All language subtitles for The Blacklist S01E22 720p BrRip x265_AVADL.CoM

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...به تازگي خبردار شديم

...که يه هواپيما در کناره رودخونه شرقي

.اينجا در نيويورک سقوط کرده

...در مورد اين هواپيما

...گزارشهايي دريافت کرديم

که شايد جنگنده‌ها .بهش شليک کرده باشن

...از طرف مسئولين خبردار شديم

که درخواست دور شدن مردم از ...اين منطقه رو دارن

تا ماشينهاي اورژانس و کمک‌هاي اوليه .به سرعت بتونن خودشون رو برسونن

.شنيدي چي گفتم

.اون مرد، خلبان، داشت به طرف مردم شليک مي‌کرد

.پشت سرم صداي دو شليک شنيدم

.برگشتم و خلبان رو ديدم

داخل کابين رفت .و به کمک خلبان هم شليک کرد

.مردم وحشت کرده بودن و جيغ ميزدن

...بعد از اون

...چشمهام رو باز کردم و اين يارو رو ديدم

.کسي که کلاه روي سرش داشت - .يه هيولا بود -

.به يه نگهبان دست‌بند زده شده بود

.و دست نگهبان رو قطع کرد

.دستش رو قطع کرد

.دستش رو قطع کرد - .دستش رو قطع کرد -

پايگاه مخفي نيروهاي آمريکايي، نيويورک

.حداقل ديگه نگران آسيب‌ناپذيري نيستي

.هيچوقت کارت به محاکمه نمي‌کشه

.قراره ناپديد بشي

..."اون دختره، مامور "کين

اين همه ارزش داشت؟

که دستگير بشي؟

اون چيزي که به موهات زدي يه نوع روغن مو نيست؟

.پدرم از همين نوع روغن استفاده مي‌کرد

.بله

بله" چي؟"

.اون دختره

.ارزشش رو داشت

..."قربان در مورد "ردينگتون

.دستم بسته‌ست - .اون ميتونه کمک کنه -

...اون تصادف، حمله، هر چيزي که بوده

.مطمئنم که يه ربطي به "برلين" داشته

.کاري نيست که بتونيم انجام بديم

داريم کارمون رو از دست ميديم؟

تو گفتي بعد از اين پرونده ...کارت تموم ميشه

.ديگه نمي‌خواي با "ردينگتون" کار کني

هنوز همينو مي‌خواي؟

.بله، بعد از اين پرونده

.خب، اينم از جوابت

.اون ميتونه صبر کنه

ما چي ميدونيم؟

انتقال زنداني بوده .هشت نفر در صحنه تصادف مردن

مرکز ملي امنيت حمل‌ونقل .ميگه که هواپيما مجهز به کنترل خودکار بوده

...دو تا قرباني هنوز شناسايي نشدن

که درحالي پيدا شدن .که به صندليشون بسته شده بودن

کسي زنده مونده؟ - .گفته شاهدين با هم فرق داره -

.چيزهايي از مرکز شهر تا "وال استريت" گزارش شده

...در مورد مسافرين

سابقه رسمي وجود داره که چه کسي سوار اون هواپيما بوده؟

.هيچ منبع رسمي در اين مورد وجود نداره

سازمان امنيت پرواز ميگه ...داشتن يه هواپيما رو تعقيب ميکردن

...که قرار بوده يه پرواز تجاري باشه

.که از "بوگاتا" مي‌اومده

...در ساعت 4:53

ارتباط راداري .و راديويي با اون رو از دست دادن

الان فکر مي‌کنند .که برنامه تجاري پرواز واقعي نبوده

...ارتفاع سنج نشون ميده

.که داشتن در زير ارتفاع 900 متري پرواز ميکردن

...و در ميان چند محدوده

.مختلف کنترل ترافيک هوايي بودن

...در مناطق ممنوعه رادار پرواز ميکردن

.و به منطقه پرواز ممنوع حريم هوايي آمريکا رسيدن

پليس نيويورک دو مظنون .سرقت ماشين رو دستگير کرده

اونا فکر مي‌کنن که مسافران ...هواپيما بودن

"يکي از مافياي "چچن ...که مي‌خواسته از برزيل تسليحات بخره

.و يکي از مافياي مواد مخدر کلمبيا

در مورد دزديدن ماشين از من سوال کردي؟

.من ربوده شده بودم

.منو توي هواپيما گذاشته بودن

.افرادي رو که در هواپيما بودن رو نمي‌شناختم

برلين"؟" - برلين"؟" -

.هيچوقت "برلين" رو نديدم

.کسي به اسم "برلين" رو نمي‌شناسم

تنها چيزي که ميدونم .اينه که يکي رو وارد هواپيما کردن

.خيله خب؟ يه آدم گنده بود .يه کلاه رو سرش داشت

به يکي با دستبند بسته شده بود .به يه نگهبان

و يه نگهبان داشت که بهش با .دستبند بسته شده بود

...و زماني که هواپيما داشت سقوط مي‌کرد

اون که کلاه سرش بود ...به خلبان مي‌گفت چه کار کنه

.انگار که اون رئيس بود

.آقاي شنل پوش

.اسمي نمي‌دونم .شکلها رو يادم مياد

...کلمبيايي، صرب، روس

از کجا بايد بدونم که يه روس اونجا بوده يا نه؟

کنارش بشينم و از بوش بفهمم؟

.علامتش رو ديدم، خالکوبيش رو ديدم

.روسها ، عاشق خالکوبيشون هستن

مي‌خواي يه تصوير برات بکشم؟

...با وجود جستجوي گسترده شهر

...سه تا از زنداني‌ها سقوط هواپيما

.هنوز هم تهديد خطرناکي به حساب ميان

.مسئولين محلي هنوز هم در حال آماده باش هستن

...بعد از تيراندازي که با مظنوني

.که در بيرون از پارک "گرامرسي" پناه گرفته بود

به نظر ميرسه اون .يکي از زنداني‌ها مفقود شده باشه

...مظنوني که به پليس شليک کرد

يک اسلحه 9 ميليمتري ...نيمه اتوماتيک داشته

تا قبل از اينکه بتونه ...وارد يه مغازه اسلحه فروشي بشه

...و دو نفر رو به گروگان بگيره

چي اتفاقي افتاده؟

کسي زنده مونده؟

تمام جزيره رو بستن .تمام پلها و تمام تونلها رو

.فهرست رو بده

.شامل همه ميشه

...با تيم مذاکره کننده هستيم

...که خيابونها رو محاصره کردن و بستن

...و پليس در حال هدايت کردن ترافيک ــه

پس هنوزم در حال پيشروي هستيم؟

.مهمه که باهاش صحبت کنم - .آره، اما اين اتفاق نمي‌افته -

.مي‌تونه به ما کمک کنه

...ردينگتون" که اسلحه رو به طرفت گرفته بود"

.نتونست منو گول بزنه

نزديک بود با اون .مثل يه مجرم فراري فرار کني

.هيچ همکاري با "ردينگتون" ندارم

.اون پدرمو کشته

..."اما اين مردي که دنبالشيم، "برلين

...يه جورايي در مرکز همه اين اتفاقاته

.و تنها هدف من اينه که پيداش کنم

.ردينگتون" مي‌تونه به ما کمک کنه"

.يه ملاقاتي داري

."سلام "ري

"بايد بهت مي‌گفتم "ري .اين منو نگران ميکنه

.کار من بدست اوردن اطلاعاته

.يعني دونستن خيلي از چيزها

سعي کرديم تا رد ...مبدا هواپيما رو بگيريم

...و اينکه به کجا ميرفته

.حتي اينکه هواپيما متعلق به کي بوده

.هيچي دستگيرمون نشد

چرا بايد فکر کنم که اين موضوع به حريفت ربط داره؟

...شايد اگر پيشنهاد دوستي منو قبول ميکردي

...هيچکدوم از ما الان اينجا نبوديم

...داري يه شکست اطلاعاتي سنگين رو مديريت ميکني

...و رسانه‌هاي ملي حساس شدن

.و من هم اين منظره بي‌نظير نصيبم شده

.افرادم تصميمشون رو گرفتن

همونطور که گفتم .فکر کنم تصميم اشتباهي گرفتن

...ناپديد کردن تو، انداختنت توي يه جاي تاريک

.به نفع هيچکدوم از ما نيست

منظورت اينه که مي‌خواي بذاري اين حيوون از قفسش بيرون بياد؟

.مي‌ترسم به اين سادگي که ميگي نباشه

بهترين کاري که برات مي‌تونم .بکنم دادن يه فرصت براي جنگيدن ــه

.ترتيب انتقال رو دادم

.اين همون چيزي که لازم دارم

.از عهده بقيش برميام

ميدوني هر بار که اين ...صحبت‌هاي کوتاه رو باهم داريم

.فکر مي‌کنم که آخرين بارمون باشه

...اما وقتي که احتمالات رو درنظر مي‌گيرم

.متوجه ميشم که از اين يکي از به سلامت ميگذري

...اين بار

.زياد مطمئن نيستم

.حالا تو و نيروي ويژه مورد هدفين

."موفق باشي "ري

...البته که بايد تو باشي

چون خانم موفقيت .خيلي منو دوست داره

براي اينکه ثبت ميشه ميگم .فيچ" بهم دستور داد اين کار رو بکنم"

.اميدوار بودم که در حمله کشته شده باشي

دو تا مشت ميزني تو چونه‌م .فقط همين گيرت مياد

پس بهتره کارت رو خوب .انجام بدي چون که نمي‌خوام اينقدر بزنمت که بيهوش بشي

.و بعد يه گلوله توي سرت مي‌خوره

.خب، من کسي نيستم که از مبارزه بترسم

.ليزي" به من گوش کن"

.در خطري

.همه در نيروي ويژه مورد هدف قرار گرفتن

در مورد چي صحبت ميکني؟

.بعدا وقت براي توضيح دادن هست

.الان، همه رو بکش بيرون

.همه شما در خطريد

.برام "رسلر" و "ميرا" رو بگير

مطمئني؟

منابع من تاييد کردن .که اون همينجا پنهان شده

.من قسمت ويژه رو بررسي ميکنم

.مامور فدرال. دستها روي ميز

!همين الان .دستها روي ميز

.نمي‌تونم باهاشون تماس بگيرم .همشون در ماموريتن

.يه آدرس مي‌خوام

.زود باش. دستهات رو بزار روي ميز، همين الان

.مي‌تونم مظنونين احتمالي رو ببنيم فکر کنم که متوجه من شده باشه. صدامو مي‌شنوي؟

.داره برميگرده

!منفي! منفي

...مظنون

!"رسلر"! "رسلر"

!ميرا" رو پيدا کن! پيداش کن"

!ميرا"

!ميرا"! خداي من، نه"

.نه

.دووم بيار. دووم بيار

هواپيمايي که اول امروز ...به کرانه رودخونه شرقي برخورد کرد

.ظاهرا برنامه انتقال يک زنداني رو داشته

...مقامات رسمي نجات‌دهنده گزارش مي‌دهند

.که کابين هواپيما به دستبند مجهز شده بوده

.و ظرفيت 10 تا 12 مسافر رو داشته

.هنوز خبري از نجات‌يافته‌ها نيست

هدف اصلي پرواز هم ...هنوز مشخص نيست

.ميرا" مرده"

...به نظر ميرسه هواپيما

شبيه به مدل "سي -47 آ" بوده ...يک مدل معمولي نظامي است

.تو گفتي که همه مورد هدفيم

چرا؟

روزي که همديگه رو ديديم .از من پرسيدي که چرا تسليم پليس فدرال شدم

.دلايل زيادي وجود داشت

.يکي از اونا "برلين" بود

به همين خاطر اينجاست .به خاطر کاري که کرديم

.مجبورش کرديم از سايه‌ها بياد بيرون

.نمي‌تونه اجازه بده نيروي ويژه به کارش ادامه بده

...ميرا" يه قرباني در جنگ ــه"

.حتي نمي‌دونست در حال جنگيدنه

...مي‌ترسم تنها به خاطر همکاري کردن

.همه شما رو تبديل به هدف کرده باشم

.کار "تام" بوده

اگر "برلين" اسامي ماموران ...نيروي ويژه رو بدست اورده باشه

.حتما اونا رو از "تام" گرفته

.اسم "سم" هم در اون کتاب بوده

چرا؟

پدر من چه ربطي به اين قضيه داره؟

اينا همش جزئي از ...يک پازل بزرگتره

...و تا زماني که تمام تکه‌ها پيش روت نباشه

.حل نميشه

...چيزي که من ميدونم

اينه که که "سم" به عنوان .پدر تو در اين قضيه درگير بوده

و هيچکس نمي‌تونه اين .موضوع رو منحرف کنه يا تغيير بده

در حال حاضر کار ما ...اينه که بفهميم دشمن‌مون کيه

.امروز دشمن‌مون کيه

برلين" تنها يه زنداني" ...در اون هواپيما نبوده

و هر کسي که اونو مي‌خواسته .بقيه رو هم لازم داشته

.بايد متوجه بشي اون شخص کي بوده

.نمي‌دونم

اينجا آمريکاست، بله؟

.در آمريکا، يه وکيل مي‌گيرم

...بذار بهت بگم قانون آمريکا

."چطوريه "ديمتري

تو بهم ميگي کي ...تو رو گذاشته توي هواپيما

...و به کجا برده ميشدي

و منم سعيم رو مي‌کنم .تا ازت در برابر اونا محافظت کنم

...يا اينکه خودم اين موضوع رو مي‌فهمم

و وقتي اينطور بشه ...تو رو تحويل کسي ميدم

.که داري از دستش فرار مي‌کني

.ميذارم اونا در موردت تصميم بگيرن

...پس، بذار دوباره ازت بپرسم

کي تو رو سوار اون هواپيما کرده؟

.خيله خب

.عاشق پليس فدرالم

.مي‌خواستم در روسيه دستگير بشم

.براي پنهان شدن به "ونزوئلا" ميرفتم

...اونجا منو پيدا مي‌کردن

ميندازنم تو ماشين .و مي‌برنم فرودگاه

.هواپيما از قبل اونجا بود

.ديدم که فقط من اونجا نيستم

.بقيه هم بودن

.اجازه نداشتيم صحبت کنيم

.بيشتر از اين نمي‌دونم

کي تو رو پيدا کرد؟

.يه ماموريت روسي بوده

...اين شخص يه فراري روس ــه

که بوسيله کشور خودش .دزديده شده تا برگرده

تعجبي نيست که .چرا اون هواپيما علامتي نداشته

...روسها هيچوقت حرفي در موردش نميزنن

.فقط ليست مسافرين رو منتشر کن

مي‌خواي که وزرات امور خارجه درگير موضوع بشه؟

.نه

.مي‌خوام که "ردينگتون" رو درگير اين موضوع کني

شايد بتونه يه سري .به سفير روسيه بزنه

توزيک"؟"

!توزيک"! بيا"

!"توزيک"

.عصر بخير سفير

تو ديگه کي هستي؟

.نيازي نيست نگران بشي .توزيک" و من خيلي خوب با هم کنار اومديم"

نگران هلويي؟

به ندرت پيش مياد ...که براي بار اول وارد خونه کسي بشم

.بدون اينکه هديه‌اي بيارم

.و يه ميز کوچولو درست در گوشه اتاقه

.دارم به پليس زنگ ميزنم

...آقاي سفير همينطور که ما صحبت مي‌کنيم

يه هواپيما بي‌علامت هست .که در رودخونه شرقي داره جمع ميشه

.فکر کنم هردومون مي‌دونيم که اون هواپيما روسي بوده

.اون هواپيما هيچ ارتباطي يا دولت روسيه نداشته

.واقعا بايد اين هلوها رو امتحان کني

.خيلي رسيده و بدون هسته

...برخلاف هسته‌اي که چسبيده باشه

...خيلي خوب گوشت رو از پوست جدا ميکنه

.که براي خوردن خيلي راحت‌تر ميشه

زندانهايي که در اون هواپيما بودن .ليست‌شون رو مي‌خوام

...قسم مي‌خورم

...اگر بهش صدمه بزني

.خداي من، نه

.من که هيولا نيستم

واقعا فکر مي‌کني مي‌تونم به يه سگ صدمه بزنم؟

...اما به تو مي‌تونم

.ليست مسافرين

.همين الان از "ردينگتون" گرفتمش

براساس اين ليست .سه تا نگهبان وجود داشته

.دو تا در سقوط کشته شدن

.سومي در بخش مراقبتهاي ويژه‌ست

همين الان از .اتاق عمل بيرونش اوردن

...براساس چيزهايي که ميدونيم

.ده تا زنداني داشتن منتقل ميشدن

سه تا از اونا تحت بازجويي‌اند ...چهار تاشون مردن

يکي‌شون اينقدر سوخته .که ديگه نميشه شناختشون

پزشکي قانوني .بر روي هويت اين ناشناس در حال کار کردنه

.که فقط سه تا محکوم فراري باقي مي‌مونن

"آلکس فير"، "بوگدان چريکوف" ."و "واديم اوکيکا

.يکي از اونا بايد "برلين" باشه

.با اون نگهباني که زنده مونده صحبت کن

.عکسهاي فراري‌ها رو با خودت ببر

هيچکس نمي‌خوابه .تا زماني که قاتل "ماليک" پيدا بشه

."مامور "کين

اولين مدرکي که .اولين روزت پيدا کردي

...مجبور نيستي

.خيلي ممنون. خيلي قشنگه

فکر کردم تو رو ياد .چيزهاي خوبي بندازه که باهم انجام داديم

.نه

.نه،نه،نه،نه

.ببين،ميدونم در چه وضعيتي هستي

افرادي که براشون ...کار ميکني، مي‌دونن که اينجا هستي

پس از هر رازي که ...داري محافظت ميکني

در مورد مردي .که بهش "برلين" ميگين خبردار داريم

.ميدونيم که يکي از اين سه تاست

و بايد تو به ما بگي .کدوم يکي

.نميدوني با کي سروکار داري

چرا بهمون نميگي؟

.اسمش رو نميدونم .هيچکس نميدونه

.تنها چيزي که ميدونم داستانه

داستان؟ کدوم داستان؟

ميگن که کارش ...رو از ارتش سرخ شروع کرده

...و بعد به "کاگ‌ب" رفته

...و به خاطر فرستادن دشمنهاش

.به اردوگاهي جنگي در سيبري معروف بوده

بعد از اون، به .سمت پايان دادن جنگ سرد رفته

...بعضي از داستانها ميگن

.که دخترش عاشق يه شورشي بوده

.دستگيرش ميکنه و به زندان مي‌اندازتش

اما مي‌فهمي جناب سرهنگ .اون کارش رو بلده

.يه جوري برنامه چيد تا دخترش بتونه فرار کنه

...وقتي که "کرملين" متوجه شد

تصميم گرفتن از ...اون يه درس عبرتي براي بقيه درست کنن

پس فرستادنش به سيبري .تا با دشمناش بپوسه

...ميگن که هر شب مي‌تونستن صداش رو بشنون

...که براي امنيت دخترش دعا ميکرده

.دختري که هيچوقت پيداش نشد

.و يک روز،يه بسته در زندان به دستش رسيد

...يک پاکت بود که از طرف دخترش بدستش رسيده بود

.و داخل پاکت عکس دخترش بوده

و چند ماه بعد ...يه پاکت ديگه به دستش ميرسه

.گوش دخترش

.و بعد انگشتش

دشمناش دخترش رو .تکه‌تکه براش مي‌فرستادن

هيچکس نمي‌دونست چطور تحمل ميکنه ...اما تحمل ميکرد

...بعضي‌ها ميگن از يکي از

...استخوانهاي دخترش يه چاقو ساخته

...و باهاش تمام مرداني رو

.که سالها زندانيش کرده بودن رو سلاخي کرده

...بعد ناپديد شد

...مثل يک روح

...دنبال شکار مي‌گشت

دنبال مردي که مسئول مرگ دخترش بوده

مردي که شما دنبالش ميگرديد .هيچکدوم از اين عکسها نيست

مردي که شما دنبالش هستيد .هيچوقت جز مسافرين نبوده

...يکي از تحت تعقيب‌ترين آدمها در دنيا

.از بازداشت فدرال فرار کرده

.زنداني‌ها دارن آزادانه در شهر مي‌چرخن

.يه مامور سي‌آي‌اي کشته شده

توي پرونده به کجا رسيديد؟

.ليست مسافرين هواپيما رو پيدا کرديم

.متاسفانه مظنون داخل ليست نبوده

پس به هيچ جا نرسيديد؟

.داريم روش کار مي‌کنيم

...خبر خوب اينه که

...فرار "ردينگتون" از بازداشت فدرال

...مفيد بوده

يعني که اگر "کين" بخواد .نيرو ويژه به کارش ادامه ميده

.تو "ردينگتون" رو دستگير کردي .اون فرار کرد

حالا از من مي‌خواي ...پنهاني، بدون نظارت ملاقاتش کنم

چون داري ميگي که دوست داري باهاش کار کني؟

.تو گذاشتي "ردينگتون" فرار کنه .مي‌خواستي که تو خيابون باشه

.من نمي‌خواستم

.افراد ديگه‌اي مي‌خواستن

کدوم افراد؟

.فقط "کين" و "ردينگتون" رو برگردون

کدوم افراد؟

چرا بايد برام مهم باشه که چند تا پليس مردن؟

دارن بهت ميگم .من هيچ ارتباطي با اين موضوع نداشتم

.نه،نه،نه،نه،نه

آقاي شنل‌پوش .کسي که بايد باهاش صحبت کنيد

.از آقاي شنل‌پوش بپرس

.يه شاهد عيني داريم

شش خيابون پايينتر از .صحنه جرم سوار ماشين شدي

...اثر انگشت خوني رو در داخل ماشين پيدا کرديم

.از اون کلوب تحت نظر بودي

...الان فقط يک شانس داري

کي دستور کشتن رو صادر کرده؟

.يه اسم و آدرس مي‌خوام

.خيله خب، باشه

خنده‌داره ميدوني ...عادت داشتم که پليس خوبي باشم

.دقيقا از کتاب قانون پيروي کنم

.بعدش اين اتفاق مي‌افته

.نامزدم، درست جلوي چشمم کشته شد

تنها راهي که براي ...گرفتن کسي که اونو کشت داشتم

.اين بود که قوانين رو فراموش کنم

.دو راهي خيلي سختي برام بود

.بايد يه مسير رو انتخاب ميکردم

...موضوع اينه که

...فکر کنم واقعا مهمه که بدوني

...مسيري که انتخاب کردم

.هيچ قانوني توش نبود

و چيزي که فهميدم اين بود ...که گاهي اوقات

.اين کار مشکلي نداره

...مثل وقتي که چندتا روس تر و تميز

.شروع ميکنن به کشتن دوستاي من

.يه اسم مي‌خوام

.يه اسم مي‌خوام

.يه اسم مي‌خوام

"ميلوش پاول کينسکي" .که گاهي اوقات به اسم "برلين" شناخته ميشه

...کماندو سابق نيروي امنيت ملي روسيه

.که در بخش 45 "کاگ‌ب" آموزش ديده

جنايت سازماندهي شده .الان کار مورد علاقه اونه

پوتين" شبيه به" .الف کريسمس شده

...حال که ميدوني کي هست

دقيقا چه کار کردي که باعث شدي اينقدر حالش بد بشه؟

.منم درست مثل تو کنجکاوم

و تو اينجايي به خاطر اينکه مي‌خواي...؟

.دسترسي مي‌خوام

.نوعي که حتي پليس فدرال هم نداره

...تمام اون ماهواره‌هاي چرخان

که هر حرکتي .هر تماس تلفني رو ثبت مي‌کنن

.هر کسي يه راز کثيف داره

راز اونو برام پيدا کن .منم سعيم رو مي‌کنم

.در مورد "هارولد" شنيدم

.پيداش کن

نمي‌دونن که "کوپر" بتونه .امشب رو دووم بياره يا نه

هنوز به من نگفتي .سم" به اين موضوع چه ربطي داشته"

...سم" اينطوري داستان رو تعريف کرد"

...که يک شب

يک دوست قديمي ...در حالي که ترسيده بوده مياد دم در خونه‌ش

اون دوست به "سم" ميگه ...که داره شهر رو ترک ميکنه

...اينکه در خطره

و به يکي نياز داره ...تا از يه دختر کوچولو مراقبت کنه

اينکه پدر اون دختر .همون شب در يک آتش سوزي مرده

..."پس "سم

...اون دختر رو مياره داخل

...و مثل دختر خودش بزرگش ميکنه

...هميشه حقيقت رو

.هويت پدر اصليش رو ازش پنهان کرده

.و به اين خاطر بود که کشتيش

سم" رو کشتم چونکه" ...درد داشت و مي‌خواست بميره

و به خاطر اينکه بايد .در برابر حقيقت ازت محافظت ميکردم

چه حقيقتي؟

...تنها خاطره‌اي که از پدر واقعيم دارم

.از اون شب آتش سوزيه

...يادم مياد که چطوري از ميون شعله‌ها

.نجاتم داد

.بله

.و فهميدن هويتش تو رو در خطر بزرگي قرار ميده

چرا؟

چونکه اون در ليست فراري‌ها تحت تعقيب‌ترينه؟

."عاشق "سم" بودم "ليزي

...گرفتن زندگيش

...از ميون کارهايي که کردم

...سخت‌ترين کار بود

...شايد حتي

.سخت‌ترينشون بود

...اما انجامش دادم

...تا نذارم اسم واقعي پدرت رو بفهمي

.تا ازت محافظت کنم

...و بايد متوجه باشي با انجام دادن اون کار

مطمئننا الان هم .نمي‌خوام اسمش رو بهت بگم

بله؟

.پيداش کردم

مداد دم دستت هست؟

.دارم گوش ميدم

."جاده 5152 "کاترين

منبع اطلاعاتت بود؟

.بله

برلين" رو پيدا کرده؟"

.مجبوريم بازم بگرديم

.مراقب باش

.بذار اول به حساب اون مامور زن برسيم

.بعدش مي‌خوام که به حساب اون مو طلايي برسي

.تو بايد کسي باشي که "برلين" صدات مي‌کنن

.نه، گزارشها درست نيستن

برام مهم نيست که .چي تو ليست مسافرين بوده

.يازده زنداني در هواپيما بودن

فکر مي‌کني که منابع اطلاعاتي برام مهمه؟

.اين يارو همکارم رو کشته .رئيسم رو زخمي کرده

...مي‌خوام هر ماموري که نشون داره رو جمع کني

.تا دنبال اين لعنتي بگردي

...تو

..."ميرا"

.همش به خاطر منه

.بايد بگم که توي پيدا کردن افراد خيلي مهارت دارم

.دشمن‌هامو خيلي گسترده دنبال مي‌کنم

...يه بار يه مدير سرمايه‌گذاري پيدا کردم

...که در "آمازون" در قبيله "يوالاپيتي" پنهان شده بود

."در کنار رودخونه "کولن

ميدوني براي پيدا کردن دشمنت چي مهمه؟

.به ياد اوردن اسم همه

.اين موضوع براي زنده موندن من حياتي ــه

همه اسم چند تا سر دسته ...کارتل مواد مخدر کلمبيا رو ميدونن

.چند تا سياستمدار در پاريس رو مي‌شناسن

،اما من همسراشون ...دوست دختراشون، بچه‌هاشون

.دشمنانشون، دوستاشون رو مي‌شناسم

ميدونم دوست دارم به کدوم بار .برن يا قصاب مورد علاقه‌شون کيه

...اسم نانوايي رو به ياد دارم

که وقتي يازده سالم بود ازش ...توت فرنگي دزديدم

.و همسرش که "ترودي زپوتا" بود

...اما تو، نمي‌دونم تو ديگه کي هستي

...نميدونم باهات چه کار کردم

.چي رو ازت گرفتم

و با اين وجود ...به تمام افرادي که صدمه زدم

...هيچکدومشون با نصف اين انرژي و قدرتي که

.که تو دنبال من اومدي، منو دنبال نکردن

.حتي صورتت رو به ياد نميارم

.به بن‌بست رسيدم

.و با اين وجود، ما اينجاييم

.تو منو پيدا کردي

.با ضعفهايي که داشتي تونستم

...سالها به دنبال يه نقطه ضعف مي‌گشتم

يه نقطه ضعف که به .من اجازه بده به تو برسم

.تقريبا تسليم شده بودم

.و بعد اونو پيدا کردم

...به نظر غيرممکن مي‌اومد

کسي که اينقدر محتاطه .اينطور بي‌احتياط عمل کنه

.پس ازش استفاده کردم و منتظر موندم

...و حالا ما اينجاييم

."به خاطر "اليزابت کين

.سلام، عزيزم

بهم کمک کن بفهمم ...چه بلايي سرت اوردم

که باعث شده همه اينها .ارزشش رو داشته باشه

در زمين سبز خدا تو کي هستي؟

چيزي گفتي؟

تير خوردن اونم از ناحيه دست ...بايد خيلي دردناک باشه

.با اون همه استخوان کوچکي که اونجاست

.حداقل گلوله خيلي خوب وارد بدن ميشه

بدترين قسمت اينه .که بايد يکي کمک کنه تا زيپ شلوارت رو بکشي

.داستانت رو بهم بگو

.بدون داستان اينجا رو ترک نمي‌کنم

شليک کردن به ران ...از طرف ديگه

.خيلي بدتره

...استخوان ضخيم، شاهرگهاي بزرگ

...نيازي نيست که بگم درست راه رفتن رو

.براي هميشه غيرممکن مي‌کنه

.فقط از حال نرو .تمرکز کن

.داستان

با تو چه کار کردم؟

چطور به زانوت شليک کنم؟

ارتش آزادي‌خواه ايرلند .هميشه عاشق شليک کردن به زانو بودن

!"بيروت"

!"بيروت"

2010.

."اتفاق "کامپولونگو

.بندازش. همين الان اسلحه رو بنداز

.نه

صدمه ديدي؟

!بکشش

.بکشش

!ماشه رو بکش! بکشش

!الان

!بکشش! ماشه رو بکش! همين الان انجامش بده

.شليک نکن - صدامو مي‌شنوي؟ -

.تام" لطفا" - !بهش شليک کن -

.اين مرد همه چيز رو از من گرفت

.براي چي؟ براي هيچي

.براي پول، تجارت

...انگشتاش رو تو هم گره ميزد و زندگي من

.خب، اين موضوع رو ساده‌تر ميکنه

.فقط ما سه تا مونديم

...تام" اسلحه رو بنداز"

قبل از اينکه کاري .بکني که عميقا پشيمون بشي

.من کسي هستم که تو مي‌خواي

."تصميم درست رو بگير "تام

.اما سريع تصميم بگير

...چونکه وقتي که اونجا برسم

.اون تفنگ رو ازت ميگيرم

!نه - .نمي‌تونيم بذاريم زنده بمونه -

.لطفا برو

.من تمومش مي‌کنم

.اين بين ماست

.سريع انجامش بده .بيرون منتظرم

.متاسفم

چي؟

...مسئولين گزارش دادن

...که تمام زنداني‌هاي سانحه هواپيما

دستگير شدن و .تحت بازداشت پليس هستن

در بيانيه‌اي چند دقيقه قبل ...از طرف شهرداري صادر شد

فرماندار به پليس محلي ...و ماموران فدرال تبريک گفتن

.هر چيزي که ميدونستم رو بهت گفتم

،دارم بهت ميگم .من هيچ ربطي با اين قضيه نداشتم

.هر چي ميدونستم رو بهت گفتم ديگه چي مي‌خواي بدوني؟

.من هيچ ربطي با اين موضوع نداشتم

چند وقت مي‌خواي منو اينجا نگه داريد؟

.معلوم نيست

.بچه‌هاش فقط 8 و 5 ساله بودن

خبري از "کوپر" نشده؟

پزشکي قانوني ...نتايج بررسي هويت فرد ناشناس

.کسي که در صحنه تصادف سوخته بوده رو فرستاده

.زنداني نبوده

.بايد زنداني مي‌بوده

.منظورم اينه که همه رو بررسي کرديم

...اين گزارش اونو به عنوان

.نگهبان سوم در ليست نشون ميده

.چي؟ نه

منظورم اينه که .نگهبان سوم توي بيمارستانه

.برلين" دستش رو قطع کرده"

.نه

چي شده؟

دستش رو قطع کرده؟

...به يه نگهبان دستبند زده شده بود

.و دست نگهبان رو قطع کرد

.دستش رو قطع کرد

.دستش رو قطع کرد - .دستش رو قطع کرد -

آره، اين چيزي که همه .زندانيها گفتن که دستش رو قطع کرده

.نه،نه

...اين

.به خاطر ابهام بياني بوده

.دست خودش رو قطع کرده

برلين" دست خودش رو قطع کرده؟"

.اون نگهبان

.اون مردي که کشتي "برلين" نبوده

.بله، ميدونم

ميدوني؟

چطوري؟

از "بيروت" 2010 حرف زد ."از اتفاق "کامپولونگو

...اتفاق خيلي بدي بود

...اما "برلين" حمله به کار منو

.از سالها پيش از اون اتفاق شروع کرده بود

.موقعي که اينو گفت، فهميدم

اما چيزي نگفتي؟

برلين" بايد باور کنه" .که من فکر مي‌کنم مرده

.بهمون برتري ميده

.پس، هنوز اون بيرونه

.مطمئنم که پيداش ميکني

...ليزي" مي‌خوام يه چيزي رو"

.در مورد پدرت "سم" بفهمي

...اون شب "سم" بدون

...هيچ شکي تو رو به داخل خونه برد

...سم" انتخاب سختي کرد"

.که مسير زندگيش رو عوض کرد

.و الان بايد خودتو اونجا پيدا کني

مي‌توني برگردي .و ازش فرار کني

.مي‌توني ازش پنهان بشي

و اگر انتخاب کني .که اين کار رو بکني، منم از اينجا ميرم

يا اينکه مي‌توني باهاش روبه‌رو بشي ...و باهاش بجنگي

.و درگيرش بشي

...و شايد، شايد

.موفق بشي و ازش عبور کني

.درک مي‌کنم

.امشب سوار هواپيما ميشم

آره، درک مي‌کنم ? ? که هر زندگي بايد تموم بشه

همينطور که تنها نشستيم ? ? ميدونم که بايد يه روزي بريم

? من مرد خوش‌شانسي هستم ?

مي‌تونم به دستهاي ? ? کسي که دوستشون دارم اعتماد کنم

بعضي تنها يک دست براي ? ? اعتماد کردن دارن و بعضي ديگر هيچي

? با من بمون ?

? بيا تنها نفس بکشيم ?

،تکرار اشتباهات ? ? هرگز نميذاره که من برنده بشم

در زير همه اينها ? ?تنها يک انسان وجود داره

? آره، نمي‌خوام صدمه ببينم ?

خيلي چيزها در اين دنيا ? ? وجود داره که باعث خونريزي من ميشه

? با من بمون ?

? تنها چيزي که مي‌بينم تويي ?

? نگفتم که بهت نياز دارم؟ ?

? نگفتم که بهت نياز دارم؟ ?

? اگر نگفتم، مي‌فهمي که احمق بودم ?

? هيچکس بهتر از من نميدونه ?

? که پاک و تميز پيشت ميام ?

دوست دارم بدونم چي ? ? ميشه که هر روز به صورتت نگاه کنم

همه چيز رو از دست دادي ? ? و هيچي رو نتونستي حفظ کني

.تام" قبل از اينکه بميره يه چيزي بهم گفت"

چي گفت؟

.گفتش: پدرت هنوز زنده‌ست

.ليزي" به من نگاه کن"

? نگفتم که بهت نياز دارم؟ ?

...بدون شک بهت ميگم

.که پدرت مرده

.در آتش‌سوزي مرد

? مي‌فهمي که من يه احمقم ?

? هيچکس بهتر از من نميدونه ?

...اون مرد

..."برلين"

.اون بيرونه

.بله

.و ما پيداش مي‌کنيم

? چيزي بدست نمياري ?

? همه چيزو از دست دادي ?

? تا زماني که بميرم منو در آغوش بگير ?

? در دنيايي ديگر مي‌بينمت ?

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.