Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وبسایت بالیوود وان تقدیم میکند Bollywood1.Info / Xyz / Org / Net سفارشی از علیزاده
.:: Sub#One Team ::. تــــــقــــــدیم مـــیکند
ادرس کانال تلگرام باليوود وان Telegram.Me/Bollywood1Official
:مترجمین .:: محمد مسعودی و سحر ::.
اینستاگرام بالیوود وان Instagram.Com/Bolly1official
"داستان نفرت ۴" کاری از وب سایت بالیوود وان
،ما مستعد به هر دو هستیم .عشق می ورزیم همونقدری که تنفر می ورزیم
ولی نفرت بیشتر غم میخواد، نه عشق
.یکی اینو فرستاده تا ازم باج گیری کنه
."زندگی منو خراب کردی، "آرین
.من میرم
.تا از تو و هرچیز دیگه ای دور بشم
!"صبر کن، "تاشا
...فقط بهم گوش کن! محض رضای خدا
!نیازی نیست جایی بری
!تاشا"، بس کن"
فایده نگه داشتنم چیه؟
.باید اون روز جلومو میگرفتی
.و بخاطرش به خودت هم اهمیت بدی
.الان همه این چیزا بی معنی ان
.فقط بهم یکم زمان بده .همه چیزو درست میکنم
.صبرکن فقط .بهم یکم زمان بده
...اگه اون موقع منو نگرفته بودی
.الان مجبور نبودی ازم زمان بخوای
...تاشا"، تو"
.پس، حق با من بود
،اینجایی .از هرزه جدیدت لذت میبری
."همه ی اینا رو اشتباه گرفتی، "ریشما
.اون تویی که همه اینارو اشتباه گرفته
...عوض کردن ملافه راحت تر از
.عوض کردن معشوقه ایه که بین ملافه ها ازش لذت میبری...
...اگه عاشق همین
.پس میتونین باهم بمیرین
!"ریشما" !تفنگو بذار کنار
!تنفگو بیار پایین - !"تفنگو ول کن، "آرین -
!ریشما"، تفنگو ول کن"
.ولم کن - .صدمه میبینی -
!گفتم تفنگو ول کن
...فقط - !فقط ولم کن -
!"تفنگو ول کن، "آرین - !تفنگو ول کن -
!"چه غلطی کردی، "آرین
...زندگی و داستان ها این وجه اشتراک رو دارن
.هر دو با فرض رسیدن به پایان شروع کردن
.و پایان آنها در آغاز مشخص شده بود
دلت خیلی برام تنگ شده بود؟
.دلم برای بوس های صبحگاهیم تنگ شده بود
.تو یجوری قدرت اداره ی لبهام رو داری
.دوست دارن بیشتر به تو لطف کنن
.من هم همین شکایت رو از تو دارم
آب رو دوست داری، مگه نه؟
.تو هم دوست داری
من؟ چطور؟
...مثل بقیه ی آدم ها
.65 درصد از بدنم از آب تشکیل شده...
.و تو عاشق بدنمی مگه نه؟
...آره. ولی نه 65 درصد
.صد در صد
میدونی چیه، "آرین"؟
.آب فقط به بدنم آرامش نمیده، به ذهنم هم آرامش میده
...انگار الان نقشه ی کاملی از
.اینکه چطور با مبارزه ی "سنوریتا کاسمتیکس" کنار بیام، دارم
،ولی بخاطرش .یه صورت تازه میخوایم
صورت تازه؟
...خوب، فقط یه نفر تو "دریاچه دیستریکت" هست که
.میتونه یه نماد تازه با اطلاعات کم پیدا کنه ...
.به نظر قانع نشدی
دیگه چی ازم میخوای؟
."میدونی که چی میخوام "راجویر
.من صورت "سنوریتا" رو میخوام
."نگران نباش، "سنوریتا
.تو کشورای بزرگ نباید نگران چیزای کوچیک باشی
.تو نماد این کمپین میشی
.بای
نماد جدید؟ ولی چرا نماد جدید میخوایم؟
.چون این چیزیه که مشتری میخواد
.و ما تعهد کردیم خواسته هاشون رو برآورده کنیم
.ولی داداش، من یه تعهد به "مونیکا" هم دادم
.قراره اون نماد این کمپین باشه
...راجویر" سعی کن بفهمی"
وعده هایی که در اتاق خواب داده میشن ."ارزشی دراتاق جلسه ندارن، "راجویر
...بعد از این، اتاق خواب رو فراموش کن
.حتی قبول نمیکنه منو تو اتاق جلسه ببینه ....
.وقتی بحث گول زدن و متقاعد کردن پیش میاد یه پا کارشناس میشی
.میتونی راحت از پس "مونیکا" بر بیای
.در حال حاضر، ازت میخوایم رو پیدا کردن نماد جدید تمرکز کنی
.نمادی میخوایم که هم مست و سرخوش باشه هم هیپنوتیزم کننده
.نمادی که هم مست و سرخوش باشه هم هیپنوتیزم کننده
...هی، عزیزم
.باهام بیا خونه ام
...اگه بخاطر من لخت زندگی کنی
.بجای ملافه تو رو با پول میپوشونم
.من لخت میشم تا بتونم زندگی کنم قربان
.ولی هیچ وقت شان و منزلتم رو از دست ندادم
...با قیمت مناسب
.اون رو هم از دست میدی
.دستمو ول کن
.هرزه
.گفتم دستمو ول کن
.دستشو ول کن
.ببین رفیق... قهرمان بازی در نیار .راه خودت رو برو
...گوش کن
بعضی موقع ها مجبورم قهرمان بازی در بیارم تا .به ولگرد هایی مثل تو درس بدم
.دستشو ول کن
.حالا... گم شو
.در غیر این صورت، اونقدر میزنمت که دردت تبدیل به مرهم بشه
،من نمیتونم خودمو درمان کنم" ".تو اونقدر استعداد نداری که منو درمان کنی (یه تیکه از یه آهنگه)
.باید تاوانشو بدی
تعقیبم میکردی؟
.اگه منو میخوای
.نگران نباش .فقط مطمئن باش خوبی
...روشت فرق میکنه
.ولی همون قصد رو داری
.همه کلاب های رقص که قبول نمیکنن با آهنگ هرکسی برقصی
.ما اینجاییم تا راهش رو نشونت بدیم
.لعنتی خیلی جذابه - .میدونم، میدونم، میدونم -
.اومدم کلاب تا رقص تو رو ببینم
...ولی نه میخوام با آهنگم برقصی
.نه میخوام با آهنگ کسی برقصی ...
.بهرحال، شب خوبی داشته باشی
.متاسفم
...بجای تشکر بابت کمکت
.بهت شک کردم
.میدونی که هیچ درمانی برای شک وجود نداره
.شاید هم وجود داره
چی؟
قهوهای داغ و لبسوز و قوی
اگه دو شیفت کار میکنی پس کی میخوابی؟
.یه لحظه صبر کن
.امیدوارم خون آشام نباشی
.نگران نباش خونت رو نمیخورم
.قهوه رو ترجیح میدم
.بگذریم، تنها بودن باعث شد یاد بگیرم قهوه ی محشری درست کنم
تنهایی؟
.آره، تنهام ولی بیکَس نیستم
...اونقدری که باید بخوابم
.میخوابم و خواب هم میبینم
...و وقتی رویاهات ناتمام میمونن
.خواب هرجور که باشه تو رو دور نگه میداره
...خوب، اگه مشکلی نداری، میشه بدونم
چه رویایی تو رو بی خواب میکنه؟
.رویای لمس آسمون و درخشش مثل یه ستاره ی بزرگ
.میخوام یه ستاره باشم
...ولی
ولی؟
.قبل از لمس آسمون، مردم میخوان تو رو لمس کنن
.پس ترجیح میدم رو زمین بمونم
.خوب، در این صورت، شانس در خونت رو زده
چرا؟
.من رویایی برای خودم ندارم
.ولی رویای دیگران رو برآورده میکنم
.متوجه منظورت نشدم
...اگه بهم فرصت توضیح بدی
.تضمین میکنم آسمون رو لمس میکنی ...
...لبخند
...خوب، از یه طرف
.برای آسمون آماده ات کردم
.حالا نوبت توعه که بدرخشی
...خسته نشدی از ستاره ها که تظاهر میکنن
انگار یه نوشیدنی خاص کولا هستن یا به خامه ی صاف معینی نیاز دارن؟...
...فکرنکنم مردم عادی باور کنن
.که ستاره ها واقعا از محصولاتی که امضا میکنن، استفاده میکنن ...
.مردم واقعی صورت جدید رو باور میکنن
.این همونقدر که جدیده زیباست
.و با موافقتش، مطمئنا محصولمون رو میخرن
.آره کاملا موافقیم
ولی همچین صورتی رو پیدا کردی؟
.مطمئنم پیدا میکنیم
.ما پیدا کردیم
.خوب، معمولا مردم وقتی دیر میکنن معذرت خواهی میکنن
.ولی بابت تاخیرم متاسف نیستم
...چون دلیل تاخیرم
...یا بهتره بگم، دلیل زیبای تاخیرم
.دروغ توی این نامه اس
...و اگه ما زودتر امضاش نکنیم
.به قول من خیلی دیر میشه...
.اون یه ستاره اس
.و باید زودتر امضاش کنیم، قبل از اینکه کسی کشفش کنه
مطمئنی؟
.اونقدر مطمئنم که ضمانتش رو میکنم
اگه جواب نده چی؟
.اگه جواب نده ضررش با من
.ولی اگه ثابت کنم، باید دو برابر بهم بدین
.حله
.ما رو این مورد ریسک نمیکنیم
.و اگه محصول جواب بده، افزایش میدیم
.آقایون، قرارداد بسته شد - .باشه -
.عالیه
.ممنون - .ممنون -
.ممنون - .ممنون -
.کارت خوب بود - .."آرین" -
.باید جداگانه معامله کنی و لذت ببری
.بخاطر خوشحالی "راجویر" یه ریسک میلیونی تو معامله کردی
.مردم بخاطر روابط خونی خون میریزن
."این فقط پوله "ریشما
.تو بهترینی، داداش
،"بیخیال "ریشما .اینقدر بداخلاق نباش
.بیخیال .یه بغل میخوای
."بس کن "راجویر - .باشه. شام میبرمت بیرون -
.نه - .شام با من -
چی میخوای؟ .هندی، ژاپنی، تایلندی
.بیخیال "ریشما"، لطفا لبخند بزن - .باشه -
.حالا شدی خودت
حالا چیکار کنیم "آرین"؟
.ما به پلیس هم نمیتونیم زنگ بزنیم
.هیچکس باور نمیکنه یه اتفاق بود
."من خیلی ترسیدم "آرین
.حس میکنم چشم های جسد "ریشما" به من خیره شده
.دارن منو متهم میکنن
دیوونه نشو، باشه؟
.اون مرده
.ما زنده ایم .باید این شرایط رو سپری کنیم
.مجبوریم جسدش رو منتقل کنیم
.باید از شرش خلاص شیم
.هیچ کس نباید جسدش رو پیدا کنه
میفهمی چی میگم؟
...اگه میدونستم
...قیمت رسیدن به رویاهام مرگ یه نفر دیگه اس
.هیچ وقت آرزوی رسیدن بهشون رو نمیکردم
.هیچ وقت
.آب از سرت گذشته
.باید خوب بهش رسیدگی کنی
.این دختر جادوییه
.برای اولین بار تو زندگیم، خوشحالم دو برابر پول میدم
.بهم اعتماد کن، معامله خوبی کردی دوست من
.زمان ارزش واقعی اون رو نشون میده
.فقط زمان ارزش واقعیش رو نشون میده دوست من
.بسلامتی - .بسلامتی -
.بسلامتی - .بسلامتی -
."نمیتونم باور کنم، "راجویر
.انگار همه ی اینا رویان
.رسیدن به آرزوها مثل رویا میمونه
.بهت قول داده بودم
.و استعداد و زیباییت کمک کرد تا اون قول عملی بشه
.من هم بهت یه قول میدم
.یه روز همه ی کارایی که کردی رو جبران میکنم
.تو زندگی منو تغییر دادی
...خانم ها و آقایون میشه لطفا توجه کنین؟
.همیشه گفتن پشت هر مرد موفقی یه زن هست
...ولی من خیلی خیلی خوش شانسم که پشت موفقیتم
.نه یک زن، بلکه دو زن هست
.ریشما"، خیلی ازت ممنونم عزیزم"
.باعث افتخاره - ...بدون تو -
.این راه اندازی ممکن نمیشد
.خواهش میکنم
.و حالا قلبی وجود نداره که توسط "تاشا" اداره نشه
.تاشا"، به خانواده خوش اومدی"
.ممنونم
...بله، صحبت از خانواده شد
.میخوام یه خبر مهم دیگه بهتون بگم
..."و خبر مهم اینه که پدرم، آقای "ویکرام کورانا
...یکی از بزرگترین سرمایه داران شهره...
.که برای انتخابات شهردار کاندید شده
،پس لطفا ،برای بالا بردن لیوانتون برای پیروزیش
.به من بپیوندین
چطوری پسر؟
.از دیدنت خوشحالم - .سلام بابا -
!سلام
چطوری پسر؟
...اگه مشکلی ندارین
نمیخوای منو به اون دختر زیبا معرفی کنی؟
.البته بابا
.لطفا بیاین
.بابا، ایشون "تاشا" هستن
.و "تاشا" ایشون پدرم هستن ."آقای "ویکرام کورانا
.ببین چقدر بدبختم
.بعد از این همه مدت، دارم به همچین دختر زیبایی معرفی میشم
.و اونم به عنوان یه پدر
.بابت چاپلوسی ممنون
...امروز، بعد از اینکه برای اولین بار دیدمتون
.متوجه شدم پسرتون به شما رفته ...
...همینجوری که میگن
.سیب دور از درخت نمیوفته
.باهوشی
.خوشم میاد - .ممنون -
.تاشا"، رسانه ها منتظرن"
.بله، باید بری
.لطفا ادامه بده. بله - .ببخشید بابا -
.ممنونم - ."خوبه "متیو -
...سیب منو یاد
.آدم میندازه که بخاطر سیب از بهشت بیرون انداخته شد
...نمیخوام برادرت بخاطر
.عواقب این دختر زجر بکشه ...
.مراقب باش
،به عنوان یه بچه .بازی با اسباب بازی قابل قبوله
،ولی اگه یه آدم بالغ روی اسباب بازی ای وسواس داشته باشه .رفتار بچگونه ای از خودش نشون میده
.تا زمانی که انتخابات شهردار تموم نشده چشمات بهش باشه
میفهمی؟
.متوجه شدم بابا
.مطمئن میشم بخاطر "راجویر" با مشکلی روبرو نشی
..."هی "استیو
.بیا بحث کنیم، بیا
چیکار میکنی؟
.داداش، تو... من میخوامش
.من دیوونشم
.دیوونه باش، ولی دیوونه بازی در نیار
...قلبش رو بدست بیار
.و بدنش خود به خود مال تو میشه
.فقط به من و "ریشما" نگاه کن
...اتاق جلسه یا اتاق خواب
.چیزی نیست که بخاطر خوشحال کردنم انجام نده
.تاشا" رو "ریشما"ی خودت کن"
.فقط من سود نمیبرم ازت، شرکت هم میبره
.از اینکه حق با توعه متنفرم، داداش
خوب، کی یه نوشیدنی دیگه میخواد؟
.امروز حس میکنم یه قدم به هدفم نزدیکتر شدم
.خیلی خوشحالم پیدات کردم
.تو منو پیدا نکردی، من پیدات کردم
.و حالا که پیدات کردم، نمیذارم بری
.ولی باید بذاری امروز برم
.تختم داره صدام میزنه
واقعا؟
!چه تصادفی
.فکر کنم تختت داره منو هم صدا میزنه
.خوابای خوب ببینی
شبا بهم بی خوابی میدی و برام آرزوی خواب خوب هم میکنی؟
.انصاف نیست
.سعی کن بخوابی
،کی میدونه .شاید تو خوابت همدیگه رو ببینیم
.خیله خوب، شب بخیر
.مراقب خودت باش
.بای بای
.بای
.بای
...خوب... خوب .خوب، ببین اینجا چی داریم
.امشب خوشگل شدی
.شایدخسته ای - .ولم کن -
.خدای من! گمشو
...چه خبره... چه خبره
..آروم باش.. آروم باش
.بذار تموم کنم
.عزیزم فقط باهامون بیا - .لطفا -
.فقط میخوایم باهات حرف بزنیم
.باهامون بیا - .ولم کنین -
.ولش کنین
این یارو کیه؟
حالت خوبه؟
.نباید باشی
،خدارو شکر .کیف پولت رو تو ماشینم جا گذاشته بودی
.در غیر این صورت، حتی میترسم به اتفاقی که قرار بود بیوفته فکر کنم
.اگه هردفعه نجاتم بدی، عادت میکنم
.اگه همینجا بمونی، مجبور میشم بیام و نجاتت بدم
اگه اینجا نه، پس کجا بمونم؟
.راجویر"، نمیتونم از عهده ی اینجا بر بیام"
.لطفا سعی کن درک کنی
..باید هدیه رو قبول کنی
.بدون اینکه نگران قیمتش باشی
دیوونه شدی؟
.نمیتونم این هدیه گرون قیمت رو قبول کنم
.عادلانه اس
.پس نگران نباش
،یه روز .مطمئنا یه هدیه میگیرم به جاش
واقعا؟
پس، قصدی از این کار داری و .میخوای چیزی بگیری
.نه
.به قصد رسیدن به چیزی، بهت میدم
...بهرحال، وقتی یه چیزی خیلی با ارزش باشه
.باید جاش امن و نزدیک باشه ...
...تاشا"، من"
چی، "راجویر"؟
...من
.بله، میخواستم بگم دیروقته
..باید
.باید برم
.میبینمت
فردا؟
.نه
.امشب
.تو رویا هام
.خداحافظ
..."راجویر"
.ممنونم
.اینم از ایشون
.چه خبر رفیق
.از کمکت خیلی ممنونم
.هرچی بخوای داداش
.بهمون بگو بدونیم
.داریم میریم - .ممنون-
:یکی به طور صحیح گفت
.باد آورده رو باد میبره (.کسی که راحت بیاد، راحت میره)
...من راحت بودم
.برای همین تو رو از دست دادم
."فکر کنم موقعیت رو فراموش کردی، "مونیکا
.اینجور رفتارها به تو نمیاد
.نه، عزیزم
.من پیچ و تاب موقعیتم
.و مطمئن میشم تو میبازی
.حق با تو بود
."راجع به "راجویر" و "تاشا
.چشم ازشون برندار
.حتما
.اینم پولت
!سلام
اینجا چیکار میکنی؟
منظورم اینه که چطور اومدی داخل؟
.باید همیشه در قلب و خونه ات رو ببندی
.در غیر این صورت، دزدها میتونن راحت وارد بشن
.چیز با ارزشی برای دزدیدن تو خونه نیست
.و قلب فقط برای دو چیز لازمه
.زنده موندن
.و ربودن توسط کسی که دوست داری باهاش زندگی کنی
.ولی یه تفاوت بین عاشق ها و دزدها وجود داره
.دزدها اشیا دزدی رو برنمیگردونن
.و عاشق ها قلبشون با قلبی که ربودن معامله میکنن
.بهرحال این برای توعه
این چیه؟
.یه قرارداد یکساله و چک پیشرفت برای تو
.خیلی ممنون
.این هم برای توعه
این کلید چیه؟
.ماشین جدیدت
.بیرون پارک شده
:حالا تعارف نکنی بگی .نمیتونم قبول کنم و از این چرت و پرتا
.فقط بگیرش و از خودت لذت ببر .خوش بگذرون
.میخواستم نه بگم
.چون میدونم تو و برادرت مثل همین
.و من باید باهاتون مثل هم رفتار کنم
.ببخشید
.حتما
.بله "ریشما"، بگو
.."ریشما"
.نه به تماس هام جواب میدی نه جواب پیام هام رو میدی
.بهم بگو مشکل چیه
.آرین"، مشکل اینه که من حقیقت رو میدونم"
.حقیقت درد داره
حقیقت؟
حقیقت درمورد چی؟
چرا نقش ملودرام بازی میکنی؟
...من نقش ملودرام بازی میکنم
.چون تو دست از رمانتیک بودن برداشتی
..در غیر این صورت، اولین سالگردمون رو فراموش نمیکردی
.بخاطر پیشنهادی که تو این مکان بهم دادی، تو این روز بهم دادی..
..."ریشما"
.به همه میگم عقب نشینی کرده، معمولا اینکارو میکنه
.سوار ماشین شو
.نه، نمیشم
.تاشا"، ما نمیتونیم اتفاقی که افتاده رو تغییر بدیم"
.ولی اتفاقی الان میوفته رو میتونیم کنترل کنیم
.بیا تمومش کنیم
.نه
...بیخیال
.بیا. فقط سوار ماشین شو
.سوار ماشین شو
:یه حرف قدیمی هست که میگه
،اگه دوست داری خدا رو بخندونی .نقشه هات رو بهش بگو
،ولی قبل از اینکه بهش بگیم ...احتمالا خدا خودش
.وقتی بهشون فکر میکردیم، میخندیده ...
کمپین توریست های انگلیسی امروز باید عالی باشه، مگه نه؟
!"ریشما" - .نمایندگی ما میتونه باهاشون پیشرفت کنه -
!"ریشما"
.بله
بهت زنگ میزنم، باشه؟
!"ریشما"
راجویر"؟ اینجا چیکار میکنی؟"
.سلام
.باید درباره یه چیز مهم باهات حرف بزنم
موضوع این چیز مهم "تاشا"س؟
تو از کجا میدونی؟
...تو که تمام وقت مثل کنه دنبالشی
همین باعث نمیشه مشخص بشه؟
.پس میدونی
پس بهم بگو، چیکار باید بکنم؟
...ببین "راجویر"، "تاشا" فاکتور ایکس داره
ولی مثل دوست دخترای سابقت نیست، مگه نه؟ ...
.یه دختر ساده ی هندیه
.و یه تعهد لازم داره
.ولی فکر نمیکنم تو آماده ی تعهد دادن باشی
...صبر کن چی باعث شده همچین حرفی بزنی؟
.من آماده ی دادن هرجور تعهدی بهش هستم .من عاشقشم
.پس بهش بگو
منظور...؟
.پیشنهاد میکنم بری و ازش خواستگاری کنی
.ببین، امروز داریم کمپین انتخاباتی رو برای توریست های انگلیسی برگذار میکنیم
.و اون دختر نماد کمپین ماست
.فکر میکنم امروز روز خوبی برای دو تا جشن باشه
فکر میکنی جواب مثبت میده؟
.وقتی آدم مناسبی خواستگاری کنه، هیچ دختری رد نمیکنه
.همونجوری که من نتونستم به "آرین" نه بگم
.چشماش فقط دنبال منن
.قرار نیست یه نمایش بشه، به هیچ وجه
نصیحتت برای مشتاق کردن مدل ها چیه؟
.اگه فکر میکنی خوشگلی، پس دنیا هم همینطور فکر میکنه
...انگلیس" یه زمانی به "هند" حکمرانی میکرد"
.امروز، تو صورت یه گردشگر انگلیسی رو داری
،به عنوان یه هندی درمورد این چی داری بگی؟
.فقط به سرزمینمون حکمرانی کن
،به عنوان یه هندی .اینجام تا قلبت رو اداره کنم
.و تو اون رو با قلبم شروعش کردی
.آخرین سوال
بزرگترین رویات تو زندگی چیه؟
.همین الان هم دارم با بزرگترین رویام زندگی میکنم
.ممنونم از همه .ممنونم
.من هم یه رویا دارم
بهش میرسی؟
...رویایی که داشتی با چشم باز بود یا
بسته؟...
.هردوشون یکین
.وقتی چشمامو باز میکنم، تو رو میبینم
.و قبل از اینکه چشمامو ببندم، تو رو میبینم
.خبرهای خوبی دارم
.راجویر" قراره از "تاشا" خواستگاری کنه"
چی؟
.از اولین باری که دیدمت عاشقت شدم
.و از همون موقع، عاشقتم، فقط تو رو میبینم
."عاشقتم"تاشا
.منم عاشقتم
.ریشما"، یادم رفت بهت بگم"
.تو و "راجویر" باید امشب به "لیدز" برین ("شهری صنعتی در شمال "انگلستان)
."برای ملاقات "روی
ولی مگه برنامه ی اون ملاقات برای هفته بعد نبود؟
.بود، ولی زنگ زد و تغییرش داد
.یادم رفته بود بهت بگم
...من حاضر بودم برم
... ولی باید همراه "تاشا" از مقامات
.تو جشن امشب پذیرایی کنم
.باشه
.کار اولویت داره
.عاشقتم عزیزم
.باشه، اومد - .بله، اومد -
آقای "روی" ما برنامه ی هفته ی بعد رو تغییر دادیم و انداختیم امشب؟
.من نمیتونم خودمو برسونم ولی "راجویر" و "ریشما" میان
.ممنونم
.تبریک میگم - .ممنونم -
.خیلی براتون خوشحالم
.خیلی ممنون
."متاسفم "تاشا
.تو روز مهمی که ازت خواستگاری کردم دارم تنهات میذارم
.اشکالی نداره. درک میکنم
.میبینمت
.بجنب
.فکر میکردم امشب بالاخره میتونیم باهم باشیم
...مهم نیست
.یه روز دیگه هم منتظر عشق میمونم
."سلام آقای "آرین - ."سلام "تاشا -
.خوشگل شدی - ...خیلی ممنون -
.خوشحالم دوباره میبینمت - ."سلام آقای "آرین -
.سلام آقا - ."سلام آقای "آرین -
.تاشا" گیج به نظر میای" - .ممنون -
...بیا... بیا
."سایموند" - ."آقای "آرین -
.بابت راه اندازی این کمپین تبریک میگم
...باعث افتخار ماست
.که چنین خانم زیبایی نماینده ی میراث انگلیسی ما هستن ...
.ممنون .باعث افتخارمه قربان
..باید بگم، "آرین"، خانم زیبایی که کنارت ایستاده
.همه کسایی که تو اتاقن دارن آتیش میگیرن و از حسادت میمیرن ...
.حالا که نشان یه خانم زیبا رو دارن
.همیشه مردهایی داره که حاضرن براش جون بدن
.بس کن
.باعث شرمنده شدنم میشی
.باشه، بس میکنم
.میتونی مجبورم کنی هرکاری میخوای بکنم
.بسلامتی
.ممنون
!"تاشا"
چیکار کردی "آرین"؟
.تاشا"، عقلم سر جاش نبود"
.عوضی بازی در اوردم
!ازم سواستفاده کردی
!همچین کاری نکردم
.قسم میخورم اتفاقی بود
.اتفاقی که افتاد قلب برادرت رو میشکونه
.من و "راجویر" عاشق همیم
.دیروز ازم خواستگاری کرد
.واقعا متاسفم
چجور تو چشماش نگاه کنم؟
چجور بهش بگم یه شب با برادرش بودم؟
.مجبور نیستی چیزی بهش بگی
میخوای بهش دروغ بگم و اعتمادشو از دست بدم؟
.نه، میخوام با نگفتن حقیقت دلشو نشکونی
.هیچکس به جز ما چیزی نمیدونه
.این راز بین خودمون میمونه
...وقتی بیشتر از یه نفر بدونه
.هیچوقت راز نمیمونه...
..."تاشا"
.من هیچوقت کاری نمیکنم که اذیتت کنه
.از همون لحظه ای که دیدمت عاشقت شدم
چی داری میگی "آرین"؟
.این حقیقته
.من روانیتم
.ولی تو با "ریشما"یی
.درسته با "ریشما" هستم
،از اونجایی که بعضی موقع ها ...به جای اینکه باهم باشیم
.کم کم داریم از هم جدا میشیم ...
.وقتی یه رابطه خراب میشه خیلی درد داره
.ولی وقتی خرد میشه بیشتر درد داره
...و درست همون موقع
.تو وارد زندگیم شدی تا منو از درد نجات بدی
.حالا ببین، واقعا واقعا بابت اتفاقی که افتاد متاسفم
.همه چیزو درست میکنم
فقط با گناهت کنار بیا، باشه؟
.از شان و منزلتت محافظت میکنم
.قسم میخورم، بهم اعتماد کن
...صبح بخیر .سلام، سلام
...صبح بخیر - ...صبح بخیر -
خوب، دیشب رو بخاطر ... تعهدی که حاضرم بخاطرش
،تا آخر عمرم رو باهات باشم... .بدون تو گذروندم
: صبح داره از تو میپرسه نه من
خانم، دیشب رو کجا گذروندین؟
چیشده؟ همه چی خوبه؟
...خوب
...راجویر"، دیشب"
چیشده، "تاشا"؟
...راستش - .داری منو میترسونی -
...دیشب تو مهمونی
تو مهمونی چیشد؟
.هیچی .حالم خوب نیست
.سردرد دارم
...اینقدر بخاطر پیشنهادت هیجان داشتم که
.دیشب یکم زیادی خوردم
.الان خمارم. چیزی نیست
.باید استراحت کنم
.سلام عزیزم - .سلام -
جلسه دیروز چطور بود؟ - .عالی بود -
همه چیز برای امروز آماده اس؟ - .بله، همه چیز آماده اس -
خوب مهمونی دیشب چطور بود؟
...میدونی که، مثل قبل، مثل قبل .چیز خاصی نبود
.راستش، میخواستم عکس های نمایش رو نشونت بدم
.مطمئنم خوبن
.با این حال یه نگاهی بنداز
این چیه؟
این عکس هارو از کجا آوردی؟
.یکی برام فرستاد
.ببین "ریشما"، اونجوری که به نظر میاد نیست
!باشه
منظورت اینه که این تو نیستی؟
این هم "تاشا" نیست؟
.ما هیچ وقت همیچین عکس های جالبی نگرفتیم
.ولی مطمئنم میتونم بشناسمت
،"ببین "ریشما .یکم زیادی خوردم
...من - ..."میدونی چیه، "آرین -
.تو یه عوضی هستی
.تو عمدا من و "راجویر" رو دیشب برای جلسه فرستادی
.تا بتونی با "تاشا" خوش بگذرونی
.اون دختر خیلی خوب بازی کرد
.اول برادر کوچکتر رو تو دام میندازه
.بعدش برادر بزرگتر
.کلاه سرش رفته
.هرزه عوضی - !کافیه -
هرچقدر میخوای میتونی به من توهین کنی .ولی حق نداری چیزی به "تاشا" بگی
!لعنتی
!"خودت و شرکتت برین به جهنم "آرین کورانا
بله، "تاشا"؟
آرین"، کجایی؟" .همین الان بیا اینجا
چیشده؟
!وقت تلف نکن، لعنتی .همین الان بیا اینجا
.دارم میام
."زندگیمو نابود کردی، "آرین
.فقط بهم یکم زمان بده .همه چیزو درست میکنم
.پس حق با من بود
!"تفنگو ول کن، "ریشما
!"چیکار کردی، "آرین
.تاشا"، ما نمیتونیم اتفاقی که افتاده رو تغییر بدیم"
.ولی اتفاقی که الان میوفته رو میتونیم کنترل کنیم
..."تاشا"
..."تاشا"
..."تاشا"
.تاشا"، مراقب خودت باش"
."این کارو نکن، "آرین .نمیتونیم این کارو باهاش بکنیم
.تاشا"، اون مرده"
.ما زنده ایم
.بهش فکر کن
.فقط چند قدم دیگه مونده
.بعد از این، از شر این مشکل راحت میشیم
خوب؟ - .باشه -
.اینقدر سنگینش کردم که بدنش هیچ وقت روی سطح آب نیاد
..."تاشا"
.تاشا"، اون دیگه مرده"
فقط ما دوتاییم، باشه؟
.بیا بزنیم به چاک قبل از اینکه سر و کله کسی پیدا شه
.بریم
.آره، فقط ما دوتاییم
...آرین"، چیکار"
این داستان عاشقانه اس؟
...این داستان عاشقانه نیست
.داستان تنفره
.بازی تازه شروع شده
یه نقل از زبون مادرم هست
،کفن بدون کیسه میاد .تا مرده نتونه طمع کنه
...مرده ها طمع نمیکنن
...ولی تو زنده ای - .ما زنده ایم -
.راجویر" بهت پول میده تا منو اذیت کنی"
و منم بهت پول میدم تا پیشنهاد اونو قبول کنی (پول راجویر رو قبول کنی و منو اذیت کنی)
.خوراکمه. اینجوری دو برابر پول میگیرم
!تو دوبرابر میگیری و اون تو دردسر میوفته
خبر های راجع به راجویر و منو مدام به مونیکا بده
"عشقش به "راجویر .نقطه قوت منه
.باشه
.خیلی جذابه
...میدونم... میدونم
...بیا تو
.این عکس ها میتونن سرنوشت خانواده ی "کورانا" رو تغییر بدن
...بعد از اینکه کارا با خانواده ی "کورانا" تموم شد
.نه فقط اونا، بلکه کل جهان سرنوشتشون رو بیاد خواهند داشت ...
چرا شلیک نمیکنی، "تاشا"؟
،هرجا رو نگاه میکنم .جسد "ریشما" رو میبینم
.چشم هاش منو متهم میکنن
چطور میتونی بعد از کشتن یه نفر و راحت شدن از جسدش اینقدر عادی باشی؟
!این مزخرفات رو تموم کن
چیکار کنم، "آرین"؟
!من ترسیدم
.تاشا"، حتی منم ترسیدم"
.ولی از ترس تو ترسیدم
.ببین، همه فکر میکنن یه هفته رفته عقب نشینی
.هیچ کس هم شک نمیکنه
.هیچکس تا حداقل یه هفته بهش اشاره نمیکنه و نگرانش نمیشه
بعد یه هفته چی میشه؟
...بعد یه هفته
.بعد یه هفته، یه اعلام میکنیم گم شده
.هیچ کس جسدش رو پیدا نمیکنه
.پرونده سرد میشه و خاک میخوره
...و اون باج گیره
کی اون عکس ها رو برامون فرستاد؟
.هدف هر کسی ضعفش رو نشون میده
،به محضی که درخواست کنه .هدف و ضعفش رو میفهمم
.بعد پیداش میکنم و باهاش معامله میکنم
.همه چیز درست میشه
.ولی کاری نکن که توجه کسی رو جلب کنی
باشه؟
اینجا چه اتفاقی داره میوفته؟
."هیچی، "راجویر
.تاشا" حس و حال عکس رو نداشت"
...برای همین داشتم بهش توضیح میدادم
.که مشتری ها بهمون زمان اتمام کار رو دادن
مگه "ریشما" این کارارو نمیکنه؟
تو چرا داری این کارو میکنی؟
ریشما" کجاست؟"
...اون
.جالبه "ریشما" هنوز نیومده
"تاجایی که میدونم "ریشما .با شغلش زندگی میکنه و براش میمیره
.یه لحظه صبر کن، بذار بهش زنگ بزنم
...راجویر"، میدونی که"
.وقتی میخواد استراحت کنه، حتی کار هم جلودارش نیست
.پیغامش رو گرفتم .یه چند روزی نیستش
.برمیگرده
.ده دقیقه دیگه برمیگردم
..."تاشا"
.تاشا"، دیگه بسه"
.در طول عکس گرفتن از عمل متقابل طفره رفتی
.حتی تو چشمام نگاه نکردی
.تو اتاق سبز، تو بغل "آرین" گریه میکردی
...حتی ازت پرسیدم چیشده
!ولی یه جواب بهم ندادی
!فقط بهم بگو چیشده !بهم بگو
!باشه
!بهت میگم
!یا بهتره نشونت بدم
،با دقت نگاه کن ...اگه نتونستی صورتش رو بشناسی پس با دقت نگاه کن
.مطمئنم بدنش رو یادته ...
.سوزان"، دوست دختر سابقت"
.چهار هفته طول کشید
.آنیتا"، سه ماه"
.راچل"، چهار ماه"
.مونیکا"، از همه بیشتر طول کشید"
.شیش ماه
...اینم از کسایی که بهشون رشوه دادی تا اذیتم کنن
.که بتونی منو به دام بندازی
..."سعی نمیکنی بفهمی، "تاشا
.هرکسی که این عکس ها رو برات فرستاده میخواسته ما رو از هم جدا کنه
.میخوان بینمون رو بهم بزنن
.فقط چیزای بی عیب میتونن بشکنن
.خدا رو شکر، همه این چیزا رو قبل از اینکه باهم باشیم میدونستم
فکر میکنی نمیتونم بهت تعهد بدم؟
.باشه، الان نشونت میدم چطور یه نفر به یکی قلب و تعهد میده
."این رابطه فقط با زندگی کوتاهت طول میکشه، "راجویر
.اگه بخوای من و "تاشا" رو جدا کنی میکشمت
این اولین بار که یه هندی تو انگلیس
در آستانه اینه که به عنوان شهردار انتخاب بشه
تمام نظر سنجی ها نشون میدن که بُردش قطعیه
چه احساسی دارید قربان؟
مضطرب
متواضع
همینطور که نتایج خروجی از نظرسنجیها نشون میدن که پیروزی من حتمیه
تمام چیزی که میتونم بگم اینه که من خیلی تحت تاثیر
عشق و محبتی که مردم انگلیس به من دارن، قرار گرفتم
:و برای مردم هند بگم که
وقتی خیلی وقت پیش به انگلستان اومدم
هیچ وقت تصور نمیکردم که به این همه محبت و احترام و شان اینجا برسم
:و تمام چیزی که به مردم انگلیس میتونم بگم
...بزرگواری شما
...بخشندگی شما
سلام آرین- حالت چطوره؟-
خوشحالم که شما رو میبینم
تاشا
نمیتونم راجویر رو پیدا کنم
،بعد اتفاقی که دیروز افتاد تعجب نمیکنم که نتونی پیداش کنی
چرا؟
چه اتفاقی دیروز بین شما دو تا افتاد؟
فقط یه مکالمه که دیگه بین ما دوتا هیچی نیست
چرا باید اینو بهش میگفتی آخه؟
خب، چی باید بهش میگفتم؟
بیا، بزار کنار هم باشیم
خب اگه با برادر بزرگترت همبستر میشدم چی؟
"تو حماسه مهابهاراتا "دراپادی همسر هر ۵ فرزند "پاندو" بود
شما فقط دو تا برادر هستید
...تو
اوه خدا، این کیه داره زنگ میزنه؟
لعنتی- چی شده؟-
با من بیا
چی شده، آرین؟ تو چه مرگته؟
!اینو ببین
خدای من
الان چیکار کنیم؟
!ما قطعا دستگیر میشیم
اگه کسی میخواست ما دستگیر بشیم
تا الان حتما پشت میله های زندان بودیم
اون باجگیری که این ویدئو رو فرستاده همون باجگیریه که
اون عکس هارو فرستاده بود
اون نمیخواد باعث دستگیری ما بشه
اون یه چیز دیگه میخواد
باید خیلی خیلی محتاط باشیم
،و مهم نیست چه اتفاقی بیفته هیچ چیزی نباید اختلالی تو کمپین پدر ایجاد کنه
آرین، ما فراموش کرده بودیم !که هیچ جرمی بی نقص نیست
خانم ها و آقایان
عصر همه به خیر
عصرتون به خیر، سلام، سلام، حالتون چطوره- این راجویره-
لطفا توجه کنین
سلام
!سلام
اسم من راجویر کورانا ئه
قبل از اینکه چیزی بگم، پدر
فقط میخواستم ازت تشکرکنم و فقط میخواستم بهت بگم
که چقدر خوش شانسم که پسر تو هستم
و چقدر به این افتخار میکنم
و میدونم پدر اینکه پسر خوبی نبودم
متاسفم
ولی میخوام جلوی تو
و جلوی همه اعتراف کنم
نه، برادر، من دست نگه نمیدارم- راجویر-
پس لطفا تلاش هم نکن که جلوی منو بگیری
،متاسفم... من متاسفم خانم ها و آقایان
داشتم میگفتم، اگه یه دختر با بیشتر از یه نفر رابطه داشته باشه
اونوقت بهش اَنگ بی صفتی میزنن
و اگه یه پسر با بیشتر از یه دختر رابطه داشته باشه
اونوقت اونو تحسین میکنن
همه بهش بازیگر میگن، پدر
اما من درک نمیکنم
من درک نمیکنم
،یه پسری که با قلب یه نفر احساسات و بدن یه نفر بازی میکنه
چطور میشه یه بازیگر باشه؟
اون یه حیوونه، مگه نه؟
درست مثل من
اما تغییر کردم، پدر
...و
و دختری که باعث تغییر من شده
کسی که باعث شد بفهمم که اتحاد دو بدن
به اهمیت اتحاد دو قلب نیست
و پدر، اون دختر تاشا هست
دوست دارم،تاشا
دوست دارم
!تاشا
نباید اونجا اون نمایش رو به پا میکردی، راجویر
تو کمپین پدرت رو به خطر انداختی
کمپین اون به درک، تاشا
تو واسم مهمی
خودمون مهم هستیم، تاشا
راجویر، چرا درک نمیکنی که
ما هرگز نمیتونیم با هم باشیم
چرا نتونیم باهم باشیم؟
چون در حال حاضر،فقط یه مرد میتونه تو زندگی من باشه
!نه دو تا
منظورت چیه؟
یکی تو زندگی من هست، راجویر
و من خر فکر میکردم که تو آدم شریفی هستی
ولی خیلی در اشتباه بودم
تو خیلی هرزهای
اون حرومزاده ای که اومده بین ما کیه ؟
اسمش چیه؟
واقعا میخوای بدونی اون کیه؟
خب بهت میگم
...اون حرومزاده- !راجویر-
چه گوهی داری میخوری؟
من قبلا هم خون ریختم، داداش
الان من هم یه آدم بدذات هستم و هم یه هیولا
،مهم نیست چه اتفاقی بیفته تاشا مال من خواهد شد
هر کسی سد راه ما دو تا بشه جوری میکشمش
که حتی خونوادهاش هم نتونن جسدش رو شناسایی کنن
تو عقلت رو از دست دادی
!فقط برو خونه. الان
تبریک میگم
تو امروز کاری رو کردی که هیچ کس نمیتونه بکنه
تو قلبم رو از من گرفتی
و بعد اونو شکستی
چی میخواستی بهش بگی؟
میخواستم راجع به خودمون بهش بگم
من نمیتونم با اون باشم، آرین
اگه کسی باشه که بتونم باهاش زندگی کنم، اون تویی
فقط تو
چی؟- بله، آرین-
تازه دارم میفهمم که من مدام به تو فکر میکنم
باید به راجویر حقیقت رو بگیم
اینکه ما باهم هستیم
تاشا، ما وقت این کار هارو نداریم
...اون باجگیر از قتل ریشما یه ویدئو داره. اون
من دوست دارم، آرین
خیلی دوست دارم
بدون تو نمیتونم زندگی کنم
خیلی ها هستن که تظاهر میکنن به کسی نزدیک هستن و بهش از پشت خنجر میزنن
ولی جوری از پشت بهت خنجر میزنم که
از جلو قلبت رو سوراخ کنه
!راجویر
راجویر کدوم قبرستونیه؟
بابا، چی خبر شده؟ مشکل چیه؟
راجویر کجاست؟
...و تو
نمیفهمی؟
!تو درک نمیکنی !تو نمیفهمی
ازت خواستم که اونو تا موقعی که انتخابات شهرداری
تموم نشده، از دختره دور نگه داری
!تو از پس یه دختر بر نمیای
فقط آروم باش، بابا خودم ترتیب همه چیز رو میدم
آروم باشم؟
چی گفتی؟
!آروم باشم
متاسفم، پسرم
من اشتباه میکردم
خیلی خوب از پس اون دختره بر اومدی
ازت خواستم که مطمئن بشی داداشت شلوارش رو در نمیاری
ولی این به معنی نیست که بهت اجازه دادم خودت شلوارتو درآری
بابا، این یه اشتباه بود
همهش تو حالت مستی اتفاق افتاد
تو مست کردی و من از خماریش باید رنج ببرم
جالبه
خیلی جالبه
پسر کوچیکم میخواد با دختری ازدواج کنه
که پسر بزرگم قبل ازدواج باهاش همبستر شده
جالبه
ریشما راجع به این قضیه میدونه
بله
و اون گذاشته تو زنده بمونی؟
چون تو اونو قبل از اینکه بتونه تو رو بکُشه، کُشتی
...بابا
ببین، یکی میخواد از ما اخاذی کنه
اگه این عکس ها و ویدئو جایی درز پیدا کنه
اونوقت مرگت یه اتفاق نخواهد بود
تو رو دار میزنن
من فقط تو انتخابات میبازم ...اما تو
این باجگیر کی هست؟
چی میخواد؟
نمیدونم، بابا
تا الان که هیچ درخواستی نداشته
هیچ درخواستی نکرده؟
اما مدام پیام میفرسته
ببین این چیه
دیگه تحمل صدای پیام هارو ندارم
،جناب کورانا مطمئنم که تا الان دیگه فهمیدین
که من یه بازی بچهگانه راه ننداختم
به هردو پسرت بگو به جرمی که
دو سال پیش تو هند، درست تو همچین روزی مرتکب شدن، اعتراف کنن
وگرنه من این عکس ها و کلیپ هارو به پلیس محلی تحویل میدم
و به محض اینکه اینا دانلود بشه کار پسر هات تموم میشه
دو سال پیش
...این یعنی
"آشوین چادری"
خب بیا بریم به کلوپش
من عاشق اینجام- !بچه ها، من خیلی خستهام-
میخوام برم خونه- گوش کن، اگه یه کلوپ بسته بود چی؟-
کلوپ های دیگه هنوز بازن- آره-
یکی منطقی بهش توضیح بده- نه، دقیقا، بهاونا-
تو باید با ما بیای
و با شما دوتا چیکار کنم؟
عشق و حال کن
فردا عشق و حال میکنم الان خستهام
خداحافظ
باید برم، باید برم خیلی خستهام
خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ- باشه، خداحافظ-
فردا میبینمتون- دلمون برات تنگ میشه-
خداحافظ- منم دلم براتون تنگ میشه-
بیا- بزن بریم-
تو واسه اینکه تنهایی بری خونه خیلی سکسی هستی
برسونمت خونه؟
نه، مرسی
بعد اینکه بهت خوش گذشت ازم تشکر کن، عزیزم
فقط برو گمشو، باشه؟
جدی
!ول کن
واسه همینه که مردم دیگه دست از مودب بودن برداشتن
به خاطر اینکه از آخر، گستاخ بودن همیشه جواب میده
!ولم کن
هنوز تازه محکم نگرفتم
من کسی هستم که میتونه هرکی رو خواست بگیره
ولی کسی رو جز تو نمیخوام
!ولم کن
!ولم کن- بیا-
!نه، ولم کن
!هی- چیه؟-
چه خبره؟- لطفا کمکم کن-
دستش رو ول کن- نمیکنم، میخوای چیکار کنی؟-
دستش رو ول کن
نگران نباش، باشه؟ بسپرش به من
...هی، دخالت نکن، وگرنه
اگه قرار بود از "وگرنه" تو بترسم دخالت نمیکردم
فهمیدی؟
نگران نباش
اون خواهر تویه؟
!نه
ولی حتما خواهر یه نفر هست
!نه، نه، نه !نه، خواهش میکنم
!راجویر، سوار ماشین شو
راجویر، گفتم سوار ماشین شو
باید قبل استفاده از تفنگ خوب فکر میکردی
تفنگ به ضامن نیاز نداره ولی ذهن تو نیاز داره
!چند بار بهت گفتم برادرت رو کنترل کن
خب، شاهدی هم بود؟
یه دختره بود
،ببین بابا ما نمیتونیم اتفاقی که افتاده رو عوض کنیم
حالا لطفا بگو باید چیکار کنیم
از هند خارج بشید
فورا به انگلیس برگردید
ترتیب بقیه کار هارو من میدم
!آشوین
،خدا رو شکر عزیزم تو دوباره هوشیاریت رو بدست آوردی
من و پدرت خیلی نگران بودیم
خب
ممنون، خانم- ممنون-
"آقای "شریواستاو
بله، خودم هستم
لطفا به حرفایی که میخوام بزنم خوب توجه کن
تو کی هستی؟
فراموش کن کی هستم به خودت زحمت نده
دخترت بهاونا که تو بیمارستان هست
سعی نکن دلیلش رو بفهمی
پلیسی که پشت سرت واستاده
جیرهی این ماهش رو دریافت کرده
بقیهاش به خودت بستگی داره
پس خانم، میخواید بگید که توی اون خیابون چراغ برقی نبود
و به همین خاطر اونجا کاملا تاریک بود
و واسه همین شما نتونستید درست چهره اون دوتا پسر رو تشخیص بدین
تو اظهار نامهتون همینو میخواید بگید، مگه نه؟
من همچین چیزی نگفتم، باشه؟
شما درست میگید، جناب بازرس
بهاونا چهرهی اونا رو ندیده
...بابا، من دیدم- تو هیچی ندیدی-
...اما- خواهش میکنم-
سعی کن بفهمی
جناب بازرس، دقیقا همون اتفاقی که شما گفتید افتاده
خوبه
!خانم
چرا هم وقت خودتون و هم وقت منو تلف میکنید؟
...چند بار بهتون گفتم- دختره دروغ میگه-
اون دختره حتی چهرهی اون دوتا پسر رو هم ندیده
چطور میتونیم علیه کسی که نمیدونیم پرونده درست کنیم؟ درسته؟
حق با شماست
شما چیکار میتونید بکنید؟
حالا هرکاری که لازمه انجام بشه توسط من انجام میشه
انجامش بده، خودت تنهایی انجامش بده
ولی بزار یه چیزی بهت بگم
من بدون شهادت اون دختر نمیتونم عدالت رو در حقت اجرا کنم
برو، باشه
...بهاونا
اگه به من حقیقت رو نگی اونوقت دیگه هیچ پسری
یه دختر ناشناس رو به عنوان خواهر خودش در نظر نمیگیره و جونش رو به خاطر اون به خطر نمیندازه
برادرم یه دنیای جدید به تو داد
یه زندگی جدید
و تو داری از اونایی که برادرم رو کشتن حمایت میکنی؟
منم حق دارم بدونم کی برادرم رو کشته
دخترم قبلا با پلیس صحبت کرده
تو باید بری، خواهش میکنم
بهاونا، خواهش میکنم؟ بهاونا؟ بهاونا، لطفا به من بگو
بهاونا، لطفا؟- گفتم باید بری، خواهش میکنم-
...بهاونا
خانم، یه نامه دارید
من ترسو بودم که به پلیس ها دروغ گفتم
اونا به سیستم عدالتی و پلیس رشوه دادن
هیچ کسی نمیتونه به اونا آسیب بزنه
به جز یه خواهر
اون نه از سیستم عدالتی میترسه و نه به پلیس نیازی داره
اسم پسرایی که وحشیانه آشوین رو کشتن
آرین و راجویر کورانا هست
یکی از اعضای خانواده آشوین چادری ما رو مورد هدف قرار داده
پیداش کن
اون شخص نمیدونه که خانواده کورانا چقدر قدرتمنده
...و گوش کن
نمیخواد برادر ایده آلی باشی و همه چیز رو به خاطر برادر کوچیکت اعتراف کنی
اگه اون شیطان درونش بیدار شه اونوقت حماقتش همه چیز مارو نابود میکنه
اون همه چیز رو راجع به تو و تاشا میدونه؟
نه، نمیدونه
الو؟- الو-
شما؟
دوست نداری بدونی کی جاتو تو قلب و تخت تاشا گرفت؟
اون کیه؟
بعد اینکه تو قهرمان بازی هات کم کاری کردی
تصمیم گرفتم که جون هیچ کدومتون رو نبخشم
و بعد شما دو تا رو زیر نظر گرفتم
!و تصور کن که چه کِیفی کردم وقتی زدم تو خال
فقط اسم کسی که تاشای منو ازم دزدید بگو
اول اونو بده من
،دو تا داداش یکی از یکی بدتر
!عجب خانواده خوبی داری
"درست مثل فیلم "هام سات سات های
خانواده ای که باهم میخورن، باهم زندگی میکنن !و با هم همبستر میشن
!تو به من خیانت کردی اونم با برادر خودم؟
!بله
،با همون برادری که گفت عاشقم شده
.همون لحظهای که عکسم رو دیده
با همون برادری که عکس تمام !دوست دختر های قبلیت رو به من نشون داد
همونی که به من گفت تو به اون گردن کلفت ها پول دادی !تا منو اذیت کنن تا تو بتونی منو داشته باشی
من فقط واست مثل یه اسباب بازی بودم
تو فقط میخواستی یکم خوش بگذرونی با من بازی کنی
اگه آرین تو اون روز مراسم جلوتو نگرفته بود
!اونوقت تو منو با اون مشروب مسموم میکردی
این عشق واقعیه تویه؟
!اون حرومزاده
اون تورو علیه من تحریک کرده تا !بتونه منو دور بزنه، تاشا
راجویر، واقعا داشتم عاشقت میشدم
اما آرین باعث شد بفهمم که من همیشه دوست داشتم
اما تو همیشه دنبال بدن من بودی
اون تمام ویژگی های منو بهت گفته
اما شاید یادش رفته که مال خودشم بگه
مگه اون از ریشما سو استفاده نکرد؟
اون تظاهر کرد که عاشقشه و اونو به بازی گرفت
میدونی چیه؟
بزار ریشما برگرده
ریشما همه چیز رو میدونه
چی؟
منظورت اینه ریشما در مورد شما دوتا میدونه؟
هر چیزی که میخوای بپرسی
برو و از آرین بپرس
قطعا از آرین میپرسم
ولی تو الان باید حرف بزنی !وگرنه میکشمت
ریشما مرده
ریشما مرده
آرین
تو باید تقاص خیانت کردن رو بدی
وقتی برادر کوچیکتر میره تا برادر بزرگترش رو بکشه
این یه صحنه حماسی عاشقانه نیست !بلکه یه جنگ حماسی خواهد بود
خب مطمئن شو امروز برگه هارو بایگانی میکنیم- حتما، قربان-
ببخشید
الو؟
آرین، راجویر همه چیز رو میدونه
باجگیر تمام مدارک رو بهش داده
اون زده به سرش
مدام میگفت که تو رو میکشه
!من خیلی میترسم، آرین
اون داره میاد سراغت
...و اُسکار میرسه به (اُسکار: مهم ترین جایزه در صنعت سینما)
...راجویر
...راجویر، من
...اینجا جایی که
اینجا جایی که اولین بار تاشا رو آوردم
تا آرزو هاش رو برآورده کنه
...و امروز
امروز، اینجا هیچی به جز آرزو های برباد رفتهی من نیست
میدونی چی بیشتر از آرزو های برباد رفتهام منو اذیت میکنه؟
این حقیقت که یکی از !نزدیکانم باعث برباد رفتن اونا شد
برادر خودم
ببین راجویر
میتونم همه چیز رو توضیح بدم
یه دختر نباید رابطه مارو شکرآب کنه
تو در مورد کدوم دختر داری صحبت میکنی؟
!اوه، منظورت ریشما ست
تو اونو کشتی چون اون بین رابطهی تو تاشا اومد، درسته؟
!نه
هر اتفاقی که واسه ریشما افتاد !اون فقط یه حادثه بود
جدا؟
درست مثل مرگ آشوین که اونم یه حادثه بود؟
مگه نه؟
گلوله ها خودشون از تفنگ شلیک شدن
دست هات به ماشه التماس کردن که ازش استفاده کنن، مگه نه؟
!چه مزخرفاتی
تو خوب میدونی که من آشوین رو کشتم تا تو زنده بمونی
من خون اونو ریختم تا برادر خودم رو نجات بدم
از زمان کودکی، هرچیزی خواستی بهت دادم
برای خوشبختی تو !بیشتر از خودم ارزش قائل شدم
پس از این بهونه استفاده میکنه تا حسابت رو تسویه کنی؟
یا داری تلاش میکنی که وانمود کنی برادر بزرگتر فوقالعادهای هستی؟
!راجویر- !کافیه-
،اگه از من تقاضا میکردی !من حتی حاضر بودم جونم رو هم واست بدم
...اما تو تقاضا نکردی !همینجوری اونو قاپیدی
راجویر، خودت خوب میدونی که !من حتی حاضرم واست بمیرم
ولی حاضری حقیقت رو بگی؟
پس بیا یه کاری بکنیم بیا بریم پیش پلیس و اعتراف کنیم
بهشون میگیم که ما هردو آشوین رو توی "مومبای" کشتیم
و اینجا، تو لندن، تو ریشما رو کشتی
!باشه؟ بزن بریم
!راجویر
عقلت رو از دست دادی؟
،اگه ما اینکارو بکنیم !کی همه چیزش رو از دست میده؟
من بعد از اینکه تاشا رو از دست دادم !دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم
حقیقت اینه تو نمیخوای اعتراف کنی و اونو از دست بدی
خشم و لجاجت تو رو کور کرده
!کور نشدم، من به خاطر عشق نابود شدم
و حالا نوبت تویه که نابود بشی
من میرم پیش پلیس
!راجویر! تو نمیتونی
بزار ببینم کی میخواد جلوی منو بگیره
!راجویر
!ول کن، آرین
راجویر، مجبورم نکن
!اون زندگی من بود
!اون زندگی من بود
!نه! نه! نه
!راجویر
!راجویر
راجویر؟
!بلند شو، راجویر
!راجویر
!بلند شو، راجویر! بلند شو
من اونو کشتم، تاشا
من برادر خودم رو کشتم
این یه حادثه بود- !نه-
!راجویر
...راجویر
چیکار کنیم؟
چیکار کنیم؟
بابا... به بابا زنگ بزنیم؟
گوش کن، نه
هیچ کس نباید بفهمه اینجا چه اتفاقی افتاد،باشه؟
گفته میشه ما فقط عروسک های خاکی هستیم که
توسط خدا ساخته شده ایم
اما خواهرت باعث شد اون به خاک سیاه بشینه و اونو به سمت خدا فرستاد، آشوین
یکی کشته شد
یکی دیگه مونده
نمیدونم اون کِی رفت ...من پیش مشتری بودم که
جناب سروان، پسرم راجویر دو روزه که گم شده
میدونید اون درست بعد از مراسم انتخاباتی من رفت
ما همه جا رو گشتیم موبایلش خاموشه
اون هیچ وقت قبلا این جوری گم و گور نشده بود
جناب کورانا، ما مطمئن میشیم که این اطلاعات
به دست مقامات مربوطه برسه
نگران نباشید، ما پیداش میکنیم
واقعا ازتون سپاس گزارم
من نگران راجویر هستم
نگران نباش، بابا
ما پیداش میکنیم
"سلام، "ران
حال و احوال چطوره؟
رفیق، اون دختره به یه ستاره تبدیل شده
کدوم دختر؟
منظورت چیه کدوم دختر؟
همونی که خیلی دلش میخواست جای منو تو کلوپ بگیره
که به من پول داد تا به یه سفر طولانی مدت یک ساله برم
آلیا"؟"- بله-
واست یه معامله دارم
معامله؟
نمیدونم راجع به چی حرف میزنی
داری راجع به این دختر حرف میزنی، مگه نه؟
!آره! تاشا به ران هم نشون بده
مثکه کسی که باعث شده این دختره ستاره بشه
حالا دختره رو فراموش کرده
این یه پیشنهادیه که !فقط یه بار تو عمرت بهت میشه
!به مدت یه سال، نباید هیج جا آفتابی بشی
ممنون، به نظر سرنوشت روی خوبیش رو داره بهم نشون میده
بله، همین طوره
و اسم سرنوشت تاشا ئه
!داداش، عجب تیکه ایه
میدونم، کاملا مطمئنم که اون روی سِن رقص میترکونه
!آره، اون دنیا رو هم میترکونه
ما این عکس های اخیر رو داریم
من واستون میفرستم- آره، بسپریدش به ما. نگران نباشید-
ما این رو به دست تمام مقامات میرسونیم
ممنونم، جناب سروان
آرین؟- گوش کن، الان زمان مناسبی نیست-
اگه زنگ زدی واسه مسخره بازیه راجویر گریه زاری کنی،من وقت ندارم
آرین، گوش کن
من سعی کردم با راجویر تماس بگیرم اما گوشیش خاموشه
واسه همین بهت زنگ زدم
زنگ نزدم که راجع به خودم صحبت کنم
زنگ زدم که یه چیزی راجع به تاشا بهت بگم
تاشا؟
میخوای چی راجع به تاشا بگی؟
اینجا چیکار میکنی؟
تاشا، تو حامی خوبی واسه من بودی
و به زودی همه چی درست میشه
پس واسه همین میخوام یه داستان واست تعریف کنم
داستان؟
اما باید چشمات رو ببندی تا اونو بشنوی و حس کنی
...روزی روزگاری، در سرزمینی بسیار دور
یه پادشاهی بود که دو پسر داشت
اونا شاهزادههای اون سرزمین بودند
برادر بزرگتر عاشق برادر کوچکترش بود
اون حاضر بود تا هرکاری برای برادرش بکنه تا به آرزوهاش برسه
اون نور چشمی برادر بزرگترش بود
یه روز،هر دوتا برادر به هند رفتن
و اونجا یه پسری رو ملاقات کردن
که پدر و مادرش خیلی براش ارزش قائل بودن
به خاطر این همه اهمیت و ارزشی که براش قائل بودن
اون پسر بیچاره خیلی زود از دنیا رفت
و اسم اون پسر مرحوم آشوین چادری بود
و معلوم شد تو خواهر اون هستی
،و خیلی زود تو هم ناتاشا چادری مرحوم خواهی شد !که همچنین به اسم تاشا شناخته میشی
ای متقلب
...اگه تو رو پیش برادرت نفرستم
نمیدونم که به خاطر این داستان ناقصت تشویقت کنم
یا واست تاسف بخورم
!بسیار خب
!یه کاری میکنم
بزار من یه داستانی بهت بگم تا داستان ناقص تو رو کامل کنم
و گوش کن، لازم نیست چشماتو ببندی تا داستان منو حس کنی
چشمات رو خوب باز کن و بشنو
چون من قراره از گفتن این داستان خیلی لذت ببرم
خب این داستان یه خواهریه که
به خودش یه قولی داد
که چنان انتقامی از قاتلین برادرش بگیره
که اونا دیگه جرئت نکنن پاشونو تو این دنیا بزارن
پیش تر از این دو برادر دیگه هم با هم یه مبارزه حماسی داشتند
که همه این حماسه رو به اسم مهابهاراتا میشناسن
"و اون جنگ هم اتفاقا به خاطر یه زن بود،"دراپادی
و این دراپادی دلیل این حماسهی مهابهاراتا یی است که
برای شما دو برادر اتفاق افتاده
من اون روز تو کلوپ رقصیدم تا
بتونم باعث بشم شما دو تا بعدا به هر ساز من برقصین
بزرگترین نقطه ضعف شما به بزرگترین نقطه قوت من مبدل شد
،این جذبهی بدن و چهره من باعث شد هر دوی شما عقلتون رو از دست بدین
من چنان بازی و نمایشی بر پا کردم
که هم بازی و هم قوانین اون !متعلق به خودم بود
هنوز داستان تموم نشده
اگه میخواستم، میتونستم راجویر رو بکشم
اما اون حسی که بعد از کشته شدن یه مرد به دست برادر خودش بهم دست داد
اون انتقام حس فوق العادهای داشت
!من کشتمش، تاشا
!من برادر خودم رو کشتم
چیکار کنیم؟
به بابا زنگ بزنیم؟
به محض اینکه ران گفت که مونیکا همه چیز رو میدونه
تصمیم گرفتم که همه چیز رو راجع به تو به همه بگم
تا الان احتمالا ویدئو قتل راجویر همه جا پخش شده
پلیس هم حتما جنازهی راجویر رو پیدا کرده
اطلاعات درست بود
جنازه رو پیدا کردیم
درواقع، پلیس به زودی میاد اینجا
تو به خاطر قتل برادرت دستگیر میشی
و با دستگیری تو، هم بازی و هم داستان به پایان میرسه
آروم باش، آروم باش
لطفا منو نجات بدین- تو خوبی، چیزی نیست-
آروم باش، حالت خوب میشه. باشه
...باشه
...ببین چیکار کرده! کلی خون- ما با دکتر تماس گرفتیم-
هیچ مشکلی نیست حالت خوب میشه
خانم، شما جاتون امنه جاتون کاملا امنه
باشه خانم، شما در امنیت هستین
!لطفا اونو ببرین- !پاشو-
.بسیار خب، بیا بریم
...جناب سروان
من به جرم قتل برادرت تو رو دستگیر میکنم
!چی؟ من هیچ کاری نکردم
!اون... اون مسئوله- بسیار خب-
گوش کن
باهاش حرف بزن- فقط آروم باشید، جناب-
با ما بیاید میتونید بعدا همه چیز رو توضیح بدید
!نه- بیا-
من هیچ کاری نکردم- !جناب-
بریم- زودباش-
تکون بخور- آروم باش-
تکون بخور، از اینجا برو- زود باش-
زود باش- زودباش، ما برات جا داریم-
کاندیداتوری سرمایهدار بزرگ ویکرام کورانا برای
انتخابات شهرداری، کنسل شد
این تصمیم براساس پروندهی قتلی که در خانوادهی اون بود، گرفته شد
پسر بزرگش آرین کورانا هم اکنون
،به اتهام قتل برادر کوچکترش راجویر در بازداشت پلیس است
آرین، راجویر رو نکشت. تو کشتی
وظیفهی یه پدر این نیست که تمام هوسها و آرزوهای پسراش رو برطرف کنه
وظیفهش اینه که اونا رو تو راه درست قرار بده
تو پدری هستی که
هم موجب تولد و هم موجب مرگ پسرانت شدی
این وظیفهی یه پدره که از پسرانش محافظت کنه
اما من به خاطر دلایل خودخواهانهی خودم به اونا کمک کردم
و امروز
من همه چیزم رو از دست دادم
...اعتبارم، شهرتم، مقامم
و پسرانم
تو به خاطر یکی از اعضای خانوادهات انتقام گرفتی
و من خودم رو به خانوادهام ترجیح دادم
،در جنگ و در بازی شطرنج بدون سرباز نمیشه پیروز شد
پس ران، سرباز ما تو این جنگ خواهد بود
بله، اون هم دوست و هم سربازه
،اون در دوستی و وظیفهاش ثابت قدم خواهد موند
تاشا، اون مرده. و ما زنده هستیم
بهش فکر کن
همه چی رو به راه میشه، باشه
من نتونستم زندگیم رو با بردارت سپری کنم
...اما به خاطر تو، با کمک تو
بالاخره تونستم انتقام مرگش رو بگیرم
نه، ریشما
اگه به خاطر استفادهی تو از تحصیلاتت تو انگلیس و
جایگاهی که تو شرکت و ،زندگی آرین بدست آوردی، نبود
نقشهی ما هیچ وقت به ثمر نمینشست
گلوله های توی اون اسلحه مشقی بود
،و اون جعلِ مرگ ریشما باعث شد راجویر کشته بشه
و به آرین زندگیای بدتر از مرگ داد
هرکاری که تو به عنوان یه خواهر کردی، به خاطر برادرت بود
و هرکاری که من کردم به خاطر عشقم کردم
و من به آشوین افتخار میکنم
خوشحالم که
اون روز با دادن نام و هویت اونا به تو
شجاعت به خرج دادم و کمکت کردم
...اون شب آشوین گفت
که من حتما خواهر یه نفر هستم
...و امروز من میگم
که هر خواهری باید یه برادر مثل آشوین داشته باشه
و هر برادری
باید یه خواهری مثل تو داشته باشه
برای دانلود فیلم های بیشتر با زیرنویس فارسی به سایت بالیوود وان سر بزنید Bollywood1.xyz / Biz / Org / Net
Translated by: .:: Hunter & Sahar Star ::.
اینستاگرام بالیوود وان Instagram.Com/Bolly1official
Sub#One Team Enjoy...!
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.