Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه در ژاکتزردها گذشت...
وای خدای من
- تو اون یارو رو کشتی؟ آره - کیرتوش
- میافتیم زندان؟ - معلومه که نه
- ما اومدیم نجاتت بدیم - میستی، من دارم
یه کاری میکنم اینجا
نمیخوام تو پر و پام بپیچی
بالاخره. خواهش میکنم،
میخوام بهتون ملحق بشم
تایسا، تو خیلی مریضی
اوضاع با خانواده سیمون الان خیلی پر تنشه
یادته درباره مشکلم بهت چی گفتم؟
داره بدتر میشه
تای؟ - سلام ون -
باید یه راهی پیدا کنیم
که زنده بمونیم
یه جایی هست. بقیه ازش خبر ندارن
- میتونم ببرمت اونجا - حاوی!
طبیعت وحشی انتخاب کرد
نه...
فهمیدم حاوی کجا قایم شده بود
تو مثل
بقیه این دخترا نیستی
گذاشتم به جای من بمیره
تو واقعاً به این جا تعلق نداری
- گوشی شانا - لاتی
یه مرکز سلامتی راه انداخته
الان دارم میرم اونجا
فکر کنم بهتره بری
ببخشید مزاحم شدم. یه تماس فوری
برای یکی از مهمونهاتون هست
شانا، سلام!
اون مرد گمشده رو یادته؟
مقامات
فکر میکنن بقایای جسدش رو
تو پارک ایالتی هکلبری پیدا کردن
به نظر اینجا جای باحالیه
- برو مامانت رو پیدا کن - چی؟
- تو میخوای چیکار کنی؟ - من این قضیه رو حل میکنم
- منظورت چیه؟ - یعنی یه نقشهای دارم،
کالی. پس فقط برو
شما ما رو تا اینجا تعقیب کردین
فقط چون نمیگفتی زنت کجاست
- من آدام مارتین رو کشتم - جف، داری چه غلطی میکنی؟
این کار رو کردم تا از خانوادهمون محافظت کنم
جف سدکی، نه؟
میخوای کمکم کنی این جسد رو جابجا کنیم؟
تا وقتی چیزی رو که میخواد
به دست نیاره، دست بردار نیست
میدونی که هیچ «اونی» وجود نداره
فقط خودمون بودیم
یا تسلیم میشی یا فرار میکنی
تکون نخور!
سعی کردیم بکشیمت
ولی اون نذاشت
طبیعت وحشی انتخاب کرد کی بهمون غذا بده،
و حالا هم انتخاب کرده کی باید رهبرمون باشه
شما آدم کشتین؟ بهم بگو!
برو کنار!
متأسفم
متأسفم. متأسفم
آتیش! پاشید، پاشید، پاشید!
مطمئنم دیدمش
شاید یکی از خودمون بود. بیا بریم
چه مرگته شیپمن؟
بدش به من!
کونلقت!
ولم کن، کونی!
ولش کن!
الان اینجا دقیقاً چه خبره؟
هی، شانا!
هی!
- گازم گرفت! - هی!
درسته؟ همهتون دیدین، نه؟
آره، آره. قوانین رو که میدونی ماری
وقتی تگ میشی، باید تسلیم بشی
من ندارمش
لعنتی
- کار کوئیگلی عوضیه! - تو میدونستی
موفق شدیم! موفق شدیم!
بازی تمومه! ما بردیم! ما بردیم!
گولت زدم
من فقط طعمه بودم، زنیکه احمق
برعکس گفتی، خنگول
ویز ویز ویز!
ویز ویز ویز ویز ویز!
ویز ویز ویز ویز ویز! ویز ویز ویز ویز ویز!
ویز ویز ویز ویز ویز!
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
«ژاکتزردها» «قسمت اول: اون دختره»
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
بازنده چی میگه؟
- بس کن مار - دستت چطوره؟
هی، مگه نمیای؟
نه
صبر کن. فقط...
ون خیلی زحمت کشیده و...
پس، داری ازم میپرسی میخوام بیام
یا داری بهم میگی باید بیام؟
تو مجبور نیستی کاری بکنی، شانا
فقط داشتم حالت رو میپرسیدم
و من عمیقاً قدردانم، ملکه من
به اولین جشنواره سالانه
چله تابستانی خوش اومدین!
سالانه؟
قبل از اینکه شروع کنیم،
به برندههای بازی «استخوان رو بگیر» تبریک میگم،
اسمی که هنوز فکر میکنم باید
بیشتر روش کار کنیم
وی رو باز کنید ،آی رو نقطه بذارید...
سی-تی-او-آر-وای رو بچرخونید
بوووو!
طبق شرطبندیمون، امیدوارم
بقیهتون از خدمتکار بودن امروز لذت ببرید
آره!
خب، بیاید شروع کنیم، موافقید؟
آنچه در ژاکتزردها گذشت...
در آستانه تاریخسازی
با درو کردن مسابقات ملی بدون خوردن
حتی یک گل، عمدتاً به لطف باحالترین دروازهبان
در تاریخ این ورزش...
اوه! بوووو!
بزن بریم، بزن بریم، بزن بریم
بزن بریم!
قهرمانان ما
نه، قهرمانان زن ما
از شهرت و ثروت محروم شدند
به دست بیرحم سرنوشت
و به خاطر نقص فنی
یا شاید خطای خلبان. مشخص نیست
اما... هیچ سقوط هواپیمایی
نمیتونست دخترهای شجاع ما
و چند تا پسر... رو از پا دربیاره
نه، اونا در برابر این چالش جدید
مثل قهرمانهایی که همیشه قرار بود باشن، ایستادن
خدایا، چقدر ازشون متنفرم
یعنی، ببخشید که از شنیدن یه داستان کصشعر
درباره ماجراجوییهامون تو جنگل، ذوقزده نیستم
بهترین دوستم مرده. بچهم مرده
جسدش رو که غرق خون من بود بغل کردم
و بعد مجبور شدم جنازهش رو تو سرما بذارم
در حالی که بقیه داشتن درباره
قربانی کردن و معجزه حرف میزدن
اما با قربانی کردنهاشون
معجزهها اتفاق اُفتاد
اونا از گرسنگی جون سالم به در بردن
از کولاکها زنده موندن
از...
سطل مستراح هم جون سالم به در بردن
حالا، آیا میتونستن از
یه حمله غیرقابل تصور
توسط یه روانی خشمگین جون سالم به در ببرن؟
یه هیولای آدمکش
که خودش رو به شکل یه مربی فوتبال جذاب
البته اگه از این تیپ خوشتون بیاد
دبیرستانی جا زده بود؟
شرط میبندم که میتونستن
حالا، به لطف رهبر جدید و غیرمنتظرهشون...
اونا
12 روز و شب کار کردن تا
همون آتیشی رو که خونهشون رو نابود کرده بود تغذیه کنن
و با دیدن شجاعت و ایمانشون...
...طبیعت وحشی بزرگترین معجزه رو
تا اون موقع به ارمغان آورد
بهار اومد
و با خودش یه شروع تازه آورد
این داستان چطوره برات؟
یه زمانی،
یه مشت دختر نوجوون تو طبیعت وحشی گیر اُفتادن
و کاملاً دیوونه شدن
به لطف آموزشهای نت، جن شکار میکرد تا بخورن
به لطف تای، تونستن سرپناههای جدید بسازن
لزبینهای کاربلد مستحق برنده شدنن
اونا ارواح شیطانی رو میپرستیدن و دوستاشون رو شکار میکردن
و گوشتشون رو میخوردن و از این کار لذت میبردن
پس برای خودشون قصههای احمقانه تعریف میکردن
و وانمود میکردن که شجاع و قوی هستن
به لطف اینکه یه تیم بودن،
هیچوقت امیدشون رو از دست ندادن
که داستانشون اینجا تموم نمیشه
واو
چون واقعیت این بود
که حتی اگه نجات پیدا میکردن،
دیگه هیچوقت نمیتونستن به خونه برگردن
برو، برو، برو!
به خاطر کارهایی که کرده بودن
به خاطر چیزی که شده بودن. این حقیقته
و شنیدن هر چیز دیگهای باعث میشه بخوام فقط...
لعنتی
کالز، هنوز اینجایی؟
دارم لباس میپوشم
خدای من، خیلی دیرت شده
تنهایی فهمیدی؟
جو دوسر پرک صبحونه درست کردم
- که ازش متنفرم - میدونم
چندش آوره ولی فکر میکنم باید دیگه
- بیشتر ازش بخوریمش - یادم میمونه
اوم...
امروز مراسم خاکسپاری ناتالیـه
- متأسفم - قبلاً سوزونده شده
ولی امروز، کل مراسمه و...
من، من واقعاً باید برم
دیشب ظرفهای شام رو تو سینک گذاشتی
کلی تکلیف داشتم. وقتی برگردم خونه انجامشون میدم
مگه انجام دادنش چقدر سخته؟
فقط کافیه ظرفها رو آب بکشی
و بذاریشون تو ماشین ظرفشویی
جدی؟
بعد از همه اتفاقاتی که اُفتاده،
نگران ظرفهایی؟
این...
کالی، داشتی علف میکشیدی؟
- الان گفتی علف؟ - آره
و عمیقاً پشیمونم
تقصیر باباته، اون... مهم نیست
ساعت 7:30 صبحه
اصلاً نمیدونم داری از چی حرف میزنی
ولی همونطور که گفتی، همینالانشم دیرم شده
میبینیم که استاد صداها
آماده میشه تا تمرین رو شروع کنه
میدونیم که
- وقتی زنگ به صدا در میاد، - میستی؟
باید تو یه وضعیت راحت باشیم
و آماده برای مدیتیشن
میستی!
ببخشید مزاحم شدم
فقط خواستم بهت بگم
که یه هشدار روی
تابلوی «جلسات مرگبارن،
مگه اینکه درباره قتل باشن» اومده
میدونم دیگه نمیری اونجا
چون با اریک اختلاف نظر داری
ولی به نظر میرسید یه چیز خیلی جذابی باشه
«جذاب» کلمه عجیبی بود برای انتخاب
چیز دیگهای هم هست؟
خب، اوم... در واقع، آره
فقط میخواستم ببینم چه ساعتی میخوای بری
برای مراسم یادبود ناتالی
مراسم یادبود و خاکسپاری
فناوریهای سوگواری قدیمی هستن، میستی
کارمون تموم شد؟
بله. البته
متأسفم. به من مربوط نیست
اون چیه؟
ها؟
این؟
حتی مطمئن نبودم باید بهت بگم یا نه،
یا خودم حلش کنم
فقط،
با توجه به تیپ شخصیتی ناتالی
و تمایلات همیشگیش به کوچ کردن،
فکر کردم احتمال زیادی هست که
یه انباری تو این منطقه داشته باشه
یکم تحقیق کردم، و...
این کلیدشه
یه نفر باید مطمئن بشه که چیز
اتهام برانگیزی اونجا نیست
یا چیزهای عاطفی، گمونم
خوشحال میشم خودم انجامش بدم اگه حالت خوب نیست
خودم رسیدگی میکنم
باشه
وای خدای من
هیس. کلیساست، شانا
خدایا
ناتالی عاشق تاب بازی بود،
مجبور بودم تا تاریکی هوا هلش بدم
اگه این کار رو نمیکردم قشقرق به پا میکرد
پس، هلش میدادم
من مادرشم
به هر حال، الان دیگه تموم شده
باشه
همین بود
به یاد نت
- نت. - نت
لعنتی، واقعاً رفته
پدرش، زندگی وحشتناک
آره، معجزه بود که زنده موند...
قبل از اینکه، میدونی، ما زنده بمونیم
میتونی فقط بگی، «همدیگه رو خوردیم» یعنی...
نت هیچوقت اهل کص گویی نبود
فکر کنم خوشش میومد که ما هم مستقیم بریم سر اصل مطلب
اصلاً هیچکدوم از اینا چه معنیای داره؟
زندگی نت
زندگی ما
یعنی، اگه خوش شانس باشی، همش دود و آینهست،
و حتی نصفش رو هم نمیتونی به یاد بیاری
خب، امروز حسابی شنگولی، نه؟
اگه من فردا بمیرم،
مردم تو مراسم خاکسپاریم چی میگن؟
ما دروغ میگیم و حرفهای خوب میزنیم
منظورم آدمهای عادیه
اینجا شانا سدکی خوابیده
به جز هر کوفتی که «اون بیرون» انجام داد،
بدترین همسر و مادر روی کره زمین بود
- هی، بس کن - تمومش کن
یه دختر داغون
و یه شوهر که
بعد از مرگش شکوفا شد، از او به جا مونده
اینجا تایسا ترنر خوابیده،
اولین سناتور ایالتی که قبل از شروع به کار
خودش رو استیضاح کرد
بس کنید، هر دوتون. فقط...
هیچکس فردا نمیمیره
پس فکر کنم هنوز وقت داریم روی مرثیههامون کار کنیم
قبل از اینکه همه تو جهنم دور هم جمع بشیم
حرف جهنم شد، میستی کجاست؟
درباره مراسم خاکسپاری بهش گفتی، درسته؟
گفتی که میگی
لاتی هم اینجا نیست
چون تو یه مرکز برای افراد...
با سلامت روان متفاوته
آره، هر چی. مهم نیست
مطمئنم کارآگاه شهروند کوئیگلی میتونست
از یه راه دیگه بفهمه
احتمالاً زیر میز شنود گذاشته
و الان داره گوش میده
آره
هی، حالت خوبه؟
چی شده؟
اوم... هیچی
تست
تست، یک، دو، سه
کوئیگلی، اونجایی
یا داری با طوطیت عشقبازی میکنی؟
میدونی که این دو تا لزوماً همدیگه رو رد نمیکنن
بیخیال دیگه...
باریکلا میستی
میتونی کمکم کنی اینو ببندم؟
بیا
هی، مواظب باش
اون شام ماست
- باشه - جیوز...
یکی از شماها میتونه برامون
یکم شراب توت بریزه اینجا؟
نکن
باورم نمیشه اول از همه اون عوضی رو نخوردیم
ماری اونقدر خنگه که شنیدم دندونش با ویبراتورش شکسته
صبر کن. تو، یعنی، واقعاً شخصیت داری؟
هی، شانا، میتونی اینو امتحان کنی؟
امیدوارم خیلی سنگین نشده باشه،
ولی لاتی ازم خواست
یه چیز خیلی خاص برات درست کنم
برای مراسم امشب
چرا؟
خب، چون تو مادرشی
من اونو نمیپوشم
مطمئنی؟
چون واقعاً فکر میکنم که
- حالت رو بهتر میکنه... - گمشو اونور
اوپس. ببخشید
شما الان جلسه دارین؟
میخواین من، اوم، صورتجلسه بنویسم؟
نه
ممنون میستی،
ولی ما روبراهیم
اوم، تو امروز بهترین بازیکن بودی
باید فقط استراحت کنی. ازش لذت ببر
باشه
خداحافظ میستی
نوبت کیه اول؟
خب، پس
این روزا شکار چطوره؟
خوبه. گوزنها تو دره شمالی مثل دیوونهها میدون
وقتی اون بیرونی چیزی دیدی؟
- مثلاً رد پای یه آتشافروز قاتل؟ - بس کن
بچهها، ما قبلاً درباره این حرف زدیم
امکان نداره که زنده باشه
- نت. - من
هر وجب این منطقه رو تا کیلومترها گشتم
هیچ نشونهای ازش نیست
یا از گرسنگی مرده یا از سرما
بهتون میگم، مربی مرده
خب، فکر کنم همین بود
باشه
هی، نت
میتونیم حرف بزنیم؟
این قضیه بین شانا و ماری...
شانا تو حال و هوای خودشه و ماری هم ماریه
خودش درست میشه
این اولین بار نیست که امروز صبح این اتفاق اُفتاده
واقعاً فکر میکنم باید باهاشون حرف بزنی
که چی؟ بهشون بگم همدیگه رو دوست داشته باشن وگرنه؟
شاید باید مجبورشون کنم یه چیز خوب
درباره همدیگه بگن
بیخیال
تای، این فقط یه کصشعره دخترونهست
ما، میدونی، مسائل مرگ و زندگی واقعی
- داریم که باید بهشون رسیدگی کنیم - منظور منم همینه، نت
شاید اینجا، همه چیز مرگ و زندگیه
فراموش نکن چه اتفاقی برای جکی اُفتاد
اون با فنتانیل اوردوز کرد
مامانم میگه حقیقت داره
اونا تو جنگل کارهای عجیب فرقهای انجام میدادن
اون یکی اونجا، انگار، رهبرشون بود
مامان کالی هم اونجا بود، میدونی
خوکها رو میکشتن و خام میخوردن،
بعد رودههاشون رو به خودشون میمالیدن
و یه سکس گروهی کاملاً مواد زده داشتن
ما باید حتماً کایل رو مست کنیم،
بعد بپرسیم ببینیم کالی هم اهل کارهای عجیب غریبه یا نه
صد در صد
وای خدا، آره
اون پسر منم هست
میدونم نمیخواد با من حرف بزنه،
ولی اگه میتونی فقط یه لحظه بذاری باهاش حرف بزنم
نه، نه... میدونی چیه؟
شاید تو نمیخوای من باهاش حرف بزنم
داری چی بهش میگی، سیمون؟ من...
حالت خوبه؟
نه
تو هم زیاد خوب به نظر نمیای
آره. خب، معلوم شد
شات زدن وسط روز کار جالبی نیستش
وقتی داری از سرطان میمیری
تو که داری میمیری. از چی میترسی، کبد چرب؟
چه بامزه
تو حتی یکیشم امضا نکردی؟ ون
من فرم عدم احیا رو امضا کردم
خوشحال شدی؟ اینجوری وقتی قلبم وایساد،
همه میدونن میتونن برن ناهار بخورن
منو از خودت دور نکن
خواهش میکنم، بیا تو اتاق من بمون
هفتههاست که اینجوریه
چرا نمیتونیم با هم باشیم؟
چرا؟ شوخیت گرفته؟
واسه چی ولم کردی... ظاهر محترمانه؟
مدرک حقوق پر زرق و برقت؟
طنز ماجرا، شوخی تراژیک اینه که
تو آخرش همجنسگرا شدی و با یه زن ازدواج کردی،
زنی که هنوزم باهاش ازدواج کردی
پس به جای اینکه بپرسی چرا، تو آخر عمرم،
از فرصت خوابیدن باهات
استقبال نمیکنم، چطوره بری در خودت بذاری؟
حداقل میتونم ببرمت شام؟
اگه حالشو داری؟ فکر کنم هر دومون
به یه هوا خوری نیاز داریم
من همین الان بهت گفتم بری در خودت بذاری،
- و تو داری ازم میخوای بریم دیت؟ - گفتم که
خیلی گرون قیمته و مهمون منی؟
لعنتی
- هی! کالی! - وای خدا، سلام
چرا داری با سوئیفتایتس غذا میرسونی؟
تمی منو قبول کرد برگردم، گفت باید یه کار پیدا کنم
و این کاریه که انتخاب کردی؟
درخواست کارم تو ناسا در حال بررسیه
کیسه رو بده به من، رندی
یه نگاه به داخلش انداختم
- عجب سفارش عجیبیه - آره...
- زود باش بدش به من - مواظب باش
- سنگینه - خداحافظ
لعنتی
سلام مدیر بنیک
همه چیز با کالی روبراهه؟
آره
متأسفم
اون چیکار کرده؟
اثرشون شروع شده؟
چیزی حس میکنی؟
همه چیز رو حس میکنم
و هیچی رو
تا حالا دقت کردی که همه چیز و هیچی
هر دو پر از چیزان؟
چرا نمیای پیش من بشینی؟
داداش، خیلی نشئهای
خیلی نشئهام
میدونی، اشکالی نداره که از اتفاقی که برای حاوی اُفتاد عصبانی باشی
و برای بابات
خب، پس شانا چی؟
سوگواری مسابقه نیست، تراویس
من سعی کردم باهاش حرف بزنم، ولی ما...
اون یه جورایی منو از خودش دور کرد
«نیاز به روانپزشک داشتن تو رو روانپزشک نمیکنه»،
نقل قول مستقیم
تو روانپزشک داشتی؟
روانپزشکها. جمع
و قرصهایی که بهم دادن باعث شد دیگه...
...میدونی...
...چیزی نبینم
به هر حال، اوم...
این جلسه درمانی کیه اصلاً؟
و بعد اومدی اینجا
و دوباره شروع کردی به دیدن چیزها
تا وقتی که دیگه ندیدم
تو صدایی میشنوی؟
نه
- چطور، تو میشنوی؟ - این...
این...
صدای درختهاست
اونا دارن گریه میکنن
نه
نه، اونا... اونا دارن جیغ میکشن
تراویس، این-این واقعی نیست
واقعی نیست. واقعی نیست!
تو واقعاً نمیشنوی؟
نه
خواهی شنید
فیــلــ مــکیو رو ســرچ کـن
همینقدر خوبه
بیا بخورش، بامبی
روده و دل؟
دخترمون تعلیق شده
چون به دخترا با روده و دل و جیگر حمله کرده؟
یعنی، بیخیال، «حمله»
این...
انگار نه انگار با تفنگ و ماسک رفته
فقط یه مشت روده و کبد داشته
تو همین الان گفتی، شانا، خودت گفتی که
والدینشون اسمش رو گذاشتن حمله
«اسمش رو گذاشتن»
و مطمئنیم، وای خدا
مطمئنیم که انسان نبودن؟
- دخترا؟ - روده و دلها
مثل... روده و دلها، شانا
شانا
نه. معلومه که نبودن
نمیتونی... نمیتونی که
روده و دل آدم رو با دوردش سفارش بدی
یعنی، مثلاً، باهاش حرف زدی؟
کجاست؟ کجاست؟ کال؟
تا یه ساعت دیگه میاد خونه
میخواست بوبا بگیره
چرا همچین کاری کرده؟
چرا باید همچین کاری بکنه؟
نمیدونم عزیزم. این...
درباره گیاهخوار شدن حرف زده بود، نه؟
شاید یه جور اعتراض بوده؟
فکر میکنی؟ یا، نمیدونم،
یه کصشعر تیک تاکی نسل زد
آره
دیوونگیه
گرسنهای؟
وای خدا
من قرار نیست قاطی کنم
باشه؟ فقط اوضاع رو بدتر میکنه
بدتر از چی، شانا؟
چون شش هفته پیش، دخترمون دوستات رو دید،
با ماسک حیوونات،
که با چاقو دنبالت میکردن تو جنگل
به یکیشون شلیک کرد
که الان تو تیمارستانه
و بعد دید که ناتالی مرد
و بهش گفتیم که من باجگیرم
و تو قاتلی
این یه ترومای معمولی نیست
این یه بچگی معمولی نیست،
و فکر کنم خیلی محتمله که دخترمون حالش خوب نباشه
الان دیگه اینا رو باز میذاریم؟
دیگه اینا رو نمیبندیم؟
علف کشیدی؟
نه
در ضمن، دیگه کسی بهش نمیگه علف
نباید دیگه بگیش
فهمیدم
فوآگرا با پشمک دستساز خودمون
سرآشپز توصیه میکنه یه لقمه بخورید
ممنون که توضیح دادید
مرسی
این جای معروفه؟
شوخی میکنی؟
مجبور شدم به یه نفر زنگ بزنم که به یه نفر دیگه زنگ بزنه تا بتونیم بیایم اینجا
میخوریمش؟
ببخشید، تو دلت نمیخواد
این جا رو با شعلهافکن بسوزونی؟
چرا مردم میان اینجا؟
نمیبینن چقدر احمقانهست؟
چه هدر دادن عمر کوفتیایه؟
خدایا
بیخیالش. میخوای بریم یه پیتزا بگیریم
با یه کیلو بستنی شکلاتی؟ میتونیم رو پشت بوم بخوریم
جدی؟
آره
قبوله
اوم...
صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن
یادته شب مهمونی امبر ناتینگ؟
رفتیم اون غذاخوری کنار جاده 9
چی، جدی میگی؟
کاملاً
تو سناتوری
بودم
و الان بیآبرو شدم
لعنتی، تو نیوجرسی، این یعنی میتونی هر کاری بکنی
من اول میرم. تو بیا پشت ساختمون
ببخشید عزیزم
فقط باید برم دستشویی خانمها
زود بیا. هر دقیقه دور از تو
یه شکنجهست
اشکال نداره
اشکال نداره
- ببخشید. خانمها - وای تای، پیشخدمتمونه
- فکر کنم یادتون رفت پول بدید - چی؟
- ببخشید - آره، انگار داره دنبالمون میاد
- فقط... خونسرد باش - آهای
لعنتی. فقط بدو
عوضیا. هی!
این طرف
وای!
واو، واو. واو
هی، داداش، حالت خوبه؟
هی
هی. هی، یکی کمک کنه!
آقا؟ آقا، آقا؟
هی. هی داداش، همه چی درست میشه
فقط با من بمون. یک.دو.سه
هی، با من بمون داداش
چیه؟
هیچی
خدایا، خدمات اینجا چقدر کنده
گارسون
خب
برای لذت شام چله تابستونی یا هر چی،
سوپ گوزن داریم
که بهش میگن خورشت گوشت گوزن،
با بهترین شراب توت خونگیمون سرو میشه
اوه
نوش جان
چیه؟
مگه گرسنه نیستی؟
بفرما
فقط یه بهونه به من بده
چه مرگته؟ شانا تف انداخت تو غذام
باز شروع شد
بیخیال دیگه
میخوای کاری در این مورد بکنی یا نه؟
یا خدا. شانا، تف انداختی تو سوپش؟
چی؟
نه. اینکه حتی فکر میکنی من همچین کاری میکنم توهینه
باید بخوری
برای درست کردنش خیلی زحمت کشیدم
باید دمار از روزگارت در بیارم
بهت گفتم بخور، جنده!
دیگه بسه! بسه!
دیگه از این کصشعرهاتون خسته شدم!
اگه همه میخوان من مسئول اردوگاه باشم، پس باشه
از فردا، هر دوتون حبس خونگی هستید
تو پناهگاههاتون بمونید
نمیخوام تا یه هفته قیافههاتون رو ببینم، باشه؟ گرفتید؟
چی؟
این مزخرفه. اون به من حمله کرد
ادامه بده مار، میکنمش دو هفته
میدونی چیه؟
گور باباش
میدونید چیه؟ گور بابای همتون
من از اینجا میرم!
بذار بره. نذار بقیه شب رو خراب کنه
میتونم کمکتون کنم؟
خب، نیومدم اینجا مالیاتم رو پر کنم
الان حتی فصل مالیات هم نیست
یه نوشیدنی میخوام
چه نوع نوشیدنیای؟
اسپرسو مارت... صبر کن
بیخیال، اوم...
یه ویسکی میخورم
خالص
یعنی، میتونی مالیاتت رو زودتر پر کنی، ولی...
نه اینقدر زود، درسته؟
ژاکت قشنگیه
یکی دیگه میخورم
پشت هم بده
دوباره
یکی دیگه
بازم
خانم، این هفت شات ویسکی ارزونه
فکر کنم دیگه بسه
نباید از آشغالهایی مثل این حرف بشنوی
مجبور نیستی از هیچکس حرف بشنوی
با ژاکت من مشکلی داری؟
چی؟
ژاکتم
ببین، ما الان وسط یه بازی هستیم
خب...
زندگی یه بازیه، میدونی؟
و همهمون وسطش هستیم
هی
ببین، منظوری نداشتم
ژاکت باحالیه، همین
مجبور نیستم کصشعرهات رو تحمل کنم، میدونی
میدونم که
به نظر نمیاد کسی باشم که باید نگرانش باشی، ولی...
من دردسرم
کیر مردا رو آتیش زدم
باورت نمیشه؟
- چه خبره؟ - واو!
هی، هی، هی!
کی فندک داره؟
میدونم یکی اینجا سیگار میکشه. کی فندک داره؟
اوه
به ژاکت دست نزن، باشه؟
نگهبان!
خب، بعدی، رسوایی تیپات دوم
این دیوونگیه. دیگه این کارو نمیکنیم
باشه، اگه میخوای دوباره از ماشین استفاده کنی،
همونجایی که هستی میمونی
از تحصیل تو خونه خوشت نمیاد؟
دفعه بعد تعلیق نشو
تیپات دوم
- به درک، نمیدونم - تو کلاس من فحش نده
باشه، به در...
تیپات دوم
یه قوری چای از گنبد
کنگره اُفتاد وقتی چند تا کارگر اون بالا داشتن چای میخوردن،
و نزدیک بود رئیسجمهور رو بکشه
- کدوم رئیسجمهور؟ - نمیدونم. ترامپ؟
متأسفانه جواب وارن هاردینگه
این جواب نیست
بابا کجاست؟
رفته باشگاه
اون... عصبانیه؟
آره
ولی، میدونی، بیشتر نگرانه
و گیج شده
هر دومون گیج شدیم
میتونی باهام حرف بزنی، کالز؟ من...
همه چیزایی که تو خونه لاتی دیدی
مرگ نت
یعنی، اگه
- فکرای تاریکی داری... - من اون روده و دلها رو پرت نکردم
چون آسیب دیدهم یا روانیام،
من این کارو کردم چون کلوئه و دوستای احمقش
پشت سرم حرف میزدن
چه حرفایی؟
میگفتن وقتی ناتالی اوردوز کرد،
شما داشتین کارای عجیب
- جنسی میکردین - واو، چه باحال
من فقط...
میخواستم بهشون درس بدم
همش همین بود؟
آره
میخوای...
کل ماجرا رو ببینی؟
ویدیوش رو داری؟
آره. ایلانا گرفتش
- داری فیلم میگیری؟ - آره حتماً
بچهها اون روز با دوست پسرش دیدینش؟
- بدبخت - یکی دیدش که کنار دوست پسرش
اینجوری، غمگین بود
امروز ناهار از خونه آوردی؟
مامانم برام ناهار درست کرده
خیلی زیاده
وای خدا
روانی!
وای خدا
وای خدا
دیدی؟ من قاتل زنجیرهای نیستم
آره. یعنی، این خیلی خندهداره
این...
وای خدا، خیلی خوبه. دوباره پخشش کن
- واقعاً؟ - آره، آره
- باشه - باشه
میدونم به نظر خطرناک نمیام، ولی با من در نیفت
کیرتو میسوزونم
میستی، منم، والتر
الان به کمکت نیاز ندارم، والتر
میستی، بیخیال. بذار ببرمت خونه
من نمیفهمم. چرا داری منو پس میزنی؟
دقیقاً به همین دلیل... چون نمیفهمی
و تنها کسایی که میفهمن
دوستام هستن، هم تیمیهام
پس... گوشیم کو؟
بهشون زنگ میزنم
شانا میاد دنبالم یا تای یا...
احتمالاً ون نه، ولی...
اونا نمیان، میستی
از کجا میدونی؟
چون گوشیت رو تو بار جا گذاشتی
اینجوری پیدات کردم
و ظاهراً متصدیبار اون مکانی
که الان خرابش کردی آدم خوبی بوده،
و به جای اینکه به پلیس زنگ بزنه برای چیزی که به نظر میاد
کاملاً حمله جنایی بوده،
شروع کرده به مخاطبین ذخیره شدهت زنگ زدن
میستی
هیچکس جواب نداد تا رسید به دبلیو
خدایا، خیلی دلم براش تنگ شده
و همش تقصیر منه
و اون رفته و تقصیر منه
نه!
هی. هی، هی، هی
هی
دوستش دارم
- میدونم. تقصیر تو نیست - خیلی دلم براش تنگ شده
ناتالی...
اون بهترین دوستم بود
من پیشتم
هی
- وای خدا! - پشمام!
- بابا - چیه؟
- چیه؟ - وای خدا
خیلیخب
این یه تعلیقه، کالز، تعطیلات نیست
برو بخواب
باشه
در این...
کوتاهترین شب سال، جمع شدیم تا احترام بگذاریم به
سه روحی که به تاریکی ابدی
پیوستند
فداکاریشون رو جشن میگیریم
برای از دست دادنشون سوگواری میکنیم
و از دانستن اینکه هنوز اینجا با ما هستن شادی میکنیم
میدونیم که اینجان چون هنوز میتونیم صداشون رو بشنویم
چون هنوز میتونیم حسشون کنیم
چون نرفتن
فقط به جایی برگشتن که منتظر همهمونه
حاوی رو صدا میزنیم،
که حالا با طبیعت وحشیه، تا مراقبمون باشه
مراقبمون باش
جکی رو صدا میزنیم،
که حالا با طبیعت وحشیه، هدایتمون کن
هدایتمون کن
بچه رو صدا میزنیم،
که حالا با طبیعت وحشیه، نجاتمون بده
- نجاتمون بده - نجاتمون بده
اون صدا رو میشنوی؟
چه صدایی؟
یا عیسی مسیح، چی...
وای خدا
تراویس، این همون صداییه که شنیدی؟
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
کمک! کمک!
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.