Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
IMDb-Dl Proudly Presents Translated By Elka
هماهنگ كننده R_HURRICANE
.بايد خوب باشه که دوباره برگشتيد خونه، قربان
.آره
.خب، بايد ديد چي ميشه
.عصر بخير
.اومدم معاون "هارولد کوپر" رو ببينم
قرار داريد؟
.نه
.بهش بگيد "ريموند ردينگتون" اومده
."رسلر" از ستاد فرماندهيه "واشنگتن"
.مامور پروندهي "ردينگتون" هستم
کِي اين اتفاق افتاده؟ - .کمتر از يک ساعت پيش -
مطمئنيد خودشه؟
خودشه، اثر انگشتها و خالکوبيهاش .با اطلاعات ما مطابقت داره
حتي خواستار اطلاعات محرمانهي ماموريت شهر .بروکسل" در سال 2008 شديم و بررسي کرديم"
تو "بروکسل" چي شده بود؟ - قربان؟ -
.سعي کرديم اونجا بکشيمش قربان
.خود خودشه
با يه کيف دستي اومد که شامل تمام اسمهاي .جعلياي بود که تاحالا استفاده کرده
.اکثرش رو ما تا حالا نشنيده بوديم
چي ميخواد؟
.نميدونيم، حرف نميزنه
.مثل مجسمه نشسته اونجا
.با مسئولين آزمايشگاه تماس بگير
بهشون بگو يه تراشهي شناسايي با امواج .راديويي از نوع آلفا وارد بدنش کنن
تمام بررسيهاي سازمانهاي اطلاعاتي مثل .رو واسم بيار "CIA" و "NSA"
دقيقا چيو ميخوايد بدونيد؟
.همه چيز رو
ريموند رد ردينگتون" تو دانشکدهي نيروي" .دريايي درس خونده
.دانشجوي برتر بوده .تو سن 24 سالگي فارغ التحصيل شده
.قرار بوده که فرماندهي نيروي دريايي بشه
...بعدش تو سال 1990، "ردينگتون" برميگرده خونه
.تا همسر و دخترش رو براي کريسمس ببينه
.اما هيچوقت برنميگرده
اين افسر محترم که ميخواسته برگرده يهو کلا از صحنهي روزگار غيب ميشه
...تا اينکه چهار سال بعد
اطلاعات فوق سري و داخليه آمريکا تو مناطق ..."مغرب"
شهر "اسلام آباد (پايتخت پاکستان)" و .پکن" پيدا ميشه"
.اين افشاگريها در آخر به "ردينگتون" ختم شد
،اين آدم همه رو با هر نژادي که باشن آزار ميده به گروهها کمک رساني ميکنه
و کسيه که واسه همکارهاي مجرمش يه بنگاه .دلالي ساخته
.آخ
.هيچ کشوري نداره .هيچگونه هدف و برنامهي سياسياي نداره
ردينگتون" فقط به اوني وفاداره که پول" .بيشتري بده
.تو روزنامهها واسش يه اسم خاص پيدا کردن
."مسئول بخش جنايي"
.روي خطه
.ظاهرا يه نفر که اجازهي تصميم گيري داره اومده
."بوي گند اودکلنت رو حس ميکنم مامور "کوپر
.بوي غرور و گستاخي ميده
.کابلها رو وصل کنيد .ميخوام از اينجا ببينمش، بجنبيد
...احتمالا کلي سوال داري
...پس بيا با مهمترينش شروع کنيم
."چرا اينجا هستم"
حمله به سفارت آمريکا تو "دمشق" در سال 1986رو يادت مياد؟
...دزديده شدن 6 تا از شهروندان خارجي
از کنسولگريه "فرانسه" تو شهر "الجزيره" در ...سال 1997
يا قانون شکنيه بانک "کرونگتاي" تو شهر بانكوك" در سال 2002 رو يادته؟"
.به نظر تو اين اتفاقها به هم ربطي ندارن
ميتونم بهت بگم که مسئول تمام اين اتفاقات .فقط يک نفره
.اسمش "رانکو زماني"ــه
.تو اونو ميخواي .منم ميخوامش
.پس بذار بگيم که علايقمون با هم يکيه
."رانکو سينيسا زماني"
."شهروند "صربي" تحصيل کرده در "آمريکا
.رانکو زماني" شش سال ميشه که مرده" .يه تهديده که وجود خارجي نداره
پس اونوقت يه مرد مرده سوار هواپيماي پرواز 283 از "مونيخ" .به مقصد "دالاس"شده
.اون با اسم "ساچا ام چاکو" وارد کشور شده
ساعت 10:56 دقيقهي صبح گمرکي داده و - .اومده بيرون. همه گوش کنيد
آزمايشگاه همين الان اثر انگشت رو از .روي صندليه هواپيما بررسي کرد
.تو 9 تا بخش با هم شباهت دارن
.زماني" زندست"
.حواسم به توئه
اشتباه کردي؟
.آره
.آره، اشتباه کردي
.حداقل اين بار اول نيست .يه جاي آشناست
...حالا بهت "زماني" رو تحويل ميدم اما اول
.اما اول"ــي وجود نداره" .تو تصميم گيرنده نيستي
.مامور "کوپر"، اختياراتت رو زيادي بزرگش کردي
بهت گفتم کمکت ميکنم تا "زماني" رو پيدا کني .و اينکارو ميکنم
...اما از الان به بعد، يه قانون خيلي مهم وجود داره
.من فقط با "اليزابت کين" حرف ميزنم
اليزابت کين" ديگه کدوم خريه؟"
.رفيق
.بيخيال رفيق
عزيزم ساعت چنده؟
.نميدونم ساعت چند بايد اونجا باشي؟
.لعنتي - چي شده؟ -
!لعنتي - چيه؟ -
!نه! اولين روزم
عزيزم خوبي؟ کمک ميخواي؟
.به اتوبوس نرسيدم عزيزم
.بايد ماشين رو ببرم
.نميتوني ببري، من لازمش دارم
.بايد برم به کميسيون برنامه ريزي
سگ رو ميبري بيرون، هان؟
...بردم. واسه يه سفر علمي موزهي هوا و فضا يا باغ وحش "واشنگتن"؟
.باغ وحش يه چيز همه پسنده و واسه همست - .خيلي خب -
.فکر خوبيه - .شير نداريم -
.متاسفم - دستشويي کرده؟ -
.رو شاش سگ وايسادم عزيزم
.سگ تو هم هست - .آره، خيلي ممنون -
!اينطوري تو روز اول بوي گند شاش ميدم
.هي، يادت نره امروز آخرين جلسهي فرزند خوندگيه .ساعت 1:30
شنيدي چي گفتم، آره؟ .ساعت 1:30
.آره، ساعت 1:30، آخرين جلسه
.ميرم تو ماشين کليدها دست توئه؟
.آره، تو جيبم .قهوت رو ميبرم
.ديگه دستشويي نکن رفيق
چيه؟
.هر دومون هفت دقيقه پيش بيدار شديم
...مطمئنم شلوارم رو برعکس پوشيدم
.و نميتونم جلوم رو درست ببينم
...اما تو يه جوري لباس پوشيدي
و آماده شدي که مثل روز اولي که ديدمت .خوشگلي
.فکر کنم يه چيزي يادم رفته - .آره -
ميدوني که نميذارم شغلم رو مسائل مربوط به خودمون و خانوادمون تاثير بذاره، هان؟
.ميدونم
يه خانواده ميخوايم، پس يه خانوادهي خوب .تشکيل ميديم
در مورد قضيهي بچه جدي بودي؟
...چونکه يه سري مسائل دارم که
!ماماني
.امروز همون روزه .آره، ميدونم
.خيلي بهت افتخار ميکنم
.ممنونم - .واسه اينکار خيلي زحمت کشيدي -
نگراني؟
.نه، اما خيلي ديرم شده
."مامور "کين
دونالد رسلر" هستم از ستاد فرماندهي" ."واشنگتن"
.بايد همين الان با من بيايد
.عزيزم فکر کنم به ماشين نيازي ندارم
مامور "کين"، درست ميگم؟
.بله قربان -
."هارولد کوپر" .معاون ستاد مبارزه با تروريسم هستم
.بله قربان، ميدونم کي هستيد
پس ميتوني بگي اينجا چه خبره؟
.کاشکي ميتونستم
...ميتونم بهتون بگم که
...مثل همه توسط آژانس با دقت بررسي شدم
همون بررسي هميشگي در مورد سابقم و .مسائل روحي رواني و اينجور چيزا
مطمئنم الان تيم تحقيقاتي داره تمام اطلاعات ...منو بررسي ميکنه
.و ميتونم بهتون بگم که چي پيدا ميکنن
چي پيدا ميکنن؟
.هيچي، هيچگونه ارتباطي با "ردينگتون" ندارم
ميگن امروز اولين روز کاريتون به عنوان مسئول .روانشناسي و شرح حال نويس هستش
.بله قربان .از "نيويورک" دوباره انتخابم کردن
.ماه گذشته از "کوانتيکو" فارغ التحصيل شدم
.تبريک ميگم - .ممنونم -
.يه لطفي کن .يه توضيحي در مورد خودت و زندگيت بده
ببخشيد قربان؟
تو کي هستي؟ اون دنبال چيه؟
.اليزابت کين" رو کاملا شرح بده"
.باشه
.خب 4 سال با آژانس کار کردم
تو "نيويورک" رئيس بخش روانشناسي قسمت .سيار و اضطراري بودم
...روي قتلها
...اخاذيها - .رزومت رو خوندم -
.بله
.همکارام منو "قربان" صدا ميکنن
...فکر ميکنن که من
.يه آدم عوضيم
...مثل خيلي از بچهها که خودشون بزرگ شدن
ميتونم رفتارهاي مربوط به خوددوستي .و خودشيفتگي رو از خودم نشون بدم
.ميتونم انزوا طلب و گسسته باشم
به شدت دوست دارم ذهن يه مجرم رو بفهمم .و خودم رو جاي اونا بذارم
...مدرک رسميه روانشناسيه قانوني دارم
...و هنوز طبق يه خيال باطل کار ميکنم
و به اين باورم که ميتونم با داشتن بچهاي که .فقط واسه خودمه، گذشتم رو از نو بنويسم
واست عجيب نيست که "ردينگتون" دقيقا ...روزي خودش رو تسليم کرد
که تو به عنوان شرح حال نويس و روانشناس کارت رو شروع کردي؟
.به نظرم اين يعني منتظر من بوده
چرا شخص تو؟
چونکه تازه کارم و فکر ميکنه به راحتي تحريک .ميشم و فريب ميخورم
.مشخصه که طرف منو خيلي خوب نميشناسه
اينجا کجاست؟
،"ساختمان مرکزي دسته بنديه "واشنگتن ."خدمات پستي "آمريکا
12سال پيش اينجا رو ترک کردن و ميخواستن .تخريبش کنن
آژانس بعد از حملات 11 سپتامبر مالک اين .ساختمون شد
از اون موقع يه سري عملياتهاي مخفي اينجا .صورت ميگيره
پس يه پايگاه سريه؟
از اونجايي که ما يه مقدار احساسي هستيم .ترجيح ميديم بهش بگيم ادارهي پست
...اگه چيزي نياز داشتي يادت باشه که
.ما اينجاييم
.مامور "کين"، چه افتخاري
...خب
.من اينجام
.هايلات موهات رو برداشتــي
.اصلا شبيه افراد شهر "بالتيمور" نيستي
هنوزم زياد ميري خونه؟
.در مورد "زماني" بهم بگو
.سالها ميشه نرفتم خونه
.چرا من؟ من که کسي نيستم .تازه اولين روزمه
.چيز خاصي در مورد من وجود نداره
.به نظر من تو خيلي خاصي
...تا يه ساعت ديگه "مارکو زماني" دختر
.ژنرال آمريکا يعني "دنيل رايکر" رو ميدزده
...يه جور تغيير مسير ايجاد ميشه
...ارتباطات ميريزه بهم
.بعدش دختره رو ميگيره
.ميخواد در ظرف 36 ساعت از کشور خارج بشه
.اگه سريع عمل نکنيد دختره کشته ميشه
.اين چيزيه که من ميدونم
از کجا ميدوني؟
.آخه من آوردمش داخل کشور
بايد باورت کنم؟
!نه، معلومه که نه
.من يه مجرمم .همهي مجرما دروغگوهايي معروف و رسوا هستن
.همه چيز در مورد من يه دروغه
اما تنها کسي که ميتونه بهم يه فرصت دوباره .بده تويي
.هردومون خيلي زياد تحت تاثير قرار گرفتيم
.منظورم اينه که يه نگاهي به خودت بنداز
پدرت که يه مجرم حرفهاي بود و اينطوري پول ...درمياورد ترکت کرد
يه مادر داشتي که به خاطر ضعف و شرم و ...خجالت فوت کرد
و تو هنوز اينجاي کاري، ميخواي واسه خودت ...اسم و رسمي جور کني
.و "رانکو زماني" رو دستگير کني
."تو رو معروف ميکنم "ليزي
چي بهش گفتيد؟
از چي داري حرف ميزني؟
اينارو از کجا ميدونه؟
مسائل خصوصي در مورد خانوادم رو از کجا ميدونه؟
چرا تو گزارشاتت چيزي در مورد جرمهاي پدرت نبود؟
"بايد با فرماندهي گروه ضربت تو "کوانتيکو تماس بگيريم
و يه تيم بفرستيم پيش دختره
.اصلا معني نداره، داره بلوف ميزنه قربان
.نه، حرفاش معني دار و درسته
.5سال ميشه که مامور پروندهي اين شخصم
تو اين 5 سال چي گير آوردي؟
.ازم خواستيد بيام اينجا و نظرم رو پرسيديد
...اينم نظرم .اون دختر رو ميخوان بدزدن
.ببخشيد
.تام"، خدا رو شکر که برداشتي"
.سلام، بهم بگو که نزديکي چه خبره؟ نزديک اينجايي؟
...اون هليکوپتر ...منو بردن پيش معاون
.و يه پرونده بهم دادن، نميتونم الان بپيچونمش
شوخي ميکني، آره؟
.مردم تو جلسهي فرزند خوندگي منتظرن
ليز"، اونجايي؟"
.نمايش خوبي اونجا داشتي
...بهتره خودت رو جمع و جور کني
.چونکه نيروي ويژه رو وارد ماجرا کردي
...ميشه يه دقيقه وقت بدي بهم
.وقتي نداريم، بجنب
.بيا بريم
...متاسفم، ميدونم که
قرار داشتيم، اما پاي يه دختر در ميونه، يه ...اتفاقي افتاده
.نميتونم چيزي بهت بگم، محرمانست
.امروز کاملا سريه - ..."ليزي" -
...ليزي"، عزيزم، اگه قضيه خيلي جدي و سخته"
نيازي نيست الان انجام بديم، باشه؟
.مجبور نيستيم انجام بديم .سال ديگه ميتونيم انجام بديم
،اما اگه قراره با اين قضيه روبرو بشيم .بهتره اينکار رو با من انجام بدي
."نميتونم اينکارو تنهايي انجام بدم "ليزي
.بايد بريم
...نه، نه، "تام"، گوش کن
خانوادمون تنها چيزيه که مهمه، باشه؟
.تنها چيزيه که مهمه - .خيلي خب -
خيلي خب بذار...بذار قضيه رو بررسي کنم، خودم حلش ميکنم
،فکر کنم الان اين زنه يه مشت بزنه تو صورتم .اما متوجه شدم
.خيلي متاسفم
نيازي نيست، فقط در امان باش، خيلي خب؟ .دوسِت دارم
.منم دوسِت دارم
.قربان
.راحت باش
.يه شرايطي پيش اومده قربان
.در مورد دخترتونه
دخترم؟
.با تفنگ وارد نشيد
.نميخوايم بچهها رو بترسونيم
.خودم ميرم
.بس"، عزيزم، اين خانم ميخواد باهات حرف بزنه"
.سلام "بس"، نترس
فقط بايد با من بياي، باشه؟
.ممنونم
اسمت "بس"ــه، آره؟ آره؟
.اسم منم "بس"ــه
.اليزابت" هستم"
.البته دوستام منو "ليز" صدا ميکنن
.تو هم اگه بخواي ميتوني "ليز" صدام کني
...باباي منم يه سنجاق مثل اين داره
.واقعا؟ شرط ميبندم بابات کلي مدال داره
واسه گرفتن يه سنجاق مثل اين بايد خيلي .شجاع باشي
اين سنجاق ويژهي توئه، باشه؟
.بفرما
دوسش داري؟
...مجبور نيستي
.خيلي ممنونم، قشنگه
.گاو نر خيلي احمقه، مواظب باش
.باشه، مراقبم
چي شده؟
هي، اونجا چه خبر شده؟
.به خاطر مواد خطرناک جاده رو بستن .ميخوايم دور بزنيم
.از رعد به گروه اول
مواظب باشيد، جلوي جاده مواد خطرناک .شيميايي ريخته شده
.دريافت شد .مسير جايگزين رو دنبال ميکنيم
ميخواي به بابات زنگ بزني؟
.آره، ميخوام بهش بگم که حالم خوبه
.خيلي خب
!نيروي پشتيباني
خوبي؟ - .فکر کنم -
!گروه "تانگو"، گروه "تانگو" جواب بده
!نميتونم ببينم ...خون رفته تو
!دختره رو بگير
.اگه ميخواي دختره نجات پيدا کنه، شليک نکن
.بگيرش
.عزيزم اين دود ممکنه به ما آسيب بزنه
خيلي خب؟ ميخوام به خاطر من اين ماسک رو .بذاري
تو چي؟ -
.فقط يه دونه داريم -
.واسه توئه عزيزم .خيلي خب، گوش بده
.اينا ميخوان تو رو ببرن -
ميخوان بهم آسيب بزنن؟ -
.بهت آسيب نميزنن من پيدات ميکنم، باشه؟
.باشه
.بس"، پيدات ميکنم"
کي تماس گرفت تا اون خانم بره دنبال دخترم؟
کي تماس گرفت؟
دختره کجاست؟ .4ساعت شده
.افرادت درخواستي نکردن
.افرادم؟ بهتون گفتم که "زماني" دختره رو ميگيره
.گفتم که فقط همينو ميدونم
.از اينجا به بعد با شماست
.در مورد "زماني" به کمکت نياز دارم
نظرت درمورد يه معامله چيه؟
.تو به من ميگي، منم به تو ميگم
.در مورد زخم کف دستت بهم بگو
.متوجه شدم چجوري روش رو ميمالي
.يه آتيش سوزي بود .14سالم بود
.يه نفر ميخواست بهت آسيب بزنه
.راستش نه
ميتونم ببينمش؟
واقعا يه بچه ميخواي؟
چطوري ممکنه ....اما يه بچه اتفاقات گذشته رو درست نميکنه
از وقتي شب کريسمس زن و دخترت رو ترک ...کردي
ديگه اين حق رو نداري در مورد مسائل پدر و .فرزندي حرف بزني
.دختره
اون دختر رو پيدا نميکني مگر اينکه .ياد بگيري به اين قضيه يه جور ديگه نگاه كني
چجوري بايد نگاه کنم؟
.مثل يه مجرم
.شايد آسونتر از اون چيزي بشه که فکر ميکني
ميتونم بهت نشون بدم؟
.خب حداقل ميدونيد "زماني" چه شکليه
!خداي من
.چند سال ميشه نديدمش
.دوست جالبيه
.اين کلا به اين قضيه ربط نداره
.اينجا اصلا به شخص مورد نظر اشاره نکرديد
."ميروسلاو"
.بهش ميگن شيميدان
.يه کارشناس قابل توجه تو زمينهي تسليحات
از موسسهي تکنولوژيه "ماساچوستز" اومد بيرون .تا واسه يه روسي به نام "ور اوسايان" کار کنه
اين دو سال اخير، به يه آدم مستقل و خيلي .گرون قيمت تبديل شده
.نميدونم اينا ديگه چيان
.اين آلمانيه
."يه بانکدار به اسم "راينهارت
.احتمالا اين داره پول رو جابجا ميکنه
دختره چي؟
در مورد دختره و پدرش چي داريد؟
جدول زمانيه 36 ساعتت يه رويداد خاص رو .مطرح ميکنه
."يه رويداد تو "واشنگتن
.نميدونم دختره چه ربطي به اين قضيه داره
شيميدان چي؟
...مهم...پول خوب و کافي
.هر کاري که "زماني" ميخواد بکنه خيلي گرونه
يه جور حمله؟
.مثل يه پليس داري فکر ميکني
.پليسها خيلي واقعيت گرا هستن
.اونا به تشريفات و پروتکلها تعهد دارن
.قضيه رو شخصي فرض کن
.خيلي خب، اين خيلي بي معنيه
.زماني" مريضه" .ويروس "نيپا" داره "CIA" طبق گزارشات
.مردن اونو خيلي خطرناک کرده
پس قبل از مرگش چيرو به شدت ميخواد؟
و اون چيز چه ربطي به اون دختر کوچولو داره؟
...پدرش، همون ژنرال، يه مدت تو "بوسني" بوده
و از ارتش "ناتو" تو جريانات محاصرهي منطقهي .بيهاچ" حمايت ميکرده"
.اونجا خونهي "زماني"ــه
...اتاقک سلاحهاي شيميايي رو بمباران کرد
.و تمام روستا مسموم و شيميايي شدن
.قضيه در مورد خانوادشه
.اونا کشته شدن اما "زماني" نجات پيدا کرد
.ميخواد انتقام بگيره
يه شيميدان استخدام کرده تا يه بمب بسازه .و اونو تو "واشنگتن" منفجر کنه
...ميخواد از "بس" واسه انتقامش استفاده کنه
.و بمب رو آزاد کنه
.خيلي خب بجنبيد .بايد سريع کار رو شروع کنيم
.يه آشنا دارم
بهش ميگن هتل دار، يه سري خونهي .امن داره
تحت فشار قرارش بدين. اون ميدونه شيميدان رو .از کجا پيدا کنيد
اگه شيميدان رو پيدا کنيد، "زماني" هم پيدا .ميکنيد
اين يارو هتل داره کجاست؟
.اگه بهتون بگم بايد به جاش يه چيزي بهم بديد
.ديگه نبايد تو بند و قفس باشم
...اگه ميخوايد "زماني" رو بگيريد
...بايد باور کنه که من آزادم
...و با دوست قديميم در تماسم
...و تو هتل مورد علاقم مستقر شدم
..."اگه فکر ميکني ميبريمت هتل "شراتون
هتلهاي کمپانيه "استاروود" واسه ."خودت "هارولد
.با هتل "شراتون" اصلا حال نميکنم
.هي، لذت ببر رفيق
،به محض اينکه اين داستان تموم بشه .برميگردي به پايگاه سريمون
.آقاي "هومن"، خيلي خوبه که برگشتيد
.اينجا "شامپاين" خيلي خوب داريم
مثل هميشه، واسه تختها به جاي رو تختي .از پتو استفاده کرديم
چيز ديگهاي هم هست؟ - ."نه، ممنونم "اريک -
انعام اين آقا رو بديد، باشه؟
شيميدان کجاست؟
.دستها بالا ،"FBI"
?
?
?
?
.آزمايشگاه رو پيدا کردن
همين الان که داريم حرف ميزنيم دارن از .شيميدان بازجويي ميکنن
بمب چي؟
.فکر کنم قبل از اينکه بسازه رسيديم
.بايد از اينجا برم و يه مقدار استراحت کنم
.يه دوشي بگيرم و همسرم رو ببينم
.زياد دور نشو
...يا خدا
گفتن آره؟
عزيزم! چطوري اينکارو کردي؟
...خداي من، باورم نميشه
...ميخوايم يه بچه داشته باشيم و اين همون
تام"؟"
.بشين
!بشين
هرکاري ميگم بکن وگرنه به همسرت شليک .ميکنم
...ميبيني، من و "تام"، باهم صحبت کرديم
سعي داشتيم بفهميم از کجا ميدونستي من .تو شهرم
...بهش ميگم که تو نقشم رو در مورد
.دزديه دختر ژنرال فهميدي
.تام"، نگام کن"
.واسه يه سورپرايز عالي آماده بود
.اما افرادم خيلي خوب ادارش کردن، فکر کنم
.همه چي درست ميشه
اما بعدش دوستات رفتن سراغ .دوست شيميدانم
...کارم با "شيميدان" تموم شده بود
با اينکارت باعث شدي که ديگه دستمزدي .بهش ندم
.و از اين بابت ممنونم
.اما...اين قضيه کنجکاوم کرده که ديگه چي ميدوني
ديگه چي ميدوني؟
...نميدونم
."تام" .نه، نه، نه، نه، نه، اينجا
.سوال پرسيدم
از نقشم ديگه چي ميدوني؟
.يه بمب، شايد .دقيق نميدونيم
فقط در مورد دختره ميدونيم، بقيش همه .حدس و گمانه
.تام"، عزيزم، همه چي حل ميشه"
!حرومزاده
از نقشم ديگه چي ميدوني؟
!قسم ميخورم هيچي
.خداي من
.اونطور که "ردينگتون" ميگه باهوش نيستي
دوستم مدام به تو فکر ميکنه و ذهنش رو .مشغول کردي
.دقيق نميدونم چرا
.حل ميشه
.نقشهاي که کشيدم کلي تلفات داره
.پس حالا انتخاب با توئه
...الان جلومو بگير و کلي آمريکايي نجات بده
.و يا اينکه فقط يه نفر رو نجات بده
انتخابت چيه؟
.تام"، عزيزم"
.خداي من .عزيزم چشمات رو باز نگه دار
.کمک ميارم
.کمک ميارم
نخواب ، !حالت خوب ميشه
!حالت خوب ميشه - اورژانس، 911، وضعيتتون چيه؟ -
تو فرستاديش؟
تو اينکارو کردي؟
کدوم کار؟
!اومده بود تو خونم
به همسرم دستگاه تنفس وصل کردن چونکه ...زماني" اومده بود"
.آروم باش و بگو چي شده
خودتو نزن به اون راه. تو تنها کسي هستي .که من رو به "زماني" مرتبط کرده
.بهم گفت که ذهنت رو به شدت مشغول کردم
در مورد دختره حرف زد يا بمب؟
.ما که تيم نيستيم
."زماني" - .من که همکار تو نيستم -
چي گفت؟
...نميدونم، گفتش
...در مورد تلفات حرف زد و مواد شيميايي
.در مورد تو هم حرف زد
حتي واسه اينکه شيميدان رو دستگير کردم .ازم تشکر کرد
.پس هنوز ميخواد از بمب استفاده کنه
چرا اومده بود تو خونم؟
!بهم بگو! ميشناسيش
چرا الان همسرم تو بيمارستان با مرگ سر و کار داره؟
،حقيقت اينه که عليرغم احساساتت .همسرت اصلا مهم نيست
."زماني" بهت لطف کرده "ليزي"
.حالا، ميدوني که سرخ رگت رو سوراخ کردم
.تو بهترين حالت، يه دقيقه ديگه از حال ميري
.حالا قضيه اينطوري پيش ميره
بهم ميگي چجوري "زماني" رو پيدا کنم و همه ...چيز حل بشه
.وگرنه ميذارم همينجا جون بدي
فهميدي؟
.آره
...اما اگه بميرم
هيچوقت حقيقت رو در مورد همسرت متوجه .نميشي
.در مورد همسرم هيچي نميدوني
مامور "رسلر"؟
.بايد باهاش حرف بزنم
.حتي نبايد اينجا باشي
.تحت بررسيه رسمي قرار داري .خودت ميدوني
.ميدونم شيميدان حرفي نميزنه، مگه نه؟
.نه
.رد"، "زماني" رو ميشناسه" .فقط بهم 5 دقيقه وقت بده
.ممنونم
.رفته
.از ديدنت خوشحالم دوست قديمي
.رديابي رو شروع کردم
.خيلي خب، پيداش کردم
طبق گزارش تراشهي داخل بدنش، تو بناي .تاريخيه "لينکولن"ــه
.داريم ميريم سمتش .40ثانيه از موقعيت فاصله داريم، تو راهيم
داستانت با مامور "کين" چطور پيش رفت؟
.رفتم به ديدنش، همونطور که خواستي
همسرش چي؟
.همونطور که گفتي
خيلي بده که تماشاي شکوفه زدن درختهاي .گيلاس رو از دست ميدي
به نظرم خيلي از مردم از تماشاي شکوفههاي .درخت گيلاس محروم ميشن
.بهم بگو بينم، دختر ژنرال ريسک بزرگيه
.قضيه خيلي بيشتر از دزديدن يه دختره
.داره حرکت ميکنه و به سمت غرب ميره
...قضيه در مورد
.بچههاست
...ريموند"، امروز"
...تو اين روز
.مصيبت رو بهشون برميگردونم
...60سال در مورد امروز حرف ميزنن
.در مورد ميراثي که بجا ميذارم
.هنوز داره ميره سمت غرب .300يارديه موقعيت شماست
الو؟ - .يه راهنمايي ميکنم -
.زماني" يه چيزي فراتر از دختر ژنرال ميخواد"
.اون دنبال تعداد زيادي بچست - کجايي؟ -
.داريم ميرسيم به خيابون 14ام !بايد عجله کني!بايد عجله کني
.بايد بهم بگي که "زماني" چي گفت
...تو خونه ، چي گفت
چي ديدي؟
.در مورد دختر و شيميدان پرسيد
نه، چي ديدي؟
.همه جا خوني بود.همه جا خوني بود
."يه نفسي بکش "ليزي
.اينجا
.يه خالکوبي داشت
.يه ارتدکسه "صربي"ــه
.داري بهش نزديک ميشي
.نميتونه خالکوبي داشته باشه - .ميدونم چي ديدم -
.اما اون علامت رو يه جا ديدم
"يه سفر علمي، موزهي هوا و فضاي "واشنگتن يا باغ وحش "واشنگتن"؟
.خالکوبي نبود
.جاي مهر بود
زماني" ميخواد باغ وحش "واشنگتن" رو" .منفجر کنه
چيزي پيدا نکردم، بجنب، کجاست؟
."داره ميره داخل خيابون "مريلند
.روبروت، دقيقا روبروته
.توقف کرده
.سيگنال حرکت نميکنه .دقيقا همونجاست
کجاست؟
.بايد دقيقا پشت سرت باشه
.از جهت عمودي ميگم
نزديکت پله هستش؟
بس"؟"
سلام عزيزم، صدمه ديدي؟
.نه
تنهايي؟
.گفت اينجا منتظر بابام باشم
.گفتش اينو در نيارم
.هرکاري ميکني بهش دست نزن
.کمتر از 3 دقيقه وقت داريم
بايد اينجارو خالي کنم و با تيم خنثي کنندهي ...بمب تماس بگيرم
.افرادت هيچوقت به موقع نميرسن اونجا
.دوستم تو راهه
دوستت؟ کدوم دوست؟
!"ردينگتون"
!"ردينگتون"
!دستها بالا
."زماني"
.از اون لبه بيا پايين
دستهات رو بذار جايي که ببينم وگرنه بهت .شليک ميکنم
...به ژنرال بگو دخترش
.يکي از کشته شدگان بدبخت غير نظامي بود
.تراشهي رديابي رو از بدنش خارج کرده
.حرومزاده
ردينگتون" تو رو فرستاده؟"
.نميفهمم چي ميگي ميتوني بمب رو خنثي کني؟
ميتوني خنثي کنيش؟
همه چيز درست ميشه؟ - .آره عزيزم، همه چي درست ميشه -
.هي، منم وقتي همسن تو بودم ترسيدم
.اما يه سلاح مخفي دارم که امن نگهم ميداره
.بابام داده بهم
.خيلي ويژست .تاحالا به کسي نشونش ندادم
.مثل يه جادوئه
چيکار ميکنه؟
...هر وقت ناراحتم و احساس ترس ميکنم
اينطوري لمسش ميکنم و بهم احساس .شجاعت ميده
ميخواي ببيني تو رو هم شجاع ميکنه يا نه؟
آره؟
.دختر شجاعي هستي
!"عاليه"
.صبر کن
!صبر کن
چيکار داري ميکني؟
.فکر کن اون دستگاه مثل دستمزدشه
"!دمت گرم، ممنونم"
.اون يه سلاح شيمياييه
.عاشق اينجور چيزاست
.مطمئنا بيشتر از ما به کارش مياد
!بابايي
!جليقهي قرمز، سويشرت خاکستري !بمب دستشه
.تيم خيلي خوبي ميشيم
اون "اوکرايني"ــه کيه؟
.بهت نميگم - .يه سلاح شيميايي بهش دادي -
.خودش برد
..."قيمت کارش اين بوده "هارولد
يه سري آدم خاص کارهاي خاص ميکنن و پول .ميگيرن، خودت ميدوني
.هيچوقت اون بُعد قضيه رو در نظر نگرفتي
"بمب منفجر نشد و دختر هم سالمه و "زماني .هم مُرده
رک بگم، به نظرم اينکارها خيلي آسون و با .موفقيت انجام شد
.قضيه اصلا در مورد "زماني" نبوده
نفوذ کردي تا "FBI" تو تسليم شدي و به .از اطلاعات و مامورهاي ما استفاده کني
اطلاعاتتون؟ - .ميخواستي اون سلاح رو بدست بياري -
."من به اطلاعات شما نيازي ندارم مامور "رسلر
.از چيزايي که خودم دارم راضيام
به نظرم با خلوص نيت سعي کردم بهتون کمک ...کنم
...و مجبور بودم خودم کارو تموم کنم
.آخه شما نميتونستيد
.فکر کنم ديگه کاري نداريم
خب خيلي جالب بود، بيايد دوباره اينکارو .انجام بديم
.جدي ميگم، بيايد دوباره اينکارو انجام بديم
.به اين توجه کنيد که "زماني" تازه اوليش بوده
اوليه چي؟
.اولين اسم تو ليست من
کدوم ليست؟
."بهش ميگن "ليست سياه .اينطوري خيلي هيجان داره
.به خاطر همين همگي اينجا جمع شديم .ليست خواستهها و آرزوهام
.ليستي که بيشتر از 20 ساله دارم آمادش ميکنم
...سياستمدارها، بزهکارها، هکرها
.جاسوسها
.ما ليست خودمون رو داريم
.مامور "رسلر"، بيخيال بابا
هممون ميدونيم که 10 نفر برتر شما بيشتر .جنبهي تبليغاتي دارن
.تو بهترين حالت يه جور رقابت واسه محبوبيته
من دارم در مورد مجرميني حرف ميزنم که .خيلي مهمن
کسايي که شما نميتونيد پيداشون کنيد .چونکه اصلا نميدونيد وجود دارن
.زماني" تو ليستم معموليترين فرد بود"
.من الان مثل "احب"ام احب: کاپيتان يه کشتي که قصد شکار نهنگ ) ("داشت، در رمان و فيلم "مابي ديک
اگه افراد کلهگندهي ليستم رو ميخوايد بايد .طبق قوانين من بازي کنيد
.دو شب پشت سر هم رو تو يه جا نميخوابم
ميخوام يه تراشهي 8 ميليمتريه کاملا رمزگذاري ...شده رو تو گردنم وارد کنيد
نه اون تراشهي مسخره از نوع آلفا که وارد .شونم کرده بوديد
.ميخوام تيم امنيتي خودم رو داشته باشم .يه ليست از 5 تا متقاضيه قابل قبول تهيه کردم
.2نفر رو انتخاب کنيد
هرچيزي که بهتون ميگم طبق مصونيتي .صورت ميگيره كه من تعيين ميكنم
...و بالاخره، از همه مهمتر
.فقط با "اليزابت کين" حرف ميزنم
?
?
?
?
?
?
?
?
?
?
...يه چيز عجيب و غريب در مورد
همسرت فهميدي، مگه نه "ليزي"؟
IMDb-Dl Proudly Presents Translated By Elka
هماهنگ كننده R_HURRICANE
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.