Afrikaans
Akan
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Breton
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
"حُصين مووي" فروش فیلم و سریال روی هارد و دی وی دی
با ما در اينستاگرام همراه باشيد Ho3einMovie24
بزرگترین مرجع فروش فیلم و سریال در شهر یاسوج
مترجم saeed zirax saeedzirax@gmail.com
در مکانی دور در جنوب امپراتوری ای آسمانی
اژدهایی بزرگ زندگی میکرد
مژه های بلندش در درون زمین فرو میرفت
و به عنوان یک گیاه زیبا از درون خاک بیرون آمده بود
گیاهی که شفا دهنده روح و جسم کسانی بود که زجر دیده بودند
مردم برگ های این گیاه را " چایی " می نامیدند
وقتی آوازه این دمنوش در سرتاسر جهان پیچید
نیاز بود تا افرادی منصف در زمین
از این گیاه (مژگان اژدها ) مراقبت کنند
به آنها جادوگران سفید میگفتند
اژدهای بزرگ یک نشان جادویی را پدید آورد
...و آنرا به مورد اعتماد ترین جادوگرانش
استاد اعظم و دخترش "چنگ لان "داد
فقط آنها میتوانستند این گیاه را بچینند
تاجران سراسر دنیا
از این چایی پول خوبی بدست می آوردند
اما چیزی نگذشت که برخی از تاجران حریص شدند
آنها به سمت شرارت کشیده شدند
تا اژدها را کنترل کنند
جادوگران سیاه توسط جادوگر دوچهره رهبری می شدند
او ارتش باستانی خود را به وجود آورد و
معبد اژدها را تصرف کردند
برای محافظت از این گیاه
نشان اژدهای بزرگ مخفی شده بود
و چون کسی نمیتوانست مژه های اژدها را بچیند (منظورش همون گیاه چایی هستش که از مژه اژدها رویده میشد)
چشمانش سنگین و سنگین تر شد (به خاطر اینکه مژه هاش بلند شده بوده باعث شده پلکش سنگین بشه و چشمانش رو ببنده)
و او به خواب فرو رفت
جادوگران سفید جنگی را
با جادوگران سیاه شروع کردند
اما جادوگران سیاه خیلی قدرتمند تر بودند
برای بدست آوردن قدرت اژدهای بزرگ
نیرو های شرور
شاهزادهی جادوگران سفید و
و پدرش ، استاد بزرگ را دستگیر کردند
سپس آنها را به درون زندانی
در برجی تاریک انداختند
جادوگر بر جهان تاریک حاکمیت میکرد
اما او هنوز به یک چیز نیاز داشت تا او را کاملا قدرتمند سازد
(نشان اژدهای گمشده)
وقت غذاست ، کِرم های کون گشاد
باید نصفتون رو دار بزنیم
دیر اومدید ، کوفتم گیرتون نمیاد
یک ... دو ... سه
همگی حاضرید
! معلومه که همتون اینجایید !کجا میتونید برید ؟
اینجا نوک برجه
این همه سال گذشته
اما این جوکت هنوز خنده داره
ما هیچ وقت نمیتونیم از اینجا فرار کنیم
هر چند که چیز دیگه ای از عمرمون نمونده
بزودی ... مرگ ما رو به آعوش میکشه
بزودی ریق رحمتا سر میکشیم
و موش ها تن و بدنمون رو میخورن
اگه چیزی نخوری چطور میخوای جون سالم به در ببری؟
طلوع خورشید مشرق من رو تغذیه میکنه
...بخورید ، پرنده های کوچک و خداحافظ
منم آب میخوام
برای یه تیکه از این پرنده
من حاضرم بهتون بگم گنجما کجا مخفی کردم
گرفتمت ، پرنده ی سفید کوچولو
دیدی چه راحت گرفتمش
اون یه کبوتر خونگیه
اون از آدما نمیترسه
لطفا بدش به من
ها الان گرفتم منظورت چیه
نفهمیدم
این با عقل جور در نمیاد
سر به نیستش کن
به هر حال من که دارم از گشنگی میمیرم
این یه نامه رمزیه
برعکس نوشته شده
رمزی؟
خانم دادلی عزیز
خیلی دلم برات تنگ شده
هر روز من تصویر تو را
در روشنایی نور ماه تصور میکنم
بنظر میاد مکاتبات شخصی کسیه
باید بخونیمش؟
بلللللله ، باید بخونیمش
... خب پس گوش کن
دوباره میگم ، معذرت میخوام بخاطر
اینکه ناگهانی ترکت کردم
اگر به خاطر اختلاف نظر هایی که با پدرت داشتم نبود
هیچوقت نمیخواستم ترکت کنم خانم دادلی
توی خونه پدرت هرزه گری میکنی ؟ اونم با یه معلم معمولی ؟
من دانشجوی جغرافیا و نقشه برداری هستم
سگ ها رو بندازید دنبالش
عزیزم دوست دارم
منم دوست دارم عزیزم ، منتظرم بمون
پدرت ، جناب دادلی ،کاملا درست میگفت
تمام دار و ندارم رو خرج کردم
حرومش نکردم
بلکه صرف سرمایه گذاری روی اختراعم کردم
من تونستم دستگاهی بسازم که انقلابی در نقشه برداری محسوب میشه
با کمک پنج چرخ دنده متحرک این دستگاه
میتونم فاصله ها رو به دقت اندازه گیری کنم
در حالی که همه جای دنیا
هنوز به صورت سنتی باید اینکار رو انجام بدن
شهرت من به امپراتوری روسیه رسید
و بهم سفارش نقشه برداری
از مرزهای اروپایی مورد تملکش رو داده
! یادم اومد
همون دانشمند معروفه
من توی سفرم به سفارت انگلیس باهاش ملاقات کردم
من از تمام اروپا رد شدم
و بعد از عبور از اروپا
در کوههای تیره و تاریک ترانسیلوانیا
به جنگلی وحشی در روسیه کوچک رسیدم
در آن جا با پدیده ای روبرو شدم که
هیچ توضیج منطقی و علمی نداره
اون به مانند یک افسانه ی عجیب و یا
یه داستان ترسناکی بود که شب ها برای ترسوندن بچه ها بهشون می گفتند
و حالا جلوی چشمان من به حقیقت پیوسته بود
من موجودی پیر با
چشمانی بیشمار رو دیدم
اسم او "وی " بود
با یه نگاه مختصر بهت ، میتونه ذهنت رو بخونه
و به مخفیانه ترین افکارت دست پیدا کنه
در یک مهمانی شبانگاهی محلی ها به
حیوانات عجیب غریبی تبدیل شدند
هیولاهای پرنده از هر سمت وسویی ظاهر میشدند
خانم دادلی این یه ماجراجویی غیرمنتظره ای بود که
من در راه رفتم به مسکو تجربه کردم
این چیزهایی عجیبی که دیدم رو هنوزم نمیتونم از یاد ببرم
و فکر نمیکنم تا وقتی زنده ام بتونم فراموشش کنم
خانم دادلی من مطمعن بودم که
پاداشی از طرف پیتر
در مسکو منتظر منه
اما همچین اتفاقی نیوفتاد
همونطور که توافق کردیم من براتون یه نقشه آوردم
! آقای جاناتان گرین
و من ساشا منشیکو هستم
خیلی خب ، دنبالم بیا ، خیلی خوب
نقشه ها اشیا دل پذیری هستند
ما خیلی قدر نقشه ها رو میدونیم
اونا شگفت انگیز هستند
ما خیلی در مورد اختراع تو شنیدیم
چرخ پنجم - یه اختراع کاملا اورجینال
! چه دقت و جزئیاتی
من تا حالا هیچ نقشه ای به انی جزئیات ندیدم
اوه نگاه کن ، دانمارک عزیزم اینجاست! خیلی کوچیکه
و اینم هلند عزیز منه اینجا
! مواظب باشید ، نقشم
!هر چیزی که تو توی اروپا داری کوچیکه
و اینجا رو نگاه کن ، تو روسیه همه چیز اینجا بزرگه
! سرزمین ناشناخته
!گوش کنید ! گوش کنید
همانطور که عقاب پرنده ملی ماست
هیچکس نمی تونه توی ژست عقاب برینه
پیتر کبیر کجاست ؟
من قرار بود باهاش ملاقات کنم
منظورت چیه؟
اینهاش برو باش ببینش
! بنوش ! بنوش
من قبلا دیدمش
این اون نیست
مطمعنی اون کسی که دیده بودی پیتر بوده ؟
بله
پیتر اصلی ؟
آره
پیتر کبیر ؟
آره
مارتا ، به همه بگو برقصند
همه باید برقصند ، پاشید برقصید
من در سفارت خانه بزرگ با او ملاقات کردم
دیوان دانشمندان و همینطور خود من
امپراطور رو دیدم
شما اروپایی ها باید بهتر بدونید
که امپراطور چه شکلیه
بندازیدش تو سیاه چال
چشمام
حرکت کن ، خوک کثیف
به مهمان سرا خوش اومدید
بندازیدش اونجا
ما برات بهترین اتاق رو تدارک دیدم
برای مهمونای خارجی مثل تو
حالشو ببر
و خانم دادلی عزیز
این آخرین خبر از حال و روز من بود
این نامه هم آخرین نامه از طرف من برای تو بود
چونکه این آخرین کبوتر نامه رسان من بود
فکر کنم ، آقای گرین به کمک من احتیاج داره
میتونم از پَر تو استفاده کنم؟
ممنونم
این کبوتر
تنها شانس ما برای خروج از اینجاست
اگر خانم دادلی واقعا جاناتان رو دوست داشته باشه
ما میتونیم انتظار اینو داشته باشیم که کسانی به ملاقاتمون بیان
حالا اون بشقاب گرونه رو بذارید
پدر
بله ؟
این از طرف جاناتان اومده ، اون تو مخمصه گیرکرده
معلومه
اگه خودش خودشا به گا نده یکی دیگه بگاش میده
حتما چشمش به یه دختری دلربا افتاده
و مسیر خونه رو گم کرده
بابایی لطفا بس کن
اون پدر فرزند منه
اون حتی وظایف پدریش رو هم انجام نمیده
لطفا ، ما میخوای بیشتر ازش بدونیم
برو بازیتو بکن گلم
خانم دادلی عزیز
پادشاه پیتر کبیر یه دروغگویی بیش نیس
حالا به این طرفش نگاه کن
این دست خط جاناتان نیس
من ، پادشاه کبیر
امپراطوری روسیه کبیر
خطاب به هر کسی که این نامه را می خواند
من اعلام میدارم که در برج لندن
زندانی شده ام
من تنها فرمانروای برحقِ ِ
روسیه هستم
پیتر اول
چه چرت و پرت هایی راجب به پیتر اول ؟
نمیتونه حقیقت داشته باشه
اینم یکی از نامه های رمز دار توعه ؟
بخدا منم سر در نمیارم
حالا من باید چکار کنم ؟
سفیر اعلیحضرت
ملکه انگلیس بارون چارلز
هم اکنون در مسکو روسیه مستقر شده
ما از بارون چارلز میخوایم که راست و ریستش کنه
همه ی کبوتر های نامه رسان رو آماده کنید
سفیر اعلیاحضرت آنا
ملکه انگلیس و اسکاتلند
از بریتانیای کبیر
جناب چارلز وایتورٍث وارد میشوند
همه اجداد من ریش داشتن
ممنونم پسرم
اون مرد انگلیسی کجاست ؟
برا این مرد چینی 30 چوق بده
بعد ما میفرستیمش سیبری
راه بیفت
این کار وحشیانس ، ولش کنید
اون فقط یه پسربچس
دستتا بکش
اینم همون انگلیسیه که دنبالش میگشتیم
به دستور اعلیاحضرت
به شما دستور میدهم ، ای روستاییان نادان
ریش و پشم نگذارید
ریش هاتون رو بزنید این یه دستوره
اینجا چه خبره ؟
اصلاحات پیتر کبیره
داره یه تمدن جدید میسازه
من مطیع اعلیاحضرت ،ملکه ی انگلیس هستم
بفرما اینم از شازده ، صحیح وسالم
میبینی ... ولش کنید
جاناتان ، تو بخشیده شدی
البته تا حدی با مداخله من
البته تا حدی با مداخله من
ممنونم
جناب آقای دادلی این کبوتر ها رو فرستادن
من یه ایده معرکه دارم
تو میتونی بری به مشرق زمین
و برای ما یه نقشه جدید ترسیم کنی
و گوش کن ببین چی میگم
حتی یه لحظه هم به این فکر نکن که به سمت اروپا فرار کنی
و هرچی که تو طول مسیر دیدی پیش خودت محفوظ باشه
دیگه راحت تر از این نمیشه
من برم به شرق؟
باشه به یه شرط
من به یه دستار نیاز دارم
میخوام این پسر باهام بیاد
این احمق مردنی رو میخوای ؟
مگه نشنیدی گوساله ؟ اسکلی ؟
بیا ، ببرش ، مال خودت
فعلا باید به فکر این باشیم
که از اینجا بریم بیرون
قبل از اینکه نظرش عوض بشه
پرنده ها رو بده به من
اون انگلیسیه رو بزارید وقتی از شهر خارج شد
سر به نیست کنید
از شر اون چینیه هم خلاص شید
حالت خوبه ؟
اسمت چیه ؟
چان لان
بجای اینکه من برم سمت شرق
باید همین امروز از مسکو خارج بشیم
اما سفر سختی در پیش داریم
من جونما بهت مدیونم
منم با تو به شرق میام
خیلی خب
ببین ، دنبالم بیا
من به یه دستیار نیاز دارم
نمیخوام مزاحمت باشم
شما با کالسکه بیاید
من بالای کالسکه مستقر میشم
رو سقف ؟
باشه
باشه پس تو به این ، و این نیاز داری
بگیر
ممنون
یالا حرف بزن تفاله انگلیسی
طلا ها کجاست ؟
من یه کت چرم از اعلیاحضرت پیدا کردم
ببینش یه کت خز داره
بگرد پولاشونا پیدا کن
دنبال طلا هاشون بگرد
پولات کجاست؟
هیولا ، هیولا
هیولا ! هیولا
! ای تخم سگ
حالت خوبه ؟
من خوبم
نگران نباش ، گلم
الان جات امنه
اون چیزی که منم میبینم تو هم میبینی ؟
یه اِلف کوچولوعه
غیر ممکنه ! به نظرت من مستم ؟
غیر ممکنه ! به نظرت من مستم ؟
!مرد سرسخت
بهت گفتم سر به سر پرنده ها نذار
بس کن
بسه دیگه ، بیا برو بیرون ،بیا
بیرون
پرواز بی خطر
... حتی فکرشم نکن
خانم دادلی عزیز
به نظر میرسه توی شهر مسکو
توطئه ای در کار باشه
پیتر واقعی ، پیتر اصلی
هیچوقت از انگلیس برنگشت
ایست
بابت چه کاری اومدید
من یه قرار ملاقات با رئیس زندان دارم
بزارید رد بشن
ازنقشه من استفاده کن
لرد منشیکو همه راه ها رو بسته
تا وقتی که امپراطور واقعی به تاج و تختش برنگرده
من نمیتونم بیام خونه
من فقط میتونم به شرق برم
من میخوام آقای جیمز هوک رو ببینم
اوه ، خانم ، معذرت میخوام
آقای هوک فعلا مشغول هستن
اینجا چه خبره ؟
مبارزه ای بین زندانی هاست
اون آقای جیمز هوک هستش ؟
من شنیدم اون خوی وحشیانه ای داره
و اغلب زندانیان رو کتک میزنه
در حال حاضر که زندانیها دهنشا سرویس کردن
خب ،امروز روز شانستون نبود
تنها راه خارج شدن از زندان اینکه مبارزه رو ببرن
یادتون باشه آقایون
هر کسی که بتونه برسه اون بالا آزاد میشه
نفر بعدی کیه ؟
به نظر میرسه استاد بینتون نیست
نیازه که ما برگردیم به چین
چنگ لان به کمک ما نیاز داره
خانم
آقای هوک مهربون تر و منصف تر از اون چیزیه که شما فکر میکنید
هونگ زی برو و چنگ لان رو پیدا کن
همه شاهد باشید
این مرد آزادی خودش رو با مبارزه ای منصفانه برد
بذارید بره
اون آزاده
من برادرانم رو ترک نمیکنم
ما با هم مبارزه میکنیم و با هم میریم
باشه من به انتخابت احترام میذارم
بذاریم هر سه تاشون برن ،شما آزادید
برای امروز کافیه
رینگ مبارزه رو خالی کنید
برید و تمرین کنید آقایون
بدن هاتون رو تقویت کنید
یادتون باشه
عقل سالم در بدن سالم است
برای خروج از اینجا باید مرا دوست داشته باشید
برای زندگیتون تمرین کنید و بجنگید
یه لحظه صبر کنیم خانم
من یه آبی به صورت بزنم یه لحظه صبر کنیم خانم
من یه آبی به صورت بزنم
هییی یه دختر زیبا اونجاست
استاد برای فردا ، میشه روال تمرین همیشگیتون رو تغییر بدید ؟
دست راستم دو برابر بلند تر از دستم چپم شده
چیزی دیگه نمونده دستم برسه به رود خونه
استاد ، فن مشت اژدها خیلی سخته
من هیچ وقت یاد نگرفتمش
پس تا آخر عمرت توی اون ماسک میمونی
بیخیال فرار شو
شما پدر با نفوذی دارید خانم دادلی
در غیر این صورت من هیچ وقت
اجازه نمیدم یه خانم وارد زندان بشه
لطفا بشنید
امیدوارم لذت ببرید
...تمام این عتیقه جاتی که این همه سال جمع کردم
این یکی از کلاه خود های امپراتوری رم هست
من همیشه چیزهای جالبی پیدا میکنم
و این شگفتی آهن ، این غرور و لذت
اسپارتاکوس
و اینجا
این شمشیر پادشاه آرتوره
باورت میشه ، پادشاه آرتور بزرگ
میتونم از اینها تا ساعت ها براتون بگم ، بگذریم
چکاری از دست من ساختس بانوی من ؟
آقای هوک
به من اطلاع دادن که یکی از زندانیاتون
پادشاه روسیه (پیتر اول) هستن
اون چندین ساله که به سرزمینش بر نگشته
... و
توی این زندان
ما هیچ پادشاه وتزاری نداریم
یا شادم شما دارید اونی رو میگید ... زندانی روسی رو
بله ، همچین آدمی وجود داره ولی اون یه جاسوسه
پیتر میخایلوف
میتونم نشونتون بدم
باید بهتون هشدار بدم خانم دادلی
مراقب باشید
به هیچ یک از زندانیان بیش از حد نزدیک نشید
اونا میتونن خیلی خشن بشن
میشه مارو تنها بذارید ؟
نیازه که با هاشون صحبت کنم
اگه به کمک نیاز داشتید جیغ بزنید
لطفا بزار لمست کنم عزیز دل برادر
لطفا ، لطفا ،فقط یه دست کوچولو میزنم
اون گوش کوچولوی خوشگلتا بیار اینجا
! تا من رازما بهت بگم
! تا من رازما بهت بگم
بعدش میشه راز هردومون
لطفا ... بزار لمست کنم گوگولی
تو خیلی پیر تر از اونی که یه تزار باشی
و تو هم به قیافت نمیخوره روسی باشی
پس باید تو باشی
آیا تو همون تزار روسی هستی؟
خانم دادلی
ما همه منتظر شما بودیم
جون شوهر من به شما بستگی داره که
تاج و تختتون رو پس بگیرید
از قرار معلوم اون توی روسیه است و داره با یه پسربچه چینی
به سمت شرق حرکت میکنه
نامه ی جدیدی به دستت رسیده ؟>
دستیار من خیلی جوونه
و شبیه یه بچه میمونه
اما به شدت خر زوره
شجاعت و مهارتی داره که کسی تا حالا ندیده
تو نگاه اول فکر کردم دختره
اگه چنگ لان رو با چشم خودم ندیده بودم
...که چطور به یه مشت دزد توی جنگل مبارزه میکرد
چنگ لان دختر منه
دخترته ؟
چنگ لان دختره؟
جاناتان ... داره با یه دختر همسفر میشه
اگه اینو میدونستم هیچوقت نمیومدم اینجا
اون داره بایه دختر تو جنگل سفر میکنه
صبر کن
اون توی نامه گفت که فکر میکنه اون پسره
اون توی نامه گفت که فکر میکنه اون پسره
شاید هنوز بینشون اتفاق خاصی نیوفتاده باشه
هنوز؟
اتفاقی نیوفتاده ؟
میتونی کمکمون کنی ؟
فقط مطمئن شو
در رو باز بزاری
چرا من باید حرفاتو باور کنم ؟
دخترم شوهرتو میبره به چین
آیا واقعا میخوای شوهرتو دوباره زنده ببینی یا نه ؟
معلومه که میخوام
به نظر میاد پیر مرده دیگه مرده (بنده خدا از بس تو کف این دختره بود روحش پر کشید :) )
! او خدای من
چه اتفاقی براش افتاد ؟
اون مرده ؟
اوه خدای من
روح یکی از زندانیاتون پرکشید
غیرممکنه
آره مرده ،بدجوریم مرده
خیلی عجیبه
خب ، حدافل با خوشی مرده
چرا همچین فکری میکنی ؟
خب تا اونجایی که من میدونم
اون سی سالی میشد که هیچ زنی رو ندیده بود
خب بهتر ، یه نون خور کمتر
خب ، ببریدش بیرون
هی ، پیرمرده مُرد
بذار بیاریمش بیرون
باید بهتون بگم که ما اینجا عده ی زیادی دغل باز داریم
یه مردی اینجا داریم
میگه من کریستفر کلمبم
و یکی دیگه میگه من دون کیشوتم (نام شخصیت و رمانی اثر نویسندهٔ اسپانیایی میگِل سِروانتِس ساآوِدرا)
... همه جور خل و چلی اینجا داریم
عقب وایسید
گنج های این پیرمرد کجاست ؟
هی پیر مرد ، گنجات رو کجا پنهون کردی؟
خیلی خب بیاید از اینجا ببریمش بیرون
وای نه
دستت رو بیار
تکون نخور وگرنه شلیک میکنم
یه اتفاقی افتاده
یه اتفاقی افتاده
ولم کن
پله ها رو بکشید بالا
دست من رو بگیرید بانوی من
تکون نخورید
بیا ! مشت اژدهااااا
اووهههه ، ببخشید
برو
مواظب باش
راه فراری نیست
پانصد ساله که کسی
نتونسته فرار کنه
بیاید ! برگردید به سلول هاتون
میخوای بپری؟
برگرد تو سلولت
فکر میکنن باهاشون شوخی دارم؟
وایسید وگرنه شلیک میکنم
بانوی من ، شما باید برج رو ترک کنید
من میترسم
صبر کن ، شلیک نکن
من با هاشون کار دارم
دوست من تو یه مرد آزادی
برای زندگیت فرار کن
بیا پایین ببینم
ای تخم سگ مثل مار لیز میخوره
شما باید همین الان برید
من میترسیم
چیکار میکنی ؟
میخوام یه چیزی پیدا کنم
وقت نداریم
وای نه
مرسی که مواظبم بودید
شما خیلی آقایید
بیا پایین بینم
دنبال چی میگردی ؟
یه نشان
این نشان ؟
نه این شکلیه
این برج لندنه
تکون نخور
اونجا رو ببین
خیلی وقته شمشیر به دست نشدم
بیا جلو
سریع تر بگرد
بایست
اونا کجا هستند؟
شما نمیتونید اینجا بایستید
گفتم همین جا بایست
شما نمیتونید اینجا بایستید
بهت دستور دادم همینجا بایست
پیداش کردم
زودباش
گه توش ، گیر کرده
اینو بده به چنگ لان
چطور پیداش کنم ؟
نشانی که دستته جادوییه
اگه داشته باشیش ، بهت کمک میکنه
قسم میخورم دخترتا پیدا کنم
بزن به چاک
واستا بینم
پیاده شید
من فقط دارم میگم شما نمی تونید اینجا وایسید
جلوشا بگیرید
بجنبید
سریعتر
نزارید فرار کنه
وایسا ، کالسکه رو متوقف کن
خیلی وقت منتظر این لحظه بودم
من تمامی فنون رزمی سراسر دنیا رو یاد گرفتم
خب بزار ببینیم تو چکاره ای
بعد از اینکه کشتمت
تیکه تیکت میکنم و
میذارمت تو کلکسیونم
خوشم اومد مبارز خوبی هستی
تو هم خیلی قدری
ما الان به هم زنجیر شدیم
پس تو هیچ جا نمیتونی بری
بزار ببینم چیکاره ای
هیچ کس نمیتونه از زندان ما فرار کنه
پس من اولین نفر میشم
برو دنبالش ، زودباش
اینجوری خوشگل تر به نظر میای
تو هم جوونتر بنظر میرسی
بیا ادامشو بریم
نه ، نه جون ننت بهش دست نزن
اون کلاه خود چنگیز خانه
کلاه خو؟
آره
مال چنگیز خانه
پششش ،کس خل تو این آب میخورده
کس نمک
نه ، اون نیزه الکساندر کبیره
به اون یکی دیگه دست نزن
نه اون شمشیر سلطان ترکی یه
بزار سر جاش
نه
نه
نه ! نه ، نه ، نه
نه ، نه ،نه ، نه
پس من چه گهی بخورم
خب ! حالا منصفانه شد
تو دیگه از کجا اومدی؟
داری میای
به این راحتی از دست من خلاص نمیشی
آقایون ، لطفا دیگه بس کنید
وگرنه هممون کشته میشیم
یا خدا ! شما حالتون خوبه ؟
چی شد ؟
بگیرشون
تو سنگین تر از منی
اگه تو بیوفتی دهنت سرویس میشه (چون اون سبک تره از فاصله بیشتر میوفته )
دیدید ! اون رسید به اون بالا
تو آزادی
امروز نه
پس اون چینیه کجاس
شما با هم فرار کردید
تو بهم قول دادی ، یادته که
من دارم به خاطر اون این کار رو میکنم
میتونی انجامش بدی؟
بله
من باید نشان رو برگردونم
من بهش قول دادم ، هوی اون کلاه مال منه
کلاهما پس بده ، آقا
داری میری چین ؟
منم با خودت ببر
آهای ، آهای
خدایا ، موفق باشی
یه کشی روسی ، ایولا
به کجا سفر میکنید ؟
کسی چه میدونه
و شما کی باشی ؟
چرا من تورو یاد ندارم ؟
بذارش اونجا کنار بشکه سس
هوییی ، کجا داری میری ؟
بزارش اونجا
کنار بشکه آب
مراقب باش
کجا داری میری؟
سریعتر
لاکپشت از تو سریعتر کار میکنه
جون ، خشگل خانوم
به من دست نزنید
دستتو بکش
به من دست نزنید
ببخشید خانوما میشه به من بگید چطور
یه جا واسه روسیه رزرو کنم ؟
نمیتونم بهت بگم این یه کشتی روسیه
عزیزم به این موهای زیبا تو که به کلاه احتیاجی نداری
این منصفانه نیست
اوه بس کنید
بس کن
برو پی کارت
اگه حالم خوب بود میرفتم
حالا برو از دریا بیرون شیطان
تا هنوز زنده ای برو گمشو
خانوما ، بزودی دوباره کشتی رانی میکنم
در حال حاضر نیازه یکی مشروب بزنم به بدن
... اونم به یه خانوم خوشگل
من سکه زیاد دارم
اونم از طلای خالص
به هر حال
اوه ، خب ، انگار دیگه چاره ای ندارم
میتونم تو مسکو باهاش یه بزرگشو بگیرم
چکار داری میکنی ؟
روسیه ؟
من رو به کشتیت راه میدی ؟
یه زن توی کشتی باعث مشکل میشه
اینم پولت ، انقد وقت تلف نکن
منم عجله دارم عزیزم
پس سریع ، بزن بریم
بیا اینجا
کمک
مواظب جعبه ها باشید
مواظب باش
سریعتر
به یه کمکی برسون
شما دوتا بیاید اینجا کمک ، زود باشید
جعبه مشروبات ناخدا کجاست ؟
و شما ها کی هستید ؟
این آقا مارو استخدام کرده
بله ، بله ، بزارید رد بشن
حرکت کنید
این چیه ؟
ویسکی
وایسا
این مال منه
دنبالم بیا ، آقا
مراقب باش
کجا دارید میرید ؟
برگردید اینجا
برگردید اینجا
برگرد
بزارش همینجا
این از ویسکی تک مالتِ ؟
بله ، آقا
عجب پس تو از مشروب سردرمیاری ، آره؟
بله همین طوره
پس تو میشی دستیار من
این همون کاپیتانیه که میتونه مارو ببره چین؟
کجا پیداش کردی؟
بریز برام
سلامتی
ویسکی تک مالته
اونو توی میخونه بندر پیداش کردم
باد بان هارو بکشید
هوی دریا ندیده
لنگر ها رو بکشید
صبر کنید ، منا جا گذاشتید
صبر کنید
من با شمام
من روسم
شما فراموش کردید منا با خودتون ببرید
گه توش
منا اینجا تنها نذارید ، صبر کنید
من یکی از شما هام
منا اینجا ول نکیند
بزن بریم
منا اینجا نذارید
بزار ببینمی حالا چطور میخوای تمرین کنی
خانوم دادلی عزیز
من دارم به سمت چین سفر میکنم
اشتیاق دیدن تو
با فاصله ای که بین ما افتاده بیشتر شده
راهی که من دارم میرم پر از خطره
و من رو به سمت هرجایی
بجز خانه هدایت میکنه
حالا ما داریم از کنار یه برکه رد میشیم
زیباترین برکه ی دنیا
من با قلبی سنگین روسیه رو ترک کردم
آینده این کشور
بدون پیتر کبیر اصلی تیره و تار و
نامعلومه
اسم کاپیتان چیه ؟
این کشتی متعلق به کیه؟
چی خوردی تو انقدر مستی ؟ مترسک
چاه خلا پر شده و
آبم قطعه
به چی میخندید خدمه های کثیف؟
در مقابل امپراطورتون زانو بزنید
امپراطور؟
و تو کاپیتان رو صدا بزن
همینجاست
کی ؟ تو ؟
ریز میبینمت
اینجا
چرا ما اینجا وایسادیم داریم با این گوساله حرف میزنیم ؟
چی شد؟
بندازیدش تو قفسی چیزی
اون باید یکم زندانی شه تا به خود بیاد
تو انجاییی
دمت گرم ، خوب دهنشا سرویس کردی
ناخدا ، طوفان در راهه
نا خدا ، نگاه کن
داره طوفان میاد
فرمونا بگیر
بادبان هارو بکشید
پیش به سمت جلو
سریعتر
مثل یه لاکپشت کون گشاد میمونی
یه زن تو کشتیه
یه زن بالغ؟
همینطور لش اینجا واینسا ، برو پیداش کن
برو
همه اتاق ها رو بگردید ، سریعتر
برو ، برو ، برو
بریم پیداش کنیم
بیاید پایین
دنبالم بیاید
خودشه
انگار دستیار ناخدا یه زنه
سگ توش
خانومی ، گیرت آوردم
تله موش بسته شده
کمکم کن
خانوم دادلی اینجا چیکار میکنی ؟
جایی رو نداشتم برم
پلیس لندن به خاطر تو دنبال منه
کلید رو بده من ، یالا ، یالا
ولم کن ، بهم دست نزن
بزارید بره وگرنه مشت اژدها رو بهتون نشون میدم
جواب داد
دیدی یا نه؟
همگی بیاید به عرشه
بگیرید ، محکم بگیرید
همه ، بیاید به عرشه
یه موج بزرگ داره میاد
به گا رفتییییم
نا خدا کجاست ؟
من میرم سکان کشتی رو بگیرم
و ما از این موج عبور خواهیم کرد
محکم بایستید
زود باشید پناه بگیرید
بچسبید به یه جا
خدایا این طوفان رو ختم به خیر کن و
و ما را از دستان کشتی شیطان رها بدار
اون چیکار داره میکنه ، شیطان درش رخنه کرده
تخته سنگ جلومونه
اوه یا خدا
از بینشون رد میشیم
هیچ کس تا حالا نتونسته این کارو بکنه
داداش ، بگیر منا
با کمک همدیگیر ، هل بدید
دارم یه روشنایی میبینم
همه زنده هستن ؟
بجز ناخدا سه سانتی همه خوبن
چی شده ؟
اون کیه ؟
یو هو هو و یه بطری ویسکی مشتی
اینم که زندس
طوفانم که تموم شد
طوفانم که تموم شد
طوفان باعث شد نوک بطری خودش بیاد دم دهنم
بعدشم مزه شا برام آورد
زندانیش کنید
و دیگه بهش مشروب ندید
بزاریدم زمین وگرنه
میندازمتون تو دریا کوسه ها بخورنتون
... به افتخار امپراطور
زنده باد ، زنده باد
من تا بحال همچین دریانورد ماهری رو ندیده بودم
فقط پدر دریا میتونست مارو نجات بده
خانم دادلی عزیز
دلم تنگ شده واسه این که دستاتو نوازش کنم
من همش اون وقتایی که توی انگلیس با هم بودیم رو یادم میاد
وقتی که من و تو تنها بودیم
یادش بخیر
من دارم میرم به سمت جاده ابریشم
که یه کانالی بود برای تجار سراسر دنیا
به زودی ما به دیوار بزرگ چین خواهیم رسید
ای کاش تو در کنار من بودی
و عجایب این دنیا رو با هم میدیدیم
من الان در کنار چنگ لان خیلی راحتم
ولی من نمیتونم متقاعدش کنم که
ولی من نمیتونم متقاعدش کنم که
که بیاد تو کالسکه بشینه
در این صورت باید باهاش کنار بیام (داره از ضمیر مرد استفاده میکنه -هنوز نمیدونه دختره)
چنگ لان ، این آخرین ذخیره آبمونه
بیا
بگیرش - نه -
برای رسیدن به روستای چنگ لان
ما از کل چین عبور کردیم
اینجا در لبه ی امپراطوری آسمانی بندری هست که
تمام بازرگانان از سراسر دنیا میان
تا چایی بخرند
اگه من شانس بیارم شاید یه کشتی انگلیسی اینجا پیدا کنم
این روستای منه
ولی خیلی تغییر کرده
دیگه تشخیص نمیدم روستای منه یا نه
ابر های سیاه بالای غار اژدها قرار گرفته
و یه قلعه اونجاست که قبلا نبود
چنگ لان
چی داری میبینی ؟
یه سری سرباز دارن کشاورز ها رو کتک میزنن
یه جای کار میلنگه
مردم من دارن زجر میکشن
من باید نجاتشون بدم
ما این همه راه نیومدیم که دردسر براخودمون درست کنیم
و قرار بود به راهمون ادامه بدیم
پس من که میگم یکم استراحت کنیم و بعد ادامه بدیم
و بندر دیگه ای پیدا کنیم
من باید اعتراف کنم که من
شاهزاده ی جادوگران سفیدم
خدافظ جاناتان عزیز
اون غذایی که دیروز خوردیم خیلی خوشمزه بود
به نظرت امروز بازم بخوریم ؟- آره حتما-
میخواید یکم چایی بخرید ؟ امروز نصف قیمت میدم
ما چایی هامون رو
با کمترین قیمت میفروشیم
تا به شاهزاده مالیات بدیم
دیگه نباید اینجوری ادامه بدیم
هیس ، ساکت شو
هیس ، ساکت شو
اونا همه جا آدم دارن
میخوای بندازنت گوشه زندان؟
نه ، ارزون تر
از این پایین تر دیگه نمیشه
اگه نصف قیمت بدی همشو میخرم
باشه ، قبوله ، فروخته شد
همگی شنیدید ؟ اون همه ی چایی هامون رو خرید
امروز همتون پول گیرتون میاد
بیاید اینجا ، زود باشید
عجله کنید ، عجله کنید
راه رو بازکنید
وایسا
یالا برو گمشو
متفرق شید
پخش شید تو میدون
چی میبینی؟
سکه طلا بدید و گورتون رو گم کنید
ما خیلی کارا براتون میکنیم
ما به اژدها التماس میکنیم خشمگین نشه و
بهمون این چایی شفا بخش رو اعطا کنه
ناقابله جناب خزانه دار
مالیاتتون رو بدید
طلا
کجا سکه های طلاتون رو قایم کردید؟
اگر قدر دان خونه هاتون هستید باید پرداخت کنید
میدونی که چایی ها اوچایی های قدیم نیستن
اکثر مشتری های من وقتی میخورن تفش میکنن
-
این همه اون چیزیه که دارم
این چیه ؟ میخوای من رو خر کنی؟
توی گوساله
چرا تو نمیفهمی ؟
کی داره از شما مراقبت میکنه ؟
فکر میکنی تو میتونی به من نارو بزنی ؟
فکر میکنی میتونی من رو خر کنی ؟
مرتیکه دلقک
اما این درسته
که این قشر بی سواد هیچی نمیفهمن
پس فکر کردی این مغناطیس واسه چیه (بعضی فلزات مثل طلا و یا آلمینیوم خالص رو آهنربا جذب نمیکنه)
من رو خر فرض کردید؟
اگه جرعت دارین یه بار دیگه به من دروغ بگیند
یه کاری با هاتون میکنم که از کارتون پشیمون بشین
و شما اینجا چی دارید ؟
تو تا کی میخوای از ما دزدی کنی ؟
چایی قدرت شفابخشیش رو ازدست داده تو همه ما ها رو درمونده کردی
چیزی نگو
بفرما مار تو آستین خودمون پرورش دادیم
دستگیرش کنید اژدها فردا به حسابش میرشه
دستگیرش کنید اژدها فردا به حسابش میرشه
چیکار میکنید ؟
پدر بزرگما رها کنید
بزارید بره
ولم کنید ، ولم کنید
گرفتمت
چطور تونستی ؟خائن
ماه تا زمین پایین اومده
خدارو شکر شما بلاخره برگشتید
لی هو اینجا خیلی خطرناکه
من گناه کار نیستم ، اونا مجبورم کردند
من گناه کار نیستم ، اونا مجبورم کردند
من دیدم چطور از این مردم دزدی میکردی
پس جادوگر سفید بودنت چی شد؟
تو قسم خوردی که به مردمت و اژدهای بزرگ خدمت کنی
شاهزاده خانوم ، شما اینجا چیکار میکنید؟
لی هون؟
فکر کردی بدون اینکه کسی بشناستت میتونی بیای و بری
تو دوست من هستی ، من نمیخوام باهات مبارزه کنم
چرا تو مارو اینجوری شکنجه میدی ؟
یک دو یک دو
شاهزاده ، بفرما ، اینا همش مال خودته
ماه من
خورشید من
من فکر کنم که دختره رو دیدمش
کی رو ؟
چنگ لان
چی ؟
خب حالا بگو ببینم دیدش یا ندیدش؟
فکر نکنم ، بفرما شما خود شاهزاده ای
ای فرمانروای همه ی سرزمین ها
تو خورشیدی ، منظورم اینکه تو ماه هستی
دهنت رو ببند
اوه عزیزم
برو بیرون
هرچه سریعتر مردم رو جمع کن
و کاری کن همه ببینند
که اژدها از من حرف شنوی داره
من فقط دوباره باید ماسک صورت اون دختره رو بذارم
من فقط دوباره باید ماسک صورت اون دختره رو بذارم
حیف این صورت زیبای من که باید پشت ماسک مخفیش کنم
شاهزاده ی من ، شما خیلی زیبایید
وقتی وقتش شد
وقتی که
وقتی که من بلاخره نشان اژدها رو بدست اوردم
به وسیله ی اژدهای بزرگ برگزیده میشم
و چهره ی واقعیم رو
نشونشون میدم
بگذارید بهتون معرفی کنم ، شاهزاده ی زیبای حقیقی و
فرمانروای بزرگ برگزیدهی اژدها
ایشان همیشه مفتخر هستند که به مهمانان خارجیمون خوش آمد بگویند
ایشان همیشه مفتخر هستند که به مهمانان خارجیمون خوش آمد بگویند
بگذارید من خودم رو معرفی کنم
اسم من جاناتان گرین هست
من یک دانشمند و نقشه بردار هستم
من نقشه ی جاهایی که تا حالا بودم رو کشیدم
لطفا ببینید
این نقشه همه ی سرزمین ها رو نشون میده
از اینجا تا اروپا
ما میتونیم کشتی های چاییمون رو بفرستمی اینجا
از طریق راه های زمینی هم میتونیم نه فقط راه آبی
هدف از ملاقات با من چی بود ؟
من از ادامه سفرم جدا شدم تا
تا اژدهای معروف شما رو ببینم
آیا شما همان شاهزاده ی افسانه ای ی
جادوگران سفید هستید؟
و صاحب چایی شفابخش جادویی هستید؟
بله من همون شاهزاده هستم
بله من همون شاهزاده هستم
استاد ِ اژدها
من یه دستیاری داشتم به نام چانگ لان
این خیلی جالبه
و من درعجبم که
شما مثل خواهر دوقلوش هستید
اون شباهت زیادی به شما داره (هنوز داره از ضمیر مذکر استفاده میکنه)
شما که فامیل نیستید با هم نه؟
در واقع
ما خیلی شبیه به همیم
میتونیم اژدها رو بهت نشون بدیم؟
جادوگر خودشا جای تو جا زده
همه فکر میکنن اون تو هستی
اگه که استاد نشان اژدها رو داره
چطور اونا میخوان کنترلش کنن؟
نگاه کن ، اون تو نیستی ؟
باورم نیمشه ، اون خود منم
حالا میفهمم
چرا مجسمه سازان خارجی از صورت من قالب برداری کردند
اونا به عنوان ماسک ازش استفاده کردند
بازم تو ؟ اینجا چیکار میکنی؟
جاناتان کجاست ؟
جاناتان گرین
نقشه برداره ، اون اسیرشون شده
ما باید ازش بخوایم که یه نقشه ازجای نگهبانا بهمون بده
امروز ما مفتخریم به دیدن
شاهزاده ی دوست داشتنیمون هستیم
با چهره ی مرواریدی
درخشانشان
و ما تا همیشه قدردانشون هستیم
میبینید ؟ تو کسی هستی که همچین آشوبی رو درست کردی
تو تعدادی از برگ های چایی رو جمع کردی
و حتی رفتار درستی هم نداشتی
مگه نمیبینید؟
اگر از دستور شاهزاده سرپیچی کنید
شما جزای کارتون رو خواهید دید
سرنوشت اون رو فقط اژدهای بزرگ تعیین میکنه
مراقب باش تو بشدت در خطری
ما یه نقشه از این مکان نیاز داریم تا تورو نجات بدیم
بپاس قدر دانی این مرد انگلیسی از میزبان بخشنده ی ما
من مشتاقم که اگه شاهزاده نظرشون رو به بنده جلب کنند
از قلمروشان یه نقشه با جزئیات بسازم
شما میتونید در کمال آرامش کارتون رو انجام بدید
خب من پیشنهاد میدم هرچه سریعتر دست به کار بشم
اون سر همه رو کلاه گذاشته
اون سر همه رو کلاه گذاشته
بنظر میرسه اون داره از یه نشان جادویی استفاده میکنه
اما اون اصلا نشان اژدهای واقعی نیست
اوه ، اژدهای بزرگ
من رو نجات بدید
چه اتفاقی داره میوفته؟
چطور ممکنه؟
چطور ممکنه ازدها رو مجبور به انجام چنین کاری کنند
این جا هیچ فرقی با زندان نداره
وقتی که به این روستا اومدی
دیگه نمیتونی ازش خارج بشی
ما سعی کردیم نگهبان ها رو شکست بدیم ولی
جادوگر سیاه پشت اونهاست
پس هیچ فایده ای نداره
خواهر ، آسیب دیدی؟
من خوبم
پدربزرگ این دختر امروز اعدام شد
مادرش به عنوان برده توی مزارع فروخته شد
لطفا گریه نکن
من قول میدم مادرت رو برگردونم
شعر اژدها رو بلدی بخونی ؟
برام بخونش
ستاره در آسمان چشمک میزنند
ماه داره گریه میکنه و اشک میریزه
بچه ها در تاریکی زندگی میکنند
اونا حتی هیچ مادرو خونه ای ندارن
درخت چای در جنوب قرار گرفته
جوانه هاش رو با اشک و عرق میکارند
ای اژدهای بزرگ
داری میبینی که ما داریم باصدای بلند گریه میکنیم ؟
شیاطین دارن سرزمین های مادریمان را
بدون هیچ رحمی نابود میکنند
ما به کمک تو نیاز داریم
مارا از این ظلم نجات بده
ساکت
شعر نخونید
فردا سر مزرعه
یه شعر دیگه بخونید
برو
سرزمینی با زیبایی وحشتناک
اینم از تجار روسیه ، اومدن از ما چای بخرن
لطفا با اونها برخورد خوبی داشته باشید
اوه مرسی ، لطفا از این طرف بیاید
اوه ، بالاخره به خشکی رسیدیم
میخوام یه چیزی برم بخورم
هرچیزی باشه فقط غذای دریایی نباشه
مار ، رطیل ، عقرب ، تازه ، امتحان کنید
مار ، رطیل ، عقرب ، تازه ، امتحان کنید
عقرب زنده ، بیا یه تستی بزن
اصلا سیر شدیم نخواستیم
قربان این چایی رو امتحان کنید
Why are you doing this?
من دنبال شاهزاده میگردم
نگا گن ، اون نشان اژدها رو داره
من نشان اژدها رو دیدم
یه مرده خارجی دستش بود
این جادو نیس این شعبده بازیه
سرورم اگه یادتون رفته
شما به من قول دادید که شوهرما پیدا کنید
شما به من قول دادید که شوهرما پیدا کنید
سرورم شما نمی تونید زیر قولتون بزنید
و رفتار های احمقانه رو بذار کنار
و انقدر این نشان رو نشون کس و ناکس نده
من فکر میکنم اینجوری هیچ وفت پیداشون نمیکنیم
سرورم
امپراطور ؟
چه افتخاری
سرورم ؟ سرورم؟
درست رفتار کن
چه بلایی سر پدرم آوردی؟
چطور نشان رو بدست آوردی؟
تو کی هستی ؟ بنال ببینم
اسم منو از کجا میدونی ؟
دستا بالا
مرسی عزیزم
من عزیز تو نیستم
خب حالا بگو ببینم داستان تو چیه
ما از مسکو اومدیم اینجا
یه مرد فوق العاده ای جون من از مرگ حتمی نجات داد
اسم اون جاناتان گرینه
جاناتان!
آروم باش خانم دادلی - اون کجاست -
من فکر میکنم که اون بهترین سفر عمرش بوده
پر از کشفیات عجیب
فقط خودشون دوتایی
فکر کنم اتفاقاتی زیادی حین این سفر رخ داده باشه
بله ، در موقعیتی کاملا متفاوت
اما من باید بگم که
من همیشه در کنار اون احساس امنیت و آرامش میکردم
اون کجاست؟
خانوم دادلی ، لطفا
من معذرت میخوام ، اونی که باش همسفر بودی همسر این خانومه
همسر و مادر بچشه
همسر و مادر بچشه
ما فقط ... من نیازی به عذر خواهی نمیبینم
من دارم یه نقشه برای شاهزاده میکشم
من دارم به ملکه خدمت میکنم ، دستما بازکنید
من یه شهروند انگلیسی ام
هنوز نمیدونی که کجا هستی ؟
من اینجا قدرت مطلقم ، هر چی بگم همونه
کدوم قدرت ؟
من اختراع شما رو دیدم
یه مشت نیزه و آهن پاره اسباب بازی
از صد سال پیش
تو کوری نمیبینی ، درست مثل دیگران
کلاه خودتا نشونش بده
من نه تنها ارتش باستانی رو زنده کردم
بلکه اونارو توی زره آسیب ناپذیر گذاشتمشون
از طریق قدرت اژدها
من میتونم نور وصدا رو کنترل کنم
و بزودی وقتی که نشان اژدها رو بدست بیارم
به کل دنیا فرمانروایی خواهم کرد
و تو هم یه طعمه خوبی برای بدست آوردنش هستی
وقتی که اون بفهمه که میخوایم اعدامت کنیم
خودشا دو دستی میزاره
در اختیار من
ببریدش
ما رو کجا آوردین ؟
من معتقدم که الان نوبت منه که سوال بپرسم
خب بگو چطور نشان پدر منا بدست آوردی
من خیلی از پدرت متشکرم
هر دوی ما در برج لندن زندانی بودیم
در طول همهی اون روزای طولانی لندن
اون فنون خودش رو به من آموخت
و من ازش یاد گرفتم
صحیح منم باورم شد
پس تو باورت نمیشه ! باشه پس نگاه کن
به چی میخندید ؟
من همین طوری دزدان دریایی رو نابود کردم
سلاحاشون رو برگردونید
اوه مرسی
حالا دیدی
حالا میتونم بگم که
تو همون شاهزاده ی واقعی هستی
بگیرش ، این مال توعه
خیلی ازت ممنونم
نقشه
این دیگه چه جک و جونوریه تو کشور شما
شاید باورت نشه ولی
این موجود از روسیه اومده
دست خط جاناتانه
تو میفهمی این چیه؟
من میدونم چطوری بخونیمش
یه آیینه نیازه
آوردمشون سرورم
شاهزاده خانم لطفا ماروببخشید
ما نتونستیم پدرتون رو پیدا کنیم
من قسم میخورم تا آخر عمرم بهتون خدمت کننیم و ازتون مراقب کنم
همش همین ؟
از این سفر طولانی که داشته همینه داری بگی ؟
ما نشان اژدها را پیدا کردیم
پیداش کردی ؟ پس بدش به من
دست اون نجیب زادس
امپراطور روسی ، پیتر بزرگ
زونگ زی همینجا بمون
و تو ، اون امپراطور روسی رو برام بیار
این نشان عجیب غریبیه
شاهزاده خانوم
اما شما چطور ؟ شما چطور اینجا هستید ؟
اون کی بود توی قصر ؟
جادوگر ستمکار
اون از یه ماسک شبیه به چهره شاهزاده استفاده میکنه
و قانون گذاری میکنه
برادر ما همین الان جونشا براش قسم خورد
برای خدمت به اون جادوگر قسم خورد
اون سر هممون کلاه گذاشته
شاهزاده ، زونگ زی باور داشت که اون شما هستید
اون خیلی شما رو دوست داره
اون هیچ وقت اینکار رو نمیکرد اگه میدونست اون شما نیستید
جادوگر و دار ودستش معتقدند که
اون مکان غیر قابل دسترسه
آقای گرین یه نقشه خیلی خوبی تهیه کرده
ما میتونیم از زیر آب وارد غار بشیم
برای ما روس ها مشکلی نیس
برو بشکه هارو آماده کن
روس ها حاناتان رو آزاد خواهند کرد
و شما به اژدهاتون میرسید
و متقاعدش میکنیم که کمکمون کنه
مردم من هم میتونن ازراه هوایی حمله کنند
منظورت از راه هوایی چیه ؟
جاناتان دانشمند بزرگیه
اون همه چیز رو محاسبه میکنه
بر اساس نحوه پرواز یه پرنده
ما مستقیما از بالا ی مزارع چایی پرواز میکنیم
به سمت هدف
برو و هر چی چتر توی روستا هست رو جمع کن
بله
بله
من میرم دنبال اژدها ، نشان رو نشونش میدم
و امیدوارم تشخیص بده که من شاهزاده واقعی هستم
ما باید از سلاح های جدید استفاده کنیم
تا بدونیم سیستم دفاعیشون رو بشکنیم
من پیشنهاد میکنم از فلفل استفاده کن
ما نیزه و پیکان هاشون رو پاسخ خواهیم داد
با استفاده از فلفل در تیر هامون
باعث میشه دیده بشه
که چطور با جادوگر مقابله میکنیم
شیطان داره زمین های
مارا بدون هیچ ترحمی ویران میکنه
ما به کمک تو نیاز داریم
ما به کمک تو نیاز داریم
ما را از دست ظلم نجات بده
اون فکر میکنه نشان دست منه
و همین به ما زمان بیشتری برای مانور دادن میده
من میرم که خودما آماده کنم
منم نیازه که لباسما عوض کنم
با این لباس که نمیتونم بجنگم
کمک کن سوتینما باز کنم
من تا حالا با هیچ زنی نبودم
منم با خودت ببر ، مطمعن باش پشیمون نمیشی
راجع بش فکر میکنم
میخوای منا بکشی ؟
عوضی ، میکشمت
موفق باشی
هی صبر کن ، چطوری بیام بیرون؟
هی ، این همه چتر رو واسه چی میخواید؟
امروز روزه گرمی خواهد شد
یعنی انقدر گرم میشه ؟
سرورم ، چی تو رو اینجا کشونده؟
شاهزاده عزیز
من باید یه ماموریت مهمی رو انجام بدم
پس شاید بهتر باشه خصوصی صحبت کنیم
با من بیا
خیلی زود پیش رفت
اصلا افسانه هایی از من تو روسیه گفته میشه
نگذار قلبتو بشکنه ،سرورم
نگران نباشه ، زود برمیگردم
با من بیا
خیلی زیباست
ریدم تو این سرنوشتی که من دارم
و حالا بگذارید یه اعدام منصفانه دیگه رو تدارک بدیم
حالا اژدها تصمیم میگیره
سرنوشت این مسافر خارجی چی میتونه باشه
این شوهر منه
این شوهر منه ؟
لطفا ، رحم کنید
چرا زودتر بهم نگفتی ؟
اگه این شوهرت بود باید زودتر بهم میگفتی
و ممکن بود بشه براش کاری کرد
خب ، پس این روهم دستگیر کنید
ولم کنید
چیکار داری میکنی ؟ دستتو بکش
خلع سلاحشون کنید
اونا بهت دروغ گفتن
به همون یکی انگلیسیه ببندینش
همه شاهد باشید
زنی که صورت سفیدی داره یه جادوگره
خوش مزس
برو
برو به سمت راست ، حالا دهنشا باز کن
برو راست ، سریعتر
دوستان این یه اژدهای واقعی نیس
مراقب باش نبیننمون
کی ، تو کی هستی ؟
چی ؟ نمیفهمم چی میگی
واضح تر حرف بزن
برو کمک کن ، سرش رو تکون بده
شما کی هستید ؟
بیااا
ما خیلی وقته منتظر چنگ لان بودیم
اما نه سه تا مرد ریقو
حالا برا پیش غذا سرختون میکنیم
وقتی زمانش برسه
بگردش و نشان رو برای من بیار
امپراطور چیه دیگه ؟
دیگه باید کم کم آماده ملاقات با اژدها بشم
بفرستش بیرون
دمنده رو آماده کن
خودشه ، مخفیش کن
خب اینم از این
و آماده ی شارژ برق باشید
دوباره دهنشا باز کنید
پنجه هاشو تکون بدید
تو از کجا اومدی ؟
همه شنا کردن اومدن خب منم شنا کردم دیگه
آروم ، نگران نباش
خوبه ، اینم باز کن
و بگیر که سورپرایز داره میاد
بیا یکم طعم قدرت منا بچش
غیرممکنه
دیدی گفتم پشیمون نمیشی منا آزاد کنی
حالا آزادی
فرارکن
من متاسفم
!واقعا خودتی
!واقعا خودتی
پدرم راست میگفت ؟ چرا من به حرفش گوش ندادم ؟
برا چی میزنی تو گوشم ؟
حالا میفهمی ؟
من میدونم از دستم ناراحتی
معلومه که ناراحتم
تو با یه خانوم
توی یه کالسکه بودی
دختر کجا بود ؟ از چی داری حرف میزنی ؟
با زیباترین دختر چین
عزیزم
من عاشقتم
برو گمشو
حالا نه
سگ توش ، فرار
بجنب ، سریعتر
حالت دفاعی بگیرید
کمانداران آماده باشید
بزنید
بزنید
اِما ، من کمکت میکنم ، خودتا نگه دار
Emma! Emma
فلفل
آماده شید
فلفل ، فلفل
همه باهم
حمله
حملللله
خیلی زیادن ، تازه قدشونم بلنده
اژدها ، من برگزیده شدم
من به تو دستور میدم که اطاعت کنی
سرورم
چی ؟ پس نشان کجاست؟
سروم ، این همه چیزیه که پیدا کردیم
همه کار ها رو خودم باید انجام بدم
یکم دیگه مونده
تو مستحق یه استراحت کوچیک رو هستی
آماده
همه دود هاتو خودت کوفت کن
بیاریدشون ، عجله کنید
چیز دیگه ای نمونده
اونا آزمایشگاه رو نابود کردن
نشان کجاست ؟
کمکم کن بلند بشم
خیلی مشروب خوردم
عزیزم
مردمانی زیادی سعی کردن منا مسمومم کنن
در نتیجه الان دیگه هیچ سمی رو من جواب نمیده
ما رو ببر بالا
اگه میخوای نکشمش
وایسا دارم میام
سیرکو کمک کن چیزی دیگه نمونده
او شاهزاده ی عزیزم ، بگا رفتیم
بزودی اینجا رو محاصره میکنن
و جادوگرا رو هم شکست دادن
چه کار کنیم ؟
بزار بره
آروم باش
چیکار باید بکنیم؟
راستیاتش من امروز اصلاح کردم
راستیاتش من امروز اصلاح کردم
یه نقشه ای دارم
همینطور که گفتم باید بزنیم به چاک
تو راست میگی
برو همه طلا ها رو جمع کن
بکشش
زی زونگ ، نکن
اون چنگ لان نیست
اون جادوگر سیاهه
منتظر چی هستی ؟
گفتم بکشش
زی هونگ به ما اعتماد کن
ما برادرات هستیم
منتظر چی هستی ؟
پای قسمی که خوردی وایسا
بهش گوش نده
تو برای چنگ لان قسم خوردی نه این جادوگر
راست میگه ؟
تو چنگ لان واقعی نیستی ؟
من خودشم تو چنگ لان واقعی نیستی ؟
من خودشم
به حرف اونا گوش نکن
زونگ زی
زونگ زی
بلاخره تو مال من شدی
این قایق برای دونفر جا نداه
مطمعنا اون یه جادوگره
تا بعد ، اوسکلا
خانوم ، خانوم
خانوم
شاهزاده ی من
خورشید من
خانوم ما نیاز به کمک داره
من ماسک تو رو برمیدارم
و منم نشان اژدها رو ازت میگیرم و توسط اژدها برگزیده میشم
تو ارزش این نشان رو نمیدونی چقدره
فقط کسی که برگزیده شده میتونه ازش استفاده کنه
نگاه کنید اژدهای بزرگ آزاد شده
اژدهای بزرگ آزاد شده
اونجارو نگاه کن
بیا بریم
خودتا انقدر تحقیر نکن
شاید مردم بخشیدنت
چطور این کار رو میکنی؟
نشان رو ازش دور کنید
دیگه نیازی به شما ها ندارم
سرورم ، چرا این کارو میکنی ؟
بیاید
به موقع رسیدید ، اون خود دغل بازشه
از اینجا ببریدش
اون چی گفت ؟
این شاهزاده ی حقیقیه
من خودم نشان رو بهش دادم
این همون حقه بازس
اون داره وانمود میکنه
اون شاهزاده ی واقعی نیس
ساکتش کنید
اون چنگ لانه
صبر کنید بهش آسیب نزنید
اون چنگ لانه ، اون میتونه تشخیص بده
اون اشتباه نمیکنه
اون شاهزاده ی واقعیه
جاناتان ، نمیر لطفا
نمیر تو رو خدا من تازه پیدات کردم
من تازه پیدات کردم
ای خارجی های احمق
حالا من قدرت نشان رو کنترل میکنم
و من برگزیده هستم
ای اژدها ، من بهت دستور میدم بیای اینجا
ای اژدها ، من بهت دستور میدم بیای اینجا
من بهت دستور میدم
نشان دست منه
موجود تخم سگ
ای اژدها بهت فرمان میدم نجاتم بدی
لطفا زنده بمون جاناتان
پسرت منتظرته
پسرم ؟؟؟
آره ، اون کپی خودته
خواهش میکنم زنده بمون
خواهش میکنم زنده بمون
بجنگ دنیل بجنگ
با من بجنگ دنیل ، زود باش
اوه ، یه کبوتر اومد ، نگاه کن
ای پدر عزیزم ببخش که نامه کثیف شده
من این چند روز رو داشتم گریه میکردم
من گریه میکردم ...ولی بالاخره خوشبختی رو پیدا کردم
عزیزم تو جونما نجات دادی
دقیقا
استادی که در برج زندانی شده
واقعا به ما کمک کرد
من از شما میخوام از تمام نقوذ خودتون
برای آزاد کردنش استفاده کنید
تا اون بتونه در زودترین زمان ممکن به چین برگرده
به دستور ملکه تو آزادی که بری
واقعا حیف که تو داری میری
اونم وقتی که داشتم فنون تو رو میفهمیدم
تو قوی ترین حرفی هستی که من تاحالا داشتم
بازش کنید
اوه راستی
لرد دادلی یه چیزی راجب
یه اژدهایی گفت که آزاد شده
با من بیا بریم چین
من بهت میگم چه خبره
پس تو قسم خوردی که واقعا از شاهزاده محافظت کنی؟
اونم برای باقی عمرت ؟
بله ، اما من فکر میکردم اون شمایید
خب اگه قسم خوردی
ازم محافظت کن
اون نشان نبود که قدرت اژدها رو به ارمغان می آورد
اون حس بی ریا و وفاداری بود
اون چیزی که تو دل ماست رو میبینه
اون میدونه که چه کسی خوبه و کمکشون میکنه
اون خیلی کارا واسه ما کرده
حالا پشید برید درستونا بخونید
وقت رفتنه
بیا شروع کنیم
خوشحالم که زندان رو ول کردی
خب ، اون اژدهایی که میگفتی کجاست ؟
من میخوام اژدها رو ببینم ، کجاست؟
اون همینجاست همین اطرافه
اون همیشه محافظ ماست
اما کجاس؟
میبینی ؟ اون همه جا هست
اون درمیان کوه هاست
اون در اقیانوسه
و اون در آسمان بالای سر ماست
مترجم saeed zirax
ایمیل saeedzirax@gmail.com
"حُصين مووي" فروش فیلم و سریال روی هارد و دی وی دی
با ما در اينستاگرام همراه باشيد Ho3einMovie24
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.