Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
!نگاه کن، خودشه
درسته
- اون زنده برگشته - چطوری دوباره پیداش شده؟
ظاهرا ناپدید شده بود
این چه معنی میده؟
این حرومزاده چطوری دوباره برگشته؟
اون آدم نیست؟
سرورم، کجا بودین؟
یه اتفاقایی افتاده
برام آب آماده کن تا صورتمو بشورم
سرورم، دستور بازداشتتون صادر شده. از اون مطلع شدید؟
اون خون نیست؟
بله. من از سرورم خواستم که به دکتر خبر بدم. ولی ایشون نذاشتن
باید چیکار کنیم؟
سرورم، یون وول هستم. دارم میام داخل
بنظر میرسه روز به روز دل و جراتت بیشتر میشه بدون اجازه داخل میشی
مگه بهتون تیر نخورده بود؟
چرا نمیزارین دکتر ببیندتون؟
خیلی بهترم
چطور ممکنه؟فقط چند روز گذشته چطور به این سرعت بهبود پیدا کردی؟
باید سریع درمان بشی
قدرت اون دنیا خیلی بیشتر از حد تصورته
مشکل بزرگی نیست، پس لازم نیست نگران باشید
الان چه نقشه ای تو سرتون دارین؟
پشیمونم که به نصیحتت گوش نکردم
همونطور که گفتی، بخاطر آرزوهای شخصیم اوضاع رو خراب کردم
بخاطر همین باید دوباره همه چیزو درست کنم
لطفا اینجا رو ترک کنین
سریع درو باز کن میدونم گیم بونگ داخله
هر اتفاقی که بیافته تو که بلاخره میخوای بری نه مگه؟
پس چرا برگشتی اینجا؟
حتی اگه ثابت کنی که بی گناهی و از آبروت حفاظت کنی
منظورت از حفاظت از آبرو چیه؟
لطفا برو
حتی اگه بخوام برم، باید نقشمو به نحو احسن انجام بدم
مگه نمیدونی وضعیت تو پایتخت چه جوریه؟
شایعه شده که اعلیحضرت تصمیم داشته با سم علیاحضرت رو بکشه، کل شهر دارن از این موضوع حرف میزنن
اگه علیاحضرت نتونسته بیگناهیشو اثبات کته ...سرورم شما چطور میتونین
مردم عصبانی هستن
این مسئله ایه که نمیشه ازش فرار کرد. التماستون میکنم که از اینجا برین
مگه اخرین باری که خواستم برم تو عصبانی نشدی؟
چون حسود بودم
احساساتی رو که نباید پرورش میدادم پرورش دادم
اگرچه میگفتم که برای شادی و سعادت سرورم دعا میکنم
حقیقت اینه که میخواستم شما رو طرف خودم نگه دارم
سرورم! افسران گارد سلطنتی دارن درو مشکنن و وارد میشن. چیکار کنیم؟
قبل از اینکه همه شما رو بکشن در رو باز کنین
بله
سرورم
علیاحضرت، وضعیت خوب بنظر نمیرسه
هیچ چاره ای نداریم جز اینکه تموم تقصیر ها رو گردنه افسر کیم بونگ دو بندازیم
بگین اون اغلب میومده تا شما رو ببره بیرون
بگین اون اغلب میومده تا شما رو ببره بیرون
ولی شما خیلی جدی اونو رد میکردین بهترین نقشه اینه که اینو بگیم
ولی شما خیلی جدی اونو رد میکردین بهترین نقشه اینه که اینو بگیم
ولی شما خیلی جدی اونو رد میکردین بهترین نقشه اینه که اینو بگیم
چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟
وقتی همه منو تنها گذاشتن تا زندگی خودشونو نجات بدن اون تنها کسی بود که زندگیشو مشتاقانه واسه نجات من گذاشت
فقط افسر کیم بونگ دو
گفتن اینکه اون به من آسیب رسونده اشتباهه
علیاحضرت
من اون چیزی که تو انتظار داری رو نمیگم
پس لطفا چنین انتظاراتی نداشته باشین
اگه اعلیاحضرت منو باور نداشته باشه و بخواد منو سرزنش کنه
با اشتیاق قبولش میکنم
چطور میتونین چنین حرفی بزنین؟
علیاحضرت
چی شده؟
افسر گیم بونگ دو وارد قصر شده
من خدمتگذارتون کیم بونگ دو هستم بعد از اینکه متوجه شدم احضارم کردین اومدم خدمتتون
بالاخره شنیدی؟
منو ببخشید. من بعد از تیر خوردن بیهوش شدم و تازه امروز بیدار شدم
تو بعد از تیر خوردن بیهوش شدی. تو این مدت کجا بودی؟
ببخشید که اینو میگم، ولی من فقط تا اونجایی یادم میاد که تیر خوردم
وقتی بیدار شدم، تو یه مخفیگاه بوسیله مردی که نمیشناختمش به گروگان گرفته شده بودم
فقط امروز بود که تونستم فرار کنم و برگردم خونه
به گروگان گرفته شده بودی؟
ولی وقتی به پایتخت برگشتم، شایعه ها رو شنیدم که میگن که خدمتکارتون از قدرت یه طلسم معجزه استفاده کرده تا ناپدید بشه
و هنوزم داره از طلسم استفاده میکنه و به اطراف سفر میکنه
خدمتکارتون با شنیدن این شایعات متعجب شده
خدمتکارتون قسم میخوره که این شایعه ها توسط افرادی پخش شده که منو ربودن
خدمتکارتون واقعا یه طلسم عجیب داره
ولی این فقط یه هدیه ست از طرف یه راهب برای امنیت جونم
چطور همچین طلسمی میتونه قدرت فوق طبیعی داشته باشه؟
مگه این اعتقادات فقط مال زنان ساده لوحی نیست که به معبد میرن؟
...و شایعات کثیفی که داره تو پایتخت میپیچه
مردمی که این شایعات رو باور دارن آشکارا ایده های شورشی علیه خانواده سلطنتی دارن
چطور همچین چیزایی امکان داره؟
وقتی که ملکه تو تبعید بود
افرادی شهادت دادن که تو رو تو اقامتگاه ملکه دیدن، چطوری اینو توضیح میدی؟
همچنین در همون زمان گزارش شد که تو از تبعید گاهت فرار کردی
چطوری توضیحش میدی؟
گفتی که به شهرتون برگشتی، درصورتیکه اینطور نبود
و تو اون زمان، یکی تو رو تو اتاق خواب ملکه دید
کسی که دقیقا شبیه تو بود. چطوری همه این چیزا رو حل میکنی؟
تصمیم داری تموم این اتهامات رو رد کنی، منو فریب بدی و هرج و مرج بیشتری درست کنی؟
اینا قسمتی از توطئه های خائنینه, اعلی حضرت
توطئه خائنین؟
پس داری میگی که نخست وزیر از تو زندان تموم این نقشه ها رو کشیده و تموم کارا رو انداخته گردن تو؟
نمیخوای بگی که ژوگ لیان مرده بعد سیمایی زنده میخواد بیاد؟
همه اینا حقیقته
اگه چیزایی که تو میگی درست باشه...
پس هیچ کدوم از زندانیا پشیمون نیستن بلکه دارن واسه شورش نقشه میکشن
باید سریع گردنشون رو بزنیم، درسته؟
وزیرمون چه فکری داره؟
نمیتونم باور کنم که نخست وزیر درست میگه یا گیم بونگ دو ...
فکر میکنی چه کسی رو باید باور کنم؟
هیچ کدومتون نطری ندارین؟
پس بذارین من تصمیم بگیرم
فورا نخست وزیر راست مین آم رو از زندان بیارین بیرون
دستور عفو تا چند روز آینده صادر میشه
خیلی بهت سخت گذشت,عالیجناب
هنوز تموم نشده، پس نمیتونیم به راحتی استراحت کنیم
مگه الان همه چی تموم نشده ؟
با توجه به خلق و خوی اعلیحضرت، هنوز این مسئله پابرجاست که ملکه چطوری کشته بشه
فکر میکنین چه کار دیگه ای باید انجام بدیم؟ برخلاف انتظارها شما به زودی ازاد میشین
به دست گرفتنه کنترل دقیقا بعد یه ماه.فقط یه ماهه که زندانی بودی
این تو تاریخ ثبت میشه و برای قرن ها به یاد میمونه
بیا بیرون
مشکل چیه؟
دستور رسیده که شما رو به قصر ببرم
این دستور ناگهانی چیه؟
اعلیحضرت یه بازجویی رو در رو بین عالیجناب و رئیس گیم بونگ دو خواستارن
گیم بونگ دو؟
منظورت اینه که گرفته شده؟ کجا؟
اون با موافقت خودش به قصر سلطنتی اومد
من به یه پاسخ از طرف نخست وزیر راست نیاز دارم. درباره شایعه پراکنی گیم بونگ دو و تیر خوردنش
و تمام شایعات درباره طلسم اونها هم جزئی از نقشه شیطانیتون بود؟
حقیقت داره؟
این بطور واضح یه توطئه چینیه، علیاحضرت
وقتی که تو زندان بودم هیچ کاری نمیتونستم بکنم
چطور میتونم این همه چیزو مدیریت کرده باشم؟
اینجوریه؟
وقتی که تو زندان بودم ،
درباره ناپدید شدن ناگهانی افسر تو بازار شنیدم
ولی گیم بونگ دو ادعا میکنه که زیردست تو بوده که اونو دزدیده
دزدی؟ اون جلوی چشم همه ناپدید شد
این چطور میتونه دزدی باشه؟ این هیچ ارتباطی به من نداره
منم احساس میکنم که دزدی یه جواب قانع کننده نباشه
این یه بهونه نفرت انگیز و شرم آور به نظر میرسه
علیاحضرت، چطور میتونید معجزه یه طلسم رو باور کنید و حقیقت رو نادیده بگیرید؟
اگه عالیجناب به شایعه ها اعتبار بده
خرافات و جادوگری ها در آینده ای نزدیک بیشتر پخش میشه
من از سخنرانی های طولانی چیزی دستگیرم نمیشه! بیگناهی خودت رو فقط با مرگ ثابت کن
درست از 5ساله پیش همه چی شروع شده و این توطئه چینی های مقامات دربار تا امروز ادامه داره
و دائما دارن به من تهمت میزنن و منو تحقیر میکنن
امید دارن که تو دادگاه تقلب کنن
احساس آشفتگی میکنم
پس نمیخوام طرف هرکسی که ربطی به این اتفاقات اخیر داره باشم
درسته یه بار تحسینت کردم، ولی این بار قصد ندارم ببخشمت
حتی اگه بی گناه باشی
تو باعث سردرگمی مردم شدی، و آبروی خانواده سلطنتی رو خراب کردی
پس باید تموم این مسئولیت ها رو به گردن بگیری
با تیر بهش شلیک کنین
- اعلیحضرت - اعلیحضرت
فقط با مشاهده میشه همه چی رو فهمید ، این بهترین راه برای اثبات حقیقته
اعلی حضرت، لطفا در این زمان قصر سلطنتی رو رهبری کنید
قبل از هر کاری نظر دیگران رو هم بشنوید
چه نظرایی؟
مگه نمیبینی برای گول زدن من از جادوگری استفاده کرده؟
اگه من بشینم و به اصطلاح نظرای اونا رو بشنوم، اینجوری کلی زمان از دست میدیم
منتظر چی هستی؟ کمان رو بلند کن
در ملا عام اعلام میکنم
اگه اون با این طلسم بعد تیراندازی بمیره
به این معنیه که این یه نقشه شیطانیه از طرف نخست وزیر راست، و من فورا اعدامش میکنم
برعکس، اگه ناپدید شی زنده خواهی موند
ولی این یعنی اینکه تموم شایعات حقیقت داره
و دیگه حق نخواهی داشت دوباره پاتو تو سرزمین چوسان بذاری
تمام کسانی هم که با این موضوع در ارتباطن به شدت مجازات میشن
طلسم رو به گیم بونگ دو بدید و بهش تیراندازی کنید
داری چیکار میکنی؟
!آماده
احساس عجیبیه
هرگز نمیدونستم اوضاع اینجوری خراب میشن
هرچند که احساس میکنم این بهترین راه نیست ولی این بدترین راه هم نیست
اگه این کارو نمیکردم، جنگ بین من و تو هیچوقت تموم نمیشد
تو.... تو که نمیخوای....
فکر میکردی من طلسم واقعی رو همرام میارم؟
بیا با هم بمیریم. اینطوری اون دنیا تنها نمیمونیم
خیلیم بد نمیشه
بزنید
آماده باشید و هدف رو بگیرید
پرتاب
باشه
پس نمیتونه کمک کنه
مشکلی نیست
باشه، بیا دفعه بعد همدیگه رو ببینیم. باشه
آه، این واقعا آزاردهنده ست
هان دونگ مین عکاسی برای پوستر رو کنسل کرد
این زیاده روی نیست؟ چطوری میتونه همچین کاری بکنه؟
من....
من دوباره گول نقشه شیطانیشو خوردم؟
درمانگاه سلطنتی سریع ببریدش درمانگاه سلطنتی منتظر چی هستید؟
سریع
بله
بیا بریم یه چیزی بخوریم؟ نه؟
میتونی چند لحظه ماشین رو نگه داری؟
چرا؟
حال عجیبی دارم
معدت درد میکنه؟ صبح هیچی نخوردی، درسته؟
میخوای برم دارو بگیرم؟
سو گیونگ ...
بله؟
میتونی یه چیزی رو برام پیدا کنی؟
چیزی رو پیدا کنم؟
فکر نکنم خودم بتونم پیداش کنم
چیو میخوای پیدا کنی؟
فهرست رویدادهای خاندان چوسان سوک جونگ، سال بیستم، 5 ژوئن
اینو بخونم؟
گیم بونگ دو که ناپدید شده بود، بالاخره پیدا شد
اه؟ گیم بونگ دو؟ هم اسم اون آدم
گیم بونگ دو دوباره پیدا شد
ادعا کرد که اون بی گناهه
و تموم اون کارا توسط مین آم انجام شده
پادشاه گفته که اون تهمت زده و خانواده سلطنتی رو بدنام کرده
و دستور داد که بهش تیر پرتاب کنن تا بی گناهیش ثابت بشه
شاه تیراندازاش رو فراخوند تا به اون جلوی همه تیر پرتاب کنن
سه تیر به اون اصابت کرد و در همان مکان مرد
وقتی که به دست من رسید، تنفسش قطع شده بود
اون نمیتونست زنده بمونه
بخاطر حقه های پلید تو من باعث مرگ بهترین دوستم شدم
و به وفاداری ملکه شک کردم
فکر کردی میذارم قسر در بری؟
- اعلیحضرت - اعلیحضرت - اعلیحضرت
شما نمیتونید این کارو بکنید، اعلیحضرت
اعلیحضرت
باید با شدیدترین نوع شکنجه بمیری
همتون به تالار اصلی قصر بیاید
اعلیحضرت
شاه ، با عصبانیت ، دستور داده که مین آم رو اعدام کنن
اون دوباره کارمندان مربوط به این قضیه رو برای بازجویی فراخونده
از من میخوای که ادامه بدم؟
!هی
بله، مدیر؟
ای وای، این حقیقت داره؟ نمیدونستم که برنامه تغییر کرده
باشه، همین الان به اونجا میریم. باشه
واقعا، کی برنامه تغییر کرده؟
به نظر میاد که نمیتونیم چیزی بخوریم
میخوای کنار داروخونه نگه دارم؟
واقعا تو معدت احساس درد داری؟
!هی، هی جین! چی شده؟ هی
!باید چیکار کنم؟ هی
!درد میکنه! درد میکنه! درد میکنه
مواظب باش
پرستار لی، از این طرف
کجات بیشتر درد میکنه؟
پام، پام، پام
این پات؟
اونجا نه. کمرم. کمرم. کمرم
اونجا نه. کمرم. کمرم. کمرم
- ییخشید - پشتم. پشتم
کجات درد میکنه؟
- کجات درد میکنه؟ - دستم، دستم، دستم
بهم بگو کجات درد میکنه. صدامو میشنوی؟
لطفا یه چیزی بگو
- تو باید حرف بزنی تا دکتر بتونه بیماری رو تشخیص بده - آروم باش. آروم باش
چرا گریه میکنی؟ کجات درد میکنه؟
خانم چویی هی جین. خانم چویی هی جین
هی! چت شده؟
!هی
چت شده؟ چی شده؟ چرا داری گریه میکنی؟
لطفا با دقت نگاه کنید. دقیقا کجاش درد میکنه؟
از خانوادش دیگه کسی نمونده تا خاندان رو مثل سابق اداره کنه. چی میشه؟
اعضای خونواده اش چی شدن؟
دیگه چی کار میشه کرد؟
به نظر میرسه این خونواده دچار یه سقوط تدریجی شد
علیاحضرت، خدمتکارتون نگران وضعیت سلامتی شما هستن
!هی
! هان دونگ مین
چیه؟
هی جین تصادف کرده. نمیری ببینیش؟
تصادف؟
اون و سو گیونگ هر دو تو بیمارستانن
بدجور صدمه دیده؟
سو گیونگ باید برای آسیب دیدگیاش یه ماه بستری بشه
به نظر نمیاد خانم هی جین بدجور صدمه دیده باشه، ولی اونم تو بیمارستان بستری شده
حتما بخاطر اینکه ما عکسبرداری رو کنسل کردیم ناراحت شدن و هواسشون پرت شد
چطور میتونه این اتفاق درست بعد از قطع تلفن بیفته؟
برای اونا احساس تاسف میکنم
تاسف واسه چی؟ داداش، واقعا خنده داری
دیوونه شدی؟
تو دیوونه شدی. اونا تصادف کردن ولی تو حتی حاضر نیستی بری ببینیشون؟
حتی اگه تو هم نیای، خودم تنهایی میرم
اونا گفتن اتاقشون 1003... اوناهاش
سو گیونگ اونجاست. نگاش کن
خانم سو گیونگ، ما اینجاییم. حالتون چطوره؟ بدجور صدمه دیدین؟
آه، خوب، میدونی. حالت...
آه، مواظب باش. فقط اینو بلند کن. استخونت شکسته؟
استخونم ترک خورده
چرا گریه میکنی؟ خیلی درد میکنه؟
مواظب باش
هی، کی اومدی داخل؟
هی جین خوابه. بذار بخوابه
دقیقا کجاش صدمه دیده؟
اینجا و اونجا، همه جاش
ولی حالش خوبه. این من بودم که نزدیک بود بمیره
مایه آرامشه که به طور جدی صدمه ندیدی. زود باش دراز بکش
این. این
فهمیدم
به حد مرگ خسته ام. چرا انقد مشکل داریم؟
!آه، جدا که
چی شده؟
من خیلی بد اخلاقم؟ نه، اینطوری نیست. طبیعیه که عصبانی باشم
الان چی شده؟
این واقعا... نمیتونم نگران نباشم
مثل احمقا چرا داشت گریه میکرد؟
میخواستم امروز برم خونه
باشه. وقتی رسیدم خونه بهت زنگ میزنم. باشه
دقیقا شبیه به هم بودن. اون یارو که چوی هی جین باهاش بود، یادت میاد؟
خیلی به هم شبیه بودن، ولی این چطور ممکنه؟
من پرستار اون بیمار بودم
حتی جای زخمشونم مثل هم بود
پس چرا اون نمیدونه؟
به نظر میاد خانم چویی هی جین چیزی در این باره نمیدونه
درهرصورت، چیزای عجیب غریب زیادی درباره این قضیه وجود داره
چه چیز عجیبی؟
ای وای
فقط چون داشتین درباره خانم چویی هی جین صحبت میکردین کنجکاو شدم
... چیزی نیست
پس دقیقا چیه؟
... اون
یه بیمار تو بخش مراقبتهای ویژه بود که امروز صبح ناپدید شد
خب؟
اون شخص که برگه هاشو اون بار امضا کردین یادتونه؟ اون مرد
اون دقیقا شبیه به اون بیمار بود
ببخشید؟
اونا گفتن که دقیقا شبیه به گیم بونگ دوئه
و دقیقا مثل اون، با تیرخوردن صدمه دیده بود و به اتاق اضطراری فرستاده شده بود
کجا انقدر تیر پرتاب میشه که چنین موردایی عادیه؟
متوجه چیز عجیبی نشدی؟
اون مرد الان کجاست؟
ناپدید شده
درحال مرگ بود ولی به سختی نجات پیدا کرد. ولی امروز صبح ناپدید شد
بدون هیچ ردی ناپدید شد
چطور یه آدم تو مراقبتهای ویژه میتونه فرار کنه؟
پرستارا همگی خیلی گیج شدن
من مسئولیتشو گردن میگیرم. میتونم انجامش بدم
مهم نیست چی بشه، ولی من از همه چی مرتب میکنم و به اینجا برمیگردم
-=یک ماه بعد=-
لطفا بیاید بیرون
مجرمین مین آم، مونگ نا سون، مون دا هون
به جرم نقشه کشیدن برای به فساد کشیدن دادگاه سلطنتی
و همچنین به جرم توطئه کردن علیه قانون و اهانت کردن به دادگاه سلطنتی، شما محکوم به اعدام در ملا عام هستید
-=یک ماه زودتر=-
اعلیحضرت
میخوای گردنتو بزنم؟
گفتم داخل نشو
خدمتگذارتون جرات نمیکنه. فقط الان تیری به سمت قصر پرتاب شد که بهش یه نامه وصل بود
چی؟
اعلیحضرت
... تو
منو برای دیر رسیدن ببخشید
من کمی شک داشتم، ولی واقعا تو از جادوی سیاه استفاده میکنی؟
درسته
بخاطر این طلسم، زندگیم نجات پیدا کرد
من از اون برای فرار از تبعید استفاده کردم
همچنین تونستم علیاحضرت رو ملاقات کنم
...تو، چطور جرات کردی
اگرچه حقیقت داره که خدمتکارتون این طلسم رو اتفاقی به دست اورده
و از جادوی سیاه استفاده کرد
ولی حضور اون شب من تو اقامتگاه علیاحضرت
فقط برای احترم گذاشتن به خواسته شما بود
چی گفتی؟
... اون شب
شخصی که از تیر استفاده کرد تا به اعلیحضرت از توطئه نخست وزیر خبر بده من بودم
...حتی اگه الان داری حقیقت رو میگی
من نمیتونم کسی که دادگاه سلطنتی رو بی اعتبار کرده ببخشم
این شایعات کثیفی که درباره علیا حضرت شنیده میشه یا دردسرهایی که برای مقامات ایجاد کردی
دروغهایی که به من گفتی و کشور رو به هرج و مرج کشوندی
اینها همش گناهان بزرگی هستن که فقط با مرگت میتونی جبرانش کنی
به خوبی میدونم که نمیتونم بخشیده بشم
ولی با فهمیدن آرزوهای اعلیحضرت
این کارا رو کردم تا آرزوهای شما رو عملی کنم
احساس گناه نمیکنم
به مقام سابق برگردوندن علیاحضرت و برملا کردن جرمهای نخست وزیر راست
مگه اینا چیزایی نبود که علیاحضرت آرزوشون رو داشت؟
حالا، بخاطر چند تا شایعه مزخرف، اعلیحضرت به علیا حضرت شک کردن
و دستور دادگاه سلطنتی رو پس گرفتن و مجرمین واقعی رو ازاد کردن
به همین علت من به اینجا برگشتم
حق با توئه. تموم اتفاقات اون شب همون چیزایی بود که من میخواستم
واسه همین نمیخوام این مسئله رو دوباره به سیاستمداران واگذار کنم
ولی از هر روشی که استفاده کردی، من باید مجازاتت کنم
تو با جادوی سیاه به دادگاه سلطنتی کلک زدی. چطوری میتونم بهت اطمینان کنم؟
حق با شماست
لطفا مرگ رو به من هدیه کنید
چی گفتی؟
خدمتکارتون خیلی وقت پیش باید میمرد. چون من برای مرگم تقلب کردم و تلاش کردم زندگیم رو طولانی تر کنم
و همه چیز اینجوری اشکار شد
ولی حالا فقط با مرگم طبق قانون طبیعت همه چیز دوباره درست میشه
لطفا منو بکشید
تو این موقعیت
هیچ راه دیگه ای برای برطرف کردن سوء ظن های مردم وجود نداره
فقط با مرگم ثابت میشه که اون طلسم تقلبی بوده
این بهترین راهه
تموم چیزایی که گفتی. صادقانه بود؟
بله. صادقانه بود
اما همزمان با اعدام من، امیدوارم اعلیحضرت نخست وزیر راست رو هم اعدام کنن
اون درباره وجود طلسم میدونه
تا وقتی که زنده باشه، از اون سوء استفاده میکنه و علیه قانون توطئه چینی میکنه
اعلیحضرت
بریم
تو جدی از من میخوای که تو رو با دستای خودم بکشم؟
تو نمیخوای دوباره از جادوی سیاه استفاده کنی؟
چطور میتونی از زندگیت بگذری و همچین درخواستی بکنی؟
ازتون خواستم مرگ رو بهم هدیه کنید اعلیحضرت، اینطوری میتونم زندگی کنم
من به زندگیم ادامه میدم. واقعا میخوام زندگی کنم
به همین علت به اعلیحضرت التماس میکنم اجازه بدین من با شرف بمیرم
در آینده، دیگه تو این دنیا ظاهر نمیشم
سرورم
هیچ کس متوجه اومدنت نشد؟
البته که نه
ولی دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
دستور بازداشتتون صادر شده. چه نقشه ای دارین؟
خوب این مکان رو به خاطر بسپار
اگه من فردا تو قصر با پرتاب تیر مردم
هرچه سریعتر، باید بدنمو به این مکان بیاری
چی؟ بدن مرده؟
درسته که احتمال زیاد وجود داره که بمیرم، ولی هنوزم امید کمی واسه زنده موندنم وجود داره
پس باید منو بیاری اینجا مهم نیست چه اتفاقی بیفته
نمیتونی برای یه لحظه هم تاخیر کنی
من... دوباره گول این نقشه های شیطانی تو رو خوردم؟
درمانگاه سلطنتی. سریع ببریدش درمانگاه سلطنتی. منتظر چی هستین؟
- عجله کنید - بله
اون مرده؟
درسته که هنوز نفس میکشه، ولی امکان نجاتش نیست
پس مشکلی پیش نمیاد اگه بگی اون مرده
فقط بگو هیچ نبضی نداشته
ببخشید؟
این یه دستور از طرف پادشاهه
سرورم
... اقا. هی
لطفا با دقت نگاه کنید. دقیقا کجاش صدمه دیده؟
چرا داری گریه میکنی؟
کجات صدمه دیده؟
شوک
نبض نداره
-=آرامگاه کیم بونگ دو از خاندان چئونگ پونگ کیم ، افسر دولت ، رتبه 5=-
من برگشتم
همه چیز مرتبه؟
... اعلامیه دولتیه
نمیتونستم بخونم. برا همین یه کپی ازش اوردم
لطفا یه نگاه بهش بندازین ببینین جاییش مشکل نداشته باشه
خونواده ماک دونگ گفتن که میخوان تو هانیانگ بمونن. واسه همین پاک جین سا رو فرستادن سر کار
بقیه گفتن که میرن یه جای دیگه
یون وول به عمارت سریونگ برگشته
سریونگ؟
خوبه که اون برگشته
شما که این اطراف نیستین. اون اگه اینجا بمونه حتی اگه بخواد هم نمیتونه ازدواج کنه
... به یون وول
متاسفم. قبلا بهش گفتم
شما حتی اینو ازش مخفی کردین. فک میکنم غیر منطقیه
بهش گفتم که شما هنوز زنده هستین
ولی اون نمیتونه دوباره شما رو ببینه
اون چی گفت؟
لطفا درک کنید
حتی اگر نتونید دوباره ایشون رو ببینید، حداقل میدونید که سالمه، درسته؟
بله، درسته
...حقیقت اینه که اون زندست، یه جایی
همه چیز تمام شد ، درسته؟
...حالا که همه چی به خوبی حل شد
وقتشه که ناپدید بشم
تو هم باید برگردی
بیا بریم پایین
اینجا راهمون جدا میشه
تو یه مردی تا کی میخوای گریه کنی؟
واقعا در آینده شما رو دوباره نمیبینم؟
من یه مرد مرده ام
نبایدم دیگه منو ببینی
سرورم
حالا برو
بریم
سرورم. سرورم. سرورم
تو هم باید برگردی
تو تمام این مدت سختی های زیادی کشیدی
سرورم. سرورم
واقعا رفتید؟
! سرورم
اگه من همینطور به دیدنه تو ادامه بدم اونوقت ممکنه یکیمون نتونه عمر طبیعیشو بکنه
درسته یه ذره دیر کردم، ولی برگشتم
الان داری گریه میکنی؟ چی شده؟
نمیدونم
حتی دلیلشو نمیدونم
جایی رو ندارم که الان بخوام برگردم اونجا. واسه همین احساس یتیم بودن میکنم
وقتی دیدمت میخواستم بهت یه سیلی بزنم، چون منو ناراحت و نگران کردی
ولی الان وقتی دیدم داری گریه میکنی نمیتونم چیزی بهت بگم
دیدی، تو واقعا یه بازیگری. تو یه بازیگر مادرزادی
منظورت از تنهایی چیه؟ مگه من الان اینجا نیستم؟
من. تو منو داری
زیباترین زن کره زمین
همه چی تموم شده؟
همه چیز تمومه
واقعا؟
اینطور به نظر میاد
خیلی چیزاست که من هنوز نمیدونم، و چیزایی که دارم برای اولین بار میشنوم
ولی یه چیزی هست که هنوز عوض نشده
چی؟
دوست دارم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.