All language subtitles for ABLE

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫صنعت اونا در بحران‌ـه

‫مشخص نیست که ...

‫خب، جولی، به برنامه‌ی «ساندرلند» خوش اومدی

‫خیلی خوبه که می‌خوای در شهر ما ‫فیلم بسازی

‫شاید بتونی یکم در موردش بهمون توضیح بدی

‫بله، در مورد پسر 16 ساله‌ای به اسم تونی‌ـه

‫که اعتماد به نفس کمی داره و خجالتیه

‫و کل عمرش توی ساندرلند زندگی کرده

‫و شدیداً به مادرش ...

‫علاقه و عشق داره

‫اونو کاملاً می‌پرسته

‫و تقریباً روش حساسه

‫و مدام در مورد مرگش خواب می‌بینه

‫این ترسی که درونشه

‫اون اصلاً نمی‌تونه تحمل کنه اونو از دست بده

‫ولی واضحهه در آخر اون می‌میره

‫#الآن توی محله‌ی نایت‌بریجد هستم#

‫#توی یه آپارتمان خیلی زیبا#

‫#می‌خوام به یکی از اون مکان‌ها برم ...#

‫واقعاً؟

‫#که توش 5 تا داف خوشگل دارم#

‫اما هیچ پولی نداری

‫هی، هی، هی، هی. ‫لازم نیست این کارو بکنی، فرانکی

‫لازم نیست این کارو بکنی

‫می‌خواستم ...

‫- شرمنده ‫- سلام سوسیس

‫- سلام ‫- ایناهاشش

‫- سلام ‫- سلام

‫اوه، این آنتونی مستأجرمه

‫- سلام ‫- سلام

‫سلام

‫...پاشدم و با اون یکی از اتاق زدم بیرون

‫اونم جلوی تمام رفیقام

‫چه مشکلی داره؟ ‫کار خوبی نکردم؟

‫نمی‌دونم اصلاً چرا اینو میگی

‫...داشت میومد

‫واسه مدتی اونو می‌شناختم

‫معمولاً دور بود، ‫می‌رفت به کشورهای دیگه

‫پس باهم فکر کردیم که این کار جواب میده

‫چون من معمولاً دور بودم

‫- و بین خودمون بمونه ... ‫- فقط حرفت رو بزن

‫اون اتاق رو گرفته بودیم ‫و هزینه‌اش رو باهم نصف می‌کردیم

‫- باشه ‫- آره

‫خب، تا زمانی که باهاش مشکلی نداشته باشه خوبه

‫اون مشکلی نداره ‫و مدام میومد به دیدنم

‫- در مورد تو بهش گفتم ‫- چی بهت گفت؟

‫بهش گفتم تو یه موجود ...

‫چون ممکنه براش گستاخانه بنظر بیاد

‫...اجتماعی هستی

‫این ترس رو داره که اونو از دست بده

‫- امم ‫- و اتصال اون ...

‫و اتصال اون با مادرش ...

‫همیشه باهاش می‌مونه ‫و همیشه وجود داره

‫و این موضوع رو خیلی جالب می‌بینم

‫چون این داستان رو با شهر مادرش، ساندرلند ...

‫مرتبط می‌بینم

‫و اینکه موضوعش مرگ و پوسیده شدن هست

‫و در آخر فیلم

‫مادرش قطعاً می‌میره

‫و من اینو ...

‫آره، خیلی واسه من جالبه

‫این تشبیه

‫- و تا حالا رفتی؟ ‫- آره. آره، رفتم

‫مشغول عکس گرفتن از چند تأسیساتی بودم ...

‫که هنرمندانش رو می‌شناسم

‫و این موضوع بنظرم خیلی خیلی جالب اومد

‫ام، آره

‫پس مجذوب ساختمون قدیمی شدی [پوسیده شده]؟

‫آره، آره. ‫توی خیابون‌هاش

‫اون پولش رو داره ‫پس چرا این کارو نکنه؟

‫دقیقاً، دقیقاً

‫بنظرم اگه بتونی ...

‫یه همچین دوربینی رو بگیری

‫وضع مالیش خوبه، درسته؟

‫آره، اوضاعش روبراهه

‫درست مثل بقیه ...

‫آره، وضعش بدک نیست ...

‫ولی آدمایی زیادی نیستن ...

‫که بتونن یه همچین دوربینی رو بگیرن. ‫می‌دونی چی میگم؟

‫آره، ولی، گوش کن. ‫تو نمی‌تونی ...

‫بنظرم بهتره ...

‫باید به نفع خودت کار کنی

‫آره، دقیقاً درست میگی

‫رفیق، اگه تو هم جای اون بودی

‫همین کارو می‌کردی

‫حرفم رو اشتباه متوجه نشین

‫ولی باید ...

‫وقتی داخلش هستی ...

‫داخل همچین موقعیت خوبی هستی ...

‫باید ازش استفاده کنی

‫اگه موفقیت آمیز باشه

‫و بچه داشته باشی

‫می‌خوای بهترین استفاده رو از اون موقعیت بکنن

‫دقیقاً، اما دوست دارم ...

‫ازش مطلع بشم.

‫آفرین دختر خوب. ‫بیا تو. بیا تو

‫می‌تونم چیزی واستون بیارم؟

‫نه، ممنون

‫- سنگین شدم ‫- سلام

‫- خدای من ‫- رزی! رزی!

‫بابات می‌خواست اینو بذاره تو خیابون

‫و با خودم فکر کردم ...

‫تو به اندازه‌ی کافی چراغ اینجا نداری

‫و فکر کردم شاید فکر خوبی باشه

‫بنظرت چیه؟

‫بنظرم کجا باید بذارمش؟

‫- یه خورده بلنده ‫- می‌تونه اون پایین ...

‫خب، من ... ‫چی؟ اونجا؟

‫یا، نظرت در مورد اینجا چیه؟

‫آره، می‌تونی بذاریش رو میزم

‫حالت خوبه؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره. سردرد بعد خرید کردن گرفتم

‫فکر نمی‌کنی اینجور بهتر بشه؟

‫- آره ‫- که اونا رو ...

‫بذاری بالا

‫اونا رو... اونارو اون بالا آویزون کنی

‫مثل تزئین کریسمس میشه

‫نظرت چیه، دورا؟

‫فقط اومدم ...

‫- که بمونم ‫- بمون

‫ولی باید یه کار واقعی گیر بیارم

‫- نمی‌خوام این کارو بکنم ‫- مجبور نیستی این کارو بکنی

‫مجبورم. باید اجاره خونه بدم

‫یه جورایی آره، باید بدی

‫به تو. ‫صاحبخونه‌ی خیلی بدی میشی

‫همین‌حالاشم هستم

‫چون اون خیلی دوست داشتنیه، فرانکی

‫اون ... ‫اون زیادی سیگار میکشه

‫- دوست دخترش هم اجاره میده؟ ‫- نه. نه

‫حتی پیشنهاد اون نبوده

‫یه ذره پول هم نمیده؟

‫نمی‌خوام همچین چیزی ازش بخوام. نه

‫نه، مجبوری

‫چون دوست دخترش اینجا نیست ...

‫تو خیلی مهربونی. ‫باید محترمانه باهاش بشینی ...

‫و بهش بگی که سه نفر توی این خونه ‫دارن زندگی می‌کنن

‫"اجاره اونم بده"

‫یکم خشن شو ‫یه چوب بیسبال دستت بگیر

‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر، فرانک

‫- خوبی؟ ‫- خوب خوابیدی؟

‫آره، خوب بود

‫- چیزی واسه صبحونه ندارم. ببخشید ‫- نداری؟

‫منتظر نامه‌ی مهمی هستی؟

‫- نه ‫- نه؟

‫- یه فنجون چای می‌خوای؟ ‫- آره لطفاً. ممنون

‫- باشه ‫- شکر نریزی لطفاً

‫باشه، رفیق

‫میشه یه دقیقه دیگه واسم ‫یه فنجون چای بیاری؟

‫چقدر تنبلی تو

‫ما نمی‌دونیم ...

‫چه دسیسه‌ی توی ذهن و ...

‫چه چیزی توی قلب‌شون دارن

‫نمی‌دونیم

‫اما وقتی می‌ریم که یه فیلم رو ببینم ...

‫کمی‌خوایم اینو بدونیم

‫نمی‌خوایم فقط یه زندگی معمولی رو ببینم

‫می‌خوایم زندگی رو اونجور که تجربه میشه ببینیم

‫با این ماشین لطیف ... ‫با این ...

‫اما زندگی تونی و مادرش ...

‫زندگی آدمای واقعیه

‫من نمی‌خوام داستانش رو از خودم در بیارم

‫پس چرا از من واقعی‌تر هستن؟

‫اونا از تو واقعی‌تر نیستن

‫من از تو واقعی‌ترم؟

‫نه

‫فکر کنم توش همگی مساوی‌ان

‫فکر کنم همه‌ی ما به یه اندازه واقعی هستیم

‫رقابتی در کار نیست

‫مهم نیست که اونا آدمای واقعی نیستن

‫من که سعی ندارم مستند بسازم

‫- دارم یه فیلم بلند می‌سازم ‫- مطمئنی؟

‫آره، مطمئنم

‫دارم یه فیلم بلند می‌سازم

‫یعنی سعی نداری یه فیلمی بسازی ‫که ایده‌اش ...

‫از زندگی لب دریا ...

‫کار روزانه

‫و گوش دادن به رادیو، گرفته شده باشه؟

‫خب، همینطوره. ‫ولی دارم باهاش یه چیز جدید رو میسازم

‫خب، خوبه

‫ولی مصالحه‌اش واقعی، ‫اون آدما وجود دارن

‫ولی من دارم آدمای جدیدی میسازم

‫تا چیزی که می‌خوام رو درست کنم

‫خب، خوبه. ‫بنظر عالی میرسه

‫من طرفدار پاول و پرسبرگر هستم

‫همم

‫بنظرم اونا ...

‫بنظرم بدون واقعی باشن ...

‫حرفاشون خیلی واقع‌گرایانه‌اس

‫خب، کارت چیه؟

‫واسه دفتر امور خارجه کار می‌کنم

‫- خیلی‌ کسل‌کننده‌اس؟ ‫- شدیداً

‫کلی بدبختی داره

‫- اسم چی میشه؟ ‫آره، اسمش

‫حرف توی خیابون

‫حرف توی خیابون

‫اسم من چی میشه؟

‫بذار به یه چیز خاص فکر کنم

‫- یکی از اینا رو بزن ‫- راجر

‫- راجر؟ ‫- آره

‫راجر؟ نه، راجر دوست ندارم ‫بنظر خیلی زمخت میاد

‫خیلی‌خب، گرفتی؟

‫کاری می‌کنی نتونم بگیرم

‫اوه، عکس عکس بدی

‫همیشه همین اتفاق میوفته

‫بهش حمله شده

‫مطمئنی یکی دیگه می‌خوای؟

‫یکی از خودمون می‌گیرم. ‫بیا اینجا

‫آره، من می‌تونم رانندگی کنم. ‫هنوز گواهینامه نگرفتم ولی

‫بس کن

‫عکس رو خراب کررد

‫- یکی دیگه می‌خوای؟ ‫- نه

‫- نه؟ مطمئنی؟ ‫- آره، مطمئنم. ممنون

‫- تو یکی دیگه می‌خوای؟ ‫- همین الآن زدم

‫لعنت

‫ازش خوشت میاد؟

‫عاشقشم

‫اون به تازگی از عشقش نامه گرفته

‫و داره حرف اول اسمش رو روی درخت حکاکی می‌کنه

‫بنظر غمگین میاد

‫گمونم بنظر مصمم میاد

‫اوهوم

‫و خیلی عاشق

‫خیلی عاشق

‫- از اسب خوشت میاد؟ ‫- آره، ولی نه واسه سواری

‫آه

‫خب، ری به اسب‌ها علاقه داره

‫و جانت گفت که ما می‌تونیم اونو ...

‫واسه آخر هفته به خونه‌ی پدر و مادرم ببریم

‫اوهوم

‫- آره، خوشم میاد بیام ‫- خوبه

‫رسیدیم. ‫ری

‫- سلام ‫- سلام. من باربارا هستم

‫- سلام باربارا. من ری هستم ‫- ری

‫- سلام ری. من جیمز هستم ‫- سلام جیمز

‫- سلام عزیزم ‫- سلام

‫- جولی ‫- جولی

‫- سلام جولی. من باربارا هستم ‫- از دیدنتون خوشحالم

‫- خوش اومدی. خوش اومدی ‫- سلام. من جولی هستم

‫از دیدنتون خوشحالم. ‫دنبال من بیاین

‫- بفرمایید تو ‫- ممنون

‫الآن داری روی چی کار می‌کنی؟

‫من ...

‫پروژه‌ی بعدیم یه فیلم بلنده

‫توی ساندرلندـه

‫- اوه ‫- جای قشنگیه

‫امم

‫و باربارا اهل نیوکاسله

‫اونجا کلی فک و فامیل داره

‫شاید اگه بری اونجا ‫بتونه واست یه جایی پیدا کنه

‫امم. ممنون

‫اوه، موضوع خیلی مهمه

‫تو ...

‫می‌خوای توی اسکله فیلم بگیری یا... ؟

‫- امم. آره ‫- عالیه

‫اونا واقعاً لازم دارن یه نفر ازشون یه مستند بسازه

‫چون اونا همیشه توی خطر هستن

‫منم وقتی یه پسر بچه بودم توی اسکله کار می‌کردم

‫قبل از اینکه به مدرسه هنر برم

‫- امم ‫- و ...

‫نه اونجایی که قبلاً بودم ...

‫ام ...

‫ولی واسه موضوع و چیزای الهام بخش ...

‫قایق‌ها شکل زیبایی داشتن و ...

‫درست شنیدم که فرانکی گفت ...

‫واسه چند روز...

‫می‌خواد پیش دوست دخترش بمونه؟

‫آره، همیشه با اونه

‫از هفته بعد شروع میشه یا ...

‫آره. مطمئن نیستم ‫باید چکش کنم، ولی ...

‫می‌خواستم بدونم میشه من چند روز پیشت بمونم

‫چرا؟

‫مربوط به کارمه

‫توضیح دادنش سخته. ‫در واقع ...

‫واقعاً اصلاً نمی‌تونم توضیحش بدم

‫اگه با این موضوع هم مشکل داری ‫کاملاً درک می‌کنم

‫همیشه می‌تونم یه جای دیگه رو پیدا کنم

‫نه، عیبی نداره

‫- ممطئنی؟ ‫- امم

‫خیلی لطف کردی

‫خواهش می‌کنم

‫تو خیلی خاصی، جولی

‫فکر نکنم باشم

‫اوه، نه، خودت فکر نمی‌کنی باشی

‫- خیلی معمولیم ‫- آره، معمولی

‫تو اصلاً معمولی نیستی. ‫یه آدم عجیبی

‫ممنون

‫- چطور عجیبم؟ ‫- ظرافتت

‫یعنی چیز خوبیه؟

‫فکر کنم خودت جوابش رو بدونی

‫بنظرم کاملاً متوسطم

‫تو متوسط نیستی

‫تو گم شدی

‫و همیشه گم شده باقی می‌مونی

‫- گشنته؟ ‫- دارم می‌میرم

‫چطور خوابیدی؟

‫خیلی خوب، ممنون

‫- اهالی خوبی داره؟ ‫- آره

‫- یه استیک آبدار خوب خوردم ‫- امم

‫اوقات خوبی رو اینجا سپری می‌کنی؟

‫خوبه

‫آرامش بخش هست؟

‫خوبه

‫با جانت چک کردم. ‫همچی اونجا روبراهه

‫خوبه

‫منظورم اینه که، فکر می‌کردم اونا ...

‫واسه نگهداری به یه نفر نیاز دارن

‫ولی فکر نکنم مشکلی نداشته باشن

‫امم. خوشحالم

‫بخاطر همین خواستم واسه آخر هفته ...

‫ری رو به اینجا بیارم

‫گفت "باید شهر ونیس رو ببینی"

‫"باید شهری که برخ‌های باریک

‫"و گنبدهای سفید داره رو ببینی

‫"باید مثل نیلوفر توی آب بخوابی

‫"باید راه‌های آبی تاریک رو ببینی

‫"رشته‌های رازآلود سایه‌ها

‫که تمام اون گُل‌ها رو مانند سنگ بهم وصل کرده"

‫از این خوشم میاد

‫از کجا گرفته شده؟

‫- افغانستان سال1973 ‫- اوه

‫میرم کاهو رو بشورم

‫"فکر نکنم خصوصیات سرگرمی رو ...

‫"درست درک کرده باشم

‫"اما متوجه شدم سرگرم کردن مردم ...

‫"اهمیت زیادی در رسوندن پیام به اونا داره

‫امیدوارم سرگرم کردن مردم رو هم ‫به خوبی ارتباط برقرار کردن یاد بگیرم"

‫- خوبه ‫- آره

‫از آخرش بیشتر خوشم میاد

‫این همه متن روانپزشکی واسه چیه؟

‫خب، نسخه روانپزشکی منه

‫- باشه ‫- خود-ابرازی خودم

‫از طریق هنر، از طریق فیلم ‫می‌دونی، این ...

‫فکر می‌کنی این تو رو خاص می‌کنه؟

‫خب، این ...

‫در مورد خاص بودن من نیست

‫در مورد، می‌دونی، اونا ...

‫فقط، می‌خوام بدونن

‫می‌خوام یه جورایی در مورد من بدونن

‫- باشه. باشه ‫- این ..

‫بنظرت خیلی زیادیه ... ‫- نه

‫مطمئن نیستم که همیشه صادق بودن کفایت بکنه

‫ولی ادامه بده. ‫بذار بقیه‌اش رو بشنویم

‫باشه. منظورت اینه که ...

‫منظورت اینه که نباید اینقدر صادق باشم؟

‫خب، نه، فقط فکر می‌کنم ...

‫مردم واسه تعریف از خودشون ‫از این جور جملات استفاده می‌کنن

‫و همه‌مون می‌تونیم صادق باشیم

‫می‌تونیم درست کار باشیم

‫ولی که چی بشه؟

‫منظورم اینه که نوشته جوریه که ...

‫که توسط زندگی میری یه گوشه‌ای

‫و میگی

‫"اوه، بهتره من یه کارگردان فیلم بشم"

‫در صورتی که باید اینطوری باشه ‫"من می‌خوام یه کارگردان فیلم بشم"

‫اینطوری بنطر میرسه؟

‫اتفاقی که دیشب افتاد ...

‫اگه هر دفعه بچرخی و دوباره بچرخی

‫به من نزدیک‌تر میشی ‫و فضای بیشتری از تخت رو میگیری

‫و همین‌الآنشم ...

‫سهم تو بیشتر از منه

‫این حقیقت نداره

‫- حقیقت داره ‫- نه، نداره

‫- هنوز اونقدرا ... ‫- تو بیماری روانی تخت داری

‫و بعد منو متهم می‌کنی که ...

‫من سعی داشتم بیشتر تخت رو ببرم

‫هنوز هیچ اتاقی گیرم نیومده

‫تو نیم متر اون طرف جا داری

‫این نیم متر نیست

‫و اساساً من لبه تخت هستم

‫جای دیگه‌ای ندارم که برم

‫خب، خط وسط کجاست؟

‫خب، فکر کنم جایی که دستت هست

‫ولی واسه الآن اونطرف دستته

‫نه، فکر کنم اونجا باشه

‫نه، فکر کنم اینجا باشه

‫نه، این جای کمی واسم میذاره

‫- اونجا ‫- باشه، اونجا

‫ولی من عمراً بتونم اینجوری صاف بخوابم

‫ولی بازم همونجا میذاریم، باشه

‫می‌خوام کلودت کالبرت ...

‫کلارک گیبل، وال اف جریکو

‫و بقیه دوستات رو بیارم اینجا

‫دیگه جایی واسم نموند

‫نیم متر اونجا جا داری!

‫نیم متر جا داری. من هیچی ندارم

‫من هیچی ندارم. ‫هیچی اینجا نیست

‫می‌خوام واسه مدتی برم پاریس

‫باشه

‫می‌بینمت

‫"جولی عزیزم

‫"فقط یه نامه سپاسگذاریه

‫"تقریباً داشت فراموشم میشد ...

‫"که تو دسامبر چه اتفاقی افتاد

‫"ممکنه توی سال 1980 به دنیا اومده باشم

‫"و اون سالیه که عاشق شدم

‫"و برام سوال که توهم عاشقم شدی یا نه

‫"من چیزایی زیادی دارم که بابتش شکرگذار باشم

‫"به طور غیرقابل باوری ...

‫"این چیزا برایم دل پذیر هستن

‫مهمتر از همه، در وسط ...

‫"از تو تشکر می‌کنم

‫"بخاطر عشقم به تو

‫"پس ازت ممنونم

‫از طرف آنتونی سپاسگذار و عاشق

‫این کتاب منه؟

‫- اوه، آره، شرمنده ‫- مال خودت

‫باشه. ممنون

‫- خیلی‌خب ‫- کمک می‌خوای؟

‫آره، اگه بیاد طبقه پایین عالیه

‫جک ون رو میاره، درسته؟

‫شاید شدیداً زحمتش بدم

‫- سلامم رو به تریسی برسون ‫- باشه، حتماً

‫آره

‫- دوستم دارم ‫- منم دوست دارم

‫- خوش بگذره ‫- باشه

‫بعداً می‌بینمت

‫- خداحافظ ‫- خداحافظ

‫چیزی که بهم ضربه میزنه ...

‫در مورد کارکتر اصلی داستانم، تونی

‫که مجبور به انجام کارهاش شده، مجبور شدن بزرگ بشه

‫و سختی‌های زیادی کشیده

‫که اون موقع خانواده‌اش باهاش سر و کار داشتن

‫و همینطور مشکلاتی که توی مدرسه داشته

‫و این خیلی ظالمانه‌اس

‫خیلی بی‌رحمانه ...

‫شرمنده، من نمیتونم خیلی خوب خودمو شرح بدم

‫می‌دونین، واسه کسی که ...

‫زورش کنین این کارها رو انجام بده ...

‫اون شخص خیلی واسش جوون بوده

‫- خیلی آسیب پذیر ‫- درسته

‫و با این حال می‌خواین یه فیلم بسازین

‫که تفاوت زیادی با تجربه شخصی خودتون داره

‫منظورم اینه که، خیلی بهتر میشد ...

‫اگه موضوعتون

‫در مورد تجربه شخصی شما ...

‫در زمان گذشته باشه

‫چی باعث شد تجربه شخصی خودتون رو ...

‫اینطوری ول کنید

‫و به یه دنیای متفاوت علاقه‌مند بشین

‫منظورم اینه که، بنظر میرسه شما ...

‫به دنبال یه داستان اخلاقی یا سیاسی باشید

‫- میشه یکم ... ‫- واسه من اخلاقیه

‫...شاید بتونین لحظه‌ای در موردش صحبت کنین

‫بله ...

‫احساس می‌کنم نمی‌خوام کل زندگیم رو ..

‫در این بخش از زمین انجام بدم

‫تو کشوری که توش به دنیا اومدم

‫و میخوام ...

‫دوست دارم بدونم در اطرافم چه خبره

‫و مردم، جامعه و ساستمداران رو بشناسم

‫نمی‌خوام کل زنتدگیم توی یه حباب باشم

‫- دیوار کجاس؟ ‫- دیوار ...

‫دیوار قبلاً بودش. ‫الآن نیست

‫- خرابش کردیم ‫- آه

‫واسش یه مراسم بزرگ گرفتیم. ‫از دستش دادی

‫- شرمنده که نتونستم ببینم ‫- همه‌مون ناراحت شدیم

‫- این واسه منه؟ ‫- اوهوم

‫- ممنون ‫- از پاریس آوردم

‫بپوشش

‫تو اسب سیاهی، جولی

‫از پوستای سفید خوشم میاد

‫چرا؟ ‫چرا؟

‫چون الآن همه میرن برنزه می کنن

‫- ولی من پوستم میسوزه ‫- خوبه

‫نمیذارم جلو آفتاب بری

‫از کک و مک خوشم میاد

‫به خودت صدمه زدی؟

‫نه، نمی‌دونم چیه

‫بنظرر عمیق میاد

‫آره

‫باشه

‫بنظرت چیکار باید بکنم؟

‫بنظرم باید ...

‫فقط ولش کنی

‫و بیخیالش بشی

‫- دارم میرم بیرون ‫- باشه

‫بعداً برمیگردم

‫- بداً می‌بینمت ‫- چی؟

‫بعداً می‌بینمت

‫میشه یکم پول بهم قرض بدی؟

‫- آره. البته ‫- ممنون

‫- چقدر؟ ‫- آه ...

‫6دلار

‫10دلار هم داری؟ ‫10دلار بهم بده

‫ده دلار لازم ندارم، ولی ...

‫محض احتیاط

‫- خداحافظ ‫- خداحافظ

‫فکر کردم اتاق آنتونی رو بذاریم ته راهرو

‫اونجا راحت‌تره

‫بهرحال از اون دسته رابطه‌ها هم نیست، مگه نه؟

‫حموم خودش رو داره

‫و اینجا کاملاً راحته

‫آره. حس خوبی داره

‫رزی

‫مامان، می‌تونم کمی پول ازت قرض بگیرم؟ لطفاً؟

‫- پول بیشتری می‌خوای؟ ‫- آره

‫اوه

‫واسه کالجه

‫- واسه دوربین ـه ... ‫- به اندازه‌ی قبلی کار نکرد

‫- می‌دونم ‫- امم

‫و می‌دونم پول قبلی رو هم هنوز بهتون برنگردوندم

‫- این دفعه چقدره؟ ‫- 200پوند

‫اوه، یکی دیگه

‫- باشه ‫- فقط واسه تجهیزاته

‫- واسه دانشگاه فیلمسازی ‫- آه

‫فیلم بلندت رو میسازی؟

‫آره، البته

‫باشه، باشه. خب ...

‫- بهت برش میگردونم ‫- باشه. باشه

‫رزی! رزی!

‫خب، راستش ما زیاد از کینگز خوشمون نمیومد

‫ولی بنظرم هر کالجی ویژگی خودشون رو دارن

‫توی روزای قدیم. ‫حتی احتمالاً ...

‫- به وجود هم نبومدن ‫- آره، نه، نه

‫البته، آره

‫من در مورد تاریخ داشتم مطالعه می‌کردم

‫و بعد به خوندن در مورد دربار ادامه دادم

‫بعد جنگ ...

‫- زمان جالبی بود ‫- آها

‫بنظرم اون روزا خیلی فرق داشتن

‫خب، نمی‌دونم

‫فکر کنم بهتره بریم.

‫نهار آماده‌اس. ‫بیای بریم

‫- خوبه ‫- اینور نیا

‫جولی، عزیزم، می‌تونی ...

‫- کمکم کنی؟ ‫- بله

‫بنظرم با شراب شروع می‌کنیم

‫امیدوارم. ‫آره، فکر کنم ...

‫یه بطری شراب خوب داشته باشیم

‫- از این طرف؟ ‫- نه، مستقیم برو

‫مستقیم برو

‫به سمت نرده‌ها برو

‫هنوز از این سنت‌ها ...

‫توی این خونه داریم

‫درسته سگ بیرون نگه میداریم ...

‫ولی باعث میشه کسی تو ملک‌مون نیاد

‫بنظرم بیشترشون مردای جوونی هستن

‫که صبح زود ...

‫از تخت پا میشن

‫بدون هیچگدونه مدرکی که ...

‫که بگه اونا ...

‫اونا مجرم ...

‫بودن

به نظرم مقام سياسي دادن به

اين افراد چندان هم مهم نيست

ما که مطمئن نيستيم اين ها با همون سازماني

که زير ماشين ها بمب کار گذاشت و وقتي نگهبانان

زندان ها داتن زندگي خودشون رو ميکردن بهشون شليک

کرده همکاري داشته بوده باشن

به شدت پيچيده است

پيچيده است؟

ولي بايد از جامعه محافظت کنيم، مگه نه؟

ولي خب اون ها هم مثل بقيه عضوي از جامعه هستن

خودشون که اينطور ميگن

...و خب شما

من که اخيرا بمبي کار نذاشتم شما چطور؟

نه، اما شما نيازي هم به چنين کاري نداشتين

چون حس ميکردين صداتون در سياست شنيده ميشه

يا دارم در اين مورد اشتباه ميکنم؟

راستش اگه ناراحت نشين

به نظرم اشتباه ميکنين

من از شنيدن چنين حرفي ...شگفت زده شدم

واقعا شنيدنش برام تازگي داره

من مطمئنم

همگيشون گناهکار نيستن

اما مطمئنم اکثرشون هستن

گناه بعضي هاشون ثابت شده

اما بعضي ها نه

ولي ميشه اين ريسک رو بکنيم که انواع بمب ها

و چيزهاي نادرست که سراسر ايرلند شمالي

رو فرا گرفتن به اينجا هم برسه؟

ميتونيم چنين اجازه اي بديم؟ - من مدافعش نيستم -

عزيزم

اگه هم در اين حين چندتا بيگناه

رو زنداني کنيم بخش از همين کاره ديگه

...من مدافعش نيستم - نه، ممنون عزيزم -

هر دو طرف دارن خشونت به خرج ميدن

و تقصير هر دو طرفه

خب اين ديدگاه دفتر امور خارجه است

يا ديدگاه خودته؟

احتمالا نه ديدگاه خودمه

ظاهرا کلاه من رو سرت کردي

کلاه خودته - همينطور فکر ميکردم -

به نظرم به من بيشتر مياد

آره پسش بده

شايد گمش کني

سگ چيزيش نيست

روزي، بيا

دورا - دورا -

روزيريال بجنب ديگه

پدرخونده ام بهم داده بودش

يه چلچله کوچولو

آره - نازه -

ممنون هيچوقت نميپوشمش

...ولي ديگه وقتشه که

اولين پروازش رو بکنه

آره، خوشگل شده

هوم؟ خيلي خب

شکل تمام عيارش رو گرفته آخه ماکسيممِ سينماست

هم حرکت داره، هم موسيقي هم انرژي، هم رنگ

تمام چيزهايي که بايد تو فيلم باشه

تازه هرگز موزيکالِ خوبي تو انگلستان نساختن

فکر نکنم

البته کليف ريچارد چندتايي ساخته

اوهوم - ميدوني -

"نيز آپ يور مادر برَون" ولي خب

انگلستان گروه هاي موسيقي "رولينگ استونز"

"د کينکس" و "اسمال فيسز"

رو داره ولي موزيکال خوبي توش ساخته نشده

حيلي جالب توجهه - موافقم -

جولي ديروز با کلي از

بچه هاي قديمِ رينهمت آشنا شد

ظاهرا افراد بامزه اي بودن

نميدونستم که ميشناسيشون

اسم هاشون رو يادته؟

نه متاسفانه يادم نيست خيلي مضطرب بودن

خب چيزي جز اعتماد به نفس نيست

آخه کلا کلاه برداري بوده

اونا هم بهترين کلاه بردارهايي هستن

که تو دانشکده سينما هستن

راستش بيشتر به عنوان مرکز پخش ازش استاده کردم

اصلا خوشحالي که رفتي؟

ارزون ترين جا واسه

فيلم برداري تو دنباست

حتي قفسه مغازه رو قفل هم نميکنن

ميري داخل و دوربينت رو برميداري

من خودم وقتي اونجا بودم با

هيچ پولي دوتا فيلم ساختم

راستش اصلا انبارشون رو بررسي نميکنن

يه کم مرتبش کني عاليه

مجبوري به حرف کلي از افرادي که فکر

ميکنن سينما حاليشونه و بهت ميگن که

چجوري فيلم بسازي گوش بدي

مثل اين ميمونه که به کسي بگي

چطور نفس بکشه يا ...چطور فکر کنه يا

آره - احمقانه است -

هيچ قانوني هم نداره

ميدوني توصيف تولستوي از هنر چيه؟

آدم يه احساسي داره

و با استفاده از نشانه هاي خارجي

به بقيه منتقلش ميکنه

همين

پس اصلا نميخواد بترسي

البته مگر اين که احساساتي نداشته باشي

که به نظر نمياد اينطور باشه

درک نميکنم که چرا بايد برتسي

خب آدم ممکنه احساس ترس داشته باشه

...فکر نکنم که

...آره خب، ممکنه، ولي

کاملا طبيعيه

نبايد از اساتيد ترسيد

خيلي گرم شده

عوضش ميکنم

"کسايي که نميتونن"

ميشه گرماي شراب گرم رو با اين مخلوط کني؟

هيس - ممنون -

بابت نصاحيت ممنون ...واقعا

واقعا کمکم کردي - اوهوم -

به نظر من که مواد مصرف نميکني

نه، نميکنم نه، نميکنم

جالبه - هوم -

من سعي دارم ببينم که اين

موزاييک کجا باشن

...من تو استعاره مهارت ندارم، پس

ببخشيد، متوجه نميشم

خيلي خب، معتاد هرويين

...کارآموز روتاري

که ظاهر خوبي داره منظور خوبي داشتم

چطور؟ چي؟ چرا؟ کجا؟

...ببخشيد، من

حتي تفريحي هم کاري نميکني؟ - نه -

خيلي خب، يعني، نه

به نظرم خيلي رفتار معموليه

...بهش گفتم

که معموله

...راستش به نظر من

...واسه دهه چهل مناسب بود، ولي

همه چي مرتبه؟ - عاليه -

خيلي داره بهمون خوش ميگذره

خوبه - موافقم -

اگه ميشد اين زيتون هارو بهتر کرد

فکر کنم بتونيم بقيه

غذا رو ميل کنيم

اين يه سکانس تمرينه

اولين باريه که داره با موزيسين هاي

جواني که قراره باهاشون يه گروه موسيقي جديد

تشکيل بده تمرين ميکنه

اينم خودشه که خيلي پيره

مشخصه که مقداري اضطراب دارن

فکر کنم مقداري مثل خودت باشن

و به استاد گوش ميدن که حقايق زندگي رو بهشون ميگه

و همينطور ميگه که نواختن موسيقي

چقدر براش اهميت داره

درنتيجه به نظرم خيلي با

وقايع الانِ زندگيت هماهنگي داره

پسرشون داره ازدواج ميکنه

و نميدونن از دختره خوششون مياد يا نه

تازه طرف دکتره - اوهوم -

آخه دست هاي خوبي داره

دختره هم معلم مدرسه است

رازي هم داره؟

معلومه که داره - البته -

پسره چي؟

نه

نظرت چيه که بريم ونيز؟

ونيز؟ - اوهوم -

خيلي دوست دارم برم

خيلي خوشحال ميشم - خوبه -

ممنون - ممنون -

قبلا هم رفتي؟

آره، سه بار

سه بار؟ - يه بار تابستون -

دو بار هم زمستون - اوهوم -

واسه چي رفته بودي؟ تنها بودي؟

نه، با دزيره رفته بودم

از حسادت ديوانه شد و پريد توي يه کانال

ديگه نديدمش

حداقل تو يادداشت خودکشيش که اينطور نوشته بود

فکر کنم با يه قايقران ونيزي فرار کرده باشه

تعجبي نداره

پس سه تا دوست دختر داشتي

آره، اسم همه اشون دزيره بود - اوهوم -

عجيبه

اسمشون چي بود؟

مريم

کرولاين

و انجلا

انجلا - هوم -

انجلا جَز ميخوند

ظاهرا غيرقابل تحمل بودن

حدس ميزنم به شدت زيبا بودن

و خيلي بامزه بودن و اسب سواري ميکردن

...اگه نميخواي بدوني

ميخوام بدونم - پس نپرس -

ميخوام بدونم

مريم ويولون سل ميزد؟

نه

ويولون

نه، اصلا تو کار موسيقي نبود

راستش حتي خوشگل هم نبود

الکي ميگي

خب، ويژگي هاي ديگه اي داشت

مثلا چي؟

عزيزم، اينجا که نميتونم بهت بگم

ممنون

ببخشيد؟

دارم باهات شوخي ميکنم جولي

انقدر خودت رو عذاب نده

...من که خودم رو عـ

انقدر من رو به عذاب دادنت دعوت نکن

وقتي اينطور رفتار ميکني دقيقا

چنين حسي بهم دست ميده

ممنون

خيلي زيباست

با اون کاري ندارم

...نه، بيش از حد

بيش از حد ماجراجويانه است

وسايلت رو جمع کردي؟

البته

جيگر؟ من جيگر نميخورم

نه، علاقه اي ندارم

نه، نه، نه من همون پاستام رو ميخورم

يه پاستاي عادي و خوب

اوم، البته

...خيلي خب، پس

آره، بعدا ميبينمت

بي صبرانه منتظر ديدارتم

هيچهاک بلد بود مسيرش رو عوض ميکرد

"مثلا همين فيلم "رواني

اون سکانس حموم تو "فيلم "رواني

کاملا تيکه تيکه است - آره -

خيلي چيزهارو نمايش نميده

ولي خب يه جاي ديگه هم خيلي مرسوم عمل ميکنه

درنتيجه بلده که چه زماني اين تغييرات رو به وجود بياره

چون يه پروسه است چون رشد

و ساخت احساسات

و درک ماست

و بايد بفهميم که گاهي در طول مسير

بايد روش کارمون رو تغيير بديم

اين سکانس هم ميتونه به اون سکانس رواني" شباهت داشته باشه"

که ديگه جاي چاقوها رو نبينيم

که ديگه دردش رو نيبينيم

هوم - فقط صداش رو ميشنويم -

فقط صداي جيغ کشيدن زنه رو ميشنويم

آره - صداي زد و خوردشون رو ميشنويم -

آره - ...پس خيلي -

ميتونه اونجوري باشه - آره، البته -

و البته به نظرم، براساس کتاب

...ما اصلا تو اون سکانس حموم - اوهوم -

هيچي نميبينيم - نه، نميبينيم -

البته تمام قطعات و بخش هاي مورد

نياز براي ارتکاب قتل رو داريم

ولي هيچ اتفاقي نمي افته و فقط چاقو رو ميبينيم

فقط چاقو رو ميبينيم - فقط چاقو و دوش حموم -

احتمالا در اين زمينه اون زد و خورد

و سر و صداي بحثشون سلاح مورد نظرمونه

درسته - فقط نتيجه نهايي رو ميبينيم -

که تو "رواني" ميشه جنازه اش

و در اين مورد هم ميشه

خانواده اي که در نهايت جدا افتادن

همه چي رو بردن

من زنگ ميزنم پليس

اه، خدايا

لعنتي

نبايد چنين گهي ميخوردم

# چقدر ونيز غمگينه #

# وقتي که تنهايي #

# چقدر ونيز غمگينه #

# وقتي که تنهايي #

ممنون - خواهش ميکنم -

ممنون

تروخدا بهم بگو چيکار کردم

...خواهش ميکنم، آخه

داري مجازاتم ميکني

که با چنين حالي ببينمت و دليلش رو ندونم

نميتونم وارد اين بحث بشم قضيه اضطراري بود ديگه

کجاش اضطراري بودي؟ - اگه اون روز چنين کاري -

نکرده بودم، الان اينجا نبودم

فقط همنقدر ميتونم بهت بگم - يعني چي آخه؟ -

نميشه که چنين حرفي بزني ...و بعدش توضيحي ندي

من ميدونم که تو نميتوني يه چيزهايي رو بهم بگي

خب، منم ميدونم که يه سري خصوصيات من

برات غيرقابل قبوله

يه سري چيزهاي تو هم براي من غيرقابل قبوله

يه سري چيزهاي اين مکالمه براي

من غيرقابل قبوله - تو يه دزدي -

بايد يه جايي باهمديگه سازش بکنيم

آنتوني، تو وسايلم رو دزديدي تو وسايلم رو دزديدي

ميفهمي؟ ميفهمي چي ميگم؟

ميفهمي با اين کارت چه حسي به من دست ميده؟

...فکر نميکردم که تو

فکر نميکردي که برام مهم باشه؟

منظورت اين بود؟ - نه، نه -

ميدونستم که برات مهمه براي همين بهت نگفتم

من اين کار رو ميکنم که تو بتوني چنين زندگي داشته باشي

و شب ها راحت بخوابي

و تو خيابونِ کينگز رود تو ماشين بمب کار نذارن

بيا بهش بخنديم چرا که نه؟

باورم نميشه چنين آدمي هستي

خب اگه باورت نميشه

چطوره يه مقدار به خودت زمان بدي تا باورت بشه؟

آخه ديگه چيزي ندارم که بهت بگم

ديگه توضيحات بيشتري ندارم

و ديگه حرف اضافه اي در اين مورد ندارم

...ببخشيد

درک ميکنم ...ميفهمم که چرا بهم نگفتي

يه سري چيزهايي هست

که نبايد... نبايد بهم بگي

و من درک ميکنم

ممنون - پس ببخشيد -

نميخوام اذيتت کنم

ببخشيد ببخشيد

طي محاصره

دفترخانه مردم ليبي

در سمت غربي لندن

صدها نيروي پليس در طول شب آماده باش هستند

و تفنگداران ساختمان را در ميدان

سن جيمز محاصره کرده اند

ديگر افسران پليس هم با استفاده از تجهيزاتي

حرکات درون دفترخانه را نظارت کرده

و با افراد داخل دفترخانه ارتباطي برقرار شده است

تمام محوطه دور ميدان

تخليه شده است

از اينجا شبيه نقشه

ساختار ساختمان سفارت مي ماند

در همين نخستين ساعات محاصره

صحبت ها جهت پايان دادن به آن آغاز شده است

روي پشت بام ساختماني که من در آن حضور دارم هم

تفنگداران پليس سفارت را نشانه رفته اند

اينطور که پيداست يکي از گزينه ها ارائه سفر بي خطر

به مقصد فرودگاه هيترو براي ليبيايي ها مي باشد

واسه کاره؟

آره، واسه کاره

اعلاميه اي که ديروز درمورد

اتحاديه موزيسين ها و توافقمون

گذاشته بودم رو نخوندي؟

نه، نه، نخوندم - خب، بايد ميخوندي -

اوهوم - مهمه -

يعني خب خوبه که به توافق رسيديم

بايد لمشون دستت بياد ولي خب بالاخره موفق شديم

...براي هر موزيسين 25 پوند - اوهوم -

واسه جلسه سه ساعته ميديم

اگه از ارکستر استفاده ميکني خيلي سريع

بودجه ات تموم ميشه

بايد درمورد بودجه صحبت کنيم

بايد درمورد بودجه اين دانشگاه فکر کنيم

همينطوري که الکي پلکي

...وسايلمون رو قرض نميديم - اوهوم -

صحبت درمورد پروژه و تجهيزات

بدون فکر کردن به بودجه

خيلي غيرمعموله ولي خب

فکر نکنم تو نايتسبريج چندان

نيازي به فکر کردن درمورد بودجه باشه، ها؟

اوضاع چطوره؟

من يکي دو ساعت ميرم بيرون

ميشه 10 پوند بهم قرض بدي؟

آره

تو همينجا ميموني؟ - اوهوم -

بعدا ميبينمت

اينا با عقل جور درمياد؟

اوهوم، آره

همه چي واضحه؟

فکر کنم

به نظرم واقعا بگو اين کار رو بکنه

حتي اگه نيازه طناب پيچش کن

خيلي خب

نبايد صحنه سازي به نظر بياد

اوهوم

آخه قصد و نيت کل فضيه

صحنه سازيه

امروز چيزي گيرت اومد؟

نه، چنين سوالي از من نپرس

نه

آخه حس ميکنم الان چيزي مصرف کردي

...خب

نکردم

ولي به نظرم کردي - ولي نکردم -

آخه خودت نيستي

چي؟

...خب آخه - ...دروغ -

دروغ نگو آنتوني ...ميدونم که تو

ميدونم که تو در زمان هاي مختلف

نسخه هاي مختلفي از من رو شاهد بودي

...نه... منظورم اين - ...ولي خب هيچکس -

متوجهي؟ ...من

خودت که بايد خوب درک کني

که آدم در ساعات مختلف روز

احساسات متفاوتي رو تجربه ميکنه

و چيزهاي متفاوتي حس ميکنه و جور متفاوتي رفتار ميکنه

خودم ميدونم ولي تو رو هم ميشناسم

و ميدونم که هيچوقت اين شکلي نيستي

به نظرم تو مضطربي

و سعي داري حواس خودت رو از ترست نسبت

به کار پيش رو پرت کني

و به نظرم بايد آرامش داشته باشي

و از آمادگيت اطمينان ...حاصل کني

آماده ام ديگه، همين کار يعني آماده شدن

با اين بايد چيکار کنم جولي؟

...فقط يه خرده

...يه کوچولو

خوبي؟ - آره، آره -

آخه تو تصوير که نمي افته

اصلا واسه چي بايد باهاش کاري بکنه؟

داريم از موهاش فيلم ميگيريم - آها باشه، خيلي خب -

آره، بيا بذاريمش رو ميز که مجبور

نباشي دستت بگيريش

درسته

خيلي خب، بياين يه کم نزديکترش کنيم

که بيشتر به پروفايل بخوره ببخشيد؟

بيشتر نميشه کشيدش

نه، نه، اون طرفي

سمت چپ چراغ سمت چپ

همين الان کليپس گذاشتم که نگهش داره

عاليه، عاليه، آره، آره

اميدوارم وفتي که آماده بوديم

...بتونم

اوهوم، آره

فرش بيشتر شده باشه

خيلي خب - وايسا -

يه جورايي بد نيست

نه، عاليه

ببخشيد - اي خدا -

ببخشيد، ببخشيد

مواظب باشين ديگه

واسه چندتا برداشت ديگه هم مناسبه

آره، آره، فقط يکي ديگه ميخوايم

يعني يکي دو تا برداشت ديگه

واقعا؟ به نظرت چندتا برداشت قراره بگيريم؟

خب گل ني کي درمياد؟

اونقدر ميگيريم تا دربياد ديگه، خب؟

خيلي خب، باشه

ولي در اون صورت بايد از اول شروع کنيم

باشه، خيلي خب، يه کاري ميکنيم که... که بمونه

آره - ميدوني -

حالت خوبه؟

...نه، فقط

دلم واسه خونه لک زده

ميخواي برگردم؟

خيلي خب، بعدا ميبينمت

خيلي خب، خدافظ

جوليِ عزيزم

هيولاي پست خود را شناخته و از اين رو فرومايه است

تو هستي که نسبت به آن هيولا در موضع قدرتي

که تشجيج و تشويق و سرزنش کني و ببخشي

او دوستت ميدارد پس تو قدرتي بسيار داري

هوشمندانه و با مرحمت از قدرتت استفاده کن

حرف هاي تو بسيار برايش ارزش دارد

و اين موضوع به مرور برايت روشن ميشود

او هرگز خود را به کسي نشان نداده است

و ميتواند صرفا از همين روي دوستت داشته باشد

به خود اعتماد داشته باش و سعي کن واضح ببيني

چرا که ابري کوچک و گذرا

به دروغ شخصي ديگر نميماند

کاري نبود که انجام ندم

تهش رفتم تو کما

بهم تشنج دست داد اوردوز کردم

من تنها فرزند پدر و مادرم هستم

ببين چه حسي ...داشتن

ولي باز هم هرگز بي خيالم نشدن

راستش، پدرم ازم اخاذي کرد

يه بار بهم گفت

اگه با اين شماره تماس بگيري" "متادون رو بهت ميدم

شماره کمک رساني بود

معلومه که منم تماس گرفتم

بعدش هم تو جلسات شرکت کردم همونطور که گفتم دوباره زدم بيرون

تا اين که بالاخره ديگه کم آوردم

ديگه بدجور کم آوردم

بدنم ديگه کشش نداشت

و کارم به پاسگاه و سلول

و تيمارستان و لباس محافظ

و جيغ و روان درماني کشيد

هيچ کدومش خوب نبود

همه اش به خاطر حسي بود که مواد ميده

که حتي گاهي در طول زمان بهبود هم

يه احساساتي بهم دست ميده

و با خودم ميگم "خدايا، فقط يه پک ميخواد"

ولي امروز نه فقط امروز

پليس تمام شب رو

مشغول جست و جوي محل

انفجار بوده، چرا که ممکنه باز

هم بمبي باقي مونده باشه

امروز صبح هنوز محوطه تخليه شده بود

چهار تا هفت کيلوگرم مواد منفجره در ماشيني

کنار مغازه کارگذاري شده بوده است

خيلي خب، من قاب رو چک کنم

آره، البته

رفيق

حالت خوبه؟ ...کاپشن

کاپشن نميخواي؟ - خوبم -

ممنون - چه خبر شده؟ -

نميدونم

فکر کنم آنفلوانزا گرفتم

هنگ اور شدي؟

نه - اينطور به نظر مياد -

انگار کلي داشتي ميترکوندي

نميدونم چم شده

ولي خوبم، چيزيم نيست - چرا، هست -

داشتم کل برداشت تماشات ميکردم

انگار داشتي از هوش ميرفتي

نه، خوبم، چيزيم نيست ...فقط

فقط دارم اين کار رو ميکنم

نميخواد مودب باشي اگه حالت خوب نيست

برو خونه ميدوني چي ميگم؟

من خوبم چيزيم نيست

آنتوني؟

سلام؟ - سلام؟ -

ببخشيد عزيزم - تو کي هستي؟ -

...تو بايد با آنتوني - ببخشيد، لطفا برو بيرون -

ببخشيد، بايد بري بيرون لطفا برو بيرون

...نه، خواهش ميکنم

نه، نميخوام اذيتت کنم ...آنتوني فقط

تروخدا برو بيرون نه، نه، نه، بايد بري بيرون

بايد همين الان بري بيرون - ببخشيد، خب؟ -

نه، بايد بري بيرون

ببخشيد ببخشيد، ببخشيد

خيلي خب - چيزي نيست، ببخشيد -

پالتوم رو يادم رفت

آهاي؟

ببخشيد

...از کجا بدونم کي

وقتي پول دستم اومد طلبت رو ميدم

...ولي من

خودت که ميدوني اگه واقعا نياز نداشتم

ازت درخواست پول نميکردم

نه، ولخرجي نميکنم ...دارم

واسه درسم به اين تجهيزات نياز دارم

...واسه دوربين و فيلم و

پولت رو پس ميدم

خب مسلما ميشه از طريق ديگر

افراد بيمار شد

گاهي افراد با نفس کشيدن

بيماري رو منتقل ميکنن

اما گاهي هم

ممکنه از طرايق ديگه اي بيماري بگيري

مثلا ارتباطات شخصي

چيزي هست که درمورد اتفاقات بهم نگفته

باشي و بخواي بهم بگي؟

...نه، فکر کنم

فکر کنم الان که ديدمت حالم بهتره

خيلي خب، باز هم از ديدنت خوشحال شدم

ممنون منم همينطور

خيلي خب، من بايد بره

اميدوارم زودتر حالت خوب بشه

خيلي خب، خدافظ - ممنون

الو؟

سلام باربارا، چطوري؟

خوبم، ممنون

حالت خوبه؟

نه، نه، اشکالي نداره ممنون که تماس گرفتي

واسه چي دستگيرش کردن؟

لطفا از اينجا برو

فکر کنم هنوز صداي خاصي پيدا نکردم

متوجهي چي ميگم؟

...نميدونم چطوري

هنوز بلد نيستم چطور چيزي که ميخوام

خلق کنم رو به تصوير بکشم

ميشه يه سوالي ازت بپرسم؟ - اوهوم -

خيلي خب، يه کم سوال عجيبيه

تو اين شش ماه گذشته

زياد تو دانشگاه نديدمت

ميشه دليلش رو بپرسم؟

...من

رابطه خيلي سختي با کسي داشتم

اوهوم - و برام سخت بود -

که هم اون رو مديريت کنم هم دانشگاه سينما رو

...ولي اصلا برام

برام وقتي واسه خودم

و علايقم باقي نذاشت

...واسه همين چندان

خيلي خب - ...وقت نداشتم، ولي -

ديگه حالم بهتره

واقعا؟ - خيلي -

يعني خب قصدت نسبت به زماني

که اومدي خيلي تغيير کرده، مگه نه؟

اوهوم - و خب اشکالي نداره -

بالاخره آدم بايد در اين پروسه رشد کنه

ولي واسه تو چطور بوده؟

...خيلي، خيلي

پيچيده است و

گاهي دشواره ...اما

پستي و بلندي هاي خودش رو داره ديگه

اما جواب ميده؟ - اوهوم -

واقعا؟ - اوهوم -

...خوبه، آخه بزرگترين

فکر کنم وقتي اومدي اين حرف رو بهت زدم

و مطمئنم بقيه افراد

هم چنين چيزي رو بهت گفتن

که مهم ترين چيز

درمورد يادگيري در چنين شرايطي

اينه که به طريقي بين تجربياتت

و تجربه اي که ميخواي

فيلمش رو بسازي ارتباط برقرار کني

اين شال کشميري اصل نيست

بي خيال جولز، از هارودز گرفتمش منظورت چيه؟

قشنگه ولي کشميري نيست

از هارولد گرفته

هارودز

تو بازار ميفروشه

همون مغازه سبزه، نه؟ - آره -

افراد باکلاس

و با آداب و رسوم ميرن اونجا

بهت مياد

ولي ديگه خفه شو

گوش کن، گوش کن

بدخواها کار خودشون رو ميکنن متوجهي چي ميگم؟

مردم نميخوان موفقيتم رو ببينن اشکالي نداره

خوشگله

اشکالي نداره

تا يه کم پول گيرم مياد و پيشرفت ميکنم

همه به لباس و وسايلم ايراد ميگيرن

اشکالي نداره

اشکالي نداره

ميخواستم ببينم

اصلا آنتوني رو نديدي؟

نه، چند وقتي ميشه که نديدمش

خيلي نگرانش هستيم

خيلي متاسفم

...ببخشيد که مزاحمت شدم

نه، نه، اشکالي نداره

هرموقع نياز داشتين باهام تماس بگيرين

ولي از طريق ديگه اي نميتونيم بفهميم که کجاست

فقط با تو ميتونيم تماس بگيريم

اگه ديديش بهمون خبر ميدي؟

بله، حتما

شما هم اگه ديدينش بهم خبر بدين، خب؟

...حتما، مرسي

ممنون که تماس گرفتي باربارا

خيلي متاسفم که کمکي از دستم برنمياد

کلي بوس

شب به خير - شب به خير -

از داماد خوشش مياد؟

آره

شايد معرفيشون کرد

درمورد پول باهاشون صحبت کرد

درمورد برنامه ريزي

سرمايه گذاري

آره

و صرفه جويي

من هميشه تعمدا چنگال اشتباه رو

واسه سالاد برميدارم

چنگال هاي من که هر دو يه اندازه ان

هنوز دوستم داري؟

آره

آره؟ - آره -

چرا فکر ميکني ندارم؟

گاهي چندان خوب باهات رفتار نميکنم

باهات وحشيانه رفتار ميکنم

تو که وحشي نيستي وحشي منم

نه، منم - منم -

هردومون باشيم

راستش اينجوري قشنگ ميشه

قبلش کلي اتفاق افتاده بود

گروگان هاي ليبيايي

هنوز هم ادامه داره

بايد سر کارت با همه او قضايا سر و کله ميزدي؟

آره

نميدونستم

روز به شب بدل شده

و به روز بدل ميشود

شب و روز بايکديگر ميخزند

به سمت پوچيِ خاکستري و هيچ فکري

هر دقيقه از دقيقه بعدي ميترسد

پس از شش روز بدون استراحت بسيار خسته ام

و بسيار بي قرار

در ساعات کند شب

من ديگر بر اراده ام آگاهي ندارم

و سپس بر هيچ چيز

يک پوچيِ خاکستري

حتي لحظه اي فرصت اندازه گيري درد را نداشتم

و حالا هرگز بدون درد نيستم

از همين روي درد ديگر وجود نداشت

هيچ چيز نبود

و من در مسير مردگان قدم برميداشتم

اما سپس پاييز چون دکمه سردستانم خون ريخت

دردي جانسوز

و ديگر ميتوانستم با روشن بيني ببينم

و از نو زاده شدم

جنت طي دوازده ساعت آينده ميميرد

فکر کنم هيچ کدام نميتوانستيم ادامه دهيم

يکيشون فرار کرد

احتمالا آقاي استافاسک

آقاي چي؟ - استافاسک -

مدام از برندن وارد فرار ميکنه

به شدت ازش نگهباني ميشه

واسه خودشون و بقيه خطر محسوب ميشن

ديروز با يه تبر پيداش کردن

شوخي کردم

ولي بعدش بعضيا خيلي

احساس رقابت کردن

چندتا مسابقه پله نوردي بد تموم شد

و مجبور شدن کاهش بدنش

گفت سه تا تصوير داشت

يه جفت چکمه بزرگ و خالي

يه مرغ مگس خوار و منظره ابرها روي دريا

اگه بخواي ميتوني همشون رو گوش کني

من خوبم

خوبه، منم همينطور

نميخوام همينطور حس کنم که مجبورم

خوب بودنم رو به تصوير بکشم

مجبور نيستي

اصلا مجبور نيستي واسه من

تصويرسازي بکني

خوبه، آخه خوبم

شايد به نظر خوب نيام ولي خوبم

الان نگرانمي؟

نه

نه، اين يه بار رو نيستم

# تولدت مبارک #

# تولدت مبارک #

# تولدت مبارک جولي جون #

# تولدت مبارک #

دارن نوحه ميخونن

خيلي ممنون

انگار داشتيم نوجه ميخونديم

بدو، بدو، بدو

بدو، فوت کن

هورا - هورا، آفرين -

تولدت مبارک

فکر کنم روز تولدت ديگه بتونيم به سلامتي بزنيم

بيست و پنج

شگفت انگيزه - بيست و پنج -

نصف 50 سالگي رو طي کردم - ميشه يه چنگال بگيرم؟ -

نصف 50 سلگي، عجب فکري خيلي ببخشيد

چقدر بزرگه

نه، مال خودت

نصف کيک رو بريدي

اون مال خودت

اون مال خودت - احمقانه است، مال خودم -

ميخوام در مورد چيزي باهات مشورت کنم

ولي نبايد اذيتم کني

بايد تظاهر کني که از هيچي خبر نداري

من هرگز اذيتت نميکنم

بگذريم، داشتم فکر ميکردم

که يه مدرک هنري عملي در

هنرهاي عالي بگيرم مثلا هنر سراميک

و ميخواستم ببينم

تو که تو کورتالد آشنا داري

رشته مناسبي ميشناسي

که جالب باشه يا کسي رو

ميشناسي که شايد بتونه کمکم

کنه مسير درست رو طي کنم؟

خودم نه، ولي آشنا دارم که باهاشون صحبت کني

...چقدر خوب - يه بروس نامي هست -

که قشنگ با گل درستش کردن

دقيقا اميدوار بودم چنين حرفي بزني

...باهم آشناتون ميکنم و

واقعا؟ - پس برگرديم سر تخم مرغ هاي من -

تو هم حتما بايد يه دوره پذيرايي بگذروني

ميدونم

دوتا از اعضاي خانواده

همزمان ميرن دانشگاه

ميخواي چيکار کني؟

شايد هم برگردم دانشگاه

شايد

يعني کلا بي خيال کشاورزي بشم؟

تحصيل کن

چي ميخواي بخوني؟

چي ميخوام بخونم؟

آره، چي ميخواي بخوني؟

سوال خيلي خوبيه - الان بگم؟ -

خب، مديريت رو که انجام دادم

پس فکر کنم الان ديگه

يه چيز جالب تر بخونم

به نظرم برم... تاريخ بخونم

آره

ولي خب، الان که بحث من نيست

درمورد دانشجوهاي نوشکفتمون

خب داريم درمورد فانتزي هامون

...صحبت ميکنيم ديگه

به نظرم خيلي هيجان انگيزه

خواهش ميکنم عزيزم

بذار اين بچاره بخوابه

خودت هم بخواب، خب؟

اين کندذهن ها بايد يه کم بخوابن

کندذهن؟

چطور جرئت ميکني؟ - کندذهن ها -

يالا - نه -

يالا - ...نه، من بايد -

به حرف آنتوني گوش کن - تمومش کنم -

خيلي بابت شام ممنون

شب به خير - خوب بخوابي -

شايسته نباش، گستاخ باش خيلي جذاب تره

از گستاخي خوشت مياد؟

به نظرم کارت بهتر پيش ميره

آخه خودت گستاخي

ميدونم که گستاخم

به نظرت خودت جذابي؟

آره، هميشه

...روزي نيست که

مطمئنم

...چند لحظه اي رو وقفِ

من سعي دارم تمرکز کنم

حواسم رو با گستاخي و

...جذابيتت پرت نکن

سه دقيقه وقت ميدم

معلوم نيست درمورد چي حرف ميزدي

خودت که ميدوني چي ميگم - ...من اصلا -

تو از قبل يه فکرهايي درمورد کارگردان هاي

آکسبريج ميکردي

ولي همه اش مزخرف بوده

فقط بايد بري بيرون و شروع کني به فيلم برداري

همونطور که پاتريک ميگفت

...خب

ميدونم عوضيه ولي بد بي راه نميگفته

من ازشش خوشم مي اومد - نه، نمي اومد -

راستش نه، خوشم نمي اومد

از همسرش خوشم مي اومد - واقعا؟ -

خيلي

حس ميکنم به اندازه کافي ...بهش نرسيدم، پس بايد

بايد بيدار بمونم و انجامش بدم ولي تو بايد بري بخوابي

دو دقيقه صبر ميکنم تا مادرت بخوابه

و بعدش ميرم پايين

به نظرت شک کرده که تو مياي تو تخت من؟

نه

به نظر خودت چي؟

نميدونم

اگه اينطوره که خيلي خوب فيلم بازي کرد

فکر نکنم روحش هم خبر داشته باشه

نميدونم

به نظرم خوابيده

کفشم رو درميارم که بيدارش نکنم

بيا

تروخدا بيا بخوابيم - برو بخواب -

تروخدا بيا بخوابيم - نه، نه، بايد انجامش بدم -

ميخواي کل اون مشروب رو بخوري؟

همينجا که ولش نميکنم

احتمالا

بيا بخوابيم

پس ايزابل

با عفت زندگي کن

و برادر، بمير

بيش از آن که برادرمان پاکدامني ما باشد

درخواست آنجلو را به وي خواهم گفت

و ذهنش را براي مرگ آماده کرده تا روحش آرامش يابد

خارق العاده بود

نه، بدجور گند زدم - نه، گند نزدي -

نه، گند زدم - نه، واقعا نزدي -

واقعا نزدي

...ميخواي از اينجا

آسون ترين جاش کجاست؟

"بايد بيست نفر را آرام ميکرد"

نه، وايسا - اوهوم -

از اينجا، آخه نقطه داره

"با آن که با چالاکي افتاده است"

...من از اينجا ميخونم

کاملا هم حق با تو بود

البته که حق با تو بود

داريم استراحت ميکنيم ولي بايد برگردم

ولي خواستم تماس بگيرم و بگم

که نبايد انقدر نگران ميشدم

خيلي خب، بعدا ميبينمت

خدافظ

واقعا بوي گند ميده

آره واقعا بوي گند ميده

به زودي حتي بدتر هم ميشه

آره - آره -

اومد - هورا -

سلام پدرو

بجنبين ديگه - راحت باش -

آره، راحت باش

عجله اي در کار نيست

اصلا عجله نداريم

آها مرسي

بعد از نوول واگ کوفتي و اون جريانات

به طرايقي فهميديم

که ميتونيم از تمام اين تکنيک ها

و ظواهر جديد استفاده کنيم

و يه تصوير معاصر و خالص توليد کنيم

دقيقا، فقط به ظاهره

جامه به جوهر غلبه کرده

نه، کاملا مخالفم

آخه ساختار کاملا رسمي داره

و خيلي هم معاصره

و درهايي رو باز ميکنه

و خيلي بيشتر از گفت و گو در کافه اي

که تو فيلم گدار بود مردم رو

تحت تاثير قرار ميده

خيلي بيشتر نفسانيه

نميدونم، ولي انگار

زيبايي هاي تجاري رو با سينما

پس و پيش کردن و به اين نميگن سينما

عين حرف هاي منتقدينه

خيلي احمقانه است آخه هدف کار استفاده از ابزاريه

که در عرصه تبليغات به وجود اومده

تا باهاش نوع قدرتمندي از هنر خلق بشه

ببين ريوت سال 74 و 75 چيکار کرد

و بسون الان داره چيکار ميکنه

همين کافيه

بايد يه معنايي دريافت بشه

ميخوام زيبا دربياد

...اين همه خون و کثافت و آشغال

بابا اگه بذاري اونجوري

که ميگم فيلم برداري کنم

زيبا درمياد

خارق العاده ميشه

آره، اگه بهش فکر کني

سياه و سفيد هم دارم "که ميشه "ديوا

نديديش؟ - مال کيه؟ -

فيلم فوق العاده ايه مال ژان ژاک بنکسه

نميشناسمش - کارگردان خارق العاده ايه -

فکر کنم از کارگردانان مورد علاقه ام باشه - اين کار جديدشه؟ -

نه، مال چهار سال پيشه

مگه تو عاشق فيلم هاي فرانسوي نبودي؟

چرا، ولي نه اين فيلم هاي جديد

مثلا فيلم "مترو" بسون رو ديدم

عاشق اونجاشم

به نظرم بهتره بريم بخوابيم

موافق نيستي؟

فکر کنم

بيا

بيا

بيا

حداقل لباس خوابت رو بپوش

کجا ميري؟

يه يادداشت واسه آنتوني ميذارم طبقه پايين

تو خيابون؟ - نه، جلوي در -

خب پس منم باهات ميام عزيزم

نه، يه دقيقه اي ميام يه دقيقه اي ميام

برو پايين و يه راست بيا بالا - چسم -

در رو باز بذار

خب، حالا وقت خوابه

بخواب

آفرين

لالا لالا، خوب بخوابي

پرده رو بکشم؟ - نه، دوست دارم باز باشه -

واقعا؟ - آره -

خب پس

چقدر خوابم مياد

شب به خير عزيزم

خيلي خوشحالم که اينجايي

منم خيلي خوشحالم که اينجام

ممنون

امروز کارت عالي بود

خيلي بهت افتخار ميکنم

صبح ميبينمت خوب و راحت بخوابي

آنتوني عزيز، نگرانِ بيدار کردنمون نباش هرموقع خواستي زنگ بزن، دوستت دارم

اينجاست

حالت خوبه؟

باربارا، بهش فکر نکن بهش فکر نکن

به زودي صحبت ميکنيم خيلي ممنون که تماس گرفتي

خدافظ

بدترين اتفاق افتاد

آنتوني رو تو دستشويي

نمايشگاه والاس پيدا کردن

که اوردوز کرده بوده

زنگ زدن آمبولانس

و سعي کردن احياش کنن

بعدش هم بردنش به

بيمارستان ميدلسکس تو خيابون مورتيمور

که همونجا هم مُرد

...و

آره

عزيزم، آنگاه که مُردم

آهنگ عم انگيزي برايم نخوان

بر سرم گل سرخي نکار

نه حتي درخت سروي

باشد که چمن هاي روي سرم

هميشه آبياري شده و سيراب باشند

و اگر پژمرده گشتند به ياد داشته باش

و اگر پژمرده گشتند فراموش کن

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.