Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
لعنتی، چقدر گرمه.
اینو پوشیدم تا از لباس فرم دور بمونم.
اما دیگه داره تو این گرمم میشه....
سوباسا-نام واقعی سویوشی- میخواد تا جایی که میتونه لباس پوشیدنش، شبیه زنا نباشه.
رسیدم خونه.
خوش برگشتی.
2-B کلاس ایر باند
دروغ
های
کوچیکی
که
ماهمه
میگیم
دروغای کوچیکی که هممون می گیم
دروغای کوچیکی که هممون می گیم
دروغای کوچیکی که هممون می گیم
ریکا
سرهنگ بیگانه
چیو سان
نینجا
سکینه
ذهنخون
سوباسا
سویوشی
پسر
نکته: \h\hآیا سکینه
ماسک ماسکوما هست
2-B کلاس ایر باند
پوه
#02 جشنواره مدرسه
پناه بر خدا.
بذارید توضیح بدم.
یه لباس فرم خاصی، تو این مدرسه وجود داره.
که فقط تو تابستون اجازه دارن که بپوشنش، بهش میگن "لباس وسط تابستون".
یه لباس زیر خاص هم داره، که احتمال هرگونه معلوم بودن داخل لباس رو از بین ببره.
این....
نباید اتفاق بیفته.
نه، نه، نه، نه، به هیچ وجه نه.
نمیشه نشون داد، اما اون لباس زیر پاچهدار پوشیده
افسرده
اون لباس فرم مدرسه رو قبول کردم، اما....
من لباس زیر پاچهدار رو ترجیح میدم
من لباس زیر پاچهدار رو ترجیح میدم
آبجی، دیگه نمیتونم ادامه بدم. بیا جاهامونو عوض کنیم.
عکس نگیر دیگه!
نه، نه، نه، نه، هر چیزی جز این.
صبح بخیر.
صبح بخیر.
حالت چطوره، سوباسا سان؟
هیچ برق چشمکی برای سکینه, نیست...
میبینم که همتون امروز، لباس وسط تابستونی پوشیدید.
راستش خیلی گرمه.
حقیقتش، لباس زیری که داره یکم اذیت میکنه.
اینجا یه مدرسه دخترونه هستش، پس...
فک کنم یه چیزی مثل این حتماً مشکلی نداره.
کیوشی!
کیوشی!
اما اون لباس زیر هم خیلی خوشگله!
من عاشق این لبههای توری هستم!
واقعاً همینطوره، چیو سان.
اگه دوسش داری، پس مشکل نیست...
خیلی هیجانزده شدم، به خاطر همین چندتا بدلیجات درست کردم که به این لباسا میاد.
وای، عالیه!
تا سه روز نخوابیدم!
زمانی که برای بانمکی میذاره باور نکردنیه.
همیشه چیزای بانمک رو دوست داشتم.
هنوزم یادم میاد....
عقب وایسا!
اما نمیتونی تنهایی این کارو بکنی!
نمیشه یک بامزه رو تو خطر بندازم! خودم، چیو، درستش میکنم!
اون چیو سان بود!؟
از اون موی دماسبی خیلی خوشم میومد.
آم، اگه مشکلی نداره،
خیلی عالی میشه اگه همه شما این چیزا رو امتحان کنید.
چی؟
وای! چه خوشگله!
انگار یه رویایی که به واقعیت پیوسته!
آخرش، اون سرهنگ، یه دختره دیگه.
آخ، شاخکام!
تا خورد
تاش بزن، و دوباره تا بزن، بعدشم با یه نوار لاستیکی ببندش.
دوباره تا خورد.
با نوار لاستیکی ببند
جریان خون: صفر
جریان خون: صفر!
کامل شد!
چیو سان، چرا اینقدر سفت اونو بستی....
برام مهم نیست چی میپوشم.
تا جایی که مزاحم وظایف نظامی من نشه، اما....
همممم....
خونریزی هم دارم!؟
زیادی شل بود؟
اوه، نه! خیلی هم سفت بود!
داره راستش رو میگه.
سوباسا سان، اگه مشکلی نیست....
نه، لازم نیست. من فقط نگاه میکنم.
سوباسا چان، امتحانش کن.
بهت میاد!
مطمئن مطمئنم که به من نمیاد.
واقعاً میگم، لازم نیست.
اما مطمئنم که بهت میاد!
دامن بلند!
اون دیگه چی بود؟
یه لباس سنتیه.
چرا همه این قدر ذوق و شوق دارن؟
اوه، شایدم...
این جور چیزا به من نمیان!
یعنی اونا منو به این چشم میبینن؟
قدرتای سکینه، فقط رو جنس موافق کار میکنه.
به خاطر همین، اون نمیتونه ذهن سوباسا رو بخونه.
مثل من بزرگ نیستی، پس بهت میاد.
یکم بیشتر به ظاهر خودت برس!
اگه دوسش نداری، پس تو دیوار یا شیپور بفروشش!
به نظر غیرانسانی میاد....
فقط بپوشش دیگه، تا همه اینا تموم بشه.
وضعیت اضطراریه.
وجدان
حالا که تا اینجا اومدیم، بهتر نیست که یکم آرایشش هم بکنیم؟
نه، اینطور نسیتش که یه "دختر پسروار از چیزای خوشک خجالت بکشه" راست میگم.
بجنب، بجنب!
درد داره! خونریزی هم تموم نمیشه. بجنب!
فقط همینه، فقط همین.
من واقعاً نمیخوام اینو بپوشم.
روحش بدون سروصدا گریه کرد.
هی، سویوشی. خوش اومدی-
عکس، بی عکس!
کاری از تیم ترجمه انیمهلیست
Anime-List.net
کلیک
دروغای کوچیکی که هممون میگیم!
کلیک
کلیک
کلیک
اوه، اونجا رو نگاه. "روح محافظ فالگیر".
دوست دارم بدونم چجوریه؟
منم همینطور!
چقدر این این سیاره امل هستن که به اینجور چیزا اعتقاد دارن.
عجبا، چقدر گرون! نمیدونم پول چند روز غذا صرفش میشه.
به نظر کلاهبرداریه. من که از این چیزا خوشم نمیاد.
شاید به نظر کلاهبرداری بیاد، اما من کارم رو بلدم.
شمایی که اونجایید، من میتونم یه نگاهی بندازم.
نه....روح محافظ؟ نه ممنون.
به من اعتماد نداری؟ پس بیا تا آینده تو رو ببینیم.
کاربلد - همیشه راست میگه
باشه. پس بهم بگو با چه کسی قراره ازدواج کنم.
بسیار خب.
یه چیزی اینجاست. قراره باکسی ازدواج کنی که...
هممم؟
اوه، گرفتم! اون به دخترا گرایش داره! خیلی خب.
چیه؟
شاید این برای تو یه راز باشه، به خاطر همین وارد جزئیات نمیشم.
اما نگران نباش. بلاخره شریک خوبی نصیبت میشه.
فقط منتظر دولت باش!
لرزش لرزش....
دولت؟
دولت
لرزش لرزش....
لرزش لرزش....
لرزش لرزش....
شاید الان نگرانش باشی،
اما جوش نیار! جامعه عوض میشه!
یه روز عروسی زیبایی رو میبینم.
ها.
آم، میشه فال منم رو بگیرید؟
البته!
میخوام درباره روح نگهبان خودم بدونم.
که اینطور.
به نظر میاد یه دختر مثبت باشه.
برای این مدل دخترا، من معمولاً اجدادشون رو میبینم.
اوه؟
این یکی... یه مدیر عامل معروفه.
میدونستم. اون بچه بالاشهره.
ها؟ یه آدم بزرگ و کبیر؟ و یه میلیاردر معروف؟
اون با همه اونا نسبت داره.
تو توسط مردم ویژه زیادی محافظت میشی.
خدایا، چقدر شگفتانگیز!
فک میکنم که همه اون آدما منو لعن و نفرین میکنن.
به خاطر اینکه قبیله من اونا رو کشتن.
حالا جوگیر نشو.
منم میخوام!
اوه، چه دختر بانمکی!
برای این افراد، معمولاً والدین بزرگشونه، یا یه سگ.
چی؟ یه انسان ماهی؟
اگه ارواح وجود دارن،
مطمئنم که ارواح اون دشمنان منو تسخیر کردن.
چینجاو! چینجاو، روسو!
پیاز سبز و مرغ! رامن!
لطفاً خوب استراحت کنید.
نتیجه فالگیری.... بعد از این پیغامها.
کاری از تیم ترجمه انیمهلیست
Anime-List.net
نتیجه فالگیری....
بعد از این پیغامها!
جشنواره مدرسه، ها....
فصل لباس وسط تابستونی تموم شد.
فصل لباس وسط تابستونی تموم شد.
محصول کلاس ما برای جشنواره چی باید باشه؟
یه چیز امن، مثل یه کافه.
اوه، یه کافه خوبه!
محض احتیاط همین الان هم رفتم و تمام لباسا رو آماده کردم.
خوش اومدید!
ریکا چان، گارسون زن هست!
بسیار بامزه.
جالبه که چقدر عالیه.
یکم کولوچه تازه میل دارید؟
یه مدل روستایی برای سکینه سان!
خیلی خوشگله!
مثل عمه استلا شده.
یه مدل پسرونه برای سوباسا سان!
به طرز عجیبی خیلی خوب بهت میاد!
خیلی جذابه!
چیو سان، تو چطور؟
خب، برای من....
خوش اومدید بانوان.
خیلی باحاله!
خیلی خوشتیپه....
از منم جلو زد.
اگه لباس دیگری هست که بخواید امتحانش کنید،
لطفاً هر وقت خواستید بپرسید!
اگه اینطوریه پس یه-
یونیفرم نظامی!
اما ریکا چان، به نظرم فقط یه لباس خدمتکار بهت میاد.
...یونیفرم...
\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\h\hیونیفرم نظامی!
لباس خدمتکار زن!
خب، بدم نمیاد که یکی از اون لباسا رو امتحان کنم.
سرهنگ ریکا دوستی رو تو اولویت قرار داده....
کاری از تیم ترجمه انیمهلیست
Anime-List.net
دروغای کوچیکی که هممون میگیم
چیو سان، چی داری میدوزی؟
یه لباس جدید برای ریکا چان.
یکی دیگه هم درست کردی؟
تو خوبه یکی بپوشی.
ولی من... نه....
بیا دیگه. بپوشش.
اوه، وایسا.
چه شکلی شدم؟
شبیه کسی شده که خدمات به خصوصی انجام میده.
سربسته گفتش.
ل-لطفاً یه چیزی بگو!
چی باید بهش بگم؟
صبح بخیر. هم؟
کسی هستش که سرگرمی مخصوص بزرگسالان رو انجام میده.
توپ سریع، مرکز مرده.
آم، چیو سان، این...
ببخشید که اذیتتون کردم.
میدونستم که بهم نمیاد.
بهت میاد، فقط یکم....
چیو سان، اینجوری نیست، با این سر و وضع، کلی کار میتونی بگیری.
کار؟
سکینه هول شد، و چیزی وحشتناک رو پروند.
سکینه، هول نشو! از اینجا به بعد با من!
چیو سان، اولش ازت میخوام که بدونی،
که بعضیها بهش میگن، قدیمیترین حرفه دنیا.
نیازی نیست ازش خجالت بکشی،
و راستش میتونه خیلی از آدما رو خوشحال کنه...
مقدمه خیلی درازی بود.
وای چیو سان، اون لباسو از کجا گیر آوردی!؟
انگار از یه کتاب مصور اومدی بیرون! چقدر خوشگله!
واقعنی؟
ریکا هیچوقت دروغ نمیگه!
تو که همیشه دروغ میگی.
چقدر زیبا.
انگاری اون مستقیماً از داخل...
این کتاب مصوری که دیروز پیداش کردم اومده بیرون!
بذار سر جاش، بیتربیت!
کاری از تیم ترجمه انیمهلیست
Anime-List.net
دروغای کوچیکی که هممون میگیم!
بازار: 1
گالری تیراندازی: 4
کافه: 11
ارائه تحقیقات: 1
بخش غذا: 2
خونه ترسناک: 4
فک کنم تمام ایدههایی رو که برای محصولات جشنواره مدرسه لازم داشتیم، آماده کردیم.
2-B ایدههای محصولات جشنواره مدرسه کلاس
تا الان، فک کنم ایده کافه از همه محبوبتره.
با این حال، ما میخوام خودمونو از بقیه کلاسا یه جوری جدا کنیم.
میتونیم از سودی که گرفتیم برای مهمونی بعدش استفاده کنیم.
بقیه کلاسا چی کارا کردن؟
بیشترشون مغازههای شیرینی، مثل کولوچه و کریپ و اینا.
برای این کار، شاید بهتر باشه که ما یه کاری جدید رو انجام بدیم.
یه منزل نینجا چطوره؟
به نظر خیلی جدید میاد.
خوبه. پس همین کارو میکنیم.
اما، صب کنید...
فورین کازان سریع مثل باد ثابت مثل جنگل شجاع مثل آتش استوار مثل کوه
به منزل نینجا خوش اومدید.
این نفر راهنمای شماست، نین، نین، نین!
نباید بذارم اینجوری بشه!
هر چیزی جز منزل نینجا رو قبول میکنم! هرچیزی!
باید یه چیز متفاوت رو پیشنهاد بدم، یه چیزی که به اندازه منزل نینجا خوب باشه.
سوباسا سان!
یه کافه سبک ژاپنی چطوره؟
سبک ژاپنی...
....کافه
اگه سوپ لوبیا سرخ و شیرینیجات سنتی بدیم، همین ما رو از بقیه خاص میکنه!
خوش اومدید.
خیلی عالی میشه! عالی! عالی! عالی!
از این طرف لطفاً!
بله! خوش اومدید.
بازم یه کافه هست که.
ارائه چیو خیلی سریع متوقف شد.
چه کسی از ایده منزل نینجا خوشش میاد؟
2-B ایده محصولات کلاس: منزل نینجا
تصویب شد. محصول کلاس ما میشه....
منزل نینجا
منزل نینجا.
اون بنا به دلایل زیادی، نمیتونه این ایده رو تحمل کنه.
من راستش از نینجاها خیلی خوشم میاد.
من وقتی کوچیک بودم، کلی تلاش کردم تا یه نینجا بشم.
یک! دو! سه!
نینجاها خیلی باحالن دیگه.
هنوزم یه جورایی میخوام یه نینجا بشم.
اگه اینقدر حسش نسبت به این کار قویه، پس شاید منم بتونم...
به خاطر همین فکر میکنم که مهارتای نینجایی من خیلی خوبه.
ها؟
پرتاب شوریکن منو ببینید.
چیو سان، خیلی خفن بود... تو حتی به هدف هم نگاه نکردی.
اوه، نه. چیزی نبود.
منظورم اینه که، این فقط خیلی کار کوچیکی بود.
برای کسی که بخواد به خودشون بگن نینجا.
روحیه کاریش داره لو میره.
حتماً خیلی تمرین کردی. ماشاءالله!
اوه، نه اصلاً. این فقط یه مهارت ساده برای هر خانمی هست.
منظورت از "خانم" چیه دقیقاً؟
ای وای، نباید این کارو میکردم.
همین الانشم دیگه از نینجا بودن استعفا دادم.
باید بقیه زندگیم رو مثل یه دختر معمولی بگذرونم.
دیگه شوریکن، بی شوریکن!
ای خدا، فک کردم که خیلی توش مهارت دارم.
سوباسا، دیگه بسه.
فهمیدم! تا قبل از روز جشنواره هزارتا شنا میرم.
تا بتونم بهتر از چیو سان داخل پرتاب شوریکن بشم.
اوهو، آره؟
راست میگم...
156.
بله، بانو.
گفتم که قراره هزارتا شنا برم،
تو میتونی!
157.
بله، بانو....
اما اون بیشتر یه جور اعلامیه نمادین بود.
واقعنی نمیخواستم هزارتا شنا برم.
158.
اوه؟ جوابت رو نشنیدم.
بله، بانو!
اوه، خدایا.
خانم، ببخشید دیگه نمیتونم برم.
به طور طبیعی، شکل مودبانه اون اومد بیرون.
اوه. خب ریکا چان،
میشه به سوباسا سان کمک کنی....
قراره بهم آبی، چیزی بده؟
لطفاً روی کمرش بشین...
چشم!
بعد از اینکه بالا آوردی، اون موقع هست که تمرین واقعی شروع میشه.
اون یه شیطان نیست احیاناً؟
اما من نباید رو کمرش بشینم.
ممنونم، ریکا! لطفاً پاشو!
زیادی سبکم!
پس سکینه چان باید بیاد.
سکینه میدونست که این پیشنهاد خوب و صادقانه سرهنگ هستش.
اون فقط داشت حقیقت رو میگفت.
سوباسا، سنگین که نیستم؟
تو میتونی!
هیچ وقت چیزی به این سنگینی پیدا نمیکنی، درسته سوباسا؟
اصلاً هم سنگین نیست! خانم!
به دوشکل اتاق رو میخونه.
متاسفانه، سوباسا به دلیل گرفتگی عضلات امروز غایبه.
روز جشنواره مدرسه
این به هیچ وجه غیرمنتظره نبود.
حالا باید یکی رو جایگزین اون کنیم....
من این کارو میکنم.
2-B منزل نینجا در
وای!
2-B یه منزل نینجا در.
اوه، اینم از برایان سنسی، معلم انگلیسی.
خوش اومدید.
به منزل نینجا خوش اومدید.
ماهی تن
یخ خرد شده
کارشون خوب بوده، اما این آخرش یه برنامه کلاسیه دیگه.
فقط برای اینکه بهشون یه حالی بدم، واکنش شدیدی نشون میدم.
برایان سنسی،
این فرد قراره راهنمای شما باشه، نین، نین، نین.
اینجا چه خبره؟
اوه، خدای من.
یعنی چی!؟
بینظیره! نینجای ژاپنی.
عالیه! حرف نداره!
موفق شدم. تا آخرش رفتم.
اما وقتی یه دوستی از بین بره، دیگه درست نمیشه.
چرا برای عذرخواهی نمیری پیشش؟
اما فک میکنی منو ببخشه؟
خب، میتونی یه چیزی برای آشتی ببری. یه چیزی که سوباسا دوسش داره.
یه چیزی که سوباسا دوست داره؟
م خیلی.....
خیلی متاسفم.
حالم خوبه. خواهش میکنم اینطوری سجده نکن.
اما....
من فقط خوشحالم که تو برگشتی به حال طبیعی خودت.
سوباسا سان....
منظورم اینه که، درسته که فرصتم رو برای یه کاسپلی نینجایی از دست دادم.
برای آشتی، من این ست ابزارآلات نینجایی رو برات آوردم.
یه هدیه برای من.
واقعاً؟
وای....ممنونم.
انگار روش خونه. خیلی طبیعیه.
این چیپ اینجا، و حتی رد تیغه، خیلی عالیه!
تا جایی که تونست تلاش کرد، اما شسته نشد.
کاری از تیم ترجمه انیمهلیست
Anime-List.net
دروغای کوچیکی که هممون میگیم!
با قیمت بالاتر فروخته شد.
چه میکنی!؟
این هدیه بود!
پیش نمایش قسمت بعد
روز انجام وظایف: سکینه
بیاید این دفعه یه پیش نمایش درست و حسابی از قسمت بعد ببینیم.
آره. تو قسمت بعدی، قراره شخصیت اصلی این انیمه رو نشونتون بدیم.
اسمش...
ماسکوما هست!
اختاپوس فضایی!
این ماسکوما هست.
#03 غافلگیری
یه اختاپوس فضایی.
ماسکوما!
اختاپوس فضایی!
چه اهمیتی داره؟
ماسکوما!
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.