All language subtitles for Quantico.S01E01.WEB-DL (SubSub)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese) Download
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سریـال‌باران تقدیم میکند WwW.SerialBaran.Tv

9ماه پیش

شهر اوکلند، ایالت کالیفرنیا

داری از قطار جا میمونی

من برات بلیط گرفتم

ایستگاه قطار؟ بله؟

!نه، فرودگاه

پرواز 861 به واشینگتن دی.سی

ما اکنون در ارتفاع 33000 پایی هستیم (10کیلومتر از سطح زمین)

و 650 کیلومتر سرعت داریم و هوا عالیه

رایان بوث

از آشناییت خوشبختم رایان بوث

از واشینگتن دی.سی هستی؟

اصلیتم از شیلی هست

...اوه، خب

تعطیلات؟

"تیم "پزشکان بدون مرز

پس در حد صحبت با شما نیستم

ممنون

تو چی؟

دارم برمیگردم پیش خانوادم

برمیگردی؟ - از فیلیپین -

اوه

پس آخرین شب آزادی هردومونه

.بسلامتی همین یک شب

شهر آگوستا، ایالت جورجا

شهر سالت‌لیک ، ایالت یوتا

سلام، ممنون که اومدی

من "سایمون" هستم

منم "مکس" هستم

بیا با قهوه عکس بگیریم

ممنون

خب، کجا داری میری؟

اوم، ببخشید؛ دیر کردم

بابت قهوه ممنون

خواهش

اینجا دستشویی هست؟

خرابـه

تا چیزی نخری نمیتونی استفاده کنی

خوبه

خب، میشه شماره یا ایمیلت رو بهم بدی؟

یا اسمت رو؟

تو تیپ من نیستی

اینو به کسی گفتی که همین الان باهاش سکس کردی

خب اگر بودی که به این سادگی بهت نمیدادم

از همون اول شخصیتت رو شناختم

خیله‌خب

چطوره که 5 خصوصیت از تو رو بگم

تا بهت ثابت بشه من راست میگم

...و اگر حتی یدونه جواب غلط بود

.هرچی ازم خواستی بهت میگم

باشه

یک: تو مهربونی

نه

اخلاق خوبت نشون میده توی خانواده‌ای پر از خانم بزرگ شدی

چون مردی بهت یاد نداد که .صورتت رو اصلاح کنی

چون ریشات در جهات مختلف رشد کرده

دو: تو شکست عشقی خوردی

قبلاً ازدواج کردی؛ اخیراً

چون پینه انگشت حلقه کوچیکـه ولی نرم نیست

.سه: غیر قابل اعتمادی

چون پات به مانیل نرسیده پایتخت فیلیپین

...الان توی مانیل فصل بارونه و کفش‌های تو

کفش تنیس؟

.درسته، کفش تنیسـه .کفشت خیلی تمیزه، ولی نو هم نیست

چهار: اگر اهل شمال‌شرق کشور بودی الان کفش اسنیکرز پات بود

با غرب ایالات متحده همخونی نداره

مثلاً لس‌اَنجلس

گمونم اهل شهر "هاثورن" باشی

که باعث میشه پنج عامل داشته باشی که نشه بهت اعتماد کرد

که منو مجاب کرد بیام توی این ماشین

و اینکارو با هم بکنیم

در کل، عمراً تیپ من نیستی

هاثورن

کی هستی تو؟

گمونم هرگز نخواهی فهمید

من قسم میخورم که مدافع ایالات متحده باشم

و در برابر دشمنان از آن دفاع کنم

چه خارجی و چه داخلی

همچنین به کشور وفادار و متعصب خواهم بود

من این وظیفه را مخلصانه انجام میدهم

بدون هیچگونه چشمداشت و منافع شخصی

من با وفاداری کامل این مسئولیت را تقبل میکنم

باشد که خدا یاری‌ام دهد

در کوآنتیکو خوش آمدید FBI به آکادمی

من مأمور ویژه "لیام اوکانر" هستم

تبریک میگم

شما مؤفق شدید

حلا بذار ببینیم کیا موفق به استخدام میشن

پایانه مرکزی بزرگ؛ نیویورک

هی، اینجا

تکون نخور FBI

دستها رو بیار جایی که ببینم

هستم FBI منم از - تکون نخور -

گفتم تکون نخور - باشه -

فکر حرکت به سرت نزنه

.شلیک نکنید .شلیک نکنید

خب، خب

توی جیب ژاکتـم

این منطقه امن نیست

با من بیا

وضعیت کشور در خطرناکترین حالتیـه که تابحال بوده

نه‌تنها تهدیدات خیلی زیاده

بلکه اکثر این تهدیدات از سوی سازمانی ناشناخته رهبری میشه

یا یک گروه افراطی که در خاک امریکاست

همسایه‌ای که در کنارش بزرگ شدید حالا جلوی شما به پا خاسته

شاید یکی از اعضای خانواده خودتون

وظیفه شما حمایت از کشور در برابر اون تهدیدات است

و ممکنه جواب امتحانات و قابلیت‌هاتون

برای قبول شدنتون کافی نباشه که استخدامتون کنیم

سخت‌ترین دانشکده پلیسی کشوره FBI آکادمی

سخت‌ترین مدرسه آموزش نظامیـه

این یک دانشگاه نیست

موضوع مرگ و زندگیـه

خیلی مهربونـه

امکان نداره مهربون باشه

چون رئیسـه

که چی؟

...پس ما در بهترین شرایط

به موجودی بی‌جنسیت، سنگدل و ماشینی مثل روبات تبدیل میشیم

روی "هیلاری" که جواب داد

شما کارت شناسایی موقت میگیرید

.یونیفورم و یک تفنگ دسته قرمز

همیشه یونیفورم رو بپوشین و کارت شناسایی رو همراه داشته باشید

همیشه سلاح دسته‌قرمز رو همراه داشته باشید

این مشخصات، نشون میده که مأمور جدید کارآموز هستید NAT :به اختصار

نه مأمورای دیگه مثل: پلیس‌های شهری یا تیم مبارزه با مواد یا نیروی دریایی

برای تمرین تیراندازی تفنگ قرمز رو تحویل میدید و سلاح جنگی داده میشه

،وقتی سلاح جنگی رو پس دادید سلاح دسته‌قرمز رو پس میگیرید

عکسم شبیه "تیلدا سوینتون" افتاده (زن هنرپیشه اسکاتلندی)

.من سایمون هستم .هنوز با هم آشنا نشدیم

!خب

یونیفورم مشترک زنانه-مردانه

...اگه مساوات به این میگن

من زیاد خوشم نمیاد

من الکس پَرِش هستم

شِلبی وایت

از آشناییتون خوشحالم - منم همینطور -

این به چه دردی میخوره؟

حتی شلیک نمیکنـه

تا به حمل چیزی به نام تفنگ عادت کنی

تاحالا با تفنگ واقعی شلیک کردی؟

من کماندار حرفه‌ای بودم

تفنگ و کمان مثل هم نیستن

ناظران المپیک 2012 حسابی تحت تأثیر من قرار گرفته بودند

من قبلاً مشاور مالی بودم

قهوه تنها سرگرمی منـه

خوبه

توی نیروی دریایی قهوه طالب نداره

سی سالمه و برگشتم به کمپ تابستونی

بذار کمکت کنم

من مسئول خدمات بیمارستان بودم؟

ممنون

تو زیر لباست پیجامه میپوشی؟

هی، صبر کن ببینم

تو الدر اریک هستی؟

امکان نداره

...هی

اونا میدونن؟

.آره میدونن .خودشون به من آموزش دادند

چرا ؟

خب، من مذهبیم به مقامات احترام میذارم نه مشروب میخورم و نه اهل موادم

در کشورهای خارجی بودم

و با زبانهای مختلف آشنایی دارم

گمونم تو این ویژگی‌ها رو نداری

مأموریتت کجا بود؟ - (مالاوی (کشوری در آفریقا -

!همیشه میخواستم برم اونجا

کشوری با مردم فوق‌العاده

من تاحالا جورجا نیومده بودم

رایان بوث؛ از آشناییتون خوشبختم

!ما 6 ساعت پیش توی ماشینت سکش کردیم

خیال کردم شاید نخوای کسی بفهـمه

چرا نـه؟

داره دیرمون میشه

این دختره "نیماه امین" اتاق تکی گرفتـه؟

آره، یه زن مسلمان و مذهبیـه

مردها نباید بدون حجاب ببیننش

اتاق تکی بهش دادند که کسی نبینتش

آها، فهمیدم

نیماه

تو که نمیخوای اولین جلسه رو از دست بدی؟

اوه، ببخشید

همین الان داشتم درباره این موضوع به یکی از بچه‌ها توضیح میدادم

ام، من همجنسبازم

مگه فرقی هم میکنه؟

نه

برو بیرون

درون این پرونده‌ها اطلاعاتی هست که

از فرم‌هایی که پر کردید جمع آوری کرده FBI

.و یک مورد، محرمانه باقی مونده

است CIA اگر اطلاعات‌عملیات بر عهده .وظیفه ما تحقیقاتـه

آخه چجوری از من جلو زدی؟

!با آسانسور اومدم

.یا انفجار یک بمب

حتی اگر هیچ مدرکی نباشه در نهایت یک سرنخی پیدا میشه

کوچکترین جزئیات میتونه بزرگترین نتایج رو ایجاد کنه

پس، شما قراره یه کارآموز باشید

و ظرف 24 ساعت پیدا کنید که اطلاعات گمشده اون فرد چی بوده

.وگرنه رد میشین

خدا قوت

پرونده تو مال منه، خانوم دکتر

خواهش میکنم، من از همه چیز تو خبر دارم

"اوه، بابام توی شهر "بتثدا خوشحال میشه این حرفت رو بشنوه

چیزی که میخواستم رو گرفتم

خب، بنظرم یکی هم مال تورو گرفته

.او او او .تو نمیتونی مال خودت رو برداری

جوزف اسمیت

میخوام بفهمم چندتا همسر قبلاً داشتی؟

همین چند ساعت پیش بود که انفجار بزرگی

پایانه مرکزی شهر نیویورک را با خاک یکسان کرد

که با شورای دموکراتیک ملی فاصله چندانی نداشت

مأمور ویژه "خیمینز" هستم از واحد ضد تروریست

هنوز داریم ماجرا رو بررسی میکنیم

ولی میتونیم از کمک شما بهره ببریم

من؟ چرا؟

من فقط چند ماهه گزیده شدم

من زیاد در جریان این موضوع نیستم

نباید اول به مردم کمک کنیم؟

نه، ما مأمور و پلیس محلی برای این کارها داریم

نیروهای نظامی ارتش از پایگاه همیلتون در راهنـد

شما اینجا بیشتر بکار میاین

شما نزدیکترین بازمانده در حوالی محل انفجار بودید

و باعث میشه شما بهترین شاهد باشید

ولی من چیزی یادم نمیاد

ممکنه بیشتر از اینا یادتون بیاد

دنبالم بیا

ما قبل از انفجار متوجه بمبگذاری شدیم ولی برای متوقف کردنش خیلی دیر بود

چی فهمیدین؟

بمبگذاری توسط یکی از مأمورین خودی

چی؟ چه افتضاحی

ولی اوضاع از اینم خاص تره

این افراد رو چقدر میشناسی؟

نمیفهمم

میدونیم دربارشون تحقیق کردی

تو 6 ماه باهاشون زندگی کردی

میخوایم یافته‌ها رو با ما درمیون بذاری

صبر کن، داری میگی یکی از این افراد تروریسته؟

نه تنها این، بلکه مطمئنیم قبل از شرکت در آزمون در کوانتیکو، تروریست بوده

سرنخ از روی همین بدست اومد

میخوایم بفهمی اینا کی هستند تا قبل از حمله بعدی، بهشون حمله کنیم

نیروهای من تجهیزات کشف بمب دارن

و دیگه خبری از بمب نیست

پل‌ها و تونل‌ها بسته شده و کسی حق ورود و خروج نداره

شهر درست مثل یازده سپتامبر تعطیل شده

منو در جریان بذار - مفهومه -

...پس

روز دوم چه اتفاقی افتاد؟

متنفرم که نمیتونم چشم ازش بردارم

.من نیستم

هی

دیروز اونو نپوشیدی؟

توی میخونه خوابیده بودی؟

خبر نداشتم اینقدر بهم توجه میکنی

بهت گفتم خودتو جمع و جور کن

منم گفتم که سعیمو میکنم

یادت باشه من دیگه همکار یا دوست دخترت نیستم

و دوستـت هم نیستم

من رئیستـم

...تو بیشتر شبیه زندانبان هستی

که باعث میشی این مکان بیشتر شبیه یک زندان باشه

تویی که داری خودتو توی دردسر .میندازی،لیام؛ نه من

این آخرین جاییـه که دلم میخواد ببینمت

پس چرا منو آوردی اینجا؟

که هم حقوقت رو حفظ کنی و هم شرافتت

و تظاهر به بزرگی و وقار بکنی

اوم، مثلاً مثل خودت؟

من همچین کاری نمیکنم

اوه؟

رتبه هیچ زنی از دستیار رئیس کوانتیکو بالاتر نبوده

هیچ زنی

مهم نیست که چیکار میکنم

بیشترین تعداد نیروی جدید رو وارد کشور کردم

و من هنوزم اینجام

.سقفِ شیشه‌ای زیباست .تا وقتی که اونو نشکنی

این از همون حرفاست که فقط یه مرد میتونه بزنه

من بخاطر این شغل خانواده‌ام رو از دست دادم

منم همینطور

آره، ولی وقتی بخاطرش تا سرحد مرگ الکلی شده بودم، تو منو ندیدی

دیدی؟

بیخیال بحث بشیم چون زیاد به نفع تو پیش نمیره

من تورو از غرق شدن نجات دادم

دقیقاً همونجور میتونم بندازمت بیرون

فراموش نکن، باشه؟

بدنسازی؛ تمرین تیراندازی دفاع شخصی

وقت شروع پرونده رو نداریم

آره، من از دیشب شروع کردم

.من تمومش کردم .سایمون شخصیت آسونی داره

من صداقت رو ترجیح میدم

چیزی برای قایم کردن ندارم

هی

...درهرحال، درباره دیروز

.وقتی در رو باز کردم

.اوه؛ ناراحت نشو .مشکلی نیست

میشه یه سوال بپرسم؟

متوجه شدم بعضی وقت‌ها شال رو میندازی به چپ و بعضی وقتها به راست

این یه موضوع فرهنگیـه که من نمیدونم؟

یا مدل خاصی نیست و همینجوری گیره میزنی

.متوجه شدم دو دستی (کسی که با دو دست کار انجام میده)

آره

صبح بخیر

صبح بخیر قربان - صبح بخیر -

مأمور "ویژه پیت فیرمِن" هستم

من اولین تست رو از شما میگیرم

در کدوم بخش از بازجویی‌ها برخوردها خیلی صمیمی بود؟

وقت فراغت، موقع نهار، توی میدون‌تیر

آره، درباره شلبی وایت زنگ زدم

شلبی وایت

وکیل خانوم وایت گفت که شما مسئول امور مالی خانواده‌شون هستید

حسابدارش گفت که حساب اصلی خانواده وایت از سال 2001 در بانک شما پس انداز میشه

وقت استراحت

عالی بود، کارآموز امین

خیلی عالی

میدونستم اون دووم نمیاره

دستکم نگیرش

تنها توی اینکار موفق نیست

توی چی هست؟

اون با پدرش میرفتـه شکار و معروف شده

اسنایپر امریکایی

2000دوست داره

کیه که به همه پنج ستاره رأی داده؟

هست؟ City Slickers چرا تنها فیلم اینجا

.اینستاگرام اریک پر از چرت و پرتـه

ممنون که با من تماس گرفتین

.خانوم پَرِش اسمش در لیست شما هست

....میخواستم که

پَرِش

ببخشید

میخواستم ببینم میشه دربارش کمی اطلاعات بهم بدین

که چجور مشتری‌ای بوده؟

گرفتمت

من هر روز کالب رو زیر نظر دارم

اون پسر، طلاییـه

میدونستی رئیس تیم، خودش فرمش رو پر کرده؟

سلام

تنها اطلاعاتی که ممکنه ازش قایم کرده باشند اینه که کجا شکمش رو شش‌تیکه‌ کرده

حتماً چیزی رو قایم میکنه

اوه، درسته

شماها هنوز با هم نکردین؟

19... 20...

15...

من سیگاریـم

فکر کنم تفنگـم خرابـه

لعنت

!پس گمونم پسر طلایی فقط روکش طلاست

پس فکر کرده همه چیز مثل نازیدن به تیپ و هیکلـه؟

احتمالاً

من به چیزی نمینازم تیلور سوئیفت

وقتی اطلاعات محرمانه پَکِر رو پیدا کردم خودتون میفهمین

هی؛ اختلاف زمانی با کشور مالاوی چند ساعته؟

هفت ساعت

چرا میپرسی؟

و بعدش چی شد؟

وقت کلاس شروع شد

ما تفنگ‌ها رو پس دادیم

خودت میدونی که بعدش چی شد

خیله‌خب، چیزی ازم پیدا کردی؟

.اوه، خیلی بیشتر از حد انتظار

باشه، من تسلیمم

اوی، رامنی آروم باش

مگه نمیخوای مثل بقیه سورپرایز بشی؟

باید بپرسم چجوری گذشته خودت رو پنهان کردی؟

داری دروغ میگی

چیزی رو پنهان نمیکنم

"هی، دست از سرش بردار "هاس

هی، فقط میخواستم آماده‌اش کنم

!چون خودش میدونه که چیکار کرده

باید توی شهر "سالت‌لیک" میموندی پسر

هی، نذار بره روی اعصابت

...آره؛ هرچی دربارت پیدا کرده

قبلاً دربارش میدونه؛ خب؟ FBI

بیا

.تحقیقات تمومـه

حالا وقت بازجوییـه

هرکدام از شما حقایقی رو پیدا کردید

اطلاعانی که خودتون فکر میکنید درسته

اما مظنون شما باید اون رو تأیید کنه

تحقیقات و بازجویی

اینه FBI اساس کار

و اگر از پس این دو برنمیاید، هرگز موفق نمیشید

درحالی که در دادگاه نهایی ...دستگاه دروغ‌سنج بی‌اعتباره

بنظر من وسیله خوبی برای یادگیریـه

با جواب "بله""خیر" پاسخ بدین

تا ببینیم تا کجا پیش رفتین

خب، کی اول رفت بازجویی؟

بازجویی اول: شلبی وایت

دوربین روی چشمش برای چیه؟

حرکت چشم و گشاد شدن مردمک به تشخیص صحت جواب کمک میکنه

سایمون، میتونی شروع کنی

توی ایالت جورجا بزرگ شدی؟

مطمئناً بله

با خانواده‌ات؟

بله

بله

بله

چرا؟ خب من یه خواهر ناتنی دارم

.اون 10 سال ازم بزرگتره .خیلی کم میشناسمش

آروم باش، چیزی نیست

والدینت چی؟

چی؟

هنوز زنده‌اند؟

نه

نیستند

چطور مردند؟

این سوال "بله" "خیر" نیست

با همدیگـه مردند؟

بله

به قتل رسیدند؟

بله

وقتی من 16 سالـم بود

اون تیکه فلز که با خودت حمل میکنی چیه؟

دوباره بپرس

اون تیکه فلز، بخشی از یک هواپیماست؟

بله

والدینت توی اون هواپیما بودند؟

بله

در یازده سپتامبر؟

بخاطر همین اومدم اینجا

عالی بود سایمون

سایمون

نفر بعدی کی بود؟

تو همجنسبازی

آره، ولی این یه راز نیست

توی پرونده‌ات نبود

چون تبعیض قائل میشدن و منو قبول نمیکردند

پس اگر بهت بگن که باکره‌ای تبعیض محسوب میشه؟

نیماه برنده شدی

.صبر کن،... دروغ گفت مگه نه؟

دروغ‌سنج چیزی نشون نداد

چون من با چهار نفر از آخرین دوست پسرهات صحبت کردم

اونا هم همینو گفتند

نیماه، این راز سایمون نیست

!باید همین باشه

.ظاهراً تو اینکار رو شوخی گرفتی

وقتت تمومه

سایمون اَشر تو یک یهودی سرسختی

از یک خانواده صهیونیست اصیل

و چهار سال پیش به نوار غزه مهاجرت کردی

تا با فلسطینیان زندگی کنی

ولی تا الان به کسی نگفتی

ببخشید فراموش کردم بله یا خیر؟

بله

اون فقط بخاطر کسب آگاهی از فرهنگشون به غزه رفته بود

خب، این چیزیه که خودش بهت گفته

ما دلایل واقعی رو میدونیم

درباره خودت چی؟ - چی؟ -

اوه، من نیازی به دروغ‌سنج ندارم

الکس دروغ نمیگه

درسته الکس؟

مشکلی نیست - خوبه -

این خوبه

داره سعی میکنه اعتماد دختره رو بدست بیاره

.ولی تو نمیتونی به من اعتماد کنی .پس خودتو اماده کن

!تو و من توی ماشینم

معمولاً از این کارا میکنی؟

نه به اندازه‌ای که دوستش دارم

فکر میکنی اینکار بخاطر

مسائل حل نشده با مردها در دوران زندگیتـه؟

مردهای زیادی توی زندگیم نبودند

پس هیچ مشکل احتمالی‌ای باهاشون ندارم

فکر نمیکنی که ناتوانی در ...ایجاد ارتباط با شخص دیگر

مربوط به گذشته انسانهاست؟

چرا خودت بهم نمیگی؟

.پدرت

پدرم چی؟

خب، پیدا کردنش سخته

تو عکسی ازش توی صفحه فیسبوکت نداری

تو دسترسی کاربران به عکسهایی که با پدرت انداختی رو محدود کردی

..در واقع وقتی که فوت کرد

هرگز اسمی ازش نیاوردی

ترجیح دادم در تنهایی عزاداری کنم

موافقم

البته اگر واقعاً عزاداری کرده باشی

بپرسم؟ یا خودت میگی؟

.هرجور که خودت راحتی

برو بیرون

نه، خودت برو بیرون

چرا؟

تاحالا بهش فکر کردی؟

تو بچه داری

فاصله بگیر عزیزم

بابا، نه

.هرچی میگه گوش کن الکس .اینجا امن نیست

دوباره مست کرده

بهش دروغ نگو

برای یک بار شده، حقیقت رو بهش بگو،سیتا

بابایی، بس کن - برای یه بار توی عمرت -

بابایی، لطفاً تفنگ رو بنداز

حقیقت تو؟

!بابایی، نه

کمک بیار الکس

لطفاً کمک کن

خواهش میکنم

پس مادرت حین دفاع از خود بهش شلیک کرد؟

بله، درستـه

میتونی تمومش کنی، رایان

خیلی احساسی بود

اما راز اون در مقایسه با راز اریک چیزی نیست

مأمور اوکانر؟ میشه ما نفر بعدی باشیم؟

پَکر، بیچاره شدی

داداش اریک، من راز تورو میدونم

بیاین داخل

برای روشن‌سازی حقیقت آماده‌ای اریک؟

تفنگ رو بنداز

تو چیزی نمیگی

.بهت اجازه نمیدم

...ببین؛ تو فکر میکنی با حرف زدنم

یک خاطره فراموش شده

درباره چیزی که بهت گفتن یادم میاد، اما

شاید بهتره با بقیه کارآموزها صحبت کنی

من با تو حرف میزنم

ولی ما اینجا وقت تلف میکنیم

آدمهایی توی شهر هستند که آسیب دیدند و نیاز به کمک دارند

بعدش چی شد؟

اریک

اریک، تفنگ رو بنداز

چرا رفتی دنبال راز من، پسر؟

چرا نتونستی بیخیالش بشی؟

فقط بلف زدم - در رو باز کن، اریک -

من هیچی پیدا نکردم

دنبالش گشتم، ولی چیزی پیدا نکردم

اریک، در رو باز کن

حرفت رو باور نمیکنم

چیزی پیدا نکردم، قسم میخورم

در رو باز کن

فقط داشتم وانمود میکردم

خواستم وانمود کنم چیزی پیدا کردم

دروغ میگی

میخواستم اذیتت کنم تا رازت رو لو بدی

و نیاز داشتم تا ازت استفاده کنم

تفنگ رو بنداز اریک

چون بعد از همه اون تست‌ها ...که توشون رد شدم

اگر اینم میباختم، منو میفرستادن خونه

تفنگ رو بنداز

خواهش میکنم بندازش

دروغ میگی، باور نمیکنم - خواهش میکنم -

.تو به همه میگی .همه میفهمن

اریک، تفنگ رو بده من

.تو باید حرفم رو باور کنی .تفنگ رو بیار پایین

تفنگ رو بده به من

.زود باش، زود باش .تفنگ رو بده به من اریک

در رو باز کن

همینجور وقت تلف کن

متأسفم

هرگز فکر نمیکردم که بمیره

چی؟

اریک، چیزی نیست

نه

همین الان با تعداد زیادی از مردم تماس تلفنی داشتم

از شواهد معلومه، وقتی اریک ...در حال انجام مأموریت در مالاوی بوده

با یک دختر 13 ساله اهل مالاوی خوابیده .و دختره حامله شده

دختر رو مجبور کرد که توی اون کشور بصورت غیرقانونی سقط جنین کنه

و حین سقط دختر مُرد و اریک به هیچکس نگفت

.و هیچکدوم از مأمورینمون نفهمید .همچنین تو

.نه، گردن من ننداز

اون تست دروغسنجی شد

قبل از اینکه بیاد اینجا درباره سوابقش تحقیق شده بود

تو خودت بهش آموزش دادی

بعد از افتضاحت توی شیکاگو من برات ضمانت گذاشتم

.میگفتند تمرکزت رو از دست دادی

حالا میبینم که حق با اونا بود

نمیدونم چرا من هنوز اینجام؟

.کسی از من خوشش نمیاد .من توی همه کار مزخرفم

فقط بخاطر والدینم قبولم کردند

والدینت؟

هردوشون مأمورن

حتی امتحان ورودی رو بسختی قبول شدم

والدینم خیلی رابطه بازی کردند تا بتونن منو جا بزنن

.حالا ببین چی شد

...هرچیزی که اریک پنهان میکرد

.هیچکس ازش خبر نداشت FBI حتی

فقط تصور کن با اون راز بزرگش مأمور میشد

کی میدونه برای پنهان کردنش چه کارها که نمیکرد

رازش دیگه فاش شده

راز هممون فاش شده

.بخش سختش همین بود .ولی دیگه تموم شده

چرا اینقدر با من مهربونی؟

من با تو خیلی بد برخورد کردم

چون

میدونم بی‌توجهی چه حسی داره

بخاطر این سعی کردم کاری برات بکنم

دقیقاً همینطوره

اتفاق امروز دردآور بود

غم‌انگیز بود

اما آموزنده هم بود

شکی ندارم که اریک پَکر چیزهای زیادی برای آموختن به ما داره

ولی نتونست با حقیقت خودش مواجه بشه

به عنوان یک مأمور، این مهمترین چیزه

اگر نمیتونین با خودتون صادق باشین

چطور میخواین حقیقت رو درباره بقیه کشف کنید؟

و ترسناک‌ترین بخش همه این اتفاقات

اینه که کار از این سختر میشه

پس امشب، لطفاً لطفاً

درباره زندگی و آینده‌تون فکر کنید

بیشتر از اون به این فکر کنید که خودتون کی هستین

و چرا اینجایین؟

متشکرم

آقای هاس

معاون رئیس میخواد شما رو ببینه

کالب رفته

49نفر دیگه مونده

کیه؟

منم همین سوال رو ازت دارم

نیماه یا میناه

!احمق

...راستش اگر بخوای من

برات یه فنجون قهوه بیارم

شاید کدورت کنار بره

الان میام بیرون

اوه، عالیه

من من من، بیرون منتظرم

اینبار تو یا من؟

.میراندا به من گفت

باشه

از این به بعد همیشه .به سمت راست

معاون رئیس

معاون رئیس

مأمور خیمینز، بیرون منتظر شما هستن

انفجارهای سازماندهی شده با فاصله بسیار کم

زیر خطوط ساختمان انجام شده

درست باشه CIA اگر گفته‌ی زیر سر ملی‌گرایان اوکراینیـه

"سازمان امنیت ملی میگه کار "داعشـه

چه خبر از دختره؟

داره موضوع رو سبک سنگین میکنه

شاید بهتره منم وارد پرونده بشم؟

وقعاً فکرمیکنی بعد از اون اتفاق توی آکادمی، فکر درستیه؟

.باشه، نگهش دار .زیاد طول نکشه

جوابها رو پیدا میکنیم

خیله‌خب

چی شده؟

فکر میکنی من به این بمب‌ها مربوطم؟

....چون اگر فکر میکنی

.کافیه، مأمور پَرِش .میدونیم کار توئه

مزخرفـه

اگر اطلاعاتت درست بود باید چند کیلومتر دورتر میبودی

نه درست در 90 متری انفجار

بدون هیچ خراشی، که کاملاً غیر ممکنه

مگر اینکه بعد از انفجار خودتو انداخته باشی اونجا

که ما فکر میکنیم همینکارو کردی

و ما تفنگت رو بررسی کردیم

اخیراً 3 گلوله شلیک کرده بود

ولی گزارش شلیک در اداره موجود نبود

پس بهتره دعا کنی که جسدها رو پیدا نکنیم

!پخش ویدئویی زنده

کجا پیداشون کنین؟

توی آپارتمانت

بشکن

ما داخلیم

FBI , FBI

اینجاست C4 چند بمب

با واحد خنثی‌سازی بمب تماس بگیر

نقشه ساختمان اینجاست

قربان، شما اینو میبینید؟

نقشه پایانه مرکزیـه

قربان، یک جسد داریم

زنده یا مُرده؟

مأمور بوث، مأمور بوث

.مأمور کشته شده

اوه خدای من

من همه واقعیات رو در بازجویی دیروز نگفتم

مادرم به پدرم شلیک نکرد

من کردم

این پدر منـه

مردی که میشناختم

زندگی ساده و محقری داشت

کار ساده‌ای در یک کارخونه داشت

هرگز مرخصی نمیگرفت

زیاد حرف نمیزد

از اون مردهایی که خیلی ویژه هستند

مطمئناً مأمور ویژه نبود

اینو از کجا پیدا کردی؟

اون شب

مادرم منو فرستاد بمبئی تا با خانوادش زندگی کنم

من ازت مراقبت میکنم

بمدت 10 سال اینو نگه داشتم

هرگز یک لحظه از فکر کردن بهش دست برنداشتم

هیچی ازش نفهمیدم

و حالا اینجایی

حتی مادرم نمیدونه که من اینجام

من دروغ گفتم

به همه دروغ گفتم

ولی نیاز دارم که حقیقت رو بدونم

اون مَرد

اگر اونی که میشناختم نبود، پس کی بود؟

آدم خوبی بود؟

آدم بدی بود؟

یا هردوش؟

خب، من برات تحقیق میکنم

ولی مطمئن نیستم از نتیجه تحقیقات خوشت بیاد

بهرحال باید بدونم

وقتی برای مأمور مخفی داوطلب شدم

انتظار نداشتم آکادمی منو نزدیک به یه کارآموز بکنه

توی هواپیما منو کنارش بشونه

پرونده‌اش رو برای بازجویی به من بده

خیلی عجیب شده

فقط نزدیکش باش، خب؟

ببین چیکار میکنه، چی میگه

گندش دراومد اوکانر

معاون رئیس این چیزها رو تأیید کرده؟

من هنوز مأمور مافوق تو هستم، مأمور بوث

سلسله مراتب رو فراموش نکن

و دوباره باهاش نخواب

الکساندرا پَرِش، تو حق داری سکوت کنی

....هرچیزی بگی علیهت در دادگاه - چی؟ -

چرا منو دستگیر میکنید؟

منو کجا میبرین؟

من حقوقی دارم، میدونین؟

میشه لطفاً یکی بهم چیزی بگه؟

لیام، خدارو شکر که اینجایی

اونا منو دستگیر کردند و حتی دلیلش رو بهم نمیگن

نظرت درباره مرگبار ترین حادثه تروریستی

در خاک امریکا، بعد از واقعه یازده سپتامبر چیه؟

گلوله‌ای که توی بدن مأمور بوث پیدا شده

با گلوله شلیک شده از اسلحه تو مطابقت داره

که به لیست مقتولین امروز تو اضافه شده

لیام، تو که منو میشناسی

...من هیچ ارتباطی با گروه‌های تروریستی

.یا با کشورهای دشمن با امریکا ندارم

چه دلیلی داره که اینکارو بکنم؟

یا به مأمور بوث شلیک کنم؟

شاید اون فهمید و بهت حمله کرد .و تو از خودت دفاع کردی

و شاید تو حقیقت رو دربارش فهمیدی

درست همونطور که حقیقت رو درباره پدرت فهمیدی

و از حقیقت خوشت نیومد

حقیقت؟ کدوم حقیقت؟

من بهش شلیک نکردم

من این کارها رو نکردم

اصلاً کس دیگه‌ای پیدا کردین؟

اصلاً با کس دیگه صحبتی کردین؟

لیام، خواهش میکنم نذار اینکارو با من بکنن

خواهش میکنم - از جلوی چشمم دورش کنین -

بریم

لیام

لیام

اشتباه گرفتین

گریه نکن، مأمور پَرِش

.اوه، خدای من، میراندا تو اینجا چیکار میکنی؟

باید از اینجا نجاتت میدادیم

هردومون میدونیم که تو تروریست نیستی

انداختند گردن تو، درحالی که عامل اصلی الان آزاده

چرا؟ - نمیدونم -

ولی فقط تو میتونی درستش کنی

تو توی کوانتیکو بین کارآموزها بودی

ولی من پشت میز ریاست بودم

باید همه‌ی ماجراها رو بیاد بیاری

همونجور که بهت آموزش داده شد تحقیق کن

ولی چطوری؟ منو میخوان بندازن زندان

به محض اینکه پاتو بذاری توی زندان

هرگز زنده بیرون نمیای

زیر صندلیت

صندلیت

کلید رو بگیر

مأمور اوکانر

راننده وَن

بیهوش توی راه‌پله پیداش کردند

وَن رو متوقف کنید وَن رو متوقف کنید

وَن رو متوقف کنید

.هشدار به همه واحد‌ها ...موقعیت اضطراری

.اوه، خدای من میخوای چیکار کنی؟

سعی میکنم گمشون کنم

کلیه واحدها، زندانی توسط شخص یا اشخاص ناشناس، حمایت میشه

با احتیاط نزدیک شوید

.من راهشو میبندم

محکم بشین، سعی میکنم گمشون کنم

فرار کن

فرار کرده، فرار کرده

Navid.89 Navid.Hetfield@yahoo.com

ارائه‌ای دیگر از سریـال‌بـاران WwW.SerialBaran.Tv

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.