All language subtitles for You Are My Destiny.EP20.AsianMoviee.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آسیامووی با افتخار تقدیم میکند asianmoviee.ir

مترجم :elaheh_sh t.me/ : @asianmovie

"تو سرنوشت منی"

(قسمت 20)

من باید رو مبل بخوابم

زمان زیادی گذشته

و تو هیچ پیشرفتی نداشتی

بیا اینجا،دراز بکش

من شوهر یه مادر باردارم

معلومه که باید کنارش بخوابم

چرا اینقدر عصبی شدی ؟

خودتو ریلکس کن

دستاتو شُل کن

وقتی عصبی هستی

شیمی کوچولو احساس ناراحتی میکنه

سرتو بلند کن

چِن جیاشین

امسال جشن تولدم

خیلی برام پر معنی تر

و شادتر از

جشن تولدای قبلیم بود

مامانم صبح به این زودی کجا رفته ؟

مامان

با این وضعیت سلامتیت نباید واسه کاری مثل سبزی خریدن بری بیرون

بذار من اینا رو بیارم مامان

امروز رستوران رو ببند

بذار من میارمشون

نمیشه

من تازه اومدم شانگهای

میخوای من تو شانگهای منبع درآمد نداشته باشم ؟

ولی شما تازه حالت خوب شده

شاید باید پیشت بمونم

مشکلی نیست، هر وقت چیزی نیاز شد خودم بهت زنگ میزنم

دوباره داری بهم دروغ میگی

به محض اینکه من برم، شیرجه میزنی سر کارای همشگیت

من میتونم کمک کنم

تو ؟

آره

میتونی این کارو بکنی ؟

نودل و سبزیجات سبز

مثل کارمندات مطیع نیستن

یه ذره بی مهارتی نتیجش میشه یه مزه بد، میدونی که ؟

مامان، شی یی کار داره

اونو ولش کن، من کمکت میکنم

مهم نیست یه مرد چقدر پول میتونه دربیاره

به هر حال باید مراقب زن و بچش باشه وگرنه لایق یدک کشیدن اسم مرد نیست

کمک گرفتن از یه عضو دائوی خونواده هیچ عیبی نداره

حالا که میخواد کمک کنه، باید یه شانسی بهش بدیم

.....ولی

مامان، فکر کنم بتونم انجامش بدم

نودل و سبزیجات سبز

نمیتونه پیچیده تر از حساب کتاب سود و ضرر باشه

میتونم انجامش بدم

باشه

♪اگر قرار بود از عشق برای ساختن متون استفاده بشه♪

♪موضوعش من بودم و تو♪

♪تو جاذبه منی♪

♪ضربان قلبم♪

♪احساسم به تو رو نشون میده♪

♪چشمام همه جا به دنبالت کشیده میشن♪

♪اگر عشق منطقی بشه♪

♪ما فقط همدیگه رو میخوایم♪

♪تو تنها عشق منی♪

♪یه لمس عاشقانه به♪

♪به عکسامون اضافه میشه♪

♪تو اهمیت خاص منی♪

♪من، من توی عشق غیر منتظره جسورم♪

♪از همون اولی، میدونستم تو برای منی♪

♪ مثل ابرهای بالای آسمون♪

♪که بی توجه به ابری بودن یا آفتابی بودن اونجان، احساس منم مال توئه♪

♪من به طور وصف نشدنی، با تمام قلبم عاشق شدم♪

♪با یه لبخند جوابت رو دادم♪

♪ مثل ابرهای بالای آسمون♪

ممنون، ممنونم

بالاخره تموم شد

♪که بی توجه به ابری بودن یا آفتابی بودن اونجان، احساس منم مال توئه♪

♪تو چشم انداز منی♪

♪که بی توجه به ابری بودن یا آفتابی بودن اونجان، احساس منم مال توئه♪

میتونی این کارو بکنی ؟

طرز رفتارش باعث میشه خاطرات گذشته برگردن

اون روزا، من یه مردی مثل اونو میشناختم

اون میگفت

"مردی که نخواد زن و بچش رو حمایت کنه"

"لیاقت بودن باهاشون رو نداره"

منظورت باباست ؟

یادمه چهره بابا توی گذشته

وقتی بچه بودم همیشه بهم قوت قلب میداد

گفته بودم تا سرش پرش نکن

ولی تو اصرار داشتی به سختی کار خودتو بکنی

(نودل های شیشی)

بفرمایید نودلاتون آمادست

خیلی خب

وایسا

چرا نودلتو تموم نکردی ؟

هنوز تکلیفامو تموم نکردم، وقت ندارم

بیا یه قراری بذاریم، باشه ؟

اگه تو

این نودلو تموم کنی

من توی تکلیفات کمکت مکینم

قبوله

بخور

تو بخور، من برمیگردم سر کارم

بیا اینجا

تا مشتری تازه نیومده بخور

پس من خوردنو شروع میکنم

دارم بهت میگم

این کاسه نودل قابل مقایسه با شام همیشگیت نیست

این یه چیزی تو مایه های سادگی آفتاب و هوا و آبه

این میتونه وقتی بیشتر از همه نیاز داری

انرژیتو شارژ کنه

این مثل جیاشینه

آره

ساده ترین و مهمترین وجود

حالا با جیاشین میتونم بهت اعتماد کنم

ممنون، مامان

حتما بخاطر این که تمام روز بهت امر و نهی کردم خسته شدی

نه خسته نیستم

اینو بخور و جیاشین رو ببر خونه

باشه

یه کم میخوای ؟

راحت باش، دستمو بگیر

بعنوان یه مرد خیلی کَمرویی

کی گفته میخوام دستتو بگیرم ؟

کی همچین چیزی گفتم ؟

من.....

گفتم تو ترسویی

ولی تو حرفمو باور نکردی

ترسو

الان داری کیو متهم به ترسو بودن میکنی ؟

خود ترسوهه باید بدونه

من....

جناب، رو سرت پاپ کورن هست

نمیخواد، خودت بخورش

مارمولک کوچولو(شیشی)، من برمیگردم

خیلی وقته

میخوام دوباره یه چیزی براش ببری

استاد، من تازه از هواپیما پیاده شدم

نمیشه الان صبر کنی که ازم بخوای

هدیه تولدتو ببرم واسه مامانبزرگ پیش اون

همیشه مجبور بودم مردک پیدا کنم

و بهش بگم

من اینو پیش یه کلکسیونر خاص پیدا کردم

فکر نمیکنی

اینکه گیرنده کادو نمیدونه

صاحبش چه دردسری

واسه بدست آوردنش کشیده

خیلی بده ؟

راستش، با کادو دادن بهش

منم یه کادو ازش گرفتم

استاد

من نمیفهمم

هربار

یه هدیه برای ژِنژو درست میکنم

من خاک رس رو قالب میزنم، شکلش میدم و میپزمش

چرا هر قدمی که برمیدارم

حضورشو

نزدیک خودم حس میکنم

این احساس

فوق العادست

این هدیه ایه که اون بهم میده

فقط اون

میتونه اینطوری برام الهام بخش باشه

و بهم برای خلق کردن

اشتیاق بده

خیلی خب

از طرف این آدم فراموشکار

این هدیه رو به یه آدم خونگرم میدم

این رنگ رو

ژِنژو اضافه کرد

لزوما خاکشو اون نساخته

میبینم واقعا عاشقشی

تونستین نقاشیشو روی گلدون تشخیص بدین، عالیه

این گلدون رو

همون جیاشینی که در موردش حرف زدم ساخته

ببین چقدر جالبه

این مار کوچیک مقیاس داره

این مار نیست

یه اژدها به ترسویی ماره

مادربزرگ، مارا معمولا به رنگ سبز نقاشی میشن

چرا اینو طلایی کشیدی ؟

طلایی رنگ اژدهاست

من امیدوارم این مار

یه روزی بتونه تبدیل به اژدها بشه

من قبلا با یه آزدها به ترسویی یه مار، دوست بودم

اسم اون اژدها ژونشگان لانگ بود

ژانگشان لانگ ؟

ژانگ شان لانگ، همون استاد سفالگریه ؟

مادربزرگ شما اونو میشناسین ؟

فقط شناختن نیست

من کاملا باهاش صمیمی بودم

ما با هم رفتیم حومه شهر

هم میتونست خطاطی کنه هم نقاشی کنه استعدادای هنری زیادی داشت

بعد از آزمون ورودی دانشگاه

بالاخره یه موقعیتی گیرش اومد که بره اونطرف آب

ولی اون نه دلش میخواست اینجا رو ترک کنه

نه میخواست منو ول کنه

من سرش غر زدم که :

"با قایم شدن توی روستا"

"همیشه همین مار ترسو میمونی اینجا هیچقوقت نمیتونی موفق شی"

"بهت جرأتشو میدم کوهستانو ترک کنی"

"بری اون دنیای بیرون بین همسن و سالات بایستی"

پس

اون زن فوق العاده پشت استاد ژانگشان لانگ

شمایین مادربزرگ

دقیقا

ولی ما خیلی وقته با هم در تماس نیستیم

من به اندازه یه مار ترسو نیستم

من وقتی 23 سالم بود رفتم خارح

اون بهم قول داد 2 سال منتظرم میمونه

ولی وقتی بعد از 3 سال برگشتم اون ازدواج کرده بود

تقصیر کیه ؟

این تقصیر کیه ؟

چه عشق عمیقی بهش دارین

تا امروز مجرد موندین

اون دلیل مجرد موندن من نیست

من به تنهایی عادت کردم

مگه تنها زندگی کردن چیش بده ؟

ببین تو این سالا چه کارا که نکردم

این گلدون

شاید کیفیت بالایی نداشته باشه

ولی همه جزئیاتش

یه داستانی تو خودش داره

درسته

من همیشه استعداد هنری جیاشین رو باور داشتم

اون احتمالا یه هنرمند آیندست که الان منتظر آموزشه

با شنیدنش از تو

برام جالب شد

عروس ژِنژو رو ببینم

خیلی خب

من یه کادو گرفتم

حالا باید یه کادو هم بدم

درسته ؟

چی شده ؟

اینجا یه کم درد میکنه

احتمالا دیروز آسیب دیدم

بیا

الان یه کم بهتر شد

اینجام هست

ببخشید که دیروز اذیت شدی

اشکالی نداره

اینجام درد میکنه

اینجا

چی شده ؟

نمیتونم نگهش دارم

برو از عمه چسب ضد درد بگیر بیار

باشه، الان میام

الان بهتر شدی ؟

چیکار داری میکنی ؟ چسب آوردم

واسه چی لختی ؟

مامان شیمی کوچولو، من خیلی درد دارم

فکر کردم گفتی

به خاطر من اینجا میمونی و من نباید بترسم

آره، آره من اینجام

تو منو داری

چسب میخوای برای چی ؟

چسبا رو هر جا میخوای بچسبون

پس تو منو دوست نداری

نه، من همه جاتو دوست دارم

آره تو منو خیلی دوست داری

چی شد ؟

درد میگیره

کمرت مشکل دیگه ای داره ؟

نه دیگه هیچیش نیست

کمرم توپ توپه، من خوبم

ولی تو گفتی اینحا و اینجام درد میکنه

دقیقا مثل اینجا و اینجا

همه جام درد میکنه

بیا اینجا ببینم

چسبا رو بچسبون رو بدنم

هر چی مونده، همه رو بچسبون بهم

بذار برم

شی یی

صبحانه حاضره، بیا بخور

یه لحظه صبر کن

کراواتمو ببند

من نمیتونم

باید یادم بدی

وقتی بچه بودم

مامانم یادم داد چطوری کراوات ببندم

اون بهم گفت

همسر آیندم

باید برام کراوات ببنده

کس دیگه ای نباید این کارو بکنه

وگرنه رابطمون خراب میشه

پس

این وظیفه خطیر

از این به بعد

به عهده توئه

از حالا به بعد

من هر روز صبح

بزرگترین مأموریت توأم

(آنا) پس فردا میرسم

من میرم سر صبحانه

چِن جیاشین

نگران من نباش

من الان فکر میکنم

یه نفر بخاطر من صدمه دیده

و اون آدم کاملیه

و با ملاحظه ست

جیاشین

گوش کن چی میگم

تو به هیچکس صدمه نزدی

اگه آنا احساس کنه صدمه دیده

این بخاطر دودلی منه

قبول دارم

که نمیتونم درد و

صدمه دیدن آنا رو قبول کنم

نمیتونم جوابی که اون میخواد رو

بهش بدم

جیاشین

من همه تلاشمو میکنم که تأثیر منفیِ روی احساسات آنا رو کم کنم

بهم اعتماد کن، باشه ؟

بها اعتماد دارم

من میرم صبحانه بخورم

وانگ شی یی

آنا قبلا ضعف تو بود

ولی این بار

باید شجاع باشی و یه تصمیم بگیری

....هی

....من میخوام

حرف دلتو بزن

ترسو

من ترسو نیستم

من جرأت ندارم چیزی بگم

لیو سیجی

گوش کن چی میگم

من دیگه قراردادو قبول نمیکنم

از امروز

تو دوست دختر رسمی منی

خیلی خب

از امروز

اگه جرأت کنی به هر زنی غیر از من نگاه کنی

میندازمت تو دستشویی و سیفونشم میکشم

باشه، من به هیچ زنی نگاه نمیکنم

تو باید هر روز برنامه کاریتو بعد از کار برام توضیح بدی

میتونی این کارو بکنی ؟

البته که میتونم

فقط ازم نخواه این کارا رو بکنم

میتونی هر روز قبل از سر کار رفتن

یه بوسه عاشقانه بهم بدی ؟

اینکه کاری نداره

برگردیم سر غذامون

الو ؟

مامان، برو سبزیجات بخر

این آخر هفته دوست دخترمو میارم خونه

بالاخره میخوای سیجی رو بیاری خونه ؟

باشه باشه

تو پیام برام بفرست

که سیجی از چه غذایی خوشش میاد

هرچی باشه ترتیبشو میدم

منتظرتونم

باشه

دیگه ورزش بسه

یه موضوع مهمی هست که باید بهت بگم

همین الان پسرمون زنگ زد وگفت

میخواد دوست دخترشو بیاره خونه دیدنمون

اون خیلی وقته توی رابطه ست

الان میخواد برداره دوست دخترشو بیاره خونه

این روزا بچه ها تمرکزشون رو کارشونه

من قبلا سیجی رو دیدم

اون هم خوشگله ،هم وکیله خیلی خوبه

پسرمون دیگه چیزی از جوونیش نمونده

دارم بهت هشدا رمیدم، تا اون موقع باید دهنتو بسته نگهداری

خوبه ؟ که چی ؟

به عنوان یه وکیل

اون باید تمام روز برای دادخواهی تقلا کنه

برای مراقبت از خانوادش وقتی نمیمونه

فکر کنم بهتره معلم بشه

اینطوری میتونه اقلا تابستون وزمستون مراقب بچه هاش باشه

تو همیشه همینطوری

من باید در مورد یه چیزی مشورت کنم

تولد مادربزرگ نردیکه

ما معمولا تولد مادربزرگ و نشست سالیانه شرکت رو

همزمان برگزار میکنیم

ولی امسال

دوست دارم همه

کارمندای کارخونه هوآنیائو رو

دعوت کنم اینجا

فکر خوبیه

وقتی اون مهمونی شام رو توی جیره هوآنیائو راه انداختم

گفتم که باید یه روزی دور هم جمع شیم

نشست سالانه بهترین فرصته

از اونجایی که حرفای ماردبزرگ تموم شد

من شروع به واگذاری وظایف میکنم

عمه

شما مادرزن منو

همراهی کن

اتفاقا اون اومده

شانگهای

اگه وقت شد باهاش صحبت کن

و ببین کی قراره

از کارخونه جزیره هوانیائو بیاد

خیلی خب

مامان من ؟

داداش

مامان من هر بار حرف میزنه

طرفو ناراحت میکنه

باید این وظیفه رو به من بسپری

موش کثیف

زیرآب منو نزن

بذارید بگم، شاید تو برقراری ارتباط خوب نباشم

ولی شی یی این وظیفه رو به من سپرده

هرچیم بشه من این وظیفه رو کامل انجام میدم

نگران نباشید

حالا که کارمو فهمیدم

قول میدم همه چیزو

در مورد شجره خانوادگی

کارمندای جزیره بفهمم

شجره خانوادگی به یه ورم

ناراحت نباش

واسه تو هم یه کاری دارم

داداش

شما امر بفرمایید

توی نشست سالیانه شرکت

میخوام توی افتتحایه

با جیاشین برقصم

آره

این نقطه قوت توئه

خوب به زن داداشت یاد بده

باید مدیریت بهتری نسبت به

اونی که برای میراث اروپایی داشتی، داشته باشی

مشکلی نیست

بسپرش به من

فراموشش کن

تو میدونی

من روی کشتی روی دریا هم

خیلی بد رقصیدم

میدونم مهارت رقصیدنت اونقدرام خوب نیست

اما عمه جون گفت که

تو نمیتونی تسلیم بشی

من قابل مقایسه با عمه جون نیستم

عمه

با استعداده

نمیتونی فکرشم بکنی که

مادرم توی خونه چقدر از عمه تعریف میکنه

اون میگفت عمه جون

خیلی خوشگل

و مهربون بوده

خانم چِن خوب بلد چطور حرفای خوب بزنه

ولی جیاشین

باید یه امتحانی بکنی

دارم بهت میگم

همه نمیتونن

رقص افتتاحیه رو

برقصن

اینجا یه موضوعی هست

رقص افتتاحسه توی نشست سالیانه گروه جیه

یه سنته

قبل از امسال، مادربزرگ

همیشه به عنوان جایگزین عشقم باهام میرقصید

حالا

ما عشقمونو داریم

همه کارمندای شرکت

منتظرن تو برقصی

....خب

من همه تلاشمو میکنم

چرا غذاتونو نمیخورین ؟

دارم میخورم الان میخورم

معلومه که غذامو میخورم

همتون باید بخوریم

بخور پسرم

آره، توعم باید بخوری

مادربزرگ

از خاله شنیدم

امروز بعد از ظهر میخوای جیاشین رو ببری خرید

من میخوام

یه لباس برای مادرزنم بخهرم

این چطوره ؟

من پول لباسای شما

و عمه و جیاشین

و مادرزنم رو میدم

باشه

همینطور یه صندلی ماساژوم آنلاین سفارش دادم

میخوام بگم ژِنچِنگ بعد از اینکه شما لباسارو خریدین

لباس و صندلی ماساژور ور برای مادرزنم ببره

چی باعث شده بخوای بهش

صتدلی ماساژ بدی ؟

دیروز م و جیاشین رفتیم رستورانِ

نودل فروشی مادرش تا بهش کمک کنیم

اونجا بود که فهمیدم مادرزنم خیلی سخت کار میکنه

بعد از یه روز کار

من پشتم درد گرفت

حس میکردم داره میشکنه از درد

بخاطر همین فکر کردم یه صندلی ماساژ میتونه به دردش بخوره

شی ییی، بگو ببینم

کدومش سخت تره

اداره خانواده، یا اداره شرکت ؟

هردوش سخته

خانواده من و شرکتم

هر دو مشکلاتی دارن ه باید حل بشه

تفاوتی که داره، اینه که

من توی شرکت رئیسم

و اونجا فقط پول درمیاریم

و مشکلا رو با هم حل میکنیم

این که شرکت بتونه نجات پیدا کنه یا نه

این فقط وظیفه منه

خانواده یه موضوع جداست

هر کسی یه بخش جدا

از خانوادست

وقتی یه مشکلی هست

هممون باهاش روبرو میشیم

روابط و نگرانی های عاطفی زیادی

توی خانواده من وجود داره

اما

حداقل تنها نیستم

بچه

تو دیگه خیلی بزرگ شدی

مامان

میدونم این اولین باره که جیاشین توی نشست سالیانه شرکت میکنه

و باید لباسای سنگین و ظریف بپوشه

ولی این لباسارو ببین

اینجا هیچی نیست که به درد اون بخوره

من ازت نخواستم برای جیاشین لباس انتخاب کنی

....ازت خواستم لباس انتخاب کنی برای

واسه خودم ؟

وای مامان

پس برا خودم پیدا میکنم

وایسا

هنوز حرفم تموم نشده

تو همیشه میگفتی میخوای با اهالی جزیره

رابطه خوبی برقرار کنی

ازت خواستم بیای یه لباس

برای مادر جیاشین پیدا کنی

اینطوری میتونیم لباسو براش بفرستیم

پس همه این شلوغ کاریای واسه لباس پیدا کردن برای یکی دیگه ست

مراقب رفتارت باش

ازت خواستم یه لباس برای خانم چِن پیدا کنی

ولی نگفتم که

نمیتونی واسه خودت لباس بخری

شی یی گفت

ازت تشکر کنم که این روزا

مراقب جیاشین هستی

اون میخواد با یه دست لباس سرمو شیره بماله ؟

عمرا نمیشه

برادرزاده بزرگ من باید

همه خرجیمو بده

مگه نه جیاشین ؟

درسته

کارت اعتباری شی یی

امروز کامل در اختیارته

پس میرم برا خودم لباس بخرم مامان

اونم اینجوریه دیگه

بیا اینجا

یه نگاهی بنداز

تجارت اصلی اروپا رو میشه آروم آروم

به ژِنگرن واگذار کرد

بعلاوه

قرارداد محصولات بهداشتی برای

هتل 5 ستاره رو

به ژِنگرن بسپر

مطئنی ؟

میدونم در مورد ژِنگرن شکایت داری

ولی اون دیگه عوض شده

وقتی بیکار شدی

برو گزارشات کارخونه حزیره هوآنیائو رو بخون

خودت تغییراتشو میبینی

یه چیز دیگه

امشب قراره تو نشست برگزیده ها شرکت میکنم

به ژِنگرن بگو جای من بره

باشه

مطئنی ؟

کاملا

و این

طرح صندلیای نشست سالانه ست

چطوره که صندلیای مربوط به کارخونه جزیره هوآنیائو

اینقدر به جلو نزدیکن ؟

....مطمئنی

چیه هی میپرسی مطئنی، مطئنی ؟

الان داری تصمیمات منو میبری زیر سوال ؟

نه

فقط کنجاوم

کِی اون حلزون شد مرکز زندگیت ؟

ببین، هرچی که مربوط به اونه

اینجا میشه اولویت

حلزون عجب قدرتی داره

فکرنکنم حلزون باشه

داره تغییر چهره میده که یه ببرو درسته قورت بده

نه

نه داره با همون شکل حلزونی یه مارمولکو میخوره (تلفظ شی یی و مارمولک یکیه)

همه چیزو همونطور که گفتی انجام میدم

داره با همون شکل حلزونی یه مارمولکو میخوره (تلفظ شی یی و مارمولک یکیه) ؟

هیجان زده این ؟

معلومه

خوشحالین ؟

آره

آقای یی

آقای یی

جیاشین

جیاشین

چِنگ جیه

چِنگ جیه

این فقط یه نشست سالیانه ست

چک 100 میلیونی که نبردین

این سر و صداتون برای چیه ؟

آقای وانگ

اینو ببینین

دیدمش

این طرح صندلیای نشسته

این فقط یه طرح نیست

این نشون میده صندلیای وسطی مال ماست

بله درسته

کارخونه جزیره هوآنیائوی ما

توی گروه جیه هیچ جایی نداشت

شما هر سال این نشستو برگزار میکردین و کسی هم به یاد ما نبود

فقط میتونستیم فیلمای که بقیه ازش میگرفتن رو ببینیم

نشست سالیانه بنظر خیلی برامون غیر قابل دسترسی بود

دقیقا مثل فاصله زمین از خورشید

ولی امسال فرق داره

ما میتونیم بریم شانگهای

و روی بهترین صندلیا بشینیم

با این صندلیای خوب

شانس بیشتری داریم

تا پول برنده شیم

درسته

درسته

پول میبریم

ها ؟

خیلی خب، اکی

مامان

ژِنگرن ممکنه امروز نتونه برگرده

مگ قول نداده بود

با حیاشین رقص تمرین کنه ؟

کالاهای کارخونه امروز باید ارسال بشن

اونا کالا ها رو بسته بندی کردن

اون باید اونجا بمونه مراقب باشه

از کجا میتونی همین الان

یه یار رقص براش پیدا کنی ؟

مادربزرگ

یه هدیه تولد دیگه برای شما

رسیده

بیا اینم از یاز رقص

دیلان ؟

بیا

سه قدم سمت راست بردار

1

2

3

دو قدم برو

سمت راست و عقب

1

2

ببخشید

ببخشید

جیاشین

رقصیدن که امتحان نیست

جواب درست نداره

تنها اشتباهی که میتونی بکنی

اینه که کاملا

به شریک رقصت اعتماد نکنی

بهم اعتماد کن

ازم پیروی کن

من توی رقصیدن

راهنماییت میکنم

خوبه

برگرد

خوبه، دوباره برگرد

یک دا دا

دو دا دا

چه رقص خوبی

استادم خوب یادم داده

تو چیز زیادی در مورد رقصیدن یاد نگرفتی

چطوری میتونی سریعتر از من برقصی ؟

قدم بعدی چیه ؟

اونایی که معلم رقصت بهت یاد داده خسته کنننده أن

بشین

بیا

اینو ببین

تو میخوای من جلوی همه کارمندا اینجوری برقصم ؟

مادربزرگ از عصبانیت غش میکنه

تو تنها کسی هستی که نمیتونه اینو قبول کنه

تو خیلی با فکری

یه عالمه کادو به مامانم دادی

من این روزا زحماتشو دیدم

بعنوان دامادش

باید یه کاری بکنم

بحثو عوض نکن

ببیا رقص توی این فیلمو تمرین کنیم

نه

در مورد این

....ما باید

چی ؟

....باید

یه کادو واسه مادربزرگ درست کنیم

چه کادویی ؟

میتونی سفالگری کنی ؟

پس این تو فکرته

اینقدر سریع تکون نخور

با یه سرعت ثابت پیش برو

آروم

آرومتر

آرومتر

سرعتو ثابت نگهدار

خیلی سریعه

خیلی سریعه

بیا اینجا

دستاتو بذار روی دستام

یه تیکه نون درست کردم

♪تو تنها عشق منی♪

♪یه لمس عاشقانه♪

♪به عکسا اضافه میشه♪

♪تو اهمیت خاص منی♪

♪من توی عشق غیر قابل پیش بینی، جسورم♪

دستاتو بذار روی دستام

♪از نگاه اول، میدونستم تو فقط برای منی♪

از دست چپت استفاده کن

با پات هواشو داشته باش

گل رو بگیر

♪آفتابی یا ابری، منظره مال توئه♪

♪من توی عشق غیر قابل پیش بینی، جسورم♪

سرعتو ثابت نگهدار

حسش میکنی ؟

♪مثل ابرای بالای آسمون♪

♪چه هوا ابری باشه یا آفتابی، منظره مال توئه♪

حسش میکنم

ضربان قلبتو

حس مکینم

من در مورد ضربان قلبم حرف نمیزنم

دارم در مورد دستات حرف میزنم

♪تو تنها عشق منی♪

♪یه لمس عاشقانه♪

♪به عمسا اضافه میشه♪

دستات

باریک و

نرمن

میرم یه تیکه گِل بیارم

♪مثل ابرای توی آسمون♪

خوبی ؟

♪من توی عشق غیر قابل پیش بینی، جسورم♪

♪با یه لبخند جوابتو میدم♪

♪مثل ابرای توی آسمون♪

♪هوا چه ابری باشه و چه آفتابی منظره مال توئه♪

♪من توی عشق غیر قابل پیش بینی، جسورم♪

♪از نگاه اول، میدونستم تو فقط برای منی♪

♪مثل ابرای توی آسمون♪

♪هوا چه ابری باشه و چه آفتابی منظره مال توئه♪

♪من توی عشق غیر قابل پیش بینی، جسورم♪

♪با یه لبخند جوابتو میدم♪

♪مثل ابرای توی آسمون♪

♪هوا چه ابری باشه و چه آفتابی منظره مال توئه♪

♪تو منظره منی♪

♪هوا چه ابری باشه و چه آفتابی منظره مال توئه♪

این حقیقت که جیاشین

آخرش به آرزوش رسید

باعث میشه فکر کنم توی دنبا هوزم عدالت وجود داره

اولش

فکر میکردم جیاشین قابل مقایسه

با آنا نیست

آنا

قدبلنده، ظریفه و خوب میرقصه

جیاشین تو معمولی و ساده ست

انتظار نداشتم اوضاع اینطوری پیش بره

بخاطر اینکه جنابعالی کوری

به نظر من

جیاشین خیلی اروم و مهربونه

اون بهترین دختر توی دنیاست

اگه کور بودم که هیچوقت عاشق تو نمیشدم

یه سوالی

ازت دارم

از چیِ من خوشت میاد ؟

خب

باید حتما جواب بدم ؟

جواب بده

باشه باشه باشه

راستش

من یه علاقه وسواسی ای

به پاها دارم

خیلی پاهای بلندتو دوست دارم

مسخره

میدونستم عمرا نمیتونم باهات همفکری کنم

نه وایسا

الان خوبیتو گفتم،باید بدیتم بگم

باشه ؟

میدونی بزرگترین

نقصت چیه ؟

نمیذاری بقیه نگرانت بشن

این دیگه چیه ؟

اینکه نمیذارم بقیه نگرانم بشن، نقصه ؟

واقعا که بی سلیقه ای

حتما

اگه با دید خوب نگاش کنیم

تو زن مستقلی هستی

اگه بد نکاش کنیم

یعنی تو تمایل داری همش خودتو عذاب بدی

تو میتونی خیلی به خودت سختی بدی

این مستقل بودن و متکی به خود بودنت

یعنی من به عنوان دوست پسرت

نتونستم مراقبت باشم

منظورت اینه ؟

معلومه

عزیزم

از حالا به بعد

بذار نگرانت باشم و بیشتر بهم تکیه کن

به عنوان دوست پسرت

میتونم به درد بخور باشم

خودت گفتیا

آره

بعدا بخاطر حرف شنوی از خودت ازم متنفر نشی

هیچوقت این کارو نمیکنم

با تو و این پاهای خوشگلت

هیچوقت ناراحت نمیشم

کثافت

برو ظرفارو بشور

زودباش

تو حتی نمیذاری بهت دست بزنم

این پاها خیلی خوشگلن

عمه

انگار خیلی حالت خوبه

انقدر که فکرشم نمیکنی

داشتم جیاشین رو میدیدم

ببین

این رقصیه

جیاشین توی نشست میرقصه

داشتم رقص اونا رو میدیدم و با خودم میرقصیدم

ببین

دیلان خوب باهاش همکاری میکنه

بذار بهت بگم

جیاشین از یه طرف با دست و پاش میرقصید

و از اونطرف تاب میخورد

این خیلی جالب بود

انتظار نداشتم

اینقدر تو رقصیدن روون بشه

بذار بگم این کار با چاها

یاد گرفتنش خیلی سخته

من خیلی رو این تمرین کردم

تیم ترجمه آسیامووی asianmoviee.ir

مترجم :elaheh_sh t.me/ : @asianmovie

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.