Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
."اينجا نيستم که بهت صدمه بزنم "ليز
.من يکي از آدم خوبهام
.ردينگتون" کسي که فکر ميکني نيست"
.بايد به "ليزي" بگم
.نميتونم بذارم اين کار رو بکني
.لياقتش اينه که حقيقت رو بدونه
."متوجه نميشم "ري
.فکر کردم که با هم يه قراري داشتيم
...افرادي که من نمايندهشونم
.مضطرب شدن
اون کليدي که زير چراغ .بود، ميدونم پيداش کردي
.ببرش به بانک "رادفورد" جعبه شماره 3929
."خداحافظ "ليز
پراگ، جمهوري چک
نه، فکر نميکنم .لازم باشه از "واندا" حمايت امنيتي کنيم
.ممنون که منتظر موندين
تا الان تونستيم .با وزير دارايي به يه توافق برسيم
.به آقاي "ردينگتون" بگو همه چيز طبق برنامه پيش ميره
به سمت "استپانسکا" ميريد، آره؟
.انگليسي صحبت ميکني
.انگليسي هستم قربان .اميدوارم که اين موضوع ناراحتتون نکنه
يه جايي خوندم که .شما هم به اين زبون صحبت ميکنيد
.زندگي رو برام آسونتر ميکنه
.البته
رانندههاي زيادي .در پراگ انگليسي صحبت نميکنن
يکم اينجا گرم نيست؟
ميتوني تهويه هوا رو روشن کني؟
.بله قربان
و چندتا بطري آب اون پشت .هست اگر دوست داشتيد ميتونيد بخوريد
.حتما
!هي
کي هستي؟
!بلندشو! ما کجاييم؟ بلند شو
.پليس! در رو باز کنيد
آقاي "اميل دوشک" يکي از اعضاي پارلمان ...اينجا در پراگ
.بازداشت شده
..."منابعمون ميگن که آقاي "دوشک
در تحقيقات قتل .مظنون اصلي هستن
.در آپارتمان يه مرد جوون پيداش کردن
...اون مرد يه محافظ شخصي بوده
.که پليس باور داره خفه شده
.بذاريد صريح بگم
من کاملا نسبت به اين ...اتهامات بيگناه هستم
...و به دنبال فرصتي ميگردم
.تا شرافتم رو برگردونم
اگرچه، با انتخاب خودم ...از مجلس سنا استعفا دادم
.تا به روي دفاع از خودم تمرکز کنم
.ديگه سوال نپرسيد
.نيکو"! خداي من"
.رد"! خوش اومدي"
اين خونه مال توئه .تا وقتي که من برگردم
.پروازم سه ساعت ديگهست
.نگاش کن. کلي وزن کم کردي
.تا 17 کيلو کم کردم
فقط با شنا کردن؟
.آره، با شنا کردن
.و نون
.نون رو به طور کلي حذف کردم
توي سال اول دبيرستان .نجات غريق بودم
مجبور شدم به ...خانم "بريمن" تنفس دهن به دهن بدم
وقتي آب از ريهش خارج شد بوي کلر .و گوشت کنسرو شده ميداد
.از اون زمان ديگه نرفتم استخر
ببخشيد مگه توي نيروي دريايي نبودي؟
.بسه ديگه. بريم سرکار
اتفاقي که در پراگ افتاد ..."از دست دادن "اميل دوشک
.خيلي ناراحت کنندهاس
...اتفاقي که در پراگ افتاد بدشانسي بود
.اما اينکه چطور اتفاق افتاده بيشتر نگرانکنندهاس
.فکر کنم که عمدي بوده
.دوشک" رو هدف قرار دادن"
از طرف کي؟
."پادشاهساز"
داري ميگي که اونو ...برگردوندن تا "دوشک" رو حذف کنه
تا يه جوري به ما ضرر بزنه؟
.آره
چيزي که نميدونم .اينکه کي اونو برگردونده
.تو ميدوني
..."شايد اسمي نداشته باشي اما "رد
...اين کار توسط دشمن مرموزي به ثمر رسيده
.که ماههاست داره براي تو نقشه ميکشه
.پراگ فقط يه نمونهست
...يکي داره وقت و انرژي زيادي مصرف ميکنه
.تا کار تو رو کمارزش کنه
.مواظب حرف زدنت باش
."اين حرف من نيست "رد
.مردم دارن حرف ميزنن
.دوستانت دارن حرف ميزنن، زمزمه ميکنن
.من هيچ دوستي ندارم
...اين دشمن نامرئي هر کي که هست
.فکر نميکنن که دنبال ما باشه
.فکر ميکنن که دنبال تو باشه
فعلا وفادار باقي ميمونن .اما هميشگي نيست
...اين دوستايي که ميگي
...اونايي که در سايه زمزمه ميکنن
.از طرف من بهشون بگو
.خفه خون بگيرن
بيمارستان "سنت آدرين"؟
.اين جايي که پدرت مرد
."سم"
همون ساختمونيه که .چهار بار بررسيش کردم
اينو از کجا اوردي؟
حداقل اينو بهم بگو که به منبعش اعتماد داري؟
.نه
اينو ثابت نميکنه .که روزي که "سم" مرد "ردينگتون" اونجا بوده
...اگر "ردينگتون" اين همه راه از نبراسکا پرواز کرده
...درست قبل از اينکه پدرم بميره باهاش صحبت کرده
.بايد يه چيزي ازش ميخواسته
...خب، امکانش هست که با همديگه دوست بوده باشن
فقط رفته بوده بهش سر بزنه؟
از کي "ردينگتون" دوست پيدا کرده؟ 114
ميخواي ازش در اين مورد بپرسي؟
.نه تاوقتي که بفهمم عکس واقعيه
...جيمي" به افرادت بگو که"
...تا آخر اين هفته به جواب ميرسم
اما چه برسم چه نرسم ...کارمون رو انجام ميديم
.همه نمونهها رو نگه داشتم
ليزي" به موقع رسيدي" .به "جيمي" سلام کن
.سلام
تام" کجاست؟"
...چه مرد دوستداشتنيي
با ذهني دقيق براي کار کردن .مثل يه پونز تيز
رد"، "تام" کجاست؟"
.نيويورک
.نگران نباش، افرادم مراقبشن
.به خاطر اين خونه معذرت ميخوام
...ميزبانم يه عالمه پول
.روي چيزهاي اشتباه خرج ميکنه
اين ديگه چي؟
.شاهدانه
جيمي" داره سعي ميکنه" ...يک شرکت بزرگ
...از مزارع و انبارها رو در بيرون از "دنور" بسازه
...و يکم از لحاظ امنيت مالي به مشکل برخورد کرده
.پس منم ميشم بانک
بهت خوراکي تعارف ميکردم .اما بايد به کارمون برسيم
."پادشاهساز"
...هيچوقت نديدمش
...اما به تازگي زمان و پول زيادي رو
.به خاطر استعدادش از دست دادم
...خودش به تنهايي مسئول صعود و سقوط
...برخي از محوريترين
.مردان سياسي و حکومتيــه
يه جورايي استراتژيست سياسي ــه؟
به يه شکل هنرمندانه .تحقيقات برضد طرف رو راه ميندازه
رسوايي به بار مياره ...از تمايلات بد بهرهبرداري ميکنه
.اگه لازم باشه آدم ميکشه
...نميدونم چطور مشتريش رو انتخاب ميکنه
اما ميگن که ...از زمان بچگي مراقبشونه
...به دانشگاه مناسب برن
استاد خوبي داشته باشن .حتي همسر خوبي داشته باشن
...و زماني که آماده بشن
هر کاري لازم باشه .انجام ميده تا به موفقيت برسن
...براي چند تا سياستمدارهاي طرف تو مشکل درست کرده
و حالا تو ميخواي پليس فدرال دستگيرش کنه؟
.بله، لطفا
.و ممنون
منابع من ميگن که ...در 12 ساعت گذشته پراگ رو ترک کرده
.و با يه پرواز به ايالات متحده اومده
...تختخواب هتلهاي متوسط
...ميتونن چيزي بين
صد هزار تا دو ميليون تخم کرم رو ...از خودشون رد کنن، حشرات رختخوابي
...مدفوع، ادرار،مني
،مقاومت ميکروبي .ميکروب "استافيلوکوس اورئوس" رو منتقل کنن
.همين باکتري هر سال 15000 آمريکايي رو ميکشه
.نميخوام به جمع اونا اضافه بشم
اين پروندهها، اغلب .يه چيزي در ازاش ميخواي
.حالا من ازت ميپرسم
..."تام"
.ميخوام که هر حرکتش رو بدونم
..."پادشاهساز" در راه ــه "ليزي"
و هر کاري که قرار بکنه .به جاي خيلي بدي ختم ميشه
...تقريبا ده سال پيش
.بهت قول دادم که همچين روزي بالاخره مياد
در اين سفرت .خيلي از چيزها براي اول برات اتفاق ميافته
خب، تا پايين چقدر فاصلهست؟
.هفت و نيم متر
.بايد متقاعدکننده باشه
خب، واقعا بايد .متقاعدکننده باشه اگر کارمون با مرگ تموم بشه
...مثل همه اجسام
...يه ماشين هم در سقوط آزاد
.با شتاب 9.8 متر بر مجذور ثانيه شتاب ميگيره
...با وزن 2472 ماشينت
...نيروي برخوردي برابر با 557.2 کيلونيوتن توليد ميشه
که اين مقدار زير .آستانه "اناچتياساي" در يک برخورد از جلو به عقبه
چه اتفاقي قرار بيافته؟
.هر چقدر کمتر بدوني، بهتره
زندگي که تو خواستي ..."خيلي جسورانهست "پاتريک
پر از انتخابهاي جسورانه .مثل همين انتخاب
...بعد از اين همه مدت خيلي بد ميشه که بفهمي
.هيچ جسارتي در تو نبوده
...اگر دوست داري مشتري من بموني
.دقيقا ساعت 4 بعدازظهر روي اين پل خواهي بود
،اگر اين کار رو نکني ...براي تو و هر چيزي که مال توئه
آرزوي دوستداشتنيترين .زندگيهاي معمولي رو ميکنم
.ميام اينجا
.بله
.دير نکني
از اطلاعات "ردينگتون" متوجه ...شديم که مظنون ما
...از پراگ به ايالات متحده
.چيزي در حدود 12 ساعت قبل پرواز داشته
.در اين طول اين مدت شش پرواز وجود داشته
...ليست تمام مسافران رو بررسي کرديم
...و پروندهاي که درست کردي رو باهاشون مطابقت داديم
...مليت خارجي، مرد، 35 تا 65 ساله
.که تنها با بليط درجه يک سفر ميکنه
.اين کار ليست رو به 47 مسافر رسوند
.از بين اونا 40 نفر براي تجارت اومدن
...تونستيم هويتشون و برنامههاي سفريشون
...رو با شرکتهاي مرتبط تاييد کنيم
.که تنها هفت مورد باقي ميمونه
...شش تا از اونا وارد هتلهايي شدن
.که در فرم مهاجرتشون نوشته بودن
.يکي اين کار رو نکرده
.داريد به "پادشاهساز" نگاه ميکنيد
."پاول فردريک اسميتسون"
.مشخص شده که اين اسم مستعاره
کجا فرود اومده؟
.فرودگاه "جيافکي" در ساعت 4:52 بعدازظهر
...و اينو داشته باش
کارت اعتباري که مظنونمون ...ازش استفاده کرده
.تا بليط هواپيما به ايالات متحده رو بخره ردگيري کرديم
...اين کارت 45 دقيقه پيش
.براي رزرو يه اتاق در "منهتن" استفاده شده
کدوم هتل؟
.هتل "سنت رز" در مرکز شهر
!ماموران فدرال .دستاتون رو بذاريد جايي که ببينمشون
چه خبر شده؟
.موضوع دزدي هويته
....کارت اعتباري و پاسپورتش دقيقا جعل شده
.و تاجريه که زياد مسافرت ميکنه
تمام چيزي که ميدونيم اينه .که اين يارو ديگه در نيويورک هم نيست
.امکان داره فقط از اينجا وارد کشور شده باشه
عقلت رو از دست دادي؟
."چيزي که از دست دادم تجمل زمانهست "آلن
...يه هفته وقت ندارم تا منتظر بمونم
.که نوکرات درخواست منو بهت برسونن
."اين کار خارج از محدودهست "ري
...از اونجايي که خيلي صنعت استعاره رو تحسين ميکنم
...اومدم در مورد چيزي صحبت کنم
.که نياز به توافق خيلي زيادي داره
به من حمله ميشه ...و مدتي که ادامه داره
.به علايقم به متحدانم حمله ميشه
...يکي عنصر اساسي سازمان منو هدف گرفته
.و حقيقت اينه که من زخمي شدم
چرا بايد خودمو درگير دردسرهاي تو بکنم؟
.چونکه دشمن من، دشمن تو هم هست
."ما با هم همکاري ميکنيم "ري
آخرين درگيريمون نشون .داد که دوست نيستيم
.طبيعت رابطهمون رو خيلي دست بالا نگير
...حدس من اينه که نه تنها همکاري ميکنيم
.بلکه براي زنده موندن بهم وابسته هستيم
چيزي که من دارم باعث ميشه .تو و متحدانت از بين برين
...بله، و اگر اون اطلاعات علني بشه
ديگه دليلي وجود نداره .که تو رو نکشيم
.قصد ندارم که علنيش بکنم
...اما اين دشمن من، اگر موفق بشه
...و تا به حال هم بوده
...اين اطلاعات رو بدست مياره
.شايد اون مثل من اينقدر فروتنانه انتخاب نکنه
تو توي اين درگيري ..."تا الانم درگير شدي "آلن
...و اگر من کنترل اون اطلاعات رو از دست بدم
.امکانش هست که افشا بشي
و اگر من بميرم، پروتکل .افشاگري من به کار ميافته
.زياد به تهديد جواب خوبي نميدم
.اينجا نيومدم که تهديدت کنم
.اومدم ببينم که ميتونيم با هم کار کنيم
غذا چطور بود بچهها؟
.خوب
جدي؟ - .خوشمزه -
.خيله خب
.خيلي خوشحالم که امروز رو مرخصي گرفتي
.آره- .خيلي سخت کار ميکردي -
.بيا اينجا
.دوستت دارم
.منم دوستت دارم
کجا داريم ميريم؟
سريعتر از حدي .ميري که به "لنکستر" برسيم
...آره، آره، فکر کردم
بريم سمت پل .و از روي رودخونه بريم
ميدوني شايد بريم اون اطراف .مدي" ميتونه به اردکها غذا بده"
.چقدر عالي
.داره مياد سمت تو 286
...دوباره، به فيلم موبايلي که
توسط عابرين پياده از .نزديکي پل "کازوي" گرفته شده نگاه ميکنيد
...پاتريک چندلر" عضو مجلس قانونگذاري"
.در اين تصادف بوده
...که مجبور شده به سمت گارد کنار جاده بره
و يه تصادف وحشتناک بوده .و اون ماشين ديگه فرار کرده
...اين عضو انجمن و خانوادهاش
...به بيمارستاني در نزديکي منتقل شدن
جايي که دکترها .نتونستن خانم "چندلر" رو نجات بدن
اين تصادف حادثهاي .غمانگيز براي قانونگذاران نيويورک ــه
در همين کانال بمونيد ...تا آخرين خبرها رو داشته باشيد
فکر ميکني کار اون بوده؟
...يه سياستمدار تازهکار
...ناگهان پاش رو روي گاز ميذاره
.تا نمايشي از قهرمان بودن خودش رو نشون بده
به اين شک دارم که ..."بررسي حسابهاي عضو انجمن قانونگذاري "پاتريک چندلر
.اعدادي نجومي رو نشون بده
.اين قضيه خيلي بوي "پادشاهساز" ميده
همين الان يه مرد رو ديدم ....که داشت به همسر در حال مرگش تنفس مصنوعي ميداد
و تو داري به من ميگي که همش به خاطر جلب رسانهها بوده؟
.بله
.برو به پل
شايد بتوني متوجه بشي .چرا هيچ اثري از رد لاستيک نيست
.هيچ معني نميده ...چندلر" از گروه پسران پيشاهنگ بوده"
...نماينده شواري دانشآموزي دبيرستان
.رئيس کارآفرينان جوان در پرينستون
...همچنين قبل از اينکه
...جوانترين عضو انجمن قانونگذاري
در تمام 150 بخش نيويورک بشه .عضو هيئت قانونگذاري بخش بوده
.اين يارو خيلي کارش درسته بوده
.همين 10 ماه پيش انتخاب شده
.دوره مسئوليتش دو سالهست
صبر کن. پس در حال تلاش براي تبليغات هم نبوده؟
پس داريم چي ميگيم ...زندگي بچهاش رو به خطر انداخته
و همسرش رو به قتل رسونده براي چي؟
.خب، زندگي خودش رو هم به خطر انداخته
.به اين گوش کنيد
.آليسون" همه چيز منه، محور اخلاقي من"
.منو به مرد بهتري تبديل کرده
.متاسفم. شوهرها به زنهاشون دروغ ميگن
...هيچ مشکلي در باور کردن
اين يارو که ميتونه .چنين دروغهايي بگه ندارم
...خيله خب، اينو تمومش کنيد
.و مشکل اون محل تصادف رو هم حل کنيد
."مامور "کين
.فيلم نظارتي که حکمش رو داده بودي پيدا کردم
دقيقا دنبال چي ميگرديم؟
."ردينگتون"
.صبر کن
."آقاي "ردينگتون
.بفرما
.در 4:37 بعدازظهر
.پدرم در ساعت 5:30 مرد
.رد" يک ساعت قبل اونجا رو ترک کرده"
کين" آمادهاي؟"
خيله خب، مشکل چيه؟
.چندلر" از طرف جنوب اومده"
.نه،نه منظورم پرونده نيست
.يه مشکلي هست
و موضوع فقط بودن .ردينگتون" در بيمارستان نيست"
تو و "تام" با هم مشکلي داريد؟
ببين، تو اولين کسي نيستي .که با اين مشکلات سروکار داره
...ميدوني، مردم از خواب بلند ميشن و ميفهمن
شوهرشون و يا زنشون .اون چيزي که بهش اميدوار بودن نيست
.دعوا کرديم
.خونه رو ترک کرد
.حتي نميدونم کجا رفته
.برميگرده
.تموم نشده. خودت ميدوني
خب، چرا از طرف جنوب؟
چرا اصلا "چندلر" روي اين پل بوده؟
خونهش و ادارهش ...هر دو در "ورتر کانتي" ــه
.که دقيقا مخالف اين مسيره
.قراره بوده که اينجا باشه
.و "رد" درست ميگفت
بازرسان تصادف ...هيچ رد لاستيکي رو
.که به محل پرت شدن برسه پيدا نکردن
.چندلر" حتي سعي نکرده ماشينو نگه داره"
.ميگه که زمان کافي نداشته
يا اينکه نقشه اين بوده .که به اون طرف بره
در مورد اون ماشين ديگه که بهش زده چي؟
راننده کنترلش رو از دست داده و اصلا سعي نکرده ترمز کنه؟
...نه به سرعت نياز داشته
.تا به طرف ماشين "چندلر" بره
.به نظر ديوانگيه، اما جواب داده
...منظورم اينه که اين يارو "چندلر" همه جا هست
.تو هر خبري، تو هر مصاحبهاي
.بيا بريم به قهرمان جديد نيويورک يه سري بزنيم
.ببين، من بايد به بيمارستان برگردم
.دخترم هنوز اونجاست
.با پليسهاي گشت صحبت کردم
ميدونيم که با پليسهاي گشت صحبت کرديد .اما با پليس نيويورک کار نميکنيم
.مامور فدراليم
پليس فدرال؟ .متوجه نميشم
...خب، در واقع اميدوار بوديم
.بهمون کمک کنيد تا متوجه چند تا چيز بشيم
...مثل اينکه چرا شما و خانوادتون
از طرف جنوب داشتيد از روي .پل "کازوي" رد ميشديد
.محل زندگيتون در اون مسير نيست داشتيد کجا ميرفتيد؟
.هيچجا
...فقط نگه داشتيم تا بستني بگيريم
.بعدش رفتيم يه دوري بزنيم
ايده شما بود؟
.بله، در واقع، نه
.ببين، مطمئن نيستم
.شايد دخترم گفته باشه
خيلي بايد سخت باشه .که رنج و عذابش رو ببينيد
.قلبش شکسته
.مادرش براش همه چيز بود
.براي هر دوي ما همه چيز بود
.متاسفم که همسرتون رو از دست داديم
متوجه شديم که .همسرتون ضربه مغزي شده
اينطوري بود که غرق شد؟
مطمئن نيستم که .آماده باشم در مورد اين مسائل صحبت کنم
.فقط دنبال حقايق هستيم
متوجه هستم اما .بايد يه وقت ديگه اين کار رو انجام بديم
.در حال حاضر بايد با دخترم باشم
.صبر کن
.سلام
.آدرس رو برام بفرست
.يه چيزي پيدا کرديم
...تماسهايي که به 911 شده همگي
يک ويژگي رو براي خودرويي که با .چندلر" تصادف کرده توصيف کردن"
.بذار حدس بزنم، يه ون بوده
يه ون سازماني .که نشونه يه شرکت لولهکشي رو داشته
.يه مغازه که متعلق به "آرتورو رويز" ــه
.به نظر ميرسه يه مشکلي داريم
.آره، دقيقا يه مشکلي داريم
.قرار بود که بموني
...قرار بود به پليس بگي
.که يه تصادف بوده
..."اينطوري به نظر تصادف نميرسه "آرتورو
.اگر از صحنه تصادف فرار کني
داري شوخي ميکني؟
.شاهديني روي اون پل بودن
واقعا فکر ميکني که پليس نميتونه تو رو پيدا کنه؟
فقط به زمان نيازه ...که اونا اينجا بايستن
...و درست مثل يه مظنون باهات رفتار کنن
.نه مثل مردي که کنترل ماشينش رو از دست داده
...بايد بگم
.که واقعا خيلي ناراحت شدم
.به من دروغ گفتي .گفتي قراره تنها باشه
نگفتي که يه زن و .يه بچه توي ماشينن
چه تفاوتي ايجاد ميکرد؟
.اون زن مرده
من کسي هستم که بايد .با اين موضوع زندگي کنم
."نه "آرتورو
.زندگي نميکني
.خيله خب، همگي آماده باشيد
اول از همه تشکر ميکنم .که به اين زودي خودشون رو رسوندن
.بايد در مورد مسئله جدي بحث کنيم
پيغام شما ميگفت .که "ردينگتون" به شما سر زده
...فکر ميکرديد که بعد از آخرين
.گفتگو علاقه کمتري به صحبت کردن داشته باشه
.اينطور فکر ميکردم
...پس اگر خواسته حرف بزنه
.تنها به اين خاطره که خيلي ضروي بوده
چي ميخواست؟
.کمک ما رو
.کارش در معرض خطره
...يکي با مهارت و منابع
...در حال هدايت پيشرفته
.حملات جهاني مشخص به منافع اونه
به نظر نميرسه که .با کشتن اون راضي بشه
اين دشمن اون به نظر .ميرسه که ميخواد اون همه چيز رو از دست بده
.چقدر به نظر عالي ميرسه
.زياد مطمئن نباش
اگر "ردينگتون" چيزي براي از ...دست دادن نداشته باشه
...پس دليلي وجود نداره
که اين مدرکي که .بر عليه ما داره رو نگه داره
...و اگر بميره
اين دشمن چي در موردش ميدونيم؟
و مهمتر از اون در مورد ما چي ميدونه؟
در موردش خيلي کم ميدونيم ...اما تعجبآور نيست
.چونکه خود "ردينگتون" هم چيزي نميدونه
...اينکه اين دشمن در مورد ما چقدر ميدونه
.تا به حال بايد بگم هيچي
...اما اگر بخوايم همينجوري بمونه
.بايد دست به کار بشيم
...از اونجايي که اين دشمن از "ردينگتون" پنهان شده
..."اون هم با وجود مهارت "ردينگتون
...فکر ميکنم که بايد اشتباه بزرگي باشه
.که چنين مرد خطرناکي رو دشمن خودمون بکنيم
و اگر ما رو لو بده؟
...اگر چنين امکاني وجود داشته باشه
...بايد مثل گذشته پاسخ بديم
.و از متحدانمون دفاع کنيم
...با تمام احترام
...از اونجايي که به جاي همه ما صحبت نميکني
بايد رايگيري کنيم .و ببينيم که بايد چه کار کنيم
سلام؟ آقاي "رويز"؟
.با شرکت لولهکشي تماس گرفتيد
.ساعت کاري ما از هفت صبح تا پنج بعدازظهره
.از دوشنبه تا جمعه
...اگر کار ضروري داريد - .آرتورو رويز" مامور فدرال"
...لطفا با شماره 24 ساعته ما تماس بگيرين
.همون فاصله کافيه
.روي يه صندلي اونجا بشين
.الان بايد کاملا مراقب باشيم
...همسرم
بله. تمام سعيت رو .کردي تا نجاتش بدي
.در واقع قهرمانانه بود
...اين کار من
.يه هنره، دانش نيست
.متاسفم "پاتريک" واقعا متاسفم
...اما سعي کن به نکته مثبتش نگاه کني
.اين اتفاق کاملا به نفع تو تموم شد
...نه تنها الان يه قهرماني
.بلکه دنيا با تو سوگواري ميکنه
.هيچوقت قدرت همدردي عمومي رو دست کم نگير
.پليس فدرال اومده به ديدنم
براي چي؟ - .نميدونم -
يه عالمه سوال در مورد .اين پرسيدن که چرا روي پل بودم
.فکر کنم که فعلا بايد دست نگه داريم
...نه، الان دست کشيدن يعني شکست خوردن
.در هر کاري که تا الان کرديم
...بايد از اين موقعيت استفاده کنيم
.يا همه چيز از بين ميره
.نه
.حالا ميريم به مرحله بعد
.پادشاهساز" "رويز" رو کشته تا همه چيزو مخفي بمونه"
مشکل اينه که .هيچوقت نميتونيم چيزي رو ثابت کنيم
...گزارش ميگه که امکان داره خودکشي بوده باشه
.اما قطعي نيست
...تنها مقدار کمي از باروت
.روي دست راستش بوده
.شکل زخم با اثر باروت جور درنمياد
از طرف ديگه ...خودکشي جور درمياد
اون کسيه که .يه خانواده کامل رو از روي پل اندخته پايين
.تماس تلفنيش رو هم پيگيري کردم
.تماسهاي اوليه تماسهاي کاري بودن
اوليه؟
...سه روز قبل، "رويز" يه تماس داشته
.از يه تلفن عمومي در خيابون يازدهم و لينکلن
.بهت گفتم که هيچي اينجا نيست
...اگر "پادشاهساز" اين تلفن عمومي رو
از بين تمام تلفن عموميهاي اين .شهر انتخاب کرده حتما دليلي داشته
اون دليل چيه؟
."مغازه اجارهاي وسايل "لکلير
."آقاي "گيبنز
."البته آقاي "گيبنز
.از اين طرف
.ممنون
.آقاي "گيبنز" خوش اومديد
دوست داريد کتتون رو بگيرم؟
.نه ممنون
.بوي فساد و گناه مياد
.سيگار "اولبام فيلي" لطفا
.دو تاش کن
اين افراد کي هستن؟
.دقيقا
.پادشاهساز" اينجا بوده"
...اون يارو که اونجاست
.نگاه نکن
.خيله خب، اوني که مو داره
به خاطر اون اومديم اينجا؟
.نه
...مدال طلاي
...تميز کردن و کثيف کردن رو براي "بلاروش" برده
.دويست و پنجاهوهشت کيلوگرم
،شراب خور حرفهاي .مثل دودکش سيگار دود ميکنه
.خب، حداقل نگهش دار. بچرخونش
حداقل شبيه کسي .که ميخواد اينجا باشه
.صاحب اينجا بزودي خودش سرويس ميده
.پدرم از سرطان ريه مرد
.منو ببخش
دوست داري بريم؟
.نه
مطمئني؟
.بيا منتظر صاحب اينجا باشيم
يکبار گفتي دليل ...اينکه اينجاييم
.پدرمه
موضوع چيه "ليزي"؟
شما دو تا همديگه رو ميشناختيد؟
.بهم نگو که دوست بوديد .تو دوستي نداري
پدرت رو ميشناختم .اون هم منو ميشناخت
....به همين دليل روزي که مرد
توي اتاقش توي بيمارستان بودي؟
.اون روز با تلفن باهات صحبت کردم
.هيچوقت نگفته بودي که اونجا رفتي
.نه نگفتم
.يه چيزي بود که ميخواست به من بگه
تونستم از آخرين باري که با هم .صحبت کرديم اينو بفهمم
.اما چيزي نگفت
به خاطر تو بود؟
تو کنار تخت پدرم بودي .اونم روزي که مرد
.از اون بعد تقريبا هر روز با تو بودم
.تو هيچي نگفتي، حتي يه کلمه
...شما دوتا همديگه رو ميشناختيد اين روشنه
.اما اون هيچوقت ازش حرفي نزد
چرا؟
چطور همديگه رو ميشناختيد؟
چرا اونجا رفته بودي؟
رفته بودم قبل از .مرگ "سم" رو ببينم
.ازش خداحافظي کردم
."چارلز"
.خوشحالم که دوباره ميبينمت
."خدا خيرت بده "چارلز .واقعا دوست مني
.ناتالي" اينجا تاثيرگذاره و من نيستم"
...گوش کن "چارلز" بايد بدونم
.که اين مرد اخيرا اينجا اومده
...کار من لو دادن مشتريهام نيست
..."اما با وجود "مالي
!"خداي من! "مالي
.کوچولوترين خانم روي زمين
.چه جواهري
.کارهايي که ميتونه بکنه بينظيره
.روي سرش
.درسته! روي سرش
.دوست داشتم ببينمش
...به هر حال در مورد سوالت
.چند شب پيش براي شام اومده بود اينجا
."آقاي "کينگ
.چقدر دقيق
...اتفاقي يه شماره تلفن اينجا نذاشته
وقتي که رزرو ميکرده؟
...نه اما در مورد
.تهويه هوا در "بريکستون" شکايت ميکرد
.امنه
.اتاق امنه
اينجا چه خبره؟
.خيله خب، اين آخري بود
.آره، گرفتمش
داريم به چي نگاه ميکنيم؟
.به نظر يه خونه شخصي مياد
...و با مقايسه نقشهها با عکسها
.ميگم که اين دو تا يکي هستن
...و دومين و سومين عکسي که برات فرستادم
بايد کدهاي زنگ خطر .و نقشه سيمکشي باشن
.يه نقشه حملهست
فکر کنم که هدف بعدي .مظنونمون رو پيدا کرديم
.ميخوام بدونم اين خونه متعلق به کيه
.صبر کن
ميتوني اون عکس پاييني رو بزرگ کني؟
چي ميبيني؟
اونجا تو اون پنجره، "آرام"؟
.يه لحظه. بذار واضحش کنم
.خيله خب
."امنيت "وي و ام
ميتوني کدهاي زنگ خطر خونه رو نشون بدي؟
.صبر کن
..."براساس پايگاه اطلاعاتي "وي و ام
.اين سيستم به نام "آلبرت آر ميچل" ثبت شده
سناتور آمريکا؟
هدف بعدي، اما چرا؟
...چون وقتي که يه سناتور ميميره
.يه انتخابات مخصوص راه ميافته
...و حدس بزن کي بهترين گزينه
.براي پر کردن جاي خاليه
."نماينده "پاتريک چندلر
"از اونجا بياين بيرون و خونه "ميچل .رو براي محافظت زيرنظر بگيرين، همين الان
...شماره سناتور "ميچل" رو برام بگير
.و به دفتر امنيتي شرکت خبر بده
چي اتفاقي افتاده؟ - .نميدونم -
.دارم به پليس زنگ ميزنم
.قطع شده
.برو تو حموم و در رو قفل کن
کجا داري ميري؟
.خونه رو بگردم
.برو تو حموم "جيني" لطفا
.نميتونم با سناتور "ميچل" تماس بگيريم
...تونستيم رد اطلاعات بانکي رو
در هتل "رويس" پيدا کنيم .که به حساب "چندلر" ربط داره
.پرداختها به سال 2007 برميگرده
.سالهاست که اين نقشه رو دارن
.ببين، هر چي ميخواي بردار رو برو
.نه، علاقهاي به اموال تو ندارم. سناتور
کي هستي؟
.مهم نيست کي هستم
اين تنها مهمه که .اونها فکر ميکنند من بودم
روزنامهها ميگن که .زنگ خطر به اشتباه به صدا دراومده
سيستم امنيتي پيشرفته تو .بهت خبر وارد شدن يه مهاجم رو ميده
...طبيعتا ميري دنبال اسلحهات
فقط براي اينکه ياد بگيري ...درست مثل خيلي از افرادي که اسلحه داشتن
...به احتمال زياد
.از اسحله خودت بر عليه خودت استفاده ميشه
.ببين، هر چي بخواي بهت ميدم
چي ميخواي؟
.ميخوام که صندلي سنا رو خالي کني
در مورد چي صحبت ميکني؟
.استعفا بده
.باشه
.حتما، هر چي تو بگي
.فردا ميتونم اين کار رو بکنم
...متاسفانه نظرم عوض شد
فکر نميکنم که بتونم .به حرف يه سياستمدار اعتماد کنم
.من از پشت ميرم
.کمک خبر ميکنم. ميرم بالا
.تقريبا 20 دقيقهست که اينجا نشستم
.آره
...يادم نمياد آخرين بار
ري" قبل از اينکه چيزي" ...رو بگي که بايد بگي
.بهت گفتم که به هيچ وجه اينجا نيا
...احساس ميکني بهت بياحترامي شده
اما حقيقت اينه که ...حتي با اومدنم به اينجا
.خلاف اين واقعيت رو ثابت کردم
.فکر کنم با همکارات صحبت کردي
."ما بيرون ميمونيم "ري
.اين کار اشتباهه
.آره، همونطور که تو گفتي
و اگر مدرکي که تحت اختيار منه فاش بشه چي؟
.ما بچههاي بزرگي هستيم .ميتونيم خطر کارهاي خودمون رو تشخيص بديم
ببين، براي چيزي که ارزش داشت ...من راي دادم
.اما بقيه اينطور فکر نميکردن
.نماينده چينيها
...چند نفر بين ما بودن
...که فکر ميکردن بلافاصله بايد تو رو بکشيم
...مشخص کنيم که واقعا
...همينطور که ميگي
.چنين مدرکي داري يا نه
.و اين کار يه اشتباه ديگهست
...تو منو بهتر از چيزي
.که هردومون دوست داريم قبول کنيم ميشناسي
.من اين جنگ رو ميبرم
.اين دشمن من ميبازه
...حتي با تو و برادران کوتاهبينت
که در حال مشاهده .از فاصلهاي امن هستيد
چرا؟
....چون هر چقدر که فکر ميکني بد هستم
...به همون اندازه حاضرم پيش برم
...تا از چيزي که بيشتر از همه دوست دارم دفاع کنم
...حتي نميتوني تصور کني
.چقدر پيشروي من ادامه داره
فکر کردي مياي ...اينجا به من ميگي
...که نميتوني بهم کمک کني
اما تنها کاري که انجام دادي ...اين بوده که مطمئن شي وقتي همه اينها تموم شد
.نتونم به تو کمکي بکنم
...وقتي اون روز به ناچار بياد
...که بالاتر از اتحاد کوچک تو قرار بگيرم
.اين تو هستي "آلن" که در تاريکي تنها خواهي بود
.مامور "کين" با شما کار دارن
چي گير اوردي "ليزي"؟
."پادشاهساز"
گرفتيش؟
...سناتور "ميچل" رو هدف گرفته بود
.که "چندلر" بتونه صندلي اونو بگيره
.ليزي" به من خوب گوش کن"
.بايد اونو برام نگه داري
.چيزي که ميخوام 10 دقيقه با اونه
چرا؟
.يه سياستمداري در پراگ ــه
پادشاهساز" استخدام شده" .بود که اونو از بازي خارج کنه
.بايد بدونم کي اين کار رو کرده
.اين کار امکانپذير نيست
.اين تنها دليلي ــه که تو رو وارد اين قضيه کردم
.پادشاهساز" مرده"
رد"؟"
رد"؟"
!"آقاي "چندلر - !"آقاي "چندلر -
...از کار کردن دست ميکشيد
!"آقاي "چندلر - !"آقاي "چندلر -
آقاي "چندلر" چه اتفاقي افتاده؟
..."چند دقيقه وقت داريد آقاي "چندلر
تا براي ما به چند سوال پاسخ بديد؟
در مورد تصادف؟
آقاي "چندلر" چه احساسي داريد؟
کي سرکار برميگرديد؟
...تمام افکار و دعاهايمون
.مربوط به سناتور "ميچل" و خانوادشونه
...خوشحال شدم که حالشون خوبه
.و اميدوارم بزودي حالشون خوب بشه
."پاتريک چندلر" - بله؟ -
.به خاطر شراکت در قتل بازداشتي
.فقط به دوربينها لبخند بزن
."آرام"
...ميدونم که سرت خيلي شلوغه
اما چيزي گفتي .که خيلي منو آزار ميداد
آقاي "ردينگتون" بيمارستان .رو در 4:37 بعدازظهر ترک کرده
گفتي که يکساعت بعدش پدرت مرده؟
.درسته، پدرم در 5:30 مرد
چي گير اوردي؟
...از بيمارستان خواستم که گزارش خودشو
...که توسط پرستار شيفت نوشته شده
.موقعي که پدرت مرد رو برام بفرسته
...پدرت در ساعت 5:30 توسط کارکنان بيمارستان پيدا شده
...اما پزشک تخمين ميزنه
تقريبا يک ساعت .قبل از پيدا شدنش مرده بوده
.وقتي که "ردينگتون" توي اتاق بوده
.وقتي پدرم مرده اونجا بوده
...تو
.يه لحظه به ما فرصت بده
...ليزي" برات خبر جديد دارم"
.در مورد حرکتهاي شوهرت
..."مشخصه که "تام
وقتي که اون مرد تو بيمارستان بودي؟
تو پدرم رو کشتي؟
تو کشتيش؟
.بله
.حق با من بود
يه چيزي بود که ميخواست ...قبل از اينکه بميره به من بگه
.و تو نميخواستي من بفهمم
.به اين سادگي نيست
.برو به جهنم
.انتظار ندارم که درک کني
درک؟
...چطور بايد درک کنم
...وقتي کسي که عاشقش بودم ازم گرفته شده
و بعد بخواي عدالت رو برقرار کني؟
.به من گوش کن
...در تمام زندگيت و بيشتر زندگي خودم
.با "سم" دوست بودم
.داشت ميمرد
.تکتک قسمتهاي بدنش از کار افتاده بود
.براي به پايان رسوندن زندگي بيتابي ميکرد
درخواست کرده بود از تمام .وسايل پزشکي جدا بشه
.داشت رنج و درد ميکشيد
.و درست نميتونست فکر کنه
...اگر خودش بود
هيچوقت انتخاب .نميکرد که به تو چيزي بگه
.اختيار نداشت انتخاب کنه
...خداحافظي کرديم
.و من از بيچارگي خلاصش کردم
.کارمون تموم شدهست
.منم تموم شدم
.همينجا تموم ميشه
.خدايا، تو يه هيولايي
? عزيزم، تو با ما چه کار کردي؟ ?
? پشتم رو کردم و تو ناپديد شدي ?
? چه کار کردي؟ ?
? لطفا فقط بيا اينجا ?
? با من نجنگ ?
و قبول ميکنم و فکر ? ? ميکنم ممکنه شکسته باشيش
? و اگر تمام چيزي که ميخواستي آواز بود ?
? خب، بدستش مياري ?
? بعد از تمام کارهايي که باهام کردي ?
? يه آواز برات دارم ?
.ديگه نميدونستم بايد کجا برم
? با عشقمون چه کار کردي؟ ?
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.