Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
جا سو خودتم میدونی این چقدر مهمه
با این حال بازم مزخرف میگی
من اهمیت موضوع رو درک می کنم
ولی من با چشمهای خودم دیدم
داشتم شمشیر رو فرو می کردم تو گلوش
که یهو ناپدید شد
مطمئنا هنوز تو قصره
من افسران رو خبر می کنم تو هم از قصر خارج شو
هرچی هست مربوط میشه به یه قدرت تو بدنش
در غیر این صورت چطور ممکنه تو همیچین قصر بزرگی گیرش انداخت؟
امکان نداره
چی کار می کنی؟ زود باش از اینجا برو
فکر می کردم فقط یه مشاور بی عرضه است
یعنی از چه ترفندی استفاده کرد؟
ببخشید
شما چه نقشی بازی میکنید؟
نقشتون چیه؟
من یکی از هنرپیشه های این سریالم
ملکه این هیون
من ملکه این هیون هستم
هنوز نشنیدی درسته؟ آخه تازه این تصمیم رو گرفتن
نیم ساعت پیش
چون هنوز علنی نشده منم نباید بهت میگفتم
اما انقدر خوشحالم که نتونسنم خودمو کنترل کنم
لطفا بین خودمون بمونه
راستی، لطفا یکم بردار
یکم خوراکی آوردم
دونات دوست نداری؟
ببخشید، شما از بازیگرهای این سریال نیستین؟
حالتون خوبه؟
...ببخشید شما می دونین که
من مردم یا دارم خواب میبینم؟
ببخشین؟
واقعا چون کنجکاوی میپرسی؟
آره، جدا کنجکاوم
پس، لطفا عصبانی نشو
چون جواب میخواستی
اونطور که من میبینم، نه مردی نه خوابی
انگار خیلی مشروب خوردی
خب نه...این فقط نظر منه
نمیگم واقعا خیلی مشروب خوردی
انگار شوخیمو متوجه نشدی
منظورم این بود که، سوالت یه خرده عجیب بود
شوخی کردم
خانوم چویی هی جین؟
بله؟
کارگردان گفت 10 دقیقه دیگه منتظر بمون
باشه، همینجا می مونم
یعنی چی؟
بدون اینکه چیزی بگه رفت
حتما دیونه شده
شی..دو..تونگ..رائه..گان..پیل..گو...این -=سفر در زمان برای نجات جان یک شخص=-
کی جرات کرده تو قصر از شمشیر استفاده کنه؟
واضحه که این یه توطئه ست
حتما باید پیداش کنید
مطمئنا هنوز از قصر بیرون نرفته
شمشیرمو بدین
عالیجناب
تو قصر یه اتفاق غیر قابل پیش بینی افتاده هیچ کسی اجازه نداره قصر رو ترک کنه
حتی من؟
فعلا، فقط میتونی اینجا منتظر بمونی
با اینکه لباس رسمی نپوشیده بودم گذاشتین وارد قصر بشم
اگه بقیه درباره این موضوع بفهمند
اونوقت بدون اینکه فرصت کنید تا از خودتون دفاع کنید از قصر میندازنتون بیرون
چی؟
...شما گفتین که یه دستور سلطنتی بود، واسه همین ما
-- این کار رو بخاطر شما کردیم
نمیخوام بهونه هاتونو بشنوم
فقط دهنتون رو ببندین و به کسی نگین من اینجا بودم
زودتر شمشیرمو بهم بدین
هر کی از تون پرسید نگین که امشب منو دیدین
این تنها راهیه که هردوتون جون سالم به در ببرین، فهمیدین؟
بله - بله -
تبریک میگم بانوی من
بخاطر نقش تحسین برانگیزتان به عنوان ملکه تبریک عرض می کنم
امیدوارم موفقیت و کامیابیتان مستمر باشد بانوی من
مچکرم بانوی دربار
تنها در سایه موفقیت شماست که من می تونم موفق بشم بانوی من
می دونستم که همچین روزی فرا میرسه
برای همین همیشه به شما وفادار ماندم بانوی من
بهرحال امروز یه روز بی نظیر و محشره
ما همیشه منتظر رسیدن همچین روزی بودیم
این اتفاق نه یه رحمت آسمونیه نه کار نیروهای طبیعت
از حالا به بعد روی نوار موفقیت قدم برمیداریم
درست می فرمایید بانوی من
بیا بنوشیم
می خوام به انگلیسی بگم
!به سلامتی - !به سلامتی -
بکار بردن مدام زبان اشرافی بالاخره نتیجه داد
نقش مکمل هم نگرفتی
آخه چطوری تونستی نقش اصلی رو بگیری؟
!بی نظیری
مسخره
مگه تو نبودی که می گفتی اگه قرار باشه هان دونگ مین نقش شاه سوک جونگ رو بازی کنه
به هیچ وجه نباید این تو این سریال بازی کنم؟
پس حالا چرا اینقدر خوشحالی؟
!واقعا که
اونو گفتم که دلداریت بدم
اگه هان دونگ مین نبود بهتر می شد، نه؟
راستش رو بگم، با اینکه یه جورایی مثل بدشانسیه
ولی کار کردن با هان دونگ مین ممکنه باعث شه پول بیشتری به دست بیاری
الان هان دونگ مین تو بورسه
برام مهم نیست اگه همین اول کاری پول نگیرم
تازه شروع کاره
سعی نکن گولم بزنی، خام نمیشم
مزاح می فرمایید بانوی من
فعلا میتونی یه نفس راحت بکشی
اما در آینده آموزش های سختی بهت خواهم داد
در تمام این مدت همیشه بیکار بودم
برای همینه که به نحو احسن ازت استفاده خواهم کرد
واقعا...درست انجامش بده
بیا، بیا، اینم بخور
این ساعت کی میتونه باشه؟
کیه؟
=سو گیونگ تویی؟=
شما؟
اوپا دونگ مین هستم
کی؟
هی، هان دونگ مینه
چی؟
اه، واقعا اوپا دونگ مینه
سلام، خیلی وقت گذشته
این وقت شب اینجا چی کار می کنی؟
هی جین جواب تلفنم رو نداد
باید یه چیزی بهش بگم
...چی؟ چی
کارگردان گفت که می خواد نقش ملکه این هیون رو بده به هی جین
اما من یکم از این بابت نگران بودم
چی؟
چی شده؟
درباره چی حرف میزنن؟
چرا اومده؟
...واقعا
فکر نمیکردم وضع اینطور بشه
چی؟
ظاهرا از نظر اون، تو مناسب این نقش نیستی
باید چیکار کنیم؟
واقعا که اون عوضی ...درست تا آخرش
ببین...کارگردان، مدیر و رئیس همگی منو انتخاب کردن
اون کیه که بخواد بگه راضی نیست؟
هی، چطور میتونی اینو بگی؟
موضوع درباره همبازی هان دونگ مینه
البته که اون حق داره در این باره نظر بده
...اگر اصرار داشته باشه که نمیخواد
این هم یه مشکل جدیه
اول بیا باهاش صحبت کن و ببین چی میگه
اون گفت باهات تماس گرفته ولی تو جواب ندادی
برو بیرون. سریع، سریع
چی باید بگم؟
وقتی برای مصاحبه رفتم نمیدونستم هان دونگ مین هم تو این سریال هست
چرا به اجازه اون نیاز دارم؟
مگه اون کیه؟
مگه اون پادشاه نیست؟
....واقعا
نمیدونستم تمام این مدت اینجا زندگی میکنی
ظاهرا از اون موقع یه چیز کوچیک هم باقی نمونده؟
گلدونی که قبلا بهت داده بودم کجاست؟
حتی امضام روش بود
...نگه داشتن هدیه عشق سابق، اونم وقتی با یکی دیگه دوستی
اگر هنوز نگهش داشته بودم، بنظر نمیومد یه دختر دیوونه ام؟
تو...از کجا میدونستی چی میخوام بگم؟
دعوتت کردم بریم بیرون ولی تو رد کردی
از کِی تا حالا رابطه ما اینطوریه که هر وقت تو زنگ زدی و گفتی بیا بیرون، من بدو ام بیام بیرون؟
کسی که در طول دوسال گذشته هیچ تماسی نگرفته
خنده دار نیست؟
یه بازیگر تازه کار تبدیل به ملکه این هیون میشه، اصلا چیز بدی نیست
برای منم فرقی نداره اگه دوست دختر سابقم این نقش رو بازی کنه
پس این ادا و اصولها واسه چیه؟
اما بازی تو ضعیفه، اینه که منو نگران میکنه
چی؟- همه درباره بازی بدت نمیدونن؟-
اه چند وقت پیش بود؟
مگه ندیدی؟ همه تحسینم کردن
اون صحنه کوتاه رو هرکی می تونه راحت حفظ کنه و عالی اجراش کنه
یه سریال 50 قسمتی تاریخیه می تونی تا آخرش خوب بازی کنی؟
خیلی طول نمیکشه تا دستت رو بشه
من دیگه اون چویی هی جین قدیمی نیستم - مثلا چه تغییری کردی؟ -
...خب
داری میگی همین الان خودم رو بکشم کنار؟
بر اساس اشکالات اجرات تصمیم میگیرن بگیر
من به کارگردان گفتم که تصمیمش رو
بر اساس ایرادات اجرا بگیره
صفحه 78 رو ببین
اومدی خونم که بازی منو ببینی؟
تنهایی بازی کردن یکم عجیب غریبه
من هم باهات بازی می کنم
داری شورش رو درمیاری
-- فرقی نمی کنه که بازیگرای نقش اصلی
بجنب دیگه، من سرم خیلی شلوغه
پایین منتظرم هستن
من شروع می کنم
چرا برای شتاب و تعجیلم سرزنشم نمی کنید؟
چرا همیشه تحمل می کنی و تو خودت میریزی؟
...ملکه من، ملکه من
زود باشید و به من جواب بدید ملکه من
از روی حماقت قادر نبودم زمان درست رو تشخیص بدم
لطفا منو به خاطر حماقتم سرزنش کنید
،به راستی نتوانستید لحظه درست را بیابید
و یا تظاهر به ندانستن کردید؟
...چطور می تونم
من گناهکارم سرور من
...بیا
...بیا
-=بهش نرسید=-
نگفتم بیا اینجا؟
اگه ملکه ی من نیاد، من باید بیام نزدیکتر؟
چیه؟ جلوتر نیا مگه فقط قرار نیست فیلنامه رو بخونیم؟
نمیشه دوباره با هم قرار بزاریم؟
چی گفتی؟
نظرت چیه دوباره قرار بذاریم؟
شبکه های سرگرمی که همیشه تماشا می کنی
تازگیها هیچ خبری از من پخش نکرده، درسته؟
من اخیرا با کسی رابطه نداشتم
همش تقصیر توئه
...در واقع از همون اول
اونجور که تو خندیدی، صدات همیشه تو سرمه
واسه همین نتونستم به بازی ادامه بدم
...بنظر میاد من هنوز بنظرت یه احمقم. با این حال
ایرادات مسئله ای نیست
خوبه، خوشم میاد
!قبولی
اون حرومزاده...واقعا که
...هی! عوضی
داداش، ماشینُ روشن کن
...چی
سریع، زود باش
...تو واقعاٌ
!چویی هی جین، نقش ملکه این هیون مال توئه
چی گفتی؟
!گفتم نقش ملکه این هیون مال توئه
اگه تو هم نمیگفتی مال من بود
ملکه این هیون در اصل مال من بود
چه اعصاب خورد کن
هی! معلومه داری چی کار میکنی؟
ما هنوز قرارداد امضا نکردیم
و تو پا شدی رفتی خونه ی بازیگره
میخوای رسوایی ببار بیاری؟
...داداش، داداش
خیلی وقت بود قلبم اینطوری نزده بود
چی؟
اسم ضربان قلب رو نیار که هربار که میگی عرق سرد به تنم میشینه
...به گذشته که فکر می کنم
بهترین روزها بود
هی، هی، هی
چرا اینقدر با عجله رفت؟
زبونم بند اومد، واقعا که
چی گفت؟
قشنگ منو فریب داد
باید گزارششُ به پلیس بدم
اون هنوز فکر میکنه من همون چویی هی جین قدیمم
واقعا خنده داره
چی داری میگی؟ چیزی شده؟
سعادت و بدبختی باهم میاد
...جداً که
دونات دوست نداری؟
اما، اون واقعا کی بود؟
...شبیه بازیگرها نبود
شما می دونید که
من مردم یا دارم خواب میبینم؟
حق با توئه
حتی طرز حرف زدنشم عجیب بود
کاملا به سبک تاریخی حرف می زد
حتما از اینکه خیلی دلش می خواسته بازیگر بشه و نتونسته، پاک زده به سرش و خل شده
پس واسه همین اونجوری لباس پوشیده بود و اومده بود به محل فیلم برداری و اون حرفها رو زد؟
...بیچاره، طفلکی
تمام جاهای مخفی بازرسی شدن
اما هیچی نبود
حتی تمام رفتار و حرکات افراد رو زیر نظر گرفتیم
اما ظاهر کسی از این موضوع خبر نداره
به عبارت دیگه، یه مامور به تنهایی همچین کار بزرگی رو انجام داده؟
-=دفتر نخست وزیر مین آم=-
این خواسته اعلیحضرت نیست؟
با استفاده از این رقابت به عنوان یک بهانه
اخیرا حساسیتهای زیادی بوجود اومده
مطمئنا مطابق دستور اعلیحضرت عمل خواهد کرد
عاقلانه نبود اجازه بدید کیم بونگ دو بره
مگه اون همۀ اعضای خانواده شو از دست نداده؟
جنایتکارها باید سم بخورن
خدایا! این چیه؟
عالیجناب، عالیجناب
لطفا بلند شید عالیجناب
خدای من، خدای من، عالیجناب
بزودی قلبش از کینه و دشمنی انباشته خواهد شد
یه محقق چطور از هنرهای رزمی سر رشته داره؟
...اون طبق دستورات اعلیحضرت عمل میکنه
اعلیحضرت میخواد اول به من حمله کنه
ارباب، جا سو هستم
بیا داخل
خبر جدیدی هست؟
بله
وقتی از افراد کیم بونگ دو بازجویی می کردیم
یه شخص خاص رو پیدا کردیم
شخص خاص؟
کیه؟
بُعد زمان که فرد رو به آینده میبره
دریچه ای که می تواند زندگی یک شخص را نجات دهد
حالت چطوره؟
بهترم
برای همه ی دردسرهام منو ببخش
تو همیشه قادری منو بترسونی
وقتی یون وول نگرانته فکر میکنم دیگه همه چی تمومه
چه جالب من فقط میخواستم ازت یه چیزی بپرسم
یون وول این طلسم رو به من داده
معنیش چیه؟
بُعد زمان که می تونه شخص رو به آینده ببره
بُعد زمان که می تونه شخص رو به آینده ببره
دریچه ای که می تونه جون شخص رو نجات بده
دریچه ای که می تونه جون شخص رو نجات بده
معنیش خیلی دو پهلوئه
دو پهلو؟
خیلی مطمئن نیستم این طلسم رو استاد نوشته
فعلا رفته مدیتیشن
واقعا؟
اما چرا تو به طلسم علاقمندی؟
راستش من با وضعیت عجیبی روبرو شدم
وضعیت عجیب؟
اولش فکر میکردم مردم ،اما نمردم
بعد فکر میکردم خواب میبینم، اما خواب نبود
گان..پیل..گو...این -=سفر در زمان برای نجات جان یک شخص=-
من اصلا نخوابیدم اما الان طبیعیم
چطور میتونم توضیح بدم؟
این اتفاق خیلی عجیبه
چیزی که دیدم اینقدر عجیب بود که نمیشه فراموشش کرد
از ذهنم بیرون نمیره
با این حال، من هنوز بهت حسودیم میشه
شاید بشه گفت که عالم پس از حیات رو دیدی
با اینکه کوتاه بوده، ولی انگار اونجا یه پری دیدی
یه پری؟
کنجکاوم بدونم چرا میخندی
... با اینکه یه زن دیدم، ولی حالتش
ولی فکر نمی کنم یه پری بوده باشه نه پری نبود
اگر فرشته ها اون شکلی باشن
اونوقت بهشت دیگه بهشت به حساب نمیاد
حتی اگه جزئیاتش رو هم نگی، می تونم درک کنم
وقتی هوا تاریک بشه ، میرم
لطفا از بدنت مراقبت کن
باید به فکر خانواده ات هم باشی
این کارو به خاطر خانواده ام انجام میدم
تو چیزهای زیادی رو تجربه کردی
چطورش رو نمی دونم، ولی ظاهرا این طلسم جون منو نجات داد
پس باید خوب ازش مراقبت کنم
همونطور که خودت گفتی، بعد از تجربیات زیاد
ظاهرا چیزی نیست که تو زندگی آدم اتفاق نیفته
و نمیشه به چیزی هم اعتماد کرد
...در رابطه با یون وول
بهش نمیگم اومدی اینجا ، نگران نباش
اگه بفهمه زخمی شدی
ممکنه بهت یه 100 تا طلسم دیگه بده
یون وول
اوه، سرور من، سرورم
بدون اینکه از چیزی خبر داشته باشی ، چیزی لازم نداری؟
تمام این مدت سرم شلوغ بود و نتونستم ببینمت
دلم برای شنیدن صدات تنگ شده بود
سرورم
بله ، چه آهنگی رو می نواختی؟
می خوام بشنوم
...کیم بونگ دو ، این اسم
بله؟
افسر کیم بونگ دو از دفتر مشاورین ویژه رو می شناسی؟
افسر دفتر مشاورین ویژه؟
فکر کنم چند باری دیده باشمش
چند باری همراه چندین مرد اومده
خوب بلدی دروغ بگی
چی؟
شنیدم تو کنیز همسر مرحوم کیم بونگ دو بودی
امروز شنیدم که شما دوتا یه رابطه نامتعارف با هم داشتین
نه ، اشتباه می کنید
چطور ممکنه من...یه کنیز باشم؟
مسئله حیاتی و مهم ما با دستهای تو نابود شد
باور کردنی نیست
سوءتفاهم شده عالیجاب
نمی دونم این مطالب رو از کجا شنیدین
اگر بطور اتفاقی بفهمم شخصی که برام پاپوش درست کرده تو خونه ام بوده، چی میشه؟
من باهات مهربون بودم و با ملاطفت باهات رفتار کردم
!تو یه روباه مکار هرزه ای
!بیاید داخل
!بله - !بله -
عالیجناب ، سرورم
ببندینش
اطاعت
چرا این کارو می کنید؟
برای دستگیری کیم بونگ دو ، اول باید تو رو بازداشت کنم
کاری می کنم حتما بفهمه که تو رها کرد تا در دستهای من بمیری
اونطوری که اون به تو اهمیت میده حتما برای پیدا کردنت میاد
اشتباه می کنید من یه کنیز ساده ام، کی بهم اهمیت میده؟
باور نکردنیه !این یه تله است سرورم
سرورم
طبق دستور شما ، زندانیش کردیم
به خدمتکارها هم سپردیم که ازش چشم برندارن
مقاومت نکرد؟
خیر
می تونی بری
عالیجناب تشریف آوردند
دقیقا چه مدتی گذشته؟
هنوز هم این مجرمین به خیانتشون اعتراف نکردن؟
سرورم، خواهش می کنم از بین این افراد کیم بونگ دو رو بی قید و شرط عفو کنید
منظورت چیه؟
او از جرم و جنایت پدرش بی اطلاع بود
بی اطلاعی از مسائل خانوادگی به همان میزان مجازات داره
کیم بونگ دو تنها پسرشونه
لطفا نسبت به خانواده ش رحم و شفقت داشته باشید و اونو بی قید و شرط ببخشید
واقعا خواسته ات اینه؟
بله سرور من
چرا گذاشتی بره؟
یه کار بیهوده
اعلیحضرت، کیم بونگ دو یکی از درباریان مورد علاقه شماست
اگر الان تبعید بشه
باز هم اعلیحضرت بعد از مجازاتش نسبت به او احساس ترحم و دلسوزی خواهد داشت
اعلیحضرت باید احساسش رو درک کنه و با او همدردی کنه
این مناسب قلب رئوف اعلیحضرت است، درسته؟
این ارزش والای قلب انسان است
به راستی این گونه است؟
کیم بونگ دو بدون پدرش، همچون پرنده ای است بی بال
یک مقام رسمی به او بدهید
این بخشش خیرخواهانه درباری، عملی بزرگ و محترمانه است
حالا دیگه کاری ازش برنمیاد
لطفا نگران نباشید
همه چیز بر وفق مراد سرورم می باشد
مطمئنا یه روزی این لطفت رو جبران می کنم
خواهش می کنم این حرف رو نفرمایید
بزودی قلبش از کینه و دشمنی انباشته خواهد شد
اون فقط یه مشاوره چطوری هنرهای رزمی رو یاد گرفته؟
...عجب آدم احمقی
بسه
خوشت نیومد؟
پس یه آهنگ دیگه براتون آماده می کنم
از همون بار اول که دیدمت، احساس کردم چهره ات برام آشناست
زادگاهت کجاست؟
...خب
من یه گیشای معمولی هستم
چطور ممکنه زادگاه داشته باشم؟
با این حرف مشخصه ، کاملا شوخ طبعی
چهره آشنا! این یه حقه بچه گانه است
در مقابل تو ، یک دفعه احساس کردم همش 19 سالمه
بیا جلوتر و برام یه نوشیدنی بریز
آه این دختر ، چطور یه گیشا میتونه خجالتی باشه؟
منو ببخشید
در مقابل مرد بزرگی چون شما ، دستپاچه شدم
به خاطر بالا رفتن سنه
من احمق شدم
شما زنهای هرزه منزجر کننده! چطور جرات کردی؟
!ارباب! ارباب
چرا اینجایی؟
!یون وول...یون وول رو بازداشت کردن حالا چی کار کنیم؟
چی میگی؟
گفتی یون وول رو دستگیر کردن؟
عالیجناب
کی این کارو کرده؟
همه دارن دنبالت میگردن
واسه همین هم اونو بازداشت کردن
اونا نمیدونن شما اینجایید
اون کیه؟
نخست وزیره؟
درباره ی نامه چی؟
چی؟
دنبال چیزی میگردن
چیزی پیدا کردن؟
نمیدونم ، با تو نیست؟
=موبایلت داره زنگ می خوره ~ زنگ می خوره زود باش گوشی رو جواب بده=
الو؟
دارم برای عکس گرفتن آماده میشم
یون نا جونگ هنوز نرسیده؟
نه، هنوز نه
واقعا ، چرا اونا چیزی نگفتن؟
میخوان جلومونو بگیرن؟
امکان نداره ، چطور میخوان دوباره جلومونو بگیرن؟
اگه خانم جانگ رقیب ملکه این هیونه
تو و یون نا جونگ هم میتونید با هم رقیب باشید
ستاره شدن فقط به تجربه آدم بستگی نداره
نمیدونم ، بی خیال
من فقط میخوام کار خودم رو درست انجام بدم، فقط همین
من خیلی عصبیم
یون نا جونگ اینجاست
درست حسابی تحویلش بگیرو باهاش احوالپرسی کن
بهش بگو مسخره نیست
من قطع میکنم
سلام
میشه اینجا بشینم؟
ببخشید؟
میرم اونور
میخواستم بهت سلام کنم
حالتون چطوره؟ من چویی هی جین هستم
من ملکه این هیونم
خانم هی جین، بیاید اینجا
انگار خیلی خسته است
دوباره، به دور دست نگاه کنید
به دور دست نگاه کنید، دوباره
...عمیقتر
ملکه این هیون، لطفا تشریف بیارین
اوه، همسرم
دارم میگیرم
ملکه این هیون، لطفا لبخند بزنید
خوبه، گرفتم
ملکه این هیون، دستت رو به شونه شاه سوک جونگ تکیه بده
بله
یکم طبیعی تر
خوبه
ملکه ی من، چرا انقدر خجالتی هستین؟
بیاین نزدیکتر
شروع می کنیم
اولین باره که اینقدر برای فیلمبرداری ذوق و شوق دارم
میدونی که هر روز فیلمبرداری داریم، درسته؟
فقط باید تا قسمت 25 م تحمل کنم
تا قسمت بیست و پنجم؟
وقتی ملکه این هیون نابود بشه دیگه فیلمبرداری مشترک نداریم
"جناب نویسنده، بهرحال این "بانو جانگ جدیده
نظرت درباره ی یه عکس با مفهوم متفاوت چیه؟
مثل این...یا این؟
هر دو حاضرید
خانم جانگ، لطفا بیاید اینجا
بعدا میبینمت
ملکه تشریف آوردن؟
چه خبره؟ تظاهر میکنی یا خبریه؟
هردوتون لطفا نزدیکتر وایسید
چون با هم رقیبید صورتهاتون پشت بهم باشه، بهتره
ملکه این هیون لطفا بچرخید اونطرف
همین طور بمونید
به همین راحتی نقش اولو گرفتی باید به خودت افتخار کنی
چی؟
از خواب بیدار شدی و دیدی خیلی خوشگل، بازیگر نقش اولی
نمیدونم از چی حرف میزنی
هیچ بهش فکر کردی یا نه؟
وقتی یکی یهو خیلی خوب باهات رفتار می کنه حتما یه دلیلی واسه این کارش داره
میخوام عکس بگیرم لطفا تکون نخورید
میشه واضح تر توضیح بدی؟
--گفتن این حرفها، بی مقدمه
منظورت از "این حرفها" چیه؟ احمقی مثل تو عصبیم می کنه
لطفا سرهاتون رو برنگردونید و خیره بهم نگاه کنید
بهش سلام کردی؟
چی گفت؟
شروعش اصلا خوب نبود
هان؟ چرا؟
فکر کنم برام سخته بخوام باهاش کار کنم
برای همین گفتم اون مانعت میشه
با وجود رقابت برای نقش اول چطور میشه هماهنگی رو حفظ کرد؟
این مانع نیست
پس چیه؟
سلام به همگی، پارک سه ایل هستم "مجری کنفرانس خبری "بانو جانگ جدید
توی همچین عصر دلنشینی ، این شانس رو دارم که گزارشات زیادی تهیه کنم
خیلی احساس غرور میکنم
تا 10 دقیقه دیگر، رسما کنفرانس خبری رو شروع می کنیم
قبل از اون نگاهی بندازیم به مراحل آماده سازی
-=خانم جانگ جدید=-
سلام
یه لحظه صبر کن
وقتی رفتی رو صحنه غش نکنی
زیادی غش نمیکنی؟
به کسی چیزی گفتی؟
درباره ی چی؟
بعد از مصاحبه تو دخالتی کردی؟ ...درباره اینکه نقش به من داده بشه
مگه نگفتی نقش ملکه این هیون مال توئه؟
خب راستش، تفاوتها خیلی اندک بود
واسه همین تو تصمیم گیری کمکشون کردم
هرچی باشه من هنوز نفوذ زیادی دارم
کی ازت کمک خواست؟ کی؟
همونطور که خودت گفتی، اگه تو یه سطح باشیم دیگه طرفدارها عصبانی نمیشن
کاری می کنم که از نا جونگ هم معروفتر بشی فقط صبر کن و ببین
آقای دونگ مین
بله
خانم هی جین، کار ما تقریبا تموم شده لطفا زودتر بیاید این طرف
عصبی نباش
عصبی نیستم
اما بنظر عصبی میای
هنوز 10 دقیقه مونده درسته؟
کجا میری؟
قدم بزنم، چون عصبیم
از کی انقدر کله خر شده؟
خودتو کنترل کن چویی هی جین
این یه فرصت عالیه که بعد از مدتها از راه رسیده
بعدا درباره اش فکر کن
الان وقتش نیست که بهش لگد بزنی
جریان چیه؟ چرا یهو باد به این شدیدی گرفت؟
صدمه دیدی؟
دوبار ناخواسته تو رو دیدم ظاهرا این واقعا خواب و رویا نیست
خون الکیه، نه؟
ما در حال تیراندازی هستیم ، درسته؟ درسته؟
منظورت از تیراندازی چیه؟
دفه ی آخر که ازت پرسیدم نگفتی مست بودم؟
اصلا منظورتو نفهمیدم
و این ذهنم رو خیلی مشغول کرد
مثل یه غذای فاسد، یا یه آدم دیوونه
منظورت این بود؟
درسته، چه معنی دیگه ای می تونه داشته باشه؟
اگه اینطوریه پس تو اشتباه میکنی، من دیوونه نیستم
باید بی خبر تو اون اتاق می مردم ولی نمردم
من نه مردم، نه خواب میبینم نه به قول تو مستم
پس جریان چیه؟
کارگردان رو که معرفی کردیم
بالاخره زمان معرفی بازیگراست
آقای هان دونگ مین، از اینطرف
...عنوان این سریال
بعدی خانم چویی هی جین
چرا هنوز نیومده؟
خانم چویی هی جین کجا رفته؟
یه لحظه، یه لحظه
خانم یون نا جونگ رو معرفی می کنم
زود باش دنبال خانم چویی هی جین بگرد
بله، چند لحظه صبر کنید
دختره دیوونه شده
برو دنبال خانم چویی هی جین بگرد، زود باش
...وقت آماده سازی تقریبا
هان دونگ مین نقش شاه سوک جونگ رو داره
لطفا اینجا رو ببین - لطفا اینجا رو ببین -
اینجا - اینجا -
نفر بعدی کسیه که مثلث عشقی رو کامل می کنه، آخرین نقش اصلی
... یه چهره ی تازه به ما نشون بده
لطفا نگه دار
این چیه؟ - چی؟ -
مشکلش چیه؟
عجب دردسر سازیه
پس اون واقعا مرده؟
اون واقعا مرده؟
من اول ازت نپرسیدم؟
اینجا دقیقا کجاست؟
حالا فهمیدی چرا من هم نمیتونم درک کنم
نکنه هر روز این اتفاق اینجا میفته؟
نه
-= پیش نمایش قسمت بعدی =-
من فکر میکردم اون یه محققه اما مهارتهای فوق العاده ای داره
نه فقط بدنش ، هیچ ردی هم پشت سرش نذاشته
میدونستم کیم بونگ دو همیشه اینطوریه
-- ذاتا خیلی پست
لطفا تهمت نزن
چند سال از سلسله ی چوسان گذشته؟
یه مرد از دوران چوسان، مال 300 سال پیش
اون در زمان سفر کرده ، اینطوری نیست
توقع داری این چیزها رو باور کنم؟
من در واقع سریع عقلمو از دست دادم
اون هنوز همونطوریه
چرا من حسودیم نمیشه
به امثال تو هم میگن بازیگر؟ من هنوزم میتونم با تو کار کنم؟
...تو واقعا
من نمیدونم چرا باید انقدر درد داشته باشم؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.