Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(+هشدار: گروه سني 15)
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Parnaz":مترجم
[روزی یک شعر، 2] [شکفتن لحظهها همچون گل]
گفتی عموت متخصص پوسته کار بلده
!اما این رویاییه
امشب بر نمیگرده
پس نرو اون لونه زنبور و همینجا بخواب
میدونی که دوست ندارم جای دیگه بخوابم
ده سال پیش وقتی نصفه شبی مجبور شدیم بزنیم به چاک
به خاطر خوابیدن تو هر آشغال درهای بدجور کنف شدم
ایش، از 10 سال پیش دربیا دیگه
بعد از اینکه کیف دنیا رو کردی برو خونتون خوب
نمیتونم وو بویونگ رو تحمل کنم
خوب، چرا دیشب اونجوری ریخت سرم؟
بیا. همونجوری که بویونگ زدت بزنم
چکار میکنی؟ - ...راستش -
موقع شام به همکارا درباره گذشته قشنگ تو و بویونگ گفتم
چی؟
اما بویونگ فکر میکنه تو بهشون گفتی
واقعاً متأسفم - !خاک تو سرت -
!هی، نکن! روانی! اگه تمساحش بیفته چی
!تمساح؟ امیدوارم هردوتون برین به دَرَک
!هی، ولم کن
!راستش رو به بویونگ میگم !از اشتباه درش میارم
ولش کن
به هرحال راهمون از هم جداست چه فرقی میکنه درستش کنی؟
برام فرقی نداره دشمن خونی باشیم یا نه
شروعی تازه" از اوه بویونگ"
"گره کور را باز کردم"
"خارهای گلها را کندم"
"بدون هیچ وابستگی عمیق یا حسرتی"
"حال و احوال خود را سروسامان دادم"
"روابط گره خورده را رها کردم"
"با قلبی سبک بال و ذهنی آرام"
دیروز را به امید فردایی بهتر" "به باد فراموشی سپردم
چون اسم اونم بویونگه؟
انگار خود منه
درسته. برای فردایی بهتر گذشته رو به باد میسپرم
سر خودم رو با کار گرم میکنم به جای عشق و عاشقی
مطمئنم اینجوری شانس بهم رو میاره
ای بابا، بویونگ برو سرجات بخواب
درد" از یون سوچون"
بعد از دل شکستگی" "زخمی نادیدنی پدیدار میشود
"در دل به یادگار مینشیند؟"
خدای من. با اینکه نشون میده حالش خوبه
حتماً به خاطر مینهو دلش خیلی شکسته
طفلکی
[بیمارستان شینسون]
!قهوه - اوه، ممنون -
!صبح بخیر. اوه، هی! کارمند مهربون
نکن! دکتر وو کارمند مهربون نیست
چی میگی؟ بگذریم، حالا که نتونستم شام بیام چطوره ناهار مهمونم کنی؟
به عنوان کارمند مهربون - ای بابا -
گفتم که کارمند مهربون نیستش
چون هیچوقت یه قراردادی انتخاب نشده بوده کنسلش کردن
واقعاً؟ - بله -
میخوای همینطوری ادامه بدی؟ کلی بهت ایما و اشاره کردم
بازم میخوای آزارش بدی؟
بگذریم، چرا شین مینهو هنوز نیومده؟
!عجبا کارآموز باید آخرین کسی باشه که میاد؟
میگما، درباره اینکه دکتر یو
و شین مینهو با هم حرف نمیزنن
به نظرت دکتر وو، مینهو رو دوست داره اما ردش کرده؟
چیه؟ نمیشه شوخی کنم؟ فقط شوخی بود
شوخی عمت؟ دقیقا درست گفتی
دکتر وو ازش خوشش میومده برای همین هر روز براش شعر میفرسته
اما پسره ردش کرده
وقتیم بقیه درموردش فهمیدن دختره آب شده رفته تو زمین
میشه تمومش کنین؟
اوه، داره میره
اونطوری که رفت اشکم رو درآورد
اینکارو نکن
سر خودم رو با کار گرم میکنم به جای عشق و عاشقی
اما هرچقدر بیشتر بهش فکر میکنم عصبانیتر میشم
با چه خیالی شین مینهو دکتر وو رو رد کرده؟
دختر به این ماهی
ببخشید دیر کردم - بخشیدیم که چی؟ چرا دیر کردی؟-
ها؟
چیه؟ دکتر کیم چشه؟
عصبانیه که چرا بویونگ رو رد کرده بودی
اونو که رد نکردم! چرا عصبانیه؟
چون دوست صمیمین
ببخشید. تقصیر منه
آره. همش تقصیر توئه گردنمونه
چی؟ - شوخی کردم -
به هر حال 2 ماه دیگه میرم جای نگرانی نیست
"اگه واقعاً متأسفی، امروز بریم "گیونگ نیدان گیل
چیه؟ بریم
برای جایگزینی اسم استفاده میکنیم "that" از
ساعت کاری شروع شده اون دکتر کیم رو نِرو چرا هنوز نیومده؟
هی، کجا میری، جویونگ، جویونگ؟ !بیا جشن بگیریم
!هی، کجا میری؟ اولین روزمونه !هی، جویونگ! هی
اگه هنوز به خاطر اینکه اون روز پیچوندمش عصبانی باشه چی؟
بیخیالش. به هرحال تصمیم گرفتم کاری به کارش نداشته باشم
صبح بخیر! آخر هفته خوبی داشتی گلم، جویونگ؟
بله، فکر میکنم
اما عجیبه - هوم؟ چی؟ -
خوب، فکر کردم هنوز به خاطر اینکه تو ایستگاه اتوبوس پیچوندمتون عصبانیاید
مطمئنم یا باید میرفتی دستشویی یا کار ضروریای پیش اومده بوده
هی، کینه به دل نمیگیرم، جویونگ
خدا رو شکر
درواقع، تصمیم گرفته بودم باهاش کنار بیام
اما اینطور که تو خیالت راحت شد فکر میکنم تصمیمم اشتباه بوده
!نظرم عوض شد، عصبانیم
بله؟ - چرا حداقل برام پیام نفرستادی؟ -
!توضیح بده ببینم چه خبره
ریز میبینی منو؟ ها، پس
!دیگه عزیزم نیستی !جویونگ! جویونگ، هان جویونگ
متأسفم
درست نیست. اگه با این رفتاری که داری از دستت کفری باشم
آدم بده من میشم
!حرفم رو پس میگیرم. هنوزم عزیزمی !جویونگ! جویونگ، هان جویونگ
آه، عزیزم! ترسیدی؟ ببخشید
سرعتش رو بیشتر کردم اگر درد داشتید بگید
هوم
مشکلی نیست - هوم -
دکتر گریهئو - بله؟ -
اینترنا درباره اسم مستعاری که شین مینهو روت گذاشته بهم گفتن
"بویونگ گریهئو"
همیشه متعجب بودم چرا همیشه اتفاقای بد
برای بویونگ گریهئومون میافته که همیشه اشکش دم مشکشه
...همچین وقتایی
بزن تو پرش - باشه -
به هر حال میخواستم همینکارو کنم
هی، عالیه پس فردا هم بترکون
دیروز به خاطر کولی دادن دوقلوهام استخوان درد گرفتم
لطفاً به جای من به بیمار لی کیونگ برس، باشه؟
از لطفت ممنون. فردا میبینمت
ممنون - ممنون -
آخ - ادامه بده -
باشه - درمان رو شروع میکنم -
دکتر، انگشتام خیلی درد میکنه
نمیدونم چرا وقتی انگشتی درکار نیست بازم درد میکنن
بهش میگن درد روانی
مغزت هنوز به شرایط جدیدت عادت نکرده
برای همین احساس درد میکنی
کمک میکنم دردت کم بشه - باشه -
دیدنش سخته، نه؟
!نه
!نه... نه
ببخشید. کارآموز بیتجربهست
اشکال نداره. دیگه اینجور چیزا اذیتم نمیکنه
دکتر شین، عصای زیر بغل بیار تا بتونه راه بره
جانم؟
اوه، چشم
این دیگه چه وضعیه؟
رئیس گفت استعفا بدم
گفت چون کارم رو می اندازم گردن بقیه استحقاقش رو ندارم
بله؟ - حتماً الان خوشحالی بویونگ گریهئو -
همینو میخواستی
منظورتون چیه؟
میخواستی پرتم کنی بیرون تا رسمی بشی
برای همین درست و حسابی !به کارآموزا یاد ندادی
چی میگید؟
اگه شرایط بیمار رو به مینهو میگفتی اوضاع خیلی بهتر از این بود
اونوقت... رئیس بهم نمیگفت استعفا بدم
...بهش گفتم. من
اما نمیدونستم مینهو انقدر میترسه
نمیدونستی؟ منطقیه؟
!گفتی عشقه یک طرفه بهش داشتی
بگیرش. این استعفا نامهام
نمیتونم خودم بدم چون برای اینکار خون جگر خوردم
!برای همین میدمش به تو ...همونیه که میخوای
...با من
با من بکنی - این چکاریه میکنین؟ -
عصبانی نباشین
آتیشیم، اما بازم بهش فکر میکنم
!برو و خوب به کارآموزا یاد بده
پس چرا کارتون رو میدین من؟
منم که آتیشیم
بیخیالش. گفتم اینکارو نمیکنم
باشه، میفهمم کارآموزا با همچین چیزی خودشون رو عقب میکشن
برای همین گفتم برای بیمار آمپوته* آماده شی (قطع عضو)
نمیدونستم "آمپوته" چیه
چی؟ مطمئنی فیزیوتراپی خوندی؟
دانشگاه چکار میکردی؟ - ول میچرخیدم. که چی؟ -
!افتخار داره
بیمار به خاطر از دست دادن پاش تو تصادف هنوزم از نظر روحی ضعیفه
قبول اینکه از حالا به بعد معلوله براش سخته
اما تو کاری کردی بفهمه بقیه درموردش چی فکر میکنن
فهمیدی اون قیافهات چکاری دستت داده؟
!به خاطرش ناراحتم
کلهات رو بکار بنداز نمیخوام دیگه ازت متنفر باشم
میخوام هم و غمم رو بذارم رو کارم و به هیچ چیزی فکر نکنم
امیدوارم تو هم همینکارو کنی - ها -
همین که تموم شد، میرم
!آخ، درد گرفت
!همونجایی که دفعه قبلم داغون شد
!محشره! انگار دکتر گریهئو شین مینهو رو زده
بفرمایید
لطفاً اینجا لباساتون رو در بیارید - باشه -
شکم. مشکوک به آپاندیسه؟
بگذریم، چرا کیم دِبانگ هنوز نیومده؟
کل روزو میخواد به سر زدن به اتاقا و عکس ایکسری گرفتن بگذرونه؟
گفتم لباساتون رو دربیارین و اینا رو بپوشید
بیاید اینا رو بپوشید
واقعاً؟ باشه
بعد از اینکه اینا رو پوشیدید برید اون بالا
چرا اونجا وایسادید؟
منظورم اینکه برید بالا و دراز بکشید
واقعاً؟ خوب چرا نگفتی؟
برای یک ایکسری گرفتن از بیمار نصف جون شدم
چرا انقدر طول دادین؟ امروز صبح خیلی سرمون شلوغه
هی، ببخشید. زنگ زدن گفتن برام چیزی اومده
برای همین نمیدونستم الان برم یا موقع ناهار
"الان؟ ناهار؟ الان؟ ناهار؟"
اما قبل از اینکه بفهمم وقت ناهار شد
تا رفتم بگیرمش دیرم شد. ببخشید
هی، ببینش، جویونگ، جویونگ همچین کلاههایی دوست داری؟
خوب، نتونستم تصمیم بگیرم برای همین هر دوش رو خریدم
اونی که ازش خوشم نیاد رو پس میدم کمک کن
باشه، این چطوره؟ به کلاه استاد لی جونگسوک مشهوره
اگه سرم بذارمش، لی جونگسوک میشم عالی نیست؟ چطوره؟
بد نیست - واقعاً؟ -
این یکی چی؟ این یکی به کلاه دلبر پارک بوگوم مشهوره
بذار امتحان کنم
ببین، فوقالعاده نیست شبیه پارک بوگوم نشدم؟
اینم بد نیست - واقعاً؟ -
وایسا، سخت شد که !هی، اینطوری نباش
یکیش رو به جام انتخاب کن
لی جونگسوک یا پارک بوگوم؟
لی جونگسوک؟ پارک بوگوم؟ لی جونگسوک؟ پارک بوگوم؟
نمیشه خودتون تصمیم بگیرین؟
چی؟ - میدونین -
بخونم TOEICمیخوام برای اینجوری میتونم مدرکم رو بگیرم
چرا همش مزاحم میشین؟
مزاحم میشم؟ یک سوال کردما
تا الان میتونستم 3 تا سوال بخونم
همینطورم، به خاطر اینکه کارتون رو کردم اوقات سختی داشتم
چون نمیتونستین برای بستهتون تصمیم بگیرین
اینجا چطور میتونم درس بخونم؟
باشه، زود تصمیم میگیرم
سعی میکنم مزاحمت نشم
عالیه، خیلی هم ممنون
امروز کافیه رو راه رفتن کار کنین
چشم، دکتر - ممنون به خاطر تلاشت -
کلی چیزی یاد گرفتی؟ - بله -
ببینم شین مینهو کجا رفته؟ ندیدمش
نمیدونم. تلفنشم جواب نمیده
!چی؟ دکتر وو
میدونی مینهو کجاست؟ - با تو نیست؟ -
اگه بود نمیپرسیدم
دنبالش میگردم
نکنه به خاطر اینکه عصبانی شدی گذاشته رفته؟
!اینترنا گفتن زدی تو پای شین مینهو
جانم؟
نزدمش. فکر کنم سوءتفاهم شده
به هرحال، این چه رفتاریه؟
باید زندگی خصوصی و کاریت رو از هم جدا کنی
احساسات شخصیت رو موقع کار بروز نده
ایش، واقعاَکه
بعد از اینکه میخواستی همکار با سابقهات رو بزنی
حالا دستت روی کارآموز هم بلند شده
دکتر وو، میترسونیم
اوف، مو به تنم سیخ شد
مین شین مینهو رو زدم؟ من احساساتم رو نشون دادم؟
بعد از اینکه همکار با سابقهام رو زدم دستم روی کارآموز هم بلند شده؟
کی؟ من؟
نه، نباید اینکارو کنم
باید هم و غمم رو بذارم رو کارم نه چیز دیگه
!ها، به درک
تحقیرم میکنی؟ دیگه نمیتونم تحمل کنم
!دیگه تحملم تموم شده
به هر حال، اون عوضی کجا رفته؟
واقعاً استعفا داده؟
ایش، واقعاَ که
هی، بلند شو
!بلند شو
ساعت چنده؟
نشسته بودم فکر میکردم، خوابم برد
ازت خواستم تلاشت رو بیشتر کنی، نه؟ به نظرت جُک گفتم؟
تو هم مثل بقیه منو آدم حساب نمیکنی؟
چی میگی؟
یهویی خوابم برد
...تو
بریم Bed-Side-PT بیا دنبالم. باید برای
بعدش حرف میزنیم
خیله خب، بیا یک بار دیگه امتحان کنیم
دست چپت رو بذار رو شونم و بلند شو
پشتت رو صاف کن و پات رو پایین نگهدار
یک، دو، سه
آروم پایین تنه رو بلند کن
یکم بیشتر صافش کن
حالا، دوباره آروم بشیم
آروم پایین تنه رو اول حرکت بده
اینطوری. عالیه
از دیروز خیلی بهتر شدی
برای امروز کافیه
بیا
لطفاً یادت نره هر چند وقت یک بار تمرین کنی
دکتر وو
پلاستیکی سیاهی کنار تختمه، میبینینش؟
چندتا سیب توشه، میشه یکم بهم بدین؟
همراهتون رو بیدار کنم؟
نه، میخوام دکتر وو اینکارو بکنه
دیشب نخوابیده، برای همین خستهست
منم به خاطر تمریناتی که بهت دادم خستم
برای تو هم هیچم، نه؟
دکتر شین
به این بیمار سیب بده
چی؟ من؟
من؟ - بله -
باید به یک بیمار دیگه برسم
فردا میبینمت
خوشگل قاچشون کن
راستش، قبلاً اینکارو نکردم
این بهترین کاریه که میتونم بکنم
هی، وایسا. گیرت انداختم
اینجا چکار میکنی؟ گفتی یه مریض دیگه داری
دروغ گفتی، نه؟
از قصد مجبورم کردی سیب ببرم، نه؟
چطور؟ نمیتونم؟ - چی؟ -
وقتی همراهش اونجاست به من چه؟ حمالشم؟ نوکرشم؟
کارآموزی اومدم کار یاد بگیرم
پس چرا تو راه پلهها خوابیده بودی؟
به خودت بیا دیگه بهت رحم نمیکنم
هی، منم مشکلات خودم رو دارم
میدونی چه حسی داره کاری که دوست نداری رو بکنی؟
پس نکن. اینجا زمین بازی نیست
نمیتونی اینجا رو تحمل کنی
بخاطر نفوذت اینجایی، میدونی؟
!باشه، فکر کنم باید خودم برم. خودم میرم
!عوضی
منم که میخوام بذارم برم
هی، چی؟ واقعاً استعفا دادی؟ - !آره -
نمیتونم تمام عمر کاری !که ازش متنفرم رو بکنم
اما والدینت میگرخن. میتونی آرومشون کنی؟
نگران نباش. چرب زبونیم حرف نداره
بابا، شبیه جونگ ووسونگین خیلی باحالین
مامان، با سوزی مو نمیزنین خیلی جوون میزنین
چی میخوای؟
نمیخوام دیگه برم کارآموزی منظورم دانشگاهه
وقتی کارآموزی میکردم فهمیدم، در شأنم نیست
فکر میکنم بابا، مامان و داداش همتون ...برای دکتر شدن ساخته شدین، اما من
مناسب فیزوتراپ بودن نیستم
واقعاً؟
باشه، پس استعفا بده - واقعاً؟ -
شوخی کردم. اگه کارآموزیت رو ادامه ندی
و تو بیمارستان کار نکنی ماشین رو باید برگردونی
فقط به یک شرط برات خریدمش
عابر بانکتم همینطور، آقا پسر - چطور میتونین انقدر بیرحم باشین؟ -
فقط همین یک بار کمکم کنین. لطفاً؟
یک کافه تو لابی بیمارستان برام باز کنین
برو گمشو - چرا؟ -
چرا نمیذارین پسرتون صاحب کافه باشه؟
!برام یک کافه بزنین! برام یک کافه باز کنین !برام یک کافه باز کنین! تو رو خدا
!برام یک کافه باز کنین - اومدم خونه -
چش شده؟
اولین بارش که نیست
چی شد؟ *THR بیمار (تعویض مفصل)
دوست هم دورهایمه - اوه، واقعاً؟ -
کمی میلنگه
آره، بعد از شکستگی طول استخون پاش تغییر کرده
برای همین پشتش قوز پیدا کرده باید کفشای طبی استفاده کنه
چی؟ واقعاً رفت خونه؟
همینو گفتم ...گفت کارآموزی رو ول میکنه
پس چرا اینجاست؟
چیه؟ فکر کردم میخوای ول کنی اینجا چکار میکنی؟
اومدم وسایلم رو ببرم - هی، واقعاً؟ -
شوخی کردم سرتون به کار خودتون باشه. خوب؟
عوضی به چه حقی صداش رو میبره بالا؟
دارم دیوونه میشم
اگه همه اومدن، بریم کنفرانس
اگه میخوایم زود برگردیم سر کارمون باید بریم
چرا انقدر یهویی؟ - چی؟ -
مگه نگفتم؟
دکتر جدیدی بهمون اضافه میشه
اینو گفتین. اما نمیدونستم امروزه
رسماً کارش رو از فردا شروع میکنه اما قبلش، درمورد یه چیزهایی
بهمون آموزش میده
به ما هم کمک میکنه. بریم
باشه
کی میتونه باشه که انقدر غوغا به پا کرده؟
هدف نهایی بازیابی تغییر الگوی حرکتیه
که از مغز فرمان میبره
برای تغییر فعالیت مغزی، فعالیت ضروریه
همینطورم هدف نهایی شیوه درمان منه
اوه، خدای من
این همه بلبشو جای تعجبیم نداره
باورم نمیشه دکتر یی جهووک اینجاست
میشناسیش؟ - البته -
فکر میکنم نمیشناسیش چون روش درمانش رو نخوندی
اما خیلی ماهره
تو این زمینه یکی از نام آوراست
و مهارتش باور نکردنیه
فارغالتحصیل نیویورکه و سرتاسر دنیا کنفرانس برگزار کرده
داره SCI کلی هم مقاله
برای همین تو کنفرانساش جای سوزن انداختنم نیست
اوه، حتی روزنامهها هم باهاش مصاحبه کردن
روزنامه؟
ببخشید؟ یعنی بچهام فلج مغزی نیست؟
بله، با اینکه نمیتونه حرکاتش رو کنترل کنه
اما علائمی که نشون میده با این بیمارا فرق داره
فکر میکنم باید یکبار دیگه معاینهاش کنیم
یادت میاد؟ اون بیماری رو که 10 سال به خاطر "فلج مغزی" تو تخت افتاده بود
داشت DRD در واقع برای همین بعد 1 هفته تونست راه بره
اون دکتره یی جهووک بود؟ - آره -
محشره
نگاش کن. حتی رئیس بیمارستانم تشریف فرما شده
سلام کن
حتماً لقمه چرب و چیلی پیشنهاد داده که دکتر راضی شده
خدای من، واقعاً همه چیز تمومه
جذابم هست
مرد رویاهامه
اوف. دیر شد. بریم به کارمون برسیم
باشه
همش بهم میگن استخدام رسمی ندارن
اما فکر میکنم برای همچین کسایی جا هست
احتمالاً زمین تا آسمون فرق داریم
اینجایی، جویونگ، جویونگ؟
زود اومدم درس بخونم - میبینم -
راستی، امروز باید به خیلیا سر بزنیم
میخوای بیای؟ یا خودم برم؟
...تو؟ من
اوه، قرار شد اینکار رو نکنم، نه؟
میرم. درست رو بخون. درست رو بخون
جواب جیمه
خیلی سادهست. چطور اینم نمیدونه؟
اشتباه زد؟
جواب داله. دوباره اشتباه زد
چی؟ فکر کردم خودش رو با درس خوندن کشته
...بهش بگم
یا نه؟
...بهش بگم
یا نه؟
درسته. مطمئنم وقتی جوابا رو چک کنه خودش میفهمه
نمیگم. تصمیمم رو گرفتم
با این که توی کنفرانس دیدینشون ولی میخوام رسماً معرفیشون کنم
دکتر یی جهووک
...ایشون خیلی - میدونم، میدونم -
ایشون از تراپیستهای زبانزد توی کره هستند اکثر سخنرانی هاتون رو دیدم
منم خوب میشناسمشون
اما شما که توی بزرگ ترین بیمارستان های کره کار میکردید
چرا باید بخواید بیایید توی ...همچین بیمارستان کوچیکی
"بیمارستان کوچیک؟"
اوه، ببخشید
ببخشید که دکتر پارک بزرگو اینجا اسیرش کردم
دکتری که همش کاراشو میندازه گردن این و اون
اگه انقدر ناراحتی، چرا استعفا نمیدی؟
...رئیس، منظورم این نبود - !پس زیپت رو بکش -
به هر حال، مدیر بیمارستان خیلی تلاش کردن
تا دکتر یی رو بیارن
...پس ازشون درس بگیرین - رئیس -
اگه کارمون تموم شده میتونیم برم دفترم رو ببینم؟
بله، البته از اینطرف
وو، عجب ابهتی
لطفاً صبر کنین
باشه، همونطوری بمونین الان عکس میگیرم
نفستون رو حبس کنین
!خیله خب، تموم شد. ممنون !بله، روز خوبی داشته باشید
جویونگ، جویونگ، بریم ناهار سوپ مرغ و جینسینگ بزنیم
گوشت بخارپز تند بهتر نیست؟ سوپ مرغ؟ گوشت؟
ایش، زودباش تصمیم بگیر
!گوشت تند گوشت تند خوبه؟
میخوام برم سخنرانی یه ساندویچم همونجا میخورم
باشه، پس خودم میخورم
اینا پروندههای بیماراتونن
اینم برنامه کاریه بچههاست داشته باشیدشون
خیله خب، ممنون - ...راستی -
خیلی کنجکاوم
چطوره که همچین دکتر زبدهای اومده بیمارستان ما؟
بله؟ - شنیدم دستمزدتون بالاست -
بهتون چقدر پیشنهاد دادن؟
یه نصیحت بهت بکنم؟ - چه نصیحتی؟ -
اگه اینقد وقت خالی داری دندوناتو مسواک کن
یه تیکه فلفل لای دندونت گیر کرده
فکر نمیکنم جلوی بیمارا جلوه خوبی داشته باشه
چشه؟ چیزی نخواستم که
این چه رفتاریه؟
انقدر با آدمایی که تازه دیدیشون چرت و پرت نگو
برو دندونات رو بشور
اوه، واقعاًکه
وای، حتماً قهوه دوست دارین منم عاشقشم
کلی تفاهم داریما
راستش ازتون سوالی داشتم
شما... دوست دختر دارین؟
دوست پسر ندارم - من دلیلشو میفهمم-
بله؟ - میشه یه نصیحتی بهت کنم؟ -
دیگه سوالات شخصی ازم نپرس
اومدیم اینجا کار کنیم نه اینکه خوش و بش کنیم
الان چی گفت؟ زبونم بند اومد
یه زن مطلقه چطور میتونه خودش رو انقدر لوس کنه؟
به زنای مطلقه توهین میکنی؟
میخوای زن مطلقه 5 میلیونی بزنه تو دهنت؟
چی؟ گفتی با کسی که تا حالا ندیدم گستاخ بودم
اما تو که خواستی دوست دخترش باشی که بیشتر گستاخ بودی
اینا فرق دارن. ادب سرت نمیشه
میخواستم یخش باز شه
!فقط میخواستم راحت باشه
وقتی من اینکارو میکنم، رومانتیکه" "وقتی تو اینکارو میکنی، بیحیاییه
چه این باشه چه اون، هردوش یکیه، زنیکه
میخندی؟
الان میخوای بخندی؟
عذر میخوام
بازی با احساسات بقیه برات سرگرم کنندهست، نه؟
!اگه خوب بازی کنی بهت مدال میدن
حالا که اینجوریه چرا اسمت رو نمیزازی شین دیلاق؟
"Parnaz":مترجم
واو، جویونگ، جویونگ هنوزم داره خر میزنه
بهتره مزاحمش نشم
چی؟ انقدر درس خونده که زده به سرش؟
چی؟ فکر کردم درس میخونی، ولی کمیک میخونی
به عنوان استراحت یه دوری میزنم
واقعاً؟
چی؟ فکر کردم داره یه استراحتی میکنه
اما هنوز 5 دقیقه هم نشده
چیه؟ چی میخوای بگی؟
خب، دلم برای مینهو میسوزه که انقدر ازش متنفری
نمیشه باهاش مهربونتر باشی؟
چرا اونوقت؟ تصمیم گرفتم دیگه چیزی رو تو خودم نریزم
حقشه حقشه نباید دهنش رو باز میکرد
فهمیدم
بویونگ، تاوان دهن گشادم رو میدم
من بودم که داستان شما دوتا رو گفتم
دکتر کیم گفت اگه نگم دمار از روزگارم در میاره
برای همین دهنم رو باز کردم
پس مینهو رو ببخش و سعی کن منم ببخشی
متأسفم
امیدوارم عذرخواهی صمیمانهام رو قبول کنه
حس نمیکنم کرده باشه
چطور جرئت کردی؟ میکشمت
...وا... وایسا - !وایسا -
به نفعته ندویی اگه بخوری به مریضا میکشمت
هی، ولم کن! تمساحم میافته !رو تنها پیرهنی که اسمم روشه
میخوای قبل تمساحت بمیری؟
لعنتی! چرا زودتر نگفتی؟
!تمام مدت به شین مینهو توپیدم
سعی کردم بگم، اما مینهو !گفت که بیخیال موضوع شم
ها؟
گفت به هرحال نمیخواد باهات باشه پس گفتنشم دردی رو دوا نمیکنه
و براشم مهم نیست بهش بتوپی
واقعاً؟ پس فکر میکنم نباید بابتش متأسف باشم
به هرحال، حقش بود
حتی شایعه کرد تو دانشگاه ردم کرده
فکر کنم وقتشه بالاخره راستش رو بگم
چند ساله به خاطرش عذاب وجدان دارم
چی میگی؟ - ...خوب -
فکر کنم وقتشه بالاخره راستش رو بگم
چند ساله به خاطرش عذاب وجدان دارم
چی میگی؟ - ...خوب -
چه خبره؟
چرا همش بهم شعر میدی؟
ازم خوشت میاد؟
آره
...من
ازت خوشم میاد
واقعاً؟
..باشه پس
از این به بعد جدی تر بهت فکر میکنم
!واو! یه زوج جدید
بهتره سور بده
مدرک لازم دارم
وو بویونگ، از تو خوشم نمیاد
ما خیلی متفاوتیم اصلا با هم سازگار نیستیم
چی شد؟
خودت گفتی چون شعر میخونم آدم باحالیم
بابا من چون حرف دیگه ای نداشتم این جمله رو گفتم
راستش من کلا از شعر متنفررررم
این شعرا که بهم میدی باعث میشه کهیر بزنم
واو، محشره الان شین مینهو زد تو پر وو بویونگ؟
فکر کنم - !واو، هی -
چکار میکنین؟
پس اون شایعه به خاطر تو ورد زبونا شد؟
پس شین مینهو چرا چیزی نگفت؟ باید یه حرفی میزد
حتی اون موقع هم گفت نمیخواد کاری به کارت داشته باشه
برای همین براش مهم نبود چه فکری میکنی
چی؟
مطمئنم به خاطر شایعات خیلی بدبختی کشیدی
اما بعدش مینهو معروف شد ...به دخترباز بودن و
برای همین نمیخواست آیندهات خراب شه
خدایا، واقعاًکه
فکرش رو که میکنم میبینم خیلی بیثباتی
چطور میتونی مینهو رو بدون مدرک مقصر بدونی یه بارم نه دوبار
میخوای بدون مدرک بزنم لهت کنم؟
لطفاً برو لباست رو عوض کن - باشه -
ایول
چیه؟ - بیاین -
چی شده، جویونگ، جویونگ؟ چی شده؟
اون معروفه، ستارهست - اون؟ -
قبلاً ندیده بودمش
منظورتون چیه؟ کلی سریال بازی کرده
درسته تو سریال "خانم یونگ بیادب" بودش
ممنون - باشه -
میدونی که گوشت با شراب میچسبه، نه؟
گوشت بخر، باشه؟
مطمئن نیستم. یادم نمیاد
ای بابا کشتیمون تو سریال "سیگنال" هم بود
چکار میکنی؟
اونو ندیدم
ببینم پس "تنهایی نوشیدن" رو دیدین؟
همونطور که میبینید دورههام خیلی کوتاه مدته
...چیزی که لازم نباشه
"تنهایی نوشیدن؟" همچین سریالیم بوده؟
به هرحال، به عنوان کسی که باید درس بخونه خیلی سریال میبینی
تو تایم استراحت - اوه، واقعاً؟ -
خوب، لطفاً رو تخت دراز بکشید - باشه -
بگذریم، همکارم گفت بازیگرید
زیاد سریال نمیبینم، برای همین نشناختمتون عذر میخوام
چرا متأسفین؟ هیچکس نمیشناستم
بله؟ همکارم گفت تو خیلی سریالا بازی کردین
سیگنال، خانم یونگ بیادب و تنها نوشیدن
همشون رو یادشه؟ حتی خانوادهمم نفهمیدن منم
یک دهم ثانیه هم تو صحنهها نبودم
اگه بازیگرای پیش پا افتادهایم مثل من رو یادشه، حتماً کلی وقت آزاد داره
[لطفاً یک امضا بهم بدید]
چی؟ گفت داشته استراحت میکرده
مگه چقدر استراحت میکنه؟
چطوره؟ شدنیه؟
آره، بد نیست
اما کی اطلاعات بیمارها رو جمع کرده؟ کارش خیلی خوب بوده
کار دکتر وو بویونگه کارش حرف نداره
و با بیمارها هم خوبه
کاندید کارمند مهربون هم شده بوده
بیشترین کارت رضایتمندی رو از طرف بیمارها گرفته
کارت رضایتمندی؟
ببخشید
...ببـ
اما چون قراردادیه مجبور شدن یکی دیگه رو انتخاب کنن
...رئیس رئسا خیلی - میشه یه نصیحتی بهت بکنم؟ -
لطفاً مستقیم برو سر اصل مطلب
باشه
ممنون برای نصیحت اول کاری
قابلی نداشت
این مرتیکه ادبش کجا رفته؟
!لعنتی - !هی -
چته تو؟
آره، واقعاً بیفکر بودم
باید عذرخواهی کنم، نه؟
خدافظ
ولش کن. براش مهم نیست
هرچی بخواد
چیه؟ چی شده؟
ـه Bed-Side-PT وقته بیمار دکتر گریهئو
اوه... میدونستم
دنبالم بیا
بریم
اوه، چی سر مریض اومده؟ مرخص شده؟
راستش، از دنیا رفته امروز صبح ایست قلبی کرد
...صبر کنین
میخواستم شخصاً ببینمتون
میخواستم ازتون تشکر کنم
چرا؟ ما که کاری نکردیم
دیروز، وقتی ازتون خواست براش سیب ببرین
در واقع بیدار بودم
بله؟ - بله؟ -
دیروز تولدم بود برای همین فکر کردم میخواد بهم کادو بده
واقعاً سیب دوست دارم
اما نمیتونستم خودم ببرمشون چون دستام نمیکشن
فکر میکنم برای همین ازتون خواست وقتی خوابم اینکارو بکنین
...خیلی ازش ممنونم
که میخواست کار خوبی برام بکنه
برای همین خودم رو به خواب زدم با اینکه میدونستم سرتون شلوغه
میترسیدم قبول نکنین
واقعاً از جفتتون ممنونم
واقعاً از اینکه میدید با ولع میخورمشون خوشحال بود
بابت هدیهای که دادین ممنون
نمیدونستم این آخرین هدیهای میشه که بهم میده
ببخشید؟ دکتر یی شما رو هم نصیحت کرده؟
همین دیگه اما، به اونم نصیحت کرده؟
...آره! با اون صورت بیاحساسش، گفت
"میتونم یک نصحیتی بهتون بکنم؟"
به ما هم همونطوری نصیحت کرد !فکر کنم پس ماشین نصیحته
فکر نکنم بشه انتظار حرفای شیرین ازش داشت
بیمارتون اومدن - اوه، باشه -
بریم
[اورژانسی، تو و ستارهها، پروانه نقرهای]
ببخشید، این شعرا چیه؟
اوه، کار دکتر ووئه برای بیمارا
گفت امیدواره اینا آرومشون کنن
دکتر وو؟
اتفاقی این رو پیدا کردم
میدونستم بالاخره میتونم پسش بدم
امیدوارم بتونم همکارهای خوبی باشیم
دکتر وو بویونگ به جنبه روانی بیمارا هم اهمیت میده
برای همین اونو به عنوان کارمند مهربون معرفی کردم
[!کوتاهی مو دههزار تومن] واو، خیلی ارزونه
برم موهامو کوتاه کنم؟
نه، خیانت به همسایهمون میشه
باید راهم رو ادامه بدم
اما خیلی ارزونه همین یک بارو اینجا بزنم؟
آرایشگاه محلهمون بهتر نیست؟ اینجا هم بد نیست
محلهمون؟ اینجا؟ محلهمون؟ اینجا؟
محلهمون؟ اینجا؟ محلهمون؟ - دکتر، اینجا چکار میکنین؟ -
اوه، جویونگ، جویونگ فکر کردم داری درس میخونی
بله، اما اومدم یه هوایی به کلهام بخوره
چی؟
دکتر، بریم کلاب هونگده؟
کلاب هونگده؟ - دیدمتون -
به اون پوستر خیره شدین
...نه، داشتم - بریم. باهاتون میام -
چی؟ تا هونگده؟
هی، نمیخوای بری درس بخونی؟
امروز رو میدم به شما. خیلی سختی کشیدین
جایزهتونه. بریم
!هی، اینطور نیست ...داشتم به این فکر میکردم موهام رو
ممنون
واو، این چیه؟ ببخشید
محشره
ممنون
واو، این چیه؟ ببخشید
محشره
واو. شگفتا کی این رقصا رو یاد گرفتی؟
موقع استراحتام کمی موزیک ویدئو دیدم
واقعاً؟ - نهایت استفادهام رو از استراحتام میکنم -
ها؟
ایش، میگه جایزه منه اما تنها کسی که خوش میگذرونه خودشه
کی این همه موزیک ویدئو دیده؟
و اون همه کمیک و اون همه سریال رو
چقدر استراحت میکنه؟
اصلاً به استراحتم احتیاج داره؟
اصلاً تا حالا درس خونده؟
دیگه دست از گریه کردن بردار
من باید گریه کنم نه اینکه قاچ کردن سیب سخت باشه
به عنوان یک کارآموز نباید میذاشتم غرورم کنترلم کنه
...من
همونطور که تو گفتی، حق اینجا بودن رو ندارم
نه، منم که این حق رو ندارم
فکر کردم مریضامم مثل همکارام
تحقیرم میکنن
برای ایکه بپیچونمش انداختم گردن تو
چون بهم بر خورده بود حتی نمیخواستم مریضام رو ببینم
با این اوضلاع چطور میتونم به خودم بگم فیزیوتراپ؟
منم که حق ندارم اینجا باشم
میفهمم چرا همه حقیرم میدونن
اوه، واقعاًکه
انقدر نده بالا. الانشم مستی
گفتی همش مثل موش و گربه به هم میپریم
منم همین حس رو دارم - چی؟ -
شنیدم تو شایعه راه ننداختی
چه تو دانشگاه چه اینجا
واقعاً ببخشید - مهم نیست -
میخوام به خودمم بپرم
میخوام به آدمایی مثل خودم هم بپرم
انقدر گریه نکن
"هر لحظه مانند غنچهی گل میماند" از جونگ هیونجون
"گاهی پشیمانی سراغم میآید"
اتفاقی که افتاد میتوانست" "همچو معدنی طلا با ارزش باشد
"آدمی که در گذشتهام بود، شیء در گذشته"
"ممکن بود همچو معدنی طلا با ارزش باشد"
"و بیشتر برایت حرف میزدم"
باید به حرفهایت بیشتر گوش میسپردم" "و بیشتر دوستت میداشتم
گویی گوشم سنگین بود و" "نمیتوانستم درست بدرقهات کنم
"انگار عقلم زائل شده بود"
"باید قدر آن لحظه را بیشتر میدانستم"
"هر لحظه مانند غنچه گل میماند"
"وقتی که مشتاق باشی غنچه گل میشکفد"
[فیزیوتراپیست، وو بویونگ]
سلام، مامان
نگران نباش. تصمیم گرفتم بچسبم به کارآموزیم
شوخی نمیکنم
چیزیم نشده. دیگه خدافظ
باید بهتر قاچشون میکردم
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Parnaz":مترجم
براي حمايت از مترجم و ادامه ترجمه اين سريال» «زيرنويس رو از کانال ما دانلود کنين
"براي آگاهي از وضعيت ترجمه به کانال تلگرام ما ملحق شويد" @persiandreamteam
[روزی یک شعر]
اومدم خونه
هی! هی! اینجارو یه چیز خفن پیدا کردم
الان دکتر پارک بهم گفت دکتر یی با ورزشکارای مشهور کار میکرده
و ازشون زیر میزی میگرفته برای همین اخراج شده
دکتر یی؟ - ها -
برای همین اومده بیمارستان ما
اما اینجوری که جواز پزشکیش باطله چطور اومده بیمارستانمون؟
خوب، انگار چون پای کله گندهها مطرح بوده نمیخواستن قضیه رو کش بدن
برای همین تبعید شده بیمارستان
اوه، به عنوان کسی که پای منبره باید با خودشم یکم خلوت کنه
نه؟
نمیدونم بهش نمیاد همچین آدمی باشه
رئیس پارک جههیون هستم از آژانس ورزشی ریپو
میخواستم درخصوص ورزشکارامون باهاتون صحبت کنم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.