Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(+هشدار: گروه سني 15)
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Parnaz":مترجم
چی؟
یادته بهت چی گفتم؟ "دوستت دارم، یی جهووک"
برای همین این شعرها منو یاد تو میاندازه
تیم دکتر یی؟ من که هیچ علاقه ای به طرفدار جمع کردن ندارم
!هوی! بخوای نخواه من طرفدار تیرتم
!تیم دکتر یی موفق باشه !شب بخیر، دوستت دارم، یی جهووک
دکتر یی، تو مثل بهاری هستی که زندگیم رو از انجماد درآوردی
["بهار به خاطر گرمای وجود تو اینجاست"] [کیم نامنون]
["بهار به خاطر گرمای وجود تو اینجاست"] [کیم نامنون]
[داستان بهار" - اوک پیلگیون"]
دختره دیوونه
برای این چیزا شعر میخونی؟
باید بیفتم بمیرم
همین الان باید بیفتم بمیرم
هی، بیدار شدی
دیشب کیفت کوک بود که تو تیم دکتر یی هستی
بقیه فکر کردن تو انتخابات ریاست جمهوری برنده شدی
[روزی یک شعر، 4] [همراه بودن]
[...دکتر وو]
دیشب خوابت رو دیدم زنگ زدم چون دلم برات تنگ شده
[پیامک پاک شود؟] [پاک شد]
اوه، دلم
میخوام برم دستشویی، تو زودتر برو
باشه
بگذریم، چرا دکتر یی هنوز جواب نداده؟
بهت گفتم واکنشات حرف نداره
...تو جغله
چکار میکنی؟ چرا محل دکتر یی هم نمیذاری؟
به تو ربطی نداره
باشه، پس بهتره از دکتر یی بپرسم ...دکتر یی
هی! یه اشتباه کردم، که چی؟
بهتره خفه خون بگیری
چشه؟ چه اشتباهی کرده؟
دکتر یی هستم بیا پشتبوم حرف بزنیم
میخوام به خاطر اشتباه دیشبت نصیحتی بهت بکنم
چکار کنم؟ به نظر عصبانیه
چطور عذرخواهی کنم؟ چکار کنم؟ چکار کنم؟
میتونم نصیحتی بهت بکنم
بله، بفرمایید. خیلی متأسفم
دکتر یی
این چکاریه میکنین؟ ...این یکم
مسخرهام کردی؟
هی، مگه چقدر بد بوده که سرت رو میچسبونی به زمین؟
دکتر یی نمیاد. من اون یادداشت رو نوشتم
چی گفتی؟ هی، چرا اینکارو باهام کردی؟
گفتی میخوای کاری به کار هم نداشته باشیم چرا دور و ورم میپلکی؟
اوه، فکرام رو کردم
و خجالتآوره به کسی محل نذارم
با همچین حس شوخ طبعی و واکنشهای جالبی
برای همین تصمیم گرفتم بهت نزدیک شم
بیخیالش - دقیقاً بیخیالش -
تصمیم گرفتم باهات دوست باشم
اما بهتره دوباره بهم علاقهمند نشی
اگه بازم برام شعر بفرستی گزارشت رو میدم
انقدر از شعر بدت میاد؟
ها، هر نوع نامه دیگهای رو ترجیح میدم
!شعر حالم رو بهم میزنه
همینطورم، مست نکن و خود واقعیت رو نشون نده
خیلی منزجر کنندهست
در آن واحد دو وجهه زشتم رو بهش نشون دادم؟
تیم دکتر یی بودن بخوره تو سرم
بهتره بری، بویونگ گریهئو
این چیه؟
!ولم کن! ولم کن - !واقعاً میکشمت -
بزنمت؟ یا نه؟ بزنمت؟ یا نه؟ بزنمت؟
حتماً این خراش هم کار اون دکتر کیم رو نِروه
اما بازم تقصیر منه که با استادم یکی به دو کردم
باید عذرخواهی کنم
سلام
سلام، دکتر هان
"ببخشید؟ "دکتر؟
اتفاق دیشب باعث شد به این فکر کنم تا حالا چطور باهات برخورد میکردم
برای همین تصمیم گرفتم از حالا به بعد حد رو رعایت کنم
ببخشید؟ حد؟
بله
اینطوری دیگه با استادت مثل دیروز رفتار نمیکنی
تو دیگه جویونگ، جویونگ من نیستی، دکتر هانی
اشتباه کردم
نباید کنترلم رو از دست میدادم
چی گفتی؟ - میخواستم بعد از اینکه پروفسور شدم -
دوستانی داشته باشم، قرار بذارم و با همکارام دوستانه برخورد کنم
برای همین وقتی گفتین منفورم، تا ابد مجرد میمونم و هیچ دوستی نخواهم داشت
واکنشم از روی احساسات بود
پس، همش رو میدونی؟
بله. میخوام قبولش کنم
اما چکار کنیم؟ من نمیتونم قبولش کنم
بله؟ - من کیم دِبانگ -
سرکارم منفورم، همیشه مجرد میمونم و هیچ دوستیم ندارم؟
درکش نمیکنم
چون بالاخره خودت متوجه میشی اشتباه میکردی
تا ابد مجرد نمیمونم
بله
فردا میبنمتون
آروم، پای راست، آروم، پای راست
لطفاً آروم بشینید. آروم. آروم
خیله خب، آروم
برای امروز خوب بود
فردا میبینمتون لطفاً این تمرینات رو ادامه بدید
ممنون. برای امروز کافیه
خدافظ. ممنون - خدافظ -
خدافظ. فردا میبینمتون
خیله خب، برنامه صبحگاهیمون تموم شد
مینهو، عضلات رو طبق اصول ریلکس کردی؟
اوه، یادم رفت
چی؟
نمیخوای نمره عملیت بهتر بشه؟
اگه نمره عملی خوبی بگیری میتونی اینجا اینترن بشی
با سابقه تحصیلی که داری !شانس بیاری کار اینجا گیرت بیاد
الان انجامش میدم
واو، اون خنگ خدا
الان بزنم لهش کنم؟
وای، واقعاً میخوای اینکارو بکنی؟
واقعاً میخوای با کارآموزی که هیچی نمیدونه لج کنی؟
نذار احساساتت کنترلت کنن - کی اینکارو کردم؟ -
به هرحال چکار داره میکنه؟
با این شرایط چجوری میخواد کار گیر بیاره؟
احتمالاً تو بیمارستان باباش کار میکنه
پدرش مالک ده بیمارستان زنجیره ایه
خدای من، واقعاً؟
پس وارثه
خدا بده شانس. خیلی به مینهو حسودیم شد
منم
میدونستم پشتش به جایی گرمه
حالا میفهمم چرا نمرههایی که میگیره کَکشم نمیگزونه
صبر کن. اون دکتر وو
خیلی بلند پروازه
چطور میتونه همچین کاری با پسر مدیر بیمارستان بکنه؟
...خدایا، اون فقط ازش خواست که
میکشمت
اما فکر نمیکنی که عطری که آخرین مریض زده بود کوچه بازاری بوده؟
سرم داره میترکه
چی؟ درباره عطر چی میدونی؟
راستش، خانواده من سه برابر خانواده مینهو پول دارن
قبل از اینکه 10 سال پیش ورشکست بشیم
...عطرای آنچنانی میزدم
برای همین وقتی بوی عطر رُز کوچه بازاری به مشامم میخوره سردرد میگیرم
عطر رُز؟
مگه نگفته بودی بوی رُز دوست داری؟
هی، فکر نمیکنم دکتر کیم از ...عطر رُز کوچه بازاری استفاده
میخوای انقدر بزنمت تا سر دردت رفع بشه؟
ممکنه مینهو روز خوبم رو ندیده باشه اما تو دیدی
چرا انقدر خنگی؟
نمیخوای اینجا کار کنی؟
!به بد دردسری افتادی
غلط کردم
چیه؟ گفتی که با کارآموزا سر لج نداری
این فرق میکنه
اجازه میدی احساساتت بهت غلبه کنه
!درحالی که من منطقی چیزی حالیش میکنم
بقیه که انجام میدن گناه کبیره س" "من انجام میدم، رمانتیکه
حکایت شلوار و تنبونه
...باسن
!و ماتحت
راستی، میدونستی فردا کار داوطلبانه داریم، نه؟
به روستایی تو ارتفاعات میریم که بیمارستان نداره
برای همین با سالمندایی مواجه میشیم که کسی نیست بهشون برسه
بیاین تا جایی که میتونیم بهشون کمک کنیم
چشم - چشم -
دو تا از دکترهای باتجربهمون روی کارمون نظارت میکنن
و بیمارایی که نمیتونن حرکت کنن برای راحتیشون ویزیت خانگی میشن
اما، رئیس، شما از همه ما باتجربهترید
میخواین چکار کنین؟
چطور؟ میترسی از زیر کار در برم؟
اوف، سر منم خیلی شلوغه
فکر کردی شطرنج بازی کردن با سالمندا راحته؟
همینطورم شنیدن گله و شکایتاشون؟
اوه، بله
بگذریم، کی برای ویزیت خانگی تعیین شده؟
باید دکتر وو رو ببره به هرحال خیلی مراقبشه
میتونم نصیحتی کنم؟
انقدر فرضیهسازی نکن
!تیم دکتر یی وجود نداره
چی؟ به همین زودی جا زدی؟
چرا با این چرت و پرتا دکتر یی رو آزار میدی؟
منظورتون چیه؟ دیروز خیلی خوب مراقب دکتر وو بود
امروز چش شده؟ - حق با توئه -
سر تیم دکتر یی چی اومد؟
!گفت تیم دکتر یی وجود نداره
انقدر چرت نگو دکتر پارک، دکتر یی رو همراهی میکنه
و بقیه هم میتونن با دکتر کیم تو مقر بمونن
دوتا کارآموزمونم هرکدوم میتونن به یک تیم کمک کنن. خوب؟
چشم - چشم -
دکتر
بابت دیروز عذر میخوام
همه بهم میگن تیم دکتر یی
برای همین از خود بیخود شدم و زیادی دادم بالا
برای همین سر اون مسئله دستتون انداختم
و یک ریز براتون پیامک فرستادم
میتونم نصیحتی بهت بکنم؟ - بله؟ -
لطفاً برو سر اصل مطلب - اوه، حتماً -
دیگه اشتباهی ازم سر نمیزنه و فقط روی خوشم رو میبینید
باشه، بفرما. دیگه میرم
الان چی شد؟
گفتی درمورد دکتر یی اشتباه کردی
اما انگاری در مورد تیم دکتر یی مسخره بازی راه انداختی
هی، مگه نگفته بودم؟
اینکه مست میکنی و وجهه واقعیت رو نشون میدی منزجر کنندهست
فالگوش وایساده بودی؟
فالگوش وای نیستاده بودم به من چه صدات مثل چی بلنده
به هر حال، میخوام اون روی خوبت رو ببینم
...روی خوب
...کاش میتونستم فقط
ولش کن
فقط باید همونطور که قول داده بودم روی خوبم رو نشون بدم
اوه، دکتر کیم
میخواستم باهات حرف بزنم - بله، بفرمایید؟ -
دکتر یون که قرار بود فردا با ما در کار داوطلبانه همکاری کنه
گفت پدرش مریض شده برای همین باید کس دیگهای رو جانشینش کنین
اوه، میتونین با دکتر هان برید
چشم - نه، نه -
از یک دکتر دیگه میخوام همراهیم کنه
واقعاً؟ باشه، به خودتون مربوطه
باید به اون همکار عزیزم پیام بدم؟
نه
اگه اول تکی از کسی بپرسم ممکنه بقیه ناراحت شن
تو گروه ازشون بپرسم؟
خصوصی؟ گروهی؟ خصوصی؟ گروهی؟
!باشه، تو گروه میفرستم
الو، خدمت همکارات رادیالوژیست
فردا میخوام برای کار داوطلبانه برم
کی میخواد باهام بیاد؟ با هرکسی که زودتر جواب بده میرم
[بیمارستان شینسون، گروه رادیالوژیستها]
چی؟ همشون کار دارن؟
چرا خوندنش اما جواب ندادن؟
کیم دِبانگ چشه؟ چرا انقدر از خود مچکره؟
همینو بگه. کی میخواد باهاش بره؟
تا پاش برسه به اتوبوس شروع میکنه
"کنار پنجره بشینم؟ نشینم؟"
"پنجره؟ راهرو؟ پنجره؟ راهرو؟"
فقط این نیست که سر آب شنگولیم همینه
"شراب برنج؟ سوجو؟ شراب برنج؟ سوجو؟"
اما نمیتونیم همینطورم بهش بیمحلی کنیم؟ اونم وقتی تو یک گروهیم
برام پیام اومد
کی ممکنه باشه؟
اگه هممون نادیدهاش بگیریم خودش میفهمه نمیخوایم بریم
راستش، همین که صادقانه با دکتر کیم حرف بزنیم خودش کار داوطلبانهست
هونگشیک، دکتر کیم هم تو این گروهه
اوه، ببخشید. دکتر کیم
باهاتون میام، استاد
اگه واقعاً میخوای، جلوت رو نمیگیرم
دیگه خوب فهمید که طرد شده
خیلی دلم براش میسوزه
[خوابگاه دانشجویی]
وایسا، چی؟
این چیه؟
اوه، بهت گفتم
رختشویی درست بالا سرته برای همین ممکنه گاهی آب چکه کنه تو اتاق
برای همینم آتیش زدم به مالم
وقتی اومدی اینجا خوشحال بودی که ارزونه
نمیدونستم بعد از 2 ماه همچین اتفاقی می افته
پس برو. پولت رو پس میدم
ها؟
اوه، با پولی که پس میگیرم چکار کنم؟
حتی اگه خودم رو هم بچلونم چیزی زیادی کف دستم رو نمیگیره
کجا میتونم برم؟
قبل از ورشکستگی 10 سال پیشمون تو خونمون یه استخر بزرگ داشتیم
امیدوارم اینجا استخر نشه
فقط دو ماه دیگه کار رو بگیر، کیم ناموو
...بریم سر کار. بریم
سلام، صبح بخیر
برا چی ساندویچ درست میکنی؟
چون میدونم کسی صبحونه نمیخوره برای همه دارم ساندویچ درست میکنم
اوه خدای من، خیلی بهت افتخار میکنم
بیا اینجا. چه دختر خوبی
میرم دست و صورتم رو بشورم - باشه -
امیدوارم دکتر یی هم روی خوشم رو ببینه
سلام، استاد - سلام، دکتر هان -
کی میبخشتم؟
مریضی؟
پس باید امروز رو استراحت میکردی - نمیتونم -
میگن اگه نمرات عملیمون خوب باشه احتمال اینکه اینجا اینترن بشیم هست
بهشون نگی مریضما، خوب؟
باید برم تو لیست بچه خوبا و کار رو بگیرم
تلاشت رو بکن
سلام - سلام -
اعصابم خورده. چون صبحونه هم نخوردم گرسنمه
برای همین دکتر وو ساندویچ درست کرده
اوه، واقعاً؟ - سلام -
بله، باید خوب بخوریم تا بتونیم خوب کار کنیم
بریم - آره -
بریم
اینجوری میخواست روی خوبش رو نشون بده؟
ایش، خیلی ضایعست
امیدوارم خوب شده باشه با فکر به شماها درستش کردم. نوش جون
چی؟ این چیه؟
فکرشو میکردم وسط نونا رو برداشتی آوردی
اوه، باید بیشتر دقت کنی
...اوم، مزهاش رو نمیدونم
و نمیدونم با فکر بهمون درستشون کردی یا نه
ببخشید
گفتی میخوای روی خوبت رو نشون بدی این چیه دیگه؟
خفه بگیر - "خفه بگیر" -
مینهو، بیا جامون رو عوض کنیم
جامون رو؟ چرا؟
...هی، تو
سردته؟ - ها -
...قبل از اینکه 10 سال پیش ورشکست بشیم
فقط کتهای مارکدار سویسی رو میپوشیدم
اگر از اونا روی این تیشرت میپوشیدم سردم نمیشد
تو هم خیلی زود سرما میخوری؟
تو بد دردسری افتادی
همینطوره. وقتی از ناموو خواستن بمونه باید میموند
دردسر بزرگیه
دکتر یی، کمی قهوه بخورین
...به حساب من
ممنون. دارم
اوه، میفهمم
امروز روزم نیست. به هیچوجه
جهووک، میخوام ازش جدا شم
میخوام دوباره با تو شروع کنم
!واو، کلوچه گردویی
!اوه، این جوجهها هم خیلی خوبن
هاتداگ بخرم؟
!واو! این سیب زمینیها چشمک میزنن
اوه، خوشحالم میبینمت، دوستم !شیوون، شیوون، پارک شیوون
دوست؟
چی؟ یادت نمیاد؟
پارسال موقع شام شرکتی دادیم بالا و تصمیم گرفتیم دوست باشیم
واقعاً؟
دکتر کیم دِپونگ؟
هی، چی؟ اسمم دِپونگ نیست
!اوه، درسته! دِپارگ! دِپارک دکتر کیم دِپارک، درسته؟
...نه، دِپارک هم نیستم
دِبانگ - اوه،ببخشید -
اون شب رو تو یه هوای دیگه بودم ...برای همین یادم نمیاد
چی؟ حتی وقتی رو که خودت رو انداختی تو بغلم و گریه کردی و گفتی زنت نافرمانه
اونم وقتی مادرت مراقب بچهته
اوه، اینا رو هم گفتم؟
حتماً خیلی مست بودم، عذر میخوام
لطفاً اتفاقای اون شب رو فراموش کن
...چی، دو
چی؟ اون دوستی نداره. چرا انقدر تلاش میکنه؟
فقط باید مثل من قبولش کنه
خیلی ناراحت کنندهست
!اوه، هان جویونگ - سلام -
بهمون گفت بهش نگیم
اوه، درسته
!آره، درسته !به دوستایی مثل شما نیاز ندارم
دیدی؟ دوست نداشتن که آسمون رو به زمین نمیرسونه
فقط مایه دردسرن
بده، بدش بالا - گرمه -
تو انجام بده و من کمکت میکنم
چروکه - هی، ناموو، درستش کن -
امیدوارم اینکارام رو هم مد نظر بگیره
سخت کار میکنم، اما توجهی نمیکنه
مطمئنم نهایت تلاشت رو میکنی
کی میخوای بلند شی؟
ببخشید
اینکار رو نکن. بهت هشدار میدم
اگه دوباره مسخره بازی در بیاری میکشمت - چرا؟ -
باید بدون خوشمزگی روی خوبت رو نشونش بدی
ناموو، میتونی اون جعبهها رو برام ببری؟
چشم
بنیهات ضعیفه؟
چطور میخوای با این بنیهای که داری تو بیمارستان کار کنی؟
به بد دردسری افتادی
!آره، به بد دردسری افتادی
!برو اونور
ایش، واقعاًکه
بذار یکی یکی ببرم
کمرم - خدای من، خوبی؟ -
!آه نه، کمرم - خوبین؟ -
!دستم رو بگیر
!اوه، آروم
یکی باید فیزوتراپیم کنه
اومدیم به مردم کمک کنیم نه اینکه به خودمون برسیم
ببخشید
خدایا، با تو چکار کنم؟
دکتر پارک، همینجا بمون و مراقب بیمارا باش
دکتر وو - بله؟ -
با دکتر یی برای ویزیت خانگی برو
اوه، باشه
عالیه. از این فرصت میتونی استفاده کنی و روی خوبت رو نشونش بدی
خفه
لطفاً تو صف وایستید و به نوبت لباستون رو عوض کنین
باشه
خوب، لطفاً دستگاه رو محکم بگیرید. اینطوری
لطفاً نفستون رو نگه دارین. عالیه
ممنون. خدافظ
اوه، بابابزرگ. چرا برگشتین؟
عکس که گرفتین
نه، نگرفتم. اولین باره میام اینجا
منظورتون چیه؟
ایناش، شما آقای کیم یونگشیک نیستید؟ عکس ازتون گرفتم که
!گفتم نگرفتید! همین الان اومدم
واو، چی شده دکتر؟
سلام. این بابابزرگ عکس ایکسری گرفتن، اما میگن نگرفتن
!زودباشین ازم عکس بگیرین - !صبر کنید، بابابزرگ -
راستش آلزایمر داره
پس میشه زنگ بزین خانوادهاش و بگین بیان ببرنش؟
ازدواج نکرده و خودش تنها زندگی میکنه
فقط یک برادر کوچیکتر داره
اما دیگه با هم ارتباطی ندارن و دوستیم نداره
با همسایههاشم صمیمی نیست
پیرمرد بیچارهایه که کسی رو نداره بهش برسه
عکس نمیگیری؟
میبرمش بیرون - نه، اشکال نداره -
یکی دیگه ازش میگیرم
بابت این دردسر متأسفم
!مدیر - اوه، یه لحظه صبر کنین -
!زود باشین
اونشیک، تو برادر کوچیکمی اونشیکی، نه؟
جانم؟ - تو برادر کوچیکم اونشیکی -
میخواستم قبل از مُردنم ببینمت
بالاخره اومدی
بله، هیونگنیم
ببخشید که زودتر نیومدم دیدنت، هیونگنیم
واقعاً متأسفی؟
اخ! چرا میزنی؟ چرا میزنی، هیونگنیم؟
!احمق! پولم رو دزدیدی و فرار کردی
!خنگ کوچولو
چرا میزنی، هیونگنیم؟ !ببخشید، هیونگنیم
!غلط کردم، هیونگنیم
!همونجا وایسا، خنگول !همونجا وایسا، خنگول
!ببخشید، هیونگنیم - !همونجا وایسا -
لطفاً پاتون رو بکشید و 10 بار بلندش کنید
...یک، دو
خیله خب، این کیسه آب گرم رو اینجا نگهدارید
اما الان که وقت اینکارا نیست
باید قفس مراغا رو تمیز کنم
پنج، سخت که نیست؟ - نه -
...شش
پس تا وقتی شما استراحت میکنین من تمیزش میکنم
لطفاً عضلاتتون رو شُل کنین
"Parnaz":مترجم
!!اوه، چه بویی
هی، به خاطر دل خوشان دکتر یی قبول کردی، نه؟
آره، که چی؟ - !پس پای خودته -
چرا منو کشوندی آوردی؟
پس چی؟ به خاطر تو آبروم جلوش رفت
این به اون در
اون طرف. اون طرف رو تمیز کن
!هی، مرغا دارن در میرن !هی، مرغا، مرغا، مرغا
...مرغا - !بگیرشون -
!هی، اونجا! بگیرشون! بگیرشون
چخبره؟ !مرغا فرار کردن
ببخشید. همین الان میگیرمشون
خدای من
!نه، نه، نه! هی، اونجا
!مرغه! نه، از اینطرف بیا
دیگه نمیتونم
بیا فقط چند تا مرغ جدید براش بگیریم
نه! تا وقتی نگیرمشون پا پس نمیکشم
برام مهم نیست جلوی دکتر یی خودم رو خجالت زده کنم
!مرغه
باشه، هرکار میخوای بکن
اما من دیگه بریدم
بریم
بعدی تویی
پس میگی تنهایی برگشتی؟
خوب، یکم که استراحت کردم بویونگ گریهئو رو پیدا نکردم
!اوه، خدای من داره میاد
محشره
ببخشید
ببخشید، دکتر
مهم نیست
باز دیگه چرا آبغوره گرفتی؟
گریه نکن، بویونگ گریهئو
بهت گفتم انقدر مسخره بازی در نیار
به نظرت اینکه سعی میکنم خوب به نظر بیام مسخرهست؟
...آره، خب
چرا برای دکتر یی داری خودت رو میکشی؟
الان دو ساله تو این بیمارستان قراردادی دارم کار میکنم
فکر میکردم اگه خوب کار کنم استخدام رسمی میشم
اما کسی کارام براش مهم نبود
دکتر یی اولین کسی بود که تلاشام رو دید
و بهم یه فرصت عالی داد
برای همین وقتی جلوش کار اشتباهی میکنم میخوام خودم رو دار بزنم
ازت انتظار ندارم کمکم کنی فقط سر راهم نیا
فکر کنم ما اولین تیمی هستیم که کارمون رو تموم کردیم
بگذریم، شنیدم تو سالن اجتماعات جشن داریم
بیا تا آخرش سرمون به کار خودمون باشه
حالا نه اینکه به هم نزدیکیم که همیشه با هم باشیم، دکتر هان
ها، اون بابابزرگ برگشت
چرا برگشتی، هیونگنیم؟
هیونگنیم؟ منم، بابا
پسر بزرگتون، یونگشیک
منو نشناختین؟
تویی، یونگشیک
ممنون که برگشتین اومدین دیدنم
اونم وقتی رخت از این جهان بستین
ازم ناراحتین که آخرین لحظات زندگیتون کنارتون نبودم؟
ازت ناراحت نیستم، پسرم
!بابا
بیا اینجا، پسرم، یونگشیک
بابا، میشه بهم کولی بدین
قبل از اینکه برین؟ - هوم؟ -
خیلی وقت بود نیومده بودین دیدنم
لطفاً بهم کولی بدین، بابا درست مثل همون موقعها
باشه، هر طور تو بخوای
سوار شو
...بابا
...بابا
...بابا
یک، دو، سه، چهار، پنج
لطفاً آروم بیاریدش پایین
یک، دو، سه، چهار، پنج
تموم شد. خسته نباشید
ممنون - خواهش میکنم، مواظب باشید -
ناموو، کمکشون کن - باشه -
چی شده؟ چه خبر شده؟
هی، چرا عرق کردی؟
مریضی؟
نه، خوبم
آره جون خودت
بذار ببینم
!واو، تب 39 درجه داری
واقعاً؟ برو پرستار بهت برسه
دنبال رئیس بخش برو داره بر میگرده سئول
بهش خبر میدم
اوه، باید بهمون میگفتی مریضی
چرا انقدر احمقانه رفتار کردی؟
این دفعه خودت رو به بد دردسری انداختی
آره، بد دردسری
رسیدیم
مراقب باشین
آقا، لطفاً دراز بکشین
سلام، میدونین آقای کیم یونگشیک کجا زندگی میکنن؟
اوه، اون جعبه پست رو میبینی؟ اونجاست
آره، اوه. ممنون
کسی خونه نیست؟
عصاش رو یادش رفته بود
میذارمش دم در
ممنون، مرد جوون
خونهام رو تمیز کردی و برام غذا پختی
چراغ خونم رو درست کردی
خواهش میکنم. اگر بازم کاری هست بهم بگین
باشه
خیلی خوبه
دکتر وو، این بیمار آرتروز زانو داره
بهتر اول از امواج آلتراسونیک* استفاده کنین (فراصوت)
چشم
مشکلی ندارید؟
اما اگه عمل کنه اذیت میشه؟
دکتر گفت مامانیم باید عمل کنه
انقدر چرت و پرت نگو و برو بیرون بازی کن
نمیتونم عمل کنم
اون دختر نوه منه
وقتی پسرم از زنش طلاق گرفت دخترش رو آورد اینجا
بعدش دیگه پیداش نشد
با پولی که روزانه در میارم زندگی رو سر میکنیم
برای همین خودش خودش رو سرگرم میکنه
بدون هیچ وسیلهای، دلم براش میسوزه
اینجوری نمیتونم عمل کنم؟
بله، میفهمم
پس، مادربزرگ اگر نمیخواید عمل کنین
حداقل برای فیزوتراپی به نزدیکترین بیمارستان برین
اینجوری بهتر میشین
میخواما ولی کمرم درد میکنه
خدایا، همش بهونه میاری
دکتر وو کجاست؟ - بله؟ -
دکتر وو کجاست؟ - بله؟ -
رفته بازدید خانگی. اوناش برگشت
دکتر وو
شنیدم به مادربزرگ گفتی لازم نیست عمل کنه
بله؟ - الان پیشش بودم -
وقتی درباره عمل گفتم گفت میره فیزیوتراپی میکنه
و دکتر وو بهش گفت اینجوری به عمل نیازی نیست
...اینطور نیست - فکر میکنم سوءتفاهم شده -
اما تو فقط یه فیزیوتراپ سادهای
تو فقط با تشخیص دکتر !میتونی کاری انجام بدی
حالا چطور دکتر شدی که تجویز میکنی؟
ببخشید. همچین منظوری نداشتم
،وقتی گفت نمیتونه هزینه عمل رو بده ...بهش گفتم
چرا همچین چیزی گفتی؟
پس چرا نمیری خودت دکتر شی؟
ببخشید
لطفاً به جاش با من حرف بزنین
بله، دکتر ایم به جاش با ما حرف بزنین. حلش میکنیم
چی شد؟ اینجا چه خبره؟
دکتر هان، اینجا چکار میکنی؟
منتظر بودم باهم بریم
چرا؟ انقدر با هم صمیمیایم؟
صبر کنین. تا کی میخواین اینکارو کنین؟ لطفاً تمومش کنین
چرا؟
اوه، به نظرت سادهام؟
جای تعجیبیم نداره گفتم زندگیم غم انگیز نیست
اما ثابت شد سرکارم و تو جامعه دوستی ندارم
!زندگیتون غمانگیز نیست !خیلیم دلگرم کننده
چی؟ دلگرم کننده؟
آره، اصلاً زندگیتون قلب آدم رو به درد نمیاره
درواقع خیلم دلگرم کنندهست
دیدم با اون بابابزرگ چطور رفتار کردید
به خاطر اینکه ممکنه آخر و عاقبت منم اونجوری بشه
ممکنه منم وقتی به اون سن و سال برسم همینجوری بشم
همونطور که میدونی
کسی رو تو زندگیم ندارم
!منو دارین
به عنوان دوست و همکار !نزدیکتون باهاتون میمونم
پس دوباره بهم بگین جویونگ، جویونگ
...دکتر هان... منظورم
!جویونگ، جویونگ
هی، ولم کنین! گفتم دوست و همکار
نه اینجوری! نمیتونم از !زندگی مجردی درتون بیارم
!لعنتی !بهت گفتم تا آخر عمر مجرد نمیمونم
!یکی بوده که در گذشته خیلی دوستش داشتم
!رابطهمونم ساده نبود
استاد، تمومش کنین
!درسته! واقعاً کسی رو داشتم
گوشواره مروارید به پوست تیرهاش میاومد
کسی رو داشتم
اوه، چرا گوشواره میزنین؟
اوه، موقع معاینه مریضا درش آوردم
الان دارم دوباره گوشم میکنم
دکتر، گوشواره مروارید به پوست تیرهتون خیلی میاد
واقعاً؟ ممنون
خستم
!اوه خدای من! گشنمه
به نظر خوشمزه میاد
خوب پیش نمیره؟ چرا هنوز اینجان؟
همینطورم تقصیر مادربزرگه
منظورم اینکه، به نظر دکتر وو چیزایی بهش گفته تا آروم بشه
نمیدونم چی گفته که دکتر ایم انقدر عصبانیه
همینطورم تقصیر دکتر ووئه که شروع کننده ماجرا بوده
اوه، حلش کردین، رئیس؟
پدرمون دراومد تا آرومش کنیم
ببخشید. همش تقصیر منه
دکتر وو، میدونم پشیمونی اما دیگه مراقب حرفات باش
اصلاً خوب نیست دکتری رو عصبانی کنی
چشم
اما دکتر یی کجاست؟
گفت بازم با دکتر ایم حرف میزنه
خدایا، به نظر میاد دکتر یی حسابی دهنش صاف شده
تصور کنین چقدر عصبانیه که گند یکی دیگه رو تمیز کنه اونم وقتی تو تیمش نیست
هی، تمومش کن - چرا؟ اشتباه میکنم؟ -
دکتر یی حتماً خیلی خسته شده
برای همین بود؟
از وقتی دکتر یی اومده اینجا یک بارم لبخندش رو ندیدم
حق با توئه. در واقع منم یه بار ندیدم بخنده
واقعاً ندیدم
عیب نداره
چه خبره؟
به نظر باید بری یه جای دیگه
ها؟
بقیه پولت رو بهت پس میدم پس همین امروز برو یکجا دیگه
برگردوندن پولم چه فایدهای داره؟
تو سئول خوابگاهی به این ارزونی نیست
ده سال پیش قبل از ورشکست شدن خانوادهام
خوابشم نمیدیدم زندگیم به اینجا بکشه
میدونم خیلی بده اما بهتره از مامان کمک بخوام
ها، ناموو
منظورت چیه؟ سر کارم
با اینکه تو جگرکی کار میکنم نتونستم یه سیخ جگرم برات بفرستم
بعد از اینکه قرضام رو بدم چیز دیگهای برام نمیمونه
به بابات هم که کارگر ساختمونیه چیز زیادی نمیدن
خدایا، حتماً خیلی بهت سخت گذشته متأسفم که اینو میگم
چرا زنگ زدی؟ چیزی شده؟
نه، فقط زنگ زدم سلامی بکنم
دیگه همتون بزرگ شدین راستی، خوابگاه چطوره؟
نگران من نباشین، مامان
اوضاعم روبهراهه - خداروشکر -
ما هم اوضاعمون رو به راهه غذا بخوریا، باشه؟
قبل از اینکه ورشکست شیم
همیشه غذاهات گوشتی بود
اون مال خیلی وقت پیش بود حالا دیگه اون عادات از سرم افتاده
اصلاً همچین چیزایی یادم نمیاد - حاج خانم، پای تلفن چکار میکنی؟ -
!اوه، ببخشید
بعداً حرف میزنیم، باشه؟
اگه سرما بخوری چی؟
حالا سرما بخورم چی میشه مگه؟
مسخره بازی در نیار و لباس گرم بپوش
خوب شد؟ - واقعاً که -
گفتم لباس گرم بپوش
دستاتم بکن تو جیباش
اینا چیه؟
میدونم به خاطر مشکلی که داری نمیتونی آبشنگولی بزنی
اما میفهمم بدجور دلت میخواد
حتی برات خوراکیم آوردم باحالم، نه؟
چت شده؟
خودت رو کشتی تا نظر دکتر یی رو جلب کنی
اما به خاطر من گند خورد به همش
میخواستم عذرخواهی کنم
هی، نگران نباش. مطمئنم دکتر یی میدونه کار اشتباهی نکردی
اون میفهمه واقعاً چی شده
اوه خوب
به هرحال، اون مادربزرگ چشه؟ چرا همچین چیزی گفت؟
هی، میخوای باهاش حرف بزنم؟
یا خودم با دکتر حرف بزنم؟
بیخیال
بله، دکتر پارک
گذاشته بودمش تو اتوبوس
همراهی" از کیم سااین"
"کولهبارش روزنامهها و جعبههای مقواییست"
"تار و پود لباس کارش پیداست"
"در خم کوچه برای رد شدن ماشین ناپدید میشود"
"با گاری کوچکش که زایده گوشت و خونش است"
"در سکوت می ایستد"
"مثل عنکبوتی روی دیوار کثیف سیمانی"
"مثل سوراخ کوچک زنگی کف بشکه آب"
"در زیر دیواری خاکستری می ایستد"
"بعد از گذر ماشین مادربزرگ ناپیدا در خم کوچه"
"دوباره به آرامی ادامه میدهد"
چرخها همانند دخترکی" "کوچک پا جای پایش میگذارند
"...با فکر تلویزیون روشن فرسوده اتاق"
"سینک و گلدان شکسته و شلوارهای چاکدار"
"...و کمری که زیر اینها خم شده است"
"دلم میگیرد"
"با فکر لباسی که خودش دوخته"
چکار میکنی؟
اوه، همون مادربزرگست
بله، دکتر پارک
الان برمیگردم و دنبالش میگردم
چشم
تو برو - هی -
میخوای چکار کنی؟ میخوای کمکش کنی؟
زانوهاش خیلی درد میکنه
قبل از اینکه دکتر پارک بازم بهت زنگ بزنه بره
داشت یادم میرفت - نمیخواد -
دستت بمونه
باشه، ممنون
دوباره مهربون بازی داره در میاره
بویونگ گریهئو مشکلی نداره جلوی من خوب جلوه کنه
کمکتون میکنم - نه، نمیخواد. سنگینه -
خودت رو زحمت نده
اشکال نداره نباید به زانوهاتون فشار بیارین
اوه، بفرمایید
لطفاً یکم استراحت کنین - خیلی ممنون -
مامانی
اوه، عزیزم! عزیزکم
چرا اومدی بیرون؟ بیا بریم تو
بریم تو. هوا سرده
ببخشید که حرفای بیخود به اون مادربزرگ زدم
بیخود نبودن
میدونم به خاطر نقل قول بدش اینجوری شد
بازم معذرت میخوام
گفتم فقط بهترین خودم رو نشون میدم
اما فقط خودم رو مسخره کردم
وجهه خوبت رو دیدم
بله؟
همونطور که گفتم چیزی به اسم تیم دکتر یی وجود نداره
اما اگه همونطور که بقیه میگن حامیتم
احتمالاً برای همین چیزاست
چون میدونم همیشه با بیمارات با شفقت و مهربونی رفتار میکنی
حتی الانم به اون مادربزرگ کمک کردی
راستی
از شعری که برام فرستادی خوشم اومد
بعد از خوندن همچین شعر قشنگی زنده شدم
جانم؟ واقعاً؟
فکر کردم چون جواب ندادین عصبانی شدین
اوه، یادم رفت
اوه، پس عمدی نبوده؟
بعد از خوندن شعرم خوشحال شدین؟
[روزی یک شعر]
اوف، تموم نمیشد
خسته نباشید. دیگه میرم
!خدافظ - !خدافظ -
!خسته نباشید - !خدافظ -
کیک برنج تند - کیک برنج تند؟ -
...مراقب خودتون باشین. خدافظ
ببخشید! از خوابگاه پرتم کردن بیرون ...برای همین مجبور شدم
!چیه؟ لعنتی
کی از اینجا میری؟ !گفتم بهت پول قرض میدم
نه ممنون
میدونی که تو این ده سال تا خرخره تو قرض و قوله گیر کردیم
از بدهی متنفرم
تو دیوونهای. فراموشش کن بریم چیزی بخوریم. به حساب من
الو؟ - منم -
چرا جواب تلفنام رو نمیدی؟ باید همو ببینیم
بیا همدیگه رو ببینیم و حرف بزنیم
فکر کردم دیگه همه چیز بینمون تمومه
دیگه بهم زنگ نزن
همون زنهست که باهم ریختن رو هم؟ - ریختن رو هم؟ چی داری میگی؟ -
از چندتا دکتر تو دستشویی شنیدم
گفتن دکتر یی به خاطر رابطهای که با
یک زن متأهل داشته از بیمارستانی که توش کار میکرده اخراج شده
چی؟ محاله
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Parnaz":مترجم
براي حمايت از مترجم و ادامه ترجمه اين سريال» «زيرنويس رو از کانال ما دانلود کنين
"براي آگاهي از وضعيت ترجمه به کانال تلگرام ما ملحق شويد" @persiandreamteam
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.