Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
با افتخار تقدیم میکند ~ .::Royal.subscene::. ~
با افتخار تقدیم میکند ~ .::Royal.subscene::. ~
- وایستا!
وایستا! وایستا!
وایستا!
بی حرکت!
ما یک کد 6-33 دریافت کردیم
مظنون داره به سمت شمال تو خیابون واشنگتن میره
زودباش، بیا بریم
اون درست اونجاست!
وایستا!
هی! در و باز کن! - بیا اینجا، بیا اینجا
- زودباش، عجله کن، عجله کن
زودباش، زودباش، زودباش!
- اسلحه رو بذار زمین
بذارش زمین. بذارش زمین
بذارش زمین!
برو کنار
برو کنار
بلند شو! برو کنار
سعی نکن احمق بازی دربیاری
سعی نکن احمق بازی دربیاری
اینو بپوش
زودباش!
- تو داری اشتباه بزرگی میکنی
- امروز، بیوکورپ تاریخساز شد
با آزاد کردن دارو برای سرطان
قابل تهیه برای کل جمعیت جهان
در ازای نام نویسی خودشون
در برنامه تراشه شناسایی،
که باعث افزایش امنیت جمعیت میشه
این طرح توسط رئیس جمهور پشتیبانی میشه،
گفته میشود که در عصر جدیدی از صلح و کامیابی در جهان آغاز به کار میکند
رئیسجمهور اظهار داشت:
" آینده به فرزندانمان تعلق دارد،
"و گام هایی که امروز برمیداریم در طول زمان طنین انداز میشود
"بگذارید شجاع و ناشناخته باشیم"
و همش برای امشبه
- و ما همه چیز رو روشن کردیم
- سلام عزیزم
سلام!
- باید سریع کونمون و تکون بدیم
- نمیتونیم همینجا ولش کنیم
- یه عالمه سرباز بیوکورپ اونجاست
اونا تو یک چشم به هم زدن ما رو میگیرن
- ما نمیتونیم ازشون محافظت کنیم یا اونا رو نگه داریم
- باید بریم!
الان یا هیچوقت
نیکولای و توماس در سال ۲۰۱۷ زنده و سالم هستن
- باید بریم
می تونیم همه چیز رو از نو بسازیم
- باید بریم!
- ما میخوایم اونا رو اینجا ولشون کنیم؟
- باید برم
چاره دیگه ای نداریم
- کجا میخوایم بریم؟
هر جایی که نابود شده
- یه جایی رو میشناسم که میتونیم بریم
ما در امانیم
- ما باید چی بگیریم؟
- هیچی، وقت نداریم
هر لحظه ممکنه برسن
- خیلی خب، زود باش
زود باش، زود باش، زود باش
- مرد، بیا بریم!
- خدا،
لطفا مراقب اون باش
ازش محافظت کن
ازش محافظت کن، چون اون تنها کسی که میتونه ما رو نجات بده
بیارش خونه پیش من
- دلیل تاسف من برای نوشیدن با تو
اینه که چون تو آخرین مردی هستی که
میتونم باهاش مشروب بخورم
... بغیر از اون، به غیر از این حقیقت داره که تو این کار رو کردی
- پس، میدونی
یجورایی مجبورم
اره، خب ...
- خودت که میدونی، بدتر از منه
تو نمیفهمی
- اوه، برای تو بدتره؟
- دارم فکر میکنم ... من دارم یه نوشیدنی میخورم
با آخرین زن دنیا، ولی
تو مکزیکی هستی
- اوه، نه، اینکارو نکردی
چرا همش اینو میگی؟
اوه خدای من!
- تو و نیکو مکزیکی هستین، درسته؟
- اره - فقط سعی کن مخفیش کنی
- میخوای مشت بزنی؟
میخوای به نیکو زنگ بزنم؟
نه؟ نه؟ واقعا؟
- نه من نمیتونم
- شما خیلی احمق هستین
- من بیرونم، این چیزیه که هستم
- واقعا؟ - یه کم لازم دارم
- خب، خیلی بد شد
- مال منه!
- آره، باشه، خب، اگه میخوای
چرا نمیای و این کارو نمیکنی؟
میخوای بازی کنی؟
- حتما
- جوجه
- باشه
پس قانون چیه؟
- اگه میخوایش، باید بیای و بگیریش
- واقعا؟
- حالا تو ترسیدی
- من ترسیدم؟
- اینجوری که نگاه میکنی بخاطر اینکه میترسی؟
- تو چقدر خشن هستی؟
تو خیلی دور هستی
- باشه
- نظر بهتری داری؟
- من یکمی نظر بیشتری دارم
- واقعا؟
به نظرت الان میترسم؟
- تو هنوز خیلی دور هستی
- زودباش، ما باید بریم!
بیا بریم!
- باشه، دارم میام
- لورن بیا بریم!
- ما به آدرس رابرت تینکر نیاز داریم
- رابرت تینکر دیگه کیه و چرا به آدرسش نیاز داری؟
- بس کن سعی کردم معطل کنم
این کار و نکن!
- هی گوش کن
بذار برم ابزارها رو بگیرم، باشه؟
فهمیدی؟ - اره اره
با این وجود داره تیک تاک میکنه
عجله کن
- هی!
کجا میری، "بریتانیایی"؟
- مطمئنی که اینو داری؟
- آره، گرفتم، گرفتم
- اونا اسم ما رو میدونن
اونا قیافه های ما رو دیدن
کاری که باید بکنیم رو انجام بده
- باید جنی رو بیارم
- اون درست اونجاست
- من باید
جنی "، یه دقیقه معطلش نکن، باشه؟"
- چی؟
- فقط معطلش نکن!
- باید بریم!
- لورن اونا دارن میان!
- نمیتونیم منتظرش بمونیم
- نه، ما بدون اون نمیریم
فقط یه دقیقه بهش وقت بده، باشه؟
- خیلی خب
زودباش، اطلاعات رو بهم بده
- خیلی خب، خیلی خب
- تو گفتی که همکاری میکنی
- اگه این کارو بکنم
میذاری ما بریم؟
- آره، آره، آره، فقط زود باش
باهاش کنار بیا
- مرکز، 351 به مرکز
دریافت میکنی
- دریافت شد، 351
اونا هنوز 80-10 هستن؟
- منفیه
ما یک کد 7-50 دریافت کردیم
اطلاعات لازم در مورد یک تینکر
اسم اول رابرت
کمکمون کنین
تمام
دریافت شد کد ۷-۵0
۳۵۱، منتظر بمونید
من یه رابرت تینکر دارم
آدرس، 219 جاده مونوپلی
غرب کشور، تمام
- ممنون مرکز، تمام
- کد ۷-۵0 چیه؟
بشین!
به خدا قسم بهت شلیک میکنم
- خیلی خب
- کد ۷-۵0 پلیس چیه؟
- کد پلیس 7-50، افسر تو دردسر افتاده
- افسر تو دردسر افتاده؟
افسر تو دردسر افتاده؟!
این چیه؟
- همونطور که گفتم ما فقط میخوایم زنده به خونه بریم، باشه؟
- تو نباید این کار رو میکردی
- هی!
- تو نباید این کار رو میکردی!
- آروم باش، آروم باش!
بیخیال مرد!
متاسفم!
بیخیال!
اوه خدای من!
اوه مرد
- خب، کی این اتفاق افتاد؟
- امروز یکم وقت داریم قربان
- کل قضیه اینه که همه اینا از دست رفته
- این درصد ساده است، آقای رئیسجمهور
- ازت نمیخوام که منو یاد اون بندازی
- بله قربان
- به سخنگو بگو
که میتونه از هر وسیلهای که لازم باشه استفاده کنه
که بفهمیم کی وارد آپارتمان شده
و این مرد و کشته
- با کمال احترام قربان
میشه یه کم بیشتر بهمون توضیح بدی؟
- وقتی که میگم، "هر چیزی که لازم باشه"
این دقیقا همون چیزیه که من میگم
هر چی که لازم باشه
تو هم دنبال میکنی؟
- بله قربان
با اجازه شما، من فورا بهش رسیدگی میکنم
- برو سراغش
- دریافت شد
- فقط دو نفر اونجاست
- باید بریم؟
- اسلحه رو بده به من
- اونا حتی نمیتونن ما رو ببینن
- لورن "وقتش نداریم برای خونریزی قلبت"
حالا برو عقب
- توجه داشته باشید
- گفتم برو عقب!
دیگه هیچوقت اینکار و نکن!
اگه بخاطر من نبود تا حالا همه مون مرده بودیم
- اونا آدم هستن درست مثل من و تو
- یا زنده میمونی یا میمیری
وقتشه که یکیش و انتخاب کنی
این همون کاریه که ما برای زنده موندن انجام میدیم
این مشکل آدم هایی مثل توئه
هیچوقت نمیخوام چیزی رو درک کنم
هیچوقت نمیخوام دستام به خون کسی آلوده بشه
- تراویس، اون ترسیده، خب؟
مثل بقیه ما
اون میترسه همه چیز و از دست بده
- من همه کسایی که دوستشون داشتم رو از دست دادم
- خب، پس میدونی چه حسی داره
- خوشحالم که اومدی خونه
خوبه که اومدی خونه
- ما باید غذا بخوریم
این دیگه چه کوفتیه، "تراویس"؟
و بابات کجاست؟
- اون موفق نشد
این چیزی بود که اون میخواست ما پیداش کنیم
- اونا کی هستن؟
- اونا بهمون چیزی میدن که ما نیاز داریم که این جنگ و ببریم
- پس اونا مهمان هستن
- حتما
- فقط هر کاری که میکنی، کنار اونا بمون
- در مورد چیزی که داری بهم میگی مطمئنی؟
- کاملا مطمئنم، آقای رئیس جمهور
- من فکر میکنم که اولویت اینه که در مورد این دستگاه اطلاعات کسب کنیم
این میتونه هر کاری که شما بگین و انجام بده
میتونه مسیر تاریخ و تغییر بده
- به طریق دیگه ای بجز یکی
- پس بذار بپرسم که
تو دانش قبلی این آزمایش ها داشتی
- البته که نه، چطور میتونستم؟
ما باید با هم یه مشت دانشمند
بهتر تو کشور جمع کنیم
بهترین متخصصانی که از این قبیل چیزها میدونن
- بله قربان
- نحوه ساخت اون و مشخص کنید،
کاری که اونا میخوان باهاش بکنن
من به بروز رسانی منظم نیاز دارم
تو نباید با کسی در این مورد حرف بزنی
- بله
- باید همه چیز و مخفی نگه داریم
- متوجه شدم آقای رئیس جمهور
ممنونم قربان
- ممنونم
و شما
مواظب زبون خودت باش
- معذرت میخوام، قربان
- ... فقط میخوام بدونم
ممکنه
اتفاقی که برای جک افتاد
اینا همونا باشن
میتونه مسئول چه اتفاقی باشه؟
- بخش شش کنترل بیوهاک 1
بیا تو، تمام
بیوهاک 1، دریافت شد
- بیوهاک 1،
انتقال فرمانده دان بطور مستقیم
مختصات در بخش ۹،
دارای اغتشاش زمانی پیدا شد
فرمانده تیم رانکین استریک تحت حمله قرار گرفته
از شورشیان مظنون
واحد های دیگه تو مسیر هستن
و با تو در هدف قرار ملاقات کنن
- دریافت شد، مرکز
انتقال مختصات محل، تموم شد
- کل اتاق ها رو بررسی کنین
- چرا اینقدر طول کشید، ها؟
نیکو،یا عیسی مسیح!
اون دو نفر میدونن ما چه شکلی هستیم
و اونا پلیس هستن!
- ما چیزهای بزرگتری داریم که باید نگرانش باشیم
اونا از یه کد امنیتی استفاده کردن
- آدرسش رو پیدا کردی؟
- آره، فهمیدم. ولی نمیتونم بهش اعتماد کنم
اونا شاید بهمون دروغ گفتن، نمیدونم
- لازم نیست یک آدرس قلابی به ما بدن، مگه نه؟
اونا فقط بهمون آدرس واقعی رو میدن اما بیرون منتظر باش
اگه ما خودمون و نشون بدیم اونا ما رو دستگیر میکنن
- ما باید مراقب باشیم
زیر رادار بمون
- اره ما اینکار و میکنیم
- هی، چیکار داری میکنی؟
- زیر رادار بمونین
باشه؟
به هر حال ما نمیتونیم به اون خانه بریم
اونا منتظر ما هستن
"قایم شدن توی یه منظره واضح، رفیق"
- همگی برین بیرون
- چی پیدا کردی، فرمانده؟
- ما خیلی دیر رسیدیم
- ما اینجا چی داریم؟
اون کیه؟
- این یکی
- خودشه
- میدونم
- من یه بار باهاش حرف زدم
فکر میکردم که دیگه نمی بینمش
- میخوام یه اسکن انگشت بگیرم که مطمئن شم
- خودشه
- این یکی فلیپِ
آخرین ارتباط تایید میکنه که با موفقیت انجام شده
خودش رو به "۲۰۱۷" انتقال داده
- واقعا؟
به نظر من که موفق نیست
اونا همشون مردن
- سربازها قرار بود با اونا برن
یه گروه شورشی تو کمین بودن
- پس این ماشین ها میتونه یه مرد و انتقال بده
و به موقع برگردونه
- حتما سعی میکرده همه چیز رو یاد بگیره
این دو نفر از اسرار های ماشین خبر دارن
- شاید سرباز بیوکورپ دیگه ای هم کشته شده
بله، فرمانده؟
- بله قربان
- فهمیدم
- ساختمان و پاکسازی کنید
- فرمانده
من یه تیم از بهترین دانشمند ها رو میخوام
میخوام اونا رو رمزگشایی کنن
و این ماشینها رو تکثیر کنن
احتمالا به زودی
باید مجبورشون کنیم کار کنن
- بله قربان
- چه قدرتی
چه قولی
احتمالات
- همین الان بخواب رو زمین!
حالا صورتت رو روی زمین بذار!
- تو مجبور نیستی این کار رو بکنی
- نجاتمون بده
ما هیچ ارتباطی با شما نداریم
- خواهش میکنم، نه، تو مجبور نیستی این کار و بکنی
- عزیزم، به من نگاه کن
به چشمام نگاه کن
چیزی نیست
ما با هم هستیم
تو همیشه دختر من میمونی
- همشونو بکش
کسی زنده نمونه
- نه، نه نه، لطفا این کار رو نکنید!
- این بهترین آسانسور آپارتمان ماست
- این حقیقت داره
حداقل باید اینجوری زندگی میکردیم
- پاکِ
- بوی خوبی میاد
- جنی عاشق این میشه، درسته؟
- آره، جنی عاشق این میشه
- تا حالا بهش فکر کردی؟
میدونی
فقط به اینجا نقل مکان میکنی؟
از نو شروع میکنیم یه زندگی جدید درست میکنم
مردم اینجا خیلی چیزا دارن
برای کاری که کردن خودمون و بکشتن بدیم
- اره
به هر حال کجا باید بریم؟
- هر جایی
- فقط این زندگی رو فراموش میکنی؟
وانمود کن که آینده هیچوقت اتفاق نمیافته
- نه
میدونم که این اتفاق میافته
شاید هیچی نمیتونه جلوی این اتفاق رو بگیره
اما ما میتونیم آماده باشیم
بهتره بذاریش زمین
هی، اگه بمونیم پولدار میشیم
در این مورد فکر میکنی؟
- ما میتونیم به آفریقای جنوبی بریم
- حالا داری حرف میزنی
تا اون موقع ما نمیتونیم به پول و عشق برسیم
- نه
ولی حافظه خوبی دارم
- منم
- دوتا اسم وجود داره که همیشه به مغزم خطور میکنه
- اره
اره
خب، نظرت چیه؟
باید یه استراحتی بکنیم؟
- بریم مکزیک؟
- اوه
نه
رابرت تینکر
ما یه کار داریم که باید انجام بدیم، باشه؟
- اگه تو باشی، من بازی میکنم
- الان همه چی خیلی غیر ممکنه
- چه غیر ممکنی؟
- می دونم که نمی تونستیم بمونیم اما …
فقط احساس بدی دارم که اونجا ولشون کردیم
- اون
اون فقط یک پوسته بود
اون دیگه نیکو نبود
- خب، به نظر من که شبیه نیکو بود
- این کارو با خودت نکن، باشه؟
... خودت رو عذاب میدی و به هیچکس کمکی نمیکنه
- ... فقط میتونم تصور کنم که اونا دارن باهاشون چی کار میکنن
- "ما برشون میگردونیم،" جنی من بهت قول میدم
- احتمالا مثل موش آزمایشگاهی درمانش کردن
- گوش کن ببین چی میگم جسد نیکو و روحش
تو سال ۲۰۱۷ زنده و خوب هستن
من با چشمای خودم دیدم
- آره، دیدیش گفتنش برای تو آسونه
من حتی نتونستم … باهاش خداحافظی کنم
وقتی اولین بار با هم آشنا شدیم،
اون به من گفت که قراره ازم یه بچه داشته باشه
این یکی از اولین چیزهایی بود که
که اون به من گفت
این مسخره است، نه؟
- اسمی هم انتخاب کردین؟
- این منصفانه نیست
- به خاطر همینه که برگشتی اونجا، خودتم میدونی؟
تا همه اینا رو درست کنی تا بتونی اسمش و انتخاب کنی
- و اگه بمیره؟
- باید اینو ببینی
- زودباش
- ما اینو پیدا کردیم
- هی بچه ها
جنی
ما زنده ایم
ارتباط قطع شده
- اینو از کجا آوردی؟
- ما اینو تو خونه اش پیدا کردیم
با تاریخ امروز که روش نوشته شده
فکر کنم اون و برای ما گذاشته بوده
- ما اینجا در سال 2017 با کمبود مواجه هستیم
حالا، بچهها، این جعبه حاوی
طرحی برای طراحی ماشین
این همه چیزیه که تو بهش نیاز داری
حالا خوب گوش کن
جعبه امن یک ماده اسیدی داره
پس اگه به زور باز بشه شیشه میشکنه
و داده ها از بین میرن
جنی "، این برای توئه"
فقط میدونی که کلید کجاست
دوست دارم
من فقط به تو میتونم اعتماد کنم
- خودشه
- دیگه از این پیام خبری نیست؟
- نه
- نه، این تنها چیزیه که داریم
این کلید کجاست؟
- من نظری ندارم
- تو باید یه چیزی در این مورد بدونی!
در غیر این صورت، چرا اول باید به این موضوع اشاره میکرد؟
- من کلید ندارم!
- اون چیزی رو ازت مخفی نمیکنه
- من اون رو به خیانت متهم نمیکنم، دیوید
ولی تو یه چیزی میدونی و نمیخوای بهمون بگی
- اگه من چیزی میدونستم بهتون میگفتم
- باشه!
اینجا هم قفل ترکیبی داره
پس من میخوام تو همه اعداد رو بنویسی
برای تو و نیکلای مهمه
روز تولد، سالگرد،
روزی که با هم آشنا شدین، وقتی عاشق شدی
اولین باری که گند زدی، همه چی
و همین الان شروع کنید!
- میخوای باهاش چیکار کنی؟
- ما میتونیم یک تیم برای کمک برای نیکولای و توماس بفرستیم
کاری که شروع کردن و تموم کنن
- تو از کجا می دونی که جواب میده؟
- برای اینکه همتون قراره
تو هر قدم از راه کمک کنین
نه تنها ما قدرت نجات بشریت و داریم،
بلکه به صلاح همه میتونیم تغییرش بدیم
ما میتونیم قبل از تولد بیوکورپ رو شکست بدیم
- اره!
- باهام موافقی؟!
- اره!
- باهام موافقی؟!
- اره!
- اره!
جنی، وقت برای این کارها نداریم
برای کمک به نجات بشریت
میخوای این کار رو بکنی؟
- آره، بهت کمک میکنم
من هر کاری لازم باشه میکنم
- "خوبه،" جنی
تو داری کار درست و انجام میدی
- من نمیتونم ببینمت ولی میدونم که اونجایی
- من هیچوقت تو رو ترک نکردم
من همیشه با تو هستم
عزیزم، تو باید اینجا رو ترک کنی
تو در امان نیستی
- اوه، خدای من، یه پلیس اونجاست یه پلیس اونجاست
نه نه نه نه
ببین، کشتن آدما همیشه جواب نمیده
- وقتشه
نیکو
این دفعه جواب نمیده
به هر حال اون از اینجا نمیره
زودباش
- دیوید، ما یک مشکل داریم
- آره، من جلوتر از تو هستم
اون یه مهاجمِ
اما ما یک هدف مشترک داریم
همین الان باید از ما محافظت کنه
- چه اتفاقی میافته اگه ما یک هدف مشترک نداشته باشیم؟
- ما هنوز باید جایی رو پیدا کنیم که دستگاه رو از نو بسازیم
- صبر کن
میخوای فرار کنی؟
- راه های زیادی برای پیدا کردن افراد اینجا وجود داره
ما نمیتونیم آشغال رو از دست بدیم
پس چطور هنوز خیلی از اون چیزا رو داری؟
- وقتی اقتصاد سقوط کرد، من اونا رو به صورت عمده خریدم
- میدونی، اونا هنوز واسه تو خوب نیستن
- اره
خب، میدونی چیه؟
قول میدم به محض اینکه حامله بشم، استعفا بدم
- پیش جنی از این شوخی ها نکنین
- میتونم؟
- البته
- ... میدونی، خیلی وقته که
از وقتی که یه خانم زیبا رو دیدم
خیلی وقت
تو اصلا کسی رو داری؟
- البته که دارم
- آدم خوش شانسیه
- مگه نه؟
- ما یک قرار ملاقات مناسب نداشتیم
ولی خیلی خوشحالم که میتونی به ما ملحق شی
- رابرت تینکر
چه خبر، رفیق؟
ما همه چی رو درموردت میدونیم
هر کارمندی،
هر دوستی
هر یک از اعضای خانواده در تاریخ
ما خیلی در مورد تو میدونیم
هر لحظه ممکنه حمله کنیم
هر مکانی
هر جایی
- لزومی نداره مثل این باشه، رابرت
تو می تونی نجاتشون بدی
همه اونا رو
- فقط بهم بگین شماها چی میخواین
- بلافاصله تحقیقات برنامه تراشه شناسایی خودت و ول کن
- تحقیقات پروژه تراشه شناسه دیگه چی هستن؟
- این کار رو نکن، ما میدونم که داری روش کار میکنی
- نه، من روی هیچ چیز کار نمیکنم
- اگه به ما دروغ بگی، رابرت خونواده ات می میرن
- گوش کن ببین چی میگم
- ... تو می خوای - گوش کن ببین چی میگم!
ما روی انواع پروژه ها کار میکنیم،
تمام وقت، به طور همزمان،
یکی پس از دیگری!
همه وقت!
هیچ کدومشون ربطی به یه جور تراشه ندارن
به خدا قسم، من هیچ ایدهای ندارم
که درباره چی حرف میزنین
- پس تو هنوز خلقش نکردی
- چی و خلق کنم؟
این چیزیه که قراره انجام بشه؟
- نشونم بده
- اینو میبینی؟
این کاری بود که اونا با من کردن
همه ما
- تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
منظورم اینه که
... که تقریبا به نظر می رسه از
- آینده
- به این دلیله که
و ما هم همینطور
- اوه خدای من
اوه خدای من، مسافر زمان؟
- صحیح
- چطور؟
چطور جواب میده؟
منظورم اینه که، بهم بگو چطور کار میکنه
- نه، ما امروز واسه این کار اینجا نیومدیم
- ولی اگه شما بچه ها اینجایین باید یه چیزی وجود داشته باشه
نمیدونم، یجور مشکل
با آینده من یا همچین چیزی، درسته؟
- این چیپ توسط شرکت شما تولید شده
و با جراحی همه چیز رو
مرد
زن
و بچه
و باعث نازایی بی سابقه میشه
- همه نوع سابقه، مثل همه نوع بشر؟
- اره
- همه جا؟
حتی مثل انگلیس و …
- هیچ کشوری وجود نداره که ما از اونجا اومده باشیم، رابرت
شرکت شما باعث شد این اتفاق بیفته
دنیا جای خیلی متفاوتی
- ... شرکت من
- اره، شرکت تو
تو شرکت خودت و فروختی
و دولت میلیاردها دلار بهت پول داد، میدونی چرا؟
اونا میخواستن هر انسانی و ردیابی کنن
و تراشه تو
چیپ تون محلول بود
- ما از کجا هستیم، رابرت
تو مرد خیلی بدی هستی
خیلی متنفر بود اما خیلی پولدار
- میبینی، من هرگز از چنین پروژهای صرفنظر نمیکنم
من این معامله رو انجام دادم تا به مردم کمک کنم
- این چیزیه که همه قبل از بیلیون ها میگن
به خاطر اونا، به حساب اونا!
و یهو کل وجدان تو از بین میره
پوف، به سمت باد میره
- میدونی که این قسمت مسخره بازیا چیه؟
میدونی؟
تو
تو به قتل میرسی و اونا شرکت تو رو بعهده میگیرن
و در عرض چند سال،
هیچکس تو زمین زنده نمیمونه
به خاطر رابرت تینکر
- این تو نیستی، رابرت
پس شرکتت برای کی کار میکنه
- خب، میدونی چیه، الان لازمه این اتفاق بیفته؟
- می تونم بفهمم
قسم میخورم بچه ها
من اصلا نمی دونم راجع به چی حرف میزنی، اما
من بیشترین اجازه رو به مهندسین ام میدم من بهترین و روشن ترینم
تا با خلاقیت عالی اونا رو تست کنن
من بهشون اجازه کار تو پروژه های مختلف رو میدم
من مدیر برنامه های ویژه ام، بر همه چیز نظارت داره
اون دقیقا میدونه چه اتفاقی قراره بیافته، من ازش میپرسم
- اسمش چی بود؟
- برندون
- برندون چی؟
- دیویدسون
برندون به همه چیز اهمیت میده
و برندون هم میدونه
اون دقیقا می دونه که چی کار می کنه
و من میفهمم، من بگاش میدم
من این کار و تو شرکت خودم ممنوع میکنم
من اون فرد و آتیش میزنم
میتونم متوقفش کنم
میتونم جلوی این اتفاق رو بگیرم
واسه همین، تو باید حرفمو باور کنی
قسم میخورم که از پسش بر میام
- فکر میکنی اون حقیقت رو میگه؟
- فکر می کنم اگه دروغ بگه
ما دوباره می بینیمش
میفهمی؟
- اره
اره
- در غیر این صورت،
ما باید تو رو
از تاریخ محو کنیم
- می فهمم
میفهمم، فهمیدم
فهمیدم
- "بهت حقیقت و گفتم،" رابرت
هیچکس توی این اتاق نمی خواد دوباره تو رو ببینه
هیچوقت
- تو اینکارو نمیکنی
- چون اگه این کارو بکنیم
فقط یک راه دیگه برای اینکار هست
- نه، نه، نه، صبر کن، صبر کن صبر کن، محض رضای خدا!
نمیدونم!
من نمیخوام آدم شرور باشم!
من هیچ وقت نمیخواستم کاری کنم که به کسی صدمه بزنم!
من میخواستم به مردم کمک کنم!
اگه قرار باشه منو بکشن، چرا باید این کار و بکنم؟
چرا باید پولی رو بگیرم که، اونا قراره منو بکشن؟
- بیا بریم
نگران نباش، رفیق
به پلیس ها زنگ بزن تا وقتی که همه چیز روشن بشه
- صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن
مسافر زمان، من واقعا باید بدونم
این چطور کار می کنه؟
- نه
- ممنونم، خدا
- این کل چیزیه که من میدونم
- مطمئنی همه چیز؟
- یقین دارم
فقط چند تا چیز شخصی بیرون دیوار هست
- هیچی اونطرف دیوار نیست
اوه، و میخوام بخاطر رفتارم ازت عذرخواهی کنم
- تراویس "، مشکلی نیست"
میدونم، پدرت و همه
- ممنون، جنی
- من در مورد تو نمی دونم
اما من از این همه دویدن خسته شدم
- همه خسته
ما دو روز داریم فرار میکنیم
- هی
بیا نزدیکتر
- برای چی؟
- فقط بیا نزدیکتر، نمیخوام کسی بشنوه
- چی؟
- من رمزش و میدونم
- تو؟
- من اون و به اونا نمیدم
- وقت خریدن؟
- من فقط فرار میکنم
- هی، فکر میکنی می تونی یه لطفی به ما بکنی؟
یه چیزی برای خوردن پیدا کنیم؟
- خواهش میکنم، ما تمام روز غذا یا نوشیدنی نخوردیم
- بذار ببینم چیکار میتونم بکنم
گوشت استیک چطوره دوست داری؟
- با این حال
ممنونم
- هی
نیکو به من گفت که همیشه به غرایزم اعتماد کنم
- راز تو پیش من امنِ
هر چی که تراویس میخوره
دیر یا زود اون قراره یه تصمیم اشتباه بگیره
- چی باعث شد همچین حرفی بزنی؟
- چون نهایتا نتیجه رو توجیه می کنه
این روشیه که اون عمل میکنه
- وسوسه خیلی براش سخته
- خب، چیکار کنیم؟
- نیکو اون طرف داره برای ما مبارزه میکنه
ما باید یه کاری بکنیم ما میتونیم از اونا محافظت کنیم
نمی تونیم بذاریم اون قاتل ها به اونجا برگردن
طرح روی ماشین با ما میمیره
- باشه
- نه، جدی میگم
نه زندگی تو، نه زندگی من، نه لورن
هیچ کس مهم نیست
کاری که اونا می خوان بکنن
- خیلی خب
باهات موافقم
هر چی که باشه
- میدونی چجوری دستگاه و بازسازی کنی
بدون چیزی که در امان باشه؟
- می تونم شروع کنم، نمیتونم کاملش کنم
من به نیکو یا توماس برای پر کردن شکاف ها نیاز دارم
- نه، اگه نتونیم اینکارو بکنیم، پس هیچکس نمی تونه
- ما احتمالا نباید زیاد اینجا بمونیم
... اگه فقط اونا رو داشته باشی
ترکیبی از اعداد که کارساز نیست
- باشه
خیلی خب
آروم خارج شو
3 صبح
در حالی که همه خوابیدن
- من به لورن میگم
- متاسفم
من فقط اومدم بخاطر رفتارم عذرخواهی کنم
من اشتباه کردم
- تو حرفی نمیزنی
- من نمیخواستم این قدر تند رفتار کنم
من فقط گاهی وقتا خیلی احساساتی میشم
آخرش همه چی تموم میشه بعضی وقتها اشتباه میکنم
- ببین
امروز روز سختی بود
پدرت رو از دست دادی
نیکو همیشه میگفت، صبح اوضاع بهتر میشه، پس
چرا یکمی استراحت نمیکنی؟
- من افرادم رو میبرم یه چیزی برای خوردن پیدا کنن
- خیلی خوب میشه
- یه پیک بزن
- من خوبم
- بهم اعتماد کن، لورن
تو بیشتر از همیشه به این نیاز داری
- امیدوارم پدرت بهت افتخار کنه
پس
این ترکیب و چجوری کنار هم بچینیم؟
- هنوز هیچی، ولی یه راهی پیدا میکنیم
افراد من هر ترکیب ممکن و کنار هم قرار میدن
و همین الان اونا تستش میکنن
- خوبه
- چه کاری از دستم برمیاد؟
- فقط چک کردم ببینم لورن برای شب خوب بود
شماها چیزی برای خوردن یا نوشیدن می خواین؟
- اون اینجا یک نوشیدنی داره، با من
خودت رو به تخت برسون
پسر خوبیه
- لورن؟
- من خوبم
صبح می بینمت
- چیز دیگه ای هم هست؟
- شبخوش
- بیادبی بود، مگه نه؟
مگه نمیبینی دارم سعی میکنم با یه دختر خوشگل حرف بزنم؟
- حداقل اون داره سعی می کنه دنبال من بگرده
مثل برادرم نیکو ازش خواست که این کار و بکنه
- تو عاشق دیوید هستی؟
- نه
- اصلا عاشق شدی؟
- اره
- این آدم خوششانس کیه؟
زیاد حرف نمیزنی
امیدوارم باهاش حرف بزنی
- وقتی که بتونم
- بهش گفتی که دوسش داری؟
- اره
فقط مطمئن نیستم که صدام و میشنوه یا نه
جنی، برای یه دقیقه اونا رو خفه کن، باشه؟
فقط خفه اشون کن!
- باید برم!
- دوست دارم
- شرم آور، مگه نه؟
- اره
- چیز خوش شانسی در مورد مرگ وجود نداره
توماس، مگه نه؟
- فکر میکنی چقدر طول میکشه
که بفهمیم این چیزها چطور کار می کنن؟
- سه ساعت بهش وقت بده و ما یک تست برای تعمیر اون قراره داشته باشیم
- خوبه
ما آماده ایم که آزمایش حیوانات رو شروع کنیم قربان
- ما برای اون وقت نداریم
- تو نمیخوای تستش کنی؟
- نه با حیوون ها
- ممکنه در امان نباشی، قربان
اینا مثل میکرو وِیو میمونن
- این میکرو وِیوِ
آینده ما رو نجات میده
بخاطر اینکه این سربازها برای ایمنی بیوکورپ بخطر افتادن
اینا قرمان های واقعی هستن
- قربان، ما حتی نمیدونیم که ماشین ها چطور کار میکنن
- زمان منتظر هیچ مردی نیست
سوار شو، کثافت و بگیر
این تنها راهی که میتونیم بفهمیم
این هدیه شگفت انگیز که دادیم
- من فورا مشغول تهیه پیش نویس قانونی میشم
ما یک فرصت داریم تا خدمت بزرگی
برای شرکت، جهان و همه نوع بشر انجام بدیم
ولی به داوطلب نیاز دارم
ماموریت شما
با هر وسیلهای که لازم باشه شکارش میکنیم
دوتا مرد
و دوتا زن
که تنها تاجر نیستن
ولی هدف ما رو تهدید میکنن
اونا رو برام بیارین
مترجم: مجید == Royal.subscene ==
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.