All language subtitles for Queen_In-Hyuns_Man_E08

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

واقعا اینجا چه خبره ؟

داشتم با خودم کلنجار میرفتم که چطوری برات جبران کنم

شنیدم که میتونم کمک کنم

برا همین اومدم

دوستت بهم گفت که نقش یک عاشق مهربون رو بازی کنم

با اینکه نمیدونم چیکار باید بکنم

ولی همه تلاشم رو میکنم

کجا یاد گرفتی اینو؟

چنین احساس نابی صدها بار تو صحنه های کمیک پیش میاد

بنگ ،و تو از ناکجا آباد ظاهر میشی!خیلی چرند و خنده داره

چرند؟

باز داری سرزنشم میکنی؟

این تعریفه

اگه میخوای نقش عاشقم رو خوب بازی کنی

کارای لوس و چرندت رو ادامه بده

من همه رفتارای اینجوری رو دوست دارم

کجا داری میری؟ هی،اول باید لباسات رو عوض کنی

اونقدری وقت نداریم

پنج دقیقه ای بیا

مصالحه خوب پیش رفت سرورم؟

هی،کارمون که تموم شد یک نوشیدنی مهمونم کن

چی؟

هاه.یکی دیگه حالت رو گرفته و تو برای دلداری اومدی سراغ من؟

اون دوتا باهم بودن

و به تو هیچ اهمیتی ندادن؟

مستقیم نرو خونه،خب؟

آقای هان دونگ مین،مشکل دیروز حل شد؟

بله کارگردان،.نگران نباشید

....درسته،کارگردان

من یک فکر خیلی خوب دارم

چطوره ملکه این هیون رو با سم بکشیم؟

به نظرم خیلی عالی میشه

فکر من نیست کارگردان.سوتفاهم نشه

ایده منه.نظرتون چیه؟

چرا ملکه این هیون رو بکشیم؟

چون من ازش خسته شدم و حالم ازش بهم میخوره

...خسته ودلزده شدی،میخوای همسر سابقت رو بکشی

این کار یک روانیه نه یک شاه

ولی سوک جونگ یک روانیه،نه؟

چند بار نظرش رو راجع به دو تا همسراش عوض کرد؟

یکیشون رو ول کرد و با اون یکی به خوشی زندگی کرد

همسر سابق همسر جدید رو بکشه،به نظرت این درسته؟

کارگردان!کارگردان

هی،تو حق نداری یک راست بری خونه باید به من برسی

معذرت میخوام دیر کردم

شنیدم همه چی خوب پیش رفته

چی؟اوه،بله

ببخشید که همه رو نگران کردم

چرا گوشیش رو برنمیداره؟

بعد اینکه آدما رو اونجوری گول میزنی،کجا رفتی؟

این..لطفا بگیریدش

این چیه؟

آقای پاک جون هو که نقش جانگ هی جا رو بازی میکرد بردن بیمارستان،درسته؟

بخاطر همین فیلم نامه عوض شده

این رو نویسنده ها امروز نوشتن

نمیشه زود مرخص بشه؟

نه ممکنه یک ماه طول بکشه

حالا قراره چه اتفاقی بیفته؟

چرا انقدر تغییر ایجاد کردن؟

آقای کارگردان،باید ازتون چند تا سوال راجع به فیلمنامه بپرسم

راجع به چیش؟

نه فقط قسمت های جانگ هی جائه حذف شده

نقش من هم خیلی عوض شده

میخوام بدونم این همه تغییر برای چیه؟

چی عوض شده؟

....آخرین قسمت گابسول هانگوک

قبلا یک بار عوض نشده؟

در اصل مین ام به کسی به نام ها مین هوان رشوه داد

تا به سوک جونگ خیانت کنه.اما سوک جونگ فهمید

ها مین هوان؟

ها مین هوان کیه؟

ببخشید؟

گابسول هانگوک در واقع نوکر مین ام بود

که با دادن نامه اش به پادشاه به اون خیانت کرد

نه اینجوری نیست

نیست؟

تغییری بود؟چیز عجیبی بود؟

نه فقط قسمت های جونگ هی جائه عوض شده

مطمئنم

...چون علاقمند بودم

حفظ کردمش

شاید داری اشتباه میکنی

...نه،فیلم نامه عجیب شده

تو سئول میخوای چه کار کنی؟

من باید سر یک چیزایی با صدراعظم به نتیجه برسم

صدراعظم؟مین ام؟چه نتیجه ای؟

چی؟

اه،هیچی.حتما من قاطی کردم

از همه..معذرت میخوام از غذاتوون لذت ببرید

ا1694،سال گابسول در شب 27ام از ماه سوم

خدمتکار مین ام از تاریکی استفاده کرد و وارد کاخ شد

و نامه مین ام رو با پرتاب یک تیر به سوک جونگ رساند

نامه یک دسیسه ای که مین ام و جانگ هی جائه چیده بودند را آشکار میکرد

نقشه ترور ملکه این هیون برای متوقف کردن تثبیت مقامش بود

همان شب،سوک جونگ نگهبانان کاخ را برای تحقیق فرستاد

تروریست هایی که به اقامتگاه ملکه حمله کرده بودند،کشته شدند

ملکه این هیون نجات پیدا کرد

....باور نکردنیه،چطوری

صبحگاه،سوک جونگ دستوری صادر کرد

مین ام و همچنین صدر اعظم،گوان دائه اون

و صدر اعظم دیگر،مون نا سئون،تبعید شد

نتایج تحقیقات نشون داد اتفاقی که در دفتر مشاور اعظم افتاد

نیز توطئه مین ام بود

گیم بونگ دو و خانواده اش از تبعید درآمدند و موقعیتشون رو پس گرفتند

آیگو...خیلی با جدیت داری مطالعه میکنی

بله،وقتی منم تازه بازیگر شده بودم

برای فیلم هایی مثل این کتاب های تاریخی میخوندم

و وقتی فیلمم راجع به بیمارستان و پزشکی بود کتاب های پزشکی می خوندم

ولی بعد از چند سال

چه کاریه همه کاری که لازمه انجام بدی اینکه خط هات رو حفظ کنی

خیلی ممنون آقا

سلام؟

کجایی؟

کافه.خیلی زنگ زده بودی

شما دو تا دقیقا دارین چه کار میکنین؟

ما باید حرف بزنیم تو فقط به فیلمت برس

راجع به چی حرف بزنی؟ همین که اومد کافی نیست؟

چی دیگه مونده که بخوای بحث کنی راجع بهش؟

مهم نیست.تو فقط خوب کار کن

گوشی رو بده دستش

چرا؟

تو مثکه نمیشنوی چی میگم،نه؟

من کارمند توام

دختر ضایع

...واقعا ناامید کننده است

سلام؟اونجا چی کار میکنی؟ بگو کار داری و از اونجا بیا بیرون

اون شروع میکنه چیزای عجیب گفتن دوباره

برام مهم نیست

اینجا ادم احساس میکنه

بین مردمی که دوست دارن تو زندگی دیگران دخالت کنن غرق داره میشه

من اینجام چون به دوستت احتیاج دارم

چه کارش داری؟

یک رازه

چی؟یک راز؟

بذار بعدا هم رو ببینیم

قطع نکن قطع نکن

من دیدم

اونا متن رو عوض کردن قسمتی که مربوط به گابسول بود

تو دیدیش؟

واقعا تو بودی؟

آدم ناشناسی که تیر رو با نامه پرتاب کرد

اون آدم و من،این رازمونه

من باید زندگی خودم رو نجات بدم

ولی اگر تقدیر بقیه رو تغییر بدم

نگران میشم که بعدش چی میشه

پس به استثنا خودم

سعی کردم تا جایی که ممکنه سرنوشت بقیه رو تغییر ندم

ولی حالا که اون چیزها درست شده احساس رهایی میکنم

احساس مردی رو دارم که خدا دعاش رو مستجاب کرده

اینطور نیست؟

اه،شاید متوجه نشی

..این یعنی

داری مسخره ام میکنی؟

خودت چی، هیچوقت متوجه نمیشی من دارم سرزنشت میکنم

من هیچوقت تورو مسخره نکردم

من فقط خودم رو سرزنش کردم

..ولی

..تغییر تاریخ

هیچکس متوجه نمیشه تغییری ایجاد شده،متوجهی؟

به نظر میاد فقط منم که میدونم

که اتفاق گابسول دقیقا چطوری بوده

درسته.من فکر میکنم هردومون میدونیم

چرا بقیه مردم نمیدونن؟

منم مطمئن نیستم

بذار بعدا صحبت کنیم

چطوری میتونی همچین حرفی بزنی؟

خانم چویی هی جین،ببخشید که دیر کردم

اکی

اول از همه،میخوام ازت تشکر کنم

ولی چیزی که باید پرسیده شه،بهتره پرسیده شه،درسته؟

خبرنگارا سوال می پرسن،و من هیچ جوابی ندارم

نمی تونم هیچی بگم

خیلی چیزها هست که باید بفهمم

تو چرا موبایل نداری؟

چون استفاده ای برام نداره

چرا استفاده ای نداری؟

هیچ راهی برای تماس باهات هست؟

در واقع،راهی نیست

چرا؟

من آدم های کمی رو اینجا میشناسم

به غیر از بانو...نه جدای از چویی هی جین

نگفتی تو بوکچون زندگی میکنی؟

چرا هیچ کس رو تو سئول نمیشناسی؟

من به ندرت توی خونه ام

اینجا زندگی نمیکنی؟

نه اینجا زندگی نمیکنم

پس کجا زندگی میکنی؟خارج از کشور؟

تو نباید تو دانشگاه درس میخوندی؟کلاسات چی؟

ببخشید،من خیلی وقت ندارم میتونم من هم یک سوال بپرسم؟

راجع به چی؟

خانم چویی هی جین الان به چه چیزی بیشتر از همه نیاز داره؟

بیشتر از همه نیاز داره؟چرا میپرسی؟

می خوام اون رو بهش بدم

تو میخوای بهش یک هدیه بدی؟

هی جین..خیلی خوشحال شد ازینکه تو تونستی به اینجا بیای

میفهمی چقدر عزت نفسش کمه؟

این عزت نفس نیست

اون فقط قلب مهربونی داره

فقط با یه وعده غذا که نمیشه محبتهاشو جبران کرده باشم

پس این رو حداقل میدونی

لطفا بگین چی باید براش بگیرم؟

اول بگو چقدر پول داری؟

پولم؟

اونچه که اون نیاز داره یه چیز یا دوچیز کوچیک نیست

وقیمتش خیلی بالاست

بنابراین...اول بگو چقدر میخوای خرج کنی؟

اونوقت من بهت میگم چی بگیری

اون بیشتر از همه چی نیاز داره؟

چیزایی که اون اغلب میخواد خیلی گرونن

هزینش مهم نیست

چقدر تظاهر میکنی؟

چطور مهم نیست وقتی که تو یه دانشجویی؟

چیزی که هی جین الان میخواد خیلی خیلی گرونه

اینو میگم چون نمیخوام تو دردسر بیفتی

اینا کافیه؟

...قبلا که گفتم با چند صد هزار وون نمیشه

اینا چک پول یه میلیونیه؟

یکی بهم گفت که با اینا میشه چیزای زیادی خرید

نمیشه خرید؟

چرا میشه...اینهمه پول چیه؟

چرا اینا رو تو کیف پول نمیزاری؟

...تو خیلی بیخیالی

کیف پول؟

خیلی سرم شلوغ بود نتونستم یکی بگیرم

یه سوال دیگه هم دارم

معنی چرند چیه؟

چرند؟

چطور میتونم کاری بکنم که بنظر چویی هی جین چرند بیاد؟

سوال عجیبیه، اره؟

اما من شوخی نمیکنم

من ازت کاملا جدی پرسیدم

هم میخوام بدونم که چویی هی جین چی نیاز داره و

هم دوست دارم کاری انجام بدم که از نظر اون چرند بیاد

امیدوارم راهنماییم کنی

خب شب بلاخره روز میشه ، درست اینجوری

دیگه نمیدونم چی به چیه

شنیدم همه داراییشو از دست داده

اون وزیر دست راسته نه؟

اون حتما فکر میکرد که فرزندانش هم میتونن از ثروتش لذت ببرن

رییس

منو ببخشین نمیتونم نزدیکتون بشم

همه اطلاعات مربوط به گذشته کیم بونگ دو در جایی رسیدگی شده

گفتی کیم بونگ دو؟

اینا همش نقشه اونه

اون وارد اتاق من شد بعد مثل یه دود ناپدید شد

ببخشید؟

من اشتباه نمیکنم

هرطور شده بفهمید اون از چه حقه ای استفاده میکنه

اگه قراره من بمیرم اون مردک هم باید حتما بمیره

میترسم اینو بگم اما علیا حضرت ملکه

شخصا لباسها و ملحفه اعلیحضرت رو دوختن

این کار بانوان قصر نیست؟

بخاطره اینه که من میخواستم خودم شخصا اینکار رو انجام بدم بانو

لطفا اونو سرزنش نکنین

تو نمیتونی اینطوری باشی عزیزم قبلا بهت نگفتم؟

لطفا منو ببخشین بانو

بسیار خب

لطفا یه لحظه صبر کنین فقط یه لحظه

سویونگ اب سیب رو بیار اینجا

بله

ببخشید میتونم بپرسم ساعت چنده؟

9.30 عصر

اون دوتا کجا رفتن؟ چیکار دارن میکنن؟

بسیار خب کارمون اینجا تمام شد

لوکیشن رو تغییر بدیم و سکانس 18 رو بگیریم

بیا

خب حالا چی میخواستی بگی؟

...خب ...خب

منظورت چیه؟

اینکه چه احساسی بعد گذروندن یه روز با کیم بونگ دو دارم

نمیدونم با چه کلماتی باید توضیح بدم

خب روم نمیشه بگم

چطور یه بازیگر نمیتونه منظورمو بفهمه؟

چی؟

برخورد یه مدیر مثل من با چنین مشکلاتی

نمیدونم چطور توضیح بدم

نمدونم که این خوبه یا چیزیه که من دارم بهش حسادت میکنم

یا چیزی که منو دلواپس میکنه

نمیدونم جلوتو بگیرم یا اینکه تشویقت کنم

بریم. دوست پسرت منتظرته

اون اومده اینجا؟

کجاست؟

اول اینو میزاریم

دوم فشار دادنه دکمه

سوم عوض کردنه دنده

چهارم فشار دادنه گاز

پنجم ایست

ششم باز کردن

چطور...رانندگی میکنی؟ دیوونه شدی؟

هفتم تغییر دنده

هشتم فشار دادن

این ماشین از کجا اومده و چطور تو داری راش میبری؟ میخوای بمیری؟

نهم خارج شدن

دهم دستتو بیار

اینو ازم قبول کن بعنوان پاداش برای نجات جونم

این ماشین چیزی نیست که تو تو زندگیت میخواستی؟

شنیدم که ماشین قبلبیتو برای مخارج زندگی فروختی

من از روشهای کوتاه برای یادگیری رانندگی استفاده میکنم این خیلی راحت تر از اسب سواریه

اگه وقت داری چرا امتحان نمیکنی؟

چرا اینجوری شدی؟

چرا از اینجور کارا میکنی دوست داری از مانهوا بری؟

دوستت گفت که اگه من از این کارای چرند انجام بدم خوشت میاد

اما انگار خوشت نیومده؟

چی داری میگی ؟ با این کارت من شوکه شدم تمام بدنم عرق سرد کرده

پس موفق شدم

اینو دزدیدی،نه؟ ...دیوانه

چطور چنین فکری میکنی ؟ من دزد نیستم

دزد نیستی؟ تو هر روز لباس میدزدی

برای لباس چاره دیگه ای ندارم

من واقعا میخواستم یه چیز بزرگ بهت بدم اما این خیلی گرونتر از اونچه من فکر میکردم بود

همه پولمو بالاش دادم

پول از کجا اوردی؟

ارث پدرم رو فروختم

این...این ماله جد بزرگمون یی سونگ گیه

درسته این از نسلهای قبل رسیده

اما چطور یه شمشیر از دوره چوسان رو انقدر خوب نگهداری کردی؟

این به خوبی محافظت شده. چقدر میارزه؟

احساس میکنم یه جورایی گول خوردم . اون شمشیر از دوره چوسان خیلی قیمتی بود

اما حالا این ماشین رو خریدم و پول هم دیگه تمام شده

چه الان چه قدیم تجار ترفندهای خودشونو دارن

تو ارثیه پدرت رو فروختی تا اینو برا من بگیری؟

اره همینطوره

واقعا میدیش به من؟

خب من که نمیتونم اینو با خودم داشته باشم

اونجور که من متوجه شدم تو یه ادم دودل و مردد نیستی

چی؟

پس چجور ادمی هستم ؟تو فهمیدی من چجوریم؟

یه ادم جسور ولی جذاب

اه اما تو که نمیفهمی جسور یعنی چی

متکبر و لجباز؟

من میدونم جسور یعنی چی؟ کیه ندونه؟ فکر میکنی من خنگم؟

داری بهم توهین میکنی؟

پس ...متکبر و کله شق و جذابم؟

راستش فکر میکنم که تو جذابی

اگه من میمردم خانوادم تو درسر می افتادن

اگه پدرم هنوز زنده بود شکی نیست که محبت هاتو جبران میکرد

تو حتما میدونی که یه قلب قدردان به مراتب بهتره

خب از اونجا که تازه قبول کردی که من جسور و جذابم پس همه چی حله

چیه؟ صورت جذابی دارم؟

اره

واقعا میتونم سوارش شم؟

خواهش میکنم صاحبش خودتی

صبر کن

دامنم خیلی بلنده

تو نقش ملکه رو بازی میکنی پس من بهت یکم راهنمایی میدم

مهم نیست ملکه رو چه تختی نشسته باشه رفتارش هیچوقت تغییر نمیکنه

من اینجوریم چون دست پاچم . فکر میکنی ملکه این هیون یه جور دیگست؟

ماشین به نظر بزرگ میاد

تا وقتی سره فیلمبرداری هستی نباید بیرون بری اینو دوستت گفته

فقط یه دوری اینجا میزنم نگران نباش

به خاطر رانندگی از اونجا تا اینجا خیلی بهت حس افتخار دست نده

اون راننندگی محسوب نمیشه

این چیزیه که بهش میگیم رانندگی

دوسش داری؟

چیه؟مشکلی هست؟

الان داری منو گول میزنی نه؟

از اول برنامه ریخته بودی که به من نزدیک بشی و منو فریب بدی نه؟

تو یه متقلبی مردمو فریب میدی نه؟

همه این صحبتها درمورد ماشین زمان یا یه چیزی شبیه این

نه ، ممکنه که این دروغها اول برای شوخی شروع شده

ولی به مرور بزگو بزرگتر شده

تا جایی که از کنترل خارج شده

درابتدا دنبال پول بودی ولی یهو تبدیل شدی به دوست پسرم

فکر کردی که این ماشینو میدی به منو میری نقشت همین بود نه؟

صداقت داشته باش،تو یه کلاهبرداری نه؟

اوه خدا چه طور میشه ماشین زمان وجود داشته باشه؟

من خیلی ساده لوحم.به همین خاطره که به این راحتی گول میخورم

نمیدونم چه طور تونستی اطلاعاتو تو اینترنت تغییر بدی

ولی هنوزم مسخرست است.یه دروغه نه؟

چه کار میکنی اگر همش یه دروغ باشه؟

منو تحویل پلیس میدی؟

معلومه که تحویلت میدم به پلیس،بعد وقتی که دوره محکومیتتو گذروندی

میتونیم واقعا باهم باشیم

ارزوم اینه که تو سرم کلاه گذاشته باشی

فکر کن ، اگه کسی رو دوست داشته باشی که سخت بتونی ملاقاتش کنی

حتی اکه نفهمی چرا بازم بلاخره میتونی باهاش ارتباط برقرار کنی

حتی اگر طرف مقابل کلاهبرداری باشه که لیاقت مردنو داره

روی هم رفته بازم از شخص دیگه ای که مال یه دوران دیگه است بهتره

تو یه کلاهبرداری مگه نه؟یه حرفه ای واقعی

همه چی دروغ بود درسته؟

بله دروغ بود

دروغگو

سوار شو.

مگه مجبور نیستی که سریع بری داخل؟

یه کاربرد دیگه ماشین رو میخوام برات توضیح بدم

کاربرد اصلی ماشین حملو نقله.ولی تنها کاربردش نیست

با دقت نگاه کن

منطورمو گرفتی؟

درسته. ماشین بعضی مواقع این کاربرد رو داره

یادت بمونه

واقعا...میدونستم، تو عاشق بوسه فریبنده من شدی

~ !چویی هی جین!ملکه این هیون ، عشق من، منو تو تا ابد ~

~ بهت گفتم که از بیرون قابل دیدن نیست. تو وارد قلب کوچیک من شدی . ستاره کوچولوی من ~

فکر میکنم که با همه اینا فروختن اون عتیقه کار بدی نبود تو وارد قلب کوچیک من شدی ستاره کوچولوی من

باید ادامه بدی

از الان، کجا میخوای بری و چه کاری میخوای بکنی؟

من برمیگردم جیجو و وقتی فرمان تثبیت مقام رسید

به موقعیت رسمیم برمیگردم

تو این زمان موندن تو زندان عاقلانه تر نیست؟

و وقتی که آزاد شدی؟

وقتی زمانش برسه من به خونه ام تو هان یانگ برمیگردم

و دوباره برای کارم به قصر برمیگردم

بازگشت به زندگی روزمره قبلی

برمیگردی به زندگی روزمره ات یعنی ازدواج هم میخوای بکنی؟

گفته بودی که زن نداری

تو اون تاریخ بقای نسل اجدادی مهم نبوده؟

خب این یعنی باید ازدواج کنی

...یه بانوی جوون پیدا میکنی

بیا همدیگه رو یه ماه دیگه ببینیم

مرتب کردن همه چی و برگشت به هان یانگ حدود یه ماه زمان میبره

وقتی برگشتم خونه، میامو دنبالت میگردم

ولی مگه بازم دلیلی هم برای اومدن به اینجا داری؟

معشوقم اینجاست.این دلیل نمیشه؟

مگه نگفتم که همه تلاشمو برای اینکه عاشقت باشم میکنم؟

فکر کردم اون فقط برای امروز بود

یادت میاد که قبلا از من چی خواستی؟

پرسیدی که آیا ملاقات ما کار تقدیره

...من آدم باهوشی نیستم، پس میشه بهم بگی

اگر ما عاشق هم بشیم آخرش چی میشه؟

من روزها بهش فکر کردم ولی هنوزم نفهمیدم

تا زمانی که جواب رو بفهمم، دنبال تو هستم

البته درصورتی که تو موافق باشی

و منم از اینکه تو با چه کسی یا کِی و کجا جدا شدی دچار سوتفاهم نمیشم

خیلی زود بلند شدی؟

بعد از اینکه تموم شبو بیدار بودی احساس خستگی نمیکنی؟

نتونستم بخوابم

میخوام برم خرید هیچی برای خوردن نداریم

هی ، هنوز حرفامون تموم نشده

درمورد چی؟

کیم بونگ دو...اون مرد کیه؟

اون بار اول بود که پرواز میکرد

آی دی نداره

...و نمیدونه چه جوری رانندگی کنه

...تلفن همراه نداره

درمورد تعرفه های حملو نقل عمومی هیچی نمیدونه

بعد تو جیبش چکهایی هست که ده ها میلیون می ارزه

خیلی عجیب نیست؟

چرا عجیبه

واقعا چی کاره است؟

راستشو به من بگو حاشیه نرو

مگه قبلا بهت نگفتم؟

کِی؟

یادت نمیاد؟

اون یه آدمیه از 300سال پیش

این واقعا حقیقت داره

این واقعا حقیقت داره ولی تو هنوزم منو باور نمیکنی

سلام

ایگو امروز فیلمبرداری نداری؟

نه امروز استراحت میکنم

سریالش واقعا جالبه

دوباره کِی ظاهر میشی؟

من فقط تو رو یه لحظه تو قسمت اول دیدم همش همین

بعضی از بازیگرها هفته ی آینده عوض میشن از دستش نده

حتما، دنبالش می کنم

تو باید موفق بشی و یه خونه بخری

چطور یه بازیگر می تونه تو همچین محله ی نکبتی زندگی کنه؟

این دوره زمونه جَوونا، چی بهشون میگن؟

اوه درسته این دوره زمونه جَوونا به ساختمانهای آپارتمانی بیشتر تمایل دارن

من هیچی پول ندارم

حقوقم اصلا کافی نیست

...چطور همچین چیزی ممکنه

اگه ماشینتُ بفروشی می تونی بری یه خونه ی بهتر

ماشین من نیست، قرض گرفتمش

صاحبش یکی دیگه است؟

آره

اون همیشه اینجا نیست بخاطر همین من تو نگهداریش بهش کمک میکنم

فکر کردم وقتی که بازیگر شدی عوضش کردی

برای تلاشتون ممنونم

خوبه

میخوایم یک ماه دیگه همدیگه رو ببینیم؟/i>

اون موقع بیا یه روز کامل رو با هم بگذرونیم مثل یه قرار واقعی

چه قراری؟

اون حتی نمی دونه قرار چیه

من دارم چی کار می کنم؟

روزی که همدیگه رو دیدیم بهت توضیح میدم جلوتو نگاه کن

شی. دو. تانگ. رائه

گان. پیل. گو. این

ارباب

دارین بهتر میشین

نگران نباشید

دارین خوب میشین

هنوز بهوش نیومده؟

زخمش بهتر شده ولی هنوز بهوش نیومده

واقعا ناامید کننده است

میخواد انقدر منو آزار بده تا بمیرم؟

دلواپسم میکنه

اون نمی میره

اون بی مسئولیت نیست و بقیه رو تنها نمیذاره

اون تازه پیداش شده کجا میتونه بره؟

پا شدی؟

کسی اون بیرونه؟

اون بیدار شد

سریع با دکتر تماس بگیر

باشه

چطوری؟

تو بیشتر از ده روزه که بیهوش بودی ، میدونی چقدر دلواپست بودیم؟

اینجا کجاست؟

اقامتگاه رسمی

اقامتگاه رسمی؟

من وزیر سوک هی یونم

ببخشید که اینطوری بهتون خوش آمد میگم

اگه تو وزیری پس اینجا کجاست؟

جزیره ی جیجو

...جیجو

اتهامات جناییت بخشیده شده

چند روز پیش دستور بازگشت شما رسید

چون تا الان شما بیهوش بودین ما نتونستیم جوابی بدیم

اون ترسیده بود که شما مارو ترک کرده باشین

و بهوش نیاین

ببخشید، چی گفتی؟ منظورت چیه؟

چون نفهمیدم می پرسم

چرا من تو جیجو هستم و چرا دستور بازگشت؟

میخوای بدونی چرا اومدی جیجو؟

چون به اینجا تبعید شدی

اما الان از همه ی اتهامات مُبرا شدی و میتونی برگردی به موقعیت قبلت

با توجه به حادثه ای که تو دفتر مشاوران ویژه رخ داد

افسر گیم بونگ دو به مقام و منصب سابق خود برمیگردن

ارباب، خدای من...ارباب

بلاخره زنده موندین

من فکر میکردم مردی میدونی چقدر ناراحت شدم؟

چرا همیشه بقیه رو نگران میکنی؟

چطور رسیدی اینجا؟

می خواستم با تو بیام برای همین عجله کردم

کی فکرشو میکرد که شما ضربات چاقو بخورین و مجروح بشین؟

من شنیده بودم که مین ام کینه توز یه قاتل اینجا فرستاده

میخواستیم اون شب ترورش کنیم

اولش از اونجا دور شد

اما ما ردشو دنبال کردیم تا طبق دستور اونو بکشیم

فکر کردیم از دستش خلاص شدیم

اما یه دفه بدون هیچ ردی ناپدید شد

بعد از اون همه ی اتاقشو غارت کردیم

بعدش دنبال نگهبانش گشتیم

اما هیچ جا پیداش نکردیم

روز چهارم اونم ناپدید شد

بگیریدش! زود باشید - بله -

خوشبختانه نگهبانان گشت شما رو پیدا کردن و نجاتتون دادن

حتی اونم دستگیر کردن

اون یه قاتل از طرف جناح جنوب بود

خدا بهتون رحم کرد

و شما نجات پیدا کردین

گفتن می نام رو هم می فرستن اینجا

بعد از اینهمه کاری که انجام داد

دارن می فرستنش اینجا

اما قلب من آرومه

ببخشید، اما منم انتظار نداشتم اوضاع اینطوری بشه

...اینجوری گرفتاری های عالیجناب

تموم میشه؟

گزارش دیگه ای نداری؟

...چیز مهمی نیست، اما

چیه؟

وقتی من رسیدم اونجا این تنها چیزی بود که باقی مونده بود

این طلسمیه که همراهه کیم بونگ دو بود.

طلسم؟ اون طلسم داشته؟

نباید همین جوری بمونی چیزی میخوای برات بیارم بخوری؟

می تونی چیزی بخوری؟

...هان دونگ

امروز چه روزیه؟

امروز؟ 30 آوریل

30آوریل

چی شده آقا؟

آخرین روزی که یادم میاد اول مارس بود

آقا؟

دو ماهه

یادم نمیاد تو این 2ماه چی گذشته

چی...چی می گین آقا؟

چیُ نمیتونین به یاد بیارین؟

چرا؟

چی شده آقا؟

چه خاطراتی؟

شی. دو. تانگ. رائه

دقیقا چیُ نمی تونید به یاد بیارین آقا؟

کلا هیچ چیُ به یاد نمیارم

ببخشید؟

آخرین خاطره ی من مال دو ماه پیشه

تو دفتر مشاوران ویژه چاقو بهم خورد

بعدش چی شد؟

گیل. گو. این

-=پیش نمایش بعدی=-

این دوست دختر من چویی هی جینه

هان دونگ مین واقعا دوست پسر منه؟

چرا بقیه رو نگران خودت می کنی

مردی که تو ذهن منه کیم بونگ دوئه

کیم بونگ دو رو نمی شناسی نه؟

کیم بونگ دو کیه؟

یعنی می خوای صیغه ام کنی؟

این فقط یه خواب بود

! خواب

منطقی نیست، این چیه؟

...ملکه این هیون

-=اون مرد نقشه داره اما موفقیتش بستگی به خدا داره=-

~ من تصور میکردم که کسی رو که تو رویاهام بود رو از دست دادم ~

~ نگه داشتن راز دوست داشتنی مثل تو ~

~ تو وارد قلب کوچکم شدی ستاره ی کوچک من ~

~ وقتی جلوی من می ایستی عصبی میشم ~

~ درست همونطوری که تصور می کردم ~

~ تو رویاهام ظاهر شدی ~

~ اینطوری ملاقاتت کردم ~

~ چرا قلب من این طوری بال بال میزنه؟ ~

~ حتی با یه نسیم خنک ~

~ تو به من احساس گرما میدی ~

~ درست مثل اینکه ما دوتا ~

~ من و تو برای همیشه عاشقیم ~

~ حتی اگه زمان زیادی هم بگذره عشق من همیشه باقی می مونه ~

~ فقط با نگاه کردن به تو نزدیک و نزدیکتر میشدم ~

~ تو وارد قلب کوچکم شدی ستاره ی کوچک من ~

~ وقتی جلوی من می ایستی عصبی میشم ~

~ درست همون طوری که تصور می کردم ~

~ تو رویاهام ظاهر شدی ~

~ این طوری ملاقاتت کردم ~

~ چرا قلبم اینطوری بال بال میزنه؟ ~

~ درست همون طوری که تصور می کردم ~

~ تو رویاهای من ظاهر شدی ~

~ این طوری ملاقاتت کردم ~

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.