All language subtitles for Chastnaya zhizn AKA Private Life (1982) - Yuli Raizman

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

" زندگيِ خصوصي "

ولي تو استعفا دادي، سرگئي نيکيتيچ

چرا از اين آشغالا ميکشي؟

سلام، سرگئي نيکيتيچ

صبر کنين

نامه ها روي ميز هستن

رفقا منتظرن شما رو ببينن

تمام روساي بخش

الان کسي رو نميبينم

تشريف دارن؟ - يه لحظه صبر کنين -

پتلين ويکتور ميخوان شما رو ببينن

!بهت چي گفتم؟

ببخشين

ايشون کسي رو نميپذيرن

سلام...پدرم هستش؟ بايد ببينمش

ازم خواست کسي مزاحمش نشه

جريان چيه؟ امروز مسابقه فوتبال ـه

بذار بپرسم

الو؟

بيرون ـه

والري اينجاست

پسرتون ميخواست شما رو ببينه ولي گفتم گرفتارين

من ميتونم مرخص بشم؟ - نه -

ببخشيد، مدتها ميخواستم اينو بهتون بگم

خيلي ازتون ممنونم ميدونم بدون کمک شما اون آپارتمان رو نميخريدم

ميخواستم بگم که حتما يه سري بزنين و اونجا رو از نزديک ببينين

البته اگه مايل بودين

شماره تلفنمو دارين اينم آدرس جديد منه

عصر بخير

بالاخره برگشت

چرا دير کردي؟ خسته شديم بس که منتظر مونديم - سلام -

هنوز خيلي زوده

شام ميخوري؟

يه استکان چاي ميخوام

ميخواي برات بيارم اينجا؟ - آره -

ماريان تلگرام زد خواست با بچه ها شنبه بياد

باشه

مامان، لطفا يکم چاي بريز

ببخشيد الکسي، ظاهرا خيلي خسته ست - اين چه حرفيِ، ناتالي -

ممنون

چه خبر؟ - مامان خونه ست؟ -

همه خونه هستن - پدر اومده؟ -

آره

کجاست؟ - تو دفترش -

مامان؟ - نيکلا -

بيا تو، نيکلا

موضوع چيه؟ اتفاقي افتاده؟

پدر چيزي نگفت؟ - نه، چرا؟ -

ديگه کار نميکنه

اخراج شد - چطور ممکنه؟ -

ويکا، يه لحظه صبر کن

چي داري ميگي؟ - چي دارين پچ پچ ميکنين؟ -

نيکلا ميگه سرگئي تو کارش دچار مشکل شده

متوجه نميشم، نيکلا بشين و همه چيزو تعريف کن

مامان، براش يه چاي بريز

دقيقا نميدونم جريان چيه

اومدي منو ببيني؟ - آره، سرت شلوغ بود -

موضوع چي بود؟ - هيچي -

خودم ترتيبشو دادم

الکسي

چرا زياد نميبينمت؟ اينجا سر نميزني

من هميشه ميام اين تويي که هيچوقت نيستي

چه خبرا؟ اوضاع دنيا چطوره؟

آپارتمان رو عوض نکردي؟ - مگه ديوونه شدي، با اون چطور ممکنه؟ -

منطقه اش اصلا خوب نيست سقفش هم بالا و پايين ميشه

بسيار خب

چيزي که نيکلا گفت حقيقت داره

ميخواي تختو مرتب کنم تا بتوني راحت دراز بکشي؟

سرگئي، چي شده؟

استعفا دادم تقاضانامه رو پُر کردم

چرا؟ دليلش چي بود؟

چي بگم

دوتا تشکيلات ادغام ميشن يکيشون مال توئه

ايده ادغام مال توئه

ولي يکي ديگه بعنوان رييس منصوب ميشه

هيچ اشاره اي بهت نميکنن

استعفانامه رو پُر ميکني اونا هم تاييد ميکنن

کي تاييد کرد؟ پس وزير چي شد؟

خود وزير تاييد کرد

همين؟ - پس چي؟ -

حقوق بازنشستگي

همه چي درست ميشه - چي درست ميشه؟ همش چرندِ -

ميخواي چيکار کني؟ بموني خونه به گلهاي باغچه آب بدي؟

نميخوام به گلاي باغچه آب بدم ويلا بايد تميز بشه

...ولي خونه آره، امکانش هست

اگه اينطوري گفتن گورباباشونم کرده

فراموش کن، نگران نباش

مادرم هميشه ميگفت " آخرش همه چي درست ميشه "

عجله داري؟

همکارام اهل آلمان شرقي هستن فردا پرواز ميکنن

سرگئي، جدي ميگم ناراحت نشو

هيچکس از فردا خبر نداره حالا ميبيني

دراز بکش مادر تختو مرتب ميکنه

صبح بخير - صبح بخير -

کسي خونه نيست؟

من هستم

ناتاليا کجاست؟

صبح زود رفت فکر کنم رفت فرودگاه

مادربزرگ با والري رفت فروشگاه ايگور هم خوابِ

صبحانه تون رو آماده ميکنم

مردت هميشه اينقدر ميخوابه - بستگي داره -

هنوز زوده تازه ساعت 10 ـه

کتلت سرد ميخورين؟

بيار

چاي سنگين ميخورين، آره؟

ويکا؟

پدر و مادرت کي هستن؟ - پدرم تو ارتش ـه، اونا تو لنينگراد زندگي ميکنن -

خبر دارن که پيش ما هستي؟ - نه -

چرا؟

پدرم عادت داره سياه و سفيد فکر کنه

خودت چطور؟ - من خاکستري رو ترجيح ميدم -

ولي تو که شانس نياوردي

من از نيم گام خوشم نمياد - آره، شانس نياوردم -

ولي چيکار ميشه کرد؟ نگراني فايده اي نداره

من و ايگور ممکنه از پيشتون بريم

کجا؟ - خانواده ام تو لنينگراد هستن -

بايد يه جايي ثبت نام کنم اينجا دوبار قبولم نکردن

اونجا راحت تر ـه

اونجا با پدرم يه نشريه راه ميندازيم اول من و ايگور بايد ازدواج کنم

بعد بايد کاراي انتقاليشو درست کنه مشکل پشت مشکل

شما قراره هميشه تو خونه بمونين؟

چطور مگه؟ - هيچي -

همينطوري...فقط يه مشکل ديگه ميخواين جواب بدم؟

شما خونه اين؟ - نه -

الو؟ تشريف ندارن

باشه

سرگئي نيکيتيچ؟

سرگرميِ خاصي نداري؟

مثلا چي، جمع کردن کبريت؟

چرا کبريت؟

چيزاي زيادي هست، مثلا ميتونين کارت پستال جمع کنين، تمبر، کاکتوس

کاکتوس...بهم مياد

بله؟ نه، تشريف ندارن

باشه...حتما

نميخواي بيدارشي؟

ساعت چنده؟

مگه امروز کنفرانس نداري؟ - نه -

کنسل شد؟

بخاطر امتحانات - قرار نيست امتحان بدي؟ -

اگه از خوابيدن من ناراحت ميشين الان بلند ميشم

آره، خواهشا

ماريا

ماشين شرکت ديگه دراختيار من نيست اينو يادت باشه

ولي من فقط باهاش ميرم بازار - دراينصورت با تراموا برو -

ولي اونا نميرن طرف بازار

پس يه دوچرخه بخر

کلينيک

ملينکوف

مارينا (ويلا) ؟

عوارض

خيلي وقته نيومدين

مشکلي ندارين؟ - نه -

ميخواين سفر خارجي برين؟ - نه -

تفريحگاه؟ - فعلا نه -

خب؟ چقدره؟

140/70

ميتوني توي فضا پرواز کني

فضا ايده خوبيِ

با اينحال، پياده روي براتون ضروريِ

بايد تحرک داشته باشين

دراينمورد بهتون قول ميدم

!چراغ قرمز ـه

چي؟ - !چراغ قرمز ـه -

يه بليط بهم بده

لطفا اين بليطو پاره کنين

اين بليطو بگيرين

ممنون

بايد يه پني پس بدين بهتون 10 کوپک دارم

يه پني؟ بهتون ده کوپک دادم

بهتون ده کوپک دادم

رفيق، بقيه اش چي ميشه؟ اين پيرزن ده کوپک بهت داد

بايد بقيه اش رو بدي

بيا

پياده ميشين؟ - چه ايستگاهيِ؟ -

لطفا يکم از اين خيارشور امتحان کنين

خوشمزه ست؟

بخور عزيزم...سير شدي؟

سلام

بدين من آويزون کنم

صبر کن

مارينا اومده

ما چيزي نگفتيم ولي ميخواد با بچه ها تو ويلا زندگي کنه

نميدونم موضوع چيه

بنظر خيلي خسته مياد باهاش مهربون باش

سلام، پدر

بازم سرزده اومدم پيشتون

ولي نگران نباشين زياد مزاحمتون نميشيم

سرگئي؟

صورتتو بيار بالا ببينم چه بزرگ شده

تو بايد پاول باشي

يا اينکه اشتباه ميکنم؟

منو ببين پاول هستي يا نه؟

پاول، به پدربزرگ نگاه کن بهش بگو سلام

شايد نميخواد منو ببينه - نميخوام -

اين شد يه حرفي

آفرين، هرچي به ذهنت ميرسه بگو

اجازه هست؟ - بيا تو -

پدر، يه موضوعي هست

پول ميخواي؟ - نه -

شنيدم پتلين ترفيع گرفته

کدوم پتلين؟ کي بهت گفته؟

به تمام اين اراجيف گوش ميکني

اومده بودي همينو بهم بگي؟ - گوش کنين -

مهم نيست کي باشه اون براي پرسنل جديد با شما مشورت ميکنه

خب؟

اين براي من فرصت خوبيِ - چه فرصتي؟ -

من 27 سالمه دارم با ماهي 30 روبل سر ميکنم

کي جلوتو گرفته؟ - شما -

من ديگه کاري ندارم - ولي ازتون ميخوام کمک کنين -

دعوا سر چيه؟

هيچ دعوايي نيست

ميخواستم ببينم پسر بزرگم تو اين چند روز چي ميخواست بهم بگه

و اون ميگه " خيلي عاليه پدر که اخراج شدين "

حالا ديگه هيچکس تو آينده شغليم دخالت نميکنه

نه عزيزم، از اين خبرا نيست - سرگئي -

يه مرد بايد خودش هرچي ميخواد رو بدست بياره

بايد بدوني هيچکس جلوتو نگرفته

ولي همه چي زير سر شماست - نيکلا -

نميذارين چيزي به کسي برسه - اين چه طرز صحبت با پدرتِ؟ -

خودتون ميگفتين صبر نکن تا يه جا خالي بشه برو اونو بگير

بفرما...برو بگيرش - سرگئي -

الگا

الگا

تلفن

مامان

اندره زاخاريچ

ابريکاسوف

اندره زاخاريچ ابريکاسوف هستم

دارم ميام اونجا

حقيقت داره؟

اول از همه، سلام

منظورت چيه؟ - پتلين -

آره، حقيقت داره

ميشه برام توضيح بدي چطوري سر و کله اون پيدا شد؟

حالا چرا پتلين؟ !واقعا مسخره ست

!يه آدم بدون چهره

نميشه گفت بدون چهره اتفاقاً چهره جذابي داره

يعني يه نفر عاشق چشم و ابروش شده؟ - شايد، از کجا معلوم -

و فکر ميکني پرسنل چطوري انتخاب ميشن؟ - تحت قوانين کاري، غير از اين نيست -

بنظرم مشورت با من جرم نيست شايد بتونم افراد شايسته اي براتون انتخاب کنم

به اين آسونيا نيست " افراد شايسته "

اون فرد شايسته نبايد فقط تو رو راضي کنه اتفاقا برعکس

چطور مگه؟

چونکه ما يه نسخه ديگه از تو رو نميخوايم ابريکاسوف شماره 2

همين الانشم يکي داريم

داشتين - اگه اينطور ترجيح ميدي باشه، داشتيم -

بهتره يه چيز ديگه رو تغيير بدي

و پتلين رو پيدا کردي؟

ممنون

قهوه ميخوري؟ - نه -

بهتره نخوري

180/110 فشارم رفته رو ...تازه داره يکم بهتر ميشه

توي اين سن به همه جاي آدم فشار مياد...

من مشکلي با بالا رفتن سن ندارم - خوش بحالت -

ببين، سرگئي بهتره بشيني، سرم داره گيج ميره

احساس ميکنم حرفاي زيادي براي گفتن داري

...چي بگم

پتلين آدم توئه

تو اونو خلق کردي ...و حالا خيلي برات سخته فکر کني

چه ربطي به موضوع داره؟

پتلين مهندس قابليِ ...ولي يه تناقضهايي وجود داره

تو هم مثل من ميدوني

هيات مديره وجود داره اون يه عضو معموليِ

اون کاري از دستش برنمياد فکر اينم بکن

طاقت يکي ديگه رو نداشتي درسته؟

ميخوام اينو بهت بگم

اين ايده من نيست خودتم اينو ميدوني

اين يه راز نيست

...من ازت دفاع کردم، ولي

وزير دلايل خودشو داره براي همين وزير ـه

و در اين مورد ...کسي در موقعيت اون

کسي رو ميخواد از يه نسل متفاوت

زيادم بيراه نميگه

نميشه همش به روشهاي قديمي چسبيد

تو روشهاي جديدي داري؟

خودتو به اون راه نزن دقيقا ميدوني داريم از چي حرف ميزنيم

هرچي باشه سن آدم ميره بالا

ما تجربه کسب ميکنيم، درست ...ولي

شايد اصلا چيز خوبي نباشه چه تجربه اي؟

يه عادت عادت خوب داريم، عادت بد هم داريم

اينا حرفاي خودتن يا وزير؟

حرفاي ما اون و من

و از اونجايي که اون وزيره ...و من براش کار ميکنم

بخور...سرد شد

ماشين داري؟

نه، احتياجي ندارم حالا ديگه پياده ميرم

منطورم اون نيست ماشين شخصي

نه، ندارم

ويلا؟

اموال دولت چه فايده؟

نسل ما...ايده آليستهاي احمق اصلا بفکر فردا نيستيم

فکر ميکنيم جاودانه ميمونيم

منو خيلي زود حذف کردي، اندره - صبر کن -

کي داره تو رو حذف ميکنه؟

چند لحظه صبر کن

وزير سراغتو گرفت، فکر کنم بفرسته دنبالت ممکنه پيشنهاد خوبي برات داشته باشه

نصيحت منو گوش کن اينقدر اخم نکن

اينطوري زندگي برات سختتر ميگذره

ميفهمي چي ميگم؟ مراقب سلامتت باش

و سرگئي؟

چرا همچين لباسي پوشيدي؟

صورت خوشي نداره

آره...يه لحظه ببخشيد

شب بخير - شب بخير -

نه...رفتم درو باز کنم چي؟

غذا ميخوري؟

يه چاي سنگين...مارينا کجاست؟

خوابيده اون بچه خيلي وقته خواب راحت نداشته

توي دفتر براشون جا انداختيم تو ميتوني تو اتاق خواب بخوابي

چي؟ راستش اصلا برام مهم نيست

بذار هرچي دلش ميخواد از اين حرفا بزنه

مرداي اين دوره همه نامرد شدن چه فرقي ميکنه؟

همشون شبيه هم هستن

!با کمال ميل

!حتما ميرم اونجا

!هرجايي که اون بخواد

ممنون فعلا امکانش نيست

شرايط يکم عوض شده

آره

اين يه مکالمه تلفني نيست

باشه

بهم زنگ بزن يا خودم زنگ ميزنم

هرطوري هست باهم حرف ميزنيم

سرگئي غذا خورد؟ - نه، حتي چايشم تمام نکرد -

ميخواي يه چيزي بخوني؟

نگاه نکن

براي مارينا چيکار کنيم؟ يه خونه اجاره کنيم؟

آره، ممکنه

توي حسابمون چقدر پول داريم؟ - 1600تا -

زياد نيست، ولي ميشه يه کاريش کرد

رفتي وزارتخانه؟ - آره -

و؟ نادا

روتو برگردون

داشتي با کي حرف ميزدي؟

کِي؟ - همين الان -

والنتينا

کدوم والنتينا؟

دوستم، ميشناسيش

فکر کنم ديديش

يادم نمياد

دوستاي جديد زيادي داري که نميشناسم

البته طبيعيِ

دستتو بده من - براي چي؟ -

ميخوام دستتو بگيرم

بس کن سرگئي، حوصله بازي ندارم

بهتره بگيريم بخوابيم الان چراغو خاموش ميکنم

بدش من بدش من

نميدم

بدش من

من تسليمم

مسکو ساعت 11:06

از 15 جون، پروازهاي روسيه به نايروبي امکان پذير ميباشد

هواپيماهاي تي-يو 514 شما رو ظرف 5 ساعت و 40 دقيقه به پايتخت کنيا ميبرن

از پروازهاي ما استفاده کنين

از بازنشسته ها براي تفنگچيهاي گروههاي شبه نظامي دعوت بعمل مياد

براي اطلاع با اين شماره تماس بگيريد 574-32-70

تکرار ميکنم 574-32-70

الو؟

شما؟ من با نلي پتروينا کار دارم

شما رو نشناختم

من ابريکاسوف هستم

بهتون نزديکم

ميتونم بيام ديدنتون؟

بفرماييد...ولي الان نه لباس تنم نيست

بفرماييد تو

سلام...چي شد اومدي اينجا؟

پالتوت رو بده من

من خونه دوست قديميم بودم

خيال داشتم باهم يه نوشيدني بزنيم

ولي دوستم دو ساله که بين زنده ها نيست

چطور ممکنه؟ - به همين راحتي -

بيا بيادش يه پيک بزنيم

ليوان داري؟

الان ميارم

چطور زندگي ميکني؟

زندگي نميکنم...سر ميکنم

تو چطور؟ - منم زياد اوضاع خوبي ندارم -

واقعا فکر کردم ويکتور يه دستيار ديگه پيدا ميکنه

بهم گفتن که همه شما قراره جايگزين بشين

ولي تا الان هيچ تغييري نکرده

خوبه حالت چطوره، سرگئي؟

هميشه تو فکرتم

بهتره ديگه فکر نکني

من خوبم

همونطور که ميبيني اومدم ديدن يه دوست

قبلا فقط با ارباب رجوعها و بالاييها سر و کار داشتم

و حالا پيشرفت کردم

فقط اونايي رو ميبينم که دلم ميخواد

نلي پتروينا اينم از زندگيِ من

توي اين هياهو آدم ميتونه 20 سال زندگي کنه بدون اينکه يه فرد آشنا رو ببينه

سالها هيچ دوستي رو نميبيني

هيچ سراغي از آدم نميگيرن مگراينکه بميري

...و با اين دوست من

...گريگوري ملنيکوف

ما سالهاي زيادي باهم زندگي کرديم

رفيق بوديم

باهم تحصيل کرديم

کار کرديم

منو از يه گلوله نجات داد

اگه يادت بياد

چرا نميخوري؟

من معمولا مشروب نميخورم

اينجا زندگيِ خيلي خوبي داري

چرا نمينويسي؟

ميتوني فقط بشيني و بنويسي

بعد کتابت رو چاپ ميکنن

اگه چاپش نکنن بازم عيبي نداره

بازم بيا ديدنم...شايد نوشتم يه ماشين تحرير دارم

بيام ديدنت؟ ميدوني که خطرناکِ

چرا؟

...ممکنه همينطور بيام ديدنت و - و چي؟ -

عشق

فکر نميکنم برامون تهديدآميز باشه

اينطور فکر ميکني؟ - مطمئنم -

تا حالا نديده بودم بخندي

به سلامتيِ تو

وقت مطالعه داري؟ - خيلي کم -

اين کيه؟

اون شوهرم ـه

قبل از ازدواجمون

اون بغير از من يه خانواده داشت

ولي بخاطر همه چي ازش ممنونم

از خيلي زناي متاهل ديگه خوشبخت تر بودم

چطور مگه؟

اينطوري

هرچي ميخواستيم داشتيم چطور ميتونم برات توضيح بدم؟

اسمش سرگئي بود هم اسم خودت

و مدتهاست همش به پايان رسيده

اينم از وضعيت من

آره...روابط عاشقانه

خيله خب

من ميرم

کجا ميري؟ صبر کن

يکم ديگه بمون - نه -

ميخواي يه تاکسي خبر کنم؟ - براي چي؟ -

...اجازه بده

نه

...ميرم بيرون و

...فقط يه چيزي سه روبل داري؟

بهم قرض بده - بيشتر نميخواي؟ -

همين خوبه

ميخواي حقيقتو بهت بگم؟

نميدونم چطوري زندگي کنم

ممنون - کجا بودي؟ براي شام منتظرت بوديم -

داشتم قدم ميزدم

بچه ها خوابيدن؟ - خيلي وقته، از نيمه شب گذشته -

ناتالي کجاست؟ - من از کجا بدونم -

کجا داري ميري؟ - ميخوام برم بخوابم -

صبر کن

بيا يکم باهم حرف بزنيم

بشين

خب؟

اوضاعت چطوره؟

با جزييات يا در حد دو کلمه؟

با جزييات

آره

فکر نميکنم خونه امسال رديف بشه - ميدونم پدر، نگران نباش -

خودم يه فکري براي خونه ميکنم اگه نشد، از اينجا ميريم

صداي چيه؟

ايگور مهمان داره

خب، بگو ببينم - چي بگم، پدر؟ -

خب، بگو ببينم - چي بگم، پدر؟ -

دارم پير ميشم

تو داري پير ميشي؟ - آره، فکر ميکني چند سالمه؟ -

شوهرت مشروب ميخوره؟

توي بهار

چرا بهار؟

خدا ميدونه

اوضاعتون چطوره؟ - مثل بقيه -

خوبه

سراغ مامان رو نميگيري؟

حالش چطوره؟

مامان تو آسايشگاه سالمندان ـه

چي؟

چرا اينقدر ترسيدي؟

جاي خيلي خوبيه خودش ميخواست بره اونجا، براش بهتره

يعني بهتر از خونه؟ - آره، گمونم -

اواخر زياد وضعيت خوبي نداشتيم

کوچکترين چيزي اونو ناراحت ميکرد من، بچه ها

بخصوص من و هميشه در مورد مرگ حرف ميزد

آماده مردن بود

آپارتمانمون دوتا اتاق بيشتر نداشت

!مثل عمارت تو نبود

براي چي اخراج شدي؟

اخراج نشدم

خب براي چي استعفا دادي؟

منتظر انتصاب جديدم

شايد ديگه کافي باشه

بچه ها بزرگ شدن همسرت چقدر درمياره؟

دقيقا نميدونم - حداقل 300 روبل؟ -

هرچي باشه داره تدريس ميکنه - نميدونم -

در مورد خونه خودت هيچي نميدوني

تو منو دوست نداري

چرا؟

نميدونم چرا ولي احتمالا هيچ کسي رو دوست نداري

باعث تاسفِ هرچي باشه تو يه دکتري

من مثل تو هستم، پدر هردومون کسي رو دوست نداريم

اشتباه ميکني

نميدونم، شايد تو اين سن دل رحم شدي

...و در مورد دکتر بودن - کافيه -

برو بخواب

شب بخير

شب بخير

ديگه وقتشه، بچه ها

ميخواي بريم خونه ما؟

خداحافظ

لعنتي

خوابيدي؟

بچه ها اومدن؟ زنجير درو انداختم

آنتوکين يه مهموني داده بود

بالاخره تسليم شد قبل از 50 سالگي

توي رستوران پراگ نشسته بوديم ...و بعد براي چاي

رفتيم به يکي از اون جاهاي قديمي...

سرگئي؟ تو خواب نيستي

ميدوني، بايد يه کاري بکنيم اينطوري جواب نميده

خودتو جمع و جور کن

مايه عذاب همه شدي، من، بچه ها

!نميتوني اينطوري زندگي کني

مارينا چند روزه اينجاست حتي نميتوني چند کلمه باهاش حرف بزني

نميدونم

شايد بتونيم يه فکري بکنيم

بهتر نيست بري سفر؟ ميتوني يکم استراحت کني

نميتوني همينطور بشيني خودت و بقيه رو اذيت کني

خيله خب

شب بخير

چي؟

فردا؟

نميدونم

ببينم چي ميشه

بعدا بهت زنگ ميزنم

صبر کن

چيه، پدر؟ - بشين -

ميخوام بدونم چه فکري براي زندگيت کردي

چه فکري بکنم؟ دارم زندگيمو ميکنم

تلفن رو ميخواين؟ بفرماييد

ممنون - ولي الان ساعت 6 ـه، احتمالا همه رفتن -

کيا؟ - همونايي که منتظر تلفنشون هستين -

...ببخشيد پدر، ولي

نميدونم چطوري باهاتون صحبت کنم - چرا؟ -

...نميدونم، شايد بخاطر اينکه

به کسي که باهاتون حرف ميزنه زياد توجه نميکنين

اون چيزي رو که دلتون ميخواد ميشنوين

مثل موزيک

يه موزيک آشنا اگه ناآشنا باشه، گوش نميکنين

ببين

تو الان 20 سالته

ازدواج کردي

البته اگه بشه اسمشو بذاري ازدواج

ولي نه تو و نه همسرت اصلا زندگي رو جدي نميگيرين

در ضمن، من دارم درس ميخونم

درسته، در ضمن

در ضمن داري درس ميخوني

پدر، اگه ميخواين نصيحت کنين به همشون گوش ميدم

ولي ميدونين ما عادت کرديم همه رو نصيحت کنيم

ويکا استاد نصيحت کردن ـه

و تو احتياجي به نصيحت نداري؟

موضوع همينه

ميگن ما به کسايي نصيحت ميکنيم ...که نميتونن ازش استفاده کنن

و اونايي که ميتونن... احتياجي به نصيحت ندارن

آفرين...چه حرفايي ياد گرفتي

و در ضمن، من دارم بازنشسته ميشم

ميفهمي؟

تا اينجا هيچوقت اين موضوع پيش نيومده بود

!ولي تو هيچي سرت نميشه چطور ميخواي زندگي کني؟

از چه نظر؟ منظورتون پول ـه؟

اصلا مشکلي نيست

ميتونين پول دربيارين

چطوري؟ برم رفتگري کنم؟

مگه چيه، اونم براي خودش شغليِ

ميتونين نماينده بيمه بشين خودم يه پيشنهاد داشتم

مامور بيمه؟

شغل خوبيِ، حقوق خوبي هم داره

و همينطور وقت آزاد

برات مهمه؟

وقت آزاد؟ - بله پدر، مهمه -

شما هيچوقت وقت آزاد نداشتين براي همين نميدونين چيه

ببخشيد، ولي شما غير از کارتون هيچي نميدونين

!تمام زندگي براي کار

نه بخاطر اينکه کار بهتون احتياج داره بلکه شما به اون احتياج دارين

چونکه نميدونين با خودتون چيکار کنين

يکشنبه ها: تبديل به کابوس ميشه

از تلويزيون خوشتون نمياد، مهمونا حوصلتون رو سر ميبرن بيکاري اعصابتون رو ميريزه بهم

بيکاري

شايد بيکاري نباشه شايد وقتشه روحتون کار کنه

شاعر ميگه: روح به کار وابسته ست شب و روز، روز و شب

چه زيبا

از چي حرف ميزنين؟ - روح -

ايگور، وقتشه تصميم بگيري پدرت حق داره

ويکا هم بايد براي خودش تصميم بگيره، نميدونم

نميخواين رابطه تون رو رسمي کنين؟ - جايي ميخواي بري؟ -

آره، کنسرت

تو ديگه بچه نيستي

پدرت اولين مدالشو تو 20 سالگي گرفت

چه کنسرتي؟

يه پيانيست فرانسوي

چرا از من دعوت نميکني؟

نميدونسم علاقه داري

چرا؟

خيلي علاقه دارم

ولي هيچوقت به موسيقي علاقه نداشتي

خيله خب دفعه بعد يادم ميمونه

اينم از مشروب

همونيِ که خودت آوردي منتظرت بود

در مورد رابطه مون شنيدي؟

کدوم؟ - ويکتور نقشه هاي بزرگي داره -

نظرت در مورد اون چيه؟

يه سرباز پياده

به وزارت ارتقا پيدا کرده ولي هنوز يه سرباز پياده ست

نميدونم، بنظرم ويکتور خيلي بهت علاقه داره

جدي ميگم

...ديروز يه نفر بخودش اجازه داد

در مورد مديريت قبلي نظر بده...

ويکتور جلوي همه ...بهش توپيد

بهتره اينقدر حرف نزنيم

نليِ عزيز

هميشه اينقدر سرسپرده مافوقهات هستي؟

نليِ عزيز

يه چيزي ذهنمو مشغول کرده

بايد زنا رو از نظر رواني بشناسي ميتونم يه سوال ازت بکنم؟

بفرما

همونطور که ميدونيم زنا موجودات پيچيده اي هستن

يه مرد ميتونه يه زندگيِ دوگانه داشته باشه

ولي يه زن چطور؟

منظورت چيه؟ دقيقا متوجه سوالت نميشم

همين سوال - کدوم سوال؟ -

احتمالا اونو اشتباه بيان کردي

تمام انسانها احساسات متفاوتي دارن

ميگن زندگي بدون احساس خيلي بدِ

يا با احساسات فرعي

مثلا حسادت

متوجه منظورم ميشي؟

...وقتي يه نفر بهت حسادت ميکنه

نميدونم از چي حرف ميزني

کي به کي حسادت ميکنه؟ - !من...من -

به همسرم

دليلي براي اينکار نداري

دليل؟ درسته

اون سخنراني که تو کنگره داشتي رو پيدا کردم

روي ميز ـه - بندازش دور -

تخت تاشو داري؟

تخت تاشو ميخواي چيکار؟

تو الان ميري خونه

اگه خواهش کنم چي؟ - نه، سرگئي -

من خيال ندارم بهت دست درازي کنم

پس چرا ميخواي بموني؟

خواهش ميکنم برو، سرگئي

بهتره از اينجا بري جدي ميگم

خداحافظ

لودميلا لطفا اين ميزو تميز کن

سلام - سلام -

سلام، سرگئي نيکيتيچ

سرگئي...اينجا چيکار ميکني؟

من عاشق پودينگم

منو نميشناسي؟

قيافه ات آشناست

آشنا؟ تو منو از کار برکنار کردي

منظورت چيه؟ - منو منفصل کردي -

اخراج کردي، انداختي بيرون

اونموقع ريش داشتم

ريشوها دو نفر بودن من و ويکتور پتلين

گرنوف؟

ويکتور هنوز برکنار نشده؟

نه

خنده کار داد دستم

خنده؟ - جوک -

يادت نمياد؟ - نه -

اون اساميِ خاصي که براي بقيه درمياوردم

درست يادم نيست

بهتره يه مشروب بزنيم

ميزني؟

مگه اينجا سرو ميکنن؟

معلومه

لودميلا - بله؟ -

ميشه يکم آب معدنيِ مخصوص برامون بياري؟

يالا، لودميلا - باشه -

عجيبه

براي منم اسم درآوردي؟

!معلومه، سرگئي نيکيتيچ

عجب دوراني بود - ممنون -

يبار پرسيدي اين مسخره کيه؟

و بعد از اون ديگه گرنوفي وجود نداشت

واقعا يادت نمياد؟ عجيبه

واقعا رقت انگيز ـه ...اگه از يه نفر خوشت نياد، اونوقت

واسه همين برام حرف درآوردي؟

آره

تو اونطرف ميز هستي و ما اينطرف

تفاوتش اينجاست

از اونطرف، دنيا يجور ديگه ديده ميشه خيلي متفاوت

به سلامتي

تو فيلسوف نيستي؟

کجا کار ميکني، فيلسوف؟ - اونطرف خيابون -

چه کاري؟ - تعمير وسايل فلزي -

فقط چتر تعمير ميکنم

تو يه مهندسي اونوقت داري چتر تعمير ميکني؟

نرفتي دنبال پول؟

چرا ولي کسي به حرف آدم گوش نميده

نهايتا ميتوني بهشون بگي برن درشو بذارن

تو از کار ما خوشت نمياد، اخوي - چرا، سرگئي؟ -

تو رو الکي اخراج نکردم

الکي اخراجم نکردي، سرگئي

لودميلا - بله؟ -

ميشه يکم ديگه برامون بياري؟ - ديگه نه -

ميخوايم تعطيل کنيم - دست بردار، لودميلا -

حالا چيکار کنيم؟

چطوره ادامه بديم؟

کجا؟ - يه جايي رو ميشناسم -

پشيمون نميشي

خب؟ - منظورت چيه؟ -

خونه نگرانت نميشن؟

خانواده؟ برعکس

دقيقا کجا ميخواي بري؟ - !رفيق ابريکاسوف، سوال نباشه -

جات رو تو دفتر انداختيم

مارينا؟

رفتن

کجا رفتن؟

کمپ تابستوني

چندتا از دوستاش اونجا هستن يه کار بهش دادن

چيه، مامان؟

پدر، چيزي نميخواين؟

نه

شب بخير

سلام، سرگئي نيکيتيچ

سلام

خونه بودم هيچکدومتون اونجا نبودين

بريم

خيله خب، رفقا

خوبه

سلام، سرگئي نيکيتيچ

سلام - روز بخير -

بشين، سرگئي

يخچال داري؟ - آره -

با يه آبجوي خنک چطوري؟

نه - چاي چطور؟ -

چاي ميخورم

نلي پتروفنا، لطفا برامون چاي بيار

حالت چطوره، سرگئي؟

کجايي؟ به ويلا زنگ زدم، فکر کردم اونجايي

ويلا ديگه مال من نيست

اونجا چه خبره احتياج به تعمير داره؟

خودت برو ببين کليدا پيش استفان هستن

ممنون، نلي بذارش روي ميز، لطفا

ممنون

از من چي ميخواي؟

چه خدمتي ازم ساخته ست؟

احتياج به راهنماييت دارم، سرگئي

دارم چندتا از بخشها رو باهم ادغام ميکنم مديريت، حمل و نقل

ولي خيال دارم فعلا دست نگه دارم

گفتم باهات مشورت کنم

نظرت چيه؟

امتحانم کن

وقتي اينجا منصوب شدم يکي از شروطم همين بود

براشون شرط گذاشتي؟ - معلومه -

...ولي يه مشکلي هست، سرگئي

هنوز کسي تصميم نگرفته کسي مسئوليتشو قبول نکرده

هرچي باشه تازه اول کار هستيم

از نظر علمي، من بعنوان رييس بايد حداکثر با ده نفر در ارتباط باشم

ولي چي گيرم مياد؟

اطلاعات ناقص هستن همه دروغ ميگن

اون به من، من به يکي ديگه فايده اي نداره

نبايد يه فکري براش کرد؟

خيله خب، يه فکري براش بکن

سرگئي، من بخاطر خودم ازت تقاضا نميکنم

نميتونم باهات رقابت کنم

اينکه بتوني بقيه رو مطيع خودت بکني يه موهبتِ

ولي من ندارم

اما ميخوام بقيه هرکاري از دستشون برمياد بکنن

خيله خب، امتحان کن

سعيمو ميکنم، سرگئي و اگه شکست خوردم، استعفا ميدم

استعفا ميدي؟ - آره -

هرجا برم بهم احتياج دارن من تخصص دارم

انتظار همچين حرفايي رو نداشتم

خيلي عجيبه

وقتي خودت فکر همه جا رو کردي چه مشاوره اي ميتونم بهت بدم؟

تمام مدت که اونجا ساکت مينشستي داشتي به اين چيزا فکر ميکردي

چرا اينقدر ساکت بودي؟

بايد زرنگتر از اينا باشي

چرا ازم دعوت کردي بيام اينجا؟

راستشو بخواي اصلا دلم نميخواد اينطوري بري کنار

هرچي باشه من شاگردتم

دوست دارم رابطه مون حفظ بشه

نميخواي کسي ازت دلخور باشه، درسته؟

درسته سرگئي، من آدم صلح طلبيم

در مورد پسرم

نيکلا يه کاري بهش بده

خيلي تخصص نداره ولي آدم درستيِ

البته، مشکلي نيست

...در مورد ماشين - نه، پياده ميرم، براي سلامتي بهتره -

موفق باشي - ممنون، سرگئي -

!ايگور...ايگور

چيه، پدر؟

وقتي بيرون بودم کسي اومد اينجا؟

نميدونم، شايد مادربزرگ

مادربزرگ؟

احتمالا داشته نظافت ميکرده مگه چيزي گم شده؟

آره - چطور ممکنه؟ -

دوباره شروع کردين به سيگار کشيدن؟

بنظرم اينکارو نکنين براي سلامتي خوب نيست

حالا تو داري بهم نصيحت ميکني؟

آره تو رفتارم تجديدنظر کردم

دوتا بليط براي سيرک گرفتم

ميشنوي چي دارم ميگم؟ دوتا بليط سيرک براي خودت و خودم گرفتم

تو به ميزم دست زدي؟

من به هيچي دست نزدم

حالا چرا سيرک؟ فهميدم

فکر کردي با روحيه ام بيشتر سازگار ـه

معلومه

سرگئي مدتهاست اينطوري نخنديده بودي

اسمت چيه؟

خيلي بانمکِ

زود باش

ديگه بسه ديرمون شد

يادته اولين بار که آورديم سيرک؟

از همه قايم ميشديم نميخواستيم کسي ما رو ببينه

يکي از دوستاي زنت ديدمون واقعا يادت نمياد؟

گريگوري رو يادت مياد؟

آره

اتاقشم يادمه و اون تخت تاشو

چقدر توش راحت بوديم

گريگوريِ بيچاره

تمام اون خاطرات کجا رفتن؟

رفتن يه جايي

بگو ببينم...اوضاعت چطوره؟

نميدونم چي بهت بگم

خيلي سرت شلوغه اون همه تلفن

اين لباس...نميدونم

خودت اينطوري خواستي - من؟ -

آره، ميخواستي زنت بزرگ بشه

هميشه ميگفتي بزرگ شو

سر و وضع، موقعيت همونطور که ميخواستي

بايد خوشحال باشي خودت منو خلق کردي

پشيموني؟

نه...ديگه نه

رفقا، ديرتون نشه

بله، بله الان ميريم

پشيمون؟

ميتونستم همسر خوبي باشم

بهتر از ايني که الان هستم

احتياجي نداشتي

ولي بچه ها داشتن

ناتالي؟

با کسي رابطه داري؟

چرا اينو ميپرسي؟

احتياجي به سوال کردن نيست

تا حالا همچين چيزي ازت نپرسيدم

بايد ميپرسيدي - نه، احتياجي نبود -

فکر کردم اگه با من باشي چيز ديگه اي مهم نيست

اينطور فکر ميکني؟

و اصلا به ما مربوط نميشه

ناتالي

خيلي دوسِت دارم

منم همينطور

واقعا؟

آره

...پس چرا

بايد به اينجا برسيم؟...

تو خيلي فاصله گرفته بودي

درسته - فاصله زيادي ايجاد شده بود

حالا چه اتفاقي ميفته؟

نميدونم، سرگئي

بچه ها، يه لحظه توجه کنين

اين يه تستِ اختراع خودشه

تست خيلي جالبيه

فکر کنين که بايد برين يه جايي مثلا سوشي

توي ايستگاه بليط گيرتون نمياد ...و ناگهان

ميرين به يه کيوسک تلفن ...و اونجا يه پاکت ميبينين

توي پاکت دوتا بليط براي سوشي هست...

و از اينجا ميفهمم هرکس چه شخصيتي داره

سه تا گزينه دارين

يک: ميرين پيش رييس ايستگاه تا ببينين کي اون پاکتو گم کرده

دو: پاکت رو ميذارين همونجا

و سه: بليطها رو برميدارين و ميرين سوشي

اگه شما بودين چيکار ميکردين کي اول جواب ميده؟

سرگئي...تو چيکار ميکردي؟

چندتا بليط؟ - دوتا -

بليطا رو برميداشتم و با ناتالي ميرفتم سوشي

بايد در اينمورد جدي باشين خوب بهش فکر کنين

من باز ميکنم

خيلي جالبه شايد بشه ذات آدما رو تشخيص داد

بنظرم احمقانه ست هيچکس راستشو نميگه

يه تلگرام براي مارينا

کسي آدرس مارينا رو بلده؟

آدرسشو به من داد

مادر مارينا مُرده

همسر اولم

بايد بهش خبر بديم

...فرستادن تلگرام بيفايده ست

من ميرم

ايگور

با پدرت برو - باشه -

ايگور

تو رفتي سر ميزم؟

شوخي نميکنم اميدوارم بفهمي

پيش مامان ـه

اونو از کجا آوردين؟

مال زمان جنگِ

سلام، پدر - سلام، مارينا -

چه عجب...سلام، ايگور

هرچي از ويکا پرسيدم بهم نگفت چرا اومدين اينجا

اتفاقي افتاده؟

مارينا

تلگرام

مارينا - پدر -

مارينا

مامان...مامان

بايد برم اونجا

سرگئي و پاول رو ميذارم پيشتون

اينطوري بهتره

معلومه

گفتي چندتا نمونه برداري کنيم همش آماده ست

از اينجا برو - آروم باش -

آروم باش

ميخواي باهات بيام؟

ممنون، احتياجي نيست

عصري ميرم

شما برين - باشه -

سلام...بالاخره اومدين

خيلي سرده، مادربزرگ يه چيز گرم برامون بيار

الان يه چيزي ميارم بخورين

سرگئي...از وزارتخانه تماس گرفتن گفتن سريعا بهشون زنگ بزني

واقعا؟

شماره تلفن روي ميز ـه

اونجاست

مشغول ـه؟

لعنتي

من ميزنم

بيا

شما؟ من ابريکاسوف هستم

درسته

حتما ميام

ممنون

الان يه ماشين ميفرستن

...بايد - اصلاح -

اصلاح

درسته

پيراهن سفيد ميپوشي؟ - آره -

اين از پيراهنت يه کراوات انتخاب کن

نميخواي چيزي برات درست کنم؟ - نه -

لباستو بپوش

کمک نميخواي؟

نه، مرسي

نزن

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.