Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
لی جینووک گو هیونجونگ
مسافر زمستانیای که از ببر ترسناکتر است (یک ببر در زمستان)
مترجم: فرنگیس (Far@ngis1401)
بیا صبحونه بخور
پاشو صبحونه بخور
اینا چیه؟
چی چیه؟
خبری شده؟
پدر و مادرم دارن میان
هان؟
ظهر میرسن
یهویی؟
گفتن میان چون من زیاد بهشون سر نمیزنم
یه چیزی شبیه غرش ببر شنیدم
شنیدی؟
آره
یه ببر از باغ وحش فرار کرده اخبار گفت
چرا؟
از کجا بدونم؟ من که نفهمیدم چرا
چیه؟
هیچی
میتونی یه جایی پیدا کنی که چند روز بمونی؟
اینطوری بهتره؟
پس میخوای چیکار کنی؟ بمونی؟
نه
ولی باید بهشون سلام بدم
گیونگیو
پس میخوای اینبار رسماً خودتو بهشون معرفی کنی؟
من...
دیروز اخراج شدم
استعفاء دادی یا اخراج شدی؟
فرقی نداره
من هنوز کار شبم رو دارم . نگران نباش
گیونگیو نمیتونی...
چی؟
نمیتونی بیشتر سعی کنی؟
سعی واسه چی؟
هیچی ولش کن
چیه؟
امروز زیاد میلم به غذا نمیبره
وسایلم رو جمع میکنم و میرم
سرده. برو داخل
باشه
دو روز دیگه برمیگردم
خونه رو هوا بده
تا بوی مردونه بره
گیونگیو
بله؟
چیه؟ چیزی میخوای بگی؟
نه. مواظب ببره باش
محض احتیاط
باشه
پول داری؟
آره نگران نباش
بوجونگ!
بوجونگ!
- اینجا چیکار میکنی؟ - چرا تلفن رو جواب نمیدی؟
بذار دو روزی اینجا بمونم
اول صبحی چه چرت و پرتی داری میگی؟
یه چیزی پیش اومد
بیرونت کرده؟
نه
بذارش زمین
دارم یخ میزنم!
مهمون دارم
یه مهمون سختگیر
زنه؟
پس فکر کردی مَرده؟
من تو اتاق کوچیکه میمونم. منو بهش معرفی کن
معرفی واسه آدماییه که خوشحال میشن از دیدنت
امروز اصلاً نمیشه
واقعاً نمیشه؟
اون واقعاً سختگیره
پس بذار حداقل چمدونم اینجا بمونه
دعوا کردین؟
خانوم سختگیر کی میره؟
کی میدونه؟
بهت زنگ میزنم
برمیگردم داخل
آگهیها
آیگو (آخیش)
خب
تو ستون تجربه کاری فقط نوشتی گواهینامه رانندگی داری
چیز دیگهای ندارم
جوونای این دوره و زمونه از پس این کار برنمیان و زود استعفاء میدن
واسه همین ما افراد سنبالاتر مثل شما رو ترجیح میدیم
متوجهم
میتونی یه مدت طولانی کار کنی و استعفاء ندی؟
البته
اما چرا اینهمه سال کار نکردی؟
راستش رو بگو
گفتنش معذبت میکنه؟
مینوشتم
مینوشتی؟
رمان
رمان؟ چیه یه چیزی مثل وبلاگه؟
نه
نه خودم مینوشتم اما دیگه نمینویسم
پس شما رماننویسی
اما این روزا چیکار میکنین؟ کسی که دیگه رمان نمیخونه
منم دیگه نمیخونم وقتی مدرسه میرفتم فقط یکی خوندم
اسمش چی بود؟
یادم نیست
به هر حال ما بازم بررسی میکنیم و بهت زنگ میزنیم
یه مقدار رقابت برای گرفتن این شغل وجود داره
میدونستی؟
نه
اگه غذا نخوردی میخوای غذای جدید منوی ما رو امتحان کنی؟
بله آقا. تقریباً رسیدم
اگه یه کم دیگه صبر کنین...
بله؟
آقا من تقریباً رسیدم
اگه شما سفر خودتون رو لغو کنین...
بله من راننده جایگزین هستم
بله من رسیدم
بله میبینمتون
چطوری؟
یه راننده دیگه خبر کنم؟
خیلی وقته ندیدمت
درسته
یه راننده دیگه خبر میکنم
نه نمیخواد
تا ساعت چند کار میکنی؟
تا هر وقت بشه
یه قهوه بخوریم؟
ازدواج کردی؟
نه هنوز
تو چی؟
آره
که اینطور
تبریک میگم
شبها نیمهوقت کار میکنی؟
چی؟
آره
یه ذره هم عوض نشدی
اوضاع نوشتن خوبه؟
ول کردم. دیگه نمینویسم
واقعاً؟
آهان راستی دیره برای تبریک ولی تبریک میگم
چی رو؟
مقاله رو دیدم برندهشدنت تو مسابقه ادبی بهار
ممنون
-رمانت رو هنوز نخوندم -چیز خاصی نیست
میخونمش
واقعاً بیخیال نوشتن شدی؟
استعدادش رو نداشتم اما مثل احمقا اصرار داشتم به این کار
راحت شدم
ولی هیچ مهارت دیگهای هم بلد نیستم
فقط سنم داره میره بالا
با کسی قرار میذاری؟
آره
تو این جور چیزا کارت خوبه
نمیدونم
اوضاع تو خوبه؟ مسابقه رو هم که بردی
خب آره خوبه
چه عالی
بهتره بریم. دیروقته
باشه
یه راننده دیگه خبر میکنم
نه تو منو برسون
من؟
باید دوباره منتظر بمونم
معذبی؟
ناجوره؟
نه
به خاطر ببر فراری که هنوز آزاد است شهروندان نگرانند
کارکنان باغوحش میگویند هنگام مواجه شدن با ببر حرکت نکنید
بهتر است خودتان را روی زمین به مردن بزنید
-بفرما -باشه
من دیگه میرم
نه نمیخواد
بگیرش
نه واقعاً نمیخواد. تو برو
بگیرش
ممنون
واسه چی؟
ببخشید که وقتت رو گرفتم
نه. زودتر برو داخل
باشه
پس من میرم
باشه
و
از دیدنت خوشحال شدم
مواظب ببره باش
حتماً
بوجونگ!
بوجونگ! سرده نامرد!
عوضی
خیلیخب بیا تو
عوضی دیوونه
بازم؟
هی آقا
هی
بیدار شو
من کجام؟
تو بهشتی الاغ!
بیا بیرون غذا بخور
چطوری دیشب اومدم اینجا؟
با دختره بهم زدی مگه نه؟
نه
پس چرا چمدون با خودت آوردی؟
فردا برمیگردم
یه دردیت هست
چی رو داری قایم میکنی؟
هیچی
که اینطور
زندگی با یه آدم دیگه آسون نیست
هی
چیه؟
من دارم ازدواج میکنم
دوباره؟
این دفعه
فکر کنم واقعاً عاشق شدم
آره
واقعاً؟
چته؟
دارم ازدواج میکنم!
باشه. مبارکه
هی
اگه مشکلی داری
باید بهم بگی تا بتونم جواب بدم یا یه کاری واسهت کنم، نه؟
میتونی یه دست کت و شلوار بهم قرض بدی؟
واسه چی؟
فقط واسه یه روز
پیرمرد و دریا [اثر ارنست همینگوی]
این بهترین ترجمهایه که تا حالا شده
کاش میتونستم یه رمان مثل این بنویسم
دوستت دارم گیونگیو
شما؟
سلام مادرجان
اسم من هان گیونگیوست
من دوستپسر هیونجی هستم
هیونجی؟
هیونجی؟
بله مادرجان
از ملاقات باهاتون خوشوقتم
ما تازه اسبابکشی کردیم اینجا
چی؟
انگار شما دنبال دختری میگردین که از اینجا رفت
چطور دوستپسری هستی که نمیدونی دختره از اینجا رفته؟
شما امروز اسبابکشی کردین؟
دختره امروز صبح رفت
ما تازه وسایلمون رو آوردیم
بهش زنگ بزن
من دیگه میرم
شماره مورد نظر شما در دسترس نمیباشد
لطفاً شماره را کنترل نموده و مجدداً تماس بگیرید
شماره مورد نظر شما در دسترس نمیباشد
لطفاً شماره را کنترل نموده و مجدداً تماس بگیرید
تو هنوز اینجایی؟
-سلام -سلام
یه روز نبودم
چی؟ منظورت چیه؟
نمیدونستم اسبابکشی کرده
چطور نمیدونستی؟
کی ازش خواستین تخلیه کنه؟
خب مدت اجارهش تموم شده بود
واسه همین من یه ماه پیش بهش گفتم که میخوام اجاره رو ببرم بالاتر
اون گفت از پس اجارهی بالاتر برنمیاد
اما پدرم کوتاه نیومد
لابد یه دعوای بد با هم داشتین
نگفت کجا میره؟
نه من نمیدونم
بهش زنگ زدی؟
امروز صبح ندیدمت
واسه همین فکر کردم عجیبه که نیستی
باشه. پس خداحافظ
به سلامت
ببخشید
راننده خواسته بودین؟
اوه آره
آقا
چرا بهش سلام ندادی؟
-چی؟ -از دِه اومدی؟
-هی ول کن -دستتو بکش!
وقتی یه مشتری میبینی باید بهش سلام بدی
مگه نه؟
-ببخشید -ببخشم؟
چرا همه میخوان بپیچونن؟
ما خیلی وقت پیش بهت زنگ زدیم
بیا بریم باشه؟
شرمنده آقا. بیایین زودتر بریم
من متأسفم. حواسم رو درست جمع نکردم
-لطفاً بیایین بریم -صبر کن
منم که تصمیم میگیرم کی بریم
ول کن
چیه؟ من توهینی کردم؟
نباید سرویس بهتری بدن؟
هی بس کن
شرمنده آقا. بیایین زودتر بریم
بسه دیگه!
متأسفم
بهتره یه راننده دیگه بخواین
عه واقعاً؟
آقا
چرا باید بیشتر منتظر بمونم؟
من یه آدم پرمشغلهم
-هی بیخیالش شو -بهم دست نزن
آقا من شرمندهم. بیایین بریم. باشه؟
بسه دیگه! بیا بریم
بریم. بیا دیگه!
نمیشنوی؟
گفتم بریم!
کدوم گوری میری؟
وایستا! تمومش کن بریم
-بریم -لعنتی! تقصیر منه؟
نه
-تقصیر منه؟ -نه همش تقصیر منه!
معذرت میخوام. بریم
اومدی؟
چه بلایی سرت اومده؟
بیا سوجو بخوریم
یکشنبه شبی؟ من فردا باید برم سر کار
پس اینا رو کباب کن
این...
این...
گوشت گاو کُرهایه
درجه یک
بوجونگ
بیا...
بیا خودمون بخوریمش
بیا کبابش کنیم
بیا...
بخوریمش
چی شده؟
بوجونگ
بوجونگ...
روزی که
ببر فرار کرد
من...
من شنیدم که ببر گریه کرد
زمستان بود و جایی را نداشت که برود
با این وجود دلش برای قفس قدیمیاش تنگ نشد
!!غذا بخور عوضی
بهم زنگ بزن. یوجونگم
-الان برمیگردم -باشه
ببخشید
بله؟
ببخشید میتونم هیونجی رو ببینم؟
هیونجی؟
دیگه اینجا کار نمیکنه
از کی؟
تقریباً از یه ماه پیش
من دوستشم ولی نمیتونم پیداش کنم
چیزی شده؟
نه چیز خاصی نشده
ماه پیش یه سری کارمندای قراردادی رفتن
که اینطور
هیونجی چیزی در مورد اینکه کار جدید پیدا کرده نگفت؟
نه اون زیاد در مورد خودش حرف نمیزد
اگه دیدیش سلام منو بهش برسون
غذا خوردی؟
انگار امشب کار نمیکنی
زود اومدی خونه
امشب قرار نداری؟
قرار بخوره تو سرم!
چه غلطی میتونم بکنم وقتی داری دپرس دور من میچرخی؟
هی
واقعاً چه بلایی سرت اومده؟
منو داری ناراحت میکنیا
چی شده؟
تا کی میتونم اینجا بمونم؟
چیه؟
نمیشه بمونم؟
لعنت
میخواستم بهت بگم
قرار نیست مراسم ازدواج بگیریم
اون همینجوری بدون مراسم نقلمکان میکنه اینجا
تا کی وقت دارم؟
تا وقتی اسبابش رو بیاره
بذار راستش رو بگم
قرار بود امروز بیاد
شرمنده
باشه
چیزی بگو! داری دیوونهم میکنی!
چه خبره؟
من همین الان میرم. ببخشید
لازم نیست الان بری امشب رو بمون بعد...
میخوام تنها باشم
فکر میکنی من چه حالی دارم؟
خودتو اذیت نکن
امشب رو اینجا بخواب
وقتی جاگیر شدم بهت زنگ میزنم
هی!
نیا بیرون
واقعاً زنگ بزنیا
الو
منم
بهت تکست داده بودم
آره ببخشید
میتونم الان ببینمت؟
بد وقتیه؟
نه. باشه ببینیم همدیگه رو
تو رستوران نور ستاره ببینیم؟
باشه
باشه
سرت شلوغ نبود؟
نه واقعاً
شرمنده
-واسه چی؟ -همینطوری
چیزی میخوای بگی؟
یه ذره عجیبه که ازت یه چیزی بخوام اونم بعد از اینهمه سال...
ولی به کمکت نیاز دارم
کمک؟
خندهداره مگه نه؟
من باید یه داستان کوتاه بنویسم
فکر میکردم از پسش برمیام ولی از مهلت تحویل گذشته و هنوز نتونستهم
خب؟
من فکر کردم
اگه به عادت قدیممون با هم حرف بزنیم
شاید بتونم از پسش بربیام
بامزهست نه؟
من چه کمکی میتونم واسهت باشم؟
من چیزی ازت نمیخوام
فقط میخوام حرف بزنیم
زندگی زناشوییت چطوره؟
بهت خوش میگذره؟
من متأهل نیستم
اونشب من...
نمیدونم چرا اون حرفو زدم
ببخشید
که اینطور
شغل دوستدخترت چیه؟
تو یه شرکت کار میکنه
با همدیگه خوشین؟
-خوبه -خوشحالم
اشکالی نداره که همدیگه رو ببینیم؟
نمیخوام باعث دردسر بشم
شب خوبی داشته باشی
ممنون
تاکسی میگیری دیگه، نه؟
میخوام اول یه کم قدم بزنم
باشه
ممنون. شب خوش
الو
آره
رسیدم خونه
آره
چی؟
باشه
چیه؟
چی شده؟
ببخشید
ببخشید
نمیتونم
من لباست رو در بیارم؟
نه
یه مدته اینجوری شدم
نمیتونم
اشکالی نداره
میگن وقتی زیاد مشروب بخوری اینجوری میشه
واقعاً مشکلی نیست
میخوای سیگار بکشی؟
نه
ترک کردم
بگیر
ممنون
یاد اونروزایی که اینجوری بودیم بخیر، نه؟
آره یادش بخیر
-مشروب خوردی؟ -آره
یه کم
میدونی چیه؟
چیه؟
اینجا
خب؟
آپارتمان من
لازمه رمز عبورش رو بهت بدم؟
مست نیستم
واقعاً مست نیستما
یه کم ناجوره؟
مجبور نیستی ولی اگه بخوای...
در موردش فکر میکنم
خوشمزهست
-برگرد داخل -باشه
-برو -میرم
گیونگیو
در موردش فکر میکنی؟
بخاری رو روشن کنم؟
انگار سرما خوردین بخاری حالتون رو بهتر میکنه
ای بابا! میشه ساکت بشی؟
دارم در مورد یه چیز مهم فکر میکنم
بله. ببخشید
جواب نده
فقط ساکت باش
-بفرمایید -باشه
با کارت اعتباری نمیشه؟
بله؟
من پول نقد ندارم. با کارت اعتباری بدم؟
شرمنده ولی با کارت نمیشه
کارتخوان نداری؟
متأسفانه نه آقا
ای بابا دردسر شد که!
من اینجا منتظر میمونم اگه میخواین برین پول نقد بیارین
باشه
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
لطفاً پیغام بگذارید
خانوم
رسیدیم
خانوم رسیدیم
رسیدیم؟
سرم
دستمزدم لطفاً
این چیه؟
این خراش چیه؟
بله؟
این خراش از کجا اومد؟
تو بهش خراش انداختی؟
کار من نیست. حتماً قبلاً افتاده
در مورد چی حرف میزنی؟ پیش از این خراش نداشت
چطوری اینو درست میکنی؟
کار من نبود
لطفاً دستمزدم رو بدین
میگی من دارم دروغ میگم؟
لطفاً فقط دستمزدم رو بدین
منو چی فرض کردی؟ فکر کردی چون مستم خرم؟
کار من نبود. دستمزدم رو بدین
آدمایی مثل تو بیمسئولیتن واسه همینه که زندگی مزخرفی دارین
میدونی؟
چی گفتی؟
چیه؟
چی گفتی؟
چی میدونی تو؟
گفتم چی میدونی تو؟
دستتو کجا میذاری عوضی؟
پاشو
یوجونگ
بله؟
اومدی؟
برو تو اتاق بخواب
بسه دیگه نخور
چیه؟
فکر کنم به اندازه کافی خوردی
نه من مست نیستم
نخیر مستی
نیستم!
من مست نیستم. باشه؟
ببخشید
ببخشید
-یه کم آب بخور. باشه؟ -باشه
بفرما
خوبی؟
آره
پاشو برو رو تخت بخواب
بغلم کن
منو بغل کن
امشب میتونی؟
ببخشید
اشکال نداره
سکسم نباشه مشکلی نیست
نیازی به سکس نیست
کی بیدار شدی؟
همین الان
آخ سرم!
میخوای واسهت آب بیارم؟
آره
خواب یه ببر دیدم
داشت میدوید سمت من
ولی من نمیتونستم قدم از قدم بردارم
خیلی ترسناک بود
صورتش...
خیلی گنده بود
خواب خوبی بوده
واقعاً؟
همینطوری گفتم
ایش
هنوز نگرفتنش؟
چی رو؟
همون ببری که فرار کرد رو
آره نگرفتن
اگه تو خیابون ببینمش
خیلی وحشت میکنم
امروز چیکار میکنی؟
باید بنویسم
یه چیزی
متنفرم از این کار!
میتونم یه چیزی بپرسم؟
چی؟
واقعاً بیخیال شدی؟
بیخیال چی؟
نوشتن
آره
مشکلی نداری از این بابت؟
نه اصلاً دلم واسه نوشتن تنگ نشده
پس واقعاً ممکنه
چی ممکنه؟
هیچی فقط فکر میکردم نمیتونی
راحت بود
میدونی اون نوشتهای که به من نشون دادی
چی؟
داستانت
مسافر یادته؟
خب؟
هنوز داریش؟
نمیدونم
واسه چاپ جایی فرستادیش؟
نمیارزید
من واقعاً دوستش داشتم
با یه کم دستکاری واقعاً عالی میشد
بیخیال
من...
یه نگاه بهش بندازم؟
هان؟
اگه یه کم درستش کنم...
منظورم اینه که فکر کنم بتونم اصلاحش کنم
به هر حال هیچوقت که منتشر نشده
بده به من
ممکنه؟
هان؟
باشه
ناراحتت کردم؟
فکر کنم از حدم رد شدم
ببخشید. فراموشش کن. باشه؟
گفتی به هر حال
هان؟
گفتی به هر حال؟
نه منظورم این بود که...
"به هر حال هیچوقت که منتشر نشده"
چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟
نه. ببخشید
تو هم؟
واقعاً؟
منظورم اونجوری نبود
برای همین بهم زنگ زدی؟
درسته؟
تو فقط داستانم رو لازم داشتی مگه نه؟
تو که میدونی من اون داستان رو تو چه وضعی نوشتم، نمیدونی؟
تو بهتر از هر کسی میدونی!
نمیدونی؟
ببخشید
این کارو نکن من واقعاً ناامید شده بودم
اگه همینطور به مشروب خوردن ادامه بدی...
هی! گفتم ببخشید دیگه! چرا همچین میکنی؟
دیگه سختمه بهت نگاه کنم
-خداحافظ -هی!
ممنون
مشروب خوردی؟
بله؟
بوش میاد؟
وسط روزه
یه ذره خوردم
هیئت تحریریهمون میتونن خیلی بیرحم بشن
دارن میذارنت تو لیست سیاه
میدونم
میدونی و همچین میکنی؟
رد شدن از موعد تحویل در مورد تو عادیه اما نه اینبار
راستش رو بگو
چقدر نوشتی؟
-فقط پایانبندیش مونده؟ -نه
نصفش مونده؟
یکسومش رو نوشتی؟
من هنوز شروعش نکردم
واقعاً لازم نیست اینو بهت بگم
اما میگم چون رمانت رو دوست داشتم
بدون یه مجموعه داستان تو فراموش میشی
تو باید یکی دیگه بنویسی
مینویسم
من با هیئت تحریریه حرف میزنم
ولی تو این صنعت شایعه زود پخش میشه
اگه تو بری تو لیست سیاه...
میدونی دیگه، نه؟
چند روز دیگه وقت لازم داری؟
راننده خواسته بودین؟
رسیدیم
ولی واقعاً مقصدتون همینجا بود؟
هیچی اینجا نیست
همینجاست. شما فقط برو
باشه
بذارین ماشین روشن بمونه
باشه
هی!
هی!
آقا
لطفاً نجاتم بدین
میتونی چیزایی که به من گفتی رو بنویسی؟
فکر کنم یه ببر دیدم
چی؟
یه ببر
باشه لطفاً بنویسیدش
اون خانوم چطوره؟
خوبه که شما زود پیداش کردین
ولی گواهینامه نداره و ماشین هم مال اون نیست
خانواده چی؟
فکر نکنم داشته باشه
باید بهت مدال بدن
دو تا آدمو نجات دادی
چی؟
اون یه توراهی داره. تو راهی!
توراهی؟
حاملهست
کارت عالی بود یه قطره خون هم روت نیفتاده
زندگی داره سختتر میشه
مگه نه؟
میشه یه دقیقه ببینمش؟
واسه چی؟
صورتش رو ندیدم
باید صورتش رو ببینم
هان؟
در دنیای ادبیات یک سرقت ادبی انجام شده است
طرح یک رمان که چند سال پیش برنده جایزه شد
از یک رمان خارجی گرفته شده است
نویسنده جوان رمان مورد نظر یوجونگ است
که در سال ۲۰۱۲ با اولین رمانش
برنده جایزه ادبی بهار شد
پنج سال بعد از آن جایزه اکنون یکی از خوانندگان کتاب او را به سرقت ادبی متهم کرده است
تا این لحظه جوابی از طرف یوجونگ داده نشده است
وی در دسترس نمیباشد
-ببخشید -بله؟
احیاناً یه نخ سیگار دارین؟
من سیگار نمیکشم
ببخشید
پنج هزار وون میشه
-یه لحظه -باشه
هیونجی
شماره مورد نظر در دسترس نمیباشد
شماره مورد نظر در دسترس نمیباشد و مجدداً تماس بگیرید
مسافر زمستانیای که از ببر ترسناکتر است
در یک روز زمستانی وقتی که زنی مردی را ترک کرد
یک ببر از باغوحش فرار کرد
به خاطر خستگی از زندگی بود یا به دلیل دیگری؟ نمیدانم
ببر بدون گذاشتن هیچ ردی ناپدید شد
ببر دوم ما تنها ماند
اما نمیدانست که تنها مانده است
و مرغ تازهای که نگهبان باغ وحش داخل قفس انداخت را با لذت خورد
پیرمرد و دریا
و مرغ تازهای که نگهبان باغ وحش داخل قفس انداخت را با لذت خورد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.