Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
-=سالِ 1694 ، بيستمين سال پادشاهی شاه سوک جونگ=-
چی شد؟
چی شد؟
یه موضوع غیرمنتظره اتفاق افتاده
-=با نفوذ حزب جنوب، نخست وزیر مین آم اقدام به ترور ملکه این هیون کرد=-
حادثه امروز کارعالیجناب مین آم بود
-=یونگ دو، نقشه مین آم رو فهمید و ملکه این هیون رو نجات داد=-
ما تا اخرش ازتون محافظت میکنیم، بانوی من
ما تا اخرش ازتون محافظت میکنیم، بانوی من
یه لحظه حواست به این باشه
-=یون وول یه طلسم معجزه آسا بهش داده=-
لطفا اینو همراه خودتون داشته باشین
این یه طلسم مقدسه
باید یه نامه خیلی مهم رو به اعلیحضرت بدم
-=به خاطر نقشه شوم مین آم، بونگ دو در موقعیت خطرناکی قرار گرفت=-
لطفا بهشون بگید میخوام یه ملاقات رسمی باهاشون داشته باشم
ولی لطفا بین خودمون بمونه
چطوره برید به دفتر مشاورین ویژه و منتظر بمونید؟
-=...لحظه ای که شمشیر داشت تو گلوش فرو می رفت، یک دفعه ناپدید شد=-
-=...لحظه ای که شمشیر داشت تو گلوش فرو می رفت، یک دفعه ناپدید شد=-
...وقتی داشتم شمیشیر رو تو گلوش فرو می کردم، یه دفعه غیب شد
...وقتی داشتم شمیشیر رو تو گلوش فرو می کردم، یه دفعه غیب شد
کجا رفت؟
-=قدرت طلسم بونگ دو رو به 300 سال بعد، در آینده منتقل کرد=-
-=قدرت طلسم بونگ دو رو به 300 سال بعد، در آینده منتقل کرد=-
ببخشید، شما از بازیگرهای این سریال نیستین؟
ببخشید، شما از بازیگرهای این سریال نیستین؟
-=سپس تصادفی هی جین رو ملاقات کرد=-
پس چرا هنوز عصبانی هستی؟
هی جین در سال 2012، در مصاحبه یه سریال شرکت کرد
هی جین در سال 2012، در مصاحبه یه سریال شرکت کرد
هان دونگ مین رو دیدی؟
هان دونگ مین رو دیدی؟
چی؟ لخت بودی؟
اومده بود سر تست بازیگری؟
-=ناخواسته، مجددا با دوست پسر سابقش هان دونگ مین همکار شد=-
-=ناخواسته، مجددا با دوست پسر سابقش هان دونگ مین همکار شد=-
چی؟ نقش شاه سوک جونگ رو بازی می کنه؟
...واقعا که
دوباره باهم قرار بزاریم؟
-=تصادفا، سرنوشت دوباره اونا رو بهم رسونده=-
-=تصادفا، سرنوشت دوباره اونا رو بهم رسونده=-
اینجا کجاست؟
چی؟
چی؟
من مردم یا دارم خواب میبینم؟
من مردم یا دارم خواب میبینم؟
-=چه سرنوشتی برای این دو نفر رقم خواهد خورد؟=-
پس، واقعا این آدم مرده؟
واقعا مرده؟
من اول ازت نپرسیدم؟ اینجا دقیقا کجاست؟
بله خانم
جای نگرانی نیست
آره، فقط استرسه
این چند روز گذشته، بخاطر کنفرانس مطبوعاتی خیلی نگران بود
حتما، وقتی هوشیار شد باهات تماس میگیرم
بیدار شدی؟
چطور ممکنه این دختر اینهمه از نظر روحی ضعیف باشه؟
واقعا باید چیکار کنیم؟
اون مرد چی شد؟
چی؟
اون مرد چی شد؟ همونی که یه شمشیر داشت
در مورد چی حرف میزنی؟
...روز اول معرفی و شروع به کارت مریض شدی
اینا یعنی چی؟
وقتی الان تا این حد عصبی بشی
در آینده چطوری میخوای از پسش بربیای؟
بخاطر اون غش نکردم
چی؟
...یه مردی بود
...آره
یه مرد بود که لباس جوسانی پوشیده بود
و سوار اسب بود و یه شمشیر بلند داشت
اون یه آدمو کشت و خونش پاشید روی من
ولی، اون مرد
واضح بود که اون آدم مرده
...ولی یهویی، بدنش شروع کرد به از هم پاشیده شدن
و یه مومیایی شد
میدونی، تبدیل به مومیایی شد؟ !یه آدم
...حتی 10 ثانیه هم طول نکشید
یهویی تبدیل به استخون شد، بعدشم خاکستر و تو هوا ناپدید شد
خواب دیدی؟
قطعا خواب بوده
بعد اینکه تلفنی با من حرف زدی بلافاصله غش کردی
بخاطر پایین اومدن قند خونت
!خانوم هی جین خانوم هی جین! خوبین؟
وقتی پیدات کردن، غش کرده بودی
بعدش فورا رسوندیمت بیمارستان
نه، اینطوری نیست
یعنی چی، اینطوری نیست؟
نه
حتما در این بین یه اتفاقی افتاده
یعنی در طول اون 10 دقیقه ای که نبودی
یه مرد با یه اسب ظاهر شده و یکی رو کشته
جسدش هم تبدیل به مومیایی شد و بعدش دود شد رفت هوا؟
آره
این مزخرفات چیه میگی؟
به مامانت یه زنگ بزن
خیلی نگرانت بود
بگیر سریع بهش یه زنگ بزن
همش خواب بوده؟
واقعا که! خیلی اشتباه کردم
خیلی سخت بود که اسپانسرس پیدا کنم
تازه یه دونه عکس هم گرفته نشد
وای! دارم از دستِ تو دیونه میشم ترسو
بله، رئیس؟
یه اتفاقی پیش اومد و من تو بیمارستانم
چی؟
خواب بوده؟
بنظر نمیرسید خواب باشه
چیزی نیست
واقعا خواب بوده؟ غیر ممکنه
فکر کردم فقط رفته دستشویی
اما در واقع، یه اتفاقی افتاده بود
واقعا غش کرده بود؟
آره! وقتی پیداش کردیم
کنار جاده بیهوش افتاده بود
بعدش زنگ زدیم آمبولانس بیاد تا ببرنش
اون همچین آدمی نیست که وقتی عصبی باشه غش کنه
...آخه دختری که تو مراسم دختر شایسته کره شرکت کرده
نا جونگ دوست پسره نداره؟
چی؟
انگار هنوزم دوستم داره
قطعا اون تنها کسی نیست که احساس تنهایی میکنه
!لطفا، خواهش میکنم، کله خر
...لطفا، آقای هان دونگ مین
اینبار رو، فقط سریالت رو بازی کن
به بانو جانگ و ملکه این هیون کاری نداشته باش
فقط بزار اونها زندگی خودشون رو بکنن
دخالت نکن
چشم، من نمیخواستم دخالت کنم
!ولی اونها دارن تحریکم می کنن
انگار نا جونگ هنوزم دوسم داره
صبر کن
الو؟
کی میخوای باشه؟ منم، اوپا دونگ مین
هی جین چطوره؟
چرا میخوای بیای؟ نیا
یون نا جونگ؟
چطور فهمیدی؟
هی جین الان چی گفت؟
که اینطور، می دونستم
چی گفت؟
خیلی مطمئن نیستم. به هر حال، حس خوبی ندارم
با اینکه علت غش کردنش اون نبوده
ولی امکانش هم هست، علتش اون بوده باشه. درسته؟
از اون تیپها نیست که از صحنه وحشت داشته باشه
خ-خب...درسته
...و-ولی اینطورم نیس
فقط به عنوان یه دلیل بهش نگاه کن
...نه
من میتونم اینجور تصورش کنم
خیلی خب، بهش بگو فردا میام دیدنش
...اگه نیای بهتره. هی جین
...الو؟ الو-- این عوضی، جداً که
تندتر بیا، زود باش! باید بریم
داداش، در طول نشست خبرنگارها هم هستن، درسته؟
آره. چرا؟
راستش تو این فکر بودم در طول کنفرانس خبری، یکم از داستان رو لو بدم
ولی حالا همه ش خراب شد
کاری می کنم چویی هی جین نفر اول موتورهای جوستجوی اینترنتی بشه
چی؟ چی؟ دوباره می خوای چی کار کنی؟
چیکار می کنی؟
موبایلم نیست، تو ندیدیش؟
واقعا دست من نیست
انگار گمش کردم
نباید بذاری دست کسی بیفته
باید مراقب حریم شخصی ات باشی
عکسهای ناجور که نگرفتی؟
هیچ عکس ناجوری نگرفتم
این چیه؟
این چیه؟ - این چیه؟ -
این یه طلسمه؟
چی؟
یعنی چی؟
از من میپرسی چون فکر میکنی من میدونم؟
نه
مال من نیست، ولی چرا تو کیف منه؟
وقتی غش کرده بودی، همه وسایل تو کیفت پخش شده بود رو زمین
احتمالا وقتی داشتن بهت کمک میکردن وسایلت رو جمع کنی یکی اشتباهی گذاشته تو کیفت
موبایلت حتما اونجا افتاده
دوباره بگیرش
موبایلت داره زنگ می خوره ~ زنگ می خوره= =زود باش گوشی رو جواب بده
= یه تماس داری...یه تماس داری...یه تماس داری =
جواب نمیده
پس شاید کسی برش نداشته خیالم راحت شد
مگه به عنوان خویشاوند شماره ها مون رو ثبت نکردیم؟
درسته
!روشنه
کجاست؟
چرا تو قصر گیونگ بوکه؟
فردا دنبالش میگردیم
من بیرون گمش کردم، ولی چرا اونجاست؟
دقیق دقیق که جاشو نگفتن
حتما همون دور و بَره
موبایلت داره زنگ می خوره ~ زنگ می خوره= =زود باش گوشی رو جواب بده
= یه تماس داری...یه تماس داری...یه تماس داری =
غش کرده؟
نباید آمبولانس خبر کنیم؟
زود باش
عالیجناب، آوردیمش
حالا میتونین برین
درست لحظه ای که گیرش انداخته بودیم، به راحتی فرار کرد
با این اتفاق
از چیزی که فکر میکردم تواناتره
...ولی
با شنیدن این اوصاف، اون فقط یه محقق نیست
نظرت چیه؟
کیم بونگ دویی که من می شناسم از اولش هم همین بود، از یه خانواده پست
برای همین هیچ یک از اعضای خانواده اش بخشیده نشدن حتی خارج از مرز هم مجازاتشون مرگه
مهم نیست چی پیش میاد به هیچ وجه نباید از کشور خارج بشه
دستور سلطنتی بود
پس، چرا نیومده پیدات کنه؟
به عنوان مردی که احساس متقابل به زنی داره
مگه میشه کاری انجام نده؟
احساس متقابل؟
!لطفا حواست به حرفهات باشه
اون یه افسره، که خانواده داره
اون مثل بانوی مرحوم، از من مراقبت می کنه
من فقط یه دختر خدمتکارم
وقت تلف کردن با یه کنیز سطح پایین
چطور ممکنه یه ارباب همچین کاری بکنه؟
ظاهرا عشقت یک طرفه است
داری خودت رو فدای عشقت می کنی، درسته؟
اولین گیشای هانیانگ (هانیانگ: نام قدیم سئول)
دختر خدمتکاری که حاضره خودشو قربانی کنه
ولی اون مرد فرار کرده
اینطوری مردم عادی میگن
" وقتی شکم پر باشه ، کارای احمقانه می کنی "
عقلت رو از دست دادی؟
!باز هم مشروب بیار !این زن رو هم ببر بیرون
چیزی پیدا کردی؟ نه نکردم
کیم بونک دو رفته
جونگ سو هم؟
هر دو ناپدید شدن
هر دوشون شمشیر داشتن پس قطعا با هم مبارزه کردن
ولی حتی یه جسدم وجود نداره، هیچ رد پایی هم نیست
انگار جونگ سو گم شده، درسته؟
بعد از کشتنش، کجا دفنش کرده؟
خاکش کرده؟
چون یه مشاور بود، دست کم گرفتیمش
انگار اون یه آدم عادی نیس
شی..دو..تونگ..رائه..گان..پیل..گو...این -=سفر در زمان برای نجات جان یک شخص=-
شی..دو..تونگ..رائه..گان..پیل..گو...این -=سفر در زمان برای نجات جان یک شخص=-
شی..دو..تونگ..رائه..گان..پیل..گو...این -=سفر در زمان برای نجات جان یک شخص=-
با توجه به مفهومش میشه مدت زمان مشخصی، زمان به جلو میره
با توجه به مفهومش میشه مدت زمان مشخصی، زمان به جلو میره
سمت چب، سمت چپ تالار کاخ قدیمی
مستقیم که برید، میرسید به اقامتگاه ملکه
بارگاه شاه
تالار مشاورین
از اینجا که بگدرید، میرسید به تالار اصلی
جایگاه من هنوز هم اینجاست؟
خب، دقیقا چه زمانی سپری شده؟
میشه این صحنه رو عصر فیلمبرداری کنیم؟
چی داری میگی؟ باید فیلمبردای کنیم، این صحنه سومه
گفتی صحنه سوم؟
ولی تو برنامه من اینطوری نوشته نشده
بخاطر ملکه این هیون، همه چیز بهم ریخته
شنیدم تو بیمارستانه
در حال فیلمبرداری هستیم، درسته؟ درسته؟
فیلمبرداری یعنی چی؟
گفتی صحنه سوم؟
بخاطر ملکه این هیون، همه چیز بهم ریخته
شنیدم تو بیمارستانه
ملکه این هیون. من ملکه این هیون هستم
ملکه این هیون؟
هان دونگ مین. زودباش پاشو خیلی وقت نداریم
زودباش، باید هر چی سریعتر بریم خیلی وقت نداریم
حاضر شو، زودباش
خیلی خب - اه...واقعا که -
ساکم، ساک
لباسام کجاست؟
لباسامو ندیدی؟
نه
...همینجا بود کجاست؟
من اینجا آویزونش کردم
اوه، ساکم
چی؟ - چی؟ -
کیف من درست اینجا بود کجا رفته؟
=جای تاسفه که خانم چویی هی جین نفش ملکه این هیون رو بازی میکنه=
=به خاطر سلامتیش نمیتونه بازی کنه=
در حال حاضر، توجه آقای هان دونگ مین که نقش شاه سوک جونگ رو بازی میکنه
به زن دیگه ای معطوف شده؟
اینقدر با هم خودمونی شدن ...که انگار اصلا سوال منو نشنیدن
-=اینقدر با هم خودمونی شدن=-
-=اینقدر با هم خودمونی شدن=-
داره از مزایای غیبت ملکه این هیون حرف میزنه که منو اغفال کنه، باعث آزاره
معذرت می خوام - ای خدا -
قاپش رو زدی؟
...با اینکه احساس کمی وجود داره
نباید اینطوری باشه، اونم به این سرعت! درسته؟
-=حالا کدومشون، ملکه این هیون یا بانو جانگ=-
-=چشمان مشتاق / خجالتی=-
بله، اگه نمی خوای بانو جانگ قاپش رو بدزده لطفا زودی خوب شو
بله، اگه نمی خوای بانو جانگ قاپش رو بدزده لطفا زودی خوب شو
خیلی داره بهشون خوش می گدره
بسیار خب، اجازه بدین برگردیم به محل کنفرانس مطبوعاتی
اینو ببین
تو فاصله ای که تو نبودی اون دوتا رفتن تو ژست یه زوج
اوه خدای من...باعث آرامشه
می ترسیدم بخواد با من جفت شه
بعدا میخوام برم صحنه فیلمبرداری رو ببینم
برای چی؟
یکم خوراکی بیار
عذر خواهی کنم و چهره هاشون رو ببینم
اگه بری، بقیه دربارت بد قضاوت می کنن میگن مریض نبوده و نرفته سر صحنه فیلم برداری
چرا رفته اونجا؟
پس دلیلش اینه
تو اخبار اعلام شده که تو مریضی
راستش این بهترین سرپوشه
تو این حرفه، واقعیت مهم نیست
چیزی که مهمه قبولوندن موضوع به عنوان واقعیت، به مردمه
پس اینطوریه
جو سو کیونگ، این یادداشت خیلی باحاله
بنویسش، بنویسش وقتی ازم تعریف میشه، یاداشتش کن
واقعا باید بنویسمشون می خوام تو مصاحبه های آینده ازشون استفاده کنم
سیر شدم
تو که هیچی نمیخوری من تنها کسیم که چاق میشه
-=معرفی خانم یون نا جونگ=-
جدی، واقعا مهمه؟
چیزی که مهمه اینه که، مردم تو رو به عنوان افسانه ملی می شناسن
گزارش درباره مشاهد ناگهانی یک اسب در مرکز سئول= =خبرنگار پارک شی هونگ
=اینجا در یک کافه خیابانی مملو از جمعیت در سام چونگ دونگ=
-=جونگ روگو، بازار میژه سئول، کافه خیابانی سام چونگ دو=-
عصر دیروز، بطور ناگهانی یک اسب در خیابان ظاهر شد
و باعث آشوب میان رهگذران شد
آشوب و شلوغی ناشی از حضور اسب، به مدت یک ساعت ادامه داشت
اخبار تلفن هوشمند APP CJM خبر
پس از گزارش خبر، پلیس برای مهار آشوب وارد عمل شد
پس از گزارش خبر، پلیس برای مهار آشوب وارد عمل شد
می خوام با یکی از شاهدین حادثه دیروز مصاحبه کنم
وضعیت دیروز به چه شکل بود؟ - ...خب...راستش -
وضعیت دیروز به چه شکل بود؟ - ...خب...راستش -
=والا منم نمی دونم، یهویی ظاهر شد و من واقعا شوکه شدم=
=متخصصین بر این باورند که این اسب، مشابه اسبهای دوران جوسان می باشد=
=متخصصین بر این باورند که این اسب، مشابه اسبهای دوران جوسان می باشد=
اینکه آیا این اسب متعلق به گروه فیلم برداری می باشد یا خیر
در دست بررسی است
این همون اسبه، خودشه !همون اسبه
= CJM پارک سو هونگ از اخبار =
خواب نبوده؟
=...خبر بعدی=
اون یه خواب نبوده
کاملا معلومه موبایلم دست اونه
تلفنتُ بده به من
موبایلم؟ چرا؟
زودباش، زودباش. سوئیچ ماشینو هم بده
براچی؟ چی؟ چرا،چرا،چرا؟
اینو فشار بدم، میتونم موقعیت موبایلمو ردیابی کنم، درسته؟
آره، درسته
من میرم دنبال موبایلت می گردم
هنوز درمانت تموم نشده، کجا داری میری؟
میرم دنبال گوشیم باید اون مرد رو ببینم
دارم از کنجکاوی دیونه میشم
کدوم مرد؟
مردی که شمشیر زن خوبیه
..هی ، این
قرمز گوشی منه و آبی هم این گوشیه
درسته، اگه اعضای گروه فیلم برداری منو ببینن، برام بد میشه
بنظر نزدیک میاد
اینجاست؟
کجا رفت؟ مگه الان نمیومد این سمت؟
چی؟
خدای من، چی کار میکنی؟
خوب شد دیدمت واقعا خوب شد دیدمت
فکر می کردم پیدا کردنت کار سختی باشه
-="پرسنل سریال "بانو جانگ جدید=-
تو از پرسنلی؟ کارکنان تیم ما؟
پرسنل یعنی چی؟
به این میگن پرسنل، فهمیدی؟
بیا بریم بیرون حرف بزنیم
تو کی هستی؟ سریع بگو
من چند شبه بخاطر تو نمیتونم بخوابم
چرا اینو پوشیدی؟
پس تو عضو تیم جلوه های ویژه ای؟
همه اونها جلوه های ویژه بود؟
تو با یکی جنگیدی و کشتیش حتی خون هم بود! اونها همه جلوه ویژه بود؟
ببخشید، لطفا جواب منو بده
بعد از همچین شوخی زشت، باید دربارش توضیح بِدی! نه؟
اگه اینطوری فکر کنی خوبه
چی؟
اگر باز هم به خاطر من دچار مشکل بشی، دردسر سازه
فقط چیزی رو که درک میکنی و میفهمی باور کن
واضحتر بگو چی میگی؟ من بدتر گیج شدم
به خاطرِ اینه که نمی دونی امیدوارم چیزی که نگه داشته بودی رو پیدا کنم
...چی میگی؟ جدا که
اونا چرا اینجان؟
بیا تو ماشین
گفتم بیا تو ماشین
بلد نیستم چجوری بازش کنم
چی گفتی؟
بیا تو ماشین ، زود باش نباید کارگردان منو ببینه
کمربندتو ببند
گفتم کمربندتو ببند
باید کمکم کنی
چی؟
نمیدونم چجوری ببندمش
پس میخوای من کمکت کنم کمربندتو ببندی؟
...از دست این آدم سر به سرم میذاری؟
تو واقعا کی هستی؟
چرا میخندی؟
نمیخواستم عصبانیت کنم، ببخشید
چی گفتی؟ درست نفهمیدم
منظورم اینه، کره ای نمیفهمی؟ بهت نمیاد احمق باشی
با احمقا فرقی ندارم
با من مثل یه احمق رفتار کن و فقط مراقبم باش
پس این درخواست ها عصبانیت میکنه
اون خانم چویی هی جین نیست؟
نباید بیمارستان باشه؟چرا اینجاست؟
درسته؟
کجا میریم؟
خیلی چشم و گوش تو سالن هست ، نمی تونیم اونجا بمونیم
اول یه جای دنج پیدا میکنیم بعد باهم حرف میزنیم
من وقت واسه حرف زدن ندارم
من این همه مدت اینجا برای دیدنت انتظار کشیدم
من؟ چرا؟
وسیله من پیش تو نیست؟
چیه؟
یه پاکت زرد - پاکت زرد؟ -
...آه ، این
یه تیکه کاغذ؟ - درسته، همراهته؟ -
تو کیف منه
کجاست؟
الان همراهم نیست تو بیمارستانه
اونجا کجاست؟
زیاد دور نیست، همین اطرافه
مساله ی مرگ و زندگی یه نفره، لطفا عجله کن
زندگی یا مرگ؟ کدوم؟
...واقعا که
...واقعا که! این
تو که تحت فشار نیستی عوضی! درست رانندگی کن
آه، جدا که
تقریبا رسیدیم
چی شده؟
دفعه اولته می بینی یکی رانندگی میکنه؟
بهش میگن رانندگی؟
داری می پرسی ، بهش می گن رانندگی ؟ این دیگه چه جور سوالیه ؟
یعنی واقعا نمی دونی ؟
چون واقعا نمی دونم برای همین پرسیدم
~ امروز ما دوتا ~
~ پیاده روی کردیم ~
چون قادر به کنترل و توقف زمان نیستم
لطفا منو ببخش
برنامه فیلم برداری هنوز آماده نشده؟
بخاطر چویی هی جین کل برنامه بهم ریخته
برای همین هنوز آماده نیست
...هان
سلام. بله رییس
...چی؟ این چیه
چی؟ شماره اول موتورهای جوستجو؟
یه لحظه صبر کن
هان؟
هی...هی
این چیه؟
هان؟ چرا اسم منه؟
من خودم تاییدش می کنم
نونا ، دیروز با چویی هی جین دعوا کردی؟
چی؟
تو اخبار نشون دادن
این تو نیستی نونا؟
بازیگر جدید ، خانم ب ، توسط دومین نقش اصلیِ زن ، خانم الف مورد اهانت قرار گرفته
چی؟
ستاره ی هالیو ، خانم الف ، که نمی تونیم نامشونو ذکر کنیم جلوی بازیگر جدید خانم ب رو گرفته (هالیو : موج کره ای )
اونا تو سریال ، رقیبِ هم هستن
قبل از شروع فیلم خانم الف به خانم ب بی احترامی کرده
خانم ب به دلیل رنجِ ناشی از اون تحریکات ، از حال رفت و به بیمارستان فرستاده شد
در نهایت این مسئله باعث عدم حضور خانم ب در کنفرانس مطبوعاتی شد
ظاهرا این کار خانم الف ، براش موفقیت به همراه داشته
هرکسی اینو بخونه میفهمه تو بودی
نونا، واقعا تو این کارو کردی؟
چطور ممکنه؟
تو حتی وقت ملاقات هم نداشتی
فکر کنم میدونم کی پشت این ماجراست
...لوس، جدا که
انگار فشارخونش بالا رفته
پس چرا انقدر مغروری؟
من به تو علاقه ای ندارم
-=بیمارستان ، مرکز غربالگریِ سلامتی=-
مهم نیست چی، این خیلی عجیبه
ممکنه دوربین مخفی باشه؟
واقعا درکش غیر ممکنه دوباره نگاه کن
اگه این بازیه، پس تو باید اسکار بگیری
من واقعا نمی دونم
بیا بیرون
- = رسید، صندوقدار = -
یه سوالی دارم
چند سال از زمان سلطنت شاه هیون جونگ گذشته؟
هیون جونگ؟
اگه هیون جونگ باشه ...پس قبل از سوک جونه
احتمالا 300 سال میشه، نه؟
یعنی 300 سال گذشته؟
تقریبا حدود 300 سال میشه
چون نمایش نامه ی ما مال سال 1690
سیصد سال؟
بیا، باید بریم طبقه ی 13
اولین باره ازش استفاده میکنی، نه؟
اولین بارمه
پس، یعنی حتی ماشینم؟
موبایل هم؟
...ماشین
باید اونی باشه که با دستات میرونیش
موبایل
پس این چیه؟
همونیه که باید بگیریش تو دستت؟
لازم نیست بپرسی
همه چی واسه ی من جدیده
تو زنده ای
این خواب نیست
روح هم نیستی
بنظر نمیاد تیم ویژه ای باشن
تو کی هستی؟
هی، تو واقعا کی هستی؟
نام خانوادگیم کیمِ ، هشتاد و هفتمین نوه از نسلِ خاندان کیم هستم افسر کیم بونگ دو از دفتر مشاوران ویژه
نمی دونم جوابتو دادم یا نه
هرچند باورش برام سخته
اما من فکر میکنم اومدم 300 سال بعد
باید بریم بیرون، درسته؟
پس تو ، از 300 سالِ پیش اومدی و از مردم جوسان تو دوره ی شاه سوک جونگی
ولی سوار یه چیزی مثل ماشین زمان شدی تو زمان سفر کردی و به اینجا رسیدی
درسته؟
هه هه، هه هه هه
انتظار داری باور کنم؟
این ادم واقعا بامزه است
میفهمم گیج شدی
با این حال، سریع عقلمو از دست دادم
فکر می کنی کی بیشتر اذیت میشه ؟
اگر درست باشه ، خُب تو
بله، ممنون که درک میکنی
هان؟ نه، نه، من باور نمیکنم
من از کجا بدونم حرفای احمقانه میزنی یا نه؟
چطور میتونم باورت کنم؟
حتی لباسای خوبی پوشیدی اینکه می گی از جوسانی ، باورنکردنیه
این لباسها خوبه؟
نه تنها لباسهات خوبه، بلکه خیلی هم اندازته
هه هه ! صورتِ متقلبشو ببین
و میگی نمیفهمی؟
غیر ممکنه
اشکال نداره که باور نمیکنی برای منم باورش سخته
پاکت رو بده به من اونوقت به جواب می رسیم
این باورکردنی و باورنکردنیه چطور می تونه همچین چیزی وجود داشته باشه ؟
من دیوونه ام، خل شدم زیادی بهم استرس وارد شده؟
آه ، یعنی یه آدم خنگ، به خاطر همچین چیزایی عقلشو از دست داده ؟
!آه
حالت خوبه؟
درد می کنه
کیفم کو؟
خیلی عجیبه
شاید گم شده؟
نه
هیچوقت جایی بجز اینجا نمیذارمش
حتی بشقاب پرنده هم نیست چه ماشین زمانی ... ماشین زمان
هر چند وقتی بچه بودم ترمیناتورو دوست داشتم
ترمیناتور یه فیلم تخیلیه
...سو گیونگ، کیفم
چرا اومدی اینجا؟
اومدم عیادت مریض
شنیدم چندتا عکس گرفتی و بیهوش شدی
اما...بنظر خوب میای
...آه، برای اینکه
این ادبو میرسونه ، وقتی ملاقات مریض میری دست خالی نباشی
!اوه
چی کار میکنی؟
میگی من تهدیدت کردم؟
! حتی یه ذره هم تهدید به خشونت وجود نداشت
! انگار نمی دونی تهدید واقعی چیه
برای همین اومدم بهت یاد بدم - چی کار میکنی؟ جدا که -
! اوه
چی کار میکنی؟
گفتی تهدیدت کردم؟
! حتی یه ذره هم تهدید به خشونت وجود نداشت
! انگار نمی دونی تهدید واقعی چیه
میخوام اینطوری یادت بدم - چی کار میکنی؟ واقعا که -
... هی ، بازیگرا و آدمایی مثل تو چرا باید با تو همکار بشم ؟
خبر بیهوش شدنت کاملا شایعه سازی بود تو حتی جرات می کنی دیگرانو تهدید کنی ؟
چطور همچین آدمی پیدا میشه؟
واقعا چیزی نیست ، هست؟
چی گفتی؟
چی ؟ با تهدید من اذیت شدی و از حال رفتی ؟
من هیچوقت همچین حرفی نزدم
تو اینو نگفتی اما چرا تو اخبار میگن؟
اخبار؟
چه اخباری؟
مطمئنا توسط شخصِ تو گفته نشده
چطور می تونی با یه خبرنگار آشنا باشی ؟
حتما دوییدی پیش هان دونگ مین
و گفتی که به خاطر من غش کردی
من هیچوقت این چیزها رو نگفتم
هیچوقت؟
من همچین رابطه ای با هان دونگ مین ندارم
...آه، جدا که
اون کیه؟
خدای من، خدای من
...آه، جدا که
خدای من
قفل نیست؟
بچرخونش
تو حتی بلد نیستی چجوری درُ قفل میکنن؟
حالا میدونم
!این چیه؟ واقعا که
^_^
شما خانم یون نا جونگ نیستین؟
آه ، شما با خانم چویی هی جین تو یه سریال بازی می کنین ، درسته ؟
اومدی دیدنش؟
لطفا حسابی مراقب خانم هی جین باش
حتما
انگار رفته
چه جوری از اون جا اومدی بیرون؟
حتی نمی دونم کی هستی حالا چطور راجع بهت به یون نا جونگ توضیح بدم ؟
به خاطر دخالتم متاسفم ، ولی وقتی میبینم مردم از آبروداریِ دیگران سو استفاده می کنن ، نمی تونم هیچ کاری نکنم
خونریزی داری
حالت خوبه؟
!زبونم بند اومد ، واقعا که
از هیچی خبر ندارم اونوقت چرا باید اینهمه بلا سرم بیاد؟
من اصلا نمیتونم درکت کنم
" انسان عالِم می دونه که چیزی نمی دونه ، ولی انسانِ نادان فکر می کنه همه چیزو می دونه "
معنیش اینه که ، سعی نکن موقعیتی رو که هرگز نمی تونی حلاجی کنی ، بفهمی
آروم باش، زمان همه چیزو درست میکنه
چطور میتونی معنی این حرفا رو درک کنی؟
...تو حتی نمیتونی در ماشینُ باز کنی
من همه ی گفته های کنفسیوس که مال هزار سال پیشه رو از حفظم
بعد از 300 سال چه فرقی کرده؟
شامل همه ی مردم میشه
پیداش کردم لباسم رو عوض می کنم و ناپدید میشم
اینطوری احمقانه بنظر میاد
خواهر
به توصیه من گوش ندادی و با اصرار اومدی
صورتت چی شده؟
دوباره که تو دردسر نیفتادی، افتادی؟
افتادم
چی؟
یکی تو اتاق بود،همه چیو دید
اون همه چیو دید حالا باید چه غلطی بکنیم؟
چی دید؟
...من...یکمی
اوه، خواهر
دقیقا مشکل چیه؟
یه مرد، نمیدونم کی بود
نظرت چیه بری پیداش کنی؟
چی داری میگی؟
کدوم یکی؟
اون ... اون مسئله ی فوری که می تونه مشکل ساز بشه
می خوام ازش یاداشت بردارم ، وقتی یه سخن خوب می شنوم می خوام یاداشتش کنم
توی مصاحبه ازشون استفاده میکنم
خانم ، شما اسمی دارین ؟
مگه ممکنه کسی اسم نداشته باشه ؟
چویی هی جین
چویی هی جین
پس چرا بعنوان ملکه این هیون خودتو مخفی کردی؟
ملکه این هیون؟
آه...نقشی که قراره بازی کنم
نقش؟
من هنرپیشه ام
برای همین، نقش ملکه این هیون رو بازی میکنم
هنوز هم نمی دونی؟
...واقعا
کسی اینجا نیس، زود باش بیا بیرون
اگه دوباره کسی بیاد تو من واقعا نمیدونم چجوری براش توضیح بدم
از اینجا خارج نمیشم، لطفا نگران نباش
چی میگی؟
خروجی نداره
تو واقعا احمقی
زودباش بیا بیرون
شی . دو . تانگ . رائه
تموم شد؟
گان. پیل. گو
دارم میام تو
-=پیش نمایش بعدی=-
آخرین باری که اومد بیرون از یه جایی ناپدید شد
ممکنه ایندفه از اونجا بیاد بیرون؟
اگه بخوای شادی تو با یکی قسمت کنی چی کار میکنی؟
تو هم اونجا یه بازیگری ، نه؟
چی کار میکنی عوضی؟
چرا اینجا قایم شدی؟
ازت پرسیدم تو کی هستی؟
واقعا، باز چی شده جلوی من ظاهر شدی؟
یعنی این یه بوسه ی خداحافظیه ؟
داخل
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.