All language subtitles for Queen_In-Hyuns_Man_E05

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تو کی هستی؟

تو کی هستی؟

فکر می کنم که به دنیای 300 سال بعد وارد شدم

تو توی زمان سفر کردی و به اینجا رسیدی

درسته؟

آه، این جدیه

واقعا زبونم بند اومده

بدون اینکه چیزی بدونم چرا مجبورم با چنین چیزی مواجه بشم؟

هر بار که مسئله مرگ و زندگی پیش میاد زمان تغییر میکنه. معنیش چی میتونه باشه؟

واقعا، چرا همش تو جلوی من ظاهر میشی؟

من دنبال یه کتاب شرح وقایع تاریخی ام

باید توی کتابخونه باشه

اگر بخوای شادیت رو با کسی قسمت کنی، چیکار می کنی؟

تو هم بازیگری، نه؟

اینجا روش خداحافیتون اینطوریه؟

حالا درک می کنی؟ من فقط مبادی آداب و رسومم

اینجا روش خداحافظیتون اینطوریه؟

بله

با هر کسی و در هر جا؟

این فقط برای توئه تا توی خاطرت بمونه

چون اینجائیم می برمت پارک، پس بیا بیرون

واقعا دوسش داری؟

چویی هی جین، واقعا می خوای مشکل درست کنی؟

!چویی هی جین

اینجا چیکار می کنی؟

تو چرا اینجایی؟

چرا بدون اینکه به دوستت بگی که کجا میری، داری میری؟

از سر راهم برو کنار

چطوری؟

من جو سو گیونگ، دوست هی جین، مدیر برنامه و متخصص مد هستم

اولین باریه که شما رو می بینم، درسته؟

اگر شما نمی خواین دست بدین، پس من دست میدم

بریم

می رسونمتون

...واقعا که

لطفا سوار شین

من می تونم خودم برم

گفت که می تونه خودش بره. پس زحمت نکش

مگه نگفتی که می بریش پارک؟

هر چی که گفتی شنیدم. حالا که یه حرفی زدی پس پاش وایسا

لطفا سوار شین

تاروف نمی کنم، لطفا سوار شین

این ماشینه منه

نه

جلو بشینین

من رانندگی می کنم. تو برو عقب بشین

هیچی بهش نگو. اون خیلی تیزه

اسمتون چیه؟

گیم بونگ دو

اما برای چی این موقع دارین میرین پارک؟

برای ورزش. اما چرا در مورد مسائل خصوصیه مردم کنجکاوی می کنی؟

مگه من از تو پرسیدم؟ تو چرا جواب میدی؟

جوابش اینه، به هر حال اهمیتی نداره که کی جواب میده

اما، چه رابطه ای بین تو و هی جین وجود داره؟

تا حالا چیزی در موردتون نشنیده بودم

!تاریخ

اون در مورد مطالعه مسائل تاریخی داره بهم کمک می کنه

مطالعات تاریخی؟ - بله -

برای تهیه سریال، چون اطلاعات تاریخی من، کافی نیست

کارتون چیه؟

یه دانشجوی علوم اجتماعی

به نظر هنری میاد

اون دانشجوئه؟

خودت چی؟ بهت میاد که متخصص مد باشی؟

چطور فقط از روی ظاهر قضاوت می کنی؟

...اما

تصویر شما، به مرد ایده آل هی جین خیلی نزدیکه

یکدفعه چی داری میگی؟

لطفا مواظب باش

اون ممکنه موقع مطالعه، با بهانه ای خودش رو بهت بچسبونه - !هی -

بچسبونه؟ یعنی چی؟

یعنی شما باید مراقب لباتون باشین

این بچه یه خورده بی فکره

هی، دیوونه شدی؟ چرا داری مزخرف میگی؟

اون یه جوک بود

چرا داری از کوره در میری؟

داری میگی که اون یه شوخی بود؟

...این طرز حرف زدن جلوی معلمه، واقعا که

فهمیدنش برای بقیه جالبه

مردم می فهمن که این یه شوخی بود فقط توئی که جدیش گرفتی

از ملاقاتتون لذت بردم . لطفا مراقب باشین

خداحافظی عادی اینجوریه؟

چی؟ منظورتون چیه؟

جور دیگه ای هم هست؟

چجوری؟

دست تکون دادن نه؟

آه، اینه. خداحافظ

پس خداحافظی معمولا یا اینه یا این؟

...خداحافظ

مراقب باش

خداحافظ

...تو دختر حیله گر

چی؟

نمی خوای چیزی بهم بگی؟

اون کیه؟

گفتم که معلم تاریخمه

چرا وقتی برای اولین بار یکیو می بینی، شلوغش می کنی؟

این شلوغ کاری بود؟

تو بیمارستان خیلی سرو صداست

پس چرا یه دفعه سر از کتابخونه در میاری؟

پس کجا همدیگه رو ببینیم ؟

مگه نگفتم که ما چند بار همدیگه رو توی کتابخونه دیدم و اون داره در زمینه تاریخ بهم کمک می کنه؟

وقتی که درسم تموم بشه، دیگه دلیل نداره که همدیگه رو ببینیم. حالا بریم

تا حالا بهت راستش رو گفتم

فکر می کنی با گفتن این حرفا، بهت آسون می گیرم؟

آسون گرفتن در چه موردی؟

من مدیرتم و مجبورم که مسائل رسواییت رو خیلی جدی مدیریت کنم

خب حالا دیگه باید به "ملکه این هیون" رسیدگی کنی

...الان تو...چطور... چی

!دیگه سوء استفاده از بقیه بسه، فقط زودباش برو

من حواسم بهت هست

چطور هیچی نیست؟

مگه نگفتی که یه محقق بودی؟

بانو جانگ مرد و تو تا حد مرگ خوشحال شده بودی

پس اون حداقل باید یه صاحب منصب باشه

چرا اون ثبت نشده؟

ممکنه که اون یه روانی باشه؟

یعنی من چنین کاری رو با یه روانی انجام دادم؟

چی گفتی؟

هیچی

نقش رو تمرین می کردم

چرا اینقدر عرق می کنم؟

مثل یه گدا

پس نتیجه چیه؟

یه روح داره تعقیبم می کنه؟

یا یه روانی؟

با این وجود ، هنوزم یه بدشانسیه

اینا چیه؟

هان دونگ مینه

بهش بگو خوابم

الو؟

بله

روانیه رو نگرفتن. ما هم ترسیدیم و اومدیم خونه

آره، هی جین خوابیده

هی، هی جین رفت کتابخونه؟

چی؟

تو چطور در مورد کتابخونه می دونی؟

چند تا عکس توی اینترنت آپلود شده

توی اینترنت؟

اینقدر سریع؟

.اون رفته بود که یه مقدار اطلاعات بگیره الانم خونه ست

اما چطور اون روانیه رو هنوز نگرفتن؟

چی؟

چطور تونسته از حموم فرار کنه؟

چرا دستگیر نشده؟

به خاطر کسی که مبهوت چشمای یه زن شد، خب اونم فرار کرد

آه، واقعا اینطوری نبود

فهمیدم. فردا می بینمتون

آقای هان دونگ مین، چشمای من کاملا باز بود

!دیگه اینطوری فکر نکن که تقصیر من بوده

پرستارا که داشتن از جلو می رفتن، یکی بود که واقعا خوب نگهبانی میداد

سخته که بعد از دیدن یه زن خودت رو کنترل کنی؟

این بامزه ترین جوکیه که امسال شنیدم

تو چی؟ تو چی؟

فراموشش کن. باوجودیکه این واقعا عجیبه

تو هم اونو ندیدی؟

،در حموم همونطوری بود

اما چطور ممکنه که بی سر و صدا از اونجا فرار کرده باشه؟

اون عوضی

اگر اون به اداره پلیس فرستاده شده بود، الان دیگه من معروف بودم، درسته؟

من هر کاری می تونم بکنم. اما به عنوان یه مرد خشن، فقط چنین وجهه ای رو داشتن، کافی نیست

...فقط در اون لحظه عالی میشد

چه کار بیهوده ای

!خیلی تلخه

چطور اینقدر سریع اون عکسا رو گذاشتن؟

این روزا دیگه هیچ رازی توی دنیا وجود نداره

پس تو باید مراقب باشی

عکسایی از تو با اون معلمت هم هست؟

یکی که می تونه رسوایی به بار بیاره؟

هیچی نیست

...فقط کتابا

قبل از پخش با مسائل مربوط به یون نا جونگ قاطی نشو

اگه یه رسوایی دیگه به بار بیاد، کارت تمومه

...مراقب باش، واقعا که

تو آسانسور دوربین مدار بسته هست؟

احتمالا، چطور؟

چی شده؟

چیکار کنم؟ من فقط مواظب دوربینا بودم و به دوربینای امنیتی فکر نکرده بودم

هنوز باید اتاق مراقبت باز باشه، درسته؟

چی؟

هیچ نوع رابطه ای نیست، درسته؟

هیچ رابطه ای نداری ولی اون رو می بوسی و توسط دوربینای امنیتی شکار میشی؟

هیچ نوع رابطه ای نیست

اون فقط یه اشتباه بود

رابطه نداشتن خنده دارتره

احتمالش هست بیشتر از یه رابطه باشه؟

یه اشتباه بدون داشتنه هیچ احساسی؟

خیلی شرم آوره - هی -

هی، در اون مورد، اون شخص ناپدید شده

و ممکنه دیگه نیاد

چطور میتونی به این راحتی اینجوری فکر کنی؟

من نمی دونستم اینطوری میشه

تو فیلمای اکشن نگاه نمی کنی؟

تو فیلم حتی اگه 10 تا بمب هم منفجر بشه

بازیگر اصلی اون چیزی که اونا تصور میکنن رو انجام میده --

اینا تو فیلمه

...جدا که

درسته، اینا تو فیلمه

به سرقت رفته؟

آره

دوستم یکمی گیج شده

یه جورایی انگار از داخل آسانسور به سرقت رفته

،چون این خیلی مهمه

لطفا اجازه بدید تاییدش کنیم

اول باید به پلیس گزارش بدید تا بتونیم مجوز بگیریم

بله حتما، شرایط بازداشت معمولا این طوریه

راستش اون عوضی دوست پسرشه

اگه به پلیس گزارش بدیم نمیدونم چه اتفاقی برای رابطه شون میفته

هرچند من به پسره شک دارم ولی واقعا هیچ مدرکی وجود نداره

خانم خوشگله تو چرا با یه آدم عجیب و غریب قرار میذاری؟

...برای همینه که

میخوایم قبل از اینکه به پلیس لوش بدیم حداقل یقیین پیدا کنیم

چه موقعی بود؟

امروز عصر، حدود ساعت 7

حدود ساعت 7؟

ایگو ، تو این ساعت دوربینهای اسانسور کار نمیکرد هیچ عکسی نداریم

چی؟ - چی؟ -

نگاه کنین، چیزی وجود نداره، درسته؟

فردا قراره بیان درستش کنن.از 6 به بعد تصویری نداشتیم

واقعا، چه حیف

باید مدرک جمع کنیم

دقیقا چی دزدیده شده؟ باید اول به پلیس گزارش بدی

فکر میکنم لازمه دوباره بررسی بشه

آقا لطفا اینو بگیرید

از اینکه براتون دردسر درست کردیم متاسفیم برای همین اینو براتون آوردیم

...و این

پدر منم تو موکپو نگهبانه

با شما احساس غریبگی نمی کنم

اینطوریه؟

آدمای مزاحم اطراف ساختمون نبودن؟

نه نیست، کل شب موندن و کار کردن

به خاطر این که افراد مست مزاحمت ایجاد میکنن

مردم همیشه شاکین، حتی به رییس جمهور هم شکایت کردن

قدرت نگهبان ها چقدره؟

آره، درسته

همونطور که گفتم اراذل اوباش زیادی این اطراف هستن

نمی تونی اونجا وایسی

دوربین فیلمبرداریه برو قایم شو

صدامو نمی شنوی؟

الان وقتش نیست کسی بیاد تو ...تو چطوری

حتی اگه کسی هم نباشه تو نمی تونی بیای تو

حتی اگه کسی تو رو نبینه بازهم دوربین ها هستن

این دستگاه همه چیزُ ثبت می کنه

...پس حتی اگه منم اینجا باشم

وقتی اومدی همه چی رو ضبط کرده

باید ممنون باشی من اول از همه اومدم ...اگه به پلیس گزارش میدادن

میومدن فورا دستگیرت می کردن

فکر می کردم قبل از اومدن خوب آماده شدم باز ندونسته کارهای احمقانه کردم

چرا این دنیا هیچ نقطه کوری نداره؟

فکر میکنی همه چی مثل 300 سال پیشه؟

برو اونجا قایم شو

از اینور برو دیده نمیشی

حالا دیگه می دونم. اما تو چرا اینجایی؟

...اون

فکر کن، من به خاطر تو اومدم اینجا

به خاطر تو اومدم اینجا و کل روز دارم همه چیو مرتب می کنم

چون نمی خواستم تو دردسر بیفتی این وقت شب اومدم اینجا

اما چرا منکه این موقع شب اومدم اینجا دوباره تو رو میبینم؟

بنظر میاد ملاقات ما تصادفی نیست

باید دلیلی برای ملاقات ما وجود داشته باشه

این حرف ها رو تو یه فضای جدی نزن

با این حال، تو هنوزم یه بازیگری

قبلا هم بهم گفتی که من بازیگرم. این یعنی چی؟

اومدی که چی رو ببینی؟

تازه چیزهای مهمی رو فهمیدم نباید درباره زندگیم متعجب باشم؟

بخاطر اتفاقات ساله گپسول الان از خوشحالی بال دراوردی؟

می خوای چی بشی؟ قاضی؟ وزیر؟

نمی دونم می خوام چی بشم

اینو میدونستم

قبلا هرچی گشتم اسمی از تو تاریخ نیومده بود

واقعا؟

خب چیه مگه؟

نمی تونه اینطور باشه

بغیر از این انتظار نداشته باش

مطمئنم که اشتباه دیدی

الو؟

کجایی؟ فکر می کردم که توی ماشین باشی

دلم خیلی درد میکنه، باید برم دستشویی

یه لحظه منتظرم بمون

از دستت خسته شدم

من با اون دوستم اومدم باید برم

آه، سریع برو

یا اینکه اون مشکوک میشه

بله، لطفا درک کن

قبلا هم بهت گفتم من از خیلی از مردها معروف ترم

نه ،اون به من مشکوک نیست اون به نظر میاد بیشتر به تو مشکوکه

چی گفتی؟

با توجه به علاقه شما نسبت به من بنظر میاد که توجهش به ما جلب شده

تو درباره اون روش خداحافظی صحبت میکنی؟

البته من روشهای زیادی برای گفتن خداحافظی دارم

تکون دادن دست و اینجوری و اینجوری

چیزی که من بهت یاد دادم

همش یکیه، اونا اغلب استفاده می کنن

اما من به تو رسمی ترین احوالپرسی کردنُ یاد دادم

من سلامی رو که اینجا استفاده میشه بهت یاد دادم

فهمیدی؟

الان به من اعتماد نداری؟ به حرفام اطمینان داشته باش

بهت اعتماد دارم

واقعا بهم اعتماد داری؟

بهت اعتماد دارم. بجز تو دیگه به کی می تونم اعتماد کنم؟

تو معلمی هستی که به من از 1 تا 10 رو یاد میدی

چویی هی جین، تو اونجایی؟

تو راه برگشت مراقب باش پیدات نکنن

مراقبم نمی خواد نگران باشی

چیکار داری می کنی؟

اینجا پیدات نمی کنن، درسته؟

فکر نکنم

بهم اجازه بده تا به خداحافظی کردن عادت کنم من درست انجامش میدم

اما جایی که من زندگی می کنم عاشقان فقط این کارُ می کنن

یکم عجیبه که این کار رو برای خداحافظی اینجا میکنن

اما من اعتماد کامل به حرفای تو دارم

سریع برو

پرسیدی بازیگر چیه، نه؟

مردم به این چیزها میگن بازیگر

تو مثل یه بازیگری

خی، چوی هی جین، تو اونجایی؟

نگفتی می خوای بری دستشویی چرا اینجایی؟

...من راهم رو گم کردم، پس

منطقیه؟

نیست؟

من تو مسیریابی ضعیفم بریم

باعث آرامشه من که گفتم شانس چویی هی جین خوبه

چی شده که دوربین کار نمی کنه؟

می خوام در مورد اون مرد تحقیق کنم

زود باهاش تماس بگیر

اشراف زاده ها در گذشته واقعا بیچاره بودن و کاملا متعصبانه برخورد میکردن

چی؟

فکر کن اون موقع اونها کلی زن داشتن که اونها فاحشه بودن

اونها بهتر از مردای امروزی زنها رو میفهمیدن هیچ دلیلی برای درک نکردن نیست

چی داری میگی؟

اگه نویسنده رو ببینم حسابی باهاش صحبت می کنم

اونا احتمالا درک نمی کنن

سال گپسول، روز یازدهم از ماه سوم افسر گیم بونگ دو با وزیر راستی ملاقات و گفتگو کرد

این تاریخ امروزه

فردا اون روزیه که این اتفاق میفته

نیمه ماه گذشته فردی در دفتر مشاور مخصوص پیدا شد

نیمه ماه گذشته یک جسد در دفتر مشاور ویژه پیدا شد ومعلوم شد که مرتبط با گیم بونگ دوئه

فورا برای بازجویی بازداشت شد

همچنین ممکنه همه ی تقصیرها بیفته گردنش

کی جرات داره تو قصر از شمشیر استفاده کنه؟

واضحه که یه توطئه است

هرکی پرسید بگو امشب منو ندیدی

این تنها راهیه که شما دوتا میتونید زنده بمونید، فهمیدی؟

آره

کدومشون چیزی گفتن؟

ساله گپسول پانزدهمین روز از ماه سوم وقتی گیم بونگ دو بازجویی میشد ...شاه گفتن

این مطمئنا یه توطئه ست

گیم بونگ دو از تمام مسئولیتهاش خلع شده و با شکنجه بازجویی میشه

...شونزدهمین روز از سومین ماه

...هفدهمین روز از سومین ماه

...هیجدهمین روز از سومین ماه

...نوزدهمین، بیستمین

...بیستمین روز از سومین ماه

یک افسر از جیجو گزارش نامه ای به اعضا نوشت

،گیم بونگ دو خائن روز بعد از رسیدن به جیحو در تاریخ 24 ماه سوم

ناگهان بیمار شد و مُرد

ناگهان بیمار شد و مُرد

ناگهان بیمار شد و مُرد؟

خوش اومدی

لطفا بشین. بشین

چه فرقی بین فرار کردن یا مردن بر اثر بیماری هست؟

تازه مطمئن هم نیستم که به خاطر طلسم بتونم زنده بمونم

حتی اگه بتونم زنده هم بمونم معلوم نیست بعدا چی پیش میاد؟

نه

وافعیت نداره که من بخاطر بیماری مردم

یو جون، دو کاسه سوپ

سریع بیارش

بله - چیکار داری می کنی؟ -

امروز ما اجتناب میکنیم و وارد قصر نمیشیم

اگه طبق نوشته ها پیش بره ما دستگیر میشیم و همه چی بدتر میشه

باید اول مطمئن بشم که اونچه که تو نوشته ها ثبت شده حقیقت داره

اه؟ چی گفتی؟

اگه من گیر بیفتم تو و میونگ وول هم در معرض خطر قرار می گیرید

چرا من؟

تو نگفتی همه چی رو به راه میشه؟

من اول باید آدمای اطرافمو دسته بندی کنم

تو اول باید یون وول رو بیاری و از هانیانگ برین - چی؟ -

شنیدم اومدی

یون وول صبح زود رفت

بله میدونم. من میخواستم چیزی رو به شما بگم برا همین اینجا منتظر موندم

حالا همه چی مرتبه

گفتن مسائل دیروز به من چه اهمیتی داره؟

من می خوام با شما باشم اینطوری رو در روی هم بشینیم

قلبم میخواد از جا کنده بشه وقتی حرفی نمیزنین

لطفا جسارت منو ببخشید

...دیدن شما ، قلبمو

گریه کن تا قلبت اروم بشه

من اشکهاتو می پذیرم

اعلیحضرت

عالیه

خیلی خوبه

.تن صدات خوب بود اون رو نگه دار

بله

یکمی هم چرخش داخلی بد نیست

اونو بیار بالا

یکم به سمت چپ حرکتش بدین

ول کن

الان

چه خبره؟

واقعا....فکر کردم دارم تشویقت می کنم

بَده ، بَـــــــده ، بَـــــــــده

کارمون بده؟

باشه

!واقعا که

گونگ می، بیا خط رو عوض کن

بازیشون گرفته

کلی پیشرفت کردی

چیکار داری می کنی؟

او هو، چرا داری اینطوری خیره بهم نگاه می کنی؟

ملکه من، چطور تونستی اینقدر بی ادب باشی؟

من همیشه بی ادب بودم

اون روانی برنگشت؟

لازم نیست نگرانش باشی

، اگر جرات داشته باشه که سعی کنه تا به همسر من نزدیک بشه

...صدها بار می زنمش بعدشم

توی آب غرقش می کنم

-=بانو جانگ جدید CMS سریال شبکه=- -=ملکه این هیون. اتاق انتظار چویی هی جین=-

کنجکاوم که عکسای پایان چطور به نظر میاد

باید از بانو جانگ خوشگلتر بشه

وایسا، چه مدت بعد از ویرایش، آماده میشه؟

سو گیونگ

چند روز از زمانیکه فیلم رو شروع کردیم، گذشته؟

احتمالا تا حالا بیشتر از نصف یه ماه نبوده؟

اینقدر سریع؟

به هم ریختن زندگی یه نفر دیگه و اینطوری ناپدید شدن

سرگروه یو

منم

...بله، در مورد نسخه ویرایش شده

نیازی هست شماره تلفنم رو بدم؟

حتی اگر انجامش بدم، خب که چی؟

اون احمقیه که حتی نمی دونه که تلفن چیه

اون اینجاست

خانم چویی هی جین؟

نویسنده گیم اینجان

حالتون چطوره؟

سلام

سلام- سلام-

من از سر صحنه فیلمبرداری میام

خیلی قشنگه.اندازته

ممنون

راستش من قبلا شما رو دیده بودم

تن صداتون خیلی خوبه

اگر همینجور ادامه بدین بسیار موفق میشین

ممنون

راست میگین؟

البته من از همین الان ضمانت میکنم

چیزی تو نمایشنامه هست که متوجه نشی و بخوای بدونی؟

...خب

راستش یه چیزی هست که میخوام ازتون بپرسم

چی؟

ممکنه در جریان باشین که طی دوره گابسل افسری به اسم کیم بونگ دو وجود داشته یا نه؟

کیم بونگ دو؟

من همچین کسی نمیشناسم

این آدمی نیست که تو نمایشنامه باشه پس برای چی میپرسی؟

...مهم نیست یه زمانی که داشتم یه درام رو مطالعه میکردم

تصادفی با همچین شخصیتی برخورد کردم اینه که یه کم کنجکاو شدم

صبر کن بذار تو اینترنت بگردم

صبر کن

می تونی تو تاریخچه پیداش کنی

می تونی اسناد ثبت شده رو تو اینترنت پیدا کنی؟

البته این روزها دنیا خیلی راحت شده

داشتن این همه چیو حل می کنه

یه لحظه صبر کن

این واقعیت داره؟

من اینو نمی دونستم و حتی رفتم کتابخونه

رفتی کتابخونه؟اوه خدای من

دوشیزه هی جین مردم بشنون چی میگن

امروزه مگه هنرپیشه زنی هست که برای خاطر مطالعه تاریخ به کتابخونه مراجعه کنه؟

این اولین باریه که من به این مورد برخورد می کنم

من اونقدر شمارو دوست دارم که مطمئنا اون شخصو براتون پیدا می کنم

یه لحظه می شه دوباره اسمشو بگین؟

کیم بونگ دو

کیم بونگ دو؟خیلی خب یه لحظه صبر کنین

کیم...بونگ...دو

جواب داد یه نگاه بنداز

نشون داد؟

به این یه نگاه بنداز

اکتبر1686برگزیده امتحانات محقق برتر

به نظر میاد که دروغ نمی گفته

در سال 1692به عنوان افسر اداره مشاوران خاص انتخاب شده

در 1694درگیر یه دسیسه شد و با شکنجه بازجویی شد

چی؟

کسی که اینجاست کیم بونگ دوئه؟

مگه چیه؟

...بدون ذکر علت یهو

دارم ازت می پرسم اینی که اینجاست کیم بونگ دوئه؟

من کیم بونگ دو هستم

دستگیرش کنین- !بله-

چه خبره؟چه طور می تونین بدون احترام داخل بشین و یک افسرو دستگیر کنین؟

شاهدها اعلام کردن که نزدیک دو هفته پیش جسدی رو اینجا دیدن که مربوط به این آقا است

دستگیریشون یه حکم سلطنتیه

چه طور این ممکنه؟- با عقل جور درمیاد؟-

سپس از همه مناصب رسمیش محروم و به جیجو تبعید شد

چی؟

من همیشه به خاطر استعداد و تواناییت تشویق و تحسین می کردم

این جواب لطف و محبت منه؟

!کاملا مشخصه که این یه توطئه است

کیم بونگ دو از تمام منصب رسمی عزل شده و با شکنجه بازجویی بشه

بعد از تبعید شدن به دلیل بیماری فوت کرد

چی؟

طی سلطنت شاه سوک جونگ وزیر کارگزینی پسر کیم سئون یانگ بود

که به این معناست که وقتی اوضاع کشور رو به آشفتگی بود حزب غربی هم رو به زوال بود

...اوه جدی؟

اون نمی تونست صبر کنه تا ملکه این هیون سلطنتو پس بگیره؟

چه طور تونست درست قبل اون تاریخ بمیره؟

...اگر در می 1667دنیا اومده باشی و بعد در مارچ 1694فوت کنی

اوه خدای من فقط 27 سال عمر کرده

در 27 سالگي؟

نگو كه الان 27 سالشه

الان ماه مارسه

چي؟

هيچي

نمی تونه همین طوری تموم شده باشه

...اون تاریخ

نگاه کن

اسم من اينجا نوشته شده

کيم بونگ دو

اين اسم منه

سال گاپسول،‌ دهمين روز از سومين ماه اين تاريخ فعليه جايي كه من زندگي مي كنم

اون گفت كه اون روز دهم مارس بود

خب امروز چه روزيه؟

...دو هفته گذشته، پس

فردا؟

اون فردا ميميره؟

ملکه این هیون لطفا دم دست و آماده باشین

اسمت چیه؟

یئو جین

اینجا از دریا چقدر فاصله داره؟

به سمت شمال برین کافیه

فهمیدم میتونی بری

الان باید غذا بخوری تا من بتونم برش گردونم

فهمیدم.برو بیرون و منتظر باش

هیچ خبری از کیم بونگ دو نیست؟

تا الان باید به جیجو رسیده باشه

مهم نیست چقدر چقدر طول بکشه امروز یا فردا میرسه

بهتر نبود که اون اینجا با درد می مرد؟

...به هر حال

عجیب نیست که وقتی اسیر میشه نتونه پیداش کنه؟

چی می شه گفت وقتی شواهد یکی پس از دیگری بیرون میان؟

اعلی حضرت که خیلی اونوعزیز کرده بودن حالا جز اینکه ناامید شن چاره دیگه ای ندارن

درسته

عفو مجازات اعدام هم نشون دهنده وفاداری اعلی حضرته

زندگیش نمی تونه محافظت بشه

عالی جناب در یه رقابت وقتی شخصی بهترین کارتشو رو می کنه

فکر می کنین دلیلش چی بوده؟

مهم نیست چه جوری ببینیش در هر صورت اون بهترین کارته نه؟

اون چیزی که باید ازش بترسی اون کارتیه که هنوز تو دستم دارم

اگر اون آدمی بود که به این راحتی ناامید می شد اون کلمات رو نمی گفت

قطعا یه چیزی مشکوکه

شک رو بیخیال شو.زندگیش رو به اتمامه

تازه مگه اون به جیجو تبعید نشده؟

برای چی نگرانی؟

جیجو دور

درسته .جیجو دور

جیجو

جیجو دور چیزیه که منو بیشتر نگران می کنه

...هر چی اونجا اتفاق بیوفته

ما بعد 2هته ازش خبردار می شیم

اون باید منتظر یه فرصت بوده باشه

خیلی آروم در حال توطئه کردن

بیداره؟

نمی دونم

هیچ حرکتی نمی کنه

چرا داخل نمی ری تا ببینی؟

چرا انقدر متعجبو شوک زده ای؟

چیزی نیست

هیچکی اینجا برای صحبت نیست از روی بی حوصلگی می پرسم

فکر می کنی من الان چه جوری به نظر می رسم؟

سالم به نظر میام؟

ببخشید؟

بله

خب به من بگو چه فکری می کنی

من با این وضعیت اگر قرار باشه تو نیمه دوم روز بمیرم

چه نوع بیماریی خوبه؟

ببخشید؟

باید سم بخورم؟

درسته آرسنیک چه طوره؟

بله

اون همه چیو می دونه

اون حتی می دونه که قراره امروز بمیره

فکر کردم که قلبم می خواد منفجر بشه

هیونگ نیم به نظرت باید مستقیم بکشیمش؟

اون تقریبا همه چیو می دونه

لحظه ای که قراره من بمیرم

زندگیم توسط طلسم رئیس نجات پیدا می کنه

همونجور که گفتم تو داری یه چیز مرموز رو تجربه می کنی

ولی وقتی از صحنه جنایت فرار می کنم دوباره با مرگ روبرو می شم

اگر دوباره از طلسم قبل مرگ استفاده بکنم و دوباره زنده بمونم

چه نتایجی ممکنه پیش بیاد؟

می تونم تا زمانی که پیر بشم به یه زندگی محافظت شده ادامه بدم؟

یا یه مرگ اجتناب ناپذیر در انتظارمه؟

یعنی چی؟چه طور ممکنه که بدونی کِی قراره بمیری؟

اول فکر می کردم که این موضوع غیر قابل درکه

والان فقط یه عالمه سوال دارم

برای چی رئیس این طلسمو به من داد؟

امیدوارم همه چی عاقبت معلوم بشه

اینم یه جور تسلی دادنه تا افسوس مردنمو نخورم نه؟

یا شایدم درباره وجود یه دنیا بهتره که من دارم آماده میشم برم سمتش؟

رفتن من به اون سمت و دیدن اون بانو آیا واقعا تصادفی هست یا اجتناب ناپذیره؟

می تونی یه امضا به من بدی؟

البته

شما خیلی زیبایین

ممنون

کم کم دارم عصبی می شم

می خوای فقط بریم خونه؟

می خوام اولین روز نمایش رو با همه پرسنل ببینم

زمان انتظار خیلی طولانی شد

من خوبم

هی چرا انقدر افسرده به نظر می آیی؟

بالاخره امروز اولین روز نمایشه.شروع به کار چویی هی جین به عنوان هنرپیشه اصلی

اتفاقی افتاده؟- بله-

یه چیزی هست؟چی شده؟

نمی تونم بگم

چرا؟

اگر بگم می گی دیوونه شدم

نه امکانش هم هست که منو ببری پیش یه روانپزشک

نمی تونم

چی شده؟چی شده؟

مجبورت نمی کنم بری پیش روانپزشک

بگو

...واقعا

چرا انقدر اعتمادت به من کمه؟

چی شده؟

...چویی هی جین

کسی که می شناسم مُرده

کی؟

چرا ؟کِی؟

چون اون 300سال پیش یه جنایتکار بوده

به همین خاطره که انقدر ناراحتم

چی؟

الان فکر می کنی که من دیوونه ام نه؟

دارم برای آدمی که 300سال پیش مرده گریه می کنم مسخره است نه؟

صادقانه بگم آره یه کم مسخره است

گریه نکن

یه تماس داری

کیه؟

فقط یه شماره افتاده

مال کجاست064؟

نمی دونم

...پس ولش کن

بقیه فکر می کنن که یه مشکلی تو پخش هست

تموم کن گریه رو

اون آدم بی ارزش احتمالا واقعا مُرده

چه کار کنم؟اون 3روز پیش مرده و تا حالا هیچ خبری پخش نشده

تو نمی تونی با آدمی که مال 300 سال پیشه و 3روز پیش مُرده تماس بگیری.چی داری میگی؟

...داری در مورد یه داستان در انجیل حرف می زنی؟این

مگه این در مورد رستاخیز عیسی است؟

مهم نیست چه جوری فعالیت کنی من واقعا در مورد مردها شانسی ندارم

... منو به آرومی جذب میکنن...اگر یه جوون دخترباز نباشه حتما یه آدم فناناپذیره.واقعا که

این چیه؟

...اوه خدای من

یه چیزی بگو که با عقل جور دربیاد

دوباره؟

...ب..بخشید

کد064 مال کدوم منطقه است؟

اگر 064 هست نمی تونه مال جیجو باشه؟

جبجو؟

کسی از اهالی جیجو رو می شناسی؟

جبجو؟

می خوای باهاش حرف بزنم؟

...اگر یه آژانس مسافرتی باشه

بدش به من

الو ؟الو؟

حالت خوبه؟

تو زنده ای؟

نمردی؟

تو از کجا می دونی که من قرار بود بمیرم؟

چه طور می شه من ندونم ؟ این تو تاریخ ثبت شده

تو باید 3روز پیش می مردی

من فرار کردم

چه طور می تونستم با اون احساس اشتباه بمیرم؟

جالبه نه؟

دارم سعی می کنم که یاد بگیرم چه جوری از تلفن استفاده کنم

=سه روز وقتمو گرفت .چقدر سخت بود=

-=پیش نمایش قسمت بعد=-

مجرم فرار کرده

تو زنده ای؟نمردی؟

نه این اولین باره که احساس می کنم خوشگلی

بی توجهی تو به کف یه دلیله و پاک کردنه من نتیجه اونه به این میگن کردار آدما

من یه کتاب درباره زبانهای استاندارد دارم

افرین

ممنون

این آدم یه متجاوز نیست

اون دوست پسرمه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.