All language subtitles for Queen_In-Hyuns_Man_E04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

شی دو تانگ رائه

گان. پیل. گو. این

شبیه یه شوخیه

تو هم اومدی؟

کجا بودی؟

بریم

شنیدم اعلیحضرت دنبال من میگردن

بله، عالیجناب

میتونین برین تو

اون شخص اومده

اون شخص؟

اعلیحضرت و کیم بونگ دو با هم هستن

قبل اینکه اون شخص بخواد اعلیحضرت رو ببینه تو چیکار میکردی؟

مگه شما مطمئن نبودین که قبل از ورودش به قصر میاد شما رو پيدا کنه؟

خودتون گفتین که نقشه ای دارین، عالیجناب

چطور جرات میکنی منو مقصر بدونی؟

...اعلیحضرت

میدونی در مورد چی حرف میزنن؟

فقط میدونم که یه نامه تو دستاش داشت

پس، این اخرین بار منه؟

ملکه خیلی نگرانه

دادگاه تحت تاثیر قرار نمیگیره

ورودم رو اعلام کن

اعلیحضرت، معاون نخست وزیر اجازه ی ورود میخوان

بزار بیاد تو

برای چی اونجا ایسادین؟

وزیر حزب راست، بیاید داخل

بونگ دو که خیلی برای پیدا کردنش تو زحمت افتادین، خودش پیداش شد

اون یهویی ظاهر شد و اینو بهم نشون داد

زادگاه وزیر، یو هیونگه نه؟

زادگاه وزیر یو هیونگه نه؟ -= وزیر سرمایه ی فعلی=-

-= وزیر سرمایه ی فعلی=-

درسته

افسر بونگ دو قبل از اینکه وارد قصر بشه رفت اونجا

هرچند اون مسول رسیدگی به امور داخلیه مردمه

با این حال یه شعر زیبا نوشته

بگو، باید چیکار کنیم؟

شما هم نگاه کنید جناب نخست وزیر

بله

واقعا قطعه ی خوبی از کار دراومده، نه؟

درمورد این توضیحات چی فکر میکنی؟

استعداد ادبیش خوبه ،نه؟

این شعر با شهرتش مطابقت داره

هرچند که زادگاهم قبل از من بوده

مبالغه میفرمایید ،ارباب

اینجا نیست؟

یون وول

کجاست؟

یون وول

یون ووله؟

یون وول، یون وول

یون وول، یون وول

حالت خوبه؟ زخمی نشدی؟

برای چی اومدی اینجا؟

من نمیدونم اربابم بهم گفته بیام اینجا

گفت میخواد آزادت کنه

در پایان باید، بین ملکه ی سابق و دختر خدمتکار

در واقع باید یه دختر خدمتکار رو انتخاب کنی

من واقعا برای ملکه سابق احساس تاسف میکنم

برای چنین موقعیت بسیار نادری

فقط بخاطر احساسات شخصی تو

اینطوری تلف شده

تو واقعا رقت انگیزی

از حالا باید از دستورات اطاعت کنی

تا شاید اینطوری بتونی به زندگی ادامه بدی

تو زندگی ملکه سابق رو به یه دختر ختدمتکار تغیر دادی

زندگیت رو برای اون معامله کن

لبخند؟

هنوز جرات داری بخندی؟

عالیجناب، در یک رقابت

اگه کسی بهترین کارتشو بندازه

دلیلش چی میتونه باشه؟

چی؟

امکانش هست که کارت بهتری هم باشه؟

اونچه که باید ازش بترسی

کارتیه که تو دسته منه

ممکنه تصورش سخت باشه

اما یکمی بیشتر بهش فکر کن

!ارباب

یون وول کجاست؟

من برش گردوندم معبد

اون باید خیلی خوشحال باشه چون خیلی ها دنبالش می گردن

نگران نباش

چطوره؟

لاغر شده اما مریض نشده

عالیه، هرجا میرم با من بیا

ک...کجا؟

یعنی میگی هان دونگ مین خودش تصمیم گرفت نقش ملکه این هیون رو کی بازی کنه؟

نه، یه اتفاقی افتاده

بعنوان یه مدیر من باید درباره اش بدونم

مگه من دکور دیوارم؟

اگه فقط به حرف بازیگرای اصلی گوش بدیم

اونوقت چه نیازی به کارگردان دارین؟

منظورم این نبود

حق با شماست

میدونم اصلا منظورم این نبود کارگردان

فقط هی جین یکم نگرانه

خانم چوی هی جین اون یکمی زیادی از خود راضی نیست؟

چطوری می تونیم اینطوری فیلمبرداری کنیم؟

منم همینُ میگم

اون سالهاست یه هنرپیشه ی بی نام و نشونه

اعتماد به نفسشُ از دست داده

بذار نقششُ بازی کنه

مهم نیست رسوایی ببار بیاد

اگه خوب بازی کنه دیگه مشکلی نیست که

بله، البته، فهمیدم

پس، فردا میبینمت

صبر کن، برای فیلمبرداری فردا که مشکلی نیست، نه؟

بله، بله

واقعا متاسفم که نگرانت کردم

خسته نباشی کارگردان خسته نباشید

واقعا؟ کارگردان گفت؟

سبک بازی بچه هاست؟

حتما، دونگ مین اوپا میتونه سفارش تو بکنه

اما اگه استعداد نداشته باشی

اونا بازم انتخابت میکنن؟

یون نا جونگ فقط میخواست با این خبر اغراق آمیز به تو استرس وارد کنه

بهت فشار بیاره

فهمیدی؟

پس خوبه

اون در واقع به خودش جرات داده این کارو باهات بکنه

مثل اینکه مردم نمیدونن اون بانو جانگه

شروع کرده به انجام کارهایی که خانم جانگ میکنه ...واقعا که

دارم میرم مدیر یون نا جونگ رو ببینم

میرم بهش یه درسی یدم

من با داشتن مدیری مثل تواحساس راحتی میکنم

تا حالا متوجه نشده بودی؟

اما اون کیه؟

چی؟

کسی که به یون نا جونگ درس میده

میگن پرستار بوده

=چطور یه پرستار می تونه مراقب این چیزها باشه؟=

=حتی نشانه ی زیبایی رو هم کسب کرده=

شاید دیده منُ میزدن

و دلش برام سوخته

لازم نیست برای یون نا جونگ توضیح بدی

حتما

ما شکستش میدیم

بذار ببینیم در آینده هم جرات میکنه برات قلدری کنه

پیشنهاد خوبیه

تو یه مدیر عالی داری

میدونستی؟

میدونم

درسته، کی اینو باور می کنه؟

منم نمی تونم باور کنم حتی اگه با چشمای خودم ببینم

اگه بخوام تکرارش کنم فکر می کنن دیوونه ام

اما اون چطوری ناپدید شد؟

جادو نیست

...صبر کن

آخرین بار که از اونجا اومد بیرون غیب شد

نگو که دوباره سر و کله اش پیدا میشه

...ممکن نیست

دارم دیوونه میشم

گفت فراموش کرده

خیلی واضح گفت به هیشکی نمی گه

و ما رو نگران نمی کنه

اون کیه؟

باید خبرنگار باشه

خبرنگار! کدوم خبرنگار؟

نمیدونم، چیزی نگفت

اما قول داد موضوع رو گزارش نمی کنه

پس، نونا

دیگه مشکل درست نکن

دیدی چی شد؟ اجازه دادی مردم نقطه ضعفتو پیدا کنن

خوشبختانه خانم هی جین انقدر مهربون بود که هیچی نگفت

هی، خفه شو

برو برام قهوه بخر

چقدر همه چی مرموزه؟

علاوه بر این، قربانی دقیقا کیه؟

...ارباب...دقیقا چی

دقیقا می خواین چی کار کنید؟

باید همین نزدیکی باشه

یون وول باید منتظرت باشه

نمی خواین برین دیدنش؟

اون به خاطر شما خیلی سختی کشیده

می خوای وانمود کنی خبر نداری؟

چرا اینو به من میگی؟

تو تنها کسی هستی که خودتو کاملا به اون اختصاص دادی

دیگه خیلی دیر شده

وقتی من فرستادمش بره

حتی پشت سرشُ هم نگاه نکرد

چه فایده خودم وقفش کردم؟

یه کار بیهوده بود

اگه واقعا به فکر من بودی

قبل از این که اون یه گیشا بشه

باید اجازه میدادی با من ازدواج کنه

من واقعا سرزنش تون می کنم ارباب

وقتی اون دوستت نداشت من چی کار می تونستم بکنم عوضی؟

من واقعا نمی دونم

واقعا نمی دونم چه فکری می کنی

الان، این موقع، اینجا،

دقیقا می خوای اینجا چی کار کنی؟

گان. پیل. گو. این

دریچه ای از زمان که کارش نجات یک نفره

هربار که با موقعیت مرگ و زندگی روبرو میشم زمان تغییر میکنه، این معنیش چی میتونه باشه؟

همیشه همین طوریه

...اگه این طور باشه

هان دونگ

کمان رو بگیر دستتُ اونجا بایست

منو خوب می بینی؟

الان با دقت گوش بده ببین چی میگم.

با کمان منُ هدف بگیر - چی؟ -

اگه دقیق به هدف نزنی کار نمی کنه

باید بایه تیر هدف بگیری

تو باید به دقت قلب منو هدف بگیری

ارباب چی دارین میگین ؟

من این کارو می کنم چون می دونم دارم چی کار می کنم، زود باش

ارباب - زود باش -

من نمی تونم ...من ...من نمی تونم

تازگیا خیلی سختی کشیدین برای همین به نظر میاد گیج شدین

من با تیر تو زخمی نمی شم پس نگرلن نباش

قبل از این که بهم بخوره در می رم

قبل از این که بهت بخوره در می ری؟

ارباب می دونم به خاطره کمبود غذا خسته شدین

منم می دونم

این کاری نیست که هر کسی بتونه انجامش بده

اینطوری نباش ،واقعا که

اگه بدون تمرکز پرتاب کنی بی فایده است پس تمرکز کن

گفتم که نمی تونم

من واقعا می خوام بکشمت ،نمی فهمی؟

ارباب شما چرا اینطوری شدین؟

اگه نمی خوای بمیری کمان تو انتخاب کن

وقت نداریم ، زود باش

اگه با سه شماره تیر رو پرتاب نکنی ایندفه گلو تو نشونه می گیرم

1.2.3

..این همون زندگی پس از مرگه

این همون زندگی پس از مرگه در زندگی بعد از مرگ دوباره زنده می شی-==-

-=در زندگی پس از مرگ وقتی میمیری دوباره زنده میشی=-

چویی هی جین

کجا رفت؟

هی جین اینجا نیست.برو از پرستار بپرس

چی؟

هی، ما که گفتیم با کارگردان میایم

همینطوری خریدمش

چترُ بذار پایین

جایی میری؟

ریخت بیرون

الو؟

=داداش، اونا گفتن هی جین با یکی از دوستاش رفت=

پس به زودی بر میگردن، فهمیدم

باید برم دنبالش؟

گرفتمت عوضی

تو...کی هستی؟

چی کار می کنی؟

چرا مخفی شدی؟ چی کار می کنی؟

عوضی، تو دیوونه ای؟

تو واقعا روانی

!تو مُردی

...این عوضی ...تو

...این

عوضی

آقای هان دونگ مین

سلام

شما دقیقا به عنوان یه منشی چی کار می کنید؟

شما حتی نفهمیدید که یه روانی اومده تو

چی؟ - روانی؟ -

نگهبان ها رو صدا کن

اون قطعا یه دیوونه ی روانیه

چه طور ممکنه؟

اینجا فقط یه ورودی داره کسی از اینجا رد نشد

چی کار کنیم؟

اره منم

کجایی؟

این چیزی نیست که تعیین موقعیتش آسون باشه

چه خبره؟ چرا همه جلوی اتاق منن؟

کجا بودی؟

اتفاقی افتاده؟

خوب شد بیرون بودی

یه دیوونه ی روانی تو دست شویی قایم شده بود نمی دونستی نه؟

داشت یه اشتباه بزرگ پیش میومد

یه دیوونه ی روانی؟

طرفدارای عقده ای زیادن مراقب باش

من چه طرفدار عقده ای میتونم داشته باشم؟

غیر ممکنه لباست جلب توجه کنه

من همه ی دوربین های مدار بسته رو چک کردم ولی ندیدمش

!واقعا عجیبه

اگه می خوای بیای بیرون بگو

چرا حرف نمیزنی؟

اولین بارم نیست که یکی مثل تو میبینم

اگه حرف نزنی می فرستمت اداره ی پلیس

اگه می خوای جلوی مردم خجالت نکشی حرف بزن

!اوه اینجایی

تو... اینجا چی کار می کنی؟

چرا این جایی؟ تو همیشه تو کار بقیه فضولی می کنی؟

اگه من این جا نباشم چی کار می کنی؟

وقتی نبودی یواشکی اومده تو اتاقت منتظر یه فرصت بود روانی منحرف

گفته بودی بخاطر یه مرد گنده غش کردی منظورت این بود؟

حالا می فهمم

با چنین قیافه هایی بایدم غش کنی

...واقعا که

زخمتُ ضد عفونی کردم

واقعا درد میکنه

هی...می سوزه

هی جین، من به خاطر اون پسره صدمه دیدم...ببین

اون خیلی شجاع بود

اینطوریه؟

حرف نمی زنه، بیا به پلیس زنگ بزنیم

حتی اگه بسپریمش به نگهبانای بیمارستان باید به پلیس هم گزارش کنیم

اگه خبرنگارها بفهمن همه چی سخت تر میشه

اون فقط طرفدار سرسخت نیست، یه منحرفه

لباساش رو ببين.

هی جين داره يه درام تاريخی بازی ميکنه،اينجوری پوشيده که با اون هماهنگ بشه.

شنلش رو ديدی؟

يه ذره آروم بگير.بذار از يکی که ميدونه بپرسيم.

چرا داری ميری داخل؟لطفاً نرو داخل

يک چيزی رو بايد بردارم

پس با هم بريم

...من لباس زيرم و اون چيز رو لازم دارم،پس

خوب اون نميتونه بيرون بياد من در رو خيلی محکم بستم

مطمئنی؟ خيالم راحت شد

آره

چرا دوباره اومدی؟

انگار تقدیره.همیشه تو موقعیت های خجالت آورظاهر بشم

خجالت آور؟

منم که بخاطر تو خجالت زده ام.تو چی میگی؟

اون زن خشن دوباره تو رو بخاطر من سرزنش کرد؟

زن خشن؟

اونجوری نیست

اون حل شده

واقعاً عاليه نگران بودم

ولی جدی،چرا هی جلوی من ظاهر ميشی؟

این بار،اومدم تا ببینمت

مَنو؟

به کمکت احتیاج دارم

چرا به کمکم احتیاج داری؟

تو تنها کسی هستی که من تو این دنیا میشناسم

بعلاوه،تو آدم خوبی هستی

تو کمکم میکنی

خدای من،کی گفته من آدم خوبیم؟

این آدم هرکاری دلش میخواد میکنه

تو داری با من حرف میزنی حتی همین الان

این تقدیر سرنوشت مشترک ما نیست که باعث شده تو نتونی به چشمای من زل بزنی؟

تو کتاب زیاد میخونی؟ چون خوب میدونی چطور صحبت کنی

در واقع،من خیلی مطالعه میکنم

چه جور کمکی احتیاج داری؟

کمکم میکنی؟

بگو؟

دنبال یک کتاب میگردم که وقایع رو به ترتیب تاریخی ثبت کرده باشه

شرح وقایع؟

منظورت شرح وقایع سلسله پادشاهان کره ایه؟

بله،میشناسیش؟

البته

باید تو کتابخونه باشه

کار سختیه؟

اگه سخته ولش کن

کمکم کن اون پاکت نامه رو بردارم

این دقیقا چیه؟ دفعه قبلی هم همین بود

این چیزیه که بهم اجازه میده الان ظاهر شم و بعد برگردم به گذشته

ازین استفاده میکنی که به گذشته برگردی؟

من با به خطر انداختن جونم به اینجا اومدم.خیلی رنچ آوره اما چاره ای جز این نداشتم

اول باید از این وضعیت خلاص شم

برای اومدن به اینجا جونت رو به خطر انداختی؟

خیلی آسونه که اونجا رو ترک کنی ولی آسون نیست که به اینجا بیای

شمال این بیمارستان یک پارک هست

میتونی اونجا رو پیدا کنی؟

اگر بتونی پیداش کنی،من کمکت میکنم

سرورم،سرورم

سرورم

چه اتفاقی افتاده؟کجا رفته بودید؟

چطور من انقدرخوش شانسم؟

چی؟

فقط با این،میتونم به همه جای دنیا برم

تو همچین موقعیتی هم میخندی؟

از شدت ترس حتی شلوارم رو خیس کردم،میبینی؟

یک کاری رو کردی که نباید با من میکردی،و هنوز داری میخندی؟

بعد راجع بهش حرف میزنیم.الان بریم،اونقدر وقت نداریم

چی؟

شمال کدوم طرف اینجا میشه؟

اگراز اینجا چهار کیلومتر به سمت شمال بری،پارک رو پیدا میکنی

چهار کیلومتر یعنی؟

آهان،واحد اندازه گیری یکسان نیست

یک لحظه صبر کن

(مساوی با ده ری(یک ری برابر 393 متر است

تو باید ده ری به سمت شمال بری

افراد مشهور احتمالا خیلی هراسانن درسته؟

از این اتفاقا زیاد میفته ،درسته؟

درسته

برای بانو هی جین هم که تازه اول راهه اینجور ادمای منحرف و روانی پیدا میشن

اگه دلیر و شجاع نباشن مشهور شدن خیلی براشون سخته

دقیقا همینطوره

...شهرت

من رسیدم

بله،بله.اون داخله،داخل.یک نگاه بنداز

(یک هانبوک پوشیده(هانبوک:لباس سنتی کره

کجاست؟

خدای من،کجا رفت؟

ما بیرون کشیک میدادیم

شمال از اون طرفه

بزن بریم

الو؟- چی شده؟-

شنیدم سرو کله یه روانی پیدا شده . چه خبر شده؟

به نظر همینطور میاد.من خیلی مطمئن نیستم

چی؟ اون دیوونه فرار کرده؟

خدای من،باید چه کار کنیم؟

کجایی؟

تو این موقعیت کجا رفتی؟

اونجا خیلی شلوغ بود اومدم کافی شاپ جلویی

میخواستم دیالوگهام رو تمرین کنم

بله،زود برمیگردم

اه

برای چی بیاد؟ چطور ممکنه بیاد؟

اون واقعا یه دیوونه ی روانیه؟

من گول خوردم.چرا اومد پیش من؟

من خیلی راحت گول میخورم.چی کار میکنی چویی هی جین؟

من خیلی نگرانتم

حالا می دونم چطوری در رو باز کنم

اونجا آسمون صافه،اما اینجا داره بارون میباره

چرا دراز کشیدی؟حالت خوب نیست؟

دیر وقته.فکر نمیکردم بیای

اسبم به اندازه این سریع نیست

وضع جاده ها هم بدتر از اینجاست

این لباسا از کجاست؟

هروقت اینجام تبدیل به یک دزد میشم

اگر اینجوری پیش بره،حتما پلیس دستگیرت میکنه

پليس با پاسبان هم معنيه؟

دقیقا.سریع یاد میگیری

این تنها مزیتمه

منم الان میتونم این کار رو بکنم

حالا باید سرعت بگیره،نه؟

با اینکه اون روز نگفتم،ولی خیلی ترسیده بودم

جدی؟

انقدر راحت میترسی؟

حالا چطوره؟

به نظر میاد واقعا ترسیده باشی

چرا زبونت رو درآوردی؟

اینو نمیدونستی؟

دارم بهت می خندم

از کجا میتونم اطلاعاتی راجع به سلسله پادشاهی کره پیدا کنم؟

سلسله پادشاهی؟

بله

طبقه 3،سمت چپ کتابهای مرجع،86تاریخ چوسان

86.

بریم

طبقه سومه.پس سوار آسانسور شیم

توی جایی به این بزرگی حتما کتابای زیادی هست

همه میتونن بخوننشون،نه؟

بیشتر از یکی،دو تا ازینجور کتابخونه ها هست

اگر میتونستم،همه زندگیم رو اینجا میگذروندم

نمیدونستم زمان اینجوری میگذره

مطمئنا خیلی باهوشی

خیلی چیزا واسه لذت بردن هست اما تو اصرار داری تو کتابخونه بمونی؟

بفرمایید داخل

طبقه سومه،نه؟

از کجا عددای عربی رو بلدی؟

دفعه قبلی به طبقه سیزده رفتیم

بیا تو

میریم طبقه 13

ترکیب این دوتا رو نزدی؟

پس این باید یک باشه،این سه و اونی که وسطه دو

براساس رتبه،بقیه میشن چهار،پنج،شش،هفت.درسته؟

تو واقعا سریع یاد میگیری

نگفتم این تنها مزیت منه؟

تو خیلی استعداد داری

امتحانات شاهنشاهی یا همچین چیزی داشتین؟

اول شدم

از اون ادمایی که خوب یاد میگیرن خوشم نمیاد

=رسیدیم طبقه ی سوم=

شغل شما چیه خانم؟

نگفتم بازیگرم؟

بازیگر؟

تو ممکنه ندونی ولی من آدم مشهوریم

ممکنه در آینده معروف تر هم بشم

دلیلت برای مشهور شدن چیه؟

چون خوشگلم

اول از همه باید خوشگل باشی تا بتونی یه بازیگر بشی

قیافت چرا اینطوری شده؟

خانوم شما اینجا جزو زیبارویان به حساب میاین؟

چیزای عجیب غریب میگی

یعنی میگی من خوشگل نیستم؟

من حتی تو مسابقه ی ملکه ی زیبایی برنده شدم

واقعا؟

منظورت از"واقعا"چیه؟

اوه خدای من! زبونم بند اومد

با چشمای خودم دیدم، جالبه

درباره ی چی کنجکاوی؟

چوسان کی نابود شد؟

نگفتی 100 سال پیش نابود شده؟

نمیخوام تاریخ بعد از مرگم رو بررسی کنم

این چیزی نیست که بتونم بتنهایی انجامش بدم

پس؟

فقط میخوام دورانی که در اون زندگی میکردم و دلیل زنده بودنم رو بررسی کنم

دلیل این زنده بودن چیه؟

،برکناری ملکه

بازگشت علیا حضرت به جایگاه برحقشون و تجسس درباره افتخارات خانواده ام

شاید داری درباره بانو جانگ صحبت میکنی؟

جانگ اوک جونگ

خاندان جانگ رو میشناسی؟

کسی هست که بانو جانگ رو نشناسه؟

اون یکی از زن های مشهور تاریخه

اسمش تو تاریخ تو این همه زمان ثبت شده؟

به چه دلیلی؟

تاریخ پر حادثه ای بود

از خدمتکاری قصر تا ملکه شدن و بعدشم که تبعید و مسمومیت و مرگش

مسموم شده؟

مسموم شده و مُرده

-=1694 سالی که ملکه این هیون دوباره گماشته شد =-

ساله بیستم ماه چهارم روز 10 ملکه جانگ تنزل رتبه به هویی بین پیدا کردن.

اختیارات ملکه لغو شد و بعدها دوباره برقرار شد

پیرو یه حکم سلطنتی فوری این کار انجام شد

سم بخور

سوک جانگ روز هشتم ماه هفتم از سال بیستم

مین آم به مرگ با سم محکوم شد

سوک جانگ روز هشتم ماه دهم از سال بیست و هفتم

بانو جانگ از خاندان جانگ متهم به حسادت و اقدام به قتل شد و محکوم به مرگ با سم شد

تازگی به خاطر این سریال به مطالعه رو آوردم

ملکه این هیون دوباره به قدرت رسیده ارتش جنوبی حذف شده

استقبال از پیشرفت جناح غرب

به عبارت دیگه تو از جناح غربی هستی

امیدوارم خواب نباشه

قبلا هم گفتم که خواب نیست

بنظر میاد همه اینها قراره چند ماه بعد اتفاق بیفته

در حاله حاضر کاملا غیر ممکنه

بنظر خیلی خوشحال میای

حالا گرفتن یه پست دولتی راحت تر شده؟

یه پست دولتی مهمه؟

بالای 5 ساله که قلب من حتی یه روز هم اروم نبوده

آدمای اینجا این مواقع چیکار میکنن؟

چی؟

اگه بخوای خوشحالی تو با دیگران قسمت کنی چی کار میکنی؟

خوشحالی؟

خب ، همدیگه رو بغل میکنیم

این موقع؟

البته

حتی میون زنا و مردای دیگه؟

چطور مگه؟

خیلی دنیای خوبیه

تو همچین مواقعی اگه کسی رو نداشته باشی که شادی تو باهاش قسمت کنی، احساس تنهایی می کنی

ممنون که کنارم موندی

اشتباه کردم؟

تو گفتی مهم نیست، نگفتی؟

تو هم بازیگری، درسته؟

منظورت از"بازیگر"چیه؟

چرا احساس می کنم دارم گرفتار میشم؟ جاذبه اش خیلی عجیب غریبه

چقدر سخته ، واقعا که

-=1694 ساله بیستم=-

ساله گپسول ،دهمین روز از ماه سوم

افسر بونگ دو با وزیر جناح راست مین ام با هم گفتگو کردن

چه مدت دیگه طول میکشه؟

من باید برم

ببین

اینجا اسم من نویسنده است

اسمم اینه، گیم بونگ دو

ساله گپسول ، دهمین روز از ماه سوم دقیقا زمانیه که من زندگی میکنم

ساله گپسول، دهمین روز از ماه سوم؟

هی، اون چویی هی جین نیست؟

مدله؟

درسته

آره، درسته، ملکه این هیون

بیا بریم، زود باش

!زود باش

چرا زیر لب حرف میزنی؟

چون معروفم

قبلا نگفتم؟ من معروفم چون خوشگلم

نمتونم با دیگران عکس بگیرم

ببخشید، سلام

میشه به ما امضا بدین؟

منم همینطور - منم همینطور -

باشه

من از وقتی شما مدل بودین از طرفداراتونم میشه لطفا برامون بخونید؟

بله

تو اخبار گفتن شما مریضین برای چی اینجایید؟

واقعا با یون نا جونگ رابطه تون بده؟

ببخشید؟

وااو، این چویی هی جینه

میشه امضا بدین؟ - میشه عکس بگیریم؟ -

...متاسفم - ...فقط یه عکس -

وااو، خیلی خوشگله

میشه عکس نگیرید لطفا؟

چه خبره؟

چطوری رفت؟

فکر میکنم الان می تونم وضعیت رو کاملا درک کنم

متاسفم، بخاطره اینه که بیرون شلوغ پلوغ بود

من که گفتم بازیگری، وافعا که

دقیقا منظورت از "بازیگر" چیه؟

من نمیدونستم انقدر مشهوری

ببخشید باعث دردسر شدم

به خاطر من که تو دردسر نیافتادی درسته؟

ممکنه دردسر بشه، اگه همه بفهمن با یه آدم روانی بودم

لازم نیست منو ببری پارک

من خودم میرم

میخوای غیب بشی؟

الان؟

میدونم اینجا کجاست.میتونم خودم انجامش بدم

برای همه چیز، واقعا ممنونم

شی. دونگ. تا. را

گان. پیل

چی شده؟

کدوم نجیب زاده ای رفتارش انقدر نانجیبانه است؟

نباید قبل از اینکه بری یه خداحافظی درست و حسابی بکنی؟

اینجا همچین مقرراتی هست؟

البته که هست

فهمیدی؟ من فقط قوانین لازم رو بهت آموزش میدم

اینجا اینطوری با هم خداحافظی میکنین؟

بله

با هر کسی و هر جایی؟

فقط به خاطر بسپار

حالا که اینجایی بذار ببرمت پارک

-=پیش نمایش قسمت بعدی=-

کجا بودی؟

اولین باره که می بینمت اسمت چیه؟

من راهنماییش می کنم

هیچی نگو، اون خیلی حساس و باهوشه

ممنون، من تبدیل به یه چینی شدم

یه همچین آدمی، چطور میتونه انقدر احمق باشه؟

تو هیچ رابطه ای باهاش نداری؟

اگه رابطه ای باهاش نداری چرا دوربین مخفی فیلم بوسه ی شما رو تو آسانسور گرفته

اول از همه برو دنبال پناهگاه

یون وول رو پیدا کن و برو هانیانگ

من کیم بونگ دو هستم

دستگیرش کنید

چه خبره؟

یکی که می شناختمش مُرده

-=وزیر جناح راست مین ام با افسرگیم بونگ دو با هم گفتگو داشتن=-

بله

بله؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.