Would you like to inspect the original subtitles? These are the user uploaded subtitles that are being translated:
0
00:00:01,474 --> 00:00:04,851
وارز تقدیم میکند
IRWAREZ.COM
1
00:00:15,766 --> 00:00:16,934
آنچه گذشت
2
00:00:17,101 --> 00:00:18,477
منظورم اینه که، نمیخوای کل زندگیت رو
3
00:00:18,644 --> 00:00:20,104
صرف برآورده کردنِ انتظاراتِ بقیه کنی
4
00:00:20,271 --> 00:00:21,397
میتونم به اسم کوچیک صدات کنم؟
5
00:00:21,522 --> 00:00:23,315
بله، البته
6
00:00:23,816 --> 00:00:24,859
اسمم السپته
7
00:00:25,025 --> 00:00:26,402
منم کلر هستم
8
00:00:26,569 --> 00:00:29,071
تنها چیزی که ازت میخوام اینه که با این مرد، کلودل، تماس بگیری
9
00:00:29,238 --> 00:00:30,406
و ترغیبش کنی که باهام ملاقات کنه
10
00:00:30,573 --> 00:00:31,574
بهش فکر میکنم
11
00:00:31,741 --> 00:00:33,451
فکر میکنی فرانک داره شکنجهت میده؟
12
00:00:33,617 --> 00:00:35,995
دیگه واقعاً نمیدونم چی واقعیه و چی نیست
13
00:00:36,412 --> 00:00:37,872
راب کمرون
14
00:00:37,997 --> 00:00:39,749
اون اتفاقی راهنمای سفر در زمان من رو خوند
15
00:00:39,915 --> 00:00:42,209
هیچکس توی "ریج" از وجود این طلاها خبر نداره
16
00:00:42,376 --> 00:00:43,919
نباید بذاریم بویی ببرن
17
00:00:44,044 --> 00:00:45,588
کتابِ بابا هشدار داده که جنگ داره به مناطق دورافتاده میرسه
18
00:00:46,172 --> 00:00:48,048
ما به چیزی خیلی بیشتر از چند تا تفنگ شکاری نیاز داریم
19
00:00:48,215 --> 00:00:49,800
و ساوانا همون جاییه که میتونیم گیرشون بیاریم
20
00:00:49,967 --> 00:00:52,052
لرد جان گری یه اماننامه هم
21
00:00:52,219 --> 00:00:53,512
همراه دعوتنامهاش فرستاده
22
00:00:53,679 --> 00:00:56,015
داری توی زمینهای من یه گروه شبهنظامی از وفادارها جمع میکنی
23
00:00:56,140 --> 00:00:56,932
همینطوره
24
00:00:57,099 --> 00:00:58,017
سخت در اشتباهی
25
00:00:58,184 --> 00:00:59,727
اگه فکر کردی میذارم همچین کاری بکنی
26
00:01:03,189 --> 00:01:06,108
در مورد نقشهت برای آوردنِ اسلحه به "ریج" دوباره فکر کردم
27
00:01:06,275 --> 00:01:08,694
هنوزم خطرناکه، ولی کتاب رندال میگه که
28
00:01:08,861 --> 00:01:10,488
نبرد برای پایان دادن به محاصرهی ساوانا
29
00:01:10,613 --> 00:01:12,323
نهم اکتبر اتفاق میافته
30
00:01:13,282 --> 00:01:14,950
ارتش قارهای شکست میخوره
31
00:01:15,117 --> 00:01:16,660
نبرد خونینی میشه، اما
32
00:01:16,827 --> 00:01:18,287
به مرکز شهر نمیرسه
33
00:01:18,454 --> 00:01:19,830
پس اگه اونجا منتظر بمونی تا جنگ تموم شه
34
00:01:19,997 --> 00:01:22,500
جات امنه، همینطور جای فرگوس و مارزالی
35
00:01:23,000 --> 00:01:25,628
و البته بچهها میتونن همینجا پیش ما بمونن
36
00:01:26,462 --> 00:01:29,256
این رو برسون به دستِ سرهنگ دوم، فرانسیس ماریون
37
00:01:29,423 --> 00:01:31,884
کتاب میگه اون همراه ارتش قارهایه
38
00:01:32,009 --> 00:01:32,884
توی ساوانا
39
00:01:33,676 --> 00:01:35,471
اون تجربهی زیادی در کار با شبهنظامیها داره
40
00:01:35,596 --> 00:01:38,015
شاید مایل باشه مردای مناطق دورافتاده رو مسلح کنه
41
00:01:38,140 --> 00:01:39,850
پس داریم گروه شبهنظامی خودمون رو راه میاندازیم؟
42
00:01:40,017 --> 00:01:43,145
آره، یا این کار رو میکنیم یا باید به بنجامین کلیولند
43
00:01:43,312 --> 00:01:44,771
و "مردانِ کوهستاننشینش" ملحق بشیم
44
00:01:45,689 --> 00:01:49,318
عمراً اگه برم زیر دست اون حرومزادهی آدمکش
45
00:01:49,485 --> 00:01:51,821
آدم انتظار داره حداقل یه ذره برق بزنه
46
00:01:51,987 --> 00:01:53,364
مثل توی فیلما
47
00:01:58,369 --> 00:02:01,038
اوم، پس راهزنها چی؟
48
00:02:01,831 --> 00:02:02,957
میخوای ازشون گلولهی تفنگ بسازی
49
00:02:03,123 --> 00:02:04,667
مثل دفعهی قبل؟ نه
50
00:02:05,167 --> 00:02:06,335
وقت نداریم
51
00:02:06,502 --> 00:02:08,294
اما یه فکری دارم
52
00:02:16,804 --> 00:02:19,348
برام یه آواز بخون
53
00:02:19,473 --> 00:02:23,602
از دختری که دیگه بین ما نیست
54
00:02:23,769 --> 00:02:27,064
بگو، میشه اون دختر
55
00:02:27,231 --> 00:02:30,359
من باشم؟
56
00:02:32,444 --> 00:02:34,905
با روحی غرق در شادی
57
00:02:35,072 --> 00:02:38,993
روزی دل به دریا زد
58
00:02:39,159 --> 00:02:42,037
از کرانهی دریاها گذشت
59
00:02:42,204 --> 00:02:45,916
به سوی جزیرهی "اسکای"
60
00:02:46,917 --> 00:02:49,753
موج و نسیم
61
00:02:49,920 --> 00:02:52,715
جزایر و دریاها
62
00:02:52,840 --> 00:02:55,593
کوههای باراندیده
63
00:02:55,759 --> 00:02:58,596
و خورشید
64
00:02:58,971 --> 00:03:01,974
هر آنچه که خوب بود
65
00:03:02,141 --> 00:03:04,977
هر آنچه که زیبا بود
66
00:03:05,144 --> 00:03:07,271
هر آنچه که نامش "من" بود
67
00:03:07,438 --> 00:03:12,401
دیگه از دست رفته
68
00:03:14,069 --> 00:03:16,280
برام یه آواز بخون
69
00:03:16,405 --> 00:03:19,491
از دختری که دیگه بین ما نیست
70
00:03:19,658 --> 00:03:22,286
بگو، میشه اون دختر
71
00:03:22,453 --> 00:03:25,497
من باشم؟
72
00:03:25,623 --> 00:03:28,167
با روحی غرق در شادی
73
00:03:28,334 --> 00:03:31,879
روزی دل به دریا زد
74
00:03:32,046 --> 00:03:35,841
از فراز
75
00:03:36,008 --> 00:03:40,054
دریا
76
00:03:40,220 --> 00:03:46,936
به سوی جزیرهی "اسکای"
77
00:04:19,259 --> 00:04:21,095
این بوی وحشتناک دیگه چیه؟
78
00:04:21,261 --> 00:04:23,263
یه هدیهی کوچیک از طرف جیمی و کِلره
79
00:04:23,389 --> 00:04:24,890
کلمشوره
80
00:04:38,487 --> 00:04:41,699
اوه، هو، هو، هو
81
00:04:41,865 --> 00:04:43,200
معرکهست
82
00:04:43,951 --> 00:04:45,953
منظورت ویسکیه دیگه؟ نه این بوی گند
83
00:04:46,120 --> 00:04:48,914
فکرِ بابا بود. یه مخفیگاهِ بینقص
84
00:04:49,039 --> 00:04:50,749
اوه، ممنون
85
00:04:55,504 --> 00:04:56,714
طلا؟
86
00:04:56,880 --> 00:04:59,133
برای خرید تفنگه. جیمی داره یه گروه شبهنظامی راه میندازه
87
00:04:59,299 --> 00:05:01,468
و یه افسر توی اردوگاه انقلابیها هست
88
00:05:01,635 --> 00:05:03,053
فرانسیس ماریون
89
00:05:03,220 --> 00:05:06,765
که به مسلح کردن وطنپرستهای محلی معروفه
90
00:05:07,891 --> 00:05:10,477
فکر کردیم بهتره این جزئیات ناچیز رو
91
00:05:10,644 --> 00:05:12,104
توی نامهای که برات فرستادیم نیاریم
92
00:05:12,271 --> 00:05:15,024
فکر نمیکنم قصد داشته باشی همینطوری راه بیفتی بری توی دلِ یه اردوگاه نظامی
93
00:05:15,190 --> 00:05:17,151
اونم با یه ثروتِ کلان به شکل شمش طلا؟
94
00:05:17,943 --> 00:05:18,777
نه
95
00:05:19,403 --> 00:05:21,739
نمیخوام دنبال دردسر بگردم
96
00:05:22,740 --> 00:05:24,533
و نه انتظار دارم ماریون صندوقصندوق
97
00:05:24,700 --> 00:05:26,827
تفنگ همینطوری گوشهی اردوگاه ریخته باشه
98
00:05:26,994 --> 00:05:28,495
که بتونه راحت ازشون دل بکنه و به ما بده
99
00:05:28,662 --> 00:05:30,748
باید یه سری هماهنگیها انجام بشه
100
00:05:30,873 --> 00:05:34,376
پس امیدوار بودیم که بتونی... بله
101
00:05:35,085 --> 00:05:36,587
البته که میتونی طلاها رو پیش ما بذاری
102
00:05:37,004 --> 00:05:39,131
«فرگوس» کلی سوراخسمبه برای قایم کردن بلده
103
00:05:39,298 --> 00:05:41,759
اگه لابلای اونا جواهرات سلطنتی رو هم پیدا کنی، تعجب نمیکنم
104
00:05:41,884 --> 00:05:43,927
زیاد طول نمیکشه، زحمتی هم نیست
105
00:05:44,094 --> 00:05:46,346
حالا، میشه لطفاً درِ این بشکهها رو محکم ببندیم
106
00:05:46,513 --> 00:05:49,099
تا وقتی چند تا آلمانی پیدا کنم که حاضر باشن اینا رو بخورن؟
107
00:05:50,726 --> 00:05:52,978
بیا طلاها رو سربه نیست کنیم و به سلامتیِ دیداری دوبارهمون بنوشیم
108
00:05:53,145 --> 00:05:54,813
خیلی وقت بود که نچشیده بودم
109
00:05:54,980 --> 00:05:56,523
اکسیر بهشتیِ ارباب رو
110
00:06:02,404 --> 00:06:03,739
برای احتیاط
111
00:06:03,906 --> 00:06:06,033
فکر میکنی باید همین الان راهیِ اردوگاه بشی؟
112
00:06:06,658 --> 00:06:07,993
اوه، نگران نباش
113
00:06:08,619 --> 00:06:09,995
هنوز کلی وقت هست تا «ماریون» رو پیدا کنم
114
00:06:10,120 --> 00:06:11,622
و قبل از شروع جنگ برگردم
115
00:06:16,752 --> 00:06:19,004
یه جرعه کوچیک از این نوشیدنی بهم توان میده تا زودتر راه بیفتم
116
00:06:37,147 --> 00:06:39,024
«کانینگهام» زیادهروی نمیکرد
117
00:06:39,191 --> 00:06:40,734
داشتم اجارهها رو جمع میکردم
118
00:06:40,901 --> 00:06:42,236
و سعی میکردم از وفاداریِ مهاجرنشینها مطمئن بشم
119
00:06:42,402 --> 00:06:44,196
بدون اینکه شک کسی رو برانگیزم
120
00:06:45,114 --> 00:06:47,366
بیشترِ خونوادههای اینجا به پادشاه وفادارن
121
00:06:47,533 --> 00:06:49,493
و اونایی هم که نیستن، بعیده مایل باشن
122
00:06:49,659 --> 00:06:51,829
وارد گروه شبهنظامیای بشن که علیه اون میجنگه
123
00:06:52,454 --> 00:06:54,123
نمیتونم سعی کنم اونا رو به خدمت بگیرم
124
00:06:54,289 --> 00:06:57,835
بدون اینکه ریسکِ خبردار شدنِ «کانینگهام» رو به جون بخرم
125
00:06:58,418 --> 00:07:00,921
مطمئناً وقتی وقتش برسه، مردای «آردزمور» میجنگن
126
00:07:01,046 --> 00:07:02,631
آه، البته
127
00:07:03,173 --> 00:07:04,925
و چند نفر دیگه، ولی اینا کافی نخواهد بود
128
00:07:05,092 --> 00:07:08,929
باید از مناطق دورتر نیرو جمع کنم
129
00:07:09,680 --> 00:07:13,058
امروز با «ایان» و «جوزایا» راهی میشم
130
00:07:13,642 --> 00:07:14,977
اونا پاسگاههایی رو میشناسن
131
00:07:15,144 --> 00:07:17,062
که وقتی ما نبودیم، اونجا برپا شدن
132
00:07:17,187 --> 00:07:20,232
خب، نمیتونی «کانینگهام» رو تا ابد منتظر بذاری
133
00:07:20,524 --> 00:07:21,733
منظورم اینه که بالأخره میفهمه
134
00:07:21,900 --> 00:07:24,236
که هیچ قصدی برای پیوستن بهش نداری
135
00:07:25,028 --> 00:07:28,574
سادهتر نبود اگه فقط بیرونش میکردی و قالِ قضیه رو میکندی؟
136
00:07:29,032 --> 00:07:30,409
اگه از اینجا بیرونش کنم یا حتی بکشمش
137
00:07:30,534 --> 00:07:33,162
یکی دیگه جاشو میگیره یا برای انتقامش میآد
138
00:07:33,287 --> 00:07:35,914
نه، بهتره که نزدیک خودم نگهش دارم
139
00:07:36,039 --> 00:07:37,541
تا بتونم زیر نظر داشته باشمش
140
00:07:37,707 --> 00:07:38,667
آه
141
00:07:40,502 --> 00:07:42,462
بهم گفت که فرماندهش
142
00:07:42,629 --> 00:07:44,548
سرگرد «پاتریک فرگوسن» هست
143
00:07:45,757 --> 00:07:48,343
«فرانک» دربارهی این مَرد نوشته بود
144
00:07:49,219 --> 00:07:50,804
اون همونیه که نیروهای شبهنظامی وفادار به پادشاه رو تشکیل داد
145
00:07:50,971 --> 00:07:53,515
که توی «کینگز مانتین» میجنگن
146
00:07:54,224 --> 00:07:56,518
هنوز از انگیزههای «فرانک»
147
00:07:56,685 --> 00:07:58,103
واسه نوشتنِ اون کتاب مطمئن نیستم
148
00:07:58,228 --> 00:08:00,606
آره، ولی چیزایی که نوشته داره جلوی چشمهامون اتفاق میافته
149
00:08:00,939 --> 00:08:02,191
من «کلیولند» رو دیدم
150
00:08:02,357 --> 00:08:04,526
و حالا «کانینگهام» داره از سرگرد «فرگوسن» حرف میزنه
151
00:08:04,693 --> 00:08:06,945
خب، این ثابت نمیکنه که تو میجنگی
152
00:08:07,112 --> 00:08:08,238
ممکنه دروغ گفته باشه
153
00:08:08,780 --> 00:08:11,325
توی کتاب نوشته که سرگرد فرگوسن آدمِ خبیثیه
154
00:08:11,909 --> 00:08:14,119
چه توی میدون جنگ و چه بیرونش، بیرحمه
155
00:08:15,037 --> 00:08:17,414
بدون هیچ هشداری خونههای شورشیها رو به آتیش میکشه
156
00:08:17,539 --> 00:08:19,166
و اونا رو مجبور به وفاداری میکنه
157
00:08:21,668 --> 00:08:23,086
مطمئن نیستم که بجنگم، کلر
158
00:08:23,253 --> 00:08:26,673
اما اگه کانینگهام داره یه گروه شبهنظامی تشکیل میده
159
00:08:27,466 --> 00:08:31,261
صرفنظر از چیزی که توی کتاب اومده، باید آماده باشیم
160
00:08:35,015 --> 00:08:38,518
به سلامتیِ تفنگها، آزادی و کلمشور، رفقا
161
00:08:38,684 --> 00:08:41,313
اسلانجه
162
00:08:45,275 --> 00:08:46,360
ممم
163
00:08:46,485 --> 00:08:48,111
برای یه کشیش و زنش عجیبه، نه؟
164
00:08:48,237 --> 00:08:50,405
که اسلحه قاچاق کنن؟
165
00:08:50,572 --> 00:08:52,616
در واقع، این ایده برایانا بود
166
00:08:53,200 --> 00:08:55,369
اونا آخرین کسایی هستن که ممکنه کسی بهشون شک کنه
167
00:08:55,535 --> 00:08:57,079
و وقتی برگردیم به ریج
168
00:08:57,246 --> 00:09:01,458
خب، خونوادهی ما یه دکتر، یه سرباز و یه کشیش داره
169
00:09:02,251 --> 00:09:03,585
فکر کردم به یه اسلحهساز هم نیاز داریم
170
00:09:03,752 --> 00:09:05,295
آه، من رو بگو که فکر میکردم این همه راه رو اومدی
171
00:09:05,462 --> 00:09:08,590
تا به ما سر بزنی و یه نقاشیِ کوچولو برای لرد جان بکشی
172
00:09:08,715 --> 00:09:11,218
از قضا، همین اواخر نامهای از جناب لرد به دستم رسید
173
00:09:11,385 --> 00:09:14,179
پیشنهاد داد که با یکی از همکارهاش ملاقات کنم
174
00:09:14,638 --> 00:09:15,973
پرسیوال بیچام
175
00:09:16,682 --> 00:09:18,350
هیچکدومتون این مَرد رو میشناسین؟
176
00:09:18,517 --> 00:09:20,435
نه، اصلاً
177
00:09:20,602 --> 00:09:21,770
ادعا میکنه اطلاعاتی داره
178
00:09:21,937 --> 00:09:23,397
که ممکنه خیلی برام جالب باشه
179
00:09:23,563 --> 00:09:26,441
اما لرد جان میگه ممکنه آدمِ هفتخطی باشه
180
00:09:26,858 --> 00:09:28,068
خودم باید به نتیجه برسم
181
00:09:28,193 --> 00:09:29,945
که آیا حرفاش قابلاعتماده یا نه
182
00:09:30,404 --> 00:09:32,656
میدونی، نام خانوادگیِ قبلیِ مادرمون «بیچام» بود؟
183
00:09:33,073 --> 00:09:34,700
منظورم اینه که، خب انگلیسیها «بیچام» تلفظش میکنن
184
00:09:34,866 --> 00:09:36,034
اما واقعاً تصادف عجیبیه
185
00:09:38,287 --> 00:09:40,872
لعنتی. لعنتی
186
00:09:52,551 --> 00:09:53,802
ترسوها
187
00:10:04,271 --> 00:10:05,397
لعنت بهش
188
00:10:06,106 --> 00:10:07,441
حالِ شما دو تا خوبه؟
189
00:10:07,607 --> 00:10:09,443
من... من خوبم. تو چی؟
190
00:10:09,609 --> 00:10:11,570
آره، اینبار حتی زحمت نکشیدن یه یادداشت روش بذارن
191
00:10:11,737 --> 00:10:12,821
«اینبار»؟
192
00:10:13,405 --> 00:10:14,781
مگه قبلاً هم این اتفاق افتاده؟
193
00:10:15,240 --> 00:10:16,491
آره، یه سری نامههای تهدیدآمیزِ وحشتناک داشتیم
194
00:10:16,616 --> 00:10:18,952
آشغالها. یه کیسه پُر از موشهای مرده
195
00:10:19,119 --> 00:10:20,245
یکی دیگه هم که توش یه مار بود
196
00:10:20,412 --> 00:10:22,748
اون بیشرف فرار کرد
197
00:10:26,001 --> 00:10:27,544
صبر کن ببینم. اینجا چه خبره؟
198
00:10:28,003 --> 00:10:29,880
این روزها، وقتی مردم از اخبار خوششون نمیآد
199
00:10:30,047 --> 00:10:31,381
تمایل دارن تقصیر رو بندازن گردنِ چاپچی
200
00:10:32,299 --> 00:10:34,217
کسی فهمیده که شما از میهنپرستها هستین؟
201
00:10:35,010 --> 00:10:37,220
جیمی گفت که داشتی برای آرمانِ نهضت شبنامه چاپ میکردی
202
00:10:37,679 --> 00:10:40,349
احتمال اینکه مقصر یه میهنپرست باشه همونقدره که نباشه
203
00:10:41,224 --> 00:10:43,310
در حالی که در خفا برای شورشیها اعلامیه چاپ میکنیم
204
00:10:43,435 --> 00:10:45,354
در ملاء عام موضع بیطرفانهتری میگیریم
205
00:10:45,520 --> 00:10:48,190
آره، وقتی میخوای هیچ طرفی رو عصبانی نکنی
206
00:10:48,357 --> 00:10:49,900
آخرش هر دو طرف رو از خودت میرنجونی
207
00:10:51,610 --> 00:10:53,904
اینم از روزگار یه چاپگر خبر تو این دوران آشفته
208
00:11:13,757 --> 00:11:15,092
اسلحه همراهتون دارین؟
209
00:11:15,217 --> 00:11:17,094
آره، اما، خب
210
00:11:17,219 --> 00:11:19,262
بین ما سه نفر کلاً یه تفنگ هست
211
00:11:22,182 --> 00:11:23,975
اینجوری نمیشه، نه تو جنگ
212
00:11:24,142 --> 00:11:25,852
نه حتی واسه شکار
213
00:11:26,019 --> 00:11:29,064
فکرش رو نمیکردم، اما خب مهم نیست
214
00:11:29,231 --> 00:11:31,108
بهزودی منتظر یه محموله هستم
215
00:11:31,858 --> 00:11:33,652
وقتش که برسه، هر کدوم واسه خودتون یه
216
00:11:33,819 --> 00:11:35,070
تفنگ سرپر و ساچمه دارین
217
00:11:38,323 --> 00:11:39,783
ما همراه شما میآیم آقای فریزر
218
00:11:39,950 --> 00:11:41,118
عالیه
219
00:11:41,451 --> 00:11:43,036
جوزایا اسمهاتون رو یادداشت میکنه
220
00:11:43,161 --> 00:11:45,372
نام خانوادگیت چیه؟ میلر
221
00:11:47,249 --> 00:11:48,165
عمو
222
00:11:49,668 --> 00:11:50,836
چی شده پسرم؟
223
00:11:52,254 --> 00:11:53,547
شاید هم چیزی نباشه
224
00:11:54,089 --> 00:11:55,757
سه نفر دیگه رو به خدمت گرفتم
225
00:11:56,675 --> 00:12:00,262
اون طرف یه مَرد اسکاتلندی هست
226
00:12:00,429 --> 00:12:02,347
وقتی شنید من اهل «فریزر ریج» هستم
227
00:12:02,472 --> 00:12:04,474
گفت که خودش هم داره میره اونجا
228
00:12:05,434 --> 00:12:07,936
میگفت راجر و بریانا رو میشناسه
229
00:12:09,646 --> 00:12:11,064
از همون اسکاتلند
230
00:12:12,023 --> 00:12:13,567
میگه دنبالشون میگرده
231
00:12:14,568 --> 00:12:16,194
کمرون. بله
232
00:12:32,836 --> 00:12:34,337
من جیمز فریزر هستم
233
00:12:34,713 --> 00:12:35,797
متوجهم که با دخترم
234
00:12:35,964 --> 00:12:37,966
بریانا مککنزی آشنایی دارین
235
00:12:38,508 --> 00:12:40,051
بله، همینطوره
236
00:12:41,636 --> 00:12:43,263
پس تو رابرت کمرون هستی
237
00:12:43,763 --> 00:12:45,348
یا عیسی، نه مرد
238
00:12:45,974 --> 00:12:47,726
من راب کمرون نیستم
239
00:12:49,686 --> 00:12:52,856
اسم من ویلیام باکلی مککنزیه
240
00:12:53,815 --> 00:12:55,108
اومدم به راجر و بریانا بگم
241
00:12:55,275 --> 00:12:58,737
که کمرون دیگه مزاحمشون نمیشه
242
00:12:59,404 --> 00:13:02,574
و اینکه دفترچه راجر رو پس بدم
243
00:13:05,994 --> 00:13:08,622
نمیخوام برای بار دوم دست آدم نااهل بیفته
244
00:13:16,630 --> 00:13:18,048
باک مککنزی
245
00:13:20,634 --> 00:13:22,969
منو یاد پدرت میندازی
246
00:13:27,015 --> 00:13:29,017
شاید وقتی نقاشی «لیدی گِری» رو تموم کردی
247
00:13:29,184 --> 00:13:31,686
بتونی یه چهرهنگاری از من و مارشالی هم بکشی
248
00:13:31,811 --> 00:13:33,355
با کمال میل
249
00:13:33,480 --> 00:13:34,856
از کل خانواده نقاشی میکشم
250
00:13:35,023 --> 00:13:36,441
اوه، باید بفرستیمش فیلادلفیا
251
00:13:36,566 --> 00:13:39,277
برای یه بوم به اندازه کافی بزرگ
252
00:13:39,444 --> 00:13:41,613
توی اردوگاه قارهای زیاد معطل نکن
253
00:13:42,280 --> 00:13:44,783
بین تاجرا حرف از اینه که جنگ نزدیکه
254
00:13:45,158 --> 00:13:46,701
هر وقت بتونم برمیگردم
255
00:13:48,161 --> 00:13:49,204
مواظب خودت باش. تو هم همینطور
256
00:13:49,371 --> 00:13:50,705
به زودی میبینمت
257
00:13:51,498 --> 00:13:53,290
اگه بخت یار باشه، جفتتون رو به زودی میبینم
258
00:13:53,708 --> 00:13:54,751
موفق باشی
259
00:14:14,145 --> 00:14:16,189
به نظرت خونهها جون دارن؟
260
00:14:16,940 --> 00:14:18,525
صدای باد بود
261
00:14:21,611 --> 00:14:22,779
ولی، آره
262
00:14:23,697 --> 00:14:25,490
فکر میکنم جاها
263
00:14:25,615 --> 00:14:28,368
جاهایی که آدمها یه مدتی توشون زندگی میکنن
264
00:14:28,952 --> 00:14:31,871
یه ذره از وجود اون آدمها رو به خودشون جذب میکنن
265
00:14:33,123 --> 00:14:37,294
خیلی وقتها فکر میکنم خونهها روی آدمهایی که توشون زندگی میکنن تأثیر میذارن
266
00:14:37,877 --> 00:14:40,130
پس چرا برعکسش نباشه؟
267
00:14:43,008 --> 00:14:47,095
پس یعنی فکر میکنی "امی لیندزی" هنوز توی کلبهشه
268
00:14:47,262 --> 00:14:48,430
و اونجا رو تسخیر کرده؟
269
00:14:49,180 --> 00:14:51,850
دقیقاً در مورد کلبهاش نمیدونم
270
00:14:55,020 --> 00:14:56,479
وقتی آدمها میمیرن
271
00:14:57,564 --> 00:15:01,526
طبیعیه آدمهایی که باقی موندن، حسشون کنن
272
00:15:02,193 --> 00:15:03,486
میدونی، حس کنن که
273
00:15:04,988 --> 00:15:07,073
یه جورایی انگار یه بخشی از اونا هنوز پیششونه
274
00:15:07,198 --> 00:15:10,327
ولی بعید میدونم اسم این رو بشه گذاشت تسخیر کردن
275
00:15:10,785 --> 00:15:12,203
بیشتر شبیه
276
00:15:13,079 --> 00:15:14,372
یه خاطرهست
277
00:15:14,831 --> 00:15:15,999
یه جور دلتنگی
278
00:15:18,793 --> 00:15:21,254
کاش جِین روحش میاومد پیشم
279
00:15:22,380 --> 00:15:23,632
فانی
280
00:15:28,928 --> 00:15:31,014
تو فراموشش نمیکنی
281
00:15:31,931 --> 00:15:34,517
اونم تو رو فراموش نمیکنه
282
00:15:36,645 --> 00:15:40,482
میدونی، حرف زدن درباره کسایی که از دست دادیم
283
00:15:41,566 --> 00:15:44,819
باعث میشه حس کنیم انگار هنوز پیشمون هستن
284
00:15:48,365 --> 00:15:50,492
جِینی همیشه زمزمه میکرد:
285
00:15:51,326 --> 00:15:53,370
"شب بخیر، عزیزم"
286
00:15:53,787 --> 00:15:55,372
قبل از اینکه بخوابیم
287
00:15:58,667 --> 00:16:00,293
فرانسوی بلد بود؟
288
00:16:00,919 --> 00:16:02,087
یه کم
289
00:16:02,587 --> 00:16:05,048
میگفت مادرمون من رو اینطوری صدا میزده
290
00:16:05,757 --> 00:16:07,175
"عزیزم"
291
00:16:08,259 --> 00:16:11,096
جینی قبل خواب همیشه برام از پدر و مادرمون میگفت
292
00:16:16,101 --> 00:16:18,812
سعی میکرده کمکت کنه یادشون رو زنده نگه داری
293
00:16:20,021 --> 00:16:24,442
از چیزای خوب یا خندهدار میگفت
294
00:16:25,318 --> 00:16:29,030
ولی هیچوقت درباره چیزای جدی حرف نمیزدیم
295
00:16:29,823 --> 00:16:31,449
اون با دخترای دیگه توی فاحشهخونه حرف میزد
296
00:16:31,616 --> 00:16:33,827
میدانم میخواست ازم محافظت کنه
297
00:16:34,577 --> 00:16:36,329
گاهی آرزو میکنم کاش این کار رو نمیکرد
298
00:16:44,713 --> 00:16:46,589
بهتره برم اون پنجره رو ببندم
299
00:17:04,232 --> 00:17:06,151
و اون سگ کوچولوت رو هم همینطور
300
00:17:06,317 --> 00:17:07,444
چی گفتی؟
301
00:17:10,320 --> 00:17:11,948
خانم کانینگهام داره میآد
302
00:17:12,449 --> 00:17:13,575
میشه راهنماییش کنی به اتاق پذیرایی؟
303
00:17:13,742 --> 00:17:15,160
الان میآم
304
00:17:15,285 --> 00:17:16,411
لابد اومده دنبال پودر نارون
305
00:17:16,578 --> 00:17:17,704
بهش قول داده بودم
306
00:17:20,165 --> 00:17:21,624
عصر بخیر، خانم کانینگهام
307
00:17:21,790 --> 00:17:23,376
میشه لطفاً توی اتاق پذیرایی منتظر بمونید؟
308
00:17:23,542 --> 00:17:26,503
عمراً منتظر نمیمونم
309
00:17:26,880 --> 00:17:28,339
کمک لازم دارم
310
00:17:31,217 --> 00:17:32,218
فرانسیس، صندلی رو بیار
311
00:17:35,805 --> 00:17:37,474
برو یکم ویسکی بیار، لطفاً
312
00:17:37,640 --> 00:17:38,641
اوه
313
00:17:39,100 --> 00:17:40,268
چی شده؟
314
00:17:40,935 --> 00:17:41,686
خوردم زمین
315
00:17:42,270 --> 00:17:44,147
مثل یه احمق پام گیر کرد به سطل زغال و افتادم
316
00:17:44,314 --> 00:17:45,774
و با شونه خوردم زمین
317
00:17:45,940 --> 00:17:48,318
خب، نگران نباش. میتونم جا بندازمش
318
00:17:48,777 --> 00:17:50,278
اگه فکر نمیکردم از پسش برمیآی
319
00:17:50,445 --> 00:17:53,072
دو مایل راه رو توی این تمشکزارهای لعنتی تلوتلوخوران نمیاومدم
320
00:17:55,325 --> 00:17:56,910
پسرت کجاست؟
321
00:17:57,076 --> 00:17:58,161
اوم
322
00:17:58,495 --> 00:17:59,496
نیست، رفته بیرون
323
00:18:12,634 --> 00:18:15,428
همونطور که فکر میکردم، در رفته
324
00:18:21,267 --> 00:18:22,393
فانی
325
00:18:23,561 --> 00:18:26,356
اینجا رو محکم نگه دار
326
00:18:27,148 --> 00:18:28,191
آفرین، خودشه
327
00:18:28,358 --> 00:18:29,567
اِلزپِت
328
00:18:30,235 --> 00:18:31,861
این درد داره
329
00:18:32,487 --> 00:18:33,446
اوم
330
00:18:36,574 --> 00:18:37,992
اوم
331
00:18:43,414 --> 00:18:44,541
بسیار خب
332
00:18:45,917 --> 00:18:46,960
آمادهای؟
333
00:18:51,840 --> 00:18:53,299
آخ
334
00:18:53,466 --> 00:18:57,387
مرتیکهی علفچرونِ بیصفتِ لعنتی
335
00:19:04,936 --> 00:19:06,563
چیه بچه؟
336
00:19:07,105 --> 00:19:10,233
خیلی وقت بود همچین حرفایی نشنیده بودم
337
00:19:10,984 --> 00:19:13,194
خب دختر جوان، اگه با سربازا سر و کار داشته باشی
338
00:19:13,361 --> 00:19:17,031
هم رذایلشون رو یاد میگیری هم فضایلشون رو
339
00:19:18,491 --> 00:19:21,411
میتونم بپرسم این حرفا رو کجا شنیدی؟
340
00:19:21,744 --> 00:19:22,996
توی فاحشهخونه زندگی میکردم
341
00:19:24,080 --> 00:19:25,123
عجب
342
00:19:26,708 --> 00:19:29,043
خب، گمانم روسپیها هم
343
00:19:29,168 --> 00:19:32,672
در کنار رذایلشون، فضایل خودشون رو هم دارن
344
00:19:32,839 --> 00:19:34,382
درباره فضایل چیزی نمیدونم
345
00:19:34,966 --> 00:19:37,343
مگه اینکه راضی کردن یه مرد در عرض دو دقیقه رو
346
00:19:37,510 --> 00:19:39,178
طبق ساعت، فضیلت حساب کنی
347
00:19:39,345 --> 00:19:42,348
اوه، من... فکر کنم این بیشتر یه مهارت حساب میشه
348
00:19:42,515 --> 00:19:44,434
تا یه فضیلت
349
00:19:45,143 --> 00:19:47,270
هرچند جسارتاً باید بگم مهارت مفیدی هم هست
350
00:19:47,437 --> 00:19:50,189
مطمئنم هر کسی نقاط قوت خودش رو داره
351
00:19:50,356 --> 00:19:51,983
فانی، میری توی آشپزخونه
352
00:19:52,108 --> 00:19:54,235
و یه بشقاب غذا برای خانم کانینگهام بکشی؟
353
00:19:57,572 --> 00:20:00,950
میدونی، همیشه برام سوال بود
354
00:20:01,117 --> 00:20:02,785
که اصطلاح "علفچرون" از کجا اومده
355
00:20:03,578 --> 00:20:07,624
واقعاً حرف رکیکیه یا فقط یه توصیفه؟
356
00:20:07,999 --> 00:20:09,667
خب، معمولاً برای کسی به کار میره
357
00:20:09,834 --> 00:20:13,463
که یا بیکاره یا بیعرضه
358
00:20:14,005 --> 00:20:15,882
حالا اینکه چرا شونه کردنِ علف
359
00:20:16,049 --> 00:20:19,093
باید یادآور این ویژگیها باشه، معلوم نیست
360
00:20:19,719 --> 00:20:21,804
ولی در واقع حرف بدی نیست
361
00:20:21,971 --> 00:20:24,641
مگر اینکه کلمه "لعنتی" هم بهش اضافه بشه
362
00:20:24,807 --> 00:20:28,227
ولی من هیچوقت بدون "لعنتی" نشنیدمش
363
00:20:30,188 --> 00:20:31,856
حتماً خیلی چیزای بیشتری شنیدی
364
00:20:32,023 --> 00:20:33,775
وقتی با ارتش سفر میکردی
365
00:20:34,817 --> 00:20:36,778
اوه، از اون چیزی که فکر میکنی بدتره
366
00:20:37,320 --> 00:20:39,656
شوهر اولم ملوان بود
367
00:20:41,658 --> 00:20:44,702
خب، فکر کنم فانی رو شوکه کردی
368
00:20:45,536 --> 00:20:47,830
نه به خاطر خودِ حرفات، بلکه
369
00:20:48,581 --> 00:20:51,167
چون این حرفا رو از زبون زن محترمی مثل تو شنید
370
00:20:51,292 --> 00:20:52,585
اوه، خب
371
00:20:53,169 --> 00:20:54,837
زنها وقتی مردی دور و برشون نیست
372
00:20:55,004 --> 00:20:57,256
راحتتر حرف میزنن
373
00:20:58,216 --> 00:21:00,343
اون بچه فوقالعادهایه
374
00:21:01,052 --> 00:21:02,679
ولی باید سعی کنی متقاعدش کنی که
375
00:21:02,845 --> 00:21:04,973
اون میدونه که نباید توی جمع اینطوری حرف بزنه
376
00:21:05,139 --> 00:21:07,433
همونطور که مطمئنم تو هم میدونی
377
00:21:07,600 --> 00:21:10,061
ولی امشب اینجا راحتی هر چی دلت میخواد بگی
378
00:21:10,228 --> 00:21:11,896
چون با این وضعیتت
379
00:21:12,063 --> 00:21:13,481
نمیذارم برگردی به کلبهت
380
00:21:13,648 --> 00:21:17,360
منظورت از وضعیتم چه مصدومیت باشه چه مستی
381
00:21:18,027 --> 00:21:21,364
مطمئن نیستم، ولی در هر صورت ممنونم
382
00:21:40,049 --> 00:21:41,217
ویلیام
383
00:21:41,551 --> 00:21:43,136
لعنتی، خودتی
384
00:21:46,389 --> 00:21:49,726
اوه، ویلیام، نمیخوای مهمونمون رو به داخل دعوت کنی؟
385
00:21:49,892 --> 00:21:51,394
راه طولانیای رو اومده
386
00:21:51,561 --> 00:21:53,271
من رو ببخشید، خانم مککنزی
387
00:21:53,938 --> 00:21:55,940
لذت غیرمنتظرهی دیدار دوبارهتون
388
00:21:56,065 --> 00:21:57,608
باعث شد آداب رو فراموش کنم
389
00:22:06,784 --> 00:22:07,744
خیلی خوشحال شدم وقتی
390
00:22:07,910 --> 00:22:09,412
دعوتم رو قبول کردی، عزیزم
391
00:22:09,537 --> 00:22:11,706
داشتم کمکم میترسیدم که دیگه هیچوقت نبینمت
392
00:22:11,873 --> 00:22:13,082
انگار یه عمر گذشته
393
00:22:13,207 --> 00:22:14,667
از وقتی همگی همدیگه رو دیدیم
394
00:22:15,418 --> 00:22:18,504
اجازه بده آمارانتوس، وایکاونتس گِرِی رو معرفی کنم
395
00:22:18,671 --> 00:22:20,423
بیوهی برادرزادهی مرحومم
396
00:22:21,466 --> 00:22:22,508
باعث افتخاره
397
00:22:22,842 --> 00:22:25,011
برای غم از دست دادن عزیزتون تسلیت میگم
398
00:22:26,054 --> 00:22:28,681
لرد جان گفته بود که دنبال یه نقاشِ چهره فرستاده
399
00:22:29,515 --> 00:22:31,017
فکر نمیکردم یه زن باشه
400
00:22:32,727 --> 00:22:34,312
حتماً خیلی ماهر هستید که ازتون خواسته بیاید
401
00:22:35,229 --> 00:22:38,066
از کجا تشریف آوردید؟ کارولینای شمالی
402
00:22:38,232 --> 00:22:40,443
اوه، حتماً این سفر رو تنها نیومدید؟
403
00:22:40,610 --> 00:22:41,861
من اینطور برداشت کرده بودم
404
00:22:42,028 --> 00:22:44,155
که همسرتون همراهیتون میکنه
405
00:22:44,322 --> 00:22:46,824
آخ، همینطوره، ولی اون در حال حاضر
406
00:22:47,283 --> 00:22:49,035
بیرون از شهر دنبال انجام کاریه
407
00:22:49,535 --> 00:22:51,996
دیگه وقتِ شیر دادن به ترِووره
408
00:22:52,121 --> 00:22:54,791
از دیدارتون خوشحال شدم خانم مککنزی
409
00:22:58,795 --> 00:23:03,132
بله، خب، مسائل مهم مختلفی هست
410
00:23:03,257 --> 00:23:04,717
که باید بهشون رسیدگی کنم
411
00:23:04,884 --> 00:23:06,969
پس شما دو تا رو تنها میذارم
412
00:23:07,136 --> 00:23:09,806
تا دوباره با هم گپ بزنید
413
00:23:18,272 --> 00:23:20,274
از کارولینای شمالی اومدی؟
414
00:23:20,441 --> 00:23:22,693
آخرین بار که دیدمت، داشتی میرفتی بوستون
415
00:23:23,444 --> 00:23:24,946
زمانهی خطرناکیه
416
00:23:25,321 --> 00:23:26,823
فکر کردیم بهتره پیش خانواده باشیم
417
00:23:26,989 --> 00:23:28,866
برای همین برگشتیم به "فریزر ریج"
418
00:23:29,826 --> 00:23:32,453
پس لابد فانی رو دیدی. حالش خوبه؟
419
00:23:32,578 --> 00:23:34,705
آره، خوبه
420
00:23:34,831 --> 00:23:37,542
مادرم خیلی ازش خوشش اومده
421
00:23:38,668 --> 00:23:40,002
پدرم هم همینطور
422
00:23:41,087 --> 00:23:44,632
خب، منظورم پدرِ جفتمونه
423
00:23:51,222 --> 00:23:52,515
میدونستی؟
424
00:23:52,932 --> 00:23:54,225
اون روزی که توی ویلمینگتون همدیگه رو دیدیم
425
00:23:54,392 --> 00:23:56,853
میدونستی چه نسبتی با هم داریم؟
426
00:23:59,564 --> 00:24:00,606
میدونستم
427
00:24:01,691 --> 00:24:03,317
میخواستم بهت بگم
428
00:24:04,318 --> 00:24:05,695
راجر، شوهرم، پیشم بود
429
00:24:05,862 --> 00:24:08,823
همین بغل توی مسافرخونه بود
430
00:24:09,198 --> 00:24:11,534
و بچههام، جِم و مندی
431
00:24:11,868 --> 00:24:12,952
من
432
00:24:13,661 --> 00:24:15,913
واقعاً میخواستم ببینیشون
433
00:24:16,914 --> 00:24:19,959
حتی اگه نمیدونستی که ما
434
00:24:21,419 --> 00:24:22,545
خب
435
00:24:22,962 --> 00:24:24,130
خانوادهتیم
436
00:24:24,839 --> 00:24:26,048
خانوادهی من؟
437
00:24:27,842 --> 00:24:29,802
شاید باید یه چیز مودبانه بگم
438
00:24:29,969 --> 00:24:32,221
مثل اینکه "فقط اگه خودت بخوای"، ولی خب
439
00:24:32,388 --> 00:24:35,725
برای دروغ بافتن درباره حقیقت دیگه خیلی دیر شده
440
00:24:37,476 --> 00:24:40,646
واقعاً معذرت میخوام که بهت نگفتم
441
00:24:41,355 --> 00:24:44,942
ولی لرد جان و بابا خیلی روی نگفتنش تأکید داشتند
442
00:24:47,737 --> 00:24:48,863
در جایگاهی نبودم که بگم
443
00:24:51,073 --> 00:24:52,617
عذرخواهیت رو میپذیرم
444
00:24:53,951 --> 00:24:56,829
هرچند، راستش رو بخوای خوشحالم که نگفتی
445
00:24:59,123 --> 00:25:00,249
من... اون موقع نمیدونستم چطور باید واکنش نشون بدم
446
00:25:00,416 --> 00:25:02,251
به همچین افشاگریِ بزرگی
447
00:25:02,376 --> 00:25:03,586
هوم
448
00:25:04,337 --> 00:25:06,005
و الان میدونی؟
449
00:25:06,172 --> 00:25:07,215
نه، اصلاً نمیدونم
450
00:25:09,759 --> 00:25:12,053
ولی خب مغزم رو هم متلاشی نکردم
451
00:25:12,220 --> 00:25:13,721
اگه هجده سالم بود شاید این کار رو میکردم
452
00:25:16,849 --> 00:25:18,309
معذرت میخوام
453
00:25:18,434 --> 00:25:20,770
قصدم توهین نبود
454
00:25:20,895 --> 00:25:22,313
به تو یا خونوادهت
455
00:25:22,855 --> 00:25:25,316
منظورت خونوادهی خودته
456
00:25:38,621 --> 00:25:39,622
ممنون که اومدید، موسیو فریزر
457
00:25:39,789 --> 00:25:40,581
اجازه بدید بگم شراب بیارن
458
00:25:40,748 --> 00:25:41,958
اوه، نه، ممنون
459
00:25:42,083 --> 00:25:43,376
اومدم بشنوم چی میخواید بگید
460
00:25:43,542 --> 00:25:45,628
ولی باید زود برگردم سر کارم
461
00:25:46,712 --> 00:25:48,005
بسیار خب قربان
462
00:25:48,881 --> 00:25:50,466
پس میرم سر اصل مطلب
463
00:25:53,469 --> 00:25:56,264
میخوام شما رو با واقعیتهای تولدتون آشنا کنم
464
00:25:58,266 --> 00:26:00,726
واقعیتهایی که فکر میکنم ازشون بیخبرید
465
00:26:02,395 --> 00:26:03,938
تا حالا اسم مردی به نامِ
466
00:26:04,105 --> 00:26:05,690
"کنت سن ژرمن" رو شنیدید؟
467
00:26:08,234 --> 00:26:09,443
چطور؟
468
00:26:10,027 --> 00:26:11,237
شما پسر اون هستید
469
00:26:15,992 --> 00:26:17,368
حتماً توضیحی دارید
470
00:26:17,535 --> 00:26:21,664
که چطور به این نتیجهی مضحک رسیدید
471
00:26:23,207 --> 00:26:26,335
همونطور که حتماً حدس زدید، من خودم فرانسوی نیستم
472
00:26:27,086 --> 00:26:30,798
با این حال، با خانوادهی فرانسوی سرشناسی وصلت کردم
473
00:26:31,340 --> 00:26:34,093
همسر من خواهر بارون آماندینه
474
00:26:34,260 --> 00:26:37,471
و مثل هر سلسلهی قدیمی
475
00:26:38,014 --> 00:26:40,516
یه راز خانوادگیِ کثیف وجود داره
476
00:26:41,976 --> 00:26:43,686
سالها پیش، خواهر بزرگترِ همسرم
477
00:26:43,811 --> 00:26:45,563
رابطهی پرشور و داغی رو با کنت شروع کرد
478
00:26:45,730 --> 00:26:47,940
و کمی بعد ناپدید شد
479
00:26:48,482 --> 00:26:50,067
شبانه با جواهراتش فرار کرد
480
00:26:50,234 --> 00:26:53,988
و همه خیال کردن رفته پیش یه معشوقهی دیگه
481
00:26:54,905 --> 00:26:56,198
لابد میخواید باور کنم
482
00:26:56,365 --> 00:26:58,492
که من حاصلِ این دیدار پنهانیام؟
483
00:26:59,702 --> 00:27:01,287
شاید اسم زنی که ازش حرف میزنم
484
00:27:01,454 --> 00:27:02,872
قانعتون کنه
485
00:27:04,498 --> 00:27:06,417
آمِلی لوین بوشامپ
486
00:27:15,134 --> 00:27:16,135
بله
487
00:27:16,761 --> 00:27:17,803
بله، اون مرده
488
00:27:19,472 --> 00:27:20,514
میتونید ادامه بدید
489
00:27:21,807 --> 00:27:24,185
چند سال پیش، حقیقت رو فهمیدم
490
00:27:24,352 --> 00:27:26,020
از زبونِ یکی از خدمتکارهای کنت
491
00:27:26,812 --> 00:27:29,023
آملی با یه معشوقه فرار نکرده بود
492
00:27:29,190 --> 00:27:30,900
کنت خیلی ساده ازش خسته شده بود
493
00:27:31,067 --> 00:27:34,362
و وقتی فهمید حاملهست، از خونه کشوندش بیرون
494
00:27:34,528 --> 00:27:37,823
بهش تریاک خوروند و به یه فاحشهخونه فروختش
495
00:27:40,534 --> 00:27:41,786
"مزون الیز"
496
00:27:41,952 --> 00:27:44,121
همونجا بود که بچهای به دنیا آورد
497
00:27:45,664 --> 00:27:46,665
شما
498
00:27:50,503 --> 00:27:51,587
و جناب کنت؟
499
00:27:52,129 --> 00:27:54,256
آخرین بار بیشتر از سی سال پیش دیده شده
500
00:27:54,548 --> 00:27:56,092
و با اینکه هیچ جنازهای پیدا نشده
501
00:27:56,258 --> 00:27:58,052
شرایط ناپدید شدنش
502
00:27:58,219 --> 00:27:59,387
اونقدر مرموز بود
503
00:27:59,553 --> 00:28:01,263
که یه قاضی مرگش رو اعلام کرد
504
00:28:02,264 --> 00:28:05,393
داراییهاش در حال حاضر بهصورت امانتی
505
00:28:05,559 --> 00:28:07,436
پیش وکیلش توی پاریسه
506
00:28:07,978 --> 00:28:10,898
اما اگه وارثش درخواستی بده
507
00:28:11,065 --> 00:28:14,402
بدون شک همه رو آزاد میکنن
508
00:28:17,029 --> 00:28:19,615
مگر اینکه قوانین فرانسه اخیراً عوض شده باشه
509
00:28:20,324 --> 00:28:22,493
یه حرامزاده نمیتونه ارث ببره، پس
510
00:28:23,744 --> 00:28:24,829
کلودل
511
00:28:26,330 --> 00:28:28,916
اگه اجازه بدی با اسم اصلیت صدات کنم
512
00:28:35,714 --> 00:28:37,425
اجازه نداری، قربان
513
00:28:38,467 --> 00:28:39,760
بسیار خب
514
00:28:41,220 --> 00:28:42,430
من این رو پیدا کردم
515
00:28:43,055 --> 00:28:45,724
لابلای صفحات یه انجیل خانوادگیِ خاکگرفته مخفی شده بود
516
00:28:46,225 --> 00:28:48,060
کاملاً مطمئنم که تنها آدم زندهای هستم
517
00:28:48,227 --> 00:28:50,229
که از وجودش خبر داره
518
00:28:52,815 --> 00:28:54,483
این یه عقدنامهی ازدواجه
519
00:29:14,003 --> 00:29:16,464
به نظر میرسه «آملی» عفتش رو
520
00:29:16,630 --> 00:29:18,132
به بهای گزافی فروخته
521
00:29:18,716 --> 00:29:21,802
چون از «کُنت» خواسته بود پنهانی باهاش ازدواج کنه
522
00:29:22,470 --> 00:29:24,388
و بعد راهش بده به تختخوابش
523
00:29:29,685 --> 00:29:31,812
بذار بهت تبریک بگم، قربان
524
00:29:33,022 --> 00:29:34,690
تو حرامزاده نیستی
525
00:29:36,150 --> 00:29:38,319
به فرض اینکه این سند جعلی نباشه
526
00:29:39,361 --> 00:29:41,906
واضحه که تو هم از این کار نفعی میبری
527
00:29:43,282 --> 00:29:45,910
چیزی هست که وارث «موسیو لُ کنت» بتونه برات انجام بده؟
528
00:29:46,785 --> 00:29:49,705
کنت سن ژرمن صاحب املاکی بود، و هنوز هم هست
529
00:29:49,830 --> 00:29:51,332
اون صاحب اکثریت سهام یه اتحادیهست
530
00:29:51,499 --> 00:29:53,209
که روی زمینهای «دنیای جدید» سرمایهگذاری میکنه
531
00:29:53,709 --> 00:29:55,544
که دارایی اصلیش یه قطعه زمین بزرگه
532
00:29:55,711 --> 00:29:58,964
توی جایی که بهش میگن «شمالغرب قدیم»
533
00:29:59,757 --> 00:30:00,716
برخی
534
00:30:01,300 --> 00:30:02,968
از شرکای من توی پاریس
535
00:30:03,135 --> 00:30:05,471
معتقدن تا وقتی بریتانیا سرگرمِ
536
00:30:05,638 --> 00:30:07,223
این شورشه
537
00:30:07,681 --> 00:30:10,392
فرصتی هست تا یه مستعمرهی فرانسوی
538
00:30:10,559 --> 00:30:14,063
با شهرکنشینهای فرانسوی توی اون زمین راه بندازن
539
00:30:15,481 --> 00:30:18,067
بدبختانه وکیلِ کنت
540
00:30:18,192 --> 00:30:21,362
به هیچ قیمتی حاضر نیست سهام رو بفروشه
541
00:30:25,199 --> 00:30:27,993
اما اگه یه وارث قانونی پیدا بشه
542
00:30:28,619 --> 00:30:30,079
زمین مال اون میشه
543
00:30:30,204 --> 00:30:33,707
و شرکای من مبلغ قابلتوجهی به اون وارث میپردازن
544
00:30:33,874 --> 00:30:35,501
در ازای اون زمین
545
00:30:37,586 --> 00:30:40,381
مبلغی واقعاً قابلتوجه
546
00:30:49,557 --> 00:30:51,392
کاری کردم که ازم دلخور شدی؟
547
00:30:52,268 --> 00:30:54,812
فقط دارم سعی میکنم در تنهایی از مطالعهم لذت ببرم
548
00:30:54,979 --> 00:30:56,188
اگه دنبال همدم میگردی
549
00:30:56,355 --> 00:30:58,774
شاید خانم مککنزی از همنشینی باهات خوشحال بشه
550
00:31:00,025 --> 00:31:02,319
لیدی گری، نکنه حسودیت شده؟
551
00:31:02,486 --> 00:31:03,696
مزخرف نگو
552
00:31:05,447 --> 00:31:06,907
هرچند هر کسی که چشم داشته باشه میبینه
553
00:31:07,074 --> 00:31:08,993
که بین شما دو نفر گذشتهای وجود داره
554
00:31:11,245 --> 00:31:12,621
فکر کنم حق با توئه
555
00:31:12,788 --> 00:31:15,082
اون آدم مهمی توی زندگی منه
556
00:31:15,249 --> 00:31:18,127
خواهش میکنم. من فکر کردم ما
557
00:31:18,919 --> 00:31:21,297
مهم نیست
558
00:31:21,839 --> 00:31:22,965
حماقت کردم
559
00:31:25,676 --> 00:31:29,513
خانم مککنزی، یعنی «بریانا»، خواهر منه
560
00:31:34,226 --> 00:31:36,353
بهم گفتی هیچ خواهر و برادری نداری
561
00:31:41,400 --> 00:31:42,401
من یه حرامزادهم
562
00:31:43,527 --> 00:31:45,154
خب، از نظر قانونی حرامزاده نیستم
563
00:31:45,321 --> 00:31:46,614
چون وقتی به دنیا اومدم، هشتمین ارلِ السمیر
564
00:31:46,780 --> 00:31:48,657
و مادرم با هم ازدواج کرده بودن
565
00:31:49,658 --> 00:31:53,120
اما ارلِ هشتم پدر واقعی من نبود
566
00:31:54,705 --> 00:31:56,665
مردی که من رو به وجود آورد
567
00:31:57,583 --> 00:32:00,461
پدرِ بریاناست
568
00:32:03,547 --> 00:32:04,506
خب
569
00:32:05,257 --> 00:32:08,135
اون مرد هر کسی که بوده، حتماً
570
00:32:09,219 --> 00:32:11,305
نجیبزادهی بسیار جذابی بوده
571
00:32:13,766 --> 00:32:15,059
هست
572
00:32:16,810 --> 00:32:18,145
اون تو رو به فرزندی قبول کرده؟
573
00:32:18,312 --> 00:32:19,897
علنی نه، نه
574
00:32:20,314 --> 00:32:21,482
خودم هم نمیخوام این کار رو بکنه
575
00:32:21,649 --> 00:32:23,776
اون... اون هیچ دینی به من نداره
576
00:32:25,778 --> 00:32:29,281
فقط چون پرسیدی دارم این رو بهت میگم
577
00:32:31,992 --> 00:32:33,702
چون از همنشینی باهات لذت میبرم
578
00:32:35,454 --> 00:32:38,624
جسارتاً میتونم فرض کنم تو هم از همنشینی با من لذت میبری؟
579
00:32:43,545 --> 00:32:45,297
جسارت زیادیه
580
00:32:48,467 --> 00:32:50,135
هرچند شاید هم اشتباه نباشه
581
00:32:52,471 --> 00:32:53,555
خب
582
00:32:54,473 --> 00:32:55,724
فکر کنم عادلانهست که آدم بدونه
583
00:32:56,308 --> 00:32:59,395
با چه کسی داره وقت میگذرونه
584
00:33:02,690 --> 00:33:05,234
من نهمین ارلِ السمیر نیستم
585
00:33:06,276 --> 00:33:07,611
در واقع نیستم
586
00:33:08,737 --> 00:33:09,905
هیچوقت نبودم
587
00:33:11,073 --> 00:33:13,242
اخیراً همش آرزو میکنم که کاش میتونستم
588
00:33:13,409 --> 00:33:14,827
این لقب لعنتی رو کاملاً کنار بذارم
589
00:33:15,828 --> 00:33:18,997
هرچند قوانین انگلیس این کار رو تقریباً غیرممکن کرده
590
00:33:19,832 --> 00:33:20,999
خب، شاید نتونی کنارش بذاری
591
00:33:21,166 --> 00:33:22,668
اما میتونی به کسی واگذارش کنی
592
00:33:23,419 --> 00:33:25,546
منظورم اینه که به نفع وارثت کنارهگیری کنی
593
00:33:26,130 --> 00:33:27,464
من وارثی ندارم
594
00:33:28,173 --> 00:33:30,342
خب، میتونی با من ازدواج کنی و اون رو به اولین فرزندمون بدی
595
00:33:32,886 --> 00:33:34,638
هر چی نباشه، من یه بیوهم
596
00:33:35,806 --> 00:33:37,558
میتونیم بریم سراغ یه زندگی شخصی
597
00:33:37,725 --> 00:33:39,351
و سگهای «داشهوند» پرورش بدیم
598
00:33:44,064 --> 00:33:46,150
تصور نمیکنم چیزی خستهکنندهتر از این وجود داشته باشه
599
00:33:46,859 --> 00:33:48,902
مطمئناً منظورت این نیست که ازدواج با من
600
00:33:49,069 --> 00:33:50,863
خستهکننده خواهد بود، ویلیام؟
601
00:33:52,114 --> 00:33:53,991
شاید حتی ازش لذت هم ببری
602
00:33:57,786 --> 00:33:59,997
ممنونم آمارانتوس
603
00:34:00,956 --> 00:34:03,208
که در موردم بد فکر نکردی
604
00:34:06,003 --> 00:34:07,421
همونطور که بهت گفتم
605
00:34:08,172 --> 00:34:10,966
من دخترِ «اف. کودنِ» کتابفروشم
606
00:34:12,676 --> 00:34:14,594
پدرم برای دنیا فقط همینه
607
00:34:16,221 --> 00:34:19,224
فکر میکردم همسر یه بازرگان میشم
608
00:34:20,934 --> 00:34:23,645
اما حالا ویسکونتس گری هستم
609
00:34:25,647 --> 00:34:28,150
و پسرم دوکِ پاردلو میشه
610
00:34:30,027 --> 00:34:31,402
با اینکه ممکنه مخالف باشی
611
00:34:31,527 --> 00:34:34,697
اما به نظر من لقب چیزیه که فقط داریش
612
00:34:35,114 --> 00:34:36,784
نه چیزی که هستی
613
00:34:37,576 --> 00:34:39,620
طبق قانون، تو ارلِ السمیر هستی
614
00:34:40,454 --> 00:34:42,080
دنیا هم فقط همین رو لازم داره بدونه
615
00:34:49,087 --> 00:34:51,130
اما تو فقط اون نیستی ویلیام
616
00:34:52,090 --> 00:34:53,425
حداقل برای من
617
00:34:57,638 --> 00:34:58,972
درد چطوره؟
618
00:34:59,139 --> 00:35:01,266
توی شونهم یا سرم؟
619
00:35:02,643 --> 00:35:04,019
فکر کنم هر دو
620
00:35:04,186 --> 00:35:06,396
قابلتحمله
621
00:35:06,980 --> 00:35:09,817
هرچند کاش اون دختر اینقدر درها رو به هم نمیکوبید
622
00:35:09,983 --> 00:35:11,819
اوه، اون «فنی» نیست
623
00:35:12,528 --> 00:35:15,447
اون داره برای «اوان لیندسی» شیر میبره
624
00:35:16,031 --> 00:35:16,907
پس کیه؟
625
00:35:17,074 --> 00:35:19,117
خونهها از خودشون صدا دارن، السپت
626
00:35:19,243 --> 00:35:22,204
تنها چیزی که میدونم اینه که وقتی باد از شرق میوزه
627
00:35:22,371 --> 00:35:25,332
خونهی ما از سمت شیروونی اون صدای خاص رو میده
628
00:35:25,749 --> 00:35:28,126
اصلاً چرا باید شیروونی ساخت؟
629
00:35:29,336 --> 00:35:32,714
چون شوهر من، فریزرِ منطقهی فریزر ریجه
630
00:35:33,757 --> 00:35:35,968
اگه خدای نکرده اتفاق غیرمنتظرهای بیفته
631
00:35:36,134 --> 00:35:38,053
که باعث بشه مستأجرهامون مجبور بشن خونهشون رو ترک کنن
632
00:35:38,220 --> 00:35:41,932
اونوقت میتونن اینجا پیش ما پناه بگیرن
633
00:35:42,558 --> 00:35:45,477
و اون چه جور اتفاقیه که ممکنه بیفته؟
634
00:35:53,527 --> 00:35:54,736
پسرتون
635
00:35:55,195 --> 00:35:58,490
حرفهاش رو در مورد... باور میکنی؟
636
00:35:58,615 --> 00:36:00,242
مرگ نوهم؟
637
00:36:00,784 --> 00:36:03,370
بله، باورش میکنم
638
00:36:03,745 --> 00:36:04,955
باعث تسلی خاطره
639
00:36:06,748 --> 00:36:09,668
من مشخصاً داشتم به این فکر میکردم که
640
00:36:10,502 --> 00:36:11,837
اون بهش چی گفت
641
00:36:12,504 --> 00:36:15,007
اینکه اون، یعنی نوهت، دوباره «چارلز» رو میبینه
642
00:36:15,340 --> 00:36:16,925
هفت سالِ دیگه
643
00:36:17,843 --> 00:36:19,136
این رو باور میکنی؟
644
00:36:20,846 --> 00:36:22,222
فقط همین رو میدونم که خودش باورش داره
645
00:36:30,814 --> 00:36:32,149
روز بخیر خانم فریزر
646
00:36:32,900 --> 00:36:34,526
اومدم مادرم رو ببرم
647
00:36:35,152 --> 00:36:36,778
کمکش میکنم وسایلش رو جمع کنه
648
00:36:36,945 --> 00:36:39,448
لازم نیست. خودم انجامش میدم
649
00:36:44,661 --> 00:36:46,580
اون توئه
650
00:36:49,750 --> 00:36:51,001
مادر، خوبی؟
651
00:36:51,126 --> 00:36:52,502
شنیدم آسیب دیدی
652
00:36:52,669 --> 00:36:53,837
آره، شونهم
653
00:36:54,004 --> 00:36:56,131
اما خانم فریزر تونست به خوبی
654
00:36:56,298 --> 00:36:57,758
درمانش کنه
655
00:36:58,216 --> 00:37:00,218
خیلی مهماننواز بوده
656
00:37:00,385 --> 00:37:02,137
از همصحبتی باهاش لذت بردم
657
00:37:02,304 --> 00:37:05,057
شوهرش فعلاً برای کاری بیرون از خونهست
658
00:37:05,223 --> 00:37:06,141
اینطوره؟
659
00:37:06,600 --> 00:37:07,768
تعجب کرده بودم
660
00:37:08,560 --> 00:37:10,479
پیدا کردن شوهر شما کار سختیه
661
00:37:10,646 --> 00:37:12,898
میخواستیم با هم حرف بزنیم
662
00:37:13,815 --> 00:37:15,651
یا حداقل من اینطور فکر میکردم
663
00:37:17,110 --> 00:37:19,363
خب، اون هم مشتاقه با شما صحبت کنه
664
00:37:19,988 --> 00:37:22,950
اما این کارش نمیتونست منتظر بمونه
665
00:37:23,617 --> 00:37:24,826
بسیار خب
666
00:37:25,452 --> 00:37:27,120
خانم، ازتون ممنونم بابت مراقبتی که
667
00:37:27,287 --> 00:37:28,789
از مادرم کردید
668
00:37:29,915 --> 00:37:32,250
تا یه هفتهی دیگه کاملاً خوب میشه
669
00:37:32,417 --> 00:37:34,586
اما، بیا، اینها یه سری گیاه داروییه
670
00:37:35,462 --> 00:37:37,756
که دردش رو تسکین میده
671
00:37:40,384 --> 00:37:42,636
خونهی خیلی خوبی دارید
672
00:37:43,387 --> 00:37:44,638
حتماً خیلی سوت و کوره
673
00:37:44,805 --> 00:37:47,766
وقتی اون نیست و شما اینجا تنها هستید
674
00:37:56,608 --> 00:37:57,901
من حالم خوبه
675
00:37:58,777 --> 00:38:00,153
مطمئن باشید
676
00:38:01,947 --> 00:38:04,074
هر لحظه ممکنه برگرده خونه
677
00:38:04,783 --> 00:38:07,035
بهش میگم که سری زدید
678
00:38:10,539 --> 00:38:12,916
چارلز، گاری رو آوردی؟
679
00:38:13,083 --> 00:38:14,418
البته مادر
680
00:38:20,549 --> 00:38:23,635
تا دیدار بعد، خانم فریزر
681
00:38:33,603 --> 00:38:35,522
فکر میکنی داره بهت راست میگه؟
682
00:38:35,689 --> 00:38:37,190
خیلی محتمله که راست بگه
683
00:38:38,608 --> 00:38:40,986
آملی... میشناختمش، اما
684
00:38:43,280 --> 00:38:45,032
نمیدونستم که مادرمه
685
00:38:47,242 --> 00:38:49,745
توی فاحشهخونه بچههای زیادی به دنیا میان
686
00:38:49,870 --> 00:38:52,539
کوچیکترها، به هر زنی میگفتن «مامان»
687
00:38:52,706 --> 00:38:54,249
به هر کسی که بهشون غذا میداد
688
00:38:55,250 --> 00:38:56,752
و اگه زنی مجبور بود بره سراغ مشتری
689
00:38:56,877 --> 00:38:58,170
و بچهش گرسنه بود
690
00:38:58,336 --> 00:39:00,547
فقط اون رو میسپرد به یه دخترِ دیگه
691
00:39:02,340 --> 00:39:04,509
آملی... به خاطر رفتار متکبرانهش
692
00:39:04,676 --> 00:39:06,470
بهش میگفتن «بارونس»
693
00:39:09,347 --> 00:39:10,932
حتی اون موقع هم میدونستم این اسم از رو بیرحمیه
694
00:39:11,099 --> 00:39:14,561
اما تا امروز نمیدونستم چقدر بیرحمانه بوده
695
00:39:23,236 --> 00:39:24,780
باهات مهربون بود؟
696
00:39:25,363 --> 00:39:26,948
اون از همهی بچههای
697
00:39:27,115 --> 00:39:28,533
فاحشهخونه متنفر بود، اما
698
00:39:30,202 --> 00:39:31,036
از من بیشتر از همه
699
00:39:34,372 --> 00:39:35,665
حالا میفهمم چرا
700
00:39:36,083 --> 00:39:39,169
من حاصلِ نطفهی مردی بودم که همهچیز رو ازش گرفته بود
701
00:39:40,420 --> 00:39:41,588
عشقش رو
702
00:39:42,756 --> 00:39:44,257
آزادیش رو
703
00:39:45,801 --> 00:39:47,135
و حتی خانوادهش رو
704
00:39:51,431 --> 00:39:54,101
فکر کنم حدوداً شش سالم بود که مرد
705
00:39:54,267 --> 00:39:56,561
دچارِ گلودردِ مهلکی شده بود
706
00:40:00,232 --> 00:40:02,943
یادمه صدام زد به اتاقش
707
00:40:04,402 --> 00:40:06,029
چی بهت گفت؟
708
00:40:07,072 --> 00:40:08,865
پسر خوبی باش
709
00:40:10,534 --> 00:40:11,827
«پسر خوبی باش.»
710
00:40:22,712 --> 00:40:23,880
عادلانه نبود که
711
00:40:24,005 --> 00:40:25,924
تو رو مقصرِ اتفاقاتی بدونی که براش افتاده بود
712
00:40:27,008 --> 00:40:28,885
از کسی که زندگیش پر از بیرحمی بوده
713
00:40:29,010 --> 00:40:31,304
اون هم به دستِ چنان شروری
714
00:40:32,264 --> 00:40:33,974
انتظار عدالت ندارم
715
00:40:36,184 --> 00:40:37,227
کنت سن ژرمن
716
00:40:37,394 --> 00:40:39,271
توی فرانسه سعی کرد «بانو» رو بکشه
717
00:40:40,772 --> 00:40:43,358
و حالا فهمیدم که اون پدرِ منه
718
00:40:44,025 --> 00:40:45,277
تو مثل اون نیستی
719
00:40:46,319 --> 00:40:48,488
این رو بهتر از هر کسی میدونم، عشقم
720
00:40:49,489 --> 00:40:51,324
اما اگه واقعاً وارثشی
721
00:40:51,992 --> 00:40:54,286
میتونی از چیزی که برات باقی گذاشته در راه خیر استفاده کنی
722
00:40:55,245 --> 00:40:57,581
اگه پیشنهاد این «بوشامپ» رو قبول کنی
723
00:40:57,747 --> 00:41:00,208
اون مرد یه جندهست. من باید بشناسمش
724
00:41:01,126 --> 00:41:02,669
احتمالاً تمام عمرش همین بوده
725
00:41:02,836 --> 00:41:04,796
البته موسیو بوشامپ پیرتر از اونیه که تنفروشی کنه
726
00:41:04,963 --> 00:41:08,300
اما از روی ناچاری خودش رو میفروشه
727
00:41:08,466 --> 00:41:09,593
اما تمام چیزی که ازت میخواد
728
00:41:09,759 --> 00:41:12,220
اینه که مقداری زمین بهش بفروشی، نه؟
729
00:41:13,054 --> 00:41:15,223
زمینی که به خاطر تولدت حقته
730
00:41:15,390 --> 00:41:16,808
آره، اما چرا؟
731
00:41:17,934 --> 00:41:19,561
چه عواقبی داره
732
00:41:19,686 --> 00:41:21,438
فروختنش به اون شرکا توی پاریس؟
733
00:41:21,605 --> 00:41:23,732
اونها میخوان یه مستعمرهی فرانسوی
734
00:41:23,899 --> 00:41:25,275
توی خاک آمریکا راه بندازن، اما
735
00:41:26,193 --> 00:41:28,778
ما خودمون رو وقفِ آرمانِ میهنپرستان کردیم
736
00:41:31,031 --> 00:41:33,033
ما نمیجنگیم که از دست پادشاه انگلیس آزاد بشیم
737
00:41:33,200 --> 00:41:35,577
که فقط بشیم نوکرِ یه پادشاه فرانسوی
738
00:41:36,411 --> 00:41:38,246
تو که نمیدونی کار به اونجا میکشه یا نه
739
00:41:40,207 --> 00:41:41,666
تو هم نمیدونی که نمیکشه
740
00:41:43,585 --> 00:41:45,086
همهش این نیست
741
00:41:45,921 --> 00:41:47,422
من میشناسمت فرگوس فریزر
742
00:41:48,757 --> 00:41:51,801
چرا فکر کردن به این پیشنهاد اینقدر برات سخته؟
743
00:41:52,844 --> 00:41:56,556
برای ادعای این ارث و میراث، این زمین
744
00:41:58,266 --> 00:41:59,726
باید علنی اعتراف کنم
745
00:41:59,893 --> 00:42:02,437
که کنت سن ژرمن پدرم بوده
746
00:42:04,522 --> 00:42:07,943
موسیو بوشامپ چیزی رو بهم گفت که هر یتیمی دلش میخواد بشنوه
747
00:42:08,735 --> 00:42:10,779
اینکه من پسرِ مرد بزرگی هستم
748
00:42:14,783 --> 00:42:18,161
اما من همین حالا هم پسرِ مرد بزرگی هستم
749
00:42:35,095 --> 00:42:36,304
نگران نباش عزیزم
750
00:42:36,429 --> 00:42:38,640
اوم، یه کشتی جنگی فرانسوی، «تُرویت»
751
00:42:38,807 --> 00:42:41,101
هر از گاهی به شلیک توپهاش رو میاره
752
00:42:41,476 --> 00:42:43,895
واقعاً مایهی دردسره
753
00:42:45,146 --> 00:42:47,482
اون سرِ جزیرهی هاچینسون لنگر انداخته
754
00:42:48,066 --> 00:42:50,568
دورتر از اونه که بتونه به شهر آسیبی بزنه
755
00:42:53,113 --> 00:42:54,447
بهت اطمینان میدم
756
00:42:54,864 --> 00:42:56,199
جات کاملاً امنه
757
00:42:58,618 --> 00:43:00,537
اوه، از شنیدنش خوشحالم
758
00:43:02,622 --> 00:43:03,707
خب
759
00:43:04,541 --> 00:43:06,376
چرا به ویلیام نگفتی که من دارم میآم؟
760
00:43:08,086 --> 00:43:09,879
چون... خب
761
00:43:10,964 --> 00:43:12,966
چون نمیدونستم چه واکنشی نشون میده
762
00:43:15,468 --> 00:43:19,264
انگار ویلیام از وقتی که
763
00:43:19,639 --> 00:43:21,933
حقیقتِ والدینش رو فهمیده، خودش رو گم کرده
764
00:43:22,392 --> 00:43:24,936
اما خب، تو و اون توی یه
765
00:43:25,103 --> 00:43:26,938
تجربهی نسبتاً منحصربهفرد با هم شریک هستید
766
00:43:27,856 --> 00:43:30,191
فهمیدنِ اینکه جیمز فریزر پدرتونه
767
00:43:31,901 --> 00:43:33,570
پس واسه همین منو اینجا دعوت کردی
768
00:43:34,279 --> 00:43:36,823
نه برای کشیدنِ پرترهی آمارانتوس
769
00:43:36,990 --> 00:43:38,450
فکر میکنی من میتونم به ویلیام کمک کنم
770
00:43:38,616 --> 00:43:41,786
نه، من واقعاً فکر میکنم که یه پرتره از نوه
771
00:43:41,953 --> 00:43:43,705
و عروسش، حالِ برادرم رو خیلی بهتر میکنه
772
00:43:43,872 --> 00:43:46,166
اما... بله
773
00:43:48,418 --> 00:43:50,295
اگه کسی باشه که بتونه ویلیام رو سرِ عقل بیاره
774
00:43:50,462 --> 00:43:52,213
و دربارهی مشکلاتِ فعلیش باهاش حرف بزنه
775
00:43:53,173 --> 00:43:54,174
اون تویی
776
00:43:55,300 --> 00:43:57,218
میتونستی فقط حقیقت رو بهم بگی، میدونی که؟
777
00:43:58,553 --> 00:44:00,055
در هر صورت میاومدم
778
00:44:00,597 --> 00:44:01,973
فکر نمیکنم تو هم با من
779
00:44:02,140 --> 00:44:03,433
کاملاً صادق بوده باشی
780
00:44:03,975 --> 00:44:07,020
یا باید دقیقاً بپرسم که اون کارهای
781
00:44:07,145 --> 00:44:09,189
شوهرت بیرون از شهر چیه؟
782
00:44:09,773 --> 00:44:11,441
نکنه به اون اردوگاهِ
783
00:44:11,608 --> 00:44:14,444
ارتشِ قارهای اونجا ربطی داره؟
784
00:44:18,156 --> 00:44:20,367
من... من میتونستم
785
00:44:21,076 --> 00:44:25,455
دربارهی هدفم از این ملاقات صریحتر باشم
786
00:44:25,872 --> 00:44:26,706
اما
787
00:44:27,457 --> 00:44:29,793
نمیخواستم ریسک کنم که همین الان ردم کنی
788
00:44:31,836 --> 00:44:35,507
اگه فقط یه ویژگی باشه که جیمز فریزر
789
00:44:35,673 --> 00:44:39,260
با موفقیت به همهی بچههاش منتقل کرده باشه
790
00:44:39,761 --> 00:44:41,596
اون لجبازیه
791
00:44:41,763 --> 00:44:44,766
خیلی سخته که
792
00:44:44,933 --> 00:44:47,852
مجبورت کرد کاری رو انجام بدی که دلت نمیخواد
793
00:44:48,436 --> 00:44:49,270
ویلیام
794
00:44:50,814 --> 00:44:52,357
ویلیام هم همینطوره
795
00:44:55,568 --> 00:44:58,947
همسرِ مرحومم، ایزابل، بهم گفت که ویلیام یه بار گم شده بود
796
00:44:59,114 --> 00:45:01,491
توی املاکش تو هلواتر
797
00:45:02,492 --> 00:45:03,785
اون موقع
798
00:45:04,494 --> 00:45:06,246
سه سالش بود یا همین حدود
799
00:45:06,830 --> 00:45:10,291
داشت تنهایی توی مه، بین تپهها پرسه میزد
800
00:45:13,795 --> 00:45:15,171
بعضی وقتا اون صحنه رو میبینم
801
00:45:16,548 --> 00:45:17,715
بعضی وقتا
802
00:45:24,514 --> 00:45:25,807
چیزای دیگه رو
803
00:45:26,516 --> 00:45:28,810
وقتی پدر یا مادر باشی، این چیزا رو میبینی
804
00:45:30,270 --> 00:45:32,313
بله
805
00:45:36,901 --> 00:45:39,487
نمیتونم قولی بدم
806
00:45:40,905 --> 00:45:42,282
اما میبینم چیکار میتونم بکنم
807
00:45:44,826 --> 00:45:45,869
ممنونم
808
00:45:48,121 --> 00:45:49,497
ممنونم عزیزم
809
00:45:56,546 --> 00:45:58,047
هیس
810
00:46:24,407 --> 00:46:26,242
جم و مندی عالی بودن
811
00:46:26,826 --> 00:46:29,454
رادنی و کلرِ کوچولو واسه دفعهی بعد لحظهشماری میکنن
812
00:46:29,621 --> 00:46:32,207
چی بهش میگن؟ شبنشینی؟
813
00:46:34,042 --> 00:46:36,085
خب، خوشحالم که مایهی دردسر نبودن
814
00:46:36,252 --> 00:46:37,504
ابداً
815
00:46:37,670 --> 00:46:39,380
هر بچهای یه معجزهست
816
00:46:42,175 --> 00:46:43,718
حالت خوبه ریچل؟
817
00:46:44,093 --> 00:46:45,094
بله
818
00:46:45,720 --> 00:46:46,971
حق با توئه لیزی، البته
819
00:46:47,138 --> 00:46:48,598
هر بچهای یه معجزهست
820
00:46:48,765 --> 00:46:50,225
هرچند در مورد آگـی، معجزه اینه که
821
00:46:50,391 --> 00:46:52,352
چقدر میتونه بدونِ نفس گرفتن جیغ بکشه
822
00:46:52,519 --> 00:46:54,729
بعضی وقتا صداش دقیقاً مثل گربهی وحشیه
823
00:46:54,896 --> 00:46:56,189
خب، همهمون این دوران رو گذروندیم
824
00:46:56,356 --> 00:46:58,358
مندی نگاه کن! پدربزرگه
825
00:46:58,525 --> 00:46:59,859
پدربزرگ
826
00:47:01,986 --> 00:47:03,196
زود باشین
827
00:47:03,321 --> 00:47:04,489
بدو، دارن میان. زود، زود، زود
828
00:47:05,323 --> 00:47:07,575
واقعاً از دیدن پدربزرگشون خوشحالن
829
00:47:08,952 --> 00:47:10,411
اون کیه همراهشه؟
830
00:47:10,578 --> 00:47:12,413
هیچ ایدهای ندارم
831
00:47:16,167 --> 00:47:20,171
باک! آه
832
00:47:21,005 --> 00:47:22,590
بچهها! بیاین اینجا
833
00:47:24,175 --> 00:47:26,427
مندی، جمی، چطوری پسر؟
834
00:47:26,553 --> 00:47:28,179
مامانبزرگ نگاه کن، پسرعمومونه
835
00:47:28,346 --> 00:47:29,639
باک! این باکه
836
00:47:29,806 --> 00:47:31,849
سسنک، اجازه هست بهت معرفی کنم
837
00:47:32,016 --> 00:47:33,601
ویلیام باکلی مککنزی؟
838
00:47:34,227 --> 00:47:37,021
کلر فریزر، آوازهت زودتر از خودت رسیده
839
00:47:37,188 --> 00:47:38,731
مال تو هم همینطور
840
00:47:39,274 --> 00:47:41,401
حتماً سفرِ خیلی طولانیای داشتی
841
00:47:42,485 --> 00:47:44,445
طولانیتر از اونی که بتونم توضیح بدم
842
00:47:45,280 --> 00:47:46,573
بهش گفتم که هر چقدر بخواد
843
00:47:46,739 --> 00:47:47,574
میتونه توی "ریج" بمونه
844
00:47:47,740 --> 00:47:48,449
البته
845
00:47:48,616 --> 00:47:50,034
تو خانوادهی مایی
846
00:47:50,326 --> 00:47:52,453
بفرمایین. بیاین داخل
847
00:47:52,579 --> 00:47:54,747
مطمئنم هر دوتاشون دارن از گشنگی ضعف میکنن
848
00:47:54,914 --> 00:47:56,082
آره
849
00:47:56,249 --> 00:47:57,709
راستی از اون، اِم
850
00:47:57,875 --> 00:47:59,627
ساندویچهای کرهبادومزمینی ندارین؟
851
00:48:10,597 --> 00:48:12,265
چی نگرانت کرده، عزیز دلم؟
852
00:48:13,766 --> 00:48:16,477
توی شمال یه قتلعام اتفاق افتاده
853
00:48:17,854 --> 00:48:21,190
یه رهبر موهاک به اسم جوزف برنت و یه کاپیتان وفادار
854
00:48:21,357 --> 00:48:22,984
به یه شهرِ شورشی حمله کردن
855
00:48:25,278 --> 00:48:26,779
من جوزف برنت رو میشناسم
856
00:48:29,282 --> 00:48:33,202
ارتشِ قارهای هم با فرستادن نیرو دنبالش، تلافی کرده
857
00:48:39,334 --> 00:48:43,254
"ارتش میهنپرست در امتداد رودخونهی ساسکوهانا پیشروی کردن..."
858
00:48:43,796 --> 00:48:47,508
"...و هر دهکدهی سرخپوستی که سر راهشون بود رو ویران کردن."
859
00:48:47,675 --> 00:48:51,012
"چهل دهکده در آتش سوختن و..."
860
00:48:51,638 --> 00:48:53,348
"...پوستِ سرِ تعداد بیشماری کنده شد."
861
00:48:54,932 --> 00:48:56,059
اوه، خدای من
862
00:48:56,225 --> 00:48:58,227
مگه "دریاچهی سایه" همونجا نیست؟
863
00:49:00,021 --> 00:49:01,689
جایی که همسر سابقِ تو
864
00:49:01,856 --> 00:49:03,191
وایونیـاوه
865
00:49:05,026 --> 00:49:06,152
آره
866
00:49:07,904 --> 00:49:09,238
و... و پسرت
867
00:49:10,156 --> 00:49:12,033
تهیوکاس نه توتیس
868
00:49:13,034 --> 00:49:14,702
سریعترینِ مارمولکها
869
00:49:16,788 --> 00:49:17,789
ریچل
870
00:49:21,376 --> 00:49:22,460
من باید برم شمال
871
00:49:26,130 --> 00:49:27,674
باید بفهمم چه بلایی سرشون اومده
872
00:49:30,677 --> 00:49:31,803
البته که باید بری
873
00:49:36,683 --> 00:49:38,685
و من و آگی هم باهات میآیم
874
00:49:49,696 --> 00:49:51,739
دلم واسه این گربهی وحشیِ کوچولو تنگ میشه
875
00:49:53,616 --> 00:49:56,661
تا برگردی کلی بزرگ شدی
876
00:49:59,330 --> 00:50:00,623
واقعاً هیچی نمیتونم بگم که
877
00:50:00,790 --> 00:50:02,291
قانعت کنم تو و آگی اینجا بمونین؟
878
00:50:02,583 --> 00:50:05,002
ممنونم کلر، اما نه
879
00:50:05,461 --> 00:50:07,505
تو بودی میذاشتی شوهرت ۷۰۰ مایل رو تنهایی بره
880
00:50:07,672 --> 00:50:08,923
تا همسر اولش رو نجات بده؟
881
00:50:09,090 --> 00:50:11,050
حرفت منطقیه
882
00:50:11,175 --> 00:50:12,135
هوم
883
00:50:18,516 --> 00:50:21,310
دعا میکنم امیلی و بچههاش رو صحیح و سالم پیدا کنیم
884
00:50:22,562 --> 00:50:26,149
اما وقتی اونها رو میبینه، میخوام کنارش باشم
885
00:50:27,442 --> 00:50:29,569
تا زندگیای که اینجا داره رو فراموش نکنه
886
00:50:33,823 --> 00:50:35,366
این منو آدم بدجنسـی میکنه؟
887
00:50:35,533 --> 00:50:36,534
اوه
888
00:50:36,701 --> 00:50:37,952
نه ریچل
889
00:50:40,037 --> 00:50:42,165
این فقط نشون میده که تو یه انسانی
890
00:50:44,959 --> 00:50:46,085
بیا اینجا
891
00:50:53,176 --> 00:50:54,761
بیا
892
00:50:55,928 --> 00:50:58,639
ریچل میگه قصد داری توی فیلادلفیا توقف کنی
893
00:50:58,806 --> 00:51:01,100
تا بتونه بره به یه جلسهی درست و حسابی
894
00:51:01,267 --> 00:51:03,436
آره، دلش واسه این کار لک زده بود
895
00:51:04,479 --> 00:51:06,105
آره، میخوام اونجا بری به اون روسپیخونه
896
00:51:06,272 --> 00:51:08,232
همونی که فرانسیس با خواهرش اونجا زندگی میکرد
897
00:51:08,399 --> 00:51:10,318
و با چندتا از دخترها حرف بزنی
898
00:51:10,735 --> 00:51:12,028
یه روسپیخونه؟
899
00:51:13,821 --> 00:51:16,073
مگه همین که دارم میرم همسر اولمو پیدا کنم کافی نیست؟
900
00:51:16,407 --> 00:51:18,451
موضوع مربوط به فرانسیسه
901
00:51:19,076 --> 00:51:22,121
ازشون دربارهی جِین بپرس، هر چیزی که دربارهی خانوادهش گفته
902
00:51:23,039 --> 00:51:25,875
دوست داریم فرانسیس بیشتر دربارهشون بدونه
903
00:51:26,709 --> 00:51:28,002
هر چی بتونم ته و توشو درمیآرم
904
00:51:45,561 --> 00:51:47,021
من، اِم
905
00:51:48,064 --> 00:51:50,608
یه چیز دیگه هم باید قبل از رفتنت بهت بگم
906
00:51:55,863 --> 00:51:58,282
اون کتابی که بریانا با خودش آورد رو یادته؟
907
00:51:59,116 --> 00:52:02,703
همونی که اون یکی پدرش نوشته بود؟
908
00:52:02,870 --> 00:52:04,163
آره، بهم گفته بود
909
00:52:04,330 --> 00:52:06,582
فرانک رندال؟
910
00:52:08,626 --> 00:52:10,378
دربارهی اسکاتلندیها توی آمریکاست
911
00:52:11,587 --> 00:52:13,881
دربارهی اینکه اونها
912
00:52:14,590 --> 00:52:18,219
ما توی انقلاب چه کارهایی خواهیم کرد
913
00:52:19,470 --> 00:52:21,681
اونجا به یه جنگ توی مناطق مرزی اشاره شده
914
00:52:21,848 --> 00:52:23,766
توی جایی به اسم "کینگز مانتین"
915
00:52:24,475 --> 00:52:26,143
اسم اینجا رو شنیدم
916
00:52:26,686 --> 00:52:28,229
فرانک میگه من توی اون جنگ میجنگم
917
00:52:29,730 --> 00:52:31,190
کی اتفاق میافته؟
918
00:52:31,357 --> 00:52:34,527
اونطور که نوشته، اکتبرِ آینده
919
00:52:34,986 --> 00:52:36,571
کلر فکر میکنه اون داره حقیقت رو میپیچونه
920
00:52:36,737 --> 00:52:37,697
اما خب
921
00:52:38,865 --> 00:52:40,783
من روز به روز بیشتر متقاعد میشم که اینطور نیست
922
00:52:49,417 --> 00:52:50,751
من هم اونجا پیشت خواهم بود، عمو
923
00:52:51,711 --> 00:52:53,504
وقتِ کافی دارم که کارهام رو توی شمال تموم کنم
924
00:52:53,671 --> 00:52:56,048
و به موقع برسم خونه
925
00:52:57,133 --> 00:52:58,050
هی
926
00:52:58,509 --> 00:52:59,802
نگران نباش
927
00:53:00,761 --> 00:53:02,054
ممکنه پدرم دیگه نباشه
928
00:53:03,014 --> 00:53:04,891
اما من به جای اون، هوایِ پشتت رو دارم
929
00:53:08,728 --> 00:53:09,520
ممنونم پسر
930
00:53:29,415 --> 00:53:31,626
امیدوارم توی سفرت در امان باشی
931
00:54:29,475 --> 00:54:30,810
سرباز
932
00:54:30,977 --> 00:54:33,187
عصر بخیر. کلنل ماریون؟
933
00:54:33,354 --> 00:54:34,981
من راجر مککنزیِ کشیش هستم
934
00:54:35,523 --> 00:54:38,067
بابت ایجاد مزاحمت معذرت میخوام، اما خب
935
00:54:38,818 --> 00:54:41,821
پیدا کردنِ شما سخته و درخواست من هم فوریه
936
00:54:41,988 --> 00:54:43,406
اومدی که داوطلب بشی؟
937
00:54:43,572 --> 00:54:45,366
ارتش قارهای خیلی سختگیر نیست
938
00:54:45,533 --> 00:54:46,742
هرچند باید بگم
939
00:54:47,159 --> 00:54:48,577
کشیشهایی که گهگاه میان پیشمون
940
00:54:48,744 --> 00:54:51,122
معمولاً بهترین لباسشون رو واسه جنگیدن نمیپوشن
941
00:54:52,123 --> 00:54:53,541
نه قربان
942
00:54:53,708 --> 00:54:56,544
من... اومدم تا ازتون درخواست کمک کنم
943
00:54:58,921 --> 00:55:01,674
پدرزنم ۱۰ هزار اِیکر زمین
944
00:55:01,841 --> 00:55:03,217
توی کارولینای شمالی داره
945
00:55:03,884 --> 00:55:05,678
یه سرگرد انگلیسی به اسم پاتریک فرگوسن
946
00:55:05,845 --> 00:55:07,471
توی مناطق مرزی داره آشوب به پا میکنه
947
00:55:07,596 --> 00:55:09,432
و نیروهایِ وفادار به پادشاه رو جمع میکنه
948
00:55:09,598 --> 00:55:11,851
و از اونجایی که ما میهنپرستیم، تصمیم گرفتیم
949
00:55:12,018 --> 00:55:13,394
نیرویِ مردمیِ خودمون رو تشکیل بدیم
950
00:55:14,437 --> 00:55:15,604
اما به اسلحه نیاز داریم
951
00:55:16,480 --> 00:55:18,774
فکر میکنم شما قبلاً به بقیه مثل ما کمک کردین
952
00:55:18,941 --> 00:55:20,067
اومهوم
953
00:55:21,777 --> 00:55:23,029
میتونم هزینهش رو پرداخت کنم
954
00:55:23,904 --> 00:55:26,657
فکر کنم بتونیم به یه توافقی برسیم
955
00:55:27,783 --> 00:55:30,619
خب، من یه نامه از طرف پدرزنم دارم
956
00:55:30,786 --> 00:55:32,288
که جزئیات توش نوشته شده
957
00:55:39,336 --> 00:55:41,922
پدرزنِ شما ژنرال جیمز فریزره؟
958
00:55:43,090 --> 00:55:43,966
بله
959
00:55:44,550 --> 00:55:46,343
همون مردی که نیروهاش رو توی مونوماث رها کرد
960
00:55:46,469 --> 00:55:47,928
تا به همسرش برسه؟
961
00:55:48,888 --> 00:55:49,847
بله
962
00:55:52,475 --> 00:55:55,061
جیمز فریزر مرد شریفیه قربان
963
00:55:55,770 --> 00:55:57,396
و سرباز خیلی شجاعی هم هست
964
00:55:57,563 --> 00:55:59,774
وقتی به زنش شلیک شد، جنگ دیگه برده شده بود
965
00:55:59,940 --> 00:56:02,526
راسته که میگن استعفانامهش رو
966
00:56:02,693 --> 00:56:04,612
پشتِ کمرِ یه سرجوخه توی گلولای امضا کرده؟
967
00:56:04,779 --> 00:56:07,823
در واقع، اون رو با خونِ زنش نوشت، اما بله
968
00:56:09,742 --> 00:56:11,118
چارهی دیگهای نداشت
969
00:56:12,036 --> 00:56:13,621
وقتی ژنرال لی بهش دستور داد ترکش کنه
970
00:56:13,746 --> 00:56:15,164
زنش زخمی بود، که
971
00:56:15,289 --> 00:56:16,999
مطمئنم شرایط خیلی خاص و غیرعادی بوده
972
00:56:17,166 --> 00:56:18,959
حقیقت اینه که اگه به خاطرِ
973
00:56:19,085 --> 00:56:21,253
دادگاهِ لی و وساطتِ لافایِت نبود
974
00:56:21,420 --> 00:56:23,297
فریزر بعد از مونوماث توی دادگاه نظامی محاکمه میشد
975
00:56:23,464 --> 00:56:24,632
و شاید حتی دارش میزدن
976
00:56:24,757 --> 00:56:27,510
آه قربان، مردمِ ما در خطرن
977
00:56:27,635 --> 00:56:29,929
شرایطِ ما اینجا هم خیلی وخیمه
978
00:56:30,096 --> 00:56:32,223
منابعِ ما خیلی محدوده
979
00:56:32,848 --> 00:56:35,267
حتی با کمکِ متحدایِ فرانسوی جدیدمون
980
00:56:35,434 --> 00:56:37,436
نمیتونم چیزی رو که دارم
981
00:56:37,561 --> 00:56:40,523
به کسی بدم که اعتمادِ ارتشِ قارهای رو از دست داده
982
00:56:40,689 --> 00:56:42,650
مطمئناً سالها خدمت و فداکاریش
983
00:56:42,775 --> 00:56:43,859
برای این آرمان باید
984
00:56:44,026 --> 00:56:45,903
جواب من منفیه جناب کشیش مککنزی
985
00:56:46,070 --> 00:56:47,279
و این حرفِ آخرمه
986
00:56:52,535 --> 00:56:54,120
پس من دیگه مرخص میشم قربان
987
00:56:54,286 --> 00:56:56,080
متأسفم، ولی این امکانپذیر نیست
988
00:56:56,831 --> 00:56:58,040
منظورتون چیه؟
989
00:56:58,207 --> 00:56:59,875
ما تا چند روز دیگه به شهر حمله میکنیم
990
00:57:00,000 --> 00:57:01,544
ژنرال لینکلن به نگهبانها دستور داده
991
00:57:01,710 --> 00:57:03,629
جلوی هر کسی که از اردوگاه خارج میشه رو بگیرن
992
00:57:03,754 --> 00:57:05,297
تا جلویِ فراریها رو بگیریم که
993
00:57:05,464 --> 00:57:06,632
به انگلیسیها خبر ندن
994
00:57:07,174 --> 00:57:08,509
نمیتونی بری
995
00:57:08,676 --> 00:57:10,928
من اومدم تا برای جنگ با انگلیسیها ازتون کمک بخوام
996
00:57:11,053 --> 00:57:12,596
حتماً فکر نمیکنید
997
00:57:12,763 --> 00:57:14,348
که من قراره اینجا رو ترک کنم و به اونها کمک کنم
998
00:57:14,515 --> 00:57:17,101
من دستور دارم جناب کشیش مککنزی
999
00:57:17,476 --> 00:57:20,187
قربان، همسرم توی شهره
1000
00:57:21,021 --> 00:57:22,565
بهش قول دادم که برمیگردم
1001
00:57:24,358 --> 00:57:27,903
هر مَردی که اینجاست، به زنش همچین قولی داده
1002
00:57:28,028 --> 00:57:29,530
به مادرش، به پسرش
1003
00:57:30,281 --> 00:57:32,199
خیلیا زنده نمیمونن که پای قولشون وایسن
1004
00:57:33,242 --> 00:57:34,243
ولی تو شاید بمونی
1005
00:57:35,286 --> 00:57:37,246
میتونم یه جای امن برات پیدا کنم که تا تموم شدنِ جنگ، اونجا منتظر بمونی
1006
00:57:37,371 --> 00:57:38,831
مگه اینکه بخوای بجنگی
1007
00:57:39,498 --> 00:57:41,000
میتونم یه تفنگِ حسابی بهت بدم
1008
00:57:42,835 --> 00:57:43,878
نه
1009
00:57:44,253 --> 00:57:45,004
اوه
1010
00:57:47,173 --> 00:57:48,966
پس همینجا بمون و منتظر باش
1011
00:57:49,550 --> 00:57:52,136
اگه اوضاع بیریخت شد، میتونی برای خاک کردنمون کمک کنی
1012
00:57:58,392 --> 00:57:59,310
قربان، صبر کنید
1013
00:58:04,899 --> 00:58:07,318
اِم، من... من اصلاً با تفنگ بلد نیستم کار کنم
1014
00:58:10,779 --> 00:58:13,199
ولی اگه یه شمشیر بهم بدید، پابهپاتون میجنگم
1015
00:58:14,199 --> 00:58:21,199
💫✿ WAREZ-IR ✿💫
🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸88611
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.