All language subtitles for See.You.Soon.2019.720p.WEB-DL.x264.Ganool.FA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫.:: ارائه شده توسط وبسایت ::. ‫..::.. 30NAMA.best..::..

‫آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال ‫در تلگرام و اینستاگرام ما ‫.:. @OfficialCinama .:.

‫ما در مورد دیوید بکهام، کلادیو کنژیا، پله

‫بازیکن‌های جهانی که موقع اوج ‫توی تیم MLS بودن

‫خب، زمان این رسیده که یه بازیکن دیگه رو به اون لیست اضافه کنیم

‫چون هیچکس به اندازه‌ی رایان هاوکز ‫برای لیگ آمریکا زحمت نکشیده

‫هاوکز! هاوکز! هاوکز!

‫الآن، چیزی که داریم می‌بینم ...

‫تسلط کامل بر بازی در نیمه نخست بازی بوده ...

‫و همه‌مون می‌دونیم ...

‫برو، برو، برو! ‫برو!

‫اما اون باید بتونه ...

‫آخر کار توپ رو بندازه تو دروازه

‫آخر کار باید همین کارو بکنه

‫دنی، ما باید بریم

‫یالا. ‫دستات رو بکن اینجا

‫آفرین پسر خوب

‫انگلیسی تمرین کن

‫نگاه کن! ‫توپ دست هاوکز‌ـه

‫می‌خوای فقط بازی رو ببینی ‫یا بری فوتبال بازی کنی؟

‫داری چی رو نگاه می‌کنی، مرد؟ ‫بهش کارت بده، بیخیال! خدای من!

‫توپ رو پاس بده، رایان!

‫می‌تونستم گل بزنم

‫الآن گل‌ش می‌کنم

‫آره!

‫گل!

‫اونو دیدی؟

‫یه گل دیگه زد. ‫آفرین بهش

‫و حالا تو باید بری گل بزنی

‫رکورد زدی مرد، آره!

‫اون تنها سه گل با رکورد وادولفسکی ...

‫و رایت فیلپس که در یه فصل 27 گل زدن، فاصله داره

‫اما با وجود این بازی‌ها، اون باید ‫شانس خودشو امتحان کنه

‫دنی ...

‫این صورت غمگین برای چیه؟

‫توی هر بازی که نمی‌تونی گل بزنی

‫حتی قهرمان هاوکز هم نمی‌تونه این کارو بکنه

‫بابا کجاست؟

‫باید می‌رفت سر کار

‫همیشه کار می‌کنه

‫اما هی، کلی ازت عکس هست!

‫پس اون می‌تونه ببینه چه بازیکن کوچولوی خوبی هستی!

‫یالا، بیا بریم

‫باید دوباره برت گردونن توی رخت شویی

‫آره!

‫بیلی؟ ‫بیلی، رفیق خودم!

‫25تا گل!

‫رکورد تیم!

‫همین‌الآن با لانگ حرف زدم!

‫یادش انداختم که برای این رکورد ‫باید بهت پاداش بده

‫آه، بخاطر همینه که عاشقتم عزیزم

‫این تنها خبر خوبم نیست

‫واقعاً؟

‫توی پلی آف می‌بینمتون!

‫سلام چاک، چه خبر؟ ‫بازی خوبی بود، رفیق

‫سلام بیلی. ‫باید یه موقع باهم اختلات کنیم

‫چه خبر؟ ‫بازی خوبی بود، رفیق

‫آرسنال زنگ زد

‫خب؟

‫تو مثل غذای انگلیسی می‌مونی، مگه نه؟

‫من مثل شراب روستایی و ساحل می‌مونم، بیلی

‫پس خوب شد اونو بهشون گفتم

‫تو رو می‌خوان

‫جدی؟ ‫پیشنهادشون چیه؟

‫خب، شامل یه ساحل نمیشه

‫ولی دارن پیشنهاد دوبرابر دستمزدی که الآن میگیری رو میدن

‫و این شامل پاداش‌های اضافی نمیشه

‫یالا، نون‌مون تو روغن میوفته

‫دوست دارم عزیزم. ‫سلام. یالا. دارمت. دارمت

‫آره، بیا اینجا

‫از دیدنت خوشحالم مرد. ‫ممنون که اومدین

‫اوه، الآن برمیگردم. ‫برمی‌گردم. هی!

‫الو؟ خودمم ‫صبرکن، گفتی موسسه خیره‌ی کیه؟

‫آره، دعوت نامه رو گرفتم. یه لحظه. ‫رایان؟

‫بله، چی شده؟

‫بنیاد "یه آرزو بکن" هست

‫می‌خوان حضورت رو واسه یکشنبه تأیید کنن

‫همین یکشنبه؟ ‫نه، بهشون بگو تو تابستون میام به دیدنشون. باشه؟

‫مرد، رفتار خیلی زننده‌ایه

‫باید روی بازی‌های پلی آف تمرکز کنم!

‫اون رکورد رو میخوام، بیلی

‫بهشون بگو که نمیرسم بیام

‫ولی بهشون یکم پول بده

‫صد هزارتا بهشون بده. ‫اونا بچه‌ن، درسته؟

‫دویست هزارتا بهشون بده. باشه؟

‫رایان، صد هزارتا هم خیلیه

‫دویست هزارتا بیلی ‫و این کل سال به من ...

‫کمک میکنه. باشه؟

‫متوجه‌ی که چی میگم. ‫خودت می‌بینی، خودت می‌بینی

‫می‌دونی چی میگم. ‫هی، شرمنده بابت اون

‫رایان!

‫اوه، صبرکنین، صبرکنین. ‫اون با منه. اون با منه

‫سلام عزیزم. بالأخره اومدی!

‫رکورد دنیا رو شکستی؟

‫نه، رکورد تیم، عزیزم. ‫ولی، دارم بهش میرسم

‫می‌گیریمش، نگران نباش

‫به نفعته همینکارو بکنی. ‫فقط کسی که مایه الهامت بوده رو نباید فراموش کنی

‫چطور می‌تونم؟

‫همین‌الآنم یادم میندازه

‫یالا. ‫هی، گوش کنین

‫شب خوبی بوده، درسته؟

‫شب خوبی بوده، آره!

‫اما باید بهتر بشه

‫الیس مارتین. باهام ازدواج می‌کنی؟

‫آره!

‫بفرما!

‫باید بندازیش. ‫باید بندازیش

‫اوه، خیلی واست سنگینه؟ ‫شرمنده عزیزم

‫بیلی داره حسودیش میشه. ‫بعداً برمیگردم پیشت، باشه؟

‫خوشگل بمون. ‫هی، بدک نبود!

‫امیدوارم که بدونی داری چیکار می‌کنی

‫واقعاً؟ ‫به الیس میگم سلام رسوندی

‫بدجور بگا رفتی، احمق... احمق!

‫مامان، بیا بریم!

‫خب، این انگشتره

‫خدای من!

‫- خیلی خوشگله ‫- عالیه!

‫خیلی خوشگله

‫دقیقاً بیرون استادیوم ازم خواستگاری کرد

‫پس واسم زانو زد

‫دیدی؟

‫کار این یکی تقریبا تموم شده. ‫و این یکی هنوز داره آماده میشه

‫- و احتمالاً یه دقیقه دیگه لازم داره ‫- آره!

‫فقط اینجاشو بگیر و بلندش کن. ‫مراقب باش!

‫آره

‫ببین! می‌بینی؟ ‫این تویی.

‫بابایی اومده خونه

‫دنی. برو تکالیفت رو انجام بده

‫من که تکلیف ندارم

‫چرا بهم زل زدی؟

‫اوه، خدای من عزیزم ‫ما رکورد کارداشیان رو زدیم

‫همم؟

‫ما توی تمام ‫شبکه‌های خبری و توییتر هستیم. ببین

‫نه عزیزم. ‫خوب نگاه نمی‌کنی! بیخیال!

‫- توجه کن ‫- دارم نگاه می‌کنم

‫صبرکن.

‫خیلی‌خب، همچین بدک هم نیست!

‫الیس! ‫چه بلایی سر نامزدم اومد؟

‫اون حالش خوبه، آقای هاوکز. ‫توی خونه داره استراحت می‌کنه

‫خوش برگشتی!

‫سلام بیلی. ‫چه خبر؟

‫چه بلایی سر پام اومده؟

‫این دیگه چیه؟

‫یکم بگاش دادی. ‫و دکتر اینجاست که ازت مراقبت کنه

‫نکشش. ‫یه خورده با قانون نمی‌خونه

‫من و وکیلم پا پیش گذاشتیم!

‫یه جامعه خدماتی ...

‫در مورد مشروب خوردن و ماشین روندن علامیه دادن

‫همچی مرتب میشه. ‫نگران نباش

‫پلی آف؟ ‫کاپ دنیا. بهش نمیرسم

‫چرت نگو.

‫قبل از اینکه متوجه بشی ‫برمیگردی سر بازی‌ها

‫باید رکورد رو بزنم بیلی

‫بهش میرسی. ‫کلی رکورد میزنی

‫همچینن باید امتحان مصرف مواد مخدر بدی

‫می‌خواستی بزرگراه رو به ساحل رو دوباره بسازی؟

‫فکر کردی کی هستی؟ ‫فرانک لایود رایت؟

‫تو چته آخه؟

‫بیلی، من ترسیدم

‫ترسیدی؟

‫لازم نیست بترسی. ‫تو خودتی

‫باشه؟

‫- بعداً میبینمت. ‫- ممنون بیلی

‫میرم بیرون. پزشک من میاد و بهت سر میزنه

‫- دوست دارم ‫- ممنون بیلی

‫خدا لعنتت کنه!

‫حالا سنگینیت رو تکون بده

‫- خودشه ‫- خیلی‌خب

‫خوبه. ‫دارین خوب پیش میرین، آقای هاوکز!

‫اینجا رو ببین!

‫واقعاً؟

‫می‌خوام از طرفدارهام عذرخواهی کنم

‫کاری که موقع رانندگی کردم ‫بی‌احتیاطی و از غیرمسئولیت پذیر بوده

‫همچنین می‌خواستم از هم تیمی‌هام عذرخواهی کنم

‫و صدمه‌ای که برداشتم ‫باعث میشه نتونم بازی‌های پلی آف رو بازی کنم

‫یا جام جهانی تابستون سال آینده

‫چه خبر، مرد؟

‫امیدوارم شبکه خبری فاکس رو نبینی

‫دارن ازت بد میگن

‫فقط همینجوری استراحت کن

‫کارهای خیریه رو انجام بده

‫برو سازمان‌های ترک اعتیاد. ‫هر چند وقت یه بار

‫به موقعش میان منتت رو میکشن

‫استایل اروپایی داری. ‫دو پا بازی می‌کنی

‫

‫

‫

‫

‫بچه‌ها نگاه کنید، رایان هاوکز!

‫یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان لیگ فوتبال آمریکا بوده

‫هر چند این یارو مثل یه بچه رفتار کرده

‫رانندگی در حالت مستی؟ ‫اصلاً قابل قبول نیست

‫و تا جایی که من می‌دونم ‫زندگی حرفه‌ی رایان هاوکز به پایان رسیده

‫آه!

‫یونان چقدر دوره؟

‫در حقیقت اون قدرها هم دور نیست

‫باید به سمت جنوب پرواز کنی، ‫نزدیک دریای مدیترانه

‫اونجا دزد دریایی هم هست؟

‫نه، دزد دریایی نیست

‫پول خوبی ازش در میاری؟

‫اوهوم

‫و فقط واسه 6 هفته میرم

‫6هفته؟!

‫عالی بودن وظیفه‌ی ماست ‫و مهمان‌های همچین انتظاری دارن

‫من دستور میدم ‫و کار شما اینه که تحویلش بدین

‫گمون می‌کنم اکثر شما ‫تا حالا سوار همچین قایقی نبودین، پس ...

‫اونا خیلی نیاز به توجه دارن

‫ما 5 تا بادبان، چهارتا موتور دیزلی، سه تا عرشه

‫رستوران پنج ستاره، یه کازینو و ...

‫هیچ استثنایی برای کفیت‌مون قائل نمیشیم

‫وقتشه اتاق‌ها رو ببینیم

‫اینا سوئیت نمای روبه دریا هستن

‫و این اتاق شماست

‫یه ساعت وقت دارین وسایلت رو باز کنی

‫و بعد اون واسه یه صحبت کوتاه ‫به سالن رقص بیا

‫سلام. من سابین هستم. ‫اهل لهستانم

‫سلام

‫آنجلا هایتی. ‫به وسایلم دست نزن

‫من لاندا هستم ‫از سن پترزبورگ

‫اوه!

‫کار توی بار پیانو رو به تو دادن؟

‫واسه زیمر ساک زدی؟

‫و این آمانداست

‫اگه هنوز تشخیص ندادی ‫باید بگم اهل نیوجرسی‌ـه

‫اوه، اینی یکی آزاده

‫ممنون

‫ایناهاشش. ‫این لباسمه

‫خدای من، فوق‌العاده‌اس!

‫خوشگله، نه؟

‫واسه عروسی‌مون به فکر جی-زی یا کانیه وست هستیم

‫فقط نمی‌تونیم تصمیم بگیریم کدومشون رو بیاریم

‫داری بدون من مشروب می‌خوری؟

‫حالم بهم خورد! ‫مال خودت

‫خب، می‌خوای برگردی تو ‫یا می‌خوای همینطوری اخمو بمونی؟

‫من ...

‫فکر نکنم الآن بتونم این کارا رو بکنم

‫منظورت چیه، این کارا؟

‫به یه خورده زمان نیاز دارم

‫من کل ماه برنامه ریزی کردم

‫آره، آره، تو یه ماه برنامه ریزی کردی

‫و منم واسه خودم زمان می‌خوام. ‫و مشکل تو نیستی

‫و هیچکدوم از این خبرنگارها

‫امشب داری بهم میگی؟ ‫توی مهمونی نامزدی‌مون؟

‫متأسفم، ولی داره دیوونه‌م می‌کنه

‫نه، نه، نه، نباید متأسفم باشی

‫هنوز به کل دنیا نگفتم ما می‌خوایم ازدواج کنیم

‫پس می‌تونی بری و کارهای خودت رو بکنی

‫چون نزدیک بود توی اون تصادف منو به کُشتن بدی

‫و می‌تونستم بابت همچی ازت شکایت کنم

‫ولی نکردم. ‫به پات موندم

‫و حالا نوبت توئه. ‫پس مرد باش

‫چون ما این تابستون ازدواج می‌کنیم!

‫وای

‫حتماً منو خیلی دوست داری

‫هی!

‫وایسا! ‫ماشین رو نگه دار! نگه‌اش دار!

‫کجا میری؟

‫تو گفتی تابستون، درسته؟

‫منو از اینجا ببر!

‫نه!

‫اینو بده به من!

‫وای وای، هی، هی!

‫آه!

‫خیلی‌خب رفیق. ‫کجا بریم؟

‫این آخرین باریه که تلفنم رو جواب میدم. ‫پس حرفات رو بزن، بیلی

‫رایان، کجایی؟

‫اوه، می‌دونی بیلی، یه جای گرم

‫منم همینطور. ‫بهش میگن جهنم!

‫چه فکر کردی؟ ‫اینکه می‌تونی بذاری بری؟

‫رایان، ما اینجا یه مشکل بزرگ داریم

‫سازمان رانندگی در حال مستی می‌خواد قراردادت رو فسخ کنه. متوجه‌ای؟

‫این یعنی لانگ دیگه موظف نیست ‫وقتی که مصدوم هستی بهت پول بده

‫و الآن حتی به فکر این هستن ...

‫که هم قراردادت رو لغو کنن ‫و هم ازت شکایت کنن!

‫این زمان خوبی نیست که به تعطیلات بری

‫الو؟ الو؟

‫قطع کرد

‫وانستا

‫خدای من، لانا. ‫موقع رفتن به اتاقش یه عکس ازش گرفتم

‫خیلی خوشگله!

‫می‌خوام کاری رو باهاش بکنم ‫که تو خیلی از کشورها غیر قانونیه

‫دخترا، اون نامزد کرده!

‫تی.ام.زی گفته که اونا بهم زدن

‫و دختره هم اینجا نیست ولی من که هستم

‫اگه زیمر ببینه که حتی با اون لاس میزنی ‫تو رو اخراج می‌کنه

‫خب اول باید مچم رو بگیره

‫میخوام اون نهنگ رو شکار کنم

‫عصر بخیر

‫تو... لانا هستی؟

‫من رایانم. ‫از دیدنت خوشحالم

‫رایان هاوکز؟

‫اوه، لعنتی. ‫روی چیزی نوشته شده بود؟

‫راستش آره

‫صحیح

‫چی می‌تونم واستون بیارم؟

‫ام، اول دوتا چیزو رعایت کن ...

‫بهم نگو آقا ‫و دوم درتی مارتینی. مخلوطش کن

‫الآن میارم

‫خیلی خوبه. ‫خیلی خوبه

‫ممنون. شب بخیر لانا

‫- شب بخیر! ‫- خداحافظ سم

‫اوه، دارین اینجا رو می‌بندین

‫خب، لانا، لانا، باهام حرف بزن

‫می‌خوام در موردت بدونم. ‫اهل کجایی؟

‫اهل روسیه هستی؟

‫سن پترزبورگ

‫سن پترزبورگ؟ ‫همون سن پترزبورگ معروف؟ خیلی عالیه

‫خیلی خوبه

‫فقط همینقدر از روسیه میدونی؟

‫نه

‫ماهواره فضایی داره ‫و همیشه برف میاد

‫و همه‌جاش خرس‌های گنده داره

‫آره. یکی واسه حیوون خونگی دارم

‫نه، نداری

‫احساس می‌کنم دوست نداری زیاد باهام حرف بزنی

‫باشه، آقای حرف زن ‫چی باعث شده به این سفر دریای بیاین؟

‫شاید فقط اومدم اینجا که غرق بشم

‫باید بدونین اگه اتفاقی بیوفته

‫و کشتی شروع به غرق شدن بکنه ‫ما قایق‌های نجات رو اداره می‌کنیم

‫شما قایق نجات رو اداره می‌کنین؟ ‫فقط یه دونه؟

‫اوهوم. ‫کار منه که نذارم افراد غرق بشن

‫البته. به جز اینکه ... ‫متأسفم

‫منم یا کشتی واقعاً داره تکون می‌خوره؟

‫مطمئنم مال توئه. ‫بهتره بری بخوابی

‫باشه، خیلی‌خب. ‫چون از تو خوشم میاد میرم، ولی ...

‫من... ببخشید. ‫بعداً تو رو میبینم

‫به زودی...

‫تو رو میبینم

‫همم؟

‫کشتی کوچیکیه ‫و این تنها بار کشتیه

‫نکته خوبیه. ‫به زودی تو رو میبینم

‫فقط ...

‫خیلی‌خب، بهت فکر می‌کنم

‫اوه، شرمنده. ‫بستیم. ما بستیم

‫خداحافظ، لانا

‫خب، یه مرد 550 میلیون دلاری چه حسی داره؟

‫عالیه، نه؟

‫مطمئنم مثل سنگ سفته

‫هی!

‫چیه؟ ‫منظورم ماهیچه‌هاش بود

‫بگذریم ...

‫اون آدم هیچی نداره

‫خوندم که تمام قراردادش رو از دست داده

‫و تیمش قراره ازش شکایت کنه

‫دخترا، من بهش مشروب دادم ‫و بخاطر اینکه مجبور بودم یکم باهاش حرف زدم. ولی همین

‫چون تو اینطوری هستی، لانا

‫مهربون مثل یه پرستار

‫باید نگران چی باشم؟

‫همه‌مون می‌دونیم مردایی مثل رایان ‫دنبال زن‌های مثل تو نمیوفتن

‫بهش گوش نده

‫نه، حق با اونه

‫دختر ...

‫یا تو کوری یا واقعاً خودت رو دست کم گرفتی

‫تو خوشگلی

‫ممنون

‫هی، ...

‫غریق نجات منه. ‫بیا منو نجات بده! خیلی دیر شد

‫فکر کنم بهتره دیگه مشروب نخورین، آقای هاوکز

‫باشه. ‫بیخیالش

‫ممنون

‫مامانبزرگ گفت زودتر رفتی بیرون

‫داری با بازیکن‌ها بازی می‌کنی؟

‫نه. با الینا بازی می‌کردم

‫آلینا؟

‫الینا کیه دیگه؟

‫یه دختره

‫قبلاً از دخترا خوشت نمیومد

‫این مال قبل بود

‫قبل از اینکه بزرگ بشی؟

‫شب بخیر، مامان

‫شرمنده بابت قبل

‫مسکن و عرق به جاهای بدی ختم میشه

‫عیبی نداره

‫این و بیشتر دخترهایی که منو می‌بینن

‫سعی می‌کنن باهام لاس بزنن، نه مهربون‌ترن. نه فرق می‌کنن

‫در نسبت به تو

‫من مثل بقیه دخترا نیستم. ‫و قطعاً جزو خانوم‌های مورد علاقه تو نیستم

‫خب، فکر نکنم من همچین حرفی زده باشم

‫آره، باشه

‫خوب جمعش کردی، رایان.

‫اوه، سلام!

‫نمی‌خوای یکم پیش من استراحت کنی؟

‫نباید اینقدر منو دنبال کنی. ‫توی دردسر میوفتم

‫من تو رو دنبال نمی‌کنم

‫اوه، خدای من، واقعاً دارم دنبالت می‌کنم

‫خیلی‌خب، بیخیال. ‫نمی‌خوام فکر بدی بکنی

‫آقای زمیر

‫عصر بخیر آقای هاوکز

‫خانوم کلینینا. باهاتون حرف داشتم

‫این غیر قابل قبوله

‫آه، ببخشید

‫اون داشت بهم کمک می‌کرد ‫که چه نوشیدنی انتخاب کنم

‫یه بار دیگه بهم بگو چی بهم پیشنهاد کردی

‫مارتینی درتی. مخلوط

‫خودشه

‫قسمت مخلوطش رو فراموش کردم ‫میشه یکی از اونا واسم بیارین؟

‫البته آقا

‫باید جمعه مرخصی بگیری

‫کار اشتباهی کردم؟

‫نمی‌تونی چهار هفته بدون یه مرخصی کار کنی

‫و شب شما بخیر آقا

‫شب بخیر

‫ممنون

‫حالا، مارتینی من کجاست؟

‫خیلی‌خب، فکر جدیدی دارم. ‫اینو بشنو

‫چطوره خارج از کشتی همدیگه رو ببینیم؟ ‫اون موقع آزادی

‫توی جزیره که قانونی نداری؟

‫نه، ولی این اتفاق نمیوفته

‫چرا؟ ببین، دارم بهت میگم لانا

‫من راهنمای تور خوبی هستم. ‫می‌تونم هر چیزی که می‌خوای بدونی رو برات سرچ کنم

‫او تو؟ ‫تو هم می‌تونی بهم روسی یاد بدی

‫می‌خوای روسی یاد بگیری؟

‫آره. شنیدم کلاس خیلی خوبی داره

‫شب بخیر رایان

‫صبرکن، این بله بودش؟

‫باشه، آره، ولی خواهش می‌کنم ساکت باش

‫شنیدین؟ ‫اون بله رو گفت

‫اون بله رو گفت، رفقا!

‫هی خانوم کالینا

‫این کشتی ساعت 10 حرکت می‌کنه ‫پس قبل از نیمه شب به کشتی برگردین

‫ممنون

‫سلام

‫سلام

‫اینجا چی دارین؟

‫اوه، همچی

‫از این یکی خوشم میاد. ‫خوشگله

‫نه، این یکی عالی تره

‫خواهش می‌کنم. ‫ممنون

‫خیلی ممنون

‫ظهر بخیر خانوم تسلیم شده

‫سلام

‫اوه، آروم باش. ‫پیش خودمون می‌مونه

‫می‌خوای کل روز دنبالم راه بیوفتی؟

‫خب، حالا که خودت بهش اشاره کردی ...

‫خب، تو فکر اون غمی بودم ...

‫که گفتی می‌خهوای خودتو براش غرق کنی

‫نمی‌خوایم که در مورد اون حرف بزنیم. مگه نه؟

‫خب من روسی هستم. ‫صحبت‌های کوتاه انجام نمیدیم

‫باشه. از چیزای سنگین خوشت میاد. باشه

‫خب، بعد از اینکه فهمیدم چه بلایی سر زانوم اومده عصبانی شدم

‫و اینکه فهمیدن دیگه نمی‌تونم بازی کنم

‫و اگرم بتونم بازی کنم مثل قبل نمیشم

‫فکر کنم نگران این بودم. ‫رسماً زندگیم تموم شده

‫رایان، ولی من معتقدم اگه یه در بسته بشه ‫یه در دیگه باز میشه

‫فقط باید زیاد به در بسته زل نزنی

‫ممطئنی تو خبرنگار مخفی نیستی؟

‫واسه کار کردن روی کشتی خیلی باهوش هستی

‫بگذریم، موضوع دیدن در نیست

‫حقیقتاً بیشتر نگران این هستم ‫که مردم چطور منو می‌بینن

‫می‌ترسی مردم واسه کسی که هستی ‫ازت خوششون نیاد؟

‫عمراً. ‫مطمئنم که خوششون نمیاد

‫وقتی موفقی همه می‌خوان دوستت باشن

‫ولی وقتی متوجه میشی

‫که شغلت رو از دست میدی ‫و همه از پیشت میرن

‫ولی حالا وقت داری کار دیگه‌ای بکنی

‫می‌تونی دوستای خوبی پیدا کنی

‫اگه بخوام واقعاً صادق باشم

‫بیشتر نگران چیز دیگه‌ای هستم

‫کار دیگه‌ای بلد نیستم

‫لانا، من قدیم اینقدر آدم عوضی نبودم

‫تمام زندگی تلاش کردم بهترین باشم

‫و بنظرم بقیه موفقیت‌هام بخاطر همین بدست اومد

‫یه راهی بود ...

‫لانا، بدون فوتبال ..

‫من هیچی نیتسم

‫مطمئنم استعدادهای بیشتری داری

‫کلی چیزای دیگه توی دنیا هستن ‫که باید کشف‌شون کرد

‫ولی تا قدم اول رو برنداری نمی‌تونی چیزی رو پیدا کنی

‫هی! هی! ‫کافیه. حالا کارت رو میسازم!

‫اینجا رو ببین

‫سلام آقا

‫سلام

‫شما کی هستین؟ ‫قفل ساز محلی هستین؟

‫آها. ‫من ...

‫اوه، باشه

‫فهمیدم. ‫قفل قلبه

‫اینو به کسی میدین

‫که کلیدش رو بندازه دور تا عشق‌شون ابدی بمونه؟

‫خیلی زیباست

‫خیلی خوبه

‫- اوه، نه، نه، نه، نه . ممنون ‫- نه، نه، نه

‫- ممنون آقا ‫- بنظرم فکر بدی کردی

‫ممنون، ممنون

‫هی بچه، توپت

‫تپت، بچه

‫شما... رایان هاوکز هستین؟

‫آره. از دیدنت خوشحالم

‫بچه‌ها! ‫رایان هاوکزـه

‫فکر کنم بهتر باشه بریم

‫نه، نه، نه. ‫باید بری اونجا

‫رایان، اوقات خوبی براشون رقم میزنی

‫آره، بعید می‌دونم. ‫سلام!

‫بیا باهامون بازی کن، مرد!

‫خفه شو احمق. ‫اون دیگه نمیتونه بازی کنه

‫هی، می‌تونم بازی کنم

‫نه با سرعت کامل ‫ولی اونقدری هست که به شما بچه‌ها یه چیزایی یاد بدم

‫به تو هم خوش می‌گذره، درسته؟

‫خب، یکم

‫کافیه. ‫خیلی‌خب، بیاین انجامش بدیم بچه‌ها، یالا

‫یالا، بیاین بریم. ‫بیاین بریم بازی کنیم

‫یالا، یالا!

‫خیلی‌خب، برو، برو!

‫آره، آره!

‫اوه، مرد، بهت طامینان میدم که هنوز درست نشده

‫- ولی حق با تو بود ‫- چیزی نمیشه. خوب میشی

‫شرمنده، یخ نداشتن

‫نه، زندگیم رو نجات دادی. ‫ممنون. اوه، خیلی بهتر شد

‫رایان، اونجا کار خوبی کردی

‫بس کن

‫خیلی باحال بود

‫یه چیزی رو بهت میگم

‫یادم نمیاد ...

‫بازی به این خوبی کرده باشم

‫باید بیشتر از این کارا بکنم

‫البته

‫ممنون که تشویقم کردی

‫احتمالاً بیشتر هم تشویقت کنم

‫منظورت چیه؟

‫نامزدت؟

‫صحیح

‫خیلی بهم میاین

‫آره، واقعاً!

‫خوش به حال مجله‌ها، عکاس‌ها

‫البته خودمون نه

‫لانا، من اومدم اینجا چون ‫در موردش مطمئن نبودم ...

‫اوضاع داره برام روشن میشه

‫می‌دونی، قبل از اینکه یادم بره

‫میشه یه عکس رو برام امضا کنی، لطفاً؟

‫البته، معلومه

‫اسمش دنیه

‫میشه نخود فرنگی رو بگیری؟ ‫مرسی

‫یه بار واسه تیم کودکان سن پترزبورگ تست داده

‫- واقعاً؟ ‫- آره، ولی حالا ...

‫بازی می‌کنه. ‫رایان، تو قهرمانش هستی

‫بیچاره

‫رایان... هاوکز

‫اینو به دنی بده و ...

‫از کجا اونو می‌شناسی؟

‫ام.. حقیقتا دنی ...

‫ببخشید آقا

‫میشه یه عکس باهاتون بگیرم؟

‫آره، البته. ‫بیا

‫خیلی‌خب. ‫خوب شد، آره

‫ممنون رفیق. ‫شب خوبی داشته باشی

‫شرمنده

‫باهام یه قرار شام بذار

‫جدی میگم. ‫یه جای عالیی بلدم

‫5ستاره هست ‫و بهترین غذای این اطراف رو داره

‫فکر نکنم ایده خوبی باشه

‫اینم که جزو قوانین مسخره کشتی نیست، درسته؟

‫نه رایان. خلاف قوانین کشتی نیست

‫ولی بر خلاف قوانین من هست

‫فقط یه شامه. ‫به عنوان دوتا دوست

‫دخترا، خواهش می‌کنم بهم کمک کنین

‫من قرار شام دارم

‫خدای من، با اون؟

‫منو ببین، باید چیکار کنم؟

‫نگران نباش، عزیزم. ‫ما هوات رو داریم

‫- امشبه؟ ‫- آره

‫دارم بهت میگم لانا. ‫اون آدمیه که خیلی خوش شانسه

‫وای. ‫تو ...

‫شرمنده. ‫این واسه توئه

‫ممنون رایان

‫بریم؟

‫مراقب باش. ‫ممنون

‫اوه، نه. امکان نداره این باشه. ‫نه، نه

‫ببخشید، ببخشید، هی ...

‫- ببخشید ‫- اوه!

‫سلام

‫اینجا قرار بود 5 ستاره باشه

‫هست

‫درسته

‫واقعاً متأسفم لانا

‫این قرار بود از رستوران 4 فصل زیباتر باشه

‫اگه بخوای می‎‌تونیم بریم یه جای باکلاس‌تر

‫شوخیت گرفته؟ ببین

‫اینجا عالیه، رایان

‫چیزای مخصوص‌تون چیه؟

‫همه‌چیز اینجا مخصوصه، عزیزم

‫دیدی؟

‫عالیه. ‫پس دوتا بیارین

‫نمیشه بیشتر از دو روز قبل باشه

‫بیخیال، رایان

‫چیه؟

‫مطمئنی مشکلی نداری؟

‫عاشقشم

‫اوه، هی، نه، منصفانه نیست

‫نوبت منه. ‫بدش به من. یالا

‫سعی دارم عکس بگیرم ‫نه اینکه خودم توش باشم

‫اوه، دوربین نمی‌دونه داره چی رو از دست میده

‫خدای من. ‫خیلی‌خب

‫وای، وای ‫بشغابت رو مخفی کن

‫این ممکنه این پسرخاله‌اش باشه

‫حق با توئه. ‫این محل

‫عالیه

‫واقعاً؟ دقیقاً اون چیزی که می‌خواستی گیرت نیومد

‫ولی یه چیز بهتر گیرم اومد

‫میشه بهم افتخار رقص بدی؟

‫این ترکوسکیه

‫ترکوسکی. خیلی‌خب. ‫اقیانوس چی میشه؟

‫اوکیان

‫چطور گفتیش؟

‫اوکیان

‫آکی. ‫خیلی‌خب، اونقدرا هم سخت نیست

‫ستاره‌ها

‫زیوزدی

‫چیه؟

‫تو یه قابلیتی داری که فراموش می‌کنم واقعاً کی هستم

‫فقط چیزای خوب رو می‌بینم

‫رایان! ‫رایان، پاشو!

‫از کشتی جا موندیم!

‫سوار بعدی میشیم

‫من اخراج میشم! ‫خواهش می‌کنم

‫عمراً بشی. ‫تو رو می‌رسونم به اون کشتی

‫هی. هی!

‫هی، واسه دو نفر دیگه جا داری؟

‫آره، آره، دارم

‫عالیه! ‫خیلی‌خب!

‫خانوم کالینینا

‫تو دفترم باهاتون کار دارم

‫آقای زمیر، واقعاً متأسفم که به موقع نرفتم سر کار. ‫خواب موندم

‫توی اتاق‌تون نبودین

‫کارت شناسایی‌تون دیشب هرگز اسکن نشده

‫دوستاتون سعی کردن دروغ بگن. ‫اما من دقیقاً می‌دونم ...

‫که کجا بودی

‫آماندا بهم گفت که به جزیره رفتی

‫با آقای هاوکز

‫یه رفتار کاملاً ناشایست

‫آقای زمیر، اینطوری نبود

‫و فکر کنم کارت شناسایی مهمان اون هم ‫دیشب اسکن نشده

‫چه تصادف جالبی. ‫رابطه با مهمان‌ها

‫این خلاف قوانین قراردادتونه

‫آقای زمیر. من به این شغل نیاز دارم

‫باید قبلاً بهش فکر می‌کردین

‫وسایلت رو جمع کن

‫می‌خوام همین امروز از کشتی پیاده بشی

‫اخراج شدی؟ چی؟ ‫اون نمی‌تونه این کارو بکنه

‫من همین الآ« میرم با کاپیتان صحبت می‌کنم

‫نه رایان، خواهش می‌کنم. ‫به اندازه‌ی کافی آبروم رفته

‫اینت چیه؟

‫شرکت برام بلیط برگشت به خونه رو گرفته

‫و گفتن که می‌تونم اینجا بمونم

‫اینجا؟ ‫نه، نه، نه

‫تو توی همچین جایی نمی‌مونی

‫یه فکر دارم. ‫باهام بیا

‫خواهش میکنم بهم بگو که اون دلیلیش بوده ‫که از کشتی جا مونده

‫ما مثل مادرخوانده توی داستان‌ها هستیم

‫چی؟

‫آه!

‫خیلی هم بد نیست، هان؟

‫هی، رفیق

‫ماشین گل چطوره؟ ‫پات بنظر قوی میاد

‫آه، ممنون. داره بهتر میشه

‫داره بهتر میشه

‫دفعه آخری که دیدمت ...

‫توی یه مراسم خیریه در نیو کمپ بود. ‫فکر کنم کل بازی ...

‫منو محکم گرفته بودی. ‫حتی یه ضربه هم نتونستم بزنم

‫یادمه، حسابی حواسم بهت بود

‫کارلوس این لاناست ‫لانا ایشون کارلوس پویول هستن

‫افسانه بارسلونا

‫از دیدنت خوشحالم، لانا

‫منم از دیدنت خوشحالم

‫فقط واسه چند روز می‌مونه

‫پس می‌خوام مهمون خودمون باشه

‫اینجا عالیه. ‫من هر سال میام

‫آره، می‌دونم. ‫دلم واسه اینجا تنگ شده بود

‫می‌دونی چی؟ ‫فکر کنم منم بمونم

‫هنوز سه روز از کشتی مونده

‫آه، فراموشش کن. ‫یکی رو می‌فرستم کیفم رو بیاره

‫بهرحال می‌خوام اونجا چیکار کنم؟

‫آه، آدمای باحال همه اینجا هستن

‫- آره، هستن ‫- سلام، سلام!

‫من و همسرم تمام هفته اینجا هستیم

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫باید باهم یه شام بخوریم

‫آره، ععالیه ‫بیاین انجامش بدیم. بنظرم فکر خوبی باشه

‫خانوم کالینینا، اتاق‌تون حاضره

‫می‌بینمت

‫خیلی از دیدنتون خوشحال شدم

‫ممنون

‫خب، رسیدیم

‫خب، من میرم اتاق بغلی ‫و اگه چیزی نیاز داشتی بهم خبر بده

‫یخ، شراب، حمام اسفنجی

‫شب بخیر رایان. ‫و ممنون ازت

‫واسه چی؟

‫واسه اینکه اینقدر جنتلمن بودی

‫سلام بچه‌ها! ‫چه خبر؟

‫پولی که فرستادی رو گرفتیم. ‫ممنون

‫کشتی چطوره؟

‫عالیه. الآن توی هالکیدیکی هستم ‫ولی چند روز دیگه برمیگردم

‫هالکیدیکی؟ ‫نباید الآن نیکوناس باشی؟

‫چرا، الآن کشتی اونجاست

‫لانا؟

‫همچی مرتبه؟

‫همچی عالیه

‫سرویس اتاق

‫تو خوبی؟

‫همم

‫خب، شاید یه چیزی داشته باشم ‫که بتونه سرحالت بیاره

‫امروز رفتم پیش ساحل و ...

‫متوجه شدم یه چیزی رو اونجا فراموش کردم

‫سوپرایز

‫- رایان ... ‫- چیه؟

‫می‌دونی که با دادن این ‫چی می‌خوای بهم بگی

‫البته که می‌دونم

‫ولی تو نامزد کردی. ‫و زندگی من داغونه

‫من واسه یه دلیلی تنهایی به این سفر اومدم

‫من و الیس قرار نیست باهم باشیم

‫نه، این درست نیست

‫چیه؟ چیه؟

‫- مردم عادی این کارو نمی‌کنن ‫- ما مردم عادی نیستیم لانا

‫تو نیستی ولی من هستم. ‫دنیای ما کاملاً باهم فرق داره

‫باید اینطور فکر نکنی

‫تو فوق‌العاده‌ترین زنی هستی که تا حالا توی زندگیم دیدم

‫- باید یه چیزی بهت بگم ‫- باشه

‫قانوناً من هنوز متأهلم

‫باشه

‫می‌خواستم زودتر بهت بگم

‫چرا نگفتی؟

‫چون می‌دونم اینا برای تو چه معنی میده

‫تفریحه. سرگرمیه

‫نه، نیست

‫وقتی اومدم توی اون کشتی ‫یه مرد سرگردان بودم

‫ولی یه قدم برداشتم. ‫و دلیل تو بودی، لانا

‫- رایان، خواهش می‌کنم این کارو باهام نکن ‫- وگرنه چی؟

‫فقط 5 روزه که منو می‌شناسی

‫5روز؟ ‫من واسه 20 سال فوتبال بازی کردم و فقط 5 روز زندگی کردم

‫داری کاری می‌کنی که فراموشش کنم. ‫ما باید باهم باشیم

‫رایان، نه

‫متوجه شدم، هیچ راهی ندارم که باهات تماس بگیرم. ‫تو ایمیل یا شماره تلفنی نداری؟

‫رایان، اگه برگردیم سر زندگی‌مون و بفهمیم ‫سرنوشت‌مون همینه چی؟

‫نه، لانا. نیست. ‫همینی که هست

‫پس دو ماه بعد، اگه هنوزم همچین حسی داشتی ‫بیا پیدام کن

‫منظورت چیه دو ماه بعد لانا؟ ‫در مورد چی داری حرف میزنی؟

‫اونقدر زمان لازم داریم که برگردیم به زندگیمون ‫و کارهامون رو مرتب کنیم

‫و بعدش، اگه هنوزم این حس رو داشتی

‫بیا تو سن پترزبورگ و منو پیدا کن

‫پیش مجسمه الکساندر کلوم ‫25م می ساعت 8 غروب

‫نمیشه بهم ایمیل بدیم؟

‫نه. اگه بریم همدیگه رو می‌بینم ‫و اگه نریم ...

‫این ...

‫هنوز خاطره خوبی باقی خواهد موند

‫آره

‫پیش مجسمه الکساندر کلوم ‫25م می ساعت 8 غروب

‫میام

‫این واسه توئه

‫خیلی دلم واست تنگ شده بود

‫مامان، نمی‌تونم نفس بکشم

‫این چیه؟

‫این؟ خوشت میاد ازش؟

‫خیلی خوشگله؟

‫- مامان! ببین! اینو واسه تو درست کردیم ‫- خیلی ممنون مادربزرگ!

‫خب، چطور بود؟

‫خبر خوب اینه که دیگه مجبور نیستم برم

‫آره!

‫ببین، یه چیزی واست آوردم

‫من ...

‫اینو واست آوردم!

‫چی؟ ‫رایان هاوکز؟

‫اوهوم!

‫اون توی کشتی من بود!

‫چی؟ ‫رایان هاوکز توی کشتی تو بود؟

‫اوهوم!

‫چطوری بود؟

‫اون... مهربون بود

‫الینا، اینو ببین!

‫یالا، بیا بریم

‫می‌خوام سعی کنم باور نکنم، ولی آزمایشات نشون میده ...

‫که مشکل سطحی کاملاً رفع شده ‫و عضلاتت ...

‫اونجور که باید در حال کار کردن هستن

‫میزان حرکاتت با توجه به گذشت چند ماه ‫پیشرفت خیلی زیادی کرده

‫پس می‌تونم بازم بازی کنم؟ ‫خیلی زود؟

‫هنوز راه زیادی هست. ‫ولی امکانش هست

‫اگه روی برنامه بهبودی تمرکز کنین و ...

‫به حرف اون گوش بدین

‫آره. هر چی که لازم باشه

‫خب؟

‫تو

‫تو چه فکری بودی؟

‫تو بهم گفتی که داره سر عقل میاد

‫حالا می‌فهمم منظورت چی بوده

‫خیلی‌خب

‫ببین، وقتی برگردم به زمین ‫باید از خدات باشه که توی این تیم بمونم

‫ثابتش کن

‫بیا از اینجا بریم بیلی

‫حسدویت شد؟

‫لانا در مورد یه چیز راست می‌گفت

‫اگه می‌خوای به جام جهانی بری ‫باید با بدنت اینو ثابت کنی

‫واسه داین کار باید لانگ در کنارت باشه

‫محض رضای خدا، چرا زودتر در مورد اون عکسا ‫چیزی بهم نگفتی؟

‫نمی‌تونستم کاری بکنم ...

‫- بیلی، من ... ‫- می‌تونست بهت صدمه بزنه

‫در مورد عکسا خبر نداشتم ‫و اینکه قراره بهم صدمه بزنه

‫چه اهمیتی داره؟ ‫منظورم اینه که، من با یه دختر آشنا شدم ...

‫لانگ! چرا تمرکز نمی‌کنی؟ ‫ازت می‌خوام تمرکز کنی

‫تو با یه دختر تیغ زن عکس انداختی. ‫آخرین چیزیه که الآن لازم داری

‫هی، هی، هی. ‫اصلاً نمی‌دونی داری در مورد چی حرف میزنی

‫چرا داری این کارو می‌کنی؟

‫تا چند روز دیگه سعی نکن باهام تماس بگیری. ‫تو دسترس نیستم

‫چرا؟ الآن می‌خوای کجا بری؟ ‫آتلانتیس؟ کره ماه؟ خاورمیانه؟

‫فقط مطمئن شو که واسه جلسه بعدی برمیگردی

‫وگرنه فقط لانگ نیست که ترکت می‌کنه

‫لعنتی

‫سلام

‫به گرند هتل اروپا خوش اومدین آقا

‫حالتون چطوره؟

‫- آلینا! ‫- بچه‌ها!

‫قوانین رو که می‌دونین. ‫نباید تو خونه بازی کنین

‫دنی، اگه مامان بزرگ اینجا ‫ممکن بود تو رو بکشه!

‫این یعنی میشه بریم بازی کنیم؟

‫باشه، می‌تونی بری ولی باید نزدیک خونه باشی ‫که بتونم ببینمت

‫یالا، آلینا! ‫الآن دخلت رو میارم!

‫وای

‫عجب شبی بشه

‫لانا!

‫دنی!

‫هی!

‫لانا!

‫شرمنده

‫آره، رایان هاوکز هستم

‫پیامی برام نیومده؟

‫اوهوم

‫مامان؟

‫دنی. ‫حالت چطوره؟

‫ترسیدم

‫عیبی ندارن بترسی. ‫یه اتفاق برات افتاد

‫می‌خوام اقامتم رو بیشتر کنم

‫ببین، اگه بخوام یه زنی رو توی این شهر پیدا کنم ...

‫باید از کجا شروع کنم؟

‫محله‌ی رد لایت؟

‫اوه، نه، نه. ‫منظورم اون نبود

‫منظورم اینه که من این شخص رو می‌شناسم. ‫فقط نمی‌دونم از کجا می‌تونم پیداش کنم

‫حتی مطمئن نیستم که دلش بخواد پیداش کنم

‫دفترچه تلفن اینجا دارین؟

‫چی؟

‫دفترچه تلفن

‫از اونایی که اسم و شماره و آدرس مردم رو داره

‫همچین چیزی توی رویسه وجود نداره

‫شوخی می‌کنی؟

‫نه راستش

‫نه، نه، پیدا نکردم. ‫آؤه، آره، اون پرواز رو رزرو کردم. می‌دونم

‫این هفته میام

‫نه، جدی میگم. ‫آره، کاری با اینجا تموم شده

‫ممنون رفیق. به زودی می‌بینمت

‫هی، هی، صبرکن

‫اون استادیوم زنیته؟ ‫میشه لطفاً وایستی؟

‫لانا؟

‫مامان؟

‫سلام عزیزم

‫سلام

‫البته. و خبرهای خوبی دارم. ‫یه زودی از اینجا میری

‫میریم خونه

‫دوباره می‌تونم راه برم؟

‫آره، می‌تونی

‫امیدوار بودم که بتونین کمکم کنین ‫یه نفرو پیدا کنم

‫اسم پسره رو می‌دونین؟

‫دنی

‫دنی چی؟

‫آه ...

‫ام ...

‫اسم یا موقعیت بازیش رو می‌دونی؟

‫من هر ساله ...

‫از صدها پسر تست می‌گیریم

‫اطلاعاتی رو پیش خودمون نگه میداریم ‫ولی ما گروه کی.جی.بی نیستیم

‫آره

‫دنی اسم محبوبیه. ‫بدون اطلاعات دیگه‌ای این کار غیرممکنه

‫میشه بهش نگاه بندازم؟

‫بیلی هستم. ‫خودتون می‌دونین چیکار کنین

‫سلام بیلی، منم

‫ببین، می‌خواستم بازم عذرخواهی کنم ‫که دوباره نیومدم

‫من توی روسیه سهتم ولی نگران نباش ‫یه بلیط به سمت خونه می‌گیرم

‫ولدسیکا رادیموو؟

‫سلام

‫رایان هاوکز توی زنیت چیکار می‌کنه؟

‫ها. ‫یه خورده پیچیده‌اس، ولی ...

‫تو چی؟

‫تولد کسیه؟

‫نه، این واسه بچه‌ای که توی بیمارستانه

‫بنیاد "یه آرزو بکن"

‫هان

‫بهمون ملحق شو

‫اوه، ببین، از خدامه ‫اما باید خیلی زود سوار هواپیما بشم

‫اونو خیلی خوشحال می‌کنه. ‫احتمالاً اوقات خوبی براش رقم بزنه

‫صبرکن، چی گفتی؟

‫گفتم، احتمالاً اوقات خوبی رو براش رقم بزنه

‫جای خوبی اینجا دارین

‫اوقات خوبی رو توی سن پترزبورگ می‌گذرونین آقای هاوکز؟

‫اوه، فقط واسه چند روزه

‫امیدوار بودم زمان بیشتری اینجا بمونم. ‫ولی انگار معلومه که باید برگردم خونه

‫همکارم میگه یکی از بیمارها طرفدار توئه

‫میشه بری اتاقش و بهش سلام کنی؟

‫تق تق ‫سلام کوچولو. حالت چطوره؟

‫تو... رایان هاوکز هستی؟

‫آره، خودمم

‫پوستر منو که داری

‫طرفدار واقعی هستی، هان؟

‫تو انگلیسی صحبت می‌کنی، هان؟

‫خوبه

‫احتمالاً خیلی بهتر از ربون روسی باشه

‫هی، ام ...

‫شنیدم خودتم فوتبال بازی می‌کنی. درسته؟

‫متأسفم که اینو می‌شنوم ‫می‌دونم که چه حسی داره. باور کن. چند وقته؟

‫چند روز پیش. 25ام می

‫25می؟ شوخی می‌کنی. ‫روز بدی هم واسه من بود

‫نه مثل تو... اصلاً بیخیال

‫هی، یه چیزی بهم بگو. ‫وقتی بهتر شدی ...

‫چطوره بیای به لس آنجلس و یه بازی با من بکنی

‫واقعاً؟ داری منو دعوت می‌کنی؟

‫آره

‫خودمم خیلی دوست دارم. ‫واقعاً میگم

‫اوه، آره

‫متأسفم ولی باید برم.

‫تو استراحت کن. دوباره به بازی کردن برگرد ‫و این آقایون جزئیاتت رو به من میگن

‫توی لس آنجلس می‌بینمت. باشه؟

‫اوه، هی، می‌خوای قبل رفتن توپت رو امضا کنم؟

‫آره!

‫عالیه. خیلی‌خب

‫خیلی‌خب ...

‫اینو از کجا آوردی؟

‫مامانم آوردش. ‫گفت توی کشتیش بودی

‫مامانت؟

‫اسم مامانت چیه؟

‫لانا

‫و اسم تو دنی‌ـه؟

‫از کجا می‌دونی؟

‫هی، یه چیزی بهم بگو ‫الآن مامان کجاست؟

‫صبرکن، تو اونو می‌شناسی؟

‫دنبالش می‌گشتم. ‫احتمالاً کل زندگیم

‫باشه ...

‫اون چند وقت پیش از اینجا رفت

‫پس احتمالاً از روی پل عبور می‌کنه. ‫اگه از مترو نره ...

‫باشه، باشه... مراقب این باش

‫صبرکن، رایا. ‫کجا میری؟

‫الآ« برمیگردم. ‫به زودی می‌بینمت

‫لانا! لانا؟

‫نه، نه، نه. ‫باید رد بشم. متوجه نیستی!

‫باید برم!

‫لانا! لانا!

‫لانا!

‫لانا!

‫لانا!

‫لانا!

‫لانا!

‫چطور منو پیدا کردی؟

‫دنی کمکم کرد

‫دنی؟

‫رایان هاوکز، یه معجزه‌ی واقعی رفقا

‫بعد از مصدومیت داره برای اولین بار ‫برای تیم ملی آمریکا بازی می‌کنه

‫فصل قبل 25 گل زد

‫و مطمئنم که هاوکز خیلی خوشحال میشه که بتونه ...

‫25دقیقه از این جام جهانی و بازی کنه ‫کی می‌دونه پاش چقدر دووم میاره؟

‫بعد از شکسته شدن پاش ‫هاوکز باید خیلی چیزا رو ثابت کنه

‫و به محض اینکه گل بزنه ‫هیئت مدیره راضی میشن

‫یالا رایان!

‫برو، برو، برو!

‫انجامش بده!

ترجمه از عرفان em2ok@yahoo.com

‫.:: ارائه شده توسط وبسایت ::. ‫..::.. 30NAMA.best..::..

‫آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال ‫در تلگرام و اینستاگرام ما ‫.:. @OfficialCinama .:.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.