Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت
.ميخوام يکم تو خونه با بچه وقت بگذرونم
...اگر در مورد شوهرت شک داري
...نبايد مراحل فرزندخواندگي رو بگذروني
.حتي اگر ذرهاي شک داري
.نميتونم اين کار رو انجام بدم - .آماده نيستي -
به اسم بهتر کردن امنيت .اطلاعات طبقهبندي شده رو فاش کردي
.تنها اين اجازه رو داشتم که فرآيند مزايده رو شروع کنم
اجازه از طرف کي؟
تو چه غلطي توي خونه من ميکني؟
."اون موش کثيف توئي "ديان
.به اداره پست اومديم تا به يک نکته اشاره کنيم
.خيلي حرف ميزني
بانک تُرک نازلان - استانبول، ترکيه
...در مورد پول داخل گاوصندق چيزي نميدونستم
.تا وقتي که وصيتنامه رو ديدم
...همه مدارک لازم
...و معتبر
.و گواهي مرگ رو دارم
.مدارکتون کاملا درسته
...اما براي دسترسي به جعبه متعلق به شوهرتون
.به کليد نياز داريد
چيز ديگهاي ميخوايد؟
.نه.ممنون
."بهتون تسليت ميگم خانم "ردينگتون
...جعبهاي که در استانبول بود
.خالي شده
.فقط همينو جا گذاشتن
...تازه داشتم توي بدنم
.آرامش رو تجربه ميکردم
بار "ويندسور" ساعت 8 ."از طرف "ام
.کليد
چطوري گيرش اوردي؟
.ماکائو". زمستون گذشته"
.هميشه از ماکائو متنفر بودم
.نه.ممنون
.اسناد داخل جعبه بيش از 10 ميليون دلار ارزش داره
.منو توي "فلورانس" قال گذاشتي
.بايد يه طوري توجهت رو جلب ميکردم
.يه پيشنهاد دارم
براي اين مورد .شايد بهتر باشه به اتاق تو بريم
.من صورت حساب رو ميدم
.درسته.نه
.باشه، حتما .بزودي باهات صحبت ميکنم
.باشه
.برايان" بود"
.اونو "کتي" سلام رسوندن
بهش گفتي؟
چرا بايد بهش بگم؟
.فکر کردم پرسيده باشه
فقط بهش گفتم .بيشتر از زماني که انتظار داشتيم طول ميکشه
.ميدونم که سخته
.شش ماه در مورد فرزندخواندگي صحبت کرديم
.يک سال ديگه رو در طول فرآيند گذرونديم
.ميدونم
.متاسفم
.آره،منم متاسفم
.کتي" حاملهست"
.عاليه
.بايد براشون يه چيزي بگيريم
براي شام دعوتشون کنيم؟
صبر کن. "تام" وقتي .داريم حرف ميزنيم همينجور نذار برو
...به طور نفسگيري جذابه
...اما بيشتر از 40 ميليون دلار ميارزه
.تنها نقاشي "ورمير" (نقاش هلندي) که متعلق به کسيه
اين يه شاهکاره؟
...ديشب، بلند شدم که برم يکم غذا بخورم
.و نگاهم به اين افتاد
.توي تاريکي ايستادم و بهش با دقت نگاه کردم
.اين بيچاره اشتهام رو کور کرد
...حتي بعد از اينکه به تخت برگشتم
هنوز هم ميتونستم صداي .موسيقي گوشخراشي که قرار بزنه رو بشنوم
.حتي چشم رو هم نذاشتم
چرا خريديش؟
.خداي من نه، اون مال من نيست
.اون ماله يه مدير سرمايهگذاري که اينجا زندگي ميکنه
.فکر ميکردم که تو اينجا زندگي ميکني
.خب، فعلا
.مالک اينجا رفته تعطيلات
از زماني که کميته بورس .و اوراق بهادار آمريکا شروع کرده به تحقيقات، فرار کرده
.تا حالا اون مرد رو نديدم
.اما سرايدارش يکي از دوستاي قديميه
.لطفا بشين
...ميدوني دولت آمريکا در سال گذشته
چقدر روي سينگالهاي جاسوسي سرمايهگذاري کرده؟
.نه
...کشور تو تبديل شده به ملت فال گوشها
،محدودههاي فرکانسي ...مکانيابي ماهوارهاي
.ماهوارهها، اطلاعات رمزگذاري شده
...فراموش کرديد که چيزي که از همه مهمتره
...هوش انسانيه
.اتحاد، روابط و گمراه سازيه
مادلين پرت" در اين کار استاده؟"
مادلين پرت"؟" ..."مادلين پرت"
...يه دزده
.و زني با استعدادهاي بيهمتا
...و حالا تو ازش يه چيزي ميخواي
.و انتظار داري که پليس فدرال بهت کمک کنه
...تصميم درستي بود
.که بچه رو به فرزندي نگيريد
چي ازت دزديده؟
.به خاطر رنجي که ميکشي متاسفم
مادلين پرت". چطوري بايد پيداش کنيم؟"
.پيدا کردنش آسونه
.گرفتنش سخته
خوشبختانه از من .خواسته که در يه دزدي کمکش کنم
تا چي رو بدزدي؟
."مجسمه "آتارگاتيس (الههي باروري)
...گمان ميشد که اين مجسمه گم شده
.و در سال 1983 از موزه انگلستان ناپديد شده
...دو ماه قبل
.يه خبر از يه حراجي در "هندرسون" کنتاکي رسيد
...پليس به طور ناگهاني وارد مزايده شد
.و با غرور اونو به "سوريه" برگردوندند
.بفرما اين همون مجسمهست
...نوواک" من دوستاني دارم"
که به دنبال اين مجسمه ...خندهدار کوچولوند
.و هيچ علاقهاي به عتيقه ندارند
داستان واقعي چيه؟
.کونگور"شش"
...گفته ميشه وقتي که جنگ سرد تموم شد
...مالک اين مجسمه يه ليست داخل اون گذاشت
.ليست جاسوسهاي شوروي
چرا حالا که جنگ تموم شده اهميت داره؟
کونگور" شش هنوز هم فعاله" ...و گفته ميشه مسئول
...مخربترين حملات جاسوسيه
.که در 30 سال گذشته اتفاق افتاده
.مجسمه رو پيدا کني، اونا رو پيدا کردي
...پيدا کردن اونا مهمترين کار
.ضد جاسوسي دولت آمريکاست
بهش اجازه دادي که سوابق هر کسي رو که اينجا کار ميکنه رو بررسي کنه؟
.هيچ قولي بهش ندادم
اما متوجه شدم ...که يکي از پيششرطهاي بازگشتش بوده
...که به غير از ماموران امنيتي و اعضاي اصلي
.همگي بايد دور از اينجا باشند
.با شرايطش موافقت کردم تا بيارمش اينجا
.از اينجا به بعد مسئوليت با منه
.ببخشيد
.عاليه
!هارولد"، نگاش کن"
.بشين
.نه،نه،نه. راحتم ممنون
.فقط داشتم به عکس "شارلين" و بچهها نگاه ميکردم
چند سالشونه؟ ."بچهها نه "شارلين
ديان فاولر". کجاست؟"
.نميدونم
و رُک بگم، گيج شدم که .چرا تو بايد نگران باشي
...انتظار داري باور کنم که
بعد از اينکه اون ناپديد شده به اينجا اومدي و هيچ ارتباطي وجود نداره؟
ديان" گمشده؟"
.شايد بايد از مامور "ماليک" بپرسي
با اون زن کار ميکرد، مگه نه؟
.هيچ تماسي باهاش نداشتم
.خب، بفرما
.خيلي روشن گفتي .فکر ميکردي که يه خبرچين بين ماست
...و پا داخل اين سازمان نميذاشتي
تا وقتي که خبرچين .دستگير بشه يا بميره
دکور ديوارهاي اينجا سليقه کي بوده؟
بهمون گفتي تا وقتي .که خبرچين دستگير نشه اينجا نميياي
.اصلا همچين چيزي نگفتم
گفتي که خونهي ما تميز نيست، حالا هست؟
"فکر کنم وقتي که "ديان فاولر .رو پيدا کردي بايد ازش بپرسي
...وقتي که بفهميم براش چه اتفاقي افتاده
...و خواهيم فهميد
...اگر تو هر ارتباطي باهاش داشته باشي
.بقيه عمرت رو توي زندون ميگذروني
فهميدي؟
بوي خوبي ميدي. چيز جديدي خريدي؟
شنيدي چي گفتم؟
."مادلين پرت"
چي در موردش ميدوني؟
اين "مادلين پرت"ــه ...که همه شما ميشناسيد و عاشق شيد
از لحاظ سياسي فعال .تاثيرگذار، يک شهروند خوب
چيزي که شما نميشناسيد .مادلين پرت"ي که من عاشقشم"
.شش ميليون الماس
.از مکاني در "کونگو" دزديده شده
..."الياف استفاده شده در اسکناس "جمهوري چک
...از مقدار زيادي پول در "پراگ" استخراج شده
.و براي جعل اسناد بانکي استفاده شده
...مادلين پرت"ي که شما ميشناسيد"
.با افراد بسيار قدرتمندي در ارتباطه
اوني که شما نميشناسيد از اون ...روابط رو به شکلي سوء استفاده ميکنه
.که روي امنيت ملي تاثير ميذاره
.خب، بدون مدرک نميتونيم دستگيرش کنيم
...شما يه فرصت داريد
.که ما رو به مجسمه "آتارگاتيس" ميرسونه
...مادلين" احساس ميکنه که توجه زيادي روشه"
.و بنابراين براي دزديدنش از من کمک خواسته
مجسمه کجاست؟
.جاش در سفارتخونهي سوريه امنه، فعلا
...اما ممکنه هر لحظه به سوريه برگردونده بشه
که به اين معني .که "مادي" عجله داره و آسيبپذيره
...سعي ميکنه دست به کاري بزنه
.که به طور معمول ماهها برنامهريزيش زمان ميبره
سوري ها ميدونن که داخل مجسمه چيه؟
.اگر ميدونستن تا حالا در دمشق بود
..."فکر کنم "هارولد" "مادلين
..."يه حامي "روس" داره چونکه "روسها
.ميخوان از هويتهاي "کونگور" شش محافظت کنن
...بهت اجازه عملياتي رو
...براي دزديدن چيزي نميدم
تنها به خاطر اينکه شايد .چيزي روي امنيت ملي تاثير بذاره
خوشحالم شدم که فکر ...ميکني قصد همچين کاري رو دارم
.اما دزدي قويترين مهارت من نيست
.خوشبختانه يه برگ برنده داريم
درسته مامور "کين"؟
در مورد چي حرف ميزني؟
چيزي هست که بخواي به ما بگي؟
.نه قربان
...سوابق جنايي پدرت
.در گزارش سوابق تو ذکر نشده بود
.شايد مال تو هم گمشده باشه
.من سوابق جنايي ندارم
..چونکه هيچ جرمي انجام ندادي
يا اينکه چون هيچوقت دستگير نشدي؟
.بله. کيفيت کار من خودش همه چيز رو نشون ميده
.قربان، ميتونم از پس اين کار بربيام
.باشه، پرونده رو قبول ميکنيم
اما متوجه باش که اگر بخواي اين کار رو .انجام بدي، بايد به خاک يه کشور بيگانه بري
اگر چيزي درست پيش نرفت .نميتونيم ازت محافظت کنيم
بايد بدونم که .تحت فشار چطور عمل ميکني
.اين سفارته
،ماموران امنيتي، دوربينها .نگهبانهاي مسلح در همه جا
.يک اشتباه، و بعد به زندان ميافتي
نيکول" در اينجا" .به آرومي يه گاو هنديه
.اون داستان در مورد "فرانک" رو بهش بگو
فرانک" کيه؟"
.يکي که ميشناختمش
داستان چيه؟
.تو دبيرستان همديگه رو ديديم .کلاهبرداري ميکرديم
...در واقع کارهاي کوچيک
هر کاري که بتونيم .پول اجاره رو بديم
.در مورد "اوماها" بهش بگو
.هفده سالم بود
.يه داروخونه بود. شب پنجشنبه
.اونا جمعه پول رو به بانک ميبردن
.من مراقب بودم. مدير شيفت شب برگشت
.عينکش رو جا گذاشته بود
.بهش علامت دادم، اما فايده نداشت
...خودمو متقاعد کردم که
...فرانک" تنها چيزيه که در اين دنيا دارم"
پس از شر مدير شيفت شب .خلاص شدن يه تصميم آسون بود
...چي کارش کردي
.به داخل يه کوچه کشوندمش
و بعد؟
يکم براش نقش بازي کردم ...و بعدش از شرش خلاص شدم
.بهش گفتم که هفته بعد بيشتر گيرش مياد
.و "فرانک" و من فرار کرديم
.و بعد از اون با خوشحالي تا ابد زندگي کردين، پايان
فکر نميکردم .که به تا ابد با خوشحالي زندگي کردن باور داشته باشي
.براي نمايش بازي کردن به اينجا نيومدم
.صبر کن. اين کار ماله توئه
من اين کار رو نميخوام .به يکي زنگ بزن که بخواد
چطوري تلفن منو برداشتي؟
اگر دو برابر بهت پول بدم چي؟
ميبيني، به خاطره همينه .که عاشق هر دو تونم
مصمم اما آسيبپذير .با اعتماد به نفس اما محتاط
.فکر کنم که خيلي خوب باهم کنار بياين
.اسم تو در ليست مهمانها خواهد بود
...مجسمه در يک محفظه فوق امنيتي
...در يک اتاق محافظت شده
.يک طبقه زير طبقه همکف قرار داره
چقدر طول ميکشه محفظه رو باز کني؟
...يه شمارهگير خودکار ميتونه
در دو يا حداکثر سه دقيقه .صفحه کليد الکترونيکي رو از کار بندازه
من تجهيزات لازم براي .عبور از شناسگرهاي فلز رو تهيه ميکنم
ماموران امنيتي چي؟
...دو تا نگهبان بيرون اتاق محافظت شدهاند
.مسلح و متحرک
.هر 20دقيقه راهرو رو ميرن و برميگردن
...وقتي که گشتشون رو در 9:20 انجام دادن
.ده دقيقه وقت داري - چطوري برم داخل؟ -
.ديرار مروان" مامور سفارت"
...دسترسي امنيتي که لازم داري
تا به بخش محرمانه .طبقه پايين برسي رو در اختيار داره
...هر روز در ساعت 4 بعد از ظهر وقت استراحت داره
...کارت شناساييش رو روي ژاکتش ميزنه
.فقط کافيه با يه حرکت سريع برش داري
.اين دزدي بايد دو طرفه باشه، نه يک طرفه
.نبايد هيچ شکي بوجود بياد
...يکي رو ميشناسم که ميتونه کارتش رو جعل کنه
.قبل از اينکه "مروان" وارد سفارت بشه
.خيله خب، بريم
خوبي؟ - .نود ثانيه زمان ميبره -
اون چيه؟
."سيم کارت "مادلين پرت
.وقتي که تلفنش رو کش رفتم ،برش داشتم
...اگر قراره اين کار رو انجام بدم
.بايد بدونم با کي حرف ميزنه و چرا
ميدوني چطور بايد يه تلفن رو کش رفت؟
چطوري کارتش رو برميگردوني؟ - .من اين کار رو نميکنم -
...تو ميکني، دوباره با يه تماس سريع
.قبل از اينکه وارد ساختمون بشه
.داره مياد
.پانزده ثانيه زمان داريم عجله کن
کارمون با کارت شناسايي "مروان" چطور پيش ميره؟
چقدر ديگه مونده؟
.تقريبا تمومه
.خيله خب، 30 ثانيه
.داره ميره، کارت رو الان ميخوام
.يکي نگهش داره
.بريم
.خداي من
.خيلي متاسفم - .مشکلي نيست -
گذاشتي سرجاش؟ - .آره -
.متاسفم، من قانونمون رو شکستم
.نبايد ناراحت بيرون ميرفتم
.برايان و کتي" دارن بچهدار ميشن"
.سخته
اين کار قراره امشب به صورت مخفيانه انجام بشه؟
...چونکه اگر به يه همراه نياز داري
.يک سري کارت شناسايي جعلي خوب دارم
.زيپم رو ببند
.ميخوام يه چيزي ازت بپرسم
...ميدوني که
...اين هفته در "اورلاندو" کنفرانس دارم
.و داشتم فکر ميکردم که بايد باهام بياي
...ميدوني، آفتاب و ساحل
.و فرار کردن از همه اين مسائل
.اورلاندو" که ساحل نداره"
.تقريبا مطمئنم که ساحل نداره
و به اين خاطر .که من جغرافي درس نميدم
.خيلي دوست دارم بيام - جدي؟ -
.ميتونيم به چشم تعطيلات بهش نگاه کنيم
.منم موافقم
.فقط تو و من
...ميخواي بري زير پتو
قبل از اينکه پليس مخفي بشي؟
.يه مشکلي داريم
...به افرادم گفتم سابقه
.مهممونهاي ليست امشب رو بررسي کنن
.پرونده روي ميز
...راسيل کاليف" پسر خوش گذرون بدنام"
.که به عنوان مدير فرهنگي در سفارت سوريه کار ميکنه
"ظاهرا "مادلين .بعضي اوقات اونو ميبينه
چرا اين موضوع اشکال داره؟
.مدير فرهنگي فقط يه پوشش براي "کاليف"ــه
...در حقيقت اون به عنوان يه مامور
.بوسيله گانگستر روس "براتوا" استخدام شده
...حدس من اينه که اون کسي که "مادي" رو استخدام کرده
.تا مجسمه رو بدزده
...و در حال حاضر
.داره به سمت قرارش به طرف سفارتخونه ميره
چي؟
تو گفتي که خيلي .تو چشمه و نميخواد بره
.خب، تو چشم که هست
...چرا ما رو استخدام کرده مجسمه رو بدزديم
وقتي داره نقشه ميکشه خودش اين کار رو انجام بده؟
!واي
.و کيفت رو هم دوست دارم
چي پوشيدي؟
.يه تاکسيدو
.من همراهتم
.نميتوني وارد سفارت بشي
.چرا ميتونم
.بعضي از بهترين دوستان من سوري هستن
.يه طوري رفتار ميکني که انگار يه شوخيه
.يه شبکه ديجيتال توي سفارته
آرام" نميتونه" .از اونجا مراقبمون باشه
داريم به خاک يه کشور ...بيگانه ميريم تا يه اثر هنري باارزش رو بدزديم
.هيچ نيروي پشتيباني هم وجود نداره
.تو منو داري
.و من نميذارم اتفاقي برات بيافته
ميخواستيد منو ببينيد؟
.در رو ببند
.منظورم رو به "ردينگتون" گفتم
...اين موضوع که به "فاولر" ارتباط داره
...هر جا که باشه، هر اتفاقي که افتاده باشه
.من ميخوام تا آخرش برم
...ديان" و من نقاط مشترک زيادي نداشتيم"
.اما او تونست اين کار رو ممکن کنه
.بدون اون هيچ کدوم از اينها اتفاق نميافتاد
.داري از زمان گذشته استفاده ميکني
..."مامور "ماليک
..."تو هم مثل من ميدوني که "ديان فاولر
.هرگز دوباره پا تو اين ساختمون نميذاره
تا جايي که به من مربوطه ...اين يک تحقيقات جنايي ــه
.و "ردينگتون" مضنون اصليه
به طور مشخص تاييد کرد .که "فاولر" خبرچين ما بوده
.برام مهم نيست اون چي فکر ميکنه
حتي اگر "ردينگتون" درست بگه ...و "فاولر" کثيف بوده
.اون قاضي، هيئت منصفه و مامور اجراي حکم نيست
.نميتونه بره اونو بکشه .اينطوري کار درست پيش نميره
.بفهم که چي ميدونه با کي حرف زده؟
چه مدرکي داشته؟
.ميخوام همه چيز رو بدونم
.مادلين" اونجاست"
فکر ميکني کارشو بهتر از ما انجام بده؟
.روي کار تمرکز کن
.دو دقيقه تا در امنيتي فاصله داريم
افتخار ميديد؟
...ليزي" ميدونم که بايد برات خيلي سخت باشه"
.اما هر دوي ما نميتونيم رئيس باشيم
داستان "اوماها" رو از کجا ميدونستي؟
.نميدونستم
.تو بودي که در موردش صحبت کردي
.خب، يه داستان دلگرم کننده بود
.مدير شيفت شب و اون کوچه
.از خودم دراوردمش
.امشب تو پليس نيستي. مجرمي
.و خيلي خوب ميشه اگر فقط خودت باشي
.در امنيتي پشت سرته
.بيست قدم سمت راستت
.خيله خب، به يک جلب توجه نياز دارم
.خودت باش
ناراحت ميشي اگر مزاحمتون بشم؟
تو اينجا چه کار ميکني "مادلين"؟
تو اينجا چه کار ميکني "رد"؟
.اومدم مراقبت باشم
.ممنون
.تو هنوز هم وقتي تاکسيدو ميپوشي حرف نداري
.هواپيمام 15 دقيقه تا اينجا فاصله داره
.براي صبحانه ميتونيم در "تگوسيگالپا" (پايتخت هندرواس) باشيم
.اون دختره، از اون حرف بزن
چي دوست داري بدوني؟
چطوري بهش برخوردي؟
.سرنوشت
.يکم براي تو جوونه
اينطور فکر ميکني؟
تابستون گذشته، چي اتفاقي در "فلورانس" افتاد؟
چه اتفاقي براي تو افتاد؟ .تو منو تنها گذاشتي
.يه توضيح بدهکارم
.در مورد "تگوسيگالپا" جدي بودم
چي فکر ميکني؟
.الان
چه اتفاقي در "فلورانس" افتاد؟
.بيا! بايد ببرمت به اتاق امن
تمام مهمانهاي ويژه سفارت .به سمت اتاق امن برن
.سريع، سريع، سريع، سريع
!عجله کن! ساکت
.يه مرد اونجا بود. يه اسلحه داشت .يه مرد اسلحه داشت
.مظنون در راه پله بخش "آ2 " ديده شده
!ردينگتون"! خودشه"
!اين کار اون بوده !به بخش امنيتي خبر بده
پس اينجايي! برات چه اتفاقي افتاده؟
.منو با الجزايري حال بهم زن تنها گذاشتي
.بيست دقيقهست که داره منو ميزنه
.قربان اين يه ناحيه محافظت شدهست
خب، اگر از من بپرسي .زياد محافظت شده نيست خواهر
ميدوني چيه؟ چرا از "راسيل" نميپرسي؟
...ما اگر به خاطر اون دردساز نبود
.حتي اينجا هم نبوديم
.هميشه يه مشکلي در مورد اون وجود داره
.مدير فرهنگي. فرهنگ خر من
.چه کارهايي که من براي اين يکي انجام دادم
...تمام دنيا رو زير پا گذاشتم
تا قراردادهاي کوچولو شما رو ببندم ...که تو هم ازشون خبر داري
...حمل خزها و مايوهاي اون
...که انگار من دلم نميخواد به خونه برگردمو
.پيش اسبهاي کوچولوم باشم
.هي! از هيچ چيز مطمئن نباش
هر چيزي که برات خريده شده .و براش پول پرداخت شده بوسيله دوست پسرت بوده
ميدوني اين ولگرد هرزه براي کي ساک ميزنه؟
...بذار بگيم که با "بشار" شروع ميشه و با "اسد" تموم ميشه
.که سريعتر از هر "سني" بهت حال ميده
...پس بذار اونو از اينجا ببريم
!و ببريمش داخل ليموزين... خداي من
!عجب افتضاحي - چي؟ -
.کمربندت، بکش بالا
.شبيه "باب يوشيمورا" در گروه کُر کلاس هشتم شدي
.برعکس بستي
!خدايا! درد داشت
اين ديگه چه مزخرفاتي بود که گفتي؟
.نميدونم
.در اون لحظه خيلي درست به نظر ميرسيد
پرت" کجاست؟" - .رفته -
و مجسمه؟
.همراهشه
.چيزي که ميخواستي رو دارم
...وقتي که پول رو پرداخت کردي
.محل مجسمه رو بهت خبر ميدم
اگر در چند ساعت .بعد خبري ازت نشه، مجسمه از دست رفته
ردينگتون" کدوم گوريه؟"
بهم گفت که سعي ميکنه .بره و محل "پرت" رو پيدا کنه
...همه ما ميدونيم که همه اين نقشهها رو کشيده
...تا بتونه هويت
جاسوسهاي روسي رو بدست .بياره و به امنيت ملي صدمه بزنه
سوريها ميدونن که ...گاوصندوق براي پرت کردن حواس بقيه باز شده
...و هنوز دارن سعي ميکنن
توضيحي براي کسي که در اون .اتاق شلوغ با مجسمه بوده پيدا کنن
.تمام دزدي رو نقشه "ردينگتون" ميدونن
...تمام اين مدت ميدونسته که مجسمه کجاست
.و از ما استفاده کرده تا اونو بدست بياره
...از من براي به صدا دراوردن آژير استفاده کرده
...و از بدنامي "ردينگتون" هم سوء استفاده کرده
.تا سوريها باور کنن اونو برداشته
.يه چيزي پيدا کرديم
.از سيم کارتي که "کين" از تلفن "پرت" برداشته بود
... اين ليست تماسهايي که
.در طول دو هفته گذشته گرفته
چند تا از اين تماسها .به مسجدي در بيرون از "آرلينگتون" بوده
سازمان يه مظنون قابل توجه داره ...که مربوط به اون مسجده
."يک روحاني به نام "فيراس اشير
و اون چطوري ربط داره؟ - .مطمئن نيستيم -
...اما بزرگترين مشکل اون ارتباط خانوادش با
.با افراد سازمان "اتحاد آزادي"ــه
."يه سازمان افراطيگرا توي "آلپو
...ظاهرا اين روحاني يکي از رهبران محليه
.که با اون گروه ارتباط مالي داره - .پيداش کنين -
.براي بازجويي بيارينش
...بليطها رزرو شدند و چمدانها هم بسته شدند
.و فردا اول وقت آمادهايم پرواز کنيم
..."تام"
.چيزي نگو. کار داري
.کاري از دستم برنمياد
...هيچوقت کاري از دستت برنمياد
.چون کار تو حالا تبديل به زندگي ما شده
انتظار داري چي بگم؟
.مجبور نيستي چيزي بگي
.ميدوني چيه؟ ميخوام بليطم رو تغيير بدم
.ميخوام امشب برم
.امشب؟ چي؟ صبر کن
.نه، صبر نميکنم
فکر کنم اگر يکم از هم دور باشيم .براي هر دومون بهتره
.اين آخرين چيزي که ميخوام
."هميشه که نبايد خواسته تو مهم باشه "ليز
ميخواي برات حسابشو برسم؟
.از اين شغل متنفرم
مادلين پرت" رو از کجا ميشناسي؟"
ماه پيش بهم زنگ .زد و در مورد اون مجسمه ازم سوال کرد
...قبل از اون هيچوقت نديده بودمش
.و نميدونم چطوري منو پيدا کرده بود
پس چرا به تو زنگ زد؟
چون مجسمه "آتارگاتيس" زماني .متعلق به پدر من بوده
.اونو از موزه انگلستان دزديده بوده
.اون يه ميهنپرست بود که "آتارگاتيس" رو برگردوند
.اون فکر ميکرد که مجسمه به سوريه تعلق داره
پس چرا حراجش کرد؟ - .حراجش نکرد -
...همونطور که به خانم "پرت" گفتم
...مجسمه تنها چند ماه بيشتر پيش پدرم نبود
.تا اينکه آمريکاييها به محل ما حمله کردن
دنبال چي ميگشتن؟
...تنها چيزي که يادمه اينه که در رو باز کردم
.و ديدم که مجسمه دستشه
.يه چيزي مثل يه تيکه کاغذ انداخت داخلش
روش چي نوشته شده بود؟
.نميدونم
....اما اون مجسمه رو گذاشت توي دستاي من
.و بهم گفت براي حفاظت از اون فرار کنم
.هفت سالم بود
...وقتي که آمريکاييها منو پيدا کردن
.مجسمه رو به عنوان غنيمت بردن
...گذاشتن من برم اما
...پدرم
چه اتفاقي براي پدرت افتاد؟
.هرگز دوباره نديدمش
.براي من اون روز، روزي بود که پدرم مُرد
...سي.آي.اي دستور يه حمله رو به محل زندگي
.ال حاکم اشير" در اوايل دسامبر 1983 صادر کرده"
...اين سازمان اطلاعات موثقي پيدا کرده
...که "اشير" با مامور سابق کا.گ.ب ملاقات کرده
.تا اطلاعات بخره
چه نوع اطلاعاتي؟
اشير" 3 ميليون دلار" ...براي موقعيت "کونگور"شش پرداخت کرده
...که بر اساس داستان پسرش
.اون اطلاعات رو در داخل مجسمه پنهان کرده بوده
.پس به نظر ميرسه که "کونگور"شش اسم افراد نيست
منظورت چيه؟
...در طول جنگ سرد شايعاتي
در مورد اينکه روسيه تونسته چندين ...اسلحه هستهاي رو از ديد آمريکا
.پنهان کنه وجود داشت - .شايعه نبودند -
...پرت" استخدام شده تا مجسمه رو بدزده"
چونکه داخل اون .موقعيت اون سلاحها قرار داره
.کونگور" شش ماموران روسي نيستند"
.بمبهاي هستهايند
.که در تمام کشور پنهان شدن
.در مورد اون مختصات بهم بگو
کدوم مختصات؟
.بس کن
.يه صحبت کوچولو با "راسيل" داشتم
يکم باهم خنديدم .و در مورد تو يکم حرف زديم
...بهم در مورد اون کارهاي خوشايندي که
...با کمربند انجام ميدي بهم گفت که يکم ناراحتکننده بود
.چون فکر ميکردم که مخصوص خودمون بود
.مختصات
.تموم شد. نقشت رو بازي کردي. برو خونه
واقعا ميخواي بدوني که تو رو چرا وارد اين جريان کردم؟
.فلورانس". چونکه خبري ازت نشد"
،فلورانس" همه چيز بود" .راه فرار ما براي يه شروع تازه
.اما براي تو فقط کار مهمه
تگوسيگالپا"؟ جدي که نميگفتي؟"
...اگر علاقه به داشتن رابطه با يه مرد داشتم
.يکي رو پيدا ميکردم که مو داشته باشه
."ريموند"
ريموند" توئي؟"
.ريموند" يه چيزي بگو"
.کيف هستهاي آر اي 115 ...اين سلاحي بوده
.که کا.گ.ب به آمريکا در اون زمان قاچاق کرده
...هر بمب 20 کيلو ماده منفجره بسيار قوي داره
.شعاع انفجارش 600 متره
...يکي از اينا رو يه جاي مهم بذاري
فقط تششعش .باعث کشتار فاجعهباري ميشه
.به گروه پشتيبان اتمي آماده باش بده
با "کاليف" به کجا رسيديم؟
.ادعاي "ردينگتون" تاييد شد
...راسيل کاليف" يه مامور ــه"
.که به طور مخفي براي مافياي روس کار ميکنه
...اگر دست اونا به اين سلاحها برسه
.خدا ميدونه که اونو به چه کساني ميفروشن
.سوريها نميتونن مجسمه رو پس بگيرن
.از دست رفته
.به روسها فروختمش
.بنزين تموم کردم
چي؟
...اينقدر از رفتن به خونه هيجانزده بودم که
.حتي زحمت نگاه کردن به درجه بنزين رو هم به خودم ندادم
...سرم
.بنزين تموم کردم
چي داري ميگي؟
.شب کريسمس بود
.زدم کنار جاده
به نظر ميرسيد روزهاست .که داره برف مياد
.ترافيکي نبود. هيچ ماشيني براي کمک نبود
.فقط منو و يه ماشين پر از هديه
.بيشتر از 20 سال قبل بود
...بايد 6 کيلومتر پياده ميرفتم
.شايد هم هفت کيلومتر
.همه جا ساکت بود
.سرد و سفيد
...تمام اون مدت
در مورد اونايي .که توي خونه ما بودن فکر ميکردم
نورهاي گرمي که از پنجرهها بيرون مياومد ...دودي که از دودکش بيرون ميزد
.صداي دخترم که پيانو ميزد
...بوي درخت کريسمس و آتش
.و سوپ صدفي که روي اجاق بود
خيلي ناراحت بودم ...که با دير رسيدنم کريسمس رو براي اونا خراب ميکنم
.همچنين با جا گذاشتن هديهها در ماشين
...اما هر چي نزديکتر شدم
بيشتر فهميدم که ...چقدر کل اين قضيه خندهداره
...چقدر عاشق اين داستان ميشن
...بابايي که بنزين تموم کرده
...چقدر هر کريسمس از تعريف کردن
.داستان من لذت ميبرن
.و در نهايت به خونه رسيدم
...رفتم
.رفتم داخل
...و اونجا
.فقط خون بود
.تنها چيزي که ديدم خون بود
.همه جا خون بود
...هنوز ميتونم
...هنوز ميتونم بو...بوي گردنش رو حس کنم
...انگشتهاي کوچيکش رو روي گونههام حس ميکنم
.زمزمهاش توي گوشم رو حس ميکنم
.به همين خاطره که توي "فلورانس" نيومدم
...به اين دليله که خودمو
.سالهاست که در خيلي جاها نشون ندادم
.نه. اين کار رو نکنيد
.خواهش ميکنم، خواهش ميکنم
.نه! خواهش ميکنم! دست نگه داريد
!خواهش ميکنم دست نگه داريد !خواهش ميکنم دست نگه داريد
.لطفا برگرديد
.بهتون چيزي رو که ميخوايد ميگم
.حالا، چيزي رو که ميخواستيد بهتون دادم اون کجاست؟
.نه
.ما موقعيت مجسمه رو داريم
...توي حرومزاده
.بله
.هيچوقت به موقع بهش نميرسي
."لعنت به تو "ردينگتون
."لعنت به تو "ريموند
همين الان بايد بذاري .بيام بيرون حرومزداه
حقيقت داشت؟
داستانت در مورد خانوادت؟
يه کلمهاش هم حقيقت داشت؟
.بهتر بود به "تگوسيگالپا" ميرفتيم
...فکر کنم که دير به مهموني برسيم پس
.مراقب پشتتون باشيد - .زود باش -
!برو! برو
.امنه
.امنه
.راسيل" همين الان در رفت"
.هواي منو داشته باش
.واحد بررسي مجسمه رو آزمايش کردن
.هيچي داخلش نبود، هيچ مختصاتي در کار نبود
...هيچ نوع کاغذي نبود
"هيچي هم همراه "کاليف .يا افرادش نبود
..."به نظر ميرسه که "مادلين
.ما رو دنبال نخود سياه فرستاده
...افرادي رو به انباري که
.گفتي "پرت" رو اونجا پيدا کنم فرستادم
اون رفته بود. اون کجاست؟
.بيا در مورد مجسمه حرف بزنيم
چرا؟
اين ايده که در واقع ...چيزي در داخلش بوده
.روشنه که يک افسانهست
...يا شايد "مادلين" به روسها خيانت کرده
...و مختصات سلاحها رو براي خودش نگه داشته
.و متقاعدت کرده که همش افسانهست
.تو داريشون
...زماني که داشتيد مجسمه رو دنبال ميکرديد
.به يه توافق با "مادلين" رسيدم
...در زمان
.ضعف اون مختصات رو به من داد
...تو ميدونستي که داخل مجسمه هيچي نيست
.در حالي که ما رو دنبال "کاليف" فرستادي
...فکر کردم خوشتون بياد که
.چند تا تبهکار روسي را بگيرين
مختصات. کجاست؟
."آروم باش "هارولد
...چند تا بمب روسي که
.از دهه 60 مونده بدرد من نميخوره
.تو مجسمه رو ميخواي
.و تو هم بمبها رو ميخواي
چطوره معامله کنيم؟
.سلام شما با "تام کين" تماس گرفتين
...دسترسي به تلفنم ندارم، لطفا پيام بذاريد
."پرونده "پرت
ميخواي زود بري؟
.آره. با "آدري" قرار شام دارم
.فکر کنم که ميخواد ترکم کنه
?تموم زندگيم ?
? در حال رفتني ?
?لطفا بمون ?
.نه. برو
?فقط اين بار ? - .قرار شام داري -
?هر طور که ممکنه ? - .آدري" درک ميکنه" -
?تموم زندگيم ?
?در حال رفتني ?
?لطفا بمون?
?هر طور که ممکنه?
?تموم زندگيم?
? در حال رفتني ?
? لطفا بمون ?
? فقط اين بار ? - .سلام با اسم "تام کين" رزرو کرده بودم -
? هر طور که ممکنه ? - آقاي "کين"، تنها درسته؟ -
?تموم زندگيم ?
? در حال رفتني ?
? لطفا بمون ? - .سلام -
?هر طور که ممکنه ?
ميتونم کمکتون کنم؟
.مامور ويژه "والتر گري مارتين" هستم
.از دفتر واشنگتن
...بذاريد با اين حرف شروع کنم که
فرمانده از ارزش کاري .که شما در اينجا انجام ميديد خبر دارن
...شخصا نميتونم شخص بهتري رو
.براي اين کار پيدا کنم
از دفترتون خبر رسيده .که ميخواين در مورد "ديان فاولر" صحبت کنيد
.دقيقا. از کجا شروع کنم
...شنيدم در مورد اداره پست حرف ميزنن
...اما اين ساختمون
...ببين من نميخوام بهتون اخطار بدم
...اما مطلع شدم
...که يکي از ماموراتون رو مسئول
.رسيدگي به ناپديد شدن "ديان فاولر" کرديد
مشکلي وجود داره؟
...ناپديد شدن رئيس بخش جنايي
.موضوعي که بايد به دقت مديريت بشه
منظورتون چيه؟
.بايد دست نگه داريد
.نميخوام دخالتي بکنم
.اين اتفاق نميافته
.اما دستور از بالا رسيده
..."تحقيقات در مورد ناپديد شدن "ديان فاولر
.توسط دفتر واشنگتن بررسي ميشه
اگر سوالي داشتيم .باهاتون تماس ميگيريم
...از مامور "ماليک" خواستم که نگاهي
.بايد دست نگه داريد
.دسترسي درجه 4 بهم داده شده
.به تمام پروندههاتون نياز دارم
..."گوش کن، مامور "مارتين
...خيلي روشن و واضح ميگم
.دفتر واشنگتن مسئول رسيدگي به اين موضوع ــه
.يه قانونه
.از اينجا به بعدش با ما
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.