All language subtitles for The Blacklist S01E15 720p BrRip x265_AVADL.CoM

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

.سلام. سلام رفيق

چي شده؟

همه چيز روبه راهه؟

حالت خوبه؟

يکم زود دور زدي؟

اگر مي‌خواي به "هاريزبورگ" بري .داري راه رو اشتباه ميري

صدامو ميشنوي؟

چي اونجا داري؟

دستيار دادستان آمريکا؟

.حرف نميزنه

.دکتر گفتش که شوک شديدي بهش وارد شده

کجا پيداش کرديد؟

."توي يه بزرگراه بيرون از "هاريزبورگ

...هنوز داريم روش کار مي‌کنيم

.اما فکر مي‌کنيم که به اونجا برده بودنش

خانم؟ حالتون خوبه؟

.فقط 12 ساله گذشته

مارک"؟ "مارک"؟"

.منم

."دونا"

تا حالا کجا بودي؟

.دوازده سال شده

اين چيه؟ يه مدله 78؟

عکس رو گير اوردي؟

.پدرم عاشقه "کاديلاک"ــه

و هنوز زنده‌ست؟

.خودشو "جولين پارکر" معرفي مي‌کنه

.هر وقت که پيداش کردم بهت خبر ميدم

.تو همه اطلاعات رو نداري

.هر چيزي که مي‌خوام دارم - ...نه، اون -

من بهت ميگم که چطوري کارتو انجام بدي؟

.نه، نميگم

.پس به من نگو که چجوري کارمو انجام بدم

اگر بتونم محل ...مخفي تو رو توي اون مزرعه

.بيرون از "دينگل" پيدا کنم، مي‌تونم اين دختر رو هم پيدا کنم

.نگران نباش که چجوري اين کار رو مي‌کنم

.عاشق کلاهم

...اما اون يکي

.صادقانه بگم، به آدماي خاص خيلي مياد

اندازه‌تون چنده؟ 1/4 7؟

.اندازه من که 1/2 7 ــه

.اون دختر رو پيدا مي‌کنم

.نمي‌خوام که پيداش کني .خودم مي‌دونم کجاست

.مي‌خوام بدونم که کجا بوده

.کدوم شهرها،کدوم خونه‌هاي امن،با چه اسمهاي مستعاري

.تا حالا با جعل مرگش تونسته از دست من فرار کنه

.حالا برگشته

...ازت مي‌خوام که هر چيزي که مي‌توني

.در مورد اينکه کجا بوده و چه کار ميکرده رو به من بگي

...منظورم اينه که فکر مي‌کردم يه گردهمايي معلمي باشه

.نه کتاب سوزي

.مشکلي با يکم ويرايش پيش نمياد

.اونا بچه‌اند

.بچه‌ها نبايد کتاب "لوليتا" رو بخونن

.چرا نبايد بخونن؟ قلب هر جا که بخواد ميره

...قلب آقاي "ويتني" اونو

.به سمت داشتن رابطه با مادر "تامي لوگان" ميبره

داري ميگي که اشکالي نداره؟

...نه من-من-من فکر نمي‌کنم

.که کتابها چيز ترسناکي داشته باشن

...منظورم اينه که فکر مي‌کنم مردم با هم ديگه رابطه دارن

.چون در ازدواجشون شکست خوردن

و فکر نمي‌کنم که درست ...باشه در موردشون قضاوت کني

و مطمئنا فکر نمي‌کنم .که بايد به خاطرش يه کتاب رو سرزنش کني

تو چي فکر مي‌کني "تام"؟

...من

من فکر مي‌کنم آقاي ...ويتني" بايد سپاسگذار ستاره شانسش باشه"

.چون مادر "تيمي لوگان" به اندازه اون با تجربه نبوده

مي‌توني بگي که قديمي فکر مي‌کنم .اما نظر من اينه که کار مناسبي نيست

يعني اينکه، اون چند سالشه؟

."ليزي"

تا حالا اين روزنامه‌ها رو ديدي؟ - موضوعشون چيه؟ -

"مارک هستينگز" ..."دادستان ايلات متحده از "مريلند

دوازده سال پيش سردسته .مافياي مخدر "رينوسو" رو دستگير کرد

.يک هفته بعد ناپديد ميشه

يادم اومد. پليس فکر مي‌کرد که .با کشتنش تبيهش کردن

...آره، دو روز قبل پيداش کردن

.توي يه جاده در "پنسيلوانيا" مات و مبهوت بوده

.هيچکس نمي‌دونه که تا حالا کجا بوده

مخفي شده بوده؟

فکر کنم که زنداني شده بوده ."اما نه بوسيله افراد "رينوسو

.اين داستان پر از رمز و رازه

ميگن اينقدر بهش شوک .وارد شده که نمي‌تونه حرف بزنه

...اما اگر چيزي که در مورد "هستينگز" ميدونم درست باشه

...اگر تموم اين سالها زنداني بوده باشه

...پس اين افسانه رو تاييد ميکنه که

.قاضي معروف واقعيه

قاضي؟

...هر فرهنگي يه اسطوره عدالت داره

...يه فرشته انتقام‌گيرنده

.که انتفام ضعيفان و بيگناهان رو ميگيره

گالوم" براي يهودي‌ها" .توپو" براي چيني‌ها"

يونانيان باستان .آدرستيا" رو داشتن، الهه انتقام"

.و ما هم قاضي رو داريم

.به اون مثل آخرين دادگاه تجديد نظر يه زنداني نگاه کن

...وقتي که تمامي درخواستهاي قانوني رد ميشن

...و هيچ اميدي باقي نمونه

.ميتوني آخرين درخواست رو از قاضي بکني

چه نوع درخواستي؟

...زندانيها مي‌تونن از خودشون دفاع کنن

...ادعا کنن که بيگناهن، توضيح بدن

...چرا غيرمنصفانه محکوم شدن و چه کسي مسئوله

...دادستان، کارآگاه فاسد

.شايد هم يه وکيل مدافعه تسخيري بي‌تجربه

اين تقاضا براي برقراري عدالت به کجا ميره؟

...معمولا از بين زندانيها رد ميشه

...تا به يه جاي امن در انبار کتاب برسه

.زندان فدرال در "مونرو" ويرجينيا

و بعد؟ - .هيچکس نميدونه بعد از اين چي ميشه -

.هيچکس تا حالا نديدتش

به يه شکلي .درخواستها به دست قاضي ميرسن

...اون پرونده رو بررسي ميکنه

...و اگر فکر کنه بيگناه هستي

.حکم رو به طور مساوي اجرا مي‌کنه

...اگر آزادي يا زندگي کسي ناعادلانه گرفته شده

.به شکل چشم در برابر چشم اونو پس ميگيره

ردينگتون" ميگه که "مارک هستينگز" زنداني شده بوده؟"

."بله، اما نه بوسيله "رينوسو

...فکر مي‌کنه که اين يه تلافي

.براي يه پرونده ديگه بوده

.هستينگز" 12 سال پيش دادستان بوده"

آرام"؟"

...لئونارد دبز" به 14 سال زندان محکوم شده"

.به خاطره يه دزدي مسلحانه وقتي که 28 سالش بوده

بر طبق گفته اين به اصطلاح قاضي اين مرد بيگناهه؟

...ظاهرا يه شاهد در لحظه آخر پيدا شده

.که مي‌گفته "دبز" اونجا نبوده

.هستينگز" هيچوقت به وکيل مدافعه چيزي نگفته"

.دبز" دو ماه پيش اومده بيرون"

.دوازده سال از 14 سال محکوميتش رو گذرونده

.هستينگز" 12 سال پيش مفقود شد"

...هستينگز" 12 سال رو از "لئونارد دبز" گرفته"

.پس قاضي به طور مساوي حکم رو اجرا کرده

.و "ردينگتون" ميگه موارد ديگه‌اي هم بوده

،يه کارآگاه جنايي نيويورک .يه قاضي دادگاه تجديد نظر

دو تا دادستان که همگي مفقود شدن .و به نظر ميرسه مرده باشن

همگي اين موارد در پرونده‌هايي بوده ...که در اونا نابرابري اتفاق افتاده

.که باعث شده همگي اونا هدفي براي قاضي باشن

.يه دادگاه دادخواستهاي جنايي مخفي

...فکر مي‌کنيم که دادخوستها از طريق

يه انبار کتاب که .به خاطر برنامه سواد آموزي زندان وجود داره، بررسي ميشه

...پرونده تمام کساني رو که در انبار کار کردن رو بيرون کشيديم

.و فکر کنم يه چيزي پيدا کرديم

فرانک گوردون" الان يه شهرونده" .اما يه محکوم به قتل بوده

...الان داره براي برنامه سواد آموزي زندان

.در انبار کتاب زندان در "مونرو" در ويرجينيا کار مي‌کنه

...نامه‌ها رو از کتابهاي برگشتي برميداره

.اونا رو براي قاضي بررسي مي‌کنه

.پيداش کنيد

.و ببينيد مي‌تونيد چيزي ازش بفهميد

انبار کتاب "مونرو" ويرجينيا

...فرانک" از شش سال گذشته با ما بوده"

.حتي زماني که دادگاه محکوميتش رو پس گرفت

کارش نيازي به ارتباط برقرار کردن با زندانيها داره؟

خب، نه به طور مستقيم .اما به درخواستهاشون جواب ميده

...برنامه ما يکي از اون درخواستهاست

.که براي زندانيها کتاب تهيه مي‌کنه

فرانک"؟"

کي ديگه ميدونه "فرانک" اينجا مي‌مونه؟

توي دردسر افتاده؟

اون پشت چيه؟

.واقعا فکر کنم بايد صبر کنيم تا "فرانک" برگرده

...اين خونه اونه

.همينجا بمون

سلام؟

.آقاي "گوردون"؟ پليس فدرال .مي‌خوايم باهاتون صحبت کنيم

چي شده؟

.همونجا وايستا

رسلر"؟"

حالت خوبه؟

."رسلر"

.اونجا بود

.مامور "کين" شليک کرد، سعي کرد جلوش رو بگيره

.اما خيلي سريع اتفاق افتاد

.فرار کرد

...در تمام جاده‌هاي اصلي و بزرگراه‌ها پست بازرسي گذاشتم

.عکس "فرانک گوردون" رو به پليس فدرال همه ايلاتها بفرست

.باورت نميشه

...درخواستها از طرف زندانيها

...از سرتاسر کشور نوشته ميشن

."اي دي اکس"، "ماريون"، پلکين بي"

.و به اين نگاه کن

."آلن ري ريفکين"

.يه پرونده‌ست، تحقيقات، مدارک

.فرانک" داشته يادداشتهاي دادگاه را براي قاضي بررسي ميکرده"

...آلن ري ريفکين" دانشجوي آمريکايي"

فارغ‌التحصيل شد، به ارتش پيوست ...به افغانستان فرستاده شد

...در 2003 به خاطر

.همکاري با دشمن و در کنار "طالبان" جنگيدن، دادگاهي و مجاکمه شد

.قراره فردا اعدام بشه

...بر طبق اين گفته‌ها

..."ريفکين" و تعدادي از جنگجويان "طالباني"

به يک روستاي افغان حمله کردن .و گروهي از اهالي اون روستا رو کشتن

در دادگاه وکيل "ريفکين" ادعا ...کرده که آتش خودي بوده

...از طرف ارتش آمريکا، که روستا رو خراب کرده

از طريق هوا .چونکه روستا رو با يه پايگاه "طالبان" اشتباه گرفته بودن

.ارتش اين ادعا رو رد کرده

.پس قاضي فکر مي‌کنه که "ريفکين" بيگناهه

...بچه‌ها، پرونده "ريفکين" که در موردش سوال کرديد

...افسر تحيقات مامور ارشد پليس فدرال

...در افغانستان در اون زمان

.هارولد کوپر" بوده"

فکر مي‌کني که اتفاقي باشه؟

...ردينگتون" بهت قاضي رو ميده"

و من نفر بعدي در ليست احمقانه اونم؟

.بايد در موردش جدي حرف بزنيم - .نه اين کار رو نمي‌کنيم -

.دادستان فدرال در اون پرونده "تام کانلي"ــه

.اعتبارش خيلي زياده .اعتبار من هم همينطور

.ريفکين" جرم خيانت رو پذيرفته"

.ما نميگيم که بيگناهه

...اما اگر تو و "کانلي" در خطر باشيد

دقيقا اين به اصطلاح قاضي فکر مي‌کنه که ما چي رو فراموش کرديم؟

.هنوز نمي‌دونيم. داريم پرونده رو بررسي مي‌کنيم

.خوبه

.کاري که بايد انجام بديد رو انجام بديد

.اما دارم ميگم "آلن ري ريفکين" گناهکاره

...و من چشم رو هم نميزارم تا ببينم

.اشد مجازات رو براي جنايتي که مرتکب شده مي‌‍‌بينه

.آقاي "ريفکين" اسم من مامور "کين"ــه

.پليس فدرالم

...مي‌ايستادم و تشويقت مي‌کردم، اما

.آلن" درست رفتار کن"

...متاسفم اما بهم گفته شده

.آقاي "ريفکين" از تمام حقوقشون چشم‌پوشي کردن

.بله کردن. تمام ادعاهاي قانوني ايشون رد شده

پس شما؟

"روس کيپلينگ" .ازانجمن عفو

...قانون ميگه که زندانهايي که در انتظار مرگند

.اجازه دارن تا يه مشاور معنوي داشته باشن

.باشه

...اول بذار بهت بگم

.که من اينجا نيستم تا در پروندت تجديدنظر بشه

.دادگاه حرف آخر رو ميزنه

روند کار چجوريه مامور "کين"؟

فکر کردي که من احمقم؟

."اينجا نيومدم تا ببينم احمقي يا نه آقاي "ريفکين

...اينجام تا ببينم اينقدر عصباني هستي

.تا بخواي انتقام بگيري

...به نظر من تو

.درخواستي رو براي برقراري عدالت بوسيله قاضي پر کردي

نه همونطور که گفتم .تمام درخواستهاي قانوني اون رد شدن

.اون ميدونه منظورم چيه

از کي پليس فدرال افسانه‌هاي حياط زندان رو باور مي‌کنه؟

.اين يه داستانه

.همچين کسي وجود نداره

...اينجاست که من ميگم

يه وظيفه مقدس دارم .تا با شيطاني که منو به اينجا رسوند مبارزه کنم

و کي تو رو به اينجا رسوند؟

.تو پروندش رو خوندي .ميدوني که اعتراف کرده

بهت اطمينان ميدم .که با اراده خودم نبوده

داري ميگي که مجبور به اعتراف شدي؟

.دارم ميگم که کتک خوردم

..."دارم ميگم که مامور فدرال "هارولد کوپر

...تحت دستور

.دستيار دادستان ايلات متحده "توماس کانلي" منو کتک زد

از اين گذشته داستان تو با اون بچه‌ها و بسکتبال چيه؟

...صادقانه بگم از "ويزاردز" (تيم بسکتبال شهر واشنگتن) بازي داشته باشن

...و لخت جلوي تلويزيون وايستم

مي‌دوني نامزدم چي مي‌گه؟

.برو کنار

واقعا؟

خانم؟

.دو تا نوشيدني

.اون با آقاي "ويتني" رابطه داره

باهاش صحبت کردي؟ - .بله کردم -

...باور کن که اصلا خوب نيست

...به خصوص در طول گردهمايي معلم-والدين

.چونکه که شوهرش هيچ سرنخي نداره

.اما ميدوني، کار ديگه

...منظورم اينه که معلمها

هر قسمتي از زندگي شاگردشون .رو مي‌فهمن، خانوادشون رو مي‌شناسن

.بعضي مسائلشون بايد مخفي نگه داشته بشه

تو اين کار مهارت داري؟

تو چه کاري؟

.راز نگهداري

همسرت کجاست؟

.نمي‌تونست بياد

دعوتش کردي؟

.فکر مي‌کردم که يه نامزد داشتي

.آره. ولي هنوز تاريخ ازدواج رو مشخص نکرديم

به مراسم دعوتت ميکردم .اما فکر نمي‌کنم ازت خوشش بياد

چرا؟

مشخص نيست؟

تو اينجا داري براي من نوشيدني ميخري در حالي که زنت تو خونه‌ست؟

.من که کار اشتباهي انجام ندادم

.خداي من

.سلام

.خداي من

.خدا

.متاسفم

.متاسفم

.آره، منم همينطور

.ميدوني من زياد هم متاسفم نيستم

.من تو اتاق 618 ام

.آره. الان اونجام تو پرونده "ريفکين" به کجا رسيديم؟

...متوجهم اما بايد بدونم تو و افرادت

...آماده هستيد تا "کانلي" و "کوپر" رو دستگير کنيد

.اگر اعدام مطابق برنامه پيش رفت

.باشه، خداحافظ

.لعنت بر پليس فدرال

.باسن خودشون رو بدون آينه و جي‌پي‌اس نمي‌تونن پيدا کنن

چطوري تونستن تو رو پيدا کنن؟

.نمي‌دونم

.يکي حرف زده و اون يه نفر که من نبودم

.فرانک" به تو اعتماد دارم"

.تو يه دوستي، نه خيانتکار

.با من بيا. وقتشه

...هستينگز" اون کسي که آزاد شده"

اگر با مسئولان حرف بزنه خبردار ميشيم؟

.اين کار رو نمي‌کنه .ذهنش رو خيلي وقته که از دست داده

...منابع من ميگن که با خانواده‌شه

.هنوز يه کلمه هم حرف نزده

.موضوع فقط زمانه

"در مورد اعدام "ريفکين ...آماده‌ايم که واکنش نشون بديم اما

آره، اما چي؟

.فرانک"، "فرانک" به من نگاه کن"

.تو بيگناه بودي

.افرادي مثل اين تو رو انداختن تو زندان

اونا 20 سال از زندگي تو رو گرفتن .و 30 سال از زندگي پدر منو

اما اگر دنبالمون کنن چي؟

.اگر پيدامون کردن، بذار هر چي مي‌خواد بشه

.تا اون وقت، دست از کاري که مي‌کنم نمي‌کشم

اگر "ريفکين" بميره .به بقيه بگو عمليات رو ادامه بدن

..چونکه الان بيروني

.دليل نميشه که فراموش کني

.شب بخير مادر

...خيله خب، سوال اينه که

چرا قاضي فکر مي‌کنه "ريفکين" بيگناهه؟

...از زمان وقوع رويدادها

با استفاده از پرونده‌اي ...که در اتاق "فرانک گوردون" پيدا کرديم باخبر شديم

.و يه مشکل پيدا کرديم

..."بعد از اينکه "ريفکين" دستگير شد "کوپر" اونو از "بگرام

.به پايگاه نيروي هوايي "اندروز" در ويرجينيا اورده

...از اونجا اونا رو با بخش انتقال زندان

.به يک ساختمان فدرال در "الکساندريا" منتقل کردن

.اين سفر بايد 30 دقيقه طول مي‌کشيده

...در دادگاه مارشال ايالتي که مسئول انتقال بوده

.گفته که سر موقع رسيدن

.اما به اين نگاه کن، گزارش عمليات

...زمان واقعي ثبت شده

.که مارشال اونو در "الکساندريا" گزارش نکرده بوده

.اون سفر نيم ساعت طول نکشيده

.دو ساعت ونيم طول کشيده

چرا اين موضوع در دادگاه مطرح نشده؟

...يه گزارش عمليات ديگه بوده

.که با محدوده زماني 30 دقيقه مطابقت داشته

.يکي از اين گزارشها تقلبيه

.بايد مارشال رو پيدا کنيم و مستقيما ازش بپرسيم

ويليام مانسون"؟"

."مامور فدرال "کين

.در مورد پرونده‌اي تحقيق مي‌کنم که به شما مربوطه

."متهم "آلن ري ريفکين

.اينجا نه

...نمي‌خوام افرادي که با من کار مي‌کنن

.بدونن که من توي اين قضيه درگيرم

."داره وقتم تموم ميشه آقاي "مانسون

.آلن ري ريفکين" داره وقتش تموم ميشه"

مي‌دونم. پس چرا فکر مي‌کني که کمک خواستم؟

کمک خواستي؟ از کي؟

...از اون گروه

...اونايي که با مجازات مرگ مبارزه مي‌کنن

.انجمن عفو

.تو و "کوپر" در پايگاه "اندروز" بوديد که "ريفکين" با هواپيما رسيد

تو رسونديش؟ - .آره، اونجا بودم -

.اما من و "کوپر" تنها نبوديم

..."اون دادستان "توماس کانلي

.اون بيرون از باند منتظر بود

کانلي" اونجا بود؟" - .عصباني بود -

.گفتش که پرونده ريفکين به اون داده شده

مدام مي‌گفت که مدرک .لازم براي محاکمه رو ندارن

...مدام يه جاهايي مي‌رفت، ميدوني

...و نمي‌خواست شغلش رو

.با باختن يک پرونده فوق امنيتي نابود کنه

تواين حرفو خودت شنيدي؟

.مي‌گفت که به يک اعتراف‌نامه نياز دارن

...به "کوپر" گفت اونو برداره

...اونو به يکي از آشيانه‌ها ببره

.و تا وقتي که اعتراف نکرده بيرون نياردش

آقاي "مانسون" آيا مامور کوپر" "ريفکين" رو وادار به اعتراف کرد؟"

وادار به اعتراف؟

...شما ماموراي فدرال خيلي ديگه کارتون درسته

.آره، اونو زدش

زمان ورود رو دست‌کاري کردم ...که از لحاظ زماني معقول بشه

.و "ريفکين" رو به سلولش بردم

به جاي اينکه ببرمش بهداري .تا هيچ سابقه‌اي ثبت نشه

.همه مي‌گفتن به کشورمون خيانت کرده

...اما حالا اون قراره بميره

."تام"

هارولد" تو اينجا چه کار مي‌کني؟"

."دنبال تو مي‌گشتم "تام

.يه مشکلي با "ريفکين" داريم

.بايد جلوي يه اتفاقي رو بگيريم

يه حافظه فلش پيدا کردم .و دختر مورد علاقه‌ات چند تا وسيله ديگه هم داره

...شش ماه گذشته در "هاوانا" بوده

.پورتا پرنس" ميامي با اسامي مستعار مختلف"

.سپتامبر گذشته در "پراگ" بوده

.اين "جولين"حتما داره يه کاري انجام ميده

..."رد"

بهترين حدسي که مي‌تونم ...بزنم اينه که داره يه نفر رو تعقيب مي‌کنه

.دردسر درست مي‌کنه

...يا داره اهداف کوچيک رو تعقيب مي‌کنه

.يا يه مورد خيلي مهم داره

.بايد در مورد "ريفکين" صحبت کنيم

.هر چيزي که در مورد اون موضوع بود گفته شده

...قربان بايد بدونم که آيا شما

موضوع چيه؟

.مامور "کين" ايشون دادستان ايالات متحده "تام کانلي"هستن

هارولد" داشت بهم مي‌گفت" .که مامور خيلي خوبي هستي

.سگي با يه استخوان

قربان، امکان داره خصوصي صحبت کنيم؟

..."موضوع اينه که پرونده "ريفکين

.در دادگاه در موردش تصميم گرفته شده

...مامور "کين" هر چيزي که بايد به من بگي

.مي‌توني به هر دوي ما بگي

...بايد بدونم که در فرودگاه چه اتفاقي افتاد

.بعد از اينکه "ريفکين" از هواپيما پياده شد

...همونطور که ثبت شده

.به يه ساختمون منتقلش کرديم

.کتکش زدي تا اعتراف کنه

کي اينو بهت گفته؟

.گزارش انتقال شما دست‌کاري شده

...اين گزارش واقعيه که نشون ميده

.ريفکين" واقعا چقدر در فرودگاه بوده"

.يه فاصله زماني دو ساعته وجود داره

اينو از کجا اوردي؟ - اهميتي داره؟ -

.بيا روراست باشيم

.مشخصه که تو يه نظريه‌اي داري .گوش مي‌کنيم

.نه، من نظريه‌اي ندارم

...يه شاهد دارم که شنيده تو

به تو دستور داده .تا براي اعتراف گرفتن از "ريفکين" اونو کتک بزني

.ديده که چه اتفاقي افتاده

.من يه مرد بيگناه رو تحت فشار نميذارم

.شاهدي اگر وجود داشته بايد بار اول حرف ميزده

کتکش زدي؟

.آره

..."مامور "کين" "آلن ري ريفکين

.مستحق حکميه که به خاطر جنايتش دريافت کرده

.داره براي اعدام منتقل ميشه

...بايد جلوش رو بگيريم

.تا موقعي که دادگاه به اعترافش نگاه کنه

.ديگه فرصتي براي يه دادگاه ديگه نداره

.از درخواستهاي خودش خسته شده

زماني که دوباره بخواد .درخواست بده دادگاه عالي آماده‌ست که بشنوه

...اينکه چرا اعتراف کرده يا اينکه گناهکاره يا نه

.از لحاظ قانوني ربطي به موضوع نداره

...مي‌بينم که آيا افسر تخفيف مجازات فدرال هم

.با شما موافقه يا نه

.حتي موافقت نمي‌کنه که ببيندت

."مراقب باش با کي صحبت مي‌کني مامور "کين

تو هم باهاش موافقي؟

.تنها شغلي که بايد نگرانش باشي شغل خودته

...تا زمان رسيدن به محل اعدام

...محکوم بايد فرم "بي پي 199" رو پر کنه

که در اون ازش خواسته شده .جسدش به کجا فرستاده بشه

.متوجهم.نه

.اون افسر تخفيف مجازاته فدراله

.بايد باهاش صحبت کنم

.بله، لطفا بهش بگيد با من تماس بگيره

...متهم اجازه نداره بيشتر از يک مشاور معنوي

...دو تا وکيل مدافع

و پنج نفر از بستگان يا .دوستان بزرگسال به همراه داشته باشه

.کانلي" درست مي‌گفت"

...اونا گزارش جديد را به عنوان مدرک جديد قبول نمي‌کنن

...و حتي اگر قبول بکنن مدت زمان

.در نظر گرفتن بيگناهي "ريفکين" گذشته

متوجه ميشن که چقدر احمقانه‌ست؟

بيگناهيش در نظر گرفته نميشه؟

.فقط مي‌خوام بگم که من کاري نکردم

.تو امشب در اينجا يه مرد بيگناه رو مي‌کشي

.حتي خدا هم به خاطر اين نمي‌ببخشتت

.آماده‌ايم

.شب بخير مادر

.شب بخير. شب بخير

.ما کار درست رو کرديم

.بله. فقط به روش درستي انجامش نداديم

.بذار يه چيزي ازت بپرسم

.اون ماموره "کين"، يه گروه رو براي بررسي تشکيل ميده

.منظورم اينه همينطوري مي‌چرخه و عدالت رو اجرا ميکنه

.هيچکس نمي‌دونه که تو چه غلطي داري ميکني

.يه داستانهايي شنيدم

...ميگن که شما بچه‌ها افرادي رو ميگيرين

.که حتي در ليست ما هم نيستن

چطوري؟

هيچي؟ واقعا؟

.خب، مي‌تونم بهت اينو بگم

...وقتي که دادستان کل شدم

...به رئيس جمهور ميگم که تو رو رئيس پليس فدرال بکنه

...باهام موافقي

.موضوع در مورد اسلحه مخفي توئه

.چونکه هر دو ميدونيم که يه اسلحه مخفي داري

.قاضي ميخواد تو رو ببينه

.يه مرد بيگناه مُرده

.به خاطر تو. به خاطر دروغي که گفتي

.آلن ري ريفکين" يه تروريست بود"

.تو کتکش زدي تا اعتراف کنه

.به جرمي که انجام داده

.کوپر" دزديده شده"

بوسيله کي؟

.فکر مي‌کنيم بوسيله قاضي

."به عنواني مجازاتي براي اعدام "ريفکين

چيزي پيدا کردي؟ - .هنوز نه -

آلن ري ريفکين"؟" - .هيچي نداريم -

.نه شماره پلاکي و نه ردي از تحت مراقبت بودن

.ممکنه هر جايي باشن

.تمرکز کن "ليزي". "ريفکين" دوباره سراغ "ريفکين" برو

"چرا بايد قاضي "کوپر رو مسئول اعدام شدن اون بدونه؟

.چون "کوپر" با زور از "ريفکين" اعتراف گرفته

از اين موضوع مطمئني؟

.کوپر" جلوي خودم تاييدش کرد"

در مورد اون کسي که قاضي آزاد کرده بود چي داريم؟

هستينگز"؟"

...داريم يه دستور از دادگاه ميگيريم

.تا بر خلاف دستور پزشکش باهاش صحبت کنيم

.دکترش نگرانه که شوک بيشتري بهش وارد بشه

...اگر دوباره مي‌خواي "کوپر" رو ببيني

.بايد با "هستينگز" صحبت کني

.ليزي" من بايد برم"

صبر کن. شنيدي چي گفتم؟

.ريفکين" اعدام شده، چشم در برابر چشم"

.کوپر" قراره بميره"

...دمبي" بهتره به "ادوارد" بگي"

.يه تغييري در برنامه پرواز بوجود اومده

...پسر يه زن به خاطر تو کشته شده

...يه شوهر، پدر، برادر

.يه مرد خوب

...به "ريفکين" هرگونه فرصتي داده شد

.تا بيگناهيش رو ثابت کنه

به کي ثابت کنه؟

به تو؟

به هر کسي که در همون اول اونو محکوم کرد؟

...ميدوني اگر تو کارت رو درست انجام ميدادي

.نيازي نبود که من کاري بکنم

چي ميگيد گناهکاريد يا بيگناه؟

...خانم گوش کن اين کاري که داري انجام ميدي

.اين-اين- يه اشتباه بزرگه

گفتم که گناهکاريد يا بيگناه؟

.فکر کنم که بيگناهم

.خانم

.من شما رو گناهکار ميدونم

."ريچارد"

."يه چيزي بگو "ريچارد

...دارم به شرکت کردن در گردهمايي دانشگاه‌مون فکر مي‌کنم

و يادمه که چقدر در اين .لباسهاي آبي خوش تيپ مي‌شدم

چي مي‌خواي؟

خانوادت چطورن؟

.همسرم ترکم کرده،ممنون

.بعد از اينکه کنار گذاشته شدم

.وقتي که رفتي جهنمي به پا کردي

هيچکس باور نداره که نمي‌تونستيم .ببينيم که داره اتفاق ميافته

.شايد بهت کمک ميکرديم

.شايد خيانت تو رو حل ميکرديم

...حتي بدون مدرک

.فقط کافي بود بعضي از شغلها نابود بشه

.بله

ريچارد" بايد در مورد پرونده" .ريفکين" اطلاعات بدست بيارم"

...ادعا ميکنه که مردم غيرنظامي

بوسيله سربازان ...شاهين سياه"(هلي‌کوپتر ارتش آمريکا) کشته شدن"

.که ارتش ميگه هرگز هلي‌کوپتري نفرستاده

.نمي‌تونم بهت کمکي بکنم

.تو در منطقه "گولدارا" مسئوليت داري

.اگر هلي‌کوپتري اونجا بوده تو بايد خبر داشته باشي

...هم اتاقي شدن با تو

.بدترين اتفاقي بوده که براي من افتاده

."بهت يه پيشنهاد ميدم "ريچارد

...اين افرادي که اين اطلاعات رو لازم دارن

.خيلي مي‌تونن مفيد باشن

...اگر بهشون کمک کني

.يه جايي برات تلافي مي‌کنن

."متاسفم آقاي "هستينگز

نمي‌تونم تصور کنم .که چقدر براتون سخته

.اما ديگراني هستن که هنوز اونجان، زنداني شدن

.بايد بدونم که کجا زنداني شده بوديد - .کافيه -

.لطفا

.فقط از اينجا بريد

.شب بخير مادر

.نه "مارک" منم

."دونا"

..."آرام" روزنامه گفته بود آخرين کلمات "ريفکين"

در زمان اعدامش .شب بخير مادر بوده

.اينو به مشاور معنويش "روس کيپلينگ" گفته

.الان شنيدم که "هستينگز" اينو ميگه

...خيله خب، "روس سوزان کيپلينگ" 62 ساله، مجرد

به کالج "واسار" ميرفته ...و يکي از موسسان

.سازمان حقوق زندانيان "انجمن عفو"ــه

...اون مارشالي که براي "کوپر" و "کانلي" مدراک رو پنهان کرده

.به همين سازمان مراجعه کرده

که از اين راه بوده .که "کيپلينگ" از مدرک گزارش واقعي خبردار ميشه

خيله خب، يه آدرس .پيدا کردم در "مرسر کانتي" پنسيلوانيا

.شرط مي‌بندم که اونا رو اينجا نگه ميداره

آماده‌ايم "فرانک"؟

."رد"

ليزي" مکان "هارولد" رو پيدا کردي؟"

.بله. تقريبا داريم ميرسيم

.يه پيشرفتي داشتيم

...بنابراين فرمان پايان را مي‌دهم

...پاياني در آغوش سرورمان عيسي مسيح

...دربردارنده تمام مهرباني‌ها و حقايق و پدر آسمانيمان

.يه مشکلي داريم

.افرادت رو از اينجا ببر

.عقب‌نشيني کنيد

.حرکت‌کنيد!حرکت‌کنيد! بريد

چه کار دارن ميکنن؟ چرا دارن عقب‌نشيني ميکنن؟

.مي‌خوان حرف بزنن

.روس" اين يه تاکتيک نيست" .سعي ندارم مذاکره کنم

.بله، اطلاعات جديدي در مورد پرونده "ريفکين" داريم

.يکي با درجه امنيتي بالا تو راهه

.البته

.يه زن

...اگر اومدي که از مامور "کوپر" دفاع کني

.نه براي اين کار نيومدم

.اومدم که از تو دفاع کنم

...بعد از اينکه زندگيت رو وقف پيدا کردن حقيقت کردي

تا کار درست رو انجام بدي ...خيلي بد ميشه که

.در آخرين کارت اينقدر اشتباه کني

...اين يه پرونده محرمانه "پنتاگون"ــه

."در مورد "ريفکين

...به خاطر خطر فاش شدنش

داشتن اين پرونده براي من و ديدن .اين پرونده براي تو يه جرم خيلي سنگينه

اما تحت اين شرايط .کي مي‌خواد در مورد مسائل کم‌اهميت حرف بزنه

...گزارش شده که در 3 اکتبر 2002

...افسران ارتش ايلات متحده واحدي رو

...بوسيله هلي‌کوپتري در روستاي "گولدارا" پياده کردن

...در استان کابل افغانستان

.براي بدست اوردن چيزي که بر سر شناساييش توافق شده بود

..."طالبان" در اون منطقه همراه با "آلن ري ريفکين"

...که خودش رو به جاي يه خبرچين جا زده بود

.به طرف اون روستا رفتن

.اما خيلي دير رسيدن

.پسرا اون چيز با ارزش رو بدست اورده بودن و رفته بودن

..."عصباني و مشکوک به بقيه "طالبان" و "ريفکين

روستا رو به آتش کشيدن .و ساکنين اونجا رو اعدام کردن

...چندين زن و بچه

...بدست "طالبان" کشته شدن

.تا پاسخي براي ارتش ايالات متحده در منطقه باشه

...فکر مي‌کنم از ترس رسانه‌ها

...پنتاگون" مي‌خواست هيچ ربطي با اين قضيه نداشته باشه"

.بنابراين پنهانش کردن

.اين اتفاقي که افتاده

.اين حقيقته

به همين دليله که نبايد .مامور "کوپر" رو امروز بسوزني

..."آلن ري ريفکين"

.به خاطر کتک خوردن يا به خاطر پنهان‌کاري اعدام نشد

.به خاطر حقيقت اعدام شد

... حالا من و تو مي‌تونيم روزها

...در مورد خوبيها و بديهاي اعدام حرف بزنيم

...اما در نهايت، در لحظه آخر

.تنها واقعيت انکارناپذير اينه که بهتر حق با تو باشه

.و شرط مي‌بندم که زياد هم مطمئن نيستي

چطور ممکنه بدوني که من چي فکر مي‌کنم؟

."مارک هستينگز"

.گذاشتي اون بره

...چون که زمان محکومتيش رو گذرونده بود

...چونکه هميشه براي تو عدالت مهم بوده

.و انتقام کورت نکرده

...اون روزي که اين کار رو شروع کردي

...ميدونستي که بالاخره با

...آزاد کردن اولين زندانيت به پايان ميرسه

.دستگير ميشي

...نمي‌خواي که ميراث درستکار بودنت رو

... به خاطر اون از دست بدي

.که به همين خاطره که محاصره شدي

.هارولد" اينقدر غمناک نگاه نکن"

.زود باشيد

.فکر کردم که مُردي

چه اتفاقي افتاده؟

.اسلحه مخفي من

...پنج دادستان، يه قاضي فدرال، دو تا پليس

.ده نفر در اون پناهگاه بودن

اين چيه؟

...درخواستهايي که در اتاق "فرانک گوردون" پيدا کرديم

.از طرف زندانيهايي در سرتاسر کشور

.به بخش قضايي بفرستشون تا دوباره بررسي بشن

با من قدم ميزني؟

...مامور "کين" از روشهايي

که به کار بردم .تا از "ريفکين" اعتراف بگيرم پشيمونم

اگر احساس مي‌کني .مجبوري گزارش کني، من درک مي‌کنم

.فکر ميکنم براي امروز به اندازه کافي قضاوت داشتيم

ميدونستي که اين اتفاق .براي من ميافته، قاضي رو ميگم

...اگر فکر کردي که با نجات دادن من

...يه اهرم قدرت بدست مياري

.هارولد" جنگ در راهه"

...باور دارم که حمله به اين ساختمون

..."و ناپديد شدن نسبتا ناگهاني "ديان فاولر

...تنها شروعش بوده

...و مطمئنم همه چيز به طور قابل توجهي بدتر ميشه

.قبل از اينکه بتونه بهتر بشه

.کمک مي‌خواي

.الان نه

.بعدا

...اما زماني که خواستم

.اميدوارم يادت بياد که امروز چه اتفاقي افتاد

همش همين بود؟ - .نه -

...مي‌خوام از درياسالار "ريچارد آبراهام" اسم ببرم

.اون در حل کردن مشکلات امروز خيلي مفيد بود

.يه مدتي اوضاع بدي داشته

."آبراهام"

.بله

."درياسالار "ريچارد

.مرد خوبيه

.اگه ميشه اعمال نفوذ بکن تا مشکلش حل بشه

.ببينم چه کار مي‌تونم بکنم

چي پيدا کرديم؟

به نظر ميرسه دختر مورد علاقه‌ات .در هر جايي تعقيبت ميکرده

مي‌خواي برات بيارمش؟

.نه

.فکر کنم داره يه عمليات رو تموم ميکنه

.دوست دارم ببينم که چطوري بازي ميکنه

?"جولين"، "جولين" ?

?"جولين"، "جولين" ?

?بهت التماس ميکنم که مرد من رو با خودت نبري ?

?"جولين"، "جولين" ?

?"جولين"، "جولين" ?

?چونکه فقط ميتوني اونو نبر ?

?زيبايي تو فراتر از قياسه ?

?با يه دسته موي قهوه‌اي ?

با پوستي به سفيدي عاج ? ?و چشماني به سبزي زمرد

?لبخند تو همانند نسيم بهاريه ?

?صداي تو همانند بارون تابستاني آرومه ?

?و من نمي‌تونم باهات رقابت کنم ?

?"جوليييين" ?

.سلام

.سلام

.خوشحالم اومدي

.متاسفم

.نمي‌تونم

...به اين خاطره که اومدم

...بهت بگم که نمي‌تونم اين کار رو انجام بدم

.چونکه عاشق همسرمم

.جواب اشتباه

.اليزابت کين" همسر تو نيست، هدف توئه"

چيه منه؟

اين يعني چي؟

اونا تو رو فرستادن؟ براي چي؟

منو آزمايش کنن؟

...بهت گفتم که من عاشقش شدم

.چونکه قرار بوده دقيقا همينطور بشه

.اين کار منه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.