاری

- نه قربان، من فقط دارم سعی می‌کنم تا این موقعیت رو روشن کنم

- ما باید به این به عنوان یه فرصت طلایی نگاه کنیم

اون شورشی ها مثل یه خار کنار من بودن

برای مدت خیلی خیلی طولانی

متاسفانه، راه ‌اندازی یک حمله همه ‌جانبه است،

براشون یک حواس‌ پرتی خیلی منفور بوده‌

به سخنگو بگو که ما شکست و تحمل نمیکنیم

- بله، قربان، فورا

یه سرباز اینجاست

- مطمئنی که این در امانه قربان؟

- قبلا هم جواب داده

- خوب شد، قربان

- ... یادت باشه وقتی به اون طرف رسیدی

پیداشون کن

- اونا مردن قربان - نه تو سال ۲۰۱۷

دانشمندان ما کشف کردن که اونا زنده و سالم هستن

اطلاعات بیشتری بدست بیار

- میخواین ببینین اونا مردن یا زنده اند؟

- هرچی بیشتر مورد استفاده قرار بگیره

تو تنها بیوکورپ و به نوع بشر و به نفع خودت انجام نمیدی،

اما خداوند توانا با ماست

در این مبارزه

در مقابل شیطان رجیم

- اگه من گیر بیافتم چی؟

مثل اونا - تو نمیخوای

اونا قویترین ابزارها نبودن

تو یه سرباز بیوکورپ هستی

- بله قربان

- زمان پیروزی در دست شماست

- بیا سرباز، اینو بگیر

ممنون قربان

انجام بده

- همه برن بیرون

- فعال شو - پاکه

- 5

4، 3

2

1

- مشکلی پیش اومده؟

من نظری ندارم

- کمکم کن قربان

- نفر بعدی رو آماده کن

- شاید ما باید از حیوانات آزمایشگاهی استفاده کنیم

وقت کمتری میبره

... کمتر - کمتر چیه؟

- خیلی برامون گرون تموم میشه

- سربازای مرده آزاد هستن

درستش کن

برای نفر بعدی آماده اش کن

- همه اینا رو بسوزون

نفر بعدی رو بفرست

- خودت می‌دونی که اونا به این چیزها اعتقاد ندارن

- ها؟

- مسافر زمان

میدونم - در مورد چی حرف می‌زنی؟

- نصیحتت رو گرفتم، رفیق

من فوتبال و ول کردم و یاد گرفتم که شلیک کنم

- چی، اون تو بودی؟

- اون بخاطر چند روز پیش بود؟

- اره - بیست سال پیش برای من

ولی شرط می‌بندم که یادمه

- یادمه که هیچوقت نگفتی ازت تشکر کنم

- ممنونم، دنیا چهار سال بعد تموم شد

و تو میدونستی که اون داره میاد

چرا باید ازت تشکر کنم؟

- ما باید این رمز رو پیدا کنیم

میتونی بری

- خب، ما چطوری می‌خوایم به دریا برسیم

با همه این احمق؟

- باید "تراویس" رو واسه یه چیز تحت نظر داشته باشم

- و من فکر می‌کنم تو نقشه‌ای برای این داری؟

- سم؟

- اون یکمی عجیبه فکر نمیکنی؟

- من مطمئن نیستم

- چجوری قراره تو این آشغالدونی سم پیدا کنیم؟

- سم بهتر؟

- خیلی خب

فکر کنم باید کاری که لازمه رو انجام بدم

- ما باید از آینده محافظت کنیم

- سعی نکن که من کسی رو وادار به انجام کاری بکنم

یجورایی سخاوتمندانه است

- خیلی خب

تو باید با اون اونجا بد رفتاری کنی

که بتونیم گورمون و از اینجا گم کنیم

- هی، اگه اتفاقی بیفته من باید بهت

نامزدیم و بگم

- باید یچیزی اینجا باشه

- خودشه - اره خودشه؟

- اره

- مطمئنی که اون آدم درستیه؟

- مطمئنا آدم درستیه

- خیلی خب، بیا بریم

- ببخشید، آقا شما پروفسور هاوارد هستین؟

- بله، خودم هستم

- من نیکلای هستم - و منم توماس

متاسفانه ما طرفدار پر و پا قرص شما هستیم

- از دیدنتون خوشحال شدم، آقایون

- وای - باورم نمیشه

این افتخار بزرگیه

دستاوردهای شما، هر چیزی که اینجا نوشتی

فوق العاده است

- واقعا تحت‌تاثیر قرار گرفتم

- ببینید ما نویسنده هستیم و ... - درسته

- و ما می‌خواستیم که ... یه کتاب درباره شما بنویسیم

- و نبوغ شما

- دقیقا درمورد چیه، می‌خوای درباره این موضوع چیزی بنویسی؟

- میشه بریم آسانسور سوار بشیم

و ما یه دقیقه وقت داریم که بهت بگیم

- درست بعد از شما قربان، زودباشین

خواهش میکنم - فکر کنم

- این خیلی غیر واقعیِ، ها؟

- پروفسور، ما دوست داریم در این مورد با شما صحبت کنیم

یه کتاب درباره تحقیقات خودتون بنویسید

تئوری‌هایی راجع به فیزیک زمانی

من هرگز چنین چیزی قبلا نشنیده بودم

- خب، ما فکر می‌کنیم این بهترین راهه

که توصیف کنید که قراره چیکار کنین

- اره

- هنوز یک کتاب تحقیقی روی یک محقق انجام میده

خیلی متاست

عالیه

- ما گیر کردیم؟ - نمیدونم

- امیدوارم اینطور نباشه

تماس - چی؟

- دکمه تماس و فشار بده

- چه تماسی؟

... ببین استاد - عالیه

- متا، اون چیزی بود که گفتی

درمورد متا؟

- متا با حرف تی

تحقیق درباره پژوهشگران؟

- پروفسور، شاید بتونیم ازت

چند تا سوال که میدونی و بپرسیم

- درباره من یا سفر زمانی؟

- چیزی که نیاز داریم شخصیه، چطوری باید بگم؟

- اخلاقی - رعایت اصول اخلاقی

خودت میدونی

- ببین، الان وقت زیادی ندارم

که باهاش کنار بیام

- این اصلا درست نیست پروفسور ما وقت زیادی داریم

چطوره چند تا سوال ازت بپرسیم؟

ما برخی از چیزها رو یادداشت میکنیم، تا اون و به سردبیر برگردونیم

- اره - پس برگرد

با یک پیشنهاد کتاب

- سردبیر شما کیه؟

- جنیفر - جنیفر

- خوبش - خوبه، خوبش

- اره - اون یه سردبیر علومِ؟

چون من نمیخوام هرکسی اینو درک کنه

چیزی که درموردش حرف میزنم درمورد یک کتاب

و کارم

- نه نه نه نه

... میتونم بهتون اطمینان بدم که بین ما دوتا

ما به اندازه کافی درمورد این عدالت میدونیم

بهم اعتماد کن - اره

- خب

ما اینجا روی میز باید چجور معامله‌ای بکنیم؟

- معامله

- پول آقایون؟

- پول

- این اولین باره

- این یجورایی بیشتر شبیه مکالمه است

و بعدش می خوایم از "T" عبور کنیم

... نقطه I رو نشون بده و بعدش

- این احتمالا یک موضوع خیلی بهتریه

با مامور ادبی من اگه اشکالی نداره

- اونا این ترتیب و میدونن

با دقت بهشون نگاه کن

- امیدوارم روزی تو کلاس سفر زمان و درس بدم

- خیلی عالی میشه

- اینجارو امضا کن، باشه

- اما متقاعد کردن دولت دشوار

ارزشش و داره

Practicality is the bottom line order of the day.

دیگه هیچی مثل دانشگاه تحقیقاتی خالص وجود نداره

- شاید کار ما با همدیگه اون و متقاعد کنه

می دونی که اونا به این کلاس احتیاج دارن

- این بهترین چیزیه که داری می‌فروشی

- فکرش و بکن که یکی تو زمان به مدارس سفر کنه

- تا حالا چنین چیزی ممکن نبوده

چون ممکنه تو مشکل داشته باشی

مثل سال آخریا که سر کلاس و ول میکنن

یه بار فهمیدن که میتونن توی "بابیلون" جشن بگیرن

- پس پروفسور، بهمون بگو

آیا قوانینی برای سفر در زمان وجود داره؟

- اوه، حالا به چیزای باحال می‌رسیم

- چیزی که من سعی دارم بگم اینه که شما می‌تونین اون و توضیح بدین

در اغلب برنامه کاربردی؟

- البته

قوانینی وجود داره

و در حقیقت اونا کاملا جدی هستن

اگه تو دنبالشون نری تو آخرش میمیری

زمان از دست رفته یا بیشترشون و به وحشت ‌انداخته

تو میتونی آینده رو نابود کنی

- بعضی افراد ممکنه بخوان آینده رو نابود کنن

پس این قوانین دقیقا چی هستن؟

- خب، اولیش کسیه که

اغلب مردم اساسا اشتباه می‌کنن

و من اون و به علت نداشتن دانش سرزنش می‌کنم،

هالیوود، تو چی داری

خب، اینم از این

تو نمی‌تونی …

گذشته رو عوض کنی

به هیچ وجه، نه چطور

- تو نمی تونی، یا نباید این کار رو بکنی؟

- تو نمیتونی

- چرا؟

به دلیل اثر پروانه‌ای؟

- به هر حال

- خیلی خب

چیزی که شما میگین اینه که حتی نمیشه گذشته رو تغییر داد،

حتی یه ذره؟

- حتی یه ذره هم نمیشه عوضش کرد

تو همه چیز رو پرت می‌کنی غیر از کتک زدن

- ... خب، این طوری به نظر میاد که تو می تونی

تو نباید این کار و بکنی

- به هر حال، هر دو

اگه سعی کنی گذشته رو عوض کنی

چیزی در گذشته، تغییرات آینده

پس گذشته چی بود، از گذشته تو باقی میمونه

- ... بنظر میاد که برای من مشکل وجود داره

- وجود یک مشکل در اینجا خیلی واقعیِ

و نه یک صفحه نظری یا معنوی

- نمیفهمم درک نمیکنم

تصور کن که یک ماشین زمان داری که می‌تونی ازش استفاده کنی

یه مثال عملی از اون بهم بده

اگه قرار باشه به دیروز برگردم

و خودم و مجبور کنم تمام روز و تو رختخواب بمونم

من گذشته رو عوض نمیکردم

آنچه که من اساسا انجام دادم تغییر کرده‌

اون لحظه خاص تو اون زمان

پس هر چیزی که بعد از اون اتفاق میافته یک واقعیت جدیدِ

براساس اون انتخاب

پس اگه امروز برگردم،

حتی اگه من تو رختخواب بمونم، کاملا واضح و شفاف

پیامد های قابل تشخیصی که فقط من اون و تشخیص میدم

به عنوان هدیه جدیدم

تو میتونی آینده رو عوض کنی

ولی تو نمیتونی

گذشته رو عوضش کنی

- باشه، حالا می‌فهمم

پس در این حالت، آینده هرگز جدید نیست،

بلکه به سادگی واقعیت فعلی خودتون و بیان میکنه

- دقیقا - نه نه

این فیلم به ما در بازگشت به آینده چی میگه؟

که اگه ما این تکنولوژی و داشته باشیم،

می‌تونیم به موقع برگردیم و ما می‌تونیم چیزها رو تغییر بدیم

و همه چیز و تحت تاثیر قرار بدیم گذشته، حال و آینده

این شبیه یک مستند برای مردمه، درسته؟

- خب، راستش نه

پر از سوراخ و یک تفاوت عمده داره

- اون چیه؟

- من هرگز در زمان سفر نکردم

- پروفسور، ما همچنین دیدیم که شما نوشتین

در مورد تحریف زمانی خیلی زیاد

میتونی روش تبلیغات کنی؟

- بله، این بخش مهمی از تحقیقات منه

و یکی از موارد اولیه مسافران در سفر زمان

گرچه هنوز دارم سعی می‌کنم که مکانیک و کشف کنم،

روی یک نقشه نظری

- چرا فقط با عقل جور در میاد؟

- چون مگر اینکه بدونی که

من و بقیه دنیا رو از دست داده ام

مکانیکی هنوز وجود نداره

- هنوز لازم نیست که وجود داشته باشه

فردا میتونه وجود داشته باشه

این که گستره شگفت‌ انگیز احتمالی نیست

که داریم در موردش حرف می‌زنیم؟

- پروفسور، تحریف زمانی

امکان همزیستی فیزیکی در تمام نقاط زمانی و فراهم میاره؟

- چرا می‌پرسی؟

- درباره‌ اش در دو صفحه زمانی فکر کن

آیا یک جسم می‌تونه همزمان در هر دو صفحه زمانی وجود داشته باشه؟

- این سوال‌ ها رو از کجا گیر آوردی؟

- اره، شما - تحقیقاتت

شما این همه کار کردین کاملا در عمق وجود داره

- و ما نتایج خودمون و گرفته ایم

در مورد طبیعت زمان

- اما همچنین می‌خواستم در مورد سفر زمانی برای خودمون یاد بگیرم

- به نظر میاد شما دوتا خیلی بیشتر از

اون چیزی که به من گفتین خبر دارین

- افرادمون تو راهن

بزودی میرسن اینجا

- نمیدونم اون فکر نیکو بود

- سوال خوبی بود - خب حالا چی؟

- به گذشته برمی گردیم - چجور ماشینی

توی آپارتمان

- وقتمون داره تموم میشه

پس من یک فرمان ساده میخوام بهتون یاد بدم

رمز رو بهم بده

- من ترکیبش و نمیدونم

بهت که گفتم

- بهت که گفتم چی میخوام

دلم میخواد بیوکورپ و شکست بدم و دنیا رو نجات بدم

ولی منم میخوام کمک کنم

اما به نظر نمی‌رسه که من احتیاج به کمک داشته باشم

در کلام ابدی جورج دبلیو. بوش،

"تو با مایی یا بر علیه ما"

تو کدومشون هستی؟ - من با شما هستم

من با شما هستم

- پس ترکیب رو بهم بده

اگه بهم شلیک کنی نمیتونم کمکت کنم

- چی شده؟ - اعتماد

- اعتماد؟ - اعتماد

تفنگ و بذار زمین

ها، بذارمش زمین

از تو تعجب می‌کنم

تعجب می‌کنم که تو متوجه نشدی

- نمی‌دونم چه منظوری داشت

- اوه، نه، اون نه

دیگه در موردش حرف نزن، اون رفته

به هر حال این شروع جدیدِ، درسته؟

خودت میدونی

تو خیلی سرسختی

ولی آب زیر کاهی

فکر می‌کنم تو مهربون باشی - تو منو نمیشناسی

- میخوام عوضش کنم

شرط می‌بندم که همه تون بدنسازین

خیلی سختِ

خوبه - تو هنوز هیچی ندیدی

- به اندازه کافی ندیدم

خبر دارم

ولی تو منو ناامید کردی - چجوری؟

- یک آقا همیشه به یک خانم نوشیدنی تعارف می‌کنه

- خانم چی میل داری؟

برای خودت یه مقدار بریز

- نه

مستقیم از بطری به خاطر من

بیا نزدیکتر

- جنده

بطری رو بنداز

دروغگو

همین الان برو تو اتاق امن

- دریافت شد، همین الان ببرش به سمت اتاق امن

تو داری به من صدمه می‌زنی - من از این بابت ناراحت شدم

- فقط بهت اعتماد نداشتم

- دیگه خیلی دیر شده

- من هر کاری که تو بخوای می‌کنم

- اوه، میدونم که میکنی

- خیلی خب اصول

خب، تئوری همزیستی ما در هر دو زمان

تحریف زمان اجازه میده

- پس یه دقیقه صبر کن

از کجا میدونستی که تحریف وجود داره؟

- چون این یکی از اصول اولیه زمان و فضاست

برای اینکه هر سفر زمانی

تو داری خم میشه یا داری اون و خراب میکنی

- و پس تو فرض می کنی که این تحریفِ

اجازه میده که یک نهاد در هر دو طرف وجود داشته باشه

از زمان و هر دو طرف پیچ

- بله - اره، مثل یه آینه

- اما به جاش

بازتاب ذرات نور اتمی

اون انعکاسی از ذرات کربن اتمیِ

- بله - شخص

بازتاب و مانند ذرات نور

اونا تو هر دو طرف وجود دارن

- اره - دقیقا

- عالیه - اره

- F برابر با MA، رفیق

هر چیزی و که گفتیم و در نظر بگیرید

ولی الان یه مشکل دیگه داریم

- زمانی که بین دو دوره وجود داره

این چیزیه که ما هنوز نفهمیدیم

- بذار یه امتحانی بکنم - آره، خواهش می‌کنم

- و فکر کردم اومدی با من مصاحبه کنی

برای یه کتاب

- چرا، داریم

- خوبه که اینکار و نکنی

منظورم اینه که همه ما در این کار برادر همدیگه هستیم

ولی بیا یه نگاهی به این بنداز

خیلی خب، اگه این معادله رو قبول کنی

از شر این خلاص میشی

این معادله که اصلا از طرف من نیومده

- نه، ما همه مطالب شما رو هر روز می خونیم

در واقع، فقط تویی

- برای ساده ‌لوح بودن سن اشتباهی نیست

- پروفسور با توجه به شرایط ما تحت‌تاثیر قرار گرفتیم

- سوال من از کجا شروع شد؟

چرا باید جواب بعضی ها رو بدم؟

اون چیه؟

- این فقط یک خالکوبیه - برای کی کار می‌کنی؟

- منظورت چیه؟

- من خالکوبی بارکد رو دیدم من همیشه فکر می‌کردم

اونا یه جورایی یه انتخاب غیر عادی هستن

ولی بذار ببینمش؟

این یه نشونه است که فقط به شما اطلاع میده که

این بار جای زخم نیست

برای کی کار می‌کنی؟

- هیچکس

ما تنهاییم، پروفسور

- اهل کجایی؟

- توضیحش سخته

- سعی کن از لحاظ علمی توضیح بدی

- چطوره این رو به طور هیجان انگیز توضیح بدیم

- باشه

- دو نفر در گذشته گیر کردن

اونا متعلق به اینجا نیستن

اونا سفر و از یک آینده انجام دادن

اونا نمیخوان که برگردن

و اونا سعی دارن یکسری کارها رو تغییر بدن

و ما باید کمک کنیم

- چه اتفاقی افتاده؟

به طور هیجان انگیز؟

- به طور هیجان انگیز میگیم که اونا از هم جدا شدن

از آینده

- تو نمیتونی از آینده جدا بشی

چون اگه زنجیره زمان و فضا جدا بشه

پس اونا به وجود خودشون ادامه میدن

- و با این حال، ما اینجاییم

- اونا هستن - اونا اینجان

- اره

- به طور هیجان انگیز

- خب، شاید هم نه

- مشکل اینه که اونا با پروفسور رو به رو میشن اونا نمیتونن به خونه برگردن

- اونا چجوری یهویی اومدن اینجا

در وهله اول؟

- میگه اونا یک ماشین ساخته بودن

- همونی که تحریف زمانی و خراب کرد

- اره

- چرا اونا فقط یه ماشین دیگه نمیسازن و برگردن

- چون تو نمیتونی ماشینی بسازی که به جلو سفر کنه

- پس اونا اینجا گیر کردن

با یه نفر دیگه در آینده زندگی می کنه

- اونا می‌تونستن پیغامی به آینده بفرستن

و دستگاه میتونه دوباره درست بشه

و بعدش، اونا می‌تونن با پیوستار ارتباط برقرار کنن

و احتمالا از این راه ممکنه برسن خونه

- این کار جواب میده

- اره - اره

- اوه، این چطوره؟

- خیلی ممنون پروفسور

- صبر کن ببینم، شماها برمی گردین به دفترم؟

- اوه، باید همین الان بریم

- ببین من هزار تا سوال دارم

باید بپرسم

- پروفسور بهتون قول میدم که دوباره همدیگه رو میبینیم

و باهم حرف میزنیم - اره

- میشه دستت رو ببینم؟

- مثل اون میمونه

- خواهش میکنم؟

- این چیزیه که ما باید منتظرش بمونیم؟

- نه اگه بتونیم کمکش کنیم

- موفق باشی - تو هم همینطور

- خب خودت چی فکر میکنی؟ - در چه مورد؟

- درمورد فرستادن یک پیغام

- به نظرم ارزش امتحان کردن رو داره

- اون عوضی این قفس رو ساخت

این باید یک نقص فنی داشته باشه

- داری چی کار می‌کنی مشکلت چیه؟

- اون تمام مدت حواسش به ما بود

گوش دادن به هر کلمه

منتظر بودم

- میدونم که داری ما رو زیر نظر می‌گیری

چطور جرات می‌کنی با من بیای این پایین

- من کار "دیوید" رو خیلی خراب کردم

- و تو هیچ کاری نکردی؟

- این منصفانه نیست

- جنی هیچکدوم از اینا منصفانه نیست

- اوه، متوجهم

اگه من تو این دیوارها فریاد نمی‌زنم

من به هیچ وجه خوب نیستم؟

- اوه، آره، تو داری کار ما رو خراب میکنی

- خب، حداقل من دارم یه کاری می‌کنم

من فقط انتقاد نمی‌کنم

- خیلی خب، خیلی خب

سعی ‌کن مخ یکی رو بزنی ما الان داریم چیکار می‌کنیم؟

- از من چی می خوای، ها؟

- ببین، دلم واسه توماس و برادرم تنگ شده

مثل تو، باشه

فک میکنی اونا با دیوید چیکار میکنن؟

- "بجز" توماس، نیکو

تنها کسی که ماشین و میشناسه

فکر می‌کنی دارن چیکار میکنن "لورن"؟

- فکر می‌کنی اون شکست میخوره؟

- همه شکست میخورن

همه شکست میخورن

- یک ماده اسیدی حاوی یه ماده ایمنِ

اگه هر کسی اینکار و بکنه شیشه میشکنه

و همه داده ها از بین میرن

جنی

دوستت دارم

تو تنها کسی هستی که رمز این و داره

- فهمیدم

- چطور بود؟

- خوبه - خیلی خب

- اوه

- هی دکی

بابات چطوره؟

- زنده است، زنده است

یه عالمه انرژی

ما یه جور مکالمه داشتیم همون روزی که برگشتیم

- خوبه که اینو می‌شنوم

- ما الان نقشه ‌های تو رو داریم

دفعه بعد که دیدمت بهت میدیم

ما ازت میخوایم که اونو تو جای امن بذاری

میدونی کجا و چجوری میخوایم این کار رو درست کنیم؟

- بله

- حالا دکی، زن من رمز این رو داره

میدونی وقتی زمان مناسب باشه

- فکر کردن به این موضوع باور نکردنیه

من بهترین کارم و انجام میدم تا مطمئن بشم

که هر اتفاقی که باید بیفته باید راهش همین باشه

- نه سعی نکن اینکار و بزور انجام بدی

فقط زندگیتو بکن

- اما تو بخشی از این هستی، درسته؟

مگه نه؟

- فکر میکنم درست باشه

- وقتی که با پرستار ملاقات کردی

من تمام اطلاعاتی رو که شما درخواست کرده بودی و بهش دادم

همراه با مقداری پول

- ممنون دکی

- این کم‌ترین چیزی بود که تونستم انجامش بدم

بهت که گفتم نمیتونم جبران کنم

- تو احتیاجی به این کار نداری

تو مرد خوبی هستی

- تو به لیست اشاره کردی؟

- آره، آدرس ها رو لازم داریم

- برای کی؟

- هشت تای اونا محوری هستن

برای این پروژه بیوکورپ که ما باهاش سر و کار داریم

اونا کلید راه‌ اندازی این ویروس هستن

- و تو میخوای با اونا چیکار ‌کنی؟

- کاری که باید بکنیم

- امیدوارم که گوش بدن

و کار درست رو انجام بده

- اما اگه این کارو نکنن دکی میدونی که چی تو خطره

- باید بریم

- ببین، به زودی بهش نیاز داریم، دکتر باشه

- فهمیدم

فهرست اسامی رو به پرستار بده

همراه با داده‌ها

و من سریع روش کار می‌کنم - باشه ممنون دکی

به زودی باهات حرف می‌زنم

- پس این لیست، ها؟

این لیست مرگه

چطور می خوای از پسش بر بیای؟

- جمعش کن

- میدونی که فکر می‌کنم ما باید کنار هم بمونیم

- نه، اینطوری زمین بیشتری رو پوشش بده

ما وقت میخریم - وقت

اون کالای با ارزش که ما خیلی کم داریم

و خیلی هم

- هرچند وقت زیادی نداریم

- منظورم اینه که تو چی گفتی؟

در مورد کشتن اونا به حرفم گوش نمیدی؟

- این آخرین راه حل ماست، باشه

- باشه

فقط نگران اثر پروانه‌ای بودم

- منم همینطور

توماس، شاید این تنها شانس ما باشه

تا مطمئن بشیم که آینده امون و داریم

نیکو، اگه اتفاق دیگه ای بیفته چی، ها؟

نمیدونم

اگه یه ویروس گوشتی اتفاق بیفته چی؟

اونا شروع به کشتن همه در کارخانه گوشت میکنن

- توماس

هر دومون میدونیم که همچین اتفاقی نمی‌افته

- ممکنه، نیکو

ما برای تغییرات اینجا هستیم

- اما صدای پروفسور رو شنیدی

ما نمی‌تونیم گذشته رو عوض کنیم

- این گذشته ما نیست

این تاریخ و زمانی نیست که ما درباره‌اش مطالعه کنیم

تو یه کتاب تاریخ

این مال ما نیست

این فرق میکنه

گذشته امون از بین رفته

آینده مون هم از بین رفته

ما همه چیز و تغییر میدیم

- آینده اینجاست

زنم اینجاست

- من که کور نیستم میگم چرا داری اینکار و می‌کنیم، نیکو

منم دلم براش تنگ شده

من فقط دارم میگم ما باید مراقب باشیم

- ما مراقب هستیم

ما هم باید شجاع باشیم

- اره

اینجا

احساس متفاوتی دارم

سرده

خالیه

احساس غربت ندارم

نه بدون اونا

- میتونیم بریم خونه

از امروز شروع می‌کنیم

منم دلم براشون تنگ شده

- سناتور

خیلی ممنون که من رو دیدید قربان

- آه، خواهش می‌کنم، بشین

خب

چطور میتونم کمکتون کنم؟

- ... خب، در واقع، فکر کنم بیشتر

که چطور میتونم کمکت کنم

- من این خط و قبلا شنیده‌ام

و معمولا معنیش اینه که اول به تو کمک می‌کنم

- خیلی خب، بسه دیگه

ولی سناتور

بزرگ‌ترین تهدید برای مردم چیه؟

این که آیا در خاک داخلی و خارجی وجود داره یا نه؟

- تروریسم - البته

چه خشن باشد چه سایبری، چه هر چیزی

آژانس‌های اطلاعاتی چیکار میکنن

همیشه دوست داری از هیچی شکایت کنی؟

- هوش

- دارایی

چون وقتی شما واقعا بهش فکر می‌کنید

که ما دوست داریم با عقل و هوش در تماس باشیم

فرآیند جمع‌آوری واقعا همینه

تا حد امکان اطلاعات بیشتری به دست بیار

تا جایی که ممکنه از منابع مختلف اطلاعات جمع کن

- اینا چی هستن؟

- اوه، اونا؟

اونا قربان، فقط تو آینده هستن

- آینده؟

- علتش اینه که من تصویری از یه دنیایی دارم

که همه ما قادر خواهیم بود توش زندگی کنیم

این یک جرم کاملا صفر

صفر

چون هر فرد تنها قادر هستش

که مسیر خودش و تو رایانه ردیابی کنه

و سیستم شبکه‌ای میکروچیپی که قراره بسازیم

و به این ترتیب اگه کسی مرتکب جرم بشه

اونا بی درنگ پیگیری میشن

دستگیر و طبق قانون محاکمه میشن

... دیگه هرگز کسی نمیتونه قسر در بره

- ری "یه لحظه بهم وقت بده، لطفا؟"

- بله قربان

- من دارم گوش میدم آقای تینکر

این چطور کار می کنه؟

- پس باید جواب بده؟

منظورم اینکه این تنها راهی که ما می‌خوایم به طور جداگانه انجام بدیم

میدونم، چرا یه ماشین بهم میدی؟

من دقیقا پول ندارم

- نگران نباش، حواسم هست

یه بار از این کارت استفاده کن، بعد بندازش دور

- فکر کنم همینجا منتظر میمونم

- همین الان برمیگردم

- خب؟

- چجوری میخوایم مردم و وادار به این کار کنیم

این قرص خیلی تلخیه؟

منظورم اینکه، تو مرکز خرید برچسب زده میشه

منظورم اینه که ما باید مردم و متقاعد کنیم

به اندازه کافی سخته

ولی داری میگی که کل دنیا

سقوط میکنه

- تو با گفتن این حرف تبلیغ نمیکنی

"تو باید از جرم در امان باشی"

تو کاری می‌کنی که مردم اونو بخوان

- ادامه بده

- خب، فکر کنم باید مراقب تجارت باشی

- خب، گند نزن بهش

- وقتی اینو میگی به من نگاه نکن

- ما باید هر کاری که می تونیم بکنیم تا دنیا رو تغییر بدیم

- آره، موفق باشی

هی نیکلای؟

به اونا این فرصت و میده که نظرشون و عوض کنن

- من آدم دلسوزی هستم، یادته

- میدونم، ولی گند زدم به سرباز بیکورپ

و فکر کنم اگه بهشون فرصت بدیم

میتونیم همه رو نجات بدیم

- موافقم

به زودی میبینمت

- اینا پرونده‌ های پزشکی هستن

فکر خوبیه، تراشه یه جور دستگاه پزشکیه

این نشون میده که تو الان نشستی

برای درمان سرطان

- اون قرصی رو که داشتیم در موردش حرف می‌زدیم رو یادته؟

- اره

- این چیزیه که ما اون و شیرین می‌کنیم

نه تنها این که این تراشه تواناست

نظارت، ذخیره ‌سازی، و انتقال

نجات فوری زندگی با عملکردهای بدنی

- منظورم اینه که مردم چه فکری می‌کنن

وقتی که بفهمن تحت نظر هستن

تمام مدت؟

- اونا میتونن از سرطان نجات پیدا کنن

اونا خودشون میخوان ثبت نام کنن

منظورم اینه که ما قرار نیست حقیقت رو ازشون مخفی کنیم

و اولش حس میکردم یکمی ناراحت کننده است

اما این موضوع تو تاریخ قراره تموم بشه

به عنوان بزرگ‌ترین عمل امنیتی

در تاریخ بشریت

شرح دوره

- به طور خاص، برای من چی داره؟

- قدرت

پول

جای شما تو تاریخ، قربان

تو مردی هستی که سرطان و درمان میکنه

منظورم اینه که، تو می تونی چک خودت رو بنویسی

میخوای رئیس ‌جمهور بشی؟

میخوای که پسرت رئیس‌ جمهور بشه؟

منظورم اینه که، چی می خوای؟

به خاطر تو، هیچ‌کس مجبور نیست با ترس زندگی کنه

به خاطر تو هیچ‌کس از سرطان نمیمیره

به خاطر تو هیچ‌کس همچین حسی قرار نیست داشته باشه

تا دوباره از سلامت خودشون بترسن …

هیچکس دیگه از جرم نمیترسه

یا خرابکاری یا حمله یا هر چیزی مثل اون

به خاطر تو همه احساس امنیت می‌کنن

چون تو هیچ وقت والدینشون نیستی

که چرا قراره یه بچه رو آزاد کنه ولش کنه بره

این دیگه تکرار نمیشه

به خاطر تو، سناتور

- تو باید از مجلس سنا حمایت کنی

- ممنونم سناتور

شما فقط یک قدم مهم در ایجاد امنیت این دنیا دارین

ممنونم

- ممنونم

- با سرعت برش دار

- دارم سعی می‌کنم - بیشتر تلاش کن

- داره میاد

- صبح بخیر دخترا

- تا کی میخوای ما رو اینجا نگه داری؟

- بستگی داره - به چی؟

- همکاریتون

- انقدر احمق هستی که فکر می‌کنی میتونی واقعا اینو کنترل کنی؟

- دهنتو ببند

قبل از اینکه ببندمش

- تو همه چیز و خراب می‌کنی

- رویدادهای خاص باید درست تنظیم بشن

- تو همه ما رو نابود میکنی

زمان مثل برکه است - چی؟

- یک سنگ را تصور کنید، که داره آب میخوره

موجی از هرج و مرج ایجاد میکنه

تا همه چیز و برای همیشه عوض کنه

- اما این موقتی

آب بدن دوباره آروم میشه

آب بدن هنوز اونجاست

- سنگ هم همین طور

برای همیشه عوض شده - اما یک سنگ کوچک

- یه سنگ کوچیک که میتونه یه پسر جوون رو بکشه

و اون لیز میخوره و سرش میشکنه

یا برای کشتن ناجی ونیزی

- بچه ‌های من خیلی رنج‌ کشیدن

کدوم مردی میذاره من ادامه بدم؟

- افراد تو مثل گوسفند میمونن

- تو باهام قدم میزنی و تماشام میکنی

تو هیچی نمی‌فهمی

- اوه، من کاملا درک می‌کنم

مثل کشتن دیکتاتور به عنوان یک پسر جوون

تو نمیدونی که میتونی با یه نفر بدتر از این تمومش کنی یا نه

- من این داستان ها رو قبلا هم شنیدم

- آره، خب پس چرا به اونا گوش نمیکنی

- کافیه

- بهش دست نزن

- راهی هست که با پدرت صحبت کنی؟

در سلول و باز کن

- میخوای چیکار کنی؟

- ببرش به اتاقم

- نه، نه، نه، خواهش می‌کنم

از اینجا برو بیرون

- لورن

تو چت شده؟

لورن

* من

* یه جاده میبینم

* جایی که من میرم

* جایی که من میرم

* تو

* یه مرد میبینی

* هیچکس نمیدونه

* هیچکس نمیدونه

* و من به دست هام امیدوارم *

* لطفا منو گرم نگه دارین

* با عشقت

* می‌خوام به سوی ماه پرواز کنم

* من با عشق شما تنها هستم

* من یک شکل می‌بینم

* اشتباهی در کار نیست

* اشتباهی در کار نیست

* تو دروغ می‌بینی

* دیگه وقت نداریم

* دیگه وقت نداریم

* انکار

* من حواسم به تو هست

* من حواسم به تو هست

* دیگه وقت نداریم

* انکار

* من حواسم به تو هست

* من حواسم به تو هست

* امیدوارم

* تو دست هام

* لطفا منو گرم نگه دارین

* با عشقت

* می‌خوام به سوی ماه پرواز کنم

* من تنها هستم

* با عشقت

مترجم: مجید::. .::Royal.subscene::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.