Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ریکا چان، تا کی میتونی رو زمین بمونی؟
ها؟
2-B کلاس ایر باند
غودر
های
کوچـ
ـیکی
که همه
نمو
یمگمی
میگیممونمههـکه ـکیچیـ کو هایغودر
میگیممونمههـکه ـکیچیـ کو هایغودر
میگیممونمههـکه ـکیچیـ کو هایغودر
ریکا
سرهنگ بیگانه
چیو سان
نینجا
سکینه
ذهنخون
سوباسا
سویوشی
پسر
نکته: \h\hآیا سکینه
ماسک ماسکوما هست
2-B کلاس ایر باند
پوه
#11: خداحافظ، سرهنگ
شروع
اون چی بود؟
یه سفینه فضایی دوست نزدیکه؟
خیلی بد
اونجا نیست
نمیتونم تشخیص بدم.
سرهنگ پاپیپوپورو دوریکا صحبت میکنه.
مبارز شماره 109 انقلاب ارتش اتحاد کهکشانی.
من روی سیاره سوم این منظومه خورشیدی هستم.
لطفاً جواب بدید!
لعنتی. مثل اینکه چارهای ندارم.
جز اینکه تمام دستگاههای غیرضروری رو خاموش کنم و برای ارتباطات انرژی ذخیره کنم.
اما برای این کار، باید فرایند شستوشوی مغزی همه رو غیرفعال کنم.
امتحانات نهایی داره نزدیک میشه.
آره. تو که نمره کامل میگیری.
شک ندارم که تو هم نمره خوبی میگیری، سوباسا.
زیاد نتونستم بخوابم.
اوه، خوبه.
چیو سان هم داره برای امتحان سخت تلاش میکنه.
ماسکوما.
ببینید، جدیداً دارم سوزندوزی میکنم.
چیو سان، لطفاً بشین پای درسات!
جدی میگیما، تو تو دردسر بزرگی هستی.
چیو سان، مشکلی برات پیش نمیاد!
من طرف توئم.
ممنونم، ریکا چان!
الان این حرف چی رو بهتر کرد؟
فک کنم بهتره هممون یه جلسه مطالعه گروهی برگزار کنیم.
آره، راست میگی.
چیو سان، بیا شروع کنیم.
با هم درس میخونیم و با هم تا آخر مدرسه میمونیم.
گرفتم!
حداقل جواباش، پر از اشتیاقه.
درسته! ما حتماً امتحانا رو پاس میکنیم!
پاس کردن امتحان
شروع میکنیم!
بعدی، ضرب با 7 هست.
چشم!
روحیه داره
هفت کی، هفت تا، هفت دو تا، چهارده تا.
هفت سه تا....
برو، برو، چیو سان!
جدول ضرب 7 واقعاً هم مشکله ها....
حس میکنم امیدی نیست....
هفت سه تا، بیست و یکی بود...درسته؟
درسته! ادامه بده!
حالت خوبه؟
بـ...بله....
شاید بهتره بیخیال بشیم....
نمرههای خودمون هم تو خطرن.
نه، من هیچوقت تسلیم نمیشم.
میخوام تمام تلاشمو تو این وقت محدود انجام بدم.
زود باش، یه بار دیگه.
باشه!
هفت کی، هفت تا، هفت دو تا، چهارده تا، هفت سه تا، بیست و یکی،
هفت چهار تا.....هفت چهار تا.....
برو، برو، چیو سان!
درسته. داره وقتم تموم میشه.
سویوشی، صدات چی شده؟
تو هم فهمیدی؟
اگه سرما خوردی، نزدیک من نیا.
سرماخوردگی نیست.
پس چیه؟ غذای پرادویه که نخوردی؟
نه، این.....
بلوغه.
وقتی که صدام خشدار بشه، دیگه نمیشه با اونا بگردم.
هفت هشت تا، پنجاه و شیش تا هفت نه تا....شصت و.....
سه تا!
عالی بود! عالی بود!
خوبه! بعدی نوبت هشته!
خب... هشت یکی، هشت تا، هشت دو تا، شونزده تا، هشت سه تا.....
فوقالعاده هست که اینجوری تلاش میکنه برای آینده.
به عنوان یه دوست، باید یه کم کمکش کنم.
اونو یکم بالا ببرم IQ شاید یکم.
چیو سان؟ چی شده؟
ریاضیات 2
فک کنم همشو یاد گرفتم.
چی؟ همینجوری؟
بله. وقتی پایه رو یاد بگیرم، بقیش دیگه آب خوردنه.
نه، امکان نداره....پس....
ضرب 99 در 99 چند میشه؟
9,801.
جواب سریع.
خب، راهش اینه،
یه صفحه شطرنجی 100 در 100 رو فرض کن، که آخرین ردیف و ستون هر کدومش حذف شده باشن.
بعدش فقط یکی بهش اضافه کن، چون یکی از مربعها دو بار حذف شده. همین.
به نظر میا که چیو سان میتونه از پس امتحان بر بیاد به خاطر دستگاه تقویت ذهن سرهنگ.
هوش!
هوش
شاید بهتره درس خوندنو تعطیل کنیم و یکم مهمونی شبونه بگیریم.
یکم فیلم یا چیزی نگاه کنیم.
عالیه، چه پیشنهاد خوبی!
محض احتیاط، پیژامه هم آوردم!
صب کنید، راجب مهمونی شبونه مطمئین نیستم....
چرا اینجوری به من نگاه میکنید؟
دیگه تصویب شد.
کی تصویب شده!؟
بریم یکم هله هوله بخریم!
منو بیخیال نشین!
خوبه. بریم.
داروخونه نوشیدنیهاش ارزونتره، پس بهتره پخش بشیم.
حله!
سکینه شکلات میخواست.
ریکا گفتش آدامس، فک کنم....
منم بهتره قرص سرفه بخرم.
قرص سرفه، درد گلو که از سرفه هست رو از بین میبره.
با اضافه کردن رطوبت و چیزای دیگه به داخل گلو.
فک نکنم قرص سرفه به مشکلی با این نشونهها کمکی کنه.
بیخیال!
یعنی چیو سان فهمیده که صدام خش داره؟
هی، آم....
راستش....
فقط تو نیستی، سوباسا سان.
هی، شما دوتا!
من کلی چیزمیز خریدم!
چیو سان، اینو ببین!
به نظر حالت گرفته. چی شده!؟
خب، نه...
ریکا چان، تا کی میتونی رو زمین بمونی؟
ها؟
تنها توضیح برای تمام ماجراهای عجیبی بود که تا حالا اتفاق افتاد.
یعنی وجود تکنولوزی متعلق به بیرون از زمین.
ریکا چان، تو...
یه بیگانه فضایی هستی، درسته؟
بنا به دلایلی، باید برگردی به سیاره خودت....
اما نمیخوای که برگردی.
نمیخوام که برگردم؟
اما اگه اینجوریه....
چقدر دیگه باید اینجا بمونی؟
چی شده؟
خـــــب.....
سکینه سان، تو همه چیز رو میدونستی، مگه نه؟
خـ....خب.....
چـ...چی، منظورت چیه؟ هه هه.....
چیو سان.
نگاه نمیکنه
هـ..ها؟
ما چی میگفتیم؟
راجب اینکه کی برگردیم خونه؟
واقعاً؟ حافظهام یکم ضعیف شده.
چقدر عجیب.
آم، مشکلی پیش اومده؟
نه راستش.
هیچ مشکلی نیست.
چه جو افتضاحی.
به نظر میاد بعد از اینکه یهویی چیو سان نابغه شد، اون هیچی یادش نمیاد.
پس لازم نیست نگران این باشیم، که رازهامون فاش بشه.
وایسا، سوباسا سان چش شده؟
خیلی خب، تصمیمم رو کاملاً گرفتم.
نمیشه تا ابد اینجا بمونم و هرس بخورم.
هی، بچهها! بریم با هم فیلم نگاه کنیم!
باشه! بریم.
رو هم میارم. VCR حالا که میریم، من
چی هست؟
VCR?
اونا تا حالا اسمش رو هم نشنیدن.
چطوره؟ DVD خب یه بلوری، یا
دارم VHS گفتم که، من فقط
فرق داره؟ VCR با VHS یعنی
باید از اونجا شروع کنم؟
حالا چیکار کنم؟ یعنی باید حقیقت رو به همه بگم؟
فقط تو نیستی، سوباسا سان.
منظورش از این حرف چی بود؟
بیدار شدم.
شما هم مشکل خواب داشتید؟
خب، آره. اما مهم نیست.
هی، چیو سان، راجب چیزی که تو راه خونه داشتیم راجبش حرف میزدیم....
چی شده؟
ها؟ خـــــب....
یادم میاد که داشتم با تو جدول ضرب یاد میگرفتم،
اما یادآوری بعدش برام یکم مشکله.
شاید به خاطر اینه که زیادی از مغزم کار کشیدم. که معمولاً این کارو نمیکنم.
دوباره برگشت به حالت عادی.
سوباسا سان، به خاطر امروز ممنونم! از اینکه باهام درس خوندی.
اوه، فک نکنم به کمکم نیازی پیدا کنی. مطمئنم که نمره کامل رو مثل آب خوردن به دست میاری.
به خاطر اینه که تو بادقت بهم یاد دادی!
هفت کی، هفت تا، هفت دو تا، چهارده تا، هفت سه تا....
بیست و چهار...؟
سکینه، پاشو! باید کل شب رو درس بخونیم!
اما خیلی خوابم میاد!
تمام تلاشمونو کردیم.
چیو سان، برات آرزوی موفقیت دارم تو امتحانات.
چون که معجزات هم بعضی وقتا رخ میدن.
شما دوتا دیگه اینقدر شلوغش نکنید!
با استفاده از مهارتای نینجایی، میتونم از رو جوابای بقیه تقلب کنم.
که اینطور. پس به خاطر همینه که اینقدر از خودش مطمئنه.
به خاطر همین، حتماً امتحانات رو پاس میکنم.
بدون تقلب!
لطفاً تقلب کن!
فقط با توانایی خودم!
تو که تو این زمینه توانایی نداری!
سخت تلاش میکنم!
لطفاً!
خدانگهدارت، چیو سان.
امتحان رو پاس کردم.
چطوری!؟
عالیه! عالیه! عالیه! عالیه!
ستلیـمهیـانـ ـهحمـ تر تیمازریکا
Anime-List.net
اوه، خب پس یه دروغ بود.
خیالم خیلی راحت شد.
اوه، خب پس یه دروغ بود.
خیالم خیلی راحت شد.
هورا!
اسمت که واقعاً تو لیست بود!
خیلی خوبه که میتونم با شما تو کلاس بعدی باشم.
چطور تونستی موفق بشی؟
خــــب....
معلما گذاشتن تا یه آزمون دوباره دوباره دوباره دوباره دوباره دوباره دوباره دوباره دوباره بدم.
و یه انشا نوشتم راجب اینکه چقدر براش انگیزه دارم!
بخشش و تاسف.
صحیح. پس درس خوندن کل شب، عملاً بیفایده بود.
ولی....
بله.
اسم ریکا نیستش.
بچهها!
تبریک میگم که امتحانات رو پاس کردید!
هی ریکا، تو نتایج نهایی امتحانات رو دیدی؟
فقط اسم تو توش نبود.
آره، میدونم.
وقت مراسم فارغالتحصیلی منه.
مراسم فارغالتحصیلی....؟
گوینده: ریکا، نماینده فراغالتحصیلان.
الان وقت مسخره بازی نیست.
مطمئنم که یه اشتباهی شده، باید با معلما صحبت کنیم...
از وقتی که یادم میاد، وقتی شماها رو دیدم، اتفاقات زیادی افتاد،
جشنواره باحال مدرسه!
اسنکی که تو راه خونه همه رو خسته و کوفته میکرد.
آرزو میکنم که مثل قبل بشم - سوباسا
من میخوام وزن کم کنم،3 کیلو 2 کیلو. - سکینه
آرزو میکنم که پاهام خوشگل باشن.
استخر شنا که توش آرزو کردیم.
تو ساحل که تو حالت سجده طلب بخشش کریدم.
مهمونی تاکویاکی که زبونم تقریباً کباب شد.
شبی که با هم یه مهمونی شبونه راه انداختیم.
هر خاطره برام مثل گنجیه که تا ابد با خودم نگهش میدارم.
هیچ وقت فراموشتون نمیکنم.
ریکا چان، چرا یهویی همه اینا رو داری میگی؟
آره، چرا یه جوری رفتا میکنی که انگار قراره از اینجا بری؟
اون چیه؟
یه بشقاب پرنده؟ یعنی واقعیه؟
اونجا چیکار میکنه؟
وای! باشکوهه!
شستوشوی مغزی سرهنگ غیرفعال شد.
الان باید حافظه همتون رو پاک کنم.
باید من و بشقاب پرنده رو فراموش کنید.
حافظه ما رو پاک کنه؟
منظورت چیه؟
چیو سان، سکینه چان، سوباسا چان.
به خاطر همه چی ممنونم.
دیگه هیچوقت همدیگه رو نمیبینیم، حتماً شما رو ناراحت میکنه. اما گریه نکنید.
مهم نیست که چقدر زمان بگذره، من....
همیشه براتون آرزوی شادی میکنم، دوستان من!
چرا رفت داخل اون بشقاب پرنده؟
تقصیر منه.
تقصیر منه که ریکا چان داره میره به فضا.
میدونستم. گفتی که یادت نمیاد، اما همش دروغ بود.
آره. اون شب حس کردم که ذهنم قویتر بوده.
و تونستم تا از همه چی سر در بیارم.
اما چیزی گفتم که باعث شد که اون زده بشه!
چیو سان، تقصیر تو نیست!
از اون روزی که اون ما رو دید،
همیشه داشت به این فکر میکرد که برگرده به فضا.
یه دلیلی داره که هزطور شده میخواد بره به فضا.
نمیفهمم یعنی چی، اما خیلی ناگهانیه که منو ناراحت کرده.
منم همینطورم. اما ریکا تصمیمش رو گرفته.
باید به تصمیمش احترام بذاریم.
ریکا چان....
یعنی واقعاً همینو میخواد؟
ریکا داشت گریه میکرد.
اون میدونه که نمیتونه اینجا بمونه، اما نمیخواد ما رو ول کنه.
شاید این چیزیه که فکر میکنه.
سوباسا، چطور اینو میدونی؟
میدونم. چون منم مثل اونم.
من سوباسا نیستم. من سویوشی هستم.
ها!؟
اولش، مجبور بودم که بیام اینجا،
اما بعد از اینکه با هم دوست شدیم، هر رو ز داشت بهم خوش میگذشت.
کم کم، داشتم از این مدرسه لذت میبردم.
همیشه میدونستم که باید حقیقت رو به شما یه روزی بگم،...اما راستش نمیتونستم.
بعضی اوقات...
انگار که داشتم خفه میشدم.
ببخشید که بهتون دروغ گفتم.
که اینطور. این خیلی چیزا رو توضیح میده.
حالا که گفتی، نمیگم که خیلی شوکه شدم.
آخرش، هممون دروغ گفتیم.
درسته. تو نمیتونی تنها مقصر باشی.
صب کن، چی!؟ شما دیگه چه دروغایی گفتید؟
اونش دیگه مهم نیست. الان باید با ریکا چان صحبت کنیم.
مهم نیست؟ واقعاً؟
راست میگی.
باید ازش بپرسیم که این آیا همون چیزیه که میخواد.
اما چجوری بریم اون بالا؟
من همه چیز رو شنیدم.
هانزو؟
کدوم قسمتش ارزش گریه کردن رو داشت؟
نمیشه به چیزی فکر کنی!؟
خواهر عزیز! من آتشبس اعلام میکنم! بیا اون کارو انجام بدیم.
تکنیک نهایی:
پرش معمولی.
نمیشد حداقل از رو پشت بوم بپریم؟
زمان کدبانویی!
خدای بزرگ!
یهویی چی شد...؟
بعداً توضیح میدم.
واقعنی؟
خوبه.
حالا که مطمئن شدم که چیو سان امتحانش رو پاس کرده، دیگه روی این سیاره کاری ندارم.
بیب بوب، بیب بیب، بوب.
همونطور که برنامهریزی کردیم، الان از منظومه خورشیدی خارج میشیم.
وقتی که اونجا برسیم، همه سیستما رو خاموش میکنم، به جز سیستم پشتیبان حیات.
و یه سیگنال کمک میفرستم!
بیب بوب، بیب بوب!
اصلاً نمیدونم که یارانم بتونن سیگنال رو دریافت کنن.
اما راهی جز تلاش ندارم.
بزن بریم!
بیب بوب!
مشکلی نیست. خاطرات دوستام، محاله یادم بره....
بچهها...
ما اینجاییم تا یه چیزی رو بهت بگیم.
ریکا چان، منم میخوام همراه تو فارغالتحصیل بشم.
لطفاً بذار به این آرزوم برسم!
چیو سان....
منم نمیخوام که تو از پیش ما بری.
میدونم که دلایل خودت رو داری، اما میشه دوباره بهش فک کنی؟
سکینه چان....
نمیشه همینجوری بیخبر خداحافظی کنی و بری.
درسته که هممون دروغ گفتیم، ولی....
دوستی ما حقیقت داره، درسته؟
اینا چیزایی بود که باید بهت میگفتیم.
چیزی که مهمه، اون چیزیه که تو میخوای، ریکا.
چیزی که ریکا میخواد....
اینه که همراه شما هم فارغالتحصیل بشه!
پس بریم براش. تا با همدیگه خاطرات بیشتری بسازیم.
آره.
خوشحالم. سکینه، تو هم همینطور؟
البته که خوشحالم!
بیب بیبیب. بو بوبوبوب.
بیب بیبیب. بو بوبوبوب.
مشکل شناسایی شد. این وسیله نقلیه آماده ترک این سیاره است. تمامی سیستمها، به جز دستگاه پشتیبان حیات خاموش و انرژی آنها صرف ارتباطات میشود. این کار بسیار خطرناک است، پس موفق باشید.
بیب بیبیب. بو بوبوبوب.
بیب بیبیب. بو بوبوبوب.
دردسر!
چـ...چی؟
کنترل از دستم خارجه!؟
چارهای ندارم!
دکمه بزرگ بد
فشار ندهید!
برای این آماده بودم.
نگاه! یه لباس خواب زمستانی!
همین الان میخوای این کارو بکنی!؟
به نظر یه چرت خوب میاد.
بوبوبیب بیبیبوب.
بشقاب پرنده!
ما خیلی بالاییم!
مکانیزم فرار دیگری نداریم!؟
حالا یه فکریش میکنیم.
امکان نداره!
تازشم، اگه زنده بمونم، نمیتونم....
خب، درسته.
اهمیتی نداره، تو همیشه سوباسا سان میمونی.
ممنونم چیو سان، اما من سویوشی هستم!
دوستان، منو ببخشید.
تنها یه راه هست که بشه همه چی مثل قبل بشه.
سرهنگ؟
کاتسو!
کاتسو
امیدواریم از تماشای این انیمه با زیرنویس ما لذت برده باشید
کاری از تیم ترجمه انیمهلیست
Anime-List.net
@AnimeList_ir
امتحانات نهایی داره نزدیک میشه.
آره. تو که نمره کامل میگیری.
سکینه آیانه ساکورا
سوباسا (سویوشی) مگومی هان
شک ندارم که تو هم نمره خوبی میگیری، سوباسا.
راستی...ما قبلاً این مکالمه رو نداشتیم؟
حس میکنم یه چیزی رو فراموش کردم.
ریکا چیئمی تاناکا
زیاد نتونستم بخوابم.
ماسک ماسکوما
ببینید، جدیداً دارم سوزندوزی میکنم.
چیو ناتسومی موارکامی
چیو سان، لطفاً بشین پای درسات!
جدی میگیما، تو تو دردسر بزرگی هستی.
ظاهرش که اینطوره. یه صبح معمولی...
از زندگی چهار دختر راهنمایی.
اما هر کدومشون وضعیت خاص خودشون رو دارن.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.